<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میسوخت &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%d8%b3%d9%88%d8%ae%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:47:59 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میسوخت &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامان هنوز عاشق دادن هستش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Nov 2019 06:56:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتید]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[میترکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میموردم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[ناخداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[عمه خیلی خوشگل و ناز فیلم سکسی به نام لاله دارم اون واقعا خوشگل و سکسی هست.هر موقع که میومدن خونمون من اون رو نگاه میکردم و سکسی با خودم ور میرفتم عمه من 28 شاه کس سالشه و تا الان بچه دار نشده به خاطره شوهر چون اون مشکل نازایی داره کونی خلاصه داستان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>عمه خیلی خوشگل و ناز فیلم سکسی به نام لاله دارم اون واقعا</h2>
<p>خوشگل و سکسی هست.هر موقع که میومدن خونمون من اون رو نگاه میکردم و سکسی با خودم ور میرفتم عمه من</p>
<h3>28 شاه کس سالشه و تا الان بچه دار نشده به خاطره</h3>
<p>شوهر چون اون مشکل نازایی داره کونی خلاصه داستان از اونجا شروع شد که من یک روز از دانشگاه امدم و</p>
<h4>مادرم جنده به من گفت زود برو یک دوش بگیر میخوام</h4>
<p>با عمه بریم شمال گفتم برای پستون چی گفت بابا میخواد یک ویلا بخره عمه هم میاد گفتم بدون شوهرش گفت</p>
<h5>اره مثل کوس خر خوشحال شدم گفتم اقا وحید دیگه وقتشه</h5>
<p>رفتم حموم یک دوش تپل گرفتم امدم بیرون دیدم عمه لاله هم امده روی مبل نشسته با یک تاپ صورتی و شلوارک سکس داستان رفتم جلو سلام</p>
<h6>کردم اونم سلام کرد گفت بیا جلو ببینم ایران سکس رفتم جلو</h6>
<p>یک بوس ابدار از لپم کرد منم کلی حال کردمو بغلش کردم یک گرمای خاصی داشت کلی حال کردم بعد بابا امد گفت اماده اید بریم که عمه گفت صبرکن مانتو بپوشم بریم مانتوی عمه تو اتاق من بود امد بر داشت و پوشید یک مانتوی سفید و کاملا تنگ. هیکل عمه خیلی توپ بود سینه های سفت با سایز 75 یک ذره شکم نداشت و یک کون ناز با رون های کاملا گوشتی مانتو رو پوشید رفتیم تو ماشین من سریع نشستم عقب عمه هم نشست عقب و مامان بابا هم جلو خلاصه راه افتادیم تو راه من خودمو زدم به خواب عمه دید من تو این حالتم گفت بیا بخواب رو پام سرمو گذاشتم روی اون رون های گوشتی واااااااااااای عجب حالی داشت داشتم میموردم دیدم اونم خوابش رفته دستمو اروم گذاشتم لای پاهاش گرمای خاصی داشت اروم دستمو بردم نزدیک کسش دیدیم هیچ حرکتی نکرد جراتم پیشتر شد دستم یک لحظه زدم به کسش دیدمیک تکون خورد و بیدار شد دید دست من لای پاهاش هست دستمو گرفت و از لای پاهاش در اورد. ریده بودم بخودم بعد صدا کرد گفت بلند شو بلند شدم گفتم ببخشید پاتون درد گرفت گفت نه داشتی یکم شیطونی میکردی گفتم بلند شو صورتم قرمز شده بود گفت نترس به کسی نمیگم خلاصه رسیدم رفتیم ویلا تحویل گرفتیم. شب گرفتیم خوابیدم همش تو فکر اون صحنه بودم تا اینکه صبح شد مامان بیدارم کرد گفت ما داریم لبه دریا میای گفتم نه گرفتم خوابیدم بلند شدم برم یک چیزی بخورم دیدم عمه روی کاناپه دراز کشیده با یک دامن کوتاه تا رو زانوهاش با یک تاپ دوبنده سبز داشتم میترکیدم کیرم به صورت وحشتناک بلند شده بود نمیتونستم چیکار کنم دیده عمه لاله بلند شد منو دید گفت بیدار شدی گفتم اره گفت وحید عمه کمرم گرفته میای یکم بمالی منم از خدا خواسته گفتم چشم روی شکمش خوابید منم شروع کرد کمر عمه رو بمالم کمکم دستمو بردم زیر تاپش دیدم چیزی نمیگه کیرم بد جوری بلند شده بود دستمو بردم بالا تر گفتم عمه یکم تاپتو بده بالاتر تا راحت تر بمالم این کارو کرد از گوشه سینه های خوشگلش زده بود بیرون داشتم میموردم نمیتونستم چیکار کنم تا اینکه یک لحظه امد دستشو جابجا کنه دستش خورد به کیرم ناخداگاه گفتم ای عمه گفت ببخشید خوب مقصر خودت هستی اینقدر بی جنبه هستی منم گفتم خوب دست خودم نیست.عمه گفت درش بیار بیچاره خفه شد تو اون شلوار نمیدونستم چیکار کنم عمه گفت نترس نگاه نمیکنم یکدفعه برگشت کیرمو گرفت گفت در بیاردیگه خشکم زده بود نمیدونستم چیکار کنم باورم نمیشد کیرمو از تو شورتم در اورد شرو ع کرد به ساک زدن عجب میخورد خدایی خیلی وارد بود کیرمو از تو دهنش در اورد شورع کردم ازش لب گرفتن عجب لبای داشت بعد از یکم لب خوردن رفتم سراغ سینه هاش عجب سینه های هرچقدر میخوردم سیر نمیشدم عمه هم شورع کرده بود به اه ناله کردن رفتم پایین تر دامنشو در اوردم دیدم یک شورت ابی پوشید انقدر کسش خیس شده بود که پیدا بود از روی شورت یکم خوردم یک بوی خاصی داشت صدای عمه کامل فضای خونه رو گرفته بود هی میگفت بخور عزیزم جووووووووون بخور لعنتی اه اه اه اه شورتشو در اوردم عجب کس داشت لبهای کسشو شورع کردم خوردن عمه داشت دیونه میشد گفت بکن تخمه سک بکن منم حالم حسابی خراب بود کیرم گذاشتم دمه کسش با یک فشار کردم تو وااای چقدر تنگ بود کیرم داشت میسوخت عمه با دستاش پشت کمرو گرفته بود هی میگفت بکن بکن اه اه اه اه وااااااااااای قربون کیرت بشم منم با این حرفها بیشتر تحریک میشدم عمه رو برگردوندم میخواستم بکن تو کونش گفت نه بهش گفت حالمونو نگیر دیگه میخوام حال کنیم گفت باشه فقط یواش باشه من گفتم باشه اما تو دلم گفتم ننت گایدس اروم اروم کردم تو کونش سرش که رفت عمه شروع کرد به جیغ زدن واقعا داشت جر میخورد یواش یواش همشو کردم تو کونش عمه داشت کریه میکرد میگفت جون وحید دربیار منم داشتم حال میکردم کم کم داشت ابم میومد با دو سه تاتلمبه تمام ابمو خالی کردم تو کونش دیگه نا نداشتم افتادم رو کاناپه عمه امد گفت نانمرد من ارضا نشدم گفتم به من چه گفت به تو چه نشست روی کیرم کرد تو کسش شروع کرد به بالا پایین کردن با دستام سینه هاشو گرفته بودم تا اینکه بعد از چند دقیقه دیدم به لرزش افتاد و ول شد روم فهمیدم ارضا شده در گوشم گفت دوست دارم عزیزم پاشد رفت حموم منم کلی حال کردم بعد از اون قضیه اتفاقات جدید افتاد که دوست داشتید تعریف میکنم حتما نظر بدید ممنون .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177202</post-id>	</item>
		<item>
		<title>این میلف یه  جنده لاشی واقعی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Nov 2019 07:27:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اصراری]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بیایید]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تعریفا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستپاچگی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دودقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شروکردم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کارامو]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذروند]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهات]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمتون]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمتی]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمی]]></category>
		<category><![CDATA[مکافاتی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخواید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردی]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[ویترین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فحش ندید ممنون میشم .من فیلم سکسی بابک 25 سالمه تو یکی از پاساژهای شهرمون بوتیک دارم من اکثراً صبح ها دیر مغازه رو باز میکنم اون سکسی روز هم مثل همیشه ساعت 10 صبح شاه کس بود که رفتم مغازه بسم الله گفتمو در مغازه رو باز کردم بعد از یه کونی کمی جارو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فحش ندید ممنون میشم .من فیلم سکسی بابک 25 سالمه تو یکی از</h2>
<p>پاساژهای شهرمون بوتیک دارم من اکثراً صبح ها دیر مغازه رو باز میکنم اون سکسی روز هم مثل همیشه ساعت 10</p>
<h3>صبح شاه کس بود که رفتم مغازه بسم الله گفتمو در مغازه</h3>
<p>رو باز کردم بعد از یه کونی کمی جارو کردن مشغول چیدن جنسها تو ویترین شدم تو حال و هوای خودم</p>
<h4>بودم جنده که یه دفعه یه صدای زنونه گفت بخشید اقا</h4>
<p>منم که پشتم به در بود پستون برگشتم دیدم یه خانم حدوداً 30 ساله مانتو ابی رنگ قد متوسط واستاده گفتم</p>
<h5>بفرمایید امری کوس بود آخه ما تمام جنسامون مردونست گفت میشه</h5>
<p>از تلفن تون استفاده کنم منم با کمی اتو پت کفتم صفر تلفن قفله انم گفت نه یه لحظه بیشتر نمیشه تو سکس داستان شهریه گفتم باشه</p>
<h6>بفرمایید داخل باید بیایید پشت ویترین اونم سری ایران سکس تکون داد</h6>
<p>اومد پشت ویترین من که تو اون لحظه اصلاً تو فکر سکس نبودم تلفن رو بهش نشون دادم و مشغول کار خودم شدم که یک دفعه دیدم خانمه با گریه میگه من اگه بمیرم هم تو اون خونه بر نمیگردم و سریع تلفن رو قعط کرد من که کنجاو شده بودم دیدم داره گریه میکنه گفتم خانم کمکی از دست من بر میاد براتون انجام بدم اونم گفت نه مرسی من دیگه هیچ کسی نمیتونه برام کاری بکنه فقط تنها راهی که مونده اینه که بمیرم از این دنیا راحت بشم من که دیگه تمام کارامو ول کرده بودم بهش نزدیک تر شدم گفتم خدا نکنه عزیزم خوب مگه چی شده همه مشکلا رو یه جوری میشه حل کرد اونم که انگار دلش خیلی پر بود خیلی زود گفت من 5 سال پیش ازدواج کردم بعد از 2 سال فهمیدم که شوهرم معتاده به هر مکافاتی بود ازش طلاق گرفتم و اومدم تو خونه بابام زندگی میکنم حالا 3 ماهیه که داداشم گیر داده میگه یکی از دوستاش که قبلاً زن داشته از تو خوشش او مده و باید باهاش ازدواج کنی من که اصلاً از او ن پسره لندهور خوشم نمیاد خلاصه اون داشت این تعریفا رو میکرد منم از موقعی که فهمیدم طرف طلاقیه حس انسان دوستانم تبدیل شده بو به حس مخ زدن و کس کردن خلاصه یه ربع ساعتی با هم صحبت میکردیم ناگفته نماند که تو همین فاصله یکی دو تا مشتری هم اومدن و رفتن منم گفتم بابا این که مشکلی نیست یکی دو روز باهاشو قهر کن گفت نمیشه کجا برم منم گفتم برو خونه یکی از اقواماتون گفت هر جا برم پیدام میکنن تو همین حرفها بودم که یه دفه یکی از همسایه ها اوم گفت بابک ظهر ساعت چند میری خونه منم گفتم از شهرستان برامون مهمون اومده باید زود برم اونم رفت بعد برگشتم روبه خانمه کردم گفتم خو ب اسم من رو هم که فهمیدی خودت رو معرفی نمیکنی اونم گفت من ستاره منم در جا گفتم اسمتم مثل خودت خوشکله خندید گفت مرسی بعد از رو صندلی بلند شد گفت من دیگه برم مزاحمتون شدم من با دستپاچگی گفتم نه بابا چه مزاحمتی بشین حالا کجا میخوای بری تازه داشتیم با هم آشنا میشدیم گفت اخه شما که میخواید برید گفتم نه کی گفته گفت داشتی به دوستت مگفتی خندیدم گفتم آهان اونو ولش داشتم دکش میکردم گفت پس مهمونتون چی منم سریع گفتم مهمون منظورم با تو بود ستاره جونم اونم خندید و گفت مزاحم نمشم گفتم چه مزاحمی شما مراحمین یه روز ظهر هم میشه بد گذروند اومد که یه چیزی بگه گفتم اصلاً تعارف نمیکنم بعد نشست و منم حلا دیگه حسابی اومیدوار شده بودم که امروز تاشب یه کس حسابی میکنم رو کردم به ستاره کفتم دلم میخاد یه چیزی بهت بگم گفت بگو گفتم روم نمیشه دستمو گرفت فت بگو منم کگه بااین کارش جرات پدا کرده بودم گفتم خیلی ازت خوشم اومده خیلی دوستت دارم و سریع یه بوسش کردم اون که از این کار مکن جا خورده بو د سر جاش خشکش زد منم ترسیدم گفتم حالا جیغ و واغ نکنه دیدن نه ستاره خانم خندید و گفت بابک جون منم دوستت دارم من که دگه حالا حسابی مطماً بودم که میکنمش کفتم دیگه بریم خونه اینجا هم زیاد نشستن خوب نیس حرفی نزد گفتم برو سر پاساژ تا من بیام خیلی سریع در رو بستم رفتم طرفش ازش رد شدم پشت سر من اومد رسیدم به ماشینم در رو باز کردم اشاره کردم گفتم بیا تو اومد تا نشست کفت من خیلی میترسم گفتم ترس نداره من که لولو نیستم خندید گفت نه داداشم گفتم کاریت نباشه زود میرسیم هر چه سریع تر خودم رو به خونمون رسوندم راستی از شانس خوب ما 2 روز بود که خونمون خالی بود همه رفته بودن مشهد منم مونده بودم مغازه رو داشته باشم سرتون رو درد نیارم بردمش تو وارد خونه که شدیمک ئگفت خونه بزرگو خوشکلی دارین گفتم قابلی نداره گفت کسی نمیاد منم برای این که خیالش راحت بشه قضیه رو براش تعریف کردم رو یکی از مبلا نشست منم رفتم براش شربت اوردم کیرم همش میگفت زود با بکنش بکنش رفتم کنارش بهش چسبیدم گفتم میخام خودم بهت شربت بدم قبول کرد موقعی که داشتم بهش شربت میدادم داشت تو چشمام نگاه میکرد تموم که شد بی اختیار دست رو گذاشتم رو پاش آروم اروم ماساژ دادم همش داشت به من نگاه میکرد انگار میخواست یه چیزی بهم بگه سرش رو نزدیکم کرد بدون این که چیزی بگه لبامو بوسید منم از خدا خواسته گفتم دوستت دارم و شروع کردم به لب گرفتن اونم تند تند لبامو میخورد همین جور کهداشتیم لب میگرفتیم یواش یواش با گوشاش بازی میکردم حسابی شهوتی شده بودم صدای نفس کشیدن تند تندش به گوش میرسید جون چه لبهی خوش مزه ای داشت حسابی براش خوردمش کمکم خوابوندمش روی مبل و شروع کردم به لیس زدن گردنش یه کمی بوی عطر میداد خوشم میومد کیرم داشت شلوارم را میترکوند راحت روش خوابیده بوم سینه هاش به سینه هم میخورد بلندش کردم گفتم نمیخوای رحت باشی گفت چیکار کنم گفتم بابا مانتو تو در بیار گفت تو خودت هنوز لباسهات رو در نیاوردی دیدم بنده خدا راست میگه تو سه سوت همشو در آوردم فقط شورت پام بود تا اون خواست به خودش بیاد پریدم زودی لباساشو در آوردم دیکه حسابی تو کف رفته بودم فقط شورتو سوتین تنش بود خلاصه دوباره شروع کردم به خوردن گردنش دستش رو گرفتم بردمش تو اتاق انداختمش روی تخت رفتم روش شروع کردم به خوردن سینه هاش وای چه سینه های خوشکلی داشت کوچیک وسفت بود همینجور که مخوردم اونم آه وناله میکرد هی میگفت بابک جونم کشتیم منم تند و تند مک میردمو میمالوندمشون یه دفعه یه تکنی خورد از زیر دستو پاهام در اومد کفتم چی شد هیچی نگفت اومد نشست روم شروع کرد به لب گرفتن وای که چه تمیز این کارو میکرد کیرم حسابی بلند شده بود شروع کرد به لیس زدن گردنم وزودی اومد نوک سیبه هام رو لیس زدن منم قلقلکم میشد بهش گفتم<br />
بسه اما اون اصلاً کاری به من نداشت و کار خودش رو میکرد کم کم دیدم راره میره پایین جون روی کیرم که ریسد یه بوسیش کرد شروع کرد از روی شرت خوردن وای که چه حالی میداد داشتم از حال میرفتم خودم شورتم رو در آوردم یه نگاهی بهمک ئکرد شروع کرد به خوردن وای داشتم از هوش میرفتم خیلی حرفهای بود واییییییییی کیرم رو تند تند مک میزد بعد یه کمی تخمام رو خورد اینقدر بهم حال میداد که دلم میخواست آبم بیاد بازوهاش رو گفتم کشیدمش طرف خودم روی کمر خوابوندمش شورتش رو در آوردم وای یه قنچه اون وسط بود کسی تمیز یه کم مو داشت چوچولش یه کمی سبزه بو لاشو باز کردک رتم که بخورم سرم رو گرفت گفت بابک دوست ندارم منم از خدا خواسته اصراری نکردم پریدم رفتم از تو کمدم 1د ونه کاندوم خار دار آوردم زدم سر کیرمو نشستم وسط پاهاش سر کیرم رو آروم گذاشتم دم کسش وای کس مثل هلو یواش شروع کردم به فشار دادن که گفت بابک یواش یواش بکن توش گفتم ازاین به بعدش با من یواش دادم رفت تو وای توش چقدر داغ بود کیرم داشت میسوخت یه لحظه اینقدر حال داد که فکر کردم ابم ئاره میاد سریع کشیدم بیرون گفت چی شد گفتم هیچی الان میکنم گذاشتم دم کسش بازم یواش فشار دادم تو وای تنگ بو خیلی دست داشتم اروم شروع کردم به تلمبه زدن اونم دیگه صداش در اومده بو بس که به حال میداد کلاً ولئ شدم روش همین جور که میکردم سینه هاش رو هم میخوردم جوننننننن چه حال میکردم من اونمک دیگه پاهش رو حلقه کرده بود دور کمرم داشتم تند تند تلمبه میزدم که یهو دیدم ستاره گفت بابک بابک بسه نکن دیگه نمیتونم منم که خیلی خوشم اومده بود به کار خودم ادامه دادم صداش دیک واقعن بلند شده بود از روش بلند شدم به روی سنه خوابوندمش یه بالش گذاشتم زیر شکمش خوابیدم روش باز دوباره کیرم رو کردم توش شروع کردم به زدن ولی این بار کاملآ کیرم رو از تو کسش میکشیدم بیرون باز با ضربه میزدم تو حال خوبی بهم دست داده بو د یه 2 دودقیقه ای همین جور کردم از روش بلند شدم دست کردم زیر شکمش کشیدمش بالا کون رو داد تو هوا کسش زد بیرون منم از پشت چسبیدم بهش کیرمو یهو تا ته کردم توش یه آخ کوتاه گفت شروع کردن تند تند زدن وای دیگه خودم هم داشت ابم میو مد بهش گفتم ستاره جونم آبم داره میاد اینو گفتمو افتادم رو کمرش با دو تا دستم سینه هش رو گرفتم شروکردم به مالیدن ستاره خیلی آهو ناله میکد معلوم بو که خیلی داره حال میکنه یهو ستاره جون جیغی زدو شل شد فهمیدم ارضاء شده منم که دیکه خیس عرق شده بودم تا خواست آبم باد پاهاش رو صاف کردم خوابیدم روش تمام آبو رو همون جری خالی کردم واقعاً خیلی حال داد تا تونستم پشت گردنش رو بوس کردم و بهش میگفتم عزیزم دوستت دارم بعداز روش بلن شدم دستمال کاغذی بهش دادم تاخودش رو تمیز کنه رفتم از آشپز خونه 2 تا لیوان شربت بیارم همون جا کاندوم پر از آب کیرم رو در اوردم انداختم تو سطل شربت رو آوردم خوردیم بعد همون جا توبغل هم خوابیدیم .دوستان عزیز این بود داستان سکسی من که خیلی بهم حال دادامیدارم شما هم خوشتون اومده باشهلطفاً اگه بد بود فحش ندید بای</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2566</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان پستون گنده رو تو آشپزخونه خوب میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 03 Nov 2019 07:12:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتیش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذرونده]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیما]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تابستون نزدیکای ساعت 2 ظهر فیلم سکسی بود هوا خیلی گرم بود و من سر جاده اصلی ایستاده بودم منتظر ماشین بود تا سوار شم هر چی سکسی منتظر موندم ماشین برای من وانستاد بهد شاه کس از نیم ساعت یه پژو نقره ای ایستاد که رانندش یه مرد حدودا 40 ساله کونی بود پرسید [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تابستون نزدیکای ساعت 2 ظهر فیلم سکسی بود هوا خیلی گرم بود و</h2>
<p>من سر جاده اصلی ایستاده بودم منتظر ماشین بود تا سوار شم هر چی سکسی منتظر موندم ماشین برای من وانستاد</p>
<h3>بهد شاه کس از نیم ساعت یه پژو نقره ای ایستاد که</h3>
<p>رانندش یه مرد حدودا 40 ساله کونی بود پرسید کجا میری منم جواب دادم که که &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;میرم گفت اونجا نمیرم ولی</p>
<h4>اگه جنده خواستی نصف راه میرسنومت اول قبول نکردم ولی وقتی</h4>
<p>گفت ازت کرایه نمیگیرم قبول کردم پستون صندلی جلو سوار شدم خلاصه راه افتادیم در حین رانندگی یه نگاهش به جاده</p>
<h5>بود و کوس یه نگاهش به کیر من اوندبا عشوه صحبت</h5>
<p>میکرد و مثل دخترا دستاشو تکون میداد که یدفعه تلفنش زن زد گوشی رو برداشت و داشت درباره شبی که گذرونده بود سکس داستان صحبت میکرد من</p>
<h6>از صحبتاش کیرم شق شده بود اونم متوجه ایران سکس شده بود</h6>
<p>بهم گفت دوست داری بکنی من گفتم که چی باشه گفت منو بکنی من شکه شدم ناگهان دستشو برد طرف کیرم و گفت درش بیار منم که کیرم شق شده بود درش اوردم تعجب کرد کیر من 18 سانت بود و کلفتیش 7سانت ماشینو زد کنار گفت بزار بخورمش منم اجازه دادم چنان میخورد که انگار تا حالا کیر ندیده بود بعدش شروع کرد با خودش ور رفتن گفت بیا بریم یه پارک همین نزدیکیا منو بکن من قبول نکردم چون باید میرفتم سر تمرین خلاصه منو رسوند تا محل تمرین شمارمو بهش دادم و قرار بود بعد تمرین بریم من بکنمش خلاصه بعد تمرین بهش زنگ زدم با هم قرار گذاشتیم اومد دنبالم رفتیم پارکی که سراغ داشت رفتیم بین درختا من کیرمو در وردم اون باز شروع کرد برام به ساک زدن 10 دقیقه برام ساک زد بعدش شلوارشو کشید پایین من تعجب کردم یه کون بی مو و سبزه ورزشکاری انگار نه انگار که که 40 سالش بهشه منم اونجا بیشتر شق کردم با دستش از آب دهنش کونشو خیش کرد من اولین بارم که کون میکنم کیرمو مستقیم کردم داخل کونش کونش گرم بود کیرم داشت میسوخت منم شروع کردم به تلمبه زدن اونم داشت قربون صدقه کیرم میرفت و داد میزد که این کیر مال منه مل خود خودمه منم شهوتی شدم و با فشار آبمو ریختم داخلش اونم وقتی من میکردمش داشت جق میزد خلاصه به از اینکه کارمون تموم شد با هم سوار ماشینش شدیم و منو رسوند خونه مستقیما رفتم دوش گرفتم رفتم تو اتاقم نشستم داشتم فکر میکردم چرا قبول کردم و رفتم با اون مرد لوات انجام دادم حسی قریبی بهم دست داد و قسم خوردم که دیگه اون کار رو تکرار نکنم بعد از اون فرید پشت سر هم زنگ میزد ولی من دیگه وابشو ندادم اونم فهمیده بود و دیگه زنگ نزد شرمنده که داستانم رو خوب نوشتم اولین بارم بود و آخرین بارم و آرزو میکرد کاش اون رو هیچ وق نمیدیم یا سوار ماشینش نمیشدم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2569</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی عاشق سکس آنال  هستش ونام با پسر خجالتی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Oct 2019 08:49:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آیفونو]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[باکیرش]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمش]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دربارش]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دندونات]]></category>
		<category><![CDATA[زمینیه]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلای]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکترم]]></category>
		<category><![CDATA[کیرشون]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میداشت]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میگردن]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و واستون تو چند سری فیلم سکسی مینویسممحله خاله ام _ ماجرا من وخواهرم :سلام سعیدم 22 ساله مقیم خارج از کشور 2 سال خونوادمو دوستارو پیچوندم سکسی و زدم بیرون داستان زندگی خودمو خونوادم شاه کس و واستون تو چند سری مینویسم: یه خواهر به نام &#8230; دارم ولی از بچگی کونی غزاله صداش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و واستون تو چند سری فیلم سکسی مینویسممحله خاله ام _ ماجرا من</h2>
<p>وخواهرم :سلام سعیدم 22 ساله مقیم خارج از کشور 2 سال خونوادمو دوستارو پیچوندم سکسی و زدم بیرون داستان زندگی خودمو</p>
<h3>خونوادم شاه کس و واستون تو چند سری مینویسم: یه خواهر به</h3>
<p>نام &#8230; دارم ولی از بچگی کونی غزاله صداش می کردیم 24 سالشه منم 2 سال ازش کوچیکترم مجرا بر میگرده</p>
<h4>به جنده 3 ساله پیش که 19 سالش بود &#x200d; اما</h4>
<p>قبل از هر چیز اینو بگم پستون که اون از همون بچگی زمینیه خراب شدن و داشت همیشه پسرای فامیل و</p>
<h5>در همسایه کوس در حال ور رفتن بهش بوند . چیزای</h5>
<p>زیادی از اون قدیما هست که بگم یکی از بد ترین چیزایی که ازش دیدم و بهتون میگم:6 سال پیش غزاله 16 سکس داستان سال داشت قد</p>
<h6>بلند مو هاشم همیشه رنگ میکرد جز اولین ایران سکس دخترای فامیل</h6>
<p>بود که ابروهاشو ور میداشت همه ارزوی کردنشو داشتن یه با خونه خاله بزرگم اینا مهمونی بودیم همه مشغول بودن یکی غذا میپخت می شوست یکی سبزی پاک میکرد منم داشتم با بچه ها تو کوچه با یه توپ پنچر نابود فوتبال بازی می کردیم . غزاله ام از همون اول دورو بر عباس (پسر همسایه خاله مامانم که یه 22 23 سالی داشت) میچرخید یه کم دربارش توضیح بدم تا بیشتر باهش آشنا بشید عباس تازه از سربازی اومده بود همیشه در حال کفتر بازی بود یه آدم کس کش معتاد سیاه زشت همشم موهاشم زل میزد و با همم گرم میگرفت جوریم بود که همه بزرگا بهش اعتماد داشتن که من تعجب میکردم از هیچکسم نمی گذشت همه فامیلای مامانم که میرفتن تو محلشونو کرده بود ساله بعد این جریانم منو تو لونه کفتری خودش با دوستش که ساقی جنسشو سورو ساتشم بود از شب تا صبح کردند .خوب بریم به روز مهمونی اون روز بعد تموم شدن فوتبال رفتم خونه و دیدم خواهرم نیست گفتم صد در صد رفته کفتر های عباس و ببینه رفتم ناهارو جلو جلو خوردم مامانم هم بهم میگفت برو غزاله رو صدا بزن فکر کنم رفته خونه مریم اینا باز (مریم خواهر عباس) منم رفتم دم خونشون مریم امد دم در گفتم غزاله این جاست گفت نه نیومده اینجا رفتم خونه خاله به مامانم گفتم اونم گفت حتمی رفته خونه یه 1 ساعتی گذشت رفتم تو کوچه بازی همون اون سعید رفیقم کشید زیر توپ رفت بالا پشته بم منم رفتم بیارمش رفتم تو راه پله دیدم در پشته بم بازه رفتم توپرو اندختم تو کوچه که بچه ها ساکت بشنو بازی کنن منم امدم برم پایین که صدای کفتره عباس از بالای پشته بومشون امد رفتم طرف لونه کفترا که دیدم صدایه ناله داره میاد رفتم جلو تر پشت کولر آبی قایم شدم و کلم اورد جلو صحنه تکون دهندهای دیدم که هنوزم باورم نمیشه : عباس و 2 تا از دستاش غزاله رو لخت روش خوابیدن اون وقت که من رسیدم اون یکیم اسمش رضا بود و فکر کنم سر باز بود چون کچل بود به نظرم تازه رسیده بودن هنوز با غزاله کاری نکرده بودن . غزاله به شکم خوابیده بود ودوست عباس علی هم همون ساقیش کیر شو داشت به زور می کرد تو دهن ناله میکرد به عباس گغت این مالو از کجا قاپ رفتی کس کش غزاله عباس هم داشت با دستمال کونشو پاک میکرد به اون یکی میگفت اگه بدونی چه کونی داره از 2 ساعت پیش تا حالا 3 بار ابمو اوردهرضا به عباس گفت اینو که گایدی کونش بازه بازه زود باش این کثافتا رو از روش پاک کن بعد ش عباسم خوب کون و کمر غزاله رو که پر آب منی های خودش بود و پاک کرد و رفیقش که خیلی شهوتی بود داشت از خماری می مرد کیر شو تنظیم کرد وکرد تو کون غزاله غزاله خواست جیغ بکشه اما کیر علی که داشت تو دهنش تلنبه میزد نزاشت به زور یه صدا کوچیک میتونست در بیاره رضا داشت کم کم روش می خوابید بعد یه چند دقیقه خوب کون غزاله رو دو دستی گرفت و با شدت تلنبه میزد اون یکیم که غزاله داشت براش ساک می زد به رضا گفت بسته دگه بده من بگامش . عباسم بهشون گفت زود باشین الان 3 ساعت این جاست الان دارن دنبالش میگردن علی هم بهش گفت به تخمم من هنوز نکردمش اینم دیگه گیرت نمیاد بزار خوب بگام این جنده رو تو کوچه که رد میشه منو جز آدم حساب نمی کنه الان این سگ داره زیر من میده جنده خانوم اف , آه &#8230;.جلب بود غزاله اصلا حرف نمیزد سرشم زیر بود فقط هر وقط رفیقای عباس کیرشون خشک می شود یه ساک براشون میزد سعی میکرد خوب بخوره تا اونام راضی باشند زود تر آبشون بیادو اون ول کنند , رضا و علی سیاه نوبتی غزاله رو از کون میکردند این آخری دیگه کیراشونو تا ته میکردند تو کونش و همش از کون و هیکل غزاله تعریف میکردن عباس هم داشت باکیرش ور میرفت که یه دفعه بلند شد و رفت طرف غزاله رضا که داشت عین وحشیا کیرشو میکرد تو دهن غزاله برد کنارو کیرشو کرد تو دهن غزاله گفت بخور خوشکل خوانوم آبم داره میاد هیف و میلش نکن غزاله هم فکر کنم از آب خوردن حالش به هم میخورد سرشو کشید کنار و نزاشت , عباسم سرسو به زور گرفت کیرشو چپوند تو دهنش گفت بخور لاشی اگه یه قطرش ریخت برون دندونات و میشکنم غزاله هم ناچار در هالی که داشت گریه میکرد کیر شو با سرعت میخورد عباسم بعد چند لحظه آبش پاشید تودهن غزاله انقدر آبش زیاد بو که از کوشه لب غزاله زد بیرون بیچارد 4 5 بار قورد داد تا تموم شد به گمونم عباس از صحنه 2 نفر گایدن غزاله خیلی تحریک شده بود من که داداشش بودو 3 -4 بار تو این مدت بدون دست زدن به کیرم آبم آمده بود شلوارم خیس خیس بود رضا علی سیاه هم 2-3 بارشون آمده بودو این عباس آباشونو دادن بخورد غزاله من هم دیدم که کارشون داره تموم میشه سینه خیز از پشت کولر رفتم رو پشت بوم خونه خاله ام اینا و در رفتم دیگه حوسله فوتبا ل و نداشتم رفتم تو خونه دیدم مامانم رفته خونه دم دم ایه ازون بود که منم با واحد و تاکسی رسدم خونه دلم واسه غزاله میسوخت که کاری واسش نکردم حتی یه لحظه هم از فکرش بیرون نمیومدم ؛ ساعت 6.30 اینا بود که مامانم که رفته بود نون بگیره امد خونه وگفت خواهرت کجاست چرا دیر امده منم که می خواستم واسش شر نشه گفتم با مریم . بعد یه ساعت زنگ خونه خورد و رفتم آیفونو دیدم که غزاله ست . من زود باز کردم و رفتم پشت پنجره انگار یکی هم پهلوش بود آره درست میدیدم عباس بود غزاله رفت طرفش گفت برو گم شو دیگه خیلی پستی عباسم رفت به زور بغلش کردو یه لب زوری ازش گرفتو رفت .ادامه دارد &#8230;هومن از مشهد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2415</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی میزاره پسرش آب رو رو سینه های گنده و طبیعیش خالی کنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%af%d9%86%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%af%d9%86%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 24 Oct 2019 08:51:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیابون]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زندگی میکنم کلا خیلی ادم فیلم سکسی کم رویی هستم یا یه جوری ادم کسخلی هستم تا حالا دوست دختر زیاد داشتم ولی با هیچکدومشون تا حالا سکسی دستم نگرفتم حتی چند باری هم دوست شاه کس دخترام به مردی من شک داشتن. بگذریم تقریبا سه ماه پیش بود که با فرشته کونی اشنا شدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگی میکنم کلا خیلی ادم فیلم سکسی کم رویی هستم یا یه جوری</h2>
<p>ادم کسخلی هستم تا حالا دوست دختر زیاد داشتم ولی با هیچکدومشون تا حالا سکسی دستم نگرفتم حتی چند باری هم</p>
<h3>دوست شاه کس دخترام به مردی من شک داشتن. بگذریم تقریبا سه</h3>
<p>ماه پیش بود که با فرشته کونی اشنا شدم دختر خوبی بود هم من عاشقش بودم و هم اون معمولا یک</p>
<h4>روز جنده در میون با هم میرفتیم بیرون دختر خیلی خوش</h4>
<p>هیکلی بود قد 165 وزن 60 پستون بود یکی از همون روزا که با هم رفتیم بیرون همینجا اضافه کنم چون</p>
<h5>شهر ما کوس تقریبا کوچک بود من همیشه برای دیدن فرشته</h5>
<p>به بیرون شهر میرفتیم اون روز که داشتیم میرفتیم رفتیم به بیابان نزدیک شهر همونجا یکجا ماشینو نگه داشتم و شروع کردیم سکس داستان به کس شعر</p>
<h6>گفتن با هم ده دقیقه از حر ف ایران سکس زدنمون گذشت</h6>
<p>که یکدفعه فرشته به من گفت احسان تو مریضی گفتم منظورت چیه گفت چرا به من دست نمیزنی چرا منو نمیبوسی یهو جا خوردم گفتم چرا که نه اومدم جلو فرشته روی صندلی جلو نشسته بود یک لب اساسی از هم گرفتیم در حال لب گرفتن از هم بودیم که دست کردم تو شلوارش و از روی شرتش کسشو میمالوندم صداش بلند شد احسان بمالون بیشتر بمال فهمیدم شهوتی شده من دست کردم توی شرتش کسش بیشتر بیشتر میمالوندم کسش کلی خیس شده بود کیر منم داشت میترکید بهش گفتم بریم روی زمین. رفتم توی صندوق عقب ماشین که توش همیشه یه زیر انداز بود برداشتم ولی عجب بیابون نابی بود خوراک کس کردن بود و صدا خر به خدا نمیرسید زیر اندازو پهن کردم حالا نوبت گاییدن بود فرشته خوابیید منم ازش لب میگرفتم حال میکردیم اول شلوارشو در اوردم فرشته گفت سینه هامو نمیخوری منم پیراهنشو در اوردم یه سوتین ابی داشت سینه هاشو میخوردم اه نالش بلند شده بود شرتشو در اوردم و کسشو مرتب میخوردم اب از کسش سرازیر شده بود بهش گفتم ساک میزنی گفت چرا که نه کیرمو تا ته دهنش میکرد و مک میزد عجب دهنی داشت میخواست ابم بیاد که خوابوندمش به عقب سر کیرم یه تف زدم یه تفم در کونش انداختم سرشو گذاشتم درش با یه فشار تا اخر رفت یه جیغ کشید که فکر کنم صداش تا شهر رسید من همش تلمبه میزد داشت جر میخورد فکر کنم اولین بارش بود که داشت از عقب میداد گفت احسان بسه جر خوردم منم که داشت دلم براش میسوخت کیرمو بردم وسط سینه هاش و میمالوندم اینجوری بهم حال نداد بهش گفتم چهار دستو بشه اومدم دوباره کیرم بکنم تو کونش گفت چرا از جلو نمیکنی تعجب کردم گفتم مگه پرده نداری گفت نه توی ورزش پاره شده پیش خودم گفتم ای کلک ولی برام مهم نبود پاهاشو دادن بالا کیرم که کس ناب میخواست گذاشتم وسط کسش با یه فشار تا اخر رفت احسان بکن منو جرم بده منم همش عقب جاو میکردمو تلمبه میزدم کم کم داشت ابم میومد کوسش خیلی خیس شده بود اخ اوف میکرد کیرمو در اوردم ابمو روی سینه هاش ریختم روی هم افتادیم یه لب عاشقانه از هم گرفتیم بعد من با دستمال کسشو تمیز کردم لباساشو پوشید سوار ماشین شدیم که برگردیم توی راه بهم گفت احسان راستی راستی که خیلی مردی گفتم هنوز کجاشو دیدی!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%af%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176808</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم با سینه های طبیعی خوب کرده میشه و به حالت داگی خابونده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Oct 2019 07:32:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدممنم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بودچون]]></category>
		<category><![CDATA[بودساعت]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بودیممن]]></category>
		<category><![CDATA[بیحرکت]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشونده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستی]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[جیغهای]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفارو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[حیوونی]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫خودمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمون]]></category>
		<category><![CDATA[دارماز]]></category>
		<category><![CDATA[داریگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی‌]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمون]]></category>
		<category><![CDATA[زیبائی]]></category>
		<category><![CDATA[سالگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه‌های]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شبهایی]]></category>
		<category><![CDATA[شدیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[صدامون]]></category>
		<category><![CDATA[صداهای]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتی‬]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فکرایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فوق‌العاده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[کردنیه]]></category>
		<category><![CDATA[کنمچند]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:آخه]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مانکنی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مجردیم]]></category>
		<category><![CDATA[مشترکمون]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میاریم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتد]]></category>
		<category><![CDATA[میافته]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوامت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدرخشید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میریزم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌زنه]]></category>
		<category><![CDATA[میزنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنین]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میشنید]]></category>
		<category><![CDATA[میشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاری]]></category>
		<category><![CDATA[‫نمیشد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشه‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیستمن]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یه‌روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[الان صاحب ۲ تا بچه فیلم سکسی هستیم پسر مشترکمون و دختر الهام.موقع ازدواج الهام با من ۳۰ سالش بود و بسیار زیبا جذاب و همچی‌ تموم سکسی بود.البته الان هم فوق‌العاده است و از شاه کس هر زنی‌ که سراغ دارین تاپ تره.شبیه مونیکا بلوچی و بهمون اندازه سکسی.من هم نمی‌خوام کونی تعریف کنم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>الان صاحب ۲ تا بچه فیلم سکسی هستیم پسر مشترکمون و دختر الهام.موقع</h2>
<p>ازدواج الهام با من ۳۰ سالش بود و بسیار زیبا جذاب و همچی‌ تموم سکسی بود.البته الان هم فوق‌العاده است و</p>
<h3>از شاه کس هر زنی‌ که سراغ دارین تاپ تره.شبیه مونیکا بلوچی</h3>
<p>و بهمون اندازه سکسی.من هم نمی‌خوام کونی تعریف کنم ولی‌ تو ۲۵ سالگیم که باهاش آشنا شدم تو تهران کمتر مردی</p>
<h4>از جنده لحاظ قیافه و جذابیت به گردم میرسید چون منو</h4>
<p>اون در واقع یه ازدواج عاشقانه پستون داشتیم که اون بیشتر از من عاشقم بود. از شوهرش طلاق گرفته بود و</p>
<h5>با دخترش کوس که اون موقع 10 ساله بود زندگی‌ میکرد.الان</h5>
<p>۳۵ سالم است هر چند هیکلم از اون سایز مانکنی و کمر باریکی در اومده هرچی‌ باشه ۱۰ ساله متأهلم و خوب سکس داستان آقایون میدونن یه</p>
<h6>مرد هیکلش جا میافته ولی‌ با این حال ایران سکس همین الان</h6>
<p>هم فقط کافیه اراده کنم فکر نکنم دختری باشه که بتونه به من نه بگه.بگذریم همش دارم تعریف می‌کنم بریم سر اصل مطلب.چند ماه پیش یه شب داشتیم با الهام عشق بازی‌ میکردیم و تو حال خودمون بودیم که حس کردم از تو بالکن داریم کنترل میشیم شک کردم و برای اینکه مطمئن شم به الهام گفتم به پشت بخوابه که مشت و مالش بدم آخه شبهایی که حال می‌کنیم اولش کلی‌ عشقبازی می‌کنیم و با همدیگه ور میریم شاید ۱ ساعت برا همین برشگردوندم که مشت و مالش بدم که اونم کلی‌ کیف کرد و آخ جون آخ جون میگفت اون که منو نمیدید بالکنو نگاه کردم و داشتم کمرو و کونشو ماساژ میدادم که دیدم دختر خوندم سپیده داره منو مامانشو دید می‌زنه.اون منو نمیدید یعنی‌ نمیتونست تشخیص بده که دارم میبینمش در واقع منو مامانشو سایه هامون و میدید بخاطر پرده که پشت اون مخفی‌ بود ولی‌ چون تابستون بود و پنجره باز مطمئنم صدامون واضح شنیده میشد.نمیدونستم چی‌ کار کنم نه می‌تونستم بی‌خیال حال کردن بشم چون الهام خیلی‌ حشری است و نمی‌شد نمیتونستم به اون بگم که سپیده داره دیدمون می‌زنه چون نمیدونستم چه کاری ممکن بکنه و نمیتونستم به سپیده بفهمونم که من دیدمت گفتم ممکن خجالت بکشه.رابطمون با دختر خوندم خیلی‌ خوبه و منو خیلی‌ دوست داره(مثل پدر)فکر کنید از 10 سالگی با من بزرگ شده و بخاطر فاصله سنی‌ کم مثل ۲تا دوست هستیم منم چون سنمو چهرم نشون نمیده بیرون که میریم مثلا پیش دوستش وقتی‌ میگه بابام باید توضیح هم بده که چجور بابایی که اینقدر جوان و خوشگل است.خلاصه بگذریم مونده بودم چی‌ کار کنم که یهو الهام گفت عشقم امشب نمیخوای زنتو بگای زود باش دیگه یا می‌خوای من شروع کنم .من دیگه کاملاً لال مونی گرفته بودم که الهام خودش منو برگردوند و اومد روم شروع کرد کیرمو خوردن.ما چون حال کردنامون همیشه با صحبت کردن زیاده و قربون صدقه هیکل همدیگه میریم و الهام همیشه بهم میگه چطوری بکنمش فکرشو بکنید دیگه سپیده چه حرفایی داشت میشنید. کونمو بکن جرم بده کسمو بگا آخ جون جون و کیرتو می‌خوام و &#8230;خلاصه همه چی‌الهام ارضا شده بود و من چون هنوز شوک بودم ارضا نشده بودم که شروع کرد کیرمو خوردن و میگفت مهران یالا آب می‌خوام ساک میزدو و میگفت و قربون صدقه کیرم میرفت که آخ جون چه کیری دارم من و همین حرفا.آبم که داشت میومد فهمید و نزاشت ازش دور شم منو گرفته بود و میگفت بپاش تو صورتم ؛خلاصه منم ارضا شدم و رو تخت ولو شدیم و من هنوز حس می‌کردم که سپیده آنجاست و نرفته.خیلی‌ بی‌ مقدمه گفتم منو تو موقع حال بهم اینجوری حرف می‌زنیم زشت نیست آخه تا حالا به این مساله فکر نکرده بودم.گفت نه همه عشقبازی مون مزش به همینه گفتم آخه یه جوری حرف می‌زنیم مثل جنده و جنده باز می‌شه گفت خوب آره معلومه من جندم عزیزم ولی‌ جنده توام حشری توام برای تو جندگی نکنم برا کی‌ بکنم گفتم خوب بسه.البته بین من و الهام اعتماد بالای بود و هر دومون عاشقانه همدیگرو دوست داشتیم و تو این ۱۰ سال به هم دیگه خیانت نکردیم.من می‌خواستم حرفارو تموم کنم که بخوابم ،پس به الهام گفتم عشقم تو برو دوش بگیر که من دیگه پنچر شم فردا صبح هم باید زود برم شرکت که شریکمون میاد زشته استقبالش نکنم .می‌خواستم بخوابم که الهام که پاشده بود بره حموم گفت نکنه قربون کیرت میرم و میگم جون چقدر گندست یه فکرایی کردی گفتم دیوانه ، چه حرفیه می‌خوام بخوابم شب بخیر یهو گفت:آخه با چند تا از دوستام که میشینیم حرفای زنونه میدونی که برا هم تعریف می‌کنیم اندازه کیرای شوهرامون و داستانهای رختخواب میدونیکه گفتم خوب .گفت اینجور که من فهمیدم مال تو حرف نداره گفتم عجب.این چه حرفای که میزنین آخه.با کدوم دوستات؟گفت همون مریم و مژگان و سمیرا لاشی که هر وقت میومدن میخواستن بخورنتا.گفتم پس برا همینه چند وقتیه نمیزاری بیان آره؟گفت آره از حسودی از همون اولش هم میترکیدن که از من کوچیک تری.گفتم خوب بی‌خیال من میخوابمخواستم بخوابم که زودتر این حرفا تموم شه و سپید بره هرچند کاری که نباید میشد شده بود.ساعت ۷ بود که از شرکت برگشتم الهام نبود آخه باشگاه میره.منم انگار نه انگار که از ماجرای دیشب سپید خبر دارم گفتم شام خوردی یا باهم بخوریم،گفت مهران (آخه تو خودمون همیشه از اولش مهران صدام میکرد خودم می‌خواستم) بریم بیرون شام بخوریم چون میدونستم الهام تا ۹ نمیاد گفتم باشه برا مامان هم میاریم هرچند رژیم میگیره.رفتیم بیرون .نرسیده به پل رومی رفتیم پیتزا بزنیم.خلاصه داشتیم شام میخوردیم که دیدم یکی‌ از میزا خیلی‌ تو نخ ما هستن البته چون ۳تا دختر جوان بودن خوب من هم چیزی نگفتم اما خیلی‌ مشکوک شدم.بگذریم برگشتیم خونه.البته سر راه رفتیم دنبال الهام و پسرم که ۵ سالشه و مامانش باشگاه میبره او رو هم آوردیم.من داشتم آبجو میخوردم و فیلم میدیدم و الهام هم داشت دوش می‌گرفت که صدای پچ پچ شنیدم از تو اتاق سپید راستشو بخواید تا اون روز به هیچ چیز شک نمیکردم چون سپید یه دوست پسر داشت که خوب ماهم خبر داشتیم و میشناختیمش یعنی‌ دلیل برای پچ پچ تلفنی نبود بی‌ اختیار رفتم پشت در و گوش کردم چیزایی که شنیدم باورم نمی‌شد:دیدی چقدر جیگره آره خیلی‌ باحاله خیلی هم سکسیه دیدی لباشو یذره است پیتزارو چجوری میخورد .دو زاریم افتاد اونا که مارو تو رستوران دید میزدن دوستش بودن که من نمیشناختمشون پس سپید داره منو جای دوستش به اونا جا می‌زنه.حالم بد شد نمیدونستم چی‌ کار کنم.به الهام نمیتونستم بگم با خودش هم آخه چجوری حرف بزنم؟مونده بودم که چی‌ کار کنمچند روز گذشت و من دیگه حواسم بود تو اتاق خواب پنجره را ببندم و پرده هارو کامل بکشم.یه پنجشنبه شب بود الهام و پسرم رفته بودن خونه مادرش اینا (چون بعد ازدواج منو الهام تقریبا فامیل من منو ترد کرده بودن بچه‌ام فقط خونه یه مامان بزرگش میرفت)برا همین وقتی‌ میرفتن حسابی‌ میموندن من هم نمی‌رفتم به همون دلیل که مادرش اینا هم راجع به من فکر خوب نمیکردن البته من از خانواده کمی‌ نبودام ولی‌ الهام و خانوادش خیلی‌ پولدارو و بزرگ و&#8230;.آره و فکر میکردن من برای پول اون بود که باهاش هستم و اینو همه جز خودش قبول دارن.بماند.سر شب بود بهم زنگ زد و که حسابی‌ مشروب بخور امشب می‌خوام یه حال حسابی‌ کنیم وقتی‌ اومدم خونه آخه هر دومون از سکس تو مستی خوشمون میومد منم که فکر اتفاقی‌ رو که امشب قراره بیفته رو نمیکردم حسابی‌ ویسکی‌ خوردم که ساعت ۱۱ اینا بود باز زنگ زد که فرهاد(پسرم) لج کرده نمیاد و مامانم هم نمیذاره بیام فردا میام و از این حرفاگفتم باشه و رفتم سراغ ماهواره که خودمو سرگرم کنم.سپید اومد و از اتاقش بیرون و روی کاناپه ولو شد و باهم داشتیم فیلم میدیدم.سراغ مادرش رو گرفت گفتم خونه مامانی ایناست و فردا میاد.منم که معلوم بود مستم گفت با منم مشروب می‌خوری؟ گفتم آره عشقم(البته همیشه می‌گفتم و عادی بود مشروب رو هم ی ۱ سالی‌ بود که میخورد و مام میدوستیم)فردام که جمعه بود و خونه بود پس مهم نبود بخوره.برا اونم ریختم و میخورد منم چون خیلی‌ جلو بودم چند تا در میون خودم هم یکی‌ میخوردم.کلش داغ شده بود چون هر وقت داشت مست میشد سرخ میشد لپاش و چشماش از درشتی می‌خواست از صورتش بیاد بیرون.من داشتم سیگار می‌کشیدم که یهو و بی‌ مقدمه گفت خالی‌ که حال نمیده بذار یه‌چیزی بدم پرش کنی‌ .من که خوب مجردیم همه جور غلطی کرده بودم فهمیدم و با تعجب به سپید نگاه می‌کردم و زبونم بند اومده بود.چون تاحالا تو این ۱۰ سال نه تنبیه کرده بودمش نه نصیحت کلا اینجور کارا با مادرش بود .دید من چیزی نمیگم رفت و تقریبا چیزی نزدیک به ۳گرم حشیش آورد و داد بمن و گفت حدس می‌‌زنم خودت واردی.یه لحظه فکر احمقانه‌ای از سرم گذشت.گفتم خوب اگر باهاش بکشم رومون باز می‌شه و می‌تونم باهاش صحبت کنم و بیشتر خیر سرم نقش تربیتی‌ از خودم نشون بدم.منم که تو این ۱۰ سال گذری خلاف کرده بودم چون الهام از تجربه زندگی قبلیش شدیدا ضربه روحی‌ خورده بود و تنها چیزی که نمیتونست قبول کنه این مساله بود و تنها دروغ تو زندگیمون که به اون گفته بودم همین بود که این گذری رو مخفی‌ می‌کردم.بگذریم خوب خیلی‌ وقت بود از آخرین بار میگذشت خیلی‌ سریع ۲تا موشک حاضر کردم و یکی‌ دادم به سپید یکی‌ هم خودم روشن کردم.که سپید اومد پیشم و گفت نه مثل همه باهم بکشیم خوب من هم بعد از چند تا پک چرخوندمش و خلاصه با یه لذتی وصف نشدنی‌ داشت با من حشیش می‌کشید.تموم شد و خلاصه هر دومون رو ابر بودیم و حسابی‌ می‌خندیدیم و به اصطلاح بنگ و باده کرده بودیم.من البته هوشیاریمو می‌خواستم حفظ کنم ولی‌ صحبت و نصیحت رو بی‌خیال شدم برای بعدن گذشتم.اما از همه جا بیخبر که یه الف دختر بچه 20 ساله چه خوابی‌ برام دیده.سپید رفت کنترل رو برداشت و رفت رو شبکه‌های سکسی که قفل بود با تعجب نگاش کردم و گفتم چطور تونستی‌ بازش کنی‌ با یه شیطنت خاصی‌ گفت خوب دیگه.خیلی‌ جدی گفتم بزن بره اما گفت منو تو که دیگه باهم این حرفارو نداریم دیدم مثل اینکه نمی‌شه برای بعدن بمونه صحبت کردن و باید همین امشب حرف بزنم باهاش چون دیگه داره خیلی‌ جلو میره .گفتم عزیزم من می‌خوام تو آزاد باشی‌ و با من رابطه خوبی‌ داشته باشی‌ ولی‌ تو حریم خانواده یه مرز هائی هست که نباید برداشته بشه یه حرمتهای هست که نباید شکسته بشه و درست نیست منو تو باهم این صحنه‌ها رو ببینیم وقتی‌ تنها بودی ببین مساله نداره خوب یه امر طبیعه و تو هم مثل همه بالاخره یه‌روز خانوم میشی‌ و با عشقت آره دیگه و در این بار هر سؤالی داشتی از مادرت می‌پرسی‌.خلاصه من که داشتم مثلا نصیحت می‌کردم اومد نشست روی پاهام و گفت من سعید و نمی‌خوام نه هیچ کس دیگه‌ای رو تو رو می‌خوام خیلی‌ وقت که خانوم شدم و همه چیزو می‌دونم ولی‌ من تورو دوست دارم.از جام بلند شدم و گفتم خوب بسه دیگه برو بخواب بعدن حرف می‌زنیم که با پروی هرچه تمام تر اومد طرفم و شروع کرد به لب گرفتن از من و میگفت امشب بی‌ تو نمی‌خوابم مگه من چی‌ می‌خوام فقط می‌خوام دوستم داشته باشی‌.ازش دور شدم و گفتم خوب معلومه دوستت دارم واگر نه الان استوخونات رو شکسته بودم .که یهو لباساشو کند گفت دلت میاد منو بزنی‌ تازشم این دوست داشتن نه همون جور که مامان ودوست داری میدونم خیلی‌ همدیگرو دوست دارین منم که نمی‌خوام مامانمو ناراحت کنم شوهر اون باش ولی‌ یذرم من هم حق دارم دیگه دوستت دارم می‌فهمی دست خودم نیست.من که دیدم نه نمی‌شه و خوب هم مست بود هم چت رفتم طرفش و بردمش طرف اتاقش ملافه تختشو برداشتم کشیدم دورش و خوابوندمش رو تخت و گفتم باشه بخواب اینجا میشینم پیشت بعدن حرف می‌زنیم خوب.ملافه رو زد کنار و گفت نه بغلم کن منو بکن میخوامت واگر نه به مامان میگم حشیش میکشی.برق از کلم پرید و یکی گذاشتم زیر گوشش که چند ثانیه بعد فهمیدم چی‌ کار کردم تاحالا نزده بودمش.بغض جمع شد تو چشماش رفتم از اتاق بیرون یه سیگار روشن کردم داشتم می‌کشیدم که بازم اومد دوباره ولی‌ ملافه رو دورش پیچیده بود شروع کرد معذرت خواهی‌ ببخشید غلط کردم فراموش کن اصلا همچین حرفی‌ نزدم و داشت حق حق گریه میکرد و اون چهره قشنگش خیس اشک بود و با اون چشمای درشت که حالا پر اشک بود و میدرخشید نگام میکرد و گریه میکرد.منم که دیدم خودشو پوشونده اومده گفتم حتما مستیش پریده و فهمید چه غلطی کرده خوب منم خیلی‌ سنگ دلی‌ نکردم و رفتم طرفش بغلش کردم پیشنیشو میبوسیدم و گفتم ببخشید عزیزم قشنگم دخترم )برا اولین بار بود می‌گفتم)گفت نه دخترم نه همون عزیزم قشنگم دخترم نه من دوستت دارم می‌فهمی مگه چی‌ می‌شه هم منو دوست داشته باشی‌ هم مامان من که نمی‌خوام جداتون کنم دوستم داشته باش و&#8230;..من که یواش یواش دیگه کیرم سیخ شده بود و سپید هم هی‌ هیکل نازشو میمالند بهم برا اولین بار تنم داغ شد و تو دلم لرزید و یه لرزش خیلی‌ خفیف موقع عشق بازی خلاف که همه تجربه کردین تو وجودم بود و هنوز سپیده تو بغلم بود.وقتی‌ کیر شق شدم رو رو بدنش احساس کرد بدون اینکه از بغلم در بیاد صورتش رو دور کرد از من و تو چشمم نگاه کرد و با لبخند زیبائی شروع کرد به دوست دارم گفتن هی‌ میگفت و از صورتم لبم گلوم می‌بوسید و یواش یواش ملافه از روش افتاد و من حالا داشتم به اندامش به چشم دیگه نگاه می‌کردم که خوب فهمیده بود و هی‌ به اون بدن مثل مرمرش پیچ‌و تاب میداد و وای که چه اندامی داشت به خوش فرمی یه مانکن و به تو پری یه زن خوش کس و کون سینه‌های درشت تر از مادرش وبدنی مثل مار کون کاملاً فرم دار و باسنی گرد و تو پر که میگن طاقچه و یه کس که به رنگ گٔل محمدی صورتی‌ بود و الحق که چه کسی‌ بود تپل و درشت که به شلی کس مادرش نبود من که داشتم نگاش می‌کردم از دوست دارم گفتن دست کشید و لبمو گرفت تو دهانش و من هم مقاومت نکردم و لبشو میمکیدم که زبونشو داد تو دهنم و من هم خوردم و متقابلأ زبونم رو دادم دهانش که با چه ولع و تشنگی میخورد با باسنش بازی می‌کردم و تو مشتم میچروندم و میکشیدمش رو به بالا و به طرف خودم فشارش میدادم و کیرم از رو شلوار تو خونم که خیلی‌ هم نازک بود به کس او مالیده میشد و از همین الان اه و اوهش در اومده بود و شروع کرد به در آوردن لباسم و لختم کرد و حالا لخت جلوش ایستاده بودم و با دستای مثل حریرش داشت بدنمو از بالا تا پاین نوازش میکرد و سینه من که از آدمای معمولی‌ پهن تره البته نه مثل ورزش کارا هم می‌بوسید هم میلیسید و همین جور با من ور میرفت که نشست و کیرمو گرفت دهانش که ساک بزنه و من که انتظار همچین زیاده رویو نداشتم صورتشو گرفتم و کشیدم بالا و لبشو خوردم و گفت نه می‌خوام کیرتو بخورم نگاش کردم و گفتم بعدن چون من به عشق بازی طولانی‌ عادت کرده بودم یهو رفتن سر هارد سکس اونهم با سپید سخت بود و هنوز فکر می‌کردم با همین یه عشق بازی بتونم سرو تهشو هم بیارمبردمش طرف اتاق خواب خودمون که گفت نه عشق من تو اتاق من عشق مامان تو اتاق مامان.رفتیم تو اتاقش و رو تخت ۱نفرش تو بغل هم خوابیدیم و هنوز داشتیم بدن همدیگرو میخوردیم که بغل به بغل هم بودیم خودشو کشید بالا و سینهاشو داد دهانم و من هم خوردم براش حسابی‌ سفت شده بود و داشت سپید از شهوت میسوخت ۱۰ بار از مادرش داغتر شده بود منم با کوسش بازی می‌کردم که چند ثانیه هم طول نکشید که تو بغلم شروع به لرزیدن کرد و با‌ اه و اوه زیاد ارضا شدتو بغلم گرفتمش و داشتم لبخند میزدم که گفت نخند دیگه دست خودم که نبود گفتم باشه مهم نیست حالا دیگه لالا ،گفت نه تازه اولشه منم آب می‌خوام و هنوز ندادم بهت ،که یهو رفت پاین و کیرمو گذاشت دهانش و چه ساکی میزد نفسش مثل آتیش بود و وقتی‌ با زبونش کیرمو از خایه تا بالا لیس میزد و با اون چشمای حشری و خمارش نگام میکرد کمرم تیر می‌کشید و تنم سوزن سوزن میشد از زور شهوت دیدم اگه بخواد اینجوری ادامه بده الانه که آبم بیاد و بریزه تو دهانش که پاشدم و رفتم تو حموم تو اتاقش و رفتم زیر دوش و آب سرد و باز کردم روم چند ثانیه نگذاشته بود که چسبید بهم و گفت سردت نشه عشقم و واقعا زیر دوش آب سرد تن داغش داغم کرد و داشت بهم حال میداد و لبمو میخورد دستشو انداخت دور گردنمو خودشو کشید بالا و پاهاشو دور کمرم حلقه کرد و گفت بس نیست عزیزم بریم منو بکنی‌ دیگه.دوش رو بستمو تو بغلم بردمش رو تخت و انداختمش رو تختشو گفتم من همیشه اول کون میکنما گفت میدونم مامان کونیه خوب منم اول کون میدم بهت نگران نباش آماده است تمیزم فقط جاکون توم منم نشوندمش زمین و شکمشو خوابوندم رو تخت طوری که زانوهاش زمین بود و قمبول کرده بود طرفم ولی‌ با شکم خوابیده بود رو تخت واییییی که چه کونی‌ جلوم باز شد یه سوراخ صورتی‌ با یه کون خوش تراش و گوشتی که معلوم بود کردنیه گرد از اون چیزایی که بهش تاقچه میگن وقتی‌ راه میره آدامس میجو ه شروع کردم به لیسیدنش از بالا تا پایین و توف مینداختم درش و با انگوشتم با سوراخش ور میرفتم و چه آخ و اوخی میکرد انگشتمو کردم توش اول یکی‌ بعد ۲تا بعد ۳تا و حسابی‌ بازش کردم که کیرم میره توش دردش نگیره دندونشو به هم فشار میداد وکسشو میمالید گفت بکن دیگه گفتم دارم می‌کنم خوب گفت نه با کیرت با اون کیر کلفت بکن گفتم کیر می‌خوای گفت چه جورم میخام بیای توم .سر کیرمو یه توف حسابی‌ زدمو دستامو گذشتم رو باسنش فهمید که می‌خوام بکنم دستشو آورد پشتش و چاک کونشو حسابی‌ برام باز کرد منم سر کیرمو گذاشتم دم سوراخشو یواش هل دادم تو وای اون در اومد و جیغ‌های ریز میزد کشیدم بیرون افتادم رو کمرش بغلش کردم گفتم عزیزم چیزی شد؟حشری و آهسته گفت نه تو بکن بازم جا کردم تو و هل دادم یواش یواش هنوز تا ته جا نکرده بودم می‌کشیدم بیرون بازم هل میدادم تو صداش اتاقو برداشته بود آره جون بکن وای چه کونی‌ میدم چقدر رفته تو ؟ همشو می‌خوام بکن تا ته.یواش یواش همین جور که می‌کردم و وقتی‌ می‌کشیدم عقب توف مینداختم رو کیرم دیدم تا ته کردم تو کونش. گفتم خوب اینم همش قربون کونت برم که چه کونی‌ داری گفت آخ جون خوبه؟ کون خوبی‌ دارم خوشت اومده آره فدات شم.تا ته کردی توش؟گفتم آره تا ته توشه زدم رو رونش و باسنش داد زدم کون بده یالا کون بده و اون شروع کرد به عقب جلو شدن و جیغ میزد وایییییییییی ایییییییییییییییی بکن جرم بده آخ جون کیر ،مامان خوش بحالت،بکن مهران بکن پاره کن واییییی من هم مثل کون ندیده‌ها داشتم تلمبه میزدم و مثل یه شیر غرش می‌کردم اخهههههههههههههههه کون بده واییییییییییی یالا میزدم رو باسنش موج می‌افتد رو تن مثل حریر سپیده سرشو چرخوند و نگام کرد گفت بسه بذار برگردم وقتی‌ میگای تو چشات نگاه کنم.برگشت و رو تخت ولو شد و لنگشو گرفت تو دستش و جم کرد تو شکمش کس و کونش جلوم هوا شد میزد رو کوسش و می‌خندید تو صورتم سوراخ کونش بود بود میکرد و هنوز باز بود درش توف انداختم تو کونش و خوابیدم روش توری که پاهاش افتاد رو گردنم و دستامو گذشتم این ور و انور سرش و داشتم تلاش می‌کردم که کیرمو جا کنم تو کونش که با دستش کیرمو گرفت و گذاشت دم سوراخ کونش منم براش حول دادم تو چشماش یهو درشت شد دست انداخت دو طرف صورتم گفت وایییییییی جون قربونت برم وحشی من بکن منو بکن دندونامونو هر دومن به هم فشار میدادیم و و صداهای وحشی از ما در میومد پشتمو چنگ مینداخت منم حسابی‌ داشتم تلمبه میزدم سرعتم که زیاد شد گفتم آبم داره میاد برات میریزم تو کونت که بسوزی خوب، جیغ زد بریز بریز قربون خایه‌هات که میخوره به درم.یهو چبوندم بهش تا ته و حس کردم کیرم رفت تو حلقش دهانش باز شد چشاش از کاسه‌ در میومد که آبم با فشار ریخت تو کونش آخ و اوووخ هر دمون بلند بود و سپید کچولم داد میزد وایییییی داغ ابکیرت داغ جون کونم من هم که داشتم تکونای آخر میخوردم که مثل پس لرزه‌های بعد زلزله بود سپید قربون صدقم میرفت که جون دلم خوب باشه آروم عشقم منو کردی دیگه آره بریز همشو بریز توم.آخ که چه حالی‌ داد گایئدن سپید یه چیز دیگه بود آخه من تو مجردیم کم زن بازی و دختر بازی نکرده بودم.بگذریم کیرمو در آوردم بیرون از کونش و رفتم دوباره زیر دوش و کیرمو شستم اومدم بیرون دیدم رو تخت ولو مونده و داره با سینه‌های مثل هلوش بازی می‌کنه رفتم طرفش و خوابیدم بغل دستش چششو باز کرد و گفت شستیش کیرتو عسل جون .منو خوابوند و رفت شروع کرد کیرمو خوردن و با چشمای خوشگلش نگام میکرد منم دستمو چنگ انداختم تو موهاش و بیشتر می‌کردم تو دهانش می‌گفتم بخور همشو بخور جون .بستت نیست آبمو می‌خوای بخوری.کیرمو از دهانش کشید بیرون یه جوری که از نوک لبای مثل البالوش تفش به نوک کیرم چسبید و کش اومد گفت نه دارم برا کسم آمادش می‌کنم کسم میخا ره تا نگای خوب نمی‌شه غصه چیزیم نخور باز شده ۶ ماهیه. گفتم عجب پس سعید ترکوند.گفت آره بچه قرتی ولی‌ این کسو تو باید بکنی‌ فقط تو.الحق که راست میگفت چه کسی‌ بود تپل و گوشتی .کیرمو که حسابی‌ شق کرد گفت بشینم روت عشقم یا می‌خوای تو بیفتی روم.گفتم چی‌ دوست داری؟گفت بدم نمیاد اول من سوارت شم خوشت میاد مثل جندت باهات حرف می‌‌زنم آره.گفتم سوار شو جنده کچولم بشین رو کیر بابا گفت جون قربون کیر بابام اومد روم و با دستش کیرمو گذاشت دم کوسش و سعی‌ کرد بشینه حیوونی دردش می‌گرفت آخه کوس خیلی‌ تنگ بود و منم که سالها بود به کس الهام عادت کرده بودم کیرم داشت میترکید جیغ میزد وقت یواش یواش بالا پاین میکرد و هنوز ببیشتر از نصف کیرم بیرون بود و سپید رو هوا بود و هنوز نمیتونست کامل بشینه روم.داد میزد واییییییییی چه کیری آیییییییییی کلفته داره جرم میده منم که درد داشتم رو کیرم گفتم بسه پاشو گفت نه من اینو تو خودم باید جا بدم کشید بیرون و سر کیرمو حسابی‌ توف زد و رو دستش توف ریخت مالید در کوسش یکم بازی کرد با کوس و باز نشست رو کیرم چند بر فشار آورد و با دهان باز جیغ میزد چشمش بسته بود و آخ اوخ میکرد.من که می‌ترسیدم چیزیش بشه گذاشته بودم هر کاری دوست داره بکنه .داد میزد کونمو بگیر لاشو باز کن جون آره بتپون تو کسم کیرتو منم براش بالا پاین کردم خودمو, که دیدم نه دیگه کاملا نشست رو کیرم و هیکل مرمریش میخوره به شکمم.سینهاشو براش میملوندم که لذت ببره از کس دادنش و اونم سنگ تموم گذشته بود چه جیقی میزد انگار کلی‌ فیلم پورنو تمرین کردهاوفففففف خوب میدم مهران آره بکنش وایییی می‌گفتم آره جون کس بده. میزدم شلپ و شلوپ رو کونش که پاشد از روم خوابید رو تخت گفت بفرمایید آقا نوبت شماست سوار شید. لنگشو از هم باز کردو میزد رو کوسش میگفت بگا خوب بگا هر جور دوست داری منو بگا همیشه می‌خوام منو بکنی‌ خوب. رفتم روش خوابیدمو کیرمو گذاشتم درش و هول دادم تو.باوجودی که الان داشت کوس میداد و روم بود انگار کوسش کیپ شده بود و باز به زور رفت تو من که حواسم نبود و یه فشار محکم دادم جیغش بلند شد و کمرمو چنگ زد جون آییییییییی جر خوردم آره اینجوری بکن آره اینجوری مامان و میکنی‌ آره اونم مثل من میده جون اونم مثل من وحشی هست مثل من تشنت هست؟من که مغزم قفل بود و نمیتونستم فکر کنم که بخوام جواب بدم فقط می‌گفتم جون کس بده جنده کس بده اونم داد میزد بکن بیشتر چشماش به درشتی یه تخم مرغ شده بود و نفسش که به صورتم میخورد انگار از کوره نون پزی بود.عرق هر دومون در اومده بود توری که عرقم چکه میکرد رو صورتش و سپید چنگم میزد و با ناله میگفت جون داشت از حال میرفت که بغلم کرد محکم و به تنش لرزه افتاد اونم چه لرزی از اولین بار شدیدتر جیغ میزد و تکون میخورد تو بغلم که کیرم سوخت وای بیشتر از چند ثانیه طول کشید چون روش بودم و اون ارضا شده بود بر اینکه وزنم اذیتش نکونه برگشتم و اون اومد روم چند ثانیه بیحرکت موند و از روم شل کرد یواش کشید بیرون واییییییییی آبش شوره کرد رو شکمم غش غش می‌خندید و قربونم میرفت بعد گفت پس تو چی‌ ارضا نشدی که . گفت بیا عشقم بکن آب می‌خوام آب ,بازم خوابیدم روش و تلمبه میزدم اونم چه تلمبه‌ای کوسش که حسابی‌ خیس شده بود و پر آبش بود شلپ شلپ صدا میداد و دوباره اه و اوهش بلند شد سرعتم زیاد شد و داشتم نعره می‌کشیدم فهمیدم الانه آبم بیاد در آوردم کیرمو و تا کشیدم بیرون فواره زد آب کیرم رو هیکلش و صورتش با ووجدی که بار دوم بود که ارضا میشدم ولی چه ابی ازم در اومد شکمش سینه هاش صورتش انگار شاشیدم روش جون جون میگفت با هیکلش ور میرفت و میگفت آخ جون ابتو ببین چه جور در آوردم کیف کردی .افتادم روش و از حال رفتم برای چند دقیقه ولو بودم و بعد پاشدم گفتم بریم دوش بگیریم ساعت ۳ صبحه دوش بگیریم که بخوابیم. رفتیم زیر دوش و اون منو میشوست و من اونو دیگه چیزی نمیگفت و فقط مثل یه عاشق واقعی‌ نگام میکرد من که نمیدونستم چی‌ بگم دست به سر و صورتش می‌کشیدم و میبوسیدمش ازگریبانش و لباش اونم کیف میکردی نیم ساعتی زیر دوش بودیم می‌خواست بازم باهم ور بره که گفتم نه بعدن گفت قول؟گفتم تو همیشه اینجوری بده تا هروقت بخای من هستم .گفت تو بکن من همیشه اینجوری میدم.گفتم باشه پس الان تو تو جات منم تو جای خودم میریم می‌خوابیم که مامان صبح خوابیم میاد بعدن فکر می‌کنیم خوب؟منو بوسید و گفت خوب من از حموم اومدم بیرون و رفتم طرف اتاق خواب خودمون و رو تخت ولو شدم و مونده بودم امشب چه شبی‌ بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176753</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس خوشگل شر شر عرق میکنه و کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b4%d8%b1-%d8%b4%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b4%d8%b1-%d8%b4%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Oct 2019 08:22:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزنمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداما]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توشمنم]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شدشروع]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میخارید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[ناچاری]]></category>
		<category><![CDATA[ندادمو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بهم ریاضی درس بده آخه فیلم سکسی همیشه شاگرد اول بود.ودر واقه به زور به خاطر حرف مامانم گفته بودم بیاد.آخه اصلا ازش خوشم نمیومد فقط بخاطر سکسی این که یکم تپل بود.اما اون همیشه شاه کس به من پا میداد و من بهش محل نمیذاشتم.خلاصه برگردیم به اصل ماجرار،وقتی اومد خونمون کونی باهم رفتیم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بهم ریاضی درس بده آخه فیلم سکسی همیشه شاگرد اول بود.ودر واقه به</h2>
<p>زور به خاطر حرف مامانم گفته بودم بیاد.آخه اصلا ازش خوشم نمیومد فقط بخاطر سکسی این که یکم تپل بود.اما اون</p>
<h3>همیشه شاه کس به من پا میداد و من بهش محل نمیذاشتم.خلاصه</h3>
<p>برگردیم به اصل ماجرار،وقتی اومد خونمون کونی باهم رفتیم تو اتاق.دفترمو آماده کردمو شروع کرد به درس دادن،حدودا یه 2-3 ساعتی</p>
<h4>که جنده گذشت گفتم مهسا من میرم یه 1 ساعتی بخابم.توهم</h4>
<p>اگه حوصلت سر میره برو تلوزیون پستون نگاه کن.از شانس بد من فقط مامانم خونه بود و بعد از این که</p>
<h5>اومدم بخابم کوس اونم رفت سر کار.یه ربع ساعتی میشد که</h5>
<p>مامانم رفته بود و هیچکس خونمون نبود.ومهسا داشت تلوزیون تماشا می کرد.اونم 5 دقیقه بعد از این که مامانم بره اومد تو سکس داستان اتاقم.گفت منم میخام</p>
<h6>بخوابم و از بس پرو بود اومد کنار ایران سکس من خابید.حس</h6>
<p>خوبی نداشتم و ازش بدم میومد.اما اون هی کونشو میکرد طرف من و تنش میخارید واسه این که من بکنمش.اما من به رو خودم نمیاوردم،بعد از 2-3 دقیقه که گذشت هی میومد نزدیک تر.منم داشتم کونشو دید میزدم.خلاصه خیلی حشری شده بودم و کیرم شق شده بود.مهسا هم از من حشری تر.کم کم بهش نزدیک شدم و خودمو چسبوندم به کونشو یواش یواش دستمو بردم سمته کسش و شروع کردم به مالیدن البته از رویه شلوارش.اولش ساکت بود و هیچی نمیگفت،اونم کم کم دستشو آورد سمت کیرم که مثل یه سنگ شده بود و گفت ای شیطون واسه من شق کردی.از بس حشری شده بود که نمی فهمید داره چیکار میکنه!همون موقه پرید روی منو شروع کرد به لب گرفتن.خیلی وارد بود.منم اولین بارم بود که از یه دختر لب میگرفتم.همینطور زبونشو کرده بود تو دهنم و میچرخوند.دیگه داشت نفسم بند میومدوگفتم دیگه بسه!که یه دفه بهم گفت میخوای یه جوری حشریت کنم که باورت نشه؟گفتم آره،ببینم چیکار میکنی؟! که یه دفه مهسا نشست رو کیرمو و داره کونشو میماله رو کیرم.منم امان ندادمو دستمو بردم سمت سینه هاش .شروع کردم به مالیدن،که شروعکرد به ناله کردن.منم دیگه کیرم اینقدر شق شده بود که زیر کون گنده مهسا نفسش بند اومده بود!گفتم بسه دیگه از روم بلند شو و بزار لباسامونو در بیاریم.از روم بلند شدو تیشرتشو درآوردم،لاصه کم کم لباسامونو در حال لب گرفتن در آوردیم.اونم از بس حشرش زده بود بالا که گفت اشکان کیرتو بزار لای پامو از جلو لا پایی بزن.منم از خدا خواسته شروی کردم به لاپایی زدن و آه و نالش رفته بود هوا که یه دفع شروع کرد به لرزیدن،مثل این که ارضا شده بود و بعدشم بیحال شد،یکم صبر کردمو یور خابوندمش گفتم میخام جرت بدمو ونم با تمام وجود قبول کرد.یکم تف زدم به دستمو مالیدم رو سوراخش،کیرمو گذاشتم رو سوراخشو یکم کردم تو،از درد به خودش میپیچید و به زور یواش یواش ناله میکرد.بد حشری شده بودمو کیرمو تا ته کردم تو، که یه دفه یه آه بلند کشید و گفتم ساکت الان همسایه ها میفهمن!و از رو ناچاری دستشو رو دهنش گذاشته بود و آه میکشید. وای چه کونه تنگی داشت باورم نمی شد،شروع کردم به تلمبه زدن جوری که کیرم داشت میسوخت. کم کم داشت آبم میومد و بهش گفتم بریزم توش؟گفت آره کونمو جر دادی حالا همه ی آبتو باید بریزی توش!منم از خدا خاسته تمام آبمو با فشار ریختم تو کونش و یه آه کشید و گفت چقدر داغه دارم میسوزم.کیرمو از تو کونش در آوردمو و حدودا یه یک ساعتی تو بغل هم خوابیدیم.از همون موقع به بعد دیگه از دخترای تپل خوشم میاد.امیدوارم خوشتون اومده باشه دوستان! تا بعد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b4%d8%b1-%d8%b4%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176521</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسرم سکسیه و منو هم  هر روز میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%87%d9%85-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%87%d9%85-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Sep 2019 07:08:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوشو]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[احساسم]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقش]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اصراری]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[ایرونی]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاها]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازیگرای]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمائید]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بهمراه]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پدرامه]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابلوی]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعادلم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[جزئیات]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[حساسیه]]></category>
		<category><![CDATA[خاکستری]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونسرد]]></category>
		<category><![CDATA[خونسردی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاره]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاره]]></category>
		<category><![CDATA[دستاتو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زحمتشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیشون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[سورپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشم ]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختی‬]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عذرخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[قسمتهای]]></category>
		<category><![CDATA[کارارو]]></category>
		<category><![CDATA[کارهام]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کارهایی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتره]]></category>
		<category><![CDATA[کردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کلیتوریس]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کیرتون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گشادتر]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مأموریت]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[معروفم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[منظوری]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینن]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخواین]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناباوری]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهای]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نوکشون]]></category>
		<category><![CDATA[هالیوود]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینکه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واحدشون]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پسر آروم و خونسرد و فیلم سکسی باهوش معروفم. من عادت دارم همه چیز رو خیلی دقیق و با جزئیات می بینم و به ذهنم می سپرم. سکسی کلاً آدم دقیقی هستم. تا حالا به شاه کس فکر نوشتن داستان نبودم. نمیدونم چرا، اما کرمم افتاد تا منم جریان یکی از سکس کونی هام یا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پسر آروم و خونسرد و فیلم سکسی باهوش معروفم. من عادت دارم همه</h2>
<p>چیز رو خیلی دقیق و با جزئیات می بینم و به ذهنم می سپرم. سکسی کلاً آدم دقیقی هستم. تا حالا</p>
<h3>به شاه کس فکر نوشتن داستان نبودم. نمیدونم چرا، اما کرمم افتاد</h3>
<p>تا منم جریان یکی از سکس کونی هام یا بهتره بگم اولین سکس خودم رو بنویسم و ببینم دوستان نوشتن منو</p>
<h4>چطور جنده میبینن تا اگه راضی کننده بود ادامه بدم.من یه</h4>
<p>دفتر دارم که توش کارهای طراحی پستون و چاپ و اینجور چیزا رو انجام می دم. تخصصم طراحی با کامپیوتره. یکی</p>
<h5>از مشتریامون کوس یه خانمی هست 27 ساله، با قدی حدود</h5>
<p>170، لاغر اما تو پر، شیک پوش، زیبا و همیشه عطرهای خوشبو میزنه که خیلی آدم حساسیه (واسه اینکه دوستان راحتتر باشن سکس داستان بهش میگم نازی).</p>
<h6>هر وقت هم میاد از بس که سخت ایران سکس گیره همیشه</h6>
<p>خودش میاد و از بس که اخلاقش خشکه کلی اذیتم میکنه. اما من با خونسردی همه کارهایی که ازم میخواد رو با دقت انجام میدم. خودش هم همیشه میگه که من تنها کسی هستم که اینقدر تحملش میکنم و از دستش کلافه نمیشم. البته اینم بگم که من توی کارم خیلی مسلط و آروم هستم. یه روز این خانم بهم گفت که یه تابلو واسه خونشون میخواد و اگه بشه میخواد که طرح این تابلو با ایده خودش باشه و ازم خواست که بهش کمک کنم. ازش پرسیدم که چطور سبکی رو میپسنده؟ اونم گفت که باید چند سبک مختلف رو ببینه تا بتونه یکیشو انتخاب کنه. منم چند تا کار معروف تابلوی نقاشی رو از اینترنت گرفتم و بهش نشون دادم، تا اینکه یه تابلو که روش عکس یه خانمی بود که بصورت لخت دراز کشیده (البته عکسش طوری بود که کس و کونش دیده نمیشد) رو انتخاب کرد و گفت که توی این مایه ها دوست داره. منم گفتم باشه، میگردم از توی اینترنت یدونه خوشکلشو واستون پیدا میکنم. اما اون گفت که اینطوری دوس نداره و میخواد این عکس از خودش گرفته بشه تا شوهرش سورپرایز بشه. اما طوری روش کار بشه که تابلو نباشه که خودشه. بهش پیشنهاد دادم که بره آتلیه و این عکس رو بگیره و واسم بیاره تا روش کار کنم. بهم گفت که جایی اینطوری نمیشناسه که یه همچین عکسی رو ازش بگیرن. بهم گفت شما جایی رو سراغ ندارین؟ منم گفتم نه. گفت پس چیکار کنیم؟ که من گفتم اگه از نظر شما ایرادی نداشته باشه من یه دوربین عکاسی حرفه ای دارم که میتونم باهاش ازتون عکس بگیرم. راستشو بخواین بدون هیچ منظوری این حرف رو زدم و فقط میخواستم یه کار هنری انجام داده باشم. ازم پرسید تا حالا از اینجور عکسا گرفتی؟ منم گفتم توی این سبک نه. اما عکس از عروس و داماد زیاد گرفتم. با شناختی که از کار من داشت بهم اعتماد کرد و گفت: پس زحمتشو خودتون بکشین. منم گفتم چشم. به روی دو دیده.اون شماره منو داشت و صبح فرداش بهم زنگ زد گفت هر وقت کارت تموم شد اگه میتونی بیا به این آدرسی که میگم تا عکس رو بگیری. ناهار هم مهمون من. منم با کلی تعارف قبول کردم و آدرس رو گرفتم.حدود ساعتای 5/2 بود که بهش زنگ زدم و ازش اجازه گرفتم که میتونم بیام؟ و اونم گفت که بفرمائید. منم دوربینم رو گرفتم و حرکت کردم.خونشون یه آپارتمان توی یکی از قسمتهای خوب و پولدارنشین شهر بود. زنگ خونشون رو زدم. اونم با استقبال در رو واسم باز کرد و ازم خواست که برم بالا. به پشت در واحدشون رسیدم. در نیمه باز بود. تا اومدم در رو باز کنم دیدم در رو باز کرد و بعد از سلام و احوال پرسی رفتم داخل. من یه شلوار لی آبی و یه بلوز خاکستری به همراه یه کاپشن مشکی پوشیده بودم که وقتی وارد شدم کاپشنم رو درآوردم. نازی خانم هم یه شلوار پارچه ای مشکی به همراه یه بلوز مشکی و یه شال قرمز پوشیده بود و از اونجایی که پوست سفیدی داشت خیلی جذاب شده بود. اینم بگم که من اصلاً فکر سکس و اینجور چیزا توی ذهنم نبود و فقط به کارم فکر میکردم. رفت از توی آشپزخونه دو تا چای بهمراه کیک آورد و داشت در مورد اینکه عکس رو چطوری بگیرم و کجا بگیرم توضیح میداد. ازش پرسیدم راستی آقاتون کجاست؟ گفت رفته مأموریت و این بهترین فرصت برای گرفتن عکس و درست کردن تابلو هست. میگفت میخواد شوهرش رو سورپرایز کنه. منم زودی چاییم رو خوردم و گفتم من آماده ام. حالا کجا میخوای عکس رو بگیری؟ گفت روی مبل بنظرت چطوره؟ گفتم: یکم جاش کوچیکه، بنظرت روی تخت چطوره؟ اونم موافقت کرد و گفت بریم توی اتاق خواب تا تخت رو ببینی.اتاق خوابشون خیلی خیلی خوشکل بود. دیوارهاش سرمه ای رنگ بودند. پنجره ای توی اتاق نبود و چون اتاق تاریک بود نورپردازی خوشکلی توی اتاق وجود داشت. توی دلم به زندگیشون حسادت کردم. گفتم اینجا فوق العاده است و داشتم دوربینم رو آماده میکردم و باهاش ور میرفتم که متوجه شدم نازی داره بهم نگاه میکنه. یه نیگا بهش کردم و گفتم چیزی شده؟ گفت من الان باید چیکار کنم؟ منم دیدم اگه بخوام بهش بگم که لباساشو دربیاره یجوریه. واسه همین بهش گفتم خب آماده بشین دیگه؟ اما دیدم ساکت شده و حرفی نمیزنه. جو داخل اتاق یهو واسم یجوری شد. انگار کم آورده بود. قلبم تندتند میزد. گوشم داشت سوت میکشید. احساس کردم نباید میزاشتم به اینجا برسه. نمیدونستم چی بهش بگم. یهو بهم گفت: من اینطوری خجالت میکشم، نمیتونم لباسامو دربیارم. منم گفتم خب حالا چیکار کنیم؟ میخواین بیخیال شیم و من برم؟ دیدم چیزی نمیگه. میخواستم برم. اما وقتی که دید من اصراری برای عکس گرفتن ندارم و در حال رفتن هستم مطمئن شد که فکر و خیالی توی سرم نیست و بهم گفت برگرد و از من عذرخواهی کرد. گفت بشین. نشستم. داشت ازم میخواست که یه کاری کنم تا اون بتونه راحت لباساشو دربیاره و خجالت نکشه. واسه اینکه جو رو عوض کنم یهو خندیدم و با شوخی بهش گفتم میخوای من لباسامو دربیارم تا شما راحت باشین؟ و با کمال ناباوری نازی خانوم این پیشنهاد رو قبول کرد و ازم خواست که این کار رو انجام بدم. منم نمیدونستم چیکار کنم. به سختی و با هزار طمأنینه رفتم توی اون یکی اتاق که لباسامو دربیارم. بلوز و شلوارمو درآوردم و با یه شرت و یه عالمه خجالت برگشتم. تا منو دید کلی خندید. نمیدونستم بخندم یا گریه کنم. گفت: خیلی باحالین. هیچوقت فکرشم نمیکردم که بتونم شما رو با این وضع ببینم و از اینجور حرفا. منم ساکت بودم و از خجالت زیاد هیچی نمیگفتم. اونم دید که من قرمز شدم بهم گفت خب، بهتره زودتر عکس رو بگیریم و تمومش کنیم (البته اینم بگم که کیرم تا حالا خواب خواب بود، واسه همین از اینکه لباسامو درآوردم زیاد ناراحت نبودم) و واسه اینکه منو سورپرایز کنه یهو بلوزشو درآورد و سینه هاش افتادن بیرون. آخه سوتین نبسته بود. ناخواسته چشم به سینه هاش افتاد. 2 تا سینه سفید و اناری که راحت توی مشتم جا میشدن. سعی میکردم خودمو عادی نشون بدم. دوس داشتم همون لحظه سینه هاشو بخورم. اما حیف که نمیشد. داشتم پیش خودم همین فکر و خیالها رو می کردم که دیدم داره دکمه های شلوارشو باز میکنه. شلوارشم در آورد. نمیدونم چطوری وصفش کنم. بر خلاف نظرم که هیچوقت هیکل زنای ایرونی رو تأیید نمیکردم، میتونم بگم یه سایز فوق العاده از بدن یک زن جلوم بود که همیشه آرزو میکردم داشته باشمش. بعد از اینکه شلوارشو در آورد یه نیگا به صورت من کرد تا ببینه عکس العملم چیه و شاید اونطوری نبود که پیش بینی میکرد. اما بعد نگاهشو به سمت کیرم برد و یجورایی چشاش میخواست دربیاد. کیر من هم درازه و هم کلفت. اما اون موقع شاید به بزرگترین حالت خودش رسیده بود که وقتی خودم بهش نگاه کردم کلاً قرمز شدم. نگام به کیر شق شدم بود که فهیدم داره شورتشو درمیاره. واااااااای. دیگه داشتم دیوونه میشدم. اما تمام سعی خودمو میکردم که کم نیارم. یه کس تپل بدون حتی یکدونه مو بهمراه رون های صاف و صیقلی داده شده که مشخص بود تازه تراشیده شده. هیکلش شبیه عکس های سکسی بود که از بازیگرای معروف هالیوود دیده بودم. فقط میتونم بگم فوق العاده بود. یک زن خوش هیکل لخت لخت جلوم بود. احساس خیلی خوبی داشتم. گفتم نازی خانوم بفرمائید تا شروع کنیم. اونم با یه ناز و ادای زنونه که بی دلیل هم نبود رفت روی تخت و دراز کشید. گفت چه حالتی دراز بکشم؟ منم از دور میگفتم که پاهاتو اینطوری کن و دستاتو اونطوری کن. اما دیدم اصلاً نمیتونه اون چیزی که توی ذهنم بود رو پیاده کنه. واسه اینکه پیش خودش فکر نکنه که الکی دارم وقت تلف میکنم تا نگاش کنم، ازش چند تا عکس گرفتم و بهش نشون دادم که گفت اینطوری خوشم نمیاد. منم گفتم خب تو نمیتونی اون طوری که من میگم دراز بکشی. اونم در جواب بهم گفت اصلاً هرطوری که خودت میخوای منو درست کن. با این حرفش خوشحال شدم و زودی رفتم سراغش و داشتم با دستام به دست و پاهاش فرم میدادم که احساس کردم صدای نفسهاش بلند شده. بهش نگاه کردم، دیدم چشاش یطوری شدن. اما به کار خودم ادامه دادم. دستم رو بردم به سمت باسنش و همینکه خواستم باسنشو یکم تکون بدم یهو دستشو گذاشت روی دستای من. توی همون حالت بود که با یه صدای لرزون بهم گفت: پدرام جون تو حالت خوبه؟ منم که خوب میدونستم این حرف از کجاش دراومده گفتم آره. بهتر از همیشه. چطور مگه؟ گفت من حالم خوش نیست. گفتم میتونم بهتون کمک کنم؟ گفت آره و ازم خواست که پیشش دراز بکشم. منم رفتم کنارش و دراز کشیدم. (من طاق باز دراز کشیده بودم. اونم به پهلو دراز کشیده بود. طوری که به سمت من بود) بدون اینکه بهش نگاه کنم گفتم حالا حالتون خوب شد؟ که بهم گفت: پدرام؟ تا من صورتمو سمتش کردم لباش رو چسبوند به لبام و دستاشو آورد دور کمرم و منو محکم داشت به سمت خودش فشار میداد. شاید همون چیزیو که آرزوشو داشتم داشت انجام میداد. شهوت بار لبامو میخورد. زبونشو داخل دهنم میکرد. منم زبونمو میکردم توی دهنش. گردنشو میمالیدم. و اونم با این کارهای من بیشتر تحریک میشد. یه لحظه لبام را از روی لباش برداشتم. به چشاش نگاه کردم. اونم داشت منو نگاه میکرد. بهش گفتم شروع کنیم؟ گفت چیو؟ عکس گرفتن رو میگی؟ گفتم نه. خوردن تورو. گفت آره. معطل نکن. منتظرم. منم دوباره شروع کردم به خوردن لباش و یواش یواش رفتم سمت زیر گلوش و گوشش. با دستامم سینه هاشو میمالیدم. شاید باورتون نشه. هیچوقت فکر نمیکردم نازی خانوم بتونه اینقدر داغ بشه. اصلاً بهش نمیومد. سینه هاش سفت بودن. نوکشون زده بود بیرون. قبلاً خونده بودم که این حالت زمانی اتفاق میفته که شهوت زن خیلی زیاد شده باشه. بگذریم. بعد از اینکه لباش و زیر گلوش و حسابی خوردم و لیس زدم و خیس کردم اومدم سراغ سینه هاش و شروع کردم به لیس زدنشون. یکم سینه سمت چپی رو میخوردم. یکم سینه سمت راستی. صدای نفسهای نازی هی بلندتر میشد. با دستام شکمشو کمرشو دست میکشیدم. سینه هاشو میمکیدم. بعضی وقتها هم تمام سینش رو میکردم توی دهنم و میک میزدم. وقتی این کار رو میکردم صدای نفس زدنش به جیغ تبدیل میشد. منم لذت میبردم. بعد از اینکه سینه هاش رو خوب خوب خوردم سرم رو آوردم پایین تر و شکمش و داخل نافش رو لیس میزدم. اومدم پایین تر. به نزدیکیای کسش رسیدم. با صبر و تحمل زیاد این کار رو میکردم. زبونم رو دور خط کسش میکشیدم. با دستام پاهاشو از هم باز کردم. سرمو گذاشتم بین پاهاش. روناش رو میمکیدم. زبونم رو میکشیدم دور کسش. با انگشتام هم چوچولشو (کلیتوریس) میمالیدم. همین کارارو داشتم هی تکرار میکردم که یهو با دستاش سرمو فشار داد سمت کسش. فهمیدیم که میخواد خود کسش رو واسش بخورم. منم که منتظر همین بودم شروع کردم به خوردن کسش. تا اون لحظه این کار رو واسه هیچکس نکرده بودم. (شاید بهتره بگم با هیچکس به اینجاها نرسیده بودم) اما از اونجایی که نمیخواستم نازی اینو بفهمه طوری این کار رو واسش انجام دادم که شاید پیش خودش فکر کرد من خیلی وقته این کاره هستم. خلاصه&#8230; از من خوردن و از اون ناله کردن و جیغ کشیدن و لب گاز گرفتن و فشار دادن سر من به داخل کسش. بعد از گذشت شاید 30-20 دقیقه (اینو حدودی گفتما) فهمیدم که آبش میخواد بیاد. آخه جیغاش خیلی وحشتناک شده بودن. و بالاخره اومد. نازی جون من ارضا شد. منم همچنان به کارم داشتم ادامه میدادم. حتی مکش خودمو بیشتر کرده بودم. یکم از آب کسش توی دهنم بود. طعم خیلی خاصی داشت. نمیدونم شبیه چی بود. در همین حال و هوا یهو نازی شل و بیحال ولو شد. صورت من تقریباً با آبی که از کسش زده بود بیرون خیس شده بود. با ملافه ای که روی تخت بود صورتمو پاک کردم و سرم رو آوردم سمت صورت نازی. بهش گفتم حالت چطوره؟ اونم گفت از این بهتر نمیشه و این بهترین لحظه زندگیش بوده و تا حالا اینطوری ارضا نشده بود. در حین حرف زدن دستامو یواش یواش بردم سمت کسش و آروم آروم میمالیدم. نازی هم با این عمل من فهمید که اونم باید به من حال بده. اما من همچنان ساکت بودم و سعی میکردم خودش شروع کنه. نازی آروم بلند شد یهو شورت منو از پام درآورد و افتاد به جون کیرم که حسابی شق شده بود. اما من همچنان سعی میکردم حرف نزنم و فقط زمانی که نازی داشت زبونشو دور کیرم میکشید یه آهی میکشیدم و خان آخرش این بود که یه جون بهش بگم. اونم با شنیدن همین حداقل کلماتی که میگفتم خیلی بیشتر تحریک میشد. اول که فقط زبونش رو روی کیرم میکشید و با دستاش با بیضه هام ور میرفت. احساس کردم تا حالا کیر شوهرش رو توی دهنش نکرده که واسه منو فقط داره میلیسه. وقتی دیدم که از این فراتر نمیره بهش گفتم: بکن تو دهنت و بخورش. نمیدونم چرا این رو با یه حالت خشن بهش گفتم. اما هرچی بود باعث شد که نازی کیرم رو تا نصفه بکنه توی دهنش و مک بزنه. احساس کردم خیلی حشری شده. وااااااااااااااای. توی دهنش خیلی داغ بود. کیرم انگار داشت میسوخت. اما احساس فوق العاده ای داشتم. تمام زورم رو برده بودم توی کیرم. احساس میکردم کیرم خیلی خیلی بزرگ شده. دستامو گذاشتم روی سرش و سرش رو فشار میدادم سمت کیرم تا بیشتر بره توی دهنش. با این کار احساسم بهترتر میشد. با دستام که پشت سرش بود به حرکت خوردنش ریتم دادم و خودم سرش رو بالا و پایین می کردم. توی اوج لذت بودم. یهو احساس کردم که آبم میخواد بیاد. واسه اینکه بهترین لحظه سکسمو در اوج باشم با سرعت و قدرت بیشتری سرش و بالا و پایین میکردم تا واسم ساک بزنه. لحظه ای که میخواست آبم بیاد سرش رو خیلی بردم پایین. طوری که بیشتر کیرم توی دهنش بود. نمیدونم چرا پیش خودم به این فکر نکردم که ممکنه خفه بشه. بگذریم. آب کیرم با فشار هرچه تمام تر توی دهن نازی جونم خالی کردم و دست من همچنان روی سرش بود که یوقت در نره. اونم وقتی که کیرم رو بیشتر توی دهنش فرو کرده بودم انگار میخواسته سرش رو برداره. اما دستم نمیذاشته. خلاصه. سر نازی رو بلند کردم و بهش گفتم که بره خودشو تمیز کنه. آخه تمام آب کیرم از لب و لوچش آویزون بود. منم کیرم رو با دستمال کاغذی خوب تمیزش کردم. وقتی نازی اومد توی اتاق پرید روی من و شروع کردن به قربون صدقه رفتن من. (یجورایی باور نمیکردم این نازی همون مشتری من باشه. آخه خیلی عوض شده بود). در همون حالت با دستام باسنش رو از پشت میمالیدم. اما کیرم تقریباً خواب بود. نازی با دیدن کیر خسته من افتاد به جونش و شروع کردن به خوردنش. با اون شدتی که نازی کیرم رو میمکید کیرم دوباره جون گرفت و سفت و سیخ شد. انگار نازی هم بدش نمیومد که هم خودش و هم منو دوباره ارضا کنه. واسه همین در همون حالتی که سرش روی کیرم بود و داشت ساک میزد وقتی دید سیخ شده اومد روی من دراز کشید و دستش رو برد سمت کیرم و و اونو گذاشت لای پاهاش. آروم یکم لاپایی زد. من دوباره تحریک شدم و همینطور که روی من دراز کشیده بود با دستام بلندش کردم و کیرم رو گذاشتم روی کسش. خودش یهو نشست روی کیرم و کیرم تا ته رفت توی کسش. واااااااااااااااااااااای. تصور کنین یه چیز نرم و سفید روی شما نشسته و کیرتون داخل یه جای داغ و تنگه. نازی همین لحظه یه جیغ کشید و آه و ناله هاش شروع شد. خیلی آروم می رفت بالا و خیلی بااحتیاط میومد پایین. نمیدونم دلیلش چی بود. اما احساس میکنم کیرم واسه کسش زیادی بزرگ بود. منم با دستام سینه هاش و چوچولش رو میمالیدم. رفته رفته سرعت تلمبه زدنش بیشتر میشد و من در اوج لذت بودم. دیگه کار به جایی رسیده بود که نازی میرفت بالا و با سرعت خودشو میاورد پایین که کیرم با سرعت بیشتری بره توی کسش. در حین بالا و پایین رفتن، نازی همش لباشو گاز میگرفت. انگار با این کار درد کس دادنشو میخواست تحمل کنه. وقتی نازی بالا میرفت شاید حدود 17-15 سانت از روی شکم من بلند میشد. اما کیرم از توی کسش در نمیومد. دوس نداشتم این حالت تموم بشه. اما احساس کردم نازی از این حالت خسته شده. واسه همین کشیدمش سمت خودم و به پهلو خوابومندمش. خودمم روی زانوهام وایسادم و توی همون حالتی که به پهلو خوابیده بود دوباره کیرم رو کردم توی کسش و شروع کردم به تلمبه زدم. انگار کسش یکم تنگتر شده بود. من واسه اینکه تعادلم رو حفظ کنم دستام رو گذاشته بودم روی باسنش و شاهد بودم که کیرم چطوری داره کس نازی جون رو جر میده. ناگفته نمونه که نازی پیش خودش یه چیزایی هم میگفت. اما انگار نمیشنیدم. آخه توی حال و هوای خودم بودم. شایدم یادم نمونده که چی میگفت. این حالت هم باحال بود. آخه باسنش کامل میخورد به من و وقتی نرمیش رو حس میکردم احساس خوبی بهم دست میداد. بعد از کلی تلمبه زدن از این حالت کردن خسته شدم. از اونجایی که یکبار آبم اومده بود مطمئن بودم واسه بار دوم آبم دیرتر میاد. واسه همین حالت رو عوض کردم و نازی رو طاق باز خوابوندم و خودم اومدم روش. نازی کیرم رو طوری تنظیم کرد که سر کیرم روی کسش باشه. منم حالا که کسش انگار گشادتر شده بود با یه اشاره کیرم رو تا ته کردم توی کسش. انگار کسش کیرم رو میمکید. داخل کسش داغ بود و دائم داغتر هم میشد. من شروع کردم به تلمبه زدن. سرم رو گذاشته بودم روی گردن نازی جون و میبوسیدمش و تلمبه میزدم. با دستام هم یکی از سینه هاشو میمالیدم. حالت قشنگی بود. داشت حسابی بهم حال میداد. سرعت خودمو بیشتر کردم. با شدت کیرم رو میکوبیدم داخل کس نازی. انگاری داشتم سکس از نوع خشن رو تجربه میکردم. نازی هم حسابی داشت زیر کیر من حال میکرد. اینو از ناله هاش میفهمیدم. در حین تلمبه زدن جفت پاهاشو گذاشتم روی شونه هام. اینطوری احساس کردم کسش تنگتر میشه و باز تلمبه میزدم. کم کم آبم میخواست بیاد. واسه همین سرعت کردنمو بیشتر از قبل کردم. طوری کیرم رو میکوبیدم داخل کس نازی که انگار ازش طلب دارم. نازی هم هی میگفت جووون. بکن عزیزم. من حاضرم واسه این کیر بمیرم و از این جور چیزا که نیروی منو بیشتر میکرد. (نازی خیلی حرف میزد، اما حرفاش زیاد توی ذهنم نمونده، کلاً زیاد قربون صدقه خودم و کیرم میرفت و میخواست محکمتر بکنمش) دیگه آبم میخواست بیاد که تمام نیروی خودمو گذاشتم واسه این لحظه و با تمام توانم کیرم و میکوبیدم توی کس نازی. هرقدر محکمتر میکردمش اون بیشتر لذت میبرد. بدون اینکه ازش چیزی بپرسم (چون نمیخواستم وقفه بیفته) آبم رو توی کسش خالی کردم و بعد از اینکه تمام آبم خالی شد کنار نازی جونم دراز کشیدم. نفس نفس میزدم. به شدت خسته شده بودم. یکی از بهترین لحظه های زندگیم رو تجربه کرده بودم. نازی هم خیلی خسته شده بود. احساس ضعف شدیدی میکردم. ساعت حدود 30/4 بود. خیلی گرسنم شده بود. خیلی زیاد. آروم چند تا بوس از لبای نازی جون کردم. اون هم از من تشکر کرد بخاطر اینکه اون رو به اوج رسوندم. زنگ زد 2تا غذا از بیرون بیارن. منم سریع رفتم یه دوش آب داغ گرفتم و اومدم بیرون. ناهار رو با هم خوردیم. و قرار شد من برم دفتر که از کارهام نیفتم و آخر شب برگردم پیشش تا اگه بشه ازش عکس بگیرم. این خاطره ادامه دارد.این ماجرای اولین سکس من و نازی بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%87%d9%85-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176362</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اما جنده انگلیسی حسابی به پسر خونده حال میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Sep 2019 06:10:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتمادش]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[الهامو]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[امیرعلی]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکاره]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باشمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بایستم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختم]]></category>
		<category><![CDATA[بدونید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشت]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بشوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدیمون]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوتوث]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسوند]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتمو]]></category>
		<category><![CDATA[جزییات]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسپیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاره]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنیارو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاییمون]]></category>
		<category><![CDATA[دورانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ریختمش]]></category>
		<category><![CDATA[زانومو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شدهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[طرفشون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[طولانیه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقولانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کردنمون]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمه]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرسنگی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتین]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:حالا]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مازیار]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبارید]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوامت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میداره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینشستم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناپذیری]]></category>
		<category><![CDATA[ناخونای]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناسلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشید‌]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نیووردم]]></category>
		<category><![CDATA[همانطور]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادیم]]></category>
		<category><![CDATA[وپاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کنم داستان من یک چیزی فیلم سکسی تو مایه های اون شعر معروف ایرج میرزا هست که میگه :بیا تا گویمت من داستانی که چند و چون سکسی این چادر بدانی تا اخرش که خانوم شاه کس چادری رو همچین درست و حسابی میکنه.راستی یادم رفت خودمو معرفی کنم اسم من امیرعلی کونی هست و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کنم داستان من یک چیزی فیلم سکسی تو مایه های اون شعر معروف</h2>
<p>ایرج میرزا هست که میگه :بیا تا گویمت من داستانی که چند و چون سکسی این چادر بدانی تا اخرش که</p>
<h3>خانوم شاه کس چادری رو همچین درست و حسابی میکنه.راستی یادم رفت</h3>
<p>خودمو معرفی کنم اسم من امیرعلی کونی هست و دانشجوی یکی از شهرستان های کوچک هستم که خانوم ها به خاطر</p>
<h4>فرهنگ جنده عامه ای که جا افتاده در این شهر،اکثرا چادری</h4>
<p>هستند و حتی دانشجویان دختر هم پستون که به این شهر میان به خاطر اینکه از نگاه مرد های اینجا به</p>
<h5>دور باشند کوس اکثرا مجبور هستند که چادر بپوشند درست یا</h5>
<p>غلط بودن این فرهنگ به من ربطی نداره ولی کلا از چادر متنفرم و مجبورم توی این شهر کیری دیدن دختر ها سکس داستان چادری رو تحمل</p>
<h6>کنم.همه چیز بر میگرده به پارسال که من ایران سکس هم خونه</h6>
<p>ایم که خیلی پایه هست و خلاصه همه نوع خلافی رو با هم تجربه کردیم یک هفته نبود و من داشتم از تنهایی دق میکردم دوست دخترمم خوب توی شهر خودمون بود و من که برمیگشتم به شهر خودمون میرفتم میدیدمش و خلاصه دیگه &#8230;ولی وقتی که میومدم به این شهر تخمی کسی نبود که برم ببینمش و حالی به این کیرم بدم داشتم میگفتم که تنها بودم و حوصله ام سر رفته بود واسه همین زنگ زدم به مازیار دوستم که با اونم خیلی رفیق بودم و قرار گذاشتیم که این چند روز باقی مونده که کلاس داشتم رو برم خونه ی اون و با هم بریم دانشگاه شب اول سر خودمونو با قلیون و مشروب گرم کردیم و فرداش رفتیم دانشگاه و امدیم خونه و دوش گرفتیم و شب رفتیم یکی از پارک های معروف که اکثرا کس بازار بود.داشتیم همینجور قدم میزدیم که دیدم 3 تا دختر چادری که فقط داشتن به پسر ها حال میدادن با خنده به ما نزدیک میشن به نظر میرسید ازین دانشجو های کس ترمی بودن که اهل این شهر هم نبودن اخه ساعت 9 شب بود و بعید بود دخترهای اهل خود این شهر این موقع شب بیان بیرون و اینجوری حال بدن.منو مازیار هم که تریپ پررو برداشتیم و رفتیم جلوشون وایسادیم و من رو کردم به یکیشون که از همه چهره اش قابل تحمل تر بود گفتم: ببخشید شما دانشجوی فلان دانشگاه هستین که با خنده گفت: نه گفتم:اخه خیلی به چشمم اشنا میاین من دانشجوی فلان دانشگاه هستم و شما رو خیلی دیدم گفت: اشتباه گرفتین من تازه اینجا دانشجو شدم و اصلا شما رو ندیدم. پدر سوخته حرفی زد که هیچی واسه گفتن برای من نذاشت دوباره یکم فکر کردم و گفتم:ا ترم اول هستین چه زشته ای میخونی. فهمید که دارم زیر پوستی مخشونو میزنم هیچی نگفت و از کنارمون رد شدن ولی طبق معمول با خنده و حال دادن ما هم کمکم ازشون دو شدیم رفتیم یک طرف پارک که چند تا از بچه های هم رشته ای مون داشتن پینت بال بازی میکردن و ما هم همینجوری که داشتیم نگاه میکردیم نزدیک 50متر اونطرف تر دیدم 3تا دختر خیلی کس که چادر هم خدارو شکر نداشتن روی چمن ها تو تاریکی نشستن و دارن با گوشیاشون ور میرن منم همینجور رفتم به طرفشون که دیدم از پشت مازیار داره داد میزنه کونی کجا رفتی و پشت سرم داره با قدم های تند تر از من میاد چند قدمی که راه رفتیم رسیدیم به دختر ها و الحق که یکیشون فوق العاده خوشکل بود پوست صاف صورت گرد خیلی تو دل برو یک مانتو اندامیه کرم رنگ پوشیده بود با یک کون تپلی که وقتی با اون پوزیشن روی چمن ها نشسته بود وپاهاشو جمع کرده بود تو دستاش، میشد از زیر اون کون روانی کننده شو دید رو کردم بهش و دوباره من شروع کردم به حرف زدن که اره خیلی اشنا هستی و من یک عشقی قبلا داشتم که خیلی شبیه تو بوده و تو احتمالا یک عشقی نداشتی که شبیه من باشه خوشبختانه شگردم جواب داد و شروع کرد به خندیدن ما هم که پررو نشستیم شروع کردیم به کس گفتن و کس وشعر شنفتن یک کمی بلوتوث بازی کردیم و اخر سر هم من شماره شو با هک کردن گوشیش در اوردم که حالا داستانش طولانیه که با مرجان خانوم چه کردم شاید بعدا براتون نوشتم.از اصل ماجرا دور نشیم وقتی که ازشون دور شدیم دیدم همون 3تا دختر چادری که حالا ساعت 10:30شب بود از کافی شاپ اون پارک اومدن بیرون و روی یکی از نیمکت ها نشستن مشخص بود دنبال سوژه هستن منم به مازیار گفتم من بدجور پایه شدم به اینا شماره بدم اونم گفت بابا چادرین نمیشه ول کن گفتم:حالا امتحان میکنیم و رفتم جلوشون که حالا نشسته بودن و میشد باهاشون حرف زد و مثل کیر خر از کنارت رد نشن.رفتم جلو و گفتم خانوم من حرف بدی زدم که شما اینجوری از کنارم رد شدین؟هیچی نگفت و دوباره خندید گفتم گاهی وقتا ادم باید صداقت داشته باشه راستشو بخوای ازت خیلی خوشم اومده و دوست دارم باهات بیشتر اشنا بشم خدا رو چه دیدی شاید باب دوستی خیلی صمیمی بشه بازم فقط به هم نگاه میکردن و با هم به حرفام میخندیدن دیگه داشت کونم میسوخت که چند تا کس ترم خوشحال منو کیر خودشون بکنن ولی فقط محض رو کم کنی شمارمو از جیبم اووردم بیرون و دادم به همونی که قیافه ی قابل تحملی داشت و گفتم خوشحالم میکنی بهم بزنگی. بعد برگشتم با مازیار و رفتیم خونه شام خوردیم و بعد از یک قلیون خوابیدیم صبح که بیدار شدم دیدم یک میسد کال دارم که شماره اش نا شناس وقتی که از کلاس برگشتم بهش زنگ زدم و خودشو معرفی کرد و بعد از 10دقیقه کس و شعر گفتن دیدم که داره خرجم میره بالا خداحافظی کردمو بحث پیچوندم .خودشو الهام معرفی کرد و گفت از همون اول از من خوشش اومده ولی چون جلوی دوستاش خجالت میکشید نمیخواست سوتی به دستشون بده ازین کس و شعر ها همانطور که حدس زده بود ترم اولی بودن و اهل این شهر هم نبودن خلاصه اینکه طرف کسی رو نداشت و ما اولین دوست پسرش بودیم .دائم من بایستم بهش بزنگم و اون بگه که چه گناه بزرگی مرتکب شدم که با تو حرف میزنم منم که اصلا حال و حوصله ی این کس و شعر ها رو نداشتم و از طرفی میدونستم که یکم وابسته شده چند روزی باهاش قهر کردم که خودش برگرده توی این جور موقعیت ها بهتون پیشنهاد میدم اینکارو بکنید خیلی جواب میده به تجربه ثابت شده.وقتی که دوباره باهاش اشتی کردم اینبار دیگه ازین مزخرفها نمیگفت راستشو بخواین خودش دختر خوبی بود ولی دوستاش پرش میکردن که منو بتیغه و ازین حرفا منم خداییش ازش بدم نمیومد تا اینکه دیدم زنگ میزنه جلوی دوستاش از من میخواد براش شارژ بفرستم و یه جورایی جلوی دوستاش کلاس بذاره که دوست پسرشو میتیغه منم که توی این جور مسائل خیلی کنس بازی در میارم که چهار روز دیگه نگه که منو تیغیده.این اولین عقده ای بود که ازش به دل گرفتم یکبار دیگه هم با هم قرار بیرون گذاشتیم من به خاطر این قرار یک روز دورتر رفتم به شهر خودمون که ببینمش قرار بود با دوستش بیاد بیرون و بعدش با هم بریم قدم بزنیم که اومد بیرون ولی دوستش عین کنه بهش چسپیده بود و ول کن نبود اخر سر هم من اعصابم خورد شد و رفتم بهش اس ام اس دادم که دیگه باهات کاری ندارم.چند لحظه ی بعد زنگ زد که بخدا نمیخواستم اینجوری بشه دوستم منو ترسوند که نکنه یک اشنا مارو با هم ببینه و منم یک دفعه انگار بهترین خبر دنیارو بهم داده باشن بند همین کلامو گرفتمو بهش گفتم ببین الهام تو تا حالا هر وقت با من قرار گذاشتی یا منو بردی یک کافی شاپ خلوت یا اینکه اینجوری با من دزد و پلیسی بازی کردی خوب اگه ازت یک چیزی بخوام جون امیرعلی قول میدی که انجامش بدی ؟اخه هم برای تو خیلی خوبه و هم برای من گفت چی تا ببینم چی باشه؟گفتم نه اگه بگم باید قبول کنی ناسلامتی گفتم جون امیرعلی؟گفت:باشه بگوگفتم:ازت میخوام قرار بعدیمون تو خونه ی من باشه چون هیچ جایی خلوت تر از خونه ی من نیست و هیچ جای دیگه نمیشه مثل خونه ی من با هم دیگه حرف بزنیم گفت :باید فکر روش کنم.منم تا اینو شنیدم بدون خدافظی قطع کردم دوباره زنگ زد و من اشغالش کردم مطمئن شد که ناراحت شدم اس ام اس داد باشه قبول میکنم ولی اگه فقط بخوای حتی کنارم بشینی جیغ میزنم و میام بیرون حالا اشتی؟ بهش اس دادم :اشتی ولی اینقدر بی اعتماد نباش خلاصه من اون روز رفتم شهر خودمون .ماجرای اونروز رو هم گرچه پیش درامد قرار خونه بود ولی بازم نتونستم به خودم بقبولونم که اینجوری کیر دست یک دختر شده باشم.خلاصه طی تماس ها ی بعدی که گرفتیم قرار هفته اینده که من میومدم به شهر محل دانشگاه رو فیکس کردیم قرار شد یک روزی که کلاس زیادی نداره از صبح تا بعد از ظهر بیاد پیشم 2تا از کلاس ها رو هم بپیچونه همینطور هم شد و با کمی تاخیر بالاخره پاشو به خونه باز کردم.قسمت خنده دار ماجرا از اینجا شروع میشه که خدا میدونه لحظه ای که اومد وارد خونه شد رنگش مثل گچ سفید بود و ترس رو میشد از تو چشماش دید معلوم بود منتظره اینه که 6-7تا عرب خر کیر بیان کونشو پاره کنن منم که دیدم اینجوریه به روی خودم نیووردم و رفتم فاصله 5متریش نشستم و شروع کردم به کس و شعر گفتن 5دقیقه ای که گذشت حالش بهتر شده بود رفتم دوتا رانی از تو یخچال اووردم و یکیشو دادم بهش اون یکی رو هم باز کردم که بخورم اولین قورت رو که رفتم بالا دیدم رانی خودشو که باز کرده بود داد به من و رانی منو گرفت شروع کرد به خوردن دیگه داشت اعصابم خورد میشد ولی بازم تحمل کردم و بیخیال قضیه شدم همینجوری که داشتیم میخوردیم اومدم کمی نزدیک تر که وقتی رانی شو خورد ازش بگیرم و بندازم سطل اشغال اونم که از بس اولش ترسیده بود اروم اروم میخورد و من از موقعیت استفاده کردم و زیر رانی رو همون لحظه ای که داشت میخورد دادم بالا گفتم زود بخور دیگه که نصفش ریخت روی چادرش گفت ا ببین چکار کردی حالا من چطوری برم خونه با این منم بدون اینکه بهش چیزی بگم چادرشو از سرش برداشتم و گفتم طوری نیست حالا دستشو گرفتمو بلندش کردم و بردمش سمت حمام که خیلی از ما فاصله ای نداشت اشاره کردم به دوش و گفتم بیا این اب و این پودر یک دقیقه بشورش تا بخای بری خشک میشه مونده بود چکار بکنه این ازین که دستشو گرفتم و اینم از اینکه حالا باید تو حموم چادر بشوره و حجاب اسلامی در خطر افتاد منم بهش مجال ندادم که نظر بده و رفتم سمت اتاق اینقدر وقت داشتم که نخوام با عجله همه چیرو خراب کنم اونم سریع چادرشو شست داد به من که ببرم پهنش کنم حالا تقریبا نیم ساعتی میشد که ما پیش هم بودیم اون هر لحظه که میگذشت اعتمادش بیشتر میشد حالا با یک مانتو کنار اتاق نشسته بود و داشت کس و شعر بهم تحویل میداد رفتم کنارش نشستم یخورده جابجا شد ولی نه زیاد حال بیشتر میشد تو صورتش نگاه کرد وقتی حرف زدناش تموم شد من تریپ عشقولانه برداشتم و گفتم راستی تو چقدر خوشکل بودی ما خبر نداشتیم اونم با شیطنت خاصی گفت پس چی فکر کردی منم خندیدم تو همین حین اروم دستشو گرفتم و گفتم نه جدی میگم خیلی خوشکلی عزیزم تا حالا باهاش اینجوری تریپ عشقولانه برنداشته بودم اونم دستش تو دستم بود و دوست نداشت فضای کیری بینمون خراب بشه واسه همین مقاومتی نشون نداد همینجوری داشتم ازش تعریف میکردم و اونم تو اوج اسمونا فکر میکرد حوری بهشتی هست اروم لپشو بوسیدم یکه خورد ولی بدشم نیومد بهش گفتم من خیلی خسته ام میخوام چند دقیقه دراز بکشم بیا بریم اونجا که داشتم به تخت اشاره میکردم بشینیم تو فکر بود که بیاد یا نیاد زیر بغلشم گرفتمو کشوندمش سمت تخت دستم به پستوناش میخورد حرفی نمیزد خودشو زده بود به خریت که من نمیفهمم تو چه کار داری میکنی وقتی به تختم رسیدیم من دراز کشیدم اونم لبه ی تخت نزدیک به کیرم پشت به من نشسته بود سرشو چرخونده بود و کس و شعر میگفت منم اروم دوباره دستشو گرفته بودم و حرفای عاشقانه بهش تحویل میدادم چند دقیقه بعدش بهش گفتم عزیزم من اینجوری خیلی ناراحتم اگر خسته نبودم کنارت مینشستم ولی حالا که خسته ام تو بیا کنارم دراز بکش گفت نه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه گفتم اذیت نکن دیگه دست گذاشتم روی شونه شو سرشو اوردم سمت بالشت مخصوصا هم خیلی ازش فاصله گرفتم که بخوابه وقتی که خوابید به کمر خوابید گل سرش رفت توی سرش وگفت اه به حدی سکسی گفت یک لحظه فکر کردم یک جنده اینکاره کنارمه خلاصه گفتم چی شد عزیزم؟داشت گل سرشو جابجا میکرد که من مقنعه شو بدون اینکه ازش بپرسم در اووردم و یک حالتی که خیلی برام مهمه که چی شده داشتم پوست سرشو نگاه میکردم تا اون موقع توی این فاز ها نبودم که موهاش چه شکلی هستن ولی وقتی که خوابیدم اون بلند شد گل سرشو گذاشت بالای تخت و خواست که دوباره مقنعه شو بپوشه که با حالت التماس گونه ای گفتم نه خواهش میکنم موهات خیلی خوشکلن (و واقعا هم همین جور بود موهای خرمایی خیلی بلند که تا پایین کونش بودن ولی زیر مقنعه میبافتشون و یک جوری جمعشون میکرد که اصلا یک شاخشم مشخص نبود ) دوست دارم نوازششون کنم توروخدا وقتی حالت چهره ی منو دید دلش نیومد مقنعه رو از دستش گرفتم و گذاشتمش کنار تخت دوباره کشیدمش طرف بالشت و این دفعه ازش دور نشدم بر عکس کیرمو چسپودم بهش و داشتم با موهاش ور میرفتم انگار جنس موهاش از ابریشم بود خیلی نرم و جالب بودن همینطور که داشتم با موهاش بازی میکردم دستمو اووردم به سمت پیشونیش که با موهایی جلوی سرش بازی کنم ولی چون دست راستم به راحتی نمیچرخید یکم از سر جام بلند شدم و چرخیدم به سمتشو دستمو بردم توی موهای نزدیک گوشش و شقیقه هاش دوسه بار به راه موهاش حالت دادم دیدم نفس ها ی سکسی میکشه و چشماشو به زور ثابت نگه میداره که من نفهمم کسش خیس کرده ولی من این حالت دختر رو تجربه کرده بودم و فهمیدم نقطه ی حساسش همون نوازش کردن موهاش هست اکثر دخترا اینجوری هستن امتحان کنید میفهمید که چقدر دوست دارن موهاشونو نوازش کنید.حالا نوبت من بود که از این فرصت استفاده کنم سرمو گذاشتم روی بالشت و اروم شونشو گرفتمو چرخوندمش به طرف خودم حالا دوتاییمون به بغل رودرروی هم خوابیده بودیم و من داشتم کاری رو میکردم که اون بیشتر خیس کنه همینطور که داشتم موهاشو نوازش میدادم پای خودمو جوری تو شکم جمع کردم که سر زانوم روی کسش باشه بازوی چپم رو زیر سرش گذاشتم و کامل سرشو اوردم به سمت سر خودم اونم چشماشو بسته بود و نفس ها نیمه عمیق میکشد که وقتی بازدم میکرد از گرمای نفسش داغ میکردم.صورتشو بالا تر اوردم از روی لپش اروم اروم شروع کردم به بوسه های کوچیک که فقط یک حالت شهوت با قلقلک ایجاد میکنه واسه همین هم دوست داشت بوسش کنم و هی سرشو جابجا میکرد تا جایی روی صورتش پیدا کنه که وقتی من اروم بوس میکنم فقط شهوت باشه نه قلقلک همینجوری که اروم همه جای صورت گردنشو میبوسیدم بالاخره رسیدم به لب هاش انگار دوست نداشت که لب بده ولی وقتی که من بوسه ی روی لب هاشو طولانی انجام دادم خیلی خوشش اومد وصورتشو جابجانکرد منم داشتم لباشو میخوردم لبای گوشتی داشت از لبای من یکم بزرگتر بودن خلاصه مشخص بود که داره حسابی حال میکنه دست کردم و اروم ملافه ای که کنارمان بود رو انداختم رومون و زانومو که روی کسش بود صاف کردم و دستمو انداختم روی پشتش جوری که نصف دستم روی برامدگی کونش بود کشیدمش سمت کیرم که حالا خیلی خفن راست کرده بود و داد میرد من کس میخوام یالا من کس میخوام یالا .الهام که شهوت از سر و روش میبارید و معلوم بود توی کسش ابشار راه افتاده هیچ مقاومتی نسبت به کارای من نشون نمیداد شاید نزدیک 30دقیقه من فقط داشتم سر و گردنو لباشو میخوردم بعدش اروم دست چپشو که گذاشته بود بین سینه ی منو پستونای خودش که سینه من به پستوناش نچپه گرفتمو انداختم دور گردن خودم یکم مقاومت کرد ولی من چون سریع رفتم توی بغلش وقت نذاشت که دستشو دوباره جمع کنه حالا کاملا توی بغل هم سفت به هم چسپیده بودیم و من داشتم از بالا لباشو میخوردم و از پایین از روی لباس به کسش تقه میزدم دستمو بردم کاملا روی کونش و به طرف کیر خودم میکشدم که کاملا کسش بخوره به کیرم اولی بود که نفسهای گرمش به ناله ها خیلی ظریف تبدیل شده بودن منم اروم مانتو شو تا بالای کونش دادم بالا و اروم اروم دستمو از پشت کردم توی شلوارش کون تپلی شو که نیمه نرم بود رو میمالیدم ولی دستم از یک حدی پایین تر نمیرفت مجبور شدم دوباره دستموبیارم بیرون و به طرزی که نفهمه دکمه شلوارشو باز کنم واسه همین به بهانه اینکه میخوام کیرمو جابجا کنم یکم ازش فاصله گرفتم به جای کیر حالا این دستم بود که میخورد به کسش وقتی بیشتر میمالیدم اونم بیشتر اه و اوه میکرد ولی خیلی با صدای ضعیف بود که اینم حال خودشو میده دیگه وقتش بود که دکمه شلوارشو باز کنم ولی از شانس کیری ما دکمه اش خیلی محکم بود و مجبور شدم جوری بازش کنم که کیر زد وسط حال کردنمون و دستشو گذاشته بود روی دکمه ی شلوارش و بیخیال نمیشد خلاصه با کلی عزیزم قربونت برم راضی شد منم بالاخره این دکمه ی کیری رو بازش کردم دستمو از پشت کردم لای کونشو 2-3تا لب حرفه ای ازونا که فهمیده بودم دوست داره ازش گرفتمو دستمو بردم پایین تر که رسیده بود به اون کس خیسش که انگار صابون ریختن لای کوسش چون خیلی لیز شده بود هیچ وقت تا حالا کس به این خیسی و لیزی نکرده بودم که داشت قسمت میشد امتحان کنیم داشتم کسشو از پشت میمالیدم که نفس های گرمش داشت دیوونم میکرد دستمو از توی همون شلوارش اوردم جلو که از جلو کسشو بمالم موهاشو معلوم بود چند روز قبل زده بود چون یکم بالای کسش زبری داشت ولی نه اونقدر که توی ذوق بزنه داشتم چوچوله شو به حالت دورانی میمالیدم چند لحظه ای یک بار هم انگشت بزرگم میکشیدم لای درز کسش که با این کارم الهام میرفت تو اسمون و برمیگشت دیگه حسابی اماده دادن بود در حدی که اگه ولش میکردم پاچه مو میگرفت .از اونجایی که نمیشد با یک دست این شلوار جین تنگی که الهام پوشیده بود در اورد اون یکی دستم رو هم از زیر سرش اوردم بیرون الهامو به کمر خوابوندم همینجور که داشتم لباشو میخوردم شلوارشو بالاخره تا نصفه کشیدم پایین به حدی که اگر کیرمو لای پاهاش میذاشتم زیر کیرم به شلوارش میگرفت ولی از زور شهوت که داشتم دیوانه میشدم کیرمو که داشت منفجر میشد رو گذاشتم لای پاهاش و به کسش میمالیدم اونم داشت اه و ناله هاش قویتر میشد و راحت میشد بشنوی که چجوری اه و ناله میکنه اه اه اه اوووووووم اه ه ه 4-5تا تقه که زدم به نشانه ی نارضایتی بلند شدم و به حالتی که جرات نکنه حرفی بزنه شلوارشو تا ته کشیدم از پاش بیرون مانتو شو هم تا بالای سینه هاش به همراه سوتین و بلوز زیر مانتوش دادم بالا و خوابیدم روش و کیرمو دوباره کردم لای پاهاش دوباره بعد از 10-12تا تقه که داشتیم خیلی حال میکردیم دیدم که الهام نمیتونه خوب نفس بکشه اخه لباساشو تا روی گلو داده بودم بالا و اینبار خودش دست به کار شد و یکم بهش فرصت دادم که مانتو شو که خیلی مدل تخمی بود و از پشت زیپ داشت رو دربیاره بلوزشم خودم به محض اینکه مانتوشو در اورد در اوردم سوتینش رو هم خودش دوباره کشید روی سینه هاش که من حالا داشتم به خودم نگاه میکردم که تیشرتمو در نیاوردم تا اون سوتینشو داشت میکشید روی پستونای خوشکلش منم تیشرتمو در اوردم حالا هر دو لخت بودیم داشتیم توی فضا سیر میکردیم با وجود اینکه لای پاهاش هم به قدری خیس شده بود که مثل کس شده بود ولی من اینجور کردنو دوست ندارم واسه همین بلند شدم و پاهاشو بیشتر باز کردم کیرمو تا فقط تا سر کلاله اش میکردم تو اخه خانوم هنوز باکره بودن و نمیشد پلمبشو دست کاری کرد الهام: اه اه اه اه اه اه اه اه اه امیرعلی دوست دارم میخوامت خیلی دوست دارم اه اه اه اه اه اه اه بیشتر بکن تو میگفتم میخوای بدبختم کنی پاهاشو انداخت دور کمرم محکم منو با دستاش کشید سمت خودش.با دست راستش گردنمو گرفته بود که ازش جدا نشم و دست چپش هم با ناخونای بلندش پوست کمرمو داشت چنگ میزد ولی به حدی شهوتی بودم که اصلا دردی احساس نمیکردم 3تا اه که هر کدوم نسبت به قبلی بلندتر بودن گفت و با یک چنگ که بعد از چند وقت جاش روی پشتم بود ارضا شد شل و ول افتاده بود منم اخرایی بود که داشت ابم میومد میدونستم که تمام وجودم از تو کیرم میزنه واقعا دیگه داشت میومد دوتا تقه زدم سریع پاهاشو کنار هم جفت کردم و کیرمو دوباره گذاشتم لای پاهاش و2تا تقه ی دیگه و ابم اومد ریختمش وسط پاهاش بعدا که برام تعریف کرد اول تعجب کرده بود که خودش چرا اینطوری شده میگفت یک لذت خاص که هیچ وقت تجربه اش نکرده بود بهش دست داد دو برابرش ازین تعجب کرده بود که من چرا اینطوری شدم یک دفعه خلاصه وقتی از روش بلند شدم از دست من شاکی بود که چرا پاهاشو کثیف کردم منم یک مشت دستمال کاغذی اوردمو کیرمو تمیز کردم بعدشم پاهای الهام رو پاک کردم و دوباره پتو رو انداختیم روی خودمون لخت خوابیدیم تو بغل همدیگه یک بوس از لبام کرد که ازش ناراحت نباشم پشتشو کرد بهم و خوابید زودتر از اونی که فکرشو میکردم خواب رفت منم خوابیدم وقتی بیدار شدیم4 بعد از ظهر بود من که داشتم از گرسنگی میمردم بهش گفتم عزیزم واسم یک چیزی درست میکنی اونم خیلی گرسنه بود شرتشو پوشید جالب اینجا بود از من خجالت هم میکشید و بهم میگفت نگاه نکن خلاصه شلورک دوستمو دادم بهش و بلوز خودشو هم پوشید و رفت که نهار درست کنه خوشبختانه تویخچال سوسیس و ازین ات و اشغالای دانشجویی بود سریع درست کرد و نشستیم خوردیم و دوباره شروع کردیم به کس و شعر گفتن که چه جوری بود حال داد بهت وازین حرفا هنوز 3ساعت دیگه وقت داشتم بهش گفتم الهام جان پایه شدم برم حموم گفت خوب به من چه گفتم اخه تنهایی نه فاز نمیده یک جوری که انگار کفر گفته باشم نگام کرد بعد پیش خودش یکم فکر کرد و فکر میکنم پیش خودش گفت تجربه ی قبلی که خیلی خوب بود بذار دوباره تجربه اش کنم رو کرد و بهم گفت زشته گناه داره منم گفتم عزیزم مگه تو نگفتی که من کثیفت کردم خوب حالا میخوام تمیزت کنم قول میدم نگاه نکم فقط همدیگرو بشوریم همینطور که داشت فکر میکرد دستشو گرفتمو گفتم فکر نکن دیگه بین اومدن و نیومدن بود که بغلش کردم بردمش تو حموم میخواست بره بیرون از روی شیطونیش بود که بعدا بگه من نمیخواستم برم حموم تو منو به زور بردی تو حموم منم سریع گرفتمش و زیر دوش یکم خیسش کردم بعد کشیدمش کنار گفتم اگه با من حموم نکنی بخدا همینجوری با لباس خیست میکنم که مجبور باشی امشبم پیشم بمونی که گفت نه تو رو خدا اقا خیلی لوسی من خجالت میکشم منم گفتم منم قلیون میکشم دلیل نمیشه زود باش همینطوری خودم هم شروع کردم به کردن اول تیشرت و بعد شلوار و اومدو شرتمو در بیارم که دیدم عین بز داره منو نگاه میکنه گفتم تو که هنوز هیچ کار نکردی زود باش دیگه زل زده بود به قلبه ی کیرم خودم رفتم جلو بلوزشو که یکم خیس بود در اوردم بعد سوتین سبزشو که تازه داشتم حجم اون سینه ها رو میدیدم در حدی بودن که اگر میگرفتیشون توی مشت یک کوچولو در اطراف دستت میزد بیرون نوک قهوه ای خوشرنگی داشتن گفتم جون یکی از سینه ها شو مالیدم و یک لب درست حسابی گرفتیم یکم راه افتاده بود و لبامو اروم مک میزد اومدم دکمه شلوارشو باز کنم که دستم و زد کنار و خودش دست به کار شد تا من شرتمو در اوردم اونم لخت شد گرفتمش تو بغلم کیرمو بین پاهاش بازی دادم که یکم شهوتی بشه بعد رفتیم زیر دوش همون طور که قول دادم خوب شستمش اون موهای بلندش زیر اب خیلی خوشکل تر شده بودن بعد از اینکه مطمئن شدم خوب تمیز شده شروع کردم به خوردن کسش ریز اب دیگه نمیتونست بایسته نشست کف حموم منم ول کن کسش نبودم اخه معلوم بود تا حالا هیچکس نکردتش کسش خیلی خوش فرم بود تپلی و سفید که ات و اشغالم از وسطش نزده بود بیرون که کسشو زشت کنه هرچی میلیسیدم بازم میخواستم برای اونم بد نبود که داشت حالشو میبرد با پاهاش سرمو از دو طرف فشار میداد وقتی که پاهاشو باز میکرد با دست سرمو به کسش فشار میداد اخر سر دیگه داشتم نفس کم میاوردم اگه یکم گشاد بود کلم میرفت توی کسش با این زوری که این میزد.بعد از چند دقیقه به خودم گفتم حالا وقت کردنه کیرمو میکشیدم لای پاهاش اونم بیخیال همه چی خوابیده بود کف حموم اه و اوه میکرد اکوی صداش توی فضای حموم با صدای شرشر اب صحنه ی وصف ناپذیری ترسیم کرده بود که فقط باید تجربه اش کنید تا بفهمید چی میگم حسابی که کیرمو تا کلاله میکردم تو حس کردم ابم داره میاد این دفعه بهش گفتم که داره ابم میاد اون هنوز ارگاسم نشده بود واسه همین بهم گفت بکن اه اه بکن همین از روی شهوت سکسی حرف زدنش منو دیوونه کرد و ابم کمتر از دفعه اول ولی بازم به نسبت خوب کند واقعه ی جالب این بود که با هم به ارگاسم رسیدیم و خیلی حال کردیم دوباره بلند شدم و شستمش اونم همینطور منو دیگه خجالت نمیکشید و راحت به کیرم دست میزد و قربون صدقه اش میرفت اخر سر اومدیم بیرون من سشوارمو دادم بهش موهاشو کامل خشک کنه منم لباس پوشیدم دیگه وقتش بود که بره لباساشو پوشید اون چادر کیری رو هم دادم بهش سرش کرد واسش اژانس گرفتم واسه اینکه توی اون محل تابلو نشم سر کوچه اژانس اومد دنبالش و منم نرسوندمش که کسی مارو باهم نبینه واز سوز کونش به صاحب خونه چغلیمو نکنه وقتی رفت تو راه بهم اس ام اس داد که خیلی خوش گذشت دوست دارم امیرعلی جووووووووون منم جوابشو دادم منم همینطور میخوامت تا پای جووووووووون.بعد از اونم چند باری کردمش ولی دیدم داره وبال گردنم میشه و تریپ ازدواج برداشته به طرز ماهرانه پیچوندمش.این خاطره من بود ببخشید که طولانی بود ولی ذکر جزییات خالی از لطف نیست امیدوارم خوشتون اومده باشه و بدونید هرچی عشقیه زیر چادر مشکیه .نظر یادتون نره.بای</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2604</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس و گذشته لب پله خوب میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%84%d8%a8-%d9%be%d9%84%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%84%d8%a8-%d9%be%d9%84%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 Aug 2019 08:12:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[استادم]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[امروزو]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگشو]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولم]]></category>
		<category><![CDATA[حدودای]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوها]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوطرفه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[عذرخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلشو]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[ندیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیش]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وخودمو]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[3 که بودم با یه فیلم سکسی استاد جوون حدودای 32 33 ساله که بعد ها فهمیدم 34 سالش هست البته مجرد قد بلند و خوش اندام سکسی کلاس داشتم در ضمن خود استاد هم شاه کس همچینی چشم وگوش بسته نبود به دانشجوهای زن و دختر زیاد توجه داشت من هم کونی بدم نمیومد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>3 که بودم با یه فیلم سکسی استاد جوون حدودای 32 33 ساله</h2>
<p>که بعد ها فهمیدم 34 سالش هست البته مجرد قد بلند و خوش اندام سکسی کلاس داشتم در ضمن خود استاد</p>
<h3>هم شاه کس همچینی چشم وگوش بسته نبود به دانشجوهای زن و</h3>
<p>دختر زیاد توجه داشت من هم کونی بدم نمیومد که یه حالی باهاش داشته باشم با این که چراغ سبزو بهش</p>
<h4>یکی جنده دوبار داده بودم ولی بخاطرترس از ابروش چیزی بروز</h4>
<p>نمیداد در واقع معلوم بود که پستون اهلشه ولی نم پس نمیداد تا این که موقع امتحانات رسیده بود بچه ها</p>
<h5>ازش شماره کوس خواستن بالاخره به یه زوری راضی شده بود</h5>
<p>که شماره موبایلشو بده به دانشجوها و تاکید داشت که بی مورد تماس نگیرن نمیدونم چرا این حرفو میزد وقت فرجه ها سکس داستان بود و بچه</p>
<h6>ها بهش زنگ زدن و ازش خواستن که ایران سکس قبل امتحان</h6>
<p>یه کلاس رفع اشکال بذاره کلاس رفع اشکال هم تموم شده و بعد این آخرین باری بود که من دیدمش ترم بعد هم تو دانشگاه ندیدمش از روی کنجکاوی که بپرسم کجاست بهش زنگ زدم بعد از چند بار زنگ زدن گوشی رو برداشت من هم سلام و علیک کردم وخودمو معرفی کردم پرسیدم که تو دانشگاه کلاس نگرفته که جواب داد نه جزء هیت علمی دانشگاه دیگه ای شده موقع خداحافظی گفت که اگه مشکلی درسی داشتم میتونم رو کمکش حساب کنم تشکر کردم و گوشی رو قطع کردم و خیلی هم خوشحال بودم یک هفته بعد بهش زنگ زدم و گفتم که اگه امکان داره بهم کمک کنه اونم قبول کرد قرار شد فردای همون روز ساعت 6 عصر به آپارتمان من بیاد من که کلی اون روز به خودم رسیده بودم و فکر میکردم که دیگه همچی اکی شده منتظرش بودم ساعت حدود پنج شده بود که رفتم و تصمیم عوض شد لباس سکسی که تنم بودو عوض کردم و یه شلوار جین آبی و بلوز آستین کوتاه معمولی با یه شال آبی پوشیدم نمی دونم چرا شاید چون استادم بوده نمیخواستم زیادی خودمو هل نشون بدم بالاخره ساعت 6 شد که استاد اومد ما توی نشیمن رو مبل نشسته بودیم واون توی یادگیری جزوه به من کمک میکرد همش تو این فکر بودم که استاد دوست داره با من سکس داشته باشه یا نه ساعت 7.30 شده بود که کارمون تموم شده بود و استاد هم کیفشو برداشت و آماده رفتن شد منم تا پشت در همراهیش کردم و کلی ازش تشکر کردم که موقع خداحافظی دستشو گذاشت پشت کمرم و گفت سارینا جون دانشجوی خوب من هر وقت مشکلی داشتی تعارف نکن میتونی رو کمکم حساب کنی و خداحافظی کرد و رفت تازه من فهمیدم که اشتباه کردم و اون بیشتر واسه با من بودن اومده بود نه درس دادن به من کلی تو دلم به خودم و موقعیت پیش اومده که به این سادگی از دستش داداه بودم فحش دادم فردا که من از همون درس بالا ترین نمره کلاسو گرفته بودم با خوشحالی به استاد زنگ زدم تا ازش تشکر کنم و گفتم حالا که باعث شده من بهترین نمره کلاسو بگیرم چطوره واسه تشکر از اون فردا رو نهار بیاد خونه من و مهمون من باشه اونم از خدا خواسته قبول کرد اون روز کلی خرید کردم و رفتم خونه و هرچیز که نیاز داشتمو تهیه کردم iهم فرداش صبح هم ساعت 6 بیدار شدم و غذا رو آماده کردم ورفتم حموم و بعد از حموم حسابی به خودم رسیدم که وقتی استاد میاد کاری نداشته باشم مثل دفعه قبل سر ساعت مقرر یعنی 11 اومد و این بار من با یه دامن کوتاه و تاپ صورتی تنگ تنم بود و استاد هم کلی با دیدنم ذوق کرد و فهمید که امروزو رو شانسه کمی با هم حرف زدم من رفتم دو لیوان شربت آوردم و هر دو کنار هم نشسته بودیم که رو به من کرد و دستمو گرفت گفت سارینا جونم که امروز اینقد خوشکل شده نمیگه من خطری میشم منم لبخندی زدم و گفتم مگه استاد شما خطری دارید که گفت اسم کوچیکشو صدا بزنم و راحت باشم و خودشو به من نزدیک کرد ومنم رو مبل لم دادم و لبشو گذاشت رو لبم و منو بوسید و بعد هم گفت سارینا جون دوست داری امروز با هم باشیم و از وجود هم لذت ببریم به علامت مثبت سرمو تکون دادم دوباره خودشو انداخت رو من محکم بغل کرد و این بار با ولع زیادی لب گرفتیم و همین طور لب همو میخوریم شدت گرمی لب و تنشو حس میکردم میخواست تاپمو در بیاره که دستشو گرفتم گفتم محسن جان اینجا نه بریم اطاق خواب. بغلم کرد و با خودش برد تو اطاق خوابم منو رو تخت رها کرد و مشغول لخت شدن شد و خودشو انداخت رو من و گردنمو میخورد و با سینه هام بازی میکرد منم کلی حال میکردمو صدای آخ جون آخ جونم بلند شده بود تاپمو در آورد و شروع کرد به خوردن سینه هام و لیسیدن شکمم لخت بود فقط یه شورت مایو پاش بود کیرشو از تو شرت به خوبی میدیدم کلفت و بزرگ واسه کیرش لحظه شماری میکردم پاهامو باز کرده بود و به کسم و سوراخش نگاه میکرد و میگفت جونم سارینا چقد قشنگه سرشو آورد بین پام فکر کنم با این کارش میخواست ببینه کسم بوی بد میده و تمیزه یا نه من که میدونستم مردا رو این چیزا حساسن کلی صافو صوف کرده و معطرش کرده بودم و از بوی خوب کسم مست شده بود و زبونشو میکشید رو کسم و همینطور بالا و پایین میکرد و رو چوچولم میچرخوند زبونشو داشتم کیف میکردم و میگفتم محسن جون خیلی حال میده عزیزم و با این کلمات من بیشتر حشری میشد و تند تر کسمو میخورد هراز گاهی هم زبونشو میکرد تو سوراخ کسم و میکشید بیرون منم سرشو محکم با پاهام میکشیدم طرف کسم صدام بلند شده بود از وسط پام بلند شد فهمیدم که نوبت منه کیرشو که حسابی شق شده بود و شرتشو داشت پاره میکرد به زور از تو شرتش در آوردم و شروع به ساک زدن کردم حسابی واسش ساک زدم اونم مدام میگفت واااااااااااااااااای آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ جون سارینا چه حالی میده و سرمو ثابت نگه داشت تو دهنم تلمبه میزد گاهی هم کیرش میخورد به ته گلوم و به سرفه میافتادم کیر کلفت و بزرگی داشت بعد کلی ساک زدن منو دوباره رو تخت خوابوند و پاهامو از هم باز کردو کیرشو گذاشت سر سوراخ کسم و یه فشار محکم داد کیرش تا ته رفت تو کسم و گفتم آآآآآآآآآآآخ محسن جون آروم تر کیرش تو کسم جا شد و پاهامو با دو دستش داده بود بالا و تلمبه میزد منم کلی حال میکردم و میگفتم محسن جون بکن خیلی کیف داره بکن تندتند بکن کیرت خیلی حال میده به کسم. اونم با سرعت بیشتری تلمبه میزد بعد بلند شد و خودش خوابید رو تخت و گفت خوب سارینا جون بیا بشین رو کیرم و کمی کیر سواری کن ببین بهت حال میده منم نشستم و تا ته کیرش رفت تو کسم و خودمو بالا پایین میکردمو آخ آآآآآخ میکردم بعد از چند دقیقه بلند شدم و برعکس نشستم رو کیرش اونم از پشت سینه هامو گرفته بودو آآآآآآآآآآآآآآآآخ وااااااااااااوووووف میکرد بعد هم بلند شد منو وایسوند و یه پامو گذاشت لبه تخت و سرپا کیرشو کرد تو و محکم تلمبه میزد بعد چند دقیقه گفت سارینا جون از کون هم منو مهمون میکنی گفتم آره بشرطی که زیاد دردم نگیره منو سگی خوابوند رو تخت و کمی با انگشت سوراخ کونمو بازی داد و انگشتشو کرد تو کونم و بازی داد کمی بعد هم چون چیزی نداشتم کمی روغن زیتون مالید به کیرش و سوراخ کون من و سر کیرشو کرد تو کونم اولش خیلی میسوخت و درد داشت بعد دردش کمتر شد ولی باز اذیت میشدم و کمی بیشتر فشار داد و کیرش که حسابی چرب شده بود سر خود و رفت تو کونم درد داشتم نمیذاشتم راحت تلمبه بزنه کمی بعد دردش کمتر شد و یواش یواش تلمبه میزد کمی منو از کون کرد و کلی حال داد بهش و همش میگفت سارینا چه تنگو گرمه بعد کیرشو در آورد و دید که تمیز همون جوری کرد تو کسم و محکم تلمبه زد خیلی حال میداد کم کم داشتم ارضا میشدم جیغ میکشیدم و میگفتم محسن بکن تند تند بکن جر بده که ارضا شدم همین طور از پشت روم خوابید کمی که آروم شدم گفت سارینا ازم ناراحت نشو من موقع ارضا کمی وحشی میشم و ممکنه حرفای بد بهت بزنم از دستم ناراحت نشو عزیزم گفتم راحت باش محسن جان و دوباره منو سگی خوابوند و از پشت کرد تو کسم و محکم به کونم ضربه میزدو میگفت سارینا جونم میخوام پارت کنم امروز و تند تند تلمبه میزد کمی کسم میسوخت و میگفتم آآآآآآآآآآخ محسن سوختم کسم درد گرفت آروم تر و اون تندتر میکرد انگشت بزرگشو هم کرد تو کنم و میگفت دوطرفه جرت میدم سارینا احساس میکردم از کنترل خارج شده و وحشیانه تلمبه میزد اینجوریشو دیگه ندیده بودم کسم کمی درد میکرد و میگفتم محسن آروم تر و اون همین طور محکم میکرد و به باسنم هم ضربه میزد و گاهی هم فحش میداد باسنم قرمز شده بودن از شدت ضربه هایی که میزد یهو شدتش تند تر شد و برگشتم دیدم صورتش هم خیس غرق شده و داد بلندی کشید و سریع کیرشو کشید بیرون و رو کمرم ارضا شد و بعد هم کلی منو بوسید و عذرخواهی کرد که اگه حرفی زده ناراحت شدم به دل نگیرمو از این حرفا با هم رفتیم دوش گرفتیم و بعد هم من میزو آماده کردم و غذا رو گرم کردم و با هم سر یه میز نشستیم بعد از طلاق با مردی سر یه میز دوتایی اونم تو خونه من غذا نخورده بودم واقعا خوب بود بعد از غذا محسن پیشنهاد داد که جزومو بیارم و کمی باهام کار کنه من رو پاش نشسته بودم اونم مسائلو توضیح میداد که دستشو گذاشت وسط پام و متوجه شد که زیر دامن شورت نپوشیدم رو به من کرد و خندید و گقت ای ناقلا اونم کیرشو در آورد همون جور که نشسته بودم تو کسم کرد و بحثو ادامه داد و بعد کمی منو به طرف میز حل داد حالت سگی و شروع به کردن کرد و گفت هی میخوام بهت درس یاد بدم ولی تو که نمیزاری و دوباره ما همونجا سکس کردیم و بعدش چون خیلی خسته بودیم تا عصر تو بغل هم خوابیدیم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%84%d8%a8-%d9%be%d9%84%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2645</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.011 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 03:03:26 by W3 Total Cache
-->