<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میدیدش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%d8%af%db%8c%d8%af%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:29:10 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میدیدش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مادر و دختر با هم یک کیر رو بر میدارن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85-%db%8c%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85-%db%8c%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 27 Jun 2019 08:47:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آفتابی]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتمادش]]></category>
		<category><![CDATA[افتخار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اوفتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمش]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برادری]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[جوفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جیگرتو]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتم؛]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنیارو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستون]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارت]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[شونهام]]></category>
		<category><![CDATA[صادقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مرتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدش]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنین]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بزرگی خودتون ببخشید؛؛؛؛؛داستان از إینجا فیلم سکسی شروع میشه که من خواستم چند کیلوای از وزنم کم کنم که رفیقم مرتضی گفت بیا هر روز بریم پارک سکسی ورزش کنیم منم گفتم باشه داداش؛ فرداش شاه کس صبح زود با بدبختی بلند شدیم رفتیم پارک با مرتضی داشتیم می دویدیم که یه کونی هو یه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بزرگی خودتون ببخشید؛؛؛؛؛داستان از إینجا فیلم سکسی شروع میشه که من خواستم چند</h2>
<p>کیلوای از وزنم کم کنم که رفیقم مرتضی گفت بیا هر روز بریم پارک سکسی ورزش کنیم منم گفتم باشه داداش؛</p>
<h3>فرداش شاه کس صبح زود با بدبختی بلند شدیم رفتیم پارک با</h3>
<p>مرتضی داشتیم می دویدیم که یه کونی هو یه دختر ناز و خوشگل و خوش اندام تقریبن 20 سال که هر</p>
<h4>پسری جنده میدیدش باید چنتا به عشقش جق میزد؛ به چشمم</h4>
<p>خورد که داشت به دخترای دیگه پستون اروبیک یاد میداد و به زنای دیگه منم شروال ورزشی تنگ پوشده بودم که</p>
<h5>واقعن کیرم کوس بد زده بود بیرون! زنام یه جوری نگام</h5>
<p>میکردن تعجب وار! چند دوری زدیمو رفتیم پیش وسایل ورزشی چند دقیقه بعد دیدم داره میاد سمت ما مرتضی بهش تیکه انداخت سکس داستان گفت جیگرتو بخورم</p>
<h6>خانومی اوبیک زن بهش گفت گم شو بابا ایران سکس من فهمیدم</h6>
<p>که این دختره زبون بازیه مرتضی ام دیگه آب شد چیزی نگفت بهش؛ بد من بهش گفتم خیلی قشنگ اروبیک میزنی مربی هستی؟((دخترا یه نقته ضعفی دارن که ازشون تعریف میکنی سرشون گیج میره و ببخشید زود خر میشن)) گفت نه بابا چند سالی هست که باشگاه اروبیک میرم ولی مرسی گفتم افتخار اشنای میدین؟ گفت نه! فهمیدم از اون دخترای لاشی ام نیست که به هر کی پا بده؛ اینم بگم یه خواهر کپلم داشت که بزرگ تر از خودش بود. بعد از ورزش رفتیم دومبالش خونشنو پیدا کردیم؛ بد جور می خواستمش؛ فرداش با ذوق و شوق بلند شدم رفتم پارک که دوباره دیدمش به خودم گفتم فرهاد باید موخشو بزنی؛ وقتی این دختر اروبیک کار میکرد تمام بدنم سیخ میشد آخه بدنش خیلی نرم بود؛ میخاستم برم جلو همه ببوسمش ولی نمیشد؛ ورزشش تموم شد اومد پیش وسیلهای بدن سازی سلام کردم گفتم خسته نباشییی! گفت ممنون ((میخاستم سر صحبتو دوباره باز کنم)) گفتم واقعن خوشگلی ؛ ازت خوشم اومده خواهش میکنم تلتو بده؟ گفت نه گفتم چرا! چیزی نگفت؛ گفتم از چیزی میترسی؟ گفت نه؛ بد رفت؛ یه مدت هی هر روز میرفتم پارک پیشش واقعنم دوستش داشتم تا یه روز اومد پیشم گفت چرا اینقد دومبالمی؟ گفتم ((دوست دارم)) تا اینو گفتم یه جور دیگه شد گفت بیا یه کاغذ داد توش شمارش بود واقعن نمیدونستم چی بگم رفت زود زنگ بهش زدم و قرار گزاشتم باهاش دم غروب بود که اومد یه دختر چادر به سر نازو خوش اندام (البته چادر واسه رد گم کنی بود) سلام خوبی؟ سلام مرسی بریم قدمی بزنیم؟ بریم اول بهم گفت اسمت چیه؟ گفتم فرهاد گفتم من تو رو به اسم اروبیک زن میشناسم اسم تو چیه؟ خندید! گفت غزاله؛ چه اسم قشنگی فرهاد!؛ بله چرا بهم گفتی دوست دارم! جا خوردم گفتم از اون لحظه ای که دیدمت بد جور خاطرخات شدم؛ از چیم؟ گفتم از خوشگلیت از پاک و معسوم بودنت از کجا فهمیدی پاکم؟ خوب از رفتارت مگه نگفتی چرا منو هی دید میزنی اون موقه فهمیدم؛؛؛ با هم قدم زدیم و حرف میزدیم تا مدتی کم کم حس میکرم که دوستم داره و بهم اعتماد داره خیلی واسم مهم بود اعتمادش برای اولین بار گفتم غزاله اجازه میدی دستتو بگیرم؟ گفت باشه انگاری که دنیارو بهم دادن رفتیم سینما فیلم اخراجی 3 رو دیدیم هر چند مزخرف بود ولی سر غزاله رو شونهام بود و احساس خیلی خوبی داشتم؛ هر روز عشق من به اون بیشترو بیشتر میشد و همچنین اون؛ یک روز ظهر بهم زنگ زد گفت فرهاد میخام با هم سکس داشته باشیم؛ من هم دسو پامو گم کردمو گفتم ج ج ج جان! ((من خیلی اهل سکس و اینا نیستم؛ ولی گفتم باشه ((چرا دروغ! خودمم دوست داشتم ولی روم نمیشد و میترسیدم ناراحت شه آخه نمیخاستم از دستش بدم بدون غزال میمردم)) هر چی تو بگی ؛ گفت خونتون خالیه؟ گفتم نه! که یه هو مرتضی به ذهنم رسید ((مرتضی تک فرزنده خونشونم همیشه مکان)) رفیق چندینو چند سالم؛ حتی یادم رفت از غزاله بپرسم که چرا سکس؟ فرداش مرتضی خونشون خالی بود رفتم به مرتضی گفتم تو برو بیرون گفت باشه داداش فقط اروم اروم بزن هههه! کوفت! بدو بینم؛ آدرسو گفتم به غزاله اومد و درو زد باز کردم وقتی دیدمش شهوت تمام جونمو گرفت؛ اومد و بقلم کرد از بقل کردنش معلوم بود که بد جور عاشقمه؛ منم سرشو بوس کرم بدنش واقعن داغ بود و نرم گفتم غزال اگه دوست داری این کارو نکنیم؟؛ فرهاد دوستم داری؟ داری واقعن؟ گفتم اره عزیزم به اندازه کل دنیا گریه کرد؛ گفت فرهاد من من عاشقت شدم و بهت خیلی اعتماد دارم گفتم عزیزمی جونم و سرمو آوردم پایین و اولین لبو ازش گرفتم لباش مثل آتیش بود؛ لباسمو در آورد و منم مانتشو هی از هم لب میگرفتیم خابوندمش رو تخت و لباش و گردنشو بوسیدم آنچنان اههی میگفت که انگار لذته زیادی بهش میداد رفتم پایین و کس کوچیک و خشگلشو بوسیدم پرده هم داشت گفت تو بخاب حالا نوبته منه رفت رو کیرم و تو دهنش کرد یه کم بازی باهاش کرد بد پاشد از روم؛؛ خابید و پاهاشو باز کرد گفت فرهاد اروم بکن گفتم چشم توف زدم به کیرم و یواش کردم توش؛ کس خیلی داغی بود انگار کیرمو کردم تو مواد مذاب! اهههههه بلندی کشید! ترسیدم زود کشیدم بیرون؛ دیدم خون رو کیرمه و کسش با دسمال پاک کردم و شرو به تلمبه زدن کردم که هی میگفت اه اه اه اه اه! گفت فرهادم اروم دردم میاد!؛ چشم عزیزم؛ عرق از سرو کولمون پایین میومد کم کم آبم داشت میومد که گفتم داره میاد نمیخاستم ریسک کنم و زود در آوردم و آبمو ریختم تو دسمال کاغذی روش اوفتادم و ازش لب گرفتم و ازش تشکر کردم گفت فرهاد تو اولین کسی هستی که عاشقش شدم خیلی دوست دارم؛ منم همینطور عزیزم با هم رفتیم حموم و دوش گرفتیم چه حالی داد! و اومدیم بیرون و یه چای دپش واسش درست کردم؛ خوردیم و بعد از 1 ساعت رفتیم بیرون رسوندمش خونشون فرداش ظهر دیدم غزال زنگ زد بهم گریه کنان منم که هاجو واج بودم پرسیدم چی شده عزیزم!!!؟ گفت دوستت یه ‏cd بهم دادو گفت اینو ببین دیدم که سکس من و تو رو ظبط کرده بود فرهاد من میترسم! نترس عزیزم من پیشتم؛ من خیلی عصبانی شدم خیلی؛ رفتم با سرعت در خونشون غزاله ام ترسیده بود با سرعت اومد سر کوچه مرتضی اینا زنگ زدم دیدم اومد بیرون محکم زدم گوشش چیزی نگفت گفتم این خزحولات چیه مرتیکه ظبط کردی این بود برادری ما؟ خندید گفت باید بهم باج بدی زندگی سخته دیگه؛ فکر کردم شوخی میکنه گفتم کور خوندی عمو من غزالو دوست دارم به هر کی ام اینو بدی میکشمت؛ گفت به همه میدم سرو صدا تو خونشون نبود کشیدمش تو چاقوای تو جیبم بود ترسیده بودم گزاشتم گردنش گفتم فیلمو بده خندید گفت جرأتشو نداری واقعنم نداشتم یه هو درو محکم یکی زد درو باز کرد دیدم غزاله گفتم اینجا چیکار می گنی؟مرتضی گفت جالب شد هاها غزال گریه کرد گفت تروخدا فیلمو پخش نکن مرتضی گفت شرط داره؛ گفتم چقد پول میخای؟؛؛ پول؟ هاها نه؛ میخام با غزالت 1 ساعت تنها باشم خون جلو چشامو گرفت خیلی اصبانی شدمو با لگد پریدم تو سورتش یه هو سرش خورد به در و سرش پر خون شد گفتم یا علی مرد بدبخت شدم؛ غزاله گریه کنان پرید بقلم کرد و بوسیدم گفت فرهاد فرار کن گفتم نه؛ جوفتمون رو سرش کلی گریه کردیم و یه فکری به ذهنم رسید!؛با دستمال اصر انگشتمو رو درو اینا بود پاک کردم ((تو فیلم دیده بودم)) بعد کشیدمش تو اطاق و خونرو بهم زدم بد زود زنگ زدم به پلیس آدرسو دادم و با غزال فرار کردیم؛ شانس آوردم که ظهر بود کسی ندیدمون مدتی بیرون آفتابی نشدیم؛ چند روز بد رفیقم زنگ زد بهم گفت دیدی چی شده گفتم نه خونه مرتضی اینا رو دزد زده و مرتضی ام زدن الان بیمارستانه منم الکی گفتم وای داداشم چی شد! رفیقم گفت بریم ایادتش فرهاد؟ ترسیدم! نه زوده داداش بعدن میریم خلاسه با زور راضیم کرد رفتیم به غزالم زنگ زدم گفت هر جا باشه منم باهات میام رسیدیم قلبم داشت از جا در میومد از این ور غزالیم دستمو همچین گرفته بود داشت از جا کنده میشد رفتیم بالا سلام الیک با خانوادش کردیم رفتیم پیشش؛ خدا خدا میکردم که چیزی نگه بی حال بود مثل محتادا رفیقم سلام کردو چشتون جای بد نبینه مرتضی گفت تو کی هستی؟؟ از اونجا فهمیدم بیچاره فراموشی گرفته تا الانم که این داستانو نوشتم هنوز خوب نشده فیلمم معلوم نیست کجاست! امروز 11/4/1390 تهران؛؛؛این داستان 3 جنبه داره اگه داستان نویس و داستان خون واقعی هستی میفهمی؛ 1 دوستی و عشقو عاشقی 2 سکس و شهوت درون 3 دوست و رفیق نامرد که به سزاشم رسید؛؛؛ خدا خودش جای حق نشسته؛؛ بازم میگم دوستان من اولین بارمه که داستان می نویسم پس صادقانه بدون فوش قانعم کنید کجاش بده تا در آینده نقطه ضعفمو پر کنمممنون دوستون دارم_؛؛ بای		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85-%db%8c%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174913</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس خوب و خلی شدن آب رو صورت جنده بیچاره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%d8%ae%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%d8%ae%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Jun 2019 06:36:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانمو]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسیم]]></category>
		<category><![CDATA[پایینه]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتمو]]></category>
		<category><![CDATA[جدیدمون]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصیات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونم]]></category>
		<category><![CDATA[دادیمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[گازشون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتیش]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمه]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدش]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزاری]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیمو]]></category>
		<category><![CDATA[میشودم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزارم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بودیم و به خونه ی فیلم سکسی جدیدمون نیومدیم. خوب برم سر اصل مطلب. زنه همسایه ما اسمش شهلا بود شهلا 33 سالش بود از خصوصیات شهلا سکسی خانوم میتونم به کون بزرگش چشای سبزش شاه کس سینه های بزرگ و گوشتیش بگم سایزه سینه هاش 90 بود که از زیره مانتو کونی میدیدش ابت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>بودیم و به خونه ی فیلم سکسی جدیدمون نیومدیم. خوب برم سر اصل</h2>
<p>مطلب. زنه همسایه ما اسمش شهلا بود شهلا 33 سالش بود از خصوصیات شهلا سکسی خانوم میتونم به کون بزرگش چشای</p>
<h3>سبزش شاه کس سینه های بزرگ و گوشتیش بگم سایزه سینه هاش</h3>
<p>90 بود که از زیره مانتو کونی میدیدش ابت میومد چه برسه بخوای ببینیشون و بعد مثل بچه ها مکشون بزنی</p>
<h4>.اندامش جنده واقعا سکسی بود خلاصه من هی خودمو به شهلا</h4>
<p>نزدیک میکردم طوری که دیگه باهم پستون دوست شدیم .هر جا میخواستیم بریم با هم میرفتیم . چون موبایل نداشت و</p>
<h5>خونشونم تلفون کوس نداشت مجبور بودیم برا هم نامه بنویسیم مثل</h5>
<p>دختر پسرا به همدیگه حرفای عاشقانه میزدیم. ما یه شب خواستیم بریم پارک به مامانم گفتم بگو شهلا اینا هم بیان. بعد سکس داستان مامانم قبول کرد</p>
<h6>و زنگ زد بهشون و قبول کردن بیان. ایران سکس راستی شهلا</h6>
<p>دوست مامانمه وقتی خانوم خوشکله اومد بیرون وقتی دیدمش برا چند لحظه خشکم زد. وای چی میدیدم آرایش غلیظی کرده بود طوری که با اون چشای سبزش مثل یه ماه شده بود یه مانتو شلور ست سیاه تنش بود. از سینه های اویزونش معلوم بود کرست نزده. اینو وقتی راه میرفت فهمیدم. بعد سوار ماشین شدیم رفتیم پارک تو پارک خیلی باهم حرف میزدیمو شوخی میکردیم. وقتی خواستیم برگردیم شهلا نشست پیش من به بهانه ی اینکه فیلم های تو گوشیمو بهش نشون بدم( ما با مینی بوس رفته بودیم) تو راه یه لحظه چشمم افتاد به سینه هاش. سینه هاشو که دیدم یه مرتبه اسکندر از جاش بلند شد. اسکندر مثل سگ از دهنش اب میریخت. همین طور که داشت با گوشیم ور میرفت به خودم گفتم پوریا الان وقته حاله یکم دستمو کردم زیره کونش اول هیچی نگفت اما وقتی دستامو بیشتر کردم زیره کونش ناراحت شد و دستمو گرفت انداخت کنار و بلند شد رفت پیشه مامانم نشست. حالم کلی گرفته شد. وقتی رسیدیم حتی ازم خدافظی یام نکرد اون شب کلی حالم گرفته شد. صبح خواب بودم که دیدم در میزنن رفتم درو باز کردم دیدم بله شهلاست خیلی جدی بام سلام کرد که من کلی جا خوردم اومد تو گفت مامانت نیست؟ گفتم نه رفته خونه مادر بزرگم. شهلا گفت بیرون بودم و الان شوهرم تو خونه خوابه گفت همین جا میخوابم تا ظهر که شوهرم بیدار شه درو برام باز کنه. منم از خدا خواسته گفتم بفرمایید تو. تا رفت تو نگاه به اسمون کردمو گفتم خدایا دمت گرم. رفتم تو دیدم رو توشک من خوابیده. من خوابیدم پایین پاش همین طور تو فکرش بودم که دیدم صدا خروپوفش اومد گفتم اسکندر حالا وقتشه. یواش رفتم بالا سرش قلبم انقدر تند تند میزد که گفتم الان بیدار میشه. یکم که اروم شدم یواش دستمو گذاشتم رو کونش وای عجب کونی بود نرم خوش فرم هر چی بگم کم گفتم. یواش کونشو بوس کردم بعد رفتم سراغ سینه هاش یکم که بهشون دست زدم از شانس بدم بیدار شد سریع دستمو کشیدم گفت چیه؟ گفتم من امتحان دارم میخوام برم مدرسه گفت باشه برو. یه لحظه یه فکری زد به سرم. گفتم میزاری رو دستت بخوابم گفت باشه بخواب. سرمو گذاشتم رو دستش چه دستی نرم بدونه یه ذره مو اون رو کمر خوابیده بود من رومو کردم سمتش و دستمو انداختم رو سینه هاش و شروع کردم لپشو بوس کردم دیدم هیچی نمیگه گفتم شهلا لب بم میدی؟ گفت نه گفتم آفرین دوست دارم. گفت باشه. وای وقتی لبمو گذاشتم رو لبش چه حالی کردم لبای رپ زدش چند تا لب باش دادم بعد زبونمو کردم تو دهنش اونم خوشش اومد و زبونشو میزد به زبونم دیگه تو حاله خودم نبودم رفتم سراغ گوشش و پایینه گوششو با زبونم لیس میزدم دیگه نفساش تند تر شده بود داشت حال میکرد بعد رفتم سراغ گردنش خوب که خوردم خواستم دکمه های مانتو شو باز کنم که نزاشت گفت و نه نمیزارم. گفتم الان کسی نیست بیا دوتامون حال کنیم که به زور راضی شد. بعد شروع کردم دکمه های مانتو شو باز کردن مانتوشو از تنش دراوردم. زیر مانتوش هیچی نپوشیده بود. یه شرتو کرست سیاه تنش بود دیگه داشتم دیونه میشودم کرستشو انقدر مهکم باز کردم که از وسط نصف شد وای چی میدیدم دوتا سینه ی بزرگ شروع کردم به خوردنشون. اونم بیکار نموند تیشرتمو از تنم در اورد شلوارکمم خودم در اوردم بعد گفت پوریا چهار زانو بشین منم گفتم چشم بعد اون اومد نشست رو پام گفت حالا سینه هامو بخور منم شروع کردم به خوردن اونم کونشو میمالوند به کیرام دوتامون داشتیم حال میکردیم شروع کرده بود به داد زدن هی اه اه اه میکرد میگوفت بخور بخور گازشون بگیر منم همون کارو میکردم بعد گفت حالا نوبته منه که بتو حال بدم خوابیدم رو زمین گفت چشاتو ببند و حال کن منم چشامو بستم شروع کرد بام لب گرفتن زبونشو تو دهنم میچرخوند بعد سینه هامه خورد کلی حال داد بعد کیرمو گذاشت لا سینه هاش هی سینه هاشو رو کیرم میمالوند. بعد رفت سراغه اسکندر از رو شورت بوسش کرد شورتمو در اورد و اسکندرو گرفت تو دستش بعد گذاشتش تو دهنش دیگه دیونه شدم انقدر حرفه ایی میخورد که دیونه شده بودم دیگه داشت ابم میومد بهش گفتم سری اسکندرو از تو دهنش در اورد بعد خوابید جفتم. منم رفتم سره اصله مطلب شرتشو از پاش در اوردم یه کس تمیز بدونه مو .دیدم شروع کردم به خوردنه کسش اول زبونمو از بالا به پایین کسش کشیدم بعد بالای کسشو لیس زدم زبونمو میکردم تو کسش اون هی جیغ میزد بعد یه تکونی خورد وارضا شد. منم همه ی آبشو خوردم. گفت پوریا واسه من کیر میخوام .منم از خدا خواسته سری کیرمو کردم تو کوسش وای چقدر داغ بود داشتم لذت می بردم تند تر تلمبه میزدم اونم هی میگوفت تند تر تند تر جرم بده منم گفتم چشم تا جایی که تونستم تند میکردمش که حس کردم داره ابم میاد گفتم داره ابم میاد چه کار کنم گفت بریزش رو سینه هام منم همشو ریختم رو سینش. با دستش آبمو روی سینش پخش کرد دیگه جون بلند شدن نداشیم. بعد چند دقیقه بلند شد لباس پوشید که بره بعد سر پایی کلی لب دادیمو بعد رفت از اون روز به بعد چند روز یه بار با هم سکس میکونیم اگه تونستم براتون مینویسم که چه طور از کونم کردمش. راستی من اون روز امتحانمو ندادم اما شهلا ارزش تجدید شودنو داشت!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%d8%ae%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174625</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی شکلاتی حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 May 2019 06:27:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودواسه]]></category>
		<category><![CDATA[بیادوای]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[حسودیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[دارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[كارشون]]></category>
		<category><![CDATA[‫كاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدش]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردن]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[یهدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی گرسنم بود. كسی خونه نبود رفتم شاه کس از طبقه بالا كه خانه یكی از دوستای بابا بود و اونجا با ما زندگی کونی میكردن غذا بگیرم كه خاله همون دوسته بابا اومد بعد از سلام احوالپرسی من بهش جنده گفتم جریان اینه و غذا هم نداریم و كسی هم خونه نیست . گفت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی گرسنم بود. كسی خونه نبود</p>
<h3>رفتم شاه کس از طبقه بالا كه خانه یكی از دوستای بابا</h3>
<p>بود و اونجا با ما زندگی کونی میكردن غذا بگیرم كه خاله همون دوسته بابا اومد بعد از سلام احوالپرسی من</p>
<h4>بهش جنده گفتم جریان اینه و غذا هم نداریم و كسی</h4>
<p>هم خونه نیست . گفت منم پستون تنهام صبر كن بیام خونتون غذا درست كنم برات و با هم بخوریم. منم</p>
<h5>قبول كردمو کوس رفتم پایین تا بیاد.وای ماهرخ همون زنه دوسته</h5>
<p>بابام یه زنه 32 ساله كه بهش میومد 25 یا 26 سالش باشه.دلم براش میسوخت شوهرش مشكل داشت و نمیتونستن بچه دار سکس داستان بشن .بیچاره تا</p>
<h6>بچه میدید اینقدر باهاش بازی میكردو خوشحال بود.واسه ایران سکس همینم به</h6>
<p>ماها خیلی مهربونی میكرد.ولی عجب كسی بود.گوشته خالی.آدم تا میدیدش آبش میخواست با فشار بزنه بیرون.قد بلند سینهایه خوش فرم و سر بالا كه از زیره لباس میشد حدس زد كه چقدر خوشكل و خوش طعمه. یه باسن گرد و چاق كه جون میده كیرتو بزاری لاش و عقب جلو كنی. خلاصه من همیشه به این امیر حسودیم میشد. زنگه در به صدا درومد و تا در خونرو باز كردم كیرم میخواست شلوارمو پاره كنه. هول شدم و یه جوری گفتم به به خانوم خوشكله كه كلی همون جا خندید اومد داخل. اول یكم حرف زدیمو از جدایی مامان بابا براش میگفتم و چه روزایه سختی كه كشیدم كه یدفعه گفت بچه مگه گرسنت نیست بدو جایه چیزا را نشون بده تا شروع كنم دیگه.منم جایه همه چیزارا نشون دادم و گفتم كه میرم حمام كه یه نگاهی كرد كه من آب شدم از خجالت. تویه دلم میگفتم كه حتما بهش بر خورده كه یه دفعه به خودم اومدم كه بهم گفت برو عزیزم ولی زود بیا بیرون.گفتم چشم كه دوباره یه نگاه بدتر كرد و من رفتم حمام.تویه حمام داشتم واسه خودم میخوندم كه حس میكردم یكی هی میاد پشته دره حمام هی میره.شك كردم اومدم دره حمامو باز كردم كه یه دفعه جا خوردم دیدم ماهرخ دمه در.درو زود بستم و گفتم چی شده كه گفت جایه ادویه ها كجاست كه بهش گفتم و معذرت خواهی كرد و رفت.دیگه میخواسم بیام بیرون كه دو دستی زدم تو سره خودم كه وای حولمو یادم رفته بیارم . دیگه با كلی معذرت خواهیو خجالت ماهرخ صدا زدم و بهش گفتم كه حولمو بیاره . منتظر بودم كه حولمو بیاره كه صدام زد تا در حمامو با كردم كه حولمو بگیرم اومد تو. من زود دستمو گرفتم جلو كیرم و گفتم این چه كاریه ماهرخ؟ گفت دلم میخواد با هم باشیم عیب داره؟گفتم آخه بابام آقا امیر اینا چی اگه یه دفعه بیان؟ گفت خیالت راحت باشه اونا شب میان و واسه خریده یكم جنس رفتن كارشون طول میكشه. یكم آروم شدم تازه دیدم ماهرخ فقط شرتو سوتین به تنشه.داشتم سینهاشو نگاه میكردم كه اومد جلو گفت بازش كن. شرتمم در بیار.سه سوت در آوردم اومدم بقلش كنم كه رفت عقب و یه چرخی زد و گفت چطوره؟ همه چیز سفید گفتم بهتر از این نمیشه و دوید تویه بغلم. كیرم شق بود و چون بهم دیگه چسبیده بودیم اذیت میشدم كه گفت چته گفتم كیرم اذیت میشه . گفت یه جایه خوب براش دارم و با یه حركت كیرمو فرستاد لایه پاهاش و یه آهی كشید كه نزدیك بود آبم بیاد.كیرم چسبیده به كسش لایه پاهاش بود و لب میگرفتیم . چرخوندمش و از پشت بغلش كردمو كیرمو گذاشتم لایه كونش. چه داغو نرم بود.پشته گردنشو میخوردمو سینهاشو میمالیدم كه حسابی حال كرده بود.كیرم همین جوری لایه كونش هی شقو بزرگتر میشد كه یهدفعه دیدم آه و اوهش بالا رفته و هی میگه: جان چه كیری.چه بزرگه.این میخواد جرم بده &#8230;.. بعد از كلی لاس زدن نشست و شروع كرد ساك زدن.چه با حال میخورد . دستش درد نكنه مثل كیر ندیدها بود. بردمش بیرون تویه اتاقم رویه تخت خوابوندمش و شروع مردم لیس زدنه بدنش از بالا تا پایین. سینه هاشو اینقدر مكیدم كه دیگه نمیذاشت دست بزنم بهشون و فقط میگفت كوسم كوسم. بعد كه كوسشو حسابی خوردم رفتم سراغ چوچولش كه حالش بیارم . ورم كرده بود اندازه یه نخود اومده بیرون حسابی مكیدم براش كه دیدم صداش در نمیاد. رفتم یه لب ازش گرفتم كه یه جیغ زدو داره از حال میره آبش اومده بود به به چه طعمی داشت همه آبشو خوردمو گفتم كوستو بكنم. با تكون دادن سرش گفت آره. منم شروع كردم اینقد كوسش داغو نرم خیس بود كه یه دفعه همه كیرم تا ته رفت تو كوسش و دوباره جیغش درومد. كیرم همه كوسشو پر كرده بود . منم تلمبه میزدم و هی با حرف حشریش میكردم تا ته كوسم بكن &#8211; جر بده &#8211; همش ماله خودته &#8211; جان &#8211; دارم پاره میشم &#8211; تندتر بكن &#8211; كوسمو پاره كن &#8211; دیگه داشت آبم میومد كه كیرمو در آوردم و تمام آبمو لایه كونش خالی كردم. بعد همو بغل كردیم گفت كه دوبار ارضا شد و تا حالا همچین سكسی با امیر نداشته . لباسامونا پوشیدیم رفتیم كه ناهار بخوریم كه حالمون گرفته شد. غذا ته گرفته بود ولی آخر خوردیم. دسته آخر كه میخواست بره گفت دوست دارم و زود رفت . منم اینقدر خسته بودم كه رویه كاناپه خوابم برد.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173807</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 10:15:38 by W3 Total Cache
-->