<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میگرفتم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:11:28 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میگرفتم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>آروم بشین رو این کیر و ببین چقدر کیف میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%da%a9%db%8c%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%da%a9%db%8c%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Dec 2019 08:27:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آذربایجان]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاههای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمان]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلای]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کانالو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کیلویی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موندنی]]></category>
		<category><![CDATA[میادبهش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پیش میشه . من امسال فیلم سکسی در یکی از دانشگاههای اصفهان قبول شدم و بعد از دو ماه به خانه برگشتم مامان و بابام خوشحال شدن سکسی و گفتن که بریم روستا !! آخه شاه کس همه فامیلای پدریم توی روستان .خلاصه ما هم رفتیم و بعد از کلی احوالپرسی من کونی رفتم بیرون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پیش میشه . من امسال فیلم سکسی در یکی از دانشگاههای اصفهان قبول</h2>
<p>شدم و بعد از دو ماه به خانه برگشتم مامان و بابام خوشحال شدن سکسی و گفتن که بریم روستا !!</p>
<h3>آخه شاه کس همه فامیلای پدریم توی روستان .خلاصه ما هم رفتیم</h3>
<p>و بعد از کلی احوالپرسی من کونی رفتم بیرون که برم خونه عموم ایناعموم خونه نبود و زن عموم با دختر</p>
<h4>یه جنده سالش اونجا بودند زن عموم (اسمشو میزارم محشر) خیلی</h4>
<p>خوشحال شد و دستم رو محکم پستون فشار داد و برام یه قهوه آورد .(از محشر براتون بگم 27 ساله پستان</p>
<h5>2 کیلویی کوس کون هندوونه اندام توپ خلاصه هر چی بگم</h5>
<p>کم گفتم )بعذ از کلی احوالپرسی سوال کردن در مورد دانشگاه و درس و کلاس و اینجور حرفا محشر ماهواره رو روشن سکس داستان کرد وای وقتی</p>
<h6>که رفت کنترل رو بیاره باسناش داشت دیوونم ایران سکس می کرد</h6>
<p>آخ که چه چیزی بودن با هذار بدبختی رضا کوچولو رو لای پاهام خوابوندم که سوتی ندم .محشر اومد کنارم نشست و کانال pmc رو گذاشت که ببینیم یه چشمم به تلویزیون بود و اون یکی به رونای محشر که دیوونم کرده بود .گفتم عمو کجاست : رفته شهر یه ساختمان گرفتن روش کار میکننازم پرسید چند تا دوست دختر اونجا داری ؟؟؟ جا خوردم با پته تته گفتم دوست دختر چیه ؟؟؟ اصلا به درد نمی خورن دخترای اونجا ؟؟!!! بعد گفت خودتی رضا مگه میشه رضایی که من میشناسم اهل دختر بازی نباشه ؟؟؟نمی دونم ازم چی دیده یا شنیده بود ولی نمیدونستم چرا داره اینارو میگه ؟؟!!!به هر حال سر صحبتو خودش باز کرده بود .تلفن زنگ زد و محشر رفت جواب بده منم بلند شدم و جلوی پنجره بیرونو تماشا میکردم که بازم هندوونه هاش رو دیدم دیگه دووم نیاوردم رفتم دستشویی حسابی به داد رضا کوچولو رسیدم اومدم بیرون که محشر رفته بود تو اتاق و داشت لباس عوض میکرد منتظر همین فرصت بودم ازلای در که یه کمی باز بود دید زدم واییییییییییی اون چی بود ازپشت تو شرت قرمز جلوه میکرد اون بدن پارچه سفید بود یا بدن محشر افسوس میخوردم که دستم بهشون نمیرسه اومدم نشستم و کنترل ماهواره رو گرفتم و کانال عوض می کردم یهو دیدم محشر اومد و نشست کنارم قلبم داشت از دهنم بیرون میزد رضا کوچولو بلند شده بود و من به زور خودمو نگه داشته بودم یه کانال که یه فیلم خارجی پخش میکرد رو گذاشتم که ببینیم یهو یه زن و مرد باهم لب به لب میرفتن اومدم که کانالو عوض کنم که گفت بذار باشه نگاه کردیم و یه چپ نگاهی بهش کردم و اون داشت با تمام حواس تلویزیونو نگاه میکرد .یه خورده باسنام رو به باسناشمالوندم که عکسالعملی نشون نداد بیشتر کردم که گفت چکار میکنی سرخ شدم و با هزار بدبختی گفتم که شکمم درد میکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خندید و یه خورده راحت شدم یهو گفت اون خانومه چه باسنایی داره تعجب کردم و زود گفتم به مال تو نمیرسه گفت خجالت بکش گفتم مگه دروغ میگم گفت جدی میگی گفتم مگه به خودت شک داری شیطونی کردم و دستم رو بردم زیر باسناش گفتم ببین چه نرمه و توپولووووووووو !!داشتم می مردم آخه دلو زده بودم به دریا گفت دستتو بکش احمق الان یکی میادبهش گفتم زن عمو به خدا خیلی دوست دارم و ازت خوشم میاد گفت منم خیلی تو رو دوست دارم بهش گفتم یه چیزی بگم نه نمیگی گفت تا چی باشه با بدختی گفتم میتونم یه ماچ از لبات بگیرم باورم نمیشد داشتم خواب میدیدم یهو دیدم لبش رو گذاشت رو لبام داشتم میمردم مثل دیوونه ها ازش لب میگرفتم و دستم رو از پشت رو باسناش میکشیدم دامنشو بالا زدم که دستمو عقب زد و گفت پر رو نشو دیگه !!دستمو انداختم گردنش و با مهارت خواستم که تحریکش کنم و به نتیجه رسیدم خودش دستشو برد تو شلوارم و کیرمو میمالید یه کم بعد آبم اومد و محشر گفت مثل اینکه تا حالا سکس نداشتی گفتم آدم دستش هم بهت میخوره آبش میاد حالا که&#8230;..یهو زنگ در به صدا در اومد سریع خودمونو جمع و جور کردیم محشر رفت درو باز کرد مامانم اینا بودند .تقریبا 90 درصد راه رو رفته بودم منم همش 3 روز وقت داشتم و باید برمیگشتم اصفهان بعد از اینکه مامانم اینا رفتن به بهونه اینکه این فیلم تموم بشه منم میام موندنی شدم تا محشر در و بست و اومد تو هال مثل وحشی ها بهش حمله کردم و ازش لب گرفتم هرچی میخوردم سیر نمیشدم بعدش گفتم زن عمو بیا یه ساعت بی خیال همه چی گفت آخه .. گفتم آخه نداره دیگه زود شلوارمو درآوردم و کیر شق شده ی من داشت شرتمو پاره می کرد ..گفت شلوارتو بپوش گفتم نه فقط زود میخوام چند تا تلمبه بزنم کافیه گفت الان یکی میاد بدبخت میشیم ها با اصرار بردمش رو رختخواب دامن و شرتشو دادم پایین وای کسسسسسسسسسسسسسسسیه تف به سر کیرم زدم و به شماره 3 فرو کردم تو یه آهی کشید و منو دیوونه کرد محکم تلمبه میزدم اونم آه و اوه میکرد &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;(ادامه دارد )نظر بدید تا ادامش رو بذارم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%da%a9%db%8c%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177698</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده انگلیسی وقتی بغل شوهر جدیدش هست خجالت میکشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%d8%b4-%d9%87%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%ac/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%d8%b4-%d9%87%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%ac/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Dec 2019 04:39:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایروبیک]]></category>
		<category><![CDATA[باشهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برادری]]></category>
		<category><![CDATA[براندازش]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودباورم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بودماونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمیه]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونیه]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پونزده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تناسلی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چهاردست]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[ذهنتون]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[غافلگیر]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردناون]]></category>
		<category><![CDATA[کنمسریع]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نادیده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[چهار سال پیش بود که فیلم سکسی شایان از حموم اومده بود و داشت توی اتاقش لباساش رو عوض میکرد و منم بی خبر از همه جا سکسی به هوای برداشتن یکی از سی دی شاه کس های شایان رفتم توی اتاق و اون صحنه رو دیدم.راستش خودمو معرفی نکردم.من مریم هستم کونی و 22 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>چهار سال پیش بود که فیلم سکسی شایان از حموم اومده بود و</h2>
<p>داشت توی اتاقش لباساش رو عوض میکرد و منم بی خبر از همه جا سکسی به هوای برداشتن یکی از سی</p>
<h3>دی شاه کس های شایان رفتم توی اتاق و اون صحنه رو</h3>
<p>دیدم.راستش خودمو معرفی نکردم.من مریم هستم کونی و 22 سالمه.اولین رابطه ی جنسی که داشتم خوب پیش نرفت.اون موقع من18 سالم</p>
<h4>بود جنده و تازه با یه پسر دوست شده بودم و</h4>
<p>اونم سر دو هفته منو برد پستون خونشون ولی وقتی میخواست شروع کنه من ترسیدم و فرار کردم و دیگه با</p>
<h5>هیچ پسری کوس دوست نشدم تا وقتی که اون اتفاق افتاد.شایان</h5>
<p>برادر کوچیکم هست و 19 سالشه ولی چهار سال پیش و وقتی هنوز 15 سالش بود اولین تاثیر رو روی من گذاشت سکس داستان و اونم دیدن</p>
<h6>بدن لختش و از همه مهمتر آلت یا ایران سکس به قول</h6>
<p>شما پسرا کیرش بود.باورم نمیشد که یه پسر پونزده ساله کیر به این بزرگی داشته باشه.وقتی با هم روبرو شدیم هم من و هم اون غافلگیر شدیم به خاطر همین چند ثانیه فرصت پیدا کردم براندازش کنم.اویزون و شل بود و فکر کنم 10-15 سانتی میشد.با تعریفایی که از شیدا شنیده بودم اندام تناسلی پسرا موقع سکس به دو برابر حالت معمولی میرسید و نمیتونستم تصور کنم که کیر آقا شایان موقع اون کار چقدر میتونست بشه.بعد از چند لحظه شایان سریع دوید پشت میز کامپیوترش و داد زد:«حواست کجاست مریم.»من که هنوز گیج و منگ بودم سریع از اتاق شایان اومدم بیرون و رفتم توی اتاقم و شروع کردم به فکر کردن.اون موقع من یه دختر 18 ساله ی بی تجربه بودم و فکر میکردم من و برادرم شایان هیچ موقع نمیتونیم با هم رابطه ی جنسی داشته باشیم ولی اشتباه میکردم و چند سال بعد بالاخره این اتفاق افتاد.این اواخر متوجه نگاه های سنگین شایان روی خودم شده بودم و نمیدونستم چیکار کنم.من از 15 سالگی کلاس ایروبیک میرفتم و حالا دیگه خودم مربی بودم و به خاطر همین هیکل خوبی داشتم و فکر کنم همین هم باعث جذب شایان شده بود.خیلی راحت میتونستم متوجه بشم که وقتی خم میشدم نگاهاش توی سینه هام بود و وقتی راه میرفتم مدام از پشت بهم نگاه میکرد و خب منم زیاد بدم نمیومد.این اتفاق ها گذشت تا اینکه یه شب اون اتفاق افتاد.من و شایان توی خونه تنها بودیم.نمیدونم چرا ولی اون شب لباس بازی پوشیده بودم.یه تاپ تنگ صورتی بندی که خیلی راحت خط سینه هام روی نشون میداد و یه دامن چین دار تا زیر زانو هام.اون شب شایان دیگه با نگاه هاش داشت منو میخورد تا اینکه حوالی ساعت 10 شب بالاخره کارش رو کرد.من توی آشپزخونه بودم و داشتم غذا میخوردم که شایان اومد و بی هوا از پشت خودشو چسبوند بهم.کاملا غافلگیر شده بودم و نمیدونستم چیکار کنم.سریع گفتم:«چیکار میکنی دیوونه؟»دستمو بردم عقب تا شایان هل بدم که فهمیدم شایان هیچی تنش نیست.سریع برگشتم سمتش و دوباره خاطره ی اولین باری که کیر شایان رو دیدم برام زنده شد ولی این بار کاملا روی هوا سیخ بود و واقعا برای یه لحظه ترسیدیم.قطرش اندازه ی سه چهار سانتی بود و حدودا بیشتر از 20 سانت طول داشت.هنوز دقیقا نمیدونستم که چه اتفاقی قراره بیفته ولی با دیدن کیر بزرگ شایان یه دلهره ی خاصی توی دلم افتاد.شایان که متوجه شده بود من محو کیرش شدم دوباره اومد سمتم و این بار سریع تاپم رو داد بالا و شروع کرد با دو تا دستاش از روی سوتین سینه هام رو می مالوند.احساس میکردم قلقلکم میاد ولی اونقدر دلچسب بود که نمیخواستم تموم بشه.دیگه کامل خودمو تسلیم شایان کرده بودم.اونم کارشو خوب بلد بود.خیلی سریع تاپمو از تنم در اورد و بعد هم بند سوتینم رو باز کرد و انداختش یه گوشه و یهو شروع کرد به مکیدن سینه هام. اونقدر حس خوبی بهم دست داده بود که خودم ناخوآگاه دستم روی توی دامنم بردم و از زیر شرت شروع کردم به مالیدن کسم.شایان منو به دیوار چسبونده بود و با سرعت داشت سینه هام رو میخورد و منم هر لحظه بیشتر تحریک میشدم طوری که همینطور که شایان داشت سینه هام رو میخورد،خودم دامنم رو از پام در اوردم و انداختم گوشه ی آشپزخونه.شایان که متوجه کارم شد سریع دستش انداخت دور کمرم و بلندم کرد و بردم توی اتاق و گذاشتم روی مبل و خودش جلو نشست و دستاش رو برد که شرتمو در بیاره ولی نمیدونم چرا ناخوآگاه دستامو گذاشتم روی دستاش تا مانعش بشم.شایان تا این حرکتم رو دید دستاش رو برداشت و این دفعه زانوهام رو گرفت و پاهام رو از هم باز کرد.کسم کاملا خیس بود و شرت سفید رنگم کامل چسبیده بود بهش و شایان هم سریع از روی شرت زبونش رو گذاشت روی کسم.نمیدونستم جیغ بزنم یا ناله کنم.اونقدر به این کارش ادامه داد که وقتی میخواست شرتمو در بیاره اصلا متوجه نشدم و وقتی فهمیدم شرت پام نیست که زبونش رو روی چوچولم حس کردم.خیلی ظریف و آروم زبونش رو روی چاک کسم بالا و پایین میبرد و منم همزمان باهاش روی مبل خودمو بالا و پایین میکشیدم و غرق شهوت بودم. مطمئنا میدونست که من دختر بودم و هنوز نمیدونستم امشب قرار بود چه اتفاقی بیفته.چند دقیقه به خوردن کسم ادامه داد تا اینکه یهو از روی مبل بلندم کرد و گذاشتم روی زمین.به حدی شهوتی شده بودم که نمیدونستم داره چیکار میکنه.شایان سریع دو تا کوسن از روی مبل برداشت و منو دمر خوابوند و اون دو تا کوسن و گذاشت زیر شکمم طوری که کونم کاملا بالا اومد.اونقدری میدونم که همونطوری که دمر خوابیده بودم پاهام رو باز کرده بودم و خودم داشتم کسمو میمالوندم و منتظر بودم تا شایان دوباره بیاد.برای چند لحظه حواسم به خودم بود که احساس کردم یه چیز سرد با سوراخ کونم برخورد کرد.چشمام رو باز کردم و قوطی لوسیون بدن رو کنارم دیدم.به سختی گردنمو برگردوندم و دیدم شایان داره با لوسیون سوراخ کونم رو چرب میکنه. تازه یاد حرف دوستم شیدا افتادم که میگفت پسرا عاشق کون دخترا هستن.درسته شایان میخواست از سوراخ کون باهام سکس کنه.تصمیم گرفتم حرفای شیدا رو نادیده بگیرم و به این کار تن بدم.برای چند لحظه شایان خودشو روی من انداخته بود و کیرشو روی چاک کونم میکشید تا اینکه بلند شد و پاهام رو همونطوری باز کرد و بین پاهام نشست.سر کیرشو احساس کردم که روی سوراخ کونم گذاشته. اونقدر داغ بود که سردی لوسیونی که به سوراخ کونم مالیده بود رو حس نمیکردم.یه کم کیرشو روی سوراخ کونم تکون داد و چند تا ضربه با کف دستش به لمبرای کونم زد و آروم کیرشو فشار داد.برای یه لحظه احساس کردم میخوام منفجر بشم<br />
.نفسم بند اومد. نمی دونستم باید جیغ بزنم یا داد.اونقدر به خودم پیچیدم که به اولین ارگاسمم رسیدم.شاید دو سه سانتی کیر شایان توی کونم بود. همونطوری نگه داشته بود تا اینکه فشارو بیشتر کرد.میتونستم کیر بزرگ شایان رو حس کنم که داشت توی سوراخ کونم جلو و جلوتر میرفت و من فقط داشتم لبامو گاز میگرفتم و منتظر بودم متوقف بشه ولی اون کیر بزرگ تا کاملا توی کونم جا بشه خیلی مونده بود.شایان همینطور که جلوتر میومد بعضی موقع ها متوقف میشد و بعضی موقع ها یه کم عقب میکشید و دوباره جلو میرفت تا اینکه احساس کردم کاملا بدنش چسبیده به کونم و این یعنی کیرش رو تا انتها توی کونم کرده بود.اونقدر ها هم که شیدا میگفت سخت نبود و فقط وقتی میخواست شروع کرد درد عجیبی داشت.شاید برای دو دقیقه شایان توی همون حالت روی من خوابیده بود تا اینکه همونطوری که کیرش توی کونم بود کمرمو گرفت و کشید عقب و بلندم کرد طوری که توی حالت چهاردست و پا جلوش بودم و اونم پشتم بود.یه کم دیگه صبر کرد تا اینکه احساس کردم کیرشو داره میکشه عقب. فکر کردم میخواد در بیاره ولی وقتی کیرشو تا حدودا نصفه کشیده بود عقب دوباره با سرعت و قدرت بیشتر فرو کرد.یهو دوباره نفسم بند اومد.بازم این حرکتو تکرار کرد و یواش یواش سریع تر شد.فقط میتونستم حس کنم کیر بزرگش رو تا آخر میکشه بیرون و دوباره با شدت میفرسته تو.منم بیکار نبودم و دستم رو از زیر روی کسم گذاشته بودم و غرق شهوت بودم.دیگه دردی نداشتم و تازه داشتم اوج هم میگرفتم.شایان خیلی سریع کیرشو توی کونم جلو و عقب میکرد و صدای شالاپ شالاپ برخورد بدنش با بدن من بیشتر تحریکم میکرد.اونقدر به مالیدن کسم ادامه دادم تا به ارگاسم دوم رسیدم ولی شایان کارش تمومی نداشت.همینطوری سرمو گذاشته بودم زمین و از لای پاهام داشتم به کیر شایان نگاه میکردم که توی کونم عقب جلو میرفت.یه کم سوزش داشتم ولی به لذت نگاه کردنش می ارزید.کم کم احساس کردم سرعت شایان خیلی بیشتر شده تا اینکه یه آن شایان کیرشو تا ته کرد توی کونمو و منو محکم نگه داشت و احساس کردم برای چند لحظه کیرش کلفت تر شد و بعد شروع کرد به نرم شدن.شایان هلم داد و من دوباره افتادم روی کوسن ها و اونم روم افتاد و کیرش خیلی آروم از کونم خزید بیرون.یه کم همینطوری روم بود تا اینکه بلند شد و کنارم نشست و با دست شروع کرد به نوازش سوراخ کونم.احساس میکردم وقی انگشت شایان میره توش همینطوری باز میمونه.کوسن ها رو از زیرم برداشتم و نشستم و به شایان نگاه کردم.اونقدر غرق در لذت بودم که یه لبخند زدم و لبمو بردم جلو و شایان هم سریع لبمو بوس کرد.اون شب یه بار دیگه هم چند ساعت بعد با هم سکس کردیم و اون اتفاق اولین رابطه ی جنسی من با برادرم و کلا اولین رابطه ی جنسیم بود و حالا که دو سه ماهی میگذره شاید هفته ای یه بار یا دو هفته ای یه بار وقتی موقعیتش پیش میاد بازم به قول خود شایان بهش کون میدم.تازه متوج شده بودم که چه لذتی رو تو تمام این سالها توی خودم خفه کرده بودم و حالا برادرم داشت اون رو بهم تقدیم میکرد.لذت سکس بدون ترس.بدون واهمه از اینکه بکارتت رو ازت بگیرن و بدون ترس از اینکه بعدا بخوان ازت سو استفاده کنن.کاملا امن و مطمئن و لذت بخش.به تمام دخترایی که وبسایت شهوانی رو میخونن توصیه میکنم اگر برادری دارید و میخواید سکس رو شروع کنین بهترین کار همینه و سعی کنید یه جوری به طرف بفهمونید که راضی هستید.چمیدونم مثلا لباسای باز جلوش بپوشید یا اتفاقی بدن لختتون رو بهش نشون بدید یا هر کاری که به ذهنتون میرسه ولی این کارو بکنید و مطمئن باشید پشیمون نمی شید&#8230;.پایان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%d8%b4-%d9%87%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%ac/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177636</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پرستار کوچولو خوب گایده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Dec 2019 06:14:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهای]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تناسلی]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[حریصانه]]></category>
		<category><![CDATA[خانمها]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[متاهلم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکه‬]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[همینکه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من با زن داداشم حدود فیلم سکسی شش سال اختلاف سن داریم یعنی او شش سال از من بزرگتره این داستان بر میگرده به زمان قبل از سکسی ازدواج من. زن داداشم همیشه جلوی من شاه کس سر برهنه بود وموهاشو به پشت سرش جمع میکرد و گیره میزد و این رفتار کونی برای همه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من با زن داداشم حدود فیلم سکسی شش سال اختلاف سن داریم یعنی</h2>
<p>او شش سال از من بزرگتره این داستان بر میگرده به زمان قبل از سکسی ازدواج من. زن داداشم همیشه جلوی</p>
<h3>من شاه کس سر برهنه بود وموهاشو به پشت سرش جمع میکرد</h3>
<p>و گیره میزد و این رفتار کونی برای همه اعضائ خانواده ام یک امر عادی تلقی میشد. او بیشتر شلوار استریچ</p>
<h4>می جنده پوشید و این نوع لباس پوشیدن او باعث میشد</h4>
<p>تا بدن خوش فرم و سینه پستون سر بالا با نوک قهوه ای و خصوصا کون قشنگش بیشتر توجه ام را</p>
<h5>به خودش کوس جلب کنه من بارها کردن کونشو در ذهنم</h5>
<p>تصور میکردم و جلق میزدم. با او زیاد شوخی میکردم و او هم با من راحت بود بارها به بهانه های مختلف سکس داستان دنبالش میدویدم و</p>
<h6>بغلش میگرفتم و کیرمو به کونش می مالیدم ایران سکس او نیز</h6>
<p>از این حرکات من خوشش می اومد تا یه روز که با هم تو اطاق تنها بودیم و داداشم هم به سر کار رفته بود ازمن سوال کرد تو ازمسائل جنسی هم چیزی آگاهی داری؟ من گفتم چطور مگه؟ اون گفت خیلی وقته وقتی دادشت با من بازی میکنه از آلتم آب سفید میاد این چیه؟ من که تا اون موقع تجربه سکس نداشتم گفتم نمی دونم ولی میدونم اسپرم مردها به شکل آب سفید از آلت تناسلی اونها خارج میشه که پس از عمل مقاربت و نزدیکی با تخمک زن لقاح صورت میگیرد و باعث تولید نسل میشه او خندید و خودشو به من نزدیک کرد و یه بوس از لبام گرفت و گفت میخوای عشق بازی بهت یاد بدم منم ازخدا خواسته گفتم آره بعد شروع کرد ازمن بوسه گرفتن و زبونشو تو دهنم میذاشت ومی گفت بگیر و میک بزن. اون روز یکی از بهترین روزهای عمرم بود چون یه کوس خوشگل و مفت و مجانی که مدتها در کف اش بودم خودشو در آغوشم انداخته بود خلاصه کم کم جرات پیدا کردم و در حالیکه او رو غرقه در بوس کرده بودم دستمو لای لپهای کونش بردم و از روی شلوار استریچ قهوه ای که پوشیده بود سوراخ کون و کوسشو لمس میکردم و نوازش میکردم وای که چه حالی میداد الان هم که دارم این خاطره شیرینو تعریف میکنم با وجود اینکه چند سالی است که متاهلم و کوس وکون زیادی کرده ام مع الوصف با متجلی شدن یاد این خاطره کیرم از شقی داره میترکه و دوست دارم دوباره کونشو در بغل بگیرم و تاصبح لیس بزنم. خلاصه بعد از مدتی آموزش عشق بازی شلوارشو از پاش در آوردم واو هم زیپ شلوارمو باز کرد و گفت من از پشت میام بالا وتو کوس وکون منو لیس بزن ومن هم کیر تو رو ساک میزنم همینکه لپهای ناز کونشو گذاشت روی صورتم و بوی کوس وکون او رو حس کردم می خواستم با کله و درسته تو کونش برم حدود پنج دقیقه ای زبونمو به سوراخ کونش و چوچول کوسش می مالیدم و در سوراخ کوسش با فشار فرو میکردم و آب سفیدی که از کوسش بیرون زده بود و قورت میدادم و پستونهای نرمشو نوازش میکردم و تازه فهمیده بودم که خانمها هم پس از حشری شدن آبشون میاد و چه بوی خوبی هم دارد و او هم با ولع خاصی کیر منو تو دهنش میکرد و لیس میزد خلاصه بعد از این بازی واقعا مهیج و شیرین به من گفت اگه می خوای منو بکنی فقط ازکون منو بکن چون کوسم فقط برای داداشته و من و تو نباید به اون خیانت کنیم !!! منکه در آرزوی چنین لحظه ای روز شماری میکردم بلافاصله گفتم باشه بعد اون رفت یه کرم نرم کننده خیلی خوشبو آورد و گفت یه کم بزن به کیرت و یه کم هم با تف بزن به سوراخ کونم و بعد خیلی یواش باش با اون بازی کن تا خوب نرم بشه و کم کم فشار بده تا کیرت تو سوراخ کونم بره منم دوباره حریصانه مجددا سوراخ کونشو می بوییدم- می بوسیدم- لیس میزدم- کرم میزدم- تف میزدم – انگشت میکردم- تا اینکه خوب نرم شد بعد کیرمو گذاشتم روی سوراخ کونش و یواش یواش فشار دادم تا کلاهک کیرم داخل کونش رفت و بعد با اندک فشاری تا آخر کیرمو توی کونش جا کردم و اون مرتبا کلمه جون رو تکرار میکرد بعد از زدن چند تلمبه تمامی آب کیرمو با فشار هر چه تمام تر تو کونش ریختم و بیحال ازش جدا شدم این سرآغاز سکس من بازن دادشم بود ولی اون هیچ وقت رضایت نداد که از کوس انو بکنم و من هم به همین کون ناز وخوشگلش قانع بودم و هنوز هم عاشقشم الان اون جلوی من با چادر ظاهر میشه ولی آنچنان چادر را محکم به خودش و خصوصا به دور کونش می پیچه که هر کس دوست داره بپره و یه گاز از لپ کونش بگیره و کیرشو تا دسته تو کونش فرو کنه آرزو دارم دوباره نصیبم بشه و نصیب و قسمت همه دوستداران سکس.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177471</post-id>	</item>
		<item>
		<title>لز در مکان عمومی دیدنش حال میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Dec 2019 08:57:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[باهزار]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[بوددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[توخونه]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چنددقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[چندسال]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبه]]></category>
		<category><![CDATA[درشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سروصدا]]></category>
		<category><![CDATA[سکس دختر با دختر]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[شدنمون]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[قیافشو]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[لزبین]]></category>
		<category><![CDATA[مستانه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[والبته]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میرفت خرید از جلوی دفترم فیلم سکسی رد میشد. حسابی دلمو میلرزوند. هم باچهره اش هم باهیکل پروپیمونش هم باپیچ وتاب بدنش موقع راه رفتنش حال میکردم. سکسی حال سنگین ها&#8230;سال88بود! آذرماه.منم تازه پدرشده بودم شاه کس و توجو بودم.دختربازی و زن بازی نمی کردم. ولی این یه چیز دیگه بود.همسایه های کونی اطراف دفتر(چندتاشون)میدونستن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میرفت خرید از جلوی دفترم فیلم سکسی رد میشد. حسابی دلمو میلرزوند. هم</h2>
<p>باچهره اش هم باهیکل پروپیمونش هم باپیچ وتاب بدنش موقع راه رفتنش حال میکردم. سکسی حال سنگین ها&#8230;سال88بود! آذرماه.منم تازه پدرشده</p>
<h3>بودم شاه کس و توجو بودم.دختربازی و زن بازی نمی کردم. ولی</h3>
<p>این یه چیز دیگه بود.همسایه های کونی اطراف دفتر(چندتاشون)میدونستن عاشقشم. میگفتن&#8230;آقا توکه هم قیافشو داری هم تیپشو هم پولشو. چراسعی نمیکنی</p>
<h4>نظرشو جنده جلب کنی؟ میگفتم صبرم زیاده و به وقتش. اونم</h4>
<p>شوهرداره ویه پسر10ساله. سرتونو درد نیارم. پستون این کلیاتش بود.یه روز داشت(به گفته ی بعد خودش)میرفت مدرسه ی پسرش. ساعت2 ظهربود.</p>
<h5>سریع سوار کوس ماشین شدم. سر 4ایستاد منتظرتاکسی شد. سریع ترمز</h5>
<p>زدم شیشه رو پایین کشیدم گفتم میتونم تاهرکجاکه میرید به عنوان یه همسایه برسونمتون. بدون هیچ حرفی سوارشد. تو چنددقیقه با رعایت سکس داستان ادب و چربزبانی</p>
<h6>و گفتن احساسم مخش خورد.اونم تواین چندسال توکوک ایران سکس من بوده&#8230;خلاصه</h6>
<p>بعداز خودمونی شدنمون1 هفته ای گذشت تا اولین سکسمون رو باهزار خجالت میکشم گفتن خانم و باچراغ خاموش بکنیم والبته بدون هیچ خشونت سکسی(که من عاشق این نوع سکسم)وساک زدن تو خونه مجردی رفیقم صورت گرفت. ولی هرچی بگم از سکس دوم بگم دوستان&#8230; حسابی رومون باهم باز شده بود.12ظهر زنگ زدم مرجان امروز عصر هموببینیم؟گفت آره.گفتم:اصلا&#8221; امروزشوهرت هست یانه؟گفت:نه.شیفته.گفتم:مرجان سکس ها!گفت:من ازخدامه.گفتم:پسرت چی؟گفت:خونه همسایه! رفتم حمام.ریشم وپشمای کیرمو زدم.توحمام از فکر کردن عصر مرجان کیرم حرکت میکرد.اومدم بیرون زنگ زدم به رفیقم خونه شو ردیف کردم.کاندوم خریدم.ساعت5قرارمون بود.4.5اس داد حمام رفتم.چی بپوشم؟گفتم مرجان من از بادی(لباس سکسی)وجوراب مشکی زنانه خیلی خوشم میاد.داری بپوش!گفت:دارمومی پوشم.اول من رفتم توخونه و10minبعد اون اومد&#8230; لخت شده بودمو کیرمو میمالوندم.واردشد.سریع کمکش کردم پرید رو اپن.پالتوشودر اوردم.بعدشم بلوز و شلوارشو.وای چشم به بادی وجورابهای نازک و بلند و مشکیش افتادنمیدونین چه حالی شدم&#8230;کفشاشو در اوردمو پاهاشو مالوندم.اومد پایین رفت رو پتوی پهن شده ی کف هال خوابید.منم رفتمو تا تونستم لبای درشتشو خوردم.لیسیدنهای زیر گردنش امونشو بریده بود.دیگه گفتم حالاوقت ساک کس و کونته.باز کرد پاهاشو.وای چه بی مو وچه بویی!!!آی لیسیدم.چوچول ولبای کسشو.داشت ارضامیشد.رفتم سراغ سوراخ قرمز کونش.وای وای وای!!بازبونم سوراخ تمیز کونشو قلقلک میدادم.مطمئن بودم تاحالا کون نداده.گفت:پس من چی؟دراز کشیدم گفتم مال تو.بخورش تا ته!چه ساکی زد.چه خایه ای از ما خورد&#8230;تموم که شد خوابید پاهاشو داد بالا.اون رونهای سفید و بلند و درشت اون پشت پاها وساقهای سفید و ورزشکاری توی جورابهای نازک مشکی&#8230;رو ابرها بودم.سینه هاش(نیمه درشت بود) زیر بادی تور مشکی چه منظره ای داشت.تلمبه زدم&#8230;محکمووحشیانه.اسممو یه بند میگفت&#8230;جلوی دهنشو میگرفتم صداش بیرون نره&#8230;ناله مستانه اش وحشی ترم میکرد.ازین حالت خسته شدیم.4دست وپا شد(شکل مورد علاقه ام).گذاشتم تو کسش و کپلاش تودستم.محکم تلمبه میزدم و سروصدا میکرد&#8230;هی میگفتم هیس!کو گوش شنوا.اومد روم.یه کم بالا پایین رفت یه نعره ی بلند کشید و ارضا شد.کاندومم لانگ تایم بود و مگه آبم میومد.گفتم 2باره 4دست وپا.بعد 10minتلمبه ی محکم خشن و وحشیانه(البته در حالی که کاندوم رو برداشته بودم) آبم اومد.گفت قرص میخورم بریز توش.&#8221;ما هم چنان کردیم که یار خواست&#8221;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177313</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف انگلیسی و کس دادن باور نکردنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Nov 2019 06:56:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اصراری]]></category>
		<category><![CDATA[امادگی]]></category>
		<category><![CDATA[امروزی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[بااینکه]]></category>
		<category><![CDATA[بچسبون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردن]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوند]]></category>
		<category><![CDATA[تعدادی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزان]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمها]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[میبرمت]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[مینشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[همانطور]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[یادشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/8KMIQFkFpS8DYIjfPvES4g/024/360/595/v2/1280x720.231.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="میلف انگلیسی و کس دادن باور نکردنی" title="میلف انگلیسی و کس دادن باور نکردنی" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>به جای نگاه کردن به فیلم سکسی فیلمهای سوپر ترجیح میدم که به این سایت بیام و خاطره یا داستانهای شما را بخونم . قصه زندگی من سکسی خیلی عجیب وغریب است. اصراری ندارم که شاه کس کسی باورش بشه اما عین واقعیت است چون میخوام از تمام خاطراتم بنویسم اینه که کونی قسمت اول [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/8KMIQFkFpS8DYIjfPvES4g/024/360/595/v2/1280x720.231.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="میلف انگلیسی و کس دادن باور نکردنی" title="میلف انگلیسی و کس دادن باور نکردنی" decoding="async" /></p><h2>به جای نگاه کردن به فیلم سکسی فیلمهای سوپر ترجیح میدم که به</h2>
<p>این سایت بیام و خاطره یا داستانهای شما را بخونم . قصه زندگی من سکسی خیلی عجیب وغریب است. اصراری ندارم</p>
<h3>که شاه کس کسی باورش بشه اما عین واقعیت است چون میخوام</h3>
<p>از تمام خاطراتم بنویسم اینه که کونی قسمت اول ربه شرح وضعیت می پردازم تا شما عزیزان را شرایط خودم هماهنگ</p>
<h4>کنم جنده . اما من اولین تجربه سکسی خودم را از</h4>
<p>سن 6 سالگی شروع کردم که پستون اون هم با دائیم بود که 14 سالی از من بزرگتر بود و ان</p>
<h5>موقع 20 کوس سال داشت . خانواده من زیاد اهل فیلم</h5>
<p>بودن و معمولا همه دور هم جمع میشدن و فیلم را با هم نگاه میکردن . این را هم بگم که ما سکس داستان با خانواده مادرم</p>
<h6>که شامل دو تا دایی و دو تا ایران سکس خاله بود</h6>
<p>و پدر بزرگ و مادر بزرگ بود زندگی میکردیم . دائی اولم و هر دو خالم ازدواج کرده بودن و دایی عرفان اخرین فرزند بود که هنوز مجرد بود و البته سنش هم هنوز واسه ازدواج زود بود . اما از خانه بگم که یک خانه قدیمی بود که اگر دوستان عزیزم یادشون بیاد یا شنیده باشن ، یک حیاط خیلی بزرگ با یک حوض در وسطش که دور تا دور این حیاط پر بود از اتاق و هر کدام از خانواده ها تعدادی اتاق را در اختیار داشتن . بااینکه دیگه دوره و زمونه این خونه ها به سر اومده بود ولی پدرم و پدر بزرگم دستی به سر و روی این خونه کشیده بودن و تا اونجایی که امکان داشت اون رو امروزی کرده بودن . از قضیه دور نشیم .گفتم که شبا مینشستیم و فیلم میدیدیم . فیلمها هم با فیلمهای امروزی فرق داشت و بیشترین صحنه , به چند تا بوس و حرف عاشقانه ختم میشد. اما خوب هم اون هم واسه مجردا یا بهتره بگم مردای مجرد شهوت بر انگیز بود .داستان من از اون روزی شروع شد که دایئم اومد دنبالم. اخه من امادگی بودم و اونروز پدر پدرم به رحمت خدا رفته بود و مامان و خانواده مامان همه رفته بودن اونجا و مامانم دائی عرفان را فرستاده بود که من را ببره خونه و از این جهت که فکر میکردن محیط اونجا واسه من مناسب نیست . قرار بود که دایی من را به خونه بیاره و پیش من بمونه تا بقیه برگردن .وقتی اومدیم خونه , دایئ به من کمک کرد که لباسام را در بیارم . و همینطور که من رو لخت میکرد هی دستشو به تن من میکشید . من احساس مور مور میکردم اما چون دائی ساکت بود من هم چیزی نمیگفتم . دائی دستش را برد طرف شرتم که گفتم دائی چه کار میکنی ؟ بعد دایی با چشمای خمارش نگاهم کرد گفت : مگر همیشه از مدرسه که میای شرتت را هم عوض نمیکنم ؟ گفتم : چرا ولی همیشه مامان اینکار را میکنه . مامان میگه مردای غریبه نباید نازم را بینن . دایی همانطور من را گرفت تو بغلش و گفت : من قربون نازت برم ولی این اسمش کس است . من که غریبه نیستم . میخوای کست را واست بخورم؟ گفتم : نه . گفت: چرا ؟ خوبه ها خیلی خوشت میاد . گفتم : اخه من از اونجا جیش میکنم . گفت : عیب نداره . اول میبرمت حموم و میشورمت بعد برات میخورمش . ولی شرطش اینه که به هیچ کس حتی مامانت نگی که من این کار را کردم و لا هر دومون را حسابی تنبیه میکنن . جوابی بهش ندارم و دایی من را به طرف حموم برد و خودش هم شروع کرد به لخت شدن . شورتش را که در اورد دیدم اون مثل من نیست . و یک چیز بزرگ که راست ایستاده بود به جای کس داره . نگاهش کردم و گفتم : دائی پس چرا کس تو اینطور است ؟ دایی دستی به اون کشید و گفت : اگر دختر خوبی باشی همه این چیزا را یادت میدم این هم اسمش کیر است . بعد هم شروع کرد من و خودش را شستن . همه جای من را دست میکشید و شستنش با شستن مامانم زمین تا اسمان فرق داشت . خیلی خوشم اومده بود . مخصوصا موقعی که کسم را نوازش میکرد . خلاصه وقتی کار شستن تموم شد . من را تو حوله پیچوند و به اتاق مامان و بابا برد و روی تخت گذاشت . بعد کمی خودش را خشک کرد و شروع کرد من رو که رو تخت دراز کشیده بودم به خشک کردن و همانطور هم که خشک میکرد بوسم میکرد . بوسه هاش خیلی فرق داشت با همیشه و من احساس میکردم که تب داره . بهش گفتم: دایی تب داری ؟ گفت : اره عزیزم تب تو را دارم . الان خوب میشم . من همانطور دراز کشیده بودم و به دائئ نگاه میکردم که پایین تخت نشسته بود و بدن من میبوسید و لیس میزد . بعد هم اهسته پام را بالا اورد و سرش را رو نازم گذاشت و شروع کرد به خوردن و لیس زدن کسم . من احساس عجیبی داشتم . یک احساس لذت ولی همراه با غلغلک . واسه همین میخندیدم و هی به دائئ میگفتم که نکنه . که دائئ عصبانی شد و نگاهی به من کرد و گفت : ساکت باش بذار کارم را بکنم . من هم دیگه چیزی نگفتم با اینکه خندم میگرفت اما جلو خودم را میگرفتم . یواش یواش این سکوت من باعث شد که از این کار دایی خوشم بیاد و یک حس عجیب و غریب داشته باشم . خداییش دائم کس لیس محشری بود و دیگه به غیر از شوهر اخرم به کسی بر نخوردم که مثل دائیم کس لیس باشه .خلاصه یک دفعه حال عجیبی شدم و حس کردم همه حس و توانم رفته . دائی اروم سرش را بالا اورد و گفت :دوست داشتی ؟ لبخندی زدم و گفتم : اره . گفت : خیلی خوب همیشه باهات از این کار میکنم ولی یادت باشه که به شرطی که هیچ کس ازش خبر دار نشه . حالا بلند شو میخوام بهت یاد بدم که چه کار کنی که من خوشم بیاد . من بلند شدم و به من گفت : حالا تو باید مال منو بخوری . گفتم : نه من دوست ندارم این دراز است من رو خفه میکنه . دائئ خنده کرد و گفت : باشه . بعد من را بغل کرد و به من گفت : پاهاتو به هم بچسبون و سعی کن که از هم بازش نکنی . بعد کیرش را لای پام گذاشت و شروع کرد به تکون دادن من روی کیرش . صدای اه و اوهش به من میگفت که خوشش اومده من هم دستام را رو شونش گذاشته بودم . خلاصه چند بار که این کار رو کرد یک دفعی اهی کشید و من رو زمین گذاشت و همون موقع یک اب سفید و تقریبا سفت از کیرش بیرون اومد و چون من جلوش ایستاده بودم اب روی صورتم پرید . خیلی بدم اومد و گریه ام گرفت اما دائی زود کنارم نشست و بغلم و کرد و گفت : گریه نکن دوباره میریم حموم . بعد هم منو برد حموم و لباسام ررا تنم کرد . و به این شکل اولین تجربه سکسی من رقم خورد &#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/8KMIQFkFpS8DYIjfPvES4g/024/360/595/v2/1280x720.231.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177203</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه کس خوبی داری مامانی , اره خوب بکنش برام پسرم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Nov 2019 06:26:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[باغمون]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تاخیری]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وجودشو]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دختر با قیافه معمولی آمد فیلم سکسی تو اولش نمی خواستم توجه کنم بهش ولی چند وقتی بود اصلا سکس نداشتم برقش به سرم زد که مخشو سکسی بزنم آمار میداد سگی منم نامردی نکردم شاه کس شمارمو دادم بهش از بانک رفتم بیرون زنگ زد کلی لاس زدیم از همه جا کونی گفتیم گفت17 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دختر با قیافه معمولی آمد فیلم سکسی تو اولش نمی خواستم توجه کنم</h2>
<p>بهش ولی چند وقتی بود اصلا سکس نداشتم برقش به سرم زد که مخشو سکسی بزنم آمار میداد سگی منم نامردی</p>
<h3>نکردم شاه کس شمارمو دادم بهش از بانک رفتم بیرون زنگ زد</h3>
<p>کلی لاس زدیم از همه جا کونی گفتیم گفت17 سالمه خیلی با هم صمیمی شدیم شهر ما خیلی کوچیکه نمیشد با</p>
<h4>هم جنده بریم بیرون به خاطر کار بابام همه مارو میشناسن</h4>
<p>1ماه از این قضیه می گذشت پستون به ارغوان گفتم بریم بیرون از شهر قبول نمی کرد می ترسید آخه فقط</p>
<h5>15 سال کوس داشت بهم دروغ گفته بود فکر کرده بود</h5>
<p>اگه بگه 15 سالشه من قبول نمی کنم باهاش دوست شم با هر زبونی راضیش کردم بیاد بیرون قرار گذاشتم باهاش با سکس داستان ماشین رفتم دنبالش</p>
<h6>سوارش کردم بردمش باغمون اونجا یه خونه باغ ایران سکس داریم خلاصه</h6>
<p>یه کم تو باغ گشتیم همش می ترسید منم بغلش می کردم که آروم شه یه ترسش ریخت دوباره بغلش کردم به صورتش بوسه زدم معلوم بود اولین بارشه سر قرار میاد بهش گفتم بیا داخل خونه باغو بهت نشون بدم ترسش بیشتر شد این بار محکمتر بغلش کردم گفتم دوست دارم کلی بوسیدمش بهم نگاه کرد خندید کمتر میترسید به بودنش تو زندگیم عادت کردم تو خونه باغ کلی حرف زدیم رو پام نشونده بودمش همش می بوسیدمش لاغر اندام بود خوش هیکل گفتم می خوام روناتو ببینم زد زیر گریه گفت من عاشقت شدم منم کلی قربان صدقش رفتم شروع کرد به بوسیدن صورتم بلد نبود لب بگیره منم می خواستم بگیرم نمیذاشت روش نمیشد دست بردم دکمه مانتوشو وا کنم دستمو گرفت اما حریفم نشد وا کردم به پشت خابوندمش رو پاش نشستم از زیر تابش دست بردم سینه هاشو تو دستم گرفتم یخ زده بود ترس تمام وجودشو گرفته بود رفتم بالا گردنشو لیس زدم داشت حال می کرد گرم شد کم کم رو لباس سینه هاشو می مالیدم کلی حال می کرد بعد تابشو در آوردم یه سوتین سفید سینه هاشو سفت گرفته بود نسبتا درشت بودن دست بردم به پشتش بند سوتینشو وا کردم سینه هاش سفید نوکش قهوه ای پر رنگ اول یه خورده با دست مالیدم بعد شروع کردم به خوردن سینه هاش با نوک زبون روی قسمت قهوه ایش می کشیدم جفتمون کلی حال کردیم جاتون خالی وای می خواستم شلوارشو در بیارم مگه میذاشت پدر منو در آورد تهش گفتم بزار یه کم از رونتو ببینم به سختی قبول کرد خودش وا کرد یه ذره کشید پایین یه شورت سفید پاش بود با سوتینش ست بود دست بردم شلوارشو کشیدم پایین دو دستی شورتشو چسبیده بود خابوندمش رو تنش دراز کشیدم شروع کردم به بوسیدن لیس زدن تنش اینقد این کارو کردم که کامل شل شد همین جوری که رو تنش دراز کشیده دست بردم سمت شرتش به سختی کمی کشیدم پایین کیرمو با آب دهنم لیز کردم گذاشتم لای پاش پاهاشو به هم چسبونده بود از ترس منم شورتشو کامل در اوردم خابیدم رو تنش پامو لای پاش کردم بازش کردم همش اصرار میکرد که نکنمش گفتم باشه فقط لا پایی قبول کرد کیرمو کامل خیس کردم لای پاش سر می دادم با نوک کیرم به دم سوراخ کسش ضربه می زدم جاتون خالی یه قرص تاخیری خورده بودم مگه ارضا میشدم یه کس 15 ساله ولی هیکلش بیشتر از سنش نشون میداد حسابی حال میکرد بعد نیم ساعت ارضا شدم آبمو ریختم دم کسش جمع کردیم رفتیم خونه سکس های ما طول کشید هفته ای یکی دو بار یه روز که داشتیم سکس میکردیم کیرم تا نصف رفت تو کسش ترسیدم گفتم حتما پاره شده نگاه کردم دیدم خون نیومده بعد اون ترسم ریخت همیشه تا نصف فرو میکردم با داییم که حرف زدم گفت اون پرده نداره تو سکس بعدی کرمم شد تا بیخ فرو کنم یه روز که ارغوان امد پیشم گفتم بزار تستش کنم ببینم بازه کس کش کلی به خودش رسیده هیچ وقت اینقد به خودش نرسیده بود امد خونمون از در که امد پرید بغلم شروع سر پا کلی لب گرفتیم همو مالیدیم سر پا کل لباساشو در اوردم همش به کسش فکر میکردم چطوری تستش کنم بردمش تو اتاق خوابم انداختمش رو تختم وایسادم یه کم نگاش کردم دستاشو وا کرد گفت بپر تو بغلم بدون مکس پریدم تو بغلش گفت وایسا لباساتو در بیارم خودمم کمکش کردم زودی لخت شدم سفت بغلش کردم وحشیانه کل تنشو لیس زدم گاز اروم میگرفتم رفتم سراغ کسش کس لیسی دوست ندارم ارغوانم دوست نداشت شروع کردم کسشو مالیدم کنارش دراز کشیدم لباشم می خوردم با انگشت آروم تو کسش کردم یه اخ گفت بعد با دو انگشت امتحان کردم رفت داخل گفتم حتما openامدم به پشت خابوندمش پاشو جمع کرد تو سینه کیرمو دم سوراخ کسش گذاشتم اروم اروم فشار می دادم گفت اروم بکن منم نم نم با فشار زیاد میکردم اول فقط داد میزد بعد شروع کرد به گریه کردن دستمو گرفته بود فشار می داد با فشار دستش منم بیشتر فشار می دادم داد میزد میگف آروم اما من بیشتر حشری میشدم حس می کردم کیرم داره دهانه رو از هم باز میکنه کیرم تا ته داخل نمی رفت یهو دیدم داره از کسش خون میاد به روش نیاوردم فقط تلمبه می ردم با دست پاهاشو بالا گرفتم آروم تلمبه میزدم هر لحظه کسش بازتر میشد تا کیرم کامل تو کش جا شد چه حالی میداد این اتیش بود بعدش داشتم ارضا میشدم کیرمو کشیدم بیرون آبمو رو کس ارغوان ریخم این جنازه رو تنش افتادم.end بعد اون بار 2بار دیگه که سکس داشتیم باز خون امد همش تنگ بود&#8230;&#8230;کسی میدونه چرا با انگشت پردش مشخص نبود من که خودم نفهمیدم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2578</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بلند کردن جنده خانوم خوشگل  از تو خیابون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Nov 2019 07:37:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[از]]></category>
		<category><![CDATA[‫افتاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادمو]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اووووه]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینکاره]]></category>
		<category><![CDATA[باسینه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشدم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشون]]></category>
		<category><![CDATA[بمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودسینه]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاشودم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تعادلش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تکراری]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توبغلم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حالاها]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرو]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خیلییی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دختراش]]></category>
		<category><![CDATA[درحالی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رنگشون]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانیاسم]]></category>
		<category><![CDATA[طرفدار]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردممحکم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواین]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[شدم و وقتی دیدم سایت فیلم سکسی شهوانی چقدر طرفدار داره تصمیم گرفتم که خاطره ی سکسی که 1 ماه پیش برام اتفاق افتاده بود رو براتون سکسی تعریف کنم.من یه پسربسیار شهوتی هستم که شاه کس مثل بیشترپسرا تا یه ماه پیش نتونسته بودم لذت سکس رو بچشم.از بس فیلم سوپر کونی دیده بودم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شدم و وقتی دیدم سایت فیلم سکسی شهوانی چقدر طرفدار داره تصمیم گرفتم</h2>
<p>که خاطره ی سکسی که 1 ماه پیش برام اتفاق افتاده بود رو براتون سکسی تعریف کنم.من یه پسربسیار شهوتی هستم</p>
<h3>که شاه کس مثل بیشترپسرا تا یه ماه پیش نتونسته بودم لذت</h3>
<p>سکس رو بچشم.از بس فیلم سوپر کونی دیده بودم دیگه برام تکراری شده بودو دیگه لذتی که بهم اوایل دست میداد</p>
<h4>رو جنده نمی داد بخاطر همین خیلی تو کف یه سکس</h4>
<p>درستو حسابی بودم تا وقتی که پستون پدرم بخاطر وضع مالی خیکی که داشتیم مجبور شد طبقه پایین خونمونو اجاره بده.</p>
<h5>این بود کوس که شانس با من یار شدو یه زن</h5>
<p>بیوه 50 ساله با دو تا دختر ناز که یکشون 18 ساله و یکیشونم 16 ساله بود مستجر ما شدن. اسم یکی سکس داستان از دختراش فرنوش</p>
<h6>بود واونیکی اسمش آیدا.فرنوش از آیدا بزرگ بود ایران سکس ولی آیدا</h6>
<p>خیلی ناز تر و خوشگلتر از فرنوش بود. من از موقعی که اومده بودن خونمونو ببینن تا 7 ماه که مستجرمون بودن رفته بودم تو نخ آیدا تا بتونم باهاش دوست بشم اما نتونسته بودم مخشو بزنم چون اصلا به من محل نمی زاشت.آیدا خیلی خوش تیپ و خوش هیکل بود.قد 170 سانتی با وزنی تقریبا 55 باسینه هایی سربالاو گرد با یه باسن رو فرمو درشت که همیشه مانتو کوتاه میپوشید و کاملا هیکلش معلوم میشد.بگذریم حالا 7 ماه گذشته بودو مادرش با مامان من کاملا صمیمی شده بود و با هم مثل دو تا خواهر شده بودن. یه روز که مامانش اومده بود خونه ی ما از یه شهر مرزی که بازار ارزونی داشت صحبت افتاد.از شهر ما تا اونجا 4 ساعت راه بود و قرار شد جمعه برن اونجا.ولی وقتی مادرم با پدرم حرف زد با توجه به شلوغی که روز جمعه بود و تو ماشین ما برا همه جا نمیشد قرار شد پنجشنبه همدم خانوم و مادرم و خواهرم وپدرم برن و منو دوتا مستجر خوشگل بمونیم خونه و مثل همیشه تشریف ببریم مدرسه.روز پنجشنبه شد و ساعت 5 صبح اونا راه افتادن.منم که بیدار شده بودمو دیگه خوابم نمیگرفت پاشودم یه کف دستی رفتمو بعد رفتم حموم که آماده بشم برم مدرسه.وقتی از حموم بیرون اومدم ساعت هنوز 6 بودو هنوز خیلی زود بود برم مدرسه.بخاطر همین رفتم نون بگیرم.وقتی داشتم نون میگرفتم جنتلمنیم گل کردو یه نون اضافی برا مستجرای نازمون هم گرفتم.اومدم خونه و زنگ درشونو زدم که نون رو بدم.آیدا جونم اومد دم در و از گوشه در سرشو بیرون آورد من بعد از سلام و علیک نونو بردم جلو که بگیره دستشو که اورد جلو تعادلش بهم خوردو افتاد زمینو در به طور کامل باز شد.باور نمیکنید چه صحنه ای رو دیدم مغز داشت منفجر میشد.بزارین بگم خونه ما طراحیش جوری بود که میشد کاملا از دم در تمام خونه رو دید. وقتی که در باز شد&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..بزارین از تلوزیون شروع کنم ماهوارشون رو مسیره سیروس کانال هاستلر که یه مرد سیاه داشت دوتا زنو جر میداد فرنوش لخت لخت رو کاناپه یه دستش رو کسش و دسته دیگش رو سینه هاش و دم در آیدای لخت با هیکل سفید که رو زمین افتاده بود.در که باز شد هر دوتاشون جیغ کشیدن من همونجور جلوی در کپ کردم زبونم بند اومده بود یعنی اینها هم مثل من اینکاره بودن. یه دوسه دقیقه ای هر 3تامون به حالتی که هر دوشون به من نیگا میکردنو رنگشون پریده بود مثل مجسمه ها نتونستیم تکون بخوریم.به خودم که اومدم دیدم آیدا با سرعت زیاد بلند شد درو بست ولی کار از کار گذشته بود من چیزی رو که نباید میدیدم رو دیدم.دیگه نتونستم در بزنم حتی نونها هم همونجا افتاد دم در نفهمیدم چطوری خودمو به طبقه بالا رسوندم بی حال با رنگی پریده نشستم رو مبل از خودم بیخود شدم که با صدای در از حالت هپروت بیرون اومدم ساعت 8 صبح بودو مدرسم دیرشده بود با دستی لرزان درو باز کردم دیدم فرنوش و آیداست بدون اینکه حرفی بزنم اومدن تو و در بستن.فرنوش درحالی که من همونطور عین روح ایستاده بودم شروع کرد به حرف زدن:آفاااا مممیثممم بخدا اونطوری نیست که شما فکر میکننینن.ما از موقعهای که بابا مون فوت کرده خیلییی تنهاییمو فلان بهمان که فهمیدم اومدن برای التماس که به کسی حرفی نزنم. زیاد زر زد سرم درد گرفتو با صدای بلند گفتم که چی. برگشت بهم گفت خواهش میکنم به کسی چیزی نگین عوضش ما از خجالتتون در میایم. نفهمیدم منظورش چی بود که بی اختیار گفتم چطوری میخواین از خجالتم در بیاین.هر دو تا شون یه لبخند شیطنت آمیزی زدنو آیدا اومد طرفه منو دستشو کرد لای موهامو لبشو چسبوند به لبم.یه لحظه دنیا رو سرم چرخیدو یاد صحنه ی صبح افتادمو آمپر سکسم چسبید به سقفو محکم بغلش کردمو منم شروع به خوردن دیوانه وار لباش کردم هی سرشو میچرخوندو لباش تو دهنم حرکت میکرد تو همون حالت بلندش کردمو خوابوندمش رویه مبل دیوانه وار ازش لب میگرفتم اون دستشو کرده بود لایه موهامو سرمو فشار میداد بطرف خودش؛شروع کردم ب لیس زدن گردنشو لاله ی گوشش که دیدم فرنوش لخت شده و منو از روی آیدا کشیدو اینبار اون لباشو گذاشت رو لبم؛بلند شدمو اونم بلند کردم ایستاده محکم بغلش کردم و شروع کردم به خوردن سینه های سفیدش؛تا حالا فرنوش رو تو زهنم تجسم نمیکردم انتظار نداشتم اینچنین زیبا و آتشینو شحوتی باشه؛نوک سینه هاشو با شدت زیاد میک میزدمو زبون میزدم که صدای آهو اوهش خونه رو برداشت کارمو با شدت بیشتری ادامه دادمو باور نمیشد هنوز به کسش نرسیده تو بغلم لرزیدو عرق سردی از تنش جاری شد که عطر دیوانه کننده ای داشت بله تو بغلم ارضا شده بود.همونجور توبغلم سرمو اورد بالا و دوباره ازم لب گرفت و تو چشمام زل زد.همونطور بی حال نشوندمش روی مبل سرمو برگردوندم دیدم آیدا با یه شرت قرمز توری ایستاده و داره سوتینشوباز میکنه سوتینشم قرمز بود؛رفتم سراغش یه نگاه شهوتی از بالا به پایین انداختمو نزدیک شدمو سوتینشو خودم از تنش در اوردم باورم نمیشد دختری که محل سگم نمیذاشت حالا با رضایت خودش و در حالی که لذت میبرد از من جلوم تسلیم شده بود.سینه هاشو شروع کردم به مالوندن و بازی دادن اونم مثل خواهرش بسیار زیاد شهوتی بود تا دستم به پستوناش خورد چشماش بسته شد شروع به لرزیدن کرد.تصمیم گرفتم اونم مثل خواهرش ارضا کنم بخاطر همین با یه دستم بغلش کردمو شروع به خوردن سینه هاش کردم و با یه دستم هم شروع به مالوندن کسش کردم؛بدجور آهوووووووواوه میکرد که وقتی کارم محکمتر انجام دادم طاقت نیاوردو خودشو از بغلم رها کرد و نزاشت ارضاش کنم.رفت نشت پیش خواهرش رو مبل شروع کرد به لب گرفتن از فرنوش؛با دیدن این صحنه خیل<br />
ی حال کردم و دیوانه وار به سمت آیدا حمله کردم.نشست جلوی مبل زمین؛شرتشو که کاملا خیس بود ا پاش در اوردم و محکم از پاهاش چسبیدم که دیگه نتونه در بره؛صورتمو نزدیک کسش کردم یه کس بدون موی مثل هلو با لبه های پف کرده ی گوشتی که کاملا چوچولش پیدا بود.همین که زبونمو چسبوندم لای کسش دوباره لرزید،چوچولشو شروع به میک زدن کردم،خیلی وول خورد تا در بره ولی محکم نگهش داشتم و دیوانه وار کسش رو خوردم که با لرزشی مثل زلزله و با آههههههههه بلندی که کشید ارضا شد و آب از کسش جاری شد،اول فکر کردم که شاشید باسه همین چندشم شد ولی وقتی عطر آبش به مشامم رسید نفهمیدم چی شد و همه ی آبی که لای پا و کسش ریخته بود رو خوردم.حالاهر دوتاشون ارضا شده بودنو نوبت من بود که به قول خودشون از خجالتم دران.هر دو تا شون بلند شدن و منو رو مبل نشوندن،آیدا رفت سمت شلوارموکیرمو از شلوارم کشید بیرون و شروع به مالوندن کرد.فرنوش هم اومد بالای مبلو جوری که کس تپلش جلوی دهنم باشه ایستاد.آیدا شروع کرد به ساک زدن و من شروع کردم به لیس زدن کس فرنوش،آیدا به صورت حرفه ای ساک میزد کیرمرو که داشت کم کم سیخ میشود رو تا دسته کرده بود تو حلقشو کیرم از داغی لبو دهنش داشت میسوخت.منم تلافی ساک زدن آیدارو با لیس زدن کس خواهرش تلافی کردم،محکم از کون سفید نرمش گرفتمو به طرف خودم فشارش دادم جوری که همه ی کسش تو دهنم بود. فرنوش دوباره طاقت نیاورد و ارضا شد و تموم آب کسش تو دهن من خالی شد خیلی داشت بهم خوش میگذشت که فرنوش نشست رو منو کونشو به طرف کیرم که فکر کنم الان به سایز در حد غیر قابل تحمل رسیده بود،آیدا کیرمو از دهنش در اورد و یه لیس به سوراخ فرنوش زد و کیرمو به داخل کون فرنوش هدایت کرد فرنوش هم آروم رو کیرم نشستو کیرم تا دسته رفت توش،یه جیغ بلند کشید و شروع به بالا پایین کردن کرد.آیدا هم اومد بالا ومثل خواهرش کسشو چسبوند به دهنم.اوضاع عجیبی بود بد جور بالا پایین میکرد کونشو خیلی کونش تنگ نبود ولی خیلی جیغ میزد من که یبار صبح کف دستی رفته بودم حالا حالاها میدونستم آبم نمیاد بخاطر همین خیلی بیشتر لذت میبردم.یه 6 دقیقه ای به این صورت بودیم که خسته شدم آیدا رو به بغل هل دادمو ه لب اساسی از فرنوش گرفتمو بلندش کردم از روی کیرم.به فرنوش گفتم حالت 69 رو بلدین بلند خندید و گفت قبل از اینکه پایین تو بیای با هم تو همین حالت بودیم.کفم برید از ای حرفش،خلاصه دوتا خواهرو رو زمین به حالت 69 خوابوندمو شروع کردن به خوردن کس همدیگه،منم رفتم پشت کون آیدا که رویه فرنوش نشسته بود نشستم.کیرمو گذاشتم دهن فرنوش برام با اب دهنش خیس کنه و خودمم یه تف به دور سوراخ کون آیدا زدمو کیرمو از دهن فرنوش کشیدم بیرونو گذاشتم تو جلوی سوراخ آیدا.یکم فشار دادم تو دیدم اصلا تو نمیره با انگشتم یهکم کون آیدا رو باز کردم و اینبار با فشار زیادی کیرمو فرستادم تو کونش خیلی تنگ بود جیغ کشید و شروع به گریه کردن کرد خواستم کیرمو بکشم بیرون فرنوش نذاشتو گفت عیبی نداره الان عادت میکنه همیشه که من نباید کون بدم یه ذره بذار اون بده ما حال کنیم.با این حرفش خون به مغزم نرسید و دیوانه وار شروع به تلمبه زدن کردم،آیدا داشت اشک میریخت فرنوش داشت آهووو اووووه میکرد که احساس کردم آبم داره میاد به میره گفتم گفت بریز تو دهنم ولی آیدا که دیگه گریه نمیکرد و داشت با من به طور هماهنگ حرکت میکرد روشو برگردونو گفت ما جر بوخوریم شما ابشو بخورین؛من یه نیش خند زدمو بلافاصله کیرمو از کونش کشیدم بیرون و بلندشدم ایستادم هر دوتا شون مثل قحطی زده ها بلند شدن به طرف کیر من حمله کردن چون آیدا روی فرنوش نشسته بود زودتر از فرنوش کیرمو کرد تو دهنشو با یه لیس آبم با چنان شدت تو دهنش خالی شد که از کنار دهنش منی زد بیرون داشت خفه میشد کیرمو کشیدم بیرون دو سه قطره مونده بود تو کیرم که اونارم ریختم تو دهن فرنوش آیدا تموم ابو غورت داد و فرنوش قسمت هایی رو که از دهن آیدا زده بود بیرون لیس زد و اونم ابمو خورد من بی حال افتادم رو مبل و دو تا خواهر داشت با هم لب به لب میرفتن.یه کم که به خودم اومدم بلندشون کردم سه تایی رفتیم حموم یه بار دیگه تو حموم زیر اب داغ با هم حال کردیم که آیدا از حال رفت.خیلی دلم براش سوخت با یه حوله دو تا خواهرو خوشک کردم فرنوشم منو خشک کرد.هردوتا شون رفتن رو تخت خوابیدن و من دوباره رفتمنون گرفتم و بساط یه صبحانه ی مشتو تدارک دیدم.وقتی صبحانرو آماده کردم با یه لب از هردوتاش از خواب بیدارشون کردم و باهم صبحانه خوردیم.بعد از صبحانه 2 بار هم با هم سکس داشتیم که اگه بخواین براتون تعریف میکنم.در ضمن الان با آیدا دوست شدم و خیلی عاشقشم اگه خدا بخواد میخوام با هاش در آینده ازدواج کنم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177000</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مادر لاشی و پسرک کیر کلفت حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Oct 2019 06:01:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنجایی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[الانشم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعور]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تمرینات]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[چادرتو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[صمیمیت]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسشون]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مییومد]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایمون]]></category>
		<category><![CDATA[واستاد]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سمیرا بود واستون تعریف کنم. فیلم سکسی سکس ما از آنجایی شروع شد که یه روز اتفاقی سمیرا واسه گرفتن کتاب اومد خونه ی ما منم اون سکسی روز شانس اورده بودم که خانواده رفته شاه کس بودن بیرون سمیرا قبلا هم رابطه صمیمی با من داشت اما نه در حد سکس. کونی منم دنبال [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سمیرا بود واستون تعریف کنم. فیلم سکسی سکس ما از آنجایی شروع شد</h2>
<p>که یه روز اتفاقی سمیرا واسه گرفتن کتاب اومد خونه ی ما منم اون سکسی روز شانس اورده بودم که خانواده</p>
<h3>رفته شاه کس بودن بیرون سمیرا قبلا هم رابطه صمیمی با من</h3>
<p>داشت اما نه در حد سکس. کونی منم دنبال فرصتی بودم که از این صمیمیت استفاده کنم و بتونم باهاش سکس</p>
<h4>داشته جنده باشم. اون روز که اومد واسه گرفتن کتاب اول</h4>
<p>سکس تو ذهنم نبود اما بعد پستون که واستاد تا کتابو پیدا کنم یه دفعه فهمیدم فرصت خوبیه واسه حرف زدنو</p>
<h5>نزدیک شدن کوس به هم. سمیرا که توی حیاط بود واسه</h5>
<p>اینکه بکشونم خونه صداش زدم بیا داخل خونه تا پیداش کنم اولش یه کمی ناز کرد گفت کار دارم درسام مونده اما سکس داستان من کشوندمش خونه.</p>
<h6>وقتی نشست واسش چایی اوردم بعد رفتم دنبال ایران سکس کتاب دنبال</h6>
<p>کتاب که میگشتم باهاش شروع به صحبت کردم خلاصه کتابو واسش پیدا کردمو رفتم پیشش نشستم. گفتم تو درست چه مشکلی داری که این کتابو میخوای بهم گفت تمرینات ریاضی پیش دانشگاهی رو بلد نیستم واسه همین میخوام از گام به گام بنویسم. بهش گفتم اگه بخوای یادت میدم اما مثل همه دخترا اولش ناز کرد. منم خلاصه راضیش کردم. من شروع به درس دادن کردم توی وسطای درس که واسش تمرین میدادم تا حل کنه وقتی خم میشد سینه های سفید تپلش به چشمم میخورد که منو دیوونه میکرد. منم فکر کردمو پاک کن انداختم لایه سینه هاش وقتی که پاک کن افتاد لایه سینهاش یه دفعه بهم نگاه کرد. گفتم ببخشید افتاد لایه سینهات بهم گفت بیشعور درست حرف بزن. خیلی ناراحت شده بود منم با خنده گفتم خب مگه بده افتاده لایه سینه هات با این حرف من یه نیش خندی زد فهمیدم که اهلشه. یواش یواش خودمو چسبوندم بهش اولش خودشو میکشید کنار اما بعدش دیگه گذاشت بچسبم بهش روسری و یه چادر سرش بود بهش گفتم چادرتو در بیار تا راحت باشی دیدم درنمییاره خودم درآوردم. بهم هیچی نگفت منم دیگه داغ شده بودم داشت روم باز میشد درسو ادامه دادیم تا اینکه گفت دیگه خسته شدم منم گفتم چه زود خسته شدی هنوز که چیزی بهت یاد ندادم. خلاصه وقتی داشتیم استراحت میکردیم من دستمو انداختم گردنش گفت چیکار میکنی دستتو بنداز گفتم چیکار کردم مگه خوردمت کاره بدیه؟ ساکت شد و چیزی نگفت روسریشو انداختم پایین و موهاشو لمس کردم گفتم چه موهای نرمی. چیزی نگفت ساکت بود منم سرشو گرفتمو واسه اولین بار یه لب زوری گرفتم سرشو میکشید عقب اما وقتی دهن توی دهن شدیم اروم شد و لبو داد بعد لب گفت داری چیکار میکنی؟ گفتم سمیرا دوستت دارم خیلی وقت پیش بود که میخواستمت با هم تنها خلوت کنیم. یه خنده ای کرد و گفت دیوونه شدی تا الانشم زیاد بود همینو که گفت دوباره ازش لب گرفتم اینبار طولانیش کردمو خوابوندم زمینو روش خوابیدم دیگه زیرم بود فقط ازش لب میگرفتم دست به سینهاش زدم اونم اعصبانی شد گفتم سمیرا تروخدا نگو نه من هرچه قدر گفتم قبول نکرد خلاصه اونقد روش خوابیدمو لب گرفتمو ازش خواستم که دیگه قبول کردو ادامه دادیم همون سمیرایی بود که فکر میکردم عمرن بتونم باهاش سکس کنم اما الان روش خوابیده بودم با سینهاش بازی کردمو خلاصه از زیر سوتین در اوردم وای وای چه سینه هایی فکر میکردم دارم خواب میبینم سینهاشو آروم آروم خوردمو لیسشون زدم دیگه سمیرا هم حشری شده بود شلوار سفید پوشیده بود درش آوردمو از روی شرتش کسشو مالیدم بهم گفت ترو خدا بهش دست نزن گفتم چرا گفت پردم پاره میشه. گفتم وقتی میمالم که پاره نمیشه هر دومون خندیدیم خداییش نمیخواستم از جلو بکنمش هدفم از پشت بود شرتشو در اوردم حالا یه مامانی سفیدم تپل با لبای قهوه ای منظورم کسه سمیرا جلوم بود دیگه لبام خشک شده بود ازش یه لب گرفتمو ازش خواستم کیرمو بگیره دهنش اونم قبول کرد خودش کیرمو دراوردو کرد توی دهنش اونقدر واسم ساک زد که داشتم از حال کردن مترکیدم دنیا رو سرم میچرخید سمیرا کیرمو از دهنش انداخت بیرونو خوابید زمین گفت بکن تو کونم فقط آروم زود باش بکن منم فوری از فرصت استفاده کردمو یه تف انداختم روی سوراخ کونشو آروم سرشو گذاشتم روی سوراخش آروم آروم فشار دادم اما سوراخش خیلی تنگ بود خلاصه به زور کردم سرشو توی کونش یه جیغی کشیدو گفت عوضی آروم منم که داشتم از حشری بودن میمردم شروع به تلمبه زدن کردم سمیرا هم بهم میگفت عوضی آروم بکن تند تند این جملرو میگفت اما من بهش توجهی نمیکردم و تلمبه میزدم چند لحظه بعد داشت آبم مییومد که به سمیرا نگفتمو با همون تلمبه هام ریختم توی کونش صبر کردم کیرم کاملا خالی بشه بعد درش آوردمو خوابیدم روش گفتم سمیرا خیلی دوستت دارم دنمباله همچین روزی بودم اونم خندیدو گفت از این روزا واست باز مییارم بعد یه لب گرفتمو لباسامونو پوشیدیم به درس ادامه دادیم باز روزای بعد منو سمیرا&#8230; امیدوارم از این داستان لذت کافی برده باشید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176915</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان شاه کس با کون باز دارنده و سکس با پسر حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%be/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%be/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Oct 2019 09:02:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبدارش]]></category>
		<category><![CDATA[آرامشی]]></category>
		<category><![CDATA[آرهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بوداسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبه]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمیشه]]></category>
		<category><![CDATA[بیادوای]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[ترامادول]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستاتو]]></category>
		<category><![CDATA[دلایلی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوارو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روسریش]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زایمان]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینه]]></category>
		<category><![CDATA[شدماول]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتیم]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کردممن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[معاینه]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیه]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<category><![CDATA[واسادم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وجودشو]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سال پیش،وقتی من برا اولین فیلم سکسی بار کیرمو وارد کس دوس دخترم کردم(من به دلایلی اسمو تغییر دادم،دوست دخترم &#8220;هستی&#8221; من 2 سال باش بودم،به معنی سکسی واقعیه کلمه عاشقش بودم،ماه رمضون 86 باش شاه کس آشنا شدم و رمضون 88 ازش جدا شدم)اول از اندامش بگم خدایی برا من واقعا کونی فرشته بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سال پیش،وقتی من برا اولین فیلم سکسی بار کیرمو وارد کس دوس دخترم</h2>
<p>کردم(من به دلایلی اسمو تغییر دادم،دوست دخترم &#8220;هستی&#8221; من 2 سال باش بودم،به معنی سکسی واقعیه کلمه عاشقش بودم،ماه رمضون 86</p>
<h3>باش شاه کس آشنا شدم و رمضون 88 ازش جدا شدم)اول از</h3>
<p>اندامش بگم خدایی برا من واقعا کونی فرشته بود قد تقریبا 170 وزنش 55 کمر باریک،رون تو پر،صورت مث ماه خلاصه</p>
<h4>واقعا جنده جذاب و سکسی بود.من . هستی 1 ساله اول</h4>
<p>با هم سکس داشتیم اما نه پستون داخل کنم فقط به قول معروف عشق بازی،اما اون روز من کیرمو وارد کس</p>
<h5>نرم و کوس تنگ و گرمش کردمقضیه ا این قرار بود</h5>
<p>که اون روز طبق معمول هستی اومد خونمون و ما مث همیشه شروع کردیم ا هم لب گرفتنو همدیگرو کم کم لخت سکس داستان کردنو عشق بازی.من</p>
<h6>همیشه فقط سر کیرمو تو کسش که اسمشم ایران سکس وفا بود</h6>
<p>میکردم(اینم بگم که اسم کیر من &#8220;صفا پشت مو&#8221; بود که بش &#8220;صفا&#8221; میگفت . اسم کس هستی &#8220;وفا&#8221; بود،اسم کون ناز و تنگش &#8220;جفا&#8221; و اسم سینه هاش &#8220;موش موشی&#8221;)اون روزم طبق معمول یکم ا کیرمو کردم تو کسش که یهو ندونسته یکم بیشتر رفت تو که هستی یه ااااااااااااخ بلند گفت،گفتم چی شد؟گفت نویدی فک کنم تا ته رفت تو،گفتم پس چرا خون نیومد؟که بش شک کردم،خلاصه بعد کلی دعوا و مرافه بش گفتم که تو به من دروغ گفتی و قبل من رابطه داشتی و قبلا پاره شدی،که با صدای لرزون و گریه گفت: نه به خدا نویدی،آخه چرا اینطور شد؟چرا من اینقد بدبختم؟(آخی فدا اون صداش بشم الان دلم براش تنگ شد ای خداااااااا)بعد کلی حرف زدن بش گفتم پس فردا میریم دکتر که معاینه شی.من تو دانشگاه یه استاد تنظیم خانواده داشتم به اسم دکتر امیری که زنشم دکترامامایی داشت،رفتیم پیش زن دکتر امیری برا معاینه که دکتر بعد معاینه گفت آقا این دختر پردش ارتجاعیه و تا وقتی زایمان نکنه،اونم زایمان طبیعی پردش پاره نمیشه اما یه پایه داره که اون پایه پاره شده که از نظر پزشکی الان ایشون زن هستن و گفت که اون پایه هم همین تازگیا پاره شده،خلاصه از اصل مطلب دور نشیم بعد اومدن بیرون از مطب دکتر رفتیم خونه ما که هر روز ا ساعت 8 صبح تا 2.30 خالی بود،همین که وارد خونه شدیم هستی اومد جلو و دستشو گذاشت رو شونمو صورت ماهشو آورد جلو و لب نرمشو گذاشت رو لبم،واااااااای که چه آرامشی بم داد،میمردم براش،بعد گفت نویدی حالا خیالت راحت شد؟من دیگه برا همیشه مال توام،گفتم آره فدات شم آرهبعد طبق معمول پشت در رو انداختیمو رفتیم تو اتاق من،من رفتم یه گوشه نشستمو هستی هم رفت مانتو و روسریشو در آورد و با شلوار لی و یه تاپ قهوه ای که خودم براش گرفته بودم اومد بغل دستم نیشست،بعد با دو دست یه دستمو گرفت و نوازش میکرد و لبمو می خورد(به خدا عاشقش بودم،راستی یادم رفت اینو بگم من ماه رمضون 87 رفتم خواستگاریش،درست بعد 1 سال آشنایی که پدرش خیلی آدم منطقی بود و تنها شرطی که گذاشت کار من بود که من باید کار پیدا میکردم)بعد کلی لب گرفتن آروم منو خوابوند و اومد روم خوابید،وای که چه سینه های نرمی داشت،نرمیه موش موشی رو کاملا احساس میکردم،بعد خیلی آرومو یواش تاپ خودشو بلوزو آستین رکابیه منو درآوردو اومد بخوابه روم که من گفتم یه لحظه واسا،بعد شلوار دوتامونو سوتینه هستی رو درآوردمو(فقط شرت پامون بود) هستی رو خوابوندمو خودم خوابیدم روش،وااااااااااااای کیرمو که شق شده بود ار رو شرت به کسش می مالوندم،دیوونه کننده بود(همیشه تو سکس این حرکات ا خود سکس بیشتر حال میده،برا من که اینطوره)کیرم لا کس خیس و واقعا تپلش گیر میکرد بهد یهو ول میشد،هستی عزیز دیوونه میشد با این حرکات.بعد آرومو خیلی با ملایمت شرت هستی بعد شرت خودمو در آوردم،دوباره خوابیدم روش به محض اینکه کیر شقم بین کس آبدارش گیر کرد یه موج پر شهوت سرتا پامو فرا گرفت،(راستی من اون روز چون میدونستم حتما با هم سکس میکنیم دو تا ترتمادول انداخته بودم بالا تا آبم دیر بیاد)وای که چه حالی میداد می خواستم سریع کیرمو تو کسش کنم اما میدونستم هستی عاشق این حرکاته باز خودمو نیگه میداشتم،بعد هستی خوشگل یه نیگاه تو چشم کرد که بیا بخواب من رفتم زیرو اون ا لبو صورتم شروع کرد به لیس زدن و رفت تا پایین که به &#8220;صفا&#8221; رسید.وای سینه هاش که وحشتناک گوشتی بود میخورد به رونم و شهوتیم میکرد واااای یهو یه لیس کوچیک ا کیرم زد وای داشتم میمردم بعد سرشو کرد تو دهنشو کم کم شروع کرد به لیس زدن،حدود یه 5 دقیقه که ساک زد اونم حرفه ای گفتم همه کس بیا بخواب می خوام وفا (کسش) رو بخورم،(زیاد با خوردن کسش موافق نبود چون میگفت حشریم میکنه منم اون لحظه می خوام که صفا بره توش به خاطره همین اذیت میشم)که گفت نه نویدی می خوام بذاری تو وفا وای دیوونم کرد خابیدم روش در گوشش گفتم چشم نفس نوید همین که خوابیدم روش با دستش کیرم و می مالوند،وای منم دست گذاشتم رو کسش خیس خیس بود (همیشه ا اینکه دستم رو، رو کس خیسش میذاشتم خیلی حال میکردم)دیدم مث همیشه خیسه خیسه،برا کیرمم که ساک زده بود اونم خیسو سر بود،وااااااااااااای کیرمو آروم گذاشتم رو کس نازش که یهو گفت نویدی آروم آروم بکن تو،سر کیرمو آروم کردم تو(که این کارو همیشه انجام میدادیم اما امروز میخواستم تا ته بکنم تو)بعد یکم دیگه کردم تو که چشماشو بستو یه اه بلند کشید،گفت همه کس آییی درد داره،بکن بکن&#8230;&#8230; با اینکه 2تا ترامادول خورده بودم اما میخواست آبم بیاد از بس کسش تنگ و گرمو لیز بود،خلاصه کم کم کردم تو تا اینکه دردش براش کمتر شدو میگفت آآآآآآآآآآآآآآآآآآی نویدی کشتیم فدات بشم آیییی .واقعا این حرفاش خیلی روم تاثیر میذاشت،حدود 5 دقیقه که به این حالت کردمش گفت نویدی میخای بیام روت؟با سر گفتم آره،من رفتم زیر اومد روم نشست بعد با دست چپش کیرمو تنظیم کردو کردش تو &#8220;وفا&#8221; جونم آآآآآآآآآی که این پوزیشن چه حالی میداد بالا پایین میکردو دستشو گذاشته بود رو سینم،منم با دستام داشتم موش موشی رو میمالوندم،(از چهرش میفهمیدم که داره درد میکشه اما چون اولین تجربه سکس کاملش بود دردو داشت همراه با حال تحمل میکرد)یه 3.4 دقیقه که گذشت دیدم یه لحظا ریتمشو آروم کرد و دست گذاشت رو صورتمو آآآآآآآآآآآآآآه خیلی شهوتی کشید،بهد بش گفتم خانومی بلند شو و دستاتو بذار رو دیوارو خودتو خم کن،بعد اینکه خم شد سر کیرمو با آب دهان خیس کردمو از پشت کردم تو کسش،تند تند تلمبه میزدم داشتم دیوونه میشدم آی که چه حالی میداد همینطور که داشتم میکردم یه حرکتی کرد که واقعا بهم حال داد همینطور که خم شده بود و من داشتم میکردم دستشو آورد و از پابن تخمامو گرفت و مالوند،واااااااااااای نمیدونین که چه حال میداد،بعد چند مین هستی وایساد نه کامل وایسه طوری که من دستمو گذاشته بودم رو سینه هاش و داشتم میمالوندم اونم سرشو برگشتونده بودو داشتم لباتشو میخوردم،یکم تو این حالت کردک تو کس با حال و تنگش و دوباره خوابیدیمو اون رفت زیر و تو اون حالت حال کردیم دیگه کم کم داشت آبم میومد(البته هستی تو این مدت چندین و چند بار ارضا شد،خودم از آی و اوی کردنو صداش حدس میزدم) که کیرمو سریع کشیدم بیرونو حالت گربه ای واسادم رو هستی و اونم سریع اومد کیرم گرفتو تند تند می مالوند که یهو آبم اومد . ریختم رو سینش،ووووووااااااااااااااایییییییییی هیچ وقت به این با حالی ارضا نشده بودم،بهد همینطور افتادم رو هستی،حدود 3.4 مین همینطور بی حال روش بودمو آروم و نصفه نیمه لب از هم میگرفتیم و خودمونو به هم میمالوندیم(چون آبمو ریخته بودم رو سینش خیلی حال میداد لیز شده بوده و قلمبگیه سینش که در اون حالت به سینم میخورد خیلی حااااااااااااااال میداد.بعد بلند شدیم و یه لب طولانی از هم گرفتیمو کم کم و آروم آروم شروع کردیم به لباس پوشیدن،من لباسامو کامل کردم تنم اما هستی تاپ و شلوار و کرده بود تنش و هنوز مانتو و روسریش مونده بود،رفته بود جلو آینه که صورتو موهاشو درست کنه که رفتم از پشت گرفتمش . کیرمو که بازم راست شده بود از رو شلوار میمالوندم به کونه نازش،با دستمم سینه هاشو میمالوندمو لب ازش میگرفتم که هستی گفت نویدی دیگه لب نگیر چون رژ زدم 2باره پاک میشه،خلاصه اون روز خیلی حال کردم.امیدوارم که شما دوستان از خوندن این ماجرا لذت برده باشید اما ازتون میخوام که فوش به هستی ندین چون هنوزم با اینکه 7.8 ماه هست که دیگه طعم لباشو گرمای وجودشو حس نمیکنم اما هنوز یه حس عجیبی بش دارم و دوسش دارم.دوستان من تمام تلاشمو کردم که حس و حال و بهتون انتقال داده باشم،امیدوارم که اینطور بوده باشه.بااااااااای(اگه خواستین بازم خاطره سکسی دارم،میذارم براتون،این اولین خاطره سکسی بود که تو نت گذاشتم)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%be/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176836</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه کیری میکشه رو زبون این جنده خانوم حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d8%b4%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d9%88%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d8%b4%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d9%88%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Oct 2019 08:49:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[پایینش]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونه]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سرگرمی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صداهایی]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارایی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‏خوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشناختم‬]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایگی]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاس]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[همسایگیمون یه خواهر و برادر فیلم سکسی زندگی میکردن که دختره 10 ساله بود و پسره 6 ساله این دختر یه کارایی میکرد که تو محل به سکسی کوماندو معروف شده بود در ضمن چون شاه کس همکلاس خواهرم بود همیشه جلوی خونه ما پلاس بود یه روز که اومد دم خونمون کونی که دفتر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>همسایگیمون یه خواهر و برادر فیلم سکسی زندگی میکردن که دختره 10 ساله</h2>
<p>بود و پسره 6 ساله این دختر یه کارایی میکرد که تو محل به سکسی کوماندو معروف شده بود در ضمن</p>
<h3>چون شاه کس همکلاس خواهرم بود همیشه جلوی خونه ما پلاس بود</h3>
<p>یه روز که اومد دم خونمون کونی که دفتر خواهرمو بگیره من رفتم درو باز کردم چون خواهرم نبود دیدم کوماندو</p>
<h4>تمام جنده قد جلوی در وایساده یه چادر گل گلی هم</h4>
<p>سرش بود خوب که دقت کردم پستون فهمیدم که فقط همون چادر گل گلی سرشه و دیگر هیچ . . .</p>
<h5>اون روز کوس من چون هنوز برام زود بود هیچی نفهمیدم</h5>
<p>که خانم یه جورایی دوست داره با پسر رابطه داشته باشه ولی نفرشو اشتباه گرفته چند سال بعد اونا از همسایگی ما سکس داستان رفتن دزفول ما</p>
<h6>تهران ساکن بودیم سالها گذشت و من به ایران سکس طور کل</h6>
<p>این خانواده رو فراموش کرده بودم که یه روز اواخر سال 81 تنها تو خونه بودم که در خونه رو زدن رفتم جلوی در تا درو باز کردم خشک شدم یه دختر قد بلند حدود 170 با وزنه تقریبا 65 کیلو با یه آرایش خیلی ملایم و مات که یه شال آبی مثلا رو سرش بود که تمام اجزای صورتش معلوم بود با یه مانتو که اگه میکشیدی پایین زوری روی باسنو میپوشوند و یقش توری باز بود که فهمیدم سوتینش حریر صورتیه یه شلوار لی آبی رنگ که بعضی جاهاش بنا به مد ریش ریش بود پاش بود با یه چکمه مشکی بلند که تا زانوهاش بالا اومده بود تقریبا 5 یا 6 ثانیه طول کشید تا به خودم اومدم یه سلام گرمی کرد بهم و دستشو دراز کرد سمتم که با هم دست بدیم منم با آغوش باز پذیرفتم و با یه حالت گنگ جواب سلامشو دادم و باهاش دست دادم هنوز نشناخته بودمش اسم برادر کوچیکمو گفت که با من اشتباه گرفته بود گفتم نه من سینام که انگار دنیا رو بهش دادن گفت تو هنوز مجردی؟ منم گفتم بله، ببخشید به جا نیاوردم گفت نرگسم دیگه، انگار برق گرفته بودتم این هلو کوماندوی خودمونه؟ بلند داد زدم واااااااااااااااااای خودتی خیلی عوض شدی اصلا نشناختم ازم پرسید خواهرت خونه است گفتم تنهام کسی نیست یهو دیدم بدون تعارف اومد تو گفت خونتون خیلی عوض شده مامانت اینا کی میان منم که پشت سرش بودم داشتم اون باسن خوش تراششو نگاه میکردم گفتم رفتن مسافرت یک هفته تنهام یه دفعه برگشت تو صورتم که راست میگی؟جا خوردم گفتم دروغم چیه شالشو در آورد داد بهم گفت یه جا آویزون میکنی چروک نشه منم گذاشتمش رو رخت آویز هنوز یخم آب نشده بود تعارفش کردم بره تو پذیرایی بشینه تا من براش شربت بیارم کلی از پشت اپن باهاش در مورد قدیم سوال و جواب کردم البته ناگفته نمونه که تا نشست رو مبل مانتوشم درآورد یه تی شرت سفید آستین بلند استرج تنش بود که از کنار یقش سمت راست زیپ میخورد پایین تی شرت سمت چپ چه سینه هایی به هم زده بود ورم کرده خوردنی نگاهم که به سینه هاش افتاد ناخودآگاه کیرم بلند شد شربت و گذاشتم تو یه پیش دستی رفتم گرفتم جلوش برداشت نشستم کنارش تا نشستم گفت دانشجو نشدی؟گفتم چرا یک سالی هست نه گذاشت نه برداشت گفت حسابی با دخترای دانشگاه سرگرم میشیداگفتم تا سرگرمی رو چی بدونی، گفت ناقلا خودتو به اون راه نزن از اون که تو شلوارته معلومه نگاهم خورد به کیرم که دیگه داشت از بالای کمر شلوارم میزد بیرون، تا بخوام سرمو بیارم بالا دستشو انداخت و کیرمو گرفت تو تمام تنم یه موج راه افتاد که انگار یه برق ضعیف گرفته باشتم تمام تنم گز گز کرد بی اختیار دستمو انداختم پشت سرش لای موهاش و لبمو چسبوندم به لبش اولین لبو که گرفتم سرشو کشید عقب گفت دیدی گفتم ناغلایی دست راستمو انداختم دور کمرش کشیدمش جلو گفتم حالا صبر کن سرت که هیچی تمام وجودتو گرم میکنم براتگفت من که از خدامه لباشو آوردم جلو یه گاز کوچیک از لب پایینش گرفتم که یه نفس عمیق کشیدو چشاشو بست دیگه انواع سیستمارو پیاده کردم از لبشو گاز گرفتن بگیر تا لیس زدن لباش و آروم آروم رفتم به سمت پشت گوش و گردنش وقتی رسیدم به زیر گوشش یه بازدم گرم دادم به گردنش تا اینکارو کردم دستش از رو دوشم ول شد انگار از حال رفته باشه اومدم عقب با یه صدای خیلی آروم گفت دو بااا ره ه ه که شوع کردم گردنشو خوردن نفساش داشت تند میشد سخت نفس میکشید انگار داشتم جونشو میگرفتم دستموآوردم کنار گردنش زیپ تی شرتشو گرفتم. آروم در حالی که داشتم گردنشو میخوردم بازش کردم تقریبا به آخرای زیپ رسیده بودم که دستمو گرفت بردزیر لباسش از روی سوتین نرم حریرش گذاشت رو سینه هاش تا حالا سینه به این نرمی لمس نکرده بودم یه فشار کل حجم سینشو دادم یه نفس عمیق کشیدو یه ناله آروم کرد آروم دستمو رو سینش با فشار جمع کردم تا به نوکش رسیدم سوتینش انقدر لطیف بود که راحت دستم روش سر میخورد نوک سینش که اومد وسط انگشتام فشارش دادم دیگه تو حال خودش نبود نفس نفس میزد و وسطاش همش بهم میگفت خیلی حال میده بکون ادامه بده از روی گردنش اومدم سمت وسط سینه هاش چاک وسط سینه هاشو با زبونم خیس کردم دستمو انداختم زیر سوتینشو آروم کشیدم بالا هر دوتا سینه هاش درست مثل ژله از زیر سوتین زدن بیرونوتلو تلو میخوردن با لبام یه فشار به نوک سینش دادم دیگه نفس نفس نمیزد داشت آه و ناله میکرد منم که میدیدم خیلی خوشش اومده بیشتر آبو تابش میدادم دستمو انداختم به دگمه شلوارش بازش کردم بعدشم زیپشو با کف دستم از زیر سینه هاش شروع کردم به لمس بدنش و همینطور پایین میرفتم تا رسیدم به زیر شکمش دستمو نزدیک کسش اینور و اونور میکردم ولی کسشو نمیگرفتم داشت دیوونه میشد همش بهم میگفت بگیرش دیگه تورو خدا بگیرش منم بی توجه به کارم ادامه دادم سینشو میخوردم یه دفعه دستمو بردم لای کسش که حتی یه پرز هم نداشت طوری بدنشو کش آورد که فقط کتفش با پاشنه شاش رو زمین موند یه آه بلندی کشید و آرومم بقیه بدنشو که رو هوا بود چسبوند رو مبل با کسش بازی میکردم و اونم بیشتر و بیشتر شهوتی میشد دستشو انداخت و شلوارمو کشید پایین دستش نمیرسید که درش بیاره به همین خاطر خودم کمکش کردم و شلوارمو در آوردم رفتم عقب و تی شرتمم در آوردم فقط یه شرت پام بود شلوار اونم در اوردم حالا تمام تنش لخت جلوم بود افتادم روش و شروع کردم به خوردن سینه هاش آروم آروم اومدم پایین تا رسیدم به شکمش بدون اینکه سمت کسش برم رونشو لیس میزدمو میرفتم پایین به ساقش رسیدم بعدشم به انگشتای پاش وقتی انگشتاشو میخوردم مدام تکون میخورد و لباشو با زبونش خیس میکرد ادامه دادم و اینبار برعکس از پایین به بالا تا نزدیک کسش شدم زبونمو محکم فشار دادم رو کسش یه آه بلند کشید وچند بار پشت سر هم گفت بخورش. . بخورش . گرمه . بخورش زبونت گرمه بخورش شروع کردم به خوردن کسش دیگه داشت از حال میرفت رفتم از تو کمدم یه ژل سیمپلکس آوردم زدم رو دستم با انگشتم داشتم سعی میکردم بکنم تو کونش یه کم چربش کردم انگشتم دیگه راحت میرفت تو سوراخ کونش باز شده بود بهم گفت تا حالا از پشت ندادم ازش پرسیدم مگه جلو بازه گفت اهم شوهرم بازش کرد پرسیدم شوهر داری گفت نه مرده ولش کن خودتو عشق است بیا روم بخواد میخوام گرمای تنتو حس کنم دستم ژلی بود مالیدم به کیرم و گذاشتمش جلوی دهنه کسش میخواستم بکنم تو باصدای آروم بهم گفت از پشت نمیکنی؟ گفتم هر چی تو بخوایدوباره ازم پرسید درد نداره؟ گفتم اونش با من بلندش کردم و آوردمش رو فرش دمر به صورس چهار دست و پا نشوندمش حسابی سوراخ کونشو چرب کردم نوک کیرمو گذاشتم دم سوراخ کونش آروم حل دادم یه کم رفت تو نگهش داشتم چون خیلی سفت شده بود بهش گفتم نترس بلدم تنتو شل کن یه کم دیگه دادم تو بازم نگهش داشتم همونجا صدایی دیگه از خودش در نمیاورد یه کم ترسیده بود سوراخش داشت آروم آروم باز میشد باقی کیرم خودش سر خورد و رفت تو منتظر بود یه درد شدید داشته باشه بهش گفتم تموم شد تا تهش رفت گفت راست میگی؟اصلا درد نداشت یه کم تو همون حالت نگه داشتم تا قشنگ کیرم جا باز کنه آروم آروم شروع کردم به عقب و جلو کردن از صداش و حرفایی که میزد فهمیدم که حسابی داره حال میکنه چون مدام بهم میگفت بکن تا تهش بکن تو بکن منو خیلی حال میدی منم ادامه دادم خودم که داشتم دیواانه میشدم از صداهایی که از خودش در میاورد چون من آدمیم که با ارضا شدن طرفم ارضا میشم اون برام آهو ناله میکرد ومنم ادامه میدادم دستمو بردم و سینه هاشو گرفتم نوکشو فشار دادم گفت آره بگیرشون سینه هامو بگیر فشار بده وای چقدر خوبه دستمو آوردم پایین و کشیدم رو کسش دیگه نمیتونست حرف بزنه فقط آه و ناله میکرد همینطور که با کسش بازی میکردم یه دفعه ساکت شد و بعد از دو ثانیه یه نفس عمیق کشید و چند تا تکون خورد که این تکونا وقتی دستمو میکشیدم رو کسش بیشتر میشد تو همون حال بهم گفت آبتو میخوام بریز توش بذار توش باشه منم یه کم سرعت تلمبه زدنمو بیشتر کردم یواش یواش داشتم حس میکردم که آبم داره میاد ادامه دادم تقریبا داشتم ارضا میشدم که خودمو انداختم روش و تمام آبمو خالی کردم تو کونش انقدر بی جون شده بودم که نمیتونستم کیرمو از تو کونش در بیارم خودمو انداختم رو زمین یه دستمال از رو میز دادم بهش گرفت روی سوراخ کونش که آبم نریزه برگشت بهم گفت خیلی خوب بود تا حالا اینطوری ارضا نشده بودم خیلی بهم حال دادی با هم رفتیم تو حمام و دوش گرفتیم دیگه جونی نداشتم وگرنه دوباره میکردمش بعد از اون ماجرا چند بار من رفتم خونشون هر وقت خونشون خالی میشد بهم زنگ میزد که برم پیشش منم سریع خودمو میرسوندم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d8%b4%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d9%88%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2417</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/44 queries in 0.012 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-19 01:15:57 by W3 Total Cache
-->