<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ناشیانه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D9%86%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:32:36 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ناشیانه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>ماشینو میزنه بغل میزاره تو کس زیدش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%af%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%af%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Nov 2019 06:56:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[بذارید]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بغلشون]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسشون]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چهارشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[‫خرمشهر]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیالشون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دماوند]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[روزمین]]></category>
		<category><![CDATA[عموهام]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذروندیم]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعها]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[نبودماز]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[هواپیما]]></category>
		<category><![CDATA[و‌رفتیم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[1 چرا نمیشه کسی بچه فیلم سکسی ابادان باشه ولی خونشون خرمشهر 2 من اون موقع درامدم ماهی1تا2میلیون بود که خرج کردن برای کس بازی یا کسی سکسی که نیاز داشت اصلا برام مهم نبود شاه کس پس بلیط هواپیما و خرجشونو خودم دادم ok؟ واون دوستانی که از سکس در اموزشگاه کونی ایراد گرفتن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>1 چرا نمیشه کسی بچه فیلم سکسی ابادان باشه ولی خونشون خرمشهر 2</h2>
<p>من اون موقع درامدم ماهی1تا2میلیون بود که خرج کردن برای کس بازی یا کسی سکسی که نیاز داشت اصلا برام مهم</p>
<h3>نبود شاه کس پس بلیط هواپیما و خرجشونو خودم دادم ok؟ واون</h3>
<p>دوستانی که از سکس در اموزشگاه کونی ایراد گرفتن 1 چرا دختر چادری که کسو کونش بازه جنده نیست 2 وقتی</p>
<h4>تو جنده این مملکت با یه کس تنها شدی و حشری</h4>
<p>بودین تنها راهش کردنه حالا هرجا پستون میخواد باشه اگه شما جرات ندارین به من چه. در کل کسی که خودش</p>
<h5>از بوی کوس خوش زن و سکس حالی نبرده وقتی دستشو</h5>
<p>از لذتها کوتاه میبینه به دیگران فحش میده. دوست دیگرم هم خیالشون راحت باشه من عقده ای نیستم چون هم جوونی کردم سکس داستان هم تا دلت</p>
<h6>بخواد از کسهایی که کردم تجربه دارم تا ایران سکس هر زن</h6>
<p>و دختری رو به اوج لذت برسونم چه برسه به زن خودم. دوستان من دوست دارم خاطراتم رو بگم تا شاید کسی یاد بگیره اگه سکس میخواد نترسه و فقط انجامش بده. نیمه شعبان سال 78یا 79 بود یادم نیست فقط میدونم هوا گرم بود من تا اون موقع فقط با دخترای فامیل لاس میزدم و از سکس خبری نبود مثلا بغلشون میکردم بوسشون میکردم روشون میخوابیدم بدون اینکه لباسمو در بیارم ارضا میشدم که این حالت تا سوم راهنمایی ادامه داشت و در واقع از سکس چیزی بلد نبودم.از راهنمایی تا دبیرستان هم که به خاطر گناه واین مسایل کاری به کار این چیزا نداشتم هرچند این کیر لامذهب هیچی حالیش نبودو تقریبا هر شب از خواب بیدارم میکرد.خلاصه اون سال نیمه شعبان شب چهارشنبه بودو منم رفتم خونه خواهر بزرگم مهمونی وچون حوصله نداشتم رفتم پشت بوم تا به خیابون که مردم جشن گرفته بودن نگاه کنم تو همین حالو هوا از خدا گله میکردم که چرا این همه ادم کس میکنن ولی اتفاقی براشون پیش نمیاد ولی من از ترس سکس هیچ کاری نمیکنم و باید از پسر عموهام که کس بازای خوبی بودن تو سری بخورم.شب گذشت فردا صبح مادرم اینا با خانواده عموم تصمیم گرفتن تا جمعه برن دماوند خونه اون یکی عموم منو علی و سعید پسر عموها طبق معمول نرفتیم و تا غروب خونه اونا به کس کلک بازی گذروندیم .دم غروب سعید گفت بریم دور بزنیم منم سوار ترک موتورش شدمو رفتیم.خیلی دنبال کس گشت اون موقعها مثل الان وفور نعمت نبود انقدر گشتیم تا تو میدون تسلیحات نظام اباد به یه دختری بر خوردیم که من به سعید گفتم جلوتر منو پیاده کن خودت برو دنبالش من نیستم.اون رفت منم نگاه میکردم دیدم راه نمیداد سعید اومد گفت با من نمیاد تو برو با ترسو لرز واسه اینکه کم نیارم رفتم جلو نمیدونستم چی بگم باهاش راه رفتم از میدون رفتیم سمت پارک رد شدیم رفتیم محله ارمنیها ورفتیم سر خیابون تا اینجا سعید با موتور میومد ولی دیگه ندیدمش.راستش هواسم نبود و رفتیم خونه ما نگو سعید رفته بود خونه خودشون و منتظر من بود یه ماشین گرفتم رفتیم دم در خونه رفتیم بالا خیلی دست دست کردم سعید بیاد ولی نیومد خانوم لباساشو در اورد با یه شورت و کرست نشست رو مبل رفتم تو اطاق اومدم دیدم دستشو کرده تو شرتش داره ور میره اون دستشم رو سینشه منم کیرم بلند شده بود ولی هنوز از گناهش میترسیدم رفتم دستشویی همونجور که به سعید به خاطر نیومدنش فحش میدادم به این فکر افتادم چون شب قبلش از خدا گله کرده بودم این کسو داده تا بکنمو راحت شم.اومدم بیرون رفتم پیشش همین که نشستم بغلم کردو شروع کرد به لب گرفتن منم باترس این کارو کردم تا واسم عادی شدبعد دستمو گرفت گذاشت رو شورتش مالش دادم دیدم خیسه. خیلی حال داد گفت سینمو بخور شروع کردم ناشیانه لیس زدنو گاز گرفتن که دردش اومد بعد گفت لباساتو در بیار منم دراوردم اونم شورتو کرستشو دراورد خوابید روزمین منم روش کیرمو گذاشتم رو کسش شروع کردم مالوندن لبم رو لبش بود میخوردم همین موقع ابم اومد ریخت رو تنش کمی هم رو فرش بلند شدم خودمو شستم برگشتم گفت کسمو بخور منم با اکراه شروع کردم خیلی شور بود فکر میکردم همه کسا شورن ولی بعدا فهمیدم عرق کرده بوده خلاصه حسابی لیس میزدم که دیدم تکونی خورد و خودشو جمع کرد ابش اومده بود چند لحظه بی حرکت دراز کشید منم اروم شدم گفت بازم میخوام منم که دیدم کس جلومه منم نکرده ابم اومد رفتم اتاق داداشم میدونستم کاندوم داره یکی برداشتمو برگشتم سراغش خوابیدم روش گفت کاندومو بده دادم بهش بازش کرد بعد کیرمو گرفت کاندومو کشید روش خیلی حال داد با دستش کسشو باز کرد گفت بکن منم سر کیرمو که رو کسش بود با تمام وجود فشار دادم رفت تو خیلی داغ بود کلی حال داد شروع کردم تلمبه زدن که اونم کم کم استاد شدم چند دقیقه گذشت ابم میخواست بیاد ولی نمیومداونم فهمید پاهاشو جمع کرد انگار کسش تنگتر شده بود هینجوری تند تند میکردم که یهو ابم اومد کلی کمرم درد گرفت و تا چند روز رون پام درد میکرد بهش گفتم ابتو بیارم گفت اون موقع که پامو جمع کردم اب کسم اومد بلند شدیم و سرمست از اولین سکسم بدون این که دوش بگیریم رفتیم و دیگه دیدمش.دوستتون دارمالکس</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%af%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177206</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم از خوشگلی خودش حشری میشه و اون رو به اشتراک میزاره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%88/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Nov 2019 08:06:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدای]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدروم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[بادستاش]]></category>
		<category><![CDATA[باربود]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودممن]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[تخماشو]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلی]]></category>
		<category><![CDATA[تودستم]]></category>
		<category><![CDATA[توکونم]]></category>
		<category><![CDATA[جاااااان]]></category>
		<category><![CDATA[جاشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصیات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دردسرتون]]></category>
		<category><![CDATA[دستموبردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دودقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روسینه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[فشارداد]]></category>
		<category><![CDATA[فکرمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کرددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمفردا]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هردوشون]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[وبرگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[وبعدشم]]></category>
		<category><![CDATA[ودستشو]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ومامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ومشغول]]></category>
		<category><![CDATA[ومیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[ویترین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ولی با خوندن چند تا فیلم سکسی از این داستانها که بعضیاش خوب بودن و بعضیام تخیلی گفتم منم بنویسم تا اظهار نظر هارو ارزیابی کنم.من 19 سکسی سالم بود وسال 85بعداز تعطیلی مدارس اول شاه کس تیرماه با خونواده رفتیم مشهد. بابای من کارمند یکی از اداراته وتویکی از هتل های کونی بی ستاره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ولی با خوندن چند تا فیلم سکسی از این داستانها که بعضیاش خوب</h2>
<p>بودن و بعضیام تخیلی گفتم منم بنویسم تا اظهار نظر هارو ارزیابی کنم.من 19 سکسی سالم بود وسال 85بعداز تعطیلی مدارس</p>
<h3>اول شاه کس تیرماه با خونواده رفتیم مشهد. بابای من کارمند یکی</h3>
<p>از اداراته وتویکی از هتل های کونی بی ستاره نزدیک حرم که از قبل رزرو شده بود ساکن شدیم. وای نمی</p>
<h4>دونید جنده چقدر مشهد تو اون فصل شلوغه . منم خیلی</h4>
<p>دلم میخواست بریم خرید و تفریح پستون ولی بابام ومامانم همش میخواستن برن حرم. البته منم چند باری باهاشون رفتم ولی</p>
<h5>یه بار کوس از بابام اجازه گرفتم که تنها برم بازاررضا</h5>
<p>. من خیلی از محیط های شلوغ اونجوری خوشم میومد.داشتم مغازه ها رونگاه میکردم که یه هو تواون شلوغی احساس کردم یکی سکس داستان بهم نزدیک شد</p>
<h6>ودستشو از پشت به من زد اما خیلی ایران سکس آروم این</h6>
<p>کارو کرد. من خیلی ترسیدم وبه خودم اومدم به خاطر همین زود رفتم تو یه مغازه ومشغول خریدن مهروسجاده شدم که اون مزاحمم بره . یه دفعه دیدم کنارمه ویواش دوباره خودشو به سمت من کج کرده وداره خودشو به من میماله البته به هوای دیدن ویترین مغازه، من هم خیلی ترسیده بودم واونم فهمیده بود که من خیلی ترسو هستم خلاصه دردسرتون ندم من تاخودموبه هتل رسوندم سه چهارمرتبه دیگه اذیتم کرد، بار آخرش که نزدیک هتل بودم یه دفعه احساس کردم دستشو چنان کرد لای پام که از ترس پریدم وبرگشتم یه نگاهی بهش کردم ،از ترس رنگم کاملا پریده بود همین که نگاش کردم با پررویی کامل گفت: جونننننننم. شهوتش میخواست چشاشو بترکونه.واردهتل که شدم رفتم تواتاقم و یه لیوان آب خوردم وپریدم روتختم. داشتم بهش فکرمیکردم که دستمو گذاشته بودم روی کونم ودیدم دارم خودمومیمالم..برای اولین بار داشتم باخودم حال میکردم. یواش یواش احساس کردم باید باخودم بیشترحال کنم ، لباسامو کامل درآوردم حسابی یه حالی باخودم کردم&#8230;..فردا صبح موقع نماز مامان وبابا که طبق معمول رفتند نماز ،من خواب بودم دیدم در اتاقمون دارن درمیزنن، فکر کردم مامان یا باباس، خواب آلوده پاشدم رفتم درو باز کردم وسریع برگشتم .نمیدونید ازبس گیج بودم واقعا نیگاه نکردم دررو اسه کی دارم باز میکنم.اومدم مثله یه جنازه افتادم روتخت که به جای مامان وبابا اون پسره بود( نگو نامرد کارمند همون هتل بوده واز اول منوزیر نظر داشته) به خصوصیات مظلوم وساکت بودنم هم پی برده بود.. یه دفعه دیدم اونم اومد روتختم، برگشتم ، وقتی دیدم اونه داشتم از ترس میمردم، نفسم داشت بند میومد، اونم مدام منودعوت به آرامش میکرد ومیگفت باهات کاری ندارم ، دست وپام به لرز اومده بودو هیچی نمیفهمیدم. یواش گفتم برو تو رو خدا میگفت باشه الان میرم فقط توآروم باش.. یکم آرومم کرد بعدشم آرومکی منو کرد.دیدم یواش یواش داره منو بغل میکنه واومد ازم لب گرفت وگردنمو داره میخوره وسینمو بادستاش گرفته بود،م داشت حالم عوض میشد ولی نگرانم بودم،من باشلوارک وتاپ بودم که درآوردنش واسش کاری نداشت. منم اصلا مقاومت نمیکردم فقط بش التماس میکردم که زود منو ول کنه &#8230; بهم گفت دختری؟ معلومم بود که دخترم خودشم میدونست ولی نمیدونم چرا پرسید. گفتم آره گفت پس اگه بهم ضد حال نزنی منم هوای همه چیزو دارم.شلوارکمو تانصفه درآورد ، دستشو کرد لای دوتا پام، منوچرخوند ، برگشتم سریع اومد بالام. من واسه اولین باربود که داشتم سکس میکردم اونم بازور .ابتدای کیرشو گذاشت روی سوراخم که منم حالی به حال شده بودم وباخودم گفتم اگه کسی هم بیاد بالاخره من که مقصر نیستم این بازور اومده. یکم کیرشو فشارداد از دردی که بهم وارد شد ناخودآگاه دستموبردم پشتم کیرشو گرفتم ، مثله یه دسته هاونگ سفت بود خودمو به تخت فشار دادم که کمتر کیرش بره تو . اونم گردنمو اونقدر میخورد که از گردنم تا بالای کونم خیس شده بود مثله اینکه یه بطری آب ریخته بود روم وقتی فهمید خیلی دردم میاد کیرشو گرفت تودستشو گفت زود بخورش، آورده بود جلودهنم منم امرشو اطاعت کردم یکم خوردمش اونم سینمو میمالیدواز جایی که من بادندونام ناشیانه کیرشو میخوردم بعد از یکئ دودقیقه از دهنم درآورد گفت بخواب ، خودمم حسابی حال کرده بودم خوابیدم اومدروم شروع کردبه مالوندن وخوردن من ،سرشو از گردنم آورد روسینه هام حسابی مک میزد، بعد اومد رو کسم وشروع کرد به خوردنش دیگه صدام یواش یواش داشت در میومدوآه وناله میکردم اونم فقط میگفت جوووووونم عجب کس وکونی داری عزیزم. تو یه چش بهم زدن دوباره منو چرخوندوشروع به خوردن کونم کرد وقتی داشت کونم رو میخورد دیگه تو فکر هیچی نبودم جز سکس .کیرشوگذاشت روی کونم یکم دیگه هم باآب دهنش خیس کرد ویواش یواش کرد تو. شروع کرد عقب جلو کردن . یه درد توام با حال رو داشتم تجربه میکردم. هر دفعه که کیرشو عقب جلو میکرد سینه هاموبیشتر فشار میدادومیمالید تا اینکه دیدم همزمان هم داره به سرعت عقب جلو میکنه وهم سینه هاموحسابی میماله وهم گردنمو محکم داره مک میزنه ، میگفت: عجب کون سفیدی، جاااااان. صداش کاملا دورگه بود وداشت ارضا میشد که کیرشو از کونم درآورد دوباره آورد جلودهنم گفت بجُم دیگه بخورش . اومدم بخورم گفت تخمام آروم بخور ، داشتم تخماشو نوش جان میکردم گفت دستتو بیار بالا(جلودهنش) دستم بردم تُف کرد تودستم گفت کیرمو بمال. منم انجام وظیفه میکردم بعدش جاشونو عوض فرمودندو گفتند خب حالا کیرموبخور ، تخمامو بمال، خودشم شروع به مالیدن سینه هام کردودستشو از روی پشتم برد تا روی کونم ویواش دوتا از انگشتاشو فشار داد توکونم ، هینجور که کونمو با انگشتاش داشت سرویس میکرد منو چرخوندو بادست دیگش تا نصفه انگشتش کرد تو جلوم. دوباره ترسیدم زود فهمید گفت نگران نباش مواظب همه چی هستم .پنج دقیقه با کس وکونم حال کرد وبعدشم دوباره کیرشو به هردوشون مالید ودوباره هوس کون فرمود. کیرشو چنان تا ته میکردتوکونم که تخماش قشنگ دم کونم رو نوازش میکرد.خیلی حال کرده بودم ودیگه نمیخواستم ولم کنه که یهو چنان کشید بیرون که میخواستم مثله یه جوراب که دستتو میکنی توش وراسته یا چپ میکنیش ،داشتم چپه میشدم همه آبشو خالی کرد روپشتم و اولین باری بود که ارضا شدن یه مرد رو دیدم بعدشم یه بوسم کردو زود خودشو جمع وجور کرد و رفت&#8230;.من از این قضیه به هیچ کس ،هیچ وقت وهیچ چی نگفتم&#8230; ولی تا سه روز دیگه که مشهد بودیم هرصبح از مامان و بابا زود تر پا میشدم ومیرفتم باهاشون حرم<br />
ودیگه اونو ندیدم ، الان فکر میکنم خیلی دلم واسش تنگ شده&#8230;.ببخشید خیلی پرحرفی کردم، موفق باشید &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177199</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده حشری رو هود ماشین کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Nov 2019 06:04:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[بیرون‬]]></category>
		<category><![CDATA[بیهوده]]></category>
		<category><![CDATA[پاهایش]]></category>
		<category><![CDATA[تابلوی]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیبی]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[دختران]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخی]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیده]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهی]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتد]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[ناشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشود]]></category>
		<category><![CDATA[همانطور]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[یکباره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[لرزه می‌افتد و از دهان فیلم سکسی نیمه بسته‌اش صدای جیغ‌مانند کوتاهی شنیده می‌شود، آن‌گاه می‌توانی آرام او را همچنان در آغوش بگیری و به پلک‌های بسته‌اش سکسی نگاه کنی که سایه ملایم قرمز‌رنگی آن شاه کس را پوشانیده است. پلک‌هایی که با آرامش روی چشم‌ها خفته و بعد دماغش را نگاه کونی می‌کنی که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>لرزه می‌افتد و از دهان فیلم سکسی نیمه بسته‌اش صدای جیغ‌مانند کوتاهی شنیده</h2>
<p>می‌شود، آن‌گاه می‌توانی آرام او را همچنان در آغوش بگیری و به پلک‌های بسته‌اش سکسی نگاه کنی که سایه ملایم قرمز‌رنگی</p>
<h3>آن شاه کس را پوشانیده است. پلک‌هایی که با آرامش روی چشم‌ها</h3>
<p>خفته و بعد دماغش را نگاه کونی می‌کنی که از این فاصله‌ی اندک بسیار بزرگ به نظر می‌رسد. وقتی به نوک</p>
<h4>دماغش جنده که سر بالا است نگاه کنی پلک‌ها و مژه‌هایش</h4>
<p>در دیدت محو می‌شود و این پستون حس به تو دست می‌دهد که باید همچنان از نوک دماغ به پیش بروی.</p>
<h5>دماغ به کوس تابلویی اشاره دارد که روی دیوار روبه‌رو کوبیده</h5>
<p>شده. یک کپی ناشیانه از نقاشی‌های پیکاسو که در قاب زردرنگی جا خوش کرده و احتمالاً اندکی مایل به راست به دیوار سکس داستان کوبیده شده است&#8230;</p>
<h6>دماغ که حالا محو دیده می‌شود شاید عامل ایران سکس خطای دید</h6>
<p>تو باشد و تابلو درست مطابق خط افق بر دیوار نصب شده باشد. به خطوط سقف و گچ‌بری‌های دیوار هم زیاد نمی‌توان اعتماد کرد. حتا شاید اعتماد به دستگاه‌های اندازه‌گیری هم بیهوده باشد. در هر صورت زمین چون نوک این دماغ که نیمی ‌از محدوده‌ی دید مرا اشغال کرده گرد است. دماغی که بسیار بزرگ به نظر می‌رسد و این حالت سربالای آن موجب شده که از این فاصله هم کمی از تیر‌گی داخل سوراخ‌ها و موهای نازکی که از آن میلیمتری بیرون زده دیده شود. سوراخی که در جهت دید من است به دهانه‌ی غاری می‌ماند با سبزه‌های کم‌پشتی که در اطراف و داخل دهانه می‌روید. تن پر است از این غارها، تپه‌ها و ماهورها، حتا چشمه و کوه. برجستگی‌های تن شبیه برجستگی‌های دشت‌های وسیع است. این دو سوراخ دماغ نیز چون دو غاری است که به درون می‌رود. دهانه به دهلیزی منتهی می‌شود و دهلیز به تالاری که از آن دهلیزهای دیگری منشعب می‌شود. این راهی که از درون حفره‌ی دماغ آغاز می‌شود فقط تصوری است که علم تشریح پدید آورده. اما نوک دماغ به تابلویی اشاره دارد و راهی را نشان می‌دهد که پیمودنی است. تابلوی دختران آوینیون روی دیوار طبعاً تو را به یاد کارهای دیگری می‌اندازد؛ مثلاً آثار پل کله یا حتا کارهای ونگوگ و شاید هم نمای سقف کلیسای استراسبورگ&#8230; یا آجر چینی سقف یکی از رواق‌های مسجد جامع اصفهان. &#8230; می‌توانی در ملات بین آجرچینی‌ها گم شوی. می‌توانی خودت را چون ملات سفت شده‌ای در پس سالیان متمادی حس کنی و لرزش اندام زن را که این بار از سرما است مثل زلزله خفیفی از گذر ماشینی در خیابان بر روی طاقی سقف مسجد احساس کنی. لرزش اندام زنی را که در آغوش گرفته‌ای‌اش. یکباره در خواب از سرمایی که عرق تنش را خشک کرده به لرزش افتاده است. همان‌طور که خوابیده‌ای پتو را با پا از روی ساق پاهایش بالا می‌کشی و خودت و او را زیر پتو مخفی می‌کنی. بدنش گرم می‌شود و اندکی می‌غلطد. تازه متوجه عضوی می‌شوی که کوچک شده و به آرامی ‌بیرون می‌لغزد و میان دو ران آرام می‌گیرد. به غاری فکر می‌کنی که به جایی ختم نمی‌شود. به ملاتی فکر می‌کنی که ترکیبی از قیر است و ستون‌های بلند تخت جمشید را به سقف متصل کرده است. سقفی که وجود ندارد و ستون‌های تراش‌خورده از سنگ که همچنان در معرض تماشا هستند. چشمان خیره، دهان گشوده&#8230; و با صدای خرناسه‌ی آرام دهان زن حس می‌کنی که ذهن تو از ستون‌های تخت جمشید به مسجد جامع اصفهان باز می‌گردد. به طاقی‌ها و آجرچینی‌های سقف، به صحن باز مسجد که پیرمردی تنها قبل از صلات ظهر در آن گام می‌زند.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177219</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دو جنده حشری و پسر تا دسته راست کرده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jul 2019 09:04:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتخار]]></category>
		<category><![CDATA[اونجات]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینممنم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتو]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتو]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایین]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترم]]></category>
		<category><![CDATA[پاشدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[پرونده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیله]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توکونت]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[داستانای]]></category>
		<category><![CDATA[داستانمو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوها]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیمون]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینو]]></category>
		<category><![CDATA[سیستمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مکزیکی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلمو]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورن]]></category>
		<category><![CDATA[‫میخورین]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیه]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ناچاری]]></category>
		<category><![CDATA[ناشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستی]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنین]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همراهم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یا سینه هاتون ببخشید دیگه فیلم سکسی خوب بریم سر اصل مطلببنده 3 4 سال پیش یه کافی نت زدم و این کافی نت هیچ جوری پا سکسی نمیداد افتتاحش کنم خلاصه خودم میرفتم اونجا شاه کس چت میکردم تا یه بار یه هفته مونده بود به عید دیدم یکی اومد پایین کونی و میگه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یا سینه هاتون ببخشید دیگه فیلم سکسی خوب بریم سر اصل مطلببنده 3</h2>
<p>4 سال پیش یه کافی نت زدم و این کافی نت هیچ جوری پا سکسی نمیداد افتتاحش کنم خلاصه خودم میرفتم</p>
<h3>اونجا شاه کس چت میکردم تا یه بار یه هفته مونده بود</h3>
<p>به عید دیدم یکی اومد پایین کونی و میگه سیستم خالی دارین منم همینجوری نیگاش کردمو گفتم نمبینی اینجا بهم ریخته</p>
<h4>اس جنده ؟ گفت پس چرا بالا نزدین که تعطیله ادم</h4>
<p>اوسکل نشه گفتم دوست نداشتم گفت پستون بچه پرو رفت دم مغازه یه ان برگشت گفت راستی شما فلانی نیستی؟گفتم شما؟</p>
<h5>گفت من کوس یه 2 ماه پیش بهتون زنگ میزدم نمره</h5>
<p>میخواستم از باباتون ( اخه بابام استاد بود شماره منم دست اکثر دانشجوها بود ) گفتم خوب نمره دادم بهتون- نه خودم سکس داستان گرفتم- خوب به</p>
<h6>سلامتی(اره جون عمت)- ببخشیدا پروئیه الان همه جا ایران سکس تعطیله اجازه</h6>
<p>میدین با سیستم خودتون افامو چک کنم- منم دوست دارم کار مردمو راه بندازم( اره جون عمم) گفتم بفرمایید فقط کوتاه ( اینم واسه کلاسش گفتم)خلاصه اومدو مارو بلند کردو نشست پشت سیستم ایدشو باز کرد ( منم که اصلا نیگا نکردم ببینم ایدیش چیه ) افاشو خوندو بعد گفت اجازه میدین یه چنتا افم بزارم- بفرمایین- &#8230;- واقعا معذرت میخوام تو یه چنتا سایتم میتونم برم- نه چه خبره فقط قرار بود یه افو چک کنیا(شوخی کردم مثلا ) بفرمایینخلاصه خانوم ساعت 12 اومد 2 پاشد بره دم در که رسید- راستی میتونم شماره اینجا رو داشته باشم- مگه شما شماره موبایلمو ندارین- اون که قطع شده (تا کجا رو هم میدونست)- بفرمایین کارت کافی نتو بهش دادمو نشستم پشت سیستم بعد 12 الی فوقش 13 دقیقه تلفن زنگ خورد- علو سلام بفرمایین- فلانی- بله خودم هستم شما ( اینم واسه کلاس گذاشتن بود دیگه)- منو نمیشناسی- نه متاسفانه به جا نمیارم میشه خواهش کنم خودتون معرفی کنین؟- من مریمم- کدوم مریم- مگه تو چنتا مریم میشناسی- یه چنتایی هستن- مثلا کیا- مریم مادر مسیح مرم حیدر زاده&#8230;. زد زیر خنده و- نه من اونا نیستم من همونیم که نیم ساعت پیش مزاحم شما شد- خواهش میکنمبعد از این درو اون در حرف زدیم تا 3.5 یه دفه گفت امروز عصر میای بریم بیرون؟- منم که اب دهنم راه افتاد گفتم افتخار میکنم فقط من باید برم خونه لباسمو عوض کنمو بیام- باشه پس5- 5.5 میام اونجا- باشه پس فعلا- بایزنگ به آژانس زدمو رفتم خونه 1500 پول بیشتر همراهم نبود دادم به راننده به امید اینکه از مامانم بگیرم لباسامو عوض کردمو به مامانم گفتم پول داری گفته دیر گفتی الان از خرید اومدم ( شانس کیریو داشته باش) گفت 5 6 تومن تو کیفم هست فعلا بردار 5 تومن برداشتمو دیدم ساعت 5.15 شده دوباره از ناچاری اژانس گرفتمو رفتم دیدم داره قدم میزنه تا منو دید- کجا بودی جاکش تاالان یک ساعت رو پا وایسادم- ببخشید دیر شد دیگه حالا چرا فحش میدی- دوس دارم مشکلی داری؟- نه ( چی بگم دیگه) حالا بیا سوار شو بریم سوار شدو گفتم کجا بریم- هرجاراحت تری فقط یه جا باشه قدم بزنیم (تو کونم عروسی شد اخه قدم زدن خرجی نداشت )- بریم پارک ازادگان؟- بریمرسیدم میدان اطلسیو پیاده شدیم 2000 دادم به راننده تا رفت تو بازارچه داشتیم قدم میزدیم که گفتم بریم بستی بخوریم گفت من سردمه ذرت مکزیکی میخوام ( ای کیر تو این شانس حالا پول نداری واسه چی تارف میکنی) رفتم 2 تا ذرت مکزیکیم گرفتمو 2000 دادم بعد رفتیم قدم بزنیم تا ساعت 9 اینا راه میرفتیمو حرف میزدیم ( نمیدوم چرا اون روز هیشکی بهمون گیر نداد اخه 5 شنبه بود شایدم بخاطر اینکی هیشکی نبود مامور اینام نبود خلاصه خیلی خوش شانس بویم) یه دفه گفت بریم شام بخوریم ( وای فکر اینجاشو نکرده بودم)- من که گرسنم نیست- ولی من خیلی گرسنه امخلاصه هرجوری بود تا 9.5 کشوندمش یه دفه دیدم جلو پیتزا ولنجکیم- بریم همینجا شام بخوریم غذاشم خوبه منم از ناچار قبول کردم- چی میخورین براتون بیارم- 2 تا سالاد 2تا سیب سرخ کرده 2 تا پیتزا گوشت بعد اینا رو اوردنو من هی داشتم به این فکر میکردم که چی دروغی به این یارو بگم یا چه فیلمی بازیکنم که بگم فردا پولتو میارم اینا نصف پیتزا رو خورده نخورده پاشدم زودتر برم که یه جوری راستو ریستش کنم تا اومدم برم- بشین سرجات- سیر شدم میخوام برم حساب کنم- من گفتم بریم شام پس مهمون منی( وای انگار که یه کیر کلفت از توکونت در بیارن خوشحال شدم)- نه بابا اینا چه حرفیه زشته- به جون خودم اگه بری دیگه باهات کاری ندارم- چشم ولی این دفه نوبت منه ها( از کون شانس اوردم)- باشه فقط یه زنگ بزن آژانس بیاد دیگه حال پیاده رفتنو ندارمحالا ساعت 10.5 بود سوار شدیمو رفتیم دم خونش پیداه شد پول داد به راننده و گفت تو کجا میری- میرم مغازه با دوس دخترام بچتم- اگه گزاشتم تو بچت- من اونجا تو اینجا چجوری میخوای نزاری؟- حالا معلوم میشه- باشه بای- بایرفتم مغازه و تا سیستمو روشن کردم دیدم تلفنه جواب دادم مریم بود تا 1 داشتیم باهم میصحبتیدیم- تو نمیخوای بری خونه- چرا اگه شما قطع کنید میرم- باشه راستی فردا صبح بیا خونه من- جانم چشم حتما- دیدی نتونستی چت کنی( ادم ساده گیر میارن اسکلش میکنن دیگه)فردا صبح زود ساعت 10 از خواب بیدار شدمو پول از بابام گرفتمو یه اصلاحو راه افتادم رسیدم دم خونش وای خدای من چی میدیدم یه تاپ و شلوارک سفید پوشیده بوداز پله ها رفتیم پایین وای خدای من چه بدنی داشت قد حدود 165 تو پر سینه هایی با سایز 9085 و &#8230;. وارد خونه که شدم اصلا به خونه دانشجویی شبیه نبود همه امکانانات زندگی در حد عالی ( مایکرو فر تلوزیون ال سی دی کامپیوتر ریسیور یخچال سای بای ساید و&#8230;.) نشستم روی مبل و یه چایی اورد خوردیمو- چیکار کنیم الان؟- نمیدونم هر کار تو بگی- میخوای بریم تو اینترنت؟- جانم اینترنتم داری؟- اره چطور مگه به من نمیاد- اخه تو که اینترنت داشتی مغازه من چیکار میکردی- هان از اون نظر اخه بیکار بودم میخواستم یه نفرو اسکل کنم- دست شما درد نکنه یعنی من اسکلم دیگه- اره اگه نبودی الان اینجا چیکار میکردیبیخیال بحث شدیمو رفتیم سراغ کامپیوتر تا ایدمو باز کردم هرچی اد لیست بود پاک کرد- دیونه چرا اینجوری میکنی- یا من یا اد لیستت- فکر کردی همین یه ایدیو دارم- اگه راست میگی اون ایدیتم باز کن ببینممنم که ساده برای اثبات صداقتم ( همون خریت )اون یکی ایدیمم باز کردم که ادلیست اونا رو هم پاک کرد- باشه حالا تو ایدیتو باز کن ببینم- من ایدیمو جلو غریبه ها باز نمیکنم اصلا بیخیال کامپیوتر بیا بریم تلوزیون ببینیمرفتیم سراغ تلوزیون و من کنترلو برداشتمو داشتم شبکه های ایرانو بالا پایین میکردم- بیا با این کنترل کار کن- این دیگه کنترل چیه مال ویدیو سیدیه؟- نه مال ریسیوره- ریسیور چیه دیگه- تو نمیدونی ریسیور چیه- نه از کجا باید بدونم حالا تو بگو تا بدونم- بابا همون ماهواره- ععععععع تو ماهواره داری خیلی خفنی- اشکالی داره- نه فقط من تا حالا ماهواره ندیدم- خوب بیا حالا ببینکنترلو خودش برداشتو هی این کانال اون کانال میکرد بیشترم شبکه های خارجیو بالا پایین میکرد- برگرد رو مولتی ویژن ببینم فیلمش چی بود ( سوتی دادم)- اره جون عمت تو نمیدونی ماهواره و ریسیور چیهخلاصه کلی خندیدیم از سوتی منو داشتیم فیلم میدیدم بعد سرشو گذاشت رو شونه منو یه بوسم کرد منم که انگار نه انگار یه دفه گفت- خیلی بیشعوری- جانم چرا فحش میدی- چرا جوابمو نمیدی؟- مگه چیزی گفتی- اره- معذرت میخوام متوجه نشدم خوب دوباره بگو دوباره یه بوس ابدار کردو- اینو گفتم- منم یه بوسش کردمو دوباره رفتیم مثلا سراغ فیلم که گفت- اجازه هست دست به اونجات بزنم- اونجام چیه دیگه- اونجات دیگه- یعنی چی منظورت چیه چرا نمیخوای دوستیمون سالم باشه ( اخه کیرم سیخ شده بود میترسیدم ابرو ریزی بشه)- باشه بچه ننه ترسو- ترسو واسه چی چون میخوام دوستیمون سالم باشه بچه ننه هستم ( جو گیریه دیگه)اینقدر جو گرفتم که از سر جام پاشدمو گفتم من دارم میرم اومدم کفشمو پوشیدمو هزار تا لعنت به خودم میفرستادم اخه بچه کونی تو که هلاک یه دختری حالا چرا ناز میکنی داشت گریم میگرفت که با دستای خودم کسو پرونده بودم که دیدم داره میگه- فکر نمیکردم اینجوری باشی بیا بابا بیا بشین جا کش بچه ننهاز خدا خواسته سریع برگشتم و دوباره رو مبل نشستم که دوباره گفت- بزار یه دست بزنم دیگه مگه چی میشه- اخه خجالت میکشم- از کی خجالت میکشی- از هیشکی بیخیال بابادستشو گذاشت رو کیرم دید که بیچاره چه قدی علم کرده شروع کرد به خندیدنو مالیدن- میخوام ببینمش- نه- چرا؟- یه شرط داره ( کلاسو داری)- چه شرطی- اول من ببینم- جاکش خوب اینو از اول میگفتیرفت تو اشپز خونهو لخت شدو اومد فقط یه سوتینو شرت تنش بود تا دیدمش نزدیک بود ابم بیاد چه بدنی داشت لامصب- حالا نوبت توه- من که هنوز ندیدم ( وای که چقدر پرو ام)- خوب خودت بیا درش بیار بقیشورفتم نزدیکشو یهو دیدم منو گرفتو چسوند به خودشو لبشو گذاشت رو لبم ( دیگه تو این دنیا نبودم داشتم پرواز میکردم ) کمکم لختم کردو منم هی با سینه هاش بازی میکردم ( خدا نصیب همتون بکنه ) یه دفه شرتمو کشید پایینو گفت وای این دیگه چیه ( من قیافه ندارم ولی یه کیر دارم 22 سنتی متر و کلفت که همه دوستام به کیر من غبطه میخورن اگرم باور نمیکنین به کیرم بگید تا عکسشو بزارم) شروع کرد به خوردن تو اوج لذت بودم چه ساکیم میزد انگار تمام جونم میخواست از سر کیرم بیاد بیرون داشت ابم میومد که بلندش کردمو خوابوندمش رو مبلو سوتینشو در اوردم شرو ع کردم به خوردن خوشمزه ترین چیزی بود که تا اون موقعه خورده بودم اونم اخو اوخ میکردیه ربعی سینه هاشو خوردم گفت چیزای دیگه هم دارما گفتم همش مال خودمه میخوام کم کم بخورم تموم نشه امودم پاینتر تا به نافش رسیدم یه لیس بهش زدمو رفتم پاینتر یه خورده از رو شرت بو کردمو شرتشو در اوردم چه کس خوشکلی چه خط زیبایی چه سوراخ قشنگی بهترین چیز دنیا شروع کردم به خوردن اولش یه ذره اوق زدم ولی بعدش خیلی خوشمزه شد خوشمزه ترین خوارکی شور دنیا خیلی ناشیانه میخوردم که با راهنماییای خودش کم کم یاد گرفتم داشتم میخوردم که یه دفه دیدم داره یه چنتا آه کشید(نمیدونم چرا مثل داستانای دیگه بدنش نلرزید) و کسش ابدار تر شد گفت بسه دیگه من ارضا شدم حالا نوبت توئه خوابید رو زمینو گفت بیا از پشت بکن گفتم چرا از پشت اوپن نیستی مگه گفت اپن ننته جاکش خوابیدم روشو تا اومدم کیرمو بکنم تو کونش گفلت مگه دشمنتم که میخوای اینو بکنی تو کونم گفتم پس چیکارش بکنم گفت بزار لا پام گذاشتو لا پاشو شروع کردم به بالا پایین کردن یه 5 6 دقیقه ادامه داشت گفتم ابم داره میاد گفت بریز رو سینه هام و سریع برگشتو کیرمو گرفتو چند بار بالا پایین کرد تا ابم اومد تا حالا نشده بود اب من اینقدر باشه بعدم یه لب از من گرفتو خودشو تمیز کردو گفت برم ناهار بخوریم که کلی برنامه دارم خلاصه اون روز بعد ناهارم چند بار باهم سکس کردیمو حموم هم رفتیمو بعد زدیم بیرون شامم خوردیمو اون رفت خونه خودش منم رفتم خونه&#8230;اگه خوشتون اومد بگید بقیه شو هم بزارم اگرم که نه نمیزارم دیگه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175408</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زندایی بامرام</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 May 2019 00:53:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردن]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودحتی]]></category>
		<category><![CDATA[بودممن]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پسرداییم]]></category>
		<category><![CDATA[پونزده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[توصیفش]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصیات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانا]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیواره]]></category>
		<category><![CDATA[زندایی]]></category>
		<category><![CDATA[زنداییم]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاقلانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانتم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینن]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میندازه]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمتا]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیتش]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناکی]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اسمم ایلیا هست، سن الان فیلم سکسی 19 و قد 165 وزن 68.خصوصیات بنده، موهام مشکی، چشمام درست عسلی، پوست سفید و بدنم نمیدونم خوشبختانه متاسفانه! لاغر سکسی ولی باسنم واقعا خوشگله، به طرزی که شاه کس خودم عکس میگیرم و میبینمش کیف میکنم &#8230;واقعیتش خودمم خجالت میکشم وقتی این حرف رو کونی راجب خودم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>اسمم ایلیا هست، سن الان فیلم سکسی 19 و قد 165 وزن 68.خصوصیات</h2>
<p>بنده، موهام مشکی، چشمام درست عسلی، پوست سفید و بدنم نمیدونم خوشبختانه متاسفانه! لاغر سکسی ولی باسنم واقعا خوشگله، به طرزی</p>
<h3>که شاه کس خودم عکس میگیرم و میبینمش کیف میکنم &#8230;واقعیتش خودمم</h3>
<p>خجالت میکشم وقتی این حرف رو کونی راجب خودم که یه پسر هستم و باید از خصوصیات مردونه ام بگم، ولی</p>
<h4>واقعیت جنده اصلا شبیه مرد ها نیستم. کیرم خیلی کوچیک بدنم</h4>
<p>تا الانش بی مو صورت صاف پستون و باسن گرد و خوشگل.ولی خب من از اول راه رو اشتباه رفتم، و</p>
<h5>از اشتباهی کوس که در ادامه براتون عرض میکنم لذت بردم.نه</h5>
<p>اینکه خودم این مورد و انتخاب کنم نه، اینجوری برام تعریف شد.14 ساله بودم، خونه داییم رفته بودم.خانواده ای متشکل از یک سکس داستان پسر 15 ساله</p>
<h6>زنداییم 37 ساله داییم 39 ساله.مدتی بین من ایران سکس و سعید</h6>
<p>(پسرداییم) روابطی صورت گرفته بود در خفا، ولی من مشارکت نمیکردم، یعنی خجالت میکشیدم، همیشه پسر داییم کیرش و در میورد به من نشون میداد و اصرار میکرد بهش دست بزنم.ولی وقتی از من میخواست واقعا خجالت میکشیدم نشونش بدم، کیر اون مثل سنگ سفت و تپل و تیره، کیر من خیلی کوچیک و تخمایه کوچولو و سفید و &#8230; کلا اسمش و کیر نمیشه گذاشت، حتی یادمه اون زمان یکی از آشناهامون که پسرش و ختنه کرده بود با اینکه هفت سالش بود ولی من وقتی کیرش و دیدم، میتونم بگم نزدیک به دو برابر کیر من بود.حتی این برای پدر من بطوری معصل شده بود.من تا پونزده سالگی با بابام میرفتم حموم (خیلی هم عادی بود بعضی داستانا یجوری از حموم رفتن با والدین میگن انگار مثلا حیوونن یا حداقل برای من عجیبه) .و کم کم شرت تنگ و برای من تحریم کردن، چون به گفته ی پدر بزرگم شرت باعث میشه کیر بچه رشد نکنه. از داستان دور نشیم.با پسر دایی تو اتاقش بودیم، زندایی فقط خونه بود، پسردایی وقتی منو میدید از خود بیخود میشد، چون دیگه هیچی براش جذابیت نداشت وقتی من پیشش بودم.من اون زمان هنوز شهوت و بهش نرسیده بودم جق و غیره رو هم نمیتونستم انجام بدم که میدونید دیگه چرا &#8230;پسردایی سعیدم وقتی بهم دست میزد یا انگشتم میکرد و مخصوصا وقتی دست به زیر خایه ی من میکشید من واقعا مور مور میشدم همراه با لذت.اونروز تو اتاق بودیم سعید شروع کرد به لمس تمام اجزای بدنم و من هم میتونم بگم مست میشدم با این کارش، کیرش و از شلوار در آورد بهم گفت ایلیا بگیرش، من گرفتمش تو دستم و تو دلم میگفتم کاشکی ماله منم اینجوری بشه، و فشار میدادم سفتی کیرش و با دستم میسنجیدم.سعی کرد شلوارم و در بیاره با حرف راضیم کنه که من قبوب نمیکردم ولی کم کم با التماس و خواهش و تمنا من شلوارم و در آوردم &#8230; بصورت خشک خشک شروع کرد به مالیدن کیرش به کونم، اونروز با لاپایی و گذشت.یک هفته گذشت، من دوباره خونه دایی بودم زندایی و مامانم گفتن میرن بازار و سعید کیف کرد و منم خوشم امد چون حداقل ایندفعه استرس نداشتم.تا از در خارج شدن سعید منو بغل کرد و مثل گرسنه ها شروع کرد خودش و با حالت جنون به من مالیدن، که من بهش گفتم صبر کن شاید برگردن، دو سه دقیقه ای گذشت دلم آروم شد، هنوزم برام عجیبه چطور سعید با اینکه یک سال از من بزرگتر بود همه چیز و میدونست و من اینقدر شوت بودم.سعید منو وسط همون حال جوری که در خونه تو دید من باشه خوابوند، شروع کرد با سوراخ من بازی کردن، هر دستی که روی سوراخم میکشید من غرق در هوس میشدم.یک لحظه احساس کردم که در صدده موزی گری هست، انگشتش و کرد تو دهنش و آروم آروم فشار وارد میکرد به سوراخم، همون لحظه ته دلم حس کردم واقععععا میخوام این کار رو بکنه &#8230;من که دیدم داره تلاش میکنه انگشتش و وارد کنه تو سوراخم خودم هم یخورده بین کونم و باز کردم که بره داخل ! نمیدونم چرا ولی خیلی دوست داشتم فرو بره داخل کونم.کم کم انگشتش وارد شد، بدون درد ولی با یه سوزش همراه بود، با تن صدای خیلی ضعیف و خجالت زده گفتم سعید میسوزه ! ولی نه اینکه انگشتش و در بیاره نه &#8230; گفتم سعید میسوزه تف بیشتر بزن. قشنگ حس کردم سعید خر کیف شد از این پیشنهاد من، تف زد سه مرتبه و انگشتش و فرو کرد تو کونم و عقب و جلو کرد، گفت ایلیا کیرم و بکنم تو کونت &#8230;دوست داشتم این سوال رو نمیپرسید و خودش بدون هیچ حرفی همه کاری بکنه که با سر تایید کردم.خیلی دوست داشتم ببینم سوراخم که شکلیه وقتی انگشتش توشه.سعید کیرش و آماده کرد که بکنه تو کونم، من راست کرده بودم ولی چون کیرم رو قالی بود واقعا داشتم اذیت میشدم &#8230;کیرش و کم کم گذاشت رو سوراخم، هیجججججاننننن تمام بدنم و فرا گرفته بود و لحظه شماری میکردم این حس و تجربه کنم، بصورت خیلی ناشیانه ای یدفعه کیرش و تا نصف کرد تو کونم &#8230;خیلی دردم گرفت، با صدای پاره پاره گفتم آی سعید کونم درد گرفت، تا امد در بیاره درد بیشتری حس کردم، گفتم وایسا تروووخدا تکون نخور، خیلی نگذشته بود که احساس کردم دیواره سوراخ کونم آب داره پس میده (که بعدها با تجربیاتم فهمیدم کون آدم آب میده که راه مساعد بشه البته نه برای این منظور ولی خیلی کمک میکنه).همینطور که انگار سوراخ کونم کیرش و چسبیده، تازه لذت و تجربه کردم.سعید شروع کرد به طرز وحشتناکی عقب جلو کردن کیرش تو کونم (وحشتناک و که گفتم به این دلیل گفتم چون میزون عقب و جلو نمیرفت و خیلی به من فشار امد).همینطور که عقب و جلو میکرد کیر من و مثانه ام یه حالت لذت بخشی بهشون دست داده بود مثل حس کسی که میخواد بشاشه ولی نه شاشیدن در اصل لذت، واقعیتش نمیدونم چجوری توصیفش کنم &#8230;من غرق در لذت بودم که سعید تیر آخرو هم زد و داشت آبش میومد و کیرش و که از کونم کشید بیرون و از سوراخم در امد من هم ارضا شدم !!!! شاید براتون غیر قابل باور باشه ولی منم برای اولین بار آبم امد ولی نه مثل همه &#8230; من تو کون دادن آبم امد &#8230;داشت آبم خارج میشد سریع وایسادم که درست نگاه کنم بهش &#8230;. که صحنه ی وحشتناکی دیدم، زمانی که من غرق در لذت بودم و شاید بخاطر آی گفتنام نشنیدم صدای باز شدن درب خونه رو و زندایی وارد شده و احساس کردم از طرز نگاهش زمانه کمی نیست که داره تماشامون میکنه &#8230;من وایساده بودم و آب میخواست از سر کیرم بریزه رو فرش و سرخ شده بودم از خجالت که لخت جلوی زندایی وایسادم &#8230;تا به خودم امدم و خواستم شلوارم و بکشم بالا زندایی با جیغ گفت وایسااااااا،منم مثل یه عبد مطیع تکون نخوردم و گفت خاک تا سرت خاک بر سر که هستی کثیفم که هستی.کفشش و از پاش در آورد و از روی میز جعبه دستمال کاغذی و برداشت امد یه برگ بهم داد &#8230;همه ی لذتی که برده بودم کوفتم شد، سرم پایین بود که دستمال و گرفتم ولی روم نمیشد هیچ حرکتی انجام بدم و زندایی متوجه این موضوع شد.خودش سه چهار تا دستمال کاغذی با هم گرفت دستش و کیر من و باهاش پاک کرد.همینطور که داشت پاک میکرد با کشیده شدنه دستمال روی کیر 5&#8217;6 سانتیم حس شکنجه بهم داشت وارد میشد، چون خوب میدونید وقتی ارضا میشه آدم البته شاید فقط من اینجورم، حتی هوا به کیرم بخوره اینقدر لذت قویی داره که جای خودش و به شکنجه میده &#8230;تا پاک کرد خودش شلوارم و کشید بالا، ولی در کمال تعجب به سعید هیچی نگفت !!!!!! به سعید گفت برو دسشوویی یه تیشرت و شلوارکم برای ایلیا بیار ! واقعا دمش گرم !!! خیلی بنظرم برخوردش عاقلانه بود &#8230; درسته من بخاطر این حرکتش و حرکته بعدیش که در ادامه میگم تحقیر شدم (یسری داستانا میگن لذت بردیم تو داستاناشون !! اخه چیش لذت داره !!! و بنظرم هرکی میگه لذت دروغ میگه غیر تحقیر شدنتون هیچ حسه دیگه ای اون لحظه ندارین در واقعیت).زندایی بهم گفت سریع برو حموم !!! من وارد حمام شدم، زندایی لباساشو عوض کرده بود و امد داخل &#8230;گفت خاله در بیار لباساتو، من اون لحظه زدم زیر گریه و گفتم خاله ببخشید بخدا غلط کردم من نگفتم اینجوری کنیم سعید باهام اینجوری کرد، خیلی قاطع جوابم و داد و یه بللللللله ی کشیده گفت و گفت خودم دیدم و سرش و تکون داد، گفت من به حساب سعید میرسم اونو میدونم چکارش کنم ولی خاله فکر کن مامانتم با من برگشته بود و خونه عزیز نمیرفت از اونور میخواستی چکار بکنی ???? من هیج جوابی ندادم، زندایی در حالی که داشت لباسام و در میورد شروع کرد که به حرف زدن، خاله تا حالا چند بار اینجوری کردین، من هق هق میکردم و با قسم بهش گفتم خاله بخدا دفعه اولمه، لباسام و کامل در آورده بود و بیشتر از رو حس کنجکاوی منو برگردوند و کونم و از هم باز کرد و یه نگاه به سوراخم کرد، گفت میدونی الان اینجات بزرگ شده بعدا بخوای بری سربازی دکتر میخوای زن بگیری میبینن میفهمن تو از این کارا میکنی ??? با همین صحبت ها و نصیحت ها حمام کرد منو و امدیم بیرون. دوستان ببخشید خیلی طولانی شد خیلی داستان ها دارم با سعید ولی نمیشه همرو گفت اگر دوست داشتین براتون بازم مینویسم ولی داستانم همینه فکر نکنید جوره دیگه ای هست ولی تو دادنام نمیدونم من بد شانسم یا چی خیلی بگا رفتم! ولی همیشه هم باهام بد برخورد نشد ولی خب زندایی تا الان بهم تیکه میندازه هر وقت منو میبینه مثلا آخرین تیکش دو شب پیش روز عید خونه مامان بزرگم بود جوری تیکه میندازه که خودم و خودش میفهمیم، با اینکه من اصلا شکم ندارم برگشت گفت، غذا برا ایلیا عزیز زیاد بکش بچش بزرگ بشه و این حرفا &#8230;ببخشید دیگعگه تمام		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173581</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.200 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 21:19:22 by W3 Total Cache
-->