<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میرداماد &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 11:53:17 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.1</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میرداماد &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>میلف  حشری آب کیر  رو با صورتش جذب بدنش میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa%d8%b4-%d8%ac%d8%b0%d8%a8-%d8%a8%d8%af%d9%86%d8%b4-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa%d8%b4-%d8%ac%d8%b0%d8%a8-%d8%a8%d8%af%d9%86%d8%b4-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Oct 2019 17:59:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتیاق]]></category>
		<category><![CDATA[اشکانم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدری]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامون]]></category>
		<category><![CDATA[پایینش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیم]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتش]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دفترچه]]></category>
		<category><![CDATA[دلنشین]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوچندان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقمه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوم]]></category>
		<category><![CDATA[مردونش]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میرداماد]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمایان]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همانطور]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[ولیعصر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[علاقه کرده خودم رو اونقدری فیلم سکسی سریع وا بدم که از من دل زده بشه. با یلدا صحبت کردم که همراه من بیاد. یلدا همیشه از سکسی همون اولین روز دبیرستان که باهم آشنا شاه کس شدیم تا همین امروز هوای من رو داشته و تنهام نذاشته. یلدا قبول کرد و کونی قرار شد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>علاقه کرده خودم رو اونقدری فیلم سکسی سریع وا بدم که از من</h2>
<p>دل زده بشه. با یلدا صحبت کردم که همراه من بیاد. یلدا همیشه از سکسی همون اولین روز دبیرستان که باهم</p>
<h3>آشنا شاه کس شدیم تا همین امروز هوای من رو داشته و</h3>
<p>تنهام نذاشته. یلدا قبول کرد و کونی قرار شد زیر پل پارک وی منتظر من بمونه تا من هرطور شده ماشین</p>
<h4>پدرم جنده رو بگیرم و برم دنبالش. قرار من و اشکان</h4>
<p>در کافه هنرمندان بود. پدرم وقتی پستون شنید که می خوام با یلدا برم گردش تا روحیم عوض شه قبول کرد</p>
<h5>و ماشین کوس رو بهم داد. به زودی یلدا هم سوار</h5>
<p>ماشین شد و غرق حرف بودیم که رسیدیم به تقاطع میرداماد و ولیعصر احساس کردم چهره ی آشنایی اونجا ایستاده و منتظره سکس داستان تا تاکسی بگیره.</p>
<h6>اما اشکان که ماشین داشت. اما انگار خود ایران سکس اشکان بود.</h6>
<p>شیشه رو دادم پایین و اشکان سرش رو خم کرد و با لبخند به شوخی گفت:&#8221;مستقیم؟&#8221;منم گفتم:&#8221;اختیار دارید بفرمایید.&#8221;-&#8220;سلام دخترا&#8221;من و یلدا با هم گفتیم:&#8221;سلام آقای صوفی&#8221;-&#8220;خواهش می کنم با من راحت باشید مخصوصا&#8221; شما لیدا خانوم. به من بگید اشکان&#8221;یلدا هم شیطنش گل کرد و با خنده گفت:&#8221;باشه اشکان هر چی تو بگی&#8221; بعد جلوی صورتش رو گرفت و بازهم بلند خندید.از اینجا تا کافه هنرمندان راهی نبود و ما هم طبق انتظار چن دقیقه بعد رسیدیم. از پله ها که بالا می رفتیم یلدا جلوی من می رفت بعد من بودم و بعد هم اشکان. رسیدیم و تو این هوای گرم که حالا بودن اشکان گرماش رو دوچندان می کرد خوردن بستنی فکر خوبی بود. پس سه تا بستنی سفارش دادیم.-&#8220;لیدا خانوم نوبت شماست که بگید از من خوشتون میاد یا نه&#8221;-&#8220;آقای صوفی&#8221; اخم قشنگی به صورت اشکان نشست و من لبخندی زدم و تصحیح کردم. &#8220;اشکان من چیزی از شما نمی دونم. جز اینکه می دونم TA درس ما بودی و دانشجوی دکتری هستی.&#8221;-&#8220;خیلی خوشحالم که شما دختر بسیار فهمیده ای هستید.&#8221;اشکان شروع کرد از خودش برای من گفت البته برای من که به اجبار یلدا هم باید گوش می کرد. همانطور که بستنی می خوردیم به حرف های اشکان گوش می دادیم. اشکان از اصلیتش گفت از اینکه تو تهران به دنیا اومده از خانواده اش و کمی هم از عقایدش.حالا بیشتر از قبل از عاشق اشکان شدم. الان که روی تختم دراز کشیدم و دارم با نوشته هام برگ دیگه ای از دفترچه خاطراتم رو سیاه می کنم لحظه ای نیست که لبخند اشکان از جلوی چشمام کنار بره. روز خیلی خوبی بود. تا نیاز بیدار نشده بهتره که یه دوش بگیرم و بعد اگه فرصت شد به خوندن دفترچه خاطراتم ادامه بدم.یه دوش گرفتم و لباس پوشیدم. حالا می خوام خاطره ی یکی از بهترین روزهای عمرم رو بخونم روزی که تاریخش رو هنوزم هم به خوبی به یاد دارم. 2 اسفند 85 یعنی دقیقا&#8221; 4 سال پیش.نیاز داره گریه می کنه حتما&#8221; گشنه بوده و بیدار شده. نیاز دختر 6 ماهه ی ناز من تنها نیاز زندگیم و همه ی دارایی من. نیاز رو بغل کردم و تاپم رو بالا زدم تا نیاز ناز من از شیر مادرش بخوره. آره نیازم بخور تا زودتر بزرگ شی تا بشی همدم مادرت تا به حرفاش گوش کنی تا خوندن یاد بگیری و تمام دفترچه خاطراتش رو بخونی تا بدونی مادرت چه روزهای خوب و بدی رو پشت سر گذاشته و الان که با دستای کوچکت به سینه اش چنگ میزنی و با لب های کوچک و قشنگت اون رو میک می زنی مامان رو مطمئن می کنی که با تمام اشتیاق می خوای زودتر بزرگ شی.نیاز در حالی که سینه ام رو می خورد سیر شد و خوابش برد آروم دست های کوچکش رو از روی سینم برداشتم و سینم رو از بین لبای نازش بیرون آوردم و همونطور در آغوشم مدتی بهش نگاه کردم و بعد آروم تر از قبل از آغوشم جداش کردم تا روی تختش به آرومی بخواب عمیق تری بره. 2 اسفند 85اشکان من رو به خونه اش دعوت کرد. با اینکه امروز دانشگاه کلاس داشتم اما نرفتم و به سمت خونه ی اشکان رفتم. از پدر و مادرم خجالت می کشم که فکر می کنند امروز دانشگاه بودم تا درس یاد بگیرم اما&#8230;به پشت در خونه ی اشکان رسیدم. 3 تا زنگ روی آیفون بود. زنگ اول رو باید می زدم.صدای مردونه و دلنشین اشکان از پشت آفون به گوشم خورد و اونقدر مستم کرد که متوجه نشدم که چی گفت و فقط گفتم:&#8221;اشکان لیدا هستم&#8221;در باز شد و من بعد از گذشتن از حیاط کوچکی که داخلش چند ماشین هم پارک بود و گذشتن از یک ردیف پله ی کوتاه جلوی در طبقه ی اشکان بودم. در باز شد و صورت زیبا و مردونه ی اشکان از پشت در نمایان شد کاملا&#8221; مثل این بود که توی آسمون سیاه یه ستاره ببینی که داره می درخشه و بین اون همه سیاهی توجه تو رو به خودش جلب می کنه. بوی مست کننده و تندی از توی خونه به مشامم رسید بالاخره اشکان این سکوت رو شکست و من رو از این حالت خلصه که چند ثانیه ای بیشتر طول نکشید بیرون آورد.-&#8220;سلام لیدا. بیا داخل کسی نیست راحت باش&#8221;-سلام&#8221; و لبخندی زدم.اشکان من رو راهنمایی کرد تا روی کاناپه ی بزرگی که جلوی تلویزیون بود بشینم. و خوش به سمت آشپزخونه رفت و همونطور که می رفت گفت:&#8221;لیدا جان عزیزم خیلی خوش اومدی&#8221;وقتی برمی گشت و با لیوان هایی که دستش بود به سمت من میومد از پایین تا بالا نگاهش کردم. یه روفرشی لا انگشتی پاش کرده بود. یه شلوارک جین و یه تی-شرت یقه دار که رنگ سفید داشت.-&#8220;لیدا می خوای همین طور با روسری و مانتو اینجا بشینی؟&#8221;لبخندی زدم و مثل بچه های حرف گوش کن روسری و مانتوم رو از تنم در آوردم. چون زمستون بود و هوا سرد یه پیرهن یقه اسکی تنم بود و یه شلوار جین. شربت رو برداشتم و خوردم و کمی با اشکان گپ زدیم. اشکان گفت:&#8221;لیدا با یه آهنگ چطوری؟&#8221;-&#8220;من عاشق آهنگم خوشحال می شم یه آهنگ گوش بدیم&#8221;اشکان رفت سمت یه گرامافون که حالت تزیینی داشت و برای قشنگی به شکا گرامافون بود و در اصل علاوه بر صفحه در قسمت پایینش جای سی دی هم داشت. صدای آهنگ آشنایی به گوشم رسید. Careless Whisper از George Michaelهمونطور که صدای آهنگ پخش می شد اشکان به سمت من می اومد و برای من نگاهم با رشته ای نامریی به نگاهش گره خورده بود.و صدای خواننده اومد که اینطور می خوند I feel so unsure as I take your hand and lead you to the dance floor.As the music dies something in your eyesCalls to mind a silver screen and all its sad goodbye و این جملات آهنگ همراه با این بود که اشکان دست من رو گرفت و من رو توی آغوشش گرفته بود و با من می رقصید. باز هم صدای آهنگ به گوشم می رسید من و اشکان می چرخیدیم و من سرم روی سینه ی اشکان بود و هر دو دستم توی دستای اشکان قفل شده بود. اشکان همراه با آهنگ تو گوشم زمزمه می کرد و نفساش به گردن و گوشم می خورد حرارت بدنم رو بالا می برد. Time can never mend the careless whispers of a good friendTo the heart and mind ignorance is kind. صورتم رو از روی سینه ی اشکان بلند کردم توی چشماش زل زدم با تمام وجودم اشکان رو می خواستم تک تک سلول های بدنم فریاد می زد اشکان.چشمام رو بستم و لبام رو روی لبای اشکان گذاشتم احساس می کردم که دیگه روی زمین نیستم نه چیزی میشنیدم نه چیزی می دیدم فقط و فقط یه چیز رو احساس می کردم عشق در آغوش کسی که عاشقانه دوستش دارم و حالا با تمام وجودم وجودش رو می خوام. دستام رو دور گردن اشکان انداختم و اشکان همونطور که لب هامون به هم قفل شده بود من رو روی کاناپه گذاشت و خوش هم روی من خوابید و توی این مدت حتی برای یک لحظه هم لب های ما از هم جدا نشد. آهنگ عوض شد.The Power of Love از Celine Dion و خواننده می خوند و ما هم مثل حرفایی که توی آهنگ پخش می شد به هم می مثل می پیچیدیم و دیوانه وار در آغوش هم لب های هم رو می بوسیدیم. The whispers in the morningOf lovers sleeping tightAre rolling like thunder nowAs I look in your eyes I hold on to your bodyAnd feel each move you makeYour voice is warm and tenderA love that I could not forsake اشکان لب هاش رو از لب های من جدا کرد و گردن من رو می بوسید و من هم هر دو تا دستم رو روی سر اشکان گذاشته بودم و به خودم می پیچیدم نه از روی شهوت از عشق لذت می بردم ولی نه از شهوت از عشق لذت می بردم. &#8216;Cause I am your ladyAnd you are my manWhenever you reach for meI&#8217;ll do all that I can Lost is how I&#8217;m feeling lying in your armsWhen the world outside&#8217;s tooMuch to takeThat all ends when I&#8217;m with you Even though there may be timesIt seems I&#8217;m far awayNever wonder where I am&#8217;Cause I am always by your side همونطور که صدای آهنگ پخش می شد اشکان باز هم لب هاش رو روی لب من گذاشت برای چند لحظه چشمام رو باز کردم تا چشم های اشکان رو نگاه کنم و از عمق چشم هاش مطمئن بشم که عاشقمه. و باز هم چشمام رو بستم و در کنار طعم لب های عشقم به آهنگ گوش دادم. We&#8217;re heading for somethingSomewhere I&#8217;ve never beenSometimes I am frightenedBut I&#8217;m ready to learnOf the power of love The sound of your heart beatingMade it clearSuddenly the feeling that I can&#8217;t go onIs light years away چشمام رو باز کردم اشکان همونطور که لب هاش روی لب من بود دکمه های تی-شرت مردونش رو باز می کرد و سینه ی مردونه اش که چند تار مو هم روش بود خودش رو به من نشون می داد. پیرهنش رو پرت کرد روی میزی که وسط اتاق بود. آهنگ عوض شدNew day has come از Celine Dion I see a light in the skyOh, it&#8217;s almost blinding meI can&#8217;t believeI&#8217;ve been touched by an angel with loveLet the rain come down and wash away my tearsLet it fill my soul and drown my fearsLet it shatter the walls for a new, new sunA new day has&#8230;come Where it was dark now there&#8217;s lightWhere there was pain now there&#8217;s joyWhere there was weakness, I found my strengthAll in the eyes of a boy اشکان نگاهی به چشمام کرد و من با تمام وجودم معنی این نگاه رو فهمیدم و با لبخندی جوابش رو دادم پس اشکان پیرهن من رو هم از تنم بیرون آورد. نمی دونم از خجالت بود که حرف نمی زدیم یا همیشه باید همینطور باشه. اشکان دست های بزرگش رو روی تن سفید و براق من می کشید و گرمای دستاش سردی ناشی از ترس من رو از بدنم می گرفت. باز هم لب هاش روی لب های من اومد دست هاش هم روی بدنم می لغزید لب هاش پایین تر رفت گردنم بین سینه هام شکمم و زبونش دور نافم چرخید و من مثل ماری به خودم پیچیدم. نگاه دیگه ای به چشم های من انداخت و من باز هم لبخند زدم اما ترس و استرس خاصی وجودم رو گرفته بود که باعث می شد بلرزم. دکمه های شلوار جینم رو باز کرد و و همونطور که شلوارم رو از پام بیرون می کشید لب هاش رد پایین اومدن شلوارم روی پام رو می بوسیدن و من فقط با چشم های بسته با تمام وجود لذت می بردم. اشکان شلوار و پیرهنم رو پایین کاناپه انداخت. اشکان باز هم لب های من می بوسید و من هم جواب می دادم و با دست هاش به سینه هام توی سوتینم داشتن جاشون رو پاره می کردن چنگ می زد. من هم با دست هام شلوار اشکان رو هل می دادم و اشکان فهمید که منظورم چیه و شلوارش رو هم پایین برد یه لحظه از خجالت تمام پوست سفیدم قرمز شد. اشکان لباش رو از روی سوتینم روی سینم گذاشت پاهامون به هم گره خورده بود بع اشکان سرش رو روی سینم گذاشت و گفت:&#8221;لیدا صدای نت های عشق رو از ضربان قلبت می شنوم&#8221;من رو بلند کرد و به سمت اتاقی برد که یه تخت دو نفره اونجا بود و من رو لبه ی تخت گذاشت و در حال که پیشونیم رو می بوسید سوتینم رو باز کرد چشمام رو بستم و فکر کنم اونقدری داغ شدم که فکر کنم حرارتم هر سرمایی رو از بین برد. و بعد آخرین لباسی که به تنم بود هم بیرون اومد و حالا بعد از اینکه آخرین تکه ی لباس از تن اشکان بیرون رفت من مثل حوایی شدم که کنار آدم ایستاده و نمی دونه خجالت بکشه یا به آغوش عشقش از خطر همه ی دنیا پناه ببره. همونطور که کنار تخت ایستاده بودم چشمام رو بستم و لحظه ای بعد گرمای بدن اشکان رو حس کردم. و ثانیه ای طول نکشید که در حالی که من و اشکان لب های هم رو می بوسیدیم روی تخت مثل دو مار به هم می پیچیدیم و تمام وجودم پر از عشق بود اشکان من رو به خودش فشار می داد و وقتی آلتش به آلت من برخورد می کرد بدنم داغ تر از قبل می شد. اشکان تمام بدن من رو می بوسید و من هم به خودم می پیچیدم. نوک سینه هام رو میک می زد و با یه دستش صورت من رو نوازش می کرد و با دست دیگش آلت من رو نوازش می داد من تحمل این همه عشق رو نداشتم این همه لذت بدنم به طور ممتد لرزید و ارضا شدم. وتی این اتفاق افتاد اشکان بلند شد من رو بغل کرد و اونقدر من رو بوسید و حرف های عاشقانه برام زد که از نظر روحی هم ارضا شدم. صدام در نمیومد با چشم های پر از سئوال و خواهش به اشکان نگاه کردم انگار فهمید چی توی ذهنم می گذره. و گفت:&#8221;فرشته ی قشنگ من. من نمی ذارم و نمی خوام که تو من رو ارضا کنی امکان نداره بذارم فرشته ی نازی مثل تو بخواد با دست های قشنگش من رو ارضا کنه.&#8221;صدام مثل زمزمه بود:&#8221;با من سکس کن تا ارضا شی&#8221;-&#8220;تو دختری و من این پاکی دختر بودن رو نمی خوام فعلا&#8221; ازت بگیرم&#8221;چشمام رو بستم و تمام جراتم رو جمع کردم و گفتم:&#8221;از عقب&#8221;-&#8220;لیدا عزیزم من اصلا&#8221; دنبال ارضا شدن نیستم ارضا شدن تو هم از عشق بود و من همین رو دوست دارم&#8221;-&#8220;اما من می خوام تو هم ارضا شی.&#8221;اشکان من رو بوسید و باز هم به هم می پیچیدیم انقدر سفت در آغوش هم بودیم که تمام بدنم به تک تک اعضای اشکان مالیده می شد. آلت اشکان با هر تکون خوردن روی آلت من حرکت می کرد و باعث می شد من ناله های خفیفی کنم تا یه لحظه من به خودم لرزیدم و مایع گرمی بازهم ازم خارج شد و یه دفعه احساس کردم که مایع گرم دیگه هم داره به پوستم می خوره آره درست حدس زدم اشکانم عزیزم تمام وجود من هم از این عشق ارضا شد. بعد اشکان من رو بغل کرد توی اتاق یه حمام بود من رو اونجا گذاشت و تنم رو آب زد و تن خودش رو هم همینطور. من بدنم می لرزید اشکان من رو بغل کرد بعد ملافه ای که روی تخت بود و از مایع های گرم بدن ما حالا کثیف شده بود رو داخل حمام پرت کرد و پتو رو کنار زد و من رو زیر پتو گذاشت خودش هم کنار من اومد من سرم رو روی سینه ی اشکان گذاشتم و دست راستم رو روی قلبش. دست چپم هم کنار صورتم بود. فکر کنم خوابم برد. اشکان صدام زد و بعد از اینکه لباسام رو کمک کرد تا بپوشم برام آزانس گرفت تا برگردم. وقت برگشتن لبام رو بوسید و گفت:&#8221;لیدا تا آخرش با هاتم&#8221;. سرم رو نوازش کرد و با نگاه مشتاقش بدرقم کرد.الان که این رو توی دفترچه خاطراتم می نویسم استرس دارم که این صفحه رو پاره کنم یا نگهش دارم نمی دونم بعدا&#8221; راجع بهش فکر می کنم.دوست دارم اشکان دوست دارم تا پیمان نیومده بهتره دفترم رو قایم کنم و شام رو آماده کنم. نیاز هم که هنوز خوابیده.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa%d8%b4-%d8%ac%d8%b0%d8%a8-%d8%a8%d8%af%d9%86%d8%b4-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176576</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جون کیر خوشگل و دو تا جنده حسابی حشری شده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jul 2019 09:05:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[آمادگی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتهای]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگلیسی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اونوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینجام”]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدو]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[پیچونده]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیشو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توانایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جریانی]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندن]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونم]]></category>
		<category><![CDATA[خیانتی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درحالی]]></category>
		<category><![CDATA[درومده]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندن]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زنگیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[ساراست]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شونهام]]></category>
		<category><![CDATA[صاحبخونه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کلیتوریسش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوتو]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مستاجر]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرداماد]]></category>
		<category><![CDATA[‫میرسونمت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونم]]></category>
		<category><![CDATA[میندازم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ناباوری]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نگهشون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشته]]></category>
		<category><![CDATA[ولیعصر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[انگلیسی خودشو معرفی میکرد انگار فیلم سکسی بچه ها خودشونو معرفی کرده بودن و حالا نوبت آقای کرامت بود خوب یادمه که من وسط یه دختر و سکسی یه پسر نشسته بودم بعدا فهمیدم که شاه کس پسره علی و دختره ساراست. در ضمن همونطور که بچه های تهران می دونن کلاس کونی زبان آمادگی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>انگلیسی خودشو معرفی میکرد انگار فیلم سکسی بچه ها خودشونو معرفی کرده بودن</h2>
<p>و حالا نوبت آقای کرامت بود خوب یادمه که من وسط یه دختر و سکسی یه پسر نشسته بودم بعدا فهمیدم</p>
<h3>که شاه کس پسره علی و دختره ساراست. در ضمن همونطور که</h3>
<p>بچه های تهران می دونن کلاس کونی زبان آمادگی تست IELTS سر دولت تو شریعتی مختلطه. آقای کرامت گفت:I was born</p>
<h4>in جنده tehran But I grow up in USA and&#8230;&#8230;.بعد این</h4>
<p>حرفا به من گفت:Please introduce yourselfنمد پستون دونستم چی بگم حول شدم یه چیزایی بلغور کردم که فقط از سرم وا</p>
<h5>شه داشتم کوس حرفامو جمع و جور می کردم ورسیده بودم</h5>
<p>به شغلمI am a vet and I work on animal specialy in dog and hourse&#8230;که یهو درب کلاس دوباره وا شد. دیدم سکس داستان ی دختر فوق</p>
<h6>العاده لاغر اومد تو قد بلند چشمای عسلی ایران سکس خیلی ناز</h6>
<p>بود ولی هیکلش خنده لاغر بود جلو باربی هم این باربی محسوب میشد. اما من ازش خوشم اومد کرامت گفتohhhhhhhhhhh why you late woman?nاصلا خودشو نباخت و گفتI look for a parking box in the back street&#8230;.خیلی حال کردم که ماشینم داره و بچه با حاله اون روز که نشست همش بهش نگا میکردم اما اون حواسش به من نبودچند جلسه ای گذشت و من بیشتر و بیشتر ازش خوشم میومد اما شیوا زیاد تو مود من نبود تا این که ی روز توی کلاس اون شد partner من و کلی باهاش حرف زدم گفت که بچه زعفرانیه است و خودش شرکت داره. اولش باورم نشد فک میکردم دروغ میگه آخه به تریپش نمی خورد فکر کردم چون دیده من دامپزشکم می خواد کم نیاره اولش فکر می کردم احتمالا ی پرایدی داره و تو ی شرکت کار میکنه آخه مهندس کامپیوتر بود در مورد خونشونم خیلی مطمئن نبودماون روز کلی باهام شوخی کرد. جلسه بعد دیر کرده بود کلی عصبی بودم آقای کرامت گفت are you ok ashkan? جواب دادم آره اما اعصابم خورد بود تا این که با نیم ساعت تاخیر اومد همه کلاس پر بود جز سه تا صندلی یکی کنار من و دوتا اون سمت کنار سحر وقتی شیوا اومد تو به کل کلاس نگا کرد و در عین ناباوری اومد نشست پیش من. اینجا بود که فهمیدم اونم دوسم داره و من بتا بقیه براش فرق دارم. بعد اون روز روابطه ما بهتر و بهتر شد ودیگه همیشه پیش من میشست دیگه بچه ها هم بهمون تیکه مینداختن اما من که از خدام بود چون 2تا دیگه از پسرا هم دنبالش بودن آخه سر کلاس همش تابو شکنی می کرد مثلا می گفت من از پسرای گی خوشم میادو ی سری حرفایی که همه چرتشون می پرید. تا این که ی روز که کلاسون که تموم شد اومدیم بیرون موقع خدا حافظی گفت خونت کجاست گفتم شهران گفت خوب با من بیا گفتم تو که بچه زعفرانیه ای چه ربطی داره ؟ گفت اشکالی نداره از میرداماد میریم میندازم تو ولیعصر تو سر نیایش پیاده شو منم از همون جا میرم سمت پارک وی و میرم گفتم باشه اومدیم سوار ماشینش بشیم دیدم که اشینش یه 206 نوک مدادی صفره نه اون پراید لگنی که تو ذهن من بود. از کوچه پس کوچه ها اومدیم تو شریعتی و بعدش میر داماد وقتی رسیدیم سر نیایش گفتم شیوا من پیاده میشم گفت بشین میرسونمت باورم نمیشد اگه راستشو بگم خیلی عاشقش شده بودم با این که اصلا خوشگل نبود اما یه جورایی دوس داشتنی بود اومدیم ت و نیایش اون آهنگه گروه seven هم پخش میشد: خاطراته تورو چه خوب چه بد حک میکنم توی تنهاییام فقط به تو فک میکنم با تو میمونم واسه همیشه&#8230;&#8230;.اومدیم تا شهران و منو دم خونم پیاده کرد آخه من تنها زندگی میکنم البته به خودشم گفته بودم این جریان رسوندن چند باره دیکه هم تکرار شد و دیگه ما با هم کاملا دوست شده بودیم. یه روز که تو ماشین بودیم دستشو گذاشت رو دنده منم دستمو گداشتم رو دستش یه نگاهی بهم کرد و گفت شیطون شدی اشکان گفتم حیف که روم نمیشه و گر نه بوستم میکردم گفت آخ آخ فک کن اشکان روش نشه دیگه رسیده بودیم دمه خونم گفتم خداحافظ وقتی خواستم پیاده شم یهو ی بوس کوچولو رو لپاش کردم و پیاده شدم وقتی پیاده شدم اس ام اس داد که بوست خیلی شیرین بوداشکان جونیاز اون به بعد این لفظ جونی شده بود تکیه کلامش هر وقت اس ام اس میداد یا مدیدیم همدیگرو بهم میگفت دیگه متوجه شده بودم که خیلی دوس داره به هم نزدیک تر باشیم و بیاد خونم اما از اون جایی که من همزمان با دختر واحد بغلیمم دوس بودم نمیشد این کارو کنم مشکل این بود که بهار از صبح تا غروب خونه بود و پیچوندنش سخت بود و شیوام زیاد فرصت نداشت منتظر بودم یه روزی بیاد که بهار اینا نباشن که اونم پیش نمیومد.یه روزی که داشتیم از کلاس برمیگشتیم بازم دسته شیوا رو دنده بود منم دستمو گذاشتم و آروم آروم شروع کردم به بازی کردن با دستاش ناخنامو میکشیدم رو پوستش واون میخندید وقتی دیدم چیزی نمیگه دستمو گذاشتم رو رونه پاهاش و فشار دادم آروم دستمو میاوردم تا رود زانو هاش و بر میگردوندم گه گاهی یه نگاهی بهم میکرد و میخندید دستمو انداختم لای پاهای اما چون جین پاش بون نمیتونستم چیزیو احساس کنم بعد چند ثانیه دستمو از لای پاهاش دراورد و گذاشت رو پام ی جوری بهم نگا میکرد که یعنی اگه تو همه دلت می خواد چرا پیشنهاد نمیدی بریم خونت اما بنده خدا خبر از دل من که نداشت با تمتم وجودم دوست داشتم بغلش کنم 100 برابر بهار دوسش داشتم اما از ترس بهار نمی تونستم ببرمش خونم دیدم اگه امشب یه لب درست درمون ازش نگیرم شبم شب نمیشه یه نگاهی به دورو برم کردم دیدم رسیدم نزدیک پمپ بنزین ایرانپارس گفتم برو تو شقایق اونم پیچید تو شقایق داشتیم سربالایی شقایقو میومدیم بالا و من دنباله یه جای خلوت می پشتم یهو چشمم به ی جایی افتاد که خیابونه اصلی به دو بخش چپ و راست تقسیم میشد تقریبا انتهای خیابانه شقایق بود گفتم وایسا اونم وایستادو یه نگاهی به دورو بر انداختم با این که ساعت 8 شب بود اما ظاهرا خلوت بود صورتمو بردم جلو و ی لب کوچولو ازش گرفتم خندید ومن دوباره رفتم تو لباش وای لباش محشر بودن نرمو خوشمزه تو حاله خودمون بودیم که گقت از اون دور داره یکی میاد دوباره استارت زد و راه افتاد یه خورده اومدیم بالاتر بازم خلوت شد دوباره رفتم تو لباش دستمو بردم پایین جوراب حوله ایشو دادم پایین و پاچه جینشو نم نم آوردم بالا دستمو گذاشتم رو ساقه پاش ونم نم آوردم بالا با این که خیلی خیلی لاغر بود اما این جاهای پاش خیلی نرم و دوس داشتنی بود احساس کردم پاهاش کاملا shave شده نیست گفتم تیغ تیغیاش درومده ها انگار یه هعته ای هست shave نکردی خندید گفت واردیاآوردمش جلو سرشو گذاشتم تو سینمو پیشونیشو بوسیدم نوک مماخش گونه های برجستش و پشت چشمای عسلیشو گفت نکن بوسیدن چشم دوری میاره اما حالیم نبود با اومدم برم تو لباش که یه نور ماشین افتاد تو آینه جلو ماشینه داشت از پشت سر میومد اعصابم خورد شد دوباره راه افتاد که تابلو نشه دیگه نا امید شده بودم یه نگا به گوشیم انداختم که ببیتن ساعت چنده دیدم همم چند تا مسی دارم هم اس ام اس آخه وقتی با شیوا بودم گوشیمو میذاشتم قخ silent که اگه بهار زنگید ضایع نشه دیدم چند تا اس ام اس اومده و بهار گفته مادرم اینا رفته بودن خونه خالم من رفتم که تو بیای بیا م پیشت اما هر چی زنگیدم ورنداشتی منم میرم خونه خالم واست شامم درست کرده بودم و به زور مامانم اینارو پیچونده بودم حیف منراست میگفت انصافا بهار خیلی مهربون بود اما این اس ام اساش عالی و به موقع بود و شیوا گفت کیه اس ام اس میخونی گفتم نه می خوام یه چیزیو که روم نمیشه بهت بگم رو واست اس ام اس کنم. گفت به من؟ گفتم آرهو گفت این اسگل بازییا چیه؟ چی میخوای بگی، گفتم میای خونم یه چای یا شامی با هم بخوریم ؟ گفت فقط شام دیگه؟ گفتم آره با چای گفت با کولوچه و با دستش می میاشو نشون داد گفتم خیلی cool تشریف داریا گفت این جوریاست گفت واقعا می خواستی اینو بهم اس ام اس کنی؟ فک کنم فهمیده بود پیچوندمش گفتم آره باور کن. بعدش برا این که فضا عوض شه گفتم راستی میمیات شبیه کولوچه نیستا اون پشتیا بیشتر شبیه کولوچن گفت نمیدونم شاید. دیگه رسیده بودیم شهران گفتم بریم بالا ریموتو زدم ماشینشو بیاره تو رفتیم تو پارکینگو اومدیم تو آسانسور وقتی رسیدیم دمه واحد تازه متوجه شدم که بهار مثلا خواسته surprisre کنه و نرفته خونه خالش اینا فقط اونجوری اس ام اس داده بوده دنیا رو سرم خراب شد اما دیگه نه راه پس داشتم نه راه پیش گفتم شیوا اگه میشه خیلی بی صرو صدا بریم تو. گفت چرا تو که مستاجر نیستی که از صاحبخونه بترسی گفتم آره ولی ی پسر مجردم دیگه اگه به رییس ساختمون بگن بد میشه اون بنده خدا هم قبول کرد قلبم تند تند میزد اگه ی لحظه بهار در واحدشونو وا میکرد آبروم می رفت اما بالاخره با هزار درد سر رفتییم تو درو به سمته داخل هول دادم که موقع بسته شدن و چرخوندن کلید صدا نده وقتی کارم تموم شد برگشتم دیدم شیوا داره یه نگاه عاقل اندر صفیح به من میکنه گفت یعنی انقدر گیرن گفتم نه ولی من رعایت میکنمو دیگه آروم شدم اما از استرس اونقدر عرق کرده بودم که بوی عرق همه جامو ورداشته بودگفتم من میرم حموم تو مانتوتو در بیا بشین گفت بیا بشین میخوام برم 2 min اینجام می خوای بری حموم؟ گفتم تو هم بیا؟ گفت نه؟ تو نرو بالاخره منم بیخیال شدم رفتم تو اتاقم لباسامو عوض کردم شلوارک آبیمو پوشیدم با پیراهن بسکتیمو اومدم و چایی رو جفتو جور کردم و پیشش نشستم دوباره دیدن چشاش دیونم کرد دستمو بردم تو گردنشو لبامو گذاشتم رو لبش عالی بود داغ شیرین و تو دل برو گفتم دوست دارم شیوا گفت چند تا ولی من دیگه توانایی جواب دادنشم نداشتم چشمامو بستم رفتم تو لباش دیدم زبونشو دراورد اومدم زبونشو گاز بگیرم بردش تو اما اون یهو لب بالاییمو گاز گرفت من واقعا دردم گرفت اما اون میخندید سرشو دادم بالا زیر گلوشو خوردم وسط گوشه ها بالا پایین گفت جاش نمونه اشکان. من رفتم پایین تو یقش پیراهنشو دادم بالا یه سوتین ناز تنش بود مشکیو شیک پیراهنشو از تنش دراوردم همین جوری تو لباش بودم که خواستم سوتینشو از پشت وا کنم اما سگکشو پیدا نمی کردم یه لحظه چشامو وا کردم دیدم از جلو وا میشهوقتی بازش کردم دیدم می میاش خیلی کوچولوان اما بازم دوس داشتم اما خوش بختانه nipel ممه هاش به نسبت ممش گنده بود نیپلاشو پرفتم به دندونم هم گازش میگرفتم هم می خوردم یه نمور بوی عرق می داد اما عالی بودن عالی عالی. بعد لخت شدن بالا تنش کمر شلوارشو وا کردم خواستم شلوارشو در بیارم که گفت میشه بریم رو تخت گفتم باشه بلندش کردم درحالی که از پشت بغلش کرده بودم و اونم جلوم بود رفتیم تو تختم التمو چسبوندم به کونش و باهام راه می رفتیم ی نگا به ممه هاش انداختم دیدم دستاشو گذاشته رو می میاش نمی دونم دیگه چرا خجالت میکشیدر فتیم رو تخت خوابیدم روس بازم ممه هاشو خردم اومدم پایین تو نافش که البته بوی خوبی نمی داد و همزمان که شکمشو می خوردم کمرشو وا کردم جینشو دراوردم هم زمان که جینش درومد جوراباشم با هاش اومدن حالا فقط ی شورت اس تنش بود که ست سوتینش بود شروع کردم به خورنه روناش تا پایین میومدمو بر میگشتم تا این از رو شورت سکسیش ی گاز کوچولو از نانازش گرفتم وبا دستم شورتشو زدم کنار محل رسیدنه پاش به تنشو میخوردم گفت اشکان نکن من از صبح بیرون بودم اون جاهام تمیز نیست راستم می گفت اما تو اون لحظه دیگه من حالیم نبود گفتم بی خیاله قارچو باکتری خندید گفت نه دیگه اون جوریام نیست. رفتم تو پاهاش دوباره اوون محل رسیدن پاش به نانازشو می خوردمو گاز میگرفتم بعدشم رفتم سراغ همین جا ولی اون طرفش دستشو گذاشته بود پشت سرم و فشار میداد بعد این حرکت شرتشو دراوردم و رفتم سراغه نانازش وقتی نگاش کردم حظ کردمبرخلاف میمیاش نازش فوق العاده خوشگل بود اولا کالباساش بیرون نزده بودن ثانیا کلیتوریسش خیلی کوچولو بود کلیتوریسشو کردم تو دهنم بوش فاجعه بود اما دیگه باید می خوردمش بعد چند لحظه خوردن ی مو اومد تو دهنم مو رو که درآوردم دیدم داره ی جوری نگام میکنه که یعنی شرمندتم واسه این که حسش خراب نشه مث احمقا گفتم من از مو بدم نمیاد مخصوصا موی تو دوباره رفتم تو نازش زبونمو میکردم توش کلیتوریسشو گاز میگرفتم میک میزدم اونم پاهاشو وا کرده بود و با دستاش نگهشون داشته بود اونوقت برش گردوندم و کولوچههاشو(کونشو) گاز گرفتم خواستم زبونمو بکنم لای کولوچه هاش که دیگه نتونستم هرچند من این کارو دوس دارم اما اون لحظه ماله شیوا تمیز نبود دوباره برشگردوندم و شورتمو دراوردم خوابیدم روش گفت اگه میخوای بکن تو یه نگاهی بهش انداختم که یعنی دختر نیستس اونم نگاهشو دزدیدو سرشو آورد پایین و من به آرومی کردم تو نازش نازش زندگی بود داغو خیس یهو صداش رفت بالا لبامو گذاشتم رو لباش که که صداش بلند نشه(از ترس بهار) اما انگار از بوی نانازه خودش خوشش نیومده بود آخه صورتشو اونوری کرد من بازم تلمبه می زدم بعد 3 یا 4 min درش آوردمو پاهاشو گذاشتم رو شونهام من عاشق هد position ام پاهاش رو شونم بودو تلمنه می زدم 2 -3 min هم این جوری کردم که دیدم داره آبم میاد گفتم شیوا بریزم رو شکمت گفت آره و ابم با فشار اومد و ریختم همون جا. بعدشم آبمو از رو شکمش پاک کردم و بوسیدمش اونم لباساشو پوشیدو رفت موقع رفتن بازم کلی استرس داشتم کخ مبادا بهار ببینه اما وقتی با احتیاط درو وا کردم دیدم آکاردئونی بهار اینا هم کشیده شده و فهمیدم که این دفعه دیگه واقعارفته شیوام رفت تو پارکینپو ماشینشو ورداشتو رفت. حال بگذریم از اون همه اس ام اسی که بهار بهم داده بود و mis هایی که انداخته بود. رابطه منو شیوا بعد این که اون ترم تموم شد سر ی جریانی بهم خورد ولی من الان پشیمونمشیوا جونم اگه این داستانو خوندی به من زنگ بزن به جون خودم دیگه اون جوری اذیتت نمی کنم من واقعا ترو دوس داشتم این دفعه دیگه هیچ خیانتی نی کنم جون اشکان بهم زنگ بزن یا اگه شمارمو گم کردی بیا پیشم(دیدی چقدر بعد 3 سال مو به مو همه چیزا یادم بود. می بوسمت عشق من)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175406</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داغ با بیکینی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c%da%a9%db%8c%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c%da%a9%db%8c%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 Jun 2019 07:29:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[استاده]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاست]]></category>
		<category><![CDATA[بذارین]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیله]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتش]]></category>
		<category><![CDATA[حقیقتش]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحاله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قراردادم]]></category>
		<category><![CDATA[کاریها]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذروندم]]></category>
		<category><![CDATA[گهگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباستو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژت]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مراجعه]]></category>
		<category><![CDATA[میبخشید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخارید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرداماد]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسن]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هراسان]]></category>
		<category><![CDATA[همراهش]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[وازلین]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیتم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[با سلام سکسی من آرش هستم یه پزشک عمومی با شاه کس کلی دوندگی تونستم یه مطب شیک تو میرداماد تهیه کردم ولی از شانسم که بدش کونی به تورمن میخوره منشی ایده آلمو نتونستم پیدا کنم یه دو هفته ای همه کاری جنده کردم از آگهی روزنامه بگیرتا رو زدن به فامیل و آشنا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				با سلام سکسی من آرش هستم یه پزشک عمومی</p>
<h3>با شاه کس کلی دوندگی تونستم یه مطب شیک تو میرداماد تهیه</h3>
<p>کردم ولی از شانسم که بدش کونی به تورمن میخوره منشی ایده آلمو نتونستم پیدا کنم یه دو هفته ای همه</p>
<h4>کاری جنده کردم از آگهی روزنامه بگیرتا رو زدن به فامیل</h4>
<p>و آشنا ولی یه منشی خوب پستون به تورم نخورد تا اینکه یه روز تو مطبم مشغول بودم که یه خانوم</p>
<h5>خوشگل هراسان کوس با مادرش اومدن تو مطب دیدم خانوم فشارش</h5>
<p>بالاست یه آمپول افت فشار بهش تزریق کردم و گذاشتم رو تخت مطب استراحت کنه خانوم همراهش اومد پیشم گفت اگه امکان سکس داستان داره من پیش</p>
<h6>مادرم بمونم گفتم اشکالی نداره من هم گهگاهی ایران سکس بهش سر</h6>
<p>کشی میکنم ضمنا با این حالش نباید تنهاش بذارین دختره که بعد خودشو زیبا معرفی کردگفت من بیکارم و روزا به دنبال کار میگردم برا همین پیشش نیستم منم که دیدم اوضاع همونجوریه که انگار داره همه چی رو به راه میشه گفتم چه خوب تو چه زمینه ای مهارت داری گفت حقیقتش تا یک ماه پیش تو یه نیرو گاه منشی بودم ولی قراردادم تموم شد و اونا از خدا خواسته منو تو لیست تعدیل نیرو قرار دادن واخراج کردن گفتم اتفاقا منم دنبال یه منشی با مهارت میگردم چند روز بیا اگه کارت مورد پسندم باشه استخدامت میکنم الان هم ویزیت مادرت رایگانه فردا ساعت سه بعد از ظهر بیا مطب کار آزمایشیتو شروع کن. دیدم زیبا گریه اش در اومد آقای دکتر شما لطف بزرگی رو در حق من کردین تو اون لحظه اصلا تو مایه سکس نبودم ولی نمی دونم صحبت با اون حالت خاصی بهم داد فکر نمیکردم یه خانوم خوشگل اینجوری منو تحت تاثیر قرار بده خلاصه شبو تا صبح تو اوهام خودم گذروندم فکر زیبا از سرم بیرون نمیرفت خیلی خوشگل و در عین حال شیطون به نظر میرسید خلاصه ساعت سه رفتم مطب دیدم زود تر از من رسیده مطب منم درو براش باز کردم و فرستادمش تو خلاصه همه ریزه کاریها رو بهش گفتم و پسوورد کامپیوتر هم بهش گفتمو رفتم تو اتاقم دیدم اولین بیمار هم اومد تو یه خانوم نسبتا جوون که از جوش روی رون پاش شاکی بود منم بردمش رو تخت مطب درازش کردم دست کشمو دستم کردم و آروم شلوارشو کشیدم پایین دیگه نمیشد شورتشو بکشم چون جوش از بیرون شورت معلوم بود آروم لمسش کردم خانوم یه تکونی به خودش داد دیدم از اوناییه که میخارن خیلی هم میخارید جوش بهانش بود گفت آقای دکتر یکی هم بالاتره گوشه شورتو زدم بالا معلوم نبود دیدم خودش شورتو پایین کشید همه کوس و کونش بیرون افتاد دیدم میبخشید اقای دکتر بی ادبی میشه ولی بالای اینجامه دیدم بالای کوسش یه جوش بد فرم زده وارسیش که کردم دیدم خانوم مو هاشو که زده مو از زیر پوت بیرون نزده و همونجا رشد کرده و تبدیل به جوش شده یه سوزن سرنگ برداشتم جوشو سر کردم و آروم جوشو باز کردم و مورو بیرون کشیدم. در حین بیرون کشیدن از دهنم در رفت گفتم ای شیطون اونجا چه کار میکنی که خانومه گفت اگه بخوای بازم از ای شیطونا پیدا کنم. دیدم که خیلی حالش خرابه گفتم خانوم مثل اینکه شو هرت کم ماساژت میده. گفت شوهرم عمرشو داد به دکتر برا همین میتونم بگم شوهرم الان دکتره. از این حاضر جوابیش خندم گرفت گفتم لباستو بپوش گفت چه دکتر خوبی از حق ویزیتشم گذشت گفتم الان که نمیتونم حق ویزیت ازت بگیرم گفت تو راستش کن من قبلا ارضا شدم گفتم به این زودی گفت نه من خونمون رو به روی مطبته داشتم ماهواره میدیدم و با خودم ور میرفتم که ارضا شدم بعد که حالم جا اومد اومدم کنار پنجره دیدم که با خانوم منشیت رفتین تو مطب گفتم تا مشغول حال کردن با منشیت نشدی من پیش دستی کنم. رفتم سمت ایفون به زیبا گفتم مراجعه کننده دارم زیبا گفت نه منم رفتم سمت همسایه و دیدم آرش کو چیکه حالش خرابه منم آوردمش بیرون وکردم تو کوس خانوم نیک منش یه آهی کشید و تند تند تلمبه زدم خلاصه اورژانسی همسایه مطبمو گاییدم و بیرونش کردم وقتی که رفت به زیبا گفتم مراجعه کننده دارم؟ گفت نه همه رو رد کردم گفتم چرا؟ گفت آخه اینقدر سرو صدیکردین که دیدم بهتره کسی تو مطب نباشه دیدم خیلی ضایع شده به زیبا گفتم مگه خبری بود گفت آقا آرش هر چی باشه من پنج سال منشی بودم هم با مسائل روسا آشنام هم اینکه آبرو چیز کمی نیست گفتم پس تو هم آره گفت آره من تا سه ماه پیش وضعیتم خوب بود تا اینکه رییس جدید که اومد دیدم از اون حزبیای دو آتیشه ست منو هم به خاطر حرف دیگران اخراج کرد گفتم عجب گفت حالا که میدونی چه خبره منم میتونم رازداز خوبی باشم به شرطی که یه راز هم از من داشته باشی. یخ کرده بودم نه از شب قبل که تو رویای کردن زیبا بودم نه الان که خودش آماده بود گفتم باشه من که الان یکی رو کردم حال ندارم که زیبا گفت من درستش میکنم منم گفتم مطب چی گفت خانوم که رفت درو بستم امروز مطب تعطیله هر چی باشه من هم سه ماهه کیر ندیدم خلاصه بردمش تو اتاق گفت عجله نکن اون خانوم هم اورژانسی بود اصلا حال نکرد ولی من باید حال کنم رفت کنار تخت گفت این اسپره بی حسیه؟ گفتم آره گفت لباساتو در بیار. کیرمو در آوردم یه ساکی به کیرم زد که تمام خایه هامو کلیه هام از نوک کیرم بیرون زد بعد اسپری رو زد به کیرم گفت حالا شوهر عزیزم چیزی میل داری؟ من احمق هم گفتم چی زیبای خوشگلم گفت همش که نمیتونم زنت باشم یه خورده هم باید مامانت باشم. گرفتم چی گفت پستوناشو از تو مانتو و تیشرتش آزاد کرد و عین یه بچه شروع کردم به خوردن که تلفون زنگ زد گوشی رو برداشتم خانوم نیک منش بود گفت آقاتی دکتر مطب تعطیله گفتم چطور مگه گفت هیچی انگار منشیت خیلی خوشحاله که مطب تعطیله گفتم شیطون گفت دکتر جون از من میشنوی کاسبیتو خراب نکن هر شب با منشیت بیا خونه من حالتونو بکنین وبرین لالادیدم عجب بشرین این زنا خلاصه رفتم سراغ زیبا شروع کردم هلو هاشو خوردن خیلی با مزه بود خوشمزه مثل عسل. دیگه زیبا تو حال خودش نبود کامل لختش کردم رفتم پایین و کوسشو محکم لیسیدم آروم جیغ میزدو نال میکرد منم همچین کوسشو لیس میزدم که انگار عسل رو کوسش ریختن تمام صورتم آب کوسی شده بود زیبا التماس میکرد بکنمش ولی خوب من رییسش بودم باید دلم میخواست دیدم زیبا داره میلرزه فهمیدم ارضا شده آرش کوچولو اشاره کرد که میخوام برم زیبا کوچولو رو ببوسم منم اطاعت کردم و فرستادمش تو کوس زیبا. زیبا یه جیغ ب<br />
لند زد منم تند تند تلمبه میزدم اسپری کار خودسو کرده بود بیست دقیقه تلمبه زدم تا اینکه زیبا دوباره ارضا شد زیبا گفت بکن تو کونم گفتم دردت نمیاد گفت تو چیکار داری بکن تو کونم منم یه کم وازلین برداشتم مالیدم در کونشو هل دادم تو زیبا یه آخ بلند کشید گفت نگه دار تا عادت کنم جون چه کیری, دارم میمیرم منو جر بده منم آروم شروع کردم به گاییدن زیبا اونم هی قربون صدقه خودمو کیرم میرفت تا اینکه آبم اومد و همشو تو کون زیبا ریختم زیبا رفت یه خورده که تو بغل هم خوابیدیم زیبارفت یه آبی به صورتش بزنه. منم که حالم جا اومد از رو مزاحم یاب با خانوم نیک منش تماس گرفتم سلام کردم خانوم نیک منش گفت سلام شیطون خوش گذشت؟ گفتم جای تو خالی گفت زیبا دختر خوبیه قدرشو بدون. جا خوردم گفتم مگه اونو میشناسی گفت آره اون دختر خالمه با توجه به اینکه وضعیتشو که برات گفته میدونستم و شما هم به منشی نیاز داشتین گفتم بذار این دو کبوترو به هم برسونم الان هم که انگار از هم راضی هستین الان که خسته ای از فردا شب به جای اینکه اعتبار مطبت خراب بشه بیا خونه من هم من حال میکنم هم شما دو کبوتر عاشق اگر هم خواستی مریضاتو مثل من بگایی به زیبا جون نخ بده خودش تو کارش استاده الان پنج ساله من مطبمو دارم همه منو به عنوان یه پزشک معتبر میشناسن منو زیبا مثل زنو شو هر شدیم البته خانوم نیک منش هم هووی زیباس ولی این دو تا هوو خیلی با هم سازگارند.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c%da%a9%db%8c%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174526</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جسی و سکس تو خیابون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 May 2019 07:33:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرا]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[بکناونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[پاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرداخت]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکه]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعاونی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونهتو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشه]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[درگیری]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوجنسه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[رنگارنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سرشونو]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایه]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[طرفشون]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[کیلویی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گورشونو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[محدوده]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینن]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاره]]></category>
		<category><![CDATA[میرداماد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هرگونه]]></category>
		<category><![CDATA[همینکه]]></category>
		<category><![CDATA[واساده]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[ولیعصر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[/&#62; فیلم سکسی P { margin-bottom: 0.21cm } &#8211;&#62; با سلام سکسی مجدد من علیرضا هستم که چند روز شاه کس پیش یه خاطره از دوران دانشجویی براتون فرستادم اما قضیه ای که می خوام تعریف کونی کنم مربوط میشه به همین جمعه گذشته.عصر جمعه خونه داداش بزرگم بودم که میخواستن برن جنده مهمونی منم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>/&gt; فیلم سکسی P { margin-bottom:</h2>
<p>0.21cm }<br />
&#8211;&gt;<br />
با سلام سکسی مجدد من علیرضا هستم که چند</p>
<h3>روز شاه کس پیش یه خاطره از دوران دانشجویی براتون فرستادم اما</h3>
<p>قضیه ای که می خوام تعریف کونی کنم مربوط میشه به همین جمعه گذشته.عصر جمعه خونه داداش بزرگم بودم که میخواستن</p>
<h4>برن جنده مهمونی منم با بی حالی از خونشون زدم بیرون</h4>
<p>یه ساعت کوس چرخ زدم زنگ پستون زدم خونه دادش کوچیکم دیدم خانمش رفته خونه مادرش شهرستان اینم تنهاس رفتم خونشون</p>
<h5>برش داشتم کوس زدیم بیرون که بیفتیم دنبال یه کوس بگردیم</h5>
<p>و روز جمعه ای یه حالی به خودمون بدیم!اول عصر یه کم خبری نبود و کل محدوده میرداماد تا ونک و ولی سکس داستان عصر تا تخت</p>
<h6>طاووس عاری از هرگونه کون و کوسی بود ایران سکس یه خورده</h6>
<p>بعد زنگ زدم پسر عمم که همیشه تعداد متنابهی کوس زیر دست و بالش داره خلاصه اون کس کش هم دم لایه تله نداد و 2 ساعت تمام ما رو کیر کرد خلاصه هوا که تاریک شد جنده های محترم کمکمک فعالیت شبانه خود را شروع کردن و خیابان پر شد از کوس های رنگارنگ در انواع مختلف. کیس اول رو تو خیابون ولیعصر نرسیده به ونک زدیم که دو نفر بودن یکیش کیری بود و اون یکی چیز توپی بود دیدم از جلو ماشین در میرن پیاده شدم رفتم طرفشون تا گفتم سلام پیریه برگش گفت نفری 40 میگیریما! یه لحظه مخم تیر کشید که اووووووووووو چه خبره یه راه میخوای بکنیش تو کوس طرف حالا معلوم نیس دفه اول ابت زود بیاد بعدش زرتی 40 چوب پیاده بشی ولی به روی خودم نیاوردم گفتم بابا کی حرف پول زد در راه کوس جان دادن رواس که لااقل سوارشون کنم و بعدش مخشونو کار میگیریم قیمت رو میاریم پایین القصه این دو فقره کوس رو بلند کردیم اومدن چپیدن تو ماشینو تا نشستن پیریه گفت که ما نصفشو تو ماشین میگیریم نصف بعدی تو خونه قبل از عملیات!دیدم کاملا حرفه ای ان و به هیچ وجهی من الوجوه نمیشه سرشونو شیره مالید دوباره شروع کردم به مزه ریختن که بابا بیخیال حالا یه تخفیفه کوچولو بدین ما هم از شرمندگیتون در میایم و یه دفه که نیس ما میخایم مشترک بشیم و از این کوس شعرا که پیریه یه دفه ای وحشی شد که یالا نیگهدار پفیوس بچه کونی!بعد با عشوه به اون یکی گفت که مریم جون پیاده شو بریم اینا پول بده نیستنو اسو پاسن. ناکس انقد حرفه ای بود که فوری به افکار پلید من پی برد و با صدتا فحش که لطیف ترینش مادر قحبه بود پرین پایین تو این اثنا دیدم اووووووو اون ور خیابون یکی دیگه واساده انده کوسه خیلی توپ و خوش هیکل تا خواستم دور بزنم برم جلوش واسم فوری دو تا کوس اولی رفتن سراغش که بابا با این بچه کونیا نریا اینا پول ندارن که خودشون کونین و از این کوس شرا خانم کوس دومی هم اگه 1% احتمال سوار شدنش بود با این حرفا دیگه رایش برگشت اونم بی خیال شدیم و دوباره تلاش مستمری رو برا یافتن لااقل 1 فقره کوس تعاونی و اعلا شروع کردیم نیم ساعت بعد دو مورد دیگه رو سوار کردیم که نسبت به اولی ها هم خوشگل تر بودن و هم قیمتشون 30 تومن بود و همینکه مهربونتر هم بودن اما اینا هم گیر داده بودن که نصفش باید تو ماشین پرداخت بشه که منم یه تراول بیستی اماده کرده بودم که بهشون بدم ایناهم میگفتن باشه 40 تا هم خوبه میدین ولی نظر من این بود که تو خونه هم 20 تا دیگه بدیم و بی حساب بشیم که بعد از کمی چونه زدن متآسفانه این دو مورد نیز رمیدن و پریدن!دیگه داشت اعصابم خرد میشد به زمین و زمان فحش میدادم که ای کیر تو این شانس هیچ جنده ای یعنی حاضر نمیشه یکم بامون راه بیاد عجب زمونه ای شده عجب گرانی شده گوشت خوب کیلویی 5000 تومن اون موقع 250 گرم گوشت خوک 30-40 هزار تومن ای ریدم تو این مملکت از این پسر عمه کوس کشم خبری نشد که نشد مثل اینکه اونم رو فرم نبود اخه این جور مواقع کوسای تیری می اورد میکردیم حیف. ساعت دیگه داشت 11 میشد و دیگه هرکی هم قرار بود بده سوار یکی شده و رفته بود خیابونم کمکم داشت خلوت میشد که یه هو سمت مخالف خیابون کیس تازه ای به چشم خورد از دور خیلی کوس به نظر اومد فور دور زدیمو من پیاده شدم دیگه باید هر طور شده مخ این یکی رو می زدیمو یه فیضی به کیر مبارک کی رسوندیم خلاصه تا پیاده شدم خانم گفتش که 30 میگیرم منم گفتم باشه زود بیا سوار شو دو قدم به طرف ماشین اومد بعهد وایساد منم برگشتم دیدم دو تا جوجه بسیجیه کونی بغل ماشین به داداشه گیر دادن حوصله درگیری رو نداشتم پریدم تو ماشین دستی بردم بالا گفتم برادر سوتفاهم شده یا مهدی ادرکنی!کوس کش نیششو باز کرد و به راننده گفت بریم برادر خودین. گازشو گرفت رفت دختره هم از ترسش پرید تو یه پیکان قراضه و رفت ما هم دنبالش یه خرده بعد پیاده شد اون بغل یه فرعی بود رفتیم تو صداش کردم بدو اومد پرید تو ماشین گازشو گرفتیم رفتیم یه هو دیدم دوباره این دو تا کسکش بغل ماشین دارن علامت میدن که وایسا خوشبختانه بزرگراه نزدیک بود و مسیر باز و ساعت حدوده 11.5 منم با این اطمینان زنجیری که همیشه تو ماشین بود در اوردمو اومدم از شیشه بیرون جاتون خالی یه 4 5 تا حسابی حواله این مادر قحبه ها کردم و گاز دادیم و رفتایم خوشبختانه این مورد اخری دیگه از پول پیش و این حرفا چیزی نگفت و منم اصلا راجع به پول صبتی نکردم فقط تو را واسه غذا و کاندوم نیگه داشتیم رفتیم خونه!تو خونه اولش نفری یه قرص خوردیم و بعد شامو زدیم بعدش دختره پاشد که کی اول میاد منو داداشی به هم نیگاه کردیم و با اشاره به من گفت که اول تو برو منم قبل از اینکه برم اتاق خواب به پسر عمم زنگ زدم که کونده تو که کوس جور نکردی لااقل اگه دوس داریس یکی اوردیم بیا بکن.اونم مثل قرقی از اون ور شهر حرکت کرد که بیاد. خلاصه من تا رفتم تو جنده خانم چراغو خاموش کرد به طوریکه اتاق تاریکه تاریک شد بعد هم فوری لباساشو دراورد و کاندوم رو سریع کرد تو کیرم و شروع کرد از رو کاندوم ساک زدن (البته اینم مدل جدیدیه که چند وقتیه در میان جنده های محترم مد شده و به خیال کوس کششون فکر می کنند که به این طریق جلو ایدزو میگیرن که البته از همین جا به عنوان یک پزشک به کلیه جنده های محترم اعلام میکنک که ایدز از طریق سکس اورال منتقل نمیشود&#8221; و از این به بعد با فراق خاطر نسبت به کیر رنج کشیده مردم ساک بزنن و لذت یه ساک اساسی رو به ملت زهر مار نکنن و صد البته تنها کاری که جنده ها خوب انجام میدن همین ساک زدنه که اونم بیشتر به خاطر اینه که اب مشتریه<br />
بخت برگشته زودتر بیاد و زودتر اسکن ها رو بگیرن و گورشونو گم کنن) خلاصه دیدم این جنده الانه که ابمو بیاره اول خواستم یه بار ابمو بیارم بعد دیدم که ممکنه بعدش کیرم راس نشه بی خیالش شدم و رویا رو کشیدم کنار!خواستم به کوسش دست بزنم که دیدم خودشو میکشه کنار و نمیذاره دست بزنم برگشت گفت دست نزن ابم میاد گفتم اشکالی نداره خوب بیاد دیدم بهونه اورد بیخیال شدم در ضمن هی پاهاشو به هم میچسبوند که دستم به لای پاش نخوره خلاصه رویا دراز کشید و یه چیزی مثل کرم مالید به کیرم بیشتر شک کردم که واسه کوس کردن که کرم نمیخواد اخر سرم یه متکا خواست که بذاره زیر کمرش در حالیکه دستاش رو جلوی کوس کذاییش گرفته بود تقریبا مطمئن شدم که خانم دو جنسس و به اصطلاح شی مل تشریف دارن منم به روی خودم نیاوردم و کیرم رو اروم گذاشتم لب کونش که گشاده گشاد بود معلوم بود که حسابی واسش زحمت کشیده و موقع ریدن دیگه احتیاجی به زور زدن نداره و خیلی راحت رفع حاجت میکنه با بی میلی شروع به تلمبه زدن کردم و تو این فکر بودم که این دوجنسه کونی پیش خودش سرمون کلاه میذاره لذا از افکار سکس خارج شدم و ابم هم که موقع ساک کم مونده بود بیاد دیگه سست شد و با وجود فشارهایی که رو کون طرف میاوردم ابم نمی اومد دو بار پوزیشن عوض کردیم تا بالاخره ابم اومد واز لجم کشیدم بیرون کاندومو در اوردم و پاشیدم به سر و کولش بلافاصله اومدم بیرون جریانو به داداشم گفتم برخلاف من حالش گرفته نشد و خوشش هم اومد و گفت که اتفاقا من از دو جنسه ها خیلی خوشم میاد خلاصه یه نیم ساعتی هم اون با رویا ور رفت و دو بار کاندوم ترکوند اخرشم ابش نیومد که نمیدونم به دلیله گشادیه بیش از حد کونه رویا بود یا قرصه اثر خوبی داشت پشت سر داداشم رویا ذرتی لباس پوشید اومد بیرون تو این بین پسر عمم هم اومد ولی هر چقدر اصرار کردیم که تو رو خدا به این بنده بینوا هم بده نداد که نداد و برگشت گفت که دیرم شده ازین قرتی بازیها!خلاصه بهش گفتم چقدری بدم راضی بشی برگشت گفت که 2 نفر 60 تومن مخم تیر کشید با خودم گفتم ای کوس کش کون گشادتو جای کوس حواله کردی این همه هم پول میخای هر چقدر کردم به 30 تومن راضی نشد که نشد و تز منم این بود که من فکر کردم 2 نفرو گفتی 30 تومن و الا 20 تومنم کوس توپ فراوون بود تازه فکر کردی با بچه 15-16 ساله طرفی اندازه موهای سرت تو کون و کوس گذاشتم دیگه فرق این دو رو نفهمم باید برم بمیرم کس کش حروومزاده با پررویی تمام با اون صدای کلفت کیریش از رو نمیرفت که من کوس دارم بش گفتم جای دور که نیس مایه همین جاس بکش پایین ببینیم ولی نکشید که نکشید!دیدم به هیچ صراطی مستقیم نمیشه یه نقشه شیطانی واسش کشیدم گفتم راستشو بخوای من اصلا پول همرام نیس باید از عابر بانک بگیرم بهت بدم که لااقل از خونه ببرمش بیرون که یه موقع ابرو ریزی نکنه از خونه زدیم بیرون و به پسر عمم گفتم تو از پشت بیا که یه موقع مشکلی پیش نیاد الکی دنبال عابر بانک بودم واین کونیه مدام تکرار میکرد که من خودم ختم روزگارم یه موقع فکر نکن میتونی منو دور بزنی و از این حرفا که تو این بین دوباره 2 نفر از برادرها به دادم رسیدن اونا که داشتن با موتور گشت میزدن 2 نصفه شب ما رو میبینن و شک میکنن و با موتور میفتن دنبالمون منم یه معکوس کشیدمو گازش و گرفتم! پست سر من پسر عمم و پشتش برادرا عجب صحنه ای بود خیلی زود گمشون کردم ولی رویا که معلوم بود خیلی ترسیده و دنبال درد سرم نمیگرده هی اصرار میکرد که پولم نمیخام فقط نیگر دار پیاده بشم تو دلم میگفتم کوس عمت باستی پولم بدی که دو تا پسر خوشگل و خوشتیپ و علاف خودت کردی تو این بین با موبایل پسر عمم تماس گرفتم و مثلا با ترس بهش گفتم که این کوس کشا افتادن دنبالمون نمیتونم برم بانک پول همرات داری و جوری که رویا بشنوه بلند گفتم صدیه باشه دختره میاد اونجا صدیو بهش بده بره. برگشتم به رویا گفتم زود 40 تا پیاده شو میخام یه صدی بت بدم گورتو گم کنی ما کی امروز همش بد اوردیم اینم روش اولش قبول نمیکرد و هی میگفت نیگر دار میخام پیاده شم بالاخره خم شدم به زیر صندلی که ترسید گفت چاقو در بیاری جیغ میزنم!بهش گفتم بچه بازیا چیه الان کلتو در میارم یه دونه تو مغزت خالی میکنم که نتونی نفس بکشی بد جوری ترسیده بود و عرق کرده بود در اورد 40 تومن داد بهش گفتم برو ماشین پشتی بگیر تا پیاده شد جفتمون گاز دادیم رفتیم و. پشت سرمون صدای ناهنجار رویا که داد میکشید مادر جنده ه ه ه ه ه وایساااااااا و ما تو سیاهی شب گم شدیم تا اولا واسه خیلی ها درس عبرتی بشه که کونو به جای کوس قالب نکنن و مهم تر اینکه زیاد سر پولش چونه نزنن که ممکنه اعصاب طرف بریزه به هم و مادرشونو بگاد و به قول جنده ه ای قدیمی هر چی دادی خدا بده برکت سرمایه دادی مگه مایش چیه؟ خوش باشین و منتظر خاطرات بعدی		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174175</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس آنال  با کس خوشگل و بلوند  که واقعا کردن داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%d9%87-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d8%a7-%da%a9%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%d9%87-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d8%a7-%da%a9%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 17 May 2019 15:57:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آفتابی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادند]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدند]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[ایشالا]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینكارو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالاست]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینند]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برانداز]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرند]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودمشون]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بیارند]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهایی]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پسرونه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پونزده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعادلم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تولیدی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[حواسمو]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستند]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونسرد]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشبورد]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[دخترایی]]></category>
		<category><![CDATA[دروباز]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستتون]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[دهنشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راهنماییم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه]]></category>
		<category><![CDATA[روسریش]]></category>
		<category><![CDATA[روناشو]]></category>
		<category><![CDATA[زیرپوش]]></category>
		<category><![CDATA[سئوالی]]></category>
		<category><![CDATA[سروصدا]]></category>
		<category><![CDATA[سریعتر]]></category>
		<category><![CDATA[سفارشی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخی]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارك]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینیش]]></category>
		<category><![CDATA[صحبتهای]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فروشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[كارشون]]></category>
		<category><![CDATA[كارشونو]]></category>
		<category><![CDATA[كاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[كاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[كدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[كرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لیوانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینا]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینه]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینها]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوهای]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مرموزانه]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبه]]></category>
		<category><![CDATA[مصنوعی]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنا]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلمو]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میایید]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میرداماد]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدند]]></category>
		<category><![CDATA[میزنید]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردند]]></category>
		<category><![CDATA[میكشید]]></category>
		<category><![CDATA[میكشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میكنند]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتند,]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرند]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میوفتادم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوناش]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[نارگیل]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتند]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیكای]]></category>
		<category><![CDATA[نشنیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكرد]]></category>
		<category><![CDATA[نوكشون]]></category>
		<category><![CDATA[نیستید]]></category>
		<category><![CDATA[نیشگون]]></category>
		<category><![CDATA[نیگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهش]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[ولیعصر]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بعدازظهر بود. سکسی داشتم از خونه كاوه برمی گشتم. تو شاه کس فكر صحبتهای اون بودم و حرفهای خودم. تو فكر كاری كه بهم پیشنهاد كرده بود کونی و چیزایی كه گفته بود. هیچ وقت بهم زنگ نمی زد هروقت زنگ میزد یعنی جنده كارم داره. خیابون ولیعصر رو میhم پایین. همیشه همین ساعت شلوغه. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				بعدازظهر بود. سکسی داشتم از خونه كاوه برمی گشتم.</p>
<h3>تو شاه کس فكر صحبتهای اون بودم و حرفهای خودم. تو فكر</h3>
<p>كاری كه بهم پیشنهاد كرده بود کونی و چیزایی كه گفته بود. هیچ وقت بهم زنگ نمی زد هروقت زنگ میزد</p>
<h4>یعنی جنده كارم داره. خیابون ولیعصر رو میhم پایین. همیشه همین</h4>
<p>ساعت شلوغه. جمعیت وول میزنه ماشینا پستون یه متر یه متر جلو میرند. ترافیك خسته كننده ای داره. مخصوصا وقتی كه</p>
<h5>جلوی پارك کوس ملت میرسی. جمعیتی عظیم وایسادند و میخوان برند</h5>
<p>خونشون. یه مشت آدم علاف و بیكار كه یا به فكر قر و فرشون هستند یا به فكر دلقك بازی. حرفاشونو بارها سکس داستان گوش دادم. تو</p>
<h6>جیب هیچكدومشون یه صد تومنی پیدا نمی كنی ایران سکس اما همشون</h6>
<p>10 &#8211; 20 تا عینك ریبون و هفت هشت تا كفش اسپرت و 30 40 تا شلوار جین دارند. موهاشونم كه دائم تو ژل و روغن نارگیل میخیسونند. دلم میخواست برای یه بار هم كه شده یه جنگ دیگه بشه و این بچه خوشگلا رو هم ببرند جنگ. لای انگشت هر كدومشون رو هم كه نیگا می كنی یه سیگار روشنه. وقت هم با هم صحبت می كنند كه فحش خوار و مادر مثل سلام و صلوات از دهنشون بیرون میاد. تو همین فكرا بودم و تیپ و قیافه ها رو نیگا میكردم كه یه صدایی حواسمو به خودش جلب كرد. &#8211; ببخشید اقا میدون ونك میرید؟ یه زن 45 یا 46 ساله بود سرشو آورده پایین تا لب پنجره كه بتونه منو نیگا كنه. &#8211; من مسافر كش نیستم خانم. ببخشید. رومو كردم اون ور. دلم می خواست ترافیك باز بشه و زودتر از این جهنم فرار كنم. &#8211; می دونم نیستید. منتها من عجله داشتم و دستم هم سنگینه. گفتم از شما خواهش كنم اگه مسیرتون می خوره منم سوار كنید. خیلی شلوغه. باید یه ساعت وایسم تا ماشین گیرم بیاد. دستاشو اورده بالا تا من بتونم كیسه نایلونهایی رو كه توش پر جنس بود و ببینم. یه جوری التماس كرد كه جیگرم براش كباب شد. نه نتونستم بگم. درو براش باز كردم و هلش دادم تا باز بشه و اون بتونه بیاد تو. &#8211; مرسی محبت كردید. عطرش بویی داشت كه ادمو دیوونه میكرد خیلی تند بود. شیشه رو كشیدم پایین تا خفه نشم.. مردمی كه وایساده بودند نیگامون كردند همه فكر كردند كه من مسافر كشم زود اومدند طرف من. &#8211; فاطمی؟ &#8211; ونك؟ با سر و دست اشاره كردم كه نه. &#8211; ای بابا فقط خانم سوار میكنی؟ &#8211; دربست گرفتند ایشون. دیگه چیزی نگفتند و دوباره رفتند عقب وایسادند. &#8211; وای كه چقدر شلوغه. معلوم نیست كه این همه جمعیت میخوان كجا برند؟ روز به روز هم بدتر میشه. برگشتم و صورتشو و نیگا كردم. نایلونهای خریدشو گرفته بود تو بغلش و داشت جلو رو نیگا می كرد. صورتشو از كرم و روغن برق میزد. زیر گلوش یه خرده چین و چروك افتاده بود. وقتی سرشو به طرفم برگردوند قب قبش هم مثل قب قب بوقلمون تكون می خورد. &#8211; نمی دونم والا. یه متر یه متر جلو میرفتیم تا اینكه به چراغ قرمز رسیدیم. هی میخواست حرف بزنه. اصلا حال و حوصله صحبت نداشتم. اگه دختر 14 ساله بود باز یه چیزی. &#8211; از سر كار میایید؟ &#8211; نه &#8211; به نظر میاد خیلی خسته اید. بهش نیگا كردم و زل زدم بهش. یعنی به توچه. &#8211; گرونی داره بیداد میكنه. دو تا دونه مرغ و دو كیلو گوشت خریدم 15 هزار تومن شد. واسه اینكه یه وقت فكر نكنه از اینكه سوارش كردم ناراحتم سعی كردم جوابشو بدم. &#8211; همینه خانم حالا بدتر از این هم میشه. كجاشو دیدیید؟ &#8211; ایشالا درست میشه. ما چیزایی دیدیم كه شماها هنوز ندید. به وقتش همه چی درست میشه. درست جلوی رستوان حاتم دو تا دختر وایساده بودند. همچین ارایش كرده بودند كه نگو و نپرس. از دور داد میزدند بیا منو بكن. ماشینا پشت سر هم قطار وایساده بودند. از پیكان 48 بگیر تا پژو و پراید. اونام اصلا توجهی نمی كردند. شده بود فیلم سینماییی. مردم همه نیگا می كردند كه بالاخره ببینند اینا سوار كدوم ماشین میشند. پیش خودم فكر میكردم اگه من بودم سوار اون پژوهه میشدم هم یارو سنش بالاست و مطمئنا پولداره. اینطور نیست كه ببره تو كوچه پس كوچه بخواد دستمالی كنه یا هی زنگ بزنه خونه حسن، ممد،‌ جعفر، تقی ،‌جواد و.. كه مكان داری؟ مطمئنا طرف مكان داره. &#8211; اینارو نیگا كنید. بیچاره ها چیكار كنند؟ از كجا خرجشونو در بیارند. &#8211; ای خانم حرفی میزنید ها. این همه دختر و زن تو این شهر كار میكنند و پول در میارند. اگه قرار بود هر كی می خواست كار كنه بیاد كنار خیابون كه دیگه هیچی. &#8211; همش تقصیر شما مردهاست دیگه. اگه اینطوری دست و بالتون نلرزه اونام اینطوری قیمت پیدا نمی كنند. &#8211; طبیعت ادمیزاد اینه. از قدیم بوده تا آینده هم خواهد بود. &#8211; اینا معلوم نیست چیند. ممكنه مریضی داشته باشند. دیگه چیزی نگفتم. راستش جلوی یه همچین زنی خجالت كشیدم دلیل و مدرك بیارم. &#8211; ازدواج كردی؟ &#8211; نه &#8211; چرا؟ &#8211; شخص موردنظرمو هنوز پیدا نكردم. &#8211; ایشالا پیدا می كنی. &#8211; شغلت چیه؟ &#8211; &#8230;&#8230; &#8211; موفق باشی. دیگه به سر میرداماد رسیده بودیم. چراغ سبز بود و ماشینها میرفتند. &#8211; من تا فاطمی میرم. اگه مسیرتون میخوره می تونم برسونمتون. &#8211; دستتون درد نكنه. من تا جلوی قصر یخ باهاتون میام. بعد از پمپ بنزین درست جلوی فروشگاه بیسكوییت رضوی یه زن وایساده بود. سنش بالا بود تقریبا 40 سال داشت. مانتوش كوتاه بود و یه عینك آفتابی هم زده بود. شلوار جین پاش بود و چسبون. سرشو مثل شتر سفت و محكم بالا گرفته بود. روسریش شل بود و میشد زیر گلوشو دید. ماتیك قهوةای مالیده بود. یه خرده سبزه بود. ماشین ها پشت سر هم وایساده بود. این كس شاسی بالا نصیب كی میشد خدا می دونه. من بدبخت وسط این همه ماشین و ترافیك گیر كرده بودم. خدا خدا میكردم كه زودتر سوار یكی از این ماشینا بشه و خیابون باز شه. كون كش از جاش جم نمی خورد. اصلا به هیشكی محل نمی ذاشت. دو سه تا موتور سوار هم با تیپهای جواد اومدند جلوش وایسادند و شروع به حرف زدن كردند. كس كش ها می خواستند یه همچین زنی رو با موتور بلند كنند ببرند. بالاخره حاج خانم تكون خورد می خواست از دست موتور سوارها خلاص بشه. نمی دونم شاید بدبخت جنده هم نبود فقط تیپ زده بود. راه افتاد و رفت تو پیاده رو. شروع كرد قدم زدن به سمت پایین به طرف میدون ونك. جمعیت كف كردگان هم به همراهش یواش یواش راه افتادند. بالاخره یه سوراخی پیدا شد و تونستم از این مهلكه در برم. مسافر من زل زده بود و به زنه نیگا میكرد. اصلا حرفی نمیزد. &#8211; اینو میبینی؟ هر روز میاد اینجا وای میسه. بعضی وقتها هم میره جلو پارك ساعی. &#8211; می شناسیدش؟ &#8211; آر<br />
ه اگه من نشناسم كه دیگه هیچی یعنی چی؟ انگار كلانتر محله. از میدون ونك رد شدم و به سمت پایین به راهم ادامه دادم. درست نزدیكای قصر یخ یه جا ماشینو نیگر داشتم. &#8211; میشه یه جا پارك كنی؟ میخوام باهات حرف بزنم. &#8211; چه حرفی؟ &#8211; تو پارك كن. دو دقیقه بیشتر طول نمیكشه. راه افتادم و نزدیكای پل یه جای پارك پیدا كردم. &#8211; بفرمایید داشتم از تعجب و فضولی می تركیدم. دلم میخواست زودتر حرفشو بزنه و خلاص. &#8211; اهل حال هستی؟ &#8211; منظورت چیه؟ &#8211; خودت می دونی چی میگم یه نیگاهی بهش انداختم و دیدم زل زده بهم. درست تو چشمام . نمی ذاشت نگاه ازش بردارم. انگار مجبورم كرده بود كه بهش نگاه كنم &#8211; تا چی باشه. &#8211; من باید زود برم. این شماره تلفن موبایل منه. ما یه خونه مجردی داریم. بیرون هم نمیاییم. دوست داشتی زنگ بزن. یه كاغذ داد دستم. داشتم از تعجب دیوونه می شدم. صدام داشت میلرزید. واسه اینكه اون نفهمه كمتر حرف میزدم. &#8211; قیمت چنده؟ &#8211; پونزده تومن. جا داریم خیلی تمیز و شیك. مشروب و تریاك هم هست. &#8211; چند نفرید؟ &#8211; وقتی اومدی می فهمی بدون اینكه بذاره من سئوالی بكنم از ماشین پیاده شد. چه می دونم لابد واسه اینكه كرایه نده همیشه همین كارو میكنه یا شاید هم راست می گفت. ماشینو روشن كردم و زدم تو دنده. از تعجب داشتم شوكه میشدم. می دیدم مثه گرگ گرسنه به اون دخترا نیگا میكرد. پس بگو سركار خانم جنده تشیف داشتند. مارو بگو به خیال خودمون یه زن خونه دار و خونواده دوست رو سوار كرده بودیم. كسی كه دلش مثه سیر و سركه می جوشید و می خواست زودتر برسه خونه پیش بچه هاش یا شوهرش تا مورد مواخذه قرار نگیره. اون شب اصلا خوابم نبرد ترسیده بودم. با خودم گفتم نكنه یارو خالی بسته. نكنه شماره یكی دیگه رو داده. نكنه زنگ بزنم و&#8230; هزار تا فكر كردم. فردا بعد از ظهر ساعت 4 بود. تصمیم گرفتم امتحان كنم. تو ماشین بودم. كاغذو از جیبم در اوردم و شماره رو گرفتم. یه زنی از پشت تلفن با یه صدای فوق حشری جواب داد. &#8211; بفرمایید؟ &#8211; سلام ببخشید با نرگس خانم كار دارم. &#8211; شما؟ &#8211; بفرمایید می خواستم برای بردن سفارشهای مانتوی مدرسه خدمتشون برسم. دقیقا همون چیزی رو كه رو كاغذ نوشته شده بود، خوندم. &#8211; بله خواهش می كنم. گوشی خدمتتنو باشه. آب دهنم خشك شده بود. خیس عرق شده بودم. هم كف كرده بودم و هم می ترسیدم. مطمئنا اگه این كیر صاب مرده نبود ترسم بر من غلبه می كرد. &#8211; بفرمایید؟ خودش بود &#8211; سلام حالتون خوبه؟ &#8211; شما؟ &#8211; من دیروز شمارو با ماشینم رسوندم. &#8211; حالت خوبه؟ &#8211; مرسی. می خواستم ببینم می تونم الان بیام خدمتتون ؟ &#8211; الان میخوای بیایی؟ ما همیشه یه روز قبل قرار میذاریم. &#8211; حالا شما یه كاریش بكن. پارتی بازی كن برام یه خنده مصنوعی كرد. &#8211; یه ساعت دیگه به این آدرس بیا. یادداشت كن. زود خودكارمو از تو جیبم در اوردم در داشبورد رو باز كردم و دنبال كاغذ میگشتم. حواسم نبود كه كیفمو از صندلی عقب بردارم و از توش كاغذ در بیارم. یه قبض جریمه پیدا كردم. همون خوب بود. &#8211; بفرمایید آدرسو یادداشت كردم. چون ماشین داشتم زود رفتم از جلوی كوچشون رد شدم و موقعیتشو دیدی زدم. همش می ترسیدم. به هیشكی هیچی نگفتم. ماشینو بردم دو تا كوچه پایینتر پارك كردم و قفلش كردم. موبایلمو برداشتم و به یكی از بچه ها زنگ ردم. همه چی رو براش گفتم. &#8211; كس خل مثه مجاهد خضیراوی میشی ها؟ میگیرند هم می كننت هم كیرتو می برند. &#8211; گوش كن كس كش. ماشینو كه می شناسی. من اگه تا 2 ساعت دیگه بهت زنگ نزدم برو در خونه بگو من ازت خواستم كه كلید یدك ماشینو بیایی بگیری. چون كلید تو ماشین مونده و در قفل شده و همه چی تو ماشینه حتی موبایلم. بعد كلید و بگیر و بیار به این آدرس. سوار شو و ماشینو ببر بده در خونه. &#8211; خره اگه بگیرنت كونت پارس &#8211; همین كه گفتم. یادت نره ها؟ &#8211; كس كش حداقل میكفتی با هم میرفتیم &#8211; برو دیگه خداحافظ كیف پول موبایل مدارك ماشین همه رو از جیبام در اوردم و گذاشتم تو كیف دستیم. بعد كیف و گذاشتم كف ماشین. از ماشین پیاده شدم. درست سر ساعت در خونه بودم. یه خونه سه طبقه بود تو پاركینگش یه تولیدی بود. پنجرش باز بود. با خودم گفتم نكنه این كس كش منو سر كار گذاشته. نكنه راستی راستی باید برم مانتوهای سفارشی رو تحویل بگیرم. صدای چرخ خیاطی از تو پاركینگش میمود. زنگ طبق اول و زدم. &#8211; كیه؟ &#8211; منم اومدم مانتوهای سفارشی رو تحویل بگیرم. &#8211; بفرمایید. در باز شد. قبلم داشت وای میستاد. با خودم گفتم نكنه این خونه زیر نظره؟ نكنه الان كه من می رم تو بریزند و منو بگیرند. بعد گفتم آخه مگه من چه پخی هستم. با ترس و لرز از پله ها رفتم بالا. یه حركتی رو جلوی چشمی در متوجه شدم. در باز شد. &#8211; بیا تو زود باش رفتم تو. بوی عطر زنونه داشت خفم میكرد. یه زن دیگه به غیر مسافر من اومد جلوم همونطوری وایساد و خیلی خونسرد براندازم كرد. &#8211; سلام دستشون دراز كرد طرفم. یه شلوارك پاش بود و با یه ركابی. بند كرستشو زیر بند زیرپوش ركابیش قائم كرده بود. &#8211; بیا تو وارد هال كه شدم از تعجب داشتم می مردم. چهار تا دختر ماه داشتند ورق بازی میكردند. یه نگاهی به من كردند و به كارشون ادامه دادند. انگار یه چیز عادی دیدند. هیچ كدومشون كرست نداشتند. همشون فقط شورت پاشون بود. یكی هم توی یه اتاق دیگه بود و داشت موهاشو سشوار می كشید. فكر كنم تازه از حموم اومده. &#8211; اینجا رو خوب پیدا كردی؟ صدای آشنای همون مسافر خودم بود. چیزی نگفتم و برگشتم نیگاش كردم. در قفل كرده بود و اومد طرفم. &#8211; كسی ندید كه تورو؟ چی باید می گفتم؟ تو این موقعیت و این خونه این سئوال مسخره ترین سئوالی بود كه میشد پرسید. عجب جایی بود. مثه كندوی زنبورها بود با این تفاوت كه اینج<br />
ا كس توش وول می خورد. &#8211; من باید زود برم. عجله دارم. &#8211; زود میری نترس. راهنماییم كرد كه برم و رو مبل بشینم. رفتمو نشستم. یه لحظه چشم از دخترا بر نمی داشتم. گلوم خشك شده بود. آب دهنم رو كه قورت میدادم گلوم میسوخت. &#8211; میشه یه لیوان آب بیاری؟ &#8211; معصومه یه لیوان آب بیار. دخترا هنوز داشتند ورق بازی میكردند. سر هم هی جیغ میزدند. یكی از یكی پاچه پاره تر. خوب نیگاشون میكردم سناشونو واسه خودم تخمین میزدم. خیلی سن و سال داشتند 20 یا 21 سال. &#8211; از اینا خوشت میاد؟ از توی كمد یه شیشه در اورد. توش یه مایع ارغوانی رنگ بود. میشد حدس زد كه مشروبه. یه خرده هم غلیظ بود. طوری كه وقتی تكونش میداد به ارومی تكون میخورد. معصومه همون زنی بود كه با شلوارك و زیرپوش ركابی بود. یه لیوان آب تو یه بشقاب برام اورد. لیوانو بدون نفس رفتم بالا. عجب چسبید. مسافرم اومد پیشم نشست و یه پاشو انداخت روپاش. لیوان مشروبشم دستش بود. &#8211; من عجله دارم &#8211; مشروب میخوری؟ لیوانشو اورد بالا نزدیك دهنم. &#8211; نه مرسی آب خوردم. خودش یه مزه مزه ای كرد. بعد اونم زل زد به دخترایی كه داشتند بازی میكردند. &#8211; كدومشونو میخوای؟ دخترا انگار متوجه شده باشند. به بازیشون ادامه می دادند ولی ساكت و بی سروصدا. گوششون با ما بود. حتی اونی كه پشتش به ما بود هم برگشت و چند ثانیةای نگاه كرد. بین اون دخترا یه دختری بود با موهای كوتاه پسرونه. تنها دختری بود كه اصلا داد و بیداد نمیكرد. صدای اونو اصلا نشنیده بودم. اصلا هم بهم نیگا نمی كرد. سرش تو ورقاش بود. قیافه معصوم و بی گناهی داشت. بهش همه چی میومد جز جندگی. اگه می گفت دكترم یا مهندسم من باورم میشد. حداقل مطمئن بودم كه مثل اون یكی دخترا بی ادب و بی چاك و دهن نیست. &#8211; اون مو كوتاهه اسمش چیه؟ فهمید كه اونو میخوام. اسمشو بلند گفت &#8211; شراره سنش هم از بقیه بالاتر بود 24 سال رو داشت. اونم متوجه شد كه اونو میخوام. سرشو آورد بالا و بهم زل زد. بهش لبخند زدم اصلا انگار نه انگار به پشم كسش هم حسابم نكرد. منم چیزی نگفتم. گفتم حتما باید همینو بكنم. حالا خوشش بیاد یا نه. &#8211; الان بهت پول بدم ؟ &#8211; قابل نداره؟ خندم داشت میگرفت دیگه ندیده بودیم صاحب جنده خونه تعارف بزنه. پولامو از جیبم در اوردم و بهش دادم. می دونستم كه 15 تومنه قبلا صد بار شمرده بودمشون. ازم گرفت و شروع كرد به شمردن. پولارو از وسط دو دسته كرد و چندتاشو دوباره شمرد و اونارو تا كرد و گذاشت تو جیب پیرنم. &#8211; این چیه؟ &#8211; هیچی دست كردم و پولارو در اوردم شمردمشون 3 تومن بود. 12 تومن باهام حساب كرده بود. نه بابا تو جنده هم هنوز با معرفت پیدا میشه. &#8211; پاشو باهاش برو تو اتاق به شراره بود. اونم چیزی نگفت و ورقارو گذاشت رو زمین و پاشد. رفت توی یه اتاق. &#8211; تو هم برو دیگه. رفتم تو اتاق دیدم داره روی تخت رو دست میكشه تا صاف بشه. تا من اومدم بلند شد و جلوم وایساد.بغلش كردم. سرشو گرفت عقب و دستشو گذاشت رو پیشونیم و سرمو هول داد عقب. &#8211; اخماتو وا كن جیگر لبخند مرموزانه ای گوشه لبش پیدا شد. دستامو از دورش باز كردم. خیلی آروم و متین یواش یواش شروع كرد به باز كردن دگمه های پیرهنم. &#8211; من لب نمی دم و از عقب هم كه اصلا اجازه نمی دم. ولی برات ساك میزنم. تااون موقع صداشو نشنیده بودم. خیلی آروم تر از اونی بود كه فكرشو میكردم. اصلا دلم نیومد اسم جنده روش بذارم. اصلا تو چشمام نگاه نمیكرد. نمی دونم شاید از كارش خجالت می كشید. كمربند شلوارمو باز كرد و شلوارمو از پام در آورد. خیلی وارد بود. یه بوس به پاهام كرد. داشت خوابم میبرد. دلم می خواست دراز بكشم و بخوابم. اصلا یه حال و هوای دیگه ای داشتم. بدون اینكه حرفی بزنه و اجازه ای بگیره. دست انداخت و كیرمو گرفت تو دستش بعد همونطوری كه رو زانو نشسته بود آروم سرشو گذاشت تو دهنش. اب دهنش داغ داغ بود. همچین با ولع خاصی كیرمو می خورد كه نگو. همراه با ساك زدن با نوك ناخوناش به روی پاهام میكشید. داشتم پس میوفتادم. هیچی نمی گفتم. حس كردم از كارش لذت میبره. اینكارو دوست داشت. یاد سخنرانی اول سال نو افتاده بودم كه میگفت افراد جامعه باید وجدان كاری داشته باشند. راست می گفت. اگه جنده هامون با جون دل كارشونو انجام بدند ادم دلش برای پولی كه داده نمی سوزه. &#8211; بذار من بخوابم. اصلا ول كن نبود. تازه رسیده بود به جاهای باریكش. دلش نمی خواست كیرمو از تو دهنش در بیاره. همونطوری چرخیدم تا اونم مجبور بشه و ولم كنه. &#8211; چیكار میكنی؟ ‌صبر كن یه دقیقه رفتم و خوابیدم رو تخت. شورتشو در اورد و اومد روم. دوباره شروع كرد به ساك زدن. دستامو تو موهاش فرو می كردم و صورتشو ناز میكردم. سرشو به زور از رو كیر در اوردم. اگه یه دقیقه دیگه ادامه میداد آبم میومد. اوردمش بالا. خوابوندمش پهلوم. این دفعه اون دراز كشید و من اومدم روش. سینه هاش كوچولو بودند. ولی وقتی دست زدم دیدم سفت و سفت شدند. نوكشون سیخ سیخ شده بودند. یكی از سینه هاش پر خال بود ولی خیل باحال بودند. همونطوری كه سینه هاشو می خوردم دستمو بردم لای پاهاش. خودش پاهاشو باز كرد. چشماش بسته بود. اصلا انگار اینجا نبود وقتی با لبهای كسش بازی میكردم پاشنه پاهاشو به روی تخت میكشید. سرشو به این طرف و اون طرف تكون تكون میداد اخماشو جمع میكرد و چشماشو بهم فشار میداد. دستم خیس شده بود. رفتم پایین و یه دستی رو پاهاش كشیدم و روناشو لمس كردم عجب پاهایی داشت. یه انگشتمو تو سوراخ كسش فرو كردم. سرشو یهو اورد بالا. &#8211; یالا دیگه بكن توش. كاندوم داری؟ از تخت رفتم پایین و از تو جیب شلوارم كاندوم در اوردم. رفتم طرفش. دستشو دراز كرد و كاندومو ازم گرفت. به دنده بلند شد و آرنج<br />
شو گذاشت زیربدنش. با دندون كاندومو باز كرد. رفتم جلوش وایسادم. دوباره كیرمو گرفت به دهنش و شروع كرد به ساك زدن. بعد كاندوم خیلی راحت و ماهرانه كشید روش و دوباره خوابید. از تخت رفتم بالا. خودش پاهاش تو شكمش جمع كرد. میشد خیلی خوب و راحت كس خوشگل و قلمبشو دید زد و برانداز كرد. از اینكه به كسشش نگاه میكردم. خجالت میكشید. &#8211; زود باش الان خاله میاد میگه چرا اینا دیر كردند. كیرمو یواش گذاشتم در كسش و یواش فرو كردم توش. سرشو اورده بود بالا و داشت نیگا میكرد چطوری میكنم توش. وقتی تا ته كردم توش خیالش راحت شد و سرشو گذاشت رو متكا &#8211; اوووف همینطوری كه می كردمش چشماشو باز و بسته میكرد و نفسشو تو سینه حبس میكرد و میداد بیرون. انگار خجالت میكشید راحت نفس بكشه. چیزی كه مشخص بود این بود كه اونم داره حال میكنه. همین باعث میشد كه منم با حرارت بیشتر بكنم. خیس خیس شده بود . پنج دقیقه همینطوری كردمش. بعد كشیدم بیرون وقتی كشیدم بیرون لبای كسش از هم باز شده بود. میشد خیلی راحت سوراخ كسشو دید. خیس خیس بود. دهانه كسش آب جمع شده بود . سفید رنگ بود مثه اب كیر مردا. &#8211; چی شد؟ &#8211; میخوام سگی بكنم. زود از جاش بلند شد و از روی میزی كه بغل تخت بود یه دستمال برداشت و خودشو خشك كرد. بعد پشتش كرد به من و كونش داد بالا و متكاشو بغل كرد. منظره كسش از این طرف هم خیلی باحال بود. كیرمو یواش گذاشتم در كسشو یواش یواش فرو كردم توش. سرشو خم كرده بود و رو به عقب نیگا میكرد. انگار داره گوش میكنه كه من دارم چیكار میكنم. نفسشو تو سینه حبس كرده بود از جاش تكون نمی خورد. وقتی مطمئن شد كه تا ته تو كسش فرو كردم. سرشو برگردوند و رو متكا گذاشت. كونش خیلی خوش حالت بود هم نرم بود و هم سفت. وقتی بهش میخوردم یه لمبری می خورد و لرزه ای میكرد كه نگو چنگ میزدم و لپ كونشو میگرفتم. از زیر سینه هاشو میمالیمدم. بعضی وقتا هم با نوك ناخونهام رو پشتش می كشیدم. نمی دونستم باید چیكار كنم. هرچی میگذشت سریعتر میشد. اونم صداش بلندتر میشد. حس میكردم اونم همراه با من خودشو عقب و جلو میكنه . حتی یه وقت همچین بهم ضربه زد كه نزدیك بود تعادلم بهم بخوره و بیفتم. بالاخره آبم اومد. ولی از توش بیرون نكشیدم. همونطوری سینه هاشو میچلوندم و افتادم روش. شروع كردم به بوسیدنش. اون اصلا از جاش جم نمی خورد. می دونستم داره بهش خوش میگذره منم ادامه دادم. رو صورتش دست میكشیدم و نازش میكردم. چشماشو بسته بود و چیزی نمی گفت. یواش یواش چشماشو باز كرد. &#8211; خوب بود؟ &#8211; آره دو تا بوس كوچولو به لبای هم كردیم. &#8211; پاشو بریم دیگه. برخلاف میلم از جام بلند شدم. چهار پنج تا دستمال كاغذی برداشت و وسط پاهاشو پاك كرد. منم كاندوممو تو دو تا دسمتال كاغذی در اوردم. رفت جلوی میز توالت و از رو میز توالت یه مداد برداشت و دور لباشو خط كشید. شروع كردم لباس پوشیدن. بدون اینكه به من حرفی بزنه از اتاق رفت بیرون. لباسامو كه پوشیدم از اتاق زدم بیرون. خیلی خونسرد همه نشسته بودند و داشتند ورق بازی میكردند. شراره هم رفت بود یه استكان چایی برای خودش ریخته بود و یه شیرینی هم دستش بود. انگار نه انگار اتفاقی افتاده باشه. &#8211; دستشویی كجاست؟ شراره با دست بهم نشون داد. رفتم و یه دل سیر شاشیدم بعدشم خودمو جلوی آینه صاف و سوف كردم و از دستشویی زدم بیرون. مسافر من كه همه بهش میگفتند خاله، داشت روزنامه می خوند. با دیدن من روزنامه رو بست. &#8211; خوب بود؟ &#8211; مرسی شراره هم وایساده بود و نیگام میكرد. &#8211; من دیگه برم خیلی دیرم شده. &#8211; چایی میخوردی؟ &#8211; نه شراره اومد جلو و شیرینی گاز زدشو بهم تعارف كرد. یه گاز به شیرینیش زدم. و یه نیشگون از لپش گرفتم . &#8211; بذار ببینم كسی تو راهرو نباشه. از تو چشمی بیرونو نیگا كرد و دروباز كرد. خداحافظی كردم و خاله هم صورتشو اورد جلو كه ببوسمش. منم بوسیدمش و زدم بیرون. از خونه كه اومدم بیرون هم می ترسیدم و هم خیالم راحت شده بود. فكر میكردم همه دارند بهم نیگا میكنند. انگار رو پوشونیم نوشته شده بود كه این یارو الان كس كرده. سوار ماشین كه شدم زود یه زنگ به رفیقم زدم. &#8211; الو سلام . به خیر گذشت. &#8211; كس كش. كوفتت شه. بعد از كلی كل كل كردن و تعارف ، راه افتادم و رفتم. یه ماه بعد دوباره هوس كردم برم. انگاری ترسم ریخته بود. با خودم كلی برنامه گذاشته بودم كه اینبار اون یكی رو میكنم كه از همه جوونتره. دلمم میخواست برای تنوع یه بار هم خود خاله رو بكنم. وقتی به موبایلش زنگ زدم فقط یه پیغام میشنیدم. &lt;&lt; شماره مورد نظر شما مسدود می باشد. لطفا مجددا شماره گیری نفرمایید &gt;&gt;		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%d9%87-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d8%a7-%da%a9%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174029</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس با داف توپ</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%81-%d8%aa%d9%88%d9%be/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%81-%d8%aa%d9%88%d9%be/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 May 2019 06:42:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[اصراری]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازدید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش‌های]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدو]]></category>
		<category><![CDATA[چهارشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[ساپورت]]></category>
		<category><![CDATA[سالهاست]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صاحبخونه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[متاهلی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میرداماد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادن]]></category>
		<category><![CDATA[نیافتاده]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همکارم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[ورانداز]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/oRZysU_Awy5kwWMIo3dndw/015/883/200/1280x720.8.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس با داف توپ" title="سکس با داف توپ" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>الان ۳۶ سالمه قدم ۱۹۵ فیلم سکسی وزنم اون موقع ۱۰۵ بود البته الان یکم چاقتر شدم ولی قول میدم رژیم بگیرم !چشمام سبز تیره و کلا سکسی ظاهرم بدک نیست سال ۹۱ بود و شاه کس من تازه تو یه بنگاه املاک تو میرداماد به امید یه درآمد خوب و چرب کونی و نرم( [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/oRZysU_Awy5kwWMIo3dndw/015/883/200/1280x720.8.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس با داف توپ" title="سکس با داف توپ" decoding="async" /></p><br />
<h2>الان ۳۶ سالمه قدم ۱۹۵ فیلم سکسی وزنم اون موقع ۱۰۵ بود البته</h2>
<p>الان یکم چاقتر شدم ولی قول میدم رژیم بگیرم !چشمام سبز تیره و کلا سکسی ظاهرم بدک نیست سال ۹۱ بود</p>
<h3>و شاه کس من تازه تو یه بنگاه املاک تو میرداماد به</h3>
<p>امید یه درآمد خوب و چرب کونی و نرم( ارواح عمم ) مشغول به کار شدم و تمام فکرم پول و</p>
<h4>درآمد جنده بود بچه شهرستان نبودم اما مثل اکثرشون ساده و</h4>
<p>صادق (چیزی که تو کار املاک پستون اصلا فایده نداره!) بخاطر همینم خیلی تو اون کار دووم نیاوردم و داستان چرخیدو</p>
<h5>من وارد کوس کار دیگه ای شدم ، بگذریم ، اوایل</h5>
<p>پاییز ۹۱ بود هوا هنوز تابستونی ، آژانس ما اول میرداماد(شریعتی) بود ماشین رو گذاشته بودم نزدیک بنگاه و خودم پیاده راه سکس داستان افتاده بودم و</p>
<h6>کوچه ها رو میگشتم که اگه یه خونه ایران سکس ای پرده</h6>
<p>نداشت یا نیمه ساز بود آمارشو دربیارم تا کسی روش نیافتاده بفروشم یا اجارش بدم بهش میگفتن مونوپل ! از صبح که راه رفته بودم دم دمای ظهر سر خیابون نفت بودم تشنه و خسته که یهو تلفنم زنگ خورد یه خانمی پشت خط بود که فامیلیمو گفت و بعد گفت که کارتمو چند روز پیش بهش دادم و یه مورد برای اجاره داشت و خیلی اصرار داشت که برم موردش رو بازدید کنم . وقتی آدرس داد دیدم که سمت خیابون ظفر و فریدافشاره و پیاده سربالایی کلی راهه منم که خسته تازه یادم اومد که چهارشنبه است و من کار دارم و نمیرسم برم ، بخاطر همین بهش گفتم فردا ، اصرار کرد که نه همین الان ، برام خیلی عجیب بود چون صاحبخونه ها معمولا خیلی سخت اجازه بازدید میدادن و به قول گفتنی به بنگاهی جماعت رو نمیدادن و اصرار این خانم یخورده عجیب بود برام ، به هر حال راه افتادم و وقتی رسیدم یه خونه تقریبا قدیمی بود که شش واحد بود خونه این خانم طبقه اول بود وارد که شدم خانومه حجاب نداشت ! یادمه یه خانوم حدودا چهل و پنج ساله بود و یه پیرهن سبز تیره پوشیده بود که خط سینشم یکم معلوم بود با یه ساپورت مشکی بدون روسری ! یعنی رسما طرف داشته نخ که چه عرض کنم سیم بکسل میداد ولی منه کسخل فقط به پول فکر میکردم و اصلا تو نخ این حرفا نبودم و شروع کردم به ورانداز خونه . به قول بنگاهیا مدل خونه اتوبوسی بود و دو خوابه که چون شمالی بود یکی از اتاقا یه حیاط خلوت کوچولو داشت که خانومه خیلی قشنگ درستش کرده بود ، یه تاب شیک و گل و بته و با یه ایرانیت بزرگ رو سقفش ، خانومه رفت رو تاب نشست و گفت که شوهرم سالهاست که مرده و تنها پسرم خارج از کشور زندگی میکنه و منم اینجا تنهام و فقط کم مونده بود خودشو بمالونه بهم تا حالیم کنه چی می‌خواد ! اینجوری بگم طرف هی چراغ که چه عرض کنم پروژکتور مینداخت که روشنم کنه منم هی فنی حرف میزدم که فکر کنه من خیلی حرفه ایم و از این کسشرا ! خلاصه تلاش‌های اون خانوم‌ اونروز ثمر نداد و من کسخل تر از اون بودم که حالیم بشه و تو یه عالم دیگه بودم و پیش خودم کلی ذوق کرده بودم که چه مونوپلی زدم !!! خدا میدونه چه فحشایی پشت سرم بهم داده که پسره دیلاق یالقوز نفهم چرا اینجوری کرد ! وقتی رسیدم دفتر و موضوع رو برای همکارم تعریف کردم دو دستی کوبید تو سرم که یارو داشته آمار میداده یالا شمارشو بده بریم تو کوکش بهش گفتم تو متاهلی و زن و بچه دار ، خجالت بکش ، گفت چه ربطی داره به کیرم که کنتور نبسته ! القصه من تازه فهمیدم که وقتی به یکی میگن کسخل منظور دقیقا چیه خخدیگه هرچی زنگ زدم یارو جواب نداد که نداد مثل این موضوع دو بار دیگه هم پیش اومد که اگه دوست داشتین براتون تعریف میکنم البته دفعه های بعد زرنگ شدم زدم وسط خال !		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%81-%d8%aa%d9%88%d9%be/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/oRZysU_Awy5kwWMIo3dndw/015/883/200/1280x720.8.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173625</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کون دادن در کنار اتوبان</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%a8%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%a8%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Apr 2019 23:20:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدای]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[انتهای]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ایستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاست]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانپارس]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دروازه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میرداماد]]></category>
		<category><![CDATA[میشدند]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبان]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کون دادن در کنار اتوبان اتوبان گی وقتی میخام داستان بنویسم نمیدونم سکس از کجا شروع کنم در مورد کی بنویسم و از کجا بنویسم در مورد کون دادن سکس و کون کردن مورد اینجاست خیلیا در مورد گی مینویسند بابا گی سکس چه بکنی چه نکنی منظورم چه سکس چه بکنی چه نکنی منظورم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کون دادن در کنار اتوبان اتوبان<br />
گی<br />
وقتی میخام داستان بنویسم نمیدونم سکس از کجا شروع کنم در مورد</h2>
<p>کی بنویسم و از کجا بنویسم<br />
در مورد کون دادن سکس و کون کردن<br />
مورد اینجاست خیلیا</p>
<h3>در مورد گی مینویسند<br />
بابا گی سکس چه بکنی چه نکنی منظورم چه</h3>
<p>سکس چه بکنی چه نکنی منظورم چه فاعل یا مفعول باشی بازم گی هستی<br />
یه روز</p>
<h4>فاعل یا مفعول باشی بازم گی هستی<br />
یه روز داخل ایستگاه اتوبوس در</h4>
<p>کجا بنویسم<br />
در مورد کون دادن و کون کردن<br />
مورد اینجاست خیلیا در مورد گی مینویسند<br />
بابا گی چه بکنی چه سکس نکنی منظورم چه فاعل یا مفعول باشی بازم گی هستی<br />
یه روز داخل ایستگاه اتوبوس در مسیر تهرانپارس سوار</p>
<h5>کون دادن در کنار اتوبان از کجا شروع کنم در فیلم سکسی مورد کی بنویسم و از کجا</h5>
<p>خیلیا در مورد گی مینویسند<br />
بابا گی چه سکس داستان بکنی چه نکنی منظورم چه فاعل یا مفعول باشی</p>
<h6>کون دادن در کنار اتوبان نکنی منظورم چه فاعل یا مفعول باشی بازم گی هستی<br />
یه روز داخل ایستگاه</h6>
<p>نکنی منظورم چه فاعل یا مفعول باشی بازم گی هستی<br />
یه روز داخل ایستگاه اتوبوس در مسیر تهرانپارس سوار بی آر تی شدم ُ خیلی شلوغ بود و از طرفی یک پسر 17 ساله هم کنارم ایستاده بود و در همون شلوغی با کیرش ور رفتم ُ اولش نمیشد خیلی سریع بهش دست بزنم<br />
دو یا سه بار دستمو انگار متوجه نشدم به کیرش زدم<br />
هیچ عکس العملی از خودش نشون نداد و خیالم راحت شد و یواش یواش باهاش ور رفتم تا راست کرد ایستگاه وحیدیه پیاده شدم و بهش اشاره کردم اونم پیاده شد<br />
یکم و سریع باهم حرف زدیم و بهش گفتم اهل حالی اونم چراغ سبز و نشون داد و از طرفی هوا هم داشت تاریک میشد و من مکانی هم برای رابطه نداشتم<br />
یک آن به ذهنم خطور کرد که کجا خلوته که بشه راحت و بدون هیچ مزاحمی حال کرد<br />
مسیر و برگشتیم با همون بی آر تی تا دروازه دولت و دوباره با کیرش قلمی 17 سانتیش ور رفتم از اتوبوس پیاده شدیم<br />
رفتیم داخل مترو و بعدش ایستگاه همت پیاده شدیم<br />
ایستگاه همت خروجی به پارک طالقانی میخوره و خیلی هم خلوته و بعد از خروج از مترو و داشتیم از روی پل عابر رد میشدیم و ساعت حدود 8 که هوا هم کاملا تاریک شده بود همون جا در حین حرکت با کونم ور میرفت و من بهش میگفتم یکی میبینه و اونم حشرش زده بود بالا و دست خودشم نبود<br />
و از طرفی هم منم بدم نمیومد<br />
رفتیم داخل پارک طالقانی که اینو بگم پارک طالقانی نگهبان زیاد داره و هرچی گشتیم دیدم نمیشه کاری کرد خلاصه به انتهای پارک که فکر کنم ابتدای پارک از سمت بالا رسیدیم<br />
و اونایی که از این مسیر رفت و آمد کردن میدونند کجارو میگم یه پل فلزی که پله هایی مانند نردبان و سیخ مانند داره و بعد از گذشت پل یه راه باریک داره که میخوره به خیابان میرداماد<br />
وقتی داشتیم از مسیر باریک میگذشتیم دیدم کنار خیابان شمشادهای بلند داره و هیچکسی هم نیست ساعت حدود نه شده بود<br />
گفتم بریم بشینیم روی چمن ُ یه مقدار دور و برمون و نگاه کردیم هیچ خبری نبود فقط ماشین ها با سرعت رد میشدند و در اوون تاریکی من بودم و علی جوون که یه کیر قلمی داشت و لامپ گوشیمو و انداختم روی کیرش همون طوری فکر میکردم یه کیر قلمی که یک کمی تابدار به سمت راست بود<br />
و کاملا سیاه بود مثل این فیلم پورن های سیاپوست سریع از کولم یه بطری آب درآوردم و کیرشو شستم عجب کیری بود و یه کاندوم زدم سریع کیرش ُ اول قبول نمیکرد که کاندوم بزنم اما متقاعدش کردم برای سلامتی لازمه ُ		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%a8%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1524</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 18/48 queries in 0.111 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-05-30 01:18:20 by W3 Total Cache
-->