<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میگردم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%da%af%d8%b1%d8%af%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:06:24 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میگردم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دختر عینکی و بلوند حسابی کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d9%86%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d9%86%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Dec 2019 09:26:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[آقامون]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[ضرباتم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کابینت]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشون]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مجموعه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[مهمانی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتی]]></category>
		<category><![CDATA[میبندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که واقعا فراموش نشدنی بود فیلم سکسی اول خودم رو معرفی میکنم و ایلیا 29 ساله و خانم رویا 25 ساله است.رویا نگو یه تکه گوشت بگو سکسی هرچی بگم کم گفتم از معرفت و شاه کس مهربونی بگو تا هیکل قشنگش سینه های جا افتاده و لب های ناز که فقط کونی دوست داری [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که واقعا فراموش نشدنی بود فیلم سکسی اول خودم رو معرفی میکنم و</h2>
<p>ایلیا 29 ساله و خانم رویا 25 ساله است.رویا نگو یه تکه گوشت بگو سکسی هرچی بگم کم گفتم از معرفت</p>
<h3>و شاه کس مهربونی بگو تا هیکل قشنگش سینه های جا افتاده</h3>
<p>و لب های ناز که فقط کونی دوست داری بهش بچسبی ولش نگونی باسن نگو که روی جنیفرلوپز را از پشت</p>
<h4>بسته جنده شرط میبندم جفتشون کنار هم وایسن بخوان نمره بدن</h4>
<p>شرط میبند رویا نفر اول بشه پستون همین الان که دارم این خاطره رو براتون مینویسم فکرش رو که می کنم</p>
<h5>گیرم گله کوس کرده وای به حال شما که بخواهید از</h5>
<p>نزدیک ببینید گفتون میبره بریم سر اصل مطلب.پنچ شبنه بعدازظهر که از سرکار آمدم خانه مادر و پدرم رفته بودن باغ قرار سکس داستان بود ما هم</p>
<h6>بریم اما یه حسی بهم می گفت ولش ایران سکس کن بخیال</h6>
<p>شو فردا برو باغ وقتی آمدم خانه رویا داشت تلویزیون نگاه می کرد تا منو دید خسته نباشی و احوال پرسی دیدم یک تاب و یه مینی جوب پوشیده بهش گفتم خونه رو خلوت دیدی دوباره به خودت رسیدی جگر گفت اینکار رو کردم تا آقامون میاد از خجالتش دربیام اگه امشب ناز نکونی بهش گفتم کی برای شب جمعه ناز می کنه که من نفر اولش باشم اونم با نازگلی مثل تو بعد رفتم رو کاناپه دارز کشیدم و رویا رفت تو آشپزخانه یه لیوان شربت برام آورد گفت بخور تا از خستگی در بیای بعد کنار من نشست داشت تلویزیون نگاه می کرد بهش گفتم من میرم یه چرت بزنم بعد بلند میشم برم یه دوش بگیرم بریم شام بیرون گفت باشه برو بخواب ساعت هشت بلندت می کنم من رفتم خوابیدم ساعت هشت بود دیدم یکی بالای سرم می گیه گلم نمیخواهی بلند بشی ساعت هشت گفت چرا الان بلند میشم بعد از چند تا غلط تو رختخواب بلند شدم دیگه خواب از سرم پریده شده بود رفتم حمام یه حالی به بدن بدیم خودمو کامل با تیغ صفا داده بودم اون جا رو اینقدر ناز زده بودم که مورچه روش لیزمیخورد بعد که از حمام آمدم بیرون سرمو که داشتم خشک می کردم به رویا گفتم کارتو بکنم بریم شام بیرون رفتم تو اتاق داشتم اونجا رو پودر بچه میزدم که رویا آمد گفت چقدر خشکل کردی امشب فکر کنم یه دل سیری از اذا دربیاریم گفت اگه من ساربونم بلند چه جوری ترتیب تو رو بدم که اینکار ده نفر ترتیبت دادن دوتای یه خندیه ای کردیم بعداز لباس پوشیدن رفتیم بیرون جاتون خالی رفتیم شام پیتزا خوردیم یه دوری تو خیابون زدیم برگشتیم خانه حدودا ساعت 12 بود چند بار مادر زنگ زد گفت نمیاید امشب گفتم نه ما فردا میایم نمیدونم کاری میخواستن اونجا بکنن که چند بار زنگ زد تا آمار ما رو بگیرن که میایم یا نه آخه دوست خانوادگیمان هم با اونا رفته بودن حتماَ اونجا خبری بوده که مامان چند دفعه آمار گرفت که ما میایم یا نه سرتون درد نیارم وقتی که رسیدم خانه من لباسمو درآوردم و یه شرت مایو بلند پوشیدم اونچنان هم بلند نبود و رویا رفت تو اتاق و لباساشو عوض نکنه وقتی که من لباسمو عوض کردم دو تا صندلی بردم پای گاز و زیر کابینت پلاستیک بسات خودم رو درآورد من هر شب جمعه که بخوام نزدیکی کنم چند تا دود شیره میگیرم تا کمره سفت بشه تا آبم دیر بیاد آخه آدم زود آبش بیاد زد حال من اصلا دوست ندارم در حال دود گرفتن بودم که رویا وارد آشپزخانه شد رویا نگو حوری یا فرشته بگو باورتان نمیشه بگم در چند ثانیه گیرم گله کرد باورتان نمیشه یک لباس زیر نازک آبی خوش رنگ با یه آرایش غلیظ که اصلا باورتان نمیشه که رویا بود با یه شورت هم ست لباس که با ناز و عشوه داشت میامد جلو گفت نامرد تنهای گفتم شما مشغول آرایش بودید گفتم مزاحم نشم بعد نشست رو صندلی جلوی من یه لول هم برای اون درست کردم بعد دوتای مشغول دود گرفتن شدیم در حین دود گرفتن یه موقع شیطونی میگردم با نوک سینه های رویا بازی می گردم گفت عجله نکون همش مال خودت یه موقع هم با دستم با کوس بازی می کردم میگفت اینقدر اذیت نکن دهنتو سرویس می کنم بعد که قشنگ که توپ توپ شده بودیم از دم گاز اومدیم کنار رفتم کنار کامپیوتر که ببینم دیشب چقدر دانلود کرده بودم یه چند تای فیلم سوپر گذاشته بود برای دانلود از مجموعه محصولات بازارس یا بنکبراس عجب شرکت های ساخت فیلم های سوپر قشنگی هستند خوراک من دانلود این فیلم هاست بعد از تماشی چند تا صحنه به رویا گفتم امشب میخوام یه حال اساسی بهم بدی گفت ناراحت نباش کاری بسرت میارم که حالشو ببری بعد رفتیم داخل اتاق خواب همین جوری که روی تخت نشسته بود یه آهنگ ناز ملایم هم گذاشته بودم رویا هم مشغول رقصیدن شدن ناکس اصل رقاص بود هر مدلی که میگفتی برات میرقصه خوراکش رقص عربی بعد از اینکه رقصید بهش گفتم رویا دوست دارم مثل اول فیلم سوپرا هست که باخودشون ور میرن یا دارن لباساشون در میارن دوست دارم تو هم اینکار رو بکنی گفت هرچی تو بکی امشب ارباب شما هستید ما رعیت هستیم بعد مشغول بازی با خودش شود بازی نکون حال بگو داشتم از گیر شقی می مردم شهوت زده بود رو هزار بعد یواش یواش نزدیک من شد از نوک انگشت پاهام مشغول خوردن شدن تا رسید به گیرم شرت مایو رو از تنم در آورد و مشغول ساک زدن شد گیر نگو گله کرده بود خراب بعد از چند دقیقه خوردن بهش گفتم بیا روم منم میخوام کستو بخورم بعد آمد روم کس نکن یه تکه گوشت ناز بگو با زبون با چوچولو هاش داشتم بازی میگردم میدم داره به شهوت میرسه هی من بیشتر نوک زبونم تو کسش می گیردم و از اون طرف با انگشتم ور به کونش میرفتم یه تف در کونش انداختم و دستم هی داخل و خارج می کردم بعد که به اوج شهوت رسیده بودم خوابوندمش رو تخت بهش گفت لای پات و باز کن و لنگاتو بده بالا یواش یواش گیرم گذاشتم روی کسش یه کمی روش داشتم بازی می کردم که هی میگفت اذیت نکن مادر قهوه بکن داخل جرم بده دیونم داری میگنی خوب بکن داخل منم که میخواستم با اوج شهوت برسه هی گیرم میمالوندم روی کسش بعد که دیدم خیلی تو حس کردم تو کسش یه جیغ بلندی زد خوب بود پدرم اینا نبودن وگرنه زنگ میزد پایین ببینه چی شده گفت یواش گفت پارم کردی کونده قبلش یه بوقی یه سوتی بزن تندی میکنی تو گفتم اینجوری حالش بیشتر همین جور که داشتم تلمبه میزده رویا زیر کار داشت ناله می کرد من دوتا سینه هاش گرفته بود سفت هی میمالوندم گفت اینقدر این بد مسبه نمال بزرگ میشه زشته نمیشه زیاد لباس پوشید گفتم من تو فکر حالم تو فکر لباس بعد دوباره مشغول تلمبه زدن شدن اما این دفعه سریع تر هی میگفت اگه زود بخوای آبتو بیار<br />
ی دهنتو سرویس میکنم بهش گفتم اگه تو آب من دیدی سلام من رو بهش برسون بد تعداد ضرباتم بیشتر و بیشتر می شد و رویا هم آه و ناله اش بیشتر می شده هی میگفت جون جرم بدم فدات شم قربون گیر به این بزرگیت بشم پارم کن منم بیشتر به اوج میرسیدم بعد از چند دقیقه بهش گفتم قنبل کن میخوام از کون بکنمت گفت درد داره گفت یواش میکنم که دردت نیاد بعد قنبل کرد یه مقدار روغن زیتون اسپانیای ریختم در کونش و روی کونش و مشغول مالوندم شدم همین جوری که داشتم کونش روغن میزدم یه بوس هم ازش می کردم کون نکون یه تکه پنبه با یه ضرب تند تند بالا و پایین میشد همینجوری که با انگشتم با سوراخ کونش داشتم ور میرفت گیرم نزدیک سوراخ کونش کردم گفت آمادهی بکنون توش گفت مال خودت میخواهی جرش بده منم یواش سر کلاهک گیر و گذاشتم دم سوراخ و یواش یواش هول دادم داخل همه نسبتن تمام گیرم رفته بود داخل کونش بهش گفتم من تکون نمیخورم خودت عقب و جلو بکن که دردت نیاد بعد خودش مشغول عقب و جلو شد چه کیفی می داد از اون طرف هم خودش داشت با دستش کوسشو میمالوند واقعا دو تای تو اوج بودیم .این برنامه تا صبح چند دفعه تکرار شد و هر دفعه بیشتر از دیگر حال میکردیم واقعا که چه زنی دارم از اون زن های باحال روزگار که پر جنبه است منم هیچ موقع از این موقعیتی که دارم سو استفاده نمیکنم .دفعه بد داستان رفتن خانه دوستم مهمانی که اون شب هم خیلی خوش گذشت و شب باور نکردنی بود رو براتون تعریف میکنم با اجازه شما.ایلیا و رویا &#8230;&#8230;/</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d9%86%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177695</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس در مکان عمومی و در ماشین با جنده فوق حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d9%88%d9%82/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d9%88%d9%82/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Nov 2019 06:04:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بودمشون]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پرونده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصات]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من اون موقع 17 سالم فیلم سکسی بودمن اون موقع ها اصلاً فکر بیرون رفتن و دوست دختر تو سرم رو نداشتم همش 24 ساعت پای کامپیوتر سکسی و پی اس بودمما خونمون 3 طبقه شاه کس هست که طبقه وسطی مدتی خالی بود بعد سال ها از خونه تصمیم گرفتن که کونی طبقه دوم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من اون موقع 17 سالم فیلم سکسی بودمن اون موقع ها اصلاً فکر</h2>
<p>بیرون رفتن و دوست دختر تو سرم رو نداشتم همش 24 ساعت پای کامپیوتر سکسی و پی اس بودمما خونمون 3</p>
<h3>طبقه شاه کس هست که طبقه وسطی مدتی خالی بود بعد سال</h3>
<p>ها از خونه تصمیم گرفتن که کونی طبقه دوم رو به اجاره بدن بعد مدتی بالاخره یه اجاره نشینی واسه این</p>
<h4>خونه جنده ما پیدا شد که این خانواده 3 دختر 1</h4>
<p>پسر بود و پدرشون هم یه پستون 18 چرخ داشت که بدبخت همیشه تو جاده ها بود مامانشون هم من تا</p>
<h5>الان هم کوس نفهمیدم کجا ولی از صبح تا عصر خونه</h5>
<p>نمی شد میرفت اون پسر هم سرباز بود که هیچ موقع خونه نمی شد من چون اصلا بیرون نمیرفتم و با کسی سکس داستان هم حرف نمیزدم</p>
<h6>یه کم خجالتی بودم بعد چند روز بود ایران سکس که من</h6>
<p>از طرف حیاط میرفتم دم در دیدم یکه از دخترها تو حیاطه با هزار مصیبت رفتم یه سلامی دادم و در رفتم بعد ها متوجه شدم که 2 خواهر دو قلو و یه خواهر کوچیک تر به اسم سپیده که دو سال از من کوچیک بود هستن. 1ماه گذشته بود که یکی از دخترا همون سپیده از طرف در دومی در ما رو زد چون ظهر بود شک کرم که این موقع کی میتونه باشه رفتم سراغ آیفون دیدم بله یکی از اونا اورده که اجاره خونه رو بده من رفتم پایین و گرفتم تو این چند ماهی که گذشته بود فقط دو بار دیده بودمشون چند ماهی گذشت و که تابستون بود که ما هم کم کم با هم رفت و امد داشتیم من میتونستم باهشون راحت حرف بزنمرداد ماه بود که کسی خونه ما نبود من هم قرص سیپروهپتادین می خوردم که زیاد گشنم بشه و زیاد غذا بخورم اثر غرص زده بود به سرم و خواب داشت دیونم میکرد ننم و بابام رفته بودن تهران منم که حس تنها موندن رو نداشتم و نارحت بودم که یهو شنیدم یکی از حیاط داره صدام میزنه پارسا چند باری صدام زد منم که اصلاً حوصله نداشتم که الان میرم میگه بیا این کامپیوتر ما مشکل داره با هزار بدبختی رفتم بالکن دیدم سپیده هست که میگه بیا من کلید ندارم موندم تو حیاط گفتم خوب من چیکار کنم گفت بیا یه جور درو باز کنم منم گفتم بزن شیشه بشکنه برو تو بالاخره منو کشید پایین رفت 3 و 4 تنه زدم به در حوصله نداشتم گفتم باز نمیشه گفتم بشین اینجا مامانت بیاد گفت مامان رفته دندون پزشکی گفتم پس ابجی هات کجا هستن گفت دودتاشونم رفتن کلاس فیزیک تو دلم گفتم عجب گیری کردیم ها گقتم بیا بریم بالا بشین تا بالاخره یکی بیاد و در رو باز کنه اونم قبول کرد او اومد اینم بگم من تا حال فکر نکرده بودم که با کسی سکس کنم به همین خاطر هم به دختری دقت نمیکردم که ببینم فرم بدنش چطور هست البته فیلم سکس و داستان میخوندماومد بالا و رفت نشست رو مبل منم برا همین که خجالت نکشه اومدم نشستم تو اطاقم بهش گفتم اگه گرمته مانتو رو در بیار پشت سرم وایستاده بود گفت چیکار میکنی گفتم هیچی سایت ها رو میگردم امد نشست کنارم بهم گفت نت ارزشی نداره همه سایت ها فیلتره چون من که خواب زده بود به سرم دوقرونیم نیفتاد که این منظورش چی هست یه چند لحظه ی گذشته بود که دستم خورد به گوشیم از رو میز افتاد زمین من که خم شدم از جلو پاهاش گوشیم رو بردارم یه بوی جالبی از تنش می یومد وقتی سرم رو بلند کردم برای اولین بار سینه ها یه دختر از نزدیک با دقت نگاه کردم باور کنید به قدری ژل زده بو که لباش که از صد متری میگفن بیا منو بخور سینه های بزرگی داشت یهو به فکرم زد که بهش بگم من فیلتر شکن دارم ها که یه بار هم ما شانسمون رو امتحان کنیم شاید برا اولین بار با کسی سکس کردمگفتم میخوای بازش کنم دیدم با کمی مکس گفت حالا زود بود جوابم رو می دادی بدونه این که جوابی بده فیلتر شکن رو باز کردم گفتم کدوم سایت رفتی که فیلتر بود الان بزن میره گفت نمیدونم به زهنم رسید یه سایت والپیپر باز کنم که عکس دخترای نیمه سکس هم توش بود ولی کلاً فیلتر نبود سایت رو باز کردم چند تا از اون عکس ها رو باز کردم گفتم به خاطر همین چرت وپرت ها فیلتر میکنن ها دیدم جوابی نداد یکم بعد گفت نه بابا منم خودم رو زدم به اون راه گفتم میخوای از این باحال تر هاشو بیارم برات فیلتر شکن رو بستم و رفتم عکس سکس براش باز کردم که چند تا دختر بودن من یه لحظه حس کردم که بدن این مثل اتیش داره گرما میده عکس ها رو عوض میکردم اونم چیزی نمیگفت تو دلم ممیگفتم دستم رو بزارم رو رونش ولی جرعت نمیکردم یه عکس باز کردم که یه پسر یه دختر رو میکرد چشمام رو بستم دسم رو انداختم رو پاش اول خودش رو یکم کشید عقب اول ترسیدم بعد دیدم هیچ عکس العملی نکرد بهش گفتم فیلم باحال می خوای باز کنم؟ گفت باشه یه فیله جالب باز کردمدستم رو بردم لای پاهش که احساس کردم یکم خیس هست بهش گفتم از این کارا کردی گفت نمیدونم! تعجب کردم گفتم مگه میشه ندونی دیدم خجالت میکشه که بگه اره گفتم میخوای با هم امتحان کنیم چیزی نگفت منم دیگه نپرسیدم دستش رو گرفتم گفتم بیا رو تخت یکم ناز کرد بعد گفتم اگه قبول نکنی من دیگه نمیتونم به روی تو نگاه کنم دیگه بی خوابی از سرم پریده بود بالاخره مخش رو زدم و خوابوندم رو تخت دستم رو بردم لای پاش و مالوندن کسش و شروع کردم به خوردن لباش خیلی جالب بود فکر کنم یه دو کیلو به لباش ماتیک و ژل زده بود که همش رو نوشجان کردن بعد شروع به در آوردن لباش هاش کردم همین طور که داشتم لباسش رو میکشیدم بیرون سینه هاش رو هم فشار می دادم یکم سفت بود ولی جالب یه شرت صورتی و سوتین هم رنگ تنش بود به شرت و سوتینش دست نزدم و داشتم زیر سینه هاش و گردنش رو میخورم نفسش تند تند شده بود یه لحظه به یادم امد که باید لباسای خودم رو هم دربیارم بهتره &#8211; که یادم رفته بود زود لباس هامو در اوردم گفتم میتونی بخوریش گفت بدم میاد گفتم امتحان کردی گفت تا حال نه ولی دوست ندارم منم دیگه اصرار نکردم رفتم پشتش و سوتین اش رو باز کردم و دیدم با دستش از جلو نگه داشته که سینه هاش دیده نشه گفتم چیزی شده گفت بیخیال شو من خجالت میکشم به حرفش گوش نکردم و از دستش کشیدم گفتم پاشو شرت رو هم در بیارم با منو من پا شد از جلو که شرتش رو کشیدم پایین یک لحظه بهم شوک وارد شد که یه دختر 15 ساله چطور میتونه پرده نداشته باشه! بعد گفتم بابا امروزا همه جنده یکی هم این &#8211; بهش گفتم اپنی گفت آره گفتم با کسی بودی گفت نه گفت به خاطر یه عمل جراحی مجبور به این کار شدم هر چه قدر پرسیدم به خاطر چی نگفت که نگفت (بعد ها هم یه پرونده داشت بهم نشون<br />
داد که ثابت میکرد توسط دکتر پردش رو برداشتن) نشوندمش رو تخت و شروع کردم به خوردن کسش یه گرمای جابی یه صورتم میزد چون اولین بارم بود و میخواستم امتحان کنم و یه کم چندشم میشد بعد دیدم نه خیلی خیلی محشره دلم میخواست محکم گازش بگیرم همین طور که میخوردم اونم چشماش رو بسته بود و داشت ناله های حشری شدن رو نشون میداد که منو دیونه میکرد میخواستم کاری کنم که به داد زدن بیفته کسش خیلی سفید بود و توش هم که صورتی بود یه رنگ جالبی داشت فکر کنم مو بر هم زده بود چون اثر از یک مو و زدن با تیغ نبود یکم که خردمش دیدم بدنش داره میلزه نفمیدم که داره ارضا میشه 2دقیقه ای گذشت گفتم از جلو دوست داری یا از پشت گفت من برا تو هستم چیکار دوست داری و از کجا دوست داری هر کاری که مخوای بکن کیرم رو گذاشتم دم کسش یه فشار محکم دادم تو کسش چون کیرم خوشک بود سخت رفت تو ولی احساس کردم سپیده دوباره جر خورد سپیده گفت جون من تکون نده که دارم میسوزم منم گوش نکردم چون میخواستم کاری کنم که مکم داد بزنه 2 و 3 باری سخت محکم عقب جلو کردم بعد روان شده سپیده داشت گریه می کرد منم تو حال خودم نبود داشتم سر پستون هاشو میخوردم و سپیده هم میگفت محکم بکن میخوام دوباره جر بخورم با دستم سینه هاشو محکم فشار میدادم همچین محکم تلنبه میزدم وقتی همش میرفت تو و بدنم میخورد به بدن اون به قدری محکم بود که از بدن من درد می گرفت دیدم که داره بدنم داغ میشه و احساس کردم داره ابم میاد بهش گفتم داره میاد چیکار کنم گفت بریز همون تو گفتم مشکلی نداره گفت تو کاری نداشته باش منم با تمام قدرت خالی کردم تو کسش به قدری زیاد آبم امد که ار کناره هاش میزد بیرون ازش پرسید که بچه دار میشی و بیا درستش کن گفت نه نمیشم تو نگران نباش بهش گفتم میای باهم بریم حموم گفت باشه تو حموم دوباره پارسا کوچلو بیدار شده بود گفتم میخوای این بار هم دوباره از عقب شروع کنیم گفت اشکالی نداره تو حموم آب رو باز کردم و زدم که از دوش بیاد خوب به کیرم کف زدم و (چون تو داستان ها شنیده بودم که از پشت بکونی احتمال داره خون بیاد) بهش گفتم که نترسی ها شاید خون بیاد گفت باشه عیبی نداره گذاستم دم سوراخ کونش و چشمام رو بستم گفتم درد داره ها یکم گفت میدونم محکم با هرچی قدرت تمام کردم تو کونش تا ته رفت تو کونش یه داد محکمی کشید و گفت بکش بیرون و التماس و گریه میکرد به حرفش گوش نکردم زیر دوش محکم از پشت بقلش کردم داشت التماس میکرد که تور و جون سپیده بکش بیرون زیر دوش بودم دیده وای از اون فکری که تو ذهن من بود بیشتر از اون خون امد نگو یکم زیاد وحشیانه عمل کرده بودیم زیاد جر خورده بود اروم اروم عقب جلو میکرد اونم داشت گریه میکرد ولی مثله این که حشری بود وسط گریه هاش آه آه میکرد همه از پشت داشتم سینه هاش رو بازی میدم و گردنش رو میخوردم که دیدم دباره بدنش لرزید ولی این باز زیاد تر بود بی حال شده بو ولی بازم سر پا بود و کیر من تو کونش عقب و جلو میرفت بهم گفت من دیگه نمیخوام بسه دیگه گفتم نمیشه که یک لحظه با فشار آبم رو ریختم تو کونش ولی این بار سخت آبم میومد بیرون (وقتی تو کسش میکردم مثل این مود که کیرت رو لایه دو تا لحاف نرم و گرم نگه داشتی) یه دوش گرفتیم و دباره یه لب ازش گرفتتم ولی این بار یاد گرفته بودم بهتر از بار قبل بود امدیم بیرونالان 3 سال از اون روز گذشته باز هم اجاره نشین ما هستم باز هم با هم سکس می کنیم میتونم بگم ماهی 3 یا 4 مار سکس میکنیم ولی هیچ کدوم به جالبی بار اول نمی رسهنظر بدین هاااا</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d9%88%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177218</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم با تاتو های خوشگل و مو های قرمز به پسر خودش کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%85%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%85%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Nov 2019 06:47:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[المللی]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازدید]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمتگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[برگزار]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرستار‬]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تورفتم]]></category>
		<category><![CDATA[توضیحات]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانیال]]></category>
		<category><![CDATA[دروازه]]></category>
		<category><![CDATA[دعوتمون]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقاً]]></category>
		<category><![CDATA[دوستات]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[‫عزیزم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گلستان]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نمایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خیلی خوب بود و تقریباً فیلم سکسی هر وقت موقعیت مناسب بود با هم بود.یه روز یکی از دوستام بهم گفت میای برا نزدیکای عید تو نمایشگاه سکسی بین المللی گلستان ( شیراز) غرفه نوروزی شاه کس بزنیم؟ گفتم غرفه چی ؟ گفت غرفه آجیل و شیرینی و از اینا ،گفت در کونی آمدش بد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خیلی خوب بود و تقریباً فیلم سکسی هر وقت موقعیت مناسب بود با</h2>
<p>هم بود.یه روز یکی از دوستام بهم گفت میای برا نزدیکای عید تو نمایشگاه سکسی بین المللی گلستان ( شیراز) غرفه</p>
<h3>نوروزی شاه کس بزنیم؟ گفتم غرفه چی ؟ گفت غرفه آجیل و</h3>
<p>شیرینی و از اینا ،گفت در کونی آمدش بد نیست و برا تفریح و تنوع هم خوبه ، گفتم باشه من</p>
<h4>پایم. جنده برنامه کاری نمایشگاه اینجوری بود که صبح ها تعطیل</h4>
<p>بود و عصر ها از 2 پستون به بعد تا نزدیکای 10 مردم بازدید و خرید می کردن.و کلاً‌10 روزی میشد.</p>
<h5>منم که کوس چند روز بود با الهه نبودم و نزدیکای</h5>
<p>عید هم که میشه کلاسای دانشگاه برگزار نمیشه ،‌اگه استاد هم بیاد دانشجو ها نمیان.خلاصه اینکه زدیم تو کار فروش اجیل.از حاشیه سکس داستان نمایشگاه بیرون بیایم.</p>
<h6>نمایشگاه تموم شد ما هم به قول معروف ایران سکس پول لباس</h6>
<p>عیدمون رو اینجوری در آوردیم. با احتساب این 10 روز بیشتر از 2 هفته بود که با الهه فقط تلفنی ارتباط داشتم و دلم حسابی براش تنگ شده بود و اونم مثه بچه ها دائم می گفت بیا ببینمت. خونه الهه در منطقه هفتنان هست. راهی که ازپایین به چهار راه دلگشا ( باغ دلگشا ) و از اون بر هم به دروازه قران و کوهپایه میخوره، بود و من تو این مدت 10 روز هر روز از اونجا رد می شدم و از راه کمربندی اکبر آباد به گلستان می رفتیم.خلاصه عید شد و دید و بازدید شروع شد و اولین کسی که بهم اس ام اس داد الهه بود. متن: عشقه من ، دیدن تو شروع زندگیم بود، این لحظه شروع سال جدید هست، آرزوم اینه همیشه کنارت باشم ، و در آخر نوشته بود &#8221; عیدی من یادت نره بوسه من یادت نره گل واسه من یادت نره عیدی من یادت نره&#8221; منم نوشتم عزیزم دوست دارم ، عاشقتم ، عیدی کاری می کنم برای همیشه تو ذهنمون بمونه و منتظر سوپرایز من باشچند رواز اول عید رو با دیدن دائی و عمو و &#8230; گذشت تا اینکه دیدم اینجوری مثه پرنده ای می مونم که از داخل قفس داره منظره زیبا ای رو می بینه ، ولی نمی تونه از قفس خارج بشه، نشستم فکر کردم و تصمیم گرفتم برم خونه الهه ببینمش.به الهه زنگ زدم و گفتم کجایی ؟گفت خونه خالم هستم چطور مگه؟ گفتم می خوام بیام خونتون ببینمتگفت شوخی می کنی؟ گفتم نه گفت پس دیونه شدی؟!!! گفتم آره من دیونم ،‌دیونه تو ، خندید گفت دیونه دارم جدی میگم ، من گفتم ،پس فکر کردی من دارم به شوخی میگم؟!! گفت خوب می خوای بیای پیش بابام؟ ، گفتم نه ، ببین هرچی میگم خوب گوش کن ، وقتی باباتینا می خوان برن خونه خالت ، پرید وسط حرفم گفت الان ما خونه خالمیم دیگه ، گفتم باشه وقتی خواستین برین خونه عموت ،‌دائیت نمی دونم خونه اقوامت ،‌ تو به بهانه سر درد نرو همراشون و خونه بمون تا من بیام پیشتگفت : دانیال وایسا من برم تو اتاق مهسا دختر خالم اونجا بهتر می تونم حرف بزنم، گفتم باشه ،‌چند لحظه بعد گفت خوب ،‌گفتم خودت خوب ،خوب نداره که ،‌همین من میام اونجا می بینمت و عیدی تم بهت میدم، کمی ساکت موند و بعد گفت ببینم چی میشه ، گفتم پس خبر از تو ، گفت باشه و بعد خداحافظی کردیم. یکی دو روز گذشت تا اینکه الهه زنگ زد گفت عموم علی دعوتمون کرده برا نهار،‌موقعیت خوبیه چون خونه عموم دور است و رفت و برگشت حداقل چند ساعت طول میکشه ، گفتم خوب؟ گفت خودت خوب ،‌مشکل اینه اگه بگم سرم درد میکنه،‌میگن بیا همونجا زن عمو فشارتو میگیره و بهت میگه مشکلت چیه ( زن عموش پرستار است ). گفتم عجب شانسی داریم ما ، بعد یه فکر به ذهنم رسید.گفتم خوب گوش کن ببین دارم چی بهت میگم:من یه رب نیم ساعت دیگه بهت زنگ می زنم و تو من رو جای یکی از دوستات جا بزن و من دعوتت می کنم برا تولدم و اینجوری می تونی خونه عمو رو بیخیال شی و عیدیتو ازم بگیری، الهه گفت باشه فقط می گم تو مهناز هستی ( مهناز یکی از دوستای صمیمی الهه بود که رفت و آمد خونوادگی باهاشون داشت ) و مادر الهه هم مهناز رو خیلی دوست داشت.خلاصه نیم ساعت بعد زنگ زدمالو سلام الهه خوبی؟ الهه : سلام مهناز جون خوبی؟ مامان خوبه ؟ بابا خوبه؟ من هیچی دیگه احوال کل فامیل رو بپرس الهه : (خنده) الهی قربونت برم مبارک باشه ،‌ ایشا ا.. صدو بیت ساله بشی ( جوری صحبت می کرد که مامان و باباش بفهمن) . مهناز جون خیلی دوست دارم بیام ولی امروز خونه عموم ناهار دعوتیم وگرنه حتماً میومدم . من : دیونه معلومه چی داری میگی؟ زده به سرت؟ نمیام چیه؟ بگو چشم حتماً میام . الهه: باور کن دوست دارم ولی ناهار دعوتیم . من : خاک بر سرت خوبه من نقشه رو بهت گفتما . الهه: وای گفتم چرا اسرار می کنی ،‌بگو پس شیطون واسه کادو تولد میگی؟ صدای مادر الهه: الهه مامان خوب می خوای تو برو پیش مهناز جون ما خودمون میریم بعداً‌ وقت شد یه بار دیگه با هم میریم خونه عموت. من :‌ ای ول الهه می بینی چه مامان خوبی داری؟ دمش گرم الهه : می بینی ؟ مثه همیشه مامانم طرف تو هست و بهم میگه برو پیش مهناز ، تولدشه تنهاش نزار، باشه خوب پس من برم یه کادو بگیرم برات که می دونم بدون کادو راهم نمی دی . من : دستت درد نکنه فقط مردونه باشه و ترجیحاً پیرهن باشه رنگشم یاسی باشه و ایکس لارج هم باشه . الهه : (با خنده )باشه بابا برات یه گرونشون می خرم. من: خوب این حله ، کاری نداری من برم حموم . الهه : باشه عزیزم آره ،‌حتماً‌ منتظرم باش. یه چند دقیقه بعد الهه اس ام اس داد: ای شیطون می خوای بری تو حموم چیکار؟منم اس ام اس دادم: هیچی می خوام از عزاداری فراق یار در بیام، آخه رسیده زمان ملاقات محبوبیه نیم ساعت بعد سوار تاکسی شدم و روبروی خیابون &#8230;. پیداه شدم ، خونه الهه توخل کوچه &#8230;. دقیقاً سر نبش بود. به الهه زنگ زدم و گفتم رسیدم . گفت در رو باز میزارم کسی تو کوچه نبود زود بیا تو.رفتم دیدم کسی نیست و زود پریدم تو و در رو بستم که الهه از پشت سر دستش رو دور کمرم محکم حلقه کرد و سرشو رو کمرم گذاشتو با صدای گرفته ( بغض) گفت نمی دونی چقدر دلم برات تنگ شده بود ، منم نزدیک بود گریه ام بگیره ، گفتم فدای تو ،‌عزیزم می دونی که منم دلم برات شده اندازه سوراخ جوراب پای مورچه ( این رو گفتم از اون حال و هوا بیرون بیاد) یه خنده کرد و برم گردوند و محکم لباشو رو لبام گذاشت و حدوداً 10 بیست ثانیه نگه داشت. و بعد محکم بقلم کرد و گفت دوست دارم دیوونه. منم گفتم دوست دارم ولی اگه بخوای بیشتر از این دم در نگهم داری پشیمون میشم و بر میگردم. خندید و دستمو گرفت و برد تو اتاق خودش، از توضیحات اتاق بگزریم وفقط بگم یه خرس گونده داشت که شبها به جای من اون رو بقل<br />
میکرد می خوابید.گفتم پس باباتینا رفتن ،‌گفت آره یه 10 دقیقه ای میشه ،‌به موقع اومدی. گفتم خوب پاشو پذیرایی کن! گفت ای وای الان شیرینی و &#8230; میارم. داشت بلند میشد که دستش رو گرفتم و کشوندمش تو بغلم و یه لب طولانی گرفتم و گفتم شیرین ترین شیرینی دنیا الان تو بغله منه ، الان می خوام از خودم پذیرایی کنم. اون گفت خوب پس شروع کن .خوابوندمش رو تختش و خودمم روش خوابیدم و شروع کردم بوسیدن صورتش ، ‌از پیشونیش تا نرمی گوشش رو بوسیدم و همینجور داشتم میومدم پایین و به گردنش رسیدم.یکی از نقاط حساس خانوم ها گردن هست. مخصوصاً‌ قسمتی که نزدیک به گوش هست. شروع کردم به بوسیدن وکم کم دستم رو بردم داخل پیرهنش و سینه هاش رو می مالیدم و تکونشون میدادم پیرهنم رو دار آوردمو و داشتم دگمه های پیرهن الهه رو باز می گردم که صدای زنگ در اومد !!!!من : این کی می تونه باشه؟؟!!! الهه نگران نباش احتمالاً آشغالی هست اومده عیدیشو بگیره ،‌الان میام. چند لحظه شد دیدم الهه رنگش سرخ شده و میگه دانیال زود باش بابامینا هستن&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%85%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177129</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسرم سکسیه و منو هم  هر روز میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%87%d9%85-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%87%d9%85-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Sep 2019 07:08:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوشو]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[احساسم]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقش]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اصراری]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[ایرونی]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاها]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازیگرای]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمائید]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بهمراه]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پدرامه]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابلوی]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعادلم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[جزئیات]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[حساسیه]]></category>
		<category><![CDATA[خاکستری]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونسرد]]></category>
		<category><![CDATA[خونسردی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاره]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاره]]></category>
		<category><![CDATA[دستاتو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زحمتشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیشون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[سورپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشم ]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختی‬]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عذرخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[قسمتهای]]></category>
		<category><![CDATA[کارارو]]></category>
		<category><![CDATA[کارهام]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کارهایی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتره]]></category>
		<category><![CDATA[کردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کلیتوریس]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کیرتون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گشادتر]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مأموریت]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[معروفم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[منظوری]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینن]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخواین]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناباوری]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهای]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نوکشون]]></category>
		<category><![CDATA[هالیوود]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینکه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واحدشون]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پسر آروم و خونسرد و فیلم سکسی باهوش معروفم. من عادت دارم همه چیز رو خیلی دقیق و با جزئیات می بینم و به ذهنم می سپرم. سکسی کلاً آدم دقیقی هستم. تا حالا به شاه کس فکر نوشتن داستان نبودم. نمیدونم چرا، اما کرمم افتاد تا منم جریان یکی از سکس کونی هام یا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پسر آروم و خونسرد و فیلم سکسی باهوش معروفم. من عادت دارم همه</h2>
<p>چیز رو خیلی دقیق و با جزئیات می بینم و به ذهنم می سپرم. سکسی کلاً آدم دقیقی هستم. تا حالا</p>
<h3>به شاه کس فکر نوشتن داستان نبودم. نمیدونم چرا، اما کرمم افتاد</h3>
<p>تا منم جریان یکی از سکس کونی هام یا بهتره بگم اولین سکس خودم رو بنویسم و ببینم دوستان نوشتن منو</p>
<h4>چطور جنده میبینن تا اگه راضی کننده بود ادامه بدم.من یه</h4>
<p>دفتر دارم که توش کارهای طراحی پستون و چاپ و اینجور چیزا رو انجام می دم. تخصصم طراحی با کامپیوتره. یکی</p>
<h5>از مشتریامون کوس یه خانمی هست 27 ساله، با قدی حدود</h5>
<p>170، لاغر اما تو پر، شیک پوش، زیبا و همیشه عطرهای خوشبو میزنه که خیلی آدم حساسیه (واسه اینکه دوستان راحتتر باشن سکس داستان بهش میگم نازی).</p>
<h6>هر وقت هم میاد از بس که سخت ایران سکس گیره همیشه</h6>
<p>خودش میاد و از بس که اخلاقش خشکه کلی اذیتم میکنه. اما من با خونسردی همه کارهایی که ازم میخواد رو با دقت انجام میدم. خودش هم همیشه میگه که من تنها کسی هستم که اینقدر تحملش میکنم و از دستش کلافه نمیشم. البته اینم بگم که من توی کارم خیلی مسلط و آروم هستم. یه روز این خانم بهم گفت که یه تابلو واسه خونشون میخواد و اگه بشه میخواد که طرح این تابلو با ایده خودش باشه و ازم خواست که بهش کمک کنم. ازش پرسیدم که چطور سبکی رو میپسنده؟ اونم گفت که باید چند سبک مختلف رو ببینه تا بتونه یکیشو انتخاب کنه. منم چند تا کار معروف تابلوی نقاشی رو از اینترنت گرفتم و بهش نشون دادم، تا اینکه یه تابلو که روش عکس یه خانمی بود که بصورت لخت دراز کشیده (البته عکسش طوری بود که کس و کونش دیده نمیشد) رو انتخاب کرد و گفت که توی این مایه ها دوست داره. منم گفتم باشه، میگردم از توی اینترنت یدونه خوشکلشو واستون پیدا میکنم. اما اون گفت که اینطوری دوس نداره و میخواد این عکس از خودش گرفته بشه تا شوهرش سورپرایز بشه. اما طوری روش کار بشه که تابلو نباشه که خودشه. بهش پیشنهاد دادم که بره آتلیه و این عکس رو بگیره و واسم بیاره تا روش کار کنم. بهم گفت که جایی اینطوری نمیشناسه که یه همچین عکسی رو ازش بگیرن. بهم گفت شما جایی رو سراغ ندارین؟ منم گفتم نه. گفت پس چیکار کنیم؟ که من گفتم اگه از نظر شما ایرادی نداشته باشه من یه دوربین عکاسی حرفه ای دارم که میتونم باهاش ازتون عکس بگیرم. راستشو بخواین بدون هیچ منظوری این حرف رو زدم و فقط میخواستم یه کار هنری انجام داده باشم. ازم پرسید تا حالا از اینجور عکسا گرفتی؟ منم گفتم توی این سبک نه. اما عکس از عروس و داماد زیاد گرفتم. با شناختی که از کار من داشت بهم اعتماد کرد و گفت: پس زحمتشو خودتون بکشین. منم گفتم چشم. به روی دو دیده.اون شماره منو داشت و صبح فرداش بهم زنگ زد گفت هر وقت کارت تموم شد اگه میتونی بیا به این آدرسی که میگم تا عکس رو بگیری. ناهار هم مهمون من. منم با کلی تعارف قبول کردم و آدرس رو گرفتم.حدود ساعتای 5/2 بود که بهش زنگ زدم و ازش اجازه گرفتم که میتونم بیام؟ و اونم گفت که بفرمائید. منم دوربینم رو گرفتم و حرکت کردم.خونشون یه آپارتمان توی یکی از قسمتهای خوب و پولدارنشین شهر بود. زنگ خونشون رو زدم. اونم با استقبال در رو واسم باز کرد و ازم خواست که برم بالا. به پشت در واحدشون رسیدم. در نیمه باز بود. تا اومدم در رو باز کنم دیدم در رو باز کرد و بعد از سلام و احوال پرسی رفتم داخل. من یه شلوار لی آبی و یه بلوز خاکستری به همراه یه کاپشن مشکی پوشیده بودم که وقتی وارد شدم کاپشنم رو درآوردم. نازی خانم هم یه شلوار پارچه ای مشکی به همراه یه بلوز مشکی و یه شال قرمز پوشیده بود و از اونجایی که پوست سفیدی داشت خیلی جذاب شده بود. اینم بگم که من اصلاً فکر سکس و اینجور چیزا توی ذهنم نبود و فقط به کارم فکر میکردم. رفت از توی آشپزخونه دو تا چای بهمراه کیک آورد و داشت در مورد اینکه عکس رو چطوری بگیرم و کجا بگیرم توضیح میداد. ازش پرسیدم راستی آقاتون کجاست؟ گفت رفته مأموریت و این بهترین فرصت برای گرفتن عکس و درست کردن تابلو هست. میگفت میخواد شوهرش رو سورپرایز کنه. منم زودی چاییم رو خوردم و گفتم من آماده ام. حالا کجا میخوای عکس رو بگیری؟ گفت روی مبل بنظرت چطوره؟ گفتم: یکم جاش کوچیکه، بنظرت روی تخت چطوره؟ اونم موافقت کرد و گفت بریم توی اتاق خواب تا تخت رو ببینی.اتاق خوابشون خیلی خیلی خوشکل بود. دیوارهاش سرمه ای رنگ بودند. پنجره ای توی اتاق نبود و چون اتاق تاریک بود نورپردازی خوشکلی توی اتاق وجود داشت. توی دلم به زندگیشون حسادت کردم. گفتم اینجا فوق العاده است و داشتم دوربینم رو آماده میکردم و باهاش ور میرفتم که متوجه شدم نازی داره بهم نگاه میکنه. یه نیگا بهش کردم و گفتم چیزی شده؟ گفت من الان باید چیکار کنم؟ منم دیدم اگه بخوام بهش بگم که لباساشو دربیاره یجوریه. واسه همین بهش گفتم خب آماده بشین دیگه؟ اما دیدم ساکت شده و حرفی نمیزنه. جو داخل اتاق یهو واسم یجوری شد. انگار کم آورده بود. قلبم تندتند میزد. گوشم داشت سوت میکشید. احساس کردم نباید میزاشتم به اینجا برسه. نمیدونستم چی بهش بگم. یهو بهم گفت: من اینطوری خجالت میکشم، نمیتونم لباسامو دربیارم. منم گفتم خب حالا چیکار کنیم؟ میخواین بیخیال شیم و من برم؟ دیدم چیزی نمیگه. میخواستم برم. اما وقتی که دید من اصراری برای عکس گرفتن ندارم و در حال رفتن هستم مطمئن شد که فکر و خیالی توی سرم نیست و بهم گفت برگرد و از من عذرخواهی کرد. گفت بشین. نشستم. داشت ازم میخواست که یه کاری کنم تا اون بتونه راحت لباساشو دربیاره و خجالت نکشه. واسه اینکه جو رو عوض کنم یهو خندیدم و با شوخی بهش گفتم میخوای من لباسامو دربیارم تا شما راحت باشین؟ و با کمال ناباوری نازی خانوم این پیشنهاد رو قبول کرد و ازم خواست که این کار رو انجام بدم. منم نمیدونستم چیکار کنم. به سختی و با هزار طمأنینه رفتم توی اون یکی اتاق که لباسامو دربیارم. بلوز و شلوارمو درآوردم و با یه شرت و یه عالمه خجالت برگشتم. تا منو دید کلی خندید. نمیدونستم بخندم یا گریه کنم. گفت: خیلی باحالین. هیچوقت فکرشم نمیکردم که بتونم شما رو با این وضع ببینم و از اینجور حرفا. منم ساکت بودم و از خجالت زیاد هیچی نمیگفتم. اونم دید که من قرمز شدم بهم گفت خب، بهتره زودتر عکس رو بگیریم و تمومش کنیم (البته اینم بگم که کیرم تا حالا خواب خواب بود، واسه همین از اینکه لباسامو درآوردم زیاد ناراحت نبودم) و واسه اینکه منو سورپرایز کنه یهو بلوزشو درآورد و سینه هاش افتادن بیرون. آخه سوتین نبسته بود. ناخواسته چشم به سینه هاش افتاد. 2 تا سینه سفید و اناری که راحت توی مشتم جا میشدن. سعی میکردم خودمو عادی نشون بدم. دوس داشتم همون لحظه سینه هاشو بخورم. اما حیف که نمیشد. داشتم پیش خودم همین فکر و خیالها رو می کردم که دیدم داره دکمه های شلوارشو باز میکنه. شلوارشم در آورد. نمیدونم چطوری وصفش کنم. بر خلاف نظرم که هیچوقت هیکل زنای ایرونی رو تأیید نمیکردم، میتونم بگم یه سایز فوق العاده از بدن یک زن جلوم بود که همیشه آرزو میکردم داشته باشمش. بعد از اینکه شلوارشو در آورد یه نیگا به صورت من کرد تا ببینه عکس العملم چیه و شاید اونطوری نبود که پیش بینی میکرد. اما بعد نگاهشو به سمت کیرم برد و یجورایی چشاش میخواست دربیاد. کیر من هم درازه و هم کلفت. اما اون موقع شاید به بزرگترین حالت خودش رسیده بود که وقتی خودم بهش نگاه کردم کلاً قرمز شدم. نگام به کیر شق شدم بود که فهیدم داره شورتشو درمیاره. واااااااای. دیگه داشتم دیوونه میشدم. اما تمام سعی خودمو میکردم که کم نیارم. یه کس تپل بدون حتی یکدونه مو بهمراه رون های صاف و صیقلی داده شده که مشخص بود تازه تراشیده شده. هیکلش شبیه عکس های سکسی بود که از بازیگرای معروف هالیوود دیده بودم. فقط میتونم بگم فوق العاده بود. یک زن خوش هیکل لخت لخت جلوم بود. احساس خیلی خوبی داشتم. گفتم نازی خانوم بفرمائید تا شروع کنیم. اونم با یه ناز و ادای زنونه که بی دلیل هم نبود رفت روی تخت و دراز کشید. گفت چه حالتی دراز بکشم؟ منم از دور میگفتم که پاهاتو اینطوری کن و دستاتو اونطوری کن. اما دیدم اصلاً نمیتونه اون چیزی که توی ذهنم بود رو پیاده کنه. واسه اینکه پیش خودش فکر نکنه که الکی دارم وقت تلف میکنم تا نگاش کنم، ازش چند تا عکس گرفتم و بهش نشون دادم که گفت اینطوری خوشم نمیاد. منم گفتم خب تو نمیتونی اون طوری که من میگم دراز بکشی. اونم در جواب بهم گفت اصلاً هرطوری که خودت میخوای منو درست کن. با این حرفش خوشحال شدم و زودی رفتم سراغش و داشتم با دستام به دست و پاهاش فرم میدادم که احساس کردم صدای نفسهاش بلند شده. بهش نگاه کردم، دیدم چشاش یطوری شدن. اما به کار خودم ادامه دادم. دستم رو بردم به سمت باسنش و همینکه خواستم باسنشو یکم تکون بدم یهو دستشو گذاشت روی دستای من. توی همون حالت بود که با یه صدای لرزون بهم گفت: پدرام جون تو حالت خوبه؟ منم که خوب میدونستم این حرف از کجاش دراومده گفتم آره. بهتر از همیشه. چطور مگه؟ گفت من حالم خوش نیست. گفتم میتونم بهتون کمک کنم؟ گفت آره و ازم خواست که پیشش دراز بکشم. منم رفتم کنارش و دراز کشیدم. (من طاق باز دراز کشیده بودم. اونم به پهلو دراز کشیده بود. طوری که به سمت من بود) بدون اینکه بهش نگاه کنم گفتم حالا حالتون خوب شد؟ که بهم گفت: پدرام؟ تا من صورتمو سمتش کردم لباش رو چسبوند به لبام و دستاشو آورد دور کمرم و منو محکم داشت به سمت خودش فشار میداد. شاید همون چیزیو که آرزوشو داشتم داشت انجام میداد. شهوت بار لبامو میخورد. زبونشو داخل دهنم میکرد. منم زبونمو میکردم توی دهنش. گردنشو میمالیدم. و اونم با این کارهای من بیشتر تحریک میشد. یه لحظه لبام را از روی لباش برداشتم. به چشاش نگاه کردم. اونم داشت منو نگاه میکرد. بهش گفتم شروع کنیم؟ گفت چیو؟ عکس گرفتن رو میگی؟ گفتم نه. خوردن تورو. گفت آره. معطل نکن. منتظرم. منم دوباره شروع کردم به خوردن لباش و یواش یواش رفتم سمت زیر گلوش و گوشش. با دستامم سینه هاشو میمالیدم. شاید باورتون نشه. هیچوقت فکر نمیکردم نازی خانوم بتونه اینقدر داغ بشه. اصلاً بهش نمیومد. سینه هاش سفت بودن. نوکشون زده بود بیرون. قبلاً خونده بودم که این حالت زمانی اتفاق میفته که شهوت زن خیلی زیاد شده باشه. بگذریم. بعد از اینکه لباش و زیر گلوش و حسابی خوردم و لیس زدم و خیس کردم اومدم سراغ سینه هاش و شروع کردم به لیس زدنشون. یکم سینه سمت چپی رو میخوردم. یکم سینه سمت راستی. صدای نفسهای نازی هی بلندتر میشد. با دستام شکمشو کمرشو دست میکشیدم. سینه هاشو میمکیدم. بعضی وقتها هم تمام سینش رو میکردم توی دهنم و میک میزدم. وقتی این کار رو میکردم صدای نفس زدنش به جیغ تبدیل میشد. منم لذت میبردم. بعد از اینکه سینه هاش رو خوب خوب خوردم سرم رو آوردم پایین تر و شکمش و داخل نافش رو لیس میزدم. اومدم پایین تر. به نزدیکیای کسش رسیدم. با صبر و تحمل زیاد این کار رو میکردم. زبونم رو دور خط کسش میکشیدم. با دستام پاهاشو از هم باز کردم. سرمو گذاشتم بین پاهاش. روناش رو میمکیدم. زبونم رو میکشیدم دور کسش. با انگشتام هم چوچولشو (کلیتوریس) میمالیدم. همین کارارو داشتم هی تکرار میکردم که یهو با دستاش سرمو فشار داد سمت کسش. فهمیدیم که میخواد خود کسش رو واسش بخورم. منم که منتظر همین بودم شروع کردم به خوردن کسش. تا اون لحظه این کار رو واسه هیچکس نکرده بودم. (شاید بهتره بگم با هیچکس به اینجاها نرسیده بودم) اما از اونجایی که نمیخواستم نازی اینو بفهمه طوری این کار رو واسش انجام دادم که شاید پیش خودش فکر کرد من خیلی وقته این کاره هستم. خلاصه&#8230; از من خوردن و از اون ناله کردن و جیغ کشیدن و لب گاز گرفتن و فشار دادن سر من به داخل کسش. بعد از گذشت شاید 30-20 دقیقه (اینو حدودی گفتما) فهمیدم که آبش میخواد بیاد. آخه جیغاش خیلی وحشتناک شده بودن. و بالاخره اومد. نازی جون من ارضا شد. منم همچنان به کارم داشتم ادامه میدادم. حتی مکش خودمو بیشتر کرده بودم. یکم از آب کسش توی دهنم بود. طعم خیلی خاصی داشت. نمیدونم شبیه چی بود. در همین حال و هوا یهو نازی شل و بیحال ولو شد. صورت من تقریباً با آبی که از کسش زده بود بیرون خیس شده بود. با ملافه ای که روی تخت بود صورتمو پاک کردم و سرم رو آوردم سمت صورت نازی. بهش گفتم حالت چطوره؟ اونم گفت از این بهتر نمیشه و این بهترین لحظه زندگیش بوده و تا حالا اینطوری ارضا نشده بود. در حین حرف زدن دستامو یواش یواش بردم سمت کسش و آروم آروم میمالیدم. نازی هم با این عمل من فهمید که اونم باید به من حال بده. اما من همچنان ساکت بودم و سعی میکردم خودش شروع کنه. نازی آروم بلند شد یهو شورت منو از پام درآورد و افتاد به جون کیرم که حسابی شق شده بود. اما من همچنان سعی میکردم حرف نزنم و فقط زمانی که نازی داشت زبونشو دور کیرم میکشید یه آهی میکشیدم و خان آخرش این بود که یه جون بهش بگم. اونم با شنیدن همین حداقل کلماتی که میگفتم خیلی بیشتر تحریک میشد. اول که فقط زبونش رو روی کیرم میکشید و با دستاش با بیضه هام ور میرفت. احساس کردم تا حالا کیر شوهرش رو توی دهنش نکرده که واسه منو فقط داره میلیسه. وقتی دیدم که از این فراتر نمیره بهش گفتم: بکن تو دهنت و بخورش. نمیدونم چرا این رو با یه حالت خشن بهش گفتم. اما هرچی بود باعث شد که نازی کیرم رو تا نصفه بکنه توی دهنش و مک بزنه. احساس کردم خیلی حشری شده. وااااااااااااااای. توی دهنش خیلی داغ بود. کیرم انگار داشت میسوخت. اما احساس فوق العاده ای داشتم. تمام زورم رو برده بودم توی کیرم. احساس میکردم کیرم خیلی خیلی بزرگ شده. دستامو گذاشتم روی سرش و سرش رو فشار میدادم سمت کیرم تا بیشتر بره توی دهنش. با این کار احساسم بهترتر میشد. با دستام که پشت سرش بود به حرکت خوردنش ریتم دادم و خودم سرش رو بالا و پایین می کردم. توی اوج لذت بودم. یهو احساس کردم که آبم میخواد بیاد. واسه اینکه بهترین لحظه سکسمو در اوج باشم با سرعت و قدرت بیشتری سرش و بالا و پایین میکردم تا واسم ساک بزنه. لحظه ای که میخواست آبم بیاد سرش رو خیلی بردم پایین. طوری که بیشتر کیرم توی دهنش بود. نمیدونم چرا پیش خودم به این فکر نکردم که ممکنه خفه بشه. بگذریم. آب کیرم با فشار هرچه تمام تر توی دهن نازی جونم خالی کردم و دست من همچنان روی سرش بود که یوقت در نره. اونم وقتی که کیرم رو بیشتر توی دهنش فرو کرده بودم انگار میخواسته سرش رو برداره. اما دستم نمیذاشته. خلاصه. سر نازی رو بلند کردم و بهش گفتم که بره خودشو تمیز کنه. آخه تمام آب کیرم از لب و لوچش آویزون بود. منم کیرم رو با دستمال کاغذی خوب تمیزش کردم. وقتی نازی اومد توی اتاق پرید روی من و شروع کردن به قربون صدقه رفتن من. (یجورایی باور نمیکردم این نازی همون مشتری من باشه. آخه خیلی عوض شده بود). در همون حالت با دستام باسنش رو از پشت میمالیدم. اما کیرم تقریباً خواب بود. نازی با دیدن کیر خسته من افتاد به جونش و شروع کردن به خوردنش. با اون شدتی که نازی کیرم رو میمکید کیرم دوباره جون گرفت و سفت و سیخ شد. انگار نازی هم بدش نمیومد که هم خودش و هم منو دوباره ارضا کنه. واسه همین در همون حالتی که سرش روی کیرم بود و داشت ساک میزد وقتی دید سیخ شده اومد روی من دراز کشید و دستش رو برد سمت کیرم و و اونو گذاشت لای پاهاش. آروم یکم لاپایی زد. من دوباره تحریک شدم و همینطور که روی من دراز کشیده بود با دستام بلندش کردم و کیرم رو گذاشتم روی کسش. خودش یهو نشست روی کیرم و کیرم تا ته رفت توی کسش. واااااااااااااااااااااای. تصور کنین یه چیز نرم و سفید روی شما نشسته و کیرتون داخل یه جای داغ و تنگه. نازی همین لحظه یه جیغ کشید و آه و ناله هاش شروع شد. خیلی آروم می رفت بالا و خیلی بااحتیاط میومد پایین. نمیدونم دلیلش چی بود. اما احساس میکنم کیرم واسه کسش زیادی بزرگ بود. منم با دستام سینه هاش و چوچولش رو میمالیدم. رفته رفته سرعت تلمبه زدنش بیشتر میشد و من در اوج لذت بودم. دیگه کار به جایی رسیده بود که نازی میرفت بالا و با سرعت خودشو میاورد پایین که کیرم با سرعت بیشتری بره توی کسش. در حین بالا و پایین رفتن، نازی همش لباشو گاز میگرفت. انگار با این کار درد کس دادنشو میخواست تحمل کنه. وقتی نازی بالا میرفت شاید حدود 17-15 سانت از روی شکم من بلند میشد. اما کیرم از توی کسش در نمیومد. دوس نداشتم این حالت تموم بشه. اما احساس کردم نازی از این حالت خسته شده. واسه همین کشیدمش سمت خودم و به پهلو خوابومندمش. خودمم روی زانوهام وایسادم و توی همون حالتی که به پهلو خوابیده بود دوباره کیرم رو کردم توی کسش و شروع کردم به تلمبه زدم. انگار کسش یکم تنگتر شده بود. من واسه اینکه تعادلم رو حفظ کنم دستام رو گذاشته بودم روی باسنش و شاهد بودم که کیرم چطوری داره کس نازی جون رو جر میده. ناگفته نمونه که نازی پیش خودش یه چیزایی هم میگفت. اما انگار نمیشنیدم. آخه توی حال و هوای خودم بودم. شایدم یادم نمونده که چی میگفت. این حالت هم باحال بود. آخه باسنش کامل میخورد به من و وقتی نرمیش رو حس میکردم احساس خوبی بهم دست میداد. بعد از کلی تلمبه زدن از این حالت کردن خسته شدم. از اونجایی که یکبار آبم اومده بود مطمئن بودم واسه بار دوم آبم دیرتر میاد. واسه همین حالت رو عوض کردم و نازی رو طاق باز خوابوندم و خودم اومدم روش. نازی کیرم رو طوری تنظیم کرد که سر کیرم روی کسش باشه. منم حالا که کسش انگار گشادتر شده بود با یه اشاره کیرم رو تا ته کردم توی کسش. انگار کسش کیرم رو میمکید. داخل کسش داغ بود و دائم داغتر هم میشد. من شروع کردم به تلمبه زدن. سرم رو گذاشته بودم روی گردن نازی جون و میبوسیدمش و تلمبه میزدم. با دستام هم یکی از سینه هاشو میمالیدم. حالت قشنگی بود. داشت حسابی بهم حال میداد. سرعت خودمو بیشتر کردم. با شدت کیرم رو میکوبیدم داخل کس نازی. انگاری داشتم سکس از نوع خشن رو تجربه میکردم. نازی هم حسابی داشت زیر کیر من حال میکرد. اینو از ناله هاش میفهمیدم. در حین تلمبه زدن جفت پاهاشو گذاشتم روی شونه هام. اینطوری احساس کردم کسش تنگتر میشه و باز تلمبه میزدم. کم کم آبم میخواست بیاد. واسه همین سرعت کردنمو بیشتر از قبل کردم. طوری کیرم رو میکوبیدم داخل کس نازی که انگار ازش طلب دارم. نازی هم هی میگفت جووون. بکن عزیزم. من حاضرم واسه این کیر بمیرم و از این جور چیزا که نیروی منو بیشتر میکرد. (نازی خیلی حرف میزد، اما حرفاش زیاد توی ذهنم نمونده، کلاً زیاد قربون صدقه خودم و کیرم میرفت و میخواست محکمتر بکنمش) دیگه آبم میخواست بیاد که تمام نیروی خودمو گذاشتم واسه این لحظه و با تمام توانم کیرم و میکوبیدم توی کس نازی. هرقدر محکمتر میکردمش اون بیشتر لذت میبرد. بدون اینکه ازش چیزی بپرسم (چون نمیخواستم وقفه بیفته) آبم رو توی کسش خالی کردم و بعد از اینکه تمام آبم خالی شد کنار نازی جونم دراز کشیدم. نفس نفس میزدم. به شدت خسته شده بودم. یکی از بهترین لحظه های زندگیم رو تجربه کرده بودم. نازی هم خیلی خسته شده بود. احساس ضعف شدیدی میکردم. ساعت حدود 30/4 بود. خیلی گرسنم شده بود. خیلی زیاد. آروم چند تا بوس از لبای نازی جون کردم. اون هم از من تشکر کرد بخاطر اینکه اون رو به اوج رسوندم. زنگ زد 2تا غذا از بیرون بیارن. منم سریع رفتم یه دوش آب داغ گرفتم و اومدم بیرون. ناهار رو با هم خوردیم. و قرار شد من برم دفتر که از کارهام نیفتم و آخر شب برگردم پیشش تا اگه بشه ازش عکس بگیرم. این خاطره ادامه دارد.این ماجرای اولین سکس من و نازی بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%87%d9%85-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176362</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی عاشق کیر  پسرش شده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b4%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b4%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Sep 2019 05:49:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حمومشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانا]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[زیباترین]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبود]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[معمولیه]]></category>
		<category><![CDATA[ممانعت]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میخکوب]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خوندم داستای جالبی هست . فیلم سکسی این داستان چند وقت پیش یعنی اواخر سال 89 اتفاق افتاد برام و بهترین و زیباترین خاطره ای ک از سکسی سکس دارم مال همین رابطه است . شاه کس ( البته اسامی و محل سکونت مستعار است)جریان از این قرار بود که من پسری کونی هستم اهل [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خوندم داستای جالبی هست . فیلم سکسی این داستان چند وقت پیش یعنی</h2>
<p>اواخر سال 89 اتفاق افتاد برام و بهترین و زیباترین خاطره ای ک از سکسی سکس دارم مال همین رابطه است</p>
<h3>. شاه کس ( البته اسامی و محل سکونت مستعار است)جریان از</h3>
<p>این قرار بود که من پسری کونی هستم اهل شیراز 23 ساله قد 170 و وزن 71 کیلو در کل تیپم</p>
<h4>معمولیه جنده ولی چشمام سبزه و فکر کنم یه کم جذابیت</h4>
<p>دارم .یک دختر خاله داشتم و پستون هنوزم دارمش به نام مونا. این دختر خاله ما واقعا قیافه جذاب و خوشگلی</p>
<h5>داره . کوس قد 170 وزن 58 کیلو با پوشتی سفید</h5>
<p>و چشمای درشت و خلی هم مهربون و دوست داشتنی است. من از قدیم با این دختر خالم خیلی راحت بودم و سکس داستان همدیگه رو دوست</p>
<h6>داشتیم . اونم واقعا برای من احترام خاصی ایران سکس قائل بود</h6>
<p>و هست . این دختر خالم همین می رفتم خونشون جلو من با یه تاپ و شلوار ظاهر میشد و کم کم منم به سکس با اون علاقه مند شدم و منتظر فرصتی بودم که بهش بگم خلاصه با هم زیاد رف وامد داشتیم تا اینکه یه شب که رفتم خونشون خودش بود و مامان وابجیش که خواب بودن و من و مونا بیدار بودیم و داشتیم عکسای شخصی اونو نگاه می کردیم. قلیون هم چاق کرده بودیم و حسابی داشت خوش میگذشت و من کم کم سر صحبت رو به طرف سکس کشوندم و اون هم بی میل نبود و کم کم خودم رو بهش نزدیک کردم و سرش رو گذاشتم رو پام وموهاش روازش کردم و داشتم به یه سکس بینظیر با اون فکر میکردم و کیرم هم داشت کم کم بلند میشد و چون ان رو رونام خوبدبود فکر کنم متوجه شد و به رو خوش نیاورد . من دستم رو داشتم میکشیدم رو صورت و رسید م به لبش و انگشتمو میکردم تو دهنش اولش ممانعت میکرد اما کم کم همکاری کرد وانگشتم رو لیش میزد منم داشتم با دست دیگم گوشش رو نوازش می داردم یه چند دقیقه که گذشت احساس کردم حالتش عوض شد و نفساش تند تر شده فهمیدم که امشبو یه کون حسابی افتادم .به حرکتام ادامه دادم و کم کم دستم را از رو لباس بردم طرف سینهای خوشگل و خوش فرمش و اقعا بینظیر بود اندامش . خلاصه یکم که مالیدمش رفتم سراغ لباش و لباش رو خوردم اگه بگم خوشمزه ترین لبی بود که خورده بودم دروغ نگفتم چون واقعا دوستش داشتم و از اینکه مال من شده بود تو شوک بودم بعد از چند دقیقه که دیگه رومون به هم باز شد بلند شدم و اوردمش توبلغم و نوازشش می کردم و بعدش برش گردوندم و از رو شلوار خودم رو بهش میمالوندم و کم کم شلوار وشرتم رو کشیدم پایین و میکشیدم به کو نش و کمرش و سینه هاش رو میمالوندم و دستش رو گرفتم و گذاشتم رو کیرم که حدود 14 سانتی میشه ویه خرده هم کلفته و اونم کیرم رو خیلی با حال میمالوند و منم سینه هاش رو از زیر تاپ اوردم بیرون و شروع کردم به خوردن واقعا سنهای سفید وسفت و زیبایی داشت سایزش 65 بود با نوک قهوه ای روشن که حدود 1 سانت سر سینه هاش بزرگ شده بود . خلاصه حدود 10 دقیقه سینه هاش رو خردم و دستم ر برده بودم توشلوارش و داشتم با ونش ور می رفتم سرم رو بلند کرد دیدم چشای خوشگلش خماره و حالش ر فهمیدم خودم هم دتم رو ابرا سیر میرکردم و باورم نمیشد با اونی که واقعا دوستش داشتم دار سکس می کنم .بعدش اون بهم گفت بیا بریم بیرون که حالم ر خراب کردی و باید کامل ارضام کنی و چون میخواست اه و اوه کنه ممکن بود بیدار شن خلاصه من اول رفتم بیرون و تو حمومشون منتظرش شدم و اونم بعد از 2 دقیقه اومد به محض اومدن شروع کردیم به لب گرفتن و بهش گفتم واقعا دستت اون هم هی قربون صدقه من می رفت . چون زیاد وقت نداشتیم زود لخت شدیم وقتی اونو لخت دیدم چند لحظه سر جام میخکوب شدم کون بزرگ و کمر باریک و کس تمیز سفید با چوچول ای بر امده بعد از کلی لب و خوردن سینه هاش رفتم سراغ کسش که خیس خیس شدهبود و حسابی چوچولشو لیس زدم بینظیر بود اونم داشت همش اه و اوه می و میگفت بخور عزیزم مال خودته ت ته بخورش و بعدش هر کاریش کردم برا ساک نزد ومنم چون دوستش داشتم اصرار نکردم و چونی دونستم دختره برش گردوندم و کونشو داد عقب و گفتمیخوم از عقب بکنمت و اون الش راضی نشد و با خواهشای من قبول کرد و گفت فقط یواش منم گفتم چشم و با انگشتم کم کم کونشو باز کردم و اونم همش تو حال خودش بود و داشت میمیرد از خوشی ولذت منم یه تف زدم سر کیرم و سر کیرم رو فرستادم دم کون عزیزم مونا که صداش در اومد و گفت اذیت نشم منم با سر گفتم چشم و سر کیرم رو فرستادم ت خودش رو جمع کرد و سفت شد بهش گفتم شل بگیره دوباره سعی کردم واینابار که سر کیرم رفت تو کونش کمرش رو گرفتم که نره جلو وکم کم و با حوصله داشتم بیشتر میگردم تو کونش و وقتی که تا ته رفت چند لحظه نگه داشتم تا جا باز کنه و کم کم شروع کردم به تلمبه زدن و اونم داشت حال میکرد هی میگفت بکنننننننننننننن منوووووو کونمممرجر بده منم تو هستم عزیزم دارم به پسر خاله خوشگل عزیزم کون میدمو این حرفا منم کمرم سفته و اگر بخوام دیر بیام دست خودمه خلاصه حدود 10 دقیقه از عقب تلمبه زدم و با کس مونا داشتم و میرفتم او گفت به 3 باز ارضا شده و کاری کن تو هم بیای تا کسی بیدار نشده منم گفتم چشم و سرعت تلمبه زدنم رو بیشتر کردم و وقتی داشت ابم میومد کشیدم بیرون و جلو اون ریختم رو زمین چند دقیقه تو بغل هم بودیم و حالش که جا اومد ازش تشکر کردم و اونم بوس کرد وازم تشکر کرد و گفت واقعا حال کرده و کامل ارضا شده و به هم قول دادی که مال هم باشیم و از هم لذت ببریم و اتفاقا چند شب بعد دوباره موقعیت جور شد وسکس کردیم با هم .اگه خوشتون اومده نظر بدین تا بقیه داستا نو هم بذارم توسایت</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b4%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2510</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس تری سام مادر و دختر با دوست پسر خوش شانس</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Sep 2019 05:40:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اصراریه]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اوناهم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بچسبیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختا]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بیابون]]></category>
		<category><![CDATA[بیارین]]></category>
		<category><![CDATA[بیغیرتی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکه]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسناک]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تکراری]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاست]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابونده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ریختیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[ضربدری]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کارمونو]]></category>
		<category><![CDATA[کامران]]></category>
		<category><![CDATA[کونشون]]></category>
		<category><![CDATA[کوهنوردی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میبینن]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیم]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالم]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایستا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دانشجو دوست شدم و اولین فیلم سکسی سکسمون هم با یکم اعمال زور انجام شد .توی این داستان از اسم مستعار استفاده می کنم. من کامران و سکسی دوست دخترم هم مینا . بعد از شاه کس مدتها سکس توی خونه به این نتیجه رسیدیم که سکس تکراری و مسخره ی شده کونی من همیشه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دانشجو دوست شدم و اولین فیلم سکسی سکسمون هم با یکم اعمال زور</h2>
<p>انجام شد .توی این داستان از اسم مستعار استفاده می کنم. من کامران و سکسی دوست دخترم هم مینا . بعد</p>
<h3>از شاه کس مدتها سکس توی خونه به این نتیجه رسیدیم که</h3>
<p>سکس تکراری و مسخره ی شده کونی من همیشه دنبال سکس های جدید میگردم و معتقدم همه باید با هم سکس</p>
<h4>کنن جنده حتی سکس های فامیلی و ضربدری. بگذریم بهد از</h4>
<p>سکس هایی که داشتیم و برامون پستون تکراری شده بود تصمیم گرفتیم که یک کار متنوع بکنیم یکی از دوستای من</p>
<h5>خیلی بهم کوس اصرار میکرد براش یه دوست دختر پیدا کنم.</h5>
<p>از اونجایی که مینا یه دوست به اسم سارا داشت با اصرار کردن من به اون دختره و فشارهایی که مینا آورد سکس داستان اونا رو با</p>
<h6>هم دوست کردیم چند باری با اونا بیرون ایران سکس رفتیم دور</h6>
<p>زدیم و کم کم اونا با هم دوست شدن و ارتباط تلفنی برقرار کردن و با هم خیل لاو ریختن. یه سری به دوستم گفتم بیا اینا رو ببریم توی بیابون . یا تپه خارج شهر به بهانه کوهنوردی اونم گفت باشه بهش گفتم دلم میخواد سارا روت باز بشه و با هاش سکس کنی اوم گفت باشه. یه روز که بعد دانشگاشون رفتیم دنبالشون تقریبا هوا تاریک بود و اصرار کردیم که بریم خارج شهر. و به سختی اونا هم قبول کردن. من به امیر گفتم من که از سکس فضای باز خوشم میاد من زیدمو میکنم تو هم اگه خواستی بکن.من یه کاری میکنم سارا حشری بشه .اونجا که رسیدیم تاریک بود و ترسناک هر لحظه ممکن بود مامور ها بیان بلاخره تا بالای یه تپه رفتیم و من به مینا گفتم بیا بریم 10 متر اونور تر تا اونا راحت باشن بعد کنار مینا نشستم و ازش یه لب گرفتم بهش گفتم میخوام بزنم به در بیغیرتی یه جوری که اونا ببینتنمون اولش قبول نکرد گفت من جولوی سارا خجالت میکشم بهش اصرار کردم قبول نمیکرد گفتم دوست من امیر کونی تر از این حرفاست ببین دوستتو چه جوری بکنه قبول نمی کرد به نظر من وقتی همه خجالت میکشن یکی باید پررو باشه و جرقه سکس بزنه و از طرفی به امیر قول داده بودم مینا بکنم تا سارا هم راه بیاد .بلاخره بعد از کلی بحث اجازه داد دسنم ببرم توی مانتوش و سینه هاشو بمالم.همینطور میمالیدم و مینا داغ شد اونا هم متوجه شده بودن و کار داشت خوب پیش میرفت دیدم امیر سارا بقل کرده داره بوسش میکنه دیگه پرروتر شدم گفتم دکمه های مانتو تو باز کن سینه هات بنداز بیرون قبول نکردبه زور باز کردم هی میگفت ما که با هم تو خونه همه کار میکنیم چه اصراریه جلوی اینا .بهش گفتم این سکس تا ابد توی ذهنت میمونه بالاخره در آوردم و میمالیدم اصلن خوشش نمیومد میگفت میبینن من بهش میگفتم خره من می خوام اونا ببینن.بعد بلند شدم کیرم در آوردم گفتم بخور گفت این یکی اصلن و بعد رازی شد یکم بخوره امیر و سارا داشتن شاخ در میاوردن از کار من کم کم اونا هم یک راه اومدن تقریبن امیر هم داشت گردن اونو بوس می کرد داد زدم بهشون گفتم خوش میگذره اونا هم خندیدن گفتن به شما بیشتر کم کم کیرم راست شده بود گفتم مینا اگه همسرم هم بشی من دوست دارم زیبایی های تورو به یه پسر نشون بدم همیشه بهش میگفتم توی خونه جلوی داداشت سکسی بگرد سوتین نبند و دامن کتاه بپوش.و از اینکه تو رو زیر یه پسر خوشکل ببینم خیلی خوشحال میشم چون دوست دارم و دوست دارم و تمام لذتهای دنیا برای تو میخوام.مانتوشو در آوردم ساعت 8 شب بود باید کارمونو میکردیم تا اونا به خوابگاه برسن من هم شلوارمو داده بودم پایین و کونم بیرون بود چون سفید و خوش اندام هستم دوست داشتم مینا منو ببینه دست مینا رو گرفتم گفتم پاشو میخوام عشقمو امیر ببینه مینا یه کمر باریک داشت با یه کون نسبتن گوشتی پا شد بغلش کردم دکمه شلوارشو باز کردم داشت لبامو میخورد مست شده بود شلوار لیشو تا زانو کشیدم پایین و سینه هاشم از توی تاپش در آوردم گفتم رو به انا وایستا من میرم پشتت و کستو میمالم میخوام امیر و سارا ببینن یه نگاه به اونا انداختیم دیدم امی رفته روی سارا و بد بخت روی همون سنگای کوه خوابونده و و داره کیرشو از رو شلوار به سارا میماله خیلی حال میکردیم داد زدم بچه ها موافقین تو تاریکی لخت اون طرف کوه بریم پایین و لباسامونو همین جا بگذاریم اولش دخترا ترسیدن گفتن ما میترسیم تاریکه من و امیر لباسامونو کندیم و فقط با شرت و کفشای پامون جلوشون ایستادیم گفتیم شما ها هم در بیارین قبول نمیکردن گفتن ما رو ببرین خوابگاه . گفتیم اگه همکری نکنین ولتون میکنیم سگا بخورنتون واقعا کار خطر ناکی بود چون اونجا نزدیک شهر بود و پلیسا گشت میزدن اونا راض شدن و بعد از دعوا و اصرار ما لخت شدن تصمیم گرفتیم از قله تا پشت کوه لخت بدویم اونا هم با شرط و کرست و کفش شروع کردیم به دویدن و وسطای راه به امیر گفتم اینجا ترسناکه بی نقشه عملی کنیم بهشون گفتیم بیاین مثل ببچگیا قطار بازی کنیم هرکی به زید خودش از پشت بقل کنه اوناهم بدبختا قبول کردن همینجوری چسبیدم به مینا و امیر هم به سارا گفتم قطار 2 تایی که نمیشسرد هم بود تا حدودی رسیدیم به یه تخته سنگ بزگ از قد خودمون. گفتیم بچه ها خیلی سرده یکم اینجا به هم بچسبیم و 4 تایی قطار چسبیدیم به تخته سنگ دیگه زدیم به اوندرش و کیرامونو تو کونو عشقامون میمالیدیم سینه های سارا از پشت روی کمر من بود و من داشتم مینا میچسبوندم به سنگه کیرم تو کونش میکردم چند بار کردم و برگشتم از جولو سرا بقل کردم کیرم توی کوسش کردم امیر گفت زید مارو میکنی دستت درد نکنه نم بهش گفتم تو هم مینا رو بکن مینا شتکی شد ول قبول کرد یه سکس 4 تایی زدیمو با اینکه سارا از جلو بقل کرده بودم با انگشتم کس مینا میمالیدم و میگفتم عشقم بمال خودتو به امیر دوست دارم امیر هم همینطور بعد از اینکه کارمون تموم شد آب داشت میومد مینا و سارا از جلو تو بقل هم کردیم و آبمونو توی کونشون ریختیم واقعا سکس جالبیه به زن و شو هرا هم پیشنهاد میکنم اینجور سکسی داشته باشن که از دستشون میره.به نظر من همونطور که زن تو به شوهر اون حال میده زن اونم به تو حال میده. و این یه راز میمونه اگه کسی بخواد لو بده اول ابروی خودش و زنش میره.این داستان واقعی و کس و شعر نیست یکم بهش پرو بال دادم تا کیرا و کساتونو بمالین و خودتنو فرض کنین و لذت ببرین. اولین داستان سکسی که نوشتم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2586</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی کنترلش رو از دست داده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 30 Aug 2019 02:03:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[پرستار]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[تجربیات]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[فانتزی]]></category>
		<category><![CDATA[فرمودند]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[وخودمو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و با جند تا از فیلم سکسی دوستا داوطلبانه و زورکی با توهم فانتزی فیام های رمبو رفتیم جبهه &#8230; &#8230; من نوچه حاج مرتضی &#8230; بودم سکسی تو یه عملیات تفحص 3 نفری رفتیم شاه کس تو دل دشمن که بیسیم داده بودند 15-20 نفر تو یه منطقه محاصره هستن بعد کونی از 4 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و با جند تا از فیلم سکسی دوستا داوطلبانه و زورکی با توهم</h2>
<p>فانتزی فیام های رمبو رفتیم جبهه &#8230; &#8230; من نوچه حاج مرتضی &#8230; بودم سکسی تو یه عملیات تفحص 3 نفری</p>
<h3>رفتیم شاه کس تو دل دشمن که بیسیم داده بودند 15-20 نفر</h3>
<p>تو یه منطقه محاصره هستن بعد کونی از 4 ساعت پیاده روی رسیدبم تو یه خاکریز و با نفله کردن 2</p>
<h4>تا جنده عراقی وارد منطقه شدیم و 8 تا کشته و</h4>
<p>6 زخمی بودن 4 نفر سالم پستون بدون غذاو مهمات سریع موقعیت منطقه گذارش شد و نیروی کمکی اومدو منظقه دست</p>
<h5>ما افتاد کوس و من با زخمی ها برگشتم عقب رسیدم</h5>
<p>جادر بهداری اونجا زخمی هارو تحویل بدم که موقع طهر بود و هوا داغ داغ بی هوا وارد جادر شدم یهو دیدم سکس داستان 2 تا از</p>
<h6>خانمهای دکتر پرستار تو چادر یا لباس توری ایران سکس مانند استراحت</h6>
<p>میکنن سریع رفتم بیرون و بعد کفتم یا الله مریض داریم کپ کرده بودم خلاصه مریضا رو تحویل دادم و همونجا شبو موندم البته یه جورایی هالی به هالی شده بودم چون خانم پرستاره خیلی تحویلم گرفت بعد از 3 روز دیگه شده بودیم با هم پسر خاله و یه شب به بهانه گرفتن قرص سر درد رفتم جادر صدا کردم کسی جواب نداد داخل شدم کسی نبود پس منتظر شدم تا چند دقیقه بعد خانم پرستارسراسیمه وارد شد ومن و دید خشکش زد و بدون سوال نشست ومن مات و مبهوت داشتم پاهای سفیدش رو که از لایه جادر مشکی دیده میشد ورنداز میکردم ! زیر چادر چیزی جز یک پیراهن نداشت ! جند دقیقه نفس کشید و بعد گفت حالم خوب نیست چی میخوای منم گفتم مهم نیست . تو چت شده ؟ گفت بدن درد داره و منم اروم نزدیک شدم و شروع به ماساژ دور گردن کردم خلاصه بعد از ساعتی کار بالا گرفت و به مالیدن سینه و &#8230; و خانم آروم تر شده یود و من راست کرده و با تجربیات تئوری جلو میرفتم وخودمو تو بغل یه زن 32 ساله جا دادم و کیرمو لا پاهاش که خانم فرمودند رو زمین دراز بکشم منهم اطاعت کردم و خودش برعکس رو من اومد وشروع به خوردن کیرم کرد وبه من گفت بخور ! منم موندم آخه جی رو ؟؟؟ فقط پشم بود بلاخره کوسشو چسبوند به دهنم و منم آروم شروع به مکیدن کردم بوی بدی میداد ! ولی آنچنان کیرمو میخورد که هر لحظه حس میگردم داره آبم میاد و ضریه های که به تخمام میزد مانع میشد . بعد خودش اومد کنارم خوابید وگفت بیا رومو بکن من هم رفتم روشو خودش کیرمو گرفت کرد تو .حسه عجیبی بود اون موقع که من شروع به عقب جلو کردم هیجی حس نمیکردم آخه خیلی گشاد بود خودش هم متوجه شد وبه پشت خوابید و گفت از پشت بکن لا پام منم فک کردم میگه بکنم تو کونش از پشت یه هویی کردم تو کونش که با دست محکم زدتو پامو گفت تو کونم نه ! متم که تازه یه سوراخ تنگ پیدا کرده بودم گفتم فقط یه ذره وشروع به تپوندن کردم اولش خیلی تنگ میرفت و کم کم نرم شد و یعد از چند دقیقه خیلی خبلی شل میرفت و پرستار هم سرشو تو بالش کرده بود وصداش در نمیومد که من متوجه بوی بد و بیرون زدن اسهال خانم از تو کونش شدم (وای مریضیش اسهال بوده ) داشتم یالا میاوردم کشیدم بیرون و سریع با چفیه کیرمو پاک کردمو با حالته تهوو از چادر پا یه فرار گذاشتم و از اون یه بعد قسم خوردم تو کون نکنم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2608</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف بلوند خیلی خیلی سکسی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Jul 2019 09:20:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهانی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اونجائی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پسرانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونریزی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتید]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتارو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتمو]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شرکتها]]></category>
		<category><![CDATA[شرکتهای]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فشارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریزم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خیلی زیادی به کامپیوتر داشتم فیلم سکسی همزمان توی چند تا از شرکتهای شهرمون کار میکردمو توی یکی از این شرکتها که با 2 تا از دوستام سکسی کار میکردم دیگه همه چیزو از دختر شاه کس بازی و کس کلک بازی یاد گرفتم ( البته بازم که این مطلبو دارم مینیویسمو کونی 26 سالمه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خیلی زیادی به کامپیوتر داشتم فیلم سکسی همزمان توی چند تا از شرکتهای</h2>
<p>شهرمون کار میکردمو توی یکی از این شرکتها که با 2 تا از دوستام سکسی کار میکردم دیگه همه چیزو از</p>
<h3>دختر شاه کس بازی و کس کلک بازی یاد گرفتم ( البته</h3>
<p>بازم که این مطلبو دارم مینیویسمو کونی 26 سالمه بازم هنوز بچه ام توو این کارا ) من اندام درشتی دارام</p>
<h4>و جنده وزنم هم 95 کیلو . البته به خودم از</h4>
<p>لحاظ جسمی میرسمو دوبار قهرمان شهرو پستون استانمون شدم تو رشته کاراته و کونگ فو همزمان . این ماجرا از اونجائی</p>
<h5>شروع شد کوس که ما یه منشی داشتیم که اصفهانی بود</h5>
<p>و دانشجو بود تو شهرمون و هم زمان پیش ما کار میکرد . بعد از چند مدتی که پیش ما کار میکرد سکس داستان متوجه رابطه منشی</p>
<h6>با دوستم شدم و سر از ماجرا در ایران سکس آوردو که</h6>
<p>بله خانم مشکل دادن زیاد داره . این ماجرا میگذشتو هر روز این دو تا با هم سکس داشتن . تا یک شب که همه دور هم جمع بودیم دوستم زنگ زد به این خانم که من اسمشو میزارم یاس منگولا . خلاصه زنگ زدو بهش گفت که ما سه نفر هستیمو تو هم با دوتا از دوستایه دیگه پاشو بیا پیش ما . ایشون تشریف آورد پیش ما همراه با یه دوست دیگه . ما کاسه چه کنم گرفتیم دستمونو چون من آدمی بودم کلاٌ منزوی به دوستم گفتم تو با اوون یکی من فقط مشروب میخوروم سیگارمو میکشم . یه 3.2 ساعتی گذشتو چون خونه دستمون بزرگ بود هر کی یه جا بود و منم پا ماهواره . یه دفعه متوجه دادو بیداد شدم از اتاق اون دوستم . البته نگفتم دختری که باهاش بود یه دختر ریزه میزه بود با هیکل مرتبو سینه های لیموئی و سر و صورت ژاپنی . در کل من از این قیافه ها خیلی خوشم میاد . ایشون اوون زمان دانشجوی گرافیک بودنو عاشق نقاشی . بر میگردم به داستان . رفتم پیگیر شدم دیدم بله دوستم خواسته با خانم سکس کنه که دختره باهاش دعوا گرفته که من اهل این حرفا نیستم . تو دلم گفتم پس گوه خوردی اومدی خونه کسی که نمیشناسیش . رفتمو این دوتارو از دست هم نجات دادمو رفیقم رفت پی کردن همون منشی خیلی خوب ( میدونم که همه فرق منشی خوب و خیلی خوب و میدونید ) به قول معروف علی موندو حوضش . اومد پیش منو شروع کردیم که ماجرا چی شد و چی بود که دیدیم ساعت شد 4 صبح و از بالا صدای دادو بیداد سکس میادو این پایین صدای حرف که ناچار بهش گفتم من میخوام بخوابم که صبح برم شرکت . اونم گفت اشکال نداره اینجا بخوابم که اون دوستت نیاد . منم گفتم بخواب . رختخواب و پهن کردم و مال اونم گذاشتم پیش خودم . دیدم بالا ساکت شد فهمیدم که اونا هم خوابیدن . من پتومو بغلم گرفتمو خوابیدم که دیدم باز شروع کرد به حرف زدن که راستی اسمت چیه ؟ توو دلم گفتم کس خل بعد این همه گفتن اسمم هنوز میپرسه . خلاصه گفتم متین هستمو 20 سالمه . گفت اشکال نداره بهت زنگ بزنمو باهات صحبت کنم منم گفتم نه . هر کمکی بخوای من هستم . آخه بخاطر شهرتمون توو شهر یه خرده معروف بودم ( کاملاٌ گوه مفت خوردم) . تو همین حرفا دیدم پا شدو لبمو بوسید و گفت میتونی بغلم کنی . منم هاج و واج گفتم باشه . از خدا خواسته بغلش کردم جوری که پشتش به من بود . بعد کِرم پسرانه گل کردو شروع کردن به اذیت کردن دست زدن به بدنش که با عشوه از طرف نازنین خانم مواجه شد . بعد از 10 دقیقه از انواع دستمالی کردن هم همونجوری که پشت بهم بود بدون حرفی گفتم اشکال نداره لباساتو در بیارم که اونم از خدا خواسته گفت نه در بیار . شروع کردن به در آوردن لباساشو همزمان هم داشتم با سینه هاش ور میرفتم .بعد از 5دقیقه خوردن هم به این نتیجه رسیدیم که الان زمان کار اصلی رسیده ( مثل خیلی از کسائی که اینجا هستنو برا خودشون یه پا حرفه ای هستند و داستاناشونو از فیلم سکسی کپی می کنند من اینجوری نبودمو خیلیم مبتدی نبودیم ) بعد بهش گفتم جلو یا عقب گفتش یا عقب و من هم با استفاده از روغن خدائی یا همون تف زدن به سر کیرم اونو آروم گذاشتم در کونش . بهش گفتم اگر داد بزنی اون رفیقم بیاد پایین دوباره همون آش هستو همون کاسه . قبول کرد و منم کیرمو آروم فشار دادم تو . کیرم قامت 18 سانتی متوسط که وقتی دست بهش زد گفت تو عربی که گفتم نه فقط کیرم عربه . آروم کیرمو فشار میدادم داخلو اونم دیدم داره به خودش فشار میاره که بهش گفتم خودتو شل کن که راحت باشی . به خودم گفتم که این امشب اینجا خونریزی میکنه اگه همینطوری باشم که فشارمو بیشتر کردم یه لحظه متوجه شدم کیرم تا ته توو کونش و منم دارم تلمبه میزنم . یه 5 دقیقه توو همون حال تلمبه زدمو اونم کم کم داشت حال میکرد که احساس کردم آبم داره میاد بهش گفتم گفت دستمال بیار . دیدم دستمال باهام یه 10 متری فاصله داره که گفتم میریزم تووش بعد برو دستشوئی . قبول کردو منم سرعتمو بیشتر کردم که آبم اوومد و توو کونش خالی کردم اونم دیدم بی حال افتاده . بعد آروم کیرمو آوردم بیرونو اونو فرستادم دستشوئی . موقعی که اومد بیرون دیدم داره اذان میزنه که بعد دستشوئی خودم گفتم بخوابیم و باهم خوابیدیم .االان که سال 90 و دارم اینو براتون تایپ میکنم 7 سال گذشته و منو نازنین باهم رفیقیمو همچنان با هم سکس داریم البته بعد از 2 ماه متوجه شدم که خانم اون شب از جلو هم میتونست بده چون قبلاً توو ژیمیناستیک پردش پاره شده بود . ( اون موقع این بهترین حرف بود برا دخترا ) و از اوون موقع ما سکس از جلو داشتیم توو هر مکانی و هر زمانی که فکرشو بکنید . البته اگه دوست داشتید نظر بدید که منم بتونم ماجرا های باحالشو براتون تعریف کنم .خوش و سر بلند باشید</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175404</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شق  کردن در هنگام یوگا</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Jul 2019 07:13:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتیاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باتجربه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[بخورین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بگوگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بودآروم‬]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیاد:یه]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[پاشدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیکی]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چندساله]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیدمیه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[روستاهای]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زدیمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[زیرانداز]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونو]]></category>
		<category><![CDATA[صابونو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کنارشو]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کنیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیدوکائین]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[متوسطی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میارمش]]></category>
		<category><![CDATA[میانسال]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همبازی]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[برام &#8230;خب خانم میانسالی که فیلم سکسی من باهاش سکس کردم حدود 52سالشه و اسمش ثریا خانمه و همسایه دیوار به دیوارمونه.این خانم شوهر درست و حسابی سکسی نداره یعنی اینکه خب یه آدم خلاف شاه کس که همش دنبال کسای مفته و از اونجایی که تو محله ما یه مواد فروش کونی هست این [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>برام &#8230;خب خانم میانسالی که فیلم سکسی من باهاش سکس کردم حدود 52سالشه</h2>
<p>و اسمش ثریا خانمه و همسایه دیوار به دیوارمونه.این خانم شوهر درست و حسابی سکسی نداره یعنی اینکه خب یه آدم</p>
<h3>خلاف شاه کس که همش دنبال کسای مفته و از اونجایی که</h3>
<p>تو محله ما یه مواد فروش کونی هست این یارو و بقیه میرن این زن معتادارو که جنس میخوان ولی پول</p>
<h4>ندارن جنده با دو-سه هزار تومن میکنن و الان هم یکی</h4>
<p>دو ماهی هست که شوهرش رفته پستون تو این روستاهای اطراف تو یه پروژه سد سازی کار میکنه و منم که</p>
<h5>چند وقتی کوس بود هوس کرده بودم یه کس جاافتاده بکنم</h5>
<p>گفتم بهتره که از این موقعیت استفاده کنم ولی خب اولش حتی نمیخواستم بهش فکر کنم&#8230;اما آخرش با خودم کنار و اومدم سکس داستان و فکر کردم</p>
<h6>و گفتم حالامن بهش میگم یا میگه نه ایران سکس و به</h6>
<p>خاطر آبروی من و خودشم که شده هیچی نمیگه یا قبول میکنه و من تجربه کس میانسال رو هم بدست میارم&#8230;یه روز که من تازه از کرمان(شهری که دانشگاه میرم) اومده بودم و تنها تو خونه بودم رفتم تو فکر اینکه یه جنده بیارم خونه و میخواستم پاشم و برم دنبالش که در زدن&#8230;گفتم کیه؟ یه دفعه ثریا خانم گفت منم! منو میگی کیرم بلند شد و گفتم خودشه الان میارمش تو و بهش میگم&#8230;اونم که به من اعتماد داره پس میاد تو و راضی کردنش هم دیگه&#8230;همین طورم شد&#8230;گفتم بفرمایید تو&#8230;یکم تعارف کرد و آخرش گفتم بیاین تو کارتون دارم باید یه چی بهتون بگم!اومد و نشست&#8230;احوال شوهرش و بچه هاشو پرسیدم و گپ زدیم.گفتم که بهتره الان بهش بگم!گفتم ثریا خانم&#8230;یه چیزی ازتون بخوام نه نمیگین؟ گفت چی؟ من گفتم میخوام یه کاری بکنم ولی شمام باید راضی باشین و بهم اجازه بدین&#8230;قول میدم بین خودمون بمونه و به کسی نگم!فکر کنم یکم شک کرده بود ولی باورش نمیشد&#8230;چون سنش حتی از مادر خودمم بیشتره و بخاطر همین گفت: بگو ببینم چی میخوای که رضایت منم شرطه&#8230;نکنه میخوای دومادم بشی و خندید؟من که حسابی ترسیده بودم رفتم قران آوردم و گفتم قسم بخورین که اگه قبول نکردین به کسی هیچی نگین چون آبروم میره&#8230;بلند شدم دیدم نگاش افتاده به کیرم و اونم که شق کرده بود و از رو شلوارک حسابی تابلو شده بود حتی موقع برگشتن هم با اینکه صافش کرده بودم ولی هنوز تابلو بود&#8230;گفت لازم به قسم خوردن نیست نمیگم به کسی حالا زود بگو!گفتم من الان چند وقته میخوام با یه خانم میانسال آشنا بشم و باهاش&#8230;یه نیم ساعتی فس فس کردم و گفتم&#8230;باهاش بخوابم(البته نه به این راحتی هااا) و حتی حاضرم پولم بهش بدم. شما کسیو میشناسین؟گفت حیف تو نیست با پیرزنا بخوابی !حتما زیاد فارسی وان میبینی و فکر کردی همه ویکتوریان ؟مگه تو دانشگاهتون (آزاد) دختر نیست که میخوای با زنای هم سن مادرت بخوابی؟گفتم چرا اما من واسه تنوع میخوام&#8230;چندتا فیلم دیدم میخوام تجربه کنم!گفت والا نمیدونم یه چندنفری هستن اما خیلی پیرن. تو چندساله میخوای چه جوری باشه چاق لاغر پیر یا خیلی پیر؟تازه اونام فکر نکنم اهل این کارا باشن بنده خداها&#8230; شاید صیغه بشن. تازه اونم یکی همسن خودشون تو که آخه!گفتم:خب صیغش میکنم واسه یه هفته مثلا.اصلا ببینم کسی نیست شوهرم داشته باشه مشکلی نیست فقط دلش بخواد به یاد جوونیاش یه حالی با یه آدم تازه نفس بکنه! با جوجه خروس!آخه میگن جوجه خروس واسه پادرد خوبه.و یه اشاره ای به پاش کردم و خلاصه یه نیم ساعتی حرفای به نظر خودم شهوتی زدم و وقتی فکر کردم آمادس رفتم طرفش که یه دفعه بلند شد و گفت نه و رفت طرف در که بره&#8230;دستشو گرفتم و شروع کردم قسم دادن و حرف زدن و گفتم فکر کن شوهرتم&#8230;اصلا چشاتو ببند یا پشتتو بکن بهم&#8230;گوشه دیوار نگهش داشتم و خودمو چسبوندم بهش وگفتم تو که الان چند ساله سکس نکردی چقد میخوای تحمل کنی؟کی از من بهتر به کسی هم نمیگم و شروع کردم به ماچ کردن لباشو و لیسیدن صورتش و چادرشو کندم و همینطوری لباشو لیس میزدم روسریشو کندم و گردنشو و گوششو میلیسیدم. با یه دست گرفته بودمش و با یه دستم سینه هاشو میمالیدم و اونم سعی میکرد که بره&#8230; ولی خب فکر کنم زیادم تلاش نمیکرد والا میزد تو تخمم و در میرفت&#8230;یه دفعه یاد نقطه حساس تموم زنا افتادم و دستمو آروم بردم بغلشو دامنشو کشیدم بالا و آروم از گوشه شورتش کردم تو و آروم مالیدم رو کسش که یکم باد کرده بود و گرم بود&#8230;آروم شروع کردم مالیدن و سینه هاشو از رو پیرهن کرده بودم تو دهنم و اونم میگفت خدایا چیکار کنم&#8230;خدایا منو مرگ بده&#8230;این شیطونو از من دور کن&#8230;و آروم نفس نفس میزد ولی یکم شل تر شده بود&#8230;آروم انگشتمو رو کسش میمالیدم و یکم هم انگشت وسطمو کردم تو کسش&#8230;احساس کردم آروم شده و همونطور که دستم تو شرتش بود و تو گوشش زمزمه میکردم آوردمش طرف هال و نشوندمش رو مبل و دستمو درآوردم و شلوارکمو با شرتمو باهم درآوردم و رکابیمو هم درآوردم و نشستم کنارش نگاش که به کیرم افتاد رنگش سرخ شد و آروم دستشو آورد طرفشو شروع کرد مالیدن&#8230;منم دکمه هاشو سریع باز کردم و پیرهنشو درآوردم و اونم همینطوری سرشو بالا گرفته بود و منو نگاه میکرد. انگار باورش نمیشد اون بچه ای که تا دیروز همبازی پسراش بود و بهش میگفت خاله&#8230;الان میخواد بپره روشو تا دسته کسشو بکنهکم کم اومد تو راهو وتف کرد رو کیرم و خایه هاموم مالید و بعدش خوابوندمش رو کاناپه و دامنشو و شرتشو درآوردم و چیزیو که میخواستم از نزدیک ببینم دیدم..یه کس باد کرده که شکم گندش افتاده بود روشو و پوست شل دور بر کسش اونو کوچیکتر کرده بود. فقط سوتینش مونده بود همینطور که کسشو میمالیدم و چسبیده بودم به شکم گندش با دهنم سوتینشو دادم بالا و سینه های شل و ول و نسبتا بزرگش افتادن بیرون&#8230;دلم میخواست به روش خودم کسشو بخورم ولی دلم بهم خورد آخه یاد شوهر قراضش افتادم که چقد کیرشو کرده تو این کس و چقدر تف انداخته رو این کسه و بیخیال شدم و خواستم بهش بگم واسم ساک بزنه ولی روم نشد و گفتم بذار یکم خوشش بیاد&#8230;یه دفعه یاد یه داستان سکسی افتادم که پسره گفته بود موهای کس مامانشو میزده من گفتم حالا من اینکارو رو این میکنم.رفتم صابون و یه ظرف آب و یه دستگاه قدیمی آوردم بایه زیر انداز پلاستیکی و خوابوندمش روش و همونطور که کسشو خیس میکردم صابونم روش مالیدمو و داشتم موهاشو میزدم&#8230;نگام تازه افتاد به کون خیلی گندش که واقعا عین برف سفید بود و به پهلو چرخوندمش و یه قمبلشو گرفتم بالا و خودشم همکاری کرد و پاشو گرفت بالا همینطوری صابون میزدم به کونش و آب میریختم روش و واسه نرمتر شدن کونش سر صابونو میکردم توش و یکم میکردمش توش و درمیاوردم و بعد انگشتمو کردم تو بعد دوبار کف مالیش کردمیهو بیچاره گفت:میخواستی بکنی یا بازی کنی!گفتم چشم! خوابیدم پشتشو و کیرمو با دست صابونیم نرم کردم و کردم آروم تو کسش و آروم میزدم&#8230;اونم فقط سرشو داده بود عقب و با صدای بلند نفس میکشید!یادم اومد قرص نخوردم و رفتم تموم خونه رو گشتم و هیچی ندیدم جز یه دونه اسپری لیدوکائین نصفشو خالی کردم رو کیرمو و برگشتم تو هال و دیدم به پشت خوابیده &#8230;رفتم از پشت خوابیدم روشو کیرمو کردم بین قمبلاشو یکم بالا پایین کردم تا اسپری جواب بده و بعد باز صابونو برداشتم و مالیدم دم سوراخ کونش و خوابیدم روشو کیرمو کردم تو کونشو و شروع کردم تلمبه زدن و چون کیر سایز متوسطی دارم زیاد بهش فشار نیومد!چرخوندمشو خوابیدم روکسش ولی میخواستم تندتر بزنم چون کسش گشاد بود پس گفتم بخوابه رو مبل و پاهاشو گذاشتم رو شونمو شروع کردم تند تند زدن و حتی یه بار سرش خورد به گلدون رو میز کنار کاناپه که بعدش خودشو محکم گرفت&#8230;دیدم خیلی کسش گشاده و اصلا حال نمیده.گفتم پاشو بریم و بردمش تو انباری ته حیاط که بابام و داداشم و فامیل ازش برا عرق خوری و تریاک کشیدن تو مهمونیای فامیلی استفاده میکنن&#8230;منقلو گذاشتم کنارو یه بطری نصفه برداشتمو یکم ریختم تو لیوان و دادم بخوره&#8230;بو الکلو شنید و نخورد و من به زور ریختم تو حلقش که تفشون کرد و من کردم تو دهن خودم و دهنمو چسبوندم به دهنش&#8230;دهنشو بست و از دماغ نفس میکشید و من دماغشو گرفتم که مجبور شه از دهن نفس بکشه یه چند بار سریع دهنشو باز کرد و بست که حسابی عصبانی شدم و زدم تو دهنش&#8230;از تعجب چشماش گشاد شدن و از ترس دهنشو باز کرد و منم از تو دهنم ریختم تو حلقش و حالا دیدم که میشه&#8230;گفتم ما که آب از سرمون گذشته پس بذار حال کنیم و کیرمو تا ته کردم تو حلقش و میزدم به ته دهنش و اونم میخواست یه چیزی بگه ولی نمیتونست کیرمو درآوردم و گفتم چی میگی؟گفت خفه شدم جون مادرت نکن دیگه. من گفتم تو که دیگه به من نمیدی پس این دفعه آخری بذار هرکار میخوام بکنم و گفت نه بخدا میدم اگه درست بکنی باز که گفتی میام به جون فریبا(دختر کوچیکش) میام و من گفتم الان بیا یکم بخور بخدا بیشتر بهت حال میده و بزور یه لیوان پر دادمش و خودمم خوردم و فکر کردم اگه بمالم رو کسش شاید تنگتر بشه و به خاطر همین پریدم اون زیرانداز همه کارمو آوردم و کسشو با شراب شستم و سر قوطی رو تا جایی که میرفت کردم تو کسش و ریختم توش&#8230;نمیدونم چرا اینکارو کردم&#8230;بیچاره داشت آتیش میگرفت نمیدونم راست میگفت یا فیلم بود ولی بعدا گفت که خوشش اومده بوده)همینطور ریختم رو کونش و سینه هاشو و شروع کردم لیسیدن بدنشو بعد اومدم سگی نشوندمش ولی دستاشو دراز کردم رو زمین و کیرمو کردم تو کسش و شروع کردم زدن دیدم فرقی نکرده و در آوردمو کردم تو کونش که حسابی دردش گرفت چون دیگه صابون و تفا خشک شده بودن ولی بزور کردم توش و اونم همچین مست شده بود که فقط آروم ناله میکرد ونفس نفس میزد ولی تکون نمیخوردیادم نیست دقیقا ولی حدود 20-15دقیقه یه ریز زدم و بعد از بغل خوابوندمشو و رفتم جلوش به بغل خوابیدم و از جلو کردم تو کسش و همینطور که میزدم احساس کردم آبم داره میاد چرخوندمشو و به پشت خوابوندمشو چندتا بالش کوچیک گذاشتم زیرشو آوردم بالا و حدودا یه دقیقه زدم که آبم با فشار اومد و منم همشو ریختم رو بدنش و سینه هاشو و بعد نشستم رو شکم گندش رو همون منی خودم و حسابی خودمو و کیرمو مالیدم توشون و خایه هامو که شل شده بودن مالیدم تو منی و کیرمو کردم لای سینه هاشو بعد که دیدم خیلی بیحال و ملنگه و رفتم یکم منی مالیدم رو صورتش و خایه هامو کردم تو دهنش و بعد از خستگی خوابیدم کنارشو و سرمو گذاشتم رو دستشو پستون راستشو که آویزون شده بود رو کردم تو دهنمو و به فکر ارضا کردنش افتادم ولی گفتم یه ربع ساعت صبر کنم دوباره و بعد یه بیست دقیقه پاشدمو چون دلم هوس کرده بود دلو زدم به دریا و شروع کردم کسشو لیسیدن و چوچولشو با دندون گرفتم و کلی زور زدم ولی خبری از ارضاء نبود و من باز شروع کردم از کس کردمش و باز آبم اومد ولی ثریا خانم ارضاء نشد&#8230;یه دوساعتی همون کف انباری ولو بود و منم یه ده باری همینطور کردمش و هرکاری رو که میخواستم روش انجام دادم و آخرش بردمش حموم که هم مستیش بپره هم تو حموم بکنمش که جاتون خالی خیلی هم خوش گذشت&#8230;روز بعد داشت با مامانم حرف میزد که دیدمش سرما خورده بود:گفتم خدا بد نده خاله ثریا&#8230;گفت خدا که بد نمیده اینا کار ما بنده هاست و لبخند زد و عصر همون روز رفتم درخونش و ازش قول گرفتم باز بیاد باهم سکس کنیم ..یعنی اونروز که رفتم تا بکنمش ولی دخترش خونه بود و نشد!الان که اینو مینویسم کرمانم و امیدوارم زودتر این امتحانام که از دو سه روز دیگه شروع میشن&#8230;تموم بشن و برگردم پیش همسایه عزیزمونولی یه چیزی! سکس با زنای میانسال و باتجربه هرچند خیلی دلپذیره و کیف میده و اونا برخلاف هیکلای ضایعی که دارن فوق العاده پارتنرای سکسی خوبی هستن اما خیلی اعتیاد بهشون بده مثلا خود من الان تو کرمان دربدر دنبال یه همچین چیزی میگردم تا باز یه همچین سکس خفنی بکنم&#8230; پس بچسبین به همون دوست دخترای 16-17سالتون که یه لب میخوان بدن&#8230;سردرد میگیرن &#8230;دل درد میگیرن&#8230;کلاس زبانشون دیر میشه و تو نخ این خانوما نرید!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175305</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان پولدار و کیر خور</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jun 2019 10:27:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقاتی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[استقبالم]]></category>
		<category><![CDATA[اشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمو]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خطرناک]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیالمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمه]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[سالهای]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناسنامه]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزمو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کیرتون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرسنگی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مردونگی]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولش]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواییم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگذروندم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مینشست]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همشهری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بهم فحش نداد . گرچه فیلم سکسی میدونم کاربرای این سایت کاملا خودشون به راست بودن یا دروغ بودن داستانها واقف هستن و میدونن به چه کسی سکسی فحش بدن یا چه کسی رو تمجید شاه کس کنم&#8230; این جریان رو که میخوام بگم مربوط میشه به سالهای84-85&#8212;مدتی بود که میرفتم سایت کونی اویزون رو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بهم فحش نداد . گرچه فیلم سکسی میدونم کاربرای این سایت کاملا خودشون</h2>
<p>به راست بودن یا دروغ بودن داستانها واقف هستن و میدونن به چه کسی سکسی فحش بدن یا چه کسی رو</p>
<h3>تمجید شاه کس کنم&#8230; این جریان رو که میخوام بگم مربوط میشه</h3>
<p>به سالهای84-85&#8212;مدتی بود که میرفتم سایت کونی اویزون رو دید میزدم و یجورایی خوشم اومده بود ازش. بیشتر وقتمم تو قسمت</p>
<h4>دوستیابیش جنده میگذروندم و هر روز تاپیکهایی که دخترا میزدن رو</h4>
<p>چک میکردم تا شاید یه همشهری پستون پیدا کنم . هرچی میگشتم کمتر کسی رو پیدا میکردم که به موقعیت مکانی</p>
<h5>من بخوره&#8230; کوس یه روز طبق معمول داشتم تو سایت چرخ</h5>
<p>میزدم که دیدم یه دختر به اسم مونا ازگرگان یه تاپیک زده که دنبال دوس پسر میگردم میخوام با کسی دوس باشم سکس داستان که از همه</p>
<h6>نظر ساپورتم کنه و از این کسشعرا&#8230; بعدشم ایران سکس ایمیلشو گذاشته</h6>
<p>بود نوشته بود یه عکس از خودتونو کیرتون بفرستید.. منم که از بس گشته بودم یه همشهری پیدا نکرده بودم با خودم گفتم حالا بذار واسه این یه میل بفرستیم ببینیم چی میشه.. یه عکس از خودمو یه عکسم از کیرم به ایمیلش فرستادم و یه نامه احساسی هم نوشتم که اره من فقط واسه سکس نمیخوامت و&#8230;. خداییش هم هرچی براش نوشتم واقعی نوشتم چون شدیدا دنبال یه دوس دختر میگشتم که از همه لحاظ باهم باشیم نه فقط سکس. خلاصه گذشت و بعد از 4-5 روز دیدم برام جواب نامه امو داده و کاملا معلوم میشد این یه جوابی بود که بصورت روتین برای همه کسانی که بهش ایمیل میدادن میفرستاد تو ایمیلش چند تا سوال خصوصی تر نوشته بود(بحساب خودش کسانی که به ایمیلش نامه میدادن رو گزینش میکرد و از جواب هرکسی که بیشتر خوشش میومد میذاشتش تو مرحله بعدی) منم به سوالاش پاسخ دادمو دوباره براش فرستادم..خلاصه سوال جوابامون تا جایی رسید که قرار شد تلفنی حرف بزنیم.من تو همون نامه اول که بهش داده بودم شمارمم گذاشتم اما اون تا وقتی که مطمئن نشد تماس نگرفت. بالاخره بعد از چند مدت که نامه نگاری کردم باهاش زنگ زد.صدای خیلی جذابی داشت و واقعا ادم رو دیوونه صداش میکرد.چند وقت باهم تلفنی حرف زدیم و جوری که هر دو تقریبا به هم وابسته شده بودیم.روزی که عکسشو برام میفرستاد رو یادم نمیره چقدر هیجان داشتم. خیلی لحظه قشنگی بود. چندتا عکس برام فرستاد چقدر زیبا بود واقعا زیبا بود. بهم قول داد دیگه سایت اویزون نره حتی پاسورد ایمیلی که تو سایت گذاشته بود رو هم بهم داد. وقتی بازش کردم بیشتر از 200 تا نامه درخواست دوستی داشت..خیلی بهم وابسته شده بودیم. تنها مشکلی که بینمون بود مسافتی که بینمون بود که خیلی اذیتم میکرد.گرگان کجا و شهر ما کجا &#8230;. کارمون این شده بود اون پشت وبکم برام لخت میشد و من جلوش جلق میزدم. یه مدت همینجوری گذشت و تا اینکه دیدم اینجوری نمیشه باید یه فکری کنیم. قرار شد من برم گرگان پیشش. مشکل این بود که اونجا هم جا نداشتیم.نه دوستی نه اشنایی. خونه خودشونم که نمیشد بریم. مونده بودم چکار کنم. به خودم لعنت میفرستادم چرا عاشق کسی که ازم دوره شدم.. دل بود دیگه چکارش میشد کرد. خلاصه بلیط گرفتمو رفتم گرگان. باورتون نمیشه وقتی اومد استقبالم باورم نمیشد که از نزدیک دارم عزیزمو میبینم. هر دومون در حسرت سکس داشتیم میسوختیم. با ماشین اومده بود دنبالم حدود ظهر بود که رسیدم گرگان سوار ماشینش شدمو رفتیم یکی از رستورانهای اونجا و ناهار زدیم. بعد از رفع گرسنگی و خستگی شروع کردیم به فکر کردن و بحث کردن که حالا کجا بریم که بتونیم حداقل یه لبی ازهم بگیریم.که یهو مونا فکری به ذهنش رسید گفت بریم کافی نت &#8230;. که تو خیابون&#8230;. هست. چندبار رفتم اونجا خیلی خلوته میشه اونجا کنار هم بشینیم.. من که نمیشناختم جایی رو موافقت کردم باهم رفتیم کافی نت. حدود ساعت 3ظهر بود یه دختر خوشکل هم مسئولش بود که پشت سیستم نشسته بود. رفتیم ردیف اخر یه میز تحریر بزرگ گذاشته بودن که دوتا سیستم همراه با کیس هاشون روی میز گذاشته بودن. طوری که وقتی کسی مینشست پشت این میز تقریبا میشه گفت اون کسی که جلو نشسته نمیتونه ببینه &#8230; مونا نشست کنار دیوار منم کنار اون که میشه سر میز. چون ردیف اخر هم بودیم خیالمون راحت بود که کسی از پشت نمیتونه ببینه مارو. تنها نگرانیمون یه پسره دو ردیف جلوتر بود با همون دختره که ردیف اول پای سیستم نشسته بود هر از گاهی از جاش پا میشد&#8230; دیگه طاقت نیاوردیم مونا به عنوان اینکه میخواد چیزی رو از زمین برداره دو زانو نشست رو زمین منم زیپ شلوارمو کشیدم پایین و کیرمو که مثل تیراهن شده بود اوردم بیرون دادم دستش&#8230; وای چه لحظه ای شده بود. چه صحنه ای بود. وقتی کیرمو کرد تو دهنش انگار دنیا رو بهم داده بودن. جوری ساک میزد برام که تصورشو نمیتونستم بکنم&#8230; اینقدر حشری شده بودم که در عرض 3-4 دقیقه ابم با قدرت زیاد اومد و تا تهش رو ریختم تو دهن مونا اونم بدون اینکه کم بیاره کاملا قورتش داد. نمیدونین چقدر لذت بردیم .یه بوی اب منی ته کافی نت رو گرفته بود که هرکسی اضافه میشد به اون قسمت میفهمید خبریه.. سریع خودمونو جمع و جور کردیم از کافی نت زدیم بیرون. مونا گفت بیا بریم جنگل نمیدونم اسمش چی بود توسکان بود توستسکان بود دقیق یادم نمیاد اسمش چی بود سوار ماشین شدیم و رفتیم همون جنگل. یخورده اونجا قدم زدیم پشت چندتا درخت هم یخورده لب گرفتیمو سینه خوردم ولی میترسیدیم سکس کنیم نمیشد.. تا اینکه مونا گفت بیا بریم مسافرخونه ای پیدا کنیم شاید قبول کنه پول بهش بدیم بیخیال بشه و شناسنامه نخواد ازمون.. رفتیم پایین شهر یه میدون بود که داخل یکی از کوچه های مشرف به میدون یه مهمان پذیر بود داخلش شدیم یه پیرمرد باحال بود (اگه زنده هست خدا حفظش کنه) بهش گفتم حاجی من از &#8230; اومدم این خانم هم دوس دخترمه. نه میخواییم ادم بکشیم نه دزدی کنیم نه کار دیگه ای فقط میخواییم این دوروزی که اومدم شهرتون با ایشون باشم/ اگه حرفامو باور میکنی مردونگی کن و بذار ما باهم باشیم. پولشم هرچقدر میشه میدم. واقعا خدا حفظش کنه پیرمرده قبول کرد اجاره رو دوبل بگیره بذاره تا شب مونا پیشم باشه .وقتی رفتیم تو اتاق اول باهم پریدیم تو حموم وای چه لذتی داشت.بدن همو لیف میزدیم. لب میگرفتیم&#8230; باور نکردنی بود.از حموم که اومدیم بیرون پریدیم رو تخت . حالت 69 شدیمو میخوردیم مال همو. مونا اوپن نبود نمیتونستم از جلو بکنمش. بهم گفت از پشت بکن. دوسه بار از پشت کیرمو کردم تو کونش ولی راستش با ساک زدن بیشتر حال میردم&#8230;خلاصه دو روزی که گرگان بودم همش پیش هم بودیمو همدیگرو ارضا میکردیم&#8230; چندبارم رفتیم ناهارخوران قلیون کشیدیمو غذا خوردیم.. دوستان باور کنین سکسی که همراه عشق باشه بزرگترین لذتیه که برای یه پسر و دختر فکر میکنم میتونه باشه.امیدوارم همتون این نوع سکس رو همیشه تجربه کنین/ سالهای ساله که ازجریان منو مونا میگذره و متاسفانه اتفاقاتی پیش اومد که اگه دوس داشتین براتون تعریف میکنم که چی شد ما بهم نرسیدیم دیگه///		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174898</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.012 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-07 07:30:27 by W3 Total Cache
-->