<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>نفرمون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%85%d9%88%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:32:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>نفرمون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>با زبونت تلمبه بزن که داره آبم میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%aa%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d9%86-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%aa%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d9%86-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Oct 2019 09:48:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افزوده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[اونورتر]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[باسرعت]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بودفکر]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترشون]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستن]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدن]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خدائیش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرای]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[درمیون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستامون]]></category>
		<category><![CDATA[زیباتر]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتری]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولویی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینی]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوت]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نفرمون]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من تا سن 21 سالگی فیلم سکسی که رسیده بودم حتی 1بار هم با هیچ دختری سکس نداشتم. البته رابطه داشتم ؛ مثلا تلفنی صحبت می کردم سکسی یا کافی شاپ می رفتم یا باهاشون شاه کس قدم می زدم و ماشین سواری می کردم اما «سکس» هنوز بهم پا نداد بود! کونی همیشه این [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من تا سن 21 سالگی فیلم سکسی که رسیده بودم حتی 1بار هم</h2>
<p>با هیچ دختری سکس نداشتم. البته رابطه داشتم ؛ مثلا تلفنی صحبت می کردم سکسی یا کافی شاپ می رفتم یا</p>
<h3>باهاشون شاه کس قدم می زدم و ماشین سواری می کردم اما</h3>
<p>«سکس» هنوز بهم پا نداد بود! کونی همیشه این کمبود توی زندگی ام وجود داشت. چرا من نباید مثه بقیه پسرا</p>
<h4>بتونم جنده با یه دختر سکس داشته باشم؟ مگه چطورم هست؟</h4>
<p>شانس ندارم حتما. خلاصه وضع همین پستون طور بد برایم پیش می رفت تا اینکه یه روز عصر ساعت 4 رفتم</p>
<h5>خدمات کامپیوتری. کوس یه «نرم افزار» خریدم و اومدم سوار ماشینم</h5>
<p>بشم. اونور خیابون 2تا دختر دیدم که هر دوشون مانتوی سفید رنگ داشتن و با یه آرایش تقریبا غلیظ با شتاب راه سکس داستان می رن. هر</p>
<h6>چندتا ماشینی که از کنارشون عبور می کرد ایران سکس یکیشون براشون</h6>
<p>بوق می زد تا بتونه شانسش رو امتحان کنه. خلاصه ، من که ماشینم هنوز پارک بود و تقریبا پشتش به اونا در اون طرف خیابون بود ، غرق در نگاه به اونا شده بودم تا اینکه دیدم اونا دارن میان به این سمت خیابون یعنی سمت من. بالاخره اومدن سمت راست خیابون و از پیاده رو کنار من داشتن می گذشتن که با خودم گفتم باید منم مثه بقیه شانسم رو امتحان کنم ضرری که نداره. بوق زدم. فکر کنم 2 تایی شد. خدای من معجزه شد! یکی از اونا دست اون یکی رو کشید و باهاش حرف زد و بعدش دو نفری اومدن سمت ماشین من و در عقب رو باز کردن و نشستن توی ماشین. باور نمیشد که این اتفاق افتاده. با دیدن چهره اون دو نفر مشخص بود که راحت میشه باهاشون به مرحله «سکس» رسید. اصلا خوراک دخترای خیابونی بودن اما خدائیش خوب خوشگل بودن ، شایدم آرایش بود اما مهم این بود که الان این 2تا کُس توی ماشین منن. چند ماشینی که به دنبال این 2تا صبر کرده بودند ناراحت و عصبانی به من نگاه می کردن و حسرت می خوردن که چرا&#8230; . به سرعت ماشین رو روشن کردم و از اونجا دور شدم. رفتم به سمت خونه یکی از بچه ها که خالی بود. تو راه ازشون پرسیدم که چی شد که سوار ماشین من شدن؟ گفتن: ما خواهریم و چون اهل این شهر نیستیم وقتی پلاک ماشین شما رو دیدیم که مال شهر ما هست گفتیم بیاییم سوار همین بشیم. من که حسابی کیرم داشت لحظه به لحظه بر اندازه اش افزوده میشد ازشون درباره کشیدن «قلیون» پرسیدم. گفتن که ما زیاد وارد نیستیم. منم هرجوری بود راضیشون کردم که برای مدت کمی بیان توی خونه دوستم که قلیونی بزنیم. رفتیم تو خونه و قلیون رو آماده کردم با دوستم ممدحسین. مشخص بود که اونم خوشش اومده. 2تایی رفتیم نشستیم کنارشون و شروع کردیم به کشیدن «فرمول استاد»! شاید بپرسین فرمول استاد چیه؟ یکی از دوستامون که استاد کشیدن مواد مخدر و از جمله قلیون هست بهم قبلا گفته بود که ترکیب طعم «دو سیب» و «نعناع» واقعا جواب میده و آدم رو خصوصا برای دفعات اول حسابی مَنگ می کنه. خب منم که همین رو می خواستم. شروع کردم به تعریف از این ترکیب برای دخترا. اونام بخاطر تعریف های فوق العاده ی من شروع کردند به لب زدن و کشیدن قلیون. وای خدای من ، بعد از چند دور چرخیدن قلیون ، دیگه اون 2تا هیچی حالیشون نبود. خراب شده بودن! حتی نمی تونستن تکون بخورن. حالا نوبت چی بود؟! بله. مالش و از این کارا. من خواهر کوچولویی رو که خیلی خیلی نسبت به بزرگتری زیباتر بود رو انتخاب کردم و رفتم تو کارش. دوستم هم که همین که یه دفعه صاحب یه رأس کس شده بود سر از پا نمی شناخت و یه حرکات جالبی انجام می داد. اول خودم رو روش انداختم و روسری آبیش رو از سرش در آوردم و انداختمش یه گوشه. بعد گفتم گرمت نیست؟ بیا مانتوت رو دربیار. خودم درش آوردم چون اون با فرمول استاد داغون شده بود. بعد تاپش رو درآوردم و بعدش هم سوتین اش رو. حالا شروع کردم به خوردن «سینه» هاش. چون خیلی بچه بود(فکر کنم 15 سال) سینه های کوچیک و جم و جوری داشت. هی تو دستام فشارشون می دادم و باهاشون وَر می رفتم. خدای من چه حالی می داد. بار اولم با یه دختر 15 ساله و خوشگل و خوش اندام داشتم حال می کردم ؛ اصلا هیچ وقت فکرش رو هم نمی کردم. خوب که با سینه هاش کار کردم دیگه داشت حسابی حشری میشد. رفتم سمت پاهاش و از نوک انگشتاش شروع کردم به خوردن. لیس می زدم و میومدم بالا و بالاتر تا اینکه رسیدم به شورت کوچولوش. درش آورم و انداختمش چند متر اونورتر. مثه یه گرگ لیس می زدم کسش رو. چشام رو بسته بودم و چشم بسته لاس می زدم. خیس خیسش کردم و رفتم سراغ لبای کوچیکش. زبونش رو کردم توی دهنم. دستم رو کردم تو موهای قهوه ایش و باهاشون بازی کردم. چه حالی می داد. هر دو نفرمون حشری حشری شده بودیم. صدای آه و ناله دوستم و اون یکی دختره از اون اتاق می اومد. گفتم: می خوای صدای تو هم مثه خواهر بزرگت دربیاد؟ گفت: یعنی چی؟ گفتم الان می فهمی. کیرم رو در آوردم و کردم تو کسش و آروم آروم فشار دادم توش. فورا جیغ کشید. مشخص بود که تا حالا کم داده ؛ فوقش چندبار. تنگ تنگ بود لامصب. کیرم رو درآوردم و تف کردم روش و یه تف هم توی کس اون. دوباره کردم کیرم رو اون تو. در حالیکه داشتم می کردمش به صورتش نگاه می کردم که حالت ناراحتی به خودش گرفته بود. درد داشت و چشاش رو هی می بست و هی باز می کرد. می گفت: اشکان آروم تر. -صبر کن عادت می کنی کم کم. دیگه داشت آبم میومد که فورا کشیدم کیرم رو از کسش بیرون. یه چند لحظه صبر کردم آروم بشم. بعد دستی روش کشیدم و بردمش دم دهنش و گفتم بخورش. مثه بیشتر دخترای دیگه گفت من نمی خورم و بد میاد و عادت ندارم. گفتم عزیزم عادن می کنی. با اصرار و طی چند مرتبه خواهش راضی شد با دستمالی که تو دستش بود هی پاکش کنه و هی بمکش. لباش رو چندبار کشید روی کیرم و احساس کردم اگه ادامه بده یه لیوان آب منی میریزه تو دهنش. داشتم منفجر میشدم که گفتم بسه. کیرم رو از دهنش کشیدم بیرون و یه نفس عمیق کشیدم. نمی خواستم زود آبم بیاد و حالش تموم بشه. وقتی کمی آروم شدم دست «راحله» رو گرفتم و دور کیرم حلقه کردم. با فشار دستم می بردمش بالا و میوردمش پایین. گفتم برام «جق» بزن. خودش دیگه یاد گرفته بود و باسرعت دستش رو روی کیرم بالا و پایین می کرد. داشتم حسابی حال می کردم. وقتی که احساس کردم که به وقت «انزال» نزدیک شدم کیرم رو از دستش جدا کردم و بهش گفتم بیا بریم تو حموم. ببردمش تو حموم و کف حموم نشوندمش. خودم وایسادم و ایستاده رو به روی صورتش شروع کردم به جق زدن. وقتی حسابی راست کردم و داشت آبم میومد ، کیرم رو بردم رو صورتش و روی پوستش کشیدمش. بردمش رو لباش و یه دفعه آبم مثه لوله آب ریخت رو لباش و صورتش. چه حالی داد. حسابی برای بار اولم برنامه داشتم و تقریبا بیشترشون رو عملی کردم. رفتیم حموم کردیم و بعد از دو سه ساعت ، وقتی که هم کار من و هم کار دوستم کاملا تموم شده بود و کلی با هم حال کرده بودیم و خندیده بودیم ، رفتم رسوندمشون دم در خونه عمه شون که توی شهر ما بودند. شماره شون رو هم گرفتم و تا حدود 5 ماه باهاشون چند هفته درمیون حال می کردیم. چند وقت بعد خواهر بزرگی رو هم کردم. واقعا خواهرای جالبی بودن. کاملا راحت و عادی. انگار صد ساله دارن میدن. لامصب آخرش خط «ایرانسلم» که شماره شون روش Save بود گم شد و من مجبور شدم برم دنبال یکی دیگه. اما فکر نکنم به این زودیا بتونم مثه اونا کسی رو پیدا کنم. حیف شد اما حسابی رُسشون رو کشیده بودم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%aa%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d9%86-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176844</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بلوند زن جنده شوهرو و میگیره گایید و کردگایید و کرد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d9%88-%d9%88-%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d9%88-%d9%88-%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 02 May 2019 07:44:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[باغمون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بشوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جامونو]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمونم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیم]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[کیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ندادیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفرمون]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌فهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<category><![CDATA[یکسالی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تو این یکسال کلی باهم فیلم سکسی سکس داشتیم تا اینکه دنبال سکس و تفریح جدید بودیم ولی جفتمون رعایت میکردیم و به روی هم نمیاوردیم ولی سکسی یه شب که داشتیم باهم چت میکردیم شاه کس من چند تا از گیفهای سکسی که دو مرد با یه زن سکس داشتن رو کونی براش فرستادم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>تو این یکسال کلی باهم فیلم سکسی سکس داشتیم تا اینکه دنبال سکس</h2>
<p>و تفریح جدید بودیم ولی جفتمون رعایت میکردیم و به روی هم نمیاوردیم ولی سکسی یه شب که داشتیم باهم چت</p>
<h3>میکردیم شاه کس من چند تا از گیفهای سکسی که دو مرد</h3>
<p>با یه زن سکس داشتن رو کونی براش فرستادم و اونم ابراز علاقه کرد که چه جالب اینا سکس میکنن منم</p>
<h4>که جنده دنبال موقعیت بودم تا سر صحبت باز بشه سریع</h4>
<p>از فرصت استفاده کردم و به پستون عسل گفتم میدونستی من این مدل سکس رو خیلی دوس دارم خلاصه سرتون رو</p>
<h5>درد نیارم کوس تا صبح دوتایی در مورد این مدل سکس</h5>
<p>حرف زدیم و عسل رو قانع کردم که قبول کنه یه سکس اینجوری داشته باشیم و اونم قبول کرد فقط موند اینکه سکس داستان کیو وارد رابطمون</p>
<h6>کنیم که هم مطمئن باشه هم خوش سکس ایران سکس تا اینکه</h6>
<p>به ذهنم رسید به داداشم بگم و عسل هم نظر مثبت داشت نسبت به داداشم کلا ازش خوشش میومد فردای اون روز من به داداشم موضوع رو گفتم و اونم قبول کرد و از خدا خواسته عجله میکرد که زودتر برنامه رو ردیف کنیم یه روز قرار گذاشتیم سه تایی بریم باغمون و اونجا برنامه رو اجرا کنیم وای که حس جالبی داشتیم تو راه رسیدیم باغ رفتیم داخل و اول یه قلیون گذاشتیم جاتون خالی و پیکها رو هم پر کردیم شروع کردیم به خوردن و کشیدن یه یکساعتی گذشت هر سه نفرمون مست مست بودیم که من چسبیدم به عسل و شروع کردم به لب گرفتن و ور رفتن به عسل کم کم لباساشو در آوردم ولی عسل یکم مقاومت میکرد و از امید خجالت میکشید من تو گوشش حرف میزدم و لباساشو در میاوردم عسل هم لباسای منو در آورد و جلو امید شروع کردیم به لاس زدن جفتمونم لخت لخت شده بودیم عسل شدوع کرد به خوردن کیر من منم دراز کشیدم عسل وسط پاهام بود کونش رو هم رو به امید کرده بود بعد از اینکه یکم برام ساک زد گفتم برگرد تا منم کس خوشمزتو بخورم اونم که عاشق لیسیدن من بود برگشت به حالت 69 کس خوشمزشو گذاشت تو دهن من دوتایی مست خوردن بودیم که امید دیگه طاقت نیاورد اومد روبروی عسل کیرشو از شلوارش انداخت بیرون به عسل گفت حالا کیر منو بخور لامصب تو چقدر خوب ساک میزنی عسل هم با دستش به کیر من ور میرفت و با دهنش کیر امید رو ساک میزد وای چه حالی میداد به آرزوم رسیده بودم داشتم عشقمو با داداشم میکردم از بچگی سکس فانتزیم بود و برا اولین بار داشت به واقعیت تبدیل میشد کس عسل تو دهنم بود و خیس خیس بود به عسل گفتم بیا کستو بزار روی کیرم اونم که بشدت مست شده بود اومد رو کیرم نشست شروع کرد به تلمبه زدن من زیر بودم عسلم همزمان که رو کیر من نشسته بود وحشتناک داشت تلمبه میزد و کیر امید رو هم ساک میزد بعد از چند دقیقه جامونو با امید عوض کردیم عسل به حالت داگی در اومد و شروع کرد به ساک زدن کیر من و امید هم از پشت شروع کرد به گاییدن کس عسل وای داشتم کس دادن عشقمو به داداشم زنده نگاه میکردم کلی ذوق میکردم امید هم با سرعت بالا تلمبه میزد و با دستاش تند تند روی کون عسل ضربه میزد و عسل داد میزد میگفت بکنین کسکشا منو جر بدین شما بکنای خودمین و هر ستامون مست کردن بودیم که امید گفت بیا دو تایی بکنیم تو کس عسل بیشتر حال میده عسل اولش مقاومت کرد که نکنین جر میخورم ولی ما گوش نمیدادیم و دستاشو پشت کمرش محکم گرفتیم و به همون حالت داگی من زیر بودم کیرمو کردم تو کس عسل و امید هم از بالا کم کم کیرشو جاداد تو کسش وای عسل داد میزد و جیغ میکشید ولی کامل مشخص بود که چقدر دوس داره وای داشتیم کس عسل رو با دو تا کیر میکردیم عسل زیر کیرمون داشت جون میداد از شهوت زیاد هیچی نمیفهمید من به امید اشاره کردم در بیار کیرتو بکن تو کونش تا سر کیرشو کرد تو کون عسل یه جیغ وحشتناک زد ناراحت شد که چرا از کون کرده امید ولی بازم منو امید که مست کردن بودیم گوش ندادیم امید به زور کیرشو کرد تو کون عسل و تلمبه زدن رو شروع کرد عسل هم اشکش در اومده بود ولی بعد چند تا تلمبه زدن و باز شدن کونش بیشتر خوشش اومد عجب سکسی شده بود داشتیم سه نفری بهترین سکس عمرمون رو میکردیم که یهو امید شروع کرد به داد زدن داشت ارضا میشد ابشو ریخت تو کون گنده عسل از چشاش که داشت تو چشای من نگاه میکرد میشد رضایت رو فهمید بعد امید منم ارضا شدم تو کس عسل رو پر آب کردم اوف که چه لحظه ای بود هر سه تامون سرمست از این اتفاق بودیم و خیلی بهمون حال داد عسل جفت سوراخاش پره اب بود کیف میکرد منو امید هم بارضایت بلند شدیم و رفتیم تا خودمون رو بشوریم از همه بهتر اینجا بود که سه نفری لخت رفتیم حموم و همدیگرو شستیم این ماجرای منو عسل و داداشم بود که براتون بدون اینکه چیزی رو جا بزارم گفتم امیدوارم حال کرده باشید.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d9%88-%d9%88-%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173619</post-id>	</item>
		<item>
		<title>درجه شهوت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%ac%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%ac%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Apr 2019 23:45:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استایل]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[اوناهم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادن]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[جداگانه]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[خانمها]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دادخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوسالی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[شهرهای]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[ضربدری]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کمرباریک]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کنارهم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[میبارید]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبریم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[نفرمون]]></category>
		<category><![CDATA[هرچهار]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیته]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<category><![CDATA[وسوتین]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[واقعأ راضی هستیم و یجورایی فیلم سکسی باعث ایجاد تنوع و نشاط مضاعف در زندگی ما شدهمن پیمان 32ساله 80کیلو وزن قد175 و زنم مهسا 167قد63وزن و سکسی بسیار خوش اندام و کمرباریک و باسن شاه کس بزرگ الان 4ساله که ازدواج کردیمه و قبل از ازدواج هم حدود چهار سال باهم کونی دوست بودیم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>واقعأ راضی هستیم و یجورایی فیلم سکسی باعث ایجاد تنوع و نشاط مضاعف</h2>
<p>در زندگی ما شدهمن پیمان 32ساله 80کیلو وزن قد175 و زنم مهسا 167قد63وزن و سکسی بسیار خوش اندام و کمرباریک و</p>
<h3>باسن شاه کس بزرگ الان 4ساله که ازدواج کردیمه و قبل از</h3>
<p>ازدواج هم حدود چهار سال باهم کونی دوست بودیم و واقعأ همدیگه رو دوست داشتیم و داریممهسا بسیار هات و خوش</p>
<h4>استایل جنده و خوش فیس هست که اندامش بسیار جلب توجه</h4>
<p>میکه و من هم لذت میبردم پستون از داشتن همچین زنیخلاصه بعد ازدواج حدود دوسالی از زندگی مشترک ما گذشت که</p>
<h5>خیلی هم کوس اوکی بود و از نظر سکس و عشق</h5>
<p>و حال واقعأ جفتمون راضی و ارضا میشدیم بعضی وقتاش بود که هرشب سکس میکردیم. تا اینکه من بعضی وقتا به همین سکس داستان سایت های سکسی</p>
<h6>نگاه مینداختم و یواش یواش به رابطه ضربدری ایران سکس علاقه پیدا</h6>
<p>کردم و موقع سکس اینکارو تجسم میکردم و مرتب داستان های ضربدری سایت هارو دنبال میکردم و کپی میکردم و واسه مهسا ارسال میکردم.مهسا هم ایقد هات بود و علاقه ب سکس داشت که تو سکس راجع بهش حرف میزدم و میگفتم تو ینفر حریفت نمیشه و باس دو نفره حسابتو برسیم که اونم بیشتر شهوتی میشد و منم فهمیدم بدش نمیاد و کم کم راضی شد و بهم جواب مثبت داد.خلاصه بعد از اوکی شدن مهسا از طریق همین سایت شهوانی با یک زوج مناسب و هم سن و سال خودمون که ساکن یکی از شهرهای کنارمون بود آشنا شدیم و قرار گذاشتیمالبته بگم که راستش آی دی فیک و مجرد زوج نما زیاد بود و ما به روش های مختلف مچگیری میکردیم و متوجه میشدیمخلاصه این زوجی که آشنا شدیم آقا امید و رویا خانم بعد از مراحل آشنایی ، نوبت به ملاقات شد که قرار شد ما میزبان باشیم و قرار گذاشتیم یشب بعد شام تشریف بیارن و دو سه ساعتی کنارهم باشیمآقا امید حدود175قد 70وزن و هیکل ورزشکاری و رویا خانم هم نگو و نپرسفوق العاده خوشکل و قد170و70وزن خلاصه موقع قرار من و مهسا با ماشین رفتیم اول شهر جلوشون و اوناهم دنبال ما اومدن تا رسیدیم منزل ما و بعد از حال و احوالپرسی و خوش و بشمن پیشنهاد دادم که خانمها راحت باشید و برید لباس راحتی بپوشید و مهسا و رویا هم رفتن تو اتاق و حسابی ب خودشون رسیدن و با شورت وسوتین اومدن کنارمن و امید نشستن، امید هم یه فلش از جیبش درآورد و داد به من که بذارم رو ال ای دی و منم گذاشتم و چندتا کلیپ سکس ضربدری توش بود و یکیش که طولانی بود رو انتخاب کردیم و پلی کردیم و همزمان من و امید هرکی با زن خودش شروع کردیم به لب گرفتن و مالوندن و کنار همدیگه به هم نگاه میکردیم و لذت میبردیم. بعد از مالوندن اساسی و شهوتی کردن مهسا و رویا دیگه جفتشون شروع کردن ب ساک زدن و مثله کیر ندیده ها ساک میزدن و من و امید هم لذت میبردیم. اون دوتا جوری ساک میزدن که انگاری مسابقه دارن و ما به نفر اول جایزه میدیم. خلاصه کلیپی که گذاشته بودیم دیگه رسیده بود به مرحله سکس که ما هم همزمان شروعش کردیم ولی هنوز خانم ها جابه جا نشده بودن و جفتشوس داگ استایل ایستادن رو مبل و من و امید هم پشت سرشون ایستادیم سرپا و شروع کردیم ب تلمبه زدن. مهسا و رویا هم صدای ناله هاشون پیچید تو خونه و من و امید هم بیشتر داغ میکردیم و شدتش رو بیشتر میکردیم و همزمان هم یدستی به بدن زن طرف مقابل میزدیم و لمسش میکردیم.خلاصه یجورایی همه دوس داشتن سکسمون از موازی به ضرب کشیده بشه ولی خجالت میکشیدن که بیانش کنن که بعد چند دقیقه تلمبه زدن و سکس موازی من پیشنهاد دادم که بریم اتاق خواب و رو تختخواب و همه موافقت کردن و چهارنفری رفتیم اتاق و من دلو زدم به دریا و رویا رو بغل کردم وانداختمش رو تخت و مثل وحشیا کسشو ب دهن گرفتم و میخوردم و رویا هم سرمو فشار میداد رو کصش و ناله میکرد تو یه لحظه به امید و مهسا هم نگاه کردم دیدم آقا امید طاقت نیورده و نشسته بود بین پاهای مهسا و تا دسته کیروشو فرو کرده بود تو کص مهسا و داشت مثله وحشیا تلمبه میزد و همزمان مهسا رو گاز میگرفت، من با دیدن این صحنه دیگه شهوت از هیکلم میبارید و منم پاشدم و نشستم بین پاهای رویا و شروع ب تلمبه زدن کردم و همزمان از زیر دستمه رد کردم و گذاشتم زیر باسن های رویا و فشارس میدادم سمت و خودم و کیرمه تا دسته توش فرو میکردم و قربون صدقش میرفتم. واقعأ هرچهار نفرمون داشتیم لذت میبردیم.بعدش باز پوزیشن رو عوض کردیم و خانمها داگی استایل شدن و با دیدن دوتان کون گنده که قمبل کرده بودن برامون شروع ب کردن کردیم و همزمان با صدای ناله های خانما دیگه دیوانه وار تلمبه میزدیم تا ارضاء شدیم و خالیش کردیم رو باسن های گنده زن هامون، و بعدش هم جداگانه دوش گرفتیم و امید و رویا برگشتن خونشون و دیگه باهم رفیق شدیم و هردوسه ماه یکبار برنامه میذاریم و واقعأ لذت میبریم و هرچهارنفر با کمال میل سکس میکنیمامیدوارم پسندیده باشید		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%ac%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173576</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.005 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 02:06:51 by W3 Total Cache
-->