<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>نميكنم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%86%d9%85%d9%8a%d9%83%d9%86%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 25 May 2024 05:52:28 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>نميكنم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>یکی از شاه کس ترین پورن استار ها خوب کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Dec 2019 08:11:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازونجا]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامون]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومش]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روسينه]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طولاني]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقونه]]></category>
		<category><![CDATA[عموهام]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فشارداد]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراهاي]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفتي]]></category>
		<category><![CDATA[مردونش]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ميبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردو]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[همينجور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خونه ها جداست- عموي بزرگم فیلم سکسی دوتا پسر داره كه يكي ازدواج كرده و اونيكي عشق منه كه ٤سال از من بزرگتره- هميشه از بچگي زن سکسی عموم منو عروسم صدا ميكردو اين تو شاه کس ذهن منو امير(عشقم) جاشده بود- واسه همين هميشه هواي همو داشتيمو خيلي صميمي بوديم-داستان ازونجا کونی شروع ميشه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خونه ها جداست- عموي بزرگم فیلم سکسی دوتا پسر داره كه يكي ازدواج</h2>
<p>كرده و اونيكي عشق منه كه ٤سال از من بزرگتره- هميشه از بچگي زن سکسی عموم منو عروسم صدا ميكردو اين</p>
<h3>تو شاه کس ذهن منو امير(عشقم) جاشده بود- واسه همين هميشه هواي</h3>
<p>همو داشتيمو خيلي صميمي بوديم-داستان ازونجا کونی شروع ميشه كه من 16سالم بود امير دانشجو بودو مدتي بودكه مدل حرفامون رنگو</p>
<h4>بوي جنده ديگه داشت- وقتاي تنهاييم جديدا همش تو بغل هم</h4>
<p>بوديم- يه روز امير به بهونه پستون كمك كردن تو درسا اومد خونه ما مامانم داشت ميرفت مطب همينكه مامان رفت</p>
<h5>سرمو گذاشتم کوس رو پاش خودمو لوس كردم گفتم حوصله ام</h5>
<p>سر رف برام بخون- اونم موهامو ناز كردو شعر پريا(داريوش) برام خوند-گرماي دستاش كه روي موهام حركت ميكرد حس عجيبي بهم داده سکس داستان بود چشمام خمار</p>
<h6>شده بودو نگاش ميكردم اونم با يحالت خاصي ایران سکس نگام ميكرد-با</h6>
<p>پشت دست صورتمو ناز كردو گفت ميدونستي تو پريه مني؟دستشو گرفتم بوسيدم گفتم پس توهم همونيكه قراره با اسب سفيد بياد دنبالم-يكم به هم خيره شديم ناخودآگاه خمشد روم لبهامو بوسيد گيج بودم بدنم داغ شد- حس خوبي بود اوليبار بودكه اينكارو ميكرد يه كم نگام كرد چشمامو بستم اونم دوباره لبامو بوسيد ولي ايندفعه يه بوسه داغو طولاني كه حسابي مستم كرد كم كم لبامو با لباش گرفتو مكيد منم خودمو سپردم دست اون نميدونم چه قدر طول كشيد فقط ميدونم رو ابرابودم دستمو انداختم دور گردنشو خودمو كشيدم بالا جوريكه نشستم روپاش قلبم تند ميزد همونجوركه لب ميخورديم،يهو دستشوازرو گردنم كشيدبه سمت پايين آروم گذاشت روسينه ام-واي يه لحظه نفسم بنداومد آروم فشارداد انگار برق به تنم وصل كردن حس خوشايندي داشتم اين آرزوي من بودكه منو مثل يه زن ببينه نه يه دختر بچه-اونروزا سينه هام هنوز خيلي بزرگ نبود اما حالت قشنگي داشت- دستاي مردونش روسينه هاي تازه ي من حركت ميكردو من با هر فشاردستش نفسم بند ميومد-حالا داشت گردنمو ميخورد منم دستم تو موهاش بود- آروم دكمه هاي بلوزمو باز كرد و اونو در آورد زل زد به تنم براي اولينبار از نگاهش خجالت كشيدم- سرمو آورد بالا تو چشمام نگاه كرد گفت خانومم ازم خجالت ميكشه؟ واي قند تودلم آبشد اون همش منو عروسك صدا ميكردو حالا ديگه خانومش بودم يعني بزرگ بودم باز لبامو بوسيد گفت تو مال مني نبايد خجالت بكشي، دودستي سينه هامو گرفت و آروم فشار داد بعد بغلم كرد و سوتينمو باز كرد- درش آورد و بوييد و بعد زل زد به سينه هام بي اختيار خودمو جمع كردم دستامو گرفتو از هم باز كرد گف بذار بدن نازتو ببينم يكيشو گرفت دستش واي چقدر داغ بود يه نفس عميق كشيدم يهو بلندم كرد برد رو تخت منو خوابوند اومد روم شروع كرد ب خوردن-اول با زبون نوك سينمو بازي داد كه من داشتم ديونه ميشدم بين پاهام احساس كردم پف كرده پاهامو به هم فشار ميدادم بلند آه ميكشيدم مثل بچه ها سينمو ميك ميزد كم كم رفت پايين همينجور تنمو ليس ميزد حس ميكردم ازمون بخار بلند ميشه ازداغي-رسيد به شلوارم با آرامش شلوارمو در آورد و من هنوزم در تعجبم كه چرا مخالفتي نكردو اينقدر راحت خودمو بدستش سپردم شايد اعتمادي كه از بچگي داشتم به پاهام دست كشيد عضله هام بي اختيار منقبض ميشد- از زانوهام شروعكرد به بوسيدن و ماليدن تا رسيد به شرتم-دستشو كه گذاشت رو كسم نزديك بود ازحال برم داغيه دستاش داشت ديونم ميكرد كسمو از رو شرت گرفتو آروم فشار داد بي اختيار ناله كردم مثل تو فيلما تازه ميفهميدم جيغو فرياد زنا تو فيلم از رو لذته-همه چي برام عجيب بود-كسمو بوسيد و يواش گاز گرفت بعد همينجور كه شرتمو ميكشيد پاين ميبوسيد دستمو گذاشتم رو شرتم ناله كردم امير؟ اومد بالا لبمو بوسيد وگفت خانومم نترس تو مال مني مطمئن باش كاري نميكنم آبروت به خطر بيافته-بعد يه لب عاشقونه ازم گرفتو با بوسه رفت پايين با نوازش شرتمو درآورد باز پاهامو جمع كردم اونم شروع كرد به بوسيدن شكمو بالاي كسم تا كم كم رامش شدم و پاهامو باز كرد يكم به كسم نگاه كرد كه نفساش و احساس ميكردم وقتي لبشو گذاشت رو شيار كسم احساس كردم دارم ازهوش ميرم يهو زبونشو فرستاد لاي كسم كه آه و ناله ي من بدجور شروع شد با هر ليسي كه از لاي كسم ميزد از ته دل ناله ميكردم و اون قربونم ميرفت يهو احساس كردم قلبم تو كسم ميزنه ناله هام به جيغ تبديل شد اونم كارشو تندتر كرد و زبونشو ميكشيد رو سوراخم پاهام هي جم ميشد لب وسط كسمو(كه بعد فهميدم اون قسمت چوچوله) گرفت دهنش شروع كرد به مکيدن چشام سياهي ميرفت يهو همه تنم لرزيد كسم بدجور نبض داشت انگار ميخواس چيزي بپاشه با يه آه بلند انگار كه از يه بلندي افتادم از حال رفتم- با بوسه هاي كه از كمرم ميرد به خودم اومدم چشام وا نميشد با بوسه تا گردن اومد احساس سرما ميكردم پتو كشيد روم منو تو بغلش گرفت تو گوشم حرفاي عاشقانه زد- خوابم ميومد اونم نازم ميكرد- وقتي بيدارشدم سرم رو سينه اش بود اونم خوابيده بود- حس قشنگي داشتم مثل تعلق بوسيدمش بيدار شد محكم بغلم كرد-لطفا نظر بدين اگه خوبه ماجراهاي ديگمونم بنويسم-</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177312</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس خوشگل و عاشق پیشه کس میده و جوری آب مرد رو میکشه بیرون که نگو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Dec 2019 09:38:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسي]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[بيارمش]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلي]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاي]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتاي]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كارمون]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمت]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيرم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اسامي ها رو مستعار نوشتم فیلم سکسی جز خوشگل خانوم من فاطمه جون كه دوست نداره بهش بگين فاطمه ميگه بهم بگيد فاطيفاطي خوشكل ما 24 سالشه سکسی و 2 ساليه عروسي كرده چون دانشجو شاه کس شهري ديگه ست با شوهرش توافق كردن بعد از دانشگاهش بچه دار بشن ميگن دخترا کونی يا صورت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اسامي ها رو مستعار نوشتم فیلم سکسی جز خوشگل خانوم من فاطمه جون</h2>
<p>كه دوست نداره بهش بگين فاطمه ميگه بهم بگيد فاطيفاطي خوشكل ما 24 سالشه سکسی و 2 ساليه عروسي كرده چون</p>
<h3>دانشجو شاه کس شهري ديگه ست با شوهرش توافق كردن بعد از</h3>
<p>دانشگاهش بچه دار بشن ميگن دخترا کونی يا صورت خوشگلي دارن يا استيل مرتب خيلي به ندرت هر دو خصلت داشته</p>
<h4>باشن جنده گير مياد فاطي من هر دو خصلت رو داره</h4>
<p>پوست صورتش سفيد بدون جوش و پستون صاف و تمام اعضا صورتش انگار نقاشي كردن استيلش كه نگو بسيار زيباست و</p>
<h5>اما از کوس همه زيباتر كون خوش تراشش هستقسمت اولدو ماهي</h5>
<p>پيش بود كه فاطي اومده بود خونه ما از دوستاي نزديك خانمم هست سلام و شوخي با هم داريم خانمم براش تعريف سکس داستان كرده بود قبل</p>
<h6>از خوابيدنمون هميشه چند تايي داستان سكسي ميخونيم ایران سکس . آخر</h6>
<p>وقتى كه ميخواست بره ازم پرسيد يه تحقيق سياسي دارم بعضي سايتها فيلترند فيلتر شكن نداري؟گفتم ميپرسم اگه گيرم اومدم مسيج ميكنم برات چند روز بعد يه فيلتر شكن سايتي گيرم اومد مسيج كردم براش من تو پالايشگاه بصورت شيفتي كار ميكنم شيفت روز بودم و از اون مسيجم يك هفته اي گذشته بود موبايلم زنگ خورد ديدم فاطيه سلام و احوالپرسي معمول و گفت فيلترشكنه فيلتر شده ديگه نداري گفتم باز ميپرسم اگه پيدا كردم چشم باز پرسيدم تا بالاخره پيدا كردم ولي نميدونم چه حسي بود بهتره بگم فضوليم گل كرده بود كه چه سايتهاي ميره به خودم ميگفتم اگه تحقيقه تو اين يه هفته ميشه هزار تا تحقيق گرفت اين بود كه فيلترشكن بهش ندادم جمعه تماس گرفت گفت چكار كردي برا ما؟ گفتم شرمنده م نتونستم پيدا كنم گفت خيلي لازمش دارم يه كاري كن برام گفتم من از طريق ايرانسل ميرم اينترنت نرم افزار رو گوشيم opera mini تمام سايتها باز ميكنه بگو چي ميخواي ميگيرم ايميل ميدم بهت گفت مرسي مزاحمت نميشم بعد از كلي اصرار از من و انكار از اون خداحافظي كرد . شنبه شب كار شدم ساعت 11 بود زنگ زد چكار كردي بازم نتونستي گفتم شرمنده م اما ديگه اصرار نميكنم رو برادرى من حساب كن گفت مرسي و خداحافظ همون شب ساعتاي 1 بود دوباره تماس گرفت بعد از كلي من و من گفت كه برا تحقيقم ميخوام از رو داستان هاي سكسي نويسنده ش رو تحليل كنم تو دلم گفتم ها جون عمه ت خيال ميكني خرم خلاصه ايميلشو گرفتم از اون شب تا شب كاري بعديم كه 20 روزي ميشد هر شب 2 داستان ايميل ميكردم و صبحي نظر شو ميخواستم اول شب كاري بعديم گفتم از امروز بايد بيشتر بيارمش تو خط اين شد كه ايميل ندادم ساعت 1 بود زنگ زد گفت بيوفا كجايي گفتم اولين شب شب كاريم گفت چرا ايميل ندادي گفتم فكر كردم تموم شده تحقيقت ديگه نياز نداري گفت نه تو نتيجه گيرم موندم بفرست گفتم چشم فهميدم بدجوري معتادش شده اون شب بجاي دو تا يكي فرستادم صبحي مسيج داد گدا خوب بود ولي كم بود مسيج دادم ميتونم ازت بپرسم از كجاش بيشتر خوشت اومد جواب داد ميگم فقط به يك دليل اونم اينكه برا تحقيقم بدونم نتيجه ش رو مخاطب چيه و از اونجاييش خوشم اومد كه با نرم نرمك گاز گرفتن سينه هاش زنه رو هوسي كرد تا پنجشنبه همين كارمون بود مابين مسيجام چند تايي مسيجاي سكسي هم بهش ميدادم كه مسيج زد &#8230;اين خاطره ادامه دارد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177323</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده سیگاری و میلف حسابی سر کیر  گایده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Nov 2019 07:53:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقي]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باسناشو]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازاينكه]]></category>
		<category><![CDATA[بودديگه]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتي]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خنديديم]]></category>
		<category><![CDATA[خونه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهاي]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دربيار]]></category>
		<category><![CDATA[دربياره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروي]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممو]]></category>
		<category><![CDATA[طرفدار]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عزيزم…]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[كردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[كردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[كشيديم]]></category>
		<category><![CDATA[كنجكاو]]></category>
		<category><![CDATA[كيركلفت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[مطالعه]]></category>
		<category><![CDATA[مهرباني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتركيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادن]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردن]]></category>
		<category><![CDATA[ميگردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[نوشابه]]></category>
		<category><![CDATA[واسشون]]></category>
		<category><![CDATA[وافتاد]]></category>
		<category><![CDATA[وبيشتر]]></category>
		<category><![CDATA[‫وحشتناك]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناكي]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[در سكس را دوست داشته فیلم سکسی و دارم. زندگي بدون تنوع هيج مفهومي ندارد. خيلي شبها بعد از سكس با خود فكر ميكردم جرا اينقدر تكرار؟ سکسی مگر نه اين است كه سكس براي شاه کس لذت بردن است؟ايا اگر ادم از سكس خود لذت نبرد براي جه اين عمل را کونی هر روز [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>در سكس را دوست داشته فیلم سکسی و دارم. زندگي بدون تنوع هيج</h2>
<p>مفهومي ندارد. خيلي شبها بعد از سكس با خود فكر ميكردم جرا اينقدر تكرار؟ سکسی مگر نه اين است كه سكس</p>
<h3>براي شاه کس لذت بردن است؟ايا اگر ادم از سكس خود لذت</h3>
<p>نبرد براي جه اين عمل را کونی هر روز تكرار كند؟ در جشمان همسر خود ميخاندم از سكس ما راضي نبوده.او</p>
<h4>هم جنده حق داشت هر روز تكرار يك مدل مرد.وقتي به</h4>
<p>سر كار ميرفتم همش تو اين پستون فكر بودم كه جگونه در سكس تنوع به وجود بياورم؟تا اينكه يك روز اتفاقي</p>
<h5>افتاد كه کوس زندگي مرا بسوي شيرين شدن سوق داد.اون روز</h5>
<p>وقتي من به سر كار رفتم دوستم امير در اتاق بود با كامپيوتر كارميكرد,سلام كردم.با مهرباني جواب سلاممو داد. گفت جطوري ارش سکس داستان جان گفتم مرسي,امير</p>
<h6>داري جيكار ميكني؟گفت دارم تو سايت اويزون ميگردم. ایران سکس گفتم اويزون</h6>
<p>جيه؟برام توضيح داد كه يك سايته سكسيه.برام اهميت نداشت ولي وقتي فهميدم كه در اين سايت داستانهاي سكسي هم هست كنجكاو شدم.ادرس سايتو از امير گرفتم و به كار مشغول شدم.تا وقتي رفتم خونه,يكسر رفتم رو سايت اويزون.جند تا داستان خوندم جالب بودن خوشم اومد.خانومم اومده بود كنارم و با هم داشتيم ميخونديم.تا اينج خيلي عادي بود.تا اينكه به داستان زيباي رسيديم كه زندگي من و مريم رو تغير داد.( پارتي هاي محمود)داستان رو باهيجان مطالعه كرديم واقعن خيلي شيرين بود.وقتي داستان رو ميخونديم زنم داشت كسشو ميماليد خيلي وقت بود با اين سوزش اينكاررو نكرده بود. گفتم شيرين جه حالي ميكنن بعضيا. گفت ارش بيا ما براي خود يك سكس جند نفري بذاريم تا طعم راستي سكس رو بدونيم.منتظر اين حرف بودم شيرين رو بغل كردم و كفتم جقدر زيبااااااتصميم گرفتيم جندتا از دوستان رو به اين سكس بارتي دعوت كنيم.كه براي جلسه اول همه مرد بودن فقط شيرين زن بود و يك پسر همجنسباز كه دوست امير بود هم در بين مهمانان بودن.روز پارتي زنم به ارايشگاه رفت از ساعت سه بعداز ظهرتا شش و نيم به خودش مشغول بود.شام مفصلي از رستوران اورده بوديم .مهمانها دانه دانه ميامدند.سعيد,فرهاد.جمشيد سيبيل كلفت,امير دوست عزيزم,الفرد همجنس باز كه يك بوت بسيار گرمه,وخليل كه در بين دوستان به كيركلفت معروفه.وبالاخره نقل مجلس شيرين جونم.با ورود زنم هلهله أي شد كه نگو همه به طرفش حمله كردن و هي ميبوسيدنش.خليل كه فقط باسناشو ميبوسيد.شيرين به زور از زير دست اين كيرا فرار كرد.و امد پيش من.من بلند داد زدم بابا اروم كسش كه تموم نميشهامير گفت بابا از غروب تا حالا منتظر شيرين خانوميم تا حالا دو بار جلق زدم.و همه خنديديم. گفتم همه بشينيد زنم براي ما برقصه,همه از اين پيشنهاد شاد شدن.زنم گفت:خسته ميشم ها بعدن نميتونيد منو سير بكنيد.همه قول دادن كه تا زنم سير نشه هيج كسي خونه نره.زنم از جاش بلند شد وشروع به رقص كرد.وقتي رقصيد كيرم داشت ميتركيد. بيجاره جمشيد فقط هيي كون زنمو جك ميزدو اه وناله ميكرد.هر كس يك پارجه لباس زنموو در اورد تا شورتش موند همه گفتن كه ارش تو شورت زنتو پايين بكش.واي جه لذتي داشت جهار تا كير كلفت منتظر من بودن.اخ خ كيرم داشت ميتركيد.شورتشو در اوردم واي جه بوي خوبي داشت كسش.واي بوي كسش منو مست كرد.شورت زنمو در اوردم و به اسمون پرت كردم فرهاد تو اسمون شرتو گرفت و شروع كرد به بوسيدن شرت .شرت زنمو ميكرد تو دهنش و ميبوسيد.من گفتم كي ميتونه زنمو سير كنه همه داد زدن من. گفتم ميخام امروز كس زنمو گشاد كنيد.ميخام جرش بديد.در يك لحظه شيرين زير جهار تا كير كلفت رفت اخ جه ميكردن توش خليل كير كلفت كس زنمو ليس ميزد.فرهاد داشت پستوناشو ميخورد.و امير داشت به كون زنم انگشت ميزد انگار ميخاست كونشو براي يك كار بزرگ اماده كنه.زنم بي كار نمونده بود داشت كير جمشيد سبيل كلفتو ميخورد.جمعمون جمع بود ولي حيف الفرد نتونست بياد حيف.من داشتم جلق ميزدم .يك لحظه جشم شيرين خورد به من يه جشمك زد و گفت ارش جان مرسي بابت همه جيز مرسي.خيلي عاشقتم شوهر عزيزم وبعد كير جمشيدرو دوباره كرد تو دهنش. واي جي بسر شيرين جونم اوردن هيج وقت اون روز رو فراموش نميكنم امير اينقدر به كون زنم انگشت زد كه شيرين داد ميزد امير خواهش ميكنم كيرتو بكن توش.خليل وقتي حسابي كس مريمو ليس زد رو تخت دراز كشيد ومريم رفت رو خليل كيرشو اروم اروم كرد تو كسش احساس ميكردم شيرين داره خيلي درد ميكشه جونكه واقعن كير خليل بزرگ بود.به شيرين گفتم ميخي اول بقيه بيان تا يه كم عادت كني. گفت اره بزار خليل اخربياد اخه كيرش خيلي بزركه سوختم كسم داره جر ميخوره.خليل گفت باشه .امد بيرون واي جه كيري داشت اندازه يه نوشابه خانواده بود.فرهاد رفت كيرشو كرد تو كس.خليل هم امد جلو و اونو جمشيد نوبتي كيراشونو ميدادن به زنم كه واسشون ساك بزنه.اميرهم داشت كون مريمو ميگاييد.بعد حسابي كه كيرشو كرد تو كون كيرشو اورد جلوي دهن زنم تا با ساك زدن كير اميرو باك كنه اخه امير كيرش اني شده بود. شيرين گفت امير كيرت بو ميده ولي امير به زور كيرشو كرد تو دهن شيرين و گفت جيزي نيست مزه گوه خودتو بجش. شيرينم همه كير اميرو خوب ساك زد تا باكش كرد.بعد جمشيد اومد عقب وكرد تو كون شيرين منم امدم بيش كس تا ببينم جه جور يك كير ميره تو كون زنم و يك كير تو كسش.داشتم نگاه ميكردم كه فرهاد گفت ارش جان كيرمو دربيار بكن تو كون شيرين. گفتم اخه جمشيد داره كون شيرينو ميگاد. گفت جيزي نيست بذار دوتا كير تو كونش باشه گفتم باشه.كير فرهادو در اوردم وسعي كردم با كير جمشيد يه جوري جاش بدم ولي نميشد واقعن سخت بود. شيرين گفت ارش جيكار ميكني اين كونه غار كه نيست.همه زديم زير خنده .خليل گفت ارش بزار من بكنم تو كون زنت كونش واقعن مثله غار ميشه. گفتم نه بابا بعدن زنم بايد كونشو بيستا بخيه بزنه.خليل گفت اگه شيرين بتوني كير منو دو دقيقه تو كونت تحمل كني يه گردن بند طلا هديه بهت ميدم.من ميدونستم كار غير ممكنيه گفتم حرفشو نزن خليل.ولي شيرين گفت باشه حاضرم ولي بايد گردنبنده كم كم 100 گرم باشه.خليلم قبول كرد . شيرين رفت تو حموم كونشو خوب تو اب گرم شست و حسابي كرم زد خليل بهم نگاه كرد و گفت ارش جان كون زنت باره ميشه ها. شيرين رو كرد به خليل و گفت روتو كم ميكنم كوجولو&#8230;..مسابقه شروع شد كير خليل بلند شده بود واقعن وحشتناك بود.تقريبن 30 سانتي ميشد.فرهاد وجمشيد خليلو تشويق ميكردن منو امير شيرينو.شيرين رو كرد طرف خليل وبهش كفت:خليل كونتو باره ميكنم<br />
و منو امير هورا كشيديم واقعن شيرين شيرزن بود.شيرين يك نفس عميق كشيد سرشو گذاشت رو زمين وبه حالت سجده كونشو برد بالا.خليل كيرشو كذاشت رو سوراخ كون شيرين و اهسته فشار داد. شيرين داشت لب خودشو گاز ميگرفت ولي ناله يا التماس نكرد.خليل كيرشو اروم اروم تا ته كردتو كون شيرين باورم نميشد شيرين حتى ناله هم نكرد.ولي داشت دردميكشيد صورتش مثل گج سفيدشده بود.خليل بعدازاينكه كيرشو كامل كرد توكون شيرين كيرشو 20 سانتي اورد بيرون ودوباره بايك فشار وحشتناكي به داخل كون شيرين هل داد و شروع به حركت باسن كرد.واي جه وحشتناك بود ادم شاخش در ميومد,واقعن شيرين قابل تحسين بود.انگار يك نوشابه خانواده ميرفت تو كون شيرين ولي شيرين حتى صداش در نميومد.خليل شروع كرد به تند كوبيدن صداي حركت كير خليل تو كون شيرين وجالاب جالاب خوردن تخم خليل به كس شيرين در اتاق طنين افكنده بود.ديگه كم كم شيرين داشت ناله ميكرد وميكفت مامان سوختم.خليل بيشتر وبيشتر ميكوبيد ديگر تنها بنج ثانيه مونده بود 2دقيقه تموم بشه.خليل ميخاست كيرشو دربياره ,فهميد كه شكست خورده ,ولي شيرين داد زد درنيار بكوب دارم حال ميكنم.الان ديكه همه شروع به تشويق شيرين كردند.واقعن تحسين داشت.خليل شروع كرد به بمب زدن خيلي سريع ميكوبيد ديگه همه طرفدار شيرين شدن وزن منو تحسين ميكردن.كم كم خليل لرزيد واب كير خود رو ريخت تو كون زنم.سست شد وافتاد زمين شيرين هم ديگه ناتوان شده بود افتادزمين.ما ديگر قرار گذاشتيم شيرين اذيت نكنيم جونكه واقعن خسته بود بس همه با هم رو سر شيرين وايساديم وجلق زدبم و اب كيرامونو ريختيم رو بدن شيرين.و همه با هم افتاديم زمين رو زمين دراز كشيده بودم باسن شيرين روبروي صورتم بود دستمو بردم طرف كون شيرين واقعن گشاد شده بود.حتى بسته نميشد, شيرين روشو كرد طرفم لبامو بوسيد تو جشام نگاه كرد, وفاداري و تو چشاش ميديدم. گفت آرش تو همه وجود مني..</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177212</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم رو جوری میکنه که برای آب کیر التماس میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Nov 2019 07:47:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[بادستام]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بوداما]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسشون]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بيخيال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پدرسوخته]]></category>
		<category><![CDATA[پذيرايي]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[تعادلش]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[تنهايي]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حالشون]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلي]]></category>
		<category><![CDATA[دارهمن]]></category>
		<category><![CDATA[دستاتو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستپاچه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[روبروي]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاي]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زندايم]]></category>
		<category><![CDATA[زنداييم]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سينهام]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاي]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شيطوني]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[كنهبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[گازشون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشون]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرمه]]></category>
		<category><![CDATA[موبايل]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوان]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوره]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ميشنيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنند]]></category>
		<category><![CDATA[ميگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكه]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[يكباره]]></category>
		<category><![CDATA[يواشكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دانشگاهي هستند.يكيشون اسمش مينا هست فیلم سکسی حدود160قدشه و وزنشم حدود 50 هست.صورتش خيلي خوشگله كونشم خيلي توپ هست من گاهي يواشكي بكونش دست ميزنم خصوصا وقتي سکسی شلوار لي ميپوشه يا مانتو تنگ ميپوشه شاه کس خيلي كونش خوش فرم ميشه.اما سينه هاش كوچيك هست،البته اينم طبيعي هست چون هنوز تو کونی سن رشد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دانشگاهي هستند.يكيشون اسمش مينا هست فیلم سکسی حدود160قدشه و وزنشم حدود 50 هست.صورتش</h2>
<p>خيلي خوشگله كونشم خيلي توپ هست من گاهي يواشكي بكونش دست ميزنم خصوصا وقتي سکسی شلوار لي ميپوشه يا مانتو تنگ</p>
<h3>ميپوشه شاه کس خيلي كونش خوش فرم ميشه.اما سينه هاش كوچيك هست،البته</h3>
<p>اينم طبيعي هست چون هنوز تو کونی سن رشد هست.يكي ديگشون اسمش هلن هست.قدش170وزنشم حدود63 مي باشد.سينه هاي سكسي صورت گرد</p>
<h4>اما جنده به خوشگلي صورت مينا نيست.خوش كون و رونهاي نازي</h4>
<p>داره.من خيلي دوست داشتم يكبار هم پستون كه شده اين دوتا شاه كس رو بكنم اما نميشد.البته گاهي هلن خودشو از</p>
<h5>پشت بهم کوس ميچسبوند طوري كه سينه هاشو رو احساس ميكردم</h5>
<p>ولي من ميگذاشتم به حساب اينكه با من راحته و مينا هم خيلي باهم شوخي ميكرد منم سعي مي كردم سوء استفاده سکس داستان نكنم. البته گاهي</p>
<h6>شيطوني ميكردم به كونش دس ميزدم خيلي نرم ایران سکس بود. تا</h6>
<p>اينكه يك روز من رفتم خونه ي دايم باباي مينا.هلن هم اونجا بود.وي يكباره يك انفاق بدي افتاد و دايم و زنداييم رفتن بيمارستان.من بودم و دختر دايي هام.من رفتم حمام وقتي داشتم ميومدم بيرون ديدم هلن داره مينا رو ميبوسه ابتدا توجه نكردم گفتم شايد دارن همديگه رو ميبوسن و باهم شوخي ميكنند ولي بعد ديدم هلن بدجوري لباي مينارو ميخوره .مينا هم بدون حركت رو مبل نشسته بود.منم شرع به سر و صدا در آوردن كردن كه من دارم ميام كه هلن مينا رو ول كنه.بعدش اومدم تو پذيرايي يكم به سرووضع لباساشون ودوربرشون نگاه كردم مشكوك شدم ولي باورم نميشد.بيخيال شدم يكم تلويزيون نگاه كردم باهم كمي رقصيديم منچ بازي كرديم چايي خورديم&#8230;و من خوابم گرفته بود رفتم تو اتاق بخوابم هلن و مينا خوابشون نميومد و نشستن پاي ماهواره.من هنوز دهنيتم نسبت به اين دوتا پاك نشده بود ولي خوابم هم ميومد.ولي من هميشه تا بياد خوابم ببره تو رختخواب كمي طول ميكشه.يكم كه گذشت احساس كردم يك سايه رو صورتم افتاده ولي چشمامو باز نكردم ولي شنيدم كه مينا به هلن ميگفت سرنا خوابيده. منم شصتم خبردارشد اينها چيكار ميخوان بكنند.بخاطر همين يواشكي از تو اتاق منتظر شدم ببينم چيكار ميخوان بكنند يكباره ديدم هلن خيلي با عجله طوري كه نميتونست جلوي خودش رو بگيره شروع كرد به لب گرفتن از مينا و ميبوسيدش اينقدر محكم كه صداش ميومد بعدش يكم دست كشيد تو موهاي مينا و گردن مينا رو ميخورد مينا ميخواست تعادلش بهم بخوره .بخاطر همين هلن بردش طرف مبل نشوندش رو مبل اينطوري ديد من هم بهتر شده بود من يواشكي نگاه ميكردم كه به فكرم افتاد باموبايل ازشون فيلم بگيرم تا بعدا بتونم ازش استفاده كنم چون اولين بارم بود ميخواستم از اين كارها بكنم و از نزديك داشتم همچين صحنه هايي رو ميديدم داشتم ديونه ميشدم و دستام ميلرزيد ولي يواشكي شروع به فيلم گرفتن با موبايل شدم. هلن خيلي حشري بود و مينا رو داشت می برد به اوج. مينا خيلي منفعل بود و تسليم حركات هلن شده بود.هلن دستاشو برد زيره تاپ مينا و ازش لب ميگرفت و سينهاي مينا رو ميمالوند بعدش تاپشو كامل داد بالا سينه هاشو ميخورد و گوشهاشو با زبونش خيس ميكرد مينا وقتي گوشش خيس ميشد خيلي حال ميكرد.بعدش هلن دامن مينارو زد بالا سرشو كرد لاي پاي مينا همزمان سينهاشو چنگ ميزد لعني من نميتونستم اينجارو خوب ببينم.بعدش يكباره مينا موهاي هلنو كشيد عقب و نشست روبروي هلن تاپ هلنو در اورد و شروع كرد به بوسيدن تموم بدنش من كه فكر مي كردم مينا منفعل عمل كرده ديدم مينا وارد تر هست تازه به هلن ميگفت چطوري حالت بگير يكم كه سينه هاي ناز هلن رو خورد دستاشو برزيركمر هلن موهاي هلن رو كشيد عقب و شروع كرد از سينه هاي هلن گاز گرفتن خوردن واااااااااااااي من ديگه ان نداشتم داشت آبمميومد.يكم كه گذاشت مينا هلنو كامل لخت كرد و خدشم كامل لخت شد و كسشو گذاشت تو دهن هلن و خودشم شروع به خوردن كس هلن كرد هلن همينطور آخ و اوخ ميكرد و يكم كه گذشت هلن ،مينا رو كنار زد بهش گفت ديگه نميتونم ولي مينا خوابوندش رو زمين و دراز كشيد رو سينه هاش و كسشو رو كس هلن ميماليد.ولب ميگرفت هلن خيلي بي حال شده بود.من 35دقيقه فيلم گرفتم بعدش يواشكي جمعش كردم رفتم زير پتو ديدم لامپ خاموش شد صبح بيدار شدم ديدم اون دوتا تو بغل هم خوابيدن ولي لباساشون تنشون بود.صبحانه آماده كردم و رفتم و بيدارشون كردم باهم صبحانه خورديم.من ديگه رفتم بيرون.همش تو فكر ديشب بودم و اينكه چطوري ميشه فيلمشون رو نشونشون بدم و حالشون رو بگيرم و بعدش خودم باهاشون حال كنم.اما خوب شب قبل فرصت خوبي داشتم كه از دستش دادم.ميخواستم برم خونه كه ديدم زندايم زنگ زد گفت برم نون بخرم مينا نون نداره و گفت ما مجبور شديم بريم شهرستان برو خونه ي ما بچه ها تنهايي ميترسن.منم قند تو دلم آب شد.بعد از اينكه يك سفارش كرد.من رفتم نون خريدم و رفتم خونه ي دايم ديدم هلن حمام بود و مينا هم توي پذيرايي بود مثل اينكه اونم رفته بود حموم.من نون رو دادم به مينا .وقتي لومد نون بگيره يواشكي بهش گفتم ديشب چقدر سرو صدا ميكردين من همشو ميشنيدم تازه لامپ هم يادتن رفته بود خاموش كنين همش نورش ميزد تو چشمم نمي گذاشت بخوابم.مينا رنگش قرمز شد چيزي نگفت رفت نون رو گذاشت و اومد تو پذيرايي ولي خيلي رنگش پريده بود ميخواست يك جيزي بگه ولي روش نميشد.من بهش گفتم دختردايي یک كليپ خوشگل دارم ميخواي ببيني اونم كفت باشه اومد ببينه كه يكباره فيلم خودشونو ديد.خيلي ناراحت شد گفت سرنا به كسي چيزي نگو اين كليپتو هم پاك كن تو كه اينقدر نامرد نبودي هرچي بخواي بهت ميدم.منم دست كشيدم تو موهاش گفتم ناراحت نباش ميخوام نگه دارم براي خودم نترس گفت پاكش كن ميخواست گريش بگيره گفتم باشه ولي به شرط اينكه بهم حال بدي مثل حال ديشبي كه به هل دادي.گفت باشه ولي تو م كليپتو پاك كن گفتم البته شرط ديگشم اينه كه هلن هم باشه وگرنه پاكش نميكنم گفت هلن ؟گفتم اره گفت اگه قبول نكرد چي گفتم ميل خودته ميتوني راضيش كني وگرنه كليپتون رو گوشيم ميمونه تا بابات ببينتش. مينا دستپاچه شده بود رفت تو حمام به هلن گفت هلن باورش نميشدفكر ميكرد مينا شوخي ميكنه.تا اينكه اومد بيرون و من بهش گفتم مينا راست ميگه.وقتي فيلمو ديد شكه شده بود.اما بالاخره راضي شد.ناهارمون رو خورديم كمي استراحت كرديم تو اين مدت من هزار بار بوسشون كردم اونها هم خيلي حال دادن برام باور نكردني بود كساني كه تو رويا باهاشون سكس ميكردم حالا قرار بود بهم بدن دارن ميبوسنم.يواش يواش مينا شروع كرد هلن گفت مينا رو بايد داغش كني من زود حشري ميشم.منم شروع كردم لب گرفتم از ميناو هلن هم داشت سينهاشو ميماليد اينطوري مينا زود حشري ميشد.من و هلن حسابي ميمالونديمش جاي نداشت كه نمالونده باشيم ولي مينا نميگذاشت من باسنشو بمالم ولي هلن براش ميماليد من تو كف كونش بودم ديگه داشتم ديونه ميشدم به چندتا بوس از هلن كردم يواشكي تو كوشش گفتم يكار بكن كه من كونشو بمالم اونم يك چشمك به نشانه ي تاييد زد.يواش يواش شلوار مينارو كشيد پايين رفت سراغ لبش و منم رونهاشو خوردم ميخواست خودشو جمع كنه كه من يكباره سرمو كردم لاي پاهاش و شروع كردم به ليس زدن كسش و انگشت انگشت كردن كونش اينقدر تحريكش كرده بودم كه خودشم باسنشو به سمت صورت من فشار هلن هم ميبوسيدش و چوچولشو ميماليد مينا چند تنش لرزيد من خواستم كه حال براي ادامه داشته باشه رفتم سراغ هلن هلن داشت از خوشحالي بال در ميارد مينا بلافاصله هلن رو لخت كرد همينكه اومد ازش لب بگيره من سينه هاي هلن رو كردم تو دهنم مينا دستشو كرد تو شورت هلن و كسشو ميماليد هلن اخ و اوخ ميكرد من شلوار و شورتشو دركردم واااااي چه كسي داشت از تو مفاصل زانوش خوردم تا وسط رونهاش تا نزديكه كسش چندبار اينكارو كردم كه هلن التماس ميكرد كسمو بخوررررررررررر منم اول چوچولشو بازبونم تحريك كردم بعد كسشو ليسشدممممم.مينا يكم حسوديش شده بود سرمو گرفت بالا شروع كرد ازم لب گرفتن منم زبونشو ميمكيدم و با چوچولش بازي ميكردم بعد بهش گفتم هوس باسن كردمممم گفت درد داره گفتم نتر س اولش درد داره بعدش راه ميافتي.ديدم هلن گفت ببين اينطوري دستاتو بزن به مبلمان بايست بعدش پاهاتو باز كن خودتم شل كن .مينا گفت باريك بابا تجربه.اگه راست ميگه خودت اول حالت بگير.هلن هم اين كار كرد من رفتم سراغش به خاطره اينكه لج مينا رو در بيارم اول حسابي ليسيدمش بعد كرم زدم در كونش كيرمو يواش يواش كردم تو كونش ديدم اه كيرم راحت رفت تو فهميدم كه هلن قبلا كون رو داده منم بيخيال شدم حسابي كردمش چسبوندمش به سينهام و سينهاشو ميماليدممممممم حسابي حشري شده بود دوباره دستاشو زد به مبل زانوشو زد زمين كه ديدم مينا روش سوار شد كونشو قمبل كرد هلن خواست بلند شه گفت تكون نخور مثل اينكه ضعفشو ميدونست سريع پستوناشو گرفت تو دستش اونم رام شد منم شرع كردم به ماليدن كيون مينا يواشكي دست تو كون هلن هم ميكردم پدرسوخته كونشو كشف نكرده بودم عجب كوني داشت ولي تمركز رو كون مينا بود.يك كرم زدم بهش كتفاشو پوسيدم اونم رو سينه هاي هلن كار ميكرد.من اول كيرم رو باسنش كشيدم بعد كيرمو گذاشتم در كونش خواست بلند شه كه نگذاشتم ميگفت بيخيال شو.ولي من كيرمو يكم فشار دادم تو داد زد بعدش من يكم نگه داشتم يكم ديگه كردم تو و ميزدم رو باسنش كه يك وقت قفل نكنه.خيلي باش درد داشت ولي من يواش يواش صفرشو باز كردم اولش خيلي يواش تلمبه ميزدم ولي بعدش ميزدم رو باسنش و تلمبه ميزدم يكم سرعت رو بيشتر كردم كيرم يكباره در آومد يك استراحتي به مينا دادم مينا با ز سينه هاي هلو گرفت منم كيرمو كردم تو مونشششش تند تند تلمبه ميزدم.بعد دوبار كردم تو كون مينا كون مينا محشر بود چند بار بوسيدمش وسط كردن.بعدش من نشستم رو مبل مينا از روبرو اومد ت بغلم كيرمو كردم تو كونش لباشو گذاشت رو لبام منم باسنشو گرفتم همينطوري تلمبه ميزدم.بعد موهاشو كشيدم عقب سينه هاش قلمبه شد اوردمش بالا سينهاشو كردم تو دهنم گازشون ميگرفتمممممممممممممم يكبار ديگه اينكارو كردم.دوباره باسنشو گرفتم تو دستام و تلمبه زدم داغون شده بود بلند شد از تو بغلم شروع كرد برام ساك زدن ااااااااااااااه هلن اومد سراغم نشوندمش تو بغلم خودش بالا پايين ميكرد منم برش گردوندم تو بغلم و دستمو بردم رو چوچولش و از پايين تلمبه ميزدم تو كونش و چوچولشو ميماليدمم اينقدر اينكارو كردم ارگاسم شد و بيحال تو بغلم بود كه از تو بغلم بلندش كرد خوابوندمش رو زمين و بوسيدمش سينهاشو يكبار ديگه خوردم و رهاش كردم ديدم مينا منتظرمه رفتم سراغش اول چوچولشو زبون زبون زدم طوري كه ميخواست پاهاشو ببنده ولي من براي اينكه جلوشو بگيرم بادستام پستوناشو گرفتم و نوكشونو ميماليدم و با زبونم چوچولشو ميماليدم بعدش يكورش كردم كونشو و كسشو ماليدم بعد افتادم روش چنان كردمش كه هيچموقع يادم نميره تو كونش تلمبه ميزدم و سينهاشو ميخوردم گردنشو گوشو و زبون و &#8230;&#8230; اينقدر عرق كرد ه بود كه داغون ده بود من ابمو باشدت ريختم تو كونش.كيرمو در آوردم گذاشتم لاپاش و رو سينهاش خوابم برد.براي اينكه خاطرات بعديم رو با دختر دايي هاي لزم بگم نظر بدين.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176907</post-id>	</item>
		<item>
		<title>باید منو خوب بکنی , میفهمی یا نه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Sep 2019 09:32:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اندامشم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستادم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بوداروم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پذيرايي]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهن]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صدامونو]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مردانه]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنيد]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نيازها قانعش كردم ببرمش سينما فیلم سکسی سينه هاشو بمالم.يادم مياد زمستون بود از بس لباس پوشيده بود به سختي به سينه هاش رسيدم.وقتي شروع كردم با سکسی سينه هاش بازي كردن چشماش عينه چشماي شاه کس گاوي كه دارن شيرشو ميدوشن شهلايي شده بود يه كمم اشك تو چشماش جمع شده کونی بودخلاصه اين [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نيازها قانعش كردم ببرمش سينما فیلم سکسی سينه هاشو بمالم.يادم مياد زمستون بود</h2>
<p>از بس لباس پوشيده بود به سختي به سينه هاش رسيدم.وقتي شروع كردم با سکسی سينه هاش بازي كردن چشماش عينه</p>
<h3>چشماي شاه کس گاوي كه دارن شيرشو ميدوشن شهلايي شده بود يه</h3>
<p>كمم اشك تو چشماش جمع شده کونی بودخلاصه اين اولين باري بود كه دستم به اندام سميه ميفتاد هر چند كه</p>
<h4>زد جنده حال خوردم اخه ابم نيومدحتي يادم مياد موقع اي</h4>
<p>كه از سينما ميومديم بيرون كيرم پستون سيخ شده بود مجبور شدم بندازمش زيره كمربندم طوري كه سرش چسبيده بود به</p>
<h5>نافم.بگذريم.كارم رسيد کوس به جايي كه در هفته يك شب دزدكي</h5>
<p>ميرفتم خونشون خصوصا موقع اي كه فرداش تعطيل بود اگه بخوام توضيح بدم كه چوري برنامه ريزي كرديم كه شبها موقع اي سکس داستان كه مادرو داداشاي</p>
<h6>كوچيكش خوابن{باباش فوت كرده بود}برم اونجا مفصله كه ایران سکس احساس ميكنم</h6>
<p>لزومي نداره بنويسم.اين مقدمه اي بود تا داستان اولين سكسمونو براتون بگم.فقط داشته باشيد كه خونشون 2 تا در داشت كه در تو كوچه بنبست به اتاق بالا ختم ميشدفقط من بايد از تو راهرو ميگذشتم.خلاصه با قرار قبلي رفتم خونشون. هيچ وقت فراموش نميكنم اولين بار پيراهن مردانه و شلوار لي پوشيده بود اخه ميدونست اين تيپو دوست دارم.همه چراغهاي اتاق خاموش بود اما اتاق تقريبا با نور تير چراغ برق تو كوچه روشن بود طوري كه ميتونستيم همديگرو از فاصله نزديك ببينيم.اينم بگم كه اصلا نميتونستم تو اون شرايط سيگار بكشم مطمئن بودم بوي سيگار خونرو پر ميكنه.بعد از كمي صحبت كردن وكم شدن استرس رو تخت نشستم ازش خواستم بياد بين پاهام بشينه.شروع كردم با موهاش بازي كردن.اينم بگم كه سميه رو يه خورده دوستشم داشتم اون قيافه ي نازي داشت خصوصا چشماش خيلي قشنگ بود اندامشم اگه يه خورده كونش بزرگتر بود دست كمي از مدونا نداشت.موهاش بوي شامپو ميداد معلوم بود تازه از حموم بيرون اومده بود.اروم اروم شروع كرديم به لب گرفتن.از روي پيرهن با سينه هاش بازي ميكردم تا شهوتي بشه.بعد دكمه هايي پيراهنشو باز كردم.بلندش كردم خواستم پيرهن و سوتينشو در بيارم كه خيلي خجالت كشيد از خجالت سرشو بالا گرفت تا اين صحنرو نبينه. شروع كردم خوردن سينه هاش وقتي سينه هاشو فشار ميدادم مثل يه تيكه لاستيك از دستم در ميرفت.دوباره شروع كردم به لب گرفتن واز پشت با دستام كونشو مالش ميدادم خوابوندمش رو تخت شلوارشو دراوردم خيلي مقاومت ميكرد اما اخرش دراوردم .روشو ازم برگردوند.نه اون ونه من ميتونستيم صدامونو بلند كنيم خيلي اهسته صحبت ميكرديم.از اينكه لختش كرده بودم خجالت ميكشيد منم به خاطر اينكه از خجالت ذرش بيارم خودمو لخت لخت كردم اروم رفتم كنارش دستشو گرفتم گذاشتم رو كيرم .مدام دستشو ميكشيد اخرش اروم شد احساس كردم از گرماي كيرم خوشش اومده.كاملا كيرمو تو دستش گرفت و اروم اروم باهاش بازي ميكرد .روبه روش ايستادم از رو شورت با كسش بازي كردم بعد اروم دستمو بردم كسشو لمس كردم كمي خودشو خيس كرده بود.شرتشو دراوردم اصلا مقاومت نكرد شروع كردم به خوردن كسش.چشمم افتاد به 2 تاپرتقالي كه واسه پذيرايي اورده بود اخه نميتونست زياد بياره بهش شك ميكردن.پرتقالارو نصف كردم ريختم رو كسش دوباره شروع كردم به خوردن.وقتي بهش نگاه كردم ديدم خيلي تو حسه ديدم چشماشو بسته وداره لباشو گاز ميگيره.بلندش كردم ازش خواستم كيرمو بخوره خيلي ناراحت شد منم ديگه اصرار نكردم.خلاصه قانع اش كردم كه كونش بزارم.يادم مياد براي هر سانت كيرم 2 دقيقه حداقل طول ميكشيدبره تو بعد از چند بار رفتو برگشت تحملش بيشتر شد .سرشو از بغل خوابوندم رو تخت كونشو قمبل كردم دستاشو از پشت با دستام ميكشيدم و تندتند ميكردمش .دندان قروچه ميرفت اخه خيلي درد ميكشيد ونميتونست داد بزنه.به حمون حالت ابم اومد ريختمش رو كونش..بعد سميه كه مثل من خيس عرق شده بود اروم رفت گوشه تخت نشست وبه بغل لم داد عين بچه ها{راستي سميه 17 سالش بود من 20سال}زانوهاشو بغل كرد وشروع كرد اروم اروم گوزيدن.يكي دوتاي اول خجالت كشيد يه كمي خودشو جمع كرد اما واقعا نميتونست ديگه كنترل خودشو از دست داده بود.منم براي اينكه كمتر خجالت بكشه چند تا جك سكسي در رابطه با گوزيدن براش گفتم و شروع كردم بوسيدنش.بوي تن ماهي فضاي خونرو پر كرده بود .مطمئن شدم شام تن ماهي داشتن.خلاصه اين داستان ما تا چند ماه ادامه داشت .اتفاقهاي جالبيم برام افتاد اگه براتون بگم اخرش به كجا ختم شد مطمئنم هيچ كدومتون باور نميكنيد. اگه مايل بوديد پيشنهاد بدين بقيشو براتو مينويسم. تقديم به ليدا خانم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176429</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم چه لیسی میزنه به این شاه کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Sep 2019 05:40:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارش]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اومديه]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اينارو]]></category>
		<category><![CDATA[اينجورى]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ببينيم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بشهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بوداومدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودزود]]></category>
		<category><![CDATA[بودفقط]]></category>
		<category><![CDATA[بودماز]]></category>
		<category><![CDATA[بودماونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمتو]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوديهو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پشيمون]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيده]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفات]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبخت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونسرد]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[دارهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتممن]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستات]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستيمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوطرفه]]></category>
		<category><![CDATA[دونسته]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[زايمان]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[شدمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[شدهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شناخته]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فراموشش]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كارمون]]></category>
		<category><![CDATA[كدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[كردگفت]]></category>
		<category><![CDATA[كشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[كنهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتار]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[منصرفش]]></category>
		<category><![CDATA[موبايل]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلش]]></category>
		<category><![CDATA[ميانسال]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوايم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرد»يه]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزيد]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانش]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[وايساد]]></category>
		<category><![CDATA[يخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[يه دوستى داشتم كه به فیلم سکسی ظاهر از خانواده با فرهگى بودن.باباش دكتر زنان بود مامانش هم ازمايشگاه داشت.خودش هم با من تو يه رشته تحصيل سکسی ميكرديم و خونمون هم به هم نزديك شاه کس بود و به خاطر اين كه با هم زياد در رابكه بوديم هم تو دانشگاه کونی هم خارج [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>يه دوستى داشتم كه به فیلم سکسی ظاهر از خانواده با فرهگى بودن.باباش</h2>
<p>دكتر زنان بود مامانش هم ازمايشگاه داشت.خودش هم با من تو يه رشته تحصيل سکسی ميكرديم و خونمون هم به هم</p>
<h3>نزديك شاه کس بود و به خاطر اين كه با هم زياد</h3>
<p>در رابكه بوديم هم تو دانشگاه کونی هم خارج از اونجا خيلى صميمى شده بوديم و اكثر وقتامون رو با هم</p>
<h4>بوديم.على جنده دوست دختراى زيادى داشت ولى من فقط يكى داشتم.من</h4>
<p>فكر ميكنم ادم يه دوست دختر پستون خوب داشته باشه بهتر از اينه كه چند تا داشته باشه و ندونه به</p>
<h5>كدومشون برسه.على کوس از اين جور ادما بود كه دوست دختر</h5>
<p>زياد داشت و البته انصافا به همشون ميرسيد.تا اين كه بايه دختر اشنا شد كه خيلى زيبا بود.ما با هم ميرفتيم باشگاه سکس داستان و هفته يى</p>
<h6>3 روز به خاطر برنامه كاريمون ساعت1تا 3 ایران سکس ميرفتيم.قبل از</h6>
<p>ما تا 12:30 خانوما ورزش ميكردن.يه دختر خانومى بود كه هميشه اخر وقت ما ميديديمش و تو كفش بوديم.هم اندام مناسبى داشت هم به نظر ميومد ادم با شخصيتى باشه.على خيلى بيشتر از من شيفته دختره شده بود يا شايد بيشتر بروز ميداد. يه مدت كارمون شده بود حرف زدن راجع به دختره.من هم راستش خيلى ازش خوشم اومده بود ولى زياد عنوان نميكردم و فقط ازش تعريف ميكردم.تا اين كه يه روز تصميم گرفتيم تعقيبش كنيم و ببينيم بچه كجاست.رفتيم و خونشون رو يادگرفتيم.خيلى از ما دور نبودن.خلاصه با كلى مارمولك بازى شمارش رو پيدا كرديم و براى اولين بار بهش زنگ زديم.ميدونستيم اسمش ايدا بود.على باهاش حرف زد ولى معلوم بود دختر نجيبى هست و به على اعتنايى نداره.هر بار كه تلفن رو قطع ميكرد على بيشتر حريس ميشد كه باهاش دوست بشه.خلاصه بعد از چندين روز تلفن و اس از در ازدواج وارد شد.ايدا خانوم هم راضى شد كه يه بار على رو ببينه كه حرف حسابش چيه.منم دلم ميخاست برم كه على منو پيچوند و همون يه جلسه براى خوردن مخ ايدا كافى بود.فقط هم از راه نيت ازدواج بود كه مخشو زده بود.از اون روز به بعد رابطه على هر چقدر با ايدا بيشتر ميشد با من كمتر ميشد.بااين كه من از علاقم نسبت به ايدا نگفته بودم ولى على ميترسيد از چنگش درش بيارم.يعنى منو اينجورى شناخته بود.البته تو اين مدت بعد اشناييشون بارها با على ديدمشون.اوايل منو بهش به عنوان بهترين دوست و برادرش بهش معرفى كرد.ولى به تدريج اون دورى اتفاق افتاد.منم كه ديدم على داره عوضض ميشه بى خيالش شدم ولى هنوز يه كم بعضى وقتا به ايدا فكر ميكردم.ديگه فقط على رو تو دانشگاه ميديدم.تا اين كه يه روز كه با دوست دخترم بيرون بودم تلفنم زنگ خورد.جواب دادم ديدم يه دختره با صدايى كه انگار داره گريه ميكنه سلام كرد و گفت ايدا هستم.شوكه شده بودم.سلام كردم و حول حولكى گفتم اتفاقى افتاده ؟على چيزيش شده. جواب داد نه ولى بايد همين امروز ببينمت.دل تو دلم نبود نميدونم چجورى مهتاب رو رسوندم و خودم هم رفتم جايى كه ادرس داده بود.كنار ماشينش بوق زدم اشاره كرد دنبالش برم.يه پارك محله خلوت بود كه وايساد منم پارك كردم .ديدم پياده نشد.رفتم طرف ماشينش و سوار شدم.ديدم مثل ابر بهار داره گريه ميكنه.بهش گفتم بابا جون به لب شدم چى شده.بعد از كلى حق حق كردن شروع كرد حرف زدن.خودش هم نميدونست چجورى عنوان كنه.حرفاى گنگى ميزد ولى از حرفاش فهميدم على يه بلايى سرش اورده.حدس ميزدم ولى دلم ميخواست حدسم اشتباه باشه.درست حدس زده بودم.على ايدا رو برده بود خونه.ايدا ميگفت اولش حالش خوب بود و ميخنديد.رفتم سر پيانو و داشتم تمرين ميكردم كه على با يه حالت عجيبى كه انگار طبيعى نبود منو كشوند تو اتاق.به اينجاى حرفاش كه رسيد ديگه نتونست ادامه بده.من حدس زدم بقيشو.فقط ازش پرسيدم الان چيزيت شده؟ديدم داره مثل بيد ميلرزه.با يه لحنى كه مثل التماس بود گفت ديويد حالا چيكار كنم.حدسم درست بود.با اين كه ايدا چيزى نگفت ولى فهميدم كه على اقا تو حالت لجن خودش پرده دجختره رو پاره كرده.ايدا هم كه اينقدر ساده بود كه تنها منو كه خيلى هم با هم ارتباط نداشتيم محرم دونسته بود.همش ميگفت حالا چى ميشه.يكم ارومش كردم گفتم پدرشو در ميارم.تو نگران نباش.خودم درستش ميكنم.خودم هم نميدونستم چجورى ولى ميدونستم بايد ارومش كنم.دستاش ميلرزيد و شرمش نميزاشت تو چشمام نگاه كنه.كل مدت سرش پايين بود.با كلى دل دارى راهيش كردم رفت.حالا بايد ميگشتم دنبال پرده دوز.به دو سه تا از دوستام زنگ زدم ولى اونا هم مثل من جايى رو بلد نبودن.يهو يادم به مهتاب افتاد.نميدونستم چجورى ازش بپرسم.مهتاب دختر با فهمى بود و البته منطقى.دلم روزدم به دريا.بعد از سلام و شكايت از اين كه چرا امروز يهو رسوندمش و رفتم كل ماجرارو براش تعريف كردم.اولين حرفى كه زد گفت چرا تو؟ گفتم بابا به من اعتماد كرده ما هيچ سر و سرى با هم نداريم.با اين كه يخورده مشكوك شده بود ولى حرفامو باور كرد.گفت دوستم يه ماه قبل عروسى كرده و همين مشكل پرده رو داشت و رفت يه جايى دوختش.برات ادرسش رو ميپرسم.خيلى خوشحال بودم شايد بيشتر واسه اين بود كه ميتونستم يه كارى واسه ايدا بكنم.مهتاب ادرس رو اس زد.منم اول خودم رفتم اونجا.يه خونه قديمى بود دوتا درب داشت كه يكيش ميرفت طبقه بالا.قرار بود بگم از طرف فلانى اومدم. زنگ رو زدم و اشنايى دادم و رفتم بالا.خيلى كثيف و ترسناك بود.يه حال داشت با دوتا اتاق.يه پيرمردى از تو اتاق با يه رو پوش سفيد نه چندان تميز اومد بيرون. گفت بچه دارى يا پرده؟سلام كردم گفتم يه خانومى هست ظاهرا پردش پاره شده.گفت خب بيارش بالا.گفتم نيومدن من اومدم كه با شما &#8230;داشتم حرف ميزدم كه حرفمو قطع كرد گفت هر وقت اورديش هر چى خواستى بگو.خوش اومدى.خيلى ترسيده بودم.امدم بيام كه گفت هر وقت خواستى بياى ببين كمتر از 15 روز از پريوديش گذشته باشه.اومدم بيرون از خونه و بلافاصله شمارشو گرفتم.جواب نداد.خيلى نگرانش بودم.تو راه خونه هم دو سه بارزنگ زدم جواب نداد.رسيدم خونه وكه خودش زنگ زد.با هر فلاكتى كه بود همه چيزو براش توضيح دادم.اونم همينجورى گريه ميكرد.يه كم ارومش كردم كه نترس مشكلى پيش نمياد.قرار شد فردا عصر بريم پيش يارو.فردا رسيد و من خودم از دل شوره داشتم ميمردم.از صبح تلفنى با ايدا در تماس بودم.اونم خيلى ميترسيد .اون روز به هيچ كاريم نرسيدم.اصلا نميتونستم كارى بكنم.بهش گفتم يكى از دوستات رو با خودت بيار كمكت كنه. گفت هيچ كسى رو ندارم كه بتونم تو اين مورد بهش اعتماد كنم. ميخواستم به مهتاب رو بزنم ديدم صلاح نيست.همينجوريش از صبح باهاش بحث داشتم راجع به قضيه ديروز.بي خيال شدم.بعد از ظهر ساعت 3:30 زودتر رفتيم.ايدا با ماشين خودش اومد دنبالم.رفتيم در خونه يارو.از ترس داشت سكته ميكرد.منم خودم ميترسيدم و ترس اونم كه نور الا نور. سر كوچه پشت يه ديوار پارك كرد.تو چشمام زل زده بود.يهو خودشو انداخت تو بقلم.اصلا انتظارش رو نداشتم.منم همينطورى از رو صندلى كج كج محكم به خودم چسبوندمش.خيلى حس خوبى بهم دست داده بود.همون لحظه بود كه احساسى كه از روز اول بهش داشتم صد برابر شد.تو يه لحظه عاشقش شدم.يه لحظه كه نه ولى دل بود ديگه از همون روز اول دوستش داشتم تا امروز كه اين اتفاق افتاد. دلم نميخواست ازش جدا شم ولى بهش گفتم نترس.تا يه ساعت ديگه تموم ميشه.رفتيم جلو خونه زنگو زدم رفتيم بالا. پاهاش سست شده بود و نميتونست بياد.كمكش كردم.دستم زير بغلس بود و به كنار سينش ميخورد ولى هيچ حسى نداشتم. پير مرده اومد چند تا سوال ازش پرسيد.اونم با لكنت جواب داد.به من گفت برم تو اتاق.رفتم تو كه گفت من پولم رو اول ميگيرم.گفتم چند بدم.400 ميگيرم يه بار هم ميكنمش.يهو جا خوردم ولى خودم رو نباختم اخه كارمون پيشش گير بود.زود و خونسرد گفتم 600 بگير تمومش كن.اوكى داد.دلم ميخواست دندوناشو خورد كنم.شمردم و حساب كتابش تموم شد.ايدا رو برد تو اتاق اونطرفى.يه تخت مثل تخت زايمان بود .گفت لخت شو و پاهاتو بزار بالا.طفلكى از خجالت نميدونست چيكار كنه.يهو پشيمون شد ولى من منصرفش كردم .تا يه ساعت ديگه تو خونتونى.كم كم لباساشو در اورد.ريز ريز اشك ميريخت.مانتوشو در اوردم.قدش بلند بود.شلوارش جين بود دكمه هاشو باز كرد نميتونست درش بياره.نشستم رو زانوم بالاشو گرفته بود.با يه كم زور كشيدمش پايين.حالا صورتم روبرو روناى سفيد و شرت مشكيش بود.پاشو جم كرد چسبوند به هم.گفتم من ميرم بيرون راحت باش.نه تورو خدا نرو من ميترسم.اوكى.دستشو گرفته بودم. پيرمرده گفت زود باشيد وقت ندارم.شما كه ميترسيديد واسه چى از اين غلطا كردين.بازم جلو خودموگرفتم.ايدا دستمو ول كرد و شورتش رو در اورد و رفت پاهاشو گذاشت رو تخت مخصوص.خيلى دلم ميخواست كسشو ببينم ولى اين كارو نكردم.حواسش بهم بود.اومدم كنارش دوباره دستشو گرفتم.چيزايى ميديدم ولى دقت نميكردم.رمش رو سناتورى زده بود.دروغ نميگم يه كم شهوتى شده بودم.يارو اومد و يه دستهيىرو تاب داد لبه هاى تخت باز شد .جورى كه ايدا جيغش در اومد.يه سوزن برداشت من ديگه نتونستم نگاه كنم.رومو كردم طرف صورت ايدا.دستش محكم تو دستم بود.جيغ كشيد پيرمرده گفت محكم بگيرش تو هم يه كم تحمل كن.اونم دست منو محكم فشار ميداد.به صورتش نگاه ميكردم.تا حالا اينقدر از نزديك نديده بودمش.مثل فرشته بود.چشماش به ابى ميزد و موهاش بور بود.ابرو هاى نازك و كم پشتى داشت.همينجورى كه بهش نگاه ميكردم اونم بى تابى ميكرد.سرشو گرفتم تو بغلم و شروع كردم به نوازش كردنش.اشكام بى اختيار جارى شد از ديدن حال ايدا و شروع كردم با چشم گريون به بوسيدنش.نميدونم چقدر طول كشيد ولى تموم شد.تقريبا از حال رفته بود.يارو يه سرى توصيه كرد و يه پماد داد به من .به زور نشوندمش و شورتشو اوردم. داشتم پاش ميكردم كه چشم افتاد به كسش.نميدونم بتادين بود يا خون ولى اوضاش خراب بود.خيلى درد داشت.لباساشو تنش كردم و يواش يواش از پله ها با سلام و صلوات اوردمش پايين.سوييچ ماشين رو از توى كيفش در اوردم و نشوندمش.خيلى درد داشت و نميتونست بشينه.صندلى رو خوابوندم و تا نزديكى هاى خونشون رسوندمش.از اونجا زنگ زد دوستش اومد رسوندش خونه.منم رفتم خونه.دو روز نه از على خبرى بود موبايل ايدا هم خاموش بود.تو اين دو روز با خاطره ايدا هم موقعى كه اومد تو بغلم هم موقعىكه بوسيدمش و تو اغوشم بود زندگی كردم.روز سوم تلفنم زنگ خورد.ديدم ايداس خيلى خوش حال شدم.سلام و احوال پرسى كرد.زياد حرف نزد ولى به نظر ميومد خوب باشه.پرسيدم بهترى؟ گفت شكر خدا .منم ادامه ندادم.زنگ زده بود تشكر كنه.بهش گفتم دوست دارم بازم ببينمت.منم همينطور.ايشالا اولين فرصت.ميدونستم يه هفته استراحت كامل داره.قرار شد خودش بهم زنگ بزنه.چند روز بعدعلى اومد باشگاه.منم نامردى نكردم انچنان خوابوندم زيرگوشش كه برق از سه فازش پريد.با هم درگير شديم و هم زدم و هم خوردم.البته بيشتر زدم و تلافى ايدا و خودم و حرفاى پيرمردرو سرش در اوردم.تو تلفن هم حاليش كردم دست از سر ايدا برداره.همون شب ايدا زنگ زد.حالش رو پرسيدم.بهتر بود .دوست داشتم بهش بگم عاشقش شدم ولى وقت مناسبى نبود.تا يك هفته تلفنى با هم حرف ميزديم.بعضى وقتا هم شب ها چت ميكرديم.واسه من راحت تر چت كنم.حرفايى رو كه روم نميشد با پى ام براش مينوشتم.بعد از اعتمادى كه تو اين ماجرا نسبت به من پيدا كرده بود باهام قرار گذاشت.چند بار با هم بيرون رفتيم و شام و ناهار با هم بوديم.راه رفتنش هم درست شده بود اوايل زياد نميتونست راه بره.تو مدتى كه بيشتر با هم بوديم بهم گفت كه شماره من رو از تلفن على دزدكى برداشته.دلش ميخواسته با من دوست بشه ولى فريب حرف هاى على رو خورده بود.يه شب وقت خدا حافظى بهش گفتم عاشقش شدم.هيچى نگفت ويه لبخند زد و رفت.نصف شب بود كه اس ام اس زد كه اونم به من علاقه پيدا كرده ولى رسيدنمون به هم امكان نداره. پرسيدم براى چى؟يه قرار برا دو روز بعد فيكس كرد.تو اين دو روز هم موبايلش خاموش بود.داشتم روانى ميشدم.انتظار به هر فلاكتى كه بود تموم شد.يه بار فقط اس زد و ادرس و ساعت قرار رو نوشت.رفتم سر قرار . پياده اومده بود.اون ادرس داد منم رفتم اونجايى كه ميخواست.هنوز نميدونستم كجا ميخوايم بريم.تو مسير هم خيلى سنگين رفتار كرد.رسيديم به يه ساختمون كه كلى تابلو دكتر داشت.رفتيم طبقه ششم .مطب يه خانوم روانپزشك و مشاور خانواده بود.هيچ حرفى نميزد.منم سوال نميكردم.از قبل وقت گرفته بود.5دقيقه طول نكشيد كه منشى فرستادمون داخل.يه زن ميانسال خوش برخورد بود.بعد از سلام و تعارفات معمول شروع كرد به حرف زدن.گفت ميرم سر اصل مطلب.ايدا خانوم قبلا اينجا اومده و هر چيزى لازم بوده بهش گفتم.خودش خواست اين مطالب رو به شما هم بگم.من كل ماجرايى رو كه پيش اومده رو ميدونم و ازدواج شما رو خيرى درش نميبينم.من فقط گوش ميكردم. گفت به خاطر اتفاقى كه افتاده و شما هم ازش خبر داريد فردا روزى تو زندگى كه با هم بحثتون شد و به قول معروف دعواهاى زن و شوهرى كردين همين موضوع رو تو چشمش ميزنى.گفتم هر جور بخواد تعهد ميدم كه جواب داد هيچ تعهدى نميتونه اين موضوع رو تضمين كنه.منم بهتون پيشنهاد ميكنم چون رابطه دوطرفه هست خيلى زود همديگه رو فراموش كنيد تا اسيب روحى شديدى نبينيد.حرفاى ديگه يى هم زد كه من حواسم نبود.بهت زده شده بودم.از مطب اومديم بيرون .منتظر اسانسور بوديم اشك تو چشماش جمع شده بود.منم حال گريه داشتم.رفتيم تو اسانسور كسى نبود.در اسانسور كه بسته شد پريد تو بغلم و شروع كرد لب گرفتن.منم محكم به خودم فشارش دادم و با تمام وجودم ازش لب ميگرفتم.دلم ميخواست درب اسانسور هيچ وقت باز نشه .ولي رسيديم طبقه هم كف.ازم به زور خودش رو جدا كرد و گفت واسه همه زحمت هايى كه برام كشيدى ممنون.خواهش ميكنم منو فراموش كن .همين جورى كه اينارو ميگفت اشك بود كه از چشماش جارى ميشد.منم نتونستم خودم رو كنترل كنم و شروع كردم به اشك ريختن.ايدا رفت.على نامرد با نيت كثيفش ايدا رو ازم گرفت.همه اتفاقا مثل فيلم تو ذهنم رد ميشد.از اون روز تا الان 2 بار ديگه ايدا رو اتفاقى ديدم و اخرين خبرى كه ازش دارم با يه وكيل ازدواج كرده و يه بچه دوقلو داره و زندگيه خوبى داره.على هم يه مدت بعد از دانشگاهمون رفت و الان يه شركت بازرگانى داره.منم هنوز مجردم و تو شركت پدرم مشغولم.البته وقت بيكارى زياد دارم.هدفم از نوشتن اين خاطره بيشتر اين بود كه خواهش كنم به خاطر 5 يا 6 بار سكس اينده يه دختر رو خراب نكنيد و با وعده ازدواج اونارو فريب نديد. چيزى كه زياده دخترايى كه حال ميدن ولى گول زدنشون با وعده ازدواج و از اون بد تر رابطه از جلو خيلى اشتباهه. پرده بكارت و شب زفاف تو كشور ما خيلى مهمه.يه دختر حتى اگر پردش ارتجاعى باشه با معاينه ميفهمن تا حالا سكس داشته يا نه.قابل توجه اونايى كه فكر ميكنن ارتجاعى يعنى از جلو ازاد.خواهشم از دوستان اينه كه موقع سكس خودشون رو كنترل كنن.من هنوز وقتى با دوست دخترم سكس ميكنم ايدا رو تو ذهنم تصور ميكنم.هرگز نتونستم فراموشش كنم.تو اين خاطره فقط اسم خودم مستعار بود.ميدونم اون ايدايى كه من ميشناختم هيچ وقت كسى بهش شك نميكنه.ايدا اميدوارم هر جا كه هستى سالم و خوشبخت باشى.ولى بدون هميشه يه نفر هست كه با خاطراتت زندست.مدت دوستيمون زياد نبود ولى همون مدت كم كافى بود كه من رو همه عمر گرفتار خودت كنى.ايشالا همه به عشقشون برسن.فعلا باى</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2585</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اخ عزیزم همینجوری صاف بذار تو کسم بمونه که داره ابم میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%ae-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b5%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d9%85-%d8%a8%d9%85%d9%88%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%ae-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b5%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d9%85-%d8%a8%d9%85%d9%88%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2019 05:10:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوهای]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازوشو]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخورين]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودمداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پايينتر]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[خنديديم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتني]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[زيبايي]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طوريكه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[مهربوني]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعها]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیته‬]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميزاري]]></category>
		<category><![CDATA[ميفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[مينداخت]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نازنين]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهمون]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكرد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[هردوتا]]></category>
		<category><![CDATA[هردوشون]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[واسمون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تاب بازي كرده، يادش بخير، فیلم سکسی خونه شون حياط بزرگي داشت، پنجره اتاقشمرو به حياط بود، كنار پنجره ياس بود، حياطشون آدمو ياد آب و هواى سکسی خوب ولطيف شمال مينداخت&#8230; پر از گل شاه کس و درخت بود، وسط درختا هم يه تاب بود،اونجا قشنگ بود گرچند اگه بهش بيشتر کونی ميرسيدن قشنگ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تاب بازي كرده، يادش بخير، فیلم سکسی خونه شون حياط بزرگي داشت، پنجره</h2>
<p>اتاقشمرو به حياط بود، كنار پنجره ياس بود، حياطشون آدمو ياد آب و هواى سکسی خوب ولطيف شمال مينداخت&#8230; پر از</p>
<h3>گل شاه کس و درخت بود، وسط درختا هم يه تاب بود،اونجا</h3>
<p>قشنگ بود گرچند اگه بهش بيشتر کونی ميرسيدن قشنگ ترهم ميتونست باشه، امامن اونجا رو دوست داشتم، شايد بخاطر اينكه بهار</p>
<h4>رو جنده دوست داشتم، شايدم همسليقه بوديم بهار هم حياط خونه</h4>
<p>شونو دوست داشت، درست يادمه پارسال پستون اينموقعها بود كه همش منتظر يه فرصت بوديم كه باهم بريم تو حياط خونه</p>
<h5>شونتاب بازي، کوس چقدر عكس دارم تو اون حياط هي روزگار&#8230;من</h5>
<p>نازنين هستم ، حياطي كه ازش نوشتم حياط خونه دوستم بهار، هردومون 19سالمونه، من هيكلم لاغر ، قدم 173 وزنم 56، ولي سکس داستان بهار يكم تپلبود</p>
<h6>5،6 سانت از من كوتاه تر بودو حدود ایران سکس 66كيلو وزنش،5،</h6>
<p>6 سالي ميشد كه باهم دوست بوديم، يعنى از نظر مامان اينا زياد رفت وآمدمون به خونه هم مشكل نداشت، بهار مهربون بود و دوست داشتني، هيچكدوممون دوست پسر آنچنانی نداشتيم،همه شيطنتامونم باهم بوديم، من با يهپسر حرف ميزدم،به اسم نيما كه كيلومترها از هم دور بوديم، پسر دوستداشتنى اى بود، ولي بهار شيطنتش از من بيشتر بود با نيما هم شيطونيميكرد، بماند كه اون موقعها وقتي نبود كه بدون پسر بمونه، هميشه 6، 7 تاهمزمان رو داشت، بيشترشون تلفني بودن، بهار پيش همه شون كرم ميريخت بانصفشونم سكس تل داشت! يكم هات بود، اگه پاش ميفتاد با يه پسر خوب حاضربود&#8230;گفتم كه من و بهار هواي همو خيلى داشتيم، تا حدی هم دخالت ميشه بهش گفت!يه روز بود آخراي خرداد بهار زنگ زد خونه مون اصرار داشت كه من برم خونهشون باهم درس بخونيم! نفهميدم چجوری مامانمو راضي كرد! اما ديگه&#8230;مامانامون كلي تأكيد كردن كه شيطنت نكنيم و درس بخونيم!!! اما من كهميدونستم، اونجا خبري از درس نيست، بهار ميخواد دور هم باشيم!!! قبلاز رفتنم با نيما بحثم شده بود، اونجا كه رفتم يكم پكر بودم، بهار گفت چیشده گفتم هيچي، گفت نازی بگو ديگه، چيزي نگفتم حوصله دخالتاشو نداشتم،گفت به نيما اس دادم گفتم مياي اينجا، اونم گفته جاي من ببوسش گفت پرسيدمكجاشو ببوسم؟ گفته لپشو!بهار گفت پاشو بيا لپ تو ببوسم، اين از طرف نيمائه می چسبه منم گفتمبوسشو نمی خوام، گفت ئه نازى&#8230;! باز چی شده؟ گفتم هيچی بگو بجای بوسفرستادن رفتارشو بام درست كنه، بهار گفت ولكن بابا، خيلى مهمن اين پسرا!البته واسه اون كه چندتا چندتا ازشون داشت مهم نبود، اما واسه من بود!منم سرمو انداختم پايين چيزي نگفتم، بهار ميدونست نيما رو دوست دارم، سعىكرد يكم برام حرف بزنه، آرومم كنه، اما حرفاش برام بی فايده بود،گفت نازی ناراحت نباش، دلم نمی خواد اينجوری ناراحت ببينمت! مامان يكمديگه ميره بيرون، ما تنها ميشيم، به نيما زنگ ميزنم، آشتی تون ميدم!تااون موقع كه خبری از درس نبود، تا مامانش رفت، دويديم پاى تلفن، بهنيما زنگ زديم بهار خيلي حق به جانب به نيما گفت چرا نازی منو اذيت ميكنی!خلاصه به هرطريقی بود، آشتی مون داد، آخرشم گفت تا تو و نيما همو بوسنكنين من رضايت نميدم، من يه بوس محكم فرستادم واسه نيما، اونمهمينطور!نيما گفت بهار جون، نازی جونمو جای من ببوس، نيما به هردومون جونمی گفت! گفت دوست دارم دو تا دختر همو ببوسن، گفتم نيما پس جات خيلىخاليه چون من و بهار زياد همو می بوسيم، گفت ئه پس حالا هم ببوسين، محكمكه صداش بياد، هرچى همو بوس می كرديم نيما می گفت صداش نيومد دوبارهببوسين! يكم داشت كرم ميريخت&#8230;منم دوباره بهارو بوسيدم، كنار لبشو بوسيدم، و بعد نيما گفت صداش اومد!داشتن حرف ميزدن، نيما پرسيد چی پوشيدين الان؟ گفتم من گرممه برم بيرون،اين اتاق گرمه، نيما گفت بهار الان بهترين موقعیته نازی گرمشه&#8230;! ببینشما که همو دوست دارين، منم لز شما رو باهم دوست دارم، بهار جون بجنبلباي نازی منو ببوس! بهار هم كه جلو نيما كم نمياورد از روز قبلش با همكل انداخته بودن، كه كی پرروتره !نيما با حرفاش تحريكمون می كرد كه لزكنيم، می گفت لبای همو ببوسين،نميدوني چه حالي سينه هاي همو بخورين&#8230; گفت چند ساعت پيش همين؟ گفتيم تاشب، بعداز شام من ميرم خونه، گفت پس حسابی باهم حال كنين، بعدش شب جداجدا به من زنگ بزنين برام تعريف كنين چه ها كردين&#8230;! بهار هم نامردینكرد جلو نيما گفت كه همين اواخر من برا يه پسره از هيكل نازى تعريفكردم، تو كف مونده، بهش گفتم نازی رو دوست دارم، گفته تو كه دوستش دارىپس يه بار حتما باش حال كن!نيما هم گفت شب منتظر شنيدن چيزاي خوب هستم تل رو قطع كرديم، فكنم 2ساعتیباش حرف زده بوديم، كه يك ساعتشو رو مخمون بود لز كنين!!! من كه فكرم كارنمی كرد، نيما مغزمو آب كرده بود، بهار هم كه هميشه پايه بود&#8230;! يكمنگاهش كردم نگاهشو زود ازم دزديد گفت بريم تو اتاق من، اين اتاق نمونيمكه معلوم نباشه تلی حرفيديم!رفتيم تو اتاق بهار، همون كه گفتم پنجره ی بزرگ رو به حياط داره، بهحياطشون يه نگاه ديگه انداختم، دم غروب حياطشون قشنگ تر ميشد، اتاقش از2طرف 2تا در داشت، معمولا وقتي درس می خوند واسه اينكه خواهر كوچيكشمزاحم نشه قفلشون ميكرد، درا رو قفل كرد، پرده ها رو كشيد، يه لحظه دلمگرفت ، حياطو ميخواستم ببينم، گفت بخواب الان مامان اينا ميان،من رو تختش دراز كشيدم اونم اومد كنارم، منو بغل كرد، زل زده بود توچشمام مث هميشه برق شيطنتو ميشد تونگاهم ديد! فقط همو نگاه می كرديم حسمي كردم نفسام يكم تندتر شده، فقط نگاهم به چشماش بود، هميشه بهش می گفتممژه هاى قشنگی دارى، مژه هاش فر و بلند بودن&#8230; فكرم تو زيبايي مژه هاشبود، اما اون داشت با برق چشمام حرف ميزد، اون سمت چپم بود، دست راستشوكشيد رو موهام يكم خودشو كشيد روم، يهو دستاشو آورد پايين، هردوتا دستموگرفت تو دستاش، گونه سمت چپمو بوسيد&#8230;مامانش اينا اومدن، گفت پاشو خودتو جمع كن بريم، بعد از شام كاردارم بات،گفتم واي بهار درس نخونديم مامانت كلى تهديد كرد كه ميپرسه ازمون، گفتنگرون نباش، من بهت تقلب می رسونم! خلاصه جمع و جور كردم، روسری پوشيدمگفتم بهار مرتبم؟ گفت اوهوم، خوشگلی تو همه جوره، با مامانش اينا سلام وحال و احوال كرديم، مامانش گفت شام پيتزا داريم، دخترابياين وسائل شام روبچينين، باهم رفتيم تو آشپزخونه، پشت در يخچال يه بار ديگه بوسم كرد!گفتم بهار الان يكى مياد! گفت نه نمياد! حس كردم نگاهمون به هم تغييركرده، رفتيم سر شام كنار هم نشستيم، من كه معمولا كم غذا بودم، اما بهاربهم گفت تو كه زياد نخوريم كه بتونيم يكم ورجه ورجه كنيم، يه لبخند آرومزدم، و شام در كمال آرامش صرف شد، نميدونم بهار تو چه فكرايی بود اما منمغزم ديگه فكر نميكرد!!! انقدر سريع ميگذشت كه فرصت فكركردن نبود! شام روخورديم، بهار رفت مسواك بزنه، منم ازش خوش بو كننده دهان گرفتم، تو اتاقرو تخت منتظرش نشسته بودم،داشتم با دفتر عربيش ورميرفتم،اومد تو در روقفل كرد، گفتم بيا چند كلمه درس بخونيم، كه بتونيم بگيم درس هم خونديم!!!بهار گفت باشه ولي به شرطی كه دوباره بيای تو بغل من،رو تخت دراز كشيديم،رفتم تو آغوش گرمش، بهار نگاهش فقط به لبام بود، آروم گفت يه صفحه بخونيمبعد يه لب، گفتم می خوای اول لب بعد يه صفحه بخونيم، گفت نه، لبات جايزهيه صفحه درس خوندنه، اون يه صفحه رو به هر بدبختی ای بود خونديم، تموم كهشد گفتم لبات!گفت نازي، يكم ديگه بخونيم، يه صفحه ديگه! گفتم جر زني نكن،لبات! همديگه رو نگاه كرديم خنديديم، گفت هيس! الان مامان مياد هردومونوميندازه بيرون، گفتم می خوای همون عربی رو بخونيم گفت نخير فكركردي منميزارم در بری مخصوصا الان كه نيما هم سفارشتو كرده، بايد بريم براشچيزاي خوب تعريف كنيم، گفت لباتو بده، گفتم نه ولش، من نميتونم تفتوبخورم&#8230;! گفت نازی حرفنزن! چشاتو ببند مطمئنم خوشت مياد! منم گفتم بهار يادته كه من حتی با شماغذا نمی خوردم، همش می گفتم ای! تفی يه!! گفت اين فرق داره، چشاتو ببند،منو بيشتر به سمت خودش كشيد، اين بار بهار سمت چپم بود و از كنار بغلمكرده بود، چشمامو بستم، به اين فكركردم تجربه هاي جديد می تونه جذابباشه، گرچند عمری حتى غذای دهنی كسی رو نخوردم&#8230;! حالا تفشو بخورم&#8230;!سعی كردم به تفی بودنش زياد فكرنكنم گوشه لبامو يه بوس كوچولو كرد، بعدشآروم لباشو كشيد رو لبام، چشمام همون جوری بسته بود، لباش لبامو ناز میكرد، خودمو بيشتر بهش چسبوندم،اونم كم كم محكم تر لبامو خورد، منم باريتم اون شروع كردم ميك زدن لباش، لباش و تفش اونقدرا هم بد نبود، شايدمخوب بود! از رو لبام اومد اينورتر زبون ميزد، تا رو گردنمو ريز ريز بوسمي كرد، و آروم ميك ميزد، لباشو كه گذاشت رو گردنم يه لحظه حس كردم نفسمحبس شد !!!همين طوري كه داشت گردنمو ميخورد دستشو می كشيد تو موهام خودمويكم جابه جا كردم، گفت نازى خوشت مياد؟ گفت اوهوم خوبه، يكم ديگه گردنموليس زد، چشمامو باز كردم نگاهش كردم، تو چشماش يه دنيا مهربوني ديدم وبس! يكم ديگه گردنمو خورد، يقه لباسم يكمي باز بود اونم يكم كشيدش پايينتر تا لباشو گذاشت انگار منو برق گرفت! گفتم اى بهار تفی يه! گفت بميریتوام با اين لوس بازيات! گفتم ببخشيد ولي آخه خيلی تفيه!!! پاشدم نشستمگفتم يه دقيقه وايسا، يه دستمال گرفتم گردنم رو پاك كردم!خندش گرفته بوداز كار من! گفت تو الان تفمو خوردی، لوس بازی درنيار، يه لبخند به نشونهعذرخواهی بهش تحويل دادم، و اين بار من رفتم لباشو بوس كردم، همون طوريكه كنارش نشسته بودم، دستمو انداختم دور گردنش، يكم لبای همو خورديم،اينبار زبونشم خوردم، اون دوباره رفت رو گردنم، ياد twilight افتاده بودمگفتم گاز نگيريا! چقدر اذيتش كردم اين موجود مهربونو، همين طوری كه اونداشت از اينور گردنمو ميخورد منم از اينور رفتم سراغ گردنش، سعى می كردمزياد فشار ندم بيشتر فقط لبامو می كشيدم روش، حسابي تفی شده بودم، وليديگه چيزی نگفتم، به نظرم لذت بخش بود، به اين فكركردم كه منم به اون لذتبدم، اگه دوستش نداشتم اجازه اين كارو كه بهش نمی دادم، يهو هولم داد روتخت خودشو انداخت روم به جون بلوزم افتاد از تنم درش آورد، من همش میگفتم بهار نه، می گفت هيس، مامان صداتو ميشنوه! مامانش هم خوب بهونه ایبود ها! لباسمو در آورد از گردنم تا رو سينه هامو ليس ميزد، گفتم بهاريجوري ميشم، گفت جونم، تو خوشت مياد منم يه جوری ميشم&#8230; آروم لباشو میكشيد كنار بند سوتينم گفت نازی درش بيارم، من فقط آروم ناله كرده، آرومكه صدا به مامانش نرسه&#8230; سوتينمو كشيد يكم زد بالا شروع كرد با زبونشسينه هامو خوردن، گفت چقدرشيرينی تو نازی جونم&#8230; گفتم درآرم سوتينمو، گفت بزار خودم درش ميارم،خودشو انداخت روم، لباشو آورد نزديك لبام گفت ميزاري لباتو ببوسم؟ منم درجوابش شروع كردم به ميك زدن لباش، لبامو ول كرد دوباره رفت سراغ سينههام، يكم انگشت كشيد روش بعد دستشو برد پشت سوتينمو باز كرد، منم فقطداشتم حال ميكردم، آروم آي و اوي می گفتم، تو همون حالت كه اون تقريباخودشو انداخته بود روم منم دستمو بردم زير بلوزش، سوتينشو باز كردم، اومدكنارم بلوزشو دادم بالا، شروع كردم يكم با سينه هاش ور رفتم، زياد نذاشتبخورم، بيشتر دوست داشت خودش بخوره، می گفت آخه تو خيلی خوشمزه ای، گفتمچه مزه ايم؟ گفت تو آناناسی، بزار آناناس بخورم، سريع بلوزشو درست كرد واومد رو من و دوباره افتاد به جون سينه هام من همش آى و اوی می كردم اونممی گفت يواش مامانم ميشنوه !گفتم تقصير توئه درد می گيره انقدر محكمميخوری گفت انقدر خوشمزه ای كه نميتونم آروم بخورم! تو فقط يكم يواش،نگاهش كردم خنديدم، به شيشه بالای در اتاقش نگاه كردم گفتم فكركن مامانتاز اون بالا بياد مارو ببينه، گفت شك نكن اگه ببينه رسما مياد هردومونوميكنه! بهرحال نميدونم آخر مامانش فهميد يا نه! ولى تو همين فكرا بودم كهصدای گوشيم دراومد پدر بهم اس داد كی بيام دنبالت يه نگاه به ساعت كردمگفتم بهار خيلي وقته باهميم،اونم كه همش اصرار ميكرد شب پيشش بمونم، گفتمشب رو نمي مونم، الان يكم ديگه هم هستم، به بابام اس دادم يه ربع ديگه!بهار همش غر ميزد كه كمه، گفتم بهار ساعت يه ربع به يازدهه، ديگه ديرترمامانم رام نميده خونه! گفت بهتر اونجورى هرروز ميخورمت، چيز ديگه اينگفتم فقط آروم خودمو كشيدم تو بغلش، خواستم چند دقيقه ديگه تو بغلش باشمچون به زودی بايد ميرفتم خونه، يه بار ديگه لبامو بوسيد، گفت زياد اذيتتكردم؟ گفتم نه خيلی هم خوب بود،به بازوی تپلش نگاه كردم گفتم ميخوامگازت بگيرم جای اينكه نذاشتی من زياد بخورمت بازوشو محكم گاز گرفتم، کهبعدا جاش موند ! البته اگه میدونستم جاش می مونه گازش نمیگرفتم ! بعدشلپشو بوسيدم گفتم پاشم ديگه، گفت ازت دل نميكنم كاش شب می موندی گفتمنميشد ديگه، سوتينمو واسم بست، بلوزمم تنم كردم، چشماش انگاری دلش نمیخواست من برم، رفتم مانتو مو برداشتم پوشيدم، داشتم روسريمو سرم می كردمكه دوباره موبايلم زنگ خورد، گفتم الان ميام پدر جون، گفتم بهار كليد ايندر كو؟ اومد درو باز كرد، با حسرت گفت نازي چقدر زود گذشت امروز&#8230;! گفتمولي خوب بود اونم تأييد كرد رفتيم با مامانش خدافظي كردم، گفت وايسا منتا دم در بات ميام، رفت مانتو پوشيد اومد، گفت دلم برات تنگ ميشه تو برى،آخه ازاين به بعد من بدون نازی چيكاركنم؟ گفتم فردا همو می بينم، نگراننباش، خنديد دوباره هردو تا دستامو گرفت تو دستاش، آروم لباشو گذاشت رولبام، حياط تاريك بود مطمئن بوديم كسى مارو نمی بينه، صحنه رؤيايى حياطبوسه قشنگى واسمون ساخت، گفتم بقدر كافى دير كرديم، برم ديگه، در رو بازكرد، به پدر سلام كرديم، بهار گفت مرسى كه اومدى، شب خوش، گفتم زحمتدادم، سوار ماشين شدم، برا بهار دست تكون دادم، پدر گفت خوش گذشت؟ چيزيمدرس خوندين؟ گفتم آره، خوب بود. به همين خوب بود بسنده كردم و ديگه چيزينگفتم شيشه ماشين رو دادم پايين، هوا بهاری بود و باد صورتمو نوازشميكرد،&#8230;فقط به ماه نگاه كردم، مثل هميشه، تو ماه دنبال نيمه های گمشده ام بودم،راستی ماه اون شب قشنگ تر از هميشه مي درخشيد&#8230;الان بعد از گذشت يك سال ديگه رابطه ام نه با بهار اونجورى صميميه نه بانيما، برا هردوشون آرزوهای خوب ميكنم كه قشنگ ترين روزاى منو ساختن، امادلم می خواست بازم ميشد يه بار ديگه اون احساس ها برگرده دوست داشتنی كهفراموش نشده، اما كمرنگ شده، صدتاروز قشنگ مث همه اون روزامون تقديم بهنيما جون و بهار جونم، فداى هردوتوننازنین</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%ae-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b5%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d9%85-%d8%a8%d9%85%d9%88%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175835</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس های خوشگل باهم کرده میشن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 09 Aug 2019 06:40:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيارش]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[بالايي]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[ديگران]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگي]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقمه]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميديم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مياورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميميرم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[همينجور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[وقت فكر نمي كردم كه فیلم سکسی اينقده زود سكس داشته باشم ولي خدايش پتانسيل بالايي داشتم. با اينكه واقعا از نظر ظاهر سادم ولي ديگران ميگن سکسی كه از نظر جنسي جذاب ام خلاصه شاه کس من با يكي دوست شدم كه ميشناختم از قبل و بعد از ۵ ماه حسابي کونی عاشق شدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>وقت فكر نمي كردم كه فیلم سکسی اينقده زود سكس داشته باشم ولي</h2>
<p>خدايش پتانسيل بالايي داشتم. با اينكه واقعا از نظر ظاهر سادم ولي ديگران ميگن سکسی كه از نظر جنسي جذاب ام</p>
<h3>خلاصه شاه کس من با يكي دوست شدم كه ميشناختم از قبل</h3>
<p>و بعد از ۵ ماه حسابي کونی عاشق شدم و هنوزم هستم.به علت يك سري گرفتاري من يك ماه نتونستم بببنمش</p>
<h4>تا جنده اينكه قرار شد برم خونه دوست صميميش كه ميشناختم</h4>
<p>منم رفتم و نشسته بوديم داشتم پستون يك اهنگ از تو گوشيش بلوتوس ميكردم و حرف ميزديم دوستشم به يك بهونه</p>
<h5>رفته بود کوس پايين كه ما راحت باشيم. همينجور كه</h5>
<p>من داشتم حرف ميزدم اومد سمتم و محكم بغلم كرد و بوسم كرد منم با تمام وجودم لباشو بوسيدم. سفت تو بغلش سکس داستان بودن بعد منو</p>
<h6>خوابوند و اومد روم همينجور كه لبامو ميخورد ایران سکس بلوزم رو</h6>
<p>در اورد. منم واقعا هيچي متوجه نبودم ميدونستم كه با تمام وجود ميخوامش برا همين گذاشتم راحت تمام لباسم در اره جز شورتم و منم بلوزش و در اوردوم با شلوارشو بعد اومد روم شروع كرد بوسيدن من منمم دستنم كردم لاي موهاش و بوسيدمش بعد سينه هامو خورد سينه هام كه شروع كرد به ميك زدن آه ام درومد اونم ميگفت آروم باش منم سعي ميكردم اروم باشم ولي نمي شد. با يك دست سينمو ميمالوند و اون يكيو ميخورد منم سينه هام بزرگه. ميدونستم داره حال ميكنه بعد شيكم ام رو خورد دوباره اومد روم. من پامو دوره كمرش انداختم و فشار دادم بعد كيرشو حس كردم. از سرش گرفتم هل دادم سمت كسم اونم شرتمو در اور پاهام باز كردم سرش و گذاشت روش شروع كرد خوردن من رو هوا بودم بعد اول با يك انگشت بعد با دو انگوشت كرد تو كسم شروع كرد خوردن من در اوج لذت بودم و كمرم ديگه بند نبود اونم كمرمو گرفت زبونشو كرد تو كسم منم خيلي حشر بودم دستم ميكردم لاي موهام رو كسم فشار ميدادم بدنم لرزيد فهميدم ارضا شدم واقعا سخته توصيف اون لحظه بعد ارضا شدنم اون داشت اروم ميخورد. بعد گفت من چي؟ منم خنديدم و افتادم روش نشستم رو كيرش خو شدم روش سينه هام كه صفت بود چسبوندم به سينه هاش او لباشو خوردم همينجور كه ميخوردم روي كيرش حركت ميدادم كسم رو. بعد تمام سينشو خوردم. مو هام بلند بودميريختم رو صورتش حسابي حشر شده بود بعد رفتم سراغ كيرش و براش ساك زدم اونم دست كرده بود تو موهام سرمو تكون ميداد تا ته كيرش رفت تو دهنم حسه خوبي نداشت اون لحظه ولي براش هر كاري حاظر بودم بكنم بعد بلند شدم كسم گذاشتم دمه دهمش خودم ام كيرشو خوردم (٦٩) بعد يكم گفتم جاويد من خسته شدم دارم ميميرم زودتر. خودش فهميد منو خوابوند پاهامو باز كرد سر كيرش گذاشت دم كسم بعد روم دراز كشيد اروم كيرش كرد تو من صداي اه نالم ديگه خيلي بلند شد واسه همين لباشو گذاشت رو لبام اروم كرد تو تا اينكه تا نصفه تو بود بعد يكهو تا ته كرد تو صدام بلند شد كيرش حس ميكردم كسسم داغ داغ بود انگار كره ذوب كرده باشن به همون ليزي بعد اروم ارم شروع كرد تلمبه زدن منم سفت گرفتبودمش با تمام وجود ميخواستمش و مي بوسيدمش بعد ارم اروم تند كرد از روم بلند شد پاهامو باز كرد كمرمو گرفت شروع كرد تلمبه زدن تند كيرش تا ته تو بود منم هي ميگفتم تند تر و اهم در اومده بود بعد گفت پاني نوبت تو من كه. جون نداشتم بلند شدم به زور اون خوابيد نشستم روش قبله اينكه كسم بزارم رو كيرش گرفتم دم دهنش اون زبون زد منم كه باذ حشر شده بودم محكم كسسم دمه دهنش فشار دادم بعد بلند شدم از رو دهنش با يه دستم كسم باز كردم نشستم رو كيرش خيلي درد داشت خيلي ولي درد تحمل كردم شروع كردم به تلمه زدن اونم با يه انگشت كردتو كونم واقعا عالي بود اه ناله اونم درومد من او داشتم به ارگاسم ميرسيدم اون گ فت بسه به قدري حردو حشري بوديم كه هيچي نمي فهميديم منو بلند كرد بغلم كرد چسبوند به ديوار محكم كرد تو سينه ها مو خورد من دوباره ارضا شده بودم ولي اون نه من ديگه بيحال بي حال بعدگفتم وايسا رو مبل خم شدم اون كرد تو كسم از پشت افتاده بودم رو مبل اونم محكم منو گرفته بود ميكرد با يك دست يكي از پاهام باز كرد مخكم ميكرد تو در مياورد منم ار پشت بهش چسبيده بودم اون منو با اون يكي دست نگه داشت تند تند تلمبه ميزد تا ابش اومد و ريخت رو كمرم ابه منم دوباره اومد سه بار ارضا شدم . بماند كه با چه وضعيتي رانندگي كردم بعدشخدارو شكر هنوز باهم هستيم و من عاشقشم اونم عاشقمه من دنبال يك چيز ديگه بودم اين سايت ديدم نمي خواستم خاطره بنويسم ولي يهو دلم خواست بنويسم و بگم من شانس اوردم با كسي سكس داشتم كه دوسم داشت مسه يه دستمال كاغذي ازم استفاده نكرد البته الان اگه برگردم به گذشته سكس نميكنم چون شانس اوردم با كسي بودم و هستم كه ارزش داشت كه بدبنم در اختيارش بزارم ولب ريسك همين اميد وارم مسه بقيه داستان ا كه نظر ميدين فحش ميدين خيلي فحش نخورم:دی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175677</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تری سام با تیم جنده ها  متشکل از خانومی و میلف جنده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jul 2019 05:44:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهي]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامي]]></category>
		<category><![CDATA[اونجايي]]></category>
		<category><![CDATA[باشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بيخيال]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پررويي]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستي]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[دختراي]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دربيارم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شدماونم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شهواني]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانيت]]></category>
		<category><![CDATA[كردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنند]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمتا]]></category>
		<category><![CDATA[نشستند]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[استيل متوسط و صورتي كه فیلم سکسی همه ميگن وقتي ميخنديخوشگل ميشي بگذريم.من توي و دوستام توي يك پارك نشتسه بوديم پاتوق هميشگي ما بود و دختراي سکسی زيادياونجا ميان و آمار بارون ميكنند. ما شاه کس نشسته بوديم و حرف ميزديم كه ناگهان دوتادختر خوشگل و اندامي تو پر از جلوي کونی ما رد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>استيل متوسط و صورتي كه فیلم سکسی همه ميگن وقتي ميخنديخوشگل ميشي بگذريم.من</h2>
<p>توي و دوستام توي يك پارك نشتسه بوديم پاتوق هميشگي ما بود و دختراي سکسی زيادياونجا ميان و آمار بارون ميكنند.</p>
<h3>ما شاه کس نشسته بوديم و حرف ميزديم كه ناگهان دوتادختر خوشگل</h3>
<p>و اندامي تو پر از جلوي کونی ما رد شدند و دو تا صندلي بعد از اونجايي كهما نشسته بوديم نشستند.</p>
<h4>اولش جنده هيچ علاقه يا كششي به رفاقت يا سكس با</h4>
<p>اونا نداشتمتا اين كه يك دفعه پستون نظرم عوض شد. يكي از اون دخترا كه اسمش مهسا باشه به طرف مااشاره</p>
<h5>كرد اولش کوس فكر كردم با دوستمه كه با انگشت اشاره</h5>
<p>به طرم من كرد و گفت اونيعني من ، رفتم جلو و بعد از سلام و احوال پرسي گفت كه اسمت چيه سکس داستان و منم گفتمچه</p>
<h6>دليلي داره كه اسم منو بدونيد گفت واسه ایران سکس رفاقت لازم</h6>
<p>ميشه منم گفتم شايدواسه منم لازم بشه بعد دوستش كه اسمش آرزو بود گفت چقدر كل كل ميكنيد بيا بشينيدكنار هم و صحبت كنيد گفتم نه اينجا خيلي بده همه منو ميشناسند كه مهسا گفت بريم توي اون كوچه دوباره گفتم اونجا كه بد تره گفت اصلا بيخيال منمگفتم تو خونه ميايي كه اون گفت ديگه چي چيز ديگه نميخوايي منم گفتم نهممنون خنديد و گفت نه نميشه منم ديگه اصرار نكردم و گفتم پس هيچي ديگهميخواستم خدا حافظي كنم كه يك دفعه از تو فكر دراومد و گفت خونه كجاستمنم گفتم نظرت عوض شد گفت بگو كجاست گفتم از اينجا تا خونه 2 دقيقه راههگفت ميشه نيم ساعته برگشت منم گفتم آره كمترم ميشه كه گفت باشه بيا بريمدست دوستش رو گرفت و بلند شد كه من گفتم بايد تنها بيايي من نميتونم دوتا دختر رو همزمان ببرم تو ساختمون گفت بايد دوستمم باشه من ميترسم كه منم گفتم بياد ولي دم در بشينه كه گفت باشه.من رفتم از دوستم سپهر كليد پاركينگشون رو گرفتم و با بهش گفتم كه آروم آروم پشت سر ما بياد پاركينگ اونا يك اتاق كوچك با وسايل كمي داره كه تا پارسال واسه نگهباني بود. رفتيم و در خونه من به مهسا گفتم كه دوستت بره چند متر پايين تر اونم قبول كرد و رفت به مهسا هم گفتم برو تو كوچه باريك و از در پشتي كه باز ميكنم بيا تو مهسا هم رفت من در رو باز كردممن خودم و دوستم رفتيم تو به دوستم گفتم تو راهرو بشين و مواظب باش منم از در پشتي مهسا رو اوردم تو پاركينگ و توي اتاق روي تخت نشستيم اول با حس كنجكاوانه پرسيد كه اينجا كجاست منم گفتم خونمونه ( آمار اشتباهي )بعد گفت كه عجله داره خودش رو چسبوند به من و گفت از من خوشت مياد گفتم ره بعد پرسيد پس چرا نيومدي بهم شماره بدي منم گفتم كه از اون پسرا نيسمكه به هر كس شماره بدم بعد گفت دستت درد نكنه منم گفتم رو تو داشتم فكر ميكردم بعد گفت جدا گفتم آره بعد گفت تا كي باهام ميموني منم گفتم اول تو بگو گفت من تا هر وقت كه تو بموني منم گفت تا آخر عمر بعد گفتم چند سالته گفت 15 منم گفتم بهت نمياد گفت بزرگ ميخورم گفتم آره گفت نه شوحي كردم 17 سالمه بعد پرسيد تو چي منم گفتم 18 گفت واقعا گفتم آره.بعد گفت ميتونم ببوسمت منم گفتم اول من گفت نه من دوست ندارم كسي منو ببوسه گتم حتي من گفت حالا واسه تو يه كاريش ميكنممنم گفتم تا تو نزاري من نميزارم بعد گفت مگه دسته توهه گفتم آره بعد بهش گفتم بيا رو تخت دراز بكشيم اولش نيومد منم گفتم من ميخوابم اگر خواستي تو هم بيا امود نزديك من و دستمو گرفت منم جارو باز كردم و سرش گذاشت رو دستم ميخوست سوال بپرسه كه من گفتم ميدوني زن و شوهر ها تو تخت چكار ميكنن گفت آره منظورت اينه كه ما الان منم وسط حرفش گفتم نهميتونيم نصفشو انجام بديم بلند شد كه بره دستشو گرفتم برگشت گفت من از اون دخترا نيستم و تا حالا از اين كارا نكردم و نميكنم و فقط با شوهرم ميكنم منم گفتم ميتونم شوهرت باشم گفت خيلي پررويي منم گفتم باشه بيا در حد بوس و لب و دست گفت نه منم گفتم اين خواسته تو بود گفت فقط بوس گفتم باشه دوباره به همون حالت خوابيد بقلش كردم و پيشونيشو بوسيدم بعد شالش رو برداشتم و گفتم چه گل سر قشنگي دو سه دقيقه تو بقلم آروم نفس نفس ميزد منم دستمو گذاشتم رو سينش كه گفت نكن بدم مياد منم گفتم اي كاش از اينا داشتم بعد گفت دلت بسوزه منم گفتم هوس شير كردمگفت دوباره شروع كردي منم گفتم به خاطر من گفت فقط چند دقيقه گفتم باشه دكمه مانتو رو داشت باز ميكرد منم داشتم كمكش ميكردم كه نگام كرد و گفت خيلي مشتاقي گفتم نه ولي واسه عشقمو دوست دارم.مانتو شو باز كرد و پيراهنش رو داد بالا من چشمام دراومد دوتا سينه سفيد وگرد توي سوتين ، سوتينش رو داد پايين من ديوونه تر شدموقتي نوك سينه رو ديدم آروم سرمو بردم رو سينه بعد چند دقيقه كه خوردم گفت دارم يه جوري ميشم اينحا هم خيلي گرمه منم گفتم مانتو تو در بيار گفت خودت اين ار رو بكن منم گفتم كمك كن با كمك خودش مانتو رو در آوردم و بقلش كردم و لپشو بوسيدم و اروم رفتم طرف لبش با هم ديگه از ته دل لب ميگرفتيم منم دستمو از پشت كردم تو شلوار و بعد زير شورتو بين لاي پاش كوسش و سوراخ كونشو دست كيزدم خوش حال بودم از طرفي نه چيزي گفت و نه نوار بهداشتي داشت.بعد خودش هم دست كرد تو شورت من و با كيرم بازي ميكرد كه كيرم شق شد بهش گفتمميتونم از پشت بكنم گفت هر جور راحني عزيزم منم مثل برق گرفته ها بهش خيره شدماونم گفت اگه پشيمونه برم گفتم نه تو شوكم بعد شلوارش رو تا زانو داد پايين و گفت روم نميشه بقيش با خودت منم شوردشو دادم پايين و شلوار خودمو دادم پايين اول فكر كردم كوسش عرق كرده كه بعدش هميدمكوسش به خاطر حشر خيسه يكم تف زدم بين فرق كونش و ميرم كيرمو گرفتم دستم و با هزار جور بدبدختي گذاشتم تو سوراخ كونش ميترسيم اشتباهي يه جا ديگه بزارم كه پردش پاره بشه همين كه كيرم رفت تو سوراخش و وزنمو انداختم روش خودشو سفت كرد و جيق زد موهاي بدنش سيخ شده بود دوستم اومد دم در گفت آروم داري چكار ميكني گفتم هيجي باهاش شوخي كردم بعد دم گوشش گفتم تورو خدا گفت بكش بيرون منم كشيدم بيرون لباساشو پوشيد كه بره بهش گفتم كجا گفت خيلي كثافتي منم گفتم هنوز شماره تو ندادي گه گفت نميدم با عصبانيت رفت بيرون منم كيرمو تميز كزدم و رفتم بيرون كه اونا رفتن هنوز كه هنوزه دنبالشم كه آبمو بهاش دربيارم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175485</post-id>	</item>
		<item>
		<title>هنوز عاشق کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Jul 2019 07:43:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[ازخودم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بالايي]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشد]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[توبغلم]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاي]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درميون]]></category>
		<category><![CDATA[دستموبردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[روشونه]]></category>
		<category><![CDATA[سركلاس]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلواركم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادن]]></category>
		<category><![CDATA[كارشون]]></category>
		<category><![CDATA[كردگفت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مادرمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفم]]></category>
		<category><![CDATA[مشكلات]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتي]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگراني]]></category>
		<category><![CDATA[نميزنه]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[نميگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نياوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[وباهاش]]></category>
		<category><![CDATA[ودخترش]]></category>
		<category><![CDATA[وررفتم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[براتون آسانتره 1دستاتون روبديدبمن تاباهم فیلم سکسی بريم به گذشته: روز اول مدرسه، لباس نو، محيط نو. مارو كه فرستادن سركلاس والدين هم رفتند خونه انگار دنيابر سکسی سرم خراب شده. چنددقيقه بيشتر دوام نياوردم شاه کس گفتم اجازه خانوم برم سرويس ازكلاس بيرون اومدم فاصله مدرسه تاخونمون دوكوچه بودباپاهاي كوچولوم دويدم کونی چندبارنزديك بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>براتون آسانتره 1دستاتون روبديدبمن تاباهم فیلم سکسی بريم به گذشته: روز اول مدرسه،</h2>
<p>لباس نو، محيط نو. مارو كه فرستادن سركلاس والدين هم رفتند خونه انگار دنيابر سکسی سرم خراب شده. چنددقيقه بيشتر دوام</p>
<h3>نياوردم شاه کس گفتم اجازه خانوم برم سرويس ازكلاس بيرون اومدم فاصله</h3>
<p>مدرسه تاخونمون دوكوچه بودباپاهاي كوچولوم دويدم کونی چندبارنزديك بود برم زيرماشين مامان من فراركردم چرا تنهام گذاشتي؟ مامان توداري گريه ميكني</p>
<h4>آره جنده عزيزم دلم برات تنگ شده بودكارخوبي كردي اومدي مامان</h4>
<p>اونارو ميخوام دكمه هاي پيرهنشوبازكرد دستموكردم پستون توسينه هاش و به خوابي شيرين وعميق رفتم. 2سه روزازنامزديم باسحرگذشته بود كه</p>
<h5>متوجه شد کوس و گفت هومن جان نگراني مادرت غيرطبيعيه مگه</h5>
<p>توبچه اي كه اينقدر زنگ ميزنه. گفتم ببين عزيزم سعي كن احترام مادرمو هميشه داشته باشي تنهادلخوشي وتكيه گاهش منم تنهاخواهرم شوهر سکس داستان كرده داداش بزرگم</p>
<h6>آلمانه ازبچگي كه بابام سكته كرد و مرحوم ایران سکس شدعمرشو بپاي</h6>
<p>من گذاشت. بقالي ميخواست بره ازم اجازه ميگرفت. سحر و مادرم كارشون اگرچه به مشاجره نكشيداما درنهان مثل دو رقيب ازهرفرصتي براي تخريب يكديگراستفاده ميكردند.از روز ازدواجم مادرم يه خط درميون دكتر بود. ناراحتي اعصاب گرفته بود. 3همسايه طبقه بالايي شيرين خانوم ودخترش رويامهمونمون بودن تلفن زنگ زدمادرم بودميگفت دوباره حالش بدشده ماشينو ازپاركينگ درآوردم باران تندي ميومد وبه شيشه هاميكوبيد حالم بدبودخسته بودم بيست وهفت سالم بودبعدازدواج مشكلات ريزودرشت خودشونونشون دادن خسته بودم از مرد زندگي ازپسرك مامان ازحفظ تعادل ازصلح دلم ميخواست يه گوشه نگه دارم وبزنم زير گريه 4عكس باباتوهال لبخندميزدخواستم دادبكشم مردحسابي چه موقع سكته كردنت بود. چايتو بخورهومن جان سرد شد. گفتم پاشويه سر بريم دكترگفت چه فايده روزبروزحالم بدترميشه بهش گفتم نونت كمه آبت كمه غصه چيوميخوري حرفهاي تكراري روپيش كشيدخواهرت نمياد داداشت زنگ نميزنه بلندشدم گفتم كارنداري سحر تنهاست سرخ شد قاطي كردازشنيدن نام سحرگفت تنهاست ياميري بكنيش؟‌ منم بدتر داد زدم آره بكنمش مگه گناهه زنمه باهاش راحتم مثل خونه تو نقش كسي روبازي نميكنم. سرمو گرفتم بين دستام. اومدبغلم كردگفت شرمنده متاسفم عزيزدلم منم زندگيمو بپات گذاشتم يه شب پيشم بمون روزاول مدرسه يادته. ياداون روزافتادم كه چطور توآغوشش پناهم داده بود. ازخودم بدم اومد بهش اينهمه بي توجهي كرده بودم گفت ميموني ياميري پيش سحر؟ گفتم اون يه غريبست آغوش مامان خودم ميخوابم بوسيدمش دستم توموهاش بودسرش روشونه ام بود تي شرتم رودرآوردم دستشوكردتوموهاي سينه ام لباشوبوسيدم دستاشوحلقه كرد دورگردنم تحريك شده بود. داشت ميسوخت پشتشو ماليدم دستموبردم پايين تركمرشو گرفتم دستش تو شلواركم بودلخت شدم كيرموگرفت تودستاش وباهاش ورميرفت بلندشد روبروم ايستادتاپشو درآورداومدجلوبه دامنش اشاره كرد دامنش رودرآوردم شورت تنش نبود دستموگذاشتم روكسش وماليدم غرق عرق شده بوديم نشوندمش توبغلم دودستي باكيرم ورميرفت آبم داشت ميومدكيرموگذاستم روپشمهاي كسش وآبموخالي كردم نفس نفس ميزدتو اين دنيانبودانگشتمو خيس كردم فشار دادم توسوراخش وباكسش وررفتم چيزي نميگفت چشاش بسته بود مث ماربه خودش مي پيچيدسه تا تكون شديدخورد وارضاشد. سخني ردوبدل نشد. دامنش روتنش كردم. خودمم شورتموپوشيدم رو زمين درازكشيديم. دستموكردم توسينه هاش خيلي زودبه خواب عميقي رفت امادرهمون حالت انگارداشت لبخند ميزد. باد و باران زوزه ميكشيدند مث سمفوني يك جشن.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175118</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 20/37 queries in 0.012 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-18 06:19:19 by W3 Total Cache
-->