<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>نشستند &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:18:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>نشستند &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خوشحال با عاشق سکس لب ساحل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ad%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ad%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Dec 2019 07:39:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بدهکار]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بیایید]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبخت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندی]]></category>
		<category><![CDATA[روکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشون]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کنماین]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[موافقی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستند]]></category>
		<category><![CDATA[هردوتا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[30 سالمه تازه ازدواج کردم. فیلم سکسی از سکس مقعدی(ازکون) خیلی خوشم میاد. یک برادر خانم دارم که از زنش خیلی خوشم میاد و اسمش نسرین است. سکسی همیشه تو فکرشمکه چطور بکنمش بدنش تپل شاه کس و سفیده با کون قلمبه ولی پیش من با حجابه حتی چند با ر خونه کونی ما خوابیده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>30 سالمه تازه ازدواج کردم. فیلم سکسی از سکس مقعدی(ازکون) خیلی خوشم میاد.</h2>
<p>یک برادر خانم دارم که از زنش خیلی خوشم میاد و اسمش نسرین است. سکسی همیشه تو فکرشمکه چطور بکنمش بدنش</p>
<h3>تپل شاه کس و سفیده با کون قلمبه ولی پیش من با</h3>
<p>حجابه حتی چند با ر خونه کونی ما خوابیده خیلی حشری شدم و همون شب براش جلق زدم. حتی چند بار</p>
<h4>می جنده خواستم برم باهاش بخوابم ولی جرات نکردم و حتی</h4>
<p>یدونه برادر زن دارم که دخترش پستون خیلی منو شهوانی میکنه اسمش هم رویا ست و تقریبا 19 سالش می شه</p>
<h5>و حتی کوس خونه اونا میرم دست خودم نیست و مدام</h5>
<p>دارم کونشو زاغ میزنم و بالاخره تو کف این دوتا بدجوری موندم خونشون از ما خیلی دوره. بالاخره یه روز تصمیم جدی سکس داستان گرفتم سوار ماشین</p>
<h6>شدم و رفتم جلوی در نسرین تقریبا ساعت ایران سکس 11 ظهر</h6>
<p>بود و با این اوصاف زنگ را زدم ولی خیلی میترسیدم ودیدم یک صدای نازک گفت بله کیه گفتم منم صدای منو شناخت و فکر کرد با زنم اومدم با چادر اومد درو و باز کرد گفت تنها اومدی؟ گفتم سمیرا الان میاد رفت تو مغازه چیزی بخره البته این را هم بگم نسرین بچه هنوز نداره و شوهرش صبح ساعت 6 میره سرکار و 8 شب میاد. بگذریم بعد رفتم تو درو بستم یه ذره شک کرده بود ولی چون این کارو از من بعید می دانست رفت تو. بعد نگاه خیره کننده ای به من انداخت خیلی ترسیده بود گفتم چادررتو بردار گفت جیغ می کشما فکر کنم جریان را فهمیده بود به زور چادرشو برداشتم یه تی شرت صورتی پوشیده بود و سینه هاش زده بود بیرون کم مونوده بود جیغ بزنه سرخ سرخ شده بود گفتم ببین بزار حقیقت را بهت بگم من خیلی وقت تو کف توام و حتی خودتم میدونی ولی به من پا نمیدی الان هم اومدم بکنمت و حتی بیست هزار هم برات پول آوردم اگه میدی که هیچی نمیدی برم اولش گفت برو گم شو بعد میخواستم برم صدام کرد برگشتم اول ازش لب گرفتم دیدم اونم هم خیلی تحریک شده لباساشو در آوردم لباسهای خودمو هم درآوردم یک شورت قرمز رنگ هم پوشیده بود هیجان سراسر وجودم را گرفته بودم قلبم تند می زد شورتشو هم درآورد خوابوندم رو زمین و شروع کردم به خوردن سینه هاش انگار داشتم رو ابرا راه می رفتم بدن سفید و تپل که باب دندون من بود اونقدر خوردم که سینه هاش قرمز و سفت شد بعد رفتم سراغ کوسش زبونمو انداختم توش اونقدر خوردم اونم داشت پاهاشو تکون می داد و ناله می کرد. کیر بیچاره ام داشت از شق درد میمرد بعد از خوردن کس نوبت کونش بود بهش گفتم چهار زانو بشه و کونشو بده بطرف بالا همین کارو هم کرد دیگه داشتم می مردم کون نسرین الان جلوم بود چیزی که برام شده بود آرزوی دیرینه مشغول خوردن شدم یک کون بزرگ و سفید با سوراخی اندازه نخود که احتمالا تاحالا رنگ کیر به خودش ندیده بود داشتم می خوردم نسرین هم ناله میکرد بعد از این کارا بهش گفتم برام ساک بزنه اونم با جون و دل قبول کرد و بهم میگفت مال تو چند سانت از اندازه شوهرش بزرگتره و شوهرش تا حالا نتونسته یه حال درست حسابی بهش بده در یک چشم بهم زدن کیرم را تا ته کرد تو دهنش و با ولع تمام داشت می خورد تو این حال من خوابیده بودم و اوچهار زانو شده بود و پشت کونش یک آینه بود که از اونجا کونشو دید میزدم و قند تودلم آب میشد و بعد از کیر خوردن پاهاشو دادم بالا و آروم کیرمو تو اون کوس نازش جا دادم هنوز سرش نرفته بود صدای شیونش بلند شد یه کوس داغ تا کردم تو بعد شروع کردم با سرعت تمام به تلمبه زدن من هم قبل از عملیات چند تا قرص ترمادول خورده بودم که آبم نیاد بعد از چند دقیقه کیرم را درآوردم تا برام ساک زد بعد این بار خوابیدم زمین اومد نشست روکیرم و باز شروع کردم تلمبه زدن عین جک هیدرولیک کیرم نسرینو بالا میبرد و همش فکر میکردم حیف این کوس نیست که دست اون شوهرش مشنگش هست. بعد گفتم موافقی از عقب حال کنیم گفت نه درد می کنه چون تا حالا ندادم بعد گفتم نترس اگر درد کرد نمی کنم به زور راضیش کردم بعد به پشت خوابید و یک بالش گذاشتم زیر کمرش تا کونش بالا بیاد پاهاشو دادم بالا یه کمی خوردم لامذهب بوی ریاحین بهشتیو میداد بعد انگشتم را کردم تو سوراخش ولی انصافاً یه جوری زده بود که حتی یه ذره هم مو نداشت اول با یک انگشت و بعد با دو انگشت کردم تو کونش میخواستم یه جوری ماهیچه هاشو شل کنم تا بعد از چند دقیقه دیدم میشه کاریش کرد کیرم را اروم گذاشتم رو سوراخ کونش کمی فشار دادم سرش رفت تو. داشت التماس می کرد داره میسوزه شکمم درد میکنه و از این حرفا ولی گوش من بدهکار نبود گفتم خودتو شل کن بعد تا نصفه فرستادم و چند دقیقه ای کشید که شل بشه باالاخره تا کردم توش و آروم آروم شروع کردم تلمبه زدن دیگه داشت از شدت لذت جیغ میکشید بعد در آوردم دادم دهنش برام ساک زد. گفتم نسرین تو منو به آرزوم رسوندی مونده رویا گفت میخوای برات ردیفش کنم گفتم اگه ردیف کنی ده هزار رو پولت میذارم بشه سی تومان گوشیو برداشت به رویا زنگ زد گفت کجایی؟ گفت تازه از مدرسه تعطیل شدم گفت حالم بده بیا پیشم گفت زود میام دیگه داشتم پرواز میکرد نسرین به من گفت برو تو اون یکی اتاق الان میاد رفتم اونجا داشتم لحظه شماری می کردم که زنگ درزده شد از گوشه پنجره نگاش کردم دیدم خودشه تا اومد حیاط چادرشو برداشت کون نازش از مانتو زده بود بیرون کیرم کمی خوابیده بود باز هم بلند شد نسرین هم چادر پوشیده بود به رویا گفت چند روزه حالا نکردم تو کفم بیا باهم کمی حال کنیم دوبا ره نسرین لخت شد و اینبار رویا هم لخت شد یه لحظه رویا را دیدم دیگه داشتم از شق درد میمردم و این کیر من بود که به کون رویا سلام می داد خدایا چی دارم می بینم سه سال تو کفش مونده بودم الان توچنگم بود داشتن هم دیگر لیس می زدن که نسرین کفت با با این شهرام هم گیر داده به من . ول کن هم نیست من هم گذاشتمش توکف گفت کدوم شهرام کفت شوهر سمیرا رویا گفت اگه من جای تو بودم روهوا بهش میدادم هرچیه از شوهر خودت که بهتره نسرین گفت میخوای بهش زنگ بزنم بیاد رویا گفت مردونه بزن گوشی را برداشت الکی به من زنگ زد و فیلم بازی کرد بعد به رویا گفت ده دقیقه دیگه میاد بعد شروع کردن به حال کردن. رویا نشسته بود روی شکم نسرین داشت سینه هاشو میخورد کونش زده بود بیرون الان دیگه شهرام به تمام آرزوهایش رسیده بود کون رویا &gt;انگار توی رویا سیر می کرد آروم اومدم پشت رویا تا منو دید پاشد و دستش را گذاشت روی کوسش خیلی ترسیده بود من هم لخت با اون کیر کلفت نسرین<br />
هم داشت می خندید بعد رفتم رویا را بغل کردم و شروع کردم به لب کرفتن و خوردن سینه و کوس و کون همه جاشو لیس زدم از همه بیشتر کونشو اونهم بدون اینکه من بگم شروع کرد ساک زدن خیلی ماهرانه ساک میزد ولی تا نصفه میفرستاد دهنش گفتم تا آخر بفرست گفت نه خفه میشم گرفتم از موهاش تا آخر کیرم را کردم دهنش سرخ شد بعد کشیدم گفتم تا حالا سکس انجام دادی راست بگو؟ گفت یکبار اونم به زور گفتم کجا گفت تو جاده با مامانم منتظر ماشین بودیم که سوار یه پراید شدیم دوتا پسر بود گفتن باید بریم مکان مگرنه همین جا میکشیمتون ولی اگه بیایید تازه پول هم میدیم چاره نداشتیم قبول کردیم ما رو بردن به یک اتاق نوار سوپر گذاشته بودن من هم هیجان زده بودم و هم ترسیده بودم ولی از مامانم خیلی خجالت می کشیدم مامانم اروم به یکی از اونا گفت دخترمو از جلو نکنین پرده داره اون هم قبول کرد بعد مارولخت کردن اونا هم لخت شدن یکیش مامانو کرد یکیش منو ولی نامرد منو از کون زد آخرش از درد گریه میکردم ولی مامانو هم از کون زدن هم از کوس حتی دوتایی میکردن موقع اومدن هم چهل هزار دادن بعد از اون دیگه به سکس علاقه مند شدم ولی کیر اونا از مال تو کوچک تر بود رویا را خوابوندم به پشت یک بالش نسرین گذاشت زیر کمرش باز هم شروع کردم کونشو خوردن با انگشتم گشادش کردم و آروم فرستادم تو ولی چند دقیقه ای کشید که شل شد خیلی داغ بود داشت جیغ می کشید و شروع کردم تلمبه زدن بعداز این کار نسرین اومد برام ساک زد و هردو کنار هم چهار زانو نشستند اول کیرم را انداختم کوس نسرین 5 دقیقه ای تلمبه زدم و بعد انداختم کون رویا انگار یک مار خزید لونه اش انقدر کردم دیگه داشت از حال می رفت خیلی دادو بیداد راه انداخته بود بعد انگشتم را انداختم کون نسرین حالا دیگه دوتایی ناله میردن بعد کار رویا تموم شد کمی هم نسرین را کون کردم و بعد هردوتا نشستند آبم را ریختم رو صورتشون بعد هر سه تا رفتیم یک دوش گرفتیم از اون موقع به بعد هر هفته میرم می کنمشون اول پولی بود دیگه پول هم نمی گیرن و تا جان در بدن دارم به این کیر خوشبخت باید خدمت کنماین هم ماجرای سکسی من که جز حقیقت چیز دیگری نیست.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ad%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177577</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی و خواهر بازیگوش حسابی به داداشی کس میدن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d9%88%d8%b4-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b4%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d9%88%d8%b4-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b4%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 31 Aug 2019 07:19:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بحثمون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بذارید]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودیممن]]></category>
		<category><![CDATA[بیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بیافته]]></category>
		<category><![CDATA[بیایید]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارش]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونحالا]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[پرسید:]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تکرارش]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواییم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[دخترتون]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[دیووونه]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندش]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشوهرم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستند]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نکشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نیشخند]]></category>
		<category><![CDATA[هااااا]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[وقتتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[چهار ماهی بود که از فیلم سکسی اون قضیه می گذشت تا اینکه قرار شد ما با خانواده همسرم اینا همگی با هم بریم شمالراستش من زیاد سکسی از مسافرت های دست جمعی خوشم نمی شاه کس اد چون هر کسی ساز خودش رو می زنه اما وقتی دیدم همسرم خیلی مشتاقه کونی و همش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>چهار ماهی بود که از فیلم سکسی اون قضیه می گذشت تا اینکه</h2>
<p>قرار شد ما با خانواده همسرم اینا همگی با هم بریم شمالراستش من زیاد سکسی از مسافرت های دست جمعی خوشم</p>
<h3>نمی شاه کس اد چون هر کسی ساز خودش رو می زنه</h3>
<p>اما وقتی دیدم همسرم خیلی مشتاقه کونی و همش می گه همه هستن و اگه ما نریم حیف می شه قبول</p>
<h4>کردم جنده که بریم . البته این رو هم می دونستم</h4>
<p>که به علی(اسم مستعارش رضا بود) پستون مرخصی ندادن و نمی اد . برای همین بود که دیگه مخالفت نکردمقرار بود</p>
<h5>همه جمع کوس شیم دم در خونه خواهر شوهر بزرگم. کلا8</h5>
<p>نفر بودیم همگی دم در منتظر بودیم تا خواهرشوهرم هم اماده شه بیاد پایین و بریم! توی همین حین علی پیچید داخل سکس داستان محوطه و بانیش</p>
<h6>باز اعلام کرد که از دیشب مونده توی ایران سکس شرکت و</h6>
<p>کاراش رو کرده که صبح با ما بره شمال. از این بابت هم کلی خوشحال بود. داشتم دیوونه می شدم. دلم می خواست به سمتش هجوم بیارم و خفش کنم! همسرم همش به من نگاه می کرد تا عکس العملم رو ببینه . اخم هام رفته بود توی هم! اخه این داشت کجا می اومد؟؟؟؟؟ این که قرار بود نیاااد که!ولی نمی تونستم یهوویی بگم ما نمی اییم که! توی عمل انجام شده قرار گرفته بودیم و مجبور بودیم! طبق تقسیم بندی مادرشوهرم(تقریبا کسی روی حرفش حرف نمی زنه) من و همسرم و علی و پسر خواهرشوهرم توی یه ماشین و بقیه هم توی یه ماشین دیگه!علی هم گیر داد که می خواد خودش رانندگی کنه. هر چقدر به همسرم گفتم که نمی خوام با این لجن توی یه ماشین بشینم نتونست کاری کنه! هر چی به مامانش گفت که ما نمی خواییم توی این ماشین باشیم مامانش گفت که شماها می خوایین صدای اهنگ رو بلند کنید و من اعصاب ندارم! همتون یه جا باشید بهتره. من می خوام توو راه بخوابم! اخه دیگه من چی بگم به این ادم؟؟؟!همسرم و علی نشستند جلو و من و پسر خواهرشوهرم نشستیم عقب.علی همش توی اینه بهم نگاه می کرد و لبخند می زد! یه بار هم به نگاه و لبخندش پاسخ ندادم! حالم داشت از فضای توی ماشین به هم می خورد! دراخر شالم رو کشیدم روی صورتم تا باهاش چشم توو چشم نشمعین جغد بیدار بودم. با اینکه گیج خواب بودم اما استرس نمی ذاشت بخوابم. همش پیش خودم فکر می کردم که قراره چی بشه و اگر یه اتفاقی بیافته چی! توو دلم از خدا می خواستم که علی هیچ حرکت اضافه ای از خودش نشون نده! بالاخره رسیدیم&#8230;همه خسته و کوفته بودند و هر کی یه گوشه برای خودش افتاده بود&#8230;قرار براین شد که همگی دو ساعتی بخوابیم و بعدش بیدار بشیم و بریم گشت و گذار.رفتم خوابیدم! &#8230;.حس کردم یکی داره نوازشم می کنه.. اروم چشمام و باز کردم و دیدم که همسرم بالا سرمه . هیچ کسی توی ویلا نبود و همه رفته بودند بیرون. من مونده بودم و همسرم. داشت اروم اروم من و بیدار می کرد که با هم بریم بیرون.من هم حاضر شدم و رفتیم&#8230;بقیه رو پیدا کردیم و یه کم قدم زدیم و در اخر هم رفتیم رستوران برای خوردن شام.بعد شام همه باهم برگشتیم ویلا.باز هم چون خستگی راه کاملا از تن همه در نرفته همه خوابیدن&#8230;روز بعدی دوباره از صبح تا شب همه با هم بودند! و شب که همه خوابیدن ما 3 نفر بیدار بودیممن و همسرم تصمیم گرفتیم که دوتایی با هم شب رو بریم بیرون و قد بزنیم.علی اولش می خواست بچسبه بهمون و بیاد ولی وقتی دید نه من و نه همسرم بهش تعارف نکردیم نیومد و موند توو ویلا.بعد از حدود یه ساعت من و همسرم برگشتیم ویلا. خیلی هم اروم حرکت می کردیم که کسی رو بیدار نکنیم اما علی بیدار شد! یعنی بیدار بود . چون در حالت عادی وقتی خوابه بوق تریلی هم بیدارش نمی کنهتا رسیدیم گفت: عکس هم گرفتید؟همسرم هم گفتش که اره! اون هم اصرار کرد که بیایید با هم عکس ها رو ببینیم.شما فرض کنید علی روی تخت دراز کشیده و من و همسرم هم نشستیم لبه تخت. دوربین دست من بود! من وسط بودم کنارم همسرم و علی هم طوری خودش رو تنظیم کرد که با همون حالت خوابیده بتونه عکس ها رو ببینه.دست همسرم روی شونه ی من بود و دو برادر داشتند به عکس ها نظر می دادند.. بعد چند دقیقه همسرم گفت که می خواد بره دست شویی و رفت. علی سریع از این فرصت استفاده کرد و از حالت دراز کشیده و دراومد و چهار زانو نشست روی تخت و دستش رو انداخت دور گردنم و صورتم برد به سمت خودش و انگاری که بخواد از لبام ببوسه. صورتم رو کشیدم کنار! دقیقا از کنار لب هام صورتم رو بوسید!یه لحظه شوکه شده بودم. با تعجب داشتم نگاهش می کردم! همین جور که دستش دور گردنم بود دستش رو اورد به سمت سینه م و محکم فشارش داد!!!اصلا انتظار چنین حرکتی رو ازش نداشتم! اون هم توی این فرصت کوتاهسریع خودم رو کشیدم کنار. با عجله از روی تخت بلند شدم و دوربین و پرت کردم سمتش . همسرم از دست شویی اومد بیرون!سریع به سمت اتاقی که خانوم ها توش می خوابند رفتم. همسرم وقتی دید دارم می رم با تعجب پرسید: مگه عکس نمی بینیم؟ کجا داری می ری؟بدون اینکه برگردم گفتم: خوابم می اد! شب به خیر&#8230;تا رسیدم روی تختم سیل اشکی بود که از چشام جاری می شد و میریخت روی صورتم!اخه این ادم پیش خودش در مورد من چه فکری کرده که این اجازه رو به خودم می ده که به این شکل به من پیشنهاد سکس بده؟؟؟!فردا صبحش علی از ویلا بیرون نیومد! سعی می کرد باهام حرف بزنه اما کلا به سمتش نمی رفتم تا بتونه حرکتی انجام بده یا حرفی بزنهاخم هام خیلی تو هم بود! بیچاره مادرشوهرم همش میگفت: هرچقدر فکر می کنم می بینم کاری نکردم که ناراحتت کرده باشم! چیزی شده؟به همه می گفتم حالت تهوع دارم ! پسر خواهرشوهرم گیر داده بود که زن دایی تووودلش نی نی داره! غافل از این که زن دایی توو دلش چقدر غم ریختهاولش نمی خواستم به همسرم بگم و مسافرتش رو خراب کنم اما دلم طاقت نیاورد! حس می کردم اگر بهش نگم بهش خیانت کردمکشیدمش کنار و فقط گفتم که علی دیشب یه حرکت خیلی بدی انجام داد! ازم پرسید که چه کار کرده ولی من چیزی نگفتم و ازش خواستم بذاره تا بعد&#8230;همسرم هم که اصلا فکرش رو نمی کرد که علی چنین حرکتی رو انجام داده باشه چیزی نگفت و قبول کرد که بعدا قضیه رو بهش بگم!شبش من و همسرم دوباره شب رو با هم رفتیم قدم بزنیم که من می خواستم قضیه رو کامل براش توضیح بدم که مامانش زنگ زد و گیر داد که شماها چرا همش تنهایی می رید بیرون؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!حالا خواب خواب بود هااااا. از خواب بیدار شده بوده بره دست شویی دیده من و پسرش نیستیم و گیر داده بود که چرا من رو نمی برید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همسرم هم گیرداد که بریم مامانم رو هم بیاریم! اخه مامانش هم کمرش هم زانوهاش درد می کنه . نمی تونه راه بره که! فقط می خواست ما رو بکشونه داخل! سر همین مساله بحثمون شد! قضیه علی از یه ور و این بحث الکی هم از یه ور باعث شد که وسط دعوا از دهنم در بره و بهش گفتم : این از مامانت! این از تو ! اونم از داداشت که داره بهم تجاوز می کنه!همسرم یه نیشخند زد و گفت: تجاوز؟ مگه چی کارت کرده؟ اون شب و می گی که تموم شد و رفت&#8230;! چرا همش تکرارش می کنی و اون خاطره لعنتی رو زنده می کنی؟من هم عصبانی تر از قبل گفتم! نه خیررررررر! صورتم و می گیره و سعی می کنه لبم رو ببوسه و ازطرف دیگه سینه م رو می گیره دستش و فشار می ده! اونم وقتی که بیدارم! نه توو خواب! اسم این رو چی می ذاری؟ ابراز علاقه ؟ یا رابطه خواهر و برادری؟؟؟همسرم داشت دیووونه میشد! ازم خواست دوباره تکرار کنم که چه اتفاقی افتاده! و من هم اروم تر از قبل دوباره تکرار کردم و این سری اشکم هم در اومد و زدم زیر گریه.. . نمی دونست باید چی کار کنه! اومد جلو و بقلم کرد و خواست که ارومم کنه!بعدش هم گیر داد که صبح ماشین می گیرم و برمی گردم تهران!اما مگه می شد مامانش رو راضی کرد؟؟؟تا اخر هم مجبور شدیم که اونجا بمونیم ولی علی فردا صبحش به بهانه کاربرگشت تهران! از اون به بعد دیگه علی به من نزدیک نشد و چند ماهی هم با هم حرف نمی زدیم و بعدش هم که اشتی کردیم دیگه حتی بهش دست هم نمی دم! اشتیمون هم یه چیز الکیه که کسی از این ماجرا بوویی نبره!دیگه بیشتر از این کشش نمی دم..ببخشید که وقتتون رو گرفتم اما برای یه لحظه هم که شده خودتون رو بذارید جای همسر من و فکر کنید که کسی روی زنتون چنین نظری داشته باشه و این جوری بخواد بهتون خیانت کنه! واقعا فکر می کنید حس جالبیه؟باباجان! خوب برید با دوست دخترتون سکس کنید . یا چه می دونم این همه زن خراب&#8230; اخه چرا به شوهر دارها گیر می دین؟؟؟من شخصا سکس رو دوست دارم اما سکسی که توش بوی خیانت و دورویی داشته باشه حالم رو بهم می زنه!امیدوارم که ادمین انتشارش بده!!!!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d9%88%d8%b4-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b4%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2620</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تری سام با تیم جنده ها  متشکل از خانومی و میلف جنده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jul 2019 05:44:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهي]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامي]]></category>
		<category><![CDATA[اونجايي]]></category>
		<category><![CDATA[باشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بيخيال]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پررويي]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستي]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[دختراي]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دربيارم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شدماونم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شهواني]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانيت]]></category>
		<category><![CDATA[كردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنند]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمتا]]></category>
		<category><![CDATA[نشستند]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[استيل متوسط و صورتي كه فیلم سکسی همه ميگن وقتي ميخنديخوشگل ميشي بگذريم.من توي و دوستام توي يك پارك نشتسه بوديم پاتوق هميشگي ما بود و دختراي سکسی زيادياونجا ميان و آمار بارون ميكنند. ما شاه کس نشسته بوديم و حرف ميزديم كه ناگهان دوتادختر خوشگل و اندامي تو پر از جلوي کونی ما رد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>استيل متوسط و صورتي كه فیلم سکسی همه ميگن وقتي ميخنديخوشگل ميشي بگذريم.من</h2>
<p>توي و دوستام توي يك پارك نشتسه بوديم پاتوق هميشگي ما بود و دختراي سکسی زيادياونجا ميان و آمار بارون ميكنند.</p>
<h3>ما شاه کس نشسته بوديم و حرف ميزديم كه ناگهان دوتادختر خوشگل</h3>
<p>و اندامي تو پر از جلوي کونی ما رد شدند و دو تا صندلي بعد از اونجايي كهما نشسته بوديم نشستند.</p>
<h4>اولش جنده هيچ علاقه يا كششي به رفاقت يا سكس با</h4>
<p>اونا نداشتمتا اين كه يك دفعه پستون نظرم عوض شد. يكي از اون دخترا كه اسمش مهسا باشه به طرف مااشاره</p>
<h5>كرد اولش کوس فكر كردم با دوستمه كه با انگشت اشاره</h5>
<p>به طرم من كرد و گفت اونيعني من ، رفتم جلو و بعد از سلام و احوال پرسي گفت كه اسمت چيه سکس داستان و منم گفتمچه</p>
<h6>دليلي داره كه اسم منو بدونيد گفت واسه ایران سکس رفاقت لازم</h6>
<p>ميشه منم گفتم شايدواسه منم لازم بشه بعد دوستش كه اسمش آرزو بود گفت چقدر كل كل ميكنيد بيا بشينيدكنار هم و صحبت كنيد گفتم نه اينجا خيلي بده همه منو ميشناسند كه مهسا گفت بريم توي اون كوچه دوباره گفتم اونجا كه بد تره گفت اصلا بيخيال منمگفتم تو خونه ميايي كه اون گفت ديگه چي چيز ديگه نميخوايي منم گفتم نهممنون خنديد و گفت نه نميشه منم ديگه اصرار نكردم و گفتم پس هيچي ديگهميخواستم خدا حافظي كنم كه يك دفعه از تو فكر دراومد و گفت خونه كجاستمنم گفتم نظرت عوض شد گفت بگو كجاست گفتم از اينجا تا خونه 2 دقيقه راههگفت ميشه نيم ساعته برگشت منم گفتم آره كمترم ميشه كه گفت باشه بيا بريمدست دوستش رو گرفت و بلند شد كه من گفتم بايد تنها بيايي من نميتونم دوتا دختر رو همزمان ببرم تو ساختمون گفت بايد دوستمم باشه من ميترسم كه منم گفتم بياد ولي دم در بشينه كه گفت باشه.من رفتم از دوستم سپهر كليد پاركينگشون رو گرفتم و با بهش گفتم كه آروم آروم پشت سر ما بياد پاركينگ اونا يك اتاق كوچك با وسايل كمي داره كه تا پارسال واسه نگهباني بود. رفتيم و در خونه من به مهسا گفتم كه دوستت بره چند متر پايين تر اونم قبول كرد و رفت به مهسا هم گفتم برو تو كوچه باريك و از در پشتي كه باز ميكنم بيا تو مهسا هم رفت من در رو باز كردممن خودم و دوستم رفتيم تو به دوستم گفتم تو راهرو بشين و مواظب باش منم از در پشتي مهسا رو اوردم تو پاركينگ و توي اتاق روي تخت نشستيم اول با حس كنجكاوانه پرسيد كه اينجا كجاست منم گفتم خونمونه ( آمار اشتباهي )بعد گفت كه عجله داره خودش رو چسبوند به من و گفت از من خوشت مياد گفتم ره بعد پرسيد پس چرا نيومدي بهم شماره بدي منم گفتم كه از اون پسرا نيسمكه به هر كس شماره بدم بعد گفت دستت درد نكنه منم گفتم رو تو داشتم فكر ميكردم بعد گفت جدا گفتم آره بعد گفت تا كي باهام ميموني منم گفتم اول تو بگو گفت من تا هر وقت كه تو بموني منم گفت تا آخر عمر بعد گفتم چند سالته گفت 15 منم گفتم بهت نمياد گفت بزرگ ميخورم گفتم آره گفت نه شوحي كردم 17 سالمه بعد پرسيد تو چي منم گفتم 18 گفت واقعا گفتم آره.بعد گفت ميتونم ببوسمت منم گفتم اول من گفت نه من دوست ندارم كسي منو ببوسه گتم حتي من گفت حالا واسه تو يه كاريش ميكنممنم گفتم تا تو نزاري من نميزارم بعد گفت مگه دسته توهه گفتم آره بعد بهش گفتم بيا رو تخت دراز بكشيم اولش نيومد منم گفتم من ميخوابم اگر خواستي تو هم بيا امود نزديك من و دستمو گرفت منم جارو باز كردم و سرش گذاشت رو دستم ميخوست سوال بپرسه كه من گفتم ميدوني زن و شوهر ها تو تخت چكار ميكنن گفت آره منظورت اينه كه ما الان منم وسط حرفش گفتم نهميتونيم نصفشو انجام بديم بلند شد كه بره دستشو گرفتم برگشت گفت من از اون دخترا نيستم و تا حالا از اين كارا نكردم و نميكنم و فقط با شوهرم ميكنم منم گفتم ميتونم شوهرت باشم گفت خيلي پررويي منم گفتم باشه بيا در حد بوس و لب و دست گفت نه منم گفتم اين خواسته تو بود گفت فقط بوس گفتم باشه دوباره به همون حالت خوابيد بقلش كردم و پيشونيشو بوسيدم بعد شالش رو برداشتم و گفتم چه گل سر قشنگي دو سه دقيقه تو بقلم آروم نفس نفس ميزد منم دستمو گذاشتم رو سينش كه گفت نكن بدم مياد منم گفتم اي كاش از اينا داشتم بعد گفت دلت بسوزه منم گفتم هوس شير كردمگفت دوباره شروع كردي منم گفتم به خاطر من گفت فقط چند دقيقه گفتم باشه دكمه مانتو رو داشت باز ميكرد منم داشتم كمكش ميكردم كه نگام كرد و گفت خيلي مشتاقي گفتم نه ولي واسه عشقمو دوست دارم.مانتو شو باز كرد و پيراهنش رو داد بالا من چشمام دراومد دوتا سينه سفيد وگرد توي سوتين ، سوتينش رو داد پايين من ديوونه تر شدموقتي نوك سينه رو ديدم آروم سرمو بردم رو سينه بعد چند دقيقه كه خوردم گفت دارم يه جوري ميشم اينحا هم خيلي گرمه منم گفتم مانتو تو در بيار گفت خودت اين ار رو بكن منم گفتم كمك كن با كمك خودش مانتو رو در آوردم و بقلش كردم و لپشو بوسيدم و اروم رفتم طرف لبش با هم ديگه از ته دل لب ميگرفتيم منم دستمو از پشت كردم تو شلوار و بعد زير شورتو بين لاي پاش كوسش و سوراخ كونشو دست كيزدم خوش حال بودم از طرفي نه چيزي گفت و نه نوار بهداشتي داشت.بعد خودش هم دست كرد تو شورت من و با كيرم بازي ميكرد كه كيرم شق شد بهش گفتمميتونم از پشت بكنم گفت هر جور راحني عزيزم منم مثل برق گرفته ها بهش خيره شدماونم گفت اگه پشيمونه برم گفتم نه تو شوكم بعد شلوارش رو تا زانو داد پايين و گفت روم نميشه بقيش با خودت منم شوردشو دادم پايين و شلوار خودمو دادم پايين اول فكر كردم كوسش عرق كرده كه بعدش هميدمكوسش به خاطر حشر خيسه يكم تف زدم بين فرق كونش و ميرم كيرمو گرفتم دستم و با هزار جور بدبدختي گذاشتم تو سوراخ كونش ميترسيم اشتباهي يه جا ديگه بزارم كه پردش پاره بشه همين كه كيرم رفت تو سوراخش و وزنمو انداختم روش خودشو سفت كرد و جيق زد موهاي بدنش سيخ شده بود دوستم اومد دم در گفت آروم داري چكار ميكني گفتم هيجي باهاش شوخي كردم بعد دم گوشش گفتم تورو خدا گفت بكش بيرون منم كشيدم بيرون لباساشو پوشيد كه بره بهش گفتم كجا گفت خيلي كثافتي منم گفتم هنوز شماره تو ندادي گه گفت نميدم با عصبانيت رفت بيرون منم كيرمو تميز كزدم و رفتم بيرون كه اونا رفتن هنوز كه هنوزه دنبالشم كه آبمو بهاش دربيارم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175485</post-id>	</item>
		<item>
		<title>برداشتن خوراکی از یخچال و بگا رفتن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%a7%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%d8%ae%da%86%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d8%a8%da%af%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%a7%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%d8%ae%da%86%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d8%a8%da%af%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 28 Jun 2019 06:31:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[بازدید]]></category>
		<category><![CDATA[بایستی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫پاهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرداخت]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تعدادی]]></category>
		<category><![CDATA[چراغهای]]></category>
		<category><![CDATA[چشمانم]]></category>
		<category><![CDATA[حالتهای]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نشستند]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[وایستادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سفر داشتم و شبها وقتی فیلم سکسی دلم تنگ می شد گاه و بیگاه توی خیابون اصلی که به رودکی معروف هست قدم می زدم و چراغهای سکسی دیسکو رو می دیدم و مشتاق می شاه کس شدم تا به یکی از اونها برم وقتی یکی از اونها را انتخاب کردم محافظ کونی دیسکو گفت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سفر داشتم و شبها وقتی فیلم سکسی دلم تنگ می شد گاه و</h2>
<p>بیگاه توی خیابون اصلی که به رودکی معروف هست قدم می زدم و چراغهای سکسی دیسکو رو می دیدم و مشتاق</p>
<h3>می شاه کس شدم تا به یکی از اونها برم وقتی یکی</h3>
<p>از اونها را انتخاب کردم محافظ کونی دیسکو گفت باید هفت سامانی پرداخت کنی که به پول ما می شود نزدیک</p>
<h4>دو جنده هزار تومان پول رو دادم و با دستگاه فلز</h4>
<p>یاب مرا بازدید بدنی کرد و پستون بعد اجازه ورود داد وقتی وارد شدم دیدم تعدادی دختر با مینی ژوب هی</p>
<h5>این ور کوس و اون ور می رون و تعدادی هم</h5>
<p>به رقصیدن مشغولند من هم در همان ابتدا احساس خجالت بهم دست داد اما سعی کردم مشروب نخورم و به یک آبجو سکس داستان ساده اکتفا کردم</p>
<h6>اون وقت بود که چشمانم به جمال پاهای ایران سکس ناز دخترها</h6>
<p>باز شد حدود یک ساعتی رو در اونجا نگذرانده بودم که دیدم کیرم راست کرده آخه بعضی از اون دخترها طوری روی صندلی بار می نشستند که کل پاهاشون معلوم بود مِن و مِن کردم که پیشنهاد به کی بدم اما هی با خودم کلنجار می رفتم که مبادا اتفاق بدی بیفته تا اینکه دل رو به دریا زدم و رفتم سراغ محافظ دیسکو بعد از یک کمی چاق سلامتی ماجرا را سر بسته بهش گفتم او هم گفت چقدر می خواهی هزینه کنی و چند تا می خواهی گفتم نهایت نهایت یک شب تا صبح صد سامانی گفت خونه داری گفتم تو همین نزدیکی ها اجاره کردم و رفت سراغ یکی دو نفر و با اونها صحبت کرد دقیقه ای نگذشته بود که دو نفر به من نزدیک شدند محافظ دیسکو گفت کدومشون رو می خواهی گفتم این خانم رو بعد گفت بیا من هم که دیدم حال و روزم مساعد نیست ( فشار زیاد ) با دختره سریع دیسکو رو ترک کردیم و از پله ها پایین اومدیم گفت خانه ات کجاست گفتم فقط پیاده ده دقیقه راه هست گفت نه ماشین بگیر من هم به ناچار تاکسی گرفتم و تاکسی من رو کمتر از یک دقیقه جلوی آپارتمان محل اقامتم رسوند آرام از ماشین پیاده شدیم و بهش گفتم من تازه به این آپارتمان اومدم و طبقه پنجمم هستم لطفا آهسته بیا بالا ( چون همسایه یکی از واحدها ایرانی بودند ) اون هم آرام می آمد بالا و درب رو برایش باز کردم وقتی وارد شدیم سریع رفت حمام و من هم چند بطری آبجو که برای روز مبادا خریداری کرده بودم رو از یخچال درآوردم او هم آمد و روی پایه مبل نشست دیدم یک شرت قرمز پاشه بعد از چند دقیقه صحبت کردن دیدم آروم آروم دستاش داره می طرفه اونجام ( کیرم ) زیپ شلوار رو کشید پایین و یک نگاهی انداخت و شرو کرد سرش رو لیس زدن و مکیدن اون وقت بود که من جونی گرفتم و وایستادم و دو دستی سرش رو قفل کردم و شروع کردم تلمبه زدن و اونقدر با هیجان این کار رو کردم که دیدم آب کیرم رو توی دهنش ریختم بعد از بابت این موضوع ازش معذرت خواستم و گفت اشکالی نداره بعد از این کار یک آبجو خوردیم و این دفعه نوبت من بود بهش یک حال مفصل بدم ازش خواستم روی دهنم بشینه و با زبونم شروع کردم کسش رو لیسیدن اون هم هی خودش رو به صورتم می مالوند تا اینکه ارضا شد باز هم همان پذیرایی و اما سکس کامل بعد از لیسیدن اعضاء مقدس در حالتهای مختلف و تا حدودی وحشی نوبت کردن تو کسش بود کاندوم رو درآورد و کاندوم رو سر کیرم گذاشت و بعد با دهنش تا ته کرد پایین من هم حال عجیبی بهم دست داد بعد از این حرکت شگفت انگیز روی تخت خوابید و پاهاش رو وی کرد من هم در همان لحظه آرام آرام تلمبه زنی ام رو شروع کردم و آهسته آهسته ورود و خروج رو انجام می دادم می دیدم که لبه های کسش با حرکت کیرم بالا و پایین می ره و حرارت خیلی زیادی کیرم رو گرفته و من هم شروع به عرق کردن کردم تا اینکه لحظه ای بعد آب مبارک به داخل کاندوم سرازیر شد و من هم لذت کافی و وافی رو بردم دیگه بعد از این سکس من و اون تصمیم گرفتیم بخوابیم چون من می بایستی به دانشگاه می رفتم پس از یک حمام دو نفره وارد باز به اتاق خواب برگشتیم و تا صبح راحت راحت خوابیدیم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%a7%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%d8%ae%da%86%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d8%a8%da%af%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174906</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-19 07:43:49 by W3 Total Cache
-->