<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میدیدی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:19:23 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میدیدی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دنی جنده جنده ها با کس پشمالو حسابی کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84%d9%88-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84%d9%88-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 Nov 2019 10:56:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباطم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دادبعد]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترایی]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[قهوهای]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیه]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتند,]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وایستادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[همون بچگی رابطه من با فیلم سکسی سمیرا بهتر بود .در 15 سالگی اولین ارتباطم رو با هاش داشتم. شب عروسی عمه کوچکیم بود منو اون بدون سکسی هیچ مزاهمی تا صبح تو بغل هم شاه کس بودیم هنوز از یادم نرفته چه حالی داد.بعد از اون هم زیاد باهم رابطه داشتیم. کونی ولی جریان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>همون بچگی رابطه من با فیلم سکسی سمیرا بهتر بود .در 15 سالگی</h2>
<p>اولین ارتباطم رو با هاش داشتم. شب عروسی عمه کوچکیم بود منو اون بدون سکسی هیچ مزاهمی تا صبح تو بغل</p>
<h3>هم شاه کس بودیم هنوز از یادم نرفته چه حالی داد.بعد از</h3>
<p>اون هم زیاد باهم رابطه داشتیم. کونی ولی جریان اصلی از اونجایی شروع شد که من به خواستگاری خواهرش رفتم (البته</p>
<h4>به جنده اصرار بابام). بعد از اینکه با خواهرش نامزد شدم</h4>
<p>تصمیم گرفتم دیگه ازش دور شم پستون و رابطمو با هاش از بین ببرم اما اون برعکس من عمل میکرد.یه روز</p>
<h5>بهم زنگ کوس زد و گفت بیا خونه دنبالم با هم</h5>
<p>بریم دنبال ساناز از کلاس زبان بیاریمش.(راستی ببخشید ساناز میشه نامزد من) منم قبول کردم و رفتم دم خونشون در زدم کسی سکس داستان تو خونه نبود</p>
<h6>رفتم در آزایشگاهش که کنار خونشون بود درزدم ایران سکس اومد دم</h6>
<p>در گفت ببخشید یه مشتری دارم کلیدو بهم داد گفت کسی خونمون نیست تو برو تو منم الان میام که بریم. کلیدو گرفتم و رفتم تو خونشون ده دقیقه بعد اومد در زد رفتم درو باز کردم دیدم یه چادر مشکی پوشیده و مثل همیشه آرایش کرده اومد تو چادرشو در آورد یه شلوار لی تنگ که کاملا کونش زده بود بیرون با یه بلیز کوتاه قرمز که نافش معلوم بود ( اون یه دختر واقعا سفید با صورت گرد وچشمای بادومی و کشیده که همه میگفتند به ژاپنی ها شباهت میده قد 170 مو های قهوهای بلند با سینه های متوسط و یه کون که از عقب که میدیدی تو کفش میموندی)همینجور داشتم نیگاهش میکردم یه چرخ زد و گفت چطوره هیچی نگفتم فکر قولی که به خودم دادم افتادم گفتم جوابشو ندادم بهش گفتم بپوش بریم دنبال ساناز گفت نمیخواد مامانم رفته دنبالش از اون ور برن دکتر منم تنها بودم گفتم بیای پیشم. واومد نشست کنارم کنترل ماهواررو از دستم گرفت زد کانال اسپیک ( اون روزا هنوز نشون میداد) دیگه کیرم حسابی راست کرده بود و از پشت شلوارم خودنمایی میکرد دستمو گذاشتم رو پاش و فشار دادم هر دو داشتیم تو چشم های هم نگاه میکردیم وبعد&#8230;لب تو لب ، شروع کردیم لب گرفتن از هم زبونشو میکرد تو دهنم من دستم رو کونش بود اونم کیر منو گرفته بود. پیراهن من رو داد بالا منم پیراهنمو در آوردم بعد واستوندمش دکمه های شلوارشو باز کردم کشیدمش پایین یه شرت صورتی پاش بود لباسشو درآورد سویتینش هم همرنگ شرتش بود. سویتینشو دادم بالا سینه هاش رو بوسیدم کمرشو گرفتم و بلندش کردم خابوندمش رو زمین و شروع کردم به خوردن سیه هاش سینه هاش سفت بود و نوک تیز بعداز اینکه حسابی سینه هاشو خوردم همینجوری بوسه زدم رو شکمش و رفتم پایین رسیدم به شرتش اونو از پاش در آوردم لای پاهاشو باز کرده بود و دست میکشید رو کسش (راستش من از لیسیدن کس اثلا خوشم نمیاد و تا هالا این کارو نکردم و تو فیلم های سوپر هم که میبینم نیگاه نمیکنم. نمیدونم شاید یه نوع غرورباشه به هر حال دخترایی که بامن حال میکنن از این نعمت محرومن)انگشتمو کردم تو دهنم و بعد شروع کردم به مالیدت روی کسش لای کسش قرمز بود انگشت شصتمو خیس کردم و فروش کردم تو کونش تا یه کم روون تر بشه آخه اون کسش پلم بود و نمیشد از جلو بکنمش یه کم با کسش بازی کردم بعد بلند شدم وایستادم اونم نشست و شلوارمو کندم شرتمو کشید پایین کیرم حسابی راست کرده بود گرفتتش تو مشتس و سرشو آروم کرد تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن یه دفعه دیدم آبم داره میاد هیچی نگفتم یه دفعه آبم با فشار ریخت تو دهنش سرسو کشید کنار و یه دستمال برداشت و دهنشو پاک کرد بهم گفت چرا نگفتی آبت داره میاد یه کمی ناراحت شده بود خندیدم گفتم ببخشید با همون دستمال کیرمو تمیز کرد و اونو که شق شده بود و سرش به پایین افتاده بود رو دباره کرد تو دهنش یه کم دیگه برام ساک زد تا دباره راست شد. حالت چهار دست وپا سرشو گذاشت روی متکا کونش درست مقابل من بود یه تف انداختم دم کونش و کیرمو با دستم گرفتم و فشار دادم تو کونش یه آه ه ه .. کشید سر کیرم تو کونش بود یه کم فشار آوردم کونش تنگ بود به سختی جلو میرفت کیرم از وسط دلا میشد با دستم گرفتمش وفشارش دادم نصف کیرم تو کونش بود شروع کردم به تلنبه زدن آه ونالش شروع شد با دستش کسشو میمالید چشماشو بسته بود منم میکردمش کونش جا باز کرده بود و کیرم تا ته میرفت توش با دستش منو میداد جلو و میگفت تا ته بزن جا بعد حالتو عوض کردیم به پشت خابید منم پاهاشو گرفتم و کشیدم بالا تا جایی که شونهاش و گردنش رو زمین بود کردم تو کونش ناله میکرد در همین حال دیدم آبم داره میاد آوردمش بیرون و آبمو ریختم رو شکمش و کنارش دراز کشیدم و شروع کردیم حرف زدن ازم پرسید که با ساناز سکس داشتم منم بهش گفتم نه بعد بلند شدم لباسامو پوشیدم و زدم بیرون. یه زنگ زدم به ساناز تو مطب بودن بهش گفتم همونجا بمونین میام دنبالتون رفتم و آوردمشون خونشون و باهاش قرار گذاشتم که فردا بریم بیرون و بعد رفتم خونه.فرداش رفتم دنبالش با خودم تصمیم گرفته بودم باهاش یه حال کوچیک بکنم شاید دلیلش حرف های سمیرا بود چندتا جک سکسی براش گفتم تا زمینه رو فراهم کنم بعد رفتم تو یه خیابون خلوت دنده رو عوض کردم و دستمو گذاشتم روپاش بهش گفتم دوستت دارم عزیزم و شروع کردم به مالیدن هیچی نمیگفت فقط نگام میکرد و لبخد میزد دستمو بردم سمت کسش که یه دفعه پاهاشو بست و دست منو گرفت و گفت دیگه بسه بهش گفتم تازه داشتم گرم میشدم گفت نه دیگه بسه حالم گرفته شد به هر حال تا شب بیرون بودیم بعد بردمش دم خونشون از اون شب مدتها گذشت تا اینکه یه روز سمیرا بهم زنگ زد و ازم یه چیزی خواست که برام خیلی غیر منتظره و عجیب بود. اما بعدا که بهش فکر کردم دیدم که واسه من که بد نمیشه پس قبول کردم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84%d9%88-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177216</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم خوشگل و سکس زیبا از کس و کونش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Aug 2019 07:57:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آخخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آشناییمون]]></category>
		<category><![CDATA[آههههههه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاما]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمائید]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارت]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چراغها]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولم]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتی]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیواره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[روتختی]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتها]]></category>
		<category><![CDATA[سرشونه]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[سوپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[طاقباز]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگترین]]></category>
		<category><![CDATA[کادویی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژت]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزوند]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نوکشون]]></category>
		<category><![CDATA[نیشگون]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هندوستان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یه جورایی اون خاطراتی که فیلم سکسی باعث سوپرایز ما میشن&#8230;&#8230;توی آشپزخونه مشغول شستن ظرفها بودم اما فکر و حواسم جای دیگه&#8230;.حدود دو هفته ای بود که سکسی واسه امروز نقشه کشیده بودم. از صبح شاه کس کلی مصیبت و بدبختی و بدو بدو اینم از آخرش&#8230; خیر سرم امروز تولدم بود، کونی ساعت 11 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یه جورایی اون خاطراتی که فیلم سکسی باعث سوپرایز ما میشن&#8230;&#8230;توی آشپزخونه مشغول</h2>
<p>شستن ظرفها بودم اما فکر و حواسم جای دیگه&#8230;.حدود دو هفته ای بود که سکسی واسه امروز نقشه کشیده بودم. از</p>
<h3>صبح شاه کس کلی مصیبت و بدبختی و بدو بدو اینم از</h3>
<p>آخرش&#8230; خیر سرم امروز تولدم بود، کونی ساعت 11 شبه و مهدی رفته خوابیده. کارم با ظرفها تموم شد، یه کم</p>
<h4>کرم جنده به دستم مالیدم و بعد از خاموش کردن چراغها</h4>
<p>به سمت اتاق خواب رفتم. آروم پستون لباسهامو عوض کردم و کنارش دراز کشیدم، لجم گرفته بود یه آهی از ته</p>
<h5>دل کشیدم:م- کوس اوه اوه سوختم بابا، چه آه سینه سوزی!ن-</h5>
<p>ببخشید بیدارت کردم؟م- خواب نبودم، تا تو نیای که خوابم نمی بره، بیا بغلمن- خوبه راحتمم- خودتو واسم لوس نکن منو مایوس سکس داستان نکنن- ای بابا</p>
<h6>لوس چیه؟ راحتم، خسته م&#8230;.م- بیا بوست کنم، ایران سکس نازت کنم،</h6>
<p>خستگیت در میرهمنو بزور کشید توی بغلش و محکم فشارم داد به خودش، یه بغض عجیبی راه گلوم رو بسته بود. خودمو توی بغلش &#8211; بین بازوهاش &#8211; قایم کردم. صورتم رو به تنش فشار میدادم تا مبادا اشکم سر بخوره و بیاد پایین، دلم گرفته بود از این که روز تولدم رو یادش رفته بود. بر خلاف میلم از بغلش اومدم بیرون:م- چی شد پس؟ن- تشنمه، برم آب بخورمم- بیا خودم بهت آب میدمن- تو اگه آب داشتی من دو هفته از بی آبی تلف نمیشدم.م- برو انقدر خودتو لوس نکن واسه من، داری میای اون شیشه منم بیارن- الان؟ این وقت شب؟م- آره الان این وقت شب میخوام مشروب بخورمن- مزه چی بیارم؟م- مزه نمیخواد سینه هات هستبا این حرف زبونش رو بیرون آورد و تکون داد، بعد از خوردن یه لیوان آببا شیشه ودکا و یه کم چیپس فلفلی برگشتم توی اتاق&#8230;.ن- بفرمائید حضرت اشرف اینم سفارش شمااومدم سمتم و بغلم کرد، دو تا بوس از گردنم کرد:م- من تک خور نیستم، دوست دارم با هم بریم بالان- نه من نمی خورم، کاری که نمیخوای بکنی پس فقط خوابم میریزه بهم.لباش روی صورتم حرکت میکرد، نفسهاش پوست گردنم رو میسوزوند، دستش رو آروم برد سمت کونم:م- برگرد بداخلاق، بزار یه کم پشتت رو بمالمن- باز چه خوابی واسه من دیدی؟م- من که الان بیدارم عزیز دلم، دوست دارم وقتی پیشمی و توی بغلمی ماساژت بدم. مممممممم &#8230;.. جوووووووووووووووون&#8230;&#8230;&#8230; بخورمتدستش رو میکشید روی تنم و آروم آروم با موهام بازی میکرد. شیشه رو برداشت و یه کم توی گیلاس ریخت، توی چشمام نگاه کرد:م- اول به سلامتی خودت و خودم&#8230;. بعد به سلامتی عمو جغد شاخدار که با وجود گشنگی بنر رو نخوردلبام رو غنچه کردم و توی چشماش زل زدم:ن- نوووووووووووشگیلاسش رو یه نفس رفت بالا و لباش رو گذاشت روی لبام. لباش رو میک میزدم، آروم روم خوابید و با دستاش سینه هامو می مالید و نوکشون رو نیشگون میگرفت. چشام خمار شده بود، تمام سلولهای تنم سکس رو تمنا میکرد، داغ شده بودم و حالم خیلی بد بود:م- ممممممممم بیخود دلت رو صابون نزن ندا، فقط دارم میمالمتن- پس نمیخواد تحریکم کنی، نکن مهدیییییییییم- این نکن یعنی بکن دیگه؟؟؟ واسه من ادای تنگا رو در نیار. آروم برم گردوند، با دستاش سرشونه هام و کمرم رو می مالید. توی حس و حال خودم غرق بودم که گرمای انگشتش رو توی کونم احساس کردم. سرم رو بلند کردم و خواستم اعتراض کنم&#8230; آروم لبام رو بوسید.م- آروم شل کن و حالشو ببر.انگشتش رو آروم عقب و جلو میکرد و با دست دیگه اش کونم رو ماساژ میداد.م- میگما ما که جا داریم چرا مهمون دعوت نکنیم؟!ن- هووووووووم، هان؟؟؟م- منظورم یه انگشت دیگه ست، راه که باز شده.دو تا انگشتش رو کرد توی کونم و با شصتش چوچولم رو می مالید. دوست داشتم ساعتها توی همین حالت بمونم. کیرش از پشت به پاهام میخورد، سفت و محکم شده بود. دستم رو آروم بردم توی شورتش و کیرش رو بیرون آوردم:ن- الهی بمیرم&#8230; یه ذره دیگه اون تو مونده بود خفه میشدکیرش توی دستم بود و باهاش بازی میکردم، اونم مشغول کار خودش بود. بعد از 10 دقیقه فیلش یاد هندوستان کرد:م- پاشو جیگر&#8230; پاشو dog styleجای هیچ اعتراضی نبود، دو هفته بود که بخاطر مشغله کاری هر دو صبح زود میرفتیم و شب دیر وقت میامدیم. حالتی رو که میخواست گرفتم (چهار دست و پا)، یه کم روغن به کناره های سوراخ کونم مالید، کیرش رو جلوی سوراخ گذاشت و با دستاش کمرم رو گرفت، با ضربه تقریبا محکمی منو کشید سمت خودش، کیرش تا ته رفت توی کونم و دردی توی شکمم پیچید:ن- آییییییییییم- جووووووووون، الان درست میشه، بار اولت که نیست.آروم عقب و جلو میکرد و کمرم رو می مالید. (به نظر من سکس مقعدی لذت خاصی داره، شاید چند لحظه اول درد داشته باشهاما بعدش همه اش میشه لذت) خم شد روی کمرم و گازم گرفت، موهام رو دور دستش پیچیده بود و هماهنگ با حرکاتش منم عقب و جلو می رفتم. فکر کنم 10 دقیقه ای گذشت، تنم داغ شده بود و با هر ضربه اش سینه هام به هوا می پرید، نمی تونستم نفس بکشم. دستم رو به علامت تسلیم بالا بردم:م- هان چیه؟ خسته شدی؟؟؟؟ن- خسته که نه، گفتم تو یه کم استراحت کنی.م- آره خوب از نفس زدنت معلومه بچه پرروبه محض اینکه کیرش رو از توی کونم در آورد، روی تخت ولو شدم. با موهام بازی میکرد و کمرم رو می مالید:م- پیر شدی ندا&#8230; زود خسته میشیسرم رو بلند کردم و واسش شکلکی در آوردم. همیشه همین بود، آشناییمون هم با کل کل و رو کم کنی شروع شد. روی پهلو خوابیدم و مهدی هم رفت پشتم، یه کم با لباش پشتم رو بوسید و آروم کیرش رو فرستاد توی کسم:م- وای اینجا رو ببین&#8230;.. چقدر خیس شدهضربه هاش محکم بود، کیرش همینطور داشت جرم میداد و جلو میرفت. تکون خوردم و کیرش لیز خورد و اومد بیرون، منو کشید توی بغلش:م- داری فرار میکنی؟ بهتر از این کجا گیرت میاد؟پای راستمو با دست برد بالا و با دست دیگه اش شروع به مالیدن چوچولم کرد. مسیر کیرش رو توی شکمم احساس میکردم. بعد از یه مدتی حالتش رو عوض کرد: طاقباز خوابیدم و خودش رفت وسط پاهام، هر دو پام رو باز کرد و با دستاش نگه داشت. سرش رو برد پائین و یه لیس محکم به چاک کسم زد، از شدت خوشی آه بلندی کشیدم. با دستاش لبه های کسم رو باز کرد و با زبون شروع به تحریک چوچولم کرد.با دستام به روتختی چنگ میزدم، صدای آه و ناله ام کل خونه رو برداشته بود. دستم رو روی کسم گذاشتم، سرش رو بالا آورد و با اخم نگام کرد. دستم رو برداشت و دوباره شروع به خوردن کسم کرد، چوچول و لبه های کسم رو گازهای کوچیک میگرفت، دیگه نمیتونستم خودمو کنترل کنم:ن- آههههههه مهدی بسه&#8230;.. بکن توشگرمی کیرش رو توی کسم احساس کردم، کیرش دیواره های کسم رو لمس میکرد و دستش به مالیدن چوچولم گرم بود. احساس کردم آب تمام سلولهام جمع شدن و دارن با سرعت به طرف پائین حرکت میکنن، کمرم رو از روی تخت بلند کردم. مثل تب و لرزیها تنم با قدرت 5/8 ریشتر میلرزید، کیرش رو بیرون آورد و آروم خوابید روم. لبامو میخورد و با دستش کسم رو میمالید، لرزشهای بدنم بعد از یه اوج خوابید و منم یه نفس محکم کشیدم.م- راحت شدی خانومی؟ اومد؟!ن- اوهوم&#8230; یه ذره استراحت کنم و بعدش نوبت تو.م- نمیخواد من خوبم&#8230;.ن- واسه من فردین بازی در نیار، نکنه دیگه نمیکشی؟؟؟م- ترو خدا بچه پررو رو ببین&#8230; حالا که اینجوری شد بلایی سرت میارم که نتونی درست راه بری، خودت خواستیروی تخت خوابید و به من اشاره کرد. کیرش رو توی دستم گرفتم و بعد چند دقیقه که باهاش بازی کردم، توی دهنم کردم. کیرش کل دهنم رو پر کرده بود، شروع به ساک زدن کردم و با دستام هم با تخمهاش بازی میکردم. صدای آه و ناله اش در اومده بود، یه گاز کوچولو از سر کیرش گرفتم و کیرش رو با سوراخم هماهنگ کردم و نشستم روش. دستاش رو زیر کونم گذاشت و توی بالا و پائین شدن کمکم میکرد. چشماش رو بسته بود و دستاش آروم از پشتم به سمت سینه هام حرکت کردن، سینه هام رو گرفته بود و چنگ میزد. محکمتر خودم رو تکون میدادم، به معنای واقعی کلمه داشتم جر میخوردم:م- ندا پاشو داره میاداز روی کیرش بلند شدم،کیرش رو توی دهنم کردم و مشغول خوردن شدم. یه لرزشی کرد و آبش با شدت توی دهنم خالی شد. ذره ذره آبش رو قورت دادم، چشماشو باز کرد:م- ببخشید دست خودم نبود!!! &#8230;. تو چیکار کردی دختر؟؟؟؟؟توی این 4 سالی که با هم هستیم تا حالا این کار رو نکرده بودم، یعنی راستش میترسیدم اگه آبش رو بخورم ممکنه کلا از سکس بدم بیاد. ولی امشب فرق میکرد:م- بیا بغلم عزیزکم&#8230;. ندا هیچی انرژی واسم نمونده، تو اون روحت؟؟؟؟ن- به من چه؟ تو یهو راست کردیم- اگه توام این کونو میدیدی راست میکردی که بکنی تووووشن- آخخخخخخ گفتی کون کردی کبابم&#8230;.. مهدی کونم درد میکنهم- دقیقا چه جور دردی؟ درد خارش، درد سوزش یا درد لذت؟ن- درد دیگه درد&#8230; مثل دل درد و سر دردم- بیا بخواب برم حوله داغ بیارم و بزار روشن- نه من ترجیح میدم کیر تو بکنی تووووووووووووشتوی چشمام نگاه کرد :م- فکر کردی تولدت یادم رفته؟!!!!! از سر شب اخم و تخم و بد اخلاقی.لباش رو روی لبم گذاشت و مشغول خوردن لبهای هم شدیم.م- دوستت دارم دیوونه&#8230;.. تولدت مبارکن- این قشنگترین کادویی بود که میتونستی بهم بدی.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2647</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گایده شدن میلف  حشری بیرون از خانه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Aug 2019 07:56:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آفریده]]></category>
		<category><![CDATA[آمیخته]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاج]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباطی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتخار]]></category>
		<category><![CDATA[انتهاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزه]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزنهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بکنمش‬]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تااینکه]]></category>
		<category><![CDATA[تابحال]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تصمیمی]]></category>
		<category><![CDATA[تفکرات]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارکنم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خونسردی]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دریافت]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوساعت]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زمانیکه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمون]]></category>
		<category><![CDATA[زیباست]]></category>
		<category><![CDATA[سالگرد]]></category>
		<category><![CDATA[سیگاری]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبود]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقولانه]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:آره]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[متوالی]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میگیری]]></category>
		<category><![CDATA[میومدی]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نامرتب]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نگهداری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگیره]]></category>
		<category><![CDATA[نیازهای]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همیشگی]]></category>
		<category><![CDATA[واکنشی]]></category>
		<category><![CDATA[وخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[وقتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[یکنواخت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بود که رفت و آمدش فیلم سکسی به منزل نامرتب شده بود و گه گاه وقتی بمنزل میومد بوی عطر زنونه میداد و میشد حدسزد که با سکسی زن یا زنانی در ارتباط باشه از شاه کس همین جهت و با اینکه من همیشهتلاش میکردم که وقتی میاد خونه حسابی آرایش کنم کونی و شیکترین [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بود که رفت و آمدش فیلم سکسی به منزل نامرتب شده بود و</h2>
<p>گه گاه وقتی بمنزل میومد بوی عطر زنونه میداد و میشد حدسزد که با سکسی زن یا زنانی در ارتباط باشه</p>
<h3>از شاه کس همین جهت و با اینکه من همیشهتلاش میکردم که</h3>
<p>وقتی میاد خونه حسابی آرایش کنم کونی و شیکترین و جذابترین وسکسترین لباسهامو بپوشم و غذاهایی که بیشتر دوست داره براش</p>
<h4>آماده جنده کنمبازم تصمیم گرفتم که تلاشمو بیشتر کنم تا زندگیم</h4>
<p>حفظ بشه و تنها پسرم که11 پستون سالشه متوجه غمی که در دل دارم نشه.در مورد خودم توضیح بدم من رنگپوستم</p>
<h5>سفید و کوس رنگ طبیعی موهام مشکی قدم 168 سانت وزنم</h5>
<p>57 کیلو چهره ام همنسبتا زیباست و خوش لباسم هستم و معمولا در مهمونیها و مراسمها نظردیگران بمن جلب میشه و کاملا سکس داستان میشه از نگاه</p>
<h6>اطرافیان فهمید که با یک نگاهتحسین آمیز و ایران سکس آمیخته به</h6>
<p>شهوت من رو زیر نظر میگیرن و اما همسرم رضامردیست موفق خوش تیپ شیک پوش نسبتا زیبا و جذاب شوخ طبع و شیطون و کلا دراجتماعات دوستانه صمیمی و دوست داشتنی که هر زنی آرزو داره یک همچین مردیهمسرش باشه.البته تا زمانیکه ندونه این آقا شیطنتهاش جنبه و بوی خیانت همداره.من و رضا کلا زندگی خوبی داشتیم و منم تا وقتیکه فقط شک بود تلاشبیشتری میکردم که رضا کمبود محبت نداشته باشه و زندگیمون حفظ شه تا اینکهمکررا و چندین بار دیدم که دیر بمنزل میاد و وقتی هم میاد بدون اینکه سکسبخواد میخوابه در صورتیکه رضا همیشه حشریه و بقول خودش تشنه سکسه تااینکه تصمیم گرفتم با رضا صحبت کنم و بقول معروف سنگهام رو وابچینم.یکروز به رضا گفتم دو نفری شامو بریم بیرون و صحبت کنیم و به اونگفتم که حس بدی دارم و احساس میکنم با خانمی در ارتباطی اما او کتمان کردو با کلمات عاشقانه و اصرار و قسمهای متوالی گفت تو همه چیز منی و هیچکسیدر زندگی من نیست و من فقط تو رو میخوام و علت دوریم از تو مربوط میشه بهمشغله زیاد و گرفتاریهای کاری و&#8230;خلاصه بعد از اینکه احساس کرد منو قانعکرده و غائله ختم شده بمنزل برگشتیم و برای اینکه ناراحتی رو از دلمدربیاره هنگام خواب منو در آغوش کشید و نوازش کرد و بوسید و گفت نگراننباش دیوونه تو همیشه عشق منی و هیچکس جای تو رو توی دلم نمیگیره و آنشببه پایان رسید تا اینکه چند روز بعد که باید پسرمو میبردم مدرسه چوناونروز سرویسش نیومده بود رفتم داخل ماشینم ولی هر کاری کردم روشن نشدچون چند روزی بود که از ماشین استفاده نکرده بودم باطریش دچار مشکل شدهبود به ناچار رفتم داخل منزل و چون رضا خواب بود و میدونستم تا ساعت 9صبح از منزل خارج نمیشه سوییچ ماشینشو از جیبش برداشتم و راه افتادم بطرفمدرسه پسرم و اونو رسوندم.در برگشت یک سیگار روشن کردم و درب زیر سیگاریماشینو باز کردم که دیدم چند ته سیگار که انتهاش ماتیکی هست در زیرسیگاری هست؟؟/؟؟ بللللللله وقتی خوب دقت کردم دیدم پنج ته سیگار ماتیکیتوی زیر سیگاری هست که نشون دهنده این مطلبه که یک خانم حداقل یکی دوساعت در ماشین بوده.از طرفی خیلی ناراحت شدم و از طرفی هم خیلی عصبی رفتممنزل و وقتی رضا بیدار شد پرسیدم در چند روز گذشته چه کسانی توی ماشینتنشستن ؟/؟ اون چند تا از دوستانشو نام برد.من با عصبانیت گفتم کدومشونماتیک میزنه هاااااااان؟/؟ اون گفت منظورت چیه؟/؟ منم ته سیگارها رو بهشنشون دادم گفتم نمیدونستم نادر یا امیر ماتیک میزنن.اون گفت من نمیدونمباور کن مربوط بمن نیست یکروز ماشینو دادم به امیر شاید اون با زنش رفتنبیرون و زنش سیگار کشیده و خلاصه باز منو بغل کرد و گفت بابا تو دیوونهشدی هاااااا من اهل این حرفها نیستم و&#8230;. تا اینکه من تصمیم گرفتم هرجور شده سر از کارش در بیارم و تا شب صبر کردم که بیاد و بخوابه رفتمسراغ موبایلش تموم دفتر تلفن و مسیج هاشو چک کردم شماره هایی که رمزی یامخفف سیو کرده بود دیدم با شماره های مسیج های ثبت شده در بعضی مواردتطبیق میکنه فرداش شروع کردم تماس با اون شماره ها تماس گرفتن دیدم با دوتا از شماره ها وقتی تماس میگیرم خانمهایی گوشی رو برمیدارن که اتفاقا هرمسیجی که از طریق این دو شماره فرستاده یا دریافت شده از اون مسیج هایسکسی و یا عشقولانه هستن؟/؟ خلاصه دلشکسته و خسته و عصبانی به رضا تلفنزدم و گفتم بیاد خونه کارش دارم ولی اون گفت گرفتارم و شب می بینمت.منمگفتم باشه ولی اگه شب اومدی و دیدی خونه نیستم بیا خونه پدرم تا تکلیفمونروشن شه.اون پرسید مگه چی شده باز دیوونه شدی؟؟/؟؟ گفتم آره همون روزیکهسعی کردم اولین دروغت رو باور کنم دیوونه شدم و خلاصه رضا گفت باشه اجازهبده ظهر بیام دنبالت ناهارو بریم بیرون و بیشتر صحبت کنیم من گفتم فکرنمیکنم حرفی برای گفتن مونده باشه اون گفت ظاهرا تصمیمت رو گرفتی ومیخوای بدون محاکمه حکم اعدامم رو صادر کنی و خلاصه گفت بگذار منتوضیحاتم رو بدم بعد خودت تصمیم بگیر ولی فرصت صحبت بهم بده.منم قبولکردم که ناهار بریم بیرون و بیشتر صحبت کنیم به خواهرم تلفن کردم بیادخونه ما و چون من و رضا کاری داریم که باید بریم بیرون پسرم که از مدرسهمیاد پشت در نمونه خلاصه من تا ظهر فکر میکردم که چه واکنشی نشون بدممیدونستم که قرار نیست جواب قانع کننده ای بشنوم تقریبا همه چیز روشن بودو بنا نبود چیز جدیدی بشنوم همون توجیهات همیشگی که قراره آخر کار اونقیافه حق به جانب بگیره و توی دلش هم به من بخنده و بگه عجب زن خری دارمبازم تونستم خرش کنم خدا رو شکر خدا زنها رو ناقص العقل و خر آفریده ازجهتی فکرش برام چندش آور بود و شاید بگم توهین به عقلم و از جهتی چیکارمیشد کرد؟/؟ فرض کن قهر کردم و رفتم خونه مادرم آخرش که چی؟/؟ پسرم چیمیشه؟؟/؟؟ نمیدونستم چکار کنم به شوهرم از نظر مادی نیاز نداشتم ولی پسرمچی میشد؟/؟ لطمه روحی و بحران و خودم دربدر و یک زن شکست خورده و نا امیدو از جهتی هم ملامت اطرافیان برام قابل پیش بینی بود که اولش همه حق روبمن میدن ولی بعد کم کم میگن حتما اشتباه میکنی رضا اهل این حرفها نیستتو خوشی زیر دلت زده بود و یا اینکه همه مردها همینطورن این یک قانونههمه همینن تو بیخود سخت میگیری کون لقش بزار هر گوهی میخوره بخوره ویکسری هم میخوان بگن از این به بعد چهار چشمی مواظبش باش و نذار از جلویچشمت دور شه اصلا خودت هر روز باهاش برو شرکت و&#8230; خلاصه این تفکرات مثلآوار روی سرم خراب میشد و داشت واقعا دیوانم میکرد تا اینکه فکری به سرمرسید.در همین افکار بودم که رضا تلفن زد و گفت تا چند دقیقه میرسم خونهآماده شو که بوق زدم بیای دم در تا بریم من رفتم دم در و تا رسید سوارماشین شدم توی راه گفت چی شده باز دیوونه شدی؟/؟ گفتم برو سمت اوشون فشمیک ناهار بخوریم نمیخوام ناهار کوفتت شه خیال دعوا هم ندارم تصمیمی همبرای جدایی ندارم فقط میخوام حرف بزنیم و با کمک هم یک نتیجه بگیریم رضاگفت اوکی خدا رو شکر اول که تلفن زدی خیلی ترسیدم خیال کردم مشکلی پیشاومده ولی انگار لطفت شامل حالم شده و میخوای افتخار بدی یک ناهار درخدمتت باشم و یک نفس راحت کشید و یک دستی به رونم کشید که واقعا برایاولین بار چندشم شد و از پر رو بازیش بدم اومد اما چیزی نگفتم و رفتیمناهار رو در یکی از باغات خونوادگی خوردیم.بعد از نهار سفارش یک چای وقلیون دادیم و شروع به صحبت کردیم.رضا گفت خانم گل تعریف کن ببینم از چیناراحتی؟/؟ من با خونسردی گفتم رضا من فقط حرف میزنم و تو گوش میدی وقتیتموم شد تو حرف میزنی و من گوش میدم اصلا هم توی حرف هم نمی پریم قبوله؟؟/؟؟ گفت هر چی خانم گلم بگه گفتم رضا اصلا دلم نمیخواد توجیه کنی و بهشعورم توهین کنی من تلفن و مسیج هاتو کنترل کردم و برام یقین شده کهحداقل و خوشبینانه اگه بخوام فرض کنم با دو تا زن در ارتباطی اما ایناصلا برام مهم نیست شاید لیاقتت همین باشه که با یک مشت لاشی بگردی شایدممن جوابگوی نیازهای جنسیت نیستم و شایدم تو حریصتر از این حرفها هستی بههر حال برام فرق زیادی نمیکنه اما یک تصمیم دارم برای حفظ آبروم و بهحرمت پسرمون نه تصمیم به قهر دارم نه تصمیم به جدایی و نه دعوا ولی فقطبه یک شرط که تا آخر عمر این اجازه رو بهت نمیدم بمن دست بزنی و دیگهکاری بکارت ندارم ولی اگه یکروز تصمیم بگیری که دست بمن بزنی میزنم تویگوشت و بی درنگ خونه رو ترک میکنم تو برو و با همون جنده ها خوش باشکاریتم ندارم حتما با اونها بهت بیشتر خوش میگذره و بعد تا اومد حرف بزنهگفتم حرفم تموم نشده و دست کردم توی کیفم و تلفنها و مسیج ها رو کهیادداشت کرده بودم دادم دستش و گفتم خوب حالا هر چی میخوای بگو ولی نهتوجیه کن نه سعی کن خرم کنی و نه توهین به شعورم کن در جواب دادنم عجلهنکن و فکر کن تا سنجیده جواب بدی چون اگه سعی کنی کوس شعر تحویلم بدیاحتمال داره که کار به دعوا و جدایی بکشه و دیگه شاید راهی برای ادامههمین زندگی مسخره هم برامون نمونه هااااااا.رضا فکری کرد بعد از یک سکوتطولانی گفت اوکی فرض بر اینکه تو درست میگی و من به تو خیانت کردم اولباید از برخورد صمیمی و عاقلانت تشکر کنم و دوم اینکه بگم خیلی خانمی ولیحالا که تو تنهایی این تصمیمات رو گرفتی میتونم ازت خواهش کنم بگی چیکارکنم و چه تعهدی بدم که تو منو ببخشی و زندگیمون سرد و بی انگیزه و بی روحنشه؟/؟ گفتم آقا رضا این فکرها رو باید اونموقعکه من برای حفظ زندگیمونبهت هشدار میدادم و با تموم وجودم تلاش میکردم بهت بفهمونم که همه چیزومیدونم میکردی ولی تو در عالم خودت منو خر میکردی و ترجیح میدادی بقولخودت دودرم کنی حالا چرا فکر میکنی که باید تو رو ببخشم؟؟/؟؟ اصلا اگهخودت جای من بودی و منو در حال خیانت میدیدی می بخشیدیم؟/؟ رضا گفت آرهمن می بخشیدم.گفتم تو غلط کردی که می بخشیدی مردها در این مواقع میگنزنمون جنده بود که یا کشتیمش یا طرفشو کشتیم یا حداقل اینکه بعد از اینکهپیش در و همسایه و فامیل بی آبرو و خار و ذلیلش کردن طلاقش میدن و بعد بهاستناد اینکه طرف جنده است حتی بچه شو ازش میگیرن مهرش رو پایمال میکنن واجازه نگهداری که سهله ملاقات با بچه شم ازش میگیرن جز اینه ؟/؟ رضا گفتآره درست میگی ولی من اینطوری نیستم منو هنوز نشناختی.گفتم رضا دیگه داریمنو عصبی میکنی هاااااااا یعنی اگه امروز تو جای من بودی و میشنیدی یامیفهمیدی که من با کسی ارتباط جنسی دارم تو میومدی و خیلی ریلکس میگفتیعزیزم خسته نباشی اگه کیر یارو اذیتت کرده ببرمت دکتر؟/؟ برو رضا حتماباز یک کلکی سوار کردی و میگی خوب دیگه باز پری خر شد و خیلی آروم ازکنار قضیه گذشت و قرار شد ازم بگذره و همه چیز فراموش بشه چون رضا جونمدر یک بحران روحی لازم دید یک چند تایی خانم بکنه و حالا هم که دیگهبحران تموم شده و خدا رو شکر همه چیز به خیر و خوشی تمام شد و حتما بعداز یکی دو ماه هم میخوای بگی حالا که اوندفعه گذشت کردی و دیدی که هیچیاز تو کم نشد و ثابت شد که بحران روحی من با چند بار کوس کردن حل میشهلطف کن از خونه برو بیرون چون من دوباره دچار بحران روحی شدم و لازمه یکخانم رو بیارم و روی تخت تو بکنمش؟/؟ بعدشم وقتی توی بغل خانمه هستی بگیدیدی من میگم زنم خرتر از این حرفهاست اون کوس خوله و حتما از دفعه بعدممیگی بعد از این وقتی من خانم میارم تو برو برای ایشون غذا درست کن چونطفلک بعد از کوس دادن ضعف میکنه و نیاز داره که یک چیزی بخوره و موردمحبت قرار بگیره هاااااااان؟؟/؟؟ رضا خندید و گفت خوب دیگه خانم تو یکضربداری حرف میزنی و اجازه نمیدی من حرف بزنم لطفا بمن هم اجازه بده حرفمتموم شه و زود نتیجه گیری نکن.گفتم خوب شما بفرمایید گفت پری میخوامچشمهام رو ببندم و حرف دلمو بزنم ولی تو رو خدا توی حرفم نپر و اجازه بدهحرفم تموم شه و قول میدم بعد از پایان حرفم هر تصمیمی بگیری بی چون و چراقبول کنم اینو مردونه بهت قول میدم حتی اگه از من جدا هم بشی‎ با اینکهنیاز مالی بمن نداری ولی قول‎ ‎میدم نصف داراییمو بنامت کنم و تا آخر عمرحمایتت کنم.گفتم اوکی حرفتو بزن.رضا گفت ببین پری شک نداشته باش که باتموم وجودم دوستت دارم و حاضر نیستم یک تار موهات رو هم با تموم دنیا عوضکنم و خودت میدونی که هنوز از اول زندگیمون حتی یکبار سالگرد ازدواج یاتولدت رو فراموش نکردم تو توی زندگی من همه چیزی امید و انگیزمی وعاشقونه دوستت دارم و اینها رو همیشه در طول زندگیمون بهت ثابت کردم و تابحال نشده چیزی از من بخوای ولی من در حد توانم برای خواسته تو تلاشنکرده باشم اینها رو که قبول داری؟/؟ گفتم آره درست میگی ولی حرفمو بریدو گفت ادامه نده فقط میخواستم تایید کنی که میدونی چقدر دوستت دارم ولیحرفم ادامه داره گفتم خوب بگو گفت ببین پری شاید من بیمار باشم شاید احمقباشم و شاید یک مرد هیز و زن باز باشم تموم اینها قبول ولی با تموم وجودمدوستت دارم و زندگی بدون تو برام از مرگم سختره یعنی از ته دل میگم اگهبنا باشه یکروز جدا از تو زندگی کنم آرزو میکنم که اونروز بمیرم چون فکرمیکنم سختی مرگ از سختی دوری از تو کمتر و لذت زندگی بمراتب کمتر از تلخیدوری از توئه بعد کمی بفکر فرو رفت و ادامه داد پری من دیوونه و مریض وعاشق سکسم از یکنواختی خسته شدم از یکنواختی سکس نه از تو.نمیدونم میتونمحرفم رو برسونم یا نه؟/؟ تو برام یکنواخت نشدی بلکه سکس برام یکنواخت شدهاحساس میکنم به تنوع احتیاج دارم به یک شکل تازه.گفتم یعنیچیییییییییی؟/؟ حتما دو روز دیگه هم من برات یکنواخت میشم و هوس یک زنتازه میکنی؟/؟ منکه گفتم برو به سکست برس فقط با من کاری نداشته باش وبمن دست نزن و سکست رو به داخل خونه نیار بعد از این من با تو کاریندارم&#8230;.ادامه دارد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175825</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس زیبا با سامانتای  حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 21 Jun 2019 07:46:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[باغشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پریشون]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابلوئه]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترشحاتش]]></category>
		<category><![CDATA[تصمیمی]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تماشای]]></category>
		<category><![CDATA[توپولش]]></category>
		<category><![CDATA[توپولی]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاهشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خیییلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانیال]]></category>
		<category><![CDATA[دخترامون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فکرکردم]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[لیسانس]]></category>
		<category><![CDATA[ماشالله]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مشغوله]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میآورد]]></category>
		<category><![CDATA[میآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌بوسه]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدی]]></category>
		<category><![CDATA[میذاری]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[نامردیه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هاشونو]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اون یه جنده پولی گیرمون فیلم سکسی اومده بود یکی دوباری زدم اما من زیاد اینجوری حال نمیکردم.خلاصه من چند وقت پیش با یکی از دوستام داشتم سکسی راجع به دوست دخترامون حرف میزدیم ( شاه کس من دوست دختر داشتم اما همشون از اون دخترایی بودن که به آدم رو نمیدن کونی و من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اون یه جنده پولی گیرمون فیلم سکسی اومده بود یکی دوباری زدم اما</h2>
<p>من زیاد اینجوری حال نمیکردم.خلاصه من چند وقت پیش با یکی از دوستام داشتم سکسی راجع به دوست دخترامون حرف میزدیم</p>
<h3>( شاه کس من دوست دختر داشتم اما همشون از اون دخترایی</h3>
<p>بودن که به آدم رو نمیدن کونی و من تخم نمیکردم بهشون پیشنهاد سکس بدم) بعد دوستم گفت یکی از دوستاش</p>
<h4>که جنده دیگه میخان تموم کنن اوپنه و اسمشم عاطفه هستش</h4>
<p>منم گفتم حالا که می خوای پستون تموم کنی تلفنشو بده تا مخشو بزنم اونم قبول کرد. منم گرفتم ولی گذاشتم</p>
<h5>1 ماه کوس از تموم شدنش با دوستم بگذره یه شب</h5>
<p>با کلی خالی بندیو تبحر مخشو زدم و از همون اول با مسائل و شوخی های سکسی وارد شدم. ماشالله خیییلی شهوتی سکس داستان بود با هم</p>
<h6>دوست شدیمو کم کم تموم مسائل سکسو با ایران سکس هم میحرفیدیم</h6>
<p>طوری شده بود که وقتی شهوتی میشد به من زنگ میزد میگفت دانیال از پشت تل ارضام کن منم یه خورده کس شعر میگفتم اونم پشت تل با کسش ور میرفت و آبشو می آوردم بعد تصمیم گرفتیم همدیگه رو ببینیم یه روز تو پارک قرار گذاشتیم و اونو دیدم بدن خوش فرم با سینه های درشت و کون قلمبه و گرد انحنای کون و رونش ازرو شلوار معلوم بود. وقتی که به هم رسیدیم و رو چمن نشستیم کسشو که دید میزدم میدیدم که خیلی از تو شلوارش تابلوئه میخواستم بپرم روشو کسشو جر بدم یاد اون حرفای پشت تل افتادم اونم به خاطر اون حرفا اصلا خفه خون گرفته بود از خجالت. منم که خیلی پر رو هی باش ور میرفتم اما نمیشد اونجا کاریش کرد. بعد 3 ساعت گردش من رفتم خونه اونم رفت خوابگاهشون ( آخه اونجا دانشجو بود) بعد که رفتم خونه هی اس ام اسو هی زنگ و قربون صدقه بدن هم میرفتیم اون کس کش هم نگو از اول تا آخر این کیر مارو داشته دید میزده و میگفت عجب کیر بزرگی داری ها ، آخه از رو شلوار خیلی تابلو بود هی یواشکی جا بجاش میکردم( اینم یکی از مشکلات ما پسراست دیگه )اما اگه همونجا میفهمیدم داره کیرمو تجسس میکنه از خجالتش یه جوری در میو مدم اما حیف. خلاصه منم که جا مکان نداشتم به زور خایه مالی رفتم باغ یکی از دوستامونو جور کردم و بعد به عاطفه گفتم اونم با یکم ناز کردن قبول کرد و رفتیم باز همدیگه رو دیدیم و دوستمم مارو تا باغشون رسوند بعد رفتیم اون وسط مسط های باغ و یه جا خوب و امن پیدا کردیمو نشستیم منم شالشو در آوردم گفتم جولوی من راحت باش. اونم کاری نداشت بعد فقط تو چشای همدیگه نگاه کردیم و اون همش قربون صدقه رنگ چشام می رفت و و هی با دستش با مژه هاو ابرو هام ور میرفت منم هی با موهاش ور میرفتم کلی فضا عاشقانه شده بود منم کیرم هی میگفت بسه دیگه یکمم به ما فکر کن. منم دیدم کیرم داره دکمه های شلوارمو می خوره و میاد بیرون گفتم کم کم دست به کار شم بعد عاطفه روخوابوندمش و هی از هم لب میگرفتیم ، دهن سرویس تو لب گرفتن همتا نداشت من که مونده بودم انگار فوق لیسانس لب گرفتن داشت طوری زبونمو میخورد طوری لبای منو میخورد که گفتم الاناست که دیگه لبام کنده بشه ، بعد از 20 دقیقه ای که همچنان داشتیم لب می گرفتیم با دستم دکمه های مانتوشو باز می کردمو با سینه هاش ور میرفتم بعد لباشو ول کردم و وقتی تو چشاش نگاه کردم یه التماس شهوت زایی تو چشاش بود که انگار میگفت تاپ ماپمو جر بده زودتر و منو بکن منم از چشاش همه چیو خوندم ، یه تاپ قرمز داشت تاپشو زدم بالا یه سوتین سفید داشت که روی سینه ی سمت چپش عکس یه هاپو ی خوگشل موگشل بود بعد سوتینو زدم بالا و هی سینه هاشو میخوردم اون هم هی میگفت بخور عزیزم قورتش بده گازش بزن منم مثل نوکرا به فرمان هاش عمل میکردم. سینه های سفیدو توپولش حالادیگه قرمزو سفت شده بود بعد همینجور که سینه هاشو میخوردم با کسشم از رو شلوار ور میرفتم دیگه دانیال کوچولو ( کیرم) داشت فحش بارم میکرد منم از روش بلند شدم گفتم عاطفه ؟ گفت جون دلم ؟ گفتم دانیال کوچولو دستتو میبوسه ها بگیر بخورش و گفت من بلد نیستم منم تو دلم گفتم تو غلط میکنی دختره ی اوپن ( یعنی همون زنکه ی اوپن) 100 تا کیر بلعیده بعد میگه بلد نیستم بعد به شوخی و آروم زد رو کیر راست شدم و رو به کیرم گفت تو چرا پا شدی ؟ ها ؟ که چی ؟ من که با تو کاری ندارم ، منم پیاز داغشو زیاد کردمو الکی مثل مار پیچیدم به خودمو گفتم عاطفه تخمام از گلوم در اومد وای چه محکم زدی بعد اومد دکمه هامو وا کرد بعد گفت بوسش کنم خوب میشه؟ منم گفتم تو بوس کن ببینم خوب میشه یا نه بعد شرتمو زد کنار یههو کیرم عین قحطی زده ها پرید بیرون ، وجدانن با او ن فشاری که به کیرم میومد آرتروز کیر گرفته بودم بعد گرفت تو دستاش و تا سرمای دستاش به کیر داغو راستو سفیدم خورد دلم غش رفت بعد اومد سرشو بوس کرد و یه نگاه بهم کرد و یه چشمک ناناز بهم زد و گفت چقدر خوش بوئه (نخندینا !!!! آخه به کیرم اودکلون زده بودم تا خوشبو شه) و منم یه اشاره به کیرم زدم و با لبخند بهش فهموندم که ادامه بده بعد من همونطور که دراز کشیده بودم سرمو چرخوندم اونطرف آخه میخواستم کیرمو عاطفه رو با هم تنها بذارم که راحت و بدون خجالت کیرمو بخوره بعد یه لحظه احساس کردم کله کیرم دماش رفت رو هزار فهمیدم تو دهنشه اصلا بر نگشتم تا خجالت نکشه خیلی قشنگ ساک میزد و خیلی هم سعی میکرد طوری نشون بده که مثلا اولین بارشه کیر میخوره اما شهوت بهش اجازه فیلم بازی کردنو نمیداد هی کیرمو میمالید به صورتش، هی کیرمو تو دهنش میچرخوند هی در میآورد و تند تند واسم جلق میزد منم دیدم داره روش باز میشه صورتمو برگندوندمو نگاش کردم دیدم موهاش پریشون شده و چشاش بستستو اون دستشم با سینهو شکمو کسش مشغوله منم صدام در نیومد هی داشت کیرمو خایه هامو لیس میزد ( اینو بگم که میدونستم آبم حالا حالا ها نمیاد آخا یه قرص که الان اسمشو نمیدونم و دوستم بهم داده بود خورده بودم ) بعد با تماشای این صحنه به وجد اومدم. خیلی باحال بود انگار تو تلویزیون سه بعدی داری فیلم سوپر سه بعدی میدیدی حال میکردم خفن ، منم که تاحالا کسی واسم اینجوری ساک نزده بود واقعا الان نمیشه اون حالو به صورت متنی تشریح کرد.خلاصه بعد دیدم سرعتش کم کم داره کم میشه بعد موهاشو ریخت رو کیرمو افتاد رو کیرم یه لحظه فکرکردم خفه شده و کیرم تو حلقش گیر کرده سرشو آوردم بالا نگاش که کردم دیدم چشاش به زووور وامیشه و یه نگاه خمار آلود بهم انداخت فهمیدم که ببببععله خانوم آبش اومده بود بعد آروم خوابوندمش رو زمین و باهاش لب گرف<br />
تم انگار دوباره بهش دستگاه شک زده باشم جون گرفتو لبامو خورد یه صحنه یادم اومد چه گهی خوردم آخه داشتم لبهایی رو میخوردم که چند لحظه پیش کیرم توش بود یه لحظه خواستم بالا بیارم بعد بیخیال لباش شدم و اومدم رو سینه هاش و اونارو گاز زدمو اومدم رو نافش بعد نافشو میلیسیدمو دکمه های شلوارشو باز کردم دیدم یه شرت سفید که ست سوتینش بود پاشه شلوارو تا زانوش کشیدم پایین بعد سرمو گرفت فشار داد رو کسش ، شرتش هنوز پاش بود شرتش خیس خیس بود سرمو برداشتم شرتشو کشیدم پایین دیدم بعععله چه کس توپولی سفیییدو ناناز با لبه های صورتیو خوش فرم میخواستم بپرم روش و قورتش بدم و حتی تو فیلم سوپرا عاااشق اون قسمت ساک زدن و قسمتی که کس رو میخورن بودم اما تا اون کس رو با اون بوی ترشحاتش دیدم یه جوری شدم یه دستمال گرفتم و افتادم به جون کسش و قشنگ همه جاشو خشک کردم بعد چشامو بستمو یهو مثل کسایی که عزم خودشونو جزم میکنن و به اکراه زبونمو زدم روش بعد بهم گفت دانیال ؟ گفتم ها؟ گفت نامرد من خودمو واسه کیرت پاره کردم اونوقت تو داری با کسم بازی میکنی ؟ خوب بخور دیگه منم گفتم باشه عزیز. یکم فکر کردم به خودم گفتم واقعا نامردیه و باید یکمم من بهش حال بدم خلاصه تمومه احساسات چندشیو از خودم دور کردمو تو ذهنم احساس کردم که مثلا دارم هلو میخورم بعد افتادم به جون کسش ،حالا نخور کی بخور چوچولشو با زبونم گاییدم هی زبونمو تو سوراخه کسش میکردمو لیس میزدم اولش بدم میومد بعد خوشم اومد طوری که اگه بازم یکیو بخوام بکنم اول کسشو میخورم . بعد یهو دیدم تنش شل شدو آبش پاشیده شد رو صورتم منم تو دلم بهش انواع و اقسام فحشا رو دادم بعد بهش گفتم نمیتونستی بهم یه ندا بدی داری اورگاسم میشی؟ گفت شرمنده منم از اون تصمیمی که گرفته بودم و گفتم اگه بخام یکیو بکنم اول کسشو میخورم کاملا منصرف شدم خلاصه بهش گفتم دولا شو و کونتو قنبل کن گفت میخوای بذاری تو کونم دیگه ؟ گفتم آره بعد گفت من دخترما گفتم میدونم تو دلم گفتم خبر نداری که تموم عالم میدونن اوپنی بعد یه ذره کرم از کوله پشتیم در آوردمو انداختم سوراخ کونش انگشتمو کردم تو کونش بعد بهم گفت ووووای دانیال جونم زود باش دیگه دانیال جونم جر بده تازه بهم میگفت همسر آیندم من داشتم تو دلم از خنده پاره میشدم بهش گفتم بلبل زبون شدیا گفت میای خاستگاریم منو بگیری ؟ گفتم بببعععله که میگیرمت بعد تو دلم خندیدم ( قابل توجه پسرا اینو بگم که این دخترا وسط سکس همه تقاضا هاشونو میگن ،عاطفه که فکر کرده بود من الان کس خل شدم ) خلاصه همینجوری یهو حواسش نبود کیرمو کردم تو کونش یهو جاخوردو گفت واییییییییییییی دانیال بهم بگو تا شل کنم بعد بزار ، منم گفتم اوهو واردیا !! گفت نخیر از فیلما یاد گرفتم منم گفتم باشه تو که راس میگی.خلاصه شل کردو تا دسته کردم توکونش یه دادی زد که من خودم ترسیدم بعد بهم گفت وای نستا تند تند بزن تا کم کم عادت کنه سوراخم منم گفتم ای به چشم حالا نزن کی بزن منم هی تلمبه میزدم تمووومه بدنم عرق کرده بود بعد از کونش هی در میآوردم باز میذاشتم اون تو بعد اونم هی قربون صدقه این کارم میرفت بعد یهو وسط کار در آوردم از پشت گذاشتم تو کسش بعد گفت دانیال اونجا کسمه گفتم فرقه کسو کونو که میدونم گفت پس چرا میذاری داخل اون ؟ گفتم هیییییییس حرف نزن گفت باشه تو که همسر آیندمی منم تو دلم گفتم آره جون عمممت بعد کردم اون تو یهو گفت دانیال دهنت سرویس جرم دادی گفتم این اولشه بعد از پشت به حالت سگی روش رفتمو هی تلمبه میزدم و با سینهاش بازی میکردم تموم سنگینیم رو دستاش بود اما هی ااااه و اااووه میکردو میگفت جرم بده پارم کن همیشه مال توام منم انگار غلام سیاه بودمو به حرفاش عمل میکردم یهو کیرم وول وول کرد فهمیدم داره آبم میاد گفتم عاطفه ؟ گفت جوون؟ گفتم آآبم!! گفت بریز تو دهنم گفتم باشه بعد برگشت و تنظیم کردم رو صورتش و همه رو ریختم رو چشو بینیو ابروش حااال کردم بعد آبمو با انگشتش برداشد کرد تو دهنش بعد اومد باهام لب بگیره که منم لبمو نزدیک کردم و تا فهمیدم لبش آب کیریه بحثو عوض کردم و گفتم پس پردت کو؟ گفت راس میگیا گفتم خونی نیومد که؟ گفت فکر کنم پردم یا ارتجاییه یا حلقوی منم گفتم آخ جون پس تا قبل ازدواج تا دلمون بخاد همه جوره سکس میکنیم اونم گفت آره عزیزم بعد لباساروتنش کردمو اونم لباسا منو تنم کردو بلند شدیم رفتیم بعد دوستم هی فحش بارم کرد و میگفت دهنتو گاییدم حال کردی نه ؟ منم گفتم خخخخخخیلیییییی امیدوارم شما هم حال کرده باشین با این خاطره. بااااباااای		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174730</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 15:02:29 by W3 Total Cache
-->