<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میگیریم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:24:56 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میگیریم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>خوش رنگ و خوش بدن خوب کرده میشه و تا قطره آخر رو صورتش خالی میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b1%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d9%82%d8%b7%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b1%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d9%82%d8%b7%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 25 Oct 2019 09:13:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبرومون]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بکنیمش]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[روگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرجنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تو محله داشتیم فوتبال بازی فیلم سکسی میکردیم با دوستام به اسم امین و محسن و &#8230;. بعد بازی نشستیم دور هم داشتیم صحبت میکردیم که امین سکسی دوستم به من یه چشمک زد و شاه کس رو کرد به محسن و گفت تو چند تا بارفیکس میتونی بری اونم سریع برگشت کونی گفت زیاد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تو محله داشتیم فوتبال بازی فیلم سکسی میکردیم با دوستام به اسم امین</h2>
<p>و محسن و &#8230;. بعد بازی نشستیم دور هم داشتیم صحبت میکردیم که امین سکسی دوستم به من یه چشمک زد</p>
<h3>و شاه کس رو کرد به محسن و گفت تو چند تا</h3>
<p>بارفیکس میتونی بری اونم سریع برگشت کونی گفت زیاد امین با نیش خنده ای به من گفت باشه پس شروع میکینیم</p>
<h4>رفتیم جنده سمت در حیاط ما ،خونه ما شمالی بود و</h4>
<p>در حیاط هم نسبت به کوچه پستون پایین بود امین امد تو گوش من گفت تا رفت بالا شلوارشو بکش پایین</p>
<h5>، منم کوس نامردی نکردم تا اولی رو رفت دستمو بردم</h5>
<p>سمت شلوارش و کشیدم پایین من و امین زدیم زیر خنده اونم امد پایین و شاکی برگشت گفت بچه کونی ها و سکس داستان قهر کرد رفت</p>
<h6>اینم بگم من و امین هم سن بودیم ایران سکس ولی محسن</h6>
<p>2 سال از ما کوچیکتر بود خلاصه 2 روزی با ما حرف نمیزد تا یه روز ظهر دیدم زنگ میزنن رفتم دیدم محسن گفتم چیه ؟ گفت بیا باهات کار دارم ! منم گفتم چیکار ؟ گفت میخوام حالتو بگیرم و بیا ببینیم کی زورش بیشتره منم خندیدم و گفتم مثلا چیکار میخوای بکنی ؟ گفت بریم تو اوم ساختمون که تازه سازه اونجا یه کمپرسی خاک نرمه میریم اونجا کشتی میگیریم گفتم آخه کسی نیست ؟ میان جدامون میکنن ها ! گفت نه کسی نیست ! گفتم برو امدم ، رفتم لباسامو عوض کردم واسه خاکی شدن خلاصه رفتیم اونجا کسی نبود دور و ورمون هم پر بود از مصالح (سیمان و گچ و&#8230;.) ما شروع کردیم به زور کردن با هم دستشو کشیدم طرف خودمو ، و پاشو با اون یکی دستم گرفتم اونم بر گشت و افتاد رو زمین، از پشت چسبیدم بهش دیدم چسبیده به زمین بلند نمیشه ، هر چی زور زدم دیدم بی فایدس ، گفتم بلند شو از اول شروع کنیم که سرشو برگردوند طرف من و گفت منو میکنی ؟ منم خشکم زد و یکم نگاش کردمگفتم اینجاگفت آرهمنم کیرم سریع داشت بلند میشد یکم خوابیدم روش و کیرمو مالوندم به کونش گفتم بکش پایین اونم سریع شلوار و شرت و کشید پایین منم یه توف انداختم سر کیرمو گذاشتم در کون آقا و فشار دادم تو ، دیدم اصلا صداش در نمیاد کونش زیاد تنگ نبود از اونجا فهمیدم آقا کونی تشریف داره و واسه ما نقشه کشیده که بکنیمش ، چند تا عقب و جلو کردم تو کونش که آبم امد ریختم تو کونش و کشیدم بیرون و زدم رو شونش و گفتم دمت گرم خیلی حال دادی اونم گفت دفعه بعد بیا خونه ما ، منم گفتم حتما عزیزم دفعه بعد حسابی میکنمت اینجا یکم تابلو ، خلاصه این گذشت و تا 2 روز بعد امد در خونه ساعت 10 صبح روز جمعه بود گفت علی ساعت 3 منتظرم البته خونشون روبروی خونه ما بود منم سر ساعت حاضر شدم و رفتم خونشون شروع کردم به لخت شدن اونم لخت شد یه متکا آورد و گذاشت زیر شکمش بی پدر مثل حرفه ای ها رفتار میکرد منم منتظر بودم فقط بکنمش تو کونش کیرم حسابی راست شده بود بر گشت گفت میخوای بریم حموم منم گفتم نکنه کسی بیاد خونتون خیلی ضایع میشیم ها ! یکم فکر کرد گفت باشه ولش کن خوابید رو شکم و کونشو قمبل کرد سمت من منم رفتم پشتشو نشستم که کیرمو بزارم دم سوراخش یه هو چشمم افتاد به یه عکس رو تاقچه پنجره گفتم اون عکس کیه محسن گفت مامانم منم گفتم عجب تیکه ای ها ! اونم هیچی نگفت و برگشت نگام کرد و گفت چرا نمیکنی منم که حسابی با دیدن عکس مامانش حشری شده بودم کیرمو دویاره تف زدمو کردم تو کونش شروع کردم به تلمبه زدن حالا نزن کی بزن اولش یکم پوست کیرم اذیت میشد آخه پدرسگ خودشو جم میکرد تا کونش تنگ بشه اونجا بود که کیر من داشت پوس کن میشد زدم در کونش گفتم شل کن پدر سگ ، دوباره ادمه دادم شروع کردم به قربون صدقه عکس مامانش و هی میگفتم جون چه مامانی داری عجب کونی داده تحویل ما اونم حشری شده بود و هی خودشو محکم تر فشار میداد من که دیگه حسابی داغ کرده بودم نزدیک ارضا شدم بود گفتم محسن در بیارم میخوری ؟ گفت نه بریز توش ، منم تا ته فشار دادم و همشو ریختم تو کونش و بلند شدم که لباسامو بپوشم و برم دیدم لباسام نیست گفتم محسن لباسم کجاس ؟نگو آقا وقتی من لخت شدم و حواسم به وسایل تو اتاق بوده لباسامو قایم کرده .گفتم پدرسگ برو بیار الان کسی میاد آبرومون میره گفت نه باید بیای بریم حموم گفتم این کیر من که دیگه بلند نمیشه مادرجنده ، گفت واست میخورم منم تا اون موقع کسی واسم نخورده بود و گفتم بهترین فرصته کس ننش ، رفتیم تو حمام اون دوش رو باز کرد و منم رفتم دم دوش اما نرفتم زیرش گفتم بخور ، کیرم روگرفت و شروع به لیس زدن کرد و گذاشت تو دهنش وای من هم حسابی راست کرده بودمو داشتم کیف میکردم آخه واسه اولین بار بود کسی داشت کیرمو میخورد خلاصه یه لحضه دیدم صدای در امد ترسیدم گفتم محسن جون تو یکی امد تو ، اونم سریع کیر منو ول کرد و گفت کی ؟ من پریدم بیرون و دیدم کسی نیست اما دیگه حسش پریده بود رفتم تو اتاق دیدم محسن پشت سرم امد گفت بیا بریم هنوز مونده گفتم حرومزاده لباسامو بده فرصت زیاده بعدا حسابی میکنمت بزار بریم امروز لج کرده بود و هی نمیگفت لباسام کجاس منم خودم شروع به گشتن کردمو دیدم شرتم افتاده پشت رختخواب ها بقیه هم پیدا کردم و پوشیدم اونم هی اصرار میکرد که وایسم و منم میگفتم گوه نخور بزار دفعه دیگه و زدم بیرون خلاصه هفته ای 4 یا 5 بار میکردمش تا یک ماه بعدش یه روز به امین دوستم گفتم اونم رفت تو کارشو محسن رو کرد و امد واسه من تعریف کرد بعد از اون دیگه من کمتر میرفتم سراغش آخه درس داشتم اونم فکرمو مشغول میکرد خلاصه بعد ار 2 ماه فهمیدم تمام بچه های محل آقا محسن رو کردن .امیدوارم خوشتون امده باشه . خاطره دوست دختره نازم رو که چطوری اولین بار باهاش سکس کردم رو بعدا مینویسم منتظر باشین</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b1%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d9%82%d8%b7%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176841</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کلنگی گذاشته تو کس مادر خوشگلش</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%84%d9%86%da%af%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%84%d9%86%da%af%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%d8%b4/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Sep 2019 07:49:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[بازکنم]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حوصلگی]]></category>
		<category><![CDATA[خریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکله]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدن]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[در ماموریت. من هم هر فیلم سکسی وقت میرفت ماموریت با دوستام می رفتیم مشروبخوری و عشق و حال. ولی یک روز که زنم نبود، یکی از سکسی دوستاش به نام نسرین که من همیشه شاه کس تو کفش بودم ولی میترسیدم بهش ابراز علاقه کنم زنگ زد و گفت میخواد بره کونی واسه دوست [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>در ماموریت. من هم هر فیلم سکسی وقت میرفت ماموریت با دوستام می</h2>
<p>رفتیم مشروبخوری و عشق و حال. ولی یک روز که زنم نبود، یکی از سکسی دوستاش به نام نسرین که من</p>
<h3>همیشه شاه کس تو کفش بودم ولی میترسیدم بهش ابراز علاقه کنم</h3>
<p>زنگ زد و گفت میخواد بره کونی واسه دوست پسرش هدیه تولد بخره و اگه وقت دارم برم کمکش. من هم</p>
<h4>قبول جنده کردم. خلاصه با بی حوصلگی رفتیم پس از</h4>
<p>کلی گشتن کادو رو واسه اون پستون یارو خریدیم. من که همیشه تو کفش بودم و الان بهترین فرصت برام مهیا</p>
<h5>شده بود کوس گفتم اگه دوست داری بریم با هم یک</h5>
<p>مشروبی بخوریم. اون هم با کمی من و من قبول کرد. رفتیم خونه و بعد از چند دقیقه صحبت رسمی و&#8230; دوتا سکس داستان لیوان ویسکی با</p>
<h6>یخ آوردم تا بخوریم. همونطور که مشغول خوردن ایران سکس ویسکی بودیم</h6>
<p>به حرفای جدی و رسمی مسخره مون ادامه میدادیم. بعد از یکی دو ساعت که تقریبا هر دو مون ردیف شده بودیم، بی اختیار نزدیکش شدم و گفتم میخوام ببوسمت. البته من در اون موقع فقط میخواستم ببوسمش (لااقل واسه شروع) ولی اون یه دفعه لباشو بهم نزدیک کرد و من هم نا مردی نکرم لبامو چسبوندم به لبش. نمی دونم چی شد که دیدم داریم از هم لب میگیریم. بعد از چند دقیه لب گرفتن، شروع کردم به خوردن گوشاش و گردنش و از روی لباس سینه های کوچولوش رو می مالیدم. کم کم صداش بلند شد و من فهمیدم که طلبه است. یواش یواش دستامو بردم زیر تی شرتش و از روی سوتین سینه هاشو مالیدم. صداش بیشتر شد و من هم دستمو بردم توی سوتینش و سینه های ناز و کوچولوشو مالیدم. همچنان داشت حال میکرد. خوابوندمش روی مبل و روش دراز کشیدم. کیرم شق شق بود. داشت میتکرید. بعد از اینکه تی شرتش رو دادم بالا و شروع به خوردن سینه هاش کردم، تا خواستم شلوارش رو در بیارم، گفت که من نسبت به شیوا (زنم) عذاب وجدان دارم و این کارو خیانت به دوستم میدونم. گفتم بابا بیخیال این حرفا. خودمونو عشقه. اون تو همون حالت مستی سعی داشت مانع از سکس بشه ولی من که دیگه طاقت نداشتم سعی کردم هم با کارم بیشتر حشریش کنم وهم با زبونم مخشو بزنم. خلاصه با کلی ناز و عشوه راضی شد ولی همچنان نمیدونم عذاب وجدان داشت یا خجالت میکشید ویا اینکه ناز میکرد؟! بعد از اینکه لختش کردم، شروع کردم خوردن کس خوشکل و نازش که فقط یک کم مو داشت. معلوم بود یکی دو روز پیش پشماشو زده. موهامو محکم می کشید و جیغ ظریف میزد. بعد از اینکه کلی کسش رو خوردم، ازش خواستم واسم ساک بزنه. اون هم کیرمو گرفت تو دستش و بعد از کلی بازی بازی، شروع کرد به خوردنشو وای که چه حالی می داد. باورم نمیشد نسرین جون داره واسم ساک میزنه. همون کسی که خیلی وقت بود دوست داستم لا اقل یک لب ازش بگیرم. بعد پاهاشو باز کردم بذارم تو کسش که گفت من پرده دارم و واسه شوهرم نگهش داشتم. من که کلی تو پرم خورده بود، گفتم اشکال نداره برگرد. آخه مردی که زن داره و کس رو تجربه کرده، دیگه به لاپا راضی نمیشه. اولش گفت دردم میاد ولی دوباره مخشو زدم و مشروط به در نیومدن راضی شد تا از کون بهم بده. یک خورده از کرم های زنم مالیدم در سوراخ کونش. بعد سعی کردم با انگشت یک کم راهشو بازکنم. یواش یواش با یک انگشت و دو انگشت زمینه رو برای یک هجوم انقلابی فراهم کردم. کیرم از کنترلم خارج شده بود. داشت می ترکید. آروم آروم سرشو گذاشتم تو سوراخ کونش و اون هم یک جیغ بلند کشید ولی بعد از مدت کوتاهای احساس کردم داره در کنار درد، حال هم میکنه. شروع کردم به تلمبه زدن. وای که چه حالی میداد! این کون نسرین جون بود که کیرم توش داشت جولون میداد. اون هم که داشت کلی حال می کرد و با یک دست کسشو میمیالید، هی منو تحریک میکرد که بکن عزیزم. جرم بده. بعد از چند دقیقه که تلمبه زدم، احساس کردم آبم داره میاد. گفتم میخوام خودمو خالی کنم تو کونت. اونم گفت: میخوام. بریزی توش. و من هم نامردی نکردم و آبمو تا قطه آخرش ریخیتم تو کونش. این اولین باری بود که آبم رو توی کون خالی میکردم. وای که چه حالی داد. آبم که تا قطره آخر کشیده شد، خیلی احساس سبکی و کرخی کردم. کنارش دراز کشیدم و یک لب چاق ازش گرفتم. بعد بلند شد رفت حموم و من تا از حموم بیاد، تو همون حالت مستی داشتم فکر میکردم واقعا این نسرین خوشکله بود که من کردمش؟!از اون به بعد هر بار که زنم میرفت ماموریت، نسرین جون خانم خونه من میشد و میومد پیشم و یه حالی به هر دومون میداد. تا اینکه دیگه شوهر کرد و من کیر خوردم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%84%d9%86%da%af%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176290</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسرم میخوریش یا به بابات بگم داشتی چه غلطی میکردی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b4-%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%da%af%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%ba%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b4-%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%da%af%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%ba%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 Aug 2019 06:34:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیارش]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[ترمینال]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردیه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[وبعداز]]></category>
		<category><![CDATA[وگذاشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که بگین راسته یا دروغ فیلم سکسی اسم من جواده و 28 سالمه هیچ دوست دختری ثابتی نداشتم هیچ وقت هم یک حال اساسی توپ نکردم و سکسی تا دیروز که برای دور زدن ووقت شاه کس گذرانی رفتم داخل شهر تا یک کس چرخ بزنم ودور میدون بسیج بودم که دیدم کونی یک خانمی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که بگین راسته یا دروغ فیلم سکسی اسم من جواده و 28 سالمه</h2>
<p>هیچ دوست دختری ثابتی نداشتم هیچ وقت هم یک حال اساسی توپ نکردم و سکسی تا دیروز که برای دور زدن</p>
<h3>ووقت شاه کس گذرانی رفتم داخل شهر تا یک کس چرخ بزنم</h3>
<p>ودور میدون بسیج بودم که دیدم کونی یک خانمی حدودا 40 ساله دست بلند کرد و گفت ترمینال که من اولش</p>
<h4>فقط جنده محض رضای خدا میخواستم یه کاری کرده باشم خلاصه</h4>
<p>این بنده خدا سوار شدو منم پستون حرکت کردم نرسیده به ترمینال گفتم که من تا خیابون کمربندی پشت ترمینال میرم</p>
<h5>اگه مسیرتون کوس میخوره تا برسونمتون واونهم گفت که اره منم</h5>
<p>میام اونجا اول کمربندی گفتم بفرمایید رسیدیم برگشتم یه نگاه به صندلی عقب کردم دیدم ای وای خانومه غش کرده وولو افتاده سکس داستان روی صندلی عقب</p>
<h6>منم سریع دور زدم وبردمش بیمارستان امام خمینی ایران سکس و بخش</h6>
<p>اورزانس بستری اش کردن ویک امپول بهش زدن ومن هم مونده بودم که چکار کنم خدایا اگه ولش کنم وبرم که خیلی نامردیه وبعد از تهیه داروهاش با کلی خرج که روی دست ما گذاشت مرخص شدو نشوندمش تو ماشین نگفتم که تقریبا چاق بود خانومه خلاصه دوباره گفتمش کجا برسونمتون وبدون هیچ تعارفی گفت که امشب میتونم هر جا که تو بخوای باشم منم حول برم داشته بود که یعنی یک زن تا این حد میتونه پررو باشه داشتم شاخ در میاوردم که با دست پاچگی گفتم که یعنی چی من جایی ندارم اونم گفت من که نمیخوام بخوابم یک لحظه خنده ام گرفت و از شوخ طبع بودنش خوشم امد و گفتم من تازه کارم و جایی ندارم صدای کلیداش رو در اورد و گفت جاشم با خودم فهمیدم که از اون بد کاره هاست ادرس رو گفت منم راه افتادم مال اموالی نداشت اما تو همون خونه ی کوچیکش یه سیستم باحال داشترسیدیم خونشو گفت که شما بشین تا من برگردم بعد از حدود 10 دقیقه دیدم با یک پیکنیک وچند تا سیم ویک سنجاق ویک پلاستیک که کمی تریاک داخلش بود اومد کنار من نشست ولباسشو کند ومنم لباسمو در اوردم و شروع کرد به کشیدن تریاک وبه منم تعارف کرد من اهلش نبودم ولی با اسرار زیاد شروع کردم کشیدن یک نیم ساعت که کشیدیم دیدم انگار روی هوا دارم سیر میکنم خیلی خوشم اومد و گفتم که دیگه بسمه داره حالم بد میشه خلاصه یک ساعتی بیشتر خودش مصرف کردو کم کم رفتیم سر اصل مطلب دوتایی مون لخت بودیم کیرمو گرفت تودستشو شروع به خوردن کرد وگذاشت دم کوسش وفشار داد منم مثل یه بره در اختیارش بودم هر کار دوست داشت میکرد ومنم خیلی حال میکردم و خیلی صفا کردم وقرار گذاشتیم که همیشه با هم حال کنیم بعد از حال وحول زیاد رفتیم سیستم رو روشن کرد واین سایت رو نشونم داد وگفت که این داستان هارو بخون وبعداز خوندن داستانها گفتم دوست داری اتفاق خودمونو بنویسیم تا بقیه ملت هم حال کنند گفت که بنویس والعانم که دارم مینویسم لخت کنار من نشسته وبزور خودشو کنار صندلی من جا داده و از هم لب میگیریم وکلی حال کردیم وفقط داره سر من گیج میخوره که میگه از موادیه که زدی زود خوب میشی امیدوارم که خوشتون اومده باشه برگ سبزیست تحفه درویش</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b4-%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%da%af%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%ba%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>7</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2634</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جسی و سکس تو خیابون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 May 2019 07:33:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرا]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[بکناونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[پاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرداخت]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکه]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعاونی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونهتو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشه]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[درگیری]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوجنسه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[رنگارنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سرشونو]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایه]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[طرفشون]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[کیلویی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گورشونو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[محدوده]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینن]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاره]]></category>
		<category><![CDATA[میرداماد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هرگونه]]></category>
		<category><![CDATA[همینکه]]></category>
		<category><![CDATA[واساده]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[ولیعصر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[/&#62; فیلم سکسی P { margin-bottom: 0.21cm } &#8211;&#62; با سلام سکسی مجدد من علیرضا هستم که چند روز شاه کس پیش یه خاطره از دوران دانشجویی براتون فرستادم اما قضیه ای که می خوام تعریف کونی کنم مربوط میشه به همین جمعه گذشته.عصر جمعه خونه داداش بزرگم بودم که میخواستن برن جنده مهمونی منم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>/&gt; فیلم سکسی P { margin-bottom:</h2>
<p>0.21cm }<br />
&#8211;&gt;<br />
با سلام سکسی مجدد من علیرضا هستم که چند</p>
<h3>روز شاه کس پیش یه خاطره از دوران دانشجویی براتون فرستادم اما</h3>
<p>قضیه ای که می خوام تعریف کونی کنم مربوط میشه به همین جمعه گذشته.عصر جمعه خونه داداش بزرگم بودم که میخواستن</p>
<h4>برن جنده مهمونی منم با بی حالی از خونشون زدم بیرون</h4>
<p>یه ساعت کوس چرخ زدم زنگ پستون زدم خونه دادش کوچیکم دیدم خانمش رفته خونه مادرش شهرستان اینم تنهاس رفتم خونشون</p>
<h5>برش داشتم کوس زدیم بیرون که بیفتیم دنبال یه کوس بگردیم</h5>
<p>و روز جمعه ای یه حالی به خودمون بدیم!اول عصر یه کم خبری نبود و کل محدوده میرداماد تا ونک و ولی سکس داستان عصر تا تخت</p>
<h6>طاووس عاری از هرگونه کون و کوسی بود ایران سکس یه خورده</h6>
<p>بعد زنگ زدم پسر عمم که همیشه تعداد متنابهی کوس زیر دست و بالش داره خلاصه اون کس کش هم دم لایه تله نداد و 2 ساعت تمام ما رو کیر کرد خلاصه هوا که تاریک شد جنده های محترم کمکمک فعالیت شبانه خود را شروع کردن و خیابان پر شد از کوس های رنگارنگ در انواع مختلف. کیس اول رو تو خیابون ولیعصر نرسیده به ونک زدیم که دو نفر بودن یکیش کیری بود و اون یکی چیز توپی بود دیدم از جلو ماشین در میرن پیاده شدم رفتم طرفشون تا گفتم سلام پیریه برگش گفت نفری 40 میگیریما! یه لحظه مخم تیر کشید که اووووووووووو چه خبره یه راه میخوای بکنیش تو کوس طرف حالا معلوم نیس دفه اول ابت زود بیاد بعدش زرتی 40 چوب پیاده بشی ولی به روی خودم نیاوردم گفتم بابا کی حرف پول زد در راه کوس جان دادن رواس که لااقل سوارشون کنم و بعدش مخشونو کار میگیریم قیمت رو میاریم پایین القصه این دو فقره کوس رو بلند کردیم اومدن چپیدن تو ماشینو تا نشستن پیریه گفت که ما نصفشو تو ماشین میگیریم نصف بعدی تو خونه قبل از عملیات!دیدم کاملا حرفه ای ان و به هیچ وجهی من الوجوه نمیشه سرشونو شیره مالید دوباره شروع کردم به مزه ریختن که بابا بیخیال حالا یه تخفیفه کوچولو بدین ما هم از شرمندگیتون در میایم و یه دفه که نیس ما میخایم مشترک بشیم و از این کوس شعرا که پیریه یه دفه ای وحشی شد که یالا نیگهدار پفیوس بچه کونی!بعد با عشوه به اون یکی گفت که مریم جون پیاده شو بریم اینا پول بده نیستنو اسو پاسن. ناکس انقد حرفه ای بود که فوری به افکار پلید من پی برد و با صدتا فحش که لطیف ترینش مادر قحبه بود پرین پایین تو این اثنا دیدم اووووووو اون ور خیابون یکی دیگه واساده انده کوسه خیلی توپ و خوش هیکل تا خواستم دور بزنم برم جلوش واسم فوری دو تا کوس اولی رفتن سراغش که بابا با این بچه کونیا نریا اینا پول ندارن که خودشون کونین و از این کوس شرا خانم کوس دومی هم اگه 1% احتمال سوار شدنش بود با این حرفا دیگه رایش برگشت اونم بی خیال شدیم و دوباره تلاش مستمری رو برا یافتن لااقل 1 فقره کوس تعاونی و اعلا شروع کردیم نیم ساعت بعد دو مورد دیگه رو سوار کردیم که نسبت به اولی ها هم خوشگل تر بودن و هم قیمتشون 30 تومن بود و همینکه مهربونتر هم بودن اما اینا هم گیر داده بودن که نصفش باید تو ماشین پرداخت بشه که منم یه تراول بیستی اماده کرده بودم که بهشون بدم ایناهم میگفتن باشه 40 تا هم خوبه میدین ولی نظر من این بود که تو خونه هم 20 تا دیگه بدیم و بی حساب بشیم که بعد از کمی چونه زدن متآسفانه این دو مورد نیز رمیدن و پریدن!دیگه داشت اعصابم خرد میشد به زمین و زمان فحش میدادم که ای کیر تو این شانس هیچ جنده ای یعنی حاضر نمیشه یکم بامون راه بیاد عجب زمونه ای شده عجب گرانی شده گوشت خوب کیلویی 5000 تومن اون موقع 250 گرم گوشت خوک 30-40 هزار تومن ای ریدم تو این مملکت از این پسر عمه کوس کشم خبری نشد که نشد مثل اینکه اونم رو فرم نبود اخه این جور مواقع کوسای تیری می اورد میکردیم حیف. ساعت دیگه داشت 11 میشد و دیگه هرکی هم قرار بود بده سوار یکی شده و رفته بود خیابونم کمکم داشت خلوت میشد که یه هو سمت مخالف خیابون کیس تازه ای به چشم خورد از دور خیلی کوس به نظر اومد فور دور زدیمو من پیاده شدم دیگه باید هر طور شده مخ این یکی رو می زدیمو یه فیضی به کیر مبارک کی رسوندیم خلاصه تا پیاده شدم خانم گفتش که 30 میگیرم منم گفتم باشه زود بیا سوار شو دو قدم به طرف ماشین اومد بعهد وایساد منم برگشتم دیدم دو تا جوجه بسیجیه کونی بغل ماشین به داداشه گیر دادن حوصله درگیری رو نداشتم پریدم تو ماشین دستی بردم بالا گفتم برادر سوتفاهم شده یا مهدی ادرکنی!کوس کش نیششو باز کرد و به راننده گفت بریم برادر خودین. گازشو گرفت رفت دختره هم از ترسش پرید تو یه پیکان قراضه و رفت ما هم دنبالش یه خرده بعد پیاده شد اون بغل یه فرعی بود رفتیم تو صداش کردم بدو اومد پرید تو ماشین گازشو گرفتیم رفتیم یه هو دیدم دوباره این دو تا کسکش بغل ماشین دارن علامت میدن که وایسا خوشبختانه بزرگراه نزدیک بود و مسیر باز و ساعت حدوده 11.5 منم با این اطمینان زنجیری که همیشه تو ماشین بود در اوردمو اومدم از شیشه بیرون جاتون خالی یه 4 5 تا حسابی حواله این مادر قحبه ها کردم و گاز دادیم و رفتایم خوشبختانه این مورد اخری دیگه از پول پیش و این حرفا چیزی نگفت و منم اصلا راجع به پول صبتی نکردم فقط تو را واسه غذا و کاندوم نیگه داشتیم رفتیم خونه!تو خونه اولش نفری یه قرص خوردیم و بعد شامو زدیم بعدش دختره پاشد که کی اول میاد منو داداشی به هم نیگاه کردیم و با اشاره به من گفت که اول تو برو منم قبل از اینکه برم اتاق خواب به پسر عمم زنگ زدم که کونده تو که کوس جور نکردی لااقل اگه دوس داریس یکی اوردیم بیا بکن.اونم مثل قرقی از اون ور شهر حرکت کرد که بیاد. خلاصه من تا رفتم تو جنده خانم چراغو خاموش کرد به طوریکه اتاق تاریکه تاریک شد بعد هم فوری لباساشو دراورد و کاندوم رو سریع کرد تو کیرم و شروع کرد از رو کاندوم ساک زدن (البته اینم مدل جدیدیه که چند وقتیه در میان جنده های محترم مد شده و به خیال کوس کششون فکر می کنند که به این طریق جلو ایدزو میگیرن که البته از همین جا به عنوان یک پزشک به کلیه جنده های محترم اعلام میکنک که ایدز از طریق سکس اورال منتقل نمیشود&#8221; و از این به بعد با فراق خاطر نسبت به کیر رنج کشیده مردم ساک بزنن و لذت یه ساک اساسی رو به ملت زهر مار نکنن و صد البته تنها کاری که جنده ها خوب انجام میدن همین ساک زدنه که اونم بیشتر به خاطر اینه که اب مشتریه<br />
بخت برگشته زودتر بیاد و زودتر اسکن ها رو بگیرن و گورشونو گم کنن) خلاصه دیدم این جنده الانه که ابمو بیاره اول خواستم یه بار ابمو بیارم بعد دیدم که ممکنه بعدش کیرم راس نشه بی خیالش شدم و رویا رو کشیدم کنار!خواستم به کوسش دست بزنم که دیدم خودشو میکشه کنار و نمیذاره دست بزنم برگشت گفت دست نزن ابم میاد گفتم اشکالی نداره خوب بیاد دیدم بهونه اورد بیخیال شدم در ضمن هی پاهاشو به هم میچسبوند که دستم به لای پاش نخوره خلاصه رویا دراز کشید و یه چیزی مثل کرم مالید به کیرم بیشتر شک کردم که واسه کوس کردن که کرم نمیخواد اخر سرم یه متکا خواست که بذاره زیر کمرش در حالیکه دستاش رو جلوی کوس کذاییش گرفته بود تقریبا مطمئن شدم که خانم دو جنسس و به اصطلاح شی مل تشریف دارن منم به روی خودم نیاوردم و کیرم رو اروم گذاشتم لب کونش که گشاده گشاد بود معلوم بود که حسابی واسش زحمت کشیده و موقع ریدن دیگه احتیاجی به زور زدن نداره و خیلی راحت رفع حاجت میکنه با بی میلی شروع به تلمبه زدن کردم و تو این فکر بودم که این دوجنسه کونی پیش خودش سرمون کلاه میذاره لذا از افکار سکس خارج شدم و ابم هم که موقع ساک کم مونده بود بیاد دیگه سست شد و با وجود فشارهایی که رو کون طرف میاوردم ابم نمی اومد دو بار پوزیشن عوض کردیم تا بالاخره ابم اومد واز لجم کشیدم بیرون کاندومو در اوردم و پاشیدم به سر و کولش بلافاصله اومدم بیرون جریانو به داداشم گفتم برخلاف من حالش گرفته نشد و خوشش هم اومد و گفت که اتفاقا من از دو جنسه ها خیلی خوشم میاد خلاصه یه نیم ساعتی هم اون با رویا ور رفت و دو بار کاندوم ترکوند اخرشم ابش نیومد که نمیدونم به دلیله گشادیه بیش از حد کونه رویا بود یا قرصه اثر خوبی داشت پشت سر داداشم رویا ذرتی لباس پوشید اومد بیرون تو این بین پسر عمم هم اومد ولی هر چقدر اصرار کردیم که تو رو خدا به این بنده بینوا هم بده نداد که نداد و برگشت گفت که دیرم شده ازین قرتی بازیها!خلاصه بهش گفتم چقدری بدم راضی بشی برگشت گفت که 2 نفر 60 تومن مخم تیر کشید با خودم گفتم ای کوس کش کون گشادتو جای کوس حواله کردی این همه هم پول میخای هر چقدر کردم به 30 تومن راضی نشد که نشد و تز منم این بود که من فکر کردم 2 نفرو گفتی 30 تومن و الا 20 تومنم کوس توپ فراوون بود تازه فکر کردی با بچه 15-16 ساله طرفی اندازه موهای سرت تو کون و کوس گذاشتم دیگه فرق این دو رو نفهمم باید برم بمیرم کس کش حروومزاده با پررویی تمام با اون صدای کلفت کیریش از رو نمیرفت که من کوس دارم بش گفتم جای دور که نیس مایه همین جاس بکش پایین ببینیم ولی نکشید که نکشید!دیدم به هیچ صراطی مستقیم نمیشه یه نقشه شیطانی واسش کشیدم گفتم راستشو بخوای من اصلا پول همرام نیس باید از عابر بانک بگیرم بهت بدم که لااقل از خونه ببرمش بیرون که یه موقع ابرو ریزی نکنه از خونه زدیم بیرون و به پسر عمم گفتم تو از پشت بیا که یه موقع مشکلی پیش نیاد الکی دنبال عابر بانک بودم واین کونیه مدام تکرار میکرد که من خودم ختم روزگارم یه موقع فکر نکن میتونی منو دور بزنی و از این حرفا که تو این بین دوباره 2 نفر از برادرها به دادم رسیدن اونا که داشتن با موتور گشت میزدن 2 نصفه شب ما رو میبینن و شک میکنن و با موتور میفتن دنبالمون منم یه معکوس کشیدمو گازش و گرفتم! پست سر من پسر عمم و پشتش برادرا عجب صحنه ای بود خیلی زود گمشون کردم ولی رویا که معلوم بود خیلی ترسیده و دنبال درد سرم نمیگرده هی اصرار میکرد که پولم نمیخام فقط نیگر دار پیاده بشم تو دلم میگفتم کوس عمت باستی پولم بدی که دو تا پسر خوشگل و خوشتیپ و علاف خودت کردی تو این بین با موبایل پسر عمم تماس گرفتم و مثلا با ترس بهش گفتم که این کوس کشا افتادن دنبالمون نمیتونم برم بانک پول همرات داری و جوری که رویا بشنوه بلند گفتم صدیه باشه دختره میاد اونجا صدیو بهش بده بره. برگشتم به رویا گفتم زود 40 تا پیاده شو میخام یه صدی بت بدم گورتو گم کنی ما کی امروز همش بد اوردیم اینم روش اولش قبول نمیکرد و هی میگفت نیگر دار میخام پیاده شم بالاخره خم شدم به زیر صندلی که ترسید گفت چاقو در بیاری جیغ میزنم!بهش گفتم بچه بازیا چیه الان کلتو در میارم یه دونه تو مغزت خالی میکنم که نتونی نفس بکشی بد جوری ترسیده بود و عرق کرده بود در اورد 40 تومن داد بهش گفتم برو ماشین پشتی بگیر تا پیاده شد جفتمون گاز دادیم رفتیم و. پشت سرمون صدای ناهنجار رویا که داد میکشید مادر جنده ه ه ه ه ه وایساااااااا و ما تو سیاهی شب گم شدیم تا اولا واسه خیلی ها درس عبرتی بشه که کونو به جای کوس قالب نکنن و مهم تر اینکه زیاد سر پولش چونه نزنن که ممکنه اعصاب طرف بریزه به هم و مادرشونو بگاد و به قول جنده ه ای قدیمی هر چی دادی خدا بده برکت سرمایه دادی مگه مایش چیه؟ خوش باشین و منتظر خاطرات بعدی		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174175</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 22/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-17 01:00:25 by W3 Total Cache
-->