<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میدیدم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%d8%af%db%8c%d8%af%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 13 Mar 2024 09:49:26 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میدیدم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم ناز دوست داره لیس و ساک و کرده بشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Dec 2019 10:06:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[اومداون]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهای]]></category>
		<category><![CDATA[باشهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودماما]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمعلوم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارش]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[دارمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فکرشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[کردهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلش]]></category>
		<category><![CDATA[کنهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمیه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداما]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میذارم متین به خاطر ساکت فیلم سکسی بودنش اما فقط من میدونم چه جونوریه- ازم 3 سال بزرگتره.قد 180.کمی تپل و هیکل ورزشکاری .از بچگی باهم بویم.دوستش سکسی دداشتم.کم کم عاشقشم شدم.اونا یه شهر دیگه شاه کس زندگی میکردن.هر چند سال یه بار میدیدم همو.من 14 سالم بود و اون 17 سالش کونی که فهمیدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میذارم متین به خاطر ساکت فیلم سکسی بودنش اما فقط من میدونم چه</h2>
<p>جونوریه- ازم 3 سال بزرگتره.قد 180.کمی تپل و هیکل ورزشکاری .از بچگی باهم بویم.دوستش سکسی دداشتم.کم کم عاشقشم شدم.اونا یه شهر</p>
<h3>دیگه شاه کس زندگی میکردن.هر چند سال یه بار میدیدم همو.من 14</h3>
<p>سالم بود و اون 17 سالش کونی که فهمیدم یه کم خیلی دوسش دارم.اومده بودن خونمون.همه خواب بودن .رفت حموم.کمی بعد</p>
<h4>صدام جنده کرد.منم فک کردم حتما چیزی میخواد.رفتم.سرشو اورده بود بیرون.بعد</h4>
<p>با یه صدای لرزون بهم گفت: پستون سوگل میای یه کم از اون کارا بکنیم؟!منو میگی دیونه شدم&#8230;با عصبانیت نگاش کردم</p>
<h5>و رفتم کوس اتاقم.تصمیم گرفتم به خواهرش بگم..اما نگفتم.بعد با خودم</h5>
<p>گفتم دیگه باهاش حرف نمیزنم..اخه اون موقع ها زیاد از سکس و این چیزا خوشم نمیومد.خلاصه..اون چند روزی که اونجا بودن باهاش سکس داستان قهر کردم.خیلی ناراحت</p>
<h6>بود.معلوم بود هم پشیمونه و هم ترسیده از ایران سکس گفتنش.روز رفتن</h6>
<p>که شد دلم طاقت نیاورد.رفتم باهاش روبوسی کردم و با چشم گریون بدرقه اش کردم&#8230;..اینا گذشت&#8230;تا امسال عید..تو این وسط گاهی با هم اس میزدیم.چندبار هم اومد اینجا.اما چیزی نشد.فقط نگاهاش بهم تابلو شده بود.دائم زیر چشمی همه جامو دید میزد.امسال عید اومد.اون شب وقتی منو تو بغل شهاب دید..دیدم ناراحت شد..من دیونه هم هنوز عاشقش بودم.اما بهش نمیگفتم.به خیال اون که اونم منو دوس داره اما&#8230;.تصمیم گرفت بودم باهاش حرف بزنم و بدونم نظرش چیه.میخواستم تکلیفم رو روشن کنم.میدونستم با یککی دوسته..با خودم گفتم اگه بدونم منو فقط به خاطر سکس میخواد حالشو میگیرم&#8230;.از یه طرف هم چون اون شبا خیلی حشری میشدم همش دلم میخوات باهاش باشم..فقط و فقط در حدد عشق بازی.اون روز که با شهاب رفتم بیرون&#8230;وقتی برگشتیم خواب بود تو اتاق.همه خواب بودن.شهاب هم رفت خوابید.قراربود براش یه مطلب ترجمه کنم.دیدم نمیتونم بخوابم.رفتم سراغش.دیدم خوابه .چندبار خواستم بیدارش کنم اما نشد.دل و جراتم بیشتر شدده بود بعد از حال با شهاب!!دل ر زدم به دریا و رفتم جلو.تیشرت تنش نبود و یه رکابی داشتوچند بار صداش کردم..متین&#8230;متین..متین جان-تنبل نمیخوای بیدارشدی&#8230;من اومد م ها&#8230;.اما خیدر&#8230;یه لحظه صورتم رو بردم جلو.لپش رو بوسیدم اروم و شهوانی..بعد با نوک انگشتام کشیدم رو بازوهای لختش&#8230;..بیدر شد.با تعجب برگشت و وقتی منو دید&#8230;.لبخند زد.اگفتم پاشو بیا..کارت دارم..گفت باشه..وقتی خواستم برم دستمو گرفت&#8230;کشید طرف خوددش..داغ بودم..لباشو اورد جلو..منم &#8230;..و این اولین بار بود که لبای اونو لمس میکردم &#8230;واییییییییییییی&#8230;گر گرفتم&#8230;یه لب خیلی کوتاه..و زود دویدم بیرون&#8230;اصلا فکر نمیکردم که اگه کسی ببینه چی میشه..خلاصه اومدد وترجمه کردم متناشو.شب با پسرای فامیل جمع بودیم و دداشتیم پاسوربازی میکردیم..من تنها دختر تو جمع بودم..داشتیم حکم باز ی میکردیم..متین سمت چپم نشسته بود و شهاب سمت راستم.البته شهاب بازی نمیکرد.سرش رو گذاشته بود رو رون من &#8230;.و منم سرشو گاهی نوازش میکردم.متین برداشت یه بالش داد به شهاب که بیابخواب روش&#8230;شهاب گفت مگه عقلم کمه رون به این نرمی رو ول کنم رو بالش بخوابم&#8230;و هم خندیدن&#8230;موقع بازی که به جاهای حساس رسیده بودد و همه فکرشون به بردد بود&#8230;هرکدوم یه بالش بغل مونبود.منم دامن بلند پوشیده بودم.دیدم یه چزی خورد به انگشتای پام..دیدم دست متینه..کم کم دیدم داره انگشتای پا و پامو میماله که به خیال خودش منو تحریک کنه&#8230;منم ککم نمیگزید&#8230;اما خودش&#8230;&#8230;.بالاخره بازی تموم شد و رفتیم بخوابیم.اس میدادیم.بعد گفت میای تو اتاقم.خواهش میکنم&#8230;منم قبول کردم.وقتی مطمئن شدم همه خوابن-ساعت 3.5 صبح بوداخه-پا شدم اروم رفتم تو اتاقش&#8230;.فقط دلم میخواست تو بغلش باشم و لبام رو لباش..همین&#8230;.وقتی وارد اتاق شدم دیددم ایستاده&#8230;.معطل نکرد..اومد جلو &#8230;..بغل کردیم همو و لبام قفل شد رو هم&#8230;حالا نخور کی بخور..بادستم هم پشت شو ممالیدمدیدم بدجوری حشری شده&#8230;.داشت میلرزید شدید&#8230;.اصلا کنترلش دست خودش نبود&#8230;اما منوووخیلی ریلکس&#8230;دیدم اینطورینمیشه&#8230;اروم گردنشو بوسید مو لاله گوشش رو گرفتم تو دهنم &#8230;بعد در گوشش گفتم اوم..متین جان اروم باش عزیزم..من پیشتم دیگه&#8230;عجله نکن&#8230;آروم&#8230;&#8230;اروم////با لحن صدام &#8230;کمی اروم شد..محکم بغلش کرددم و نگهش داشتم..مثل اینکه یه ماددر داشت بچش رو اروم میکردد.اما تا ولش کردم باز شروع کرد&#8230;اومد رو گردنم و داشت میخورد با حرص و تند تند..بعد برم گردوند و از پشت مشغول خوردن گردنو گوشم شد&#8230;.فک کنم وقتی داشت پاهامو ومیمالید خودش حشری شده بود نه من!!!! :Dبعد یهو برم گردوند .از جلو چسید بهم و خودشو مالید بهم&#8230;کیرش رو حس کردم&#8230;میمالید رو کسم&#8230;.بدم اومد&#8230;منتظر همین یه حرکت بودم&#8230;گفتم متین ولم کن&#8230;..نمیشنید چیزی..همینطور که داشت لب و گردنو بالای سینه هامو میخورد&#8230;.خودشم میمالید..منم هی میگفتم نکن&#8230;جدا بدم اومد..من ه چی فک میکردم..اون به چیوو&#8230;..برام ثابت شد که تو تمام این سالا فقط به خاطر سکس چشش دنبال من بود&#8230;.تصمیمم رو گرفتم&#8230;. &gt;:)هنوز داشت خودش رو بهم میمالید..منم میخواستم ارومش کنم..نشد&#8230;..برم گردوند از پشت به شدت بعلم کرد..نفسم بند اومد&#8230;..دست رفت عقب..بعد گرمی یه چیزی رو روی دامنم حس کردم&#8230;وسط کونم&#8230;و بعد بوی کیر&#8230;حدس زدم که کیرشو اورده بیرون..اما اصلا نگاش هم نکردم&#8230;داشت خودش رو میمالید و کیف میکرددددددددددد پیش خودش&#8230;بعد برم گردوند و از جلو چسبید..و دوباره&#8230;.وقتی دیدم کاملا حشری شده و راست کرده&#8230;گفتم : متین&#8230;یا ولم میکنی یا داد میزنم همه بریزن اینجا میگم به زور کشید ی منو تو اتاق..!!!! &gt;:)تا اینو گفتم فک کنم&#8230;..فییییسسسسسسسسسسسسسسسسس&#8230;..کیرش خوابید!!!باورش نمیشد&#8230;زدم بیرون از اتاق!!! =))و رفتم که بخوابم.شورتم حساب یخیس شده بود!!کاش به جای اون با شهاب یه حال حسابی میکردم&#8230;.این بچه قرتی هیچی حالیش نبود&#8230;.فرداش بهم اس داد که تو خیلی ریلکس بودی..انگار نه انگار..اما من کاملا حشری شده بودم&#8230;دیوونم کرده بودی&#8230;اما بد کردی باهام!!! تا صبح از شق درد و کیر درد خوابم نبرد!!!! =))و این گونه بود که من ازش انتقام گرفتم!!!!تا عمر داره اون درد یادش نمیره..الانم محل سگم بهش نمیذارم!!!!نظر بدید..میدونم میگید اصلا سکسی نبود و از این حرفا&#8230;..به هر حال&#8230;&#8230;هرچی بود این بود&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177783</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دختر کوچولو های داغ و کس دادن باحال</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Dec 2019 09:00:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[سرصحبت]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[واااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/6SG8gUmER8ffbnGTBVCFyw/023/983/298/1280x720.c.jpg.v1699556707" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="دختر کوچولو های داغ و کس دادن باحال" title="دختر کوچولو های داغ و کس دادن باحال" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>خوشگل خوش هیکل با کمری فیلم سکسی باریک و باسن سینه هایی برجسته اون تو شهر ما یعنی تبریز از دانشگاه قبول شده بود. یک شب مامانم سکسی واسه شام دعوتش کرد خونمون شام خوردیم شاه کس بعدشام هی هر وقت نگاش می کردم میدیدم یه جوری منو نگا میکنه خلاصه شب کونی خوابیدیم سحر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/6SG8gUmER8ffbnGTBVCFyw/023/983/298/1280x720.c.jpg.v1699556707" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="دختر کوچولو های داغ و کس دادن باحال" title="دختر کوچولو های داغ و کس دادن باحال" decoding="async" /></p><h2>خوشگل خوش هیکل با کمری فیلم سکسی باریک و باسن سینه هایی برجسته</h2>
<p>اون تو شهر ما یعنی تبریز از دانشگاه قبول شده بود. یک شب مامانم سکسی واسه شام دعوتش کرد خونمون شام</p>
<h3>خوردیم شاه کس بعدشام هی هر وقت نگاش می کردم میدیدم یه</h3>
<p>جوری منو نگا میکنه خلاصه شب کونی خوابیدیم سحر خانوم تو حال منم اتاق خودم مامان اینا هم پایین.نیم ساعت بود</p>
<h4>که جنده سر جام داشتم به اندام سحر فکر مبکردم بد</h4>
<p>جوری سیخ کرده بودم که یک پستون لحظه حس کردم دارم خواب میبینم دیدم سحر جان وایستاده کنار تختم یه خورده</p>
<h5>رفتم کنار کوس تا بتونه بشینه رو تختم خلاصه سرصحبت از</h5>
<p>دوست دختر شروع شد تا رسید به فیلم سکسی که همین موقع سحر اومد بغلم دراز کشید خودشو چسبوند بهم منم شلوار سکس داستان پام نبود فقط</p>
<h6>شورت تنم بود اونم که اومد زیر لحافم ایران سکس دامنش رفت</h6>
<p>بالا. رونای داغشو حس می کردم همین که رودئو خواست نگام کنه لبام اروم گذاشتم رو لباش هی لبای همدیگه رو میخوردیم که یک لحظه حس کردم دستش خورد به کیرم. اون با کیرم بازی میکرد که من سینه هاشو در اوردم تا حالا تو فیلم سکسی ها هم همچین سینه هایی ندیدم. اونقد سینه هاشو خوردم که دیگه صدای اه اوهش بلند شد که یک لحظه دیدم سرش رفت زیر لحاف همین که کیر خیلی گندمو خواست بکنه تو دهنش حالم یه جوری شد معلوم بود دفعه اولشه خلاصه هی میخورد هی از پایین به بالا لیسش میزد این دفعه من سرمو بردم زیر لحاف که دیدم شورتش خیس خیس اولش نمیذاشت شورتشو در بیارم که خلاصه شورتشو کشیدم پایین واااااای چه کسی کوچولو تر و تمیز اونقدر خوردمش که دوباره دادش بلند شدبهش گفتم برگرده که فکر می خوام لا پایی بذارم نمی دونست می خوام از پشت بکنمش چون واقعا کون بی نظیری داشت یه ذره از اب دهنم زدم به سوراخ کونش و سر کیرم هی گفت نه نه خیلی بزرگه دردم میاد به گوشش گفتم اگه درد کنه درش میارم قبول کرد منم اروم سر کیرم گذاشتم رو سوراخ کونش می دونستم اگه بی احتیاطی کنم برای همیشه از کونش بی نصیب میشم. خلاصه خیلی اروم سر کیرمو کردم تو هی میگفت بسه تو رو خدا بسه مردم منم که تازه میخواستم گرمیه کونشو حس کنم گردنشو می بوسیدم قربون صدقش میرفتم که خودشو شل کنه لا مصب اونقدر کلفت و درازه که به سختی جا باز می کرد هروم یه خورده دیگه کردم تو چون دستمو انداخته بودم رو سینه هاش که تکون نخوره با هر فشار من ساعد دستمو گاز می گرفت یواش یواش شروع کردم به عقب جلو کردن تازه نصفش نرفته بود توش که با یه فشار تا نصف کردم تو اون کون خوش فرمش خودمم باورم نمی شد که دارم سحرو از پشت می کنم ناله هاش کمتر شده بود که دیدم کیرم جا باز کرده خودش کونشو فشار داد طرف من که واااااای حس کردم کیرم داره از گرمیه کونش میسوزه خیلی داغ بود داشت ناله میکرد منم که به پهلو پشتش بودم همونطور که کیرم تو کونش بود چرخوندمش به شکم افتادم روش شروع کردم از ته دل به تلمبه زدن با دستام مج دستاشو گرفته بودم پاهامم رو پاهاش بود که نتونه تکون بخوره خلاصه دیدم داره ابم میاد نتونستم از اون کون داغش کیرمو بکشم بیرون تا دستش کردم تو نگه داشتم تا همه ابم بریزه تو که اون موقع یه نفسی کشیدو منم کیرمو در اوردم لباشو بوسیدم نازش کردم خواست بره بخوابه که نمیتونست راه بره فردا صبح ساعت11 بیدار شد خودش میگفت تا چند روز نمیتونست راه بره اون 4 سالی که تبریز بود هر هفته 1 شب میومد خونه داییش که هر هفته سکس از پشت داشتیم یادش بخیر</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/6SG8gUmER8ffbnGTBVCFyw/023/983/298/1280x720.c.jpg.v1699556707" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177677</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کسو کونو حلق و بینی رو یکی کرد</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d9%88-%d8%ad%d9%84%d9%82-%d9%88-%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%db%8c%da%a9%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d9%88-%d8%ad%d9%84%d9%82-%d9%88-%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%db%8c%da%a9%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Dec 2019 09:00:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجام”]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[بیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاینشو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[میادبهش]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نصیبتون]]></category>
		<category><![CDATA[نگهدار]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[واساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[های بلند قد دوست بشم،یه فیلم سکسی روز تو مغازه نشسته بودم که یه دختر اومد واسه خرید اینو بگم من پوشاک فروشی(بوتیک)دارم .باورتون نمیشه من چی سکسی دیدم البته قد خود من 181cm ولی شاه کس اون خانم راهت 10cm رو من قد داشت حول شده بودم و گرخیده بودم، ازم کونی قیمت شلوار [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>های بلند قد دوست بشم،یه فیلم سکسی روز تو مغازه نشسته بودم که</h2>
<p>یه دختر اومد واسه خرید اینو بگم من پوشاک فروشی(بوتیک)دارم .باورتون نمیشه من چی سکسی دیدم البته قد خود من 181cm</p>
<h3>ولی شاه کس اون خانم راهت 10cm رو من قد داشت حول</h3>
<p>شده بودم و گرخیده بودم، ازم کونی قیمت شلوار جین گرفت آخه مگه من میزاشتم این داف از دستم بپره، خلاصه</p>
<h4>شلوارو جنده کردیم تو پاچش البته سایزش انداز یه مرد حسابی</h4>
<p>بود.سرتونو درد نیام شماره بهش دادم پستون و با هم دوست شدیم همیشه یا تو مغازه بودیم یا بیرون میرفتیم.خدایی هر</p>
<h5>جا میرفتیم کوس با چشم میخوردنمون آخه نیوشا خانوم خیلی داف</h5>
<p>بود. من همیشه وقتی کنارش وا میسادم زانوهام سست میشد. بعد چند ماه که خیلی صمیمی شدیم باهاش در مورد سکس صحبت سکس داستان میکرم نیوشا از</p>
<h6>اون دخترا نبود با سه سوت لختش کنی، ایران سکس یه شب</h6>
<p>که تا نزدیکای صبح باهاش اس ام اس بازی کردم حسابی سکسی شده بود 2 بار هم ارضا شد به من گفت پارسا تا آخر این هفته یه جا پیدا کن پیش هم باشم(منظور خانم خونه خالی بوذ).منم به خالم که باهاش راحت بودم گفتم اونم کلید آپارتمانشونو که واسه فروش گذاشته بودن و خالی بو داد به من منم به نیشا گفتم عزیزم یه جا پیدا کردم میشه چند روز توش عشق بازی کنیم،قبل رفتن تو اون خونه خالی از خالم دو سه تا پتو و بالشت گرفتم گذاشتم تو خونه،خلاصه یه رو صبح زنگ زدم نیوشا گفتو بیا او اونجا، وای خدای من درو باز کردم قد تقریبا 190ایش گیجم کرده بود تا اومد تو اومدم ازش لب بگیرم قذ بلندش باعث شد فعلا لبم به گردنش برسه یهکم گردن لیس زدم که خودش لبشو آورد پایین و لب پاینشو آزاد گذاشت من بخورم،رو لباس حال کردن با اون لذت بخش بود واسم،چرخیدم میخواستم کیرمو به کونش بمالم که باز اون شاسی بلند کارمو سخت میکرد و بدتر شهوتیم میکرد،تشنش بود منم بهش آب معدنی دادم(گیر ندین از قبل خریده بودم)،گفت لباسامونو در بیاریم من گفتم سکسی درمیاریم، خلاصه خوابوندمش رو زمین نیوشا خیلی خوش استیل بود پر بود وزنش 85کیلو بود سینه هاش 75 بود کونش اینقدر بزرگ بود یه ورش اندازه کل باسن خودم بود،لبو ازش که گرفتم شروع کرد به خوردن گوشو که من اصلا از این کار سکسی نمیشم ،منم با لبام نوک سینه های بزرگ و سکسی شو میکشیدم و میک میزدم ،از وسط سینش رفتم طرف نافش خیلی حال داف شاسی بلندمون خراب بود با دستش سرمو برد تو پاش گذاشت رو کسش گفت بخور پار سا جون منم جچوچولشو با لبام کشیدم زبونمو کردم تو کسش وقتی سرمو بالا میاوردم چشاشو میدیدم که ناله شده بود و از شهوت میخواست گریه کنه تند تر لیس میزدم کس نیوشا بزرگ بود ،کلا همه چیش large بود یهو داد زد کیرتو بکن توش ،منم چی بگم سریع کیر راست شدمو کردم تو کسش البته کیر ما بهش جواب نمیداد، بعد از کلی آه ه ه ه ه و اوه ه ه ه آبم اومد البته خیلی زود ،خانم گفت عزیزم من آبم نیموده حالا حالا اینجام تا دوباره کیرت راست میشه بخور واسم ،من خیلی بی حال بودم ولی ازش نمیشد گذشت میدونستم مثل نیوشا دوباره کم گیرم میاد،بهش گفتم بلند شو اونم سر پا شد باور کنید کنارش واساده بودم لبم کنار سینش بود منم حسابی لیسش زدم گفتم بچرخ از پشت نیوشا گفت فقط آروم آروم بکن کونم ، کونشو که روبه من کرد بیچاره خودش میدونست رو زانو نشست تا من کیرم بهش برسه اول سر کیرمو کردم توش خودس با دستش کمکم میکرد تاراحت کیرم بره تو کونش وای باورتون نمیشه چقدر داغ بود، دلم نمی اومدتلمبه بزنم آبم باز بیاد حسابی از کون کردمشاونم فقط داد میزد واش فدات شم، حالا دیگه خیلی خسته بودم کنارش خوابیدم انگا کنار یه گوریل خوابیده بودم خیلی درشت تر از من بود خدا نصیبتون کنه بفهمید،ما یه چند ساعتی لخت خوابیدیم و بعد که بیدار شدیم بازم حال کردیم منم شب نیوشا(داف شاسی بلند) رو بردم رسوندم خونه. حالا دو ساله از اون روز میگذره نیوشا پارسال تو یه صانحه تصادف فوت کرد اون آخرین عشق من و من آخرین عشقش بودم !!! من خاطره نیوشارو فقط واسه تخلیه روحم و یادش نوشتم دوستان!!! امیدوارم همیشه موفق باشید،خدا نگهدار.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d9%88-%d8%ad%d9%84%d9%82-%d9%88-%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%db%8c%da%a9%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177683</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آروم بشین رو این کیر و ببین چقدر کیف میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%da%a9%db%8c%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%da%a9%db%8c%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Dec 2019 08:27:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آذربایجان]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاههای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمان]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلای]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کانالو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کیلویی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موندنی]]></category>
		<category><![CDATA[میادبهش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پیش میشه . من امسال فیلم سکسی در یکی از دانشگاههای اصفهان قبول شدم و بعد از دو ماه به خانه برگشتم مامان و بابام خوشحال شدن سکسی و گفتن که بریم روستا !! آخه شاه کس همه فامیلای پدریم توی روستان .خلاصه ما هم رفتیم و بعد از کلی احوالپرسی من کونی رفتم بیرون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پیش میشه . من امسال فیلم سکسی در یکی از دانشگاههای اصفهان قبول</h2>
<p>شدم و بعد از دو ماه به خانه برگشتم مامان و بابام خوشحال شدن سکسی و گفتن که بریم روستا !!</p>
<h3>آخه شاه کس همه فامیلای پدریم توی روستان .خلاصه ما هم رفتیم</h3>
<p>و بعد از کلی احوالپرسی من کونی رفتم بیرون که برم خونه عموم ایناعموم خونه نبود و زن عموم با دختر</p>
<h4>یه جنده سالش اونجا بودند زن عموم (اسمشو میزارم محشر) خیلی</h4>
<p>خوشحال شد و دستم رو محکم پستون فشار داد و برام یه قهوه آورد .(از محشر براتون بگم 27 ساله پستان</p>
<h5>2 کیلویی کوس کون هندوونه اندام توپ خلاصه هر چی بگم</h5>
<p>کم گفتم )بعذ از کلی احوالپرسی سوال کردن در مورد دانشگاه و درس و کلاس و اینجور حرفا محشر ماهواره رو روشن سکس داستان کرد وای وقتی</p>
<h6>که رفت کنترل رو بیاره باسناش داشت دیوونم ایران سکس می کرد</h6>
<p>آخ که چه چیزی بودن با هذار بدبختی رضا کوچولو رو لای پاهام خوابوندم که سوتی ندم .محشر اومد کنارم نشست و کانال pmc رو گذاشت که ببینیم یه چشمم به تلویزیون بود و اون یکی به رونای محشر که دیوونم کرده بود .گفتم عمو کجاست : رفته شهر یه ساختمان گرفتن روش کار میکننازم پرسید چند تا دوست دختر اونجا داری ؟؟؟ جا خوردم با پته تته گفتم دوست دختر چیه ؟؟؟ اصلا به درد نمی خورن دخترای اونجا ؟؟!!! بعد گفت خودتی رضا مگه میشه رضایی که من میشناسم اهل دختر بازی نباشه ؟؟؟نمی دونم ازم چی دیده یا شنیده بود ولی نمیدونستم چرا داره اینارو میگه ؟؟!!!به هر حال سر صحبتو خودش باز کرده بود .تلفن زنگ زد و محشر رفت جواب بده منم بلند شدم و جلوی پنجره بیرونو تماشا میکردم که بازم هندوونه هاش رو دیدم دیگه دووم نیاوردم رفتم دستشویی حسابی به داد رضا کوچولو رسیدم اومدم بیرون که محشر رفته بود تو اتاق و داشت لباس عوض میکرد منتظر همین فرصت بودم ازلای در که یه کمی باز بود دید زدم واییییییییییی اون چی بود ازپشت تو شرت قرمز جلوه میکرد اون بدن پارچه سفید بود یا بدن محشر افسوس میخوردم که دستم بهشون نمیرسه اومدم نشستم و کنترل ماهواره رو گرفتم و کانال عوض می کردم یهو دیدم محشر اومد و نشست کنارم قلبم داشت از دهنم بیرون میزد رضا کوچولو بلند شده بود و من به زور خودمو نگه داشته بودم یه کانال که یه فیلم خارجی پخش میکرد رو گذاشتم که ببینیم یهو یه زن و مرد باهم لب به لب میرفتن اومدم که کانالو عوض کنم که گفت بذار باشه نگاه کردیم و یه چپ نگاهی بهش کردم و اون داشت با تمام حواس تلویزیونو نگاه میکرد .یه خورده باسنام رو به باسناشمالوندم که عکسالعملی نشون نداد بیشتر کردم که گفت چکار میکنی سرخ شدم و با هزار بدبختی گفتم که شکمم درد میکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خندید و یه خورده راحت شدم یهو گفت اون خانومه چه باسنایی داره تعجب کردم و زود گفتم به مال تو نمیرسه گفت خجالت بکش گفتم مگه دروغ میگم گفت جدی میگی گفتم مگه به خودت شک داری شیطونی کردم و دستم رو بردم زیر باسناش گفتم ببین چه نرمه و توپولووووووووو !!داشتم می مردم آخه دلو زده بودم به دریا گفت دستتو بکش احمق الان یکی میادبهش گفتم زن عمو به خدا خیلی دوست دارم و ازت خوشم میاد گفت منم خیلی تو رو دوست دارم بهش گفتم یه چیزی بگم نه نمیگی گفت تا چی باشه با بدختی گفتم میتونم یه ماچ از لبات بگیرم باورم نمیشد داشتم خواب میدیدم یهو دیدم لبش رو گذاشت رو لبام داشتم میمردم مثل دیوونه ها ازش لب میگرفتم و دستم رو از پشت رو باسناش میکشیدم دامنشو بالا زدم که دستمو عقب زد و گفت پر رو نشو دیگه !!دستمو انداختم گردنش و با مهارت خواستم که تحریکش کنم و به نتیجه رسیدم خودش دستشو برد تو شلوارم و کیرمو میمالید یه کم بعد آبم اومد و محشر گفت مثل اینکه تا حالا سکس نداشتی گفتم آدم دستش هم بهت میخوره آبش میاد حالا که&#8230;..یهو زنگ در به صدا در اومد سریع خودمونو جمع و جور کردیم محشر رفت درو باز کرد مامانم اینا بودند .تقریبا 90 درصد راه رو رفته بودم منم همش 3 روز وقت داشتم و باید برمیگشتم اصفهان بعد از اینکه مامانم اینا رفتن به بهونه اینکه این فیلم تموم بشه منم میام موندنی شدم تا محشر در و بست و اومد تو هال مثل وحشی ها بهش حمله کردم و ازش لب گرفتم هرچی میخوردم سیر نمیشدم بعدش گفتم زن عمو بیا یه ساعت بی خیال همه چی گفت آخه .. گفتم آخه نداره دیگه زود شلوارمو درآوردم و کیر شق شده ی من داشت شرتمو پاره می کرد ..گفت شلوارتو بپوش گفتم نه فقط زود میخوام چند تا تلمبه بزنم کافیه گفت الان یکی میاد بدبخت میشیم ها با اصرار بردمش رو رختخواب دامن و شرتشو دادم پایین وای کسسسسسسسسسسسسسسسیه تف به سر کیرم زدم و به شماره 3 فرو کردم تو یه آهی کشید و منو دیوونه کرد محکم تلمبه میزدم اونم آه و اوه میکرد &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;(ادامه دارد )نظر بدید تا ادامش رو بذارم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%da%a9%db%8c%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177698</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آوا جنده مامان گونه و کس به فاک رفته</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Dec 2019 07:18:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایان]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[استکان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتهای]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدند]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجان]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیادمن]]></category>
		<category><![CDATA[بیارین]]></category>
		<category><![CDATA[بیروون]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرام]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[موندنی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نامرتب]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییییییییییییییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که خوشتوننن بیاد&#8230;.من اسمم رو فیلم سکسی نمیخام بگم چون اگه کسی از آشنایان مون اینو بخونه من ابروم میره&#8230;&#8230;..واسه همین نمیگم کی هستم فقط در مورد سکسی قیافم میخام بگم قدم 1.65 هست و شاه کس وزنم هم 60 کیلو بفهمی نهفمی خوش قیافه هم بگین هستم&#8230;من یک دختر دایی دارم کونی خیلی ازش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که خوشتوننن بیاد&#8230;.من اسمم رو فیلم سکسی نمیخام بگم چون اگه کسی از</h2>
<p>آشنایان مون اینو بخونه من ابروم میره&#8230;&#8230;..واسه همین نمیگم کی هستم فقط در مورد سکسی قیافم میخام بگم قدم 1.65 هست</p>
<h3>و شاه کس وزنم هم 60 کیلو بفهمی نهفمی خوش قیافه هم</h3>
<p>بگین هستم&#8230;من یک دختر دایی دارم کونی خیلی ازش خوشم میاد در مورد اون میخام بگم دختر توپل و سفید عین</p>
<h4>برففففف جنده قد حدودآ 60 و وزنش هم 54 شاید &#8230;.خیلی</h4>
<p>هم با صلیقس خدایش وقتی میبینمش پستون دست پامو گم میکنم و تته پیته میشم نمیتونم حرف بزنم راستی اینم بگم</p>
<h5>من 19 کوس سالمه و اون 21 دوسال از من بزرگ</h5>
<p>تره&#8230;..همیشه وقتی میاد خونه ما اول دست پاچه میشم بعدآ عادت میکنم و خلاصه میتونم راحت باشم باهاش هر عید اون میاد سکس داستان خونه ما ما</p>
<h6>هم میریم خونه اونا خلاصه خیلی خونواده هامون ایران سکس باهم صمیمی</h6>
<p>هستند یه روز عید با داداش بزرگش و زند داداشش اومد خونه ما عید من خونه دوستم بودم اومدم دیدم خونه مهمونه رفتم تو حموم موهامو درست کردم یه کم ژل زدم اومد دیدم به به ببین کی اومده نزدیک بود دست پامو گم کنم رفتم با داداش دست دادم احوال پرسی کردیم با زن داداشش هم دست دادم رسیدم به خانوووم دست دادم داشتم از خجلات میر فتم تو زمین اون وقتی دید من خجلات میکشم خندید و من داشتم میممردممممم صورتم قرمزززز شده بود داشتم اینو اجساس میکردم خلاصه رفتم یه گوشه نسشتم بابام داشت با داداش حرف میزد و منم یه استکان چایی ریختم اونو که یواش یواش خوردم یه کم راحت شدم و به حالت عادی برگشتم مبایلمو در اوردم الکی مشغول شدم مامانم داشت با زن داداشش حرف میزد به خواهرام گفت برین برا نهار یه چیزی درست کنین رفتن بیرونننن خلاصه خانوووم بیکار مونده بود داشت در و دیوار رو نگاه میکرد دیدم بیکاره نگاه کردم تا چشم به چشمش خورد خندید منم خندم گرفت چون ما تو خواده ما خیلی به هم اعتماد داشتن بهم گفت رامین پاشو با هم بریم میخام از انترینت برام یه موضوع بگیری آخه دانشگاه میرفت منم گفتم باشه با هم رفتیم اتاقم خیلی نامرتب بود هه هه خجالت کشیدم رفتم سراغ کامپیوتر خلاصه کامپیوتر رو روشن کردم گفتم بیا بشین اومد نشت رو صندلی من منم نشستم پهلوشش داشتم براش در مورد استاد خوب تو اینترنت سرج میکردم هر چند ثانیه بهم نگاه میکردم و میخنید گفتم چته داشتم عصبی میشدم اینم بگم شهوتتت داشت از صورتم میریخت که یه هوووو خیلی اروووم اومد جلو دستشو گذاشت رو رونم گفت به چی فکر میکنی داشتم از شق در میمرمدممممممممممممم که گفتم به هچی دستشو خیلی اروم اورددد بالا اروم از رو شلوار کیرمو لمس کردم وایییییییییییییییییییییییییی بلهههه خانوم هم خیلی تو کف ما بود و ماهم خبر نداشتیم خلاصه اون نیم ساعت کلی براش موضوع گرفتم و پرینت کردم که اومدیم تو حال همه نشسته بودن مامانم صدا زد رامین برو با خواهرات کمک کن غذا رو بیارین دیگه خجلات نمیکشیدم راحت بودم بعد اوون لحضه نهار و خوردیم خلاصه شب شد میخاستن برن بابام نزاشت خیلی اسرار کرد خلاصه شام خوردیم و هر کی رفت بخابه داداشش با زن دادشش رفتن تو اتاق داداش بزرگم داداشم با زنش اینجان نیست لندنه واسه همین اونا رو اون شب راه دادیم مامان بابا رفتن اوتاقشوونن خواهرام هم رفتن بخابن خانوووم هم باهشوون رفت من هم رفتم تو اتاقم خابیدم صبح زووود داداشش با زن داداشش میخاستن برن به خانوم گفتن بیا بریم خواهرم خیلی اسرار کردن گفتن تو بمون فرادا رامین میرسوند&#8230;.خلاصه موندنی شد و اونروز هم دانشگاه نرفت&#8230;.خواهرام هم رفتن دانشگاه شووون بابا هم رفت سر کار من موند مامنم خانوممم&#8230;اون بهم گفت من اینجا حوصلم سر میره میشه بریم عکسای تو کامپیوتر و نگاه کنیم مامانم داشت با تلفن حرف میزد&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;رفتیم دوباره نشست همون جا خییلی سریع کامپیوتر رو روشن کردم دیدم خیلی فرق کرده یه جوری شده شهوتی شده بوددد میدونست دیگه به جز مامان من دیگه هیچ کی نیست تو خونه یه هووو مامانم داد زد رامیییییییییییینن من دارم میرم خونه عموت برا دختر عموت خاستگار اومده میرم ببینم چی خبره منم گفتم باشه مامان جان خدااااااااااا از مادری کمت نمکنههه مامانم رفت درووو هم محکم پشت سرش بست و من موندم خانوووم خونههههههههههه&#8230;.اومدم خیلی سریع نشتستم کنارش قلب به سرعت داشت میزد شق کرد بودم اومد دوباره دستشوو گذاشت رو کیرم گفت ببینمش چی به روز این زبون بسته آوردی&#8230;&#8230;&#8230;.وای دیگه داشت خاب میدیدم تو حال خودم نبودم دستشو گرفتم اوردم حولش دادم رو تختم خودم هم پیردم روشششش خیلی داغ بودیم همین جور داشتم میخوررردمش لب میگرفتیم و حال میکردم پایین اودم گردننننننن داشتم خواب میدیدم اصلآ باورم نمیشد خقیقت داشته باشه نمیدونستم این غت حشری باشه من همین جور که روش بودم داشتم ماچش میکردم یه یه هوووو کف پاشووو گذاشت رو سینم حولم داد انورررررر نگران شدم داره چی کار میکنم که عین دیووننه ها لباساشو در آورد و یه کرست سفید با یه شرت سفید عین سگ بهم حمله کرد منم با زانو رو تخت نشسته بودم و اومد نزدیکم پیرهنمووو در آورد و رفت سراغ کمر بندم اونم بازش کردم منم شلوارمووو کشیدم پاینن و شرتم داشت پاره میشد که خودشو عین قلاب حلقه کرد دور گردنم خیلی داغغغ بود شرتش خیس شده بود داشت حال میکرد پاهاشو دور کمر حلق کرده بود و دستاشو هم دور گردنم منم با زوووور هر چی تمام تر باندش کردم و محمکم کوبیدمش رو تخت تخت هم خیلی نرم بوددددددددددددد صدای ملچ ملچ بلند شد حدود 13 دقیقه همیدگه رو خوردیم میگفت میخاممتتتتتتتتت کیر گنده هی داشت بهم میگفت کیر گنده داشت خندم میگرفت خیلی خیلی خوش بو هم بود لامذهب خلاصه جدا شدیم و رفتم سراغ سینه هاشش سفییییییییییییییییییییییید عین برف و نوکش هم صورتی سیخ شده بود و منم نخور که بخوررر خیس خیس شده بود سینه هاش اومدم پایننن نافشو هم لیس زدم رسیدم یه کوس شورتشو کشیدم پاین یه کس مثل هلوووووووووووووووووو سفییییییییددددد عین برف بدون حتی یه تار مووووو یه خط زیبا که وصل میشد به کوونش و خلاصه هر چی بگم کم گفتم من انتهای تخت بودم اوننن وسط بوددد دوباره حولم دا پشتم چسید به آهن عقبیه تخت من با زانو نشسته بودم همین که به پشت خابیده بود باسنش رو رونهای من بود که شورت تنش نبود کوسی که همیشه تو خاب میدیم الان جلو چشمام بود که از قسمت باسن خودشوووو بالا کرد گفتت بخووووووووووووووووووووووووو<br />
ورررررررر دست راستشو کرد تو دهشننننن و یه کم که خیس شد وباره دست چپشو کرد تو دهنش اونم خیس شد هر دوتار کشید بیرون یه کم اخخخخخخخخخخ توووف انداخت کف دستش و دستاش کاملآ با تفش خیس بودند محکم کوبید روی کسش گفت بخورررر چشمام از حدقه زده بود بیروون خیلی برام جالب بود آخه از حد بیشتر حشری شده بود منم یه لیس زدم هاااااااااااااهههههههههههه گفت و منم عین سگ خوردم گفت دارم ارضا میشم که دهنموو برداشتم شل شد گفتم الان نوبت توهههه بلند شدم کیرمو گذاشتم دهنش ساگ میزد خیلی هم رحفههههههههییییییداشت آبم میوم از دهنش در آوردم و گذاشتم لایه سینهای سفیدش خومووو از قسمت ناففف انداختم رو صورتش که همیه آبم خالی شد روی سینه هاششش شل شدم از تخت افتادم پیانننن اون که بی حال بود منمم داشت خابم میبرد جلدی بلند شدم گفتم پاشو الان همه میان بلند شد دیدم تخت خیلی نامرتبه اصلآ کلن نامرتبه رفتیم اول اون حمام کرد من لخت دم در حمام نشسته بودم خانووم بیاد بیرون اومد بیروننن دیدم لخته دوباره حشری شدم رفتم نزدیکش از در حمام که اممد بیرون حولش دادم به دیوارر حوله پوشیده بود به سینه برش گردوندم داشت میخندید کوسیییییییییی کیرمووو گذاشتم لای چاک کونش بالا پاین کردم 1 دیقیه یی ارضا همین که داشت آبم میووومد داخل حمام رفتم و دوش گرفتم وقتی اومد بیروون دیدم اتاقو مرتب کرده و خیلی ازش خوشم اومددد بعد هم ظهر شد خاهرام هم اومدند مامانم همه اومد شب که شد شام که خوردیم گفت میخام برم منم سوار ماشین کردمش بردم خونه شوننننن پایان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177657</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده انگلیسی وقتی بغل شوهر جدیدش هست خجالت میکشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%d8%b4-%d9%87%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%ac/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%d8%b4-%d9%87%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%ac/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Dec 2019 04:39:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایروبیک]]></category>
		<category><![CDATA[باشهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برادری]]></category>
		<category><![CDATA[براندازش]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودباورم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بودماونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمیه]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونیه]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پونزده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تناسلی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چهاردست]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[ذهنتون]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[غافلگیر]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردناون]]></category>
		<category><![CDATA[کنمسریع]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نادیده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[چهار سال پیش بود که فیلم سکسی شایان از حموم اومده بود و داشت توی اتاقش لباساش رو عوض میکرد و منم بی خبر از همه جا سکسی به هوای برداشتن یکی از سی دی شاه کس های شایان رفتم توی اتاق و اون صحنه رو دیدم.راستش خودمو معرفی نکردم.من مریم هستم کونی و 22 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>چهار سال پیش بود که فیلم سکسی شایان از حموم اومده بود و</h2>
<p>داشت توی اتاقش لباساش رو عوض میکرد و منم بی خبر از همه جا سکسی به هوای برداشتن یکی از سی</p>
<h3>دی شاه کس های شایان رفتم توی اتاق و اون صحنه رو</h3>
<p>دیدم.راستش خودمو معرفی نکردم.من مریم هستم کونی و 22 سالمه.اولین رابطه ی جنسی که داشتم خوب پیش نرفت.اون موقع من18 سالم</p>
<h4>بود جنده و تازه با یه پسر دوست شده بودم و</h4>
<p>اونم سر دو هفته منو برد پستون خونشون ولی وقتی میخواست شروع کنه من ترسیدم و فرار کردم و دیگه با</p>
<h5>هیچ پسری کوس دوست نشدم تا وقتی که اون اتفاق افتاد.شایان</h5>
<p>برادر کوچیکم هست و 19 سالشه ولی چهار سال پیش و وقتی هنوز 15 سالش بود اولین تاثیر رو روی من گذاشت سکس داستان و اونم دیدن</p>
<h6>بدن لختش و از همه مهمتر آلت یا ایران سکس به قول</h6>
<p>شما پسرا کیرش بود.باورم نمیشد که یه پسر پونزده ساله کیر به این بزرگی داشته باشه.وقتی با هم روبرو شدیم هم من و هم اون غافلگیر شدیم به خاطر همین چند ثانیه فرصت پیدا کردم براندازش کنم.اویزون و شل بود و فکر کنم 10-15 سانتی میشد.با تعریفایی که از شیدا شنیده بودم اندام تناسلی پسرا موقع سکس به دو برابر حالت معمولی میرسید و نمیتونستم تصور کنم که کیر آقا شایان موقع اون کار چقدر میتونست بشه.بعد از چند لحظه شایان سریع دوید پشت میز کامپیوترش و داد زد:«حواست کجاست مریم.»من که هنوز گیج و منگ بودم سریع از اتاق شایان اومدم بیرون و رفتم توی اتاقم و شروع کردم به فکر کردن.اون موقع من یه دختر 18 ساله ی بی تجربه بودم و فکر میکردم من و برادرم شایان هیچ موقع نمیتونیم با هم رابطه ی جنسی داشته باشیم ولی اشتباه میکردم و چند سال بعد بالاخره این اتفاق افتاد.این اواخر متوجه نگاه های سنگین شایان روی خودم شده بودم و نمیدونستم چیکار کنم.من از 15 سالگی کلاس ایروبیک میرفتم و حالا دیگه خودم مربی بودم و به خاطر همین هیکل خوبی داشتم و فکر کنم همین هم باعث جذب شایان شده بود.خیلی راحت میتونستم متوجه بشم که وقتی خم میشدم نگاهاش توی سینه هام بود و وقتی راه میرفتم مدام از پشت بهم نگاه میکرد و خب منم زیاد بدم نمیومد.این اتفاق ها گذشت تا اینکه یه شب اون اتفاق افتاد.من و شایان توی خونه تنها بودیم.نمیدونم چرا ولی اون شب لباس بازی پوشیده بودم.یه تاپ تنگ صورتی بندی که خیلی راحت خط سینه هام روی نشون میداد و یه دامن چین دار تا زیر زانو هام.اون شب شایان دیگه با نگاه هاش داشت منو میخورد تا اینکه حوالی ساعت 10 شب بالاخره کارش رو کرد.من توی آشپزخونه بودم و داشتم غذا میخوردم که شایان اومد و بی هوا از پشت خودشو چسبوند بهم.کاملا غافلگیر شده بودم و نمیدونستم چیکار کنم.سریع گفتم:«چیکار میکنی دیوونه؟»دستمو بردم عقب تا شایان هل بدم که فهمیدم شایان هیچی تنش نیست.سریع برگشتم سمتش و دوباره خاطره ی اولین باری که کیر شایان رو دیدم برام زنده شد ولی این بار کاملا روی هوا سیخ بود و واقعا برای یه لحظه ترسیدیم.قطرش اندازه ی سه چهار سانتی بود و حدودا بیشتر از 20 سانت طول داشت.هنوز دقیقا نمیدونستم که چه اتفاقی قراره بیفته ولی با دیدن کیر بزرگ شایان یه دلهره ی خاصی توی دلم افتاد.شایان که متوجه شده بود من محو کیرش شدم دوباره اومد سمتم و این بار سریع تاپم رو داد بالا و شروع کرد با دو تا دستاش از روی سوتین سینه هام رو می مالوند.احساس میکردم قلقلکم میاد ولی اونقدر دلچسب بود که نمیخواستم تموم بشه.دیگه کامل خودمو تسلیم شایان کرده بودم.اونم کارشو خوب بلد بود.خیلی سریع تاپمو از تنم در اورد و بعد هم بند سوتینم رو باز کرد و انداختش یه گوشه و یهو شروع کرد به مکیدن سینه هام. اونقدر حس خوبی بهم دست داده بود که خودم ناخوآگاه دستم روی توی دامنم بردم و از زیر شرت شروع کردم به مالیدن کسم.شایان منو به دیوار چسبونده بود و با سرعت داشت سینه هام رو میخورد و منم هر لحظه بیشتر تحریک میشدم طوری که همینطور که شایان داشت سینه هام رو میخورد،خودم دامنم رو از پام در اوردم و انداختم گوشه ی آشپزخونه.شایان که متوجه کارم شد سریع دستش انداخت دور کمرم و بلندم کرد و بردم توی اتاق و گذاشتم روی مبل و خودش جلو نشست و دستاش رو برد که شرتمو در بیاره ولی نمیدونم چرا ناخوآگاه دستامو گذاشتم روی دستاش تا مانعش بشم.شایان تا این حرکتم رو دید دستاش رو برداشت و این دفعه زانوهام رو گرفت و پاهام رو از هم باز کرد.کسم کاملا خیس بود و شرت سفید رنگم کامل چسبیده بود بهش و شایان هم سریع از روی شرت زبونش رو گذاشت روی کسم.نمیدونستم جیغ بزنم یا ناله کنم.اونقدر به این کارش ادامه داد که وقتی میخواست شرتمو در بیاره اصلا متوجه نشدم و وقتی فهمیدم شرت پام نیست که زبونش رو روی چوچولم حس کردم.خیلی ظریف و آروم زبونش رو روی چاک کسم بالا و پایین میبرد و منم همزمان باهاش روی مبل خودمو بالا و پایین میکشیدم و غرق شهوت بودم. مطمئنا میدونست که من دختر بودم و هنوز نمیدونستم امشب قرار بود چه اتفاقی بیفته.چند دقیقه به خوردن کسم ادامه داد تا اینکه یهو از روی مبل بلندم کرد و گذاشتم روی زمین.به حدی شهوتی شده بودم که نمیدونستم داره چیکار میکنه.شایان سریع دو تا کوسن از روی مبل برداشت و منو دمر خوابوند و اون دو تا کوسن و گذاشت زیر شکمم طوری که کونم کاملا بالا اومد.اونقدری میدونم که همونطوری که دمر خوابیده بودم پاهام رو باز کرده بودم و خودم داشتم کسمو میمالوندم و منتظر بودم تا شایان دوباره بیاد.برای چند لحظه حواسم به خودم بود که احساس کردم یه چیز سرد با سوراخ کونم برخورد کرد.چشمام رو باز کردم و قوطی لوسیون بدن رو کنارم دیدم.به سختی گردنمو برگردوندم و دیدم شایان داره با لوسیون سوراخ کونم رو چرب میکنه. تازه یاد حرف دوستم شیدا افتادم که میگفت پسرا عاشق کون دخترا هستن.درسته شایان میخواست از سوراخ کون باهام سکس کنه.تصمیم گرفتم حرفای شیدا رو نادیده بگیرم و به این کار تن بدم.برای چند لحظه شایان خودشو روی من انداخته بود و کیرشو روی چاک کونم میکشید تا اینکه بلند شد و پاهام رو همونطوری باز کرد و بین پاهام نشست.سر کیرشو احساس کردم که روی سوراخ کونم گذاشته. اونقدر داغ بود که سردی لوسیونی که به سوراخ کونم مالیده بود رو حس نمیکردم.یه کم کیرشو روی سوراخ کونم تکون داد و چند تا ضربه با کف دستش به لمبرای کونم زد و آروم کیرشو فشار داد.برای یه لحظه احساس کردم میخوام منفجر بشم<br />
.نفسم بند اومد. نمی دونستم باید جیغ بزنم یا داد.اونقدر به خودم پیچیدم که به اولین ارگاسمم رسیدم.شاید دو سه سانتی کیر شایان توی کونم بود. همونطوری نگه داشته بود تا اینکه فشارو بیشتر کرد.میتونستم کیر بزرگ شایان رو حس کنم که داشت توی سوراخ کونم جلو و جلوتر میرفت و من فقط داشتم لبامو گاز میگرفتم و منتظر بودم متوقف بشه ولی اون کیر بزرگ تا کاملا توی کونم جا بشه خیلی مونده بود.شایان همینطور که جلوتر میومد بعضی موقع ها متوقف میشد و بعضی موقع ها یه کم عقب میکشید و دوباره جلو میرفت تا اینکه احساس کردم کاملا بدنش چسبیده به کونم و این یعنی کیرش رو تا انتها توی کونم کرده بود.اونقدر ها هم که شیدا میگفت سخت نبود و فقط وقتی میخواست شروع کرد درد عجیبی داشت.شاید برای دو دقیقه شایان توی همون حالت روی من خوابیده بود تا اینکه همونطوری که کیرش توی کونم بود کمرمو گرفت و کشید عقب و بلندم کرد طوری که توی حالت چهاردست و پا جلوش بودم و اونم پشتم بود.یه کم دیگه صبر کرد تا اینکه احساس کردم کیرشو داره میکشه عقب. فکر کردم میخواد در بیاره ولی وقتی کیرشو تا حدودا نصفه کشیده بود عقب دوباره با سرعت و قدرت بیشتر فرو کرد.یهو دوباره نفسم بند اومد.بازم این حرکتو تکرار کرد و یواش یواش سریع تر شد.فقط میتونستم حس کنم کیر بزرگش رو تا آخر میکشه بیرون و دوباره با شدت میفرسته تو.منم بیکار نبودم و دستم رو از زیر روی کسم گذاشته بودم و غرق شهوت بودم.دیگه دردی نداشتم و تازه داشتم اوج هم میگرفتم.شایان خیلی سریع کیرشو توی کونم جلو و عقب میکرد و صدای شالاپ شالاپ برخورد بدنش با بدن من بیشتر تحریکم میکرد.اونقدر به مالیدن کسم ادامه دادم تا به ارگاسم دوم رسیدم ولی شایان کارش تمومی نداشت.همینطوری سرمو گذاشته بودم زمین و از لای پاهام داشتم به کیر شایان نگاه میکردم که توی کونم عقب جلو میرفت.یه کم سوزش داشتم ولی به لذت نگاه کردنش می ارزید.کم کم احساس کردم سرعت شایان خیلی بیشتر شده تا اینکه یه آن شایان کیرشو تا ته کرد توی کونمو و منو محکم نگه داشت و احساس کردم برای چند لحظه کیرش کلفت تر شد و بعد شروع کرد به نرم شدن.شایان هلم داد و من دوباره افتادم روی کوسن ها و اونم روم افتاد و کیرش خیلی آروم از کونم خزید بیرون.یه کم همینطوری روم بود تا اینکه بلند شد و کنارم نشست و با دست شروع کرد به نوازش سوراخ کونم.احساس میکردم وقی انگشت شایان میره توش همینطوری باز میمونه.کوسن ها رو از زیرم برداشتم و نشستم و به شایان نگاه کردم.اونقدر غرق در لذت بودم که یه لبخند زدم و لبمو بردم جلو و شایان هم سریع لبمو بوس کرد.اون شب یه بار دیگه هم چند ساعت بعد با هم سکس کردیم و اون اتفاق اولین رابطه ی جنسی من با برادرم و کلا اولین رابطه ی جنسیم بود و حالا که دو سه ماهی میگذره شاید هفته ای یه بار یا دو هفته ای یه بار وقتی موقعیتش پیش میاد بازم به قول خود شایان بهش کون میدم.تازه متوج شده بودم که چه لذتی رو تو تمام این سالها توی خودم خفه کرده بودم و حالا برادرم داشت اون رو بهم تقدیم میکرد.لذت سکس بدون ترس.بدون واهمه از اینکه بکارتت رو ازت بگیرن و بدون ترس از اینکه بعدا بخوان ازت سو استفاده کنن.کاملا امن و مطمئن و لذت بخش.به تمام دخترایی که وبسایت شهوانی رو میخونن توصیه میکنم اگر برادری دارید و میخواید سکس رو شروع کنین بهترین کار همینه و سعی کنید یه جوری به طرف بفهمونید که راضی هستید.چمیدونم مثلا لباسای باز جلوش بپوشید یا اتفاقی بدن لختتون رو بهش نشون بدید یا هر کاری که به ذهنتون میرسه ولی این کارو بکنید و مطمئن باشید پشیمون نمی شید&#8230;.پایان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%d8%b4-%d9%87%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%ac/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177636</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس با سینه های خوشگل و عملی به صورت داگی کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Dec 2019 08:51:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[برایتان]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[خوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[روزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدید]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وداشتم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من یک زن عمو دارم فیلم سکسی که هیکل مناسبی دارد ومن ان روزها در خانه آنها بودم من چند وقتی بودکه تو کف زن عموم بودم سکسی تو روزهایی که میگذشت میدیدم کهعمداً لباسهای شاه کس زیر خودشو جلو دید من میگذاشت تا من آنها را ببینم من هم در فرصت کونی مناسب وزمانی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من یک زن عمو دارم فیلم سکسی که هیکل مناسبی دارد ومن ان</h2>
<p>روزها در خانه آنها بودم من چند وقتی بودکه تو کف زن عموم بودم سکسی تو روزهایی که میگذشت میدیدم کهعمداً</p>
<h3>لباسهای شاه کس زیر خودشو جلو دید من میگذاشت تا من آنها</h3>
<p>را ببینم من هم در فرصت کونی مناسب وزمانی که کسی منو نمیدید آنها رو به کیرم میمالیدم و با آنها</p>
<h4>حال جنده میکردم و این کارهای من از چشم زن عموی</h4>
<p>عزیزم پنهان نبود و او میفهمید پستون که من به لباسهای زیر او دست میزنم یک روز که من در حمام</p>
<h5>بودم وداشتم کوس به یاد لباسهای زیر او و کون خوش</h5>
<p>فرمش جلق میزدم زن عموم پشت در حمام اومد و گفت بابک جان میخوای کمرتو لیف بزنم من تا اومدم بگم نه سکس داستان اون وارد حمام</p>
<h6>شد من هم که فقط شورت پام بود ایران سکس خیلی جا</h6>
<p>خوردم نا خوداگاه دستم روی کیرم رفت چون از داخل شورتم داشت میرد بیرون و زن عموم متوجه اون شده بود به روی خودش نمیاورد من پشتمو به زن عموم کردم و اون لیفو دستش گرفت شروع کرد به لیف کشیدن کمرم و همینطور که کمرمو لیف میکشید یک مرتبه شورتم پاین اورد و کونمو لیف کشیدوقتی پشتم تموم شد گفت برگرد من هم که خیلی خجالت میکشیدم گفتم نه خودم میتونم دستت درد نکنه که گفت چرا خجالت میکشی من تو رو از بجگی بزرک کردم و مثل مادرت میمونم منم که کیرم بلند شده بود نمیدونستم چی بگم یه مرتبه خودش منو برگردوند و متوجه کیرم شد و به رو خودش نیاورد و شورع به لیف کشیدن شد از بالا که به پایین میومد یه مرتبه دستش به کیرم خورد وچند ثانیه رو کیرم مکث کرد من متوجه اون شدم که با دو چشمش به کیرم زل زده بود بعد یه نگاهی به من کرد و گفت بزرگ شدی ها خوش به حال کسی که زن تو بشه منم که دیدم بدش نیومده بهش گفتم دوسش داری گفت کی رو گفتم کسی نه کیرم رو میگم گفت اره خیلی دلم میخاد مال من باشه منم بهش گفتم مال تو هر کاری که میخای بکن زن عموم که منتظر همین حرف بود زود شروع به خوردن کیرم کرد همینطور که کیرم رو میخورد منم با سینه هاش بازی میکردم و شروع به لخت کردنش کردم وبا سینه هاش ور میرفتم بعد شروع به خیس کردنش کردم وبا آب وصابون کسش رو شستم وشروع به خوردن کسش کردم که صدای ناله اش بلند شد منم که نمیتونستم طاقت بیارم کف حموم درازش کردم سر کیرمو گذاشتم در کسش و یهو فشارش دادم که صدای دادش بلند شد شانس آوردم که اون زمان کسی خونه نبود منم شروع کردم به تلمبه زدن همینطور که تلمبه میزدم داد میزد بکنم منم تلمبه میزدم وبا صابون بدنشو لیز میکردم که دیدم بی حال شد و من بهش گفتم برگرد کیرمو گذاشتم در سوراخ کونش و آرام داخش کردم که یه آهی کشید ولی از شدت بی حالی چیزی نگفت منم شروع کردم به عقب وجلو کردن کونش تقریباً گشاد بود راحت میتونستم عقب وجلو کنم که بعد از دو دقیقه ابم اومد و من همشو داخل کونش خالی کردم و بی حال رو زن عموم افتادم ومحکم بوسش کردم و ازش بابت این سکس تشکر کردم این بود خاطره من وزن عموجانم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177563</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه حالی میده لب استخر تا ته بزاری تو کس همچین جنده ای</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Dec 2019 10:16:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیارم]]></category>
		<category><![CDATA[ازونجا]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بهزاده]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[داروخانه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[ساراست]]></category>
		<category><![CDATA[سایلنت]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیه]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[کونمون]]></category>
		<category><![CDATA[گازشون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مهمترین]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همراهش]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیشو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تا حالا کس نکرده بودم فیلم سکسی نه چیزه دیگه اما واسه اولین بار بود که طعم واقعیشو حس کردم&#8230;.. راستی سلام اسمم بهزاده 25 سالمه دانشجو سکسی و&#8230;. ازونجا که کارم تویه جای عمومیه شاه کس و بیشتر با زنا وب بچه ار داریم منم خود به خود یه پسری شدم کونی که عاشقه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تا حالا کس نکرده بودم فیلم سکسی نه چیزه دیگه اما واسه اولین</h2>
<p>بار بود که طعم واقعیشو حس کردم&#8230;.. راستی سلام اسمم بهزاده 25 سالمه دانشجو سکسی و&#8230;. ازونجا که کارم تویه جای</p>
<h3>عمومیه شاه کس و بیشتر با زنا وب بچه ار داریم منم</h3>
<p>خود به خود یه پسری شدم کونی که عاشقه سکسه و الانم می خوام یکیشو تعریف کنم. روزی که اومد تو</p>
<h4>محل جنده کارم دو تا بچه همراهش بود راستش منم چند</h4>
<p>وقتی بود که هم سکس نکرده پستون بودم هم اینکه با دوست دخترم بهم زده بودیم و دیگه حالو حوصله منت</p>
<h5>کشی دخترو کوس نداشتم. دختری که باید دهن خودتو سرویس کنی،</h5>
<p>کلی واسش خرج کنی تا آخرش به زور از کون بکنیش تازه طلب کارم باشه جنده خانووووووم!!!! واسه همین دنباله یه زن سکس داستان بودم چه بهتر</p>
<h6>که بیوه باشه&#8230; خلاصه یه نیم ساعتی اونجا ایران سکس بود حس</h6>
<p>کردم یواش یواش داره میره. خدا رو شکر یه قد و قیافه ای هم داریم که طرف نرینه بهمون. با ترس و لرز که اولا فحش نده بعدشم دستمو رد نکنه شمارمو تو یه کاغذ نوشتم و انداختم تو مسیرش&#8230; اومد جلوتر و برداشت&#8230;. مارو میگی تو کونمون عروسی شد!!!! نیم ساعت بعدش زنگ زد!!! ازین چرت و پرتای معمولی باره هم دیگه کردیم فهمیدم اسمش ساراست (البته تو اینجا واسه آبرو داری) و از شانسه تخمیه من اون بچه ها برادر زادهاش بودن خودشم مجرده 2سالم ازم بزرگتره!!! ای کیر تو این شانس خیلی تنها بودم این تنهایی هم واسه غرورم بود نه واسه نبود دختر خلاصله گفتیم یه چند روزی تحملش کردم که دیدم نه نمیشه باید به خانوم اطلاع بدیم عزیزم من بیدار شدم صبح بخیر ، گلم دارم صبحانه کوفت می کنم، نفسم دارم میرم یونی و&#8230;. دیگه جوابشو ندادم. گفتم کونه لقش تا&#8230; بعده یه ماه اومد دوباره مغازه منم بد کفگیرم خورده بود تو کونم&#8230; بابا یکی بیاد فقط لب بده!!!! اصلا کسشو می خورم فقط یکی بیاد!!! شمارشو پاک کرده بودم ای کیر تو این شانس رفتم تو اینباکس&#8230; ایول یکی از اس ام اساش تو گوشی مونده بود. یه اس ام اس دادم تخمشم حسابم نکرد! بازم کیر خوردم! نشستم یه گوشه و تو حاله خودم بودم سرمو که آوردم بالا دیدم نیستو رفته&#8230; گوشیم که زنگ خورد هر کسیو حدس زدم جز اون با قیافه سگی که واسم گرفته بود. گفت گوشیش سایلنت بوده در ضمن انتظار نداشته منم زنگ بزنم گفت چرا نگام نکردی منم که دیدم اینجوریه نگفتم که تخمشو نداشتم.. گفتم: از ناراحت بودم (یکی نبودم بگه بچه پررو طلب کارم شدی) خلاصه گفتم ببین من حالو حوصله این لوس بازیا رو ندارم. دوست دارم باهات باشم اما نه اینکه اینه بچه ها کجا میری و کجا میای و&#8230; در ضمن یه چیزی گفت چی: بهش فهموندم سکس.. البته با هزار تا فلسفه بافی نه به این راحتی!!! دیدم اون بدتر از منه&#8230; دیگه توپه توپ بودم بعد یه مدت همه گفتن امروز چته شارژی!! دو بار باهاش رفتیم بیرون دفعه دوم دستم لای پاش بود وقتی یکم کسشو مالیدم دیدم چشاش خمار شد باورم نمیشد دیگه اینقدر حشری باشه. خلاصه گفتم بریم خونه ما گفت بریم از سفره خونه اومدیم بالا سواره ماشین شدیمو منه تو کفم واسه اینکه خماریش نپره دستم لا پاش بودو داشتم کس مالی می کردم!!! رفتیم تو خونه انگار که اون منو شکل کیر میدیدو منم اونو شکل کون!! لباسا رو جر میدادیم از تنه هم لبامونم از هم جدا نمیشد اینه این قحطی زده ها شده بودیم خودم نمیدونم کجاهاشو می خوردم&#8230; دست، پا، گوش، چشم، گاز میگرفتیم، بوس میکردیم و لیس می زدیم.. وقتی نگاه کردم لباس تنمون نیست خندم گرفت اصلا نفهمیدم چطوری اینهمه لباس از تنمون درومد اونم منی که عاشقه این بودم لباس دخترو یواش یواش از تنش در بیارم! بی خیال شدم و رفتم سراغه سینه هاش بزرگ نبود ام کوچیکم نبود مثله سگ گازشون می گرفتم!! اونم فقط جیغ میکشید.. جیغ نزن سارا همسایه ها میفهمن&#8230; خب تو گاز نگیر احمق!! نمی تونستم ولش کنم باورم نمی شد خیلی کشش داشت بدنش. وقتی کسشو دیدم پشمام ریخت!! صورتیه صورتی یه لحظه شک کردم کسش داره منو می خوره یا من کسشو! چشام سیاهی میرفت افتادم به جونه کسش اونم دیگه آبرومونو جلو همسایه ها برده بود&#8230; دوست داشتم بگم سارا جونه مادرت لال شو اما وقتی با یه حالتی می گفت بهزاااااد جونم منم شهوتم بیشتر میشد و کاری باهاش نداشتم. منو آورد بالا دوباره لب بازی شروع شد که نوبتیم باشه نوبته اونه. از گردنم شروع کرد تا رسید به کیرم داشتم می مردم باورم نمی شد چقدر قشنگ تنمو می خورد.. اما تا حالو شده کسی واستون ساک بزنه شما هم وانمد کنید که دارید حال میکنید!!! من همیشه اینجوری بودم وقتی دوست دخترم ساک میزد به زور آه و ناله میکردم. اما بچه ها وقتی سارا کیرمو شروع کرد به خوردن واقعن جونمو سر کیرم دیدم دیونه که بودم دیونه ترم شدم خودمو تو آسمون میدیدم داغه داغ&#8230; بسه بسه بسه ولش نکرد عوضی منم که فکر نمی کردم آبم با ساک زدن بیاد شرمنده کیرم شدمو&#8230; پاشید سر و صورت سارا.. اونم یکمیشو خورد بقیشو حیف ومیل کرد!!! بازنوبته من بود ات به مهمترین قسمته خاطرم برسم. داشتم با کسش بازی می کردم انگشتمو یه نمه فرو میکردم و از اونجاییم که هیچی اون لحظه حالیم نبود هر لحظه بیشتر فرو می کردم میگفتم: خودش میگه کی بسه وگرنه به تخمم&#8230; دیدم نه دستم تا آرنج رفته تو کسه خانوم و ککش نمگزه!!! گفتم سارا؟؟؟ یه نگاه کرد گفت اگه میگفتم منو فقط واسه این می خواستی!!! (فکر کرده واسه نجابتش می خوامش) خلاصه رفتم کاندوم آوردم تا اومدم باز کنم گفت نه نه نه کاندوم نه. سارا بابات خوب ننت خوب این دیگه ئجبه. الا و بلا که نه.. یه لب گرفتمو کیرمو گذاشتم لبه کسشوتا ته کردم تو یه کم یواش تلبه زدنو شروع کردم و اونم دید اینجوریه و از من بخاری بلند نمی شه کمرمو گرفتو خودش شروع کرد به تلمبه زدن تا یه دفعه دیدم بله خوانوم لرزید و ارضا شد حالا اونو فرستام بالا خودم زیرش خابیدم اومد نشست رو کیرم اینبار با هم بالا و پایین می شدیم.. وای په حالی می دادچه کسی چه کونی وای. اه وهووووه بود که ازمون بلند می شد اون میگفت بهزاد منم جواب بدم جونم.. گفتم سارا کون می خوام گفت درد داره از من اصرار ازونم ناز تا بالاخره قبول کرد. کیرم خیس بود حاله کرم آوردنم نبود چهار دست و پاش کردیم و یه کم با آب دهنمم خیس کردم و زدیم تو چه قدر تنگ بود تا برسه به تهش نصفه انرژیمو گرفت اینم که لال نمی شد: بهزاد بسه، بهزاد در بیار&#8230;. شروع کردم به تلمبه زدن اونم کم کم عادت کرد و سر صداش باز شروع شد منم حالا دیگه داشتم قربون صدقش می رفتم<br />
سارا جونم قربونت برم با کیرم حال می کنی و&#8230;. یه پنج دقیقه که گذشت خسته شدم گرمم شد کیرمو درآوردمو دوباره کردم تو کسش دیگه جفتمون داشتیم ارضا می شدیم. شدت تلمبه زدنمو بیشتر کردمو&#8230;. نتونستم کیرمو در بیارم اختیارم دسته خودم نبود همش خالی شد تو کسه سارا اونم ارضا شد کیرمو انگار با کسش گرفته بود در نمیومد قفل شده بود. دیگه حالی واسم نمونده بود واسه اونم همین طور یه چند دقیقه همینطوری خوابیدیم. لباشو بوسیدمو لباس تن کردیم گفت فقط بریم داروخانه یه قرص اورژانسی واسم بگیر. الان که زمستون 89 حدود شش ماه از رابطمون میگذره اون میگه با منه اما هر بار که میریم بیرون دو،سه تا پسر بهش زنگ می زنن منم خودمو میزنم به اون راه میگم میدونم سارای من فقط با منه&#8230;.بذار بقیه هم ازین دریا استفاده کنن. اما اهل نا مردی کردن و دادن شمارش نیستم. هر کی مخ زد نوش جونش به کسی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177572</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تو طویله میزاره تو کون جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d9%88%db%8c%d9%84%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d9%88%db%8c%d9%84%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Dec 2019 06:15:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افسرده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختو]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینورو]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بنابراین]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیم]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رفیقام]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فراوان]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لنگاشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانیش‬]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[وایستا]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که مهمان داریم یه چندتا فیلم سکسی وسایل می خوام منم وسایل ها رو از مغازه گرفتم بردم خونه رفتم توی هال دیدم مهمونامون عمه ی مادرم سکسی که با نوه اش همون مینا امده شاه کس خونه ما مینا رو 14 سالش بود ولی خدایش عجب باسنی داشت سبزه چشم های کونی بادومی پستوناش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که مهمان داریم یه چندتا فیلم سکسی وسایل می خوام منم وسایل ها</h2>
<p>رو از مغازه گرفتم بردم خونه رفتم توی هال دیدم مهمونامون عمه ی مادرم سکسی که با نوه اش همون مینا</p>
<h3>امده شاه کس خونه ما مینا رو 14 سالش بود ولی خدایش</h3>
<p>عجب باسنی داشت سبزه چشم های کونی بادومی پستوناش که خیلی کوچیک بود ولی با اون لباس تنگ ادم دیونه میشد</p>
<h4>اول جنده که به فکرش نبودم وقتی یکی از رفیقام یه</h4>
<p>فیلم سوپر برام ریخت تو گوشی پستون بعد گفتم باید مینا رو بکنم اما چجوری تا اینکه عمه ی مادرم میخواست</p>
<h5>بره من کوس کلی افسرده شده بودم :&#8221;( حالم گرفته بود</h5>
<p>اما خواهرم نذاشت که مینا بره خلاصه توی کونم عروسی بود. شب شد دیگه اماده بودم دست بکار بشوم همه خوابیده بودند سکس داستان منم توی اتلق</p>
<h6>خودم منو خواهر کوچیکم توی یه اتاق می ایران سکس خوابیدیم اما</h6>
<p>چون مینا امده بود مجبور شدم امشب تنها بخوابم ساعت 3 شب بود هنوز کیرم سیخ بود بنابراین پا شدم یواشکی به بهانه دستشویی رفتن از هال رد شدم هیشکی بیدار نبود کمرمو کج کردم رفتم به اتاق کناری به به چی میدیدم خواهرم اونور خواب بود مینا هم اینور با هزار ویک ترس و لرز رفتم پیش مینا اول پتو رو کنار زدم دیدم با یه شرت کرست خوابیده اول یه لب گرفتم ازش بعد دست لرزان لرزان تو کرستش کردم یهو خودشو برگردوند من همون جوری خشکم زد عرق سردی روی پیشونیم نشستت ایندفعه باسن مامانیش طرف من بود دیگه کیرم داشت منفجر میشد کرستش بدون روی در وایسی پایین زدم اول کشو خوردم هی لنگاشو اینورو اونور میکرد بعد دستمو تو کونش گذاشتم اخ چه کون تنگی داشت دوباره کرستشو زدم بالا و رفتم توی اتاقم تا فردا صبح خوابم نبرد فردا روزش خودش امدم پیشم توی اتاق گفت سر صحبت چطوری باز کنم گفتم دیشب خوب خوابیدی یه نگاه شیطنت امیز بهم انداختو گفت چرا دوباره کارتو ول کردی فهمیدم دیشب خواب نبود امد نزدیکمو شلوارشو کشید منم پا شدمو سریع ازش لب گرفتم در یک لحظه هم خودمو هم اونو لخت کردم اخ عجب هیکلی داشت سریع ازش لب گرفتمو رفتم پایین تا به کسش رسیدم عجب کسی داشت یه کمی از کسش که خوردم دیدم داره ابش میاد سریع خوابوندمش به زمین یه لنگشو هوا کردم همین که میخواستم تو کونش بکنم گفت نه وایستا اول یه کرم چیزی که سوراخ کونمو چرب کنی بیار منم پاشدم از کشو خودم یه کرم نیوا اوردم اول دستمو توکونش کردم بعد سوراخ کونشو خوب کرم زدم کیر خومم پر از کرم کردم جوری که لیز لیز شده بود لنگشو هوا کردمو کیر خودمو یواش گذاشتم توش یه جیغ نسبتا کوتاه کشید گفتم چیه بریدی گفت نه ابم داره میاد یهو از کوسش ابش ریخت بیرون اتاقم کلا کثیف شد گفت ببخشید گفتم مشکلی نی کیرم یهو تا اخر کونش بردم اخ چه گرمی بود چند تلنبه زدم چقدر تنگ وگرم بود دیدم داره میگه پاره شدم ولی من گوش به این حرفا نبودم تااین که ابم امد کیرمو جوری تا اخر یرده بودم که رونام به باسنش چسیده بود گفت منو از جلو بکن به از جلو روش خوابیدم با پستوناش ور میرفتم داشت برام ساک میزد تا اینکه دوباره کیرم راست شد ایندفعه کردم تو کسش اخ چقدر نرم و گرم بود ولی مثل اینکه قبلا کس داده بود. ایندفعه فهمیدم ابم دیر میاد حدود بیست دقیقه براش تلمبه زدم دیگه اهاهن میکرد تا اینکه ابم باشدت فراوان ریخت توکسش دوباره یه لب دیگه گرفتو لباساشو سریع پوشید و رفت بیرون.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d9%88%db%8c%d9%84%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177464</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس گروهی و سه نفره داغ با جنده خانوم های سبزه و حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Dec 2019 06:14:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردند]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقشون]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اشتیاق]]></category>
		<category><![CDATA[اشتیاقی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارا]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزارید]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگشون]]></category>
		<category><![CDATA[بسکتبال]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیارند]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پسرشون]]></category>
		<category><![CDATA[پنهانی]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توانست]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشان]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحاله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستگیر]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبائی]]></category>
		<category><![CDATA[سرکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[صداشون]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامران]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مردانه]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیکی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نبودند]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نشناختم‬]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[همدردی]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همیشگی]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[این یه داستان تخیلی نیست فیلم سکسی بلکه واقعیتی است که 5 سال قبل واسه من اتفاق افتاد و تا الان هم ادامه دارد. من 21 سال سکسی داشتم و دانشگاه میرفتم. پدر و مادرم شاه کس شیراز بودند و من تو تهران یه اتاق کرایه ای داشتم. اتاقی که من کرایه کونی کرده بودم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>این یه داستان تخیلی نیست فیلم سکسی بلکه واقعیتی است که 5 سال</h2>
<p>قبل واسه من اتفاق افتاد و تا الان هم ادامه دارد. من 21 سال سکسی داشتم و دانشگاه میرفتم. پدر و</p>
<h3>مادرم شاه کس شیراز بودند و من تو تهران یه اتاق کرایه</h3>
<p>ای داشتم. اتاقی که من کرایه کونی کرده بودم تو یه خانه ای بود در پایین شهر و من همراه صاحب</p>
<h4>خونه جنده با سه پسرش زنده گی می کردم. پسرای صاحب</h4>
<p>خونه 23، 20 و 13 ساله پستون بودند و با من خیلی دوست بودند. اونها اهل مدرسه یا دانشگاه نبودند و</p>
<h5>همشون کار کوس می کردند. پسر بزرگه سی دی های غیر</h5>
<p>مجاز می فروخت و دو پسر دیگه هم تو یه مکانیکی شاگرد بودند. من واسه اینکه بتونم کرایه خونه و خرج تحصیلمو سکس داستان پیدا کنم یه</p>
<h6>کمپیوتر خریده بودم و کارم طراحی وب لاگ ایران سکس واسه بعضی</h6>
<p>شرکت ها و ترجمه اسناد بود. تقریباً به جزء ساعاتی که دانشگاه بودم بقیه وقت تو اتاقم بودم. بهار سال 1384 بود که صاحب خونه من تصمیم گرفت واسه پسر بزرگشون زن بگیرد و چون اهل روستا بودند تصمیم گرفتند برای پسرشون یه دختر روستائی عروس بیارند. اواخر بهار همان سال بود که عروسشون رو از روستا آوردند. اون شب یه شب فراموش نشدنی بود وقتی که من بتول عروس صاحب خونه را دیدم. یه دختر20 ساله خوشگل با چشم های سبز، پوست گندمی، دوتا سینه خوشگل که مثل انار جلوه می کردند و از همه مهمتر پاهائی مثل رون اسب خوش استیل و یک کون گرد و سفت که چشم هر بیننده را خیره می کرد. من در همان لحظه اول مات و مبهوت زیبائی این دختر شدم اما طولی نکشید که فهمیدم پسر بزرگ صاحب خونه یعنی رحیم خان از این دختر خوشش نمی اومد. نمیدونم چرا اما فکر کنم چون دختر روستائی بود و رحیم هم قبلاً با یک دختر از همان محل دوست بوده و گویا پدر و مادرش با ازدواج اونها مخالفت کرده بودند. دو ماه از اون روز گذشت و من هر روز که خونه بودم سعی می کردم تا یه جوری این دختر خوشگل رو دید بزنم اما بعضی وقتا حسابی حالم گرفته می شد وقتی می دیدم اون بیچاره هر روز غروب خودشو آماده می کند تا از شوهرش استقبال کنه اما رحیم به اون بی محلی می کرد. اواخر تابستان همان سال بود که یک روز صبح با صدای جیغی از خواب پا شدم، رفتم تو حیاط دیدم وای دختر بیچاره از رو پله ها پاش لیز خورده و رو زمین افتاده بود. بدون توجه به اینکه کسی ممکن اونجا باشه طرفش دویدم بغلش کرده و از جاش بلندش کردم. پاهاش خیلی درد می کرد واسه همین خودش به من تکیه داده بود. بغلش کردم و بردمش تو اتاقشون و روی قالی خوابوندمش. یهو به خودم اومدم و خواستم بیرون بیام که با صدای که معلوم بود ترسیده رو به من کرد و گفت ممنون آقا کامران.من گفتم بابا و مامان رحیم کجا هستند تا من صداشون کنم. اون گفت اونا امروز صبح زود رفتند روستا و من داشتم می رفتم تا واسه شب یه چیزی بخرم. من گفتم پس من میرم به رحیم زنگ بزنم تا بیاد و شمارو درمانگاه ببره، اما اون گفت خواهش می کنم این کارو نکنید. گفتم پس بزارید من ببرمتون درمانگاه اما اون مخالفت می کرد. بلاخره گفتم پس اجازه بدید من واسه تون خرید بکنم و بعدش رفتم و خریداشو واسش کردم. تو اون لحظه اصلاً به فکر سکس یا چیز دیگه ای نبودم فقط به فکر این بودم تا بتونم به این دختره کمک کنم. بیرون رفتم و همه چیزهائی را که می خواست واسش خریدم و یه پماد موضعی هم واسه پاش گرفتم. همه چیزهائی را که خریده بودم به اون دادم و بعد به اتاق خودم اومدم. سه روز بعد بود که تلفن زنگ زد وقتی گوشی را برداشتم یه خانمی بود که اول نشناختم اما بعداً فهمیدم که بتول خوشگل خودمه که می خواد از من تشکری کند. تشکر کامران خان بابت اونروز واقعاً لطف کردید. نمی دونم چطوری لطف شما را جبران کنم. منم جواب دادم خواهش می کنم بتول خانم وظیفه ام بود و شروع کردم در مورد وضعیت پاش سؤال کردن که اونم جواب داد حالا دیگه بهتر شده است. و بعدش هم خداحافظی کردیم و تیلفون قطع شد. فردای همان روز بتول باز هم به من زنگ زد و گفت که واسه تشکری می خواد یه چیزی به من هدیه بده اما من رد کردم ولی چون اون اصرار می کرد باالاجبار قبول کردم. اون یه پیراهن مردانه خیلی قشنگ به من هدیه داد و من هم که اینو یه بهانه خوبی واسه شروع ارتباط خودم با اون میدیدم بلافاصله واسش یه سری وسایل آرایش با یه مانتو هدیه دادم. حالا دیگه متوجه شدم که اون نگاهاش به من تغییر کرده و بیشتر با من راحت بود. یه روز نزدیکای ظهر نشسته بودم که واسه من یک بشقاب زرشک پلو خیلی خوشمزه آورد و منم واسه اینکه بتونم بیشتر توجه اونو جلب کنم واسش یه روسری خوشگل گرفتم و با بشقاب خالی واسش فرستادم و بدین ترتیب دوستی پنهانی من و اون بیشتر و بیشتر شد تا اینکه یه روز خبر اومد که رحیم به جرم حمل سی دی های غیر مجاز دستگیر شده است. کسی خونه نبود و من به بتول زنگ زدم تا باهاش همدردی کنم اما اون بر عکس خیلی خوشحال بود و از من خواست که برم بالا تا باهاش صحبت کنم.وقتی رفتم بالا همه چی واسم یه جوری دیگه ای معلوم شد حتی بتول هم اون دختر همیشگی نبود. چادرو که اصلاً گذاشته بود کنار و فقط با یه دامن تقریباً دراز و یک تاپ تنگ با یه روسری آبی اومد و پهلوم نشست. کامران خان چائی یا شربت؟ چی دوست دارید واسه تون بیارم. منم گفتم: شربت لطفاً و بعدش رفت طرف آشپزخانه تا واسه من شربت بیاره، وای خدای من چه کون خوش تراشی و چه اندامی زیبائی داشت، حتی راه رفتنش فرق کرده بود و وقتی راه میرفت انگار که کونش داشت آدامس می جوید. وقتی شربت واسه من می آورد اون سینه های قشنگش مثل دو انار که من به خوردن خودشان دعوت می کردند جلوه می کرد. چشاش مثل یه آمپول شهوت شدیدی را به من تزریق می کرد. کیرم حالا دیگه کاملاً قد علم کرده بود و می خواست در این فضای شهوانی خودنمائی کند. بتول اومد و کنار من نشست و شربتی را که آورده بود به من تعارف کرد. بعد خودش شروع کرد به صحبت در مورد اینکه چقدر از دستگیری شوهرش خوشحاله و می خواهد اون تا ابد تو زندان باقی بموند، و اینکه تا وقتی دوست خوبی مثل شما دارم نگران هیچ چیزی نیستم. من وقتی صحبت های اونو شنیدم دیگه کم کم مطمئن می شدم که اون می خواد امروز من باهاش سکس داشته باشم اما نمی خواستم عجولانه کار کنم. واسه همین کمی تعارف تیکه پاره کردم که آره من همه جوره در خدمت شما هستم اما شوهر یه چیز دیگه است و آدم می تونه شب و روز به اون مثل یک تکیه گاه امید داشته باشد. این<br />
حرف را که زدم یهو بتول شروع کرد به گریه و می گفت کامران خان کدوم تکیه گاه اون واسه من مثل یه چوبی بوده که همیشه تو سر من خورده ، تو این چند ماهی که با اون بودم همش منو اذیت می کرد. من یه لحظه تصمیم گرفتم تا بهش نزدیک تر بشم دست بتول گرفتم و اونو به طرف خود کشیدم، اونم انگار که منتظر همین بود خودشو انداخت تو بغل من و هق هق کنان گریه می کرد. من کمی تو بغلم فشارش دادم و سعی می کردم تا پشت شانه هاشو بمالم تا کمی آرومش کنم غافل از اینکه نیروی شهوانی عجیب لب های منو بصورت و لب های اون نزدیک کرده بود. هنوز چند ثانیه نگذشته بود که منو و اون لب های همدیگرو با اشتیاقی عجیب می خوردیم. تقریباً ده دقیقه ای با سرعت سپری شد و من لب های دریائی اونو می خوردم و حال دیگه سعی می کردم روسری آبی و تاپشو از تنش در آورم. یک ساعت طول کشید تا تمام لباس هاشو از تنش در آورم و اونم لباس های منو از تنم در آورد. نمی دونستیم داریم چکار می کنیم مثل دو کشتی گیری بودیم که سعی می کردند بر همدیگر غالب شوند. من با اشتیاق مصروف بوسیدن تمام بدن اون بودم، حتی بوی عرق که از بدنش بر می خواست واسه من مثل عطر بود که هیچ دختر شهری نمی توانست از مغازه بخرد. کم کم به طرف کوسش می رفتم تا زبانم را که مثل آدم لب تشنه ای له له می زد سیراب کنم. با دو دستم پاهاشو باز گرفتم و با زبونم چند باری کوسشو لیس زدم. خیس خیس شده بود. مزه شور پیش آب کوسش مثل چاشنی بود که دهان تشنه منو تشنه تر می کرد. آروم با زبونم چوچوله شو پیدا کردم و با دندونم اونو به طرف بیرون کشیدم وبعد مثل یک آدم قحطی زده با لبام نگهش داشتم و شروع کردم به مکیدن اون مثل بچه ای که سینه مادرو می مکد. اونقدر کوسشو خوردم و با زبونم داخل کوسشو ماساژ دادم که برای یه لحظه احساس کردم لرزهای به تنش اومده و آب کوسش که قبلاً مثل یه مایه لزج بود الان بیشتر شده بود که این از ارضاء شدن اون بشارت میداد. بعد رفتم به طرف سینه های خوشگلش و اونارو با زبونم نوازش می کردم در حالیکه با دستم کیرمو به کوسش میمالیدم. بعد از چند دقیقه که حسابی سینه هاشو خوردم آروم کیرمو تو کوسش که حسابی خیس شده بود هل دادم. کوسش شده بود مثل یه کوره آتش داغ داغ&#8230;. اما به نحو عجیبی تنگ بود. احساس می کردم که کیرم داره مثل یه مار پوست از تنش جدا میشه. بعد شروع کردم به تلمبه زدن داخل کوسش.. پاهاشو بالا آوردم رو سینم و کیرمو تو کسش جلو و عقب می کردم. صدای شالپ شولوپ خایه هام که حسابی خیس شده بود و به کون اون که از آب کوسش خیس شده بود می خورد منو حسابی حشری تر و حشری تر می کرد. بعد از 10 دقیقه گاییدن بتول به این صورت کیرمو از کوسش در آوردم و پاهای بتول را گرفتم از بتول خواستم که دستشو بندازه دور گردن من و رو هوا بلندش کردم. کیرمو گزاشتم در کوسش و با یه فشار کوچولو دوباره داخل کوسش هول دادم. کوسش حسابی خیس شده بود. بعد شروع کردم به بالا و پائین کردن اون رو کیرم که صدای برخورد کوسش با کیرم و رفتن کیرم تا ته تو کسش به من لذتی میداد که هرگز نمی تونم فراموش کنم. هر دفعه که اونو با فشار رو کیرم پائین می آوردم احساس می کردم که کیرم داره به سقف کوسش برخورد می کند. و اونم در این جریان سه چهار بار پی هم در حالی که فریاد می زد آره کامران آره منو جر بده پارم کن و کیرتو تا ته بزن تو کوسم ارضا شد. من با خوردن لبش سعی می کردم مانع سر و صدای زیاد اون بشم اما اونم با ناخن هاش نه تنها من بغل کرده بود و بلکه حسابی با ناخن هاش رو شونه ها و پشت منو خراش می داد که لذت همراه با درد زیادی را در درون من بوجود می آورد.بعد از مدتی که بدین منوال گذشت با شدت تمام آب کیرمو تو کوسش خالی کردم و بعدش بی حال اونو از رو کیرم پائین آوردم. اما بتول هنوز بعد از چندین دفعه ارضاء شدن انرژی فوق العاده ای داشت. اومد به طرف من و شروع به خوردن کیر من کرد. کاری که اصلاً از اون منحیث یه دختر روستائی انتظار نداشتم. ( اما بعداً خودش به من گفت چون با شوهرش زیاد سکس نداشته فلم های پورنو که شوهرش می آورده خونه دزدکی نگاه می کرده و واسه همین اینکارا رو بلد بوده).بعد چهار پنج دقیقه کیرم دوباره حسابی شق کرد. منم به بتول جون گفتم حالا که کیرمو از خواب بلند کردی منم اینبار کون تو جر میدم. بتول را کشیدم تو بغلم و شروع کردم با آب کوسش کونش مالش دادن &#8230; بعد با یه انگشت آروم آروم داخل سوراخ کونشو باز کردم. اما حسابی بیچاره دردش اومد. کمی کرم زدم در کونش و دوباره انگشتمو تو کونش کردم اینبار گویا درد کمتری واسش داشت بعدش آروم شروع کردم به ماساژ دادن داخل کونش &#8230; یواش یواش یه انگشت دیگرو هم داخل کردم و کونشو حسابی مالش دادم. بعد کمی کرم گرفتم مالیدم سر کیرم و ازش خواستم که قمبل بگیرد. وای چه کپلائی داشت. سفت مثل دو توپ بسکتبال&#8230;. کیرمو گذاشتم در کونش و بعدا شروع کردم با کیرمو رو سوراخ کونش مالیدن و اروم اروم کیرمو داخل کونش کردم. وقتی سرکیرم داخل سوراخ کونش شد یه تکون خورد و کمی آخ کرد. منم کمی بیشتر فشار دادم که یهو شروع کردن به خود پیچیدن&#8230;. فهمیدم داره خیلی درد می کشه واسه همین یه چند لحظه کیرمو همونجا نگه داشتم. بعد آروم شروع کردم به فشار بیشتر و بعد با یه فشار کیرمو تا ته تو کونش چپوندم. جیغ کوتاهی کشید که نشون میداد درد شدید برای اون داشته، واسه همین باز کیرمو همونجا نگه داشتم و بعد آروم آروم شروع کردم به تلمبه زدن&#8230;. کم کم صدای دردآلود بتول تبدیل به جیغ های همراه با یک لرزش شهوانی در صداش می شد. سرعت تلمبه هامو تو کونش زیاد کردم و کیرمو محکم تو کونش می کوبید<br />
م. بتول جیغ های شدید می زد و با دستش قالی رو محکم چنگ می زد. بعد از یه نیم ساعت تلمبه زدن تو کون بتول احساس کردم که یه چیزی می خواد تو کیرم منفجر بشه &#8230;. واسه همین کیرم از کونش در آوردم و آب کیرمو رو کمرش خالی کردم. دیگه حسابی هر دومون بی حال شده بودیم. بعد این هر دو مون با خجالت به همدیگه نگاه می کردیم. مات این بودیم که چرا اینکارو کردیم. من لباس هامو جمع کردم و بدون اینکه با هم صحبت کنیم من به اتاق خودم رفتم.عصر همان روز پدر و مادر رحیم که از موضوع پسرشون آگاه شده بودند از روستا برگشتند و من فکر کردم دیگه هیچ موقع بتول را نخواهم دید. اما دو شب از این واقعه گذشته بود که یه شب ساعت 2 وقتی داشتم چت می کردم یهو صدای درو شنیدم. فکر کردم حتماً گربه ای چیزی هست اما وقتی اومدم بیرون بتول خودشو انداخت تو اتاق من و بدون هیچ حرفی شروع کردیم به بوسیدن همدیگه من با تمام وجود اونو در اغوش گرفته بودم و باز هم &#8230;..اونشب بتول تا ساعت 4 صبح با من بود و الان بعد از 5 سال اگرچه من دیگه در اون خونه نیستم و الان یه خونه واسه خودم دارم اما رابطه من و بتول ادامه دارد. &#8230;..</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177461</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 21/45 queries in 0.015 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-17 09:59:27 by W3 Total Cache
-->