<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میگیرم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:49:02 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میگیرم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دختر عینکی و بلوند حسابی کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d9%86%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d9%86%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Dec 2019 09:26:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[آقامون]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[ضرباتم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کابینت]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشون]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مجموعه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[مهمانی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتی]]></category>
		<category><![CDATA[میبندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که واقعا فراموش نشدنی بود فیلم سکسی اول خودم رو معرفی میکنم و ایلیا 29 ساله و خانم رویا 25 ساله است.رویا نگو یه تکه گوشت بگو سکسی هرچی بگم کم گفتم از معرفت و شاه کس مهربونی بگو تا هیکل قشنگش سینه های جا افتاده و لب های ناز که فقط کونی دوست داری [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که واقعا فراموش نشدنی بود فیلم سکسی اول خودم رو معرفی میکنم و</h2>
<p>ایلیا 29 ساله و خانم رویا 25 ساله است.رویا نگو یه تکه گوشت بگو سکسی هرچی بگم کم گفتم از معرفت</p>
<h3>و شاه کس مهربونی بگو تا هیکل قشنگش سینه های جا افتاده</h3>
<p>و لب های ناز که فقط کونی دوست داری بهش بچسبی ولش نگونی باسن نگو که روی جنیفرلوپز را از پشت</p>
<h4>بسته جنده شرط میبندم جفتشون کنار هم وایسن بخوان نمره بدن</h4>
<p>شرط میبند رویا نفر اول بشه پستون همین الان که دارم این خاطره رو براتون مینویسم فکرش رو که می کنم</p>
<h5>گیرم گله کوس کرده وای به حال شما که بخواهید از</h5>
<p>نزدیک ببینید گفتون میبره بریم سر اصل مطلب.پنچ شبنه بعدازظهر که از سرکار آمدم خانه مادر و پدرم رفته بودن باغ قرار سکس داستان بود ما هم</p>
<h6>بریم اما یه حسی بهم می گفت ولش ایران سکس کن بخیال</h6>
<p>شو فردا برو باغ وقتی آمدم خانه رویا داشت تلویزیون نگاه می کرد تا منو دید خسته نباشی و احوال پرسی دیدم یک تاب و یه مینی جوب پوشیده بهش گفتم خونه رو خلوت دیدی دوباره به خودت رسیدی جگر گفت اینکار رو کردم تا آقامون میاد از خجالتش دربیام اگه امشب ناز نکونی بهش گفتم کی برای شب جمعه ناز می کنه که من نفر اولش باشم اونم با نازگلی مثل تو بعد رفتم رو کاناپه دارز کشیدم و رویا رفت تو آشپزخانه یه لیوان شربت برام آورد گفت بخور تا از خستگی در بیای بعد کنار من نشست داشت تلویزیون نگاه می کرد بهش گفتم من میرم یه چرت بزنم بعد بلند میشم برم یه دوش بگیرم بریم شام بیرون گفت باشه برو بخواب ساعت هشت بلندت می کنم من رفتم خوابیدم ساعت هشت بود دیدم یکی بالای سرم می گیه گلم نمیخواهی بلند بشی ساعت هشت گفت چرا الان بلند میشم بعد از چند تا غلط تو رختخواب بلند شدم دیگه خواب از سرم پریده شده بود رفتم حمام یه حالی به بدن بدیم خودمو کامل با تیغ صفا داده بودم اون جا رو اینقدر ناز زده بودم که مورچه روش لیزمیخورد بعد که از حمام آمدم بیرون سرمو که داشتم خشک می کردم به رویا گفتم کارتو بکنم بریم شام بیرون رفتم تو اتاق داشتم اونجا رو پودر بچه میزدم که رویا آمد گفت چقدر خشکل کردی امشب فکر کنم یه دل سیری از اذا دربیاریم گفت اگه من ساربونم بلند چه جوری ترتیب تو رو بدم که اینکار ده نفر ترتیبت دادن دوتای یه خندیه ای کردیم بعداز لباس پوشیدن رفتیم بیرون جاتون خالی رفتیم شام پیتزا خوردیم یه دوری تو خیابون زدیم برگشتیم خانه حدودا ساعت 12 بود چند بار مادر زنگ زد گفت نمیاید امشب گفتم نه ما فردا میایم نمیدونم کاری میخواستن اونجا بکنن که چند بار زنگ زد تا آمار ما رو بگیرن که میایم یا نه آخه دوست خانوادگیمان هم با اونا رفته بودن حتماَ اونجا خبری بوده که مامان چند دفعه آمار گرفت که ما میایم یا نه سرتون درد نیارم وقتی که رسیدم خانه من لباسمو درآوردم و یه شرت مایو بلند پوشیدم اونچنان هم بلند نبود و رویا رفت تو اتاق و لباساشو عوض نکنه وقتی که من لباسمو عوض کردم دو تا صندلی بردم پای گاز و زیر کابینت پلاستیک بسات خودم رو درآورد من هر شب جمعه که بخوام نزدیکی کنم چند تا دود شیره میگیرم تا کمره سفت بشه تا آبم دیر بیاد آخه آدم زود آبش بیاد زد حال من اصلا دوست ندارم در حال دود گرفتن بودم که رویا وارد آشپزخانه شد رویا نگو حوری یا فرشته بگو باورتان نمیشه بگم در چند ثانیه گیرم گله کرد باورتان نمیشه یک لباس زیر نازک آبی خوش رنگ با یه آرایش غلیظ که اصلا باورتان نمیشه که رویا بود با یه شورت هم ست لباس که با ناز و عشوه داشت میامد جلو گفت نامرد تنهای گفتم شما مشغول آرایش بودید گفتم مزاحم نشم بعد نشست رو صندلی جلوی من یه لول هم برای اون درست کردم بعد دوتای مشغول دود گرفتن شدیم در حین دود گرفتن یه موقع شیطونی میگردم با نوک سینه های رویا بازی می گردم گفت عجله نکون همش مال خودت یه موقع هم با دستم با کوس بازی می کردم میگفت اینقدر اذیت نکن دهنتو سرویس می کنم بعد که قشنگ که توپ توپ شده بودیم از دم گاز اومدیم کنار رفتم کنار کامپیوتر که ببینم دیشب چقدر دانلود کرده بودم یه چند تای فیلم سوپر گذاشته بود برای دانلود از مجموعه محصولات بازارس یا بنکبراس عجب شرکت های ساخت فیلم های سوپر قشنگی هستند خوراک من دانلود این فیلم هاست بعد از تماشی چند تا صحنه به رویا گفتم امشب میخوام یه حال اساسی بهم بدی گفت ناراحت نباش کاری بسرت میارم که حالشو ببری بعد رفتیم داخل اتاق خواب همین جوری که روی تخت نشسته بود یه آهنگ ناز ملایم هم گذاشته بودم رویا هم مشغول رقصیدن شدن ناکس اصل رقاص بود هر مدلی که میگفتی برات میرقصه خوراکش رقص عربی بعد از اینکه رقصید بهش گفتم رویا دوست دارم مثل اول فیلم سوپرا هست که باخودشون ور میرن یا دارن لباساشون در میارن دوست دارم تو هم اینکار رو بکنی گفت هرچی تو بکی امشب ارباب شما هستید ما رعیت هستیم بعد مشغول بازی با خودش شود بازی نکون حال بگو داشتم از گیر شقی می مردم شهوت زده بود رو هزار بعد یواش یواش نزدیک من شد از نوک انگشت پاهام مشغول خوردن شدن تا رسید به گیرم شرت مایو رو از تنم در آورد و مشغول ساک زدن شد گیر نگو گله کرده بود خراب بعد از چند دقیقه خوردن بهش گفتم بیا روم منم میخوام کستو بخورم بعد آمد روم کس نکن یه تکه گوشت ناز بگو با زبون با چوچولو هاش داشتم بازی میگردم میدم داره به شهوت میرسه هی من بیشتر نوک زبونم تو کسش می گیردم و از اون طرف با انگشتم ور به کونش میرفتم یه تف در کونش انداختم و دستم هی داخل و خارج می کردم بعد که به اوج شهوت رسیده بودم خوابوندمش رو تخت بهش گفت لای پات و باز کن و لنگاتو بده بالا یواش یواش گیرم گذاشتم روی کسش یه کمی روش داشتم بازی می کردم که هی میگفت اذیت نکن مادر قهوه بکن داخل جرم بده دیونم داری میگنی خوب بکن داخل منم که میخواستم با اوج شهوت برسه هی گیرم میمالوندم روی کسش بعد که دیدم خیلی تو حس کردم تو کسش یه جیغ بلندی زد خوب بود پدرم اینا نبودن وگرنه زنگ میزد پایین ببینه چی شده گفت یواش گفت پارم کردی کونده قبلش یه بوقی یه سوتی بزن تندی میکنی تو گفتم اینجوری حالش بیشتر همین جور که داشتم تلمبه میزده رویا زیر کار داشت ناله می کرد من دوتا سینه هاش گرفته بود سفت هی میمالوندم گفت اینقدر این بد مسبه نمال بزرگ میشه زشته نمیشه زیاد لباس پوشید گفتم من تو فکر حالم تو فکر لباس بعد دوباره مشغول تلمبه زدن شدن اما این دفعه سریع تر هی میگفت اگه زود بخوای آبتو بیار<br />
ی دهنتو سرویس میکنم بهش گفتم اگه تو آب من دیدی سلام من رو بهش برسون بد تعداد ضرباتم بیشتر و بیشتر می شد و رویا هم آه و ناله اش بیشتر می شده هی میگفت جون جرم بدم فدات شم قربون گیر به این بزرگیت بشم پارم کن منم بیشتر به اوج میرسیدم بعد از چند دقیقه بهش گفتم قنبل کن میخوام از کون بکنمت گفت درد داره گفت یواش میکنم که دردت نیاد بعد قنبل کرد یه مقدار روغن زیتون اسپانیای ریختم در کونش و روی کونش و مشغول مالوندم شدم همین جوری که داشتم کونش روغن میزدم یه بوس هم ازش می کردم کون نکون یه تکه پنبه با یه ضرب تند تند بالا و پایین میشد همینجوری که با انگشتم با سوراخ کونش داشتم ور میرفت گیرم نزدیک سوراخ کونش کردم گفت آمادهی بکنون توش گفت مال خودت میخواهی جرش بده منم یواش سر کلاهک گیر و گذاشتم دم سوراخ و یواش یواش هول دادم داخل همه نسبتن تمام گیرم رفته بود داخل کونش بهش گفتم من تکون نمیخورم خودت عقب و جلو بکن که دردت نیاد بعد خودش مشغول عقب و جلو شد چه کیفی می داد از اون طرف هم خودش داشت با دستش کوسشو میمالوند واقعا دو تای تو اوج بودیم .این برنامه تا صبح چند دفعه تکرار شد و هر دفعه بیشتر از دیگر حال میکردیم واقعا که چه زنی دارم از اون زن های باحال روزگار که پر جنبه است منم هیچ موقع از این موقعیتی که دارم سو استفاده نمیکنم .دفعه بد داستان رفتن خانه دوستم مهمانی که اون شب هم خیلی خوش گذشت و شب باور نکردنی بود رو براتون تعریف میکنم با اجازه شما.ایلیا و رویا &#8230;&#8230;/</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d9%86%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177695</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دو تا شاه کس همجنس باز به کیر کلفت آقای رییس حال اساسی میدن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d8%b1/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Dec 2019 10:17:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبروریزی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امروزو]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالاگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدنمون]]></category>
		<category><![CDATA[بدهگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[براندازش]]></category>
		<category><![CDATA[بشهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودولی]]></category>
		<category><![CDATA[بیداره]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[توگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتتون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[حساسیه]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرتم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرتو]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دهنمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راهنماییم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صاحبخونه]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قیافشو]]></category>
		<category><![CDATA[کارشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[کرددستم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامایی]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[میادگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میترکم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخونید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاره]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نبودبه]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نخوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[ندارمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[ندارید]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشنیده]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نیشخند]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هست.از خودم بگم که 22 فیلم سکسی سالمه و درشت هیکلم و یه خواهر دارم که دانشجوی اصفهان.اونجا با یه دختری که اونم مثل ما اهل تهران سکسی با خواهرم یه خونه گرفتن و دو شاه کس نفری زندگی میکنن. پدر منم چون آدم بسیار حساسیه هر چند وقت میرفت اصفهان یه کونی سری به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هست.از خودم بگم که 22 فیلم سکسی سالمه و درشت هیکلم و یه</h2>
<p>خواهر دارم که دانشجوی اصفهان.اونجا با یه دختری که اونم مثل ما اهل تهران سکسی با خواهرم یه خونه گرفتن و</p>
<h3>دو شاه کس نفری زندگی میکنن. پدر منم چون آدم بسیار حساسیه</h3>
<p>هر چند وقت میرفت اصفهان یه کونی سری به خواهرم میزد و میومد اینبار به من گفت من از راه اصفهان</p>
<h4>خسته جنده شدم یه بلیط بگیر برو هم به خواهرت یه</h4>
<p>سری بزن و هم خودت حال پستون و هوات عوض بشه. منم برناممو چیدم و براه افتادم یه اتوبوس شب رو</p>
<h5>سوار شدم کوس و ساعت 5 صبح رسیدم اصفهان. خواهرم</h5>
<p>از قبل در جریان بود که کی میرسم بهم زنگ زد راهنماییم کرد که از کجا برم رفتم بالاخره رسیدم دم خونه سکس داستان ساعت دیگه داشت</p>
<h6>6 میشد.زنگ زدم بهش درو باز کرد رفتم ایران سکس بالا ماچو</h6>
<p>بوسه کردیم دیدم حاضر و آمادس گفتم مگه کلاس داری گفت اره تو برو بخواب منم 7 میرم.یه خونه نقلی کوچیک بود با یه اتاق کوچیک خواهرم گفت برو تو اتاق سر جای من بخواب.خواهرم اومد تو تاریکی اتاق منو برد سر جاش گرفتم خوابیدم.یه دو ساعتی خواب بودم که از خواب پاشدم یه خورده چشمامو مالیدم که نگامو چرخوندم دیدم یه خانومیدرشت هیکل اونطرف اتاق خوابیده .پشتش به منه قمبل کرده و یه کون مشتی هم داره.حشری شدم ولی هیچ فکری به جز اینکه بعدا یه جغ به عشق این خانوم بزنم به ذهنم نرسید. گرفتم خوابیدم دوباره و اینبار که از خواب پاشدم خبری از این خانوم نبود.پا شدم از اتاق بیرون رفتم که برم دستشویی چشمم به یه زن حدود 32 الی 35 سال افتاد سلام کردم گفت سلام آقا فرشید برادر شیلا جون خودمون. گفتم شما هم هم خونه خواهرمید دیگه؟گفت آره اسمم شبنم. البته یه چیز یادم رفت بگم خواهر منم سنش بالاس از بس که شوهر نکرد دیر رفت دانشگاه. حدود 30 سالشه. رفته بود یکی لنگه خودش ترشیده پیدا کرده بود هم خونه شده بودن. گفتم دستشوییتون کجاس دارم میترکم. یه نیشخند زد نشونم داد رفتم اومدم بیرون تازه متوجه تیپ شبنم خانوم شدم که یه شلوار تنگ چسبون پوشیده بود با یه پیرهن مردونه که کرست هم نبسته بود قشنگ معلوم بود.شلوارشم از بس تنگ بود اگه پیرهنش بلند نبود میتونستم خط کس و کونشو ببینم.یه مکثی به هیکلش کردم داشتم براندازش میکردم که صدام کرد فرشید جون بیا صبحانه بخور.یه سفره کوچیک پهن کرد رو زمین رفت وسایل صبحانه رو بیاره هر بار که میرفت یه چیزی میاورد جلوی من خم میشد که اونو بذاره زمین.منم یه جوری میشدم ولی اصلا فکر خاصی به ذهنم نمیرسید با خودم فکر میکردم اتفاقیه.داشتیم با هم صبحانه میخوردیم که من زود تموم کردم گفت وا فرشید جون چیزی نخوردی که چرا تعارف میکنی.یه خورده هم مربا میخوردی.تشکر کردم یه لقمه کوچیک درست کرد گفت دهنتو باز کن پسر خوب .باز کردم لقمه رو گذاشت تو دهنم.خیلی سعی میکرد با من راحت باشه.پرسیدم شما کلاس ندارید گفت نه امروزو فردا کلاس ندارم.گفتم شبنم خانوم چی میخونید گفت من کارشناسی ارشد مامایی میخونم.گفت تو چی درس نمیخونی گفتم منم کارشناسی بابایی میخونم.خندید گفت بابایی دیگه چیه گفتم بر عکس ماماییه. با خنده گفت بی شوخی چی میخونی گفتم برق میخونم دانشگاه آزاد کرج.گفت حالا این بابایی دیگه چیه ؟گفتم به شما مامان شدنو یاد میدن به ما بابا شدنو.گفت الان بلدی بابا بشی گفتم چه جورم.خیلی میخندید کلی چرت و پرت گفتیم و خندیدیم فهمیدم از اون دختر پاچه ورمالیده های پر رو و حاضر جواب. هر چی من میگفتم حیا نمیکرد با من همراهی میکرد. پرسیدم خواهرم چیکار میکنه تا کی کلاس داره گفت تاعصر دانشگاه.گفتم من خستم میرم بخوابم گفت برو بخواب منم یه چیزی واسه ناهار درست میکنم میام منم یه چرتی بزنم. خواب بودم که با اومدن اون بیدار شدم ولی چشمامو باز نکردم تا اونم بیاد بخوابه.اومد نزدیک من یه متکا انداخت رو زمین ولو شد بگیره بخوابه.چند وجب بیشتر با من فاصله نداشت اتاق کلا 8 متر بیشتر نمیشد.پشتشو کرد به من و هیچی رو خودش نکشید گرفت خوابید.از قمبلی که کرده بود با شلوار تنگی که داشت معلوم بود حتی شرت هم نپوشیده هیچ خط شرتی از لباسش معلوم نبود.به کونش که نگاه میکردم بد حشری میشدم.از یه طرفم خیلی خوابم میومد گفتم بگیرم بخوابم بهتره.ولی قبلش سعی کردم بیشتر بهش نزدیک بشم تا تو خواب بدنمون به هم بخوره.از پشت بهش نزدیک شدم طوری که یک وجب بیشتر فاصله نداشتیم ولی جلوتر نرفتم.خوابم برد.توی خواب چند بار احساس کردم بدنش به من میخورد ولی خستگی نگذاشت از خواب پابشم.آخرای خوابم بود که خوابم داشت سبک میشد یه تکونی به خودم دادم اصلا حواسم به اون نبود ولی کیرم چسبید به کون اون.خودم از خواب پریدم.خودمو تو اون وضعیت دیدم کیرم راسته راست شد.اونم یه تکونی به خودش داد ولی یا خودشو به خواب زده بود یاطبیعی بود نمیدونم به هر حال از خواب بیدار نشد.خیلی حشری شده بودم تصمیم گرفته بودم بکنمش با اون اخلاقی هم که ازش دیده بودم فکر میکردم اونم بدش نیاد.خودمو زدم به خواب ولی هی کیرمو میمالیدم به کونش.کیرم داشت منفجر میشد زیپ شلوارمو باز کردم کیرمو در اوردم تو دستم با دستم میمالیدم بهش.هیچ تکونی نمیخورد حدس زدم بیدار شده باشه سرمو یواش آوردم بالا دیدم چشماش بازه.سریع رفتم پایین که اون نفهمه من میدونم که بیداره.یه خورده فکر کردم دیدم اوضاع مناسب خانوم راضی مثل اینکه.دست انداختم از تو شلوارش انگشتش کردم دستمو کشیدم به کسش خیس بود.شلوارشو کشیدم پایین از پشت کیرمو تنظیم کردم رو سوراخ کونش.اون هیچ حرکتی نمیکرد مثله اینکه اونجوری راخت تر بود.ولی گفتم بذار از خجالت درش بیارم.دست انداختم پستوناشو گرفتم.بلند شدم رفتم جلوش چشماشو بست لبمو گذاشتم رو لبش یه لب ازش بگیرم شروع کرد همراهیم کرد.دستم انداختم از جلو شلوارشو در آوردم گفتم شبنم جون پا شو قربون اون کونت برم.بلند شد گفت خواهر و برادر مثل همید جفتتون حشری هستید.منم قربون کیر نقلی تو بشم.خیلی بهم بر خورد گفت نقلی.گفتم یه جوری میکنمت تا دیگه اینو نگی.رفتم سراغ کسش لیسیدمش میخواستم از جلو بکنمش گفت نه اوپن نیستم از عقب بکن.دوباره رفتم پشتش کیرم به راحتی رفت تو کونش فهمیدم خانوم کونده تشریف دارن.گفتم چه گشاده گفت کار صاحبخونس.در حاله کردنش بودم جفتمون نفس نفس میزدیم پرسیدم منظورت از اینکه گفتی خواهر و برادر جفتتون مثل همید یعنی چی.گفت از من نشنیده بگیر ولی خوا<br />
هرتم به صاحبخونه میده.گفتم اوپنه؟گفت نه از پشت میده.صاحبخونه به جای کرایش هر ماه میاد مارو میکنه میره. ما هم پوله کرایه رو خرج خودمون میکنیم. شاخ در آورده بودم به شبنم میخورد ولی به خواهر من نمیخورد کون بده.گفتم یه چیزی ازت بخوام نه نمیگی گفت چی ؟گفتم کمکم کن خواهرمو بکنم.گفت عجب پر رویی هستی تو.گفتم به غریبه میدین شما پر رو نیستین من پر رو هستم.گفت شب جای خواهرتو میندازیم وسط تو از پشت بهش نزدیک بشی خواهرت بس که حشریه پشه از کنار کونش رد بشه حشرش میزنه بالا.گفتم ناراحت نشه دعوام کنه گفت نه.ولی جلوی من شاید روش نشه.گفتم چی کار کنیم پس.گفت فعلا منو درست بکن راضی بودم یه کاریش میکنم.تلمبه زدنمو بیشتر کردم دست انداختم پستوناشو فشار میدادم.جون کون شبنمو میگام جون.کونش چنان میلرزید که منو دیوونه میکرد.آبم اومد ریختم تو کونش.برش گردوندم گفتم چطور بود گفت بد نبود.گفتم قول میدی خواهرمو جور کنی؟ گفت تو کیرتو بچسبونی دم سوراخش بکن توش منتظر هیچی نمون.یه بار بره توش سگ حشر میشه خواهرت.صاحبخونه هم اولین بار منو کرد خواهرتو تو خواب میکنه همیشه.خواهرت لحافو میکشه سرش پشتشو میده بیرون اونم میکنتشو میذاره میره.تو هم همینجوری بکنش.شب شد خواهرم اومده بود از ظهر اعصابم بهم ریخته بود در مورد خواهرم طور دیگه فکر میکردم.خواهرم رفت دستشویی به شبنم گفتم بخوابیم.خندید گفت بخوابیم.خواهرم گفت شبنم جای فرشید بنداز تو حا.گفت نمیخواد هممون میریم تو اتاق میخوابیم.خواهرمم قیافشو کج و کوله کرد زورکی گفت باشه.رفتیم تو اتاق گرفتیم بخوابیم من سریع خودمو زدم به خواب ولی خواهرمو شبنم بیدار بودن.خواهرم وسط بود من یه طرفش و شبنم طرف دیگه خوابیده بود.شبنم به خواهرم گفت صاحبخونه زنگ زد.گفت فردا میاد.گفت وای خاک بر سرم فرشید اینجاس.میگفتی یه روز دیگه بیاد.گفت خره اون ماهی یه بار تعطیل میکنه فقط واسه اینجا اومدن چی بهش بگم.تازه اون روز عمم بود حشرش زده بود بالا کونشو میمالوند.خواهرم گفت یواش فرشید بیدار میشه.گفت بیدار شه مگه چیه.شبنم اینقدر از سکس حرف زد گه هم منو حشری کرد هم خواهرمو.آخرش گفت حالا بخواب فردا یه کاریش میکنیم.خواهرم گفت مرده شورتو ببرن باز منو هوایی کردی میخوابی.یه نیم ساعتی گذشت من کم کم آماده شدم که دست به کار بشم خواهرم نخوابیده بود میدونستم شبنم هم بیداره از سر کنجکاوی.خواهرم دامنشو زده بود بالا داشت خودشو میمالید.شبنم راست میگفت حشریه. خواهرم خودشو میمالیدو اه و ناله میکرد.شلوارمو در آوردم کیرمو گرفتم دستم بلند شدم رفتم دستشویی.ولی شلوار پام نبود.خواهرم فهمید که دارم بیدار میشم خودشو جمع و جور کرد.از دستشویی اومدم یه نور مهتاب تو اتاق بود.خواهرم داشت زیر چشمی منو میپایید.شبنم هم حواسش بود.رفتم سر بدون معطلی کیرمو در آوردم دستمو بردم زیر لحاف رسوندمش به کون خواهرم.یکم شرتشو کشیدم برگشت دستمو گرفت زیر گوشم گفت چه غلطی میکنی میخوای جلوی شبنم آبروریزی کنی کثافت خاک بر سرت کنم.الاغ بیام تهران بگم چه گوهی میخوردی اینجا.گفتم اومدم کرایه این ماهو بگیرم.گوهم خودت میخوری بر گرد با زبون خوش کونتم بده سمت من ادای آدم خوبارو در نیار.گفت گوه خوردم غلط کردم به کسی نگی یه وقت گفتم با منم باشی راز میشه دو طرفه.الانم به جای گوه خوردن کیرمو بخور.یالا.کیرمو بردم سمت دهنش دیدم شبنم داره نگاه میکنه.داشت با حالت تهوع کیرمو میخورد نزدیک بود بالا بیاره.گفتم بسه.کیرمو گرفتم گذاشتم رو سوراخش فشار دادم تو.چنان میگاییدمش ولی جرات نمیکرد جیک بزنه.منم از قصد با سرعت تمام حتی بدتر از شبنم میگاییدمش 5 دقیقه بیشتر طول نکشید که آبم اومد ریختم تو کونش.دم گوشش گفتم از این به بعد تهران اومدی یه راست میای پیش خودم.گفت جون من به کسی نگو گفتم به عشق کونت به کسی نمیگم.صبح که از خواب پا شدم خواهرم رفته بود دانشگاه شبنمو بیدار کردم گفتم کونده تو که گفتی خواهرم کیر بره سمتش حشری میشه نزدیک بود برام دردسر بشه.گفت خاک بر سرت هنوز خواهرتو نشناختی چقدر ترسو اینو براش آتو کنی از جلو هم بهت میده بدبخت از بابات خیلی میترسه.بکنش نوش جونت حالا هم بذار برو که صاحبخونه امروز میاد.گفتم تو رو چه جوری از جلو بکنم.گفت برینم بخور بعد از جلو منو بکن.بچه کونی روت زیاد شده برو گمشو.گفتم میگیرم زورکی میکنمت هیچ گوهی هم نمیتونی بخوری.ولی برای اینکه سری بعد بیشتر بهمون خوش بگذره این کارو نمیکنم.بوسش کردم و از خونه زدم بیرون.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177570</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم عاشق گایده شدن حلقشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Dec 2019 09:47:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اسپورت]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداریم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردین]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرین]]></category>
		<category><![CDATA[بمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بیارید]]></category>
		<category><![CDATA[بیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعور]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترافیک]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چهارراه]]></category>
		<category><![CDATA[حاملگی]]></category>
		<category><![CDATA[حیوانات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درازبکشم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقاً]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیت]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکش]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمتا]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[کیلومتری]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنمون]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینا]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[‫میخورین]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزاری]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[میفروشن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنین]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناشناس]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیریم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ولیعصر]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[قرار بود که من با فیلم سکسی هزار مصیبت و کمی هم با کمک پدرم یه پرشیا برا خودم جور کرده بودم و تو عشق اون بودم سکسی که هر روز میرفتم سر کار فقط شاه کس به خاطر ماشین که خرجش کنم شاید یکم اسپورت کردمعصر ساعت 6 تابستون 89 بود کونی که قرار [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>قرار بود که من با فیلم سکسی هزار مصیبت و کمی هم با</h2>
<p>کمک پدرم یه پرشیا برا خودم جور کرده بودم و تو عشق اون بودم سکسی که هر روز میرفتم سر کار</p>
<h3>فقط شاه کس به خاطر ماشین که خرجش کنم شاید یکم اسپورت</h3>
<p>کردمعصر ساعت 6 تابستون 89 بود کونی که قرار شود با دوستم علی با هم بریم من برا ماشین زنون بگیرم</p>
<h4>رفتم جنده دم در علی گفتم بپر بیرون میریم کار دارم</h4>
<p>گفت من نمیام گفت من میرم پستون دوست دخترم رو بینم بالاخره با هزار مصیبت راضیش کردم که جون من بیا</p>
<h5>من تنهای کوس حوصله ندارم برمساعت تقریباً 6:30 بود که اقا</h5>
<p>از خونشون زد بیرون بالاخره راه افتادیم به طرف جای که کلاً وسایل اسپورت میفروشن کمی دور بود تا وقتی که اونجا سکس داستان بزاریم هزار بار</p>
<h6>دوستم همش گفت منو پیاده کن برگردم سرم ایران سکس رو همش</h6>
<p>میخورد حوصله دیگه نداشتمرسیدم و یکی از دوستام جای معرفی کرده بود که دوستش بود بعد این که چهار تا زنون رو ماشین نصب کردن با کلی علاقه و زوق هزار بار تو را چراغ ها رو روشن خاموش می کردم که فلش بزنههوا کمی تاریک شده بود تو چهارراه شهناز تو ترافیک گیر کرده بودیم اکه کسی تبریز باشه میدونه کجاست و این دوست من مثل رادیو خراب ور ور حرف میزد که زود باش زود باش دقیقاً تو چهارراه یه جای که نبش چهار راه چند تا مسافر وایستاده بود یکم جلو تر از من یه پیکان نگه داشت که مسافر سوار کنه منم چون وسط چهار راه گیر کرده بودم بهش چند تا چراغ دادم که برومن یک لحظه دیدم یک خانوم واقعاً ناز و مامانی امد طرف ما سرش رو کم خم کرد و گفت ببخشید آقا ولیعصر واقعاً دختری بود که حتی ما نمی تونستیم خوابش رو هم ببینیم! یه مانتو تنگ پوشیده بود که تا کمرش بود معلوم بود بچه تبریز نبود چون هم فارس بودمن یه نگاه به علی کردم علی یه لبخند به من زد گفتم علی چیکار کنیم چون من اولین بارم بود که می خواستم یه دختر به این ماشین سوار کنم یکم ترس و اضطراب داشتم علی با تکون دادن سرش بهش فهموند که می تونیم برسونیمشدختره سوار شود و تا نصف های راه هر 3تامون هم ساکت بودیم یهو این دوست دیونیه من برگشت گفت حالا نمی خواین برسونیمتون به یه کافی شاپ چون کاملاً معلوم بود اگه کسی می خواست سوار تاکسی بشه به من توجه نمی کرد دختر که بعداً فهمیدم اسمش الهام بود با عشوه گفت نه نمیشه من رو برسونید بعد خودتون هر کجا دوست دارید بریدمن چیزی نمیگفتم تو فکر این بودم که الان میرسیم اونجا میگه پیاده نمیشم اخه تازگی ها این کار رواج پیدا کردهعلی از جلو یه کارت برداشت و زود شماره منو خودش رو نوشت و داد به دختره گفت اگه بازم خواستین برین جای به من خبر بدین میایم بالاخره دختر رو رسوندیم فلکه ولیعصر و پیاده شد و یه تشکر کوچیک کرد و رفتیه چند روزی گذشت هر روز که من و علی با هم میشدیم علی می گفت اون دختره زنگ بزنه چی میشه! یه روز عصر بود که تو پارک با بچه ها نشسته بودیم دیدم یه شماره ناشناس بهم زنگ زد اخه اولین بار بود که شماره ناشناس زن میزد یه خانوم بود گفت ببخشید علی آقا اول اصلا نفهمیدم کیه گفتم شاید اشتباه گرفته یه لحظه قیافه علی رو روبروم نشسته بودم یاده صدای دختر و علی افتادم با چند لحظه مکس گفتم من پدرام هستم ولی علی هم پیشمه چند ثانیه بدم بهش زود به علی گفتم که همون دختر هست اونم گرفنه بودبعد یک دقیقه حرف زدن علی گفت زود باش پاشو بریم گفتم کجا؟ گفت پاشو می گم همه بچه ها هم فهمیده بودن که داریم کجا میریم به جز خود من داشتیم بودو بودو میرفتیم ماشین از پارکینگ دربیاریم که علی گفت پدرام دختره میگه مامانم این رفتن مسافرت من حوصلم سر رفته بیاین منم بردارین بریم جای علی گفت پدرام فردا جمعه شنبه هم نمیریم سر کار بیا ببیریمش ویلای ما گفتم علی میتونی کلیدش رو از بابات بگیری گفت اره بابا میگم دوتای با پدرام میریم دو روز بمونیم برگردیم گفتم علی تو راه گیر بدن چی؟ گفت نمیدنگفتم علی اول زنگ بزن ببین میتونه بیا آخه نه اون ما رو میشناسه نه ما اون رو بعد اگه رفتیم تو راه بگیرن و اینجور گفت نه چیزی نمیشه قرار شد بنزین ماشین رو من بده بقیه چیزا از علی بود علی زنگ زد براش گفت که ما می خوایم امشب دوتای بریم ویلای خودمون تو گردنه حیرا دو روز بمونیم و برگیردیم یکم فکر کن اگه میای بهمون خبر بده که تو رو هم برداریم نیم ساعت گذشته بود علی گفت پدرام این نیومد خراب شدیم بیا برگردیم پیشه بچه ها پارک که دیدم به من زنگ زد من جواب ندادم دادم علی حرف بزنه علی وقتی باهاش حرف می زد احساس میکردم چشای علی از جاش داره میزنه بیرونعلی قطع کرد گفت پدارم پههههههههههههه دختر خالش رو هم میاره گفتم علی به قران تو راه میگیرن! اگه بگیرن هم به این راحتی ول نمیکنن گفت تو نترس چیزی نمیشه! قرار شد شب ساعت 9 دربیایم یکم علی ماشین برونه یکم من. همه چیز رو با خونه ردیف کرده بودیم فکر کنم مامانه من فهمیده بود همش می گفت پدارم مواظب باشین رسیدین زنگ بزن تو راه زیاد نگه ندارین زود برگردین و از این چرت پرت هاساعت نه شد من همه وسایل هامون رو گذاشتیم صندق عقب علی زود زنگ زد که آدرس بدین بیایم دختر یه ادرس تو باغمیشه داد و رفتیم رسیدیم دوتاشون هم محشر بودن من مونده بودم که اینا این مانتو و شلوار رو چطوری پوشیدن اگه دقت میکردی خط کسشون هم معلوم بود! اول که سوار شدن دوتاشون هم پشت سوار شدن من چیزی نمیگفتم و با جی پی اس گوشیم ور میرفتم علی هم داشت دوتاشون رو با حرف های که اصلا هم سکسی نبود حشری می کرد رسیدیم پلیس راه تبریز دیدم وای معمور وایساده به ماشینا میگه مدارک تو دلم گفتم نرفته گرفتنمون علی از کنار یه 18 چرخ که به اون گفت بکش کنار رد شد جوری شد که فکرش به اون بود ما رو اصلاً ندید خلاصه یه چهل کیلومتری رفته بودیم که علی گفت یکی تون بیاین جلو من برم عقب چشمام رو ببندم میگفت چشمام درد میکنه دورغ میگفت من میدونستم که می خواد چیکار کنه کشید کنار الهام امد جلو چون من بیشتر با اون راحت بودم 1:30ساعت بود که تو راه بودیم بد جور خواب زده بودم به سرم الهام برام داشت چای میریخت من صدای ضبط رو هم زیاد کرده بودم که خوابم نبره یهو به اینه وسطی نگاه کردم دیدم بله علی دارم با دختره لب میره خواب از سرم پریده بود همش میخواستم بکشم کنار من برم عقب استراحت چون شب هم بود چراغ ماشین ها از روبرو اذیت میکردبه علی گفتم علی من خوابم میاد بیا یکم تو برون علی گفت پدرام<br />
چشمام خیلی درد میکنه می دونستم دروغ میگفت گفتم علی منم خوابم میبره! با هزار مصیبت علی رو کشیدم جلو علی گفت پس برو عقب تو با ستاره که دختر خالش بود بشین میدونستم می خواست الهام هم بازی بده ولی نذاشتم گفتم الهام هم بیاد عقب شما برین جلوما راه افتادیم همش تو دلم میگفتم چطور دوستم رو بزارم رو پاش یا چیزه دیگه ولی میگفتم یهو ناراحت میشه میگه چای نخوره پسر خاله شدی من با ترس خودم رو کشوندم وسط دوتا صندلی جلو که کنترول ضبط رو بردارم خودم رو چسبوندم به الهام چیزی نگفت احساس کردم ناراحت نشده به بهونه ی این که ساعت رو نگاه کنم دستش رو گرفتم بعد خندید گفت چته؟ بپرس بگم چنده! خندید گفت دردم گرفت فهمیدم ناراحت نشده گفتم حالا که اینطور یه گاز از گردنت میگیرم میبینی درد به چی میگن من اول یه بوس کردم از گردنش چون می خواستم حشری بشه گفتم اول بوس کردم که بعد درد کنه دیگه نمیزاری بوسش کنم تا درست بشه تا امد بگه نکن و مقاومت کنه من یه گاز کوچیک از گردنش کرفتم ولی ثابت مونده بودم دیدم بله تون صداش عوض شده و میگه پدرام جون من نکن ولی در حالی که چشماش رو بسته بود زیر گوش یواشکی گفتم بازم گاز بگیرم فقط شنیدم گفت پدرام نکن یکم گردنش رو خوردم دیگه نای نداشت حرف بزنه بهم گفت پدرام رو پات یکم درازبکشم منم از خدا خواسته قبول کردم همون طور که دراز کشیده بود من داشتم سینه هاش رو از رو تاپ که از زیر مانتو پوشیده بود میمالوندم &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230; دیدم یکی داره میگه بیشعور پاشو رسیدیم خیلی رانندگی کردی خسته شدیچهار ساعت و نیم بود تو راه بودیم ولی برای من مثل برق ثانیه ها رد میشدن وقتی داشتم پیاده میشدم به گوش علی گفتم علی به الهام دست نزنی گفت چرا گفتم بعداً میگم به دختر گفتم شما برین رو تخت بگیرین بخوابین من و علی هم میریم اون یکی اتاق خواب می خوابیم ساعت 3 بود که من و علی هم خوابیدیم ساعت ده صبح بود دیدم یه صدای ناز میگه بچه ها پاشین ما حوصله مون سر رفته وقتی بیدار شودم دیدم وای دوتا دختر نار ملوس جلوم واستاده علی به گوشم میگه پدرام کودوم الهامه کدوم شتاره؟ گفتم بیشعور شتاره نه ستاره خودم هم تشخیص نمیدادم چون دوتاشون هم لاغر بودن نه زیاد لاغر دو حد خوب سینه هاشون بزرگ نبود من اصلاً از سینه ی زیاد بزرگ خوشم نمیاد ولی اندام و کمرشون خیلی خیلی خوب بود نگو از ما یک ساعت زود تر بیدار شده بودن آرایش کننرفتم که زود یه دوش بگیرم بپرم بیرون دیدم به علی از من جلوتر رفته گفتم علی درو باز کن منم بیام آخه ما مثل دوتا داداشیم هیچ چیز برامون مهم نیست وقتی دوتا تو حموم بودیم دوتا دخترا بیرون از خنده قش کرده بودن که ما تو حموم داریم کشتی میگیریم!بالاخره امدیم بیرون وای چه صبحانه ای درست کرده بودن ننم تا حال برام تو عمرم همچین صبخانه ای درست نکرده بود! نشستیم چهار تای حسابی خوردیم چون یه روز خوب در انتظار ما بود ستاره گفت علی- پدارم بیاین بریم بیرون تو جنگل بگریدیم الان هوا خوبه یکم که بگذره شرجی میشه زدم زیره خنده گفتم مامانه من گفته نرو یهو میری گم میشی میرزا کوچک خان جنگلی میشی! رفتیم یه 1ساعتی بود باهم گشتیم از تو جنگل همش الهام میگفت پدرام برا من از اون توت جنگلی ها بکن بده بعد برگشتیم ویلا علی گفت نهار رو شما درست میکنین شام رو هم ما قبول کردیم دخترا شروع کردن به درست کردن ناهار که اماده باشه بریم آستارا بگردیم بعد بیایم ناهار بخوریم همین طور هم پیش رفت رفتیم استارا علی بهم گفت پدرام ببین اگه دخترا برا آبشنگولی پایه هستن چهار تا آبجو یه مشروب بگیریم شب باید کارشون رو ردیف کنیم! منم قبول کردم و الهام رو کشیدم عقب گفتم اگه میخورین بگیریم گفن نه چهار تا زیاده همون دوتا بگیرین بسه بالاخره گرفتیم و برگشتیم ویلا رسیدیم خونه من رفتم دراز کشیدم جلو تی وی علی رفت به دخترا کمک کنه خدا میدونست کمک کنه یا&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. ولی به علی گفته بودم به الهام دست نزن اونم مثل مرد قبول کرده بودناهار و خوردیم بعد جعع کردیم الهام گفت من میرم حموم خیلی عرق کردم ستاره هم بعد اون رفت همین طور که چهار تا مون هم علاف بودیم هرکی یه جا دراز کشیده بود علی یهو گفت پدرام ببین خاک تو سرت از دیشب با برق زخیره داشیتم استفاده میکردیم پاشو بریم از جای بنزین گیر بیاریم بیایم ژنراتور رو روشن کنیم تا شب نشده دوخترا موندن خونه منو علی رفتیم بنزین گیر بیاریم همون از جاده خاکی زده بودیم تو گردنه یکی با گالون بنزین می فروخت زود گرفتیم و برگشتیم با هزار مصیبت رفتیم جور کردیم راستی خود اونجا برق داشت ولی یه ماه قبلش به بابای علی گفته بودن که برق اینجا مشکل داره برا مدتی قطع میکنیم تا تعمیر شههوا هکمی تاریک شده بود توی جنگل از لای درختا نور کم رنگ دیده میشد کم کم صدای عجیب غریب حیوانات شروع شده بود خیلی جالب بود الهام و ستاره داشتن سکته میکردن تا این که علی گفت من میرم بیرون باربیکیو رو روشن کنم تو هم جوجه ها رو ردیف کن تا غذا رو دروست کنم ستاره جلو تی وی بو من و الهام هم که بهم خیلی کمک کرد داشتیم غذا درست میکردیم سی سیخ جوجه کشیدم چهل دفعه من الهام رو بوس کردم اونم هی عشوه میومد بعد همه چی رو آماده کردیم تا شام بخوریم علی رفت یه اب انار و یه مشروب و دوتا آبجو آورد گفت خالی خالی که نمی چسبه شام رو خوردیم من زیاد مشروب نخوردم چون می خواستم این لحظه ها به یادم بمونه دخترا هم زیاد نخوردن یکی همون علی خودش بود که خیلی در حد مرگ خوردگفتم علی امشب من با الهام می خوابم الهام به خودش امد یهو گفت شتر در خواب بیند پنبد<br />
انه می دونستم داره ناز می کنه دست الهام رو گرفتم گفتم ما دوتا میریم یکم تو بالکون بشینیم شما هم یه بلای سر خودتون بیارید من زود پریدم قلیون رو جور کردم دوتای تو بالکون بودیم که من به الهام گفتم الی میزاری بوست کنم گفت تو که از صبح صد بار بوس کردی چیزی نگفتم داشتم به روبرو نگاه میکردم دستم رو انداختم دور گردنش به گوش اروم گفتم گل من دوست دارم با این که از من 2 سال بزرگ بود ولی یه حس خواصی داشت بهش گفتم الی چشمات رو ببند و شرو ع کردم گردنش رو خوردم یه پنج دقیق میشد که من داشتم گردنش رو می خوردم و دستم لای دوتا پاش بود پاهاش رو چسبونده بود به هم گفت پدرام دوست دارم ولی اینجا نمیشه ستاره میدا می بینه گرفتم بغلم گفتم ببرمت اتاق با صدای نازش و حشری بودن صداش گفت ستاره ببینه بد میشه منم که میدونستم علی الان داره ستاره رو میکنه گفتم اگه ببینه میگم خوابش برده از این حرف من خوشش امد و سرش رو گذاشت رو شونه ی من گفتم بغلم بردم تو اتاق گذاشتم رو همون تختی که دیشب با ستاره خوابیده بودن گفت پدراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام گفتم چی شده گلم؟ گفت میای پیشم یا تنهام میزاری؟ دراز کشیدم کنارش سرش رو گذاشت رو دستم با هم روبرو بودیم بهش گفتم الی من تو رو می خوام و بعد همین حرف لبم رو گذاشتم رو لبش شروع کردم به خوردن لبش هیچ عکس العملی نشون نمیداد دستم لای موهاش بود برای اولین بار توی عممرم داشتم به راحتی که الان کسی میاد یا کسی گیر میده چیزه دیگه با خیال راحت سکس میکردم چشماش رو بسته بود گفتم الی چی بیشتر دوست داری گفت تو هرچی دوست داشته باشی گردنش رو خوردم از این کار خیلی خوشش می یومد داشتم براش سینه هاش رو میمالوندم میگفت محکم فشار بده گفتم الی میخوای لباسهاتو در بیاری گفت می خوام تو دربیاری خونه و اتاق خیلی ساکت بود فقط صدای کردن علی و ستاره میومد دیدم که این صدا داره این لحظه ی من الی رو به هم میزنه با گوشیم یه آهنگ ابرو گوندش ملایم باز کردم و گذاشتم رو ریپیت که دوباره تکرار بشه به الی گفتم پا میشی تاپت رو در بیارم گفت باشه ولی نایی نداشت براش در اوردم موند یه سوتین و شلوارک سفید که شرت مشکشی که بدنش عرق کرده بود دیده میشد بوی عرق نبود بوی خواصی میداد محشر بودمحکم گرفتم بغلش کردم گفتم الی کاری میکنم بهترین لحظه ی زندگیت باشه شروع کردم به خوردن گردنش آروم رفتم پایین تر همش الی میگفت پدرام دارم تو آتیش میسوزم آه میکشید و چشماش بسته بود و اشک میریخت منم داشتم نوازشش میکردم سوتین ش رو در اوردم وای الان میدیدم بدنش چی بود و هست سفید تمیز یه لک هم نداشت دو تا سینه سفید که سر سینه هاش قهوه ای تیره دورش هم صورتی کم رنگ بود بهش گفتم الی اینا ماله کیه گفت مال پدرامم هست براش خوردم آه میکشید و گریه میکرد گفتم گلم چرا گریه میکنی گفت دست خودم نیست گفت شاید هم از روی دوست داشتن هست رفتم پایین تر داشتم شیکمش رو بوس میکردم از این کار هم خیلی خوشش امده بود زیپ شلوارکش رو کشیدم پایین دستم رو گذاشتم رو کسش خیلی خیلی داغ بود داشت می سوخت گفتم الی چرا این همه داغ بدنت گفت گلم میخوام سردش کنی اولش نگرفتم چی گفت بعد فهمید که می خواد ارضاش کنم شلوارک و شرتش رو دراوردم یه فرشته ی ناز یه دونه واقعاً تمیز و بدون لک بود مثل این بود که قبلاً دست نخورده پاهاش رو باز کردم براش کسش رو تا ارضا بشه خوردم یک لحظه دیدم میگه پدرام محکم بغلم کن بغلش کردم و با دستم کسش رو میمالوندم آب کوسش جاری شده بود بوی خوبی داشت یک لحظه محکم منو بغل کرد و بدنش لرزید فهمیدم ارضا شده گفت پدرام نمی خوای خودت لباس هاتو دربیاری؟ یادم افتاده خودم لباس همو درنیاوردم ولی الی لخت لخت هست گفت پدرام من خجالت میکشم من جلوی تو لختم ولی تو &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. منم زود لباس همو در اواردم ولی شرتم مونده بود الهام گفت پدارم من از ساک زدن بدم میاد نگو برات این کارو بکنم منم قبول کردم الی تازه به خودش امده بود گفتم پس چیکار کنم بکن تو کسم دیدم آخه خشک که نمیشه کیرم رو کردم لای پاش که یکم خیس بشه وای لا پای کردن دوختر هم خیلی حال میداد کیرم رو گزاشتم دم کسش گفتم گل من نمیترسی که گفت نه زود باش که من الان میمیرم نکنی تو آروم فشار دادم تو وای انگار رفته بود تو کوره آتیش کرده بودم همش رو که تا ته کرده بودم تو دیدم یه اه بلندی کشید گفت پدرام میدونی &#8230;..؟ گفتم گلم چی رو میدونم؟ گفت میگم یه ده دقیقه بود داشتم تلنبه میزدم گفتم داره ابم میاد قدری گریه کرده بود که دیگه حال حرف زدن نداشت گفت بزار بریزه توش منم خالی کردم همون جا همون طور که تو بغلم بود با گریه گفت پدرام سرطان کبد درام واقعاً حالم خیلی بد شده بود رفتم یه قرص ضد حاملگی اوردم و خورد با گریه تا صبح تو بغلم خوابیدصبح بیدار شدیم اصلاً باورم نمیشد که دیشب خواب بود یا واقعیت چون اصلاً حوصله نداشتم به علی گفتم ظهر برگردیم و برگشتیم تبریز تا تبریز اصلاً تو خودم نبودن همش الهام صدام میکرد یهو به خودم میومدم و&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;بعد ها بهم گفت من تا حال با کسی سکس نداشتم پردم هم خودم با دستم پاره کرده بودن به قرانی که تو ماشینم بود دست زد قصم خورد و من اولین و آخرین کسی بودم که باهاش سکس کردمتا این که دو هفته پیش از پیشم رفت واقعاً دوسش داشتم!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177476</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گایدن کس جنده خانوم در هوا</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Dec 2019 08:09:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[ازهمون]]></category>
		<category><![CDATA[ازونجا]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاس]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باحالیه]]></category>
		<category><![CDATA[بازکرد]]></category>
		<category><![CDATA[بخورید]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براحتی]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[بمالونم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنش]]></category>
		<category><![CDATA[توکونت]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[توهمین]]></category>
		<category><![CDATA[جاخورد]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چندروز]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درومده]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[روزمین]]></category>
		<category><![CDATA[روکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صمیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلشون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتیش]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتیه]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینه]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیکی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکوبید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندو]]></category>
		<category><![CDATA[میموند]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هروقتم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادمو]]></category>
		<category><![CDATA[وقتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یکی از همسایهامون رو بگم فیلم سکسی که مربوط میشه به قبل انتخابات88:من مهدی یا همون میتی یه رفیق صمیمیم دارم که اسمش نیماس خیلیم بچه باحالیه سکسی ما همسایه های زیادی داریم که با شاه کس توجه به بافت قدیمی محله مون همه باهم گرمو صمیمیم مثل محله های قدیم که کونی انصافا ادمای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یکی از همسایهامون رو بگم فیلم سکسی که مربوط میشه به قبل انتخابات88:من</h2>
<p>مهدی یا همون میتی یه رفیق صمیمیم دارم که اسمش نیماس خیلیم بچه باحالیه سکسی ما همسایه های زیادی داریم که</p>
<h3>با شاه کس توجه به بافت قدیمی محله مون همه باهم گرمو</h3>
<p>صمیمیم مثل محله های قدیم که کونی انصافا ادمای خوبی هستن تو بین همسایهامون چندتا خانوم هستن که منو نیما خفن</p>
<h4>تو جنده کفشونیم بعضی وقتا به نیما بشوخی میگم از زنت(فلانی)</h4>
<p>چه خبر خلاصه کلی هم بیادشون پستون جق میزنیم. یکی از اون همسایه ها اسمش لادنه. شوهرداره یدونه بچم داره سن</p>
<h5>خودشم حدودا کوس 35سال ایناس استیلش اینطورس که یه کون داره</h5>
<p>که وقتی میبنی ابت میاد پاهاش معلومه خفن توپولو گوشتیه پوستش بد نیس عینکیم هست زیادم مذهبی نیستن سینه های نسبتا درشت سکس داستان اما هرچی از</p>
<h6>کونش بگم کمه طوریه که وقتی راه میره ایران سکس از پشت</h6>
<p>دو لپش بالا پایین میشه هروقتم میومد خونه به ننم سر بزنه چادر میپوشید بدجور چادر لای لپاش میموند که ادموحشری میکرد.خلاصه اینطور بودکه روزا میگذشت من دانشجو بودمو نیما مکانیکی کار میکرد. یروز که داشتم از دانشگاه میومدم دور میدون شهرک غرب دیدم لادن خانم از یه ماشینه مدل بالا پیاده شد موقع پیاده شدنم باهاش دست داد خیلی رفتم توفکر گفتم شاید فامیلشون باشه اما بهش نمیخورد خلاصه فکری خورد بسرم.باخودم گفتم حالشو میگیرم ازین راه میتونم ازش باج بگیرم یروز که مطمئن بودم شوهرش سرکاره زنگ زدم خونشون سلام علیک کردم خودمو معرفی کردم خفن ترسیده بودم اما از طرز خداحافظیش بااون یا اون ماشینه یارو مطمئن بودم فامیلشون نبوده بعداز سلام علیکو اینا قضیرو پرسیدم گفتم عکس گرفتم گف بتوچه اشنام بوده گفتم به شوهرت میگم گفت زر نزن هرگهی میخای بخوری بخورقطع کرد ترسیدم نکنه واقعا اشناش بوده خلاصه بعد 10 دیقه زنگید خونمون گفت چی میخای ازجونم اشغال همینو که گفت دلم قرص شد منومن کردم گفتم پول میخام بعدازکلی جرو بحث گفت میام بهت میدم چند دیقه بعداومد خونمون اومدرو مبل نشست چادر تنش بود زیرشم دامن تاپ بود بعدیکم حرف گفت عکسو نشون بده گفتم نه اول پولو بده گفت باش عوضی اومد چیزی بگه گفتم پول نمیخام بجاش&#8230;. فهمید گفت خفه شو مگه پول نمیخای قاتی کردم تهدیدش کردم گفتم میخام یکم باهات حال کنم اولش ناراحت شدم که دارم اینکارو میکنم امابعدش فهمیدم خانم خرابه گفت چکارکنم گفتم باهم سکس کنیم یکم ساکت شد گفت نه اما یکم بهت حال میدم گفتم باشه یطور نگام کرد یلبخند کوچیک زدو گفت کثافت خلاصه اومد جلوم سریع دستاشوگرفتم گفتم یخورده فقط اروم بوسش گردم لبمو گذاشتم رو گردنش وای که چقد داغ شدم همینطور لیس زدم فقط توفکر کونش بودم چادرشو زدم کنار سینهاشو مالوندم چیزی نگفت بعد سرمو داد عقب گفت:خودم یکم بهت حال میدم دستشو گذاش رو کیرمو مالوند هی مالوندش منم طاقت نیوردم دستمو گذاشتم رو کونش وای که چه کونی گوشتیو بزرگ دستمو گذاشتم لاش شرتشو حس میکردم دستمو رو سوراخش فشار میدادم از زیر کسشو حس میکردم نفسم داشت بند میومد دیدم یدفه جلوم زانوزد شلوارمو دادپایین کیرم افتاد جلو صورتش تا دیدش گفت وای چرا اینقد بزرگه گفتم ماله خودته گفتم لادن خانم بدجور توکفتم همینطور که داشت ازتخمام میمالوند سرشو گذاشت تودهنش باورم نمیشدمعلوم بود که حرفه ای وقتیکه ساک میزد زیرچشی نگام میکرد درست تا نزدیکای تخمم میرفت تو دهنش وقتی سرشو میورد بیرون اب دهنش از کیرم سرازیر بود هی اروم سرشو میبرد تو وای فقط تو فیلما ایطور دیده بودم هی میگفت واقعا بزرگه تمام کیرم خیس شده بود از تخم میمالوندو ساک میزد احساس کردم دارم ارضا میشم بهش نگفتم ریخت تودهنش سرشو اوردبیرون بقیش پاشیدتوصورتش گفت اینم حال حالاعکسو پاک کن قضیرو واسش گفتم اما چیزی نگفت اومد که بره از پشت چسبیدم بهش گفت نکن گفتم بزار یکم از زیر کونتو بمالونم بدجور توکفت هستم گفت نه امادستمو از زیر چادر کردم تویکم مالوندمش بدش نیومد اما رفتشداستانوبه نیما گفتم کلی فحش دادبهم که نامرد تکخوری کردی ازین قضیه چندروز گذشت که دیدم لادن زنگ زد خونمون شمارش از تلفن بیرون بودافتاد گفت خونه ای تنهایی گفتم اره گفت کارت دارم اولش ترسیدم نیم ساعت دیگه خونمون بود اومد ازدر یکم لبخند زدو سلام علیک از ننم پرسید گفتم نیس گفت هیچی اومدم یسر بهت بزنم خیلی تعجب کردم اینطور ندیده بودمش خیلی خوشحال شدم گفتم خوش اومدی بشین الان چایی میارم ازونجا فهمیدم ایشون خراب تشریف دارن وقتی اومدم دیدم با شلوارکو تاپ جلم نشسته وای که دلم ریخت خیره شده بودم به پاهاش گفت چته چرا رنگت پریده گفتم خانم خوشگل ندیده بودم اومد کنارم نشست گفت خوبی اونروز زیادبهت حرف زدم ببخشیدمنم اصلا منگ بودم که چی میگه گفت سماورو خاموش کن چایی نمیخام بیایک باهم حرف بزنیم رفتم تواشپزخونه اونم اومد رفت در یخچال لحظه ای که خم شد چیزی برداره کونش خودشو بهم نشون داد معلوم بود زیرش شرت نداشت ازپشت چسبیدم بهش اونم خندیدو گفت دوس داری دس اوردم رو سینه هاش انکار باد کرده بود فهمیدم اون موقع که اومده بود قبلش حشری بوده گفتم بزار به نیمام بگم گفتم اونم اونروز دیدت گفت زر نزن اگه میخای بگی بگو این فیلمارو بازی نکن جلدی زنگ زدم اونم بیاد همینطور داشتم میمالوندمش برگش توصورتم بهم گفت هنوزم کیرت بزرگه گفتم بله منم بهمش گفتم بهم کون میدی گفت کون چیه کس میدم انگارکه یساعته زیر کیرکه اینطور حشری بود گفتم برگرد خم شووای که برگشت کونشو دیدم شلوارکشو اروم کشیدم پایین یدفه بوی غلیظ ابش خورد بهم باور نداشتم کونش جلومه زبونمو گداشتم رو سوراخ کونش هی لیسش میزدم اونم میگفت جوووون جووووون من اون کیر اونروزیو میخام ازهمون زیر سرمو گذاشتم لای پاش کسشو لیس میزدم هی ازم میپرسید این چیه داری میخوری منم هی میگفتم کس تو منم ازش میپرسیدم چی میخای میگفت کیر میخام دیدم ضدای زنگ اودم ازجا پریدم گفتم نترس نیماس گفت میرم اتاق درو باز کردم نیما ذوق زده گفت چی شده کی اینجاس گفتم لادن است. رنگش عوض شد به اون گفتم دم اتاق وایسا گفتم بیاتو خودم رفتم تو اتاق وای که چی دیدم لخت رو تخت خابیده بود رفتم جلو خابیدم روش سریع زیپ شلوارمو بازکرد کیرمو گرفت گفت به اونم بگو بیادتو وقتی که اومد تو جاخورد سریع لباساشو درورد با اون کیر سیاهش اونم اومد پیش مانشست بقیه داستانو از زبون نیما م بشنوید:وقتی لباسامو د<br />
روردم مهدی درحال مالوندن لادن بود اونم چشاشوبسته بود فقط میگفت جون لخت شدم رفتم منم اروم دستمو گذاشتم رو پاش وای با اون پاهای گوشتیش کسش سفید سفید بود امامنم مث نیما تو کف کونش بودم با یدستش کیر نیمارو گرفته بود با یدستش کیر منو بعدش پاشدم رفتم نزدیک صورتش گذاشتم که تلب کیرمو فرستاد تو دهنش کسکش طوری میک میزد انگار بهم برق وصل کرده بودن من جلوش وایسادمو اونم چاردستوپا شروع کرد کیرمو خوردن مهدی هم ازپشت شروع کرد کونشو لیس زدن وای وقتی که با دستش لپشوباز مکیرد مهدی زبونشو میکرد توکونش اونم میگفت جوووون من که تو فضا بودم هی کیرمو لیس میزد میگفت این چیه منم میگفتم کیر منه بخورش گفت توبیا کسمو بخور دوتاییتون بخورید جرم بدیدبرگشت پاهاشو باز کرد وای که کسش دست کمی از کونش نداشت ماهم عین وحشیا افتادیم بجونشش اخخخخخ اوهههههه بخور عزیزم بخور هردفه لیس میزدیم یه تف مینداختیم رو کسش بدجور ورم کرده بود خفنم حشری بود دستمو گرفت انگشتمو برد گذاشت لب کسش اروم فشارش دادم تو گفت جووووون مهدی هم دستشو کرد تو کونش شروع کردیم عقب جلو کردن دادش درومده بود گفت بسته بسته کیرتوتو بدید اول مهدی پرید روش اروم کیرشو کرد تو کسش من نگا میکردم لادن دستشو حلقه زد دور کمرمهدی میگفت محکم ضربه بزن اونم ضربه که میزد میگفت اههههه اون که میکنی کس منه بکنش گفتم بسته منم میخام من نشستم گفتم بیا بشین رو کیرم گفت الان میشینم فقط قول بده جرم بدی معلوم بود خفن وحشی شده نشست رو کیرم اروم رفت تو کسش خم شدو مهدی از پشت کرد توکونش دوتایمون ضربه میزدیم وقتی کس خیسشو میدیدم حشری تر میشدم مهدی هم که ضربه میزد لپاش بیشتر میلرزید روکیرم بالا پایین میپریدو سینش هی بالا پایین میشد مهدی هی ضربه میزد بادست میکوبید به لپ کونشو میگفت خوشکل این کونو ازکجا اوردی اینقد تنگه میخام جرش بدم برگشت با اخمی بهش گفت پارش کن مال خودته بعدش به من گفت بکن بکن محکم بزنید اخخخخخ دیگه حشری حشری بودم گفتم دوش دارم ابمو خالی کنم توکونت گفت نه بریز توکسم مهدی موهاشو از پشت میکشیدو ضربه محکم میزدو میگفت کونی میخام جرت بدم طوری میکشید که سر لادن بالا گرفته بود منم سینهاشو گاز میزدم کسکش دوتاییمونو براحتی جواب میداد کیرمو از کسش دروردم گفتم مهدی بزار یکم بکنم عثب گفت باشه توهمین موقع که میخاستم بکنمش مهدی یه عکس از کونش انداخت طوری که نفهمید منم کیرمو گذاشتم توکونش هی بالا پایین پریدتا ابمو یکجا ریختم توکونش درش اوردم مهدی کرد تو نفساش بدجوری زیادشده بود معلوم بود داره ارضا میشه هرضربه که مهدی میزد اب کیرمن از بغل سوراخش میریخت وای که این صحنه حشریم میکرد مهدی داد میزد خیلی خوشم اومده بود اونم ریختش توکونش همین که دوروردش لادن عین جنازه ولو شد روزمین از کونش اب زرد میزد بیرون(دوستانی که اب توکون ریختن میدونن) اون صحنه ادم دلش ضعف میکنه خیلی خوش باسن بود دمش گرم بعد ازن ماجرا تا الان دیگه قسمت نبوده البته شایدمهدی کرده باشه اما من بیچاره هنوز تو کفم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177318</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان خواب بود که &#8230;</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Nov 2019 07:27:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساساتی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیاری]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اسکناس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجام”]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چهارزانو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[طولانیه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهش]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میزنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[همانجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[یادگار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[.خوب که چرخی زد خود فیلم سکسی را خسته روی مبل راحتی انداخت . شال سرش را برداشت و با حرکتی موهای افشان و حالت دارش را سکسی روی شانه هایش ریخت . همان اول شاه کس مرا یاد نگین انداخت که اولین عشقم بود. رو به من با خنده ای نگاه کونی کرده و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>.خوب که چرخی زد خود فیلم سکسی را خسته روی مبل راحتی انداخت</h2>
<p>. شال سرش را برداشت و با حرکتی موهای افشان و حالت دارش را سکسی روی شانه هایش ریخت . همان</p>
<h3>اول شاه کس مرا یاد نگین انداخت که اولین عشقم بود. رو</h3>
<p>به من با خنده ای نگاه کونی کرده و راحت تکیه می دهد . -&#8220;خب! نکنه قراره تموم شب همونجا وایستی</p>
<h4>و جنده بروبر نیگام کنی؟! &#8221; به خود می آیم -&#8220;</h4>
<p>. . . البته که نه! پستون چیزی می خوری ؟&#8221; -&#8221; والا چه میدونم، شما صاحب اختیاری !&#8221; فکر نمی</p>
<h5>کنم چیزی کوس در یخچال باشد . سه روزی که صفورا</h5>
<p>ترکم کرده است هیچی نخریده ام . جلو می روم و کنارش می نشینم . باز هم دقیقتر نگاهش می کنم . سکس داستان تمیزتر و مرتب</p>
<h6>تر از چیزی است که فکر می کردم ایران سکس .- &#8220;جنده</h6>
<p>ای؟!&#8221; زیر خنده می زند، آنقدر می خندد که اشکش در میآید . -&#8221; نه خیرم! یه دوشیزه از آکادمی آکسفورد هستم . . . خب معلومه!&#8221;- &#8220;باور کردنش سخته&#8221; -&#8221; چی، جنده بودن من؟! خب معلوم شد از اون احساساتی هاش هستی . من یکی حوصله ندارم یه ساعت جفنگ بگیم . زود شروع کن .&#8221; -&#8220;چرا اینقدر عجله داری ؟ . . . آخه بهت نمیاد، مثل همه دخترا و زنای معمولی هستی!&#8221; -&#8221; حالا شما فرض کن ما جنده ی معمولی هستیم . مشکلی داری گلم؟&#8221; دستش را از روی شلوار به کیرم می رساند .- &#8220;ای بابا این که هنوز خوابه! &#8220;- &#8221; اسمت چیه؟&#8221; -&#8221; چه فرقی میکنه! لاله ، ژیلا،آرزو. . . &#8221; -&#8220;من فرهادم&#8221;-&#8220;خب منم ندا&#8221; دستم را به موی سرش می کشم.نوازشش آرامم می کند . -&#8220;میخوام باهام باشی&#8221;-&#8221; فعلا که اینجام! خوب حساب کنی مردی کردی&#8221; -&#8221; نه منظورم یه مدت طولانیه .شاید . . . شاید ازدواج کنیم!&#8221; یک لحظه جا میخورد . تبسمی کرده و شالش را سر می کند . -&#8221; نه خیر! مثل اینکه شما مشتری نیستی!خدا روزیتو جا دیگه حواله کنه !&#8221; به سمت در می رود.خودم را زودتر از ندا به در می رسانم-&#8220;کجا؟! . .چرا عجله داری؟&#8221; -&#8220;جندتم به خدا . ولم کن برم . شما خودت معمولی نمیزنی!این شر و ورا چیه میگی،مگه زن و زندگی نداری؟میخوای ما رو کیر کنی!&#8221; دستش را میگیرم .- &#8220;زنم ترکم کرده . اصلا تنهام. هیچکس رو ندارم .&#8221; -&#8221; خب ، پس دپرسی داری هذیون میگی. آ قربونت،برو پیش یه دکتر. &#8221; -&#8221; تو با یه عاشق چیکار میکنی؟&#8221; -&#8220;هیچی! اگه کیر داشته باشه میخورمش!&#8221; -&#8221; باشه! همون کارو کن&#8221; همانجا روی زانو می نشیند . شالش را بر می دارم . کمربندم را بازکرده و شلوار و شورت را پایین می کشد . نوکش را می بوسد. با گرمای دهانش و دستان ظریفی که لمسم می کنند کیرم شق می شود. آرام مو هایش را نوازش می کنم .- &#8221; خیلی خوشگلی!حیف نیست! بیا زن من باش. تا حالا کسی عاشقت شده ؟&#8221; چشمان شوخش نگاهم می کنند. معلوم است می خندد. دکمه های مانتو اش را باز می کند . از زیر مانتو بنفش و کوتاهش فقط تابی پوشیده با شلوار جین تنگ . پوست بدنش سفیدتر از صفوراست . -&#8220;چته! زود باش دیگه!&#8221; شلوارم را کاملآ در می آورم . ندا روی زمین دراز می کشد و عشوه گر نگاهم می کند . مثل مار می پیچد . کنارش می نشینم و تابش را در میآورم . لب روی لب می گذارم و تن نرمش را می مالم . با باز شدن کورست پستان هایش رها می شوند . برایش می مالم و می مکم . در سکوتمان فقط نفس فریاد می کشد. شلوارش را که کاملا به بدنش چسبیده است پایین می کشم . برای اینکه باور کند دوستش دارم کسش را لیس می زنم . کمی ناله می کند وسرم را به خودش می فشارد. -&#8220;برگرد . . . &#8221; سریع برمی گردد و چهارزانو می شود . راحت تا ته ئکسش را می کنم . آبم می ریزد. از پشت بغلش می کنم و خود را به او می مالم .- &#8221; ندا&#8221; -&#8221; جووونم&#8221; -&#8221; خوب بود&#8221; -&#8221; ای . . . بدک نبود&#8221; -&#8221; میخوام کونت بزارم&#8221; -&#8221; اوکی&#8221; انگشتش می کنم و بازهم به راحتی اینبار کونش می گایم .کنارش دراز می کشم و ندا هم روی زمین ولو می شود. رو به من می خندد. پس از حمام روی تخت می خوابیم .می خواست برود، نگذاشتم .-&#8220;ندا جون واقعا عشقم رو باور می کنی؟&#8221; می خندد. -&#8221; میدونی فرهاد جون من و امثال من کارگر جنسی هستیم . . . &#8221; -&#8221; این دیگه یعنی چی؟&#8221; -&#8221; یه پیرمرد که می گفت استاد دانشگاهه بعد چهار بار سرویس به جای پول درست و حسابی این شر ورا رو تحویلم داد. البته چون آدم متشخصی بود ازش خوشم اومد، گفتم حالی هم به این داده باشیم مفتی &#8221; -&#8221; نه ندا جون حرفاش رو فراموش کن . تا حالا عاشق داشتی ؟!&#8221; -&#8221; آره که داشتم! بهرام سیریش! شونزده هفده سالم بود به بهانه ی عاشقی منو برد به یه خراب شده ای . با دوستاش ریختن سرم ! حالا نکن کی بکن! پشتم و ندیدی؟!&#8221; بر می گردد و حوله را کنار زده قمبل می کند . درست روی هر دو طرف کونش جای سوختگی است . وقتی می کردمش متوجه نشدم . -&#8221; اینا یادگار همون روزن . &#8221; -&#8221; میدونم سختی کشیدی خونواده چی؟ &#8221; -&#8221; یتیمم . عمه گلی مثلا قیمم بود. شوهرش مفنگی بود .میدونستم یه روز میفروشتم، از کجا میدونستم قرار ه بهرام اوراقم کنه!&#8221;تا نصفه های شب حرف میزنیم . با بوسه بر لبش آخرین جمله ام را می گویم &#8221; دوست دارم&#8221;صبح زود از خواب بیدار میشوم . ندا کنارم نیست . صدایش می کنم . کاغذی برایم نوشته است:&#8221;فرهاد جون ببخشی فضولی کردم و سری به کمد و کشو زدم . میدونم صفورا جانت رو طلاق دادی چون یه ماه دیگه قراره بمیری . لابد دوسش داشتی . خوش به حالش . با اجازه به قدر کارمزدم اسکناس زدم به جیبم . دیشب واقعا باورم می شد . ولی حرفای اون پیرمرد خیلی ارزشمند بوده! آقا فرهاد، من شاید کارگر جنسی باشم، ولی هیچوقت برده ی عشقی نمیشم !&#8221;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2570</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف  جنده لاشی معتاد به سکس</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Nov 2019 09:55:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آزمایش]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماست]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاز]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمتگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودصدای]]></category>
		<category><![CDATA[بودیممن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[‫بوسیدمشو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتمو]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چندوقت]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[خیلییی]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیییییی]]></category>
		<category><![CDATA[دارمبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سراغشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شکایتی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناخته]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صمیمیت]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عکساشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنشو]]></category>
		<category><![CDATA[کنمنمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلاتش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوناش]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ندارمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<category><![CDATA[وخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کامل کامل میشه.دستمو گداشتم روی فیلم سکسی سینش و آروم مالیدم وای خدایا همه چیزش بی نقص بود تن هر دومون مثل کوره داغ داغ شده بود.دستامو سکسی بردم پشت کمرش و همین طور که شاه کس محکم به خودم چسبونده بودمش بلندش کردم و با یه حرکت از زمین کندمش.گفت: چیکار کونی میکنی دیوونه؟گفتم: [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کامل کامل میشه.دستمو گداشتم روی فیلم سکسی سینش و آروم مالیدم وای خدایا</h2>
<p>همه چیزش بی نقص بود تن هر دومون مثل کوره داغ داغ شده بود.دستامو سکسی بردم پشت کمرش و همین طور</p>
<h3>که شاه کس محکم به خودم چسبونده بودمش بلندش کردم و با</h3>
<p>یه حرکت از زمین کندمش.گفت: چیکار کونی میکنی دیوونه؟گفتم: زمین سرده اذیت میشی.گفت: عوضش تن تو داغه.لبمو گذاشتم رو لبش و</p>
<h4>همینطور جنده که تو بغلم بود و پاهش دور کمرم حلقه</h4>
<p>بود بردمش تو اتاق خواب و پستون با هم خوابیدیم رو تخت.تخت مادر بزرگم یه تخت یه نفره بود. گفتم: ببخشید</p>
<h5>تخت کوچیکه کوس جا نیست من باید روی تو بخوابم.گفت: من</h5>
<p>که شکایتی ندارم.گفتم: الاهی قربونت برم که انقدر خانومی و با نداری من میسازی. دوباره شروع کردم به قلقلک کردنش ،همینطور که سکس داستان به خودش میپیچید</p>
<h6>و میخندید گفت: دیوونه دلم درد گرفت. گفتم: ایران سکس الهی قربون</h6>
<p>دلت برم الان از دلت در میارم وتاپشو دادم بالا و روی نافشو بوسیدم. وای خدای من چی پوست لطیف و نازی داشت. بعد از چنتا بوسه زبونمو رو نافش کشیدم.چنان آهی کشید که آتیش گرفتم همینطور شکمشو میبوسیدم و میومدم بالا و هی تاپشو میزدم بالا تا به سوتینش رسیدم اصلال توقف نکردم سریع اونم دادم بالا و افتادم به جون سینه هاش که واقعا خوردنی بودن اصلان سیر نمیشدم تا جایی که میتونستم سینشو تو دهنم میکردم و موقع بیرون اوردن نوک سینشو که حسابی بیرون زده بود رو با دندونام اروم فشار میدادم اونم فقط آه میکشید و معلوم بود مثل من غرق لذته.اومدم بالا تر وگردنشو خوردم تا رسیدم رو لاله گوشش و شروع کردم به خوردن لاله گوشش. فهمیدم که خیلی حساسه رو گوشش چون دیگه صدای ناله هاش خیلی بلن شده بود.تو گوشش گفتم که خیلییی دوست دارم و تا ابد عاشقتم. گونمو بوسیدو گفت من بیشتر.سرمو بردم عقب و ذل زدم تو چشاش. گفتم: من شنام خوبه ولی تو چشای تو همیشه غرق میشم. چشماشو بست و گفت: بیا اینم نجات غریق.گفتم: دیوونه من همشه غریق تو هستم چه چشات باز باشه چه بسته.یه بوس از لبش کردمو گفتم: اذیتت کردم نه؟ ببخشید یهو شد.گفت: چه اذیتی من که خیلی لذت بردم. مرسی.محکم بغلش کردمو زیر گوشش گفتم: من نمیخواستم اینجوری شه عشق من پاک و خالصه نمیخوام فکر کنی به خاطر اینجور چیزا میخوامت.گفت: میدونم عزیزم ولی به نظرمن اینکار مکمل عشقه وصمیمیتو بیشتر میکنه.گفتم: یعنی تو ناراحت نشدی؟گفت: نه میخوای واسه اثباتش تا آخرش بیام؟ اینجوری باورت میشه من بیشتر دوست دارم.بعدش چرخید و از زیر من اود بیرون و تاپشو در اورد و سوتینشو باز کرد.همینطوری نگاش میکردم که گفت: خجالت میکشی منم تنت رو ببینم؟سریع تیشرتمو در آوردم و بغلش کردم تن لختمون که به هم چسبید هر دومون آه کشیدیم.من دوباره گوشاشو میخوردم و اونم با ناخوناش رو پشتم میکشید.دیگه هر دومون مثل دیوونه ها به هم میپیچیدیم. دوباره از گردنش شروع کردم به بوسیدن و رفتم پایین با هر بوسه من اسممو صدا میزد و میگفت دوست دارم.به شلوارش که رسبدم یه لحظه مکث کردم به صورتش نگاه کردم. چشاشو بسته بودو اسممو مدام صدا میزد. با خودم گفتم باید بهترین لذت رو به بهترین کسم بدم.سریع دکمه و زیپ شلوارشو باز کردم وشلوار و از پاش در آوردم خودشم کمرشوداد بالا و کمکم کرد. از کف پاش بوسیدم اومدم بالا یه نقطه رو هم بدون بوسه نذاشتم تا رسیدم به شرتش.شرتش خیس بود و عطری ازش میومد که واقعا هوشو از سرم میپروند.از روی شرت کسشو بوسیدم و چند بار لیسیدم بعد اروم شورتشو کشیدم پااین و از بالاش میبوسیدم.شورتشو که کامل در آوردم شروع کردم به بوسیدن و لیسدن کسش. از کسش براتون نمیگم چون هر چی بگم حق مطلبو ادا نکردم. فقط بگم که اصلا انگار متعلق به دنیای حقیقی نبود.وقتی کسشو میخوردم هی کمرشو بلند میکرد و من قشنگ لرزشو تو تمتم تنش میدیدم با یکی از دستام سینشو میمالوندم وبا دست دیگم شلوارمو باز میکردم نمی خاستم یه لحظه هم لبمو ازکسش جدا کنم.شلوار و شرتمو باهم در اوردمو رفتم بالا گردنشو بوسیدم و چسبیدم بهش از تماس کیرم با کسش یه لحظه لرزید. آخه اصلا نفهمید من کی شلوارمو در آوردم. زیر کیرم با درز کسش مماس شده بود شروع کردم به عقب و جلو کردن و قتی میومدم جلو تا تخمام که به کسش مالیده میشد رو حس میکردم. خیلیییییی خیلییییی لذت بخش بود.صدای ناله های نازی انقد بلند شده بود که میترسیدم همسایه ها بشنون.بعد از چند دقیقه پاهی نازی رو بستم و کیرمو گذاشتم لای پاش کیرم لای کسش بالا و پایین میشد نازی میگفت دارم آتیش میگیرم عشقم تو چقدر داغی. 10 دقیقه ای تو همون حالت تلمبه زدم تا دیدم آبم داره میاد کیرمو در آوردمو آبم با فشار ریخت رو شکم نازی. خیلی زیاد بود خودمم باورم نمیشد که انقد زیاده.سریع چنتا دستمال از کنار تخت برداشتم با عذر خواهی زیاد شکمشو پاک کردم دیدم دستاشو باز کرده یعنی بیا نو بغلم معلوم بود نای حف زدن نداره. البته منم دست کمی از اون نداشتم ولو شدم تو بغلش.ازش تشکر کردم به خاطر اینهمه لذتی که بهم داده. اونم تشکر کرد وگفت که 2 بار ارضا شده. 10 دقیقه تو بغل هم بودیم که یکم حالمون جا اومد.ساعتو نگاه کرم دیدم هنوز 1ساعت وقت داریم.گفتم: نظرت چیه یه دوس بگیریم سر حال بشیم.گفت: موافقم.رفتیم تو حموم من تمام تنشو واسش لیف زدم یه جورایی انگار دارم زیارت میکنمکلی زیر دوس لب گرفتیم خیلی حال میداد حتما امتحان کنین.بعدش که اومدیم بیرون من به اصرار زیاد راضیش کردم بزاره موهاشو سشوار کنم وشونه بکشم.وقتی موهای قشنگشو شونه میکردم دیدم داره اشک میریزه.گفتم: چی شده نازی من؟گفت: بعد از فوت مادرش هیچکی اینطوری واسش موهاشو شونه نکرده بوده.یه عالمه بوسیدمشو گفتم: دیگه نمیخوام هیچوقت گریون ببینمت.گفت: سعیمو میکنم ولی هیچوقت یه دختر نمیتونه قول بده که گریه نمیکنه.خلاصه اونروز گذشت ولی از روز یه عشق و صمیمیت خیلیییی زیاد بینمون بر قرار شدمثل زن وشوهرا شده بودیم.من هر هفته براش یه کادو میخریدم.یه گوشی خیلی گرون واسش خریده بودم که همیشه شنیده بودم میگفت از این گوشی خوشش میاد.اولش قبول نمیکردولی من بهش گفتم: دوست دارم با گوشیی که دوست داری با کسس کهدوست دارس حرف بزنی.من وضع مایم زیاد خوب نبود ولی دوست داشتم همیشه بهترین چیزا رو واسش بگیرم،بهترین جاه ببرمش.چند ماه بعدش یه روز تو شرکت نشسته بودم که دیدم کمرم درد میکنه. اول اهمیت ندادم ولی هی بدتر شد. طوری که 2ساعت بعدش کارم به بیمارستان کشید و بعد از معاینهو آزمایش و سنو گرافی دکتر گقت سنگ کلیه دارم و چون دیر متوجه شدم یکی از کلیه هام از کار افتاده ونیاز به عمل دارم و شاید مجبور شم با یه کلیه زندگی کنم وکلی در باره شرایط سخت و مشکلاتش برام گفت/ولی من تمام فکرم این بود که با این شرایط چطور میتونم با نازی باشم حاظر بودم بمیرم ولی سختس کشیدنشو نبینم چه برسه به اینکه خودم مایه ناراحتیش باشم.تصمیم گرفتم از این موضوع بهش چیزی نگم و آروم آروم ازش جداشم. خیلی تهت فشار بودم. از یه ظرف درد امونمو بریده بود و از طرف دیگه غصه نازی.همش بد اخلاقی میکردم تا شاید ازم زده شه ولی اون هر روز بیشتر بهم محبت میکرد حتی یه بار خودش هرجوری بود خونه دوستشو خالی کرد تا یا هم باشیم اینجوری میخواست منو بیشتر به خودش نزدیک کنه وقتی رفتم ازم خواست که باهاش سکس کامل کنم تا از اطمینانش بهم مطمعن شم ولی من قبول نکردم. با هم سکس کردیم ولی من فقط به این فکر بودم که برای آخرین بار اونو به لذت برسونم. اون روز هرکاری میتونستم واسه خوشنودی نازی کردم. تا با خاطره خوش از هم جدا شیم ولی اون از همه جا بی خبر هی ازم تشکر میکرد و میگفت: کی میشه مال هم بشیم و هر شب بتونیم اینجوری با هم باشیم.من که میتونستم نمیشه به اینراحتی نازی رو راضی کنم از هم جدا شیم دنبال یه راه حل بودم تا به این نتیجه رسیدم که بهترین راه اینه که اون از من بدش بیاد و اینم فقط در صورتی پیش میومد که اون ببینه من بهش خیانت کردم.خدا منو ببخشه ولی این واسه اون خیلی بهتر بود تا اینکه در کنار من یه عمر غصه و عذاب داشته باشه.از طرفی هم من دختری رو نمیشناختم که بخوام ازش تو این کار کمک بگیرم.خواهرمم نازی رو میشناخت آخه یه بار ما رو دعوت کرد خونشون تا با نازی آشنا بشه من با خواهرم خیلی راحتم و راجع به خودمو نازی بهش گفته بودم. اونم وقتی نازی رو دید ازش خیلی خوشش اومده بود و همیشه سراغشو میگرفت.خلاصه یهشب که بدجوری هم درد داشتمو تلفنی با نازی صحبت میکردم هی میگفت چته تو چبزیت هست به من نمیگی.گفتم: من تو بچگی اسممو رو یکی از دخترهای فامیل گذاشتن که شهرستانه الان گیر دادن که باید با اون نامزد کنم و منم هر کاری میکنم راضی نمیشن که این قضبه رو بیخیال شن 2/3 بار هم اومدن تهران و من با دختره حرف زدم و هیچ راه فراری نیست نازی خیلی ناراحت شد و گفت: دوروغ میگی.گفتم: نه باور کن. من هر دو روز تلفنی باهاش حرف میزنم.نازی گفت: الان مغزم کار نمیکنه فردا میام پارک نزدیک شرکتتون با هم صحبت کنیم.منم با یکی از دوستام که همیشه با چنتا دختر دوست بود تماس گرفتم و بهش گفتم که یه دختری هست که به من گیر داده و میخواد باهام دوست باشه ولی من نمیخوام و بهش گفتم نامزد دارم ولی باورش نیشه.میشه به دوست دخترت بگی کمکم کنه و وقتی بهش زنگ زدم وانمود کنه نامزد منه؟دوستم کلی منو مسخره کرد که خره حالا که یه دختر خودش داره التماست میکنه تو ناز میکنی و&#8230;.خلاصه گفت باهاش حرف میزنم خبرت میکنم.قرار شد فرداش که من نازی رو دیدم به اون دختره زنگ بزنم و بزارم رو اسپیکر تا نازی بشنوه.فردا بعد از ظهر بود که نازی زنگ زد گفت داره میاد و تا 20 دقیق دیگه تو پارکه.منم به اون دختره زنگ زدم هماهنگ کردم و رفتم سر قرار خواستم از ماشین پیاده شم که نازی رو دید که داره ازاون ور خیابون میاد اومد سمت من وگفت: حوصله پارکو ندارم سوار شو یه دوری بزنبم.تو مسیر یه سی دس از تو کیفش در آورد و گفت: اینو واسه تو گلچین کردم ولی وقتی من رفتم گوش کن. خلاصه همون حرفای شب قبلو بهش زدم و گفتم اگه باور نمبکن الان بهش میزنگم.یه گوشه پارک کردم و به دختره زنگ زدمو گذاشتمرو اسپیکر اونم گوشی رو برداشت وخیلی گرم باهام صحبت کرد وگفت ظهر غذا پخته و&#8230;وسط حرفاش نازی با چشمای گر یون در ماشینو باز کرد و واسه همیشه رفت.تا شب تو خیابونا مچرخیدم و سی دس که نازی داده بود وپر از غم بود رو گوش میکردم و اشک میریختم. چند وقت بع به پیشنهاد چنتا از آشنا ها پیش چنتا دکتر دیگه رفتم و با عمل جراحی کلیه م روبراه شد ولی حالا دیگه نازی رو نداشتم.الان 4 سال از اون ماجرا میگذره و من چند ماه پیش نازی رو تو فیس بوک اد کردم اونم بهم ایمل زد چرا ادش کردم. گفتم همینجوری بالاخره ما یه روزی دوست بودیم.البته قبلش هم هر چندوقت یه بار بهش از تلفن عمومی زنگ میزدم که فقط صداشو بشنوم. هر سال شب تولدش بهش میزنگم ولی چیزی نمیگم.از اون وقت کارم اینه که هر چند وقت یه بار برم تو فیس بوک عکساشو ببینم و اینجوری دلتنگیمو جبران کنم.نمیدونم چی کار کنم.اگه کسی فکر میکنه راهی هست تا دوباره بتونم با اون باشم کمکم کنه.این قصه واقعی بود ولی من بعضی چیزاشو تغییر دادم تا شخصیتاش شناخته نشنببخشید که بیشتر تلخ و بود تا سکسی.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176903</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی جندگی رو به دخترش یاد میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Sep 2019 05:48:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابمو]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونه]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[حواستو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دهنمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صادقیه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونش]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کارمونو]]></category>
		<category><![CDATA[کردیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[مشغوله]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هم آشنا شدیم ولی هم فیلم سکسی رشته نیستیم با این حال خیلی زود با هم صمیمی شدیم تا جایی که اسرار همدیگرو بهمدیگه میگفتیم.یه بار فرشاد سکسی چیزی بهم تعریف کرد که با اینکه شاه کس داستان سکسی و سایت سکسی زیاد دیده بودم برام تعجب داشت و باورنکردنی بود.پدر فرشاد کونی فوت کرده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هم آشنا شدیم ولی هم فیلم سکسی رشته نیستیم با این حال خیلی</h2>
<p>زود با هم صمیمی شدیم تا جایی که اسرار همدیگرو بهمدیگه میگفتیم.یه بار فرشاد سکسی چیزی بهم تعریف کرد که با</p>
<h3>اینکه شاه کس داستان سکسی و سایت سکسی زیاد دیده بودم برام</h3>
<p>تعجب داشت و باورنکردنی بود.پدر فرشاد کونی فوت کرده و با مادرش تو یه آپارتمان تو تجریش زندگی میکنن.ما هم حوالی</p>
<h4>صادقیه جنده تهران.من به خونه فرشاد اینا زیاد میرفتم و از</h4>
<p>مادرش که اسمش پریوش بود خیلی پستون خوشم میومد چون هم یه زنه جا افتاده بود و هم اندام و هیکلش</p>
<h5>قشنگ بود کوس کونش نه خیلی بزرگ بود و نه خیلی</h5>
<p>کوچیک. معمولی و دلربا.البته جلوی من لباسهای کاملا پوشیده داشت ولی خب یک زن اگه چیزی مالی باشه با هر نوع پوششی سکس داستان توجه رو به</p>
<h6>خودش جلب میکنه. یه بار فرشاد بهم گفت ایران سکس با مادرش</h6>
<p>سکس داره من کلی زدم تو سرش گفتم خر خودتی فکر کردی من گاگولم واسه من خالی میبندی.خیلی سعی کرد بهم بفهمونه که راست میگه.دیگه تو دانشگاه به فرشاد خالیبند صداش میکردم.بهش بر میخورد ولی من ول کن نبودم تا اینکه بهش گفتم آدم یه سری چیزارو فقط با دیدن با چشمای خودش باور میکنه .گفت حالا که اینجوره من بهت ثابت میکنم ولی دو تا شرط داره اول اینکه بین خودمون بمونه دوم اینکه دویست هزار تومان ازت میگیرم اگه حرفم راست بود اگه نه من میدم.گفت حالا باور میکنی؟یکم شک کردم نکنه حرفاش راست باشه گفتم باشه فقط چجوری ثابت میکنی؟گفت از خونتون اجازه بگیر یک شب خونه نری.گفتم مثلا کی گفت پنج شنبه شب.پنج شنبه غروب با هم بودیم رفتیم از رو کلید آپارتمانشون یکی دادیم درست کردن نقشه واسه فرشاد بود.گفت میای خونه ما شامو میخوریم از آپارتمان میای بیرون هر وقت تک زنگ زدم میای تو قایم میشی تو اتاق من زیر تخت.گفتم خوب بعدش چی؟گفت بعدش صبر میکنی ما کارمونو شروع کنیم میای تماشا میکنی.فقط اگه صدات در بیاد بیچارت میکنم حواستو جمع کن خیالی به سرت نزنه.با خودتم دستمال داشته باش کف دستی رفتی خونمونو به گند نکشی.دیگه نیازی نبود که برم و سکس فرشاد و مادرشو ببینم باورم شده بود بس که جدی بود.رفتیم خونشون شامو خوردیم و من تمام مدت تو فکر پریوش بودم این بار به دقت نگاش میکردم تو دلم حس خاصی بود.نیم ساعت بعد از شام گفتم من دیگه باید برم بعد از کلی تعارف بازی اومدم بیرون رفتم تو پارکینگ قایم شدم.40 دقیقه گذشت یه تک زنگ زد سریع رفتم بالا آروم کلیدو انداختم که فرشاد خودش درو باز کرد قلبم داشت میومد تو دهنم.گفت بدو برو تو اتاق من خودشم اومد گفت مامانم رفته تو دستشویی مسواک بزنه.هیچ وقت از قبل برای سکس هماهنگ نمیکنیم تو هم که رفتی چیزی نشد الان میخوام جلوی خودت همه چیزو نشونت بدم.تو فقط صدات در نیاد.رفت بیرون برقهارو همرو خاموش کرد فقط توی هال یه چراغ رو میزی با نور رنگی و کم روشن موند.تلویزیونو روشن کرد زد رو کانال پی دی اف داشت یه فیلم ایرانی نشون میداد.مامانش که از دستشویی اومد بیرون بهش گفت بیا بشینیم فیلم نگاه کنیم دو تا بالش گذاشت رو زمین کنار هم خوابیدن مشغوله تماشا شدن.اتاق پشت سر اونا بود و من میتونستم از پشت نگاهشون کنم.فرشاد دست انداخت رو سینه مامانش گفت قربونش بشم.پریوش گفت میگی بیا فیلم ببین بعد نمیذاری ببینیم چی میگه.فرشاد گفت فیلم بهونه بود خواستم کنار هم دراز بکشیم بدن خوشگل مامانیمو نوازش کنم.پریوش گفت فقط نوازش ناقلا فرشاد گفت نه حالا ببینیم چی میشه. پریوش خندید گفت خوب بریم تو اتاق من دیگه رو تخت.فرشاد گفت نه امشب یه تنوع بدیم همینجا. پریوش گفت باشه.فرشاد شروع کرد لباسو شورتشو درآورد مامانش کیرشو که دید گفت مثل اینکه واسه خودت بریدی و دوختی من فقط باید بگم چشم.کاندومو کی کشیدی رو کیرت؟گفت وقتی دستشویی بودی تصمیم به سکس گرفتم سیندرلای من.حالا اجازه هست.پریوش گفت اجازه ندم با این وضع تو تو خواب انقولک میکنی منو پس شروع کن که هواییم کردی.مامانش همینجور دراز کش رو بالش بود فرشاد بلند شد دامنو از پای مامانش کشید پیرهنشم درآورد.سوتینه مامانشو زد کنار گفت به یاد بچگی یکم پستون مامانو بخوریم.فرشاد دیگه طوری بود که میتونست منو ببینه ولی من اصلا نمیتونستم به طور واضح مادرشو ببینم.خواستم جلوتر برم فرشاد با ابرو اشاره کرد که نرم.مامانش گفت فرشاد بسه بچگیتم تا سر سینمو زخم نمیکردی از دهنت در نمیاوردیش.فرشاد گفت از همون بچگی فهمیده بودم چه مامان نازی دارم. پریوش میخندید گفت بسه شروع کن دیگه.فرشاد هم بدون معطلی شروع کرد کردنه مامانش.در حالی که تلمبه میزد داشت به من نگاه میکرد چشمک بهم میزد.منم بدن مامانشو نمیتونستم کامل ببینم فرشاد هم که اشاره کرده بود جلو نرم ولی نتونستم طاقت بیارم جلوتر رفتم و نزدیک شدم فرشاد ترسید ولی من اشاره کردم که جلوتر نمیرم.فرشاد میخواست منو حشری کنه اعصابمو خورد کنه هی میگفت جون جون چه کسی چه سینه هایی داره مامانم.نکبت همش حرفهای سکسی میزد تا منو هوایی کنه.یه چند بار دیگه تلمبه زد بهم اشاره داد که برگردم تو اتاق رفتم تو اتاق کیرمو از شورت در آوردم سریع خودمو توی دستمال کاغذی خالی کردم.باز برگشتم ببینم کارشون به کجا کشید که دیدم فرشاد ابش اومده دارن قربون صدقه هم دیگه میرن.منم رفتم تو اتاق قایم شدم.مامان فرشاد رفت دوش بگیره فرشاد اومد تو اتاق گفت حال کردی؟گفتم حالشو تو کردی من باید 200 تومن پیاده بشم انصافه؟نمیشد ما هم یه دستی به مامانت میزدیم تا این 200 تومن کوفتمون نشه.گفت زیادت هم بود فیلم سکسی زنده نشونت دادم پررو نشو.خلاصه اینکه شب من تو اتاق فرشاد خوابیدم فرشاد هم با مامانش تو یه اتاق دیگه.صبح قبل از اینکه کسی از خواب پا بشه از خونشون رفتم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176296</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خوب نرمش کن برای کیرت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%86%d8%b1%d9%85%d8%b4-%da%a9%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%86%d8%b1%d9%85%d8%b4-%da%a9%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Sep 2019 08:38:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشش]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[باسنتو]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترم]]></category>
		<category><![CDATA[بکنمتگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بکونمت]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهش]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمو]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوندید]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دربارش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روانیم]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتماونم]]></category>
		<category><![CDATA[گرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[هرجایی]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[به اسم مستعار سیما تویه فیلم سکسی مهمونی آشنا شدم،سیما خیلی خوش اندام بود قد نزدیک 165 واندام متوسط،سینه ها و باسن متوسط اما واقعا اندامش سکسی سکسی بود،خلاصه دوستی ما ادامه داشت تا اینکه شاه کس من متوجه شدم سیما فقط هفده سالشه اما از فرم آرایشش بیشتر بهش میخورد،خلاصه بهش کونی گفتم من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>به اسم مستعار سیما تویه فیلم سکسی مهمونی آشنا شدم،سیما خیلی خوش اندام</h2>
<p>بود قد نزدیک 165 واندام متوسط،سینه ها و باسن متوسط اما واقعا اندامش سکسی سکسی بود،خلاصه دوستی ما ادامه داشت تا</p>
<h3>اینکه شاه کس من متوجه شدم سیما فقط هفده سالشه اما از</h3>
<p>فرم آرایشش بیشتر بهش میخورد،خلاصه بهش کونی گفتم من خیلی بزرگترم بهتره بیخیال بشیم اونم بدجوری بهش برخورد گفت به سن</p>
<h4>نیست جنده به شعوره ازاین حرفا،خلاصه گفت باید حضوری دربارش صحبت</h4>
<p>کنیم که منم گفتم باشه،گفت بریم پستون کافه الان گفتم نه دارم اطاقمو تمیز میکنم گفت بیام کمک گفتم بیا گفت</p>
<h5>جدی گفتم کوس گفتم خوب بیا گفت مگه خالیه خونتون گفتم</h5>
<p>نه اما اطاقم جوریه که در مجزا داره و تو ساختمون نمیره گفتم بیا،بعد یه ساعت حدودآرسید با یواشکی امد تو اطاق،البته سکس داستان اگه میفهمیدن چیزی</p>
<h6>نمیگفتن بهم، خلاصه نشستو منم یه اهنگ گذاشتم،اونم ایران سکس گفت میتونم</h6>
<p>راحت باشم گفتم آره مانتوشو در آورد،یه کاور مشکی پوشیده بود با یه شلوار لی ابی روشن،وای چه اندام سکسی داشت پیش خودم گفتم عجب گهی خوردم گفتم بهم بزنیم،گفتم بیا عکسامو ببین تو کامپیوتر اونم امد نشست رو پام باهم ببینیم منم بغلش کردم یکم نگاش کردم نمیدونم چی شد یدفعه شروع کردم لب گرفتنفشاید یه ده دقیقه ای داشتیم لب میگرفتیمو منم با دست میکشیدم به کمرو دستای لختش،دیگه حسابی داغ شده بودیمو منم شروع کردم به خوردن دست و کتفو هرجایی که لخت بود،بند سوتین مشکیشم که روی بدن گندمی رنگش پیدا بود داشت دیونم میکرد از طرفی نرمی باسنش که روی رونم بود کیرمو راست راست کرده بود،بهش گفتم یه لحظه بلند شو من جای چیزمو درست جاش تنگه داره میشکنه،خندیدو بلند شد منتظر که دوباره بشینه که نگام افتاد به کونش که بالای چاک کونش با یه شورت مشکی از شلوار فاق کوتاش زده بود بیرون،این صحنه روانیم کرد چون عاشق کون دخترم نه برای کردن برای نوازش،گفتم همینطور وایسا بعد شروع کردم کونشو مالیدنو اون قسمت لختش خوردن،وای چقدر نازو نرم بود خوشمزه دلم میخواست اصلا نکنم فقط کونشو بخورم بعد چند دقیقه گفت مهران من به باسنم حساسم میخوری نمیتونم صدا نکنم،منم خوابوندمش رو تخت دمرو دوباره کونشو مالیدم که بهم گفت بخواب روم همینطوری منم خوابیدم کیرم مالیده میشد به باسن نرم سیما اونم فقط ساکت بودو حال میکرد،بهش گفتم پایه ای باهم حال کنیم گفت نه گفتم چرا گفت مهران من خیلی بد شهوتی میشم میترسم جلوی تو حسابی آه وناله کنم تا ارضا بشم گفتم خوب بکن عزیزمگفت دفعه بد گفتم هرچی تو بگی بعد گفت بیا تو بغل هم بخوابیمو لب بگیریم گفتم باشه اون به پهلو راست خوابید منم به پهلو چپ بغلش کردم سفت و لب میگرفتیمو کیرمو پسبوندبودم از رو شلوار به کسشو تکون میدادم،گفت مهران میشه از رو شلوار منو بکونی گفتم چه مدلی دوست داری بکنمت،گفت به کمر بخوابم پاهامو بزارم رو شونت کیرتو بمالی به کسم گفتم بخواب ،خوابیدو مچ پاشو گذاشت رو شونم طوری که پاچه شلوارش تا ساق پاش رفت بالا که یدفعه یادم افتاد این ساق پا تو مهمونی منو حسابی جذب خودش کرده بود برای همین تو همون حالت شروع کردم با زبون و لب حسابی ساق پاشو خوردن کیرمم میمالیدم از رو شلوار به کسش،دیگه حسابی داغ شده بودو میگفت پامو نخور داری منو دیونه میکونی میخوام جیغ بزنم از لذت تو همین موقعیت یه دفعه مامانم صدام کرد منم سریع کیرمو دادم بالای که تابلو نشه رفتم ببینم چی میگه که گفت منو بابات داریم میریم ملاقات خاله اقدس نمیایی بریم گفتم نه دلم میخواد منتظر کسیم،حالا تو دلم میگفتم کس ننه خاله اقدس فقط زودتر برید،داشتم بال در میاوردم بعد که مطمئن شدم رفتن گفتم سیما حالا بیا یه سکس حسابی بکنیم هرچقدرم میخواهی جیغ بزن،از رو تخت بلندش کردم کاورشو در اوردم با سوتین مشکی و شلوار لی خیلی سکسی شده بود دلم نمیومد لختش کنم بلاخره سوتینشو در آوردو حسابی سینه و گردنو کمرشو خوردمو کونشو میمالیدم بعد گفتم پشتتو بکن دکمه شلوارتو باز کن یواش یواش تا وسط کونش کشیدم پایین امات شورتش سر جاش بود وای روانی شده بودم همش کونشو از رو شورت میبوسیدمو صورتمو میمالیدم بهش که گفت مهران تورو خدا از باسن من دل بکن دارم میمیرم از داغی که دیگه مجبور شدم شلوارشو در آوردم با شورت بود،منم سریع لخت لخت شدم گفتم حالا خودت میگی چجور بکونمت یا خودم بگم،گفت خودم میگم الان میگی بزار باسنتو بخورم،گفتم خوب بگو گفت من رو شکم میخوابم کیرتو از لای پام بزار رو کسم خودتم بخواب روم گفتم از رو شورت گفت آره میترسم پردم آسیب ببینه،خلاسه دمرو خوابید یه کمر نسبتا سفید تمیز با پاهای ناز و با یه باسن متوسط خوش فرم معرکه تو یه شورت مشکی محو تماشا بودم که گفت خسته نشدی انقدر نگام کردی بیا دیگه عشق من منم خوابیدم روش وای چه گرمایی داشت تنش کون نرمشو اطراف کیرم حس میکردم کیرمم لای پاهش چسبیده بود به کسش اونم همش نفس نفس میزد یه ده دقیقه ای تو این حالت بودیم که گفت مهران باهام حرف بزن منم شروع کردم ،میگفتم کیرمو رو کست حس میکنی انم میگفت آرههه،میگفتم گرمای کگیرمو دوست داری میگفت آرهههههه،کست کیرمو حس میکنه،آرههههههههههه،همینطور آره هاش بلندترو شهوتی تر میشد منم همینطور حرف میزدم باهشو گوش و لپشو میخوردم موهای مشکیش پخش شده بود رو صورتش نمیدونید چه حسی داشت باور کنید نیم ساعت تو همین حال میکردمش اما نمیذاشت پاشم منم کمرم درد گرفته بود پورن استار که نیستیم گفتم یکم خستگی بگیریم توهم بیا کیرمو بخور گفت نه من نمیتونم فقط الان کیرتو بخورم دارم میمیرم از شهوت گفتم خوب منم همزمان کستو میخورمفتا اینو گفتم شورتشو در اورد من خوابیدم رو به سقف اونم برعکس خوابید رومو کیرمو شروع کرد به خوردن کسشم گذاشت رو دهن من منم اول حسابی نگاش کردم وای خدتون تصور کنید کس دختر هفدهساله چیه یکم تیره بدون گوشت اضافی تمیز بوی گل میداد چقدر خدا این کسو خوشگل افریده بود اول با لبام از کسش لب کرفتم اماسیما خانم حسابی خیس کرده بودا اما ابشم خوشمزه بود هم کسشو میخوردم هم کون نازشو میمالیدم،اصلا تو فکر از کون کردم نیستم چون بعدش بوی بدی میگیره کون منم دوست دارم تا آخرین لحظه بخورم کون نازشو،نمیدونم چقدر تو این حالت بودیم اما طولانی شده بود که یه دفعه گفت مهران کسم گرمای کیرتو میخواد گفتم خوب بخواب گفت شرتمو بده گفتم نه از روبرو بزارم لای پات تو نمیره گفت باشه،به پهلو خوابیدیم منم کیرمو گذاشتم لای پاش تا چسبید به کسش یع دفعه یه آه بلند کشید گفت چقدر داغه بهد ارضا شد منم تو رو شکم خوابوندمشو لای کونشو باز کردمو کیرمو گذاشتم لاش ،لای پاهاش نه لای چاک باسنش و از دیدن این کون زیبا و حس کردن نرمیش ارضا شدمو ابمو رو کونش خالی کردمو با کیرم رو کونش پخش کردم این کار همیشه من آب باید رو کون خال بشه چون خیلی زیبا میشه بعد یه ده دقیقه دمرو دراز کشیده بودو منم تماشا میکردم بعدشم گفتم حرفمو پس میگیرم با هم میمونیم.امیدوارم ببخشید طولانی بود،نظر بدید تا بازم از خاطرات سکسی خودم بگم.مرسی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%86%d8%b1%d9%85%d8%b4-%da%a9%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176280</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اینا تو تورم هستن نه ما , ببین چجوری کیر رو میخوره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%85-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%85-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 Aug 2019 08:12:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حقیقتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستامون]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرارسید]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتری]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتره]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگایید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[مینوشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدش]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سعید گردی دلیلش رو نمیدونم فیلم سکسی ولی خیلی واسم جالب بود هر کی یه روز میومد مدرسه میگفت دیروز سعید رو گاییده من خیلی کنجکاو شده سکسی بودم که بکنمش ولی اثلا به من شاه کس نمیداد دلیلش هم به خاطر ترسش بود که از اون دوستام داشت ولی از من کونی بد بخت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سعید گردی دلیلش رو نمیدونم فیلم سکسی ولی خیلی واسم جالب بود هر</h2>
<p>کی یه روز میومد مدرسه میگفت دیروز سعید رو گاییده من خیلی کنجکاو شده سکسی بودم که بکنمش ولی اثلا به</p>
<h3>من شاه کس نمیداد دلیلش هم به خاطر ترسش بود که از</h3>
<p>اون دوستام داشت ولی از من کونی بد بخت حتی یه پشه هم نمیترسیداین قضیه اینقدر تکرار شد تا رسیدیم به</p>
<h4>دوران جنده راهنمایی که همه دوستامون از هم جدا شدیم تا</h4>
<p>هر کی یه مدرسه راهنمایی بره پستون من با یکی از دوستام که اونو خیلی گایید تو یک مدرسه بودیم همش</p>
<h5>ازش سوال کوس میکردم که تو چه جوری اونو راضی میکنی</h5>
<p>و اونم یه کسشرهایی تحویل من میداد من میرفتم سمت اون سعید ولی بازم پانمیداد این قضیه سه سالی که من با سکس داستان اون دوستم تو</p>
<h6>یک مدرسه بودیم گذشت تا این که دوستم ایران سکس مدرسه رو</h6>
<p>ول کرد و یه کار تعمیراتی انجام میداد(شاگردی میرفت)من به درسم ادامه دادم تا اینکه یک رشته انتخاب کردمو رفتم پی درسم اون دوستم اینقدر با آدمای مختلف از هر لحاظ گشت که دیگه غیر از کس چیز دیگه نمیکرد.خلاصه داستان به جایی کشیده شد که من دوباره رفتم سمت سعید و باهاش دوست سمیمی شدم من تو یه سالی که پشت کنکور موندم با پول پدرش رفتو تودانشگاه علمی کاربردی ثبت نام کرد و بعضی اوقات واسه سوال کامپیوتری میومد پیش من منم هر موقع بحث کون میاوردم پیشش اخم میکرد میگفت از این حرفا نزن من دیگه واقعا اعصابم به هم ریخت که چرا به من نمیده خلاصه بعد از یک سال منم رفتم دانشگاه وشروع به درس خوندن کردم بعضی اوقات میدیدمش باهاش گرم میگرفتم تا اینکه یک روز به من گفت پدرومادرم میخوان برن مسافرت و منم خونه تنهام گفتش بیا یک شب خونمون باهم باشیم تا صبح منم از خدا خواسته حرفشو دو تا نکردم و قبول کردم این بین که بهتون نگفتم من یک دوست سمیمی دارم که یک سال ازم کوچیکتره و رشته ریاضی فیزیک میخونه تو مشکلات ریاضی میرم سراغش و ازش کمک میگیرم اسم اون دوستم شهرام هستش خلاصه اون شب فرارسید منو شهرام با سعید رفتیم خونشون با هزار درد سر یک قلیان جور کردیم که اون شب بی خود نشینیم همدیگرو نگاه کنیم بعد از چند سر کشیدن من گفتم هر کی امشب اول بخوابه اونو میکنم اون دوستم که بهم اطمینان داشت با این موضوع مشکل نداشت چون میدونست من اونو نمیکنم و میمونه سعید که از ترس کونش تا ساعت 2 شب بیدار بوداز قدیم گفتن که میخوای بچه رو راضی کنی با چوچولش بازی کن من هم اون شب اولای شب با کیرش چند بار ور رفتم و میدونستم دیگه حشری شده و کارش تمومه خلاصه آخر شب شد دیدم اونا نمیخوابن منم باید صبح زود میومدم خونه و مغازمونو باز کنم من خودمو زدم به خواب دیدم بعد از چند دقیقه اون دوستم (شهرام) خوابید و صدایی ازش در نمیاد و سعید یواش یواش با کیرم داره ور میره که کیرم دیگه سیخ شده بود در حد تیم ملی بعد از ده دقیقه از روی شلوارم ور رفتن دستشو برد تو شرتم و شروع به مالیدن کیرم کرد دیگه کیرم داشت میترکید بعد از نیم ساعت دیدم خودش کارو تموم کرد وروشو اون طرف کرد وکونش طرف من شد منم دیگه وقت تلف نکردم سریع کیرمو در آوردم و نزدیک کونش کردم و با کیرم به کونش نوازش میدادم یواش یواش شلوارشو کشیدم پایین و از روی شرت مالش حسابی دادمش دیگه داش حال میکرد منم قشنگ درازش دادم و شروع کردم به کشیدن شرتش از پاش یه خورده پا فشاری کرد ولی به زور کشیدمش پایین وای که چه کون گونده ای جلوم بود اوش گفت داخل کونش نزارم ولاپاش بزارم من قبول کردم ولی بعد از کشیدن شورتش دیگه طاقت نیاوردم و شروع کردم به نوازش سوراخ کونش با کیرم اونم هی میگفت داخل کونم نزار درد میگیره منم میگفتم باشه داخل نمیزارم بعد از چند دقیقه به خودم گفتم که شورتشو که کشیدم پایین کیرم که دم سوراخشه الانه که باید کلکشو بکنم و سر کیرمو یه خورده خیس کردم وشروع کردم به لاپایی کردن که دیگه دم سوراخشم خیس شد و منم عقده چند سالمو یه شبه میخواستم خالی کنم هر چی نازشو کشیدم گفت تو کونم نذار انگار که دختر برای اولین بار میخواد کس بده منم گفتم اینجور نمیشه چند بار که لای پاش تلمبه زدم یه دفعه با تمام زورم کیرمو دادم توکونش بهتون بگم که کیرم هم کلفته هم یه خورده بزرگ وقتی دادم تو کونش دیگه نفسش بالا نمیومد منم از ترس اینکه جیغ نزنه و این دوستم بیدار نشه جلوی دهنشو گرفتم و چند بار که تو حالت دراز کشیده بود تو کونش کردم دیگه از حال رفت آخه طاقت کیرمو نداشت منم که عقده دوران کودکی تو دلم بود همشو یه شبه خواستم خالی کنم روش که بعد از ده دقیقه تلمبه زدن آبم داشت میومد تو خونه هم نزدیکم دسمال نبود که پاکش کنم مجبور بودم بریزم تو کونش آبمو اون دیگه نفسش بالا نمیومد من که کارم تمام شد و آبمو تمام و کمال ریختم تو کونش از فرط بی حالی افتادم کنارش و بعد از ده دقیقه دیدم داره نفس نفس زنان میره تو دستشویی که خودشو تمیز کنه خلاصه ما اون شب یه دل سیر گاییدیمش و از دلمون در اومد.الان که دارم این قضیه رو واستون تعریف میکنم تقریبا یک ماه از قضیه میگذره که سعید دیگه طرفم نمیاد از کیرم خیلی ترسیده و منم دیگه در پی اینم که یه دختره که مشتری ثابت مغازمونه و هیکل درست و سکسی هم داره بکنم و یک دل سیرم سر دختره خالی کنم و اون دوستم که میگفتم تو دوران ابتدایی زیاد سعید رو میگایید الان نامزد کرده نمیدونم نامزدش چی میکشه از دستش ولی بچه باحالیه.در کل اگه سرتونو درد آوردم شرمنده آخه من دیدم هر کی داستانشو اینجا میگه ما هم گفتیم بگیم شاید ادمین قضیه مارو هم تو سایت بزاره اگه غلط تایپی داشتم هم شرمنده چون اولین بارم بود داستان مینوشتم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%85-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2646</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ملف حشری کیر رو حسابی ساک میزنه تو آشپز خونه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2019 05:10:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشم]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیارش]]></category>
		<category><![CDATA[ازطرفی]]></category>
		<category><![CDATA[استخوان]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبا]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگمو]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پسرونه]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تمایلی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمونو]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودکار]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحاله]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دلشوره]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روانیم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زیرزمین]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[سربازیش]]></category>
		<category><![CDATA[سروصدا]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[فروشنده]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیعنی]]></category>
		<category><![CDATA[کردنیه]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کلاهکش]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذروند]]></category>
		<category><![CDATA[لباسایه]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبه]]></category>
		<category><![CDATA[مصنوعی]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مقایسه]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میخاست]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشداین]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[میمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میوفته]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[با دیدن لباس خواب شورت فیلم سکسی توری قرمز یا سندل پاشنه بلند دلم میریختخیلی دوست داشتم تنم کنم برم جلو آینه و خودمو ببینمکلی لوازم آرایش سکسی وجوراب توری زنانه داشتم چند تا هم شاه کس سندل پاشنه 10 سانتاین وسایل رو با بد بختی تهیه کرده بودم چون خرید این کونی جور چیزها [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>با دیدن لباس خواب شورت فیلم سکسی توری قرمز یا سندل پاشنه بلند</h2>
<p>دلم میریختخیلی دوست داشتم تنم کنم برم جلو آینه و خودمو ببینمکلی لوازم آرایش سکسی وجوراب توری زنانه داشتم چند تا</p>
<h3>هم شاه کس سندل پاشنه 10 سانتاین وسایل رو با بد بختی</h3>
<p>تهیه کرده بودم چون خرید این کونی جور چیزها برای یه پسر تو سن 17 سالگی یکم غیر عادی به نظر</p>
<h4>میرسید جنده معمولا به فروشننده میگفتم واسه کسی کادو میگیرم هرچند</h4>
<p>این حرف هم زیاد قابل قبول پستون نبود و فروشنده باز جوری بهم نگاه میکردهیچ کس از دنیایه عجیب من خبر</p>
<h5>نداشت و کوس من همیشه وحشت داشتم که کسی بفهمه و</h5>
<p>آبروم برهپدر و مادر من وقتی 8 سالم بود از هم جدا شده بودند من تنها فرزندشون بودم پدرم بازرس شرکت برق سکس داستان بود که در</p>
<h6>ماه دو هفته ای ماموریت شهرستان میرفت و ایران سکس خونه نبودوقت</h6>
<p>زیادی برای تنها بودن داشتم نا راضی هم نبودم گاهی به دیدن مادرم میرفتم که با مادر بزرگم زندگی میکرد ولی بیشتر خونه خودمون بودم اونجا بیشتر خوش میگذشتآرایش کردن تو خونه بهترین تفریح من بود همه جور آرایشی بلد بودم در حد یه زن کاملا&#8221; حرفه ای !البته اینم بگم واقعا&#8221; اندام و پوست خیلی سفید بدون مو ضریفی داشتم باسنم مثل باسن بقیه دوستام نبود کمرم باریک باسن برجسته و گوشتیم همه جا تو چشم میزد پاهام ضریف و قشنگ بود هیچ زمختی پسرونه ای نداشت یادم میاد چند تا از دوستام می گفتند اندامت مثل دخترا میمونه به روم نمی آوردم ولی تو دلم یه جوری میشدم یعنی خوشم می اومدمعمولا&#8221; وقتی استخر میرفتم بعضی ها جوری نگاه می کردن که معلومه تو نخم هستن هم خجالت میکشیم هم هشری میشدم زیر چشمی به الت هاشون نگاه میکردم که چه جوری از زیر مایو معلومه که تا به اون زمان سکس واقعی نداشتماوایل که سنم کمتر بود مداد یا خودکار تو خودم میکردم بعدش خیلی چیزا یاد گرفتمیاد گرفتم چطوری خودم رو با شیلنگ آب گرم تمیز و خالی کنم که از کس هم تمیز تر باشهبعد آرایش کردن با خودم ور میرفتم لاک میزدم سندل پاشنه بلند میپوشیدم و جلو آینه قمیش میومدمبعد اون با خیار حال میکردم خیلی لذت بخش بود معمولا&#8221; از چند تا تو سایز های مختلف استفاده میکردم اونجوری احساس میکردم با چن نفر دارم حال میکنم هر چند دقیقه عوض میکردمشخوب فهمیده بودم که هرمون های زنونه بدنم خیلی بیشتر از مردونه غالبم شده دیوانه وار نیاز شدید به سکس با یه پسر یا مرد رو داشتم که دهنش چفت و بست داشته باشه نمیتونستم به هیچ کس اعتماد کنم وحشت آبرو ریزیش همیشه جلومو میگرفت باعث شده بود این قضیه فقط داخل خونه وتو تنهای باشهبا یکی از هم کلاسی هام صمیمی شده بودم میدونستم که روم نظر داره ولی به اون هم نمی شد اعتماد کرد ودر ضمن هم سن من بود زیاد تمایلی بهش نداشتممن یه خاله داشتم که در شهرستان بناب زندگی میکردند ودرهر ماه چند روزی رو خونه مادر بزرگم می آمدند من یه پسر خاله داشتم به نام &#8220;هادی&#8221; که مشغول خدمت سربازی بود که روز های آخرش رو می گذروند و من مدت زیادی بود ندیده بودمشاز مادر بزرگم شنیدم که خالم اینا فردا قراره که بیان شنیندم که این بار هادی هم مرخصی گرفته اون هم میادهادی از من هشت سال بزرگتر بود ولی از لحاظ هیکل و قد و قواره استخوان بندی خیلی درشت تر از سننش دیده میشد پسر شلوغی بودفردای اون روز من به خونه مادر بزرگم رفتم همه شون اومده بودند گفتیم و خندیدم خوش گذشتبا هادی بیشتر از قبل سمیمی شده بودم چند بار بیرون رفتیم کلی از خاطرات سربازیش برام تعریف کرده و خندیدیمتو فصل تابستون بودیم هوا گرم بود به سرمون زد بریم استخر و آب تنی کنیم که تازه از اونجا ماجرا شروع شد !!!تو رخت کن احساس کردم از دیدن بدن من یه جوری شده راستش من هم با دیدن بدن درشت و پر موی هادی داشتم دیونه میشدم خیلی خیلی مردونه و زمخت بود یه کم شکم داشت جلو موهاش یه کمی زود ریخته بود که ارثی بود و باعث شده بود مثل یه مرد نزدیک به چهل سال دیده بشه از همون لحضه به بعد شرو کرد به بیشتر صمیمی شدن و گفتن جوک سکسی از این حرف ها متوجه شده بودم با دیدن بدنم برام تیز کرده! به رو خودم نیاوردم ولی بد جور هیجان داشتم ولی باز میترسیدمتو آب که بودیم من جای عمیق نمی رفتم چون شنا بلد نبودم و هادی با این بهانه که بیا خودم شنا یادت میدم به بدنم دست میزد حتی چندین بار وقتی خیلی نزدیکم بود بدنم به الت سیخ شدش خورد که معلوم بود بزرگ و کلفته قلبم داشت از جا کنده میشداین جمله رو هادی هم گفت که بدنت خیلی دخترونه ست ! البته چیز جدیدی نبود زیاد شنیده بودم خودم خوب میدونستم که چه تیکه ای هستم تو دلم میگفتم&#8221;&#8221; بد بخت منو با آرایش و لباس سکسی ببینی دیونه میشی !از اونجا که بر گشتیم شب شده بود تو حیاط یه گوشه خلوت کرده بودیم صحبت میکردیم و میخندیدیم که بحث های جدیدی شروع شد از من پرسید که دوست دختر دارم یا نه سکس داشتم یا نه خلاصه از این حرف ها که خوب میدونستم چه نقشه ای داره از نوع رفتار من یه چیز های فهمیده بوددیر وقت بود وقت خواب شده بود ولی نه من خوابم می اومد نه هادی مار بزرگم جامون رو تو حیاط انداخت دراز کشیده بودیم و صحبت می کردیم دل تو دلم نبود هادی حرف های تحریک آمیزی می زد داشت رسما&#8221; سر حرف رو باز میکردمنم داشتم به این فکر میکردم که هادی پسر خاله منه به خاطر خودشم که شده دهنش جایی باز نمیشه اگه چیزی بگه آبرو خودشم میرهتو حرف های که میزد متوجه شده بودم که عاشق سکس از پشته و با چند نفر زن و پسر هم سکس داشته و بیشتر طالب کردن کونه تا کوس همین جور که داشت حرف میزد و من شدیدن تحریک شده بودم هادی فهمیده بود دستشو گذاشت روی رونم و یکم به من نزدیک شد! یه کم جا خوردم کشیدم کنار ولی مثل اینکه زده بود به سیم آخر گفت نترس کاریت ندارم دستم رو گرفت از رو شلوار روی کیرش گذاشت نمی دونستم چیکار کنم دلشوره داشتم کسی بیاد ببینه ازطرفی هشری شده بودماولین باری بود که به یه کیر واقعی به غیره مال خودم دست میزدم معلوم بود هم بزگ و کلفته مال من پیش کیر هادی دودول هم نبود !!! اون شب هادی منو کلی دست کاری کرد شرو به بوسیدنم کرد قلبم داشت تند میزد نمی دونستم چی میشه چطور میشه از شدت نیاز منم زدم به سیم آخر خودم رو شل کردم تو بغلش باورش نمیشد که من رام شدم گفت یه لحظه صبر کن من دستم رو از کیرش کشیدم زیر لحاف نازکی که روش کشیده بود شلوارش رو در آورد دوباره دستم رو گرفت این بارکیر لختش رو داد دستم &#8230; وای خدا داشتم دیونه می شدم کلفت و داغ بود داشتم آروم تکونش میدادم و به شکم و بدن پر موی هادی دست میزدم و لمس میکردم تو چشاش نمی تونستم نگاه کنم ازم پرسید که تا به حال به کسی دادم با خجالت جواب دادم نه یکم مکث کرد گفت میخوای تجربه کنی؟ زبونم بند اومده بود روم نمیشد چیزی بگم گفتم اینجا نمیشه یکی میاد میبینه بیچاره میشیم پا شد نشست گفت بریم زیرزمین (که یه حالت انباری داشت ) تو دلم گفتم هرچه بادا باد قبول کردم ساعت حوالی 3 شب بود باورم نمی شد قراره یه سکس واقعی بکنم به کیرش فکر میکردم در مقایسه با اون خیار های که تو خودم میکردم کلفت تر بود ترس شهوت وجودم رو تسخیر کرده بود به هادی گفتم یه شرط داره اگه قبول کنی نه تو پشیمون میشی نه من گفت بگو گفتم هیچ وقت به کسی نگو! قسم خورد که مثل یه راز بین خودمون میمونهگفتم تو برو من یه کم بعد میام پرسید چرا گفتم میرم دسشویی باوش نمی شد که من قبول کردمیعنی خودم هم باورم نمی شد فکر میکردم خوابمهادی خیلی آروم و بی سروصدا رفت زیر زمین من هم رفتم خودمو با آب خالی وتمیز کنم قلبم داشت از جا کنده میشد این بار با خیار طرف نبودم یه پسر درشت هیکل با یه کیر کلفت انتظارم رو میکشیدیکم خودمو انگشت کردم سوراخم کمی باز شهوحشت اینکه کسی بفهمه ناراحتم میکرد ولی &#8220;هوس&#8221; داشت منو میبرد پیش هادی!!! مسخ شده بودم آروم خودمو به پله ها رسوندم رفتم پایین تا چشمم به چشم هادی افتاد خجالت کشیدم از چهرم خونده بود که فقط خودش تو کف نیست رفتم جلو بغلم کرد برای اولین با ازم لب گرفت گرفت بد جور ی میک میزد انگار میخاست قورتم بده !!!زبونشو میکرد تو دهنم هم قلقلکم می یومد هم داشتم بیشتر دیونه میشدم بعدش از پشت بغلم کرد چون شلوارش راحتی بود و جنس نرمی داشت سفتی و کلفتی شو احساس میکردم شلوارو شورتم رو کشید پایین کیرشو گذاشت لای چاک کونم یه دستش رو شکمم بود اون یکی رو گردنم داشت گوشمو می خورد دیگه به نفس نفس افتاده بودم زبری ته ریشش داشت به گردن و شونه هام میخورد وای خدا &#8220;&#8221; باورم نمیشد باسنم تو بغلش بود کاملا&#8221; تو اختیارش بودمگفت که رو زمین قمبل کنم من هم سریع کاری رو که گفت کردم اول با انگشت شرو کرد یکم تکون داد بعدش دو تا انگشتشو کرد دیکه تحمل نداشتم شل شده بودم صدایه تف کردنش رو شنیدم مالید به سوراخم یه لحضه یه شوک بهم دست داد &#8220;&#8221; سر کیرهادی رو سوراخ کونم بود و داشت آروم اروم فشار میداد داشتم به آرزوم میرسیدم یکم درد داشت ولی دردش دوست داشتنی بود لازم نبود مثل خیار خودم بکنمش تو داشت خودش میرفت هادی پشت سر هم سوال میکرد دردت میاد؟ میگفتم یکم ولی قابل تحمله تا چند لحظه بیشتر طول نکشید که احساس کردم همش تومه صدای هادی رو شنیدم که از ته دل ولی آروم گفت آخخخخخخخخخ و شروع کرد به تکون دادن رفت و برگشت کیرشو داشتم احساس میکردم واقعا&#8221; قابل قیاس با خیار نبود&#8221;! تلمبه زدنش تند ترشد یکم دردم بیشتر شده بود از شدت لذت میخاستم جیغ بزنم شنیدم که هادی گفت داره آبم میاد داخلم داغ شد نبض ریختنش رو کاملا احساس کردم ولی من هنوز سیر نشده بودم گفتم درش نیار..چند ثانیه مکث کرد وگفت ساکت باش صدای اومد!!! خیلی ترسیدم!! شوهر خالم بود که میرفت دسشویی خوشبختانه متوجه نبود ما نشد ! با عجله خودمون رو جم کردیم رفتیم سر جامون باورش نمیشد که اولین کسی یه که منو کرده&#8221;&#8221;&#8221; گفتش که خیلی راحت رفت تو تو دفعه اولت نبود مجبور شدم بهش بگم که با خیار زیاد حال کردم چون نیاز دارم واسه همینه که کیر به او کلفتی زیاد اذیتم نکرد البته یه کم شکم درد داشتم یه چند دقیقه بعد گفت دوباره بریم گفتم نه میترسم دوباره کسی بیاد این دفعه کوفتمون بشه گفتم بخوابیم یه لحظه یادم افتاد عصر که خونمون رفته بودم وسایل استخر رو بردارم بابام گفت که صبح قراره بره معموریتمیدونستم که اگه بره حداقل دو سه روز نیست فکرای خوبی داشتم به هادی گفتم فردا بابا میره چند روز نیست میریم خونه ما شبم اونجا میمونیم لبخند زد و گفت خیلی خوبه از چهرش معلوم بود که خیلی خوشحاله .به زور سعی کردیم بخوابیم ولی نمیشد فکر فردا داشت جفتمونو دیونه میکرد هر جور که بود اون شب رو صبح کردیمفردا شد و من رفتم خونه یه دوش گرفتم نشستم با حوصله آرایش غلیظ کردم ناخون مصنوعی گذاشتم لاک قرمز به دستام و پاهام زدم موهام کمی بلند بود با ریمل مویه طلای موهام رو رگه رگه طلای کردم لباس خواب قرمزی که داشتم رو پوشیدم یکی از سندل های پاشنه بلندم رو پام کردم وقتش شده بود که خودمو تمیزو خالی کنم با حوصله این کارم کردم دوباره هیجان سراسر وجودم رو گرفته بود رفتم دوباره جلو آینه خودم رو برنداز کردم خیلی کردنی شده بودمنزدیک ظهر بود تلفون رو برداشتم شماره خونه مادر بزرگمو گرفتم مامانم جواب داد گفتم خونهتنهام به هادی بگو بیاد اینجا گوشی رو به هادی داد گفتم وقتشه پاشو بیا گوشی رو گذاشتم تو این فاصله خودمو با خیار حسابی گشاد کردم باز کردم دل تو دلم نبود زنگ خونه به صدا در اومد اف اف رو برداشتم هادی بود در و باز کردم تو حال خونه منتظر موندم بیاد هادی در حال رو که باز کرد از دیدن من شوکه شد چشاش گرد شده بود باور نمیکرد که منم چند ثانیه کپ کرده بود رفتم جلو همونجا کمربندشو باز کردم دیگه خجالت نمیکشیدم کیرش سفت شده بود جلوش زانو زدم شروع کردم به ساک زدن هنوز باورش نمیشد داره چه اتفاقی میوفته مثل یکی از فیلم های پورنی که دیده بودم کیر کلفتشو گرفتم کشیدمش دنبالم بردمش تو اتاق خودم&#8221; گفتم تمیز تمیزم خیار هنوز تو کونم بود درش آوردم گفتم هر کاری میخوای باهم بکن شروع کرد به لیسیدن رون و باسن گوشتیم باز به نفس نفس افتاده بودم این بار باسنم رو مثل روانی ها داشت لیس میزد و گاز میگرفت صدام در اومده بود با زبونش رفت سراغ سوراخ کونم وقتی داشت سوراخمو می لیسید من دیگه داشتم جیغ میزدم کنترل خودمم رو از دست داده بودم تمام لباس هاش رو در آورد بدن مردونه و پوشیده از موی زبرو سیاهش داشت روانیم میکرد بر عکس من سفید یه زره توپل حتی رو صورتم کورک هم نبود چه برسه به مو با اون آرایشی که من کرده بودم هادی فیوزهای مغزش پریده بودگفتم میخام زیاد بکنی می خوام جرم بدی به پیشنهاد من قبول کرد یه بار آبش رو با ساک زدن بیارم بعدش بکنه نشت روی تخت خوابم کیرش تو دستم بود باعشوه شروع به ساک زدن کردم زیاد طول نکشید که گفت داره آبم میاد ول کردم کیرشو میخواستم دوباره آبشو داخلم حس کنم یه کم سوراخمو چرب کردمکیرش با آب دهم خیس و لذج شده بود آروم نشستم روش زیاد درد نکرد چون خودمو قبلش با خیار باز کرده بودم توم کمتر از چند بار که خودمو روی کیرش تکون دادم آبش اومد برای باره دوم ریختنش توم و از داخل گرم شدم پا شدم باز یه کم دلم درد میکرد کیرش واقعا کلفت بود ولی دوست داشتم رفتم یکم به آرایشم رسیدم &#8221; تو دلم میگفتم کاش همیشه اینجا بود کاش هر وقت نیاز داشتم حسابم رو میرسید از یخچال شیشه مشروبه بابام رو برداشتم یه پیک اساسی ریختم و برای هادی میدونستم حال میکنه پیک دادم بهش نشستم دوباره با کیرش ور رفتم خیلی زود از حالت نیم خیز در اومد و سیخ شد شرو کردم به ساک زدن هادی هم داشت نم نم مشروب رو میخورد پاشدم اینبار خودم قومبل کردم داشتم سوراخم رو میمالیدم از جاش بلند شد یه ظرف کرم آورده بودم که استفاده کنه یه کم به سر کیرش زد کیرشو گذاشت رو سوراخم با یه فشار رفت تو شرو کرد به تلمبه زدن صدا آه و نالم از شدت لذت بلند شد خیالم راحت بود که هیچ کس صدام رو نمی شنوه هر جوری و با هر صدایی میخواستم آه ناله میکردم و عشوه میومدم هادی بد جور به جونم افتاده بود باسیلی میزد رو باسنم خوشم میومدعالی تلمبه میزد ریتم خوبی داشت تو آینه ( تمام قد) که رو دیوار اتاقم بود میدیدمش صورتش عرق کرده بوددرست همون کسی بود که من می خواستم خیلی زمخت و مردونه جلوش قمبل کرده بودم و تو اختیارش بودم تلبه زدنش رو تند تر کرد انگار از صدای ناله من خیلی لذت می بردگفت که به پهلو بخوابم میخواد که تو اون پوزیشن بکندم به پهلو خابیدم کیرشو کرد داخل شرو کرد به تکون دادن خم شد روم در حالی که کیرشو تکون میداد لب هام رو میخورد از شدت لذت و کلفتی کیرش که یه کم برام بزرگ بودکلافه شده بودم نمی شد تحمل کنم التماس می کردم یه لحظه درش بیاره بهم استراحت بده ولی انگار نه انگار که دارم جر میخورم سعی میکردم از زیرش فرار کنم ولی نمی تونستم هیکلش سه برابر من بود یه لحظه تلمبه زدنش متوقف شد گفت که برو رو تخت قمبل کن گفتم هادی جان یه لحظه استراحت بده هنوز حرفم تموم نشده بود که پرتم کرد روی تخت مجبورم کرد که قمبل کنم کیرشو تا ته کرد تو با دستاش کمرو رو گرفته بود و تلمبه میزد و با هوس میگفت :اوففففف عجب کونی داری &#8221; خیلی کردنیه &#8221; جووووون &#8221; با حرفهاش تحریکم میکرد و از لذت با صدای بلند آه و ناله میکردم تا این که گفت آبم داره میاد کم مونده این بار وقتی میاد بگیر دهنتریتم تلمبه زدنش تند شده بود جیغ میزدم فشار دستاش که دوره کمرم حلقه کرده بود احساس میکردم کیرشو با سرعت زیادی توی کونم تکون میداد که شنیدم گفت اومد بر گشتم طرفش کیرشو دهن گرفتم و مکیدم کلاهکش تو دهنم بود و با دستم تکونش میدادم با دست دیگم تخم هاشو میمالیدم چنان میک میزدم که هر چی داشت ریخت تو دهنم کیرش داشت نبض میزد یه کم شور مزه بود میخواستم قورت بدم ولی نشد اگه تف نمی کردم ممکن بود بالا بیارم به هر حال یه تجربه تازه بوداون روز تا شب بیشتر از هفت هشت بار سکس کردیم داشت جونمون در میومد نه من سیر میشدم و نه هادی از اون روز چهار سال میگذره و تا به حال هر ماه اومده و با هم سکس کردیم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175834</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.011 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 03:54:58 by W3 Total Cache
-->