<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ناراحته &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:07:05 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ناراحته &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده وحشی تا به ارگاسم نرسه وحشیانه کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%86%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%86%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Dec 2019 07:58:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمش]]></category>
		<category><![CDATA[بشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بوداروم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونحالا]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دردودل]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستات]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[ساندویچ]]></category>
		<category><![CDATA[سواستفاده]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرخالم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فروشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:پس]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحته]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نظراتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اشکال داشت که دوستات از فیلم سکسی خجالت ما در اومدن!این داستان ادامه داستان سکس من با سارا دختر خالمه که براتون تعریف میکنم.داستان قهر فامیل با سکسی سارا و خاله و بایکوت سارا از شاه کس طرف فامیل تا عید غدیر ادامه داشت تا روز عید که ما و خاله اینا کونی کاملا اتفاقی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اشکال داشت که دوستات از فیلم سکسی خجالت ما در اومدن!این داستان ادامه</h2>
<p>داستان سکس من با سارا دختر خالمه که براتون تعریف میکنم.داستان قهر فامیل با سکسی سارا و خاله و بایکوت سارا</p>
<h3>از شاه کس طرف فامیل تا عید غدیر ادامه داشت تا روز</h3>
<p>عید که ما و خاله اینا کونی کاملا اتفاقی در منزل دوست مشترک پدرم و شوهرخالم همدیگرو ملاقات کردیم و در</p>
<h4>اونجا جنده خاله و شوهرش کلی از من پوزش خواستن و</h4>
<p>فرمالیته اشتی کردیم.درست 1 هفته بعد پستون اون ماجرا من تصمیم گرفتم برم خونه سارا و مسعود!!!شب جمعه همراه مهسا جونم</p>
<h5>رفتیم منزل کوس سارا خانم و شوهرش و در بدو ورود</h5>
<p>کلی قربون صدقه ما رفتن و در اونجا من فقط با خواهش مهسا جونم آشتی کردم! ولی دم سارا گرم که از سکس داستان سکس منو خودش</p>
<h6>تو اتاق دایی چیزی نگفت! بعد این جریان ایران سکس رابطه من</h6>
<p>با سارا بهترو بهتر شد تا درست 1 ماه پیش به من زنگ زد گفت دلم خیلی درد میکنه و مسعود هم شهرستانه(مسعود در ابهر سربازه) و چون خاله با سارا قهر بود اون به من زنگ زده.منم سریع از فرصت استفاده کردم و چون همه خواب بودن و فرداش کلاس نداشتم رفتم خونش و رنگ زدم درو باز کرد رفتم بالا دیدم خیلی درد میکشه و سرسع بردمش بیمارستان ایرانهر و اونا سریع بردنش اتاق عمل بعد 2 ساعت دکتر اومد و گفت:شما همسرشی؟-نه دکتر پسر خالشم شوهرش تهران نیست.-حال مادر خوبه اما بچه&#8230;-بچه چی شده؟-بچش مرد.دیر رسوندینش بیمارستان.متاسفم&#8230;نمیدونستم چیکار کنم.شوکه شده بودم و اولین کاری که کردم این بود که به خاله و مامان زنگ زدم.خاله بعد 1 ساعت با مامان و بابام اومد و منم کل جریانو گفتم.بعد 3 روز سارا مرخص شد ولی خاله بردش خونه مسعود و گفت باید خونه شوهرش باشه.خاله هم رفت خونه خودش.اما من دلم براش سوخت و به مهسا زنگ زدم و بردمش خونه سارا تا 3 روز تعطیلات پیش سارا باشیم چون به مسعود مرخصی ندادن.بعد 3 روز که حالش بهتر شد ما دیگه گفتیم بهتره 3 یا 4 روز تنها باشه منم هرچی لازم داشت خریدم و یخچالو پر کردم رفتم خونه.2 روز بعد سارا پیامک زد که اگه کار نداری میای پیشم تنهایی میترسم.اول دودل بودم اما دلم سوخت و رفتم.وارد خونه که شدم دیدم لباسای قشنگی پوشیده و ارایش مختصری کرده که واقعا قشنگ شده بود.منم گفتم:اماده شو بریم بیرون تو خونه دلت میپوسه بیا شام بریم بیرون.اول کمی ناز کرد اما وقتی اصرار کردم اماده شد رفتیم بیرون.تو ماشین ساکت بود منم بردمش هایپراستار تا تو جمعیت دلش واشه.تو فروشگاه قدم میزدیم که وقتی جلو قفسه لباس بچه رسیدیم چشماش پر اشک شد گفت بریم خونه.منم دیدم ناراحته حرفی نزدم.سر راه 2 تا ساندویچ خریدم و راه افتادم سمت پارک لاله.تو پارک که قدم میزدیم گفت:-منو ببخش سعید من فکر میکردم دوستت دارم و عاشقتم اما زندگی جفتمون رو خراب کردم من خیلی اشتباه کردم اما به جون سارا تو قضیه سکسم با مسعود اون نامرد گولم زد.چون فهمیده بود دوستت دارم میخواست نذاره من با تو ازدواج کنم.من ازش متنفرم.اما هنوز دوستت دارم.حلالم کن..-درسته زیاد اشتباه کردی اما تقصیر منم بود منم کارم زشت بود که از عالقت به خودم سواستفاده کردم تو هم منو ببخش.اون شب کلی دردودل کردیم و حرف زدیم و از خاطرات کودکی گفتیم.منم دیگه کینه نداشتم بلکه دوستش هم داشتم.ساعت 11 بود که بردم برسونمش که اصرار کرد من تنهام بیا بالا منم قبول کردم و نخواستم دلش بشکنه. اون تو اتاق خواب خوابید منم تو پذیرایی.ساعت 2 رفتم اب بخورم دیدم از اتاق صدای گریه میاد.رفتم تو دیدم سرشو گذاشته رو لبه تخت داره گریه میکنه.از پشت رفتم بغلش کردم گفتم:-میدونم تو این 1 سال کلی سختی کشیدی اما باید محکم باشی سارا.بغلش کردم گذاشتمش رو تخت خودمم بغلش دراز کشیدم.با هق هق گفت:-تو درک نمی کنی وقتی ادم مجبوره با کسی که ازش متنفره زندگی کنه چه سخته.راست میگفت نه من نه شما نمیتونیم درکش کنیم.بعد چند لحظه سرشو گذاشت رو شونم منم اروم نوازشش میکردم.که اون لبشو اورد نزدیک لبم منم بوسش کردم و شروع کردیم لبای همو مکیدن من زبونمو تو دهنش میچرخومدم اونم لب منو میمکید.اروم اروم حرارت بدنش بالا میرفت و زیاد میشد.هر این حین رفتم پایین تر و گردنشو اروم میخوردم و اونم چشماشو بسته بود.اروم تاپشو در اوردم و سوتینشو باز کردم و شروع کردم به مالیدن و خوردن سینه هاش.اون شب تصمیم گرفتم هرکاری کنم تا اون بهش خوش بگذره و ارضا بشه.بعد سینه هاش رفتم پایین تر و شروع به لیسیدن شکمش کردم اما مواظب بودم به بخیه هاش دست نزنم تا دردش نیاد.و بعد اروم شلوار و شرتشو در اوردن و شروع به مالوندن کس و چوچولش کردم که صدای اه اه سارا بلند شد.بعد که کسش حوب خیس شد کلمو بردم لای پاش و شروع به خوردن و لیسیدن کسش کردم در این حین که چوچولشو میخوردم یهو کل بدنش لرزید و بعد فهمیدم ارضا شده و من انقدر کسشو خوردم که دوباره ارضا شد.بعد کنارش دراز کشیدم و بغلش کردم و بوسش کردم و لباشو مکیدم.در گوشم گفت:هنوزم عاشقتم.منم گونه سارا رو بوس کردم و پتو رو کشیدم روش پا شدم برم که گفت:پس خودت چی؟-همین که بتو خوش گذشت برام کافیه و اروم اومدم بیرون.حالا به نظر شما کار من بد بود یا خوب؟در صورت استقبال شما و دادن نظراتون خاطره دیگری براتون میزارم.بای تا بعد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%86%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177780</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه راحت میخوابه زیر کیر خوشگل پسره</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Dec 2019 06:14:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبروریزی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[التماساش]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتامو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزی]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بچسبونه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمشون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرزاده]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیادمن]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پرتقال]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستپاچه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[رمانتیک]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زایمان]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[غذاهای]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارارو]]></category>
		<category><![CDATA[کمردرد]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژت]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میندازم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحته]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهای]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهمون]]></category>
		<category><![CDATA[نگاههای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[واستاد]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[عمه 63 ساله دارم که فیلم سکسی خدا بهشون بچه نداده این عمه خانوم چون تا به حال زایمان نداشته همچنان یک هیکل ترکه ای و مناسب سکسی رو حفظ کرده و چون شوهرش هم شاه کس وضع مالی خوبی داره خیلی به خودشون میرسن این عمه من که اسمش طوبی هست کونی در بین [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>عمه 63 ساله دارم که فیلم سکسی خدا بهشون بچه نداده این عمه</h2>
<p>خانوم چون تا به حال زایمان نداشته همچنان یک هیکل ترکه ای و مناسب سکسی رو حفظ کرده و چون شوهرش</p>
<h3>هم شاه کس وضع مالی خوبی داره خیلی به خودشون میرسن این</h3>
<p>عمه من که اسمش طوبی هست کونی در بین برادرزاده هاش علاقه زیادی به من داره و مدام سعی میکنه خودشو</p>
<h4>به جنده من بچسبونه و من رو از خود کنه واسه</h4>
<p>همین هر هفته چند بار من پستون شام و ناهار پیشش میرم و با هم صمیمی هستیم&#8230;..دو سال پیش شوهر عمم</p>
<h5>برای دیدن کوس برادرش که سکته کرده بود به شهرستان رفت</h5>
<p>و من هم که حکم پسر اونها رو داشتم شبها پیش عمه طوبی میرفتم که تنها نباشه.از چند وقت پیش تو این سکس داستان فکر بودم که</p>
<h6>عمه رو بکونم تا ببینم کردن یک زن ایران سکس مسن چه</h6>
<p>حالی میده. خوب حالا فرصت خوبی پیش اومده بود تا این تجربه خاص رو بدست بیارم.شب دومی که اونجا بودم عمه برام حسابی غذاهای خوشمزه درست کرده بود و مثل همیشه شیک و با ظرافت خودشو آراسته بود بعد از غذا خوردن با هم نشستیم تا فیلم ببینیم عمه کنارم نشسته بود و برام میوه پوست میکند و آجیل بهم میداد و خلاصه داشت بهم سرویس غیر سکسی میداد منم اصلا فیلم رو نگاه نمیکردم و فقط در فکر کردن عمه بودم تو همین اثنا کیرم هم با این افکار سکسی داشت بلند میشد که مایه آبروریزی بود سریع بالشت مبل رو برداشتم و رو پام گذاشتم خلاصه تو دلهره بودم که اگر کاری کنم و عمه ناراحت بشه چی از اون طرف به خودم میگفتم بابا من یه پسر جوونم که دخترا مدام دور و برم هستن مگه میشه این زن مسن نخواد مزه یک کیر جوون رو بچشه خلاصه مصمم شدم آروم آروم تست کنم ببینم واکنشش چیه دستم رو دور گردن عمه انداختم و بهش گفتم عمه من خیلی دوستت دارم میدونی یا نه؟ اونم گفت عمه جون تو پسر خودمی واست میمیرم منم سریع عمه رو به خودم فشار دادم و صورتشو محکم بوسیدم اونم صورت منو بوسید دیگه کیرم داشت بالشو سوراخ میکرد نمیدونستم حرکت بعدی باید چی باشه عمه یه پرتقال برام پوست کند بهش گفتم یکی یکی بده بخورم اونم مثل یه مامان تمام عیار که به بچه دو سالش غذا میده یکی یکی پرتقالا رو تو دهنم میذاشت یکی از پرتقالا رو که گذاشت انگشتاشو تو دهنم گرفتم و لیسیدم و به شوخی بهش گفتم این دستا از پرتقال خوشمزه تره میخوام بخورمشون اونم یک لبخند زد و گفت بخور نوش جونت منم خیلی سکسی انگشتاشو خوردم تو چشماش خوندم که فهمیده من دنبال چی هستم گفت خوب شهرام جان پاشو بخوابیم دیگه دیر وقته میخوای جاتو کجا بندازم؟گفتم عمه من کمرم درد میکنه باید رو تخت بخوابم گفت باشه تو برو رو تخت بخواب منم تو اتاق دیگه رو زمین میخوابم گفتم آخه اینجوری که بد میشه تو هم رو تخت بخواب با هم محرمیم دیگه تازه مگه نمیگی مامان منی شاید من نصفه شب شیر بخوام اونوقت چیکار کنم اونم گفت مگه مامانت هنوز بهت شیر میده خلاصه بعد از یکم شوخی و خنده رفتیم رو تخت من تی شرت و زیر پوشم رو درآوردم چون عمه هم میدونست من شبا لخت میخوابم زیاد براش عجیب نبود راستش کیر من نیمه بیدار بود و هر زنی میتونست با نگاه به شلوار من بفهمه اوضاع از چه قراره و چند با هم نگاههای دزدکی عمه به شلوارم رو دیدم و معلوم بود اون هم در حالت شک وتردید و هوس قرار داره.رفتم کنارش خوابیدم دست دور گردنش انداختم و بوسیدمش اونم منو بوسید و گفت شب بخیر ناگهان فکری به ذهنم رسید بعد از چند دقیقه یک آخ گفتم عمه گفت چی شد گفتم کمرم گرفت اون دستپاچه شد گفت چکار کنم بهش گفتم یکم کمرم رو ماساژ بده خوب میشه به شکم خوابیدم و اون شروع به مالوندن کمرم با ظرافت کرد. لمس کمر لختم توسط یه زن سرد و گرم چشیده داشت دیوونم میکرد درصد شهوت تو وجودم به صد در صد رسیده بود افکار شهوانی در ذهنم زبانه میکشید و بهم نهیب میزد که برگرد بغلش کن و کیرتو بی مقدمه تو کسش فرو کن اما حالا زود بود باید احتیاط بیشتری میکردم ، بهم گفت عمه بهتری بهش گفتم آره گفت بزار برم تشک برقی رو بیارم من خودمم بعضی شبا میذارم رفت و آورد به برق زد و گذاشت رو کمرم بهش گفتم عمه مگه تو هم کمردرد داری؟ گفت بعضی شبا یخورده کمرم میگیره در همین حال با مهربونی به پشت و موهام دست میکشید و نازم میکرد بهش گفتم شیکمم درد گرفته میخوام به پهلو بخوابم چرخ زدم و اومدم روپهلوی چپم بع عمه گفتم تو هم دراز بکش اینجوری خسته میشی اینقدر بهش تعارف کردم که راضی شد به پهلو کنارم بخابه و تشک برقی رو رو پشتم نگه داره حالت شهوت انگیزی شده بود روبروی هم به پهلو خوابیده بودیم صورتهامون تو یک وجبی هم بود عمه دستش رو رو پهلوی من حایل کرده بود و تشک برقی رو به پشتم فشار میدادکیر من تو فاصله 5 سانتی کس عمه در حالت آماده باش بود معلوم بود عمه از این حالت معذبه ولی چاره ای نداشت بهش گفتم عمه تورو خدا ببخش امشب برات دردسر درست کردم ، گفت نه عزیزم من فقط نگران کمرتم که خوب بشه تو چشای عمه نگاه کردم نگاهمون تو چشم هم ثابت موند هردومون میدونستیم چی میخوایم خودم رو به عمه نزدیکتر کردم کیرم از بقیه بدنم جلوتر بود و به رون عمه خورد نفسهاش گرمتر شده بود و تو صورتم میخورد بهش گفتم سردم شده پتو رو روی جفتمون کشیدم بهم گفت اگه بهتر شدی تشکو خاموش کنم گفتم نه بابا درد دارم معلوم بود که از تماس کیر من با پاهاش و خوابیدن زیر یک پتو با من ناراحته مونده بود چیکار کنه من کیرمو با فشار بیشتری به پاهاش فشار میدادم دستمد دورش انداختم و پشتشو از رو لباس میمالوندم گفت شهرام چکار میکنی گفتم هیچی دارم کمرتو ماساژ میدم کمردرد نگیری هیکل لاغر عمه رو محکم به خودم فشار دادم کیرم کاملا لای پاهاش بود و سینه هاش به سینم چسبیده بود چند بار سعی کرد خودشو عقب بکشه ولی نتونست انگار ترسیده بود شروع کردم به بوسیدن صورتش دستمو از زیر پیرهنش تو بردم و شروع به مالیدن کمرش کردم یه دفعه از کوره در رفت گفت کثافت من عمتم چیکار میکنی بهش گفتم هیچی بابا دارم ماساژت میدم چیه مگه گفت ولم کن میخوام برم بهش گفتم نمیشه باید تشکو رو کمرم نگه داری شروع کردم به بوسیدن سر و صورتش تلاش و تقلای اونم هیچ فایده ای نداشت چون هیکلش یک چهارم منم نمیشد .شهوت همه وجودمو گرفته بود و هیچی نمیفهمیدم دلمو به دریا زدم و دستمو از پشت کردم تو شرتش انگار یه لحظه قلبش واستاد صورتش از عصبانیت کبود شده بود و چشماش از حدقه بیرون ز<br />
ده بود انگشتامو لای چاک کونش کرده بودم تقلا میکرد از زیر دست و پام بیرون بیاد ولی بی فایده بود گفت الان جیغ میزنم و آبروریزی راه میندازم بهش گفتم اول از همه آبروی خودت میره بعدم شوهرت دیگه نمیذاره با برادرات رفت و آمد کنی به ضرر خودت تموم میشه تهدیداش حالت التماس گرفت گفت تو رو خدا اینکارو نکن بهش گفتم نمیتونم بد جوری تحریک شدم باید ارضا بشم به پشت خوابوندمش دستمو از تو کردم تو شرتش و کسشو گرفتم اونم زده بود زیر گریه و سعی میکرد در بره انگشتمو به زور تو کسش کردم گفت هر کاری بخوای میکنم فقط دستتو در بیار بهش گفتم عمه دست خودم نیست شهوتم زده بالا گفت من ارضات میکنم تو کاری نداشته باش دستتو در بیار منم دستمو در آوردم شلوار و شورتمو در آوردم و بهش گفتم خوب بیا ارضام کن.گفت باشه بگیر بخواب خوابیدم اونم با دستش شروع به مالیدن کیرم کرد و اصلا بهم نگاه نمیکرد بهش گفتم طوبی جون این کارو که خودمم بلدم نمیخوام جلق بزنی گفت پس چکار کنم بهش گفتم لااقل یکم بخورش گفت نمیتونم بهش گفتم پس باید بکنمت و از جام بلند شدم گفت خیلی خوب بخواب میخورم شروع کرد کیرمو تو دهنش مالوندن باز از جام بلند شدم بهش گفتم میخام سینه هاتو بخورم خلاصه بعد ار کلی جر وبحث سینه هاشو لخت کرد و منم افتادم به جون سینه هاش دوباره دستمو کردم تو شرتش اونم هی غر میزد که دستتو در بیار ولی بیچاره هیچ کاری نمیتونست بکنه از طرفی کسش نمناک شده بود و معلوم بود تحریک شده دیگه داشت همراهی میکرد و با خوردن سینه هاش نفسهای عمیقی میکشید دو تا انگشتمو همزمان تو کسش کردم که یک آخ ناز گفت سینه هاشو ول کردم شرت و شلوارو از پاش در آوردم گفت قول بده فقط باهاش بازی کنی کیرتو نباید اون تو بکنی گفتم خیلی فیلمی عمه الان تو دلت داری واسه این کیر جوون و سرحال قند آب میکنی با عشوه و لبخند گفت نه به خدا آخه گناه داره بهش گفتم گناهش با من نترس .با انگشتام کسشو میمالیدم برام جالب بود که زنی تو این سن و سال هم کس نسبتا تنگ و شادابی داشت و هم حسابی شهوتی شده بود دولا شدم بوسیدمش و گفتم عمه میخوام کیرمو بفرستم تو کست اجازه هست گفت فقط همین یه باره اونم چون مجبورم بهش گفتم بزار یه بار بکنم خودت مشتری میشی.کیرمو به آرامی هل دادم تو آره کسش تنگ بود و به تنگی کس یه زن 30 ساله بود دلیلش هم این بود که تا حالا زایمان نکرده بود ، سرعت حرکتمو بیشتر کردم و با شدت بهش ضربه میزدم اون زیر کیرم هی غر وغمیش میومد چند بار با حالالت مختلف کسشو کردم بهش گفتم میخام از عقب بکنمت با کلی ادا اطوار راضی شد از کون بده با تف کیرمو به زور کردم تو کونش تنگ بود و اونم حسابی دردش میومد نه انگار که 50 ساله داره میده جاتون خالی بی توجه به التماساش تا تونستم کونشو کردم،کمرشو بلند کردم و از عقب تو کسش کردم با چند بار تلمبه دیدم آبم داره میاد خودمو محکم به بدنش قفل کردم و همه وجودمو تو کسش خالی کردم روش افتادم و کلی بوسیدمش و ازش تشکر کردم اونم که حالا بعد از ارضا شدن انگار حسابی پشیمون شده بود ازم قول گرفت که دیگه باهاش کاری نداشته باشم بعد پاشد و رفت حموم منم خوابیدم .نیمه های شب از خواب پا شدم دیدم کنارم نیست بیرون رفتم دیدم تو حال رو زمین خوابیده دوباره کیرم راست شده بود و هوس عمه طوبی رو کرده بود رفتم کنارش خوانیدم و از پشت بغلش کردم از خواب بیدار شد میگفت تو قول دادی و از این حرفا ولی کو گوش شنوا جاتون خالی دوباره کردمش و دیگه مثل جنازه بی حال شده بود و زیر کیرم عین جنازه بود وقتی کارم تموم شد سحر شده بود و هوا یه حال رمانتیک داشت عمه پاشد رفت حموم غسل کنه که بیاد نماز بخونه منم پاشدم صبحونه درست کنم تصمیم گرفته بودم امروز سر کار نرم و تا 24 ساعت آینده عمه رو چند بار دیگه بکنم.عمه اومد و واستاد به نماز موقع سجده هی انگشتش میکردم بعد از نماز گفت شهرام من الان به خدا قول دادم دیگه با هم این کارارو نکنیم بهش گفتم ولی من به خدا قول دادم امروز اینقدر بکنمت که 30 سال جوون بشی.خلاصه دوستان اون روز سر کار نرفتم و تا فرداش 3 بار دیگه کردمش اونم دیگه خجالتش ریخته بود و حسابی همراهی میکرد.بعد از اون ما همچنان به این کار خیر مشغولیم و عمه خانم مدام زنگ میزنه که بیا پیشم و من واقعا از جواب دادن به شهوتش درموندم.دوستان عزیز تنوع یکی از جاذبه های سکس هست و باید بگم سکس با زنهای مختلف در سنین مختلف لذایذ خاص خودشو داره .این دومین داستان من در این سایت هست داستان دیگر من با نام &#8221; سکس با زن کارگرم&#8221; رو در لیست داستانهای همین سایت میتونید پیدا کنید .امیدوارم همتون لذت برده باشید و لطفا جهت بهتر شدن داستانها و دلگرم کردن نویسندگان این داستانها حتما نظر بدید. مرسی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177463</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان و میلف حشری به کیر جوون حمله میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Aug 2019 07:55:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیله]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[تجربگی]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[سالهای]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شرمندگی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتار]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[محافظت]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسمون]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معصومیت]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحته]]></category>
		<category><![CDATA[نامادری]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخای]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[وازلین]]></category>
		<category><![CDATA[ودستشو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/LxqD239zgFlOwyKX8xxk4g/014/928/577/v2/1280x720.224.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مامان و میلف حشری به کیر جوون حمله میکنه" title="مامان و میلف حشری به کیر جوون حمله میکنه" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>من 15 ساله بودم و فیلم سکسی کمی مذهبی بودم پسر عموی من جعفر که 1/5 سال از من کوچکتر بود پسری نسبتا زیبا و سبزه بود سکسی چون خانوادش به مسافرت رفته بودند و شاه کس اون از خانوادش خواسته بود که برای محافظت از خونه بمونه و با اونا نره کونی .یک روز [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/LxqD239zgFlOwyKX8xxk4g/014/928/577/v2/1280x720.224.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مامان و میلف حشری به کیر جوون حمله میکنه" title="مامان و میلف حشری به کیر جوون حمله میکنه" decoding="async" /></p><h2>من 15 ساله بودم و فیلم سکسی کمی مذهبی بودم پسر عموی من</h2>
<p>جعفر که 1/5 سال از من کوچکتر بود پسری نسبتا زیبا و سبزه بود سکسی چون خانوادش به مسافرت رفته بودند</p>
<h3>و شاه کس اون از خانوادش خواسته بود که برای محافظت از</h3>
<p>خونه بمونه و با اونا نره کونی .یک روز عصر به خونه ی ما زنگ زد و از مادرم خواست که</p>
<h4>منو جنده بفرسته خونشون که تنها نباشه مادرم موافقت کردو من</h4>
<p>رفتم خونشون ما شام را خوردیم پستون و جعفر گفت بیا توی یک رختخواب بخوابیم که شب نترسه من هم قبول</p>
<h5>کردم موقع کوس خواب اون شروع کرد در مورد بچه همسایه</h5>
<p>هاشون حرف بزنه که همدیگر را میکردند من هم بدون منظور موارد مشکوک مدرسمون را براش تعریف کردم وگفتم بخوابیم که فردا سکس داستان زود بیدارشیم اونم</p>
<h6>قبول کرد .من به پهلو خوابیده بودم که ایران سکس یک دفعه</h6>
<p>دیدم کوشو گذاشت توی بغلم من خیلی جا خوردم لاهاف را کنار زدم و حس کردم شلوار شو کشیده پایین گفتم چته جواب داد نمیخای این کونو بکنی گفتم خجالت بکش کسی که این کارو بکنه مثل قوم لوط تا عاقبت توی جهنمه گفت اینا همش کس وشعره من کونم کیر میخواد گفتم خوب یک خیار بکن تو کونت مثل همون کیره اونم لامپ را روشن کرد لباساشو در اورد ورفت توی اشپز خونه و یک خیار و وازلین را اورد تازه متوجه شدم عجب کون بی مویی داره چون هنوز بلوغش کامل نشوده بود کیرش کوچیک بود گفت بیا تو خیارو بکن تو کونم من اول وازلین را مالید به سوراخ کونش گفت اول با انگشتت سوراخم را چرب کن کیرم بد جوری راست شده بود ولی نمیتونستم خودم را راضی به کردنش بکنم از طرفی چندشم میشد انگشتمو بکنم وسط یک مشت گه این بود از روی بی تجربگی خیار را چرب کردم و بی درنگ حل دادم تو ی کونش که قنبل کرده بود یک دفعه دیدم نعرش بلند شد و پرید هوا ودستشو گذاشت روی کونش و شروع کرد ورجه ورجه کردن من هم از شدت ترس دستو پاهامو گم کرده بودم اون کمی اروم شده بود ولی هنوز گریه میکرد من بد جوری عذاب وجدان گرفته بودم شانس اوردیم که کونش پاره نشده بود کمی که دردش اروم شد رفت توالت و خیار را از کونش در اورد و شروع کرد به فحش دادن گفتم بابا من تجربه نداشتم دیدم قهر کرده وداره رختخوابش رو جدا میکنه دیدم ناراحته رفتم نوازشش کردم و گفتم بیا کیر خودم رو بکن تو ی کونت گفت من بیخش را میگیرم که دوباره ناشی بازی در نیاری من هم موافقت کردم کیرم منو و کون خودش را چرب کرد کونش هم دیگه باز شده بود اروم اروم کلاهک کیرمو داد توی کونش وای تا مغز سرم تیر کشید تا اون موقع چنین لذتی را تجرنه نکرده بودم ولی اخو اوخ جعفر در اومده بود میگفت تا حالا کیر به این کلفتی ندیده بوده ولی کیر تو مشتش بود و اروم اروم داد توش اینقدر این کون داغ وتنگ بود که من تا چند بار تکونش دادم ابم تو کونش اومد .خیلی دمغ شد و گفت خاک تو سرت کیر به این گندگی اینقدر بی بخاره ابراز شرمندگی کردم و باهم رفتیم حمام توی حمام با شامپو شروع کرد به مالیدن کیر من تادوباره بلند شد . دمرو خوابید و تف را مالید در کونش و یه کمی هم به کیر من مالید منم که حالا با تجربه شده بودم بیخش را کرفتم اروم دادم تودی سوراخ کونش کمی رفت تو گفت جواد جون دستتو از بیخش بردار تا دستمو برداشتم کونشو داد بالا و تا بیخ کیر و داد تو سوراخش من که تو ابرا بودم شروع کردم به تلنبه زدن این دفعه حدود ده دقیقه ای می تپوندم توکونش با اینکه بالغ نشده بود به نظرم اومد که زیر کیرم ارضا شده چون شل شده بود و مرتب میگفت درش بیار ولی من که قبلا یکبا ر ابم اومده بود کیرم مثل سنگ شده بود و شق درده گرفته بودم و داشتم سگی میکردمش تا اینکه احساس کردم دارم داغ میشم و یک دفعه با فشار ابمو ریختم تو کونش باورتون نمیشه وقتی کیرمو در اوردم سوراخ کونش سرخ شده بود و هنوز باز مونده بود با انکه تا صبح یک بار دیگه وتا قبل از ازدواجم در 28 سالگی صدها بار کردمش ولی لذت اون کون کردن توی حمام دیگه تکرار نشد هر چند که توی سالهای اخر با اسپری اشنا شده بودم بوسیله ی اون تا حدود 45 دقیقه میگاییدمش. اون شب با کمال تاسف معصومیت من از بین رفت و من به عادت قبیح کون کردن گرفتار شدم به طوری زن بیچارمم لا اقل ماهی یکبار باید به من کون بده این خاطره من بود وازتون استدعا دارم نگذارید حتی یک شب بچه هاتون بیرون خونه بخوابند.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/LxqD239zgFlOwyKX8xxk4g/014/928/577/v2/1280x720.224.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175830</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس دختر کوچولو با مرد سن بالا</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 28 May 2019 07:35:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[امنیتی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاین]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشیم]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بدهاونم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگشو]]></category>
		<category><![CDATA[بندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بودمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تکراری]]></category>
		<category><![CDATA[تمامشو]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاییم]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانای]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دروباز]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شورتای]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[کرددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کنمسریع]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوتو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحته]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نبودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایمون]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیشو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خانوادگی بخصوص سکس با مامی فیلم سکسی هستم ولی امروز می خوام از اولین سکس خودم بگم واستون. تقریبا یه چند روزی میشه که با سایت شهوانی سکسی آشنا شدم واسه همین بعدی که دیدم شاه کس کاربراشو ترغیب کرده که داستانای واقعی و سکسیشون رو بفرستن منم تصمیم گرفتم از اولین کونی سکس واستون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>خانوادگی بخصوص سکس با مامی فیلم سکسی هستم ولی امروز می خوام از</h2>
<p>اولین سکس خودم بگم واستون. تقریبا یه چند روزی میشه که با سایت شهوانی سکسی آشنا شدم واسه همین بعدی که</p>
<h3>دیدم شاه کس کاربراشو ترغیب کرده که داستانای واقعی و سکسیشون رو</h3>
<p>بفرستن منم تصمیم گرفتم از اولین کونی سکس واستون بگم. اولین سکس من با یه زن 37 ساله بود .از دوستای</p>
<h4>مامانم جنده بود اکثرا بعدی که کارش تمام میشد سر راهش</h4>
<p>میومد خونه ما یه سری هم پستون به مامانم بزنه.من سیما جون صداش میزدم و همیشه دوست داشتم یه بار خودمو</p>
<h5>خودش تنها کوس تو خونه باشیم اخه خیلی اهل شوخی بود</h5>
<p>بر خلاف مامان من که سعی می کرد سنگین باشه.این سیما حانوم ما دو تا بچه داشت یکی 9 ساله یکی دیگه سکس داستان هم 12ساله.بدنش یه</p>
<h6>کم چاق بود رونای بزرگی داشت سینه هاش ایران سکس هم بزرگ</h6>
<p>بود ولی رنگ پوستش سفید بود.تا قبل از سکسمون هیچ وقت تو فکرش نبودم تنها اروزم این بود که فقط با هم تنها باشیم تا بهتر بتونیم شوخی کنیم(کس خل بودم)خلاصه یه روز مامانم اینا رفته بودن خونه خالم و من تنها تو خونه داشتم درس می خوندم صدای ایفون در امد بدو رفتم دروباز کردیم دیدم سیما جونه.همون موقع کیرم شق کرد یه هو .بفرما زدم امد تو وقتی امد تو هال و دید مامانم نیست ازم پرسید کسی خونتون نیست مگه گفتم نه همشون تازه رفتن خونه خاله .به عمد گفتم تازه رفتن که زود پانشه بره.بعد رفتم تو اشپزخونه یه لیوان شربت اوردم واسش و نشستم جفتش.بعدی که شربتشو خورد بهش گفتم سیما جون یه سوال بپرسم.گفت اره بپرش گفتم واسه چی بعضی وقتا دیوونه میشی و اون شوخی های مسخرتو جلو مامان می کنی(اکثرا جوک سکسی تعریف می کرد)دیدم خندید و گفت تو که خوشت میاد منم که از خجالت اب شده بودم و نمی خواستم کم بیارم گفتم اره ولی نه جلو مامانم.دوست دارم وقتی تنهاییم با هم شوخی کنیم.دیدم انگار از این جمله من خوشش امد و دوست داشت ادامه بدم.گفتم خب الان دوست داری با هم شوخی کنیم گفت اره اگه جوک داری بخون واسم گفتم نه دوست دارم واقعیشو با هم تجربه کنیم دیدم خندید و گفت واقعی؟گفتم اره اگه دوست داشته باشی ولی قول می دم زیاد جلو نرم و تو هم راحت باشی.اینو گفتم که خانوم خر شه و پا بده.اونم موافق بود گفتم پس بزار از اول شروع کنیم گفت چه جوری گفتم بیا بوسم کن دیدم یه هو از سر جاش پاشد و امد لبامو بوس کرد منم دستامو دوره کمرش حلقه کردم و کون گنده سیما جونو می مالوندم.زیاد بلد نبود لبامو ببوسه واسه همین گفتم بسه حالا مانتوتو درار .گفت نه نمی خوام زیاد جلو بریم گفتم فقط یه زره دوست دارم بدنتو ببینم.راضی نمیشد ولی هر جوری بود با حرفام خامش کردم و مانتوشو در اوردم.یه تی شرت راه راه صورتی و سفید تنش بود و یه شلوار مشکلی ساده. بعد که مانتوشو دراوردم سریع تاپشو بالا زدم و سینه های بزرگشو اسیماختم بیرون.خواستم نوک سینشو بزارم دهنم که دیدم خیلی ناراحته گفتم چته سیما جون؟ گفت این جوری دارم به مامانت خیانت می کنم.گفتم اگه من خودم راضی باشم و تو هم راضی باشی دیگه به مامانم ربطی سیماره تو راحت باش. بعد که آرومش کردم گفتم می خوام لخت شیم کامل. گفت نه می ترسم یکی بیاد. گفتم مامان اینا تازه رفتن خونه خاله تا امشب هم نمیان وقتی اینو گفتم یه کم آروم شد و گذاشت لختش کنم.سریع تاپشو در آوردم و رفتم سراغ شلوارش اونم کشیدم پایین. یه سوتین قرمز تنش بود ولی اونو در نیاوردم چون خیلی از رنگش خوشم امده بود.رو سوتینه دقیقا جلو هر کدوم از سینه هاش عکس یه لب مشکی بود.خیلی تحریکم کرده بود.شورتشم از اون شورتای معمولی زنونه بود که اکثرا خانوما می پوشن.رنگش سفید بود زود شورتشو در اوردم و سیما رو انداختم رو مبل و گفتم بخواب رو زمین پاهاتو بده بالا. ولی راضی نمیشد که از جلو بکنم واسه همین فقط گذاشت یه بار کیرمو بکنم تو کسش.کسش از اونا بود که هیچ مویی نداشت .وقتی کسشو میدیدم کیرم داشت از شق دردی منفجر می شد بعد که کیرمو از کسش در اوردم بهش گفتم خب بزار فقط از پشت آروم بکنمت. دیدم به راحتی رو شکم خوابید و گفت فقط زود باش می خوام تمامش کنی. وقتی رو شکم خوابید قنبل های کونش امده بود بالا داشتم سکته می کردم بسکه سکسی بود زود یه تف ریختم ته کونش و گفتم سیما جون خودتو شل بیر تا زود کارم تمام شه و بریم لباسامونو بپوشیم. اونم هی می گفت باشه زود تمامش کن .تف که ریختم خودمم زود پریدم روش و کیرمو گذاشتم در کونش گفتم اگه دردت امد تحمل کن فقط چون زود آبم میاد اونم هیچی نگفت وقتی کیرمو با فشار هل دادم تو کونش یه لحظه منتظر این بودم که داد و بی داد راه بندازه ولی مثل این که خانوم این قدر سکس داشته از کون که کیر من واسش هیچی نبود.منم که دیدم این جوریه با فشار هی عقب جلو می کردم و نوک سینه هاشو تو دستام فشار می دادم .حدودا 5 دقیقه از کون  می کردم سیما جونو که یه هو حس کردم داره آبم میاد گفتم سیما جون آبمو چیکار کنم؟ گفت بریز رو دستمال که بدم میاد بریزی رو بدنم گفتم باشه .ولی این قدر حشری بودم که یه هو تمامشو بین رونای گندش ریختم وقتی هم دیدم کار از کار گذشته دوباره کیرمو فشار دادم تو کونش که این بار نشونه گیرم درست نبود و کیرم رفت لای پاهاش و چند بار عقب جلو کردم که ابمو خوب بیاد بعد که سیما جون فهمید ابمو کجا ریختم فقط فحش به بابا مامانم نداد و جیغ نزد. زود پریدم از اتاق دستمال اوردم و آبمو از روی پاهاش پاک کردم. بعد که پاشد بره شورتشو بپوشه گفتم سیما جون کیرمو می خوری که یه هو عصبانی شد و گفت برو گمشو اگه میدونستم این قدر ادم نامردی هستی حتی باهات سلام هم نمی کردم. منم که دیدم این جوریه و داره جنده بازی در میاره گفتم دفعه دیگه هم می کنمت اگه بیای خواستی هم نیای خونمون لطف کن وقتی شوهرت و بچه هات نیستن بگو تا خودم بیام تو خونتون جرت بدم ولی این بار از جلو . سیما دیگه عصبانی شده بود زود لباساشو پوشید و گفت حیف اون مامان که تو پسرشی منم گفتم خیف اون شوهر که یه زن جنده مثل تو رو داره.از اون روز به بعد سیما جون هر وقت میاد خونمون خودشو خیلی سنگین می گیره جلو من منم که دیگه کس و کون تکراری واسم معنی نداره.اینم اولین سکس واقعی من بود.تو داستانای دیگه از سکس خودمو و دختر همسایمون واستون می گم.منتظر باشید.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174180</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.010 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 09:10:01 by W3 Total Cache
-->