<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میگاییدم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:09:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میگاییدم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>میلف بلند و کس دادن بیرون از خانه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Oct 2019 07:04:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[جندهای]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرشم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنه]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[زنامونو]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[صابونی]]></category>
		<category><![CDATA[ضربدری]]></category>
		<category><![CDATA[فردایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونه]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مردشور]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییییییییییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/P5jA0jsvNcFmnLTxs4twPg/003/303/469/1280x720.6.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="میلف بلند و کس دادن بیرون از خانه" title="میلف بلند و کس دادن بیرون از خانه" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>خیلی سکسیه در ضمن ما فیلم سکسی عاشق کثیف کاری تو سکسیم اخره همه سکسامون میرینه رو کیرم و تو سکسم زیاد میگوزه خیلی حال میده وقتی سکسی میگوزه عاشق اب خوردنه خلاصه تو سکس شاه کس حسابی جنده و کونیه یه روز داشتم تو مسنجر چت میکردم دیدم نوشته زوج بعد کونی چت کردن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/P5jA0jsvNcFmnLTxs4twPg/003/303/469/1280x720.6.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="میلف بلند و کس دادن بیرون از خانه" title="میلف بلند و کس دادن بیرون از خانه" decoding="async" /></p><h2>خیلی سکسیه در ضمن ما فیلم سکسی عاشق کثیف کاری تو سکسیم اخره</h2>
<p>همه سکسامون میرینه رو کیرم و تو سکسم زیاد میگوزه خیلی حال میده وقتی سکسی میگوزه عاشق اب خوردنه خلاصه تو</p>
<h3>سکس شاه کس حسابی جنده و کونیه یه روز داشتم تو مسنجر</h3>
<p>چت میکردم دیدم نوشته زوج بعد کونی چت کردن و نشون دادن زنش تو وب گفت میای زنامونو عوض کنیم من</p>
<h4>از جنده خدا خواستم بود ولی باید مخ مریمو میزدم و</h4>
<p>راضیش میکردم خلاصه یه قرار گذاشتم پستون و رفتم. زنو شوهرو دیدم واقعا سکسی بود اسم زنش مهیا بود خودش ارش</p>
<h5>اینم بگم کوس زنش فقط با یه شرت اومد جلو و</h5>
<p>اول بسم ا.. یه لب حسابی داد بهم قرار شد من به مریم بگم ارش همکلاسم بوده و تازه از خارج امدن سکس داستان بلاخره رفتم خونه</p>
<h6>شب یه مشروب مفصل خوردیم رفتیم تو اتاق ایران سکس خواب من</h6>
<p>لخت شده بودم با کیرم بازی میکردم مریمم داشت لخت میشد از فرصت استفاده کردم و یه فیلم سوپر گذاشتم که سکس ضربدری بود البته خارجی گفت این چیه گفتم زن شوهرن عوض کردن گفت چقدر پستن گفتم حتما یه حالی داره گفت مردشور ببره این حالو مگه کیر با کیر فرق داره گفتم نمیدونم ولی شاید کوس با کوس فرق کنه خلاصه مریم که مست شده بود امد به پهلو خوابید و ساک زدن منم داشتم سوراخ کونشو میخوردم چه حای میداد جاتون خالی اونم قربون صدقه کیرم میرفت و کونشو فشار میداد تو دهنم منم میگفتم بخور جنده من کونیه من بخور جنده خانم مریمم میگفت باشه کسکش من میخورم جاکشه من گفتم اه اه مریم میخوام برات کیر بیارم کسکشیتو بکنم گفت باشه 10 تا بیار جرم بدن حاملم کنن گفتم اخخخخخخخخخخخخخ چه حالی میده ادم زنش جلوش کوس بده واییییییییی گفت دوست دای گفتم میمیرم برات گفت جنده بشم برام میمیری گفتم اره برگشت به حالت لب گرفتن گفت قربون شوهره بی قیرتم برم که میخوا منو بده دوستاش بکنن اینو که گفت داشتم دیونه میشدم با اخو واخ گفتم مریم جونم جنده من کونیه من بزار برات کیر بیارم عزیزم گفت اخخخخخخخخ بیار کسکش بیار الان کاش 2 تا کیری میگاییدم گفتم اییییییی مریم تو جون بخواه خلاصه تو حل بودیم برش گردوندم و خودش لپ کونشو وا کرد اومدم بزارم تو گفتم مریم یجور وایسا که ارش بزاره تو کست گفت ارش کیه گفتم دوستم از خارج امده گفت پس واقعا میخوای بدی منو بگاد تا اینو گفت حشری شدم محکم کردم تو کونش یه کوز ابدار زد جیغ کشید گفت پارم کردی کسکش گفتم میخوام گشاد شی برا ارش عزیزم گفت مه کیرشو دیدی گفتم اره کلفت بلند گفت اخ جون بگو الان بیاد وایییییییییی محسن میخوام کیرشو گفتم میارم برات جون ن ن ن ن ن ن ن ابم امد ریختم تو کونش لبشو گاز کرفتم گفت محسن انم میاد گفتم اخخخخخخخخخخخخخخ قربونه انت نشست رو سینم شورو کرد ریدن خیلی حال میداد با دهنم ابشو اوردم رفتیم حموم تو حموم گفتم مریم کی ارشو بیارم گفت دیونه باور کردی گفتم تورو خدا گفت خری گفتم جون من گفت بعد بگی زنم جندست طلاقم بدی گفتم مینیویسم که من گفتم خلاصه راضی شد فردایی به ارش زنگ زدم مهیا گوشیو برداشت گفتم مهیا امشب میاین خونمون گفت حتما عصر امدم خونه به مریم گفتم گفت تنهاست گفتم با زنش گفت حتما تو هم میخای زنشو بکنی گفتم اگه تو بخوای گفت نه گفتم باشه مریم یه پیرهن طوری پوشید با یه شورتو کرست سفید که انگار اصلا لباس تنش نبود ارش و زنش شب امدن و اما&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;میرم برا اینکه اعصاب منو خورد کنه سریع امد جلو ارشو بغل کرد گفت قربونه کیرت برم ارش جون میخام امشب حسابی جندت بشم شروع کرد به لب دادن انگار صد ساله میشناسش همونجا جلو در کیر ارشو دراورد شرو کرد به ساک زدن من از شهوت داشتم دیونه میشدم یه لحظه مریم گفت قربونه خال سوراخ کونت برم ارش برگرد میخوام کونتو بخورم مهیا هم همینطوری نگاه میکرد مریم کون ارشو میخورد هی مگفت ارش انتو میخام گوزتو میخوام ارشم دولا شده بود میگفت بخور جنده محسن چه زن جندهای داری منم داشتم حال میکردم مریم گفت محسن قصه نخور میتونی کون مهیارو بخوری ولی نکنیشا وگر نه من هر روز میرم کوس میدم شوروع کردم جق زدن و کون مهیارو خوردن جوننننننننننننننننننن مهیا فدای کونت قربونه انت انتو میخوام بگوز برام وایییییییییییییییییییییی چه حالی میداد مهیا که محسن بگا منو ارش داره زنتو میگاد کسکش الان حاملش میکنه گفتم جون من تورو میخوام از کون حاملت میکنم فت منو هرشب دارن حامله میکنن اخخخخخخخخخخ محسن انمو بحور برگشتم مریمو نگاه کردم دیدم مثل سگ مونده ارشم داره مگادش دا تخماش تو کونش بود کیرسو دراورد مریم یه گوز ابدار داد ارش گفت کونی بازم بگوز گفت باشه کی کلفت من میگوزم ارش جون میشه برینی روم بشاشی روم میخوام با شاشت دوش بگیرم جون منم داشتم حال می کردم که ارش تو اطاق جلو در شاشید رو کمر مریم .مریم داد زد جون چه داقه شاش تموم شد دوباره کرد تو کونش جنده کس پاره کونی گوزو هرزه کستگی کن مریم میگفت باشه عزیزم من کسته توام تو بکنه منی ارش تو ماله منی محسن منو برا تو عقد کرده تو منو بگای حاملم کن ارشم مثل سگ داشت میکرد گیساشو رفت با خوشونت اوردش بالا یه مشت تف کرد تو دهن مریم گفت بخور کیرم تو کونه خواهرت مریمم میگفت جون خاهرمم میرام بگای کونشو پاره کنی ارشم داد میزد اخخخخخخخخ مریم جون دلم برا گایدنت لک زده بود مریم میگفت وای یادته 14 سالم بود منو کردی شب عروسیم اول تو منو گاییدی میمیرم برا کیرت اخخخخخخخخخخخ محسن ارشو بیار پیش خودمون هر شب منو بکنه من مات مونده بودم از ی طرف خال میکردم از ی طرف مونده بودم این چی میگه گفتم حالا که مریم از 14 سالگی سکس کرده مهیارو دولا کردم تا ته کردم تو کونش داد زد سوختم گفتم الان پارت میکنم گفت پاره کن جرم بده زن جنده گفتم تا نرینی ولت نمی کتم گفت باشه همینو گفت ابش اومد انوقت یه انه حسابی کرد رو کیرم بوش پیید تو اطاق دیدم مریمم خوابیده ارش داره میرینه رو کونش مریمم داره انشو میماله به همه جاش ارش کیرشو زد تو انش کرد تو دهن مریم تا ته تو حلقش ابش اومد مریمم مثل سگ میخورد گفتم مریم نه به اون موقع که نمی دادی نه به حالا که انشو خوردی گفت انه ارش می ارزه به ابه تو خودت گفتی جنده بشم منم به دوستت دادم که از خارج اومده 4 تایی رفتیم حموم دوش گرفتیم ارش شروع کرد لب گرفتن از مریم منم از مهیا کیر ارش و من دوباره یدار شد مریم کفت محسن جون گفتم یه جنده خانم گفت یه کاری بگم میکنی گفتم بگو خواهر جنده گفت کیره ارشو ساک بزن بکن تو کسم گفتم زشته ارش امد دولا شد کیرمو ساک زدن چه حالی میداد حی میگفت زنتو گاییدم چه کیری داری حشرم زد بالا دراز کشیدم مهیا نشست رو کیرم منم کیر ارشو میخورم مریمم کونه ارشو ارشم از مهیا لب میگرفت که موقع ساک زدن کیرش کونش رو صورتم بود دیدم یه خال رو سوراخ کونشه تعجب کردم ولی به روم نیاوردم حشری شدم کونشو خوردن که ابم اومد تو کس مهیا اونم ارضا شد ما اومدم بیرون مریمو ارش موندن تو ارش 4 تا انگشتی تو کون مریم بود کیرشم دست مریم کیرشو صابونی کرد کرد تو کون مریم داد زد ارش جون تو گلومه گفت جنده تو که 10 ساله داری به منو رضا میدی جنده حرف بزنی فیلمتو میزارم برا شوهره کسکشت تازه فهمیدم زنم 10 سله جندست ولی خوب حالم کردم وقتی فهمیدم جندست حالا جلوم داره میده ارش خواهرشم کرده بود این باعث شد که منم مرتب مریلا خواهر مریمو بکنم بیشتر وقتا دو تایی میکردمشون تقریبا هفته ای 4 بار ارش مریمو میکرد من مهیارو با مریلارو مهیا حامله شد گفت ماله تو ولی ارش گفته نگهش دارم اینم بگم رضا پسر خاله مریم بود و تو 10 سالگی مریمو از کون کرده بود و اینا همه نقشه رضا بود که با مریم دست به یکی کرده بود تو مسنجر و اون لب دادن مهیا روز اول برنامه رضا بود ولی در کل لذت میبرم الانم 3 تا زن دارم مریم مریلا و مهیا ارش از ایران رفت و من مهیارو اوردم پیش خودمون سرتونو درد اوردم خوش باشید ولی سکس ضربدری با زنو شوهر یه دنیاییه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/P5jA0jsvNcFmnLTxs4twPg/003/303/469/1280x720.6.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176752</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بذار برات گشادش کنم مامانی تا خوب کرده بشی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d8%b4-%da%a9%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d8%b4-%da%a9%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Aug 2019 06:54:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اسمتون]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناتو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تاخیری]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حیاطشون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشم]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوازده]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[میاومد]]></category>
		<category><![CDATA[میبندم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بگم یکی از شون با فیلم سکسی دوست دخترم الهه _ اون دختر قشنگ و نازی بود خونشون چند خیابون پایین تر خونه ما بود خونشون طوری سکسی هست که از دو طرف در داره شاه کس و پله های که از طرف در اصلی به پشت بام وصل میشن خیلی وقت کونی بود که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بگم یکی از شون با فیلم سکسی دوست دخترم الهه _ اون دختر</h2>
<p>قشنگ و نازی بود خونشون چند خیابون پایین تر خونه ما بود خونشون طوری سکسی هست که از دو طرف در</p>
<h3>داره شاه کس و پله های که از طرف در اصلی به</h3>
<p>پشت بام وصل میشن خیلی وقت کونی بود که اون رو مبپایدم ساعت یک بعد از ظهر که می شد جلو</p>
<h4>راهش جنده سبز می شدم فقط نگاهش میکردم و اروم بهش</h4>
<p>میگفتم دوست دارم فقط همین یه پستون جمله طوری هم می شد که بعضی وقتا از ترس اینکه بهم حرف بزنه</p>
<h5>از دور کوس براش بوس میفرستادم اون همیشه بی توجه رد</h5>
<p>میشد تا اینکه به خودم گفتم اینجوری فایده نداره راهش این نیست . من سکس زیاد داشتم اما دوستی اونم با یه سکس داستان دختر غریبه رو</p>
<h6>نداشتم بلد نبودم چکارش کنم اخرش دیدم یه ایران سکس راه بیشتر</h6>
<p>ندارم از برنامه هاش خبر داشتم بیشتر وقتا که کسی خونشون نبود میرفت تو حیاط پشتی و اهنگ گوش میداد منم شمارمو نوشتم و انداختم تو حیاطشون و زدم به چاک رفتم تو کوچه شون اینقدر رفتمو اومدم که دختر همسایشون درو باز کرده بود و هی نگاه میکرد وقتی نگاش میکردم لبخند نازی رو لباش می اومد غیافش خیلی خوشگل بود شروال چسبیده ای پاش بود با یه بلوز قرمز استین کوتاه ممه هاش غلمبه زیر بلوز مشخص بودن مثل مانکن ها خوش اندام بود و خوش هیکل روسریشو هی مرتب میکرد اعصابم خراب بود میخواستم هر طوری که شده الهه رو ببینم . نمی شد یه جا وایسم فایده نداشت واسه دختره همسایشون که اشاره میداد با دست بای بای کردم و رفتم . باید منتظر میشدم تا بیاد بیرون اون روز گذشت بیست دقیقه قبل ازامدنش تو مسیر دبیرستان منتظرش وایسادم از دور دیدمش با یه دختره دیگه ای داشت می اومد حالم یه جورای شده بود شهوت و دوست داشتن و حکایت من و خرمای بر نخیل اونقدر قشنگ بود که تا میدیدمش کیرم کاری میکرد که نتونم تکون بخورم سیخ میشد : داشتم بد جوری با شهوت نگاش میکردم اون نگاهی به من کرد و با یه نازی که قلبمو از جا کند به مسیرش ادامه داد با کیر سیخ شده زیر شروالم نمیدونستم چکار کنم ابرو برام نذاشته بود میخواست خودشو از اسارت رها کنه هر طوری بود اروم اروم رفتم دنبالش دوستش که ازش جدا شد سرعتمو بیشتر کردم رسیدم پشت سرش این بار بدون واهمه طوری که صدامو بشنوه بهش گفتم ترو خدا به شمارم زنگ بزن دیگه تحمل ندارم . اون هیچی نگفت پشت سرش بودم تا رسید در خونشون نگاهی بهم کرد میخواست درو ببنده بهش گفتم دوست دارم : شاد و شنگول بودم گوشیم رو از خودم جدا نمیکردم ساعتای دوازده شب بود با صدای ویبره گوشیم بیدار شدم شماره رو نگاه کردم اشنا نبود ورداشتم الو بفرمایید گفتم جواب نیومد حسی بهم گفت خره خودشه دو سه بار الو الو کردم جواب نمیداد و قطع میکرد خواب از سرم پریده بود کیرم هم داشت یه چیزای حس میکرد هر چی گوشیم زنگ میزد ور میداشتم حرف نمیزد و زود قطع میکرد. از تلفن خونه زنگ میزد خواستم خودم زنگ بزنم اما گفتم نه اگه خودش باشه من زنگ بزنم نصف شبی همشون بیدار میشن و اون لو میره تا اینکه دیگه زنگ نزد منم که کیرم راست شده بود چاره ای جز یه سکس خیالی با الهه رو نداشتم رفتم حموم الهه رو پیش خودم مجسم کردم صورتش واقعا قشنگ بود چشای سیاه و دماغ قشنگ و دهن غنچه ای کونش دیونم کرده بود خوش فورم وخوش هیکل برام غنبل زده بود کیرمو جا داده بودم تو کونش و تلمبه میکردم که ابم اومد ریختم تو کونش بعدش کیره توکف موندمو شستم رفتم خوابیدم: روز بعدش اول صبحی کیرم راست راست شده بود به کیرم قول دادم اخرش کون الهه رو میکنی غمت نباشه میخواستم زودتر ببینمش اما نمیشد یک ساعت مونده بود به وقت اومدنش رفتم حموم خودم و کیرمو حسابی تمیز کردم خوش تیپ و تر تمیز رفتم بیرون اینبار جلو در دبیرستانشون منتظر شدم ده دقیقه ای بیشتر نمیگذشت که دخترا گله ای اومدن بیرون الهه رو تا دیدم خودمو نشون دادم اینبار دوستش تا منو دید ازش جدا شد حس کردم باش هماهنگ کرده بهش نزدیک شدم زیاد بلد نبودم چی بگم اما رفتم جلو بغل دستش راه افتادم بهش سلام کردم با کمی سر تکون دادن فهمیدم جواب داده بعد بهش گفتم دیشب خواب نداشتم همش جلو چشام بودی اون ساکت بود و به مسیرش ادامه میداد من که روم باز شده بود همش حرف میزدم که یه باره بهش گفتم میخوام بام حرف بزنی میخوام منو دوست خودت بدونی اذیتم نکن جان من شمارتوبده زنگ بزنم . خنده خوشکلی کرد و گفت تا ببینیم بعد الهه با صدای نازکی بهم گفت خوب اول باید بدونم با کی حرف میزنم اسمتون گفتم سامان هستم اونم گفت الهه و از ادمای سگ صفت بدم میاد : بعدش اون از نامردی پسرا با دوستاش گفت که چه بلاهایی سر دوستاش اوردن داشتیم نزدیک خیابونشون میشدیم که گفت شب زود میخوابی گفتم نه بابا چه خوابی تو بخوای بیدارم بعدش گفت شب میتونی بیای گفتم اره اما کجا گفت خونه ما جواب دادم چطور گفت زنگ که زدم بهت میگم : بعدش خداحافظی کرد و گفت دیگه نیا دنبالم &#8230; اون که رفت تازه متوجه شدم الهه چرا تا بهم نگاه میکرد خنده رو لباش می اومد احساس میکردم به زور جلو خندشو گرفته نگو که کیرم خودشو تابلو نشون داده بود اونقدر راست شده بود که نمیتونستم درست راه برم کاملا مشخص بود کمی یه جا وایسادم اروم که شد برگشتم خونه رفتم تو اتاقم دراز کشیدم میخواستم جلغ بزنم اما جلو خودمو گرفتم وقت میگذشت دیگه شب شده بود چشمم به گوشی بود و دستم پیش کیرم اصلا نمیخوابید تا اینکه گوشیم زنگ خورد رفتم زیر پتو و جواب دادم باز حرف نزد ولی قطع نکرده بود بهش گفتم فدای چشای قشنگت حرف بزن میخوام صدای نازتو بشنوم که اروم گفت سامان بیا در خونمون من تا اینو گفت گفتم باشه میام ولی تو شمارتو بده رسیدم دم در بهت زنگ بزنم اونم گفت باشه خودم بهت تک میزنم : یه قرص تاخیری خوردم و یواشکی از خونه زدم بیرون خودمو رسوندم دم در خونشون که اون زنگ زد گفت کجای گفتم دم در گفت مراغب باش کسی تو رو نبینه درو باز میکنم بیا تو راستش ترسیده بودم خواستم بگم نه خطر داره اما نمیخواستم کم بیارم گفتم باشه باز کن اروم درو باز کرد من رفتم جلو گفتم بریم کجا اشاره به پله ها کرد گفت تو برو بالا پشتبوم من درو میبندم و میام &#8230; باور کنید طوری ترسیده بودم که کیرم راست نمیشد رفتم تو حیاط و از پله ها رفتم بالا . دور پشت بامشون رو با بلوک یک مترو نیم اورده بودن بالا طوری کی فقط کله من به بیرون مشخص بود اطرافو چک کردم راه در رو نداشت با خودم گفتم چه خریتی کردم اگه حالا به جای الهه بابای دو متریش بیاد بالا من چکار کنم که اون هم اومد بالا یه تاپ و یه شروالک پوشیده بود ترس وهمه نگرانیها یادم رفت کیرم یه باره جون گرفت اومد نزدیکم یواشکی بهم گفت سامان بغلم کن منم گرفتمش و بوسیدمش اومنم منو بوسید لباشو بوسیدم بهم گفت که دوسم داره و از دخترای همکلاسیش راجب من پرسیده بوده لب گرفتن بلد نبود زبونم رو به زبونش میزدم بعد گوشاشو بوسیدم و لاله گوشش رو خوردم بهم گفت سامان بسه دیگه من میترسم بهش گفتم بخدا بهت دست نمیزنم اگه راضی نباش گفت پس فقط بوس فشارش دادم و گردنشو ماچ کردم بهش گفتم باشه خوشکلم کیرم راست شده بود و به پاهاش میزد اون با احساس کیرم رو پاهاش خودشو بهم میچسبوند مونم فشارش میدادم کمرشو مالش میدادم بهش گفتم قربونت برم بیا یه جا بشینیم اون من برد گوشه حیاط یه فرش لول شده بود پهن کرد نشوندمش افتادم روش شروع کردم از بالای تاپ سینه هاشو خوردن بهش گفتم میخوام شیر بخورم پستوناتو میدی حرفی نزد منم دست بردم پیش پستونش وای چه پستونای اناری و سفتی تاپ رو کنار زدم و نوک پستونشو کردم تو دهنم داشتیم حال میکردیم الان دیگه داشتم پستونشو میخوردم اروم اروم هم با دست مالش میدادم و میرفتم پایین صداش در اومده بود اه اه میکرد یه باره خوابیدم روش و بوس بوسش کردم و رفتم سراغ پاهاش شروالکشو با دندون گرفتم کمی کشییدم پایین از رو شروالک کوسشو بوسیدم اروم اه اه میکرد یواش بهش گفتم میخوام بلبلت رو ببوسم نترس کاریش ندارم شروالکشو اوردم پایین و شرت نازک قرمزشو دو دستی تا زانوش کشیدم افتادم به جون کوسش زبونمو رو کوسش میزدم و بالا و لب کوسشو لیسش میزدم کیرم سیخ شده بود شرتو شروالکشو کامل در اوردم پاهاشو باز کردم و سرم رو بردم وسط پاهاش تو شب نیمه تاریک و زیر اسمون کوس قشنگش مثل یه سیب سرخ بود زبونم رو کردم تو کوسش که از کمر خودشو بالا برد فهمیدم داره حال میکنه منم با حرکت اون هماهنگ بودم کوسشو میمکیدم وای چه کیفی داره لبای کوسشو با لب میگرفتم و میکشیدم وقتی زبون میکردم تو کوسش صدای اه اهش بیشتر میشد اب کوسش با اون طعم شور اه چه کیفی داشت دهنم تو کوسش بود و زبونم رو میچرخوندم تو کوسش حسابی حشری شده بودیم کوسشو بالا پایین میکرد من وایسادم گفت بخور بخور کوسمو سامان من شروالمو تا نصفه کشیدم پایین کیرم مثل فنر اومد بیرون سرش چاق شده بود کیرم کلفته و درازیش 16 سانته تا کیرمو دید دست برد پیش کوسش و گفت بکنشتو کوسم من کیرمو اوردم پیش دهنش گفت چکار کنم گفتم کاری که من با کوست کردم اب از سر کیرم می اومد اول بدش می اومد کمی که لیس زد دیگه داشت برام ساک میزد و انگشت برده بود پیش کوسش و باش ور میرفت کیرم تو دهنش شق شده بود گفتم کافیه میخوام بگامت بخواب رو شکمت گفت کوسمو بگا گفتم نه تو دختری خوابید کون قلمبشو بوسیدم و بهش گفتم وای چقد تو کف کونت بودم گفت بکنش زود باش کیرتو بکن توش دو دستی دو طرف کونشو باز کردم توف کردم در سوراخش کونش مثل پنیر سفید بود یه تف هم رو کیرم انداختم خوابیدم روشاروم فشارش میدادم یه زره از سرش که رفت تو گفت سامان یواش شیش هفت باری رو اروم اروم زره زره کردم تا سر کیرم رفت تو کونش اوی اوی میکرد من حشری بودم کیرمو در اوردم روش توف کردم و دوباره کردمش تو کون الهه اه اه میکرد رو پهلو شدیم در حالی که فقط سر کیرم به زور رفته بود تو کونش دست بردم پیش کوسش کیرمو تو کونش عقب جلو میکردم و با دست کوسشو مالش میدادم هر کاری میکردم کیرم بیشتر تو کونش نمیرفت اولین سکسش بود کونش اکبند بود موهای سرمو میکشید داشت حال میکرد منم کیرمو با یه فشار بیشتر کردم توکونش که یه اخ اخ کرد و اروم گرفت میگفت سامان دردم میارد کیرتو بکن تو کوسم منم یه سیلی به کوسش زدم که خودش کونشو داد طرفم کیرم داشت تا نصفه میرفت تو کونش خودش هم داشت کیف میکرد همین طوری که داشتم کونشو میگاییدم اونم میگفت بکنم اخ بکنم منم کیرمو بیشتر میکردم تو کونش که یه دفعه خودشو از من جدا کرد و دستشو گذاشت رو کوسش و اه اه ی کرد من افتادم رو کوسش و کوسشو لیسیدم تا بدنش لرزید و پاهاش لرزیدن بهم گفت بیا روم بخواب خودمو انداختم روش منو بوسید و دستاشم گذاشت رو صورتم بوسیدمش از چشاش بعد کیرمو با دست گرفت و مالش میداد دیگه نمیخواست بکنم تو کونش بهش گفتم برام میخوری منو خوابوند رو کمر اومد پایین کیرمو بوسید و سر کیرمو زبون زد بعد شروع کرد به خوردن کیرم اه اه ای کیرمو خوب میخورد اه داشت اب کیرم می اومد بهش گفتم بزار ابمو خالی کنم تو دهنت گفت بدم میاد بریزش رو شکمم منم داشت ابم می اومد اون خوابید و با دست کیرمو مالش میداد سر کیرم شق شده بود دستشو زدم کنار خوابیدم روش کیرمو گذاشتم وسط رانش و شروع کردم گایدنش اه اه وای منو گرفته بود فشار میداد اخ ابم داشت میاومد از روش پا شدم و کیرمو بالای شکمش با دست گرفته بودم ابمو خالی کردم رو شکمش بعد بوسیدمش بهش گفتم تو دیگه فقط مال خودمی اونم گفت تو هم فقط مال خودمی همدیگرو بغل گرفتیم با یه دستمال تمیز شکمشو تمیز کردم و دوباره بوسیدمش شروالکشو بهش دادم گفتم زود بپوش قشنگم هر دو لباس پوشیدیم من گفتم نازم دیگه باید برم تو خونه بهم شک میکنن گفت باشه صبر کن اول من برم پایین خواست بره گرفتمش تو اغوشم نگاهش کردم و از ته دل بهش گفتم الهه دوست دارم اونم بهم چسبید بوسیدمش و رفت پایین خودش رفته بود تو خونه بهم زنگ زد گفت سامان اوظاع خوبه بیا پایین و برو در هم اروم ببند منم اروم اروم از پله ها اومدم پایین کسی تو حیاط نبود فرض درو باز کردمو در رفتم بعد اون باز باهم سکس داشتیم یه بارش هم شد سکس سه نفره دختر خالش هم به جمع ما اومد : لطفا نظر بدین اینم ای دی یاهو مسنجر بنده hamzahgh</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d8%b4-%da%a9%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175840</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف حشری دلش کیر جوون میخواد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%84%d8%b4-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%84%d8%b4-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jul 2019 09:22:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمت]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اختیاری]]></category>
		<category><![CDATA[از]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[استکان]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتهای]]></category>
		<category><![CDATA[اشتیاق]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[‫افتاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫البته]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[انگولک]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اون]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بابا]]></category>
		<category><![CDATA[بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[باحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بببینم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[بدنسازی]]></category>
		<category><![CDATA[برادری]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[‫برگشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بریزیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرید]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلند]]></category>
		<category><![CDATA[بلوتوثش]]></category>
		<category><![CDATA[بمونید]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرش]]></category>
		<category><![CDATA[بودماز]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبا]]></category>
		<category><![CDATA[بودیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمتا]]></category>
		<category><![CDATA[بودیممن]]></category>
		<category><![CDATA[بیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرون‬]]></category>
		<category><![CDATA[بیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیششون]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تحقیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تکراری]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تماشای]]></category>
		<category><![CDATA[تمامتر]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووون]]></category>
		<category><![CDATA[‫چشماش]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشون]]></category>
		<category><![CDATA[چشمشون]]></category>
		<category><![CDATA[چندباری]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونه]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیلی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفاقتمون]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[زدن]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخِ]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخت]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سورپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شهرهای]]></category>
		<category><![CDATA[ضرباتم]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فکرایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمها]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگیه]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کارایی]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کارنامه]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کرددستم]]></category>
		<category><![CDATA[کردرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمتو]]></category>
		<category><![CDATA[کردمفردا]]></category>
		<category><![CDATA[کردن]]></category>
		<category><![CDATA[کناونم]]></category>
		<category><![CDATA[کنماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولویی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[کونی]]></category>
		<category><![CDATA[کیرشون]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتید]]></category>
		<category><![CDATA[گردونم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتید]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:«تو]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:آخه]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:آره]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:باشه]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:پس]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:چه]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:حالا]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:من]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:نه]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لباسش‬]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرایی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[متکارو]]></category>
		<category><![CDATA[مجبوری]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مخلفات]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[من]]></category>
		<category><![CDATA[منم]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبرمت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میچکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرقصید]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میریزن]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمی]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکرددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکرده]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میکنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[‫میکنن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذروندم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میوفته]]></category>
		<category><![CDATA[میومد‬]]></category>
		<category><![CDATA[میومدی]]></category>
		<category><![CDATA[ناچاری]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نارگیل]]></category>
		<category><![CDATA[نامردای]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداز]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتماز]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هامونم]]></category>
		<category><![CDATA[هرکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هیکلمون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<category><![CDATA[یه]]></category>
		<category><![CDATA[یواشتر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یعنی زمانی که من 17 فیلم سکسی ساله بودم.از اونجایی که من خوشگل بودم(اینو همه فامیل و دوستام میگن)خیلی از بچه محل ها و همکلاسی هام چشمشون سکسی دنبالم بود و به هر بهانه منو شاه کس انگولک میکردن و کار منم شده بود دعوا با بچه ها و برای همین دوستای کونی کمی داشتم.این [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یعنی زمانی که من 17 فیلم سکسی ساله بودم.از اونجایی که من خوشگل</h2>
<p>بودم(اینو همه فامیل و دوستام میگن)خیلی از بچه محل ها و همکلاسی هام چشمشون سکسی دنبالم بود و به هر بهانه</p>
<h3>منو شاه کس انگولک میکردن و کار منم شده بود دعوا با</h3>
<p>بچه ها و برای همین دوستای کونی کمی داشتم.این مشکل ادامه داشت تا این که کم کم رابطم با بچه ها</p>
<h4>نزدیکتر جنده شد چون بزرگتر شده بودم و کمتر کسی جرات</h4>
<p>پیدا میکرد به من دست بزنه.دوتا پستون دوست صمیمی داشتم که اسم یکیشون علی و اون یکی سعید بود,ما خیلی با</p>
<h5>هم صمیمی کوس بودیم و همیشه با هم بودیم چه زمانی</h5>
<p>که مدرسه میرفتیم چه تفریح با هم بودیم مثل 3تا داداش و اصلا همدیگرو داداش صدا میزدیم,خونه هامونم توی یه کوچه بود.وضع سکس داستان مالی بابای علی</p>
<h6>از بابای ما دوتا بهتر بود,البته علی یک ایران سکس سالی از</h6>
<p>ما بزرگتر بود.بابای علی بهش قول داده بود که اگر گواهی نامه بگیره براش یه پرشیا میخره و علی با اشتیاق به کلاس رانندگی میرفت تا اینکه علی قبول شد و گواهی نامه گرفت,آقا محسن(باباش) طبق قولی که داده بود یه پرشیا براش خرید.از روزی که علی ماشین دار شد تو کون ما 3نفر عروسی بود همش میرفتیم بیرون دختر بازی و تا دیر وقت تو خیابون ها چرخ میزدیم.تابستون همون سال علی یه پیشنهاد داد که قند تو دل من و سعید آب شد.گفت اگر تو امتحانات قبول شدیم سه نفری با هم میریم شمال رامسر ویلاشون.کار من شده بود خر خونی و بالاخره با نمره بالا تو امتحانات ترم آخر قبول شدم,سعیدم همینطور اونم قبول شد.از همون روزی که کارنامه رو گرفتیم افتادیم به جون علی که یالا زود باش به قولت عمل کن,اونم همش امروز و فردا میکرد تا اینکه وسطای مرداد ماه بود خبر خوشُ داد و گفت باباش موافقت کرده که کلید ویلا رو بده تا با هم برای آخر هفته بریم شمال.منم زود رفتم خونه و این خبرُ به مامان دادم ولی مامان گفت به من ربطی نداره با پدرت صحبت کن اگر قبول کرد برو,تا شب که بابا بیاد دل تو دلم نبود آخه من یکی یدونه بودم و بابا رو من حساس بود و اجازه نمیداد زیاد ازشون دور باشم.بالاخره بابا اومد و بعد از شام بهش گفتم اولش یکم مکث کرد و با ناراحتی نگام کرد ولی من خودمو براش لوس کردم گفتم بابایی من که درسامُ خوب خوندم و قبول شدم تازشم با غریبه که نیستم با علی پسر آقا محسن و سعید میرم,بابا هم قبول کرد و شرط گذاشت که هر چند ساعت یه بار بهش زنگ بزنم.منم پریدم تو بغلشُ چندتا ماچ آبدار از لپش کردم.بالاخره آخر هفته شد و ساعت حدود 3بعد از ظهر بود که علی با سعید اومد در خونمون و منُ سوار کردن و با هم راه افتادیم.تو راه کلی تو ماشین با هم شوخی میکردیم و خوش بودیم,تا اینکه رسیدیم رامسر,من شمال زیاد رفته بودم ولی تا حالا رامسر نرفته بودم واقعا جای قشنگیه و بیخود بهش نمیگن عروس شهرهای شمال.ویلای بابای علی تو بلوار کازینو بود,یه ویلای شیک و مجهز.300متر بنا در دو طبقه و یه حیاط 1000متری که یه استخر خوشگل وسطش بود که آدم دیگه دلش نمیخواست بره دریا با اینکه از ویلا تا لب دریا 5دقیقه بیشتر راه نبود.اون شب کلی خوش گذشت و تا نزدیکای صبح سه نفری بیدار بودیم,دم دمای صبح از خستگی هر کی یه جا ولو شد و خوابش برد.ساعت 12صبح بود که بیدار شدیم و زدیم بیرون و بعد از گشت و گذار توی شهر رفتیم یه رستوران و با پیشنهاد علی غذا گرفتیم رفتیم جواهر ده(اونایی که رفتن میدونن چه جای با صفاییه)و ناهارُ همونجا کنار آبشار خوردیم برگشتیم ویلا.راستی یادم رفت بگم:من چند وقتی بود که با سعید میرفتم بدنسازی و موهای بدنمُ که خیلی هم کم بود با موبر زده بودم و هیچ مویی توی تنم نبود.هوا خیلی گرم و شرجی بود برای همین سعید گفت بچه ها بریم استخر شنا,منم که منتظر این حرف بودم گفتم راست میگه بریم شنا.علی گفت:من که حرفی ندارم بریممن رفتم تو اتاق تا مایومُ بپوشم علی هم پشت سرم اومد تو اتاق.از اونجایی که من خیلی به این دوتا دوست اطمینان داشتم پیششون احساس راحتی میکردم برای همین لباسامُ در آوردم و فقط یه شرت هفتی پام بود و داشتم توی ساک دنبال مایو میگشتم غافل از اینکه علی چهار چشمی ذل زده به بدن لخت و بدون موی من,اینو وقتی متوجه شدم که برگشتم مایو رو پام کنم؛تا برگشتم علی جا خورد و رفت سر کمد لباساش و شلوارکشُ در آورد تا بپوشه,منم از اتاق زدم بیرون و تو این فکر بودم که چرا علی داشت اونجوری به من نگاه میکرد؟نکنه به من نظر بد داره؟ولی به خودم گفتم نه بابا شما مثل داداش میمونید محال علی همچین فکرایی بکنه.تو استخر کلی شوخی کردیم و علی همش میومد سمت منو سعی میکرد منو آب بده منم مقاومت میکردم البته اون جُسش از من بزرگتر بود و زورشم بیشتر برای همین من نمتونستم اونُ آب بدم و بیشتر سعی میکردم از دستش فرار کنم,اونم از خدا خواسته از پشت منُ میگرفت و خودشُ به من میمالید ولی من اصلا تو این فازها نبودم که دلیل این کارها سوء استفادست نه شوخی.حدود یک ساعت شایدم بیشتر تو آب بودیم تا اینکه من از استخر اومدم بیرون و رفتم تو ویلا تا لباس بپوشم.بعد از اینکه لباس عوض کردم اومدم لب پنجره تا ببینم اون دوتا چی کار میکنن,علی و سعید تو استخر بودن و داشتن با هم حرف میزدن.جلوی تلویزیون دراز کشیدم و داشتم ماهواره نگاه میکردم که علی اومد تو گفت مهیار ما میخوایم بریم مشروب بگیریم میای؟گفتم نه شما برین تو که میدونی من خوشم نمیاد.علی گفت:ای بابا ضد حال نزن دیگه بعد عمری اومدیم مسافرتا.گفتم: داداش تو که میدونی من دوست ندارم.علی دیگه اسرار نکرد و با ناراحتی رفت لباس پوشید و سعیدُ هم صدا زد اونم اومد لباس عوض کرد و با هم رفتن.1ساعتی طول کشید تا برگشتن البته با یه شیشه ویسکی و کلی مزه و وسایل شام.از اونجایی که من از اون دوتا کوچیکتر بودم آماده کردن شام به عهده من بود برای همین رفتم تو آشپزخونه تا شام درست کنم,ساعت حدود 9شب بود که شام آماده شد و با کمک هم سفره انداختیمُ شامُ که بی نمکم شده بود خوردیم.بعد از شام علی رفت تو آشپزخونه و شیشه ویسکی که توی یخچال گذاشته بود آورد با سه تا استکان به همراه ماست و مخلفات دیگه گذاشت رو میز و گفت پاشید بیاید که میخوایم تا صبح بترکونیم.سعید رفت نشست روی مبل و گفت مهیار پاشو بیا دیگه.گفتم سعید جان به علی هم گفتم من نمیخورم.گفت یه امشب بزار خوش باشیم دیگه نخور.گفتم به جون تو دوست ندارم.گفت لااقل بیا اینجا کنار ما بشین.منم بلند شدم رفتم کنارش نشستم.علی ساقی شد و توی هر سه تا استکان مشروب ریخت و مالب خودشُ گرفت دستش و به ما هم اشاره کرد که بخورید سعید استکان خودشُ برداشت و اون یکی استکانم داد دست من,اومد بگم نمیخورم ولی دلم نیومد شبشون خراب بشه غافل از اینکه اون دوتا نامرد برای من نقشه کشیده بودن.استکان ها به هم خورد و به سلامتی هم رفتیم بالا,حالم داشت بهم میخورد آخه بار اولم بود بعد از چند دقیقه علی دوباره پیک ها رو پر کرد و رفتیم بالا تا پیک چهارم که احساس کردم دیگه نمیتونم گفتم بچه ها من دیگه نمیتونم خودتون بخورید سعید استکانُ داد دستم گفتم این یکی رو بخور به سلامتی رفاقتمون دیگه نخور منم دستشُ رد نکردم و خوردم.اون دوتا چند پیک دیگه خوردن و بساط جمع شد.سعید ماهواره رو روشن کرد زد کانال پی ام سی و بلند شد رقصیدن علی هم اومد سمت منُ دستمُ گرفت از رو مبل بلند کرد گفت پاشو تنبل برقص خوش باش اولش مقاومت کردم ولی با اسرار علی منم شروع به رقصیدن کردم رقصم بد نبود و به قول علی دخترونه میرقصیدم.مشروب هر سه تای مارو از خود بی خود کرده بود مثل دیونه ها داشتیم بالا و پایین میپریدیم همین باعث شد که همه هیکلمون خیس عرق بشه,واقعا گرم بود علی لباسشُ از تنش در آورد و بعدشم شلوارکش و با یه شرت داشت میرقصید من از کارش خندم گرفت و نشستم زمین و دلمو گرفتم سعید هم لباساشُ در آورد.یه نگاه به هم انداختن و اومدن سمت من.علی گفت حالا نوبت تو لخت شو,گفتم برو دیونه گفت لوس نشو مگه گرمت نیست؟گفتم آره گفت لخت شو دیگه و دست انداخت تیشرتمُ از تنم در آورد و رفت سمت شلوارم که دو دستی شلوارمُ گرفتم و گفتم: علی مسخره بازی درنیار دیگه.گفت:در بیار بابا و محکم دوتا پاچه شلوارمُ گرفت و به زور از پام در آوردُ گفت حالا شد.گفتم خیلی مسخره ای اومدیو من شرت پام نبود.گفت:چی میشه مگه دختر که نیستی.حدود نیم ساعت به همون شکل ولو بودم تا اینکه سعید گفت:چی میشد یه کُس اینجا بود تا یه حال مشتی میکردیم.علی گفت آخ گفتی,دلم لک زده برای یه کون کردن.منم از همه جا بی خبر گفتم:دیوونه تا کس هست چرا کون؟علی گفت:نکردی نمیدونی چه حالی میده.علی راست میگفت من اصلا تجربه سکس نداشتم فقط چندباری فیلم سوپر دیده بودمسعید گفت:علی بریم یه چرخی تو شهر بزنیم شاید یه کُس تور کردیم.علی گفت:الاغ جون ساعت 12شب الان سگ تو خیابون نیست چه برسه به آدمسعید گفت:حیف بشه کاش یکی بود این کیر شق شده منو یه حالی میداد.علی گفت:چه خیالیه تا مهیار هست کُس میخوای چی کار.با شنیدن این حرف دنیا روی سرم خراب شد اصلا باورم نمیشد علی همچین حرفی بزنه مونده بودم چی بگم همینجوری هاج و واج داشتم به این دوتا نامرد نگاه میکردم.علی گفت:چی میگی مهیار؟پایه ای یه حال مشتی به ما بدی؟گفتم:خیلی بی شعورید نامردای عوضی.بلند شدم که برم تو اتاق که علی منو از پشت گرفت انداخت رو زمین و نشست رو شکمم و گفت:خفشو بابا,چاقال فکر کرده جنیفر لوپزه اینهمه پول خرج کردم آوردمت اینجا که بُکنمت.اشک تو چشمام حلقه زد تو این همه مدت که با هم دوست بودیم باورم این بود که این دوتا مثل بقیه نیستن و منُ واسه خودم میخوان نه چیزه دیگه ولی دیر فهمیدم.علی یه نگاه عصبی به سعید کرد و گفت:اوسکُل نشستی داری منو نگاه میکنی پاشو بیا شُرت این بچه خوشگلُ از پاش در بیار میخواد کون بده امشب.سعی کردم از زیرش بیرون بیام ولی فایده نداشت زورم بهش نمیرسید.زدم زیر گریه و گفتم:عوضی آشغال ولم کن.علی یه سیلی محکم زد زیر گوشم بقدری محکم بود که گوشم تیر کشید.علی گفت:ببین چاقال اگه میخوای زنده برسی تهران این چند روز مثل یه جنده خوب به ما حال میدی و الا من آب سرم گذشته همین امشب میبرمت دریا و خفت میکنم تا جنازت برسه به مامان جونت فهمیدی یا نه.لال شده بودم و فقط اشک میریختم با التماس ازش خواستم که از این کار منصرف بشه ولی اون کثافت نامرد حرفش یکی بود.سعید مات و مبهوت داشت نگاه میکرد که با داد علی به خودش اومد.بچه کونی با تو بودما میگم بیا شُرت این کونی رو از پاش در بیار,میای جلو یا تو رو هم مثل این بزنم؟معلوم بود که سعید راضی به این کار نیست و پشیمون شده ولی ترسش از علی نمیزاشت که مخالفت بکنه.بلند شد اومد سمت ما و دست انداخت تا شرت منُ در بیاره که من با گریه گفتم:سعید داداش تو رو خدا نه.علی برگشت سمت سعید و گفت:این بار آخر که میگم؛یا با منی یا تو رو هم میزنم.با این حرف سعید شرت منُ از تنم در آورد.منم شروع کردم به داد و بی داد و کمک خواستن که علی دو دستی گلومُ فشار داد و گفت:چاقال بچه کونی صدات در بیاد خفت میکنم.واقعا داشت خفم میکرد,دیگه چاره ای نداشتم باید تسلیم میشدم برای همین با سر بهش فهموندم که قبوله.بعد از اینکه دستشُ از روی گلوم برداشت افتادم به سرفه کردن,علی گفت:حالا شدی یه چاقال حرف گوش کن پس ساکت باشُ هر کاری که میگم بکن فهمیدی عزیزم؟گفتم:باشه نامرد.دوباره یه سیلی حواله گوشم کرد و گفت:چاقال عوضی دوباره که گفتی نامرد بار آخرت باشه ها.چاره ای نداشتم باید ساکت میشدم و تن به کاری میدادم که اون میخواست.علی برگشت و یه نگاه به بدن لخت من کرد و گفت:جون تا این کونی هست کُس میخوایم چی کار و دست انداخت کیر منُ گرفت تو دستش و گفت:چه دودول کوچولویی داره اینم ببُریم تا بشه یه کُس واقعی.برای اولین بار بود که کسی به کیرم دست میزد ولی از شدت ترس و ناراحتی کیرم به همون حالت مونده بود.علی از روم بلند شد و منو برگردوند به شکم و نشست کنارم و دستش ُ کشید روی کونم و گفت:تا حالا کون به این خوش تراشی ندیده بودم لامذهب دست هرچی دختره از خوش بدنی از پشت بسته حیف نیست این کون از لذت کردن بی نصیب بمونه نه سعید؟سعید ساکت بود و حرفی نمیزد.علی گفت:با تو ام تا حالا همچین کونی دیده بودی؟سعید گفت:چی بگم؟علی گفت:تو آدم نمیشیا باید یه چک مثل این بخوری تا آدم بشی آره؟سعید گفت:بابا من چی بگم خوب کون به این خوبی ندیده بودم خوب شد؟علی گفت:آفرین حالا شدی یه رفیق کون شناس,حالا پاشو برو از تو کشوی کمد اون کرمُ بیار تا این کون نازُ چنان وا کنم که دوتا کیرُ با هم تو خودش جا بده.سعید رفت تا کرم بیاره تو این فاصله علی داشت با سوراخ کون من بازی میکرد و منم بی صدا داشتم اشک میریختم.جان چه کونی بکنم من,یه جوری بهت حال میدم که هر روز بیای بگی منو بکن.ببینم چاقال بلدی ساک بزنی؟با تو ام بلدی یا بگم سعید یادت بده.لال شدی چاقال مگه نمیشنوی چی میگم؟ساک که بلدی بزنی؟بغض گلومُ فشار میداد و نمیتونستم حرف بزنم.سعید با یه قوطی کرم برگشت و نشست بین پاهای من.علی گفت:پاشو اون متکارو بیار بزار زیر کمرش و منو دوباره برگردوند.سعید متکا رو داد دستشُ اونم کمر منو بلند کرد و گذاشت زیر کمرم.علی رو کرد به سعید و گفت:پاشو به این چاقال یاد بده چه جوری باید ساک بزنه مثل این که بار اولشه بلد نیست,هونجوری که واسه داش علی ساک میزنی بزن تا یاد بگیره.تازه اینجا بود که فهمیدم که این نامرد سعیدُ هم میکنه و برای همین سعید ازش حساب میبره.سعید اومد نشست بالای سر من و با اکراه کیر خوابیده منو کرد تو دهنش و شروع کرد به خوردن.چشامُ بسته بودم تا این صحنه ها رو نبینم.علی یکم از کرمُ مالید به سوراخ کونم و شروع کرد به ماساژ دادن.از یه طرف سعید داشت کیرمُ میخورد و از اون طرف علی داشت با سوراخم بازی میکرد.اولش انگشت وسطیشُ کرد تو سوراخ کونم و باهاش بازی کرد و بعد از چند بار عقبُ جلو بردن انگشتش اینبار دوتا از انگشتاشُ فرو کرد تو درد شدید توی کونم موج میزد بی اختیار گفتم آخخخخخ.گفت:جون چیه دردت گرفت عزیزم.جوابی ندادم حالم داشت ازش بهم میخورد.چشمامُ وا کردم ببینم چه بلایی داره سرم میاد.صحنه بدی بود سعید کیر منُ که حالا بی اختیار بلند شده بود داشت با ولع تمام میخورد و علی هم داشت دو انگشتی با سوراخم بازی میکرد.نمیدونستم چی کار کنم فقط مثل بچه ها داشتم گریه میکردم و تو دلم بهشون فهش میدادم و به خودم لعنت میگفتم که به این دو تا نا رفیق اعتماد کردم.تو همین فکرا بودم که درد کونم دوباره شروع شد یه نگاه به پایین انداختم؛بله علی سه تا از انگشتاشُ کرده بود توی کونم و به همین علت دردم تشدید شد.دست خودم نبود بهش گفتم:علی یواش دردم میاد.گفت:چاقال یکم صبر داشته باش تا دردش بیوفته منو بگو که دارم بهت حال میدم نمیخوام درد بکشی و الا همین حالا این کیر کلفتُ میکردم تو کون نازت تا بفهمی درد چیه و به کارش ادامه داد تا این که انگشتاشُ از کونم در آرود و به سعید گفت:بسه کیر ندیده چنان میخوره که انگار قرار این چاقال اینو بکون,پاشو بیا تو هم با این کون صفا کن تا من ببینم این بچه خوشگل یاد گرفته چجور باید ساک بزنه.سعید جاشو با علی عوض کرد با این تفاوت که علی اومد نشست رو سینمُ و کیرش گذاشت روی لبم و گفت:بخور ببینم چی یاد گرفتی.ولی من دهنم بسته بودم اصلا دلم نمیخواست تن به این کار بدم,حالم بهم میخورد ولی علی گفت:باز میکنی دهنتُ جنده یا دوباره دلت چک میخواد؟زود باش وا کن در گاله رو میخوام کیرمو تا دسته فرو کنم تو حلقت.از ترس دهنمُ باز کردم اونم کیرشُ تا نصفه کرد تو دهنم حالم بد شد میخواستم بالا بیارم علی داشت کیرشُ تو دهنم عقب جلو میکرد و من بی حرکت بودم تا این که گفت:به مرگ مادرم این چاقال منُ مجبور میکنه با کتک کیر به خوردش بدم,یالا ساک بزن.دیگه چاره ای نبود ترس از کتک خوردن باعث شد که براش ساک بزنم همون کارایی رو میکردم که سعید با من میکرد,با زبون کیرشُُ لیس میزدم از بالا تا پایین کیرشُ میخوردم اونم داشت حال میکرد و با دو دستش سر منو گرفت بود و کیرشُ تو دهنم عقب جلو میکرد.آفرین حالا شدی چاقال خودم به این میگن ساک زدن زدی رو دست این داداش سعیدت این اوسکل دو سال داره به من کون میده ولی مثل تو ساک نزده برام.من سعید خیلی دوست داشتم ولی شنیدن این که تو این مدت با چه کسی رفیق بودم داشت حالمو بهم میزد.تو مدتی که من داشتم واسه علی ساک میزدم سعید هم داشت با کون من ور میرفت و اینقدر تو فکر بودم که نفهمیدم سعید 4تا از انگشتاشُ توی کون من کرده.آره دیگه کونم کاملا باز شده بود.علی برگشت سمت سعید و گفت:هی یه وقت به سرت نزنه کیرتُ بکنی توش,میخوام خودم از آکبندی درش بیارم.علی کیرشُ که حالا آب دهن من داشت ازش میچکید از تو دهنم در آورد و رفت جای سعیدُ گرفت و نشست بین پاهام و اونارو از هم باز کرد و گذاشت کنار صورتم و گفت:آماده باش که میخوای زنم بشی.از یه طرف کاراش و از یه طرفم حرفاش که داشت منُ تحقیر میکرد واقعا تحملش سخت بود.کیرشُ دم سوراخم میزون کرد و همون فشار اول سر کیرش رفت تو و درد دوباره اومد سراغم نمیتونستم تحمل کنم گفتم:آخ یواش درد داره.گفت:خفشو بزار کارمو بکنم و با یه فشار دیگه کیرش تا نصفه رفت تو کونم.چند لحظه صبر کرد و دوباره فشار داد تا اینکه کامل کیرش رفت تو کونم.از شدت درد دوباره اشکم سرازیر شد و گفتم:تو که کار خودتُ کردی حالا چرا وحشی بازی در میاری؟یه نگاه عصبانی کرد و گفت:زیاد حرف بزنی یه جوری میکنمت که خون از کونت سرازیر بشه ها.با این حرف دوباره من ساکت شدم و اونم شروع کرد به تلمبه زدن با هر تلمبه ای که میزد چندتا فوش نثار من میکرد و میگفت:چاقال,کونی,بچه خوشگل میبینی چجوری دارم کون خوشگلتُ میگام؟حالا دیدی چه کیفی داره کون دادن؟سعیدم بار اول مثل تو بود ولی بعدش هر روز میاد خونمون تا من یه حال اساسی به کون تپلش بدم.مگه نه سعید؟ولی سعید ساکت بود و داشت نگاه میکرد و با کیرش ور میرفت مثل اینکه منتظر بود تا نوبتش بشه.علی گفت:اوسکل کون به این خوشگلی جلوت اونوقت داری جلق میزنی؟برو بزار دهنش ببین شاگرد خوبی بوده؟سعید منتظر این حرف بود و اومد نشست بالا سرم و کیرشُ گذاشت رو لبام ولی اینبار مقاومت نکردم و خودم دهنمُ باز کردم تا بکنه تو دهنم دیگه هیچ اختیاری نداشتم.از یه طرف داشتم کون میدادم و از یه طرفم داشتم ساک میزدم.دیگه دردی رو توی کونم حس نمیکردم,کاملا سوراخم باز شده بود.علی چند باری کیرشُ کامل از تو کونم در آورد و تا میخواست سوراخم بسته بشه دوبراه با شدت میکرد تو کونم.سعیدم داشت کیرشُ که از کیر علی کوچیکتر بود تو دهنم عقب جلو میکرد.چند دقیقه به همین شکل گذشت تا این که علی کیرشُ از کونم در آورد و به سعید گفت:بسه دیگه خسته شدم نوبت تو که از این کون فیض ببری و منو برگردوند به شکم.سعید اومد نشست رو پاهام و کیرشُ کرد تو بدون هیچ زحمتی کل کیرش رفت توی کونم دستاشُ گذاشت بود دو طرف من و داشت تلمبه میزد چند لحظه سکوت بود و از فش دادن های علی خبری نبود برگشتم ببینم کجاست که یهو شوکه شدم.نامرد عوضی داشت با گوشی از کردن من فیلم میگرفت خواستم بلند بشم که اومد سمتم و لقدش برد بالا که بزنه تو دهنم صورتمُ برگردوندم و گفتم:جون هر کسی که دوست داری دیگه این کارو نکن,تو که هر کاری دلت خواست با من کردی دیگه فیلم نگیر آبروم میره به جون مادرم من به کسی نمیگم با من چی کار کردید.علی با خنده گفت:نه جون عمت برو بگو,چی میخوای بگی؟میگی کون دادم؟آره چاقال؟این فیلمُ میگیرم تا هر وقت که خواستم بیای پیشم.دوباره زدم زیر گریه,آخه این چه بلایی بود که اومد سرم کاش میمردم و با این دوتا بی شرف نمیومدم اینجا&#8230;&#8230;..علی گفت:حال کردی چه اسپری باحالی بود تا صبح بکنی آبت نمیاد.سعید گفت:آره خیلی باحاله هرچی میکنم سیر نمیشم.این دوتا عوضی فکر همه جا رو کرده بودن و حتی اسپری بی حسی هم با خودشون آورده بودنعلی گوشی رو گذاشت رو میزُ و اومد سمت ما و به سعید گفت:تو این چاقالُ بکن منم تو رو و بدون این که منتظر جواب سعید باشه یکم از کرم زد به سوراخ کون سعید و چربش کرد و گفت:وایسا بزار من بکنم تو کونت بعد تلمبه بزن.سعید وایساد و علی کیرشُ یه ضرب کرد تو کون سعید,سعید یه ناله کردُ گفت:آخخخخخخخخ یواش بابا.علی گفت:کونی تو دیگه چرا آخ آخ میکنی تو که یه عمر داری کون میدی به من سوراخت عین غار شده.سعید گفت:یدفه میکنی آدم دردش میگیره خوب.علی داشت سعیدُ میکرد و اونم منُ .دیگه ساکت شده بودم و نه گریه میکردم نه حرف میزدم بالاخره منم آدم بودم و شهوت تو وجودم بود دروغ نگم خوشم اومده بود و داشتم لذت میبردم البته بیشتر بخاطر این بود که همون تور که من داشتم کون میدادم سعیدم داشت از کون گاییده میشد و این کار یکم دل منُ خنک میکرد.نمیدونم چه اسپری این دوتا به کیرشون زده بودن که این همه مدت طول کشید.حدود 40دقیقه بود که داشتن منُ میکردن تا اینکه علی گفت:مال من داره میاد مال تو چی؟سعید گفت:فکر کنم مال من میخواد بیاد.علی گفت:پس درش بیار بزار اول آب این چاقالُ بیاریم بعد مال خودمونُ بریزیم تو دهنش یکی انرژی بگیره.سعید گفت:باشه الان با دست آبشُ میارم.علی گفت:نه بچه خوبی بود براش ساک بزن تا آبش بیاد.سعید یه نگاه به علی کرد و گفت:آخه.علی گفت:آخه و زهر مار اون کاریُ بکن که من میگم یالا.سعید نشست کنارمُ کیرمُ کرد تو دهنش و شروع کرد به خوردن و علی دوباره کیرشُ کرد تو کونم چند لحظه بیشتر طول نکشید که آبم اومد و ریخت تو دهن سعید اونم همه آب منُ خورد.علی گفت:خوشمزه بود؟سعید گفت:بد نبود ولی به مال تو نمیرسید.دیگه نای هیچ کاری نداشتم علی اومد بالای سرم و شروع کرد با دست جلق زدن و گفت:وا کن دهنتُ میخوام همونجور که خودم از آکبندی در آوردمت خودمم آبت بدم.دوست نداشتم این کارو بکنم برای همین محکم دهنمُ بستم اما با دستش فکمُ فشار داد و دهنمُ باز کرد و آبش ریخت تو دهنم خواستم برش گردونم ک دهنمُ بست و گفت:بخور لاشی تا قطره آب منُ باید بخوری.از روی ناچاری همشو قورت دادم,خیلی بد مزه بود بوی بدی هم میداد.علی رفت کنار و سعید جاشُ گرفت تا اون لحظه هیچ حرفی به من نزده بود گفت:بخور بببینم بلدی مثل من آب کیر بخوری؟حالم ازش بهم میخورد دهنمُ بستمُ و رومُ کردم به طرف دیگه.گفت:میخوری یا بگم علی بیاد به زور به خوردت بده؟مهلش نزاشتم کثافت اشغال علی رو صدا زد و گفت:علی بیا این بچه کونی داره دوباره ناز میکنه.علی اومد بالا سرمُ گفت:چاقال دوباره دم در آوردی بخور ببینم برگشتم و دهنمُ باز کردم سعید نامرد کیر کثیفشُ کرد تو دهنم با دست باهاش بازی کرد و کل آبشُ ریخت ته حلقم من خوردم اما اینبار مزه نفهمیدم آخه ریخته بود ته حلقم.دیگه کارشون با من تموم شده بود و هرکدوم یه گوشه افتاده بودن منم مونجا روی زمین دراز کشیده بودم حالم از خودم بهم میخورد از این رفاقتی که چیزی جز سکس توش نبود.از خستگی خوابم برد و معلوم نبود چند ساعته که خوابیده بودم,با زنگ گوشی بیدار شدم علی نشسته بود روی مبل و داشت تلویزیون نگاه میکرد سعیدم خواب بود علی یه نگاه به من کرد گفت:نمیخوای جواب گوشیتُ بدی؟از صبح داره یه بند زنگ میزنه پاشو بین کیه؟به زور خودمُ به گوشی رسوندم شماره بابا بود اولش نمیخواستم جواب بدم اما ترسیدم نگران بشه جواب دادم بابا گفت:معلومه اونجا چه خبره؟بار چندم که دارم زنگ میزنم چرا جواب نمیدی؟خواستم بگم که چه بلایی سرم آوردن ولی آبروم میرفت و تا آخر نمیتونستم تو چشماشون نگاه کنم.گفتم:بابا تا دیر وقت بیدار بودیم ببخشید متوجه نشدم خواب بودم.گفت:مگه مجبورید انقدر بیدار بمونید نا سلامتی شما رفتید مسافرت پاشید بزنید بیرون برید دریا چیه تو خونه گرفتید خوابیدید.گفتم:چشم.گفت:خوش میگذره؟چی باید میگفتم آخه داشتم بدترین ساعات عمرمُ میگذروندم گفتم:ای بد نیست.گفت:پاشو دیگه پسر تنبل اون دوتا رو هم بیدار کن از خونه بزنید بیرون.گفتم:باشه چشم,کاری نداری بابا؟گفت:نه عزیزم مواظب خودت باشی و گوشی رو قطع کرد.نشسته بودم و داشتم به اتفاقات دیشب فکر میکردم که با صدای علی به خودم اومدم.پاشو دست و صورتتُ بشور این گلابیُ هم بیدار کن بریم بیرون یه چیزی بخوریم ساعت 1بعدازظهره مُردم از گوشنگی.یه نگاه بهش کردم میخواستم برم سمتشُ خفش کنم ولی حیف که زورم بهش نمیرسید,بلند شدم رفت حموم تا خودمُ بشورم علی گفت:میخوای بیام پشتتُ لیف بکشم خوشگله؟گفتم:نه لازم نیست.گفت:چاقال بچه کونی چه اشوه ای میاد آهای سعید پاشو بابا لنگ ظهره میخوایم بریم بیرون ناهار بخوریم پاشو دیگه.رفتم تو حموم و آب داغ وا کردم زیر دوش بی اختیار اشک میریختم همه اتفاقات دیشب یه طرف بیشتر ناراحتی این بود که از کسایی زخم خورده بودم که مثل برادر نداشتم دوستشون داشتم شاید اگر غریبه این کارو با من میکرد اینقدر نمیسوختم.از حموم اومدم بیرون اون دوتا حاضر شده بودن و منتظر من بودن رفتم تو اتاق و لباس پوشیدم و رفتیم بیرون و ناهار خوردیم بعدشم دریا و گردش که تو مدتی که بیرون بودیم من مثل مُرده متحرک فقط دنبال اون دوتا میرفتم و هرکی مارو با هم میدی میفهمید که من یه چیزیم هست.لب ساحل سعید گفت:بسه دیگه مهیار اخماتُ وا کن.یه نگاه عصبی بهش کردمُ گفتم:تو دیگه خفه شو عوضی نامرد.گفت:به جون خودت من راضی به این کار نبودم علی منو مجبور کرد.گفتم:معلوم بود که مجبوری, دیدم چطور داشتی..گفتنشم سخت بود برام و ساکت شدم.سعید سرشُ انداخت پایین و دیگه حرفی نزد.برگشتیم ویلا یه تماس بابا گرفتم و بعد رفتم تو اتاق و افتادم رو تخت هنوزم خسته بودم خوابم برد.نمیدونم چند ساعت بودم که خواب بودم که احساس کردم یکی از پشت چسبید بهم خواب آلود برگشتم ببینم کیه که دیدم علی لخت پشتم دراز کشیده و دستشُ انداخت روی کونم و داره با کونم بازی میکنه دوباره برگشتم میدونستم نمیتونم کاری بکنم برای همین بی تفاوت دراز کشیدم و منتظر شدم تا هر کاری دوست داره انجام بده علی از روی شلوار با کیرم بازی میکرد چندشم میشد ولی کاری از من ساخته نبود یکم که ور رفت گفت:دیدی گفتم خوشت میاد اگر دیشب اذیت نمیکردی و با من راه میومدی مجبور نبودم بزنمت باور کن من هنوزم دوست دارم.کثافت دوست داشتنُ تو کردن و سکس میدید هیچ جوابی بهش ندادم و ساکت بودم.گفت:چرا حرف نمیزنی؟قهر نکن داداشی بیا حال کنیم.گفتم:بهتره دیگه کلمه داداشُ به کار نبری هیچ برادری با داداشش این کارایی که تو کردی نمیکنه.گفت:مگه چی کار کردیم؟سکس کردن که ایرادی نداره خوش بودیم دیگه.گفتم:چه جالب به زور هر کاری میخوای میکنی بعد میگی خوش بودیم.من بدم اومد میفهمی بدم اومد.گفت:بد یا خوب دیگه کاریه که شده و تو الان حکم زن منو داری و باید هر کاری من میگم بکنی,یادت که نرفته من از تو فیلم گرفتم دوست داری تو محل پخشش کنم تا معروف بشی و کلی مشتری پیدا کنی؟فهمیدم که نباید باهاش کل کل کنم و باید به خواسته هاش تن بدم برای همین سکوت کردم.گفت:امشب میخوام یه حال اساسی تر بهت بدم میخام کاری کنم که لذت واقعی سکسُ بفهمی.سعید سعید بیا اینجا چند لحظه بعد سعید اومد بهش گفت:ببینم رفتی حموم پشماتو بزنی؟سعید گفت:نه آخه تیغ نبود.گفت:خره من با خودم موبر آوردم توی ساک برو وردار پشماتو بزن میخوایم یه حال مشتی به این خوشگله بدیم.تا تو بیای منم یه حال به این میدم و آمادش میکنم برو زود بیا.سعید از اتاق رفت بیرون و علی دوباره دست به کار شد و شلوار منو از پام در آورد و بعدشم رکابی که تنم بود حالا فقط یه شرت پام بود و اونم لخت منو از پشت بغل کرده بود و کیرشُ گذاشته بود لای پام و داشت با دستش با کیر من ور میرفت بعد از چند دقیقه از رو تخت بلند شد و از اتاق رفت بیرون و زود برگشت و دوباره کنارم دراز کشید و شرتمم از تنم در آورد و منو برگردوند سمت خودش اصالا دلم نمیخواست نگاش کنم گفت:وا کن چشماتُ ببین چی آوردم برات.چشمامُ باز کردم یه اسپری دستش بود گفت:از این میزنم به این دول کوچولوت تا بفهمی سکس باحال چه جوریه.کیرمُ گرفت دستشُ از اسپری زد بهش قلقلکم میومد حسابی به کیرم اسپری زد بعدشم به مال خودش و گفت:حالا میتونیم یک ساعتی با هم عشق بازی کنیم البته یه سورپرایز برات دارم که بعدا میفهمی حالا پاشو یه ساک مشتی واسم بزن تا سعیدم بیاد پاشو خوشگله من و دراز کشید دست منو گذاشت رو کیرش و گفت:یکم باهاش بازی کن تا بیدار بشه با اکراه این کارو میکردم حدود 10 دقیقه داشتم با دست براش جلق میزدم تا کیرش حسابی راست شد.گفت:خوبه دیگه حالا وقتشه با دهنت بهش حال بدی ببینم چی یاد گرفتی دیشب.سرمُ بردم طرف کیرش بوی خوبی میداد که مال اسپری بود که به کیرش زده بود چشمامُ بستم و کیرش کردم تو دهنم اولش با زبون با سر کیرش بازی کردم و فقط تا کلاهک میکردم تو دهنم و در میاوردم مزه نارگیل میداد مثل اینکه طعم اسپری نارگیلی بود بدم نیومد البته جز اینکه براش ساک بزنم کار دیگه نمیتونستم بکنم چون دوست نداشتم دوباره با کتک و فهش تحقیرم کنه برای همین با اشتها داشتم کیرشُ میخوردم و تا نصفه میکردم تو دهنم میاوردم بیرون مثل بستنی کیرشُ لیس میزدم اونم آه میکشید و میگفت:بخور عزیزم بخور جون سعید غلط میکنه مثل تو ساک بزنه واقعا اوستا شدی برا خودت بخور چاقال من اگه امشب خوب حال بدی برسیم تهران برات یه گوشی میخرم مثل مال خودم.دروغ نمیتونم بگم داشتم لذت میبردم شاید اگه شب اول به زور اون کارو با من نمیکردن و رفتار بهتری داشتن اینجوری ازشون متنفر نمیشدم.داشتم ساک میزدم که سعید اومد تو اتاق و گفت:نامردا تنها تنها دارید حال میکنید؟وایمیسادید من بیام و اومد نشست کنار ماعلی گفت:ببین شاگردت هنوز یه روز از کلاسش نگذشته از تو بهتر ساک میزنهسعید گفت:یه نگاه بنداز ببین بدن من خوشگلتر یا این بچه خوشگل قبل از این که علی نگاه کنه من برگشتم و نگاهش کردم واقعا محشر شده بود.از من بدنش خوشگلتر شده بود آخه سعید کونش از من بزرگتر بود.علی برگشتُ یه نگاه انداخت بهش و گفت:جون چه گوشتی شدی چاقال قدیمی.یکم از این اسپریُ بزن به کیرت بعد برو سر وقت کون مهیار میخوام حسابی آماده کردنش کنی بجنب.سعید اسپری زد به کیرش منم دوباره مشغول ساک زدن شدم.سعید رفت پشت من اولش فکر کردم میخواد کرم بزنه ولی سعید شروع کرد کون منُ لیسیدن با زبونش میکشید رو کپلای کونم حسابی کونمُ خیس کرد با آب دهنش.خوشم اومده بود و سرعت ساک زدنم برای علی بیشتر شده بود.سعید با زبون سوراخمُ لیس میزد و زبونشُ میکرد تو سوراخم این کارش باعث میشد که دست از ساک زدن بکشم و بجاش آه میکشیدم.بعد از چند دقیقه که گذشت علی گفت:خوب دیگه کیرم نصف شد اینقدر خوردیش نه به دیشب که به زور میدادم دهنت نه به امشب که نمیزاری نفس بکشم.پاشو بیا بشین روش که دلم تنگ شده واسه سوراخ تنگت,منم بلند شدم اومدم بالای سرش و سوراخ کونمُ با کیر علی که حالا خیلی خیلی بزرگ شده بود میزون کردم سعید به قدری با زبون سوراخ کونمُ خیس کرده بود که نیازی به کرم نبود البته اثرات دیشبم بود که به راحتی کیرش وارد کونم شد درد داشت نه زیاد چون از دیشب تجربه داشتم میدونستم که اینم درد زود گذره و تبدیل میشه به لذت.یکم که کونم جا باز کرد خودم شروع کردم به بالا و پایین رفتن رو کیر علی و چشمامُ از شدت شهوت بسته بودم واقعا داشتم لذت میبردم و کم کم از این سکس ها خوشم میومد,علی با هربار بالا پایین شدن من روی کیرش قربون صدقه من میرفت و با جونُ فدات بشم هاش من بیشتر تحریک میکرد.سعید اُسکل مثل دیشب نشسته بود و داشت با خودش ور میرفت که علی بهش گفت:واقعا که جون به جونت کنن خری,تو که دوباره نشستی پاشو کیرتُ بزار دهنش تا برات ساک بزنه.سعید بلند شد اومد بالای سرم و در حالی که من داشتم بالا و پایین میکردم کیرشُ گرفت جلوم منم اول یکم باهاش بازی کرد آخه هنوز بلند نشده بود بعد از این که خوب راست شد کردم تو دهنم و شروع کردم به ساک زدن.تو خوابم همچین صحنه ای رو نمیتونستم ببینم که در حالی که دارم روی کیر یکی تلمبه میزنم کیر یه نفر دیگه تو دهنم و براش ساک میزنم.بدون اغراق باید بگم که لذت دنیا رو داشتم از این سکس میبردم ولی دیگه پاهام خسته شده بود و نمیتونستم ادامه بدم برای همین به علی گفتم من خسته شدم حالتُ عوض کنیم.از روی علی بلند شدم و قنبل کردم علی رفت پشتم و سعید اومد جلوم علی دو طرف کمرمُ با دستاش گرفت و کیرشُ یک ضرب فرستاد توم معلوم بود که همه کیرش جا شده چون کیرش تو شکمم احساس میکردم و داغی پشتش روی کمرم حس میشد علی تلمبه میزد و با هربار جلو عقب شدن من کیر سعید میرفت تو دهنم و میومد بیرون چند دقیقه هم با این حالت ادامه دادیم که علی به سعید گفت برو از زیر کیر مهیارُ بخور میخوام یه حال اساسی بهش بدم.سعید منتظر شنیدن این حرف بود آخه زود کیرشُ از دهن من در آورد و رفت زیر من کیرمُ کرد تو دهنش و با اشتهای تمام شروع کرد به ساک زدن,اون تو کارش وارد بود و علی اشتباه میکرد چون سعید خیلی بهتر من از ساک میزد,جوری کیر منو میخورد که اگر علی جرمم میداد من متوجه نمیشدم خیلی لذت بخش بود.با زبونش از بالا تا پایین کیر منُ میلیسید و بعضی وقتها نوک زبونشُ میکرد تو سوراخ کیرم که خیلی به من حال میداد.سعید حسابی برام ساک زد تا این که علی گفت:بسه دیگه تمومش کردی,حالا پاشو جاتو با مهیار عوض کن.اولش فکر کردم میخواد سعیدُ بکنه و من برای سعید ساک بزنم اما علی گفت:مهیار بکن تو کونش میخوام تلافی دیشبُ سرش در بیاری یالا پسر چرا نگاه میکنی؟تو این چاقالُ بکن منم تو رو خوبه مگه نه؟سعید هیچ حرفی نمیزد و معلوم بود که به این کار راضیه برای همین نشستم پشت سعید و کیرمُ گذاشتم رو سوراخش,این اولین باری بود که میخواستم یکی رو بکنم تا اون شب با هیچ کس سکس نکرده بودم و از دیشبم فقط من بودم که به این دوتا کون میدادم و الان بهترین فرصت بود که جبران کنم بخصوص که از سعید بیشتر از علی کینه داشتم برای همین یهو همه کیرمُ تو کون سعید جا کردم سعید داشت اشکش در میومد و داد زد:ان آقا چی کار میکنی؟جر خوردم یواش آخخخخخخ.بدون توجه به حرفاش شروع کردم به تلمبه زدن,محکم پهلوشُ گرفته بودم و تا جایی که میشد کیرمو فشار میدادم ولی از بخت بد کیر من کوچیکتر از اون بود که کون این عوضی رو جر بده,کیرمُ کامل از کونش در میاوردم و تا میخواست سوراخش بسته بشه دوباره با شدت میکردم توش,چاقال اینقدر کون داده بود که سوراخش کاملا باز بود و بعد از چند بار تلمبه زدن انگار نه انگار که دارم کون میکنم اینقدر گشاد بود که کیرم توش گم میشد.بقدری سرگرم کردن سعید بودم که متوجه نشدم علی چی کار داره میکنه,برگشتم ببینم کجا رفت که دوباره دیدم علی داره با گوشیش از ما فیلم میگره با این تفاوت که جاهاون با هم عوض شده بود و این من بودم که داشتم کون سعیدُ میگاییدم ایندفه ناراحت نشدم بلکه خوشمم اومد چون دیگه سعید از من نمیتونست آتو داشته باشه و منم مدرک از کردن اون داشتم برای همین شدت ضرباتمُ بیشتر کردم و تا جایی که میتونستم نشون دادم که منم بلدم بکنم.علی چند دقیقه ای از سکس ما دوتا فیلم گرفت و گوشی ور گذاشت رو میز توالت و دوباره اومد سر وقت من و مثل دیشب نشست پشتم و گفت:مهیار وایسا من جا کنم بعد تلمبه بزن منم به حرفش گوش کردم و وایسادم,یکم از آب دهنشُ به کیرش زد و گذاشت رو سوراخم و به راحتی هرچه تمامتر جا کرد تو کونم.رفتارش نسبت به دیشب ملایمتر بود و میدونست که زهر چشم گرفته و منم دیگه به این سکس راضی هستم برای همین موقع کردن همش با موهام بازی میکرد و به پشتم دست میکشید چندباری هم با دست زد رو کونم و با گفتن جوووووون تا دسته کیرشُ فرستاد تو و در آورد,حدود ده دقیقه من داشتم سعیدُ میکردم و علی هم منوو این پوزیشن دیگه تکراری شده بود.علی کیرشُ از تو کونم در آورد ولی هنوزم کونم جای خالی کیرشُ حس میکرد.اومد جلوی منو کیرش گرفت جلوی صورتم و گفت:خوشگله کیرمُ بلیس که میخوام به حساب این چاقال برسم,با شنیدن این حرف خیلی خوشحال شدم,خیلی دوست داشتم ببینم چطور سعیدُ میکنه آخه دیشب نمیتونستم ببینم برای همین تا جایی که میشد ساک زدم و کیرشُ خیس کردم.علی اشاره کرد که کیرتُ در بیار منم در آوردم و خودش اومد جای منو گرفت و به سعید گفت:آماده ای عزیزم؟سعید گفت:جون هرکی دوست داری یواش این چاقال یه جوری کرد تو کونم که سوراخم میسوزه.علی گفت:نترس یه جوری میکنم که حال کنی و سر کیرشُ گذاشت دم سوراخُ با یه فشار کرد توش.داد سعید رفت هوا جوری که من گفتم هرکی تو کوچه بود فهمید که اینجا چه خبره.علی گفت:هی وحشی چته چرا داد میزنی الان کل رامسر میریزن اینجا یواش مگه بار اولیه که زیرم میخوابی؟تو روزی دو بارم به من کون دادی ولی اینجوری داد و بی داد نکردی نکنه کیر من بزرگ شده؟سعید اشک تو چشماش جمع شده بود با گریه گفت:من که گفتم میسوزه یواشتر بکن.علی گفت:بسه بابا خودتُ لوس نکن یکم طاقت بیار الان سوزشش میوفته و دوباره شروع کرد به تلمبه زدنمن با دقت داشتم به صورت سعید نگاه میکردم,با هر تلمبه علی اون لبشُ گاز میگرفت و چشماشُ میبست معلوم بود که داره درد زیادیُ تحمل میکنه.واقعا علی تو کارش استاد شده بود خیلی حرفه ای میکرد جوری که دلم میخواست من جای سعید بودم.محو تماشای اون دوتا بودم که علی گفت:بابا تو هم که شدی مثل این چرا داری با خودت ور میری بیا بزار تو دهنش بزار کیر کوچولوتُ بخوره اگر آبت داشت میومد درش نیار همونجا خالی کن این چاقال آب کیر خیلی دوست داره مگه نه سعید؟سعید با سر حرفشُ تایید کرد.رفتم جلوش و کیرمُ کردم تو دهنش دلم میخواست با کیرم خفش کنم اما هر وقت فشار میدادم تا بیشتر بره تو گلوش اون مقاومت میکرد و کیرمُ از دهنش میکشید بیرون ولی تا جایی که میشد تلمبه میزدم ته حلقش یه بار کم مونده بود بالا بیاره که علی گفت یواشتر بابا خفش کردی.قطره های اشکُ که گوشه چشمش دیدم دلم براش سوخت و یاد دیشب خودم افتادم برای همین یکم باهاش مدارا کردم و تلمبه هام کوتاهتر شد تا اذیت نشه دیگه وقتش شده بود و آبم داشت میومد برای همین سرعت تلمبه هامُ بیشتر کردم و با چندتا فشار پشت هم همه آبمُ خالی کردم تو دهنش حالا میفهمیدم چرا دیشب این دوتا آب کیر به خورد من دادن واقعا لذت داشت وقتی میدیدم یکی داره همه آبمُ میخوره این بهترین لحظه سکسم بود.از خستگی همونجا افتادم رو تختُ دراز کشیدم و داشتم به آخرای کار علی نگاه میکردم منتظر بودم کیرشُ در بیاره و آبشُ به خورد سعید بده ولی اون با چندتا تلمبه محکم که آخریش کل کیرش رفت تو کون سعید و اونو به جلو پرت کرد و خوابید روش و کل آبش ریخت تو کونش.سعید چشماش باز نمیشد معلوم بود که خیلی ناراضیه آخه اون هنوز آبش نیومده بود و از کردن منم بی نسیب مونده بود.علی گفت:آبمُ ریختم توش که از سوزشش کم بشه و از روی سعید بلند شد و از اتاق رفت بیرون.برای یک لحظه دلم برای سعید سوخت اومدم سمتشُ کنارش دراز کشیدم و گفتم:درد داری؟گفت:نه دردش افتاد,از این ناراحتم که سر من بی کلاه موند.گفتم:باشه با این که خیلی در حقم نامردی کردی ولی دوست ندارم ناراحت بشی پاشو بیا با هم حال کنیم.از صدای شیر حموم فهمیدم که علی داره دوش میگیره برای همین با خیال راحت میشد سکس کرد.دستمُ دور گردن سعید حلقه کردم و خیره شدم به چشماش اونم لبشُ گذاشت رو لبمُ شروع کرد به لب گرفتن این اولین بار بود که داشتم از کسی لب میگرفتم واقعا همه مراحل سکس لذت بخشه اگر با میل شخصی باشه نه به زورکلی از هم لب گرفتیم تا اینکه سعید لبشُ از من جدا کرد و منو به شکم خوابوند و نشست رو رونم وکیرشُ گذاشت تو سوراخم و شروع کرد به تلمبه زدن کیر سعید از علی چندسانت کوچیکتر بود و راحت و بدون درد تو کونم عقب جلو میکرد.چند دقیقه بیشتر طول نکشید و سعید رد گوشم گفت:میخوریش یا بریزم همین تو؟گفتم:بریز تو کونم(دلم میخواست اینم تجربه کنم)سعید کیرشُ تا دسته کرد تو کونمُ داغی آبشُ تو کونم حس کردم؛خیلی حال داد بیشتر از خوردن آب کیر بهم حال داد.علی بعد از اینکه از حموم اومد بیرون گفت:بچه من خوابم میاد میرم بخوابم شما هم بگیرید بخوابید که صبح زود باید برگردیم.به پیشنهاد سعید با هم رفتیم حموم تا بعدش بگیریم بخوابیم تو حموم سعید برام تعریف کرد که چطور علی اونو کرده و ازش فیلم گرفته و تو این مدت داشته ازش سوء استفاده میکرده و قسم خورد که تا دیروز که توی استخر بهش گفته که میخواد منو هم بکنه از این موضوع خبر نداشته و الا اجازه نمیداد که من به این سفر بیام آخرشم زد زیر گریه و از من خواست که ببخشمش منم دلم به حالش سوخت و بغلش کردم و بعد از اینکه دوش گرفتیم از حموم اومدیم بیرون,البته من زودتر اومدم بیرون و رفتم تو اتاق که لباسامُ بپوشم که چشمم افتاد به گوشی علی و یاد فیلمها افتادم؛یه فکری اومد تو ذهنم برای همین رفتم از توی هال گوشیمو آوردم و بلوتوثش رو روشن کردم و اون دوتا فیلمُ فرستادم تو گوشیم و از گوشی علی حذفش کردم.فردا صبح راهی تهران شدیم و تا برسیم من دل تو دلم نبود همش ترس داشتم که علی بفهمه چی کار کردم و پوستمُ بکنه ولی نفهمید.بعد از این که رسیدیم تهران موضوع رو به سعید گفتم اولش ترسید ولی وقتی بهش توضیح دادم خوشحال شد و کلی بوسم کرد.چند روز بعد از اون علی اومد دنبالم تا بریم بیرون ولی من بهش گفتم که دیگه دلم نمیخواد باهاش رفاقت کنم اون گفت مگه دست خودته اگر با من نیای فیلمتُ همه جا پخش میکنم.منم با خنده بهش گفتم برو تو گوشیت بگرد اگه فیلمی دیدی پخش کن.مثل این که تا اون لحظه سراغ فیلماش نرفته بود چون گوشیشُ در آورد و رفت تو گالری و هرچی گشت فیلمی پیدا نکرد با عصبانیت گفت کاره تو چاقال؟گفتم:درست صحبت کن آشغال زیاد حرف بزنی به بابام میگم دهنتُ سرویس کنه و رفتم تو در بستم بعد از اون روز دو سه بار اومد سراغم و از من خواست که دوباره با هم باشیم ولی هربار جواب من منفی بود.سعیدم ارتباطشُ با اون قطع کرد.از اون روز تا حالا منُ سعید با هم هستیم و هروقت که دوست داشته باشیم با هم سکس میکنیم البته از روی علاقه و با رغبت نه به زور.ممنون که وقت گذاشتید و داستان منو خوندیدمن سعی کردم همه وقایع رو همون طور که بوده بنویسم و قضاوتُ میزارم به عهده شما که راست بوده یا دروغبای.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%84%d8%b4-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175210</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس با شیطان</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Jun 2019 08:14:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اپیلاسیون]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشونم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[برآورده]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تصورات]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تولیدی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جزییات]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[حقیقتا]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خونسردی]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوزاریش]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شیرازه]]></category>
		<category><![CDATA[طاقباز]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[كلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میلیمتر]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكنه]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسبازی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونیه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وقتهایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ببینید من سکسی همیشه دوست داشتم قبل از سكس &#8211; شاه کس برای بیشتر تحریك شدن فیلم پورنو نگاه كنم &#8211; مخصوصا با شریك سكسیم &#8211; (چه کونی همسر چه دوست دختر) ولی همسرم هیچ وقت با من همراهی نداشت و طوری وانمود جنده میكرد كه گویا اصلا از سكس شرعی و عرفی با همسرش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				ببینید من سکسی همیشه دوست داشتم قبل از سكس</p>
<h3>&#8211; شاه کس برای بیشتر تحریك شدن فیلم پورنو نگاه كنم &#8211;</h3>
<p>مخصوصا با شریك سكسیم &#8211; (چه کونی همسر چه دوست دختر) ولی همسرم هیچ وقت با من همراهی نداشت و طوری</p>
<h4>وانمود جنده میكرد كه گویا اصلا از سكس شرعی و عرفی</h4>
<p>با همسرش هم زیاد دل خوشی پستون نداره و صرفا به خاطر من و شاید هم انجام وظیفه زناشویی تن به</p>
<h5>سكس با کوس من میده.به این ترتیب خیلی به ندرت و</h5>
<p>زمانی كه یه كمی حشریش كرده بودم با من فیلم سوپر نگاه كرده بود ولی فقط سكس های عادی رو. یعنی اگه سکس داستان به همجنس بازی</p>
<h6>زنها میرسید یهو از حالت سكسی خارج میشد ایران سکس و میگفت</h6>
<p>این كثافت كاریها رو بزن بره منم كه حقیقتا یكی از فانتزیهای ذهنیم و ایده آل هام دیدن همجنس بازی دو تا زن از نزدیك بود &#8211; حتی تو فیلمهای سوپر از دیدن لزبین ها بیش از سكس های معمولی تحریك میشدم- الهه همیشه تو این جور موارد ضد حال بود میدونین واسه امتحان الهه یه بار بهش گفتم الهه دیشب خواب دیدم با سارا (دختر دایی زیبا و لوند همسرم) داری همجنس بازی میكنی یهو خیلی آشفته شد &#8211; و منی كه بعضی وقتها با خیال همجنس بازی همسرم با زیبا روی دیگر خودم رو تحریك میكردم &#8211; از این آشفتگی برام مسجل شد بی نهایت از همجنس بازی بدش میادو منزجره تا روزی كه گفت دوست جدیدی به نام تینا پیدا كرده كه از مشتری های آرایشگاهشه و وقتی عكسهای عروسی ما رو دیده به همسرم گفته حیف تو كه با این (منو گفته) ازدواج كردی و شوهرت اصلا بهت نمیاد و تو خیلی ازش سر تری ( البته همه اینها رو الهه به من گفت) &#8211; و الهه هم گفت ساسان منم جوابشو دادم ولی راستشو بخواین حس كردم یه جورایی دچار غرور شده و خودش رو گرفته &#8211; از تعریف تینا خودش رو گم كرده &#8211; مثلا همیشه تو سكس هامون واسم ساك میزد دیگه بازی در میاره و به نوعی مثل قبل به من حال نمیده حدس زدم همه این آتیشا داره از تو کوره تینا بلند میشه &#8211; شروع كردم به صورت غیر مستقیم از تینا پرسیم &#8211; فهمیدم از همسرش طلاق گرفته و 29 سالشه و تو باشگاه محلمون مربی آیربیكه و خانواده درست و حسابی هم نداره &#8211; مادر ناتنی و اینكه تینا رو تو 15 سالگی مجبور به ازدواج كردن &#8211; و تنها داره زندگی میكنه و خونه مجردی داره یه حسی به من گفت شیرازه زندگیم در خطره و باید بیشتر حواسم رو جمع كنم تا اینكه یه روزی كه من وقت دندونپزشكی داشتم و قرار بود دیرتر سر كارم (كه پیش پدرم تو كارخونش &#8211; تولیدی گرده های آْلومینیومی برای ظرفهای تفلون- هستم) برم &#8211; الهه از من خواهش كرد زودتر برم از خونه بیرون &#8211; تعجب كردم گفتن چرا؟گفت تینا قرار بیاد آرایشگاه (در ضمن یكی از اتاق خواب ها رو الهه كرده آرایشگاه) گفتم خوب بیاد &#8211; گفت میخواد اپیلاسیون كنه &#8211; منم با شیطنت پرسیدم همه تنش رو؟ (البته چون میدونستم الهه از این كارا نمیكنه نهایت فقط دست و پا روانجام میده)الهه هم گفت آره همه تنش رو &#8211; چون با هم صمیمی هستیم و اونم خواهش كرده &#8211; منم قبول كردم حالا زودتر برو كه تو رو ببینه معذب میشه &#8211; منم با بیمیلی و یه طوری كه سرش منت بذارم (چون منو از نعمت ساك زدن كیرم توسط همسرم محروم كرده بود) گفتم باشه ولی این جور مشتری ها و رفیق ها رو آدم نداشته باشه به نفعشه &#8211; الهه هم با شیطنت گفت چیه چون گفته خوش قیافه نیستی ازش دلخوری؟منم بهش گفتم : منم صد تا رفیق دارم كه میگن من از تو سر ترم- حالا منم بیام واسه تو قیافه بگیرم؟ یا اصلا چه دلیلی داره كه بخوای این حرفا رو مطرح كنی؟ تو همین حین آیفون زنگ زد &#8211; گفتم بیا اینم همونیه كه ریده به زندگی مون- اومدم بیرون در محكم پشتم كوبیدم &#8211; موقع پایین اومدن دیدم تینا داره میاد بالا &#8211; یه نگاه كشداری به هم كردیم و سلام كرد &#8211; منم بدون جواب از كنارش رد شدم &#8211; ولی نگاهش آنچنان گیرا بود كه من تو یه لحظه تو ذهنم باهاش تا تو رختخواب هم رفتم &#8211; تو یه لحظه فكر اینكه تینا اومده كس شو مومك بندازه- كلافم كرد- تصور كس مو دارش یا كس بی موش یه لحظه رهام نمیكرد تو همین فكرا بودم كه الهه در و باز كرد و از بالای راه پله ها پایین نگاه كرد ببینه من اونجا هستم یا نه؟ احتمالا زاغ سیاه منو چوب زده بود و دیده بود كه من از در ساختمون بیرون نرفتم &#8211; بعدا به من گفت فكر كردم واستادی بیای بالا جلوی تینا به من چیزی بگی من ضایع شم- به تینا هم بر بخوره و بره پی كارش-ولی تو یه لحظه دیدن اپیلاسیون كس تینا بزرگترین هدف زندگی من تو اون لحظه شده بود &#8211; و این فكر سمج ولم نمیكرد كه صورت به این زیبایی و گیرایی ببین عورتش چیه؟ و دائم این آیه شریفه رو زمزمه میكردم كه: كس كسه بی مو ، با آب لیمو گفتم تا كار و شروع نكرده به بهانه ای برم بالا و كلید رو ذره ای از تو مغزی خارج كنم تا بتونم از بیرون با كلید خودم در و باز كنم شاید بتونم به آرزوی بزرگ اون لحظم جامه عمل بپوشونم دویدم بالا در زدم الهه در و با اخم و سردی باز كرد- گفت چیه؟(با حالت عصبانی)منم خودم رو زدم به غد بازی گفتم اگه دوست محترمتون تو هال نیستن میخوام برم از تو كشو پول بردارم &#8211; پول تو جیبم كمه-اونم با سردی گفت واسا الان خودم میارم – همینكه رفت آروم كلید رو به اندازه دو سه میلیمتر از مغزی خارج كردم &#8211; به امید اینكه شاید بتونم صحنه نابی از كس تینا رو شكار كنم &#8211; و به آرزوی بزرگ اون لحظم برسم(میدونین آدمها در موقع عصبانیت و شهوت تصمیماتی میگیرن كه تو حالت عادی به قدری ملاحظات هست كه انسان حتی بهشون فكر نمیكنه- حالا یكی نیست به من بگه بابا كس كسه دیگه چه كسه الهه كه هر روز زیارتش میكنی چه كسه تینا كه اینطوری در حسرت دیدارش میسوزی از خود بیخود شدی!الهه با یه دسته پونصدی برگشت &#8211; منم گرفتم و از پله ها پایین اومدم و از درب حیاط هم خارج شدم و متوجه بودم انگار الهه داره از پشت پنجره رفتن منو چك میكنهیه چند دقیقه ای صبر كردم تا الهه خیالش از رفتن من راحت شه &#8211; دیگه دندونپزشكی تخمم هم نبود &#8211; فقط فكر كس تینا بود كه برام آروم و قرار نذاشته بود &#8211; با سلام و صلوات اومدم و در حیاط رو باز كردم &#8211; و اومدم بالا پشت درب منزل &#8211; گوشام رو تیز كردم &#8211; دیدم صدای موهومی از داخل به گوش میرسه &#8211; ولی قابل فهم نبود &#8211; منم مستاصل نشستم رو پله ها &#8211; با خودم گفتم چی كار كنم؟ فكر كسه تینا( در حین اپیلاسیون) دیوونم كرده ! وقت دندونپزشكی رو چیك<br />
ار كنم؟ &#8211; خلاصه با اكثریت آرا به این نتیجه رسیدم برگشتن به منزل حماقت محضه و احتمالا چیزی هم نصیب كیرم نمیشه &#8211; به قول شاعر: دست بردم به ابول دیدم شده چوب طغور &#8211; گفتم یه راه كف دستیه رو بریم فكرمون آزاد شه ؟ چون طبقه آخر هستیم خیالم از اینكه كسی منو ببینه راحت بود القصه &#8211; گرفتم دستمو و لحظه های اپیلاسیون كس تینا رو با جزییات كامل به تصویر كشیدم &#8211; كه مثلا من كلید انداختم تو در و رفتم تو و الهه و تینا هم كه حشری شده بودن &#8211; الهه از لمس كردن كس تینا و تینا از لمس كردن كسش توسط الهه &#8211; همین كه منو دیدن اومدن سراغم &#8211; تینا كمربندم رو باز كرد &#8211; كیرم رو در اورد گذاشت تو دهنش و د بخور &#8211; چون وقتم كم بود دیگه زود میخواستم تو ذهنم بكنمش برم برسم به دندونپزشكی &#8211; ( می دونین تصورات سكسی واسه جلق زدن انقدر بعضیاش احمقانه ست كه فقط به درد كف دستی میخوره و بس) آقا افتادم رو تینا و گذاشتم نو كسش ( حالا انگار الهه اونجا برگ چغندره &#8211; اصلا الهه كیرمم نیست) داشتم تو ذهنم جلو عقب تینا یكی میكردم كه&#8230;..- یهو صدای جیغ های كوتاه و شیطنت آمیز از داخل خونمون به گوشم رسید &#8211; كه حس كردم دارن دنباله هم میكنن &#8211; منم كه فكرم دنبال كس و كون وسكس بود هیچ فكری به ذهنم نیومد جز اینه حتما قضیه سكسیهتو دلم گفتم جووووووون_ همونجا سجده شكر به جا آوردم &#8211; كه انگار دارم به آرزوم میرسم&#8230;&#8230;&#8230;.(گوشم رو تیز كردمو منتظر موندم &#8211; صدا بعد از مدتی قطع شد &#8211; همینطور داشتم با خودم كلنجار میرفتم &#8211; كه خدایا چی كار كنم ؟- برم تو؟ &#8211; نكنه اون چیزی كه من فكر میكردم نباشه؟ &#8211; ولی حشر چنان قالب شده بود كه اگه نمی رفتم تو ، مطمئن بودم كه تا آخر عمر حسرت می خورم- با تمام حشری كه كس تینا برام به وجود آورده بود ، بازم یه ملاحظاتی نمیذاشت بی پروا عمل كنم &#8211; اگه میرفتم تو و الهه دیوونه بازی در میورد؟ اگه تینا جیغ و داد میكرد؟ و خیلی اگه های دیگه ولی&#8230;&#8230;.. &#8211; ولی مطمئن بودم اون تو یه خبر هایی هست &#8211; ولی ممكن بود با این كار زندگیم از هم بپاشه &#8211; دل رو به دریا زدمو &#8230;&#8230;.. خودم رو واسه عملیات استشهادی آماده كردم &#8211; (به هر حال ممكن بود تو این راه به مقام رفیع شهادت نایل بشم &#8230;&#8230;&#8230;) شهادتین رو بر زبان جاری كردمو- با رمز مبارك و مقدس یا باب الحوائج &#8211; عملیات رو آغاز كردم كلید رو با احتیاط كامل وارد مغزی كردمو &#8211; آروم چرخوندم &#8211; در قفل نبود فقط بسته بود &#8211; تقریبا بدون صدا در باز شد &#8211; نفسم تو سینم حبس شده بود &#8211; خدا خدا میكردم تیرم به سنگ نخوره &#8211; وارد خونه شدم &#8211; كسی تو هال نبود &#8211; اومدم پشت در آرایشگاه ( همون اتاق خواب وسطی) &#8211; گوشم رو چسبوندم به در &#8211; خبری نبود &#8211; از سوراخ كلید نگاه كردم همینطور &#8211; بازم خبری نبود &#8211; یه لحظه به خودم اومدم و خواستم اگر دیده شدم ( كه قطعا دیده میشدم ) ورودم عادی به نظر بیاد &#8211; فقط اونقدر حول بودم كه حتی نمی تونستم درست فكر كنم و یه دروغ واسه برگشتنم بسازم &#8211; مخم كاملا از كار افتاده بود &#8211; رفتم به سمت اتاق خوابمون &#8211; همینكه در و باز كردم &#8211; در دم خشكم زد &#8211; الهه روی تخت به صورت طاقباز خوابیده بود و تینا تو لاپاش بود &#8211; سرش لای كسه الهه بود &#8211; ولی تنها چیزی كه سریعا توجه منو جلب كرد &#8211; كسه خوش استیل و مو دار تینا بود &#8211; كه به صورت چهار دست و پا خم شده بود &#8211; و كس استخونیش تو بین لاپاش جلب توجه میكرد &#8211; نمیتونستم چشم از روش بردارم &#8211; البته همه اینها در كسری از ثانیه اتفاق افتاد تینا یهو مثل برق گرفته ها كسو كونشو جمع كرد &#8211; الهه هم كه سكس از سرش پریده بود با پررویی گفت تو اینجا چه غلطی میكنی؟ منم با خونسردی رو كردم به تینا گفتم انگار شما داشتین كسه الهه رو اپیلاسیون میكردین؟ الهه گفت برو گم شو بیرون &#8211; منم یهو قاطی كردم &#8211; گفتم بی پدر &#8211; تو حین هرزگی مچت رو گرفتم دوقورت و نیمت هم باقیه؟ لاشی تینا به سرعت لباساشو پوشید و خواست بره كه من دستم رو اوردم جلوش گفتم تشریف داشته باشین &#8211; باهاتون كار دارم &#8211; با عصبانیت دستم رو كنار زد و رد شد &#8211; منم همچین هولش دادم كه محكم خورد به در اتاق خواب &#8211; یهو با صدای بلند، آخی گفت كه همراه با گریه بود ( یه لحظه دلم سوخت براش )گفتم حرومزاده یه بار دیگه ببینمت مادر تو به عزات میشونم ها &#8211; با گریه در وا كرد و به سرعت خارج شد كه الهه هم با بی شرمی اومد جلو ( همینطور كون برهنه) گفت كثافت چیكارش داری؟ منم كه كیرم رو صابون زده بودم واسه كسه تینا &#8211; با این پیش آمد شدیدا عصبی شده بودم &#8211; یهو الهه خواست به من تعرض كنه ( احتمالا بزنه تو صورتم ) &#8211; كه ناخودآگاه هولش دادم ناگهان یه فكری مثل برق از ذهنم گذشت &#8211; الهه كه از اول ازدواجمون منو تو حسرت گاییدن كونش گذاشته بود &#8211; حالا بهترین فرصت بود &#8211; ازش آتو هم داشتم &#8211; اگه بازی درمیورد &#8211; خوارش رو میگاییدم &#8211; خواست با عصبانیت از كنارم رد بشه كه گرفتمش &#8211; محكم هولش دادم رو تخت &#8211; تو یه چشم به هم زدن شلوار و شورتم رو در اوردم و با زور زیرم نگهش داشتم &#8211; دائم به من فحش میداد &#8211; ولی كیرمم نبود &#8211; از پشت افتادم روش &#8211; یه لحظه حس كردم خودشو شل كرد &#8211; حتما پیش خودش گفته یه راه كس بهش میدم خرش میكنم &#8211; ولی كور خونده بود سریع تف زدم سر كیرم &#8211; و گذاشتم در سوراخ تنگ كونش &#8211; یه حركتی به خودش داد و كیرم رفت تو چاك كسش &#8211; سریع در اوردمش- و دوباره دستم رو تفی كردم مالیدم به سوراخ كونش و كمی هم زدم به سره كیرم &#8211; تو این مدت لاینقطع فحش میداد و میگفت كثافت ولم كن و آشغال&#8230;&#8230;&#8230;- من كه گوشم اصلا بدهكار نبود &#8211; همینكه تف زدم دم سوراخ كونش دوزاریش افتاد كه چه خوابی براش دیدم گفت احمق چیكار میكنی؟ منم كه تو بدترین لحظات دست از لودگی بر نمیدارم &#8211; گفتم باید تنبیه بشی &#8211; همچین كونت می<br />
ذارم كه دیگه از این غلط ها نكنی &#8211; حالا واسه من فیلم بازی میكنی؟ همجنسبازی رو خاموش كن یا بزن بره؟( موقع فیلم سكسی دیدن)همینكه متوجه شد چه خیالی تو سرمه &#8211; عضلات كونش و سوراخ كونش رو شدیدا منقبض كرد &#8211; منم دیدم اینجوری دیگه محاله بتونم كونش بذارم &#8211; یهو بی هوا گذاشتم تو كسش &#8211; جا خورد و یهو شوك زد &#8211; تو همین حال خودش رو یه كم رها كرد &#8211; منم وحشیانه كیرم رو دراوردم و گذاشتم سر سوراخش &#8211; یه ذره رفت تو &#8211; دیگه با فشار وزنم سعی كردم نذارم بیاد بیرون &#8211; یهو انگار كه یه كوچه بن بست تهش باز شده &#8211; جر خورد و رفت تو سوراخش &#8211; چنان جیغی زد &#8230;. مامان مامان مامان &#8211; آخ نمیدونین چه حالی داد &#8211; كیرم تا دسته تو كون الهه رفته بود و آرزوی دیرینم برآورده شده بود- طفلی الهه با دستش تمام رو تختی رو چنگ زده بود و مچاله كرده بود &#8211; آروم داشت اشك میریخت- حالا وقتش بود كه آروم تلمبه بزنم تو كونش &#8211; باورتون نمیشه وقتی كیرم رو میكشیدم بیرون انگار سوراخ كونش هم چند میلیمتری به سمت بیرون كشیده میشد &#8211; چون من حالت تلمبه زدن رو حس نمیكردم &#8211; فقط سوراخ كونش به بیرون كشیده میشد و برمی گشت سره جاش طفلك به التماس افتاده بود &#8211; تو رو خدا &#8211; تو رو خدا &#8211; مردم &#8211; پاره شدم &#8211; پاره شدم &#8211; بسه دیگه &#8230;&#8230;&#8230;. گفتنش بی وقفه ادامه داشت &#8211; فكر كنم طفلك از درد داشت زمین و گاز میگرفت ولی&#8230;&#8230; ولی بالاخره باید تنبیه میشد &#8211; به هر حال از نظر شرعی هم كه حساب كنیم &#8211; تنبیه زن یه وقتهایی لازمه &#8211; حالا من این تنبیه رو در نظر گرفته بودم &#8211; البته مطمئنم كه شما هم حق رو به من میدین &#8211; مگه نه؟ خلاصه اونقدر عجز و ناله كرد كه زودتر از همیشه به اوج لذت جنسی رسیدمو به سرعت آبم اومد &#8211; منم ریختم تو سوراخ كونش &#8211; خیلی حال داد &#8211; خیلی &#8230;&#8230;. همینكه در آوردم &#8211; مادرشو گاییدم &#8211; دیدم سره كیرم انی شده &#8211; خاركسده انش قهوه ای بود &#8211; گفتم ریدی رو كیرم &#8211; اونم با صدای بلند شروع كرد به گریه كردن&#8230;&#8230;(دلم واسش سوخت)ولی همینكه چشمم دوباره به كیر انی شدم افتاد شاكی شدم می خواستم به زور كیرم رو بكنم تو دهنش ساك بزنه &#8211; ولی&#8230;&#8230;&#8230;&#8230; ولی گفتم خدا رو خوش نمیاد و از مسلمانی هم به دوره رفتم به سمت حموم واسه نظافت و غسل جناب..		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174533</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس خوشگل و خوش هیکل رو باید هرجا دیدی بکنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1%d8%ac%d8%a7-%d8%af%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1%d8%ac%d8%a7-%d8%af%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 May 2019 04:44:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استایل]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطره]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونش]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلش]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشو]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونه]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زنداییم]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سامورایی]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوالات]]></category>
		<category><![CDATA[سوپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صدامون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتین]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هیکلیم! فقط مث سگ زبون فیلم سکسی بازو کصکشمD:این خاطره مربوط به سه روز پیشه و اینقدر این داستان واسم جالب بود که نتونستم جلوی خودمو بگیرم سکسی و با شما به اشتراک نزارمش:)دقیقا &#8220;۱۱&#8221; شاه کس روز پیش ما دعوت شدیم به خونه داییم و ازونجایی که من از داییم و کونی اون پسره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>هیکلیم! فقط مث سگ زبون فیلم سکسی بازو کصکشمD:این خاطره مربوط به سه</h2>
<p>روز پیشه و اینقدر این داستان واسم جالب بود که نتونستم جلوی خودمو بگیرم سکسی و با شما به اشتراک نزارمش:)دقیقا</p>
<h3>&#8220;۱۱&#8221; شاه کس روز پیش ما دعوت شدیم به خونه داییم و</h3>
<p>ازونجایی که من از داییم و کونی اون پسره اوبیش و زنه مشترکش با کل ۲۱ منطقه تهران متنفرم در همون</p>
<h4>لحظه جنده اول مخالفت کردم و سریعا به دوست دخترم یه</h4>
<p>پی ام با مضمون: &#8220;امشب مامان پستون اینا نیستن سر راه یه پَک وید گُل بگیر بیا لش کنیم&#8221;ولی مامانم گفت</p>
<h5>تو بیجا کوس میکنی زشته دعوت کردن و باید بیای وگرنه</h5>
<p>شب تو کوچه میخوابی و منم اون پی ام رو ادیت کردم به مضمون:&#8221;من میرم خونه داییم اینا آفلاینم فعلا خدافظ&#8221;:(((نا امید سکس داستان لش کرده بودم</p>
<h6>رو تختم و داشتم خودمو واسه رو به ایران سکس رو شدن</h6>
<p>با اون کصخلا آماده میکردم که مامانم گفت پاشو آماده شو!لباسامو پوشیدم یکم به خودم عطر زدم موهامو شونه کردم و رفتم پارکینگ منتظر مامانم اینا و ازونجایی که مامانم ۱ ساعت آماده شدنش طول میکشه یه نصف رول که از قبل قایمش کرده بودمو روشن کردم کشیدم و نفازولینو چکوندم و منتظر بودم که بیان پایین اومدن حرکت کردیم و چون خونمون بهشون یکم نزدیکه پنج دقیقه ای رسیدیم!آیفونو زدیم درو باز کردن رفتیم بالا سلام علیکو این کصشرا نشستیم و پکیج سوالات تخمی تخیلی داییم که شامله &#8220;خب دانشگاه چطوره؟! کاروبار چجوری پیش میره؟! این چرا اینجوریه اون چرا اونجوریه چرا پنگوئنا زانو ندارنو ازین قبیل کصشرا!زنداییم گفت اگه حوصلت سر رفته برو تو اتاق علی منم خداخواسته قبول کردم خلاصه سر و کله زدن با اون اوبی بهتر از جواب دادن به سوالات تخمی داییم و جوکای مسخرش بود رفتم تو اتاق دیدم رو صندلی یه گوشه افتاده و سرش تو گوشیه و اصلا متوجه من نشد رفتم جلو سلام کردم سرشو اورد بالا تا منو دید یه لبخند کیری همراه جواب سلام تحویلم داد و شروع کرد به زر زدن راجب دوس دختر جدیدش که خونشون طبقه دوم ساختمون خودشونه! و هی میگفت آره خوشگله ممه هاش اینجوریه کونش اونجوریه و معلوم بود بدجوری تو کفه منم حرفاشو جدی نمیگرفتم و تعریفاشو میزاشتم پای هَوَل بودنش!تا اینکه عکسشو نشون داد و فهمیدم طفلی حق داره یه دختره ۱۸ ساله به اسم نیوشا خوش استایل و تو دل برو با لبای برجسته و چشمایی که هر پسریو دیوونه میکرد! باورم نمیشد تو ۲ ثانیه اینجوری تو نخش برم با خودم گفتم &#8220;به هر قیمتی شده باید بکنمش&#8221;همینجوری تو خیالاتم داشتم نیوشارو به ۹۸ روش سامورایی میگاییدم که علی پا شد و رفت سمت دسشویی گوشیش رو برداشتم قفلش الگو بود گرفتم جلو نور و جای انگشتاش مونده بود سریع قفلشو باز کردم و شماره دختره رو زدم تو گوشیم گوشیشو گذاشتم سر جاش و وقتی علی اومد یه لبخنده معنی دار تحویلش دادم که میشد تو چشمام کونی تورو چه به این حرفا رو خوند صبر نداشتم بریم خونه تا بهش مسیج بدمو داشتم جملات مناسب رو واسه پی ام دادن آماده میکردم که زنداییم صدامون زد بریم برا شام شامو خوردیم و بیست دقیقه بعد راهی خونه شدیم تو راه دل تو دلم نبودرسیدیم خونه رفتم تو اتاقم درو بستم و پریدم رو تختم تلگرامو باز کردمرفتم رو پروفایلش پره گل و بلبل و این متنای دخترونه دری وری بوددلو زدم به دریا و پی ام رو دادم :سلامچند دقیقا صبر کردم جوابی نیومدرفتم تو بالکن یه نخ سیگار کشیدم اومدم سر گوشیم دیدم جواب داده:شما؟!من:اگه معرفی کنم میشناسی؟گفت:نه:/گفتم: پس برای چی میپرسی!<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f610.png" alt="😐" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />منتظر بودم برینه بهم که دیدم جواب داد:که آشنا شیم دیگه:/این پی ام چراغ سبزی بود که جرقه کل فکرای پلید تو سرم رو زدآره خلاصه کلی چت کردیم حدود دو شبشب سوم عکسشو گرفتم و باهاش قرار گذاشتم یه کافه نزدیک خونشون و رفتیم سر قرار و فهمیدم اصلا دوس پسر نداره و این پسر دایی جقیه بنده فقط شمارشو داشته و برام خالی میبسته مث بنز شایدم دوست بودن و دختره جنده بود من نمیدونم قاضی خداس<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />البته احتمال مورد دوم رو بیشتر میدم چون سر قرار دوم ازش قول گرفتم بیاد خونمون!بعله قرار شد دو شنبه شب بیاد خونمون و هرچی منتظر شدم خونه خالی شه نشد ولی جا نزدماومد پایین زنگ زد گفتم وایسا میام پایینرفتم پایین و کلید پشت بومو بهش دادم و گفتم اول برو طبقه پنجم از آسانسور که خارج شدی برو پشت بوم چند دقیقه دیگه میام چون آسانسور دوربین داشت نمیشد دو نفری بریمخلاصه رفت منم یه سیگار کشیدمو رفتم بالا از تو اتاقم یه عرق کیریه دست ساز که 70% اتانول بود ۱۰% شاش اون 20% ام نمیدونم چی شد مملکت بخور بخوره به خدا خلاصه برداشتم با دوتا لیوان یبار مصرف زدم زیر هودیم و بردم بالا در پشت بومو وا کردیم رفتیم بالا و من چون خودم پاتوقم بالاس یه کاناپه داغون و یه سری خرت و پرت گذاشته بودم از قبل! رفت نشست رفتم کنارش و عرقو در آوردم و گفتمدادادادام سوپرایز دیدم قیافش عوض شد و قیافه میخوای مستم کنی سولاخیمو بچاقی رو به خودش گرفت:))گفتم مشروب میخوری دیگه گفت نه تا حالا نخوردم البته کص میگفت میخواست از زیر کار در ره شروع کردم به خالی بستن که این عرقه فلانه اینجوریه اونجوریه نابه عموم انداخته در صورتی که به سگ میدادی چپه میشد خلاصه یه پیک ریختم خوردیم مزه ام نداشتیم و این موضوع به نفع من بود چون سک میخوردیم زودتر مست میشد و من زودتر به هدف شیطانیم میرسیدم<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f608.png" alt="😈" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />پیک دوم و سوم رو هم رفتیم و دیدم دستو پاش شله:)) پیک چهارم رو ریختم خوردیم سر پنجمی گفت نه بسه نمیخورم! با اصرار پنجمی رو هم خوروندم و صبر کردم یه زره بگیرتش تا باقیشم به خوردش بدم خلاصه ۸ تا پیک خورد و ته دبه عرقه اندازه سه تا پیک مونده بود دستمو انداختم دور گردنش کشیدمش سمت خودم دیدم بیچاره نا نداره اصلا تو عالم دیگه ایه!کشیدمش سمت خودم لبشو بوسیدم و هی لباشو میخوردم سیر نمیشدم انگار به آرزوی بچگیم رسیده بودم وحشیانه و با ولع میخوردم و زبونمو تو دهنش میچرخوندم اومدم پایین و گردنشو میخوردمو لیس میزدم ولی عکس العملی نداشت انگار حسی نداشت دستمو گذاشتم رو اون سینه های لعنتیش یکم فشارشون دادم و لباشو محکم تر بوسیدم مانتوشو در آوردم یه تاپ نیم تنه و یه سوتین زرد تنش بود سرمارو حس نمیکرد الکله کاملا برده بودش به یه بعد دیگه دستمو بردم زیر تاپش سوتینشو هول دادم به سمت بالا ممه هاش افتاد بیرون دیدم با بیحالی یه تکون خورد و با صدای خمارو کش دار گفت بــــردیـــــا چیکـــار میـــکــنـی؟!گفتم هیشش هیچی نگو میخواست مخالفت کنه اما جون نداشت تاپشو کشیدم بالا دوتا ممه سفید با نوک قهوه ای روشن که نوکاش حسابی سیخ شده بود و فهمیدم زیادم بی اختیار نیس یه چیزایی میفهمه:)))نوکشو گرفتم بین انگشتام و اون یکی ممشو چپوندم تو دهنم میک میزدم و با زبونم نوکشو بازی میدادم تو دهنمو هی لیس میزدم و میرفتم سراغ اون یکی ممه اینکارو واسه چند دقیقه ادامه دادم مدام صدای ناله های بی جونش میخورد به گوشم و بیشتر حشریم میکرد دکمه شلوارشو باز کردم زیپشو کشیدم پایین و دستمو بردم زیر شرتش دستم سرد بود باعث شد یکم به خودش بیاد و فازش بپره سعی کرد دستمو بکشه بیرون ولی نتونست شروع کردم با مالیدن و بالا پایین کردن زل زدم تو چشمای خمارش دیدم داره نفس نفس میزنه خواستم انگشتمو بکنم تو جیغ ضعیفی زدو خودشو کشید عقب گفتم چته گفت من هنوز دخترم روانی پرده دارم منصرف شدم نمیخواستم شر شه شلوارشو شرتشو تا زانو کشیدم پایین رفتم پایین کاناپه سرمو گذاشتم بینه پاش یه کصه تمیز بیرونش کرمی تیره و توش کاملا قرمزو مرطوب بود بوی آب لزجه کصش تو دماغم پیچیده بودو کیرم مث چوب سیخو مث سنگ سفت شده بود زبونمو گذاشتم رو کصش از پایین با بالا کشیدم یه رعشه خواصی افتاد بین دوتا رونش شروع کردم به میک زدنو لیس زدن زبونمو همه جاش میکشیدم و میبُردم تو سوراخش میچرخوندمو چوچولشو بوس میکردم دستشو گذاشته بود رو سرم و فشار میداد به کصش پاهاشو قفل کرده بود و من کاملا چسبیده بودم به اون ۲۰۰ گرم گوشته بهشتی لرزه هاش بیشتر شد میخواست ارضا شه ولی حشرش اگه میخوابید نمیزاشت بکنمش! سرمو کشیدم عقب که یه ضد حال اساسی خورد گفت چیکار میکنی گفتم حشریتو لازم دارم کارم تموم شه چشم! دمر خوابوندمش رو کاناپه لای چاک کونشو وا کردم یه تف غلیظ کردم رو سوراخش گفت اییی چیکار میکنی گفتم بعدا بخاطر این تفه ازم تشکر میکنی!سرشو گذاشتم رو سوراخ کونش آروم سرشو کردم تو جا خورد یه جیغ زد و خواست پاشه دستمو گذاشتم رو کمرش و چسبوندمش به کاناپه و گفتم تکون نخور! شروع کرد به گریه و بدو بیرا که درد داره بکش بیرون نمیخوام گفتم تکون نخور دردش کمتر میشه یکم تقلا کرد دید نمیشه دیگه تکون نخورد! درش آوردم دیدم سوراخش یکم وا شده یکم دیگه کیرمو تف مالی کردم دوباره راهیش کردم به سوراخ محترم آروم آروم سانت به سانت میبردم جلو و واسه هر سانت یه جیغ میزد با بدبختی نصفشو کردم تو و خوابیدم روش شروع کردم گردنشو خوردم و سعی کردم یکم حشریش کنم تا کمتر دردو حس کمه حدود پنج دقیقه گذشت و بیخیال گردنش شدم کاملا کبود شده بود! اینبار حوصله آروم آرومو نداشتم‌ دستمو گذاشتم جلو دهنشو تا خایه بش فرو کردمو خوابیدم روش یه ثانیه نفسش بند اومدو شروع کرد به جیغ زدنو تقلا کردن هی تکون میخورد و جیغ میزدو فحش میداد ولی فایده نداشت چند دقیقه ادامه داد ولی نطیجه ای نگرفت تا اینکه بیخیال شد تو همون حالت روش خوابیده بودم و منتظر بودم دردش کم شه تا تلمبه زدنو شروع کنم! شروع کردم به عقب جلو کردن و هی سرعتشو بیشتر کردم توی دوقیقه رسما داشتم تلبمه میزدمو جاش وا شده بود همینجوری که تلمبه میزدم ازش لب میگرفتمو گردنشو میخوردم دیدم این پوزیشن زیاد مناسب نیس داگ استایل شدیم و ادامه دادم حدود سه چهار دقیقه کردم که یه حسی از نوک پام شروع کرد به بالا اومدن و یه حسی سرم شروع کرد به پایین اومدن و دوتاشون تو کیرم به هم متصل شدن و سرعت تلمبه هامو بیشتر کردمو کل آبمو خالی کردم تو کونش! انگار یکی منو از پریز کشید لش افتادم روش و سنگینیمو انداختم روش افتادیم رو کاناپه چند دقیقه همینجوری روش بودم افتاده بودمو نفس نفس میزدم تا اینکه کشیدم بیرون و دیدم سوراخش کاملا گشاد شده پا شدم شلوارمو کشیدم بالا و اونم خودشو جمع جور کرد سواره آسانسور شد و منم درو قفل کردم و بخاطره دوربین از پله ها رفتم پایین دم در بوسیدمش هیچی نمیگفت خدافظی کردیم رفت و تا یه هفته جوابمو نمیداد کم کم دوباره دلشو به دست آوردم اما فعلا که بام بیرون نمیاد!اگه تونستم بازم بکنمش حتما داستانشو براتون مینویسم شرمنده طولانی شد و ممنون که وقت گذاشتین خوندین!<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f339.png" alt="🌹" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />[بدرود]<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2764.png" alt="❤" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2764.png" alt="❤" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1%d8%ac%d8%a7-%d8%af%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173753</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 30/44 queries in 0.014 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 13:05:07 by W3 Total Cache
-->