<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>نبودخلاصه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:20:53 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>نبودخلاصه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>همچین مامانی رو باید هر روز هزاران بار کرد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%da%a9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Aug 2019 03:17:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهش]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توانایی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان:من]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتتا]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[رویاهام]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کردرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کنماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مصنوعی]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهاز]]></category>
		<category><![CDATA[میشهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکرددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نبودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پسرای عقده ای(البته من به فیلم سکسی پسرها خیلی احترام میزارم منظورم با عده کمی از پسر هاست ) میان تخیلاتشون را به صورت مصنوعی داستان میکننمثلا سکسی میگن رفتم کنار خالم خوابیدم بعد دست شاه کس کردم تو شرت خالم &#8221; خالم هم حشری شد و من کردمشحتی یه زن جنده کونی هم اینجوری [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پسرای عقده ای(البته من به فیلم سکسی پسرها خیلی احترام میزارم منظورم با</h2>
<p>عده کمی از پسر هاست ) میان تخیلاتشون را به صورت مصنوعی داستان میکننمثلا سکسی میگن رفتم کنار خالم خوابیدم بعد</p>
<h3>دست شاه کس کردم تو شرت خالم &#8221; خالم هم حشری شد</h3>
<p>و من کردمشحتی یه زن جنده کونی هم اینجوری به آدم نمیده و&#8230;..پسرای عزیز هر کی هم میگه کیر من بزرگتر</p>
<h4>از جنده 16 یا 17 سانت و کسی را کرده و</h4>
<p>طرفش هم هی قربون صدقش رفته پستون کس شعر میگه واسه ما زنان اندازه کیر بین 10 تا 14 باشه بسه</p>
<h5>مهم سفتی کوس و توانایی سکس طرف مقابلمونه بریم سر داستانمن</h5>
<p>الان 16 سالمه از حدود 6 ماه پیش سکس را شروع کردم و فقط هم میخوام با همین شوهرخواهرم سکس کنم(حتی بعد سکس داستان از ازدواجمم)اسم شوهر</p>
<h6>خواهرم سعید &#8221; قد بلندی داره و قیافش ایران سکس هم از</h6>
<p>نظر من و البته خیلی کسای دیگه از 20 حد اقل 17را میگیرهسعید فوق العاده هم زبون بازه4 ساله داماد ما شدهمن هیچوقت به سکس فکر نمیکردم چه برسه به سکس با سعیدتابستان پارسال بود و تعطیلات مدرسه .. یکی از دوستام واسه اولین بار بهم فیلم سوپر دادمنم دیدم و تا یه هفته از شدت حشری بودن داشتم میمردمروزی که فیلم سوپر رو دیدم حدود 3 یا 4 ساعت بعدش سعید اومد خونمون با بابام کار داشتتا دیدمش فهمیدم که چقدر دوستش دارمکسم خیسه خیس بود و به زور از شدت حشر چشمامو باز نگه داشته بودمهمون موقع سعید بهم گفت خواب بودیمنم گفتم آرهمن از طریق دوستام با داستانهای سکسی آشنا شدم .. هر چند خیلی از داستان های سکسی دروغ بود ولی جرات آدمو زیاد میکرددیگه فقط به سعید فکر میکردم وتو رویاهام باهاش سکس میکردمو خودمو ارضا میکردمهمیشه فکر میکردم ما دخترا هر وقت دلمون بخود میتونیم بدیم ولی اینجوری نبودخلاصه تو مرداد بود که مادر بزرگم فوت کرد و سر مزارش خواهرم حالش بد شد و سعید گفت میبردش خونهمنم سریع گفتم منم میامسعیدم با یه لبخند ازم تشکر کردکه اون لبخند دیوونه ترم کردرفتیم خونشونو خواهرم رفت تو اتاقش خوابیدفقط به سکس با سعید فکر میکردم که یه دفعه این به ذهنم اومد که اگه نتونم با سعید سکس کنم یا اگه اون پیشنهادمو رد کنه چی میشهاینجوری هم آبروم میرفت هم سعیدو از دست میدادماز شدت فشار عصبی گریم افتادسعید اومد و منو تو حال گریه دید .. فکر کرد به خاطر مادر بزرگمه و هی منو دلداری میدادسعید پیشم نشسته بودو منم به هق هق افتاده بودم سعید رفت یه لیوان آب اورد و داد به منمنم آبو گرفتم مخواستم بخورم که سعید شونمو گرفت و گفت ناراحت نباش و &#8230;.منم خودمو انداختم تو بغلش سعید بیچاره یه لحظه لرزید منم سرمو گذاشتم روی پاشاحساس کردم کیرش داره نم نم بلند میشهاز خوشحالی داشتم میمردمدیگه حالا مطمئن بودم منم سعید رو تحریک کردم گفتم حالا وقتشه که به سعید بدم ولی جاش اینجا نبودخلاصه اون روز گذشت و من از فرداش تو فکر این بودم که سعید رو کجا واسه سکس بکشونمخونه خودمون که پر همیشه پر بود به فکر خونه دوستام افتادم ، 3 تا از دوستام موردهای خوبی بودندخلاصه خونه آزاده اینه به خاطر اینکه مامان باباش تا ساعت 5 سر کار بودند مورد خوبی بودجریان رو به آزاده گفتم ،اونم قبول کرد و از اینکه با یه آدم زن دار میخوام سکس کنم مخصوصا شوهر خواهرمخوشحال بود چون میگفت اینجوری اونم هیچوقت نمیتونه تهدید کنه یا قضیه سکس رو به کسی بگه چون اگه به کسی بگه خدشم لو میره و در خطره تصمیم گرفتم 4 شنبه نرم مدرسه و تا قبل از اینکه مدرسه تعطیل میشه سکس کنمیه جور هیجان خوب داشتم یه جور استرس و ترس شدیدولی وقتی آدم حشریه ترس واسش معنا نداره شنبه عصربودکه به سعید یه اس ام اس تقریبا سکسی دادم ، اونم یه اس ام اس معمولی دادمنم از رو نرفتم و یه اس ام اس سکسی تر دادم که سعید اس ام اس داد مونا خانوم از این اس ام اس ها که میدین چندتا داری؟منم جواب دادم خیلی گفت این اس ام اس ها رو نده آدم یه جوریش میشهمنم گفتم چه جوری .. سعیدم گفت نه تو نمیدونیالان وقت اجرای نقشم بودبهش گفتم یه مشکلی دارم میتونم روت حساب کنم؟اونم گفت آره حتمامنم گفتم قضیش مفصله یه پسریه میخاد اذیتم کنه وازم باج بگیرهگفتم باید باهات مفصل صحبت کنم فقط به هیچ کس نگوسعید هم گفت باشه ، کی میخوای حرف بزنیم؟منم گفتم 4 شنبه صبح ساعت 8 دم پارک محلمون بیاد دنبالم ،اونم قبول کردمنم همون روز رفتم و یه شرت و شوتین مشکی و آبی خریدم 4 شنبه صبح بود که سعید اومد &#8230;. بهش گفتم حرفام زیاده به خاطر همین کلید خونه یکی از دوستام رو گرفتم که بریم اونجاولی سعیدقبول نکرد .. گفت شاید کسی بیاد و درست نباشه منم هر چی گفتم کسی نمیاد گوش نداد که ندادمنم زدم زیر گریه که تو نمیخوای کمکم کنیاونم گفت باشه حالا خونه رو هم درست میکنمرنگ رد خونشون به خواهرم گفت کارش امروز زیاد ظهر نمیره خونه به خواهرم گفت تو برو خونه مامانت اینا منم 3یا 4 عصر میام اونجا ما هم تا ساعت 9:30 بود که همینجور تو خیابون بودیم تا خواهرم زنگ زد که رسیده خونمونسعیدگفت اینم از خونهرفتیم تو خونه و نشستیمسعید چایی اورد و روبروی من نشستگفت خوب حالا بگو منم شروع کردم دروغ گفتن: که با یه پسره دوست بودم و باهم سکس کردیم و حتی جزییاتشم گفتم مثله فیلم سوپری که دیده بودمحالا هم میشد شدت حشر رو تو چشای سعید دیدبهم گفت حالا پسره چی میخادمنم گفتم میگه بازم سکس سعید هم گفت دیگه دوسش نداری که نمیخوتی سکس کنی؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175980</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سواری سر کیر  از قابلیت های این جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jul 2019 05:53:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[اسکناس]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودولی]]></category>
		<category><![CDATA[پایینه]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهادی]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تعاونی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[توهنوز]]></category>
		<category><![CDATA[چسپیده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دلیلشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمان]]></category>
		<category><![CDATA[سیگاری]]></category>
		<category><![CDATA[شدمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کنیبعد]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[موجودی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنین]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ناامید]]></category>
		<category><![CDATA[نبودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشم]]></category>
		<category><![CDATA[هزارتا]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واستادیم]]></category>
		<category><![CDATA[وهمچنین]]></category>
		<category><![CDATA[یهدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زندگی تقریبا جزء اون دسته فیلم سکسی از آدم های هستم که دوست دختر زیاد دارن ولی هیچوقت با هیچ کدوم از سکس حرفی نمیزدم و یه سکسی حدو حدودی رو همیشه رعایت میکردم واسه شاه کس همین بد جوری تشنه سکس بودم اخه نمیدونی هر شب فیلم سکسی ببینی آخرش خود کونی ارضایی کنی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگی تقریبا جزء اون دسته فیلم سکسی از آدم های هستم که دوست</h2>
<p>دختر زیاد دارن ولی هیچوقت با هیچ کدوم از سکس حرفی نمیزدم و یه سکسی حدو حدودی رو همیشه رعایت میکردم</p>
<h3>واسه شاه کس همین بد جوری تشنه سکس بودم اخه نمیدونی هر</h3>
<p>شب فیلم سکسی ببینی آخرش خود کونی ارضایی کنی چقدر دردناکه؛ همیشهدوست داشتم که یه دختر خوب گیرم میومد و زباونمولای</p>
<h4>کس جنده صاف و بدون موش میکشیدمو و اون همهمزمان کیر</h4>
<p>من و بخوره یعنی یه 69 پستون به تمام عیار ولی حیف که نه هیچ وقت خونه داشتم ونه دوست دختری</p>
<h5>که باهاش کوس تو سکس طبعیی باشم وهر وقت اراده کنم</h5>
<p>بیاد یه حالی بده یه حالی بگیره و بره ولی شکر خدا الان تمام این ها جور شده و من هر وقت سکس داستان بخوامیعنیخونه خالی باشه</p>
<h6>بیاد یه حالی به سعید بده بره &#8230; ایران سکس خو ب</h6>
<p>بهتره از اون شب خاطره انگیز بگم تقریبا 5 سال پیش بود و من 17 سالم بود تو یه روز داغ تابستونی که تو اوج شهوت بودم از خونه زدم بیرون تقریبا هوا تاریک شده بود رفتم سر کوچه چندتا دختر دید بزنم که حسن دوستم امد و طبق معمول همیشه بحث رفت سر دختر وکس و&#8230;.. که یه دفعه حسن بهم یه پیشنهاد داد (حتما حدس میزنین چه پیشنهادی داده) گفت : بیا بریم کس بکنیم اولش خندیدم گفتم کی میاد به من و تو کس بده که جدی شد و گفت خوب معلومه خانوم محترم و شخیص جنده !!!!گفتم کسی رو سرغ داری یه دفعه با خنده گفت نه تازه فهمیدم منو سر کار گذاشته بود ولی من بدجور هوای کس کرده بودم واسه همین گفتم جدی جدی بیا بیریم جوینده یابنده است (که واقعا هم هست !!!)رفتیم سراغ یکی از دوستان که اونم سر کوچه ما یه سوپرمارکت داشت ولی خودش بچه یه محله جنده خیز شهر بود که اتفاقا چندتا آدرس توپ هم داشت که یه مورد انتخاب کرد که باید میرفتیم خونه ش طرف و میگایدیم پول و اِخ میکردیم و میرفتیمساعت تقریبا 9 شب بود که راه افتادیم تو مسیر حسن جند نخ سیگار خرید ولی منی که همیشه پایه ثابت سیگار بودم گفتم نمیکشم آخه دوست نداشتم جنده محترمه از بوی سیگاری که از دهنم میاد رنجیده خاطر بشه و حالش بهم بخوره خلاصه حسن خودش با اون یکی دوستم که سید صداش میکنیم کشیدن وقتی رسیدیم در خونه دیدم یه خونه کلنگی با یه در کوچلوی چوبی اولش یکو ترسیدم گفتم بیا برگردیم این دخمه دیگه کجاست که منو آوردی و لی یه ثانیه بعد پشیونشدم اخه شهوت لامذهب دخمه مخمه حالیش نیستسید رفت زنگ درو زد که یه زنگ مخفی بود و از زنگ اصلی خود خونه بود یه چند دقیقه واستادیم کسی نیومد ناامید و مایوس خواستیم برگردیم که یه دفع در باز شد ویه زنی که یه حوله سرش بود امد و با دیدنش به سمتش رفتیم و و با نگاه اول خودم لعنت کردم که این دیگه چه عجوزه ایه ولی امان از دست شهوت و شهوانی شدنبا طرف وارد مذاکره شدیم که گفت باید یکی یکی بیاد تو و نفری دقیق یادم نیست 3 هزار گرفت یا پنچ تومن (دوستان عزیز لطفا به من نخندیدن آخه جریان پنج سال قبل و کسش هم تعاونی و ارزان قیمت بود)در ضمن یادم رفت از اول وقتی که رسیدم در خونه ش یه استرس شدیدی داشتیم که چند تا دلیل داشت:1- اینکه واسه اولین بار میخواستم یه حالی به سعید کچولو بدم(منظور کیرمه)2- به خاطر ترس از پلیس و عقد شدن با یه زن همسن ننم و کسی که هزارتا کیر به تنش خورده3- دلیل آخرش هم نمیدونم کلا چه مرگم بود شاید تلفیق دو دلیل بالا بودخلاصه اول به حسن گفتم تو برو تو من یکم میترسم اگه همه چیز خوب پیش رفت منم بعد تو بیام بعد بیسیت دقیقه حسن خروسی کس و کرد امد ولی جندهه عصبانی بود و برگشت بهم گفت اصلا نمیخواد توبیایی اون لحضه غم عالم ریخت تو دلم دیگه داشت گریه م میگرفت که سید گفت بذار بیاد گناه داره و تو پولتو بگیر مثل آدم کستو بدهرفتم داخل خونه رو بست که یه دفع از تو کوچه صدایه یه ماشین امد که از قضا در خونه نگه داشت از صدای موتور ماشین معلوم بود که ماشین مدل بالاییه که یهوو یاده بنزهای پلیس افتادم خود جندهه هم یه ترسی تو صورتش پیدا بود گفت پلیس نباسه عقد کنن &#8230; از سوارخ در رفت ببینه که این ماشین کیهباورتون نمیشه تمام قلبم داشت از جا کنده میشد مخصوصا لحظه ای که چند تا از درهای ماشین هم زمان بازشد و محکم بسته شد با خودم گفتم خاک بر سر بدبختت شد سعید هنوز هیچ گوهی نخورده پلیس امد بگیرتت وسط حیاط خشکم زده بود از ترس پاهام سست شده بود و تنها کاری که تونستم اون لحضه بکنم به در دیوار ها یه نگاهی انداختم که از کجا میشه فرار کرد و چون اطراف اون جا ساختمان های بلند بود و این خونه وسط اون های گیر افتاده بود تقریبا هیچ راهی نبود ناامید شدم ونفسم از شدت ضربان قلبم بند امده بود (کاش جلی من بودین تا میفهمیدین چه حالی داشتم اون لحضه)تمام اینها تو چند ثانیه طول کشید که جندهه امد گفت پلیس نبود که یه نفس عمیق کشیدم و به دور و برم یه نگاهی انداختم یه حیاط خاکی داشت که دوتا اتاق چسپیده بهم داشت معلوم بود که تو یکیش ادم هست و احتمالا بچه های زنه داخل اون اتاق بودن که منو به اتاق بغلی راهنمای کرد که تقریبا به جز یه دست رختخواب چیز دیگه ای نداشت که رختخواب پهن کرد زیرمون نرم باشهیه دفعه بی مقدمه شلوارشو کشید پایین از زیر شرت نداشت و انصافا کس تمیزی داشت یا من از شدت هیجان حالیم نبودخلاصه رفت کاندم بیازه که یه دفعه با یه پلاستیک فریزر تو دستش برگشت با تعجب گفتم نکنه اینو میخوای بکشی سر کیرم که عصبانی جواب داد نه احمق جون این اوردم که اخر کار کاندم و که پر کردی بندازم داخل پلاستیکخیالم راحت شد یه نفس عمیق کشیدم که گفت اول پول !!! بعد یه ساعت شمردن و دسته کردن اسکناس ها کل موجودی جیب مبارک و به خانم محترمه مکرمه &#8230;..جندهه تحویل دادیم و مجوز ورود وگرفتیمطرف فقط از پایین لخت کرد منم اول شلوارو نصفه در اوردم و خود جندهه برام کاندوم گذاری کرد و درازکشید پاهاش و از هم باز کرد کیر کردم داخل کسش مشغول شدم که دیدم فایده نداره باید کامل لخت بشم و درعرض سه وت کامل لخت پتو شدم پریدم رو کسه مشغول تلمبه زدن شدم که بعد چند دقیقه که حس میگرفتم که برم تو اوج لذت یهدفعه پارازیت ول میکرد میگفت زود باش که این کار خودش باعث بهم خوردن تمرکز من میشد و به تاخیر مینداخت ولی به هر صورت حسابی دق و دلی مو خالی کردم و گایدم تا آبم امد و بلند شدمبعد یادم افتاد طرف عصبانی بود از دوستم که دلیلشو پرسیدم که گفت دوستت بوی بد سیگار میداد که حالمو بهم میزد و با این حال همشش ازم لب میگرفت وهمچنین لحظه آخر مثل وحشی ها کاندوم پاره کردده بود وتمام تن و کس جندهه رو آب حیاط (شما بخوانید آب کمر) کشیده بود و میگفت کلا کثیف بودولی در عوض ازمن تعریف کرد و گفت تو خیلی تمییز و خوش بدن هستی ولی وقتت رو با جنده های مثل من تلف نکن شنیدن اون جمله ها از دهن اون زن برام خیلی عجیب بودکه گفت من به فکر پولش نیستم وگرنه این حرفو نمیزدم آخه روزی صد نفر میاد و من مجبورم که خوذ فروشی کنم حتی اگه به پولش نیازی نداشته باشم وگفت این حرفها روبرای این بهت میگم توهنوز سنت پایینه و بهتره با یهدختر هم سن و سال خودت دوستت بشی و با همون عشق باز کنیبعد اون حرفها از خونه زدم بیرون و به دوستام ملحق شدم سید خودش نرفت پیش کسه و همون جا ازما جدا شد رفت خونه و من موندم با حسن و جیبی خالی که تا خونه مجبور به پیاده روی شدیماین بود خاطره تلخ و شیرین من از اولین سکس</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175121</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی پرستون گنده و ضربه های شهوت ناک</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b6%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d9%86%d8%a7%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b6%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d9%86%d8%a7%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Jun 2019 07:09:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[باشهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بدهکار]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمبه]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رفتچند]]></category>
		<category><![CDATA[شمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[نبودخلاصه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[چند سال سکسی پيش يه دوست خنگ داشتم به اسم شاه کس شراره. سر بيست و چند سالگی يک دوست پسر پيدا کرده بود از اون هفت کونی خط ها. گوششم به حرف و حديث ما بدهکار نبود.خلاصه آقا حسابی گذاشت تو کاسه جنده اش و خيلی راحت با دوستای خانم می رفت.چند بارم به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				چند سال سکسی پيش يه دوست خنگ داشتم به</p>
<h3>اسم شاه کس شراره. سر بيست و چند سالگی يک دوست پسر</h3>
<p>پيدا کرده بود از اون هفت کونی خط ها. گوششم به حرف و حديث ما بدهکار نبود.خلاصه آقا حسابی گذاشت تو</p>
<h4>کاسه جنده اش و خيلی راحت با دوستای خانم می رفت.چند</h4>
<p>بارم به من نخ داده بود پستون که خودمو به خنگی می زدم. پرده خانم رو هم برداشته بود.يک روز شراره</p>
<h5>زر زنون کوس اومد که خبر نداری حالا با سوگل ريخته</h5>
<p>روهم.سوگل رو می شناختم. می دونستم بفهمه پدر پسره را در مياره.اين آقای دوست پسر اونقدر وقيح بود که مهمونی که گرفته سکس داستان بود. منو دو</p>
<h6>تا از دوستامو هم دعوت کرده بود.منم يک ایران سکس نقشه حسابی</h6>
<p>براش کشيدم.دوستم ماشين داشت بهش گفتم.روپوش روسری من و خودشو کنار بذاره و تو اتاق نذاره.گفتم آماده باشه که ندا رو که دادم دو تائی فرار کنيم. گفت باشه..خلاصه که سوگل حسابی خودشو با آشپزخونه سرگرم کرده بود. می خواست بگه خانم خانه دار مناسبيه!!!!منم يکی دو تا برخورد کاملا اتفاقی با شازده پسر داشتم!!!به هر حال برخوردهای اتفاقی باعث شد که شازده پسر تصميم بگيرن اتاقشونو که طبقه بالا بود به من نشون بدن منم که يک سيب گنده دستم بود با لبخند احمقانه گفتم باشه!!!رفتيم بالا. هنوز کاملا در اتاقو نبسته بود که منو بغل کرد و محکم به خودش فشار داد. يک تخت فرفوژه گنده داشت. همينطورکه منو بغل کرده بود پريد رو تخت.روپوش و روسريا رو تختش بود.آهسته گفتم ببين فيلم غريزه اصلی را ديدی؟ گفت : آره آره. گفتم بذار این جوری حال کنيم و جلوی چشمای پر شهوتش اول دکمه های پيراهنمو باز کردم&#8230;بعد اون بلوزشو در آورد. دو تا روسری برداشتم و دستاشو بستم به تخت و شروع کردم آروم بدن لختشو نوازش کردن. آه و ناله می کرد و هی سعی می کرد سرشو به سمتم بياره و منو ببوسه. خودمو آروم بهش می ماليدم..گفت : آخ زیپمو باز کن دارم خفه می شم.گفتم من يک کم خجالتيم بذار چشماتم ببندم!!! گفت باشه..چشماشو بستمو زیپشو باز کردم.. حسابی راست کرده بود.داغ داغ بود و کمی هم آب شهوتش اومده بود.. با سيب گاززده ماليدم به کیرش لبه های پاش و آه و ناله شو بلند کردم.گفت: آه حالا می فهمم مايکل داگلاس چه حالی می کرده.خنده نرمی کردمو گفتم کجاشو ديدی.خودمم داشت حالم خراب می شد.آروم خودمو می ماليدم بهش تو همون حالت دکمه هامو می بستم.با دست آزادم کیرشو می ماليدم زيرشو و بعد با همون دست رو تنش آروم می کشيدم و بعد رو لبش.بعد شروع کردم از خودم سر و صدا در آورن.. آه و ناله کردن.. صدام تو صداش گم می شد.. آروم شدم و دوباره سيب و کشيدم بهش. بعد در گوشش گفتم: خداحافظ و مثل برق پريدم پائين.. دوستم آماده ايستاده بود.. به سوگل گفتم: فلانی گفت بری تو اتاق کارت داره و با دوستم پريديم تو ماشين&#8230;!!!!!!!!!!!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b6%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d9%86%d8%a7%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174621</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 13:28:15 by W3 Total Cache
-->