<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میدونید &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 25 May 2024 05:52:58 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میدونید &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>خیانت دوست دختر خوشگل و کس دادن به همسایه  حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Dec 2019 08:57:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخدام]]></category>
		<category><![CDATA[استکان]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانش]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بمونید]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[خراسان]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خیالات]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رحمانه]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتیش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نوشیدنی]]></category>
		<category><![CDATA[همچنین]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[های خراسان رضوی می باشم. فیلم سکسی در مشهد سر یه ساختمون یه اطاق نگهبونی داشتم و مشغول کار بودم و صاحب کار مون یه دختر دانشگاهی سکسی داشت و درست اسفند ماه 1379 بود شاه کس که استخدام شدم و دخترش را پیش خودم انتخاب کرده بودم و یه مدتی بود کونی که می [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>های خراسان رضوی می باشم. فیلم سکسی در مشهد سر یه ساختمون یه</h2>
<p>اطاق نگهبونی داشتم و مشغول کار بودم و صاحب کار مون یه دختر دانشگاهی سکسی داشت و درست اسفند ماه 1379</p>
<h3>بود شاه کس که استخدام شدم و دخترش را پیش خودم انتخاب</h3>
<p>کرده بودم و یه مدتی بود کونی که می خواستم به دخترش که لیلا نام داشت موضوع رو بگم که کمی</p>
<h4>با جنده هم حال و هول کنیم و سکسی داشته باشیم</h4>
<p>اگر موافق باشد ولی نمیتونسم بگم پستون چرا که اون دختر دانشگاهی بود و من یه کارگر ساده سر ساختمون ها</p>
<h5>نوروز 80 کوس شد و شب بود که تنها توی اطاقم</h5>
<p>بودم دیدم یه هو در خونه به صدا اومد و با عجله رفتم دیدم لیلا و بلاخره دیدم یه جعبه شیرینی آورده سکس داستان و گفت که</p>
<h6>سال نو تبریک باشد و دیدم که شما ایران سکس تنهاید و</h6>
<p>مسافر هستید دلم سوخت و گفتم که لحظه تحویل سال یه تبریکی به آقا مهرداد داشته باشم و همچنین از خونه مون که داره تموم میشه یه نگاهی هم بندازم ولی بابا مامان ام که سال تحویل هر سال به شما میرن خونه پدر بزرگم من تنها بود و و بلاخره با کمی تعارف شیرینی ها رو ورش داشتم و رفتم تو و پیش خودم گفتم که کمی بانجون قاب چینی کنم و یه چای دبش همرای قهوه دم کردم و اون رو همرای ش کردم کل ساختمون رو و بهش گفتم که چائی حاضره و او ن هم با کمی تعارف اومد به اطاق مجردی من که خودتون میدونید که وضع اطاق چی جوری است و بهش گفتم که ببخشید اطاق مسافری است و اون هم با خیلی ناز و پوز قبولش کرد و گفت تشکر و مرسی از این جور چیز ها &#8230;. کم کم داشتم که حشری میشدم و کیرم داشت می ترکید و دیدم که وقتی که توی اطاق نشست و پا هاشو دراز کرد و مانتوشو کشید رو پاهاش و گفتم لیلا خانوم راحت باشید من میرم بیرون و گفت نه طبیعی است نمی خواد بلاخره کم کم داشتم که دیونه میشدم و اون هم که متوجه شده بود کمی ترسیده بود که من بهش حمله نکنم و بعد از میل یه استکان چایی دیدم که میخواد بره گفتم کجا بمونید و با تعجب گفت ببخشید !!!!!!!!!!! و من هم گفتم شوخی کردم و گفت شوخی را هم می دونید و کمی خندیدیم و از این حرف ها و بیرون شد و من می خواست که همرای اش کنم گفت نمی خواد خودم میرم و من هم می خواستم که برم درو ببندم یه هو زنگ تلفن به صدا در اومد و من هم مشغول صحبت کردن با تلفن بودم و بلاخره فراموش کردم و یه ساعت گذشت یه هو یادم او که در بسته نیست و رفتتم درو زدم و قفلش کردم که شب با خیال راحت بخوابم و رفتم تو اطاق و روی تختم خوابیدم و یه هو دیدم در اطاقم بازشد و نگو که لیلا هم دلش می خواسته و مثل من خجالت می کشیدده و او که اول گفت که کسی خونه مون نیست ولی من احمق متوجه چراغ سبزش نشدم و او هم داخل ساختمون پنهون شده بوده که در و ببندم و بعدش بیاد توی لحافتم و یهو لامپ رو روشن کرد دیدم که لیلا و تعجب کردم و گفت تعجب نکن عزیزم @ دنبال این چنینی موقعی چند ماه هستم که تو را تنها پیدا کنم و لی تو حالیت نبود بلاخره رفتم بغلش کردم و یه لب گرم ازش گرفتم و رفتم توی خیالات و باهم قربون صدقه هم رفتیم و بالاخره شروع کردم به در آوردن مانتو و شلوارش یه سوتین صورتی داشت و یه شورت ماهی قرمز رنگ از روی شورتش کمی کسش رو خوردم و کمی حشریش کردم و هر دوشو در آوردم و خوب سینه ها و کسشو خوردم و من که می دونستم که این دختره رفتم سراغ کونش کمی با کونش ور رفتم و داشت آبم می اومد و نتونستم خودم رو نگهدارم و آبم اومد و خیلی نگران شدم و ریختم تو سر و صورتش و با خود گفتم که ناراحت نشه دیدم خندید و گفت چقدر سرعت داشت و گفت می خواهم همچین تو کسم بریزی و تعجب کرد م و گفت تعجب نکن امتحانش کن و گفت که تو دختری گفت مشکل نداره یه 100 هزار تومان میدم دوباره می دوزمش و من هم تعجب کردم و رفتم رو کسش و کیرم شق شده بود اندازه یه دست بیل و کلفتیش اندازه کلفتی یه مچ دست و گذاشتم روش و باکمی ور رفتم هلش دادم تو و دیدم گفت که یواش دردمه و من هم که در فیلم های سکس دیده بودم کمی خیسش کردم و یواش یواش هلش دادم یه هو جیغش تمام ساختمون رو گرفت و گفت گو خوردم نمیخوام حقش بود چون که کیر به این کلفتی و بلندی مخصوصا از کارگر ها که کاملا سوخته اند و کسی به هشون محل نمیده یه هو یه دختر دانشجو گیرش بیاد چی به روزش میاره و کس هم کس دانشجوئی و دختر هم 15 ساله باشد خودتون فکر کنید که چه روزی به سرش اومده باشد و دیدم که خون جریان پیدا کرد و بالاخره بعد از چند دقیقه به هوش اومد و هی می گفت بکن بکن و هم بی رحمانه و وحشیانه بهش تلمبه می زدم و کم کم داشت خوشش می اومد و آبم رو ریختم توش و رفتیم یه دوش گرفتیم و نفری یه لیوان نوشیدنی باحال هم زدیم تو رگ و شب رو تو آغوشم خوابید و تا صبح 5 بار دیگه هم سکس داشتیم و بعداز چند روز دیدم که گفت من حامله هستم تو باید با من ازدواج کنی و وقتی که من این حرف را شنیدم اولش به او دروغ گفتم که با تو ازدواج می کنم بزار وضعیت مالی خوب بشه و بعد و بعدش زدم زیرش و فرار کردم و الان هم من فراری هست م و نمی تونم بیایم و نمی دونم چی روز به سرش اومد و از همینجا ازش معذرت خواهی می کنم و امیدوارم که من رو ببخشد و لطفا نظریات خود را در این باره بدهید</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177314</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نتیجه مصاحبه کاری با جنده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Dec 2019 09:38:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سرکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتند]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[هرجایی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بزرگم و همه اونجا جمع فیلم سکسی بودن .دایی یام خاله هام و فامیل های دیگه مون بودند.خانواده ما با خانواده دایی اینا رفت امدی نداشتند تا سکسی این عیدی که دایی ام پیشنهاد داد شاه کس بریم اصفهان .دختر دایی من هانیه هی از درسام وکارهایی که میکردم میپرسید ومنم با کونی تعجب جواب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بزرگم و همه اونجا جمع فیلم سکسی بودن .دایی یام خاله هام و</h2>
<p>فامیل های دیگه مون بودند.خانواده ما با خانواده دایی اینا رفت امدی نداشتند تا سکسی این عیدی که دایی ام پیشنهاد</p>
<h3>داد شاه کس بریم اصفهان .دختر دایی من هانیه هی از درسام</h3>
<p>وکارهایی که میکردم میپرسید ومنم با کونی تعجب جواب میدادم.خلاصه ما رفتیم اصفهان .با هم بودیم و هانیه از من پرسید</p>
<h4>معلمتون جنده بهت مشق عید نداده .من هم گفتم نه (من</h4>
<p>و هانیه پیش دانشگاهی بودیم)هانیه بهم پستون گفت به ما خیلی مشق دادن اصلن نمیتونم تا اخر عید تمومشون کنم میشه</p>
<h5>تو نصفشو کوس برام بنویسی منم یخورده با ان من گفتم</h5>
<p>باشه.اصلا دوست نداشتم چنین کاری کنم چون داشت یجورایی ازم سواری میگرفت .بعد از اینکه از اصفهان برگشتیم من 2 روزه مشقاشو سکس داستان براش نوشتم وبردم</p>
<h6>دم در خونشون خودش نبود دایی ام بود ایران سکس آخه خودش</h6>
<p>رفته بود حموم .بعد سریع برگشتم خونه بعد از 20روز بهش زنگ زدم وازش پرسیدم هندسه فصل 3 رو بلد نیستم میشه بهم یاد بدی(اخه میدونید که دخترا از پسرا درس خون تر هستند)بهش گفتم و اونم گفت باشه بعد از سه روز زنگ زد گفت بیا خونمون .من هم رفتم تو که رفتم دیدم کسی نبود رفتم جلو هانیه اومد ازش پرسیدم کسی نیست گفت نه برو بشین تا من بیام.دختر دایی ام بدون روسری جلوم بود .بعد اومد نشست و گفت ازکجا شروع کنم من گفتم از هرجایی که میدونی بعد از 1 ساعت که گذشت من ازش درباره فیلم اینا پرسیدم اونم گفت همه جور فیلم میبینم اما نه از اون جورا .هانیه گفت من فیلم سکس اند سیتی یا امیریکنپای تو اون مایه ها نگاه میکنم فهمیدم که خوشش میاد بعد از نیم ساعت شروع کرد به درس دادن من کمی حشری شدم دستم را گذاشتم رو پاش اولش ترسیدم ودستم رو برداشتم گفتم ببخشید گفت عیبی نداره راحت باش بهد دوباره دستم رو گذاشتم رو پاش بهد از چند دقیه رفتم پایین تر دیدم داره خوشش میاد خودش رو به من نزدیک کرده بود دیدم هیچی نمیگه یهو نا خداگاه لبم رو گذاشتم رو لبش هیچی باز نگفت کم کم خودش باهام همکاری میکرد گفت بریم رو تختم اینطوری حال نمیده سرسع رفتیم رو تختش لباس هاشو در اورد شروع کردم به خوردن کسش صداش در اومده بود بعد رفتم سراغ سینه هاش عجب چیزی بود اخه بهتون بگم باورتون نمیشه هانیه از اول دبیرستان به بعد ارایش های سنگین و&#8230; . که ادم رو حشری میکرد بدون ارایش هم خیلی جیگر بود من دوست داشتم از بچگی باهاش ازدواج کنم اما نمیشد خلاصه حسابی سینه هاشو خوردم بهد کیرم رو گذاشتم در کوسش گفت برشدار گفتم نه من تو رو دوست دارم میخوام باهت ازدواج کتم بذار پردتو بندازم با خنده گفت دیونه نه هر وقت شوهرم شدی اونوقت منم چیزی نگفتم و سرکیرم را گذاشتم در کونش باز گفت نه گفتم ساکت شو که نمیشه به کیرم را یواش یواش هل میدادم بره تو که داد میزد درش بیار بیشور دردم گرفت گفتم ساکت باش الان تمام میشه بعد یهو محکم فشار دادم تو که گفت بسه من هم اهمیتی ندادم و شروع به تلمبه زدن کردم داشت ابم میامد که ریختم تو کونش اخر ابم روهم روبدنش ریختم که دیدم اب خودش هم اومد بعد بلند شدیم لباس هامون رو پوشیدیم وبهد باهاش یه لب جانانه گرفتم و خداحافظی کردم وگفتم دفعه ی بعدی خونه ما .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177322</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شکلات خوشمزه عاشق کرد کیر سفید تو کسش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d9%85%d8%b2%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d9%85%d8%b2%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Nov 2019 06:56:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازینجا]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادمو]]></category>
		<category><![CDATA[انتظامی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاها]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینورو]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشروی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدو]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[دادیمو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایه]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینه]]></category>
		<category><![CDATA[شد<معذرت]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینه]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[هرکدوم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میام تا به خاطرات اولی.خوب فیلم سکسی از 5روز پیش براتون میگو که داشتم تویه نت چت میکردم و 1دختری به نام مینا بمن پی ام داد سکسی که واقعا مهربونی.اخه اسم آی دی من شاه کس مهربون بود.من هم جواب دادم حتما.مطمئن باش.و بع شروع به معرفی کردن هم کردیم و کونی اون گفت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میام تا به خاطرات اولی.خوب فیلم سکسی از 5روز پیش براتون میگو که</h2>
<p>داشتم تویه نت چت میکردم و 1دختری به نام مینا بمن پی ام داد سکسی که واقعا مهربونی.اخه اسم آی دی</p>
<h3>من شاه کس مهربون بود.من هم جواب دادم حتما.مطمئن باش.و بع شروع</h3>
<p>به معرفی کردن هم کردیم و کونی اون گفت که 22 سالشه و من هرچی اصرار کردم که بگه از کجای</p>
<h4>تهرانه جنده اون از جواب دادن در میرفت.منم که زیاد برام</h4>
<p>مهم نبود بی خیال شدم.اونروز هرکدوم پستون بهم یه عکس از خودمون نشون دادیمو من شماره مینارو گرفتمو بهش زنگ زدم.صدای</p>
<h5>خوبی داشتو کوس خیلی بت شیطنت حرف میزدو هی خودش رو</h5>
<p>لوس میکرد.خلاصه اون شب باهم کلی اس ام اس بازی کردیمو من تونستم تا حد بوس و بغل پیشروی کنم. از اونجا سکس داستان که مینا خیلی</p>
<h6>راحت قبول کرد متوجه شدم که میشه بیشتر ایران سکس ازینا روش</h6>
<p>حساب کردو ارزش سرمایه گذاری رو داره. خوب فردای اون روز من تا شب سر کار بودمو ازون جایی که اونروز کلی سرم شلوغ بود نتونستم بهش تا شب اس بدم.البته اون 1چند بار بهم اس داد و منم بهش گفتم سرم خیلی شلوغه.شب دوباره رفتم توی نت و گفتم که میناهم بیاد.تو نت بهش گفتم بازم بهم عکس بده و اون چندتا عکس دیگه نشونم دادو تویکی ازونا مینا روی زمین دراز کشیده بودو یه تاپه نیم تنه تنش بود.از زیره اون تاپ سینه هاش بیرون زده بود و نافش هم بیرون بودو شیکمه سفیدش معلوم بود بهش گفتم عجب سینه هایی داریا.اونم به خنده بهم گفت پرو نشو.من گفتم یعنی نمیخوای بمن بدیشون اون گفت نه.منم با خودم گفتم کور خوندی.توی صحبتامون مینا میگفت من از پسرای خسیس بدم میادو با قبلی بخاطر همین بهم زدم.من فهمیدم ازون تیغ بزناست و با خودم گفتم فکر کن من واسه تو خرج کنم.اونم منی که دستم تو حساب.اخه من کارم حسابداریه.خلاصه واسه فردای اونروز 1قرار گزاشتیم.حالا بماند که من هی میگفتم بیا نزدیک خونه ماو اون میگفت تو بیا تا وسطای شهر منم که دلم شور بنزین ماشینمو میزد گفتم اونجاها طرح و من نمیتونم.خلاصه بعد از کلی کل کل بلاخره راضی شد اون بیاد.فردا ساعت 3 رفتم سر قرار امد سوار شدو من طبق معمول رفتم به پارک جنگلی شیان که به ماهم نزدیک بود.اخه میدونید که بنزین چقدر گرون شده.رفتیم بالا و من رفتم جای خلوتی که همیشه میرم.دسم دوره گردن مینا بود که دوباره سرو کله اون پیکاپ مزخرف نیرو انتظامی که دوسال پیشم سر 1 خاطره که بعدا براتون میگم بهم گیر داده بود پیدا شد.من تا از تو اینه دیدمش دستم رو اوردم اینورو مشغول حرف زدن الکی با مینا شدم.اونام اومدن بغل ماشین منو یکم نگاه کردنو وقتی دیدن من پسر خوبی ام و فقط حرف میزنم رفتن.مینا ترسیدو گفت ازینجا بریم.منم راه افتادم و رفتم به سمت جاده برگشت شیان اونجا دیگه مطمئن بودم که مامور نمیاد زدم بغل.البته اونجا فقط هر چند دقیق ماشین رد میشد.دستم انداختم دور گردن مینا و کشیدمش جلو و گفتم بیا ببینم چی داری.بعد لبامو چسبوندم به لباشو خوردم.1ماشین رد شدو من تا دیدمش تو اینه اومدم اینور.البته اگه میدیدن هم مشکلی نبود همه بچه های اومجا مثل خودمونن.دوباره لباشو خردمو دستمو گذاشتم رو سینه هاشو مالوندم.یکم بعد 1ماشینه دیگه رد شد.دوباره اومدم عقبو بعد رفتنش دوباره شروع کردم به خوردن لباشو مالوندن سینه هاش.یه سوتینه ژله ای بسته بود که نمیزاشت خوب سینه هاشو لمس کنم.واسه همین دستمو از زیر مانتوی یک تیکش بردم تو و سینشو از زیر سوتین قرمزش کشیدم بیرونو شروع کردم به مالوندن.تا دستم به سینش خورد اهو اوهش بلند شد.من که دیدم حسابی داره حال میکنه دستشو گرفتم گذاشتم رو کیرم که با صدای اه مینا راست شده بود.دستش به کیرم که خورد کیرم تپل تر شد و شروع کرد محکم کیرمو مالوندن.من که داشتم سینه هاشو میمالوندم دیدم نوک سینه هاش حسابی سیخ شده خواستم بزارم تو دهنم که 1ماشین دیگه رد شد.بعد رد شدن ماشین دوباره دستشو گذاشتم رو کیرمو شروع کرد به مالوندم.خوب بلد بود از رو شلوار بماله.حسابی محکم میمالید.دستمو بردم سمت کسش که دیدم ای بابا نوار داره فهمیدم خانم پریوده.گفتم حالا وقت پریود شدن بود که منو از مالوندن کست بی نصیب بزلری.با گفتن این حرفم مینا حالش بدتر شد.ام وقتی دوتا ماشین رد شدن به خودش اومدو گفت بسه دیگه بریم.من گفتم اینجوری.منکه اینجوری برم خونه از درد میمیرم.گفت چیکار کنم.گفتم باید بخوریش. گفت اینجا.گفتم اره .بری پایین دیگه نمیبیننت.بایکم مقاومت راضی شد.البته میدونستم دلش کیر میخواد.خلاصه کیرمو درش اوردمو مینا گرفتشو بعدم گذاشت تو دهنش.شروع کرد به میک زدن.نمیدونم از کجا یاد گرفته بود کره خر اینجوری بخوره.منم دیتمو از زیر کردم تو مانتوشو سینشو مالوندم.دستم که به سینش میخورد اهو اوهش میرفت بابلا که این منو بیشتر تحریک میکرد.خلاصه بعد از چند مین ساک زدنو میک زدن کیرم احساس کردم داره اهو اوهای مینا کاره خودشو میکنه و من دارم میشم.یهو سرشو اورد بالاو گفت خیلی خوب میمالی سینه هامو.من که داشتم میشدم سرشو فشار دادمو کیرمو کردم تو دهنشو بعد 2تا لیس ابم پاچید تو دهنش.اونم همشو میک زدو بعد شروع کرد به قورت دادن. بعد من را افتادمو اونم شروع کرد به ارایش کردن.اومدم دمه مترو باقری پیادش کردمو اومدم خونه.دوساعت بعد زنگ زدو منم گفتم باز بیا نت.اومد نت گفتم مینا 3روز دیگه مکان ردیف میکنم بریم تو جا.گفت ببینم چی میشه. بعد شروع کرد که من شارژ ندارمو شارژ میخوام .منم گفتم باشه تا فردا گفت نه همین الن.گفت ببین من گفتم خسیس نباش.من در صورتی باهات اینجوری ام که توام اینجوری باشی.با گفتن این حرفش ازش بدم اومد.اخه من بدم میاد بابت این کارا پول بدم تا حالا هم اینکارو نکردم. حالا تو خاطرات بعدیم بیشتر باهام اشنا میشید.خلاصه بعد اون حرفش گوشیمو خاموش کردم.البته من 2تا گوشی دارم که یکیش مال اینکاراستو اون یکی همیشه باید روشن باشه.درنتیجه مینا خانم رو به همون ساک زدن خوبش پسنده کردیمو فراموش.تا خاطره بعدی خدافظ. دوستارتون کیان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d9%85%d8%b2%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177204</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میزاره تو دوست پسرش نا مادریش رو خوب بکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Nov 2019 08:06:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[……اونم]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اونیکی]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفه]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارا]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودچون]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمعلوم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونگفت]]></category>
		<category><![CDATA[پایینبعد]]></category>
		<category><![CDATA[تشویقم]]></category>
		<category><![CDATA[تکراری]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خونهتو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[شددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میبرمش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداما]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من بزرگتر بود 2 سال.از فیلم سکسی بچگی دوست داشتم بکنمش.دوست خواهرم بود.لاغر بود با برجستگیهای منحصر به فرد.خیلی داستان داشتم تا مخش زدم.خیلی با سیاست و سکسی کس لیسی.فارسی نوشتن واسم سخته.واسه همین تعریف شاه کس نمیکنم.بعد زدن مخش چندین بار کردمش.پرده داشت.کونش خیلی تنگ بود.معلوم بود اولین بارشم بود میداد.چند کونی بار کردمش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من بزرگتر بود 2 سال.از فیلم سکسی بچگی دوست داشتم بکنمش.دوست خواهرم بود.لاغر</h2>
<p>بود با برجستگیهای منحصر به فرد.خیلی داستان داشتم تا مخش زدم.خیلی با سیاست و سکسی کس لیسی.فارسی نوشتن واسم سخته.واسه همین</p>
<h3>تعریف شاه کس نمیکنم.بعد زدن مخش چندین بار کردمش.پرده داشت.کونش خیلی تنگ</h3>
<p>بود.معلوم بود اولین بارشم بود میداد.چند کونی بار کردمش تا یک مقدار بی حیا شد.شب عروسی اومد خونمون.من و مامان سارا.اسمش</p>
<h4>سارا جنده بود.یه لباس ماکسی بلند تنش بود.با ارایش.خودتون میدونید دخترا</h4>
<p>تو عروسی چه ریختی میشن.راستش انقد پستون کرده بودمش سیر شده بودم.شمش خودش چسبوند به مامانم اومد تو ماشین.رسیدیم خونه.تو راه</p>
<h5>به خودم کوس گفتم میبرمش تو پارکینگ.خونه میتونستم اما تکراری بود.کردن</h5>
<p>با استرس خال میده به من.در ضمن من 3 ساعت سکس هم داشتم.هر کسی بکنم چون دیر ارضا میشم دیگه ولم نمیکنه.بگذریم.رفتیم سکس داستان تو پارکینگ.وقتی خاموش</p>
<h6>کردم اومد پیاده بشه گفتم نرو بیرون.گفت چرا ایران سکس گفتم میخام</h6>
<p>اینجا حالت جا بیارم.گفت نه.اینجا نه.بریم بالا.داشت میگفت که من گوش نمیدادم دامن ماکسیش کشیدم بالا از رو شرط کسش تندی خوردم که حشری بشه مقاومت نکنه.زود اروم شد.شرتش زدم کنار کس خیسش بر خلاف میلم خوردم.اولا کسش زیاد میخوردم.اما این اخرا خال نمیداد.عادتش داده بودم زیر بغلم میخورد.من همیشه تمیزم به خودم میرسم.تا نمیخورد ارضا نمیشد.البته این چهارمین دختریه که عاشق زیر بغل خوردنم بود.بدتون نیاد.من زیر بغلم عین بعضیا کبود نیست.تمیز و سفید.بگذریم.دادم واسم ساک زد تو ماشین.بعد بهش گفتم بشینه رو کیرم.کون تنگی داشت.همیشه یک ربع لاس میزدم تا بتونم تا ته بکنم توش.اما ایندفه گفتم کون لقش.حال کرده بودم عین فیلما بکنم.اونم که از خداش بود من بکنمش.کفشای پاشنه بلند پاش بود.یه پاش گذاشت اینور اونیکی گذاشت اونور فرمون رو داشبورد.برای اولین بار خودش سوراخ کونش با دستش تفی کرد.از اینکارا نمیکرد چون زیاد بی حیا نبود.اما حشری بود.چون از نظر اجتماعی هم موقعیت مناسبی داشت به هر کسی نمیتونست بده.واسه همین منم هر کاری دوست داشتم میکردم.خیلی وقتا کیرش میکردم.ناز میکردم.همیشه تو کف کیرم بود.خلاصه تفی کرد و کیرم با دستش گذاشت دم سوراخش.از ترسش اروم اروم میومد پایین.بعد مدتی که جا کرد کیرم تو کونش وخشی شد.دیگه یادش نبود تو ماشینیم.ترس نداشت.خانوم دکتر شده بود یه جندهی تمام عیار.نیم ساعت تلمبه زد.منم چون خیلی با این صحنه حشر شدم و از طرفی از همسایه ها میترسیدم.چون خیلی جنده بازی در اورد و جیغ زد.دوست داشتم ابم بریزم رو صورتش اما پوزیشنم بد بود و جای اینکار نبود.2 بار ارضا شد.ببخشید اگه بد نوشتم.اولین بارم بود.تایپ فارسی هم سخته.من سکسی هستم خیلی.خیلی هم سکس کردم.سکس معمولی هم نمیکنم اغلب.اگه تشویقم کنید بازم میگم.راهنمایی هم کنید.اگه خیلی بد هم هست بگید که برم گمشم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177200</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کیر خوار  میلف گونه و کس دادن به دو شاه کیر کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 08 Nov 2019 07:11:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایییییی]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمش]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پدربزرگم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مکافات]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[هزارتا]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بود همه شما میدونید که فیلم سکسی اولین دوستی علاقه شدیدی توش هس.اینم بگم شماره مینا رو از دوس دختر رفیقم به هزار مکافات گرفتم.1سال تلفنی با سکسی هم رابطه داشتیم هنوز ندیده بودمش ولی شاه کس دوس داشتم و میخواسم بگیرمش (ناشی بودم)سره همین جریان 1سال باهم قهر بودیم که یه کونی روز زنگ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بود همه شما میدونید که فیلم سکسی اولین دوستی علاقه شدیدی توش هس.اینم</h2>
<p>بگم شماره مینا رو از دوس دختر رفیقم به هزار مکافات گرفتم.1سال تلفنی با سکسی هم رابطه داشتیم هنوز ندیده بودمش</p>
<h3>ولی شاه کس دوس داشتم و میخواسم بگیرمش (ناشی بودم)سره همین جریان</h3>
<p>1سال باهم قهر بودیم که یه کونی روز زنگ زد گفت میخوام ببینمت منم اینقدر خوشحال بودم که نگو.خلاصه ما رفتیم</p>
<h4>دیدیمش جنده بد نبود ولی خوبم نبود راستشو بخواین وقتی دیدمش</h4>
<p>به خودم کلی فحش دادم که پستون عاشق کی شده بودم و واسه کی خودکشی کرده بودم!!!بعد از اون دیدار ازش</p>
<h5>زده شدم کوس ولی میخواسم بکنمش اخه خیلی خرج رو دستم</h5>
<p>گذاشته بود.کم کم بحث سکس وباز کردم 1ماه طول کشید تا اومد تو راه قرار شد بریم باهم باغ پدربزرگم رفتم دنبالش سکس داستان یه تاکسی گرفتیمو</p>
<h6>رفتیم کسی تو باغ نبود نه داییم نه ایران سکس کارگرای باغ</h6>
<p>در خونه باغی قفل بود تو این فکر بودم که چیکار کنم که در باغ باز شدو ماشین داییم که داره میاد به مینا گفتم بره لای درختا که نبیننش بعد سلام لیک با دایی و هزارتا تیه به من دیگه زدم به سیم اخر من که ابروم رفته بود ازتو خونه یه زیر انداز با یه پتو ورداشتم رفتم تو درختا مینا میترسید باراولش بود کنارش نشستم اومدم ازش لب بگیرم بهم گف من یاد ندارم منم گفتم کاری نداره لبامو گذاشتم رو لباش شروع کردم به لب خوری مینا یه دختره خاوری(سوسانو)بود هیکل گوشتی سفید .کمکم لباساشو در اوردم سینه هاش اندازه هلو بود سفید نررررم منم مثل مث وحشیا میخوردم کیرم مث سنگ شده بود داشتم از لذت میمردم لباسامو سه سوته در اوردم باز افتادم به جونش لباش سینه هاش گردنش ایقدر لیس زدم که داش از حال میرفت شلوارشو در اوردم یه شورت توری سفید پاش بودیه کس باد کرده هنگ کرده بودم دوس داشتم از کس بکنم ولی چه فایده که ورود ممنوع بودساک که هر کاری کردم نزد منم بیخیال شدمم رفتم سوراغ کونش سفید مث برف نرم تپل هر چی بگم ار این کون کم گفتم بایه تف جانانه سر کیرم اروم گذاشتم دم سوراخ با فشار داشتم میدادم تو مینا هم که فقط درد داشت میکشید صورتش قرمز با یه دستش دست منو سفت گرفته بود با اون دستشم جلو دهنشو که صداش در نیاد رو خودم کنترل نداشتم دیگه مث وحشیاهمه کیرمو کردم تو ایییییی مث مرد تلمبه میزدم کم کم داشتم ارضا میشدم میخواسم کیرمو در یارم که وقت نشد همشو خالی کردم تو کونش 5دقیقه روش دراز کشیدم.بعد سکس حالم از خودم بهم میخورد شاید من حال کرده بودم ولی مینا فقط عذاب کشید (سکس خوبه ولی باید بدونی معنی سکس چیه که اونوقت من نمیدونسم فکر میکردم فقط خودم باید ارضا شم)البته بعدا جبران کردم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2563</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چقدر باحال مخ رو میزنه و از کس و کون کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%ae-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%ae-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Oct 2019 07:04:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنال]]></category>
		<category><![CDATA[از کون]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیداره]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرتم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کانالو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذروند]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زنم اومد خونمون. اون از فیلم سکسی با من هم سنه و از زنم 2 سال بزرگتره. سر شام زدیم ماهواره فیلم ببینیم، یهو خوردیم به یه سکسی فیلم نیمه باز. من مثلا خواستم خودمو شاه کس با جنبه نشون بدم کانالو زود عوض نکردم. بعد چند دقیقه در حالیکه سرم پایین کونی بود و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زنم اومد خونمون. اون از فیلم سکسی با من هم سنه و از</h2>
<p>زنم 2 سال بزرگتره. سر شام زدیم ماهواره فیلم ببینیم، یهو خوردیم به یه سکسی فیلم نیمه باز. من مثلا خواستم</p>
<h3>خودمو شاه کس با جنبه نشون بدم کانالو زود عوض نکردم. بعد</h3>
<p>چند دقیقه در حالیکه سرم پایین کونی بود و نگاهم به غذام، شنیدم که از فیلم صدای آه و اوه میاد.</p>
<h4>تا جنده سرمو بلند کردم دیدم مرده زنه رو چسبونده به</h4>
<p>دیوار یه سالن بزرگ داره گلوشو پستون میمکه. نگاه کردم به سعید (برادر زنم) دیدم چشاش هیز شده. تو کف بود.خلاصه</p>
<h5>سرتونو درد کوس نیارم.شب موقع خواب زنم ستاره بهم گفت بیا</h5>
<p>واسه اینکه سعید تنها نخوابه و از طرفی فکرش درگیر ما دو تا که تو اتاق میخوابیم نشه، امشبو همه تو حال سکس داستان بخوابیم. منم گفتم</p>
<h6>باشه. جا رو که انداختیم خوابیدیم نصفه شب ایران سکس حس کردم</h6>
<p>ستاره نفس نفس میزنه. بیدار شدم دیدم خوابو بیداره. دست سعید هم رو سینشه. دست سعیدو گرفته و داره لذت میبره. شاید فکر میکرد منم که دارم میمالمش.یه لحظه شاکی شدم، اما تا اومدم قاطی کنم دیدم زنم چشم بسته داره میگه بچسب بهم&#8230;سعید حشری هم خودشو چسبوند پشت کون ستاره. منم کم کم حشری شدم. اما غیرتم نمیذاشت بذارم ادامه بده. خلاصه واسه اینکه ضایع نشم خودمو زدم به خواب و الکی دست انداختم رو شکم ستاره و بوسش کردم که سعید خودشو بکشه کنار.صبح که پا شدم هنوز حشری بودم. فکرم هزار تا برنامه سکسی رو گذروند. داغ بودم&#8230;رفتم پیش سعید. دست گذاشتم رو کیرش دیدم کوچیکه. گفتم جاکش این هم کیره تو داری؟ زنم داشت صبحانه حاضر میکرد. سعید گفت اینجوریشو نبین. واسه قیافه تخمی تو که راست نمیشه. زن باشه میبینی چی میشه. یهو ستاره اومد. حرفمونو خوردیم. منو سعید با هم خیلی شوخی داشتیم. اما نگو این بار ستاره حرفامونو شنیده. ستاره اومد بی مقدمه گفت: آره. مثل فیلم دیشبیه که یهو تا یارو چسبید به زنه شلوارش باد کرد. من خیلی جا خوردم. تا اومدم قاطی کنم دیدم ستاره لاشی دست کرد کیر سعیدو گرفت&#8230;. تازه فهمیدم که دیشب هممون بیدار بودیم و در جریان بودیم که تو رختخواب چه خبره&#8230;..ستاره همینجوری کیر سعیدو آروم میمالید و برگشت پشت کرد به من و کونشو گذاشت رو پام و یه اووهی کشیدو با اون یکی دستش دست کرد پشت گردنمو سرمو کشید و لب داد بهم. بعد کیر سعیدو سفت فشار داد و گفت: خودتونو گوز نکنین. هممون دیشب بیدار بودیم. نه تو حالیته که من خواهرتم. نه تو حالیته که من زنتم. پس منم فرض کن یه دختر غریبه&#8230; راحت باشین. سعید مادر جنده یهو سیخ کرد&#8230; ولی گیج بود که ببینه من چی میگم. منم داغ شده بودم. اما عصبی هم بودم. برگشتم گفتم کیر هفت جدم تو کس تو و مامانت و اون آبجیت. بخواب لاشی. جوری میکنمت که دیگه هوس کس دادن نکنی.ستاره حروم زاده هم یه خنده شیطونی کرد و پاشد وایساد. کیر سعیدو در آورد. دامن خودشم زد بالا. کیر سعیدو گذاشت لب دهنش و کونشو گذاشت رو کیر من. بعد گفت ببینم تو بهتر کس میکنی یا شوهر خودم&#8230; و شروع کرد به ساک زدن کیر سعید.منم از لجش شلوارمو در نیاوردم و فقط با دست کسشو مالیدم و بعد موهاشو کشیدم و بلندش کردم گفتم: بهش کس بده دیگه. برگرد کس بده. واسه من ساک بزن&#8230;شروع کردیم به یک سکس خیلی حشری&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;بقیشو دیگه میدونید چی شد. مثل سکسای دیگه. فقط آخر کار سعید که آبش اومد ترسیدو کیرشو در آورد. ستاره کیرشو گذاشت رو تنش و آبشو ریخت رو سینش. بعد سعید سست شد و من اومدم آخر سر زنمو کردم. سعید هم از زیر با تخم من و کس ستاره ور میرفت&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.نظرتون چیه؟ الان که یه روز گذشته، حس میکنم زنم لاشیه. اما زنم لاشی هم نشده. فقط به داداش خودش کس داده&#8230; شما چی میگین؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%ae-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176748</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مهمونی هالووین و جنده بازیهای جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%87%d9%85%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%88%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%87%d9%85%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%88%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Oct 2019 08:04:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبمیوه]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[آقایان]]></category>
		<category><![CDATA[احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اراجیف]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[افتادگی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[الهامو]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[انتقادات]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انسانها]]></category>
		<category><![CDATA[انسانی‌]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاش]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینگونه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوربعد]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برایتان]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگیه]]></category>
		<category><![CDATA[بعنوان]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمند]]></category>
		<category><![CDATA[بگذارم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذرونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پارتنر]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشرفته]]></category>
		<category><![CDATA[جلوگیری]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابالو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوانده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتان]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشان]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[دارمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دنیایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی‌]]></category>
		<category><![CDATA[سایتها]]></category>
		<category><![CDATA[سکس‌های]]></category>
		<category><![CDATA[شناخته]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[فرهادم]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فوق‌العاده]]></category>
		<category><![CDATA[کردمهر]]></category>
		<category><![CDATA[کردموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[کردیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کیلومتر]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:آخه]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبوری]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منصرفش]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میباشد]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میداره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کند]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میکنند]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرند]]></category>
		<category><![CDATA[میمونن]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارند]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشه‬]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[هزاران]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[هیکلمون]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[این جواب من به تمام فیلم سکسی انتقادات و فحاشیها ایست که به من شده.اول از همه دوستانی که محبت کردند ممنونم. حال روی سخنم با انتقادات سکسی است:اول آینک باور کنید یا نکند مساله شاه کس من نیست و ابتدا به ساکن طرف داستانی این خاطرات مهم می‌باشد و به نظرم کونی کسانی‌ که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>این جواب من به تمام فیلم سکسی انتقادات و فحاشیها ایست که به</h2>
<p>من شده.اول از همه دوستانی که محبت کردند ممنونم. حال روی سخنم با انتقادات سکسی است:اول آینک باور کنید یا نکند</p>
<h3>مساله شاه کس من نیست و ابتدا به ساکن طرف داستانی این</h3>
<p>خاطرات مهم می‌باشد و به نظرم کونی کسانی‌ که انتقاد میکنند به نکات ضعیف در شکل داستان نویسی اشاره کنند تا</p>
<h4>نه جنده تنها من بلکه باقی‌ کسانی‌ که خاطراتی از این</h4>
<p>دست مینویسند بیشتر به سلیقه مخاطب پستون ایرانی پی‌ ببرند و راست و دروغ داستانها را نه در این ژانر بلکه</p>
<h5>در هر کوس ژانر دیگری اگر نویسنده مدارک معتبر و رسمی‌</h5>
<p>منتشر نکند نه میشود تایید کرد و نه رد کرد. دوم اینکه بعضی‌ از انتقادها به این شکل است که ماسلن کی‌ سکس داستان اینجوری سکس داره</p>
<h6>و مگه می‌شه و از این دست حرفا ایران سکس که باید</h6>
<p>بگویم همه را مثل خودتان نگاه نکنید که تنها به فکر یه سوراخ هستید که جا کنید خیلی از انسانهای متمدن برای بعدن و ارتباط جنسی‌ خودشان ارزش قائل هستند و از سکس‌های خاص به این شکل لذت میبرند و قاعدتاً مخاطب من نیز از همون دست اند. کسانی‌ که از تعریف از خودم یا پارتنر‌های جنسیم گله کرده اند باید بگویم که من از داشتن زنی‌ بسیار زیبا و منحصر بفرد که وقتی‌ با هم در هر جای هستیم تمام نگاه‌ها به رویمان است لذت می‌برم و از داشتن زنی‌ که آرزوی هر مردیست و این زن تنها در بستر من است لذت می‌برم و در مورد خودم نیز باید بگویم که بدون مبالغه فکر نکنم روی زنی‌ دست بگذارم و نه بشنوم حل باور کنید نکنید درد من نیست. و آنهایی که با من فحاشی کرده اند:دوستان عزیز از عقده حقارت جنسی‌ شما باخبرم و اینکه در خلوت خود وقتی‌ به زندگی‌ جنسی‌ و پارتنر جنسی‌ چیپ و پیش پا افتاده خودتان فکر می‌کنید نمیتوانید لذتهای جنسی‌ رویایی را تصور کنید که خوب متاسفانه به دلیل عقب افتادگی سطح زندگی‌ فرهنگیتان می‌باشد و اینکه قدرت انتخاب جنسی‌ یا نداشته اید یا بسیار کم بوده،و آخر سر هم با کسی‌ ازدواج کرده اید که برایتان انتخاب کرده‌اند . من از ابتدا در خانواده‌ای بزرگ شده‌ام که با دوست دختر‌هایم به راحتی‌ در خانه رفت و آمد داشتم و نیازی به دروغ گفتن و نه به پدر و مادرم و نه به پدر و مادر دوستهایم داشتم. دوستانی که بی‌غیرت و اسرایلی و چمیدونم اینجوری خطابم کرده اند شما اصلا در اینگونه سایتها چه کار دارید؟بروید جمکران نامه‌هایتان را در سوراخ امام بندازید. در مورد غیرت و اینکه کسی‌ به فرزندم گفت بود حرومزاده:اول از اینکه دستت به گوشت نمیرسه و مجبوری پیف پیف کنی‌ متاسفم بعد آنکه در تمام کشور‌های متمدن و پیشرفته دنیا دو انسان وقتی‌ با هم زندگی‌ میکنند چه بینشان ورد و جادو چه به زبان اسلامی چه یهودی چه مسیحی‌ خوانده هم نشود کاملا متمدنانه به عنوان خانواده به رسمیت شناخته میشوند و فرزندشان همچون هر شهروند دیگری از تمام حقوق انسانی‌ بهرمند است و اینگونه خطاب کردن انسانها جرم محسوب میشود هر چند از فرهنگی‌ که شما در آن بزرگ شدید انتظار بیشتری نیست. در مورد سکس با خواهرم این کاملا مساله‌ای است که به زندگی‌ خصوصی دو انسان ربط دارد نه من هر کس دیگری که باشد وقتی‌ دنفر انسان عاقل و بالغ با اختیار کامل خود تصمیم به همبستری با هم میگیرند خواه دو مرد خواه دو زن خواه دو زن و مرد یا حتا چند نفری این مساله ایست که به زندگی خصوصی آنها ربط دارد و هیچ قدرتی‌ چه زمینی‌ چه آسمانی حق گوه خوری برای زندگی‌ آزادانه دو انسان را ندارد تنها از لحاظ پزشکی‌ اگر بچه دار شدن دو همخون برای فرزندشان مضر باشد باید از بچه داری آنها جلوگیری شود واگر نه به هیچ کس ربطی‌ ندارد مادر و فرزند خواهر و برادر یا پدر و دختر واگتی‌ با اراده خودشان با هم هم‌بستر میشوند مساله خودشان است و جز اولین حقوق آزادی فردی آن انسانهاست. مثالی می‌‌زنم تا کمی‌ برای مغز منجمدتن باعث تفکر شود:در قرنی که زندگی‌ می‌کنیم و هر لحظه امکان دارد قدرتهای جهانی‌ در یک کار احمقانه وارد جنگ اتمی با هم بشوند و عرض چند ساعت تمام تمدن بشر نابود شود روز فردای این جنگ اتمی را تصور کنید که مثلا با چیزی که به آن محارم میگوید تنها زندگان تا هزاران کیلومتر آنطرف تر هستید و تمام ابزار تمدن و تکنولوژی همچون وسایل نقلیه و ارتباط جمعی وجود ندارد و تنها میتوانید همچون اجداد غار نشینمان به بقای خود و خانواده بیندیشید آیا بعنوان یک وظیفه تاریخی‌ و طبیعی می‌خواهید ادامه نسل بشریت برای آینده را به دلیل اراجیف دینی که در این موقعیت هیچ معنی‌ ندارند متوقف کنید و باعث انقراض بشریت شوید و با بریدن علت تناسولی مرد و یا مسدود کردن آلت زن خوی طبیعی خود را انکار کنید؟ به این جور مسائل فکر کنید با دنیایی که داریم دور نیست.در نتیجه به جای کلمات احمقانه و بی‌ فکر و دخالت در نحوه زندگی‌ خصوصی دو انسان که به خودشان ربط دارد سعی‌ در درمان عقدهای حقارت جنسی‌ خودتان بکنید. به نظر من مخاطبان این گونه داستانها که با کسانی‌ همچون من هم نظر هستند برای اولی‌ قدم باید اقدام به تاسیس جامعه سکس آزاد ایران کنیم تا بتوانیم تجارب خود را به دیگران نیز برسانیم تا کمی‌ از سیاه فکری و عقب افتادگی فرهنگی‌ در کشورمان بکاهیم تا الفاظی چون حروم زاده و جنده و کونی‌ از میان مردم برود و مردم بفهمند زندگی‌ خصوصی انسانها به خود آن انسانها ربط درد و همه بفهمند که هر دو طرف یک رابطه جنسی‌ شریک جنسی‌ هم هستند و هر دوی آنها بدنشان را به دیگری میدهد یعنی‌ یکی‌ می‌کند و دیگری میدهد تنها بی‌احترامی به زنانی است که یا شرکای جنسی‌ آقایان هستند یا بدنیا آورندگان آنها پس وقتی‌ دو پارتنر جنسی‌ فارغ از جنسیت آنها و ارتباط خونی آنها با اراده خود با هم هم‌بستر میشوند هر دوی آنها بدن خود را به دیگری میدهد و باعث لذت دادن جنسی‌ به شریک جنسی‌ خود میشود.بهتر است بجای اینکه اینگونه سیاه و عقب افتاده به ارتباطت انسانی‌ نگاه کنید این را بدانید‌ که اگر آدم و حوای ادیان به اصطلاح آسمانیتان حقیقت باشد باید بدانید‌ قبل اینکه قابیل با بیل هابیل و بکشه حتما با خواهر‌هایشان یا مادرشان هم بستری کردند که نسل بشر از لحاظ دین زیاد شد چون خدا همون یدونه آدم و هوا را آفرید دیگه!!!!!!!!!!!!!!! چند وقت بود سپیده اصرار داشت سکس من با مادرشو ببینه و در آخر راضی‌ شدم که این کار رو برای اون بکنم ولی‌ سپید قبول نکرد که مثلا ما رو دید بزنه می‌خواست از سکسم با الهام برایش فیلم بگیرم قبول کردم و در اتاق خوابمان یک دوربین نصب کردم که به چوب پرده نصب کردم که در کنار پرده اتاق خواب به خوبی‌ استتار شده بود و زاویه و لنز دوربین را هم تنظیم کردم.وقتی‌ سپید از من پرسید که چی‌ شد و گفتم همه چی‌ حله می‌خواست زنده ببینه که گفتم نمی‌شه و اون همه سیم کشی‌ و دمو دستگاه را نمیتوانم مخفی‌ کنم همینه می‌خوای بخواه نمیخواهی هم بی‌ خیال که قبول کرد. یه شب جمعه بود که مثل همه ایرونیا امشب شب من و زنم بود دیگه و سکس‌های شب جمعه من و الهام خیلی‌ برامون مهم بود چون میتونستیم تا دیر وقت بیدار بمانیم و مشروب بخوریم و از اون ور صبح هم دیر از خواب پاشیم و حتا بعضی‌ وقتا صبح هم که از خواب پا میشدیم هم خوابالو خوابالو یه حالی‌ به هم میدادیم و بعدشم دوش و یه جمعه خوب که حالا یا با بچهامون می‌رفتیم باغ فشم یا تهرون گردی و شام بیرون و &#8230; که با بچهامون خوش بگذرونیم کسیو که ندشتیم خودمون بودیم تو جزیره‌ خوشبختی‌ خودمون. خلاصه یکی از سکسهای خیلی‌ هارد و‌هات و عاشقانه منو الهام که یه عشقبازی طولانی‌ و همدیگرو بخور و بمالون و بعدشم ۲ بار سکس هارد با الهام که هر دو بار هر دومون وحشیانه ارضا شدیم رو دوربین ضبط کرد.بی‌ مبالغه میگم حیف از ترس الهام نبینه مخفی‌ بود دوربین و فقط از یک زاویه بود وگرنه یه پورنوی تمام عیار بود طوری که شنبه تو شرکت خودم داشتم می‌دیدمش از سکس خودم و زنم شق کردم و حسابی‌ حالم خراب شد و از اینکه همچین زنی‌ با من میخوابه کلی‌ حال کردم.هر دومون یکم جا افتاده هیکلمون هر چی‌ باشه الهام الان ۴۰ سالش و من ۳۵ سال و من یه کم شکم آوردم و سایز کمرم شده ۴۴ و الهام هم یه پرده شکمش گوشت آورد و دیگه اون سفتی و هیکل هفتی ۳۰ سالگیشو نداره و هنوزم یکی‌ یدونه منه و آب از لبو لوچ هر مردی راه میندازه.من هم تو ۳۵ سالگی وقتی‌ هنوز با ۲۷-۲۸ ساله‌ها اشتباهم میگیرن دیگه خودتون فکر کنید چه زوج سکسی هستیم. خلاصه تو شرکت بودم که دختر خوندم سپیده اومد که فیلم رو از من بگیره که همونجا نزدیک بود که کار از دستم در بره و تو شرکت مثل مهری با سپید هم حال کنم که فهمیدم اول هفته و شنبه بخوام کارمندارو رد کنم شرکتی که ۴۰ درصد سهمش هم برای الهام است بیفکری بزرگیه پس سپید رو کنترل کردم که اینجا نمی‌شه وایسا خونه .گفت باشه پس فیلم رو بده ببرم که گفتم نه با خودم میزارم ببینی‌ بعد هم خودم نابودش می‌کنم.که گفت :یعنی‌ چی‌ تو فکر میکنی‌ من برای مردی که دوستش دارم یا مادرم درد سر درست کنم و اینکه مگه من دشمن شمام و خلاصه این حرفا.من داشتم سعی‌ می‌کردم که با زبونی دوستانه تر منصرفش کنم که نه بابا این حرفا چیه که گفت میدونی‌ چی‌ امشب مامان و فرستادم پی‌ نخود سیاه و فرهادم با خودش برده خودمم و خودت گفتم چجوری؟گفت هیچی‌ خونه مامانی اینا میدونی‌ که برن مامانی نمیذاره شب بیان،گفتم از کجا مطمٔنی گفت:آخه به مامانی قول دادم امشب من هم برم و برای شام بر همین شب که دیر وقت زنگ بزنم بگم حل ندارم و نمیام همه چی‌ تمومه .مامان و فرهادم که میمونن انج امشب بازم خودمون دوتایم حالا فهمیدی:بعد با شیطنت گفت می‌خوام برم قبل اینکه بییای خونه یکم تمرین کنم.لپشو کشیدم و گفتم آخه جیگر من که دیشب اونهم با الهم خوابیدم امشب که دیگه می‌میرم اگه با تو هم بخوابم گفت :اونجاش با من شام امشب با من که حسابی‌ بسازمت که کم نیاری بعدشم یعنی‌ اینقدر خوب حال میدم بهت گفتم دختر تو خودت نمیدونی‌ چی‌ هستی‌ تو الهامی هستی‌ که تازه ۲۰ سالته .خند‌ش گرفت و گفت جون پس حسابی‌ حریفتم آره گفتم اونم چجوری.بعدش فیلم و دادم و بوسیدمش و رفت من هم تا شب که برم خونه از شق درد نمیدونستم چی‌ کار کنم.خونه که رسیدم تو آسانسور تا برسم طبقه ۱۸ که واحدمون بود کیرمو تو شلورم که دست میزد بیرون کمی‌ جابه جا کردم که ضایع ناشعه و کمی‌ هم عطر به خودم زدم و رفتم جلو در و نمیدونستم در بزنم یا با کلید خودم برمتو هر چند ۷_۸ باری بود که با سپید سکس کرده بودم اما غیر از اون شب اول باقیش هول هولی و یواشکی بود و اینجوری راحت برم تو خونه که سپید منتظر باشه نداشتیم.خلاصه آخر کلید انداختم رفتم تو.که دیدم وای سپید چه تیپی‌ و چه آرایشی‌ برام کرده. یه لباس شب بنفش که خودم براش گرفته بودم و تا حالا تو تنش ندیده بودم و یه آرایش ملایم با سایه‌های بنفش که خیلی‌ به صورتش میومد و از زیر لباس شبش بعدن فوق‌العاده سکسی و مثل مجسمه تراشیدش به صورت سایه‌ای معلوم بود و تنها فرقش با مادرش از لحاظ اندام کون تاقچش که خیلی‌ هم به سکسی بودنش اضافه کرده یه بعدن کامل که از بالا به پاین که میاد مثل جوونیی مادرش کاملا ۷ ولی‌ کون قمبول و گردی که از پشت وقتی‌ نگاش میکردی همون سرپا سر آدم گیج میرفت. خلاصه اصل مطلب اینکه یه کباب چنجه مشتی‌ با کلی‌ میوه و آبمیوه اون شب کلی‌ خانوم شده بود و یه سفر حسابی‌ برا دونفر ردیف کرده بودو منم که کیرم از زیر شلوار نشان از حل درون دست و سپید هم خوب فهمید بود گفت بیا بشین شام بخور و خودت برس که امشب تا صبح باهات کار دارم.گفتم حتما عزیزم حتما چیزی که امشب دارم میبینم من هم تا صبح بهات کار دارم عزیزم خوش بحال صاحبت که با چی‌ قراره بخوابه تو مردرم زنده میکنی‌.گفت پس تا مال کسی‌ نشدم دست بجنبون که یه حالی‌ هر دوتامون ببریم منم بیشتر از این نمیتونم ببینم چه حالی‌ به مامانم میدی و با من اینجوری نیستی‌ منم باید همون جوری بکنی‌ گفتم آخه مادرت خوب حال میده کارشو بلده گفت آره خودم دیدم.نگران نباش امشب می‌فهمی دادن یعنی‌ چی‌. سرتون و درد نیارم دستو سرتمو شستم و نشستم به شام و یه چنجه حسابی با مشروب اونم شرابایی که بابابزرگش تو باغ ساوه انداخته بود و مال جوونیش بود حداقل مال ۴۰ سال پیش و این شرابارو خواهر الهام بهمون میداد یعنی‌ خاله سپید چون میدونید که ما تحریم بودیم.خلاصه شام خردیم و یه شراب خوری حسابی‌ که هر دو مست بودیم .که دیگه حال نداشتیم میزو جمع کنیم و همون جوری پاشدم گفتم سپید من دیگه نمیتونم و رفتم افتادم رو تخت اونم اتاق خواب خودمون چند دقیق نگذشته بود که سپیده اومد تو گفت مهران اینجا نه اته من گفتم آخه حال ندارم پاشم گفت نه اتاق من دیگه گفتم که مال من تو اتاق من بعد که رفتیم اتاق سپیده دیدم بله خانوم چه تداروکی دیده ویدئو پرژکشین تو سالن پذیرایی‌ و آورد و پرده رو هم به دیوار زده و یه آیینه قدی که دیروز تو اتاقش نبود گذشته دقیقا بالای تختش که وقتی‌ رو تخت بودیم تو آینه خودمونو میدیدیم. زدم به کونش گفتم اولالا چی‌ کار کردی.گفت بعضی‌ شبها برای آدم خاطره می‌شه دیگه مگه نه.شروع کردم لبسامو کندن و گفتم چه جورم.نزاشت شرت و زیر پوشمو در بیارم و پرید تو بغلم گفت اوووووویییییییییییییییی اون کار خودمه که درش بیارم بیرون تو دست نزن و پریدیم رو تختش و رفتیم تو سرو کول همدیگه و چه حالی‌ میداد عشق بازی هر دومون تو مستی رو هوا بودیم و داشتیم همه هیکل همدیگرو میخوردیم سپید همش میگفت جون مهران بخور منو بهش می‌گفتم کیف کن عزیزم حال میدم تو که منو کشتی‌ گفت توهم ووووییی دارم میسوزم گفتم منم داغ کردم از الان تنمون خیس عرق فردا اتاقت بو سکس ورش میداره ،و من دیگه نمیتونستم خودمو نگاه دارم و دست کردم زیر لباس شبش و شروع کردم به مالوندن سینه هاش که سفت شده بود و با دهانم رفتم طرف کس تازه اصلاح شدش که مثل دنبه نرم بود و براش کسشو حسابی‌ خوردم که یهو منو از خودش دور کرد گفت وای بسه الان میاد بعد پاشود و لباسشو ازتنش در اورد و یه هول به من داد که رو تخت ولو شدم و دست انداخت شرتمو در آورد و با دست کوچیک و عروسکیش گرفتش و گفت بخورم برات گفتم آره دیگه بعد پاشد گفت نه وایسا رفت فیلمو گذشت که پخش بشه و در ابعاد واقعی‌ رو دیوار خودمو الهامو دیدم که داریم با هم ور میریم و سپید فیلمو زد جلو تا جایی‌ که منو الهام داشتیم شروع به سکس هارد میکردیم خوب اونجا این من بودم که موی الهمو گفتم تو مشتم و گفتم کیرمو بخور.بعد سپید گفت اینجوری فیلم حال کردن منو الهام داشت پخش میشود و سپید منتظر بود تا شروع کنم منم چنگ انداختم لای موی خرمایش و تابدارش و پاشدم سرپا رو تخت و کیرمو کردم دهان سپید .بخورش یالا ساک بزن سرشو گرفته بودم تو دستم و تو دهانش تلمبه میزدم و اونم با چشمای نازش به بالا نگاه میکردو منو میدید که با چه حرصی دارم تو دهانش تلمبه میزنم&#8230;&#8230; باقی‌ این داستان رو بعدن براتون تعریف می‌کنم بستگی به نظرات خوانندگانم داره.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%87%d9%85%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%88%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176443</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میگیره توآشپزخونه  مادرشو میگاد و آب رو هم میریزه تو دهن مامانش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%da%af%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%da%af%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Oct 2019 08:04:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اردنگی]]></category>
		<category><![CDATA[البالو]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[بازداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بازرسی]]></category>
		<category><![CDATA[بخونید]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بودبچه]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهای]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهام]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهای]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[روستاهای]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادن]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسانس]]></category>
		<category><![CDATA[مجازات]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناچاری]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنن]]></category>
		<category><![CDATA[همراهش]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که همیشه در کون خر فیلم سکسی گیر میکنه بعد از دوره اموزشی یه اردنگی بهم زدن فرستادن به یه منطقه پرت اطراف مرز ترکیه . یه سکسی پاسگاه که نزدیک یه روستا بود.بچه های شاه کس اونجا بجز یکی و من همه اهل اونجا بودن حتی ریس پاسگاه. یه روز که کونی نوبت گشت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که همیشه در کون خر فیلم سکسی گیر میکنه بعد از دوره اموزشی</h2>
<p>یه اردنگی بهم زدن فرستادن به یه منطقه پرت اطراف مرز ترکیه . یه سکسی پاسگاه که نزدیک یه روستا بود.بچه</p>
<h3>های شاه کس اونجا بجز یکی و من همه اهل اونجا بودن</h3>
<p>حتی ریس پاسگاه. یه روز که کونی نوبت گشت من بود و داشتیم با ماشین گشت میزدیم به یه ماشین شک</p>
<h4>کردیم جنده و بعد از کارهای اولیه و بازرسی چندتا شیشه</h4>
<p>مشروب که نمیدونم اسمش چی بود پستون و کمی مواد پیدا کردیم. میخواهستم همونجا طرف رو سر کیسه کنم لااقل پولی</p>
<h5>کاسب بشیم کوس اما مامور همراه من از اون مادر به</h5>
<p>خطاها بود ترسیدم برام دردسر درست کنه. اون بابای هم که گرفتیم همراهش یه زن و یه بچه بود در حد بچه سکس داستان شیر خوره. جونم</p>
<h6>براتون بگم طرف رو اوردیم پاسگاه مرده رو ایران سکس که انداختن</h6>
<p>تو بازداشت و ماشین رو هم تو حیاط پاسگاه . زن و بچه هم تو راهرو کوچیک پاسگاه نشسته بودن من که کلا اونجا رفته بودم جنس مونث درست حسابی به چشمم ندیده بودم یه نگاه خریدارنه بهش کزدم اما مگه رو نشون میداد بی شرف همچین چادر رو رو خودش کشیده بود که فقط کمی از بینیش معلوم بود. منم بی تفاوت رفتم پی کارم. کمی بعد بهم خبر دادن که باید جانشین ریس باشم و بجز دو تا مامور بقیه برای یه کار رفتن بیرون . تو اتاق نشسته بودم که سربازی اومد و بهم گفت این زنه بدجوری بی تابی میکنه و میخواهد شما رو ببینه منم که حوصله خودمو نداشتم اما مجبور بودم بهرحال از هم صحبت شدن با این کیر کلفتها که بهتر بود. زنه اومد داخل بهش گفتم که بشینه.. نشست روبروی من .قبل از اینکه اون شروع کنه بهش گفتم.:ببین خانم شوهر شما رو با اون همه مشروب و اون مقدار مواد گرفتیم پس انتظار نداشته باش به این زودی خلاص بشه بهرحال هر جرمی مجازات خودشو داره شما هم خودتو خسته نکنننننننننن&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.داشتم این حرفها رو میزدم که چادر رو از صورتش برداشت. دهنم همینطوری وا موند. فکر کردم توهم زدم یا حشریتم زده به بشریتم و چشمهام داره البالو گیلاس میچینه. تو تهرون هم همچین حوری فکر نکنم پیدا بشه. فکر کنم خود دهاتیش هم فهمیده بود که مات مهبوتش شده بودم با شندین صداش از حال خودم درامدم..اون شوهر نیست.. پسر عمومه. چند ماه پیش شوهرم توی تصادف کشته شده . منم مجبور شدم واسه خرج این بچه قبول کنم همراهش بیام. تو رو خدا من کاری نکردم .. این سربازها گفتن منم همدست اون محسوب میشمم&#8230; و از این کسشعرها میگفت..همینطوری که چشمم به دهنش و لبای غنچه ایی خوشگلش بود فکر پلیدی تو ذهنم شکل گرفت..قیافه حق به جانبی گرفتم و گفتم: خب بهرحال شما هم تو اون ماشین بودید و این وظیفه قاضیه که تشخیص بده شما گناهکار هستید یا نه اما خب بستگی داره که من چی بنویسم تو گزارشم..برق امید رو میشد تو چشماش دید. دیدم بلند شد امد کنار میز بچه هنوز تو بغلش بود&#8230;جناب سروان الهی خیر ببینی به من و این بچه یتیم رحم کنید به خدا از روی ناچاری قبول کردم.. همین حالا هم پول نداشتم واسه این بچه شیر خشک بخرم .. گشنه اشه اگه میتونی برای من این بچه کاری بکنی تا اخر عمر کنیزت میشم..راست میگفت بچه بدجوری رو اعصاب روان بود&#8230; حس فردین بازیم گل کرد و سربازو صدا کردم بهش کمی پول دادم فرستادمش بره تا ابادی یه قوطی شیر خشک تهیه کنه.. به زنه گفتم مگه خودت بهش شیر نمیدی.. گفت که شیر خودم کمه باید شیر خشک هم بهش بدم&#8230; گفتم خب فعلا از شیرخودت بهش بده تا شیر خشک هم بیارن.. گفت حالا میدم .. گفتم خب بچه اذیته&#8230; معلوم بود روش نمیشد. کمی خومو عصبی نشون دادم گفتم: د بهت میگم بچه گشنه است بهش شیر بده.. تقریبا داشتم به نیت پلیدم نزدیک میشدم. مجبور بود کمی چادر رو بیشتر باز کنه یه بلوز مشکی تنش بود اول یه نگاهی به من کرد و کمی چرخید که مثلا من چشمم به سینه اش نیفته.. بعد دکمه اول و دومش رو باز کرد چشم به پوست سفیدش که افتاد فهمیدم که بله عجب ماهی سفیدی صید کردم..دستشو کرد توی بلوزش و سر سینه سمت راستشو دراورد سعی میکرد این کارو جوری بکنه که من نبینم اما خب مگه چشمهای من ول کن بود.. نوک نسبتا قهوه ایی سینه اش بدجوری تو چشمم اومد روی اون سینه نسبتا درشت که پر از شیر هم بود حسابی خود نمایی میکرد.. نوک پستونش رو گذاشته بود تو دهن بچه که با ازش پرسیدم: اسمت چیه ؟ چند سالته؟شهرزاد.. 26 سالمه&#8230; لهجه داشت معلوم بود مال روستاهای اطرافه.. یه جوری میخواهستم بهش بفهمونم راه رفتنش از اینجا اینه که منو یه جورایی راضی کنه..بچه ه دوباره شروع کرد به نق زدن گفتم چشه این که داشت میخورد؟گفت/»: گفتم که من شیرم کمه..؟دیگه مثبت بازی رو گذاشتم کنار بهش گفتم : تو با این پستونهای بزرگت شیرت کمه؟قرمزی خجالت رو میشد خیلی راحت روی گونه هاش دید.؟ حرفی نزد.گفتم اون یکی پستونت؟مکث کرد.. خواست بلند شه .. چون میدونستم کسی نزدیکمون نیست کمی صدامو بلند کردم و گفتم؟ بشین&#8230; بدبخت واقعا باورش شده بود که من کاره ایی هستم.. ادامه دادم .. اون یکی پستونت.. حرفی نزد خواهست سینه ایی رو که بیرون بوده بکنه تو لباسش گفتم: نه ولش کن بذار بچه راحت باشه.. چه ربطی داشت خودمم نمیدونستم چی میگم اما اون دیگه فهمیده بود&#8230; این دفعه یه دکمه دیگه از بلوزش رو باز کرد و حالا سوتین کرم رنگش معلوم شد. با دستش سر سینه اش رو دراورد و گذاشت تودهن بچه.. بلند شدم رفتم طرفش . میخواهستم از نزدیک ببینم.. چادرشو کشید روی سینه هاش با دستم چادر رو پس زدم.. نمیدنم ترس یا چیز دیگه ایی باعث شده بود کمی بلرزه.. راست شدن کیرم رو میتونست از روی شلوارم ببینه رفتم پشت سرشش . اون نشسته بود و ایستاده.. اروم چادرش رو از روس سرش کشیدم انداختم روی شونه اش. یه روسری رنگ رو رفته روی سرش بود . بهش گفتم؟ میخواهی این مسله همینجا تموم بشه..؟ حرفی نزد صدامو بلند کردمم: میخواهی ؟ با ترس لرز سرشو تکون داد و تایید کرد.. برگشتم تو راهرو رو نگاه کردم و بعد در رو بستم و قفلش کردم. خیالم راحت بود کسی مزاحمم نمیشه.. برگشتم پشت سرش زیب شلوارم رو باز کردم و کیرم رو از زندان ازاد کردم . دستم رو گذاشتم روی شونه اش بهش گفتم برگرد.. روی صندلی برگشت و وقتی منو با وضع کیر به دست دید. دهنش باز موند. مجال فکر کردن بهش ندادم به یه دستم کیرم رو نگه داشتم و با دست دیگه که گذاشتم پشت سرش موهاشو گرفتم و سرشو کشوندم سمت کیرم. مقاومت کرد اما دیگه دیر بود و گرمای کیرمنو تو دهن خودش حس کرد&#8230; یکم طولانی شد اینو بخونید نیاز به نظر دادن هم نیست بقیش رو مینویسم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%da%af%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176503</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس خوشگل شر شر عرق میکنه و کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b4%d8%b1-%d8%b4%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b4%d8%b1-%d8%b4%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Oct 2019 08:01:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پدرانه]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دستهام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[شاهکار]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مخلفات]]></category>
		<category><![CDATA[مشکیشو]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراضی]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[منو تو دهنش جا بده. فیلم سکسی اصولا سکسی که یه طرف ناراضی باشه فقط به طرف دیگه فاز میده و اون شخص در اون لحظه من سکسی بودم. جای دوستان حشریم خالی. البته زیاد شاه کس وارد نبود اما خب از قدیم گفتن لنگه کفش در بیایان نعمت هست همین هم کونی از سر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>منو تو دهنش جا بده. فیلم سکسی اصولا سکسی که یه طرف ناراضی</h2>
<p>باشه فقط به طرف دیگه فاز میده و اون شخص در اون لحظه من سکسی بودم. جای دوستان حشریم خالی. البته</p>
<h3>زیاد شاه کس وارد نبود اما خب از قدیم گفتن لنگه کفش</h3>
<p>در بیایان نعمت هست همین هم کونی از سر ما زیاد بود تو اون دهات. چشمهاشو بسته بود و بچه رو</p>
<h4>گذاشته جنده بود روی پاهاش و با یه دستش بچه اش</h4>
<p>رو نگه داشته بود و با پستون دست دیگه اش سعی میکرد جلوی منو بگیره که زیاد نکنمش تو دهنش اما</p>
<h5>خب زور کوس من به اون میچربید. لذت خوبی داشت که</h5>
<p>سر کیرم رو ته حلق اون حس میکردم چند باری هم اوق زد اما خب چاره نداشت بیچاره.. کیرم رو از دهنش سکس داستان دراوردم و گرفتم</p>
<h6>بالا بهش گفتم میخواهم بهترین بستنی چوبی عمرت ایران سکس رو خوب</h6>
<p>بلیسی با مخلفات. نارضایتش از وضع موجودش منو بدتر حشری میکرد . حس زبونش روی تخمام پاهامو سست کرده بود. حسابی که کیرمو خورد و خیس شده بود بهش گفتم بلند شده بچه رو ازش گرفتم و گذاشتم روی تختی که تو اتاق بود.. پتو رو هم کشیدم روش.. حس پدرانه رو حال کردید.. حالا باید میرفتم سراغ مادر بچه و دلی از عزا در میاوردم.. ایستاده بود.. قد بلندی نداشت اما گوشتی بود جای شما خالی.. اول میخواهستم چادر رو از سرش دربیارم اما گفتم بذار یه بار با حجاب بکنیم اینم برای خودش تنوعی هست. بردمش نزدیک میز و خمش کردم. چادرش رو با دامنشو رو زدم بالا.. سفیدی و گوشت الودی پاهاش از پس سیاهی چادر و لباسش بدجوری خورد توچشمم. حتما امتحان کنید قول میدم حال کنید.. کمی که بالاتر بردم رونهای خوشگلش پیدا شد راستش اول میخواهستم با زبونم پاهاشو بلیسم اما هر لحظه ممکن بود یه سر خری پیدا بشه هم اینکه کمبود وقت داشتم.. از خیرش گذشتم فقط با دستهام حسابی مالوندمش قبول دارم کمی پیر مردی بود اما خب چاره چیه.. رسیدم به شورتش.. یه شورت که کونش نسبتا بزرگش رو تو خودش جا داده بود خوب بود از بعضی از این کونهای دختر شهری خوش فرم تر بود.. شورت مشکیشو کشیدم پایین تا بالای زانوش.. با یه دستم کمرشو گرفته بود و با دست دیگه ام لای پاشو مالش میدادم گفتم شاید خودش هم به حال بیاد اما فقط گریه های خفیفی ازش میشنیدم گوش برا این گریه های کر بود. کمی مو داشت روی کسش هم باز هم میشد رنگ گوشت کسش رو دید. دور کونش کمی سیاه بود . دنبال کون نبودم هیچ وقت پس سر مبارک رو گذاشتیم بر روی اون کس دهاتی و کله اش رو فرو کردم. خودشو کشید به سمت جلو دستم رو بردم روی شونه اش میدونم اگه بخواهم همش رو بکنم داخلش میخواهد اذیت کنه جوری گرفتمش که راه اینکه خودشو بکشه جلو رو نداشته باشه. و با نامردی کامل تا اخر کردمش داخلش. میخواهست جیغ بزنه اما دست رو گرفت تو دهنش میدو نست که صداش دربیاد از اینجا بیرون برو نیست. حالا دیگه کیر من تو یه کس نسبتا تنگ بود. خودم هم لباسم تنم بود و فقط کیرم رو از قسمت زیپ شلوارم داده بودم بیرون که در حین کردنش سگک کمربندم رو هم باز کردم و شلوار و شورتم رو هم کمی کشیدم پایینتر. از اینکه چطور کردم و چطور کس داد خب میذارم به حساب تجربه شما کیر به دستان که همتون میدونید.. خلاصه جونم بگه براتون که زیاد دوام نیاوردم. فکر کنم سر جمع کمی بیشتر از 10 دقیقه بود که دیگه داشت ابم میومد. کیرمو کشیدم بیرون گذاشتم لای پاش. داغی کیرم رو با سردی لای پاش کاملا حس میکردم پاهاشو با دستم بهم فشار دادم کمی عقب جلو کردم و ابمو رو ریختم روی رونهاش. خدایی خوشم میومد ازشون.. همچین که ابمو ریختم احساس سبکی کردم اونقدر ک کمی عقب عقب رفتم و نزدیک بود از پشت بیفتم . نشستم روی صندلی که اون روش نشته بود قبلا. اونم سرشو گذاشته بود روی میز و تو همون حالت مونده بود. داشتم به شاهکار خودم نگاه میکردم. یه باسن سفید که تا چند لحظه پیش کیرم من داخل کسش بود قطره های ابم داشتم از پاهاش میومد به سمت پایین. .. بهم گفت: میتونم بلند شم؟گفتم اره بلند شو دست کردم تو جیبم دستمال دراوردم بهش دادم خودشو تمیز کرد و شورتشو کشید بالا و دامنشو درست کرد. رفت سمت بچه اش همین ابادی بالا برادرش زندگی میکنه میره پیش اونها ؟ گفتم اذیت شدی ؟ چیزی نگفت&#8230; ابمو رو خودم خوردم کلید در رو چرخوندم .. سرباز رو اونو بغل کرد و شروع کرد به گریه کردن..بلند شدم شلوارمو درست کردم و از کلمن تو اتاق براش اب ریختم .دستمو پس زد گفت: حال میتونم برم؟ گفتم کجا میری کسی رو داری؟ گفت صدا کردم&#8230;سرباز محمدی این خانم میتونه بره&#8230;پایان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b4%d8%b1-%d8%b4%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176520</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کثافات کاری های من با خواهر و مادرم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%ab%d8%a7%d9%81%d8%a7%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%ab%d8%a7%d9%81%d8%a7%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Sep 2019 08:38:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانش]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[‫ازدواجش]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاست]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باسناشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پانزده]]></category>
		<category><![CDATA[پایینش]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادش]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمو]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامران]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیتو]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میمونم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[42 سالمه اونا رو کم فیلم سکسی و بیش چن سالی کمتر از خودم می دونم از لحاظ سنی . من ازدواج نکردم چون راستش عشق و سکسی این چیزا سرم نمیشه اگه کس و شاه کس کونی گیرم اومده کردم و مابقی هم جلق می زنم . البته کردن من از کونی سه سال [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>42 سالمه اونا رو کم فیلم سکسی و بیش چن سالی کمتر از</h2>
<p>خودم می دونم از لحاظ سنی . من ازدواج نکردم چون راستش عشق و سکسی این چیزا سرم نمیشه اگه کس</p>
<h3>و شاه کس کونی گیرم اومده کردم و مابقی هم جلق می</h3>
<p>زنم . البته کردن من از کونی سه سال قبل تا حالا همش سه نفری شده. یعنی هر سه مون با</p>
<h4>هم جنده میریم جنس و میگاییم و حسابی هم کیف داره</h4>
<p>. گاهی دو تا رو سه پستون تایی میگاییم . من فقط یه بار یک پسر رو گاییدم که درسته لذت</p>
<h5>داشت ولی کوس از خودم بدم اومد. خلاصه هر وقت خبری</h5>
<p>از جنس کون و کس میشد کامران و سعید خبرم می کردن . یه بار من و کامران تو محل کار بودیم سکس داستان که کامران یه</p>
<h6>چیزایی درباره ی سعید گفت گفت که از ایران سکس ازدواجش راضی</h6>
<p>نیست و کارشو داره به طلاق میکشه . گفتم والله ازدواج هم شد کار همون بهتر . کامران گفت تو مهریش گیر کرده . گفتم چقدره . زیاد بود و دلم واسه سعید سوخت . گفتم اگه بشه باید بهش کمک کنی . کامران هم همین نظر رو داشت . یا باید کاری میکردیم طلاق نگیرن یا اینکه راضی کنیم زنه رو که از مهریه بگذره خلاصه سر ظهر که بر میگشتیم هر سه سوار پیکان کامران بودیم که کامران سر حرف رو باز کرد . من هم کلی حرف زدم ولی سعید فقط سیگار میکشید و حتی موقع پیاده شدن خداحافظی هم نکرد . به کامران گفتم ناراحت شد ؟ گفت نه . گفتم منو رسوندی برگرد ازش خبر بیار . کاری دست خودش نده . شب سعید بهم زنگ زد و با لحن غمگینی گفت باهام کار داره . بعد اصرار کرد که کامران نباشه . گفتم باشه . قرار گذاشتیم تو یه جای پرت . سعید گفت گوشیتو بده بهش دادم . خواهش کرد و گفت میخوام جدی حرف بزنم .یه موضوعیه که داره منو میکشه . فقط به تو میگم . هر چی نظرته بگو وگرنه ازت ناراحت میشم . گفتم : چاکرتم سعید بگو چی شده . سعید یه نخ سیگار تعارفم کرد . خودم فندک داشتم . گفت : در مورد زنمه . گفتم میدونم . طلاق ؟ دوستش داری . که سعید سرشو بلند کرد گفت دوست داشتن چیه ؟ کاش هیچوقت ازدواج نمیکردم . گفتم پس موضوع مهریه اس . گفن آره . و با سر هم تایید کرد . ولی ادامه داد : فقط این نیست لطیف جون . نگاهی بهم کرد و دیگه ساکت شد . گفتم موضوع حتما بچه است . زنت بارداره ؟ باز هم گفت نه . موضوع این نیست . از سر جایش بلند شد و کمی راه رفت .تردید داشت که من بگه یا نه . بعد نشست گفت . زنم میگه اگه مهریه نمیدی یه کار دیگه برام بکن میمونم پیشت . گفتم یه کار دیگه؟ سعید صوتشو نزدیکتر کرد و دیدم لب پایینش داره میلرزه . گفت که میگه سکس جمعی میخواد لطیف . سکس جمعی . میدونی یعنی چی . واوندم . خیلی جا خورده بودم . گفتم این چه حرفیه ؟ گفت : به هیچکس نگفتم ولی به تو میگم . چی میگی ؟ من که مهریشو ندارم . گفتم مهریشو جور کن بره لامصب . ما کمکت میکنیم . یه عددی گفت که فهمیدم اگر ده نفر هم باشیم جور نمیشه . خلاصه نمی دونستم چی بگم گفتم یه چند روزی صبر کن . باشه . گفتم مطمئن باش راه حلی هست . شب خیلی فکر کردم و با خودم گفتم من که زن سعید رو ندیدم تا حالا . برم باهاش حرف بزنم . زن سعید هم حتما خانوادش با خبر بشن نمیزارن این اتفاق بیفته . پس میشه به اونا خبر داد . حتی بهشون گفت که چی خواسته . صبح به سعید گفتم. سعید چمهاش باد کرده بود . گفت : وقتی با من ازدواج کرده خونوادش راضی نبودن و بعدش دیگه سراغی هم ازش نگرفتن . گفتم میخوام باهاش حرف بزنم . اتفاقا همون روز عصر کامران گفت که یه جنس خوب پیدا کرده میخواد بیارتش خونه من . گفتم بیارش ولی به سعید نگو پکره . اوونشب دوتایی یه زن تقریبا سیاه رو کردیم . با اینک سیاه بود ولی خوب بلد بود کس بده وقتی کیرم تو کسش بود بدنشو میچرخود و خیلی حال می داد . همه آبم رو خورد و فقط پانزده تومن گرفت . شب دیر وقت سعید زنگ زد گفت بیا خونمون و حرف بزن باهاش . گفت خودم نباشم بهتره . میرم تو اتاق . پیکان کامران رو برداشت و به آدرس سعید رفتم. سعید در ر باز کرد و من و به زنش که زهرا اسمش بود معرفی کرد . بعد خودش رفت تو اتاق . نشستیم و زهرا خانم گفت لطیف هستین نه ؟ گفتم چاکریم . کمی حرف زدم یعنی داشتم روع میکردم که دیدم اومد طرفم و دست کرد رو شلوارم کیرمو گرفت . که جا خوردمو و به طرف اتاق یله کردم بعد گفتم این چه کاریه زهرا خانم . گفت مگه سعید نگفت چی میخوام ؟ بعد دیگه لالمونی گرفتم . گفت . خب مگه نمیخوای کمکش کنی . کی از دوست سعید جون بهتر . فقط باید سه تاتون با هم منو بکنین . چند شب کافیه . بعدش تموم . حله ؟ خلاصه از فردا من هم پکر بودم و هم تردید داشتم .هی یاد لحظه ای می افتادم که کیرمو گرفت . بدنش م بوی خوبی می داد. حالا فهمیدم چرا سعید اینقدر ناراحت بود . زنش که خوشگل بود حتما به خودش کس نمیداده و تا حالا همینو میخواسته. سکس دسته جمعی . شب که شد فورا یه فیلم سوپر دسته جمعی نگاه کردم . کم کم قلبم داشت میتپید و اونشب چند بار جلق زدم . منتظر سعید بودم که چراغ سبز بده. بالاخره سعید دوباره منو کشند به جای پرتی گفت زنم راست میگه . اگه قبول کنی تا زنده ام مدیونتم . گفتم چی میگی پسر من بیام زن دوستمو &#8230; گفت آره . این چیزیه که خودم می خوام . به کامران هم گفت و یک شب به آپارتمانش رفتیم . زهرا خانم خودشو آماده کرده بود . سعید رفت تو آشپزخونه من طاقت نیاوردم و تو هال چند لب ازش گرفت که دیدم کامرن تعجب زده اونم دوباره کیر شق کردمو گرفت .وقتی رفتیم تو اتاق زهرا مثل یه فرماند دستور لخت شدن رو داد مثل یه مراسم مذهبی همه چیز آروم پیش می رفت . اول کیر کامران رو خوب خورد و ساک زد . بعد کیر منو و بعد سعید . حالا هر سه شق کرده بودیم . یه گرم هم گذاشت رو میز عسل گفت نرمم کنید و دیگه خودتون میدونید یالله . لخت شده بود من دهنم آب افتاده بود . ولی از عجله میترسیدم سعید ناراحت بشه . زهرا گفت شرو ع کنید دیگه . کونشو داده بود بالا م شزوع کردم باسناشو بوسیدم ماچ که می دادم صدای خوبی میداد . کامران کیر شو داد تو دهن زهرا بود . سعید نشست بود و سینه اشو مشت کیکرد . زهرا گفت سوراخ کونمو بلیس لطیف ون یه جوری گفت که حسابی سوراخشو لس زدم . بعد کیرمو گذاشتم در کونش . دیگه شعید یادم نبود . کرم هم زدم و فرستادم داخل . زهرا گت اول بازی کن با سوراخ کونم بعد بده تو ولی م طاقت نداتو و هی فشار میددم که زهرا هم میرفت لوتر . دو طرف کن برگشو گرفتم و فشار دادم که تا نصف رفت .یه آخ بلند گفتم و تو همون محیط وچک شروع به آمد و شد کردم . دلم میخواست یه زن دیگه بود حالا خایه امو میخورد . اینطوری خیلی حال میده . دو برابر . کیرم تا ته رفت و خایم چسید به کونش .کامران کیرشو بیرون آورده بود میخواست جلق بزنه . بعد کامران اومد پشت زهرا وایساد ولی من داشتم میکردم . کامران گفت میخوا کسشو بنم . . سعید گفت طوری باید بگاییش که دلم خنک شه زهرا آخ اوخ کنان گفت آره همینو میخوا . بعد کامران خوابید و کیرشو فرستادم تو کسش . دوباره از کون کردمش . می ترسیدم آبم زود بیاد بعضی وقتا کیرمو استراحت میدادم که کونشو میچرخوند حال میداد . سعید گفت زود باش لطیف. هوس کردم از کون بکنمش . زهرا خیلی داد میزد و هی میگفت بکنین. بیشتر . به سعید اشاره کردم کیرشو بده براش ساک بزنه بعد بیاد . تلمبه زدم شلپشلپ صدا می داد . بعد داد بلندی کشیدمو و آبو تا آخر ریخم تو کونش . آبم از سوراخ کونش کم کم میزد بیرون . سست شدم دراز کشیدم. کامران عرق کرده بود و تند تند می کرد . بعد سعید اومد جای منو گرفتو کرد . خلاصه اونشب حسابی کردیمش . ولی زهرا راضی نبود و گفت ارضا نشده . من کمی آجیل خوردم و از کس کردمش . ارضاش کردم و ابمو ریختم رو شکمش . هر هفته یه بار می کردیمشو اگر سه نفری نبودیم راضی نمی شد . چند هفت بعد دیدم سعید خوشحال به نظر می رسه. به کامران گفته بود اتفاقا از این کار ظاهرا خودشم خیلی کیف میکنه و از اون به بعد دمغ نبود . زهرا خانم هم گاهی زنگ میزد و دوباره همه چیو مرور میکرد . اینکه چطور کونو گاییدم و چطور کسشو تلمبه زدم یا موهاشو از پشت کشیدم و از پشت گوشی با کسش بازی میکرد و ارضا میشد . به من هم حال می داد . تا اینکه یه کیس خوب و توپ پیدا کردم . دیگه به سعید و کامران نگفتم . هر چی بود اونا زن داشتن . این کیس از زهرا ماهر تر بود و مهمش اینجاست که خواهر رئیسمون بود و تازه طلاق گرفته بود .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%ab%d8%a7%d9%81%d8%a7%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2584</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-19 00:27:07 by W3 Total Cache
-->