<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>نتونسم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%86%d8%aa%d9%88%d9%86%d8%b3%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:05:06 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>نتونسم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>این خوشگل خانوم جندگی تو خونشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Dec 2019 08:57:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابروهای]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بپیچونم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودماز]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[ضرباتم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[صدای موبایلم منو به خودم فیلم سکسی اورد . یه اس م اس امده بود . که اشتباه فرستاده شده بود. منم زنگ زدم ببینم این که سکسی اس م اس داده کی بوده. ولی شاه کس جواب نمیداید . منم تصمیم گرفتم حالشو بگیرم. از شرکت از تلفون کارتی خلاصه هر کونی تلفونی جلو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>صدای موبایلم منو به خودم فیلم سکسی اورد . یه اس م اس</h2>
<p>امده بود . که اشتباه فرستاده شده بود. منم زنگ زدم ببینم این که سکسی اس م اس داده کی بوده.</p>
<h3>ولی شاه کس جواب نمیداید . منم تصمیم گرفتم حالشو بگیرم. از</h3>
<p>شرکت از تلفون کارتی خلاصه هر کونی تلفونی جلو دستم بود زنگ میزدم. این کار 3 روز تمام و بی وقفه</p>
<h4>ادامه جنده داشت تا یه روز دیدم یکی از کارگرا داره</h4>
<p>گوشیمو میاره دیدم همون شمارس که پستون زنگ میزنه منم تلافی کردم جواب ندادم کارگرم تعجب کرد و گفت مهندس &#8230;..</p>
<h5>چرا جواب کوس ندادی منم اخم کردم و اون رفت من</h5>
<p>ادم مهربونی هستم ولی تو محیط کار خیلی جدی هستم. مشغول کار شدم که بازم گوشیم زنگ خورد همون بود اینبار جواب سکس داستان دادم وای چه</p>
<h6>صدای نازی بودگفت:سلام حال شما خوبه خیلی جدی ایران سکس گفتم مرسی</h6>
<p>شما البته ناگفته نمونه با شنیدن اون صدا هول کردم ولی باز این زبون به دادم رسید خودمو زدم به زبون ریختن گفت: نمیشناسی گفتم نه اخه دیشب یه چیز محکم خورد تو سرم با ناراحتی گفت چی چیزیتون که نشده خندیدم و گفتم درد بلای تو بود دیگه خندید و گفت با زبونی که تو داری باید چندتا دوست دختر داشته باشی. منم گفتم ممکنه که باز خندید و گفت اشتباه گرفتی من دختر خالشم خودش روش نمیشه حرف بزنه منم گفتم یه چیز بکش روش تا بشه از حاضر جوابیم خوشش امد وگفت که مریم مشکله گفتاری داره و نمیتونه خوب حرف بزنه منم به شانسم لعنت گفتم با بی میلی با مریم حرف زدم و اون روز تموم شدمریم هر روز زنگ میزد منم با بی میلی باهاش هرف میزدم تا اینکه قرار شد من مریم وسارا دختر خالش همدیگرو ببینیم. قرارمون پارک گیشا بود البته من کرجی هستم رفتم سر قرار و منتظر شدم من میخواستم مخ سارا رو بزنم و مریم رو بپیچونم چون پیش خودم سارا رو خوشکل و مریم رو بی ریخت تصور کردم اونا امدن وای برق از سرم پرید دوتا هولو یکی از یکی خوشکلتر ولی سارا تو خوشکلی یک صدم مریم هم نبود مریم خیلی خوشکل بود قدش 170 وزنش 65 ابروهای کمونی لب کشیده موهای مشکی و بلند و سینه هاش که نگو دیوونم کرد یه دختر کامل هیچی کم نداشت ولی سارا به زیبای صداش نبود زیبا بود ولی معمولی اون روز کلی با هم حرف زدیم منم تا تونستم خندوندمشون راستی تا یادم نرفته سارا ازدواج کرده بود ولی با شوهرش مشکل داشت از اون ماجرا یک هفته گذشت من که هیچ دوختری بیشتر از دو ساعت جلوم دووم نمیورد و میکردمش نتونسم مریم رو تو یک هفته بکنم اخه از سکس میترسید اینم از شانس من بود من با سارا هم خیلی خوب بودم ولی اون خیلی حشری بود همیشه از نگاهش کیرم راست می شدتا یه روز سارا زنگ زد و ادرس خونش رو داد و گفت مریم منتظر منه منم سری رفتم دو ساعت طول کشید تا رسیدم وقتی رسیدم دیدم سارا تنهاس و به نم میخنده با لحن حشری کفت مریم فکر میکنه میزارم این لعبت تنها مال اون ترسو باشه خوستم برم که از پشت دسشو گذاشت رو کیرم و شروع کرد به التماس کردن من تازه متوجه شدم اون لخته و چیزی تنش نیست زدم زیر گوشش و خواستم برگردم که دیدم پامو گرفت و شروع کرد به گریه کردن و التماس کردن خلاصه خرم کرد و نشستم اما چه سینه های داشت عجب کسی بود آب از لبم راه افتاد اون قول داد اگر با اون سکس داشته باشم مریم رو راضی کنه که به من کون بده منم قبول کردم با اکراه ولی از خدام بود اون کس بی مو که معلوم بود واسه من اماده شده رو بکنم رفتیم تو اطاق خواب تا رسیدیم تو با یه چشم به هم زدن من رو لخت کرد و سریع اسپره زد به کیرم پیشه خودم خندیدم و گفتم کونت پارس اینم بگم من خیلی دیر آبم میاد حالا که بی حس هم بود من شروع کردم به ور رفتن باهاش تو کارم وارد بودماز نوک سر تا نوک پاشو لیس زدم وبعد از 15 دقیقه رسیدم به اصل ماجرا شرو کردم به خوردن کسش دیگه داشت داد میزد که دیدم شل شد ارضا شده بود برگشت و کیر من رو گرفت تو دستش اول یه بوس از سر کیرم کرد اخه کیرم هنوز خواب بود سارا با مهارت شرو به ساک زدن کرد بعد از چند دقیقه کیر کلفت و 23 سانتی من دهن سارا رو پر کرد و به ته حلقش خورد کیرمو از دهنش در اورد و نگاهش کردبا شهوت گفت تو با این منو جرم میدی کیر شوهرم نصف این هم نیست که من خوابوندمش با کیرم میزدم رو کسش و با دست دیگم با چوچولش بازی میکردم صداش در امد میگفت بکن بکن تو میخوام جرم بدی ببینم بلدی یا نه منم صبر نکردم کسش خیس بود منم یکدفه و با فشار کیرمو تا ته کردم تو جیغ بلندی کشید و گفت جرم دادی ولم کن پاره شدم الان از وسط نصف میشم تو بغلم محکم گرفتمش وشروع کردم با تمام وجود تلنبه زدن داشت گریه می کرد بعد از چند دقیقه بازم حشری شد و میگفت اخخخخ جرم بده تو بلدی کارتو منم میکردمش و همزمان گردنشو میخوردمبازم لرزید وشل شد بازم ارضا شده بود منم عرق کرده بودم ولی هنوز خیلی مونده بود تا ابم بیاد همنجورکه میکردمش داشتم با انگشت با کونش بازی می کردم کیرمو از کسش در اوردم و برش گردوندم کیرمو با تف خیس کردم کونشو با انگشت باز کرده بودم خواستم بکنم که برگشت و با التماس گفت نه من تا حالا کون ندادم من گوش نکردم محکم زدم رو کونش تا امد حرف بزنه سر کیرم رو گذاشتم جلو سوراخش و سر کیرمو کردم تو کونش جیغ کشید و گفت جر خوردم منم امون ندادم و تا ته کیرمو کردم تویه لحظه صداش نیومد محکم گرفته بودمش و تکون نمی خوردم تا ماهیچه هاش شل بشه ترسیده بودام اخه تکون نمیخورد یه صدای اروم گفت جرم دادی من تا حالا کون ندادم دارم میمیرم کیرتو بیار بیرون من گوش نکردم و شروع کردم به تلنبه زدنخیلی تنگ بود کیرم داشت میترکید.سارا هم اه و ناله میکرد که جر خوردم اخخخخخ پارم کردی بسه دیگه من با این حفاش دیوونه شدم و ضرباتم رو محکم تر وسریع تر کردم عرق از سرو بدنم مثل اب میریخت اونم داشت دیگه لذت میبرد و منو تشویق به کردن سریع میکرد و میگفت اره دارم بهت کون میدم آخ جون جرم بده مال خودته هر کاری میخای بکن ولی از اب کیر من خبری نبود که نبود با یه جیغ بلند شل شد و شرو کرد به التماس که دیگه بسه دارم میمیرم از درت برای بار سوم ارضا شده بود ولی من نه دلم به حالش سوخت از تو کونش در اوردم برش گردوندم کیرم رو گذاشتم تو دهنش شروع کرد به ساک زدن خیلی وارد بود منم با سینه ها و کسش بازی میکردم و کسش رو لیس میزدم کیرمو ول کرد به پشت خوابید و پاشو داد بالا بازم حشری شده بود گفت یالا جرم بده باز منم باز کردم تو کسش وشرو کردم به کردنش دیگه خسته شدم ولی من تو سکس مغ<br />
رورم و زن باید زیرم باشه روشای دیگ رو دوست ندارم انقدر تلنبه زدم که احساس کردم پوست کیرم داره میره احساس کردم ابم داره میاد بهش گفتم اونم گفت حیفه خیلی زحمت کشیدم واسه این اب کیر همشو بریز توم منم گفتم به چشم و همشو خالی کردم توش ولی تا 5 دقیقه کیرم تو کسش بود تمام ابم خالی شد نا نداشتم از روش بلند شم یک ساعتی روش خوابیدم بعد از روش بلند شدم تا با هم بریم حموم از درد پا نمی تونست راه بره بغلش کردم بردمش حموم و شستمش تو حموم بازم کردمش ولی اینبار زودتر ابم اومد بازم خالی کردم توش خیلی ازم تشکر کرد و گفت میخواد ازم بچه دار بشه منم برام مهم نبود بهش گفتم قولت که یادت نرفته گفت اگه قول بدم بازم باهاش سکس داشته باشم مریم رو برام راضی می کنه تا بکنمش منم قول دادم و تا صبح بازم کردمش و صبح راه افتادم رفتم سر کار ولی لختی سکس تمام بدنمو گرفته بود تا حالا اینجوری کسی رو نکرده بودم ولی منتظر سکس با مریم بودم روزها می گذشت و من منتظر لحظه موعود بودم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177483</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم تو آشپزخونه کسش کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 23 Aug 2019 05:46:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارومیه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[اشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[اندامهای]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشت]]></category>
		<category><![CDATA[پسرخاله]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبأ]]></category>
		<category><![CDATA[جاهارو]]></category>
		<category><![CDATA[جیغهای]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونه]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوندید]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشکده]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخالم]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زنگیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتهای]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقمه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتید]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مردانه]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردتا]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نوکشون]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ازاونجا شروع شد که من فیلم سکسی تازه از امتحانات نهایی سال سوم تمام شده بودم و اواسط امتحانات خاله پدرم فوت کرد و من چون امتحان سکسی داشتم روزهای اول رو نتونستم برم اما شاه کس در چهلمین روز در گذشت چون تعطیلات بود رفتم و من همراه خانواده رفتیم خونه کونی پسرخاله پدرم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ازاونجا شروع شد که من فیلم سکسی تازه از امتحانات نهایی سال سوم</h2>
<p>تمام شده بودم و اواسط امتحانات خاله پدرم فوت کرد و من چون امتحان سکسی داشتم روزهای اول رو نتونستم برم</p>
<h3>اما شاه کس در چهلمین روز در گذشت چون تعطیلات بود رفتم</h3>
<p>و من همراه خانواده رفتیم خونه کونی پسرخاله پدرم چون مراسم اونجا بود و وقتی وارد شدم چندتا دختر همسن خودم</p>
<h4>دیدم جنده هست اما یکیش که واسه طرف مردانه چای میاورد</h4>
<p>خیلی بانمک بود و از همون پستون اول بهش نگاه کردم هنگام برداشتن چای دیدم میخنده فهمیدم اونم خوشش اومده ولی</p>
<h5>من مونده کوس بودم بهش چطور پیشنهاد دوستی بدم که دختر</h5>
<p>خالم اومد گفت یک دختر هستش ازت خوشش اومده میخواد باهات دوس شه منم قضیه رو فهمیدم قبول کردم و شمارشو از سکس داستان دخترخالم گرفتم و</p>
<h6>بعد چند روز بهش زنگ زدم منم تازه ایران سکس با جف</h6>
<p>دعوا کرده بودم و میخواستم با دختری دیگه باشم وقتی زنگیدم برنداشت بیش اس دادم منم ارسام و&#8230; بعد چند ساعت اس داد سلام منم نگارم و اینطور اشنایی ما شروع شد و کار ما شده بود تا ساعت 4صبح حرفیدن و چون تابستان بود و درس هم نبود عادت کرده بودیم تا اینکه دیدم یک شب حشرم زده بالا و دیگه هم حرفی نمونده بزنیم من بحث سکس رو باز کردم تا اینکه دیدم بله خانوم از منم حشری هستش و از اون به بعد هم کار ما شده بود تا صبح درباره اندامهای جنسی هم و اگه پیش هم بودیم دوست داشتی چیکار کنیم و&#8230;تا اینکه نگار احساس کردم بدجوری دوس داره با من سکس کنه اما جا نداشتیم و اون قسم میخورد بخاطر اینکه عاشقمه میخواد با من تجربه کنه و چند بار باهم رفتیم بیرون و یک کافی شاپ بود خلوط و اونجا فقط چندبار لب رفتیم منم راستش اولین بارم بود و کیرم بی جنبگی میکرد.تا اینکه یک شب نگار گفت پدر و مادرش همراه داداشش اینا قرار برن بانه(شهری هست که وسایل ارزان میفروشن)و گفت اون بخاطر کلاس زبان نمیره و گفت فردا برم خونشون تا اینکه ادرس کامل خونشون رو گرفتم و رفتم دیدم خونشون بالا شهر دانشکده هستش و یکی از کوچه ها که به زور پیدا کردم وقتی رفتم جلوی درشون چون مطمئن نبودم خونه خودشونه گفتم که اول بیا در رو باز کن مطمئن شم بعد بیام تو چون ترسیدم ماله اونا نباشه اشتباهی در زده باشم؛تا اینکه اومدم باز کرد رفتم داخل بعد سلام و احوال پرسی یکم که نگاش کردم دیدم با یک تاپ همراه شلوارک هستش و چون باهم راحت بودیم قبل از اینکه چیزی بگم خودش اومد پشت در لباشو گذاشت لبام و گفت عاشقمه و تقریبأ قدش 170 و وزنش 65میشد اما با نمک بود و رفتیم داخل و نشستیم رو مبل و من امان نداده مثل دیوونه ها بغلش کردم و شروع کردم به لیسیدن گردنش و خوردن لباش نگار دختری بود سفید نه چاق نه لاغر و با نمک همان طور که میلیسدمش احساس کردم چشاش خمار شد چون اولین بار بود ترسیدم فک کردم چیزیش شده اما بعدش فهمیدم از رویه حال کردن دخترا چشاشون اینطور میشه.نگار گفت ارسام بیا بریم اتاق رفتیم اتاق شروع کردیم دوباره سر پا خوردن و لیسیدن هم تا اینکه لباسهای همو در اوردیم اول من تاپشو در اوردم سوتین نداشت بعد شلوارکشو در اوردم اونم اول پیرهن استین کوتاهمو در اورد بعد شلوارمو و جز شرت چیزی تنمون نموند بعد من که کیرم متوسط بود داشت از زیر شرت میترکید رو دادم از رو شرت دست نگار بعد که یکم مالید گفتم دراز بکش رو تخت و من شروع کردم به لیسیدنش اول لبهاش بعد گوش و صورتش بعد گردنش که بوی عطرش دیوونم میکردم اومد پایین تر رسیدم به سینه هاش و نوکشون زیاد قهوه ای نبود اما خوش فرم بود هردوتاشون رو مثل دیوونه ها میخوردم دیگه جیغ نگار اروم در میومد بعد اومد نافشو لیسیدم تا رسیدم شورتش اما قبل در اوردن اون اومد پایین تر و پاهای تمیزشو لیسیدم و انگشتاشو کردم دهنم تا اینکه اومد بالا به شرتش و از روی شرت کس نازشو و ساق پاشو میلیسیدم و اونم جیغهای خفیف میرد تا اینکه شرتشو کشیدم پایین و دیدم یک کوس سفید بدون مو و تپل که ابش اومده بود داره نگام میکنه اما یکم که سرمو اوردم جلو بویی داشت که موندم بخوردم یا نه اما دل رو زدم به دریا و زبونمون گذاشتم و اروم کشیدم روش و میک میزدمش وقتی زبونمو گذاشتم نگار یک اه از دل کشید و من باعث شد بیشتر بخورم و بمکمش و همه کسش رو کردم دهنم با اینکه شور بود اما نتونسم از خوردنش دست بردارم و اونم فقط اه میکشید و میگفت عاشقمه و سرمو فشار میداد به کوسش یا هم مو هامو چنگ میزد تا اینکه انقدر خوردم ارضا شد بعد گفت حالا بیا نوبت توست اونم پا شد اینبار من دراز کشیدم و اون شروع کرد به لیسیدن بدنم و لب گرفتن بعد اومد سر کیرمو از رو شرت گرفت و بعد اروم مالش داد بعد شرتمو در اورد و کیرمو دید گفت چقد قشنگه و کلفت و بزرگ هستش اما به نظر خودم متوسط هست کیرم تا اینکه کرد اول سرشو دهنش و بعد اروم همش کرد دهنش و جوری میخورد که داشت ابم میومد از تخمام گرفته تا سر کیرم لیس میزد منم بهش گفتم و دروغ نگم ابم چون اولین بارم بود زود اومد و در اوردم ریختم سینه هاش تا اینکه دراز کشیدیم تا بعد چند دقیقه دوباره شروع کردیم اما اینبار اصلی کاری بود و چون پرده داشت مجبور بودم ازعقب بکنمش تا رفت یکم روغن اورد خودش مالید به کیرم و از یک طرفم داشتیم لب میگرفتیم و منم سینه و کس اون رو میمالیدم تا اینکه کیرم اماده کردن شد و یکم هم روغن به کون نگار مالیدم گفت مدل سگی بشه و من اروم اول انگشت وسطمو بعد دو انگشت و 3انگشت تا اینکه کونش باز شد و اونم اروم اه میکشید و من نوکشو اروم گذاشتم و وقتی با هزار بدبختی دادم سرشو داخل یکم صداش در اومد بعد اروم فشار میدادم تا اینکه با یک فشار محکم تا ته رفت تو و نگار سرشو گذاشت بالش و داد زد منم اروم بعد اینکه جا باز کرد تلمبه زدم و دیدم نگار دیگه جیغ هاش به ناله تبدیل شده و داره کسشو میماله و هی میگه عاشقتم تندتر جرم بده و چندبار لرزش خورد و ارضا شد و منم دیگه ابم اومد ریختم کونش و بعد در اومدم کیرم با دستمالی که اب اول روی سینشو پاک کرده بودم کنشو پاک کردم و اروم همو بغل کردیم و کنار هم دراز کشیدیم بعد یک نیم ساعت پا شدیم و باهم رفتیم حموم و اما چون خسته بودیم فقط لب گرفتیم اومدیم بیرون همدیگرو خشک کردیم لباس هامون رو پوشیدیم و جاهارو درست کردیم زنگ زدیم دوتا پیتزا از پیتزا فروشی 81اوردن خوردیم تا دوباره یکم لب گرفتیم و رفتیم بیرون رو گشتیم ساعتهای 7بود رسوندم خونشون که هنوز بابا ماماش نیومده بودند تا اینکه دیگه سکس نداشتیم و ماماش فهمید رابطمون رو و از هم جدا شدیم اما این یک داستان واقعی بود هر انچه که بعد نوشته باشم اولین و اخرین بارم بود ممنون که وقت گذاشتید خوندید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2653</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کمک سارا جنده به این زوج خوشبخت در زمان سکس</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%85%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%85%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 05 Jul 2019 09:20:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقي]]></category>
		<category><![CDATA[احتياج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجمون]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امروزو]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اينجام]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[بحثشون]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[تاريكي]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[جراتشو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاست]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتمو]]></category>
		<category><![CDATA[خانومي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودكشي]]></category>
		<category><![CDATA[خورديمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينمو]]></category>
		<category><![CDATA[سيگاري]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عصباني]]></category>
		<category><![CDATA[فروخته]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساي]]></category>
		<category><![CDATA[مادرزاد]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[مقابلم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوري]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[نميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نميرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنه]]></category>
		<category><![CDATA[نيستاون]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[وايساد]]></category>
		<category><![CDATA[وايسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وايساده]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خيلي شديدي ميومد.يه لباس جيغ فیلم سکسی قرمز پوشيده بودم كه تو اون تاريكي و بارون شديد از فاصله دور داد ميزد. هيچي واسم مهم نبود فقط سکسی ميخواستم يكي منو سوار كنه تا از شاه کس شر اين هواي گند راحت شم.بهد 2،3 دقيقه يه 206 اسپرت جلو پام وايساد منم کونی بدون هيچ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خيلي شديدي ميومد.يه لباس جيغ فیلم سکسی قرمز پوشيده بودم كه تو اون</h2>
<p>تاريكي و بارون شديد از فاصله دور داد ميزد. هيچي واسم مهم نبود فقط سکسی ميخواستم يكي منو سوار كنه تا</p>
<h3>از شاه کس شر اين هواي گند راحت شم.بهد 2،3 دقيقه يه</h3>
<p>206 اسپرت جلو پام وايساد منم کونی بدون هيچ چونه زدني سوار ماشين شدم. راه افتاد.يه خورده بهش زل زدم.يه پسر</p>
<h4>قد جنده بلند. خوش تيپ كه اصلا به قيافش نميخورد اين</h4>
<p>كاره باشه. داشتم به اينا فك پستون ميكردم كه گفت چيه آدم نديدي؟ گفتم اگه راستشو بخواي تا حالا آدم نديدم</p>
<h5>، يعني کوس كارم جوريه كه با آدما رابطه اي ندارم.سرمو</h5>
<p>برگردوندمو رو به جلو نشسم. ديگه هيچ چي نگفت. منم همين جور داشتم خاطراتمو مرور ميكردم. من چي بودم . الان كجام؟ سکس داستان چرا اينجام؟ چرا</p>
<h6>زمونه با من اينجوري تا كرد ؟ بخدا ایران سکس لياقتو خودمو</h6>
<p>بيشتر از اين حرفا ميديدم . پس چرا ؟؟؟!!! كه يهو ماشين جلو در يه خونه خوشگل وايساد . گفتم چند نفريد ؟ گفت بيا بالا كاريت نباشه .درو باز كرد رفتيم تو. سوار آسانسور شديم طبقه ي آخرو زد رفتيم بالا . درو باز كرد . گفت :ladys first . منم گفتم : donkies next . يه خورده دم در با هم خوشو بش كرديم رفتيم تو. يه خونه ي بزرگ تميز مرتب. فك كنم 3 خوابه بود . يه شومينه ي خوشگل گوشه ي پذيراييش بود اومد شومينه رو روشن كرد . منم رفتم بغل شومينه رو زمين نشسم و تكيه دادم به ديوار .كه گفتش بذار برم واست لباس بيارم با اين لباساي خيس كه سرما ميخوري . رفت تو يكي از اتاقا يه پيرهن مردونه ي بزرگ آورد با يه شرت مردونه داد گفت بپوش منم بلند شدم وايسادم دستامو از هم باز كردم گفتم خودت لباسامو عوض كن .اول روپوشمو در اورد بعد تيشرتمو بعدشم سوتينمو باز كرد دستاش يه گرماي خاصي داشت هر وقت دستش به بدنم ميخورد حس خوبي بهم دست ميداد .بعدم دكمه ي شلوارمو باز كرد شلوارمو كشيد پايين كه شرتمم باهاش اومد پايين . با كمك خودم شلوارمو در آورد حالا من لخت مادرزاد جلوش وايساده بودم .دسامو از هم باز كردم و چشامو بسم كه بياد بغلم شروع كنه كه ديدم داره پيرهنو تو دستم ميكنه پيرهنو تنم كرد دكمه هاشو بست بعدم گفت خانومي اگه اجازه بدين &#8230;بعدم به شرت تو دستش اشاره كرد منم با تعجب يكي از پاهامو بالا آوردم و بعدم اون يكي و شرتمم پام كرد و رفت تو اتاق كه لباساي خودشو عوض كنه منم برگشتم سر جام بغله شومينه . كه يهو بازاون فكراي بيخود به سراغم اومد نتونسم جلو خودمو بگيرم رفتم سراغ كيفم كه سيگارمو وردارم كه ديدم دره كيفم باز بوده و بارون همه ي وسايلمو خيس كرده .سيگارام واي همه ي سيگارام هم خيس شده .واي رفتم نشسم سر جام دوباره و همين جور داشت اشك از چشام سرازير ميشد.به خدا دسه خودم نبود هر وقت كه ياد بلايي كه سرم افتاده بود ميوفتادم گريم ميگرفت . كه ديدم از اتاق اومد بيرون با يه لباس راحتي مثل لباس خواب بود ولي توش خيلي خوش هيكلو جذاب به نظر ميرسيد تازه ديدم كه بله آقا بدن سازه و چه هيكل خوش فرمي هم داشت لامسببهش گفتم سيگار داري ؟ گفت آره يه پاكت پلمپ رفت از تو يخچالش آورد بيرون داد به من يه فندك از اين بنزيني ها خيلي خوشگل بود رنگه نقره اي بود داد به من.يه نخ سيگار روشن كردم كنت بود يه نخم واسه ي خودش روشن كردمو دادم بهش گفت من سيگاري نيسم خيلي كم. اينم ميكشم چون نميشه دست تو رو رد كرد.گفتم خواهش ميكنم.ديد گونه هام خيسه چشامم قرمزه گفت چيه؟چيزي شده ؟ گفتم تو فوضولي نمي خواد بكني حالا اين يه شبه رو.فهميدم بهش برخورد.ولي باز اومد كنارم نشستو سرمو گذاشت رو شونه هاش.سرشو آورد پايين به سمت من فك كردم ميخواد لب بگيره لبمو آوردم بالا كه لب بگيرم ديدم نه فقط پيشونيمو بوس كرد. اين كارو كه كرد دوباره گريم گرفت. خيلي بهم آرامش ميداد بغلش. گرمو امن بود . حس عاليي بود .بين منو اون يه سكوت برقرار بود و فقط صداي گريه من ميومد .دلم گرفته بود ميخواستم درد دل كنم. تو اون حالت واقعا بهش احتياج داشتم. ولي نميتونستم به طرف مقابلم اعتماد كنم . كه پرسيد چرا ؟ چي شده كه اين فكرو كردي كه بايد اين كار بشه شغلت ؟ انگار دل من بهانه ميخواست تا شروع كنه. هر چي كلنجار رفتم تا جلوشو بگيرم. دل ديگه خودتونم ميدونيد نميشه يهش گفت نه بخصوص وقتي سر ريز ميشه.بله قصه رو از اينجا شروع كردم كه : يه روز تو خونه نشسته بودم دوباره بابام با اون رفيقاي مفنگيش اومدن خونه.مثله اينكه جاي ديگه واسه نشه كردن نداشتن. داد زد گفت ننت خونه هست. گفتم نه . گفت 5 تا چايي بريز بيار مهمون دارم. همين جور كه داشتم هرس ميخوردم چايي ريختم پشت در اتاق كه رسيدم يه خورده گوش وايسادم بله جرو بحثشون باز سر پول بود بابام پول نداشت اونا هم پوله نشه كردن بابامو ميخواستن هر چي كه داشتيمو فروخته بود خرج عملگيش كرده بود نه نه م مثه سگ جون ميكند اونم شبا با دعوا كتك زدن پولاشو ازش ميگرفت . بابام شده بود مثه حيون ،كارش شده بود خوردن ،كردنه به زوره ننم و كشيدن .در زدم رفتم تو. ديدم زير چشي اين دوساي هيز بابام دارن نگام ميكنن . كاره هر دفشون بود بعد تارف كردن چايي ها بدون توجه رفتم بيرون . باز پشت در گوش وايسادم. ديدم كه اون به قول خودشون ساقيه ميگه دخترتو جور كن همه ي بدهيات كه صاف ميشه هيچ يه هفته هم جنست مجاني ميشه فقط دخترتو جور كن. بابام هم خماره خمار بود ميگفت نه نميشه دخترم باكره هست ميخواد شوهر كنه. مرده گفت خوب كي بهتر از من ميتوني پيدا كني ؟ من خودم ميشم مخلصش . كه بعد چند دقيقه ديدم بابام پا شد از اتاق بياد بيرون منم سريع دويدم تو اتاق شروع كردم لباسامو عوض كردن تا به بهونه ي كلاس بزنم بيرون ميدونسم بمونم خونه يه بلايي سرم مياد.بابام اومد تو اتاق گفت جايي ميري گفتم اره كلاس دارم. گفت غلط كردي نميري. گفتم بابا مدرسه تقويتي گذاشته .گفت امروزو نميخواد بري .گفتم چرا گفت چون من ميگم. چون مهمون محترم داريم. با خنده گفتم هه هه هه اره محترم.زد تو گوشم .گريم گرفت زدم زيره گريه. اومد بغلم كرد گفت دخترم ناراحت نباش واست شوهر پيدا كردم ديگه نميخواد درس بخوني .گفتم خفه شو.مگه طلب شوهر ازت كردم .دوباره زد زير گوشم.بعد چند دقيقه باز گفت ببخشيد. ولي تو اين شرايط بهتر از اين پيدا نميشه گفتم من شوهر نميخوام. ديدم عصباني شد. شروع كرد به دادو قال كردن .كمر بندشو در آورد منو زد. بعدشم منو بست به تخت و شروع كرد به فحاشي كردن. منم حالا گريه نكن پس كي گريه بكن.رفت بيرون از اتاق و با دوساش برگشت. نميدونسم قراره چه اتفاقي بيوفته يا چي بشه يا بابام بهشون چي گفته فقط نگاه شهوت اون مرداي رذلو رو خودم احساس ميكردم. بابام اومد بالاي سرم گفت ببخشيد. شروع كرد به كندن لباسام. حالا من فقط داشتم داد ميزدمو تقلا ميكردم ولي چه كاري از دستم بر ميومد ؟ دستمو محكم به تخت بسته بود تمامه لباسامو كه كند از بدنم لخته لختم كه كرد گفت شروع كنيد فقط زياد اذيتش نكنيد. اونا گفتن فقط يه چيز ،پردش. بابام اون خوك كثيف گفت مگه نميخواي بگيريش اون ساقيه گفت اون مو قع جنده نبود الان جنده هستش پردشو بزن وگرنه جنس خبري نيست.اون كثافتم كيرشو در اورد اومد روم خوابيدو گفت ببخشيد دخترم منم يه تف انداختم تو صورتش زدم زير گريه كه يهو درد تمام وجودمو گرفت بله آقا رحمم نكرده بود تا ته يهو فشار داد تو اولش نميرفت منم همش تقلا ميكردم در آورد با تف خيس كرد دوباره تا ته كرد تو پردمو كه زد شروع كرد به تلمبه زدن تا آبش اومدو كثافت تو من خالي كرد بعد نوبت دوساش بود. اوليه كه كارشو شروع كرد من از حس تنفر و دردوسر درد بيهوش شدم وقتي كه به هوش اومدم لخت بودم ولي دسام باز بود از درد نميتونسم تكون بخورم لاي پامو نگاه كردم لختهاي خون ريخته بودو زيرم خوني بود . كثافتا حتي تميز هم نكرده بودن به زور دستمو گرفتم به ديوارو بلند شدم رفتم حموم.تيغ ورداشتم خواستم خودكشي كنم.هر كاري كه كردم جراتشو نداشتم.يه دوش گرفتم وسايلمو جمع كردمو از خونه زدم بيرون رفتم خونه يكي از دوسام در زدم درو باز نكردن كسي خونه نبود هر جا پيش دوسام كه ميرفتم باباهاشون ميگفتن دختر فراري راه نميديمهيچ جا واسه موندن نداشتم و جرات خودكشي هم نداشتم پس چاره اي جز اين كار واسم نموند.ديگه از بس گريه كرده بودمو خسته بودم كه تو بغلش خوابم برد. فقط يه لحظه فهميدم كه منو بغل كرده برد تو اتاق تو رختو خواب خوابوندو رفت بيرون.صبح كه بيدار شدم ديدم بالا سرمه گفتم ساعت چنده گفت تقريبا 12 گفتم اوه اوه ببخشيد الان خودمو جمع ميكنم ميزنم بيرون.گفت نه بخواب استراحت كن وايسا واست يه چيزي ميارم بخوري اول پاشو دست و صورتتو بشور بعد تو كه جايي نداري بري همين جا ميموني.صبونه آورد خورديمو گفت كه امروز بخاطر تو مرخصي گرفتم. رفتيم بيرون واسه ناهار و برگشتيم واسش شام درست كردم و بعدش هي منتظر بودم كه كارشو شروع كنه. كه ديدم هيچ كاري نميكنه .يه هفته به همين منوال گذشتو ازش پرسيدم نميخواي باهم رابطه داشته باشيم گفت تا وقت ازدواجمون نه اينو كه گفت ابه يخ بود كه روم ريختن تازه حس كردم كه تو اين يه هفته چقد دوسش دارمو بهش وابسته شدم. واقعا دوسش داشتم.ولي گفتم نه نميخواد لياقت تو بيشتر از اين حرفاست كه با يه دختر فاحشه باشي ديدم كه خيلي ناراحت شد. گفت ديگه اجازه نداري به عشق من توهين كني تو پاك تر از خيلي از به اصطلاح پاكي.بحثو طولانيش نميكنم بعد يه ماه يه ازدواج كوچيك گرفتيم و الانم عاشقانه با هم رابطه داريمو باهم زندگي ميكنيم . و من يه تار موي گنديدشو به دنيا نميدم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%85%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2855</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.005 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-16 03:37:26 by W3 Total Cache
-->