<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میکردبی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d8%a8%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:05:29 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میکردبی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دوربین مخفی از ی سکس خوب و کامل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Dec 2019 09:38:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اوووووووووووووف]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاها]]></category>
		<category><![CDATA[اینقده]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارش]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بودماونم]]></category>
		<category><![CDATA[تکراری]]></category>
		<category><![CDATA[جورائی]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوردن‬]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیییییی]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[رومانتیک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانيت]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادش]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکش]]></category>
		<category><![CDATA[كاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرماشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماراتن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوای]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواره‬]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رفت و ما بازهم تنها فیلم سکسی شديم با حرفای دوپهلوئي که جلو منشیه گفت انتظار داشتم بلافاصله بهم بپره ولی اون به كارش ادامه داد &#8230;انگار سکسی عجله داشت زودتر كاراشو تموم كُنهنفسش خیلی شاه کس نزدیک بود … گرماشو رو لپم کاملا حس میکردم &#8230;موزيك ملایم ٍ، رومانتیک و وسوسه کونی کننده ای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رفت و ما بازهم تنها فیلم سکسی شديم با حرفای دوپهلوئي که جلو</h2>
<p>منشیه گفت انتظار داشتم بلافاصله بهم بپره ولی اون به كارش ادامه داد &#8230;انگار سکسی عجله داشت زودتر كاراشو تموم كُنهنفسش</p>
<h3>خیلی شاه کس نزدیک بود … گرماشو رو لپم کاملا حس میکردم</h3>
<p>&#8230;موزيك ملایم ٍ، رومانتیک و وسوسه کونی کننده ای بود …ايندفعه منم یه جورائی راس كرده بودم … دوست داشتم زودتر</p>
<h4>شروع جنده كُنهپای راستمو از یونیت انداختم بيرون و به بهانه</h4>
<p>فشار ناشی از درد هی بيشتر پستون میچسبوندم به پاش&#8230;به شلوارش نگاه كردم … كيرش داشت يواش يواش بلند ميشدگرمای پاهاش</p>
<h5>، موزیک کوس آرووووووم و ماراتن سکسی ناتمام &#8230;همه و همه</h5>
<p>خمااااارم کرده بود …نیاز داشتم … به حرفاش … به دستاااااش و بازیاش &#8230;ولی اون کاملا تو كارش غرق شده بود پيش سکس داستان خودم گفتم بازم</p>
<h6>بايد قلقلکش كنم &#8230;.!!!واسه همين بهش گفتم …می ایران سکس گما …تو</h6>
<p>واسه هيچكدوم از مریضات در رو نمیبندی !!!iجواب داد … آآآآآره ولی تو با بقيه خیلی فرق داری&#8230;ادامه دادم : صددردصد&#8230;. ولی ايندفعه ديگه چرا بستی … ؟ مگه ميخوای چی كار كنی … ؟خنديد و جواب داد … مگه نشنیدی به منشیم چی گفتم ؟ &#8230; کاری رو که با تو شروع کردمو باید تموم کنمنااااااااامرد &#8230; این باید رو اونقدر محکم گفت که بدنم لرزید &#8230; ( یعنی واقعا میخواد بکنه ؟؟؟؟ )با يه عشوه خاصی بهش گفتم :کووووووووور خوووندی !!!عمرا اگه بزارم منو بکنی &#8230;.. اينو كه گفتم بدون هیییچ حرفی يهو ميزِ كار شو زد كنار و خودشو كامل انداخت روم …لبم و به دهن گرفت و در حالی كه لبم و ميخورد دوطرف صورتمو گرفت تو دستهاشبا اینکارش بخوبی دهنمو بست و من دیگه اصلا نمیتونستم اعتراضی بکنم یه جور‌ایی روم خوابیده بود که كيرشو كاملا وسط پام حس ميكردمشده بود قد چناااااااااااااااارواسه اینکه نشون بدم دارم مقاومت میکنم زیر بدنش دست و پا میزدماونم با حرکت دادن کیرش رو کسم ادای کردنو در میاوردبزرگ و سفت به نظر میومد ….دست چپشو گذاشت رو سينم و از رو مانتو محكم گرفت تو مشتش …همزمان با خوردنِ لبم شروع كرد به ماليدنِ سينم &#8230;اون يكی دستشو هم از بغل برد پشت کمرم &#8230;از بالای دامنم فرستادش تووووو و پشت کونمو گرفتدستااااش گرم بود و پوست کوووونم لطیییییییییییییف &#8230;وای خدااااااااااا&#8230; خيلییییییییییییییی توپ بودهمزمان هم سينمو ميماليد ، هم لبمو ميخورد و هم با كونم بازی ميكرد &#8230; اوووووووووف دستشو از بالای یقم كرد تو و سينمو در اورد …حالا ديگه سينه هامو لختِ لخت ميماليد … اوووووففففمقاومتم تموم شد و ديگه از حال رفتم …آخه من نسبت به سينه هام خیلیییی حساسمسست شدم …با هر دو دستم شونه هاشو گرفتم &#8230;چشامو بستم و تو خوردن لبام کمکش کردم … شالمو کنار زد …لبمو رها کرد &#8230;سرشو برد پائين و … شروع كرد به خوردنِ گردنمخووووووب كه ليسش زد ، لباشو آروم آروم از رو گردنم آورد پائين…لباشو رو گردنم کشید و کشید تا رسید به بالای سينم ..اووووووووفی&#8230;.. با دستش زيرِ سينمو گرفت … آوردش بالا و گذاشت تو دهنش …وای خدااااااااااااااا…سینمو کاملا به دهن گرفته بود و با زبونش با نوكش بازی ميكرد…اوووووففففمنم دیگه فقط ناله ميكردم …وووووووی خدااااااااااا &#8230;اوف … اوووووووووففففففی &#8230; نقطه ضعفمو پيدا كرده بود ( سينه ام ) و بخوبی داشت ازش استفاده میکرد…بی حال بیحااااااال شده بودماونم فهميد و سریع دامنمو دور کمرم جمع کرد و دستشو فرستاد لای پام … کسمو محكم گرفت … ووووووووووووووووی نالم بدجوری رفت هواااااااا …نميدونم واقعا داد زدم يا اون بيخودی ترسید !!!يهو از روم بلند شد … سرشو آورد بالا و نيگام كرد( البته کسمو همچنان تو دستش نگه داشته بود ) ولی من ديگه داااااااغ كرده بودم و دلم ميخواست ادامه بدهبا حسرت بهش گفتم چيه ؟ … كم اوردی ؟آب دهنشو قورت داد و گفت … تنت داره میخواره ها …منم با يه صداي خمااااااااار گفتم … آآآآآآآآره …. خیلیییییی …موزیک تو پوست و خونم نفووووذ کرده بود ( جداً بعضی موزیکا آدمو جادو ميكنن ) بازم حمله كرد … سينمو دوباره به دهن گرفت و با دستش کسمو فشار داد …اوووووووووف کسم خیس خیس بود و اونم داشت محکم میمالیدشبا دستم پشت دستشو گرفتم …مثلا سعی ميكردم ورش دارم ولی عملا داشتم فشارش ميدادم تو کسم …اووووووووفی &#8230;يهو ديدم يه چيز خیلی داغ داره روی رونم حركت ميكنه …wowwww نامرد تو اين فرصت كيرشو در اورده بود و داشت ميماليدش به پاهای لختم &#8230;. نااله كردم … وااااااااای نه &#8230;… تو رو خدا …بسسسسسسسسه ديگه …ميترسم …ورش دار …خواهش ميكنم … ولی حساااااابی حشری شده بودم …پشت سرشو گرفته بودم و فشارش ميدادم به سينماونم نامردی نكرد و انگشت شو كرد تووووووو …اوووووووف وای نه ..بسسسه ديگه …داری منو ميكشی عوضی…با انگشتش شروع کرد به ور رفتن و قلقلک کردن توی کسم &#8230;يكم كه انگشت شو عقب جلو كرد و اون تو چرخوند &#8230;يهو حس كردم دارهِ سر كيرشو ميكشه پشت همون دستم …یادمه همیشه پشت دستمو به بهانه های مختلف نوازش میکرد و بهم میکفت دستات خیلی لطیف و خوشگلنحالا داشت کیرشو میمالوند به همون دستا&#8230;یه جورائی خیلی خیلی بدم اومد …چندشم شد &#8230; میدونم باورش واستون سخته &#8230; من واقعا ازش بدم میومد &#8230;با وجود تکراری بودن حرفم ولی باور کنین اصلا قرار نبود حالگیریا و شیطنتام به اینجاها بکشه &#8230;همون اول که کلاه کیرشو پشت دستم حس کردم اینقده چندشم شد که &#8230;ناخودآگاه دستامو پس كشيدم … اونم یه جوووووووون گفت و از خداخواستِه دستشو سریع كنار کشید و …سر كيرشو گذاشت درِکسم …wowwwwwwwwwwwwww چقده هم داااااااااااااغ بود &#8230;از حال رفتم &#8230; سست سست شده بودم و برعکس تصميمی كه داشتم كاملا آماده دادن …اوووووووووووووف خداااااااااااااااکسم اونقده لیز و آماده بود که اصلا نیازی به فشار دادن نداشتاصلا انگار خودش داشت اونو میکشید توووووووووو &#8230; سرشو كرده بود تو … چقده هم کلفت بود &#8230;داشت آرووووووم بقیه کیر دااااغشو هم میفرستاد تو کسم كه …یهو عين آدماي برق گرفته درش اورد …كاملا كشيد كنار … كيرش و برگردوند تو شلوارش و زیپشو كشيد بالا …ميزِ كار شو هم برگردوند سر جاش … ولی من دیگه خیلی حشری شده بودم &#8230;با حسرت به بالا كشيدن زیپش نگاه كردم و با عصبانيت بهش گفتم اه لعنتی … چت ميشه تو هی كه ديدم جدی جدی داره صداي در ميادتق تق …منم سریع خودمو جمع كردمبدونِ اينكه چيزی بگه رفت لای درو باز كرد &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177324</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده بدن ساز و سواری زیبا سر کیر کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Sep 2019 06:13:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آفریده]]></category>
		<category><![CDATA[آمیخته]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اراجیف]]></category>
		<category><![CDATA[ارایشم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استاده]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[استیلی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزی]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[باشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بوددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودوای]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تصورات]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهشن]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دادمتا]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتاز]]></category>
		<category><![CDATA[داشتتا]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترات]]></category>
		<category><![CDATA[دختراش]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درسمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رایگان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارش]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شناختی‬]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[شیطنتم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فابریک]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسها]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لبخنده]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالونده]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مانکنی]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مقایسه]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[مونیتور]]></category>
		<category><![CDATA[میآورد]]></category>
		<category><![CDATA[میافته]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌چسبید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادتا]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبی]]></category>
		<category><![CDATA[میکرددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگایید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[نادونی]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سالم بود که یکی از فیلم سکسی بهترین سکس های تمام زندگیم و هر گز از یادم نمیره&#8230; من شهرستان دانشجو بودم و یک هم خونه سکسی ای داشتم به اسم احمدکه پسر بسیار شاه کس خوش قد و قامت و خو ش هیکل و خوش تیپی بود ولی خیلی شفته کونی بود و فقط [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سالم بود که یکی از فیلم سکسی بهترین سکس های تمام زندگیم و</h2>
<p>هر گز از یادم نمیره&#8230; من شهرستان دانشجو بودم و یک هم خونه سکسی ای داشتم به اسم احمدکه پسر</p>
<h3>بسیار شاه کس خوش قد و قامت و خو ش هیکل و</h3>
<p>خوش تیپی بود ولی خیلی شفته کونی بود و فقط تو کار عشق و عا شقی و از این احمق بازیا</p>
<h4>بود جنده بر خلافش من جز سکس به هیچ چیزه دیگه</h4>
<p>فکر نمیکردم و سعی میکردم هیچ پستون دختری رو بی نصیب نزارم&#8230;بطوری که این موضوع بین همه دوستان سوژه شده بود.</p>
<h5>من و کوس احمد یه آپاتمان دو خوابه داشتیم که بچه</h5>
<p>ها به اتاق من میگفتن خانه سکس و عشرت و به اتاق احمد میگفتن خانه عشق و حسرت .. داستان ما سکس داستان از انجا شروع</p>
<h6>شد که من میدیدم احمد با یه دختر ایران سکس جدید به</h6>
<p>اسم ندا دوست شده و تلفنی با هاش لاو میترکونه و من سعادت دیدار این ندا خانم هنوز پیدا نکرده بودم چون احمد احمق فقط با دوست دختراش بیرون قرار میذاشت و فقط سرویس رایگان به خانما می داد و از کیرش فقط برای شاشیدن استفاده میکرد.شب و روز این احمد با این ندا خانم تلفنی صحبت میکرد و هی میزد زیره گریه طبق معمول یه دل نه صد دل عاشق ندا خانم شده بود و بعضی وقتا هم مخ منو میگایید و برای من درد دل میکرد و دم از عشق و ازدواج و هی میگفت (بهترین دختر زندگیم پیدا کردم از این دختر پاک تر و معصوم تر و بهتر پیدا نمی شه می خوام به مامانم بگم بره برام خواسته گاری ..بدون ندا من میمیرمو&#8230;.)و از این اراجیف .. که عقم میگرفت ولی من به روش نمی زدم&#8230;. تا تولد دوست دختر فابریک من الهام شد که یه دختر شگل و خو ش هیکل و با حال و سگ حشر بود که پایه ثابت من تو سکس بود که به طروق مختلف کس و کونش خودش و حتی چند تا از دوستاشو در موقعیت های مختلف با کیر عزیزم ورز داده بودم (یادش به خیر)که بماند&#8230; الهام تودلشو توی کافی شاپ گرفته بود و همه رو دعوت کرده بود تو کافی شاپ نشسته بودیم و مشغول کس کلک بازی بودیم که احمد با یک دختر خانم.. دختر نگو &#8220;یه تیکه جواهر یه قرص ماه یه فرشته&#8230;&#8221; وارد شد و احمد معرفی کرد &#8220;ندا خانم هستن&#8230;.&#8221; و من دیگه هیچی نشنیدم همه پسرای مهمونی مات و مبهوت این نعمت بی همتای خدا شده بودن همه پسرا فکا آویزون و له له زنون&#8230;منو که دیگه نگو که با ارنج الهام که به پهلوم کوبید از هپروت پریدم بیرون ..الهام با عصبانیت و چشم قوره و با یه حالت تمسخر آمیزی به هم گفت &#8220;بسه دیگه با چشمات ندا رو حامله کردی&#8221;.. آقا نمی دونی این ندا خانم چی بود&#8230; قور بونت برم خداانگار خدا تمام آدمارو تو یک روز آفریده بود و یک هفته وقت گذاشته بود این ندا رو درست کنه این ندا خانم هیچ عیب و ایرادی تو صورت و بدنش نداشت یه دختر سفید رو چشم ها عسلی درشت یه برقی تو چشم ها بود که من تو چشم هیچ زنی تا به امروز ندیدم.مو های خرمایی هیکل مانکنی و کاملا سکسی قد 170 &#8230;پاهای ترکه ای و کشیده ..باسن قلمبه..سینهاش تقریبا سایز 70 و سر بالا..یه مانتو تنگم تنش بود که کاملا میشد حدس زد زیره این پوشش مزاحم چی داره و چه لعبتیه.تو تولد همه دخترا حسابی به سر و صورتشون مالونده بودن و برای اینکه کم نیارن حسابی ارایش خفن کرده بودن ولی ندا جون بدون آرایش از همشون سر تر بود که هیچ دختری دیگه به چشم نمیومد به طوری که همه دخترا یه جوری نگاش میکردن..خودشم فهمیده بود حسابی جو لان میداد..برای اولین بار به این احمد حسودی کردم .. تو دلم میگفتم &#8220;خاک بر سرت کیوان این احمد این جیگر و از کجا پیدا کرده که تو ندیدیش&#8221;. من کلا هنگ کرده بودم . ندا که از جاش تکون میخورد چشم من به اون باسن زیبا و پاهای خوش تراشش می افتاد اقا کیرم میچسبید زیره حلقم&#8230;کم مونده بود تو تولد شلوارم خیس کنم(خداییش الان بعد از این همه سال باز یادم میافته کیرم خبر دار وای میسه)..از تر سم تا اخر مهمونی از جام تکون نخوردم و در خیال کس و کون ندا خانم سیر میکردم&#8230;که الهام حسابی شاکی شده بود..خلاصه مهمونی تموم شد ولی فکر ندای جیگره من مگه تمومی داشت..از اون روز به بعد دیگه سکس با هیچ دختری حال نمیداد چون هم رو با ندا مقایسه میکردم .حتی الهام برای اینکه کم نیاره &#8220;انگار چیزی حس کرده باشه&#8221;بیشتر برام سنگه تموم میذاشت حتی یه بار با دو تای از دوستای جیگرش که خیلی باهاشون صمیمی بود مست کرده اومدن خونمون 3 به یک یه سکس پارتی راه انداختیم ولی نمودونم چه مرگم بود من فقط ندا رو می خواستم..یک لحظه از ذهنم بیرون نمیرفت &#8230;از این جریان خیلی گذشت و من سر ندا بیشتر به دردو دل احمد گوش میکردم و تو این زمینه بیشتر باهاش همراه بودم وحتی تو گریه های احمد(احمق..بی شعور) دل داریش می دادم و احمد تو حرفاش می گفت&#8221;ندا دختره پاکی تا حالا با هیچ پسری نبوده ..ظاهرشو نگاه نکن ندا خیلی مذهبی..نماز میخونه..روزه میگیره ..با من که دوست پسرشم دست نمیده..خیلی پاستوریزس و&#8230;&#8221;حرفای احمدو جدی بودن تصمیم احمد برای ازدواج با ندا باعث شد که من سعی کنم کار روی مخ ندا رو یواش یواش از ذهنم بیرون کنم و به خودم بقبولونم که ندا صاحب داره.تا اینکه یه چند بار ندا جون زنگ میزد خونه که با احمد صحبت کنه اتفاقی من جواب میدادم و سلام و احواپرسی میکردیم(نمی دونید چه صدای ناز و شهوت انگیزی داشت.تا صداشو میشنیدم کیرم راست میشد ) تا بیشتر با هم آشنا شدیم و صمیمی تر تا جایی که بعضی اوقات در مورد احمد و مشکلات احمد با من درد دل میکرد و باعث می شد آتیش من تند تر شه ولی من بازم سعی میکردم از فکرش فرار کنم . یواش یواش احمد آقا جرات کرد و چند بار ندا جونو آورد خونه ولی خاک بر سر هیچ کاری نمیکرد&#8221;البته حقیقش این موضوع یجوراای هم حرسمو در میآورد از بی عر ضگی احمد و هم خوش حال می شدم &#8221; تا اینکه دیگه ندا جون پاش به خونه ما باز شد و هر وقت دلش می خواست میو مد و میرفت و میونه من و ندا بهتر میشد.حتی یکی دو بار که من با دوست دخترم تو اتاق خودم بودم و مشغول سکس احمد الاغ ندا اورده بود خونه و ندا هم از اه اوه و جیغ جیغ دخترا دستش امده بود که من چیکاره ام و من دیگه مطمئن شدم که ندا رو از دست دادم.تا فصل امتحانات پایان ترم شد . معمولا دانشگاها 1-2 هفته کلاسها رو تا شروع امتحانات تعطیل (فر جه امتحانات)می کنند .احمد رفت تهران ولی من چون تنها راحت تر در س می خوندم موندم و نرفتم اواخر فرجه امتحانات بود که تلفن خونه به صدا در آمد.ای جووون ندا بود با اون صدای ملیح و شهوت انگیزش .من که طبق معمول سیخ کرده بودم . بعد از احوالپرسی گفت&#8221;آقا کیوان شنیدم شما کامپیوتر خیلی واردی من یه پروژه دارم میشه شما کمکم کنی&#8230;&#8221; من سریع گفتم &#8220;خوشحال میشم&#8221; تو دلم گفتم جیگر تو جون بخواه بعد سریع گفتم &#8220;یه کافی نت قرار بزاریم&#8221; ندا گفت:&#8221;نه کافی نت نمیشه میام خونتون&#8221; من کمی جا خوردم چون ندا بدون احمد نزدیک خونه ما نمیشد بلافاصله و با یه لهنه تنه داری گفتم&#8221;احمد هنوز نیومده ها..شما که از من بیشتر خبر دارید&#8221; گفت&#8221;می دونم چه بهتر ..احمد بود همش میخواد گیر بده و اذیت کنه.فقط خواهشن شما به احمد چیزی نگید میشناسیش که خیلی حساس&#8221; منم قبول کردم قرار شد فردا صبحش بیاد خونمون من تا خود صبح با خودم کلانجار رفتم درست مثل اولین قرار که با یه دختر داشتم ..هی افکار پلید میومد تو ذهنم و هی خودمو آروم میکردم خلاصه خیلی بی قرار بودم و تا خوده صبح دهنم صاف شد ولی دست آخر با خودم و کیرعزیزم کنار اومدم که مثل یه مرد رفتار کنم و اصلا به سکس با ندا فکر نکنم چون هم نا مردی در حق احمد بود و هم با توجه از شناختی که از ندا داشتم.بلاخره صبح شد و صدای در خونه به صدا در آمد ای جون ندا آمد تو چه تیپه نازی زده بودنامرد این بار یه کوچولو ارایشم کرده بود که نمی دونید چی شده بود ..که موقع احواپرسی من به پته پته افتادم ..ولی سریع خودم جم کردم و ژست جدی به خودم گرفتم.. و دعوتش کردم تو وای چه لعبتی بود وقتی جلوی من راه میرفت نمیتونستم چشم از اون کون خوشگلش که از زیر مانتو بالا پایین میرفت چشم بر دارم خلاصه بعد از وارد شدن به پذیرایی روی مبل نشست و شرع کرد به صحبت در مورد امتحانات وقتی از روبر دیدمش و چشمم به صورت زیبا و اون سینه های زیبا که از زیر مانتو مثل دو تاگوی بلوری بیرون زده افتاد کم بود بپرم روش ولی یاد قراری که با خودم گذاشتم افتادم در همین حین یک لحظه با هاش چشم تو چشم شدم نمیدونید تو چشماش یه برقه شهوت انگیز همراه با لطافت داشت که کم بود قالب تهی کنم یه لحظه به خودم امدم دیدم کیرم دارهراست میشه برای اینکه تابلو نشه من سریع رفتمت تو آشپزخونه از تو آشپز خونه گفتم &#8220;ندا خانم چایی یا کافی&#8221; گفت&#8221;چایی&#8221; من سریع با دست پاچگی دو تا چایی ریختم و برگشتم&#8221;توی این دو قدم راه هی به خودم میگفتم&#8221;چه مرگته کیوان..به خودت مسلط باش &#8221; تا رسیدم به پذیرایی دیدم ندا جون خودش روسری و مانتو شو در آورده و نشسته رو مبل(اینو یادم رفت بگم ندا قبلا هر وقت میومد خونمون مانتو و روسریشو جلوی من و احمد در نمی اورد)&#8221;وای نمودونی این ندا چقدر زیبا بود و بدون روسری چقدر زیبا تر مو های طلایی &#8211; خرماایشش ریخته بود روی شو نه هاش و یه بخشی رو صورتش ..این دختر واقعا مظهر زیبایی زنانه بود یه تیشرت جذب مشکی پوشیده بود با یک شلوار جین تیره که در اون زیباای بدنش کاملا مشهود بود این ندا رو انگار خدا با فتو شاپ اصلاحش کرده بود..هر چی بگم ..نمیتونید تصور کنید یک ظرافتای زنانه در رفتارش داشت که در کمتر زنی من دیدم در عین حال خودش هم خیلی زیبا بود و هم خوش هیکل.. &#8221; از نگاه خیره و شهوتی من یه چیزای فهمید و گفت&#8221;ببخشید دیگه من لباس راحت پو شیدم که راحت به پروژم برسم&#8221;من که هنوز مهو این زیبا بودم ..بی اختیار گفتم&#8221;این جوری خیلی خوشگل تری&#8221; من سریع حر فو عوض کردم و گفتم بفر مایید چایی..اونم سریع لپاش گل انداخت و خودشو جم کرد و با لحن خیلی ارومی گفت &#8220;خواهش می کنم..چشماتون خوشگل میبینه..ممنون از چا یی&#8221; و نشستم رو بروش. حصابی قاطی کرده بودم و نمیدونستم چی بگم..یه 2 دقیقه ای به سکوت گذشت و هی زیر چشمی ندا جو نو نگاه میکردم .بعد برای اینکه جو عوض کنم گفتم&#8221;چرا چایی تو نمی خوری یخ کرد گفت&#8221;با شیرینی خودم بخورم&#8221;دیدیم ای دل قافل از حولم قند نذاشتم سریع پریدم از آشپز خونه قند بیارم .توی این دو قدم راه تو آشپز خونه و برگشت نمیدونی تو ذهنم چه آشوبی بود برگشتم و گفتم&#8221; درسته شما خیلی شیرینی ولی این دفعه چایی رو با قند میل کنید&#8221; .. ندا سر شو بلند کرد دیدم یک دفعه چشماش گردشد و سریع جهت نگاهشو از من به یک سمت دیگه دزدید و سریع خودمو یه ور انداز کردم دیدم ای دل قافل کیرم مثل چماق ازتو شلوار گرمکن از خودم جلو تر زده بیرون. با یه حرکت سریع قند گذاشتم روی میز و رفتم آشپز خونه ..رفتم یه لیوان اب خوردم و با خودم گفتم&#8221;گندت بزنه&#8221; کمی صبر کردم و سعی کردم به اعصابم مسلط باشم بعد خیلی ریلکس رفتم تو پذیراای و رو به ندا کردم و گفتم&#8221;اگه چایی تو خوردی بریم سراغ پروژه شما &#8221; ندا هم با همون صدای دلنشینش گفت چایی مو باخودم میارم &#8221; منم چایی مو برداشتم و به پیشنهاده من رفتیم تو اتاق من(خانه سکس و عشرت) من نشستم پشت سیستمم و روشنش کردم و ندا هم نشست روی تخت من یه توری که بتونه مونیتورو ببینه بعد گفتم&#8221;خوب کارت چیه&#8221; ندا از اتاق رفت بیرون تا از تو کیفش که تو پذیرایی بود کا غذا شو بیاره..تو همین فاصله من به این فکر میکردم که تا حالا هر دختری وارده این اتاق شده فقط برای سکس و کس و کون دادن بوده بعد تو همین حال بودم که یه نرمی و اتر خوشی رو روی صورتم احساس کردم ..دیدم مو های ندا زمانی که از با لا سره من دو لا شده تا کا غذا شو بزاره رو میز یه بخشی از مو هاش ریخته تو صورته من. وای به بهونه اینکه مو ها رو از صورتم کنار بزنم لمسش کردم وای دوباره شهوتم زد بالا طوری که داشتم دیونه میشدم و نمیدونید مو هاش چه اتر تحریک کننده ای داشت دوباره کیرم سیخ شد دیگه نمی تونستم کنترلش کنم ندا تو همون حالت دولا دستش روی میز و باسن قمبل کرده کناره من استاده بود و به صفحه مونیتور نگاه میکرد وای خدای من نمیدونید از بغل قمبلش چه استیلی داشت اب دهنمو قورت دادم دیدم گلو از شهوت خشک خشک یه قلوب چایی خوردم .بعد چشم افتاد به گردنه سفید ندا که از لای مو های خوشگکلش پیدا بود همون جا یه لحظه خواستم دل به دریا بزنم و لبامو بزارم رو گردنشولی باز خودمو کنترل کردم.بعدندا گفت&#8221;برنامه پاور پوینت داری&#8221; با یه منگی حاصل از شهوت گفتم &#8220;نه الان برات نصب میکنم&#8221; کشومیز باز کردم تا سی دی بر نامه رو بردارم در حین نصب بر نامه دیدم ندا هی تو کشو منو نگاه میکنه و هی خنده مر مو زانه میزنه وقتی دقت کردم دیدم که ای داد بسته کاندومه تو کشو باز شدن و پخش شده تو کشو ..منم شیطنتم گل کرد و گفتم&#8221;کم این ابزاره کار منو دید بزن مگه خودت خوار ناموس نداری&#8221; ندا هم یک دفعه از خنده ترکید و با هم زدیم زیره خنده تو همون حالت خنده گفت&#8221; ما شالا چقدرم پور کاری.. یه چند بار که خودم صدای کارایا خدماتی که تو این اتاقت برای دوست دخترات میکردیو شنیدم.. تازه احمدم گفته که ما شالاه خیلی پسره پر تلاش وپر کاری هستی ..احمد زیاد از تو برام میگه&#8221; دوزاریم افتاد که احمد الاغ برای اینکه خودشو خیلی خوب و بچه پیغمبر نشون بده هم تو دل ندا بیشتر جا وا کنه بر نامه های منو برای ندا تعریف کرده ولی با این کارش خودشو بیچاره کرده چون تو همین لحظه ندا با یه حالت خواستی گفت&#8221;خوش به حال دوست دخترات.. خدا شانس بده..از احمد بخاری بلند نمیشه&#8221; من با این جمله حسابی جا خوردم.با یه لبخند تلخ رفت نشست روی تخت ..منم که شهوتم دیگه امونمو بریده بود و دیگه طاقتم طاق شده بود از فرصت استفاده کردم و رفتم کنارش روی تخت نشستم یه طوری که پاهام چسبید به اون رونای خوشگلش و آروم دستمو انداختم دور کمرش و تنمو به تنش چسبوندم ..دیدم اصلا ناراحت نشد(وای خدا باورم نمیشد دستم دوره کمره ندا جونه)و ندا یه لبخنده خیلی شیریناز سر رضایت زد .بعد گفتم&#8221;نگران نباش درست میشه&#8221; و ندا با یه لحن خیلی نا امیدان گفت&#8221;احمد درست بشو نیست یه جو رایی مشکل داره یکسری نیاز ها رو در دوستی حس نمیکنه منو درک نمیکنه..که منم به بعضی چیزا نیاز دارم احمد خیلی خنگه خوش به حاله دخترای که با تو دوست میشن&#8221; با شنیدن این حرف من قفل کردم باورم نمیشد این حرفا رو دارم از ندا میشنوم.باورم نمی شد چسبیدم به ندا جون بع نگاه کردم به صورت ندا دیدم با چشماش قفل رو کیرم که عین برج از وسطه پاهام زده بود بیرون..برای اینکه توپو بندازم تو زمین ندا و دیدم کمی زود برای رفتن تو کاره ندا البته نمیدونی دل برای کردن ندا چه تاپو تو پی میکرد..بی منظورگفتم &#8220;بیا یه کاری بکنیم از این حالو هوا غم و قصه در بیای&#8230;چیکار کنیم ندا جون؟&#8221; ندا گفت &#8220;شیطونی&#8221; که باز جا خوردم باورم نمیشد ندا همچین چیزیو بگه باز زدم خودمو به نادونی و گفتم &#8221; خوب برای شیطونی از کجا شروع کنم&#8221; ندا گفت&#8221;از لبام&#8221; که دیگه من تحمل نکردم و ندا جونه خوشگله با تما م وجود چسبوندم به خودم و لبامو گذاشتم رو لباش&#8230;.وای چه لبایی شراب ناب شیراز ..منکه از حشریت و کمی نا باوری (که ندای معصوم..خوشگل و مامانی و جیگر تو بغل منه و من دارم می بوسمش )وای ندا با اون لبای خوشگلش چه حالی میداد بی شرف خوب تا حالا با هیچ پسری نبوده..من سریع رفتم سراغ زیر گلوش و پشت گردنش نمیدونی چه پوست لطیف داشت که با اون اتر موهاش چه حال شهوانی به هم میدادتا می تونستم لیسیدم یه لحظه به خودم امدم دیدم ندا از زور شهوت محکم دست انداخت دوره کمرم و سینه های خوشگل و سفتشو میماله به من و صدای اه و اوهشم که هی داشت بلند تر میشد(وای خدا این ندا داست داره تو بغله من داره از شهوت میسوزه و این طور با شهوت بدنه منو طلب میکنه باورم نمیشد) این دختر تو همه چیز عالی &#8230;(آخ الان که تعریف میکنم دوباره شق کردم).منم با دستم شروعکردم به کار کردن روی اون بدنه زیباش اول دست کشیدم به کمر و بعد باسن یه لحظه دیدم یه قسمتی از تی شرتش بالارفته و وقتی دستم به قسمته لخته بدنش میخوره صدای اهو اوهش سنگین تر میشه منم گذاشتم حریص تر شه و همینطور دستمو به پشتش و سینه های مثل سنگش و کشا له های رونش میکشیدم و هر از چند گاهی آروم کو س نرمشو از رو شلوار لمس میکردم یواش یواش تی شر تشو در آوردم وای یه سوتین مشکیه براق تنش بود وای خدا تمام زیبا در این دختر یکجا بود و من از این همه زیباای واقعا منگ بودم..بعد با همون حالت چسبیده به هم خوابوندمش رو تخت و خودم خوابیدم روش ..شروع کردم به خوردنه سینه هاش از روی سوتینش..نمیدونید بدنش چه بوی خوش و بهشتی میداد.ندا انگار یک موجود فرا زمینی و یک حوری بهشتی بود.دیدم ندا دست کرده زیر تی شر تم و داره بدنه منو لمس میکنه و باز انگار من در خواب بودم و داشتم خواب میدیدم..ولی واقعی بود اون همه لذت نمیتونست خواب باشه..من سرع تی شر تمو در آوردم و تمنمو چسبوندم به اندام زیبای ندا و دوباره شروع کردن به خوردن این نعمت بکر و زیبای الهی و فکر میکنم ندا هم دقیقا مثل من لذت میبرد چون ضرب آهنگ معاشقمون با هم یکی شده بود و همزمان با هم اه از سر لذت میکشیدیم بعد ندا از روی شلوار کیرمو محکمو محکم گرفت و دوباره با هم یک اه کشیدیم که دیگه اهای من به نعره تبدیل شده بود از سر لذت .من آروم دستمو از روی سینه هاش بردم به سمت پهلوش و آروم رفتم پایین تا به باسنش رسیدم و بعد از مالیدن اون باسنش دستمو اروم بردم سمته دکمه شلوارش و بازش کردم ..باورتون نمیشه این دختر اینقدر زیبا بود که دوست نداشتم از هر قسمت از بدنش به این راحتی و سر سری بگذرم و کارم زود تموم کنم..می خواستم نهایت لذت ببرم.بعد آروم شلوارشو در آوردم ..شرتش با سوتینش ست بود.وای خدای من نمیدونید چه پاهای خوش تراشی داشت وقتی شلوارش در اوردم نشستم روی پاهاش و یه چند لحظه ای مات زیباای بدن ندا شدم که در همون لحظه چشم های زیبا شو باز کرد و نمدونید زیبای برق نگاهش با آمیخته شدن به شهوت و نیاز چند برابر شده بودو ترکیب با اون اندام ظریف که در برابر من روی تخت دراز کشیده بود چه چیزه خیره کنندهای بود .ندا دستشو دراز کزد و منو کشید سمت خودش وگفت &#8220;بغلم کن عزیزم&#8221; منم دوباره رو ندا دراز کشیدم دوباره شروع به خوردن لبها کردن و سینه های و تمام بدنش .درست مثل یه بره رام بود(که برای من خیلی جا تعجب داشت یه دختر در اولین تجربه سکسش اینقدر رام باشه) رو به پشت چر خوندم طوری که دمرو شد..بعد سوتینشو از پشت با زبونم باز کرد و همینطور به خوردن ادامه دادم و رفتم سمت پاهای زیبا و با زبونم تمام بدنشو لمس کردن طوری که ندا جای ناله ..زوزه میکشید بعد از روی شرت آروم کسشو بو سیدم و بو ییدم (دیگه تا الان کوس به این خوش بویی کمتر دیدم) از روی شورتش شروع کردم به لیسیدن کس خوش بو ونرمش..وقتی زبونم با کس ندا تماس میگرفت نمیدونید چه رعشه ای میگرفتو چه اهی از سر لذت میکشیدو چه جوری بالشه بد بخت منو چنگ میزد و بعد اروم شورتشو از پشت کشیدم پایین بعد دوباره چرخون برگردوندمش و به پشت خوابید و رو به آسمان وای ندا جون لخت جلوی من و رو تخت من دراز کشیده و با نگاهش چطور منو خواهش میکنه (باورم نمیشد) در این موقعیت به جای هر کاری دوست داشتم نگاهش کنم وای نمیدونید همون طور که حدس میزدم حتی شاید بهتر از تصورات من سینه های سفید سفت سر بالا با یه لکه صورتی رنگ زیبا .روی کسشم چند تار مو ی طایی رنگ از مو های سرش روشن ترولی پا هاشو به هم چسبونده بود و نمیتو نستم کسشو خوب ببینم. بدن سفید یک دست بدون هیچ خط و خشی و گوشت یا چربی اضافه در تناسب کامل دوست داشتم بلندش کنم تا وسط اتاق برام چرخ بزنه تا بیشتر نگاهش کنم ولی نگاه ندا پر التماس بود و برای اینکه حالشو خراب نکنم این کارو گذاشتم برای بعدسریع شلوار و شورتمو در اوردم ..ندا دوباره دستشو سمت من دراز کرد و من دوباره روش دراز کشیدم و دوباره شروع به خوردنش لبهاش..گردنش ..سینه های سفت و خوشگلش و ندا خودش دست دراز کرد و کیرمو تو مشتش گرفت بعد یواش رفتم پایین تا دوباره رسیدم به کوسش اروم پا هاشو از هم باز کزدم وای چه کس کو چو لو موچولوی آکبند صورتی بدون هیچ گوشت اضافی دیگه طاقت نیاوردم خواستم برم سمتش ندا دست گذاشت فکر کرد کیرمو میخوام بکنم توش بعد به آرومی گفتم&#8221;نترس عزیزم فقط می خورمش&#8221; و بعد رفتم سوراغش اول حسابی دورشو خوردم تا ندا جری تر شه .کسش ورم کرده بود و خیس خیس بود یواش یواش رفتم با زبون سراغ کسش و آروم چوچولشو میخوردم نمیدونید ندا چه کیفی میکرد..دیگه جیغ میزد ومحکم بازوهامو چنگ میزد و بعضی وقتا مو هامو میکشید..نمیدونید به بدنش چه پیچو تابی میداد و هر ازگاهی زبونمو میکردم کمی تو کوسش که دیوانش میکرد..کوس ندا دیگه سرخ شده بود و چوچوله کوچولوش ورم کرده بود ..منم به کارم ادامه دادم تا جیغای ندا ممتد شد و یک باره یک جیغه خفن کشید که فهمیدم ارضا شده و باز من ادامه دادم تا بیشتر حال کنه تا زمانی که گفت&#8221;ترو خدا بسه کشتی منو&#8221; بعد رفتم کنارش دراز کشیدم و بغلش کردم به آرومی گفت&#8221;مرسی کیوان جون خیلی دوست دارم&#8221; من انجا تو ذهنم گفتم &#8220;کون لقت احمد خاک بر سر بی لیاقتت&#8221; من خودم هنوز ارضا نشده بودم ولی مثل دیونه ها دوست داشتم باز تو کف شهوتش بمونم میتونستم از کون بکونمش ولی دلم نیومد (البته چند ساعت بعد دوباره رفتیم تو کار هم که دوباره هم از خجالت ندا در امدم و هم کیر عزیزم)و این شد که ندا خوشگله شد واسهمن از احمد جدا شد و من به احمد حقیقتو گفتم و حسابی میونمون شکر اب شد و از هم خو نمونو جدا کردیم بعد دیگه من فقط با ندا جون بودم و دیکه به مراتب بعضی وقتا تو روز چند بار.. هر روز سکس داشتیم ..که البته پرده ندا جونم خودم براش اوردم پایین و حسابی دوران خوبی داشتیم و بعضی وقتا مثل زن و شو هر ها هفته باهم تو خونه هم واز هم جدا نمیشدیم تا درسمون تموم شد منم خوشی زد زیر دلمو یه چند سالی از ایران رفتم وقتی برگشتم دیگهه ندا رو پیدا نکردم..خیلی دلم براش تنگ شده..خیلی دوست دارم دوباره ببینمش&#8230;&#8230;&#8230;. &#8230;&#8230;&#8230;&#8230; امید وارم از خاطره من لذت برده باشید و همیشه قدر لحظه های خوبه زندگی رو بونید..ببخشید که سرتونو درد اوردم و خاطرم طولانی شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176450</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم حشرفی چه کیر درازی گیرش میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%86%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c-%da%af%db%8c%d8%b1%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%86%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c-%da%af%db%8c%d8%b1%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Jul 2019 06:59:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آمادگی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاج]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انفجار]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بادستش]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بدنبال]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمان]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعادلم]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستنی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[دارمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درموردش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوچندان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارت]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زودباش]]></category>
		<category><![CDATA[سرکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[متفاوت]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتو]]></category>
		<category><![CDATA[موقعییت]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادمو]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینشست]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وکیرمو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[چون وضع مالیم طوری نیست فیلم سکسی که به ازدواج فکر کنم تمام خرج خانواده با منه و خودمم مشغول درس دانشگاهمو و بسختی دارم پیش میرم سکسی . با نگار دختر خالم 1 ساله شاه کس رابطه دارم. تا دو ماه پیش فقط دستشو میگرفتمو بعضی وقتا هم بوسه ای از کونی لپش میکردم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>چون وضع مالیم طوری نیست فیلم سکسی که به ازدواج فکر کنم تمام</h2>
<p>خرج خانواده با منه و خودمم مشغول درس دانشگاهمو و بسختی دارم پیش میرم سکسی . با نگار دختر خالم 1</p>
<h3>ساله شاه کس رابطه دارم. تا دو ماه پیش فقط دستشو میگرفتمو</h3>
<p>بعضی وقتا هم بوسه ای از کونی لپش میکردم ولی فقط در همین حد و نه بیشتر اما این اواخر ترنم</p>
<h4>چه جنده با لباس پوشیدنش و چه آرایش کردنشو و حرکات</h4>
<p>و حرفاش سعی به تحریک من پستون داشت که کاملا هم موفق شده بود الان وقتی کنارم مینشست طور دیگه ای</p>
<h5>بهش نگاه کوس میکردمو مثلا وقتی باهام حرف میزد من فقط</h5>
<p>به سینه هاش خیره بودم و یا موقع راه رفتن من همش پشت سرش راه میرفتمو محو حرکت ژله وار لمبه های سکس داستان کونش بودم حتی</p>
<h6>موقع خواب هم راحت نبودم و همش تفکر ایران سکس سکس با</h6>
<p>نگار در سرم بود خیلی با خودم کلنجار رفتم که این احساسمو باهاش در میون بذارم یا نه ولی میترسیدم فکر کنه قصدم سوء استفاده ست و برای همیشه از دستش بدم تا چند روز گذشت و تو سینما با هم قرار داشتیم بعد از گپ و گفت معمولی در حالی که دستمو گرفته بود آروم گفت میخوام ی چیزی بهت بگم بابک گفتم:چی شده!گفت:بابک این چند وقته رفتارت خیلی عجیب شدهپرسیدم از چه لحاظ گفت: نمیدونم یجوری شدی وقتی کنارمی تو خودتی و گرفته ای چیزی شده؟ اتفاقی افتاده؟منم موقعیتو مناسب دیدمو گفتم:ترنم راستش این چند وقته یه حسی دارم که تا الان هیچوقت نداشتم ولی نمیتونم بهت بگم.پرسید چرا نمیشه بگی؟! بهم اعتماد نداری گفتم: چرا چرا دارم ولی اصلا موضوع اعتمادنیست ترسم از اینه که تو ناراحت شی یا برنجونمت.گفت: نه بخدا من هیچوقت از تو دلگیر نمیشم عزیزم اگر هم شدم زود فراموش میکنم .گفتم باشه:نگار چند وقته یطور دیگه بهت فکر میکنم .پرسید چطوری یعنی؟! رک گفتم احساس میکنم بهت احتیاج دارم.گفت :تو که منو داری گفتم نه منظورم احتیاج جسمیه نمیدونم چطور بگم یعنی سکس با تو.تا اینو شنید خشکش زد و پکر شد صورتش خیلی نگران شده بود انگار که ترسیده باشه.گفتم : ببخشیدگفت نه الان هیچی نگوبذار درموردش فکر میکنم و جوابشو بهت میدم . اینو گفت و از صندلی بلند شد و رفت.من موندمو پرده سینما و فیلمی که هیچی ازش نفهمیدم.تو خونه تا شب نگاهم به گوشی موبایل بود . ولی خبری نشد نا امید تو رخت خوابم دراز کشیدمو به حرفایی که به نگار زدم فکر میکردم که موبایلم زنگ خورد و پیام داشتم خودش بود.نوشت : من آماده امجواب دادم:آماده؟گفت :آره دیگه. واسه سکس با تو آماده امگفتم : مطمئنی؟گفت آره تنها شرطمم اینه که نمیخوام سکس از جلو داشته باشم با این که میدونم خیلی درد داره ولی از عقب سکس کنیم چون میخوام اگر پشیمان شدی یا یه روزی ازم سیر شدی یه راه برگشتی هم داشته باشی.خیلی تعجب کردم.باورم نمیشد این نگار باشه که اینقد بی پرده راجع به سکس حرف میزنه نگاری که من میشناختم سختگیر تر از این بود که بخواد به این راحتی راجع شیوه سکس بحث کنه!!!جوا ب دادم باشه عزیزم . خیالت راحت باشه من به این سادگیا از دستت نمیدم. گفتم واسه کی آمادگی داری ؟جواب داد هر وقت تو بخوایگفتم پس فردا خوبه؟جواب داد :پس فردا؟ کجا!گفتم : خونه خودمون به مامانم و میگم بچه ها رو ببره خونه عمه اینا چون یه امتحان مهم دارم باید درس بخونم.صبح با مامانم در میون گذاشتم و بعد از کلی سین جیم قبول کرد.و از محل کارمم واسه فردا مرخصی گرفتم و شب با خیال تخت خوابیدم. صبح زود بلند شدمو دوش گرفتم و بهترین لباسامو پوشیدم منتظر شدم. تا اینکه نگار پیام داد که دارم میام.ربع ساعت بعدش رسیدو سلام احوال پرسی کرد و مانتوشو در آورد یه تاپ زرد کاملا سکسی و یه شلوار مشکی پوشیده بود.روی مبل جفت هم نشستیم . پرسیدم به خونواده گفتی میری کجا ؟ گفت دانشگاه دیگه.خندید و گفت استاد درسو شروع کن دیگه تا اینو گفت صبرم لبریز شد وهمونجا روی مبل درازش کردمو خوابیدم روش و شروع به لب گرفتن کردم با تمام وجودم لبای سرخشو میمکیدمو زبونمو توی دهانش پیچ و تاب میدادم چند ثانیه تو همین حالت بودیم که بادستش کیر داغمو از روی شلوارک میمالوند حس خوبی بهم دست داد از این کارش تعادلم از دست دادمو از رو مبل افتادم پایین خواستم بلند شم که نگار خودش اومد .روبروم ایستادو با نگاهی شهوت آلود پاهامو بلند کرد و شلوارک و شرتمو از پام در آوردگفت :منم لخت شم برات عزیزم؟؟تا اینو گفت و دستشو برد طرف زیپ شلوارش منم سریع به زانو نشستم و دستشو گرفتم و گفتم :نه عزیزم این دیگه کار خودمه &#8230;اول شلوار تنگشو در آوردم وبعد با دیدن شورت توری زردی که به کونش چسبیده بود و با تاپش هم ست بود کیرم به مرز انفجار رسوند و بلند شدم و ایستادم خودم پیرهنشو در آورد از پشت بغلش بغلش کردمو سوتینشو هم در آوردم و همزمان که با دست سینه هاشو میمالیدم کیرموهم از روی شرت به کونش میمالوندم دو سه دقیقه این تو این حالت بودم که صدای ناله های پر از شهوت نگار داشت دیوونم میکرد.بی تاب شدم واهسته گفتم آماده ای کونتو پاره کنم؟ گفت من در اختیارت عزیز دلم شرتشو درآوردم و با دست کیرمو به سوراخ کونش و گاهی هم به چاک کسش میمالوندم .آروم گفت بکن توم دیییگه کیر داغتو بکنش تو عزیز دلم میخوای جرم بدی؟&#8230;&#8230;گفتم اینجوری که نمیشه دراز بکش عزیزم.تا من کرمی چیزی پیدا کنمکل کمد و کشابها رو بدنبال کرم گشتم ولی متاسفانه چیزی پیدا نکردمو.ناچار به اشپزخونه رفتمو شیشه روغن زیتونو برداشتم برگشتم پیش نگاربا تعجب گفت: این چیه دیگه !!! روغن زیتون!!قحطی بود اینو اوردی؟؟؟گفتم چه فرقی داره حالا مهم اینه که کونتو چرب کنم دیگهیکم از روغن به سر کیرم زدم کمی هم به سوراخ کون نگار خانوم مالیدم وبا انگشتم سوراخ کونشو مالیدمو انگشتمو اروم اروم کردم تو سوراخ کونش که صداش در اومد:آخ خ خ خ درش بیار جر خوردم آی ی ی یانگشتمو در آوردمو و فکری بسرم زد دوباره روغن ریختم تو دستم و ایندفعه تمام کونشو روغن مالوندم حدسم درست بود الان برجستگی کونش دوچندان شده بود و کونش خیلی سکسی تر و خواستنی شده بود گفت:چکار میکنی تو با کونم زود باش دیگه کارتو کنگفتم چشم عزیزم .زودباش دستات لپای کونتو از هم باز کن که سوراخش گشادترشه همینکارو کرد ولی چون کونش خیلی چرب شده بود هر دفعه که میخواست اینکارو کنه دستش لیز میخورد مجبور شدم با شلوار خودم کون و دستشو پاک کردم و گفتم دوباره امتحان کن ایندفعه قاچ کونش مثل غنچه در حال شکفتن خیلی راحت باز شد کیر مبارکو در سوراخ کونش جا کردمو اروم بسوراخ کون و گاهی هم به چاک کسش میمالوندم اهسته و با احتیاط سرکیرمو کردم تو کونش که شروع به اخ و اوووخ و جیغ واغ های ممتد کرد و مدام میگفت جرم دادی بابک درش بیارپاره شدم گفتم چند لحظه صبر کن عادت میکنی چند لحظه کیرم بدون حرکت تو کونش بود تا ناله هاش کمتر شد و پرسیدم درد داری هنوز؟ گفت اره خیلی کمتر شده درش نیار .منم اروم اروم شروع کردم به عقب جلو کردن کیرم تو باسنش لذتی میبردم که واقعا از بیانش عاجزم من تجربه گایش کسو داشتم ولی سکس از عقب کاملا متفاوت بود گرما و نرمی کون مخصوصا کون طاقچه ای نگار غیر قابل وصفه کیرمو توی باسن نگار پیچ و تاب میدادمو و با شدید تر شدن اه و ناله های عاجزانه نگار منم تندتر تلمبه میزدمو وکیرمو تندتر جابجا میکردم نگار هم دائما با ناله و اروم میگفت تندتر تندتر جرم بده کونمو جر بده و گفتم کیرمو در بیارم بخوری گفت نه دوس ندارم بذار تو کونم بمونه پارم کن عزیزم منم به کردنش ادامه دادم تا توان داشتم محکمتر تلمبه میزدم تا اینکه بی اختیار شدم و همه اب کیرگرممو تو کون خوش تراشش پمپاژکردم و از روش بلند شدم خداحافظی گرمی کردیمو لباساشو تنش کرد لنگان لنگان و با کونی پاره و جر خورده و رفتش بسوی خونه. چاکر شما بابک کیر کبابی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%86%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c-%da%af%db%8c%d8%b1%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175005</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی چه کسی داری از جلو زود ابم میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%84%d9%88-%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%a8%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%84%d9%88-%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%a8%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Jul 2019 06:59:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسم]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادری]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمتوی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوردبا]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردین]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونهتوی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتماز]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دلایلی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمو]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمونو]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلشون]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کردماون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامون]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میدادتا]]></category>
		<category><![CDATA[میدادمو]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاره]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میشهتا]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[میکرده]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[میومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[میومده]]></category>
		<category><![CDATA[نخوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[ندارممن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتین]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیلوفر]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واسمون]]></category>
		<category><![CDATA[یکیمون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خلاصه همه مدل از مجرد فیلم سکسی و متاهل سکسی و غیر سکسیدر این بین با دختری به اسم نیلوفر آشنا شدم که بعدا فهمیدم اسمش این سکسی نبود ، اون هم به قول خودش شاه کس از شیطونیهام و حرف زدنم خوشش اومده بودمیشه گفت حدود دو هفته ای از رابطمون کونی گذشت و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خلاصه همه مدل از مجرد فیلم سکسی و متاهل سکسی و غیر سکسیدر</h2>
<p>این بین با دختری به اسم نیلوفر آشنا شدم که بعدا فهمیدم اسمش این سکسی نبود ، اون هم به قول</p>
<h3>خودش شاه کس از شیطونیهام و حرف زدنم خوشش اومده بودمیشه گفت</h3>
<p>حدود دو هفته ای از رابطمون کونی گذشت و رابطمون رو به گرم شدن بود ، جالب اینجا بود که بعد</p>
<h4>از جنده دو هفته متوجه شدم ما تقریبا به هم نزدیک</h4>
<p>هستیمطی صحبت ها و اس ام پستون اس بازی ها یه روز قرار شد یه جایی قرار بگذاریمو همدیگه رو ببینیمو</p>
<h5>خلاصه همدیگه کوس رو دیدیم و من ته دلم زیاد از</h5>
<p>قیافه اون خوشم نیومد اما به روم نیاوردم، دلم سوخت که دلشو بشکنم ، بهونه میاوردم و میگفتم تو دختر آرومی هستیو سکس داستان من خیلی شیطونم</p>
<h6>به هم شبه نیستیمو و برای اینکه یه ایران سکس جورایی بترسه</h6>
<p>ول کنه بره میگفتم شهوتمو نمیتونم کنترل کنمو این بهونه ها &#8230;..اون هم میگفت یکیمون باید شیطون باشه و یکیمون باید آروم باشه تا زندگی برای جفتمون قشنگ بشهقصدش فقط شوهر کردن بود و من هم موقعیت درستی برای ازدواج نداشتم، حالیش هم نمیشد تو کتشم نمیرفتخلاصه مدتی گذشت ، اون همش زنگ میزدو اس ام اس میدادتا اینکه یه روز حس کردم فهمیده بهش بی محلی میکنم دلشو به دریا زدهبه من گفت تو فکر کردی من جلوی تو کم میارم که اینقدر بهونه میاری ، ولی اشتباه کردی ، من هیچوقت جلوی تو کم نمیارم چه از نظر سکس و چه از نظر احساساز تن و بدن خودش تعریف میکرد، این حرفش خوب یادم مونده که میگفت باسن و رونهای سفیدمو ببینی دیوونه من میشی ، که واقعا هم اینطور شدتوی دلم دو تا احساس داشتم ، یکی اینکه حرفش منو به شهوت انداخته بود و دوم اینکه دوست نداشتم بیخود رابطمونو نزدیک کنمو سیریش تر بشهاما در نهایت شهوتم غلبه کرد یکم رابطمو باهاش سکسی تر کردم ، شاید این بخاطر این بود که تا حالا سکس نداشتم و شیطونیه خوابیدن با یه جنس مخالف توی ذهنم پر میکشیدمن 24 سال داشتم و به دلایلی ( یا خجالت و یا احساس گناه) تا اون سن با کسی نخوابیده بودم و خودمو کنترل کرده بودمنیلوفر هم یک سال از من بزرگتر بود و 25 سالش بودیه روز من برای استراحت مرخصی گرفته بودمبه نیلوفر گفتم نیلوفر خونمون خالیه ، اون هم بر خلاف چیزی که فکر میکردم استقبال کرد، گفت دوست داری سوتین چه رنگی ببندم برات؟لحظه به لحظه شهوت توی وجودم بیشتر میشدو یه جا قرار گذاشتیمو رفتم دنبالشتوی راه حس عجیبی داشتیم که اصلا در مورد سکس حرف نمیزدیم، شاید از هم خجالت میکشیدیمتا اینکه رسیدیم خونهتوی اتاق من روی تختم نشسته بود ، من کنارش نشسته بودمتوی چشماش نگاه کردم&#8230;. گفتم بیا بغلماون هم خودشو جمع کرد توی بغلمو لبهامون بی اختیار به هم گره خوردبا یه دستم سینه نرمشو گرفته بودم و با دست دیگم توی بغلم جمعش کرده بودمتپش قلبمون لحظه به لحظه تند تر میشدبه من گفت واستا لباسمو در بیارم راحت تر همدیگه رو بغل کنیم و مانتو و لباس ضخیمی که پوشیده بود رو در آوردروی تختم خوابوندمشو خودم هم در حالی که داشتم لباسام رو در میاوردم خوابیدم روش داشتیم به هم دست میکشیدیم لب بازی میکردیماز لبهاش لیس زدم و رفتم به سمت گردن و بعد لای سینه هاشسینه و تن نرمو سفیدش داشت با لیسیدنم داغ میشد، از شهوت داشتیم نفس نفس میزدیمچشمامون تو چشم هم خیره شده بود ،نوک سینش توی دهنم بود داشتم میمکیدم، نوک سینه های سایز هفتادش کاملا سیخ شده بود و منو بدجور حشری تر میکرددستمو کشیدم به تنش ، کردم توی شرتش از لای باسنش دستمو بردم به سمت پایین تا سوراخ کون و کوسش، احساس کردم تا انگشتم لای کوسش رفت خودشو خیس کرد توی دستمتحمل جفتمون تموم شده بود، شرت و شلوارشو با هم از تنش کشیدم بیرون و لخت روش خوابیدمتن داغمو روی تنش میمالیدمو کیرمو کشیدم لای کوسشدر حالی که داشتم سینه هاشو میخوردم اومدم پایین توی شکمششکمشو لیس زدم و به سمت پهلو هاش رفتمبا اینکه از شهوت داشتم میلرزیدم اما دوست داشتم حشری تر بکنمش ، جنونی توی وجودم اومده بود که دوست داشتم شهوتش رو بیشتر و بیشتر کنماز پشت بغلش کردم و در حالی که سینه هاش توی مشتم بود گردنش رو خوردمو لیس زدم اومدم تا لای کمرش، زبونمو انداختم لای کمرش لیس زدم اومدم پایین تا بالای چاک باسنشبالای چاک باسنش نفسمو به تنش میدادمو لیس میزدمآه و ناله های نیلوفر داشت به اوج خودش میرسید، توی دستش دستش داشت دستمو فشار میدادشروع کردم به خوردن رونهای سفیدو تپلشهمینطور میخوردمو آروم صورتم به کوسش نزدیک میشدهرچقدر نزدیکتر میشدم احساس میکردم داره شلتر میشهتا اینکه زبونمو انداختم لای کوسش کشیدم بالا تا سر کوسش ، انگار نفس تو سینش حبس شده بوداولین بار بود که کوس میلیسیدم ، حسابی خیس کرده بود ، کوسه ترشی داشت، با اینکه به زور داشتم تحمل میکردم اما به روی خودم نیاوردم تا از خوردنم لذت ببرهزبونمو همینطور لای کوسش بالا پایین میکردمو با چوچول سرخش بازی میکردمبا دستاش موهام رو گرفته بود ، از لذت عرق به تنش نشسته بودداشتم لذت بردنشو کاملا حس میکردموقتی چوچولشو لای لبهام ملچ مولوچ میکردم چشماش میرفت، حس خوبی داشتماز لای کوسش زبونمو کشیدم اومدم بالا تا لای سینه هاش و گردنشسر کیرمو بالا گرفتم و زیرشو چسبوندم لای لبهای کوسشخیسی کوسش کیرمو لیز کرده بود، کیرم داشت لای کوسش لیز میخوردتمام تنم روی تنش بود و، زیر وزنم نفسش بند اومده بود اما اون حالت هم لذت میردپاهاشو گرفت بالا گفت بکن توی سوراخم تحمل ندارممن جا خوردم، گفتم مگه پرده نداری؟ گفت دارم ارتجاعیهو با دستش کیرمو از بیخ گرفتنبض کیرم داشت توی دستش میزد، سر کیرمو گذاشت دم سوراخ خیسش ، بی اختیار حولش دادم لاشآه نرمی کشیدو کیرم آروم آروم داشت لای کوسش جا باز میکردبی اختیار داشتم توی کوسش کیرمو تکون میدادمواقعا دختر خیسو آبداری بود، آب شهوتش داشت قطره قطره روی کیرم میومدمن برگردوندمش رو بازوم خوابوندمش و اونم بی تحمل خودشو کشید روم نگذاشت کیرم از توی کوسش در بیادداشت روی کیرم بالا پایین میشداحساس میکردم هرچقدر توی کوسش میکوبم آبم نمیاد ، چون اولین سکسم بود احساسم به شهوتم داشت غلبه میکرد ، فقط دوست داشتم لذت بردنشو ببینم ، اون همینطور داشت روی من خیس میکردو لذت میبردتا اینکه در حالی که گردنشو میخوردم بی حال افتاد رومفهمیدم که شدهموهاشو نوازش کردم ، دست به کمرش کشیدم تا همونطوری توی بغلم آروم بگیرهچشمای خمارش همینطور خمارتر میشد ، داشت آروم توی گوشم زمزمه میکرد دوستت دارمطی چند دقیقه فهمیدم که از خستگی همونطوری که سرش روی شونم بود خوابش بردهتوی دلم احساس میکردم اگه الان از بغلم بره حتما احساس گناه میکنهگذشت و نیم ساعتی توی بغلم خوابش برد و بعد رفت حمامو با هم رفتیم که برسونمشجفتمون انگار نفهمیده بودیم چیکار کرده بودیم، یهویی شده بوداون و من برای اولین بار سکس کرده بودیمبعد از اون احساس گناه نگذاشت ازش جدا بشم و کم کم بهش دل بستماحساس میکردم اگه روزی چهار پنج بار صداشو نشنوم آروم نمیشمحاظر بودم هرکاری کنم که اون لذت ببرهسکس باعث شده بود خودمو متعلق بو اون بدونمتا اینکه یه روز بیرون بودم که بین پارک لاله و میدون انقلاب تهران دیدمشبا یه پسر دیگه بودنزدیک هم داشتن راه میرفتن ، از اونجایی که میدونستم برادری نداره فهمیدم که دوست پسرشه ، اما گفتم شاید فامیلشون باشه و به روی خودم نیاوردم تا از قضیه کاملا مطمئن بشمتا اون لحظه کسی با من چنین کاری رو نکرده بود، احساس بدی داشتم، دوست داشتم مرگش رو ببینم اما نبینم که داره به من پشت میکنهنگذاشتم بفهمه که دیدمشسرمو انداختم پایین از دیدش دور شدمو دنبال پسره رفتم بفهمم کیه و جریان از چه قرارهو چند روزی گذشت تا پسره رو شناختم و رفتم باهاش صحبت کردماون یه مرد سی ساله بود که به علت خیانت زنش طلاق گرفته بود و تنهاش گذاشته بودو اون هم فقط برای سکسو تفریح با دختر ها میگشتههر هفته با نیلوفر سکس میکرده ، به قول خودش از مدل سکس همدیگه خوششون میومده ، و من به خیال اینکه اولین نفر بودم که باهاش سکس کردم بهش اعتماد کرده بودمغافل از اینکه اون بعد از سکس با من به همون طریقی که با من دوست شده بوده با چندین نفر دیگه هم آشنا شده بود ، و با خیلیاشون هم سکس میکردهاین باعث شد من بعد از سکس اولم هروقت بخوام به سکس با کسی فکر کنم این داستان جلوی چشمم بیاد ، اولین سکسم تبدیل به آخرین سکسم هم شدتصمیم گرفتم دیگه با کسی غیر از شریک واقعی زندگیم سکس نکنم خب داستان سکس اولمو براتون گفتم و مونده درس زندگیمبعد از این جریان چند تا درس گرفتم ، حالا اگه دوست داشتین بهش عمل کنین ، اگه هم دوست نداشتین راه منو برین بعد که خوردین زمین زانوتون اوف شد شاید دلیل فهمیدین نتیجه اخلاقی: دختر مثل قند میمونه، اگه یه گوشش نم برداره تمامش نم میکشه غیر قابل مصرف میشه نتیجه اجتماعی:هر کسی که بهت داد از دو حالت خارج نیست، یا جندس یا اینکه جنده ای هستش که فعلا تورو دوستت داره نتیجه اقتصادی: پولتو خرجه همون جنده که بالا گفتم نکن، میره به ریشت هم میخنده نتیجه سیاسی فرهنگی: اصلا به احمدی نژاد ربطی نداره ما چه غلطی میکنیم که گشت ارشاد واسمون میذاره، دختره خیلی هم حجابشو رعایت میکردو این غلطا رو کرد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%84%d9%88-%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%a8%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175007</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.012 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-07 01:52:05 by W3 Total Cache
-->