<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>نمیزدم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%86%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%af%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:22:10 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>نمیزدم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>سکس در مکان عمومی و در ماشین با جنده فوق حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d9%88%d9%82/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d9%88%d9%82/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Nov 2019 06:04:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بودمشون]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پرونده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصات]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من اون موقع 17 سالم فیلم سکسی بودمن اون موقع ها اصلاً فکر بیرون رفتن و دوست دختر تو سرم رو نداشتم همش 24 ساعت پای کامپیوتر سکسی و پی اس بودمما خونمون 3 طبقه شاه کس هست که طبقه وسطی مدتی خالی بود بعد سال ها از خونه تصمیم گرفتن که کونی طبقه دوم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من اون موقع 17 سالم فیلم سکسی بودمن اون موقع ها اصلاً فکر</h2>
<p>بیرون رفتن و دوست دختر تو سرم رو نداشتم همش 24 ساعت پای کامپیوتر سکسی و پی اس بودمما خونمون 3</p>
<h3>طبقه شاه کس هست که طبقه وسطی مدتی خالی بود بعد سال</h3>
<p>ها از خونه تصمیم گرفتن که کونی طبقه دوم رو به اجاره بدن بعد مدتی بالاخره یه اجاره نشینی واسه این</p>
<h4>خونه جنده ما پیدا شد که این خانواده 3 دختر 1</h4>
<p>پسر بود و پدرشون هم یه پستون 18 چرخ داشت که بدبخت همیشه تو جاده ها بود مامانشون هم من تا</p>
<h5>الان هم کوس نفهمیدم کجا ولی از صبح تا عصر خونه</h5>
<p>نمی شد میرفت اون پسر هم سرباز بود که هیچ موقع خونه نمی شد من چون اصلا بیرون نمیرفتم و با کسی سکس داستان هم حرف نمیزدم</p>
<h6>یه کم خجالتی بودم بعد چند روز بود ایران سکس که من</h6>
<p>از طرف حیاط میرفتم دم در دیدم یکه از دخترها تو حیاطه با هزار مصیبت رفتم یه سلامی دادم و در رفتم بعد ها متوجه شدم که 2 خواهر دو قلو و یه خواهر کوچیک تر به اسم سپیده که دو سال از من کوچیک بود هستن. 1ماه گذشته بود که یکی از دخترا همون سپیده از طرف در دومی در ما رو زد چون ظهر بود شک کرم که این موقع کی میتونه باشه رفتم سراغ آیفون دیدم بله یکی از اونا اورده که اجاره خونه رو بده من رفتم پایین و گرفتم تو این چند ماهی که گذشته بود فقط دو بار دیده بودمشون چند ماهی گذشت و که تابستون بود که ما هم کم کم با هم رفت و امد داشتیم من میتونستم باهشون راحت حرف بزنمرداد ماه بود که کسی خونه ما نبود من هم قرص سیپروهپتادین می خوردم که زیاد گشنم بشه و زیاد غذا بخورم اثر غرص زده بود به سرم و خواب داشت دیونم میکرد ننم و بابام رفته بودن تهران منم که حس تنها موندن رو نداشتم و نارحت بودم که یهو شنیدم یکی از حیاط داره صدام میزنه پارسا چند باری صدام زد منم که اصلاً حوصله نداشتم که الان میرم میگه بیا این کامپیوتر ما مشکل داره با هزار بدبختی رفتم بالکن دیدم سپیده هست که میگه بیا من کلید ندارم موندم تو حیاط گفتم خوب من چیکار کنم گفت بیا یه جور درو باز کنم منم گفتم بزن شیشه بشکنه برو تو بالاخره منو کشید پایین رفت 3 و 4 تنه زدم به در حوصله نداشتم گفتم باز نمیشه گفتم بشین اینجا مامانت بیاد گفت مامان رفته دندون پزشکی گفتم پس ابجی هات کجا هستن گفت دودتاشونم رفتن کلاس فیزیک تو دلم گفتم عجب گیری کردیم ها گقتم بیا بریم بالا بشین تا بالاخره یکی بیاد و در رو باز کنه اونم قبول کرد او اومد اینم بگم من تا حال فکر نکرده بودم که با کسی سکس کنم به همین خاطر هم به دختری دقت نمیکردم که ببینم فرم بدنش چطور هست البته فیلم سکس و داستان میخوندماومد بالا و رفت نشست رو مبل منم برا همین که خجالت نکشه اومدم نشستم تو اطاقم بهش گفتم اگه گرمته مانتو رو در بیار پشت سرم وایستاده بود گفت چیکار میکنی گفتم هیچی سایت ها رو میگردم امد نشست کنارم بهم گفت نت ارزشی نداره همه سایت ها فیلتره چون من که خواب زده بود به سرم دوقرونیم نیفتاد که این منظورش چی هست یه چند لحظه ی گذشته بود که دستم خورد به گوشیم از رو میز افتاد زمین من که خم شدم از جلو پاهاش گوشیم رو بردارم یه بوی جالبی از تنش می یومد وقتی سرم رو بلند کردم برای اولین بار سینه ها یه دختر از نزدیک با دقت نگاه کردم باور کنید به قدری ژل زده بو که لباش که از صد متری میگفن بیا منو بخور سینه های بزرگی داشت یهو به فکرم زد که بهش بگم من فیلتر شکن دارم ها که یه بار هم ما شانسمون رو امتحان کنیم شاید برا اولین بار با کسی سکس کردمگفتم میخوای بازش کنم دیدم با کمی مکس گفت حالا زود بود جوابم رو می دادی بدونه این که جوابی بده فیلتر شکن رو باز کردم گفتم کدوم سایت رفتی که فیلتر بود الان بزن میره گفت نمیدونم به زهنم رسید یه سایت والپیپر باز کنم که عکس دخترای نیمه سکس هم توش بود ولی کلاً فیلتر نبود سایت رو باز کردم چند تا از اون عکس ها رو باز کردم گفتم به خاطر همین چرت وپرت ها فیلتر میکنن ها دیدم جوابی نداد یکم بعد گفت نه بابا منم خودم رو زدم به اون راه گفتم میخوای از این باحال تر هاشو بیارم برات فیلتر شکن رو بستم و رفتم عکس سکس براش باز کردم که چند تا دختر بودن من یه لحظه حس کردم که بدن این مثل اتیش داره گرما میده عکس ها رو عوض میکردم اونم چیزی نمیگفت تو دلم ممیگفتم دستم رو بزارم رو رونش ولی جرعت نمیکردم یه عکس باز کردم که یه پسر یه دختر رو میکرد چشمام رو بستم دسم رو انداختم رو پاش اول خودش رو یکم کشید عقب اول ترسیدم بعد دیدم هیچ عکس العملی نکرد بهش گفتم فیلم باحال می خوای باز کنم؟ گفت باشه یه فیله جالب باز کردمدستم رو بردم لای پاهش که احساس کردم یکم خیس هست بهش گفتم از این کارا کردی گفت نمیدونم! تعجب کردم گفتم مگه میشه ندونی دیدم خجالت میکشه که بگه اره گفتم میخوای با هم امتحان کنیم چیزی نگفت منم دیگه نپرسیدم دستش رو گرفتم گفتم بیا رو تخت یکم ناز کرد بعد گفتم اگه قبول نکنی من دیگه نمیتونم به روی تو نگاه کنم دیگه بی خوابی از سرم پریده بود بالاخره مخش رو زدم و خوابوندم رو تخت دستم رو بردم لای پاش و مالوندن کسش و شروع کردم به خوردن لباش خیلی جالب بود فکر کنم یه دو کیلو به لباش ماتیک و ژل زده بود که همش رو نوشجان کردن بعد شروع به در آوردن لباش هاش کردم همین طور که داشتم لباسش رو میکشیدم بیرون سینه هاش رو هم فشار می دادم یکم سفت بود ولی جالب یه شرت صورتی و سوتین هم رنگ تنش بود به شرت و سوتینش دست نزدم و داشتم زیر سینه هاش و گردنش رو میخورم نفسش تند تند شده بود یه لحظه به یادم امد که باید لباسای خودم رو هم دربیارم بهتره &#8211; که یادم رفته بود زود لباس هامو در اوردم گفتم میتونی بخوریش گفت بدم میاد گفتم امتحان کردی گفت تا حال نه ولی دوست ندارم منم دیگه اصرار نکردم رفتم پشتش و سوتین اش رو باز کردم و دیدم با دستش از جلو نگه داشته که سینه هاش دیده نشه گفتم چیزی شده گفت بیخیال شو من خجالت میکشم به حرفش گوش نکردم و از دستش کشیدم گفتم پاشو شرت رو هم در بیارم با منو من پا شد از جلو که شرتش رو کشیدم پایین یک لحظه بهم شوک وارد شد که یه دختر 15 ساله چطور میتونه پرده نداشته باشه! بعد گفتم بابا امروزا همه جنده یکی هم این &#8211; بهش گفتم اپنی گفت آره گفتم با کسی بودی گفت نه گفت به خاطر یه عمل جراحی مجبور به این کار شدم هر چه قدر پرسیدم به خاطر چی نگفت که نگفت (بعد ها هم یه پرونده داشت بهم نشون<br />
داد که ثابت میکرد توسط دکتر پردش رو برداشتن) نشوندمش رو تخت و شروع کردم به خوردن کسش یه گرمای جابی یه صورتم میزد چون اولین بارم بود و میخواستم امتحان کنم و یه کم چندشم میشد بعد دیدم نه خیلی خیلی محشره دلم میخواست محکم گازش بگیرم همین طور که میخوردم اونم چشماش رو بسته بود و داشت ناله های حشری شدن رو نشون میداد که منو دیونه میکرد میخواستم کاری کنم که به داد زدن بیفته کسش خیلی سفید بود و توش هم که صورتی بود یه رنگ جالبی داشت فکر کنم مو بر هم زده بود چون اثر از یک مو و زدن با تیغ نبود یکم که خردمش دیدم بدنش داره میلزه نفمیدم که داره ارضا میشه 2دقیقه ای گذشت گفتم از جلو دوست داری یا از پشت گفت من برا تو هستم چیکار دوست داری و از کجا دوست داری هر کاری که مخوای بکن کیرم رو گذاشتم دم کسش یه فشار محکم دادم تو کسش چون کیرم خوشک بود سخت رفت تو ولی احساس کردم سپیده دوباره جر خورد سپیده گفت جون من تکون نده که دارم میسوزم منم گوش نکردم چون میخواستم کاری کنم که مکم داد بزنه 2 و 3 باری سخت محکم عقب جلو کردم بعد روان شده سپیده داشت گریه می کرد منم تو حال خودم نبود داشتم سر پستون هاشو میخوردم و سپیده هم میگفت محکم بکن میخوام دوباره جر بخورم با دستم سینه هاشو محکم فشار میدادم همچین محکم تلنبه میزدم وقتی همش میرفت تو و بدنم میخورد به بدن اون به قدری محکم بود که از بدن من درد می گرفت دیدم که داره بدنم داغ میشه و احساس کردم داره ابم میاد بهش گفتم داره میاد چیکار کنم گفت بریز همون تو گفتم مشکلی نداره گفت تو کاری نداشته باش منم با تمام قدرت خالی کردم تو کسش به قدری زیاد آبم امد که ار کناره هاش میزد بیرون ازش پرسید که بچه دار میشی و بیا درستش کن گفت نه نمیشم تو نگران نباش بهش گفتم میای باهم بریم حموم گفت باشه تو حموم دوباره پارسا کوچلو بیدار شده بود گفتم میخوای این بار هم دوباره از عقب شروع کنیم گفت اشکالی نداره تو حموم آب رو باز کردم و زدم که از دوش بیاد خوب به کیرم کف زدم و (چون تو داستان ها شنیده بودم که از پشت بکونی احتمال داره خون بیاد) بهش گفتم که نترسی ها شاید خون بیاد گفت باشه عیبی نداره گذاستم دم سوراخ کونش و چشمام رو بستم گفتم درد داره ها یکم گفت میدونم محکم با هرچی قدرت تمام کردم تو کونش تا ته رفت تو کونش یه داد محکمی کشید و گفت بکش بیرون و التماس و گریه میکرد به حرفش گوش نکردم زیر دوش محکم از پشت بقلش کردم داشت التماس میکرد که تور و جون سپیده بکش بیرون زیر دوش بودم دیده وای از اون فکری که تو ذهن من بود بیشتر از اون خون امد نگو یکم زیاد وحشیانه عمل کرده بودیم زیاد جر خورده بود اروم اروم عقب جلو میکرد اونم داشت گریه میکرد ولی مثله این که حشری بود وسط گریه هاش آه آه میکرد همه از پشت داشتم سینه هاش رو بازی میدم و گردنش رو میخوردم که دیدم دباره بدنش لرزید ولی این باز زیاد تر بود بی حال شده بو ولی بازم سر پا بود و کیر من تو کونش عقب و جلو میرفت بهم گفت من دیگه نمیخوام بسه دیگه گفتم نمیشه که یک لحظه با فشار آبم رو ریختم تو کونش ولی این بار سخت آبم میومد بیرون (وقتی تو کسش میکردم مثل این مود که کیرت رو لایه دو تا لحاف نرم و گرم نگه داشتی) یه دوش گرفتیم و دباره یه لب ازش گرفتتم ولی این بار یاد گرفته بودم بهتر از بار قبل بود امدیم بیرونالان 3 سال از اون روز گذشته باز هم اجاره نشین ما هستم باز هم با هم سکس می کنیم میتونم بگم ماهی 3 یا 4 مار سکس میکنیم ولی هیچ کدوم به جالبی بار اول نمی رسهنظر بدین هاااا</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d9%88%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177218</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس کینگ با جنده خانوم های سکسی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%da%a9%db%8c%d9%86%da%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%da%a9%db%8c%d9%86%da%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 18 Nov 2019 07:33:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشم]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آِِییی]]></category>
		<category><![CDATA[اپیلاسیون]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجمون]]></category>
		<category><![CDATA[استایل]]></category>
		<category><![CDATA[استریپ]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالش]]></category>
		<category><![CDATA[اصراریه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انعطاف]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزی]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[باسنتو]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[برآمده]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایبند]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیشو]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[تشویقش]]></category>
		<category><![CDATA[تفاوتی]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توانایی]]></category>
		<category><![CDATA[توپولش]]></category>
		<category><![CDATA[توپولی]]></category>
		<category><![CDATA[جاااااان]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خاصیتی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابمون]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهشی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داورها]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقاً]]></category>
		<category><![CDATA[دندونات]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[دیووونه]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساراست]]></category>
		<category><![CDATA[سالگرد]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[فانتزی]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[قسمتهای]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کارنامه]]></category>
		<category><![CDATA[کماکان]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرهای]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مادرتو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتویی]]></category>
		<category><![CDATA[متوالی]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میذاره]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میزاری]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[هرزگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[هندونه,]]></category>
		<category><![CDATA[هیستریک]]></category>
		<category><![CDATA[واااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رو با دوست دخترای قبلی فیلم سکسی ام قطع کرده بودم به جز شقایق که هنوز چند وقت یه بار بهش زنگ می زدم و گاهی هم سکسی می رفتم خونه اش با هم یه شاه کس حالی می کردیم . شقایق کارمند بانک بود و بیوه . ولی انصافاً تو کل کونی زنهایی که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رو با دوست دخترای قبلی فیلم سکسی ام قطع کرده بودم به جز</h2>
<p>شقایق که هنوز چند وقت یه بار بهش زنگ می زدم و گاهی هم سکسی می رفتم خونه اش با هم</p>
<h3>یه شاه کس حالی می کردیم . شقایق کارمند بانک بود و</h3>
<p>بیوه . ولی انصافاً تو کل کونی زنهایی که می شناختم زن خودم سارا یه چیز دیگه بود . تو این</p>
<h4>مدت جنده هیچی واسم کم نذاشته بود اوایل مثل دیوونه ها</h4>
<p>هر روز با هم سکس داشتیم پستون . حتی یادمه یه شب جمعه تا فرداش پنج بار سکس کردیم تو رختخواب</p>
<h5>، تو کوس آشپزخونه ، حتی یه بار گوشه حیاط فرش</h5>
<p>انداخته بودیم و ناهار می خوردیم که &#8230; سارا بدن محشری داشت حتی خواهرم بهش حسودی می کرد . قد بلند ، سکس داستان چشم ابروی مشکی</p>
<h6>، چهار شونه ، کمر باریک ، باسن ایران سکس توپولی و</h6>
<p>سینه‏ های قلمبه و محشر که هیچ وقت ازشون سیر نمیشم . داشتم از شب سالگرد ازدواجمون می گفتم : یه تاپ بندی مشکی پوشیده بود و یه شلوار نخی سفید و کوتاه ، روز قبلش رفته بود پیش خواهر اپیلاسیون و صندل مشکی پاشنه بلند پاش کرده بود . با اون صندل های پاشنه بلند دقیقاً هم قد من شده بود شاید کمی بلندتر. سر میز شام دلم نمی اومد به غذاها دست بزنم از بس زیبا تزیین شده بودند . رفتم تو آشپزخونه داشت یخ می انداخت توی دلستر ، از پشت بغلش کردم گرمای پشت گردنش دیوونه کننده بود زبونمو کشیدم پشت گردنش با هزار عشوه گفت اشکان اذیت نکن بذار میز رو آماده کنم . گفتم خیلی تو زحمت افتادی بهت گفتم که بیا بریم یه رستوران گفت نه بابا رستوران چیه ؟ مرد باید دست پخت زنشو بخوره اونم امشب . گفتم مرد دیگه چی می تونه بخوره امشب؟ گفت هر چی دلش بخواد فراهمه . برش گردوندم اومدم لباشو ببوسم که با دستاش هولم داد عقب و نذاشت . گفت آرایشم پاک میشه چند ساعت طاقت بیار خودم دخلتو میارم . خندیدیم و رفتیم به طرف میز شام . سر شام گفت اشکان من تو این یکسال چیزی ازت نخواستم و سعی کردم هرچی ازم خواستی برات انجام بدم . غیر از اینه؟ گفتم نه عسلم . چیزی شده ؟ گفت نه فقط نمیدونم چجوری بگم . فکر نکنی من نمیخوام به حرفای قبل از ازدواج مون پایبند باشم ها . به خدا اگه اجازه ندی تا آخر عمرم دیگه مطرحش نمی کنم . گفتم میگی چی میخوای یا نه ؟ گفت یادته قبل از ازدواج گفتی من واسه زن آینده ام شرط و شروطی دارم ؟ گفتم آره یادمه طفره نرو برو سر اصل مطلب . گفت من زیاد از چادر سر کردن خوشم نمیاد . اگه چند وقت دیگه بچه دار بشیم که دیگه اصلاً نمی تونم . می دونم تو هم به خاطر عقاید خونواده ات اینو از من خواستی ولی میشه یکم رو حرفم فکر کنی و بهم بگی که می تونم مثل سابق مانتویی باشم یا نه ؟ بهش گفتم عزیز دلم من اصلاً دلم نمی خواد تو رو زجر بدم خودتم خوب می دونی که خونواده من مخصوصاً بابام به یه چیزایی مقید هستند ولی اگه دلت میخواد نپوشی ایرادی نداره ، از فردا لازم نیست چادر سرت کنی . لبخندی زد و اومد اینطرف میز لبامو بوسید . زبونمو کشید رو لبم مزه رژش رو چشیدم . گفتم مگه نگفتی آرایشت خراب میشه ؟ گفت واسه تشکر بود . عیبی نداره میرم درستش می کنم . شام خیلی بهم مزه داد . تو جمع کردن میز بهش کمک کردم . تو آشپزخونه حسابی خندیدیم و مالوندمش . یه لیوان چای برا خودم ریختم و رفتم پای تلویزیون . هیچ وقت اینقدر سرحال و شاداب ندیده بودمش . خیلی ذوق و شوق داشت مثل دختر بچه ها شیطونی می کرد و سر به سرم میذاشت دقیقا مثل دختر مدرسه ای ها که کارنامه ثلث سوم شون رو با معدل بالا گرفتند . نمیدونم چرا از روز اول اصرار داشتم چادر سرش کنه تو این یکسال که از ازدواجمون می گذشت این اولین خواهشی بود که ازم کرد منم نتونستم روشو زمین بندازم . مانتویی بودنش برام تفاوتی نمی کرد ولی به خاطر مذهبی بودن خانواده ام اصلاً دلم نمی خواست زنم انگشت نما باشه . اما الان با کمال میل درخواستشو اجابت کردم نمی دونم چرا ولی یه حس خوبی بهم دست داد وقتی بهش اجازه دادم که دیگه چادرشو بذاره کنار . برام عجیب بود عذاب وجدان داشتم با خودم می گفتم نکنه اینقدر بی غیرت شدم که حاضرم زنم با این هیکل مانتو تنش کنه نکنه این کار باعث بهم خوردن آرامش زندگیم بشه . اینا چیزایی بود که در حین خوردن چای پای تلویزیون از ذهنم مثل برق و باد می گذشت . داشت صدام میکرد . اشکان جان کجایی؟ همین جام سارا جان چی می خوای ؟ بزن تی وی پرشیا الان مسابقه رقصه شروع میشه ها . چشمگفتم سارا این زنه رو نیگا چه قری میده واسه ممد خردادیان ؟ گفت به اسم ممد خردادیان و به کام شما ؟ چطوری روشون میشه این جوری لباس بپوشن بیان رو استیج جلو این همه آدم ؟ اصن چجوری باسنشونو اینجوری می لرزونن ؟ من اصلاً استعدادی تو این زمینه ها ندارم . نه اشکان ؟ گفتم عزیزم خودتو دست کم گرفتی ها ؟ اینا تمرین می کنن این شکلی میشن . تازه هیکل این زنه یک سوم تو هم جذاب نیست تو هم اگه یه روزی بخوای و حسابی تمرین کنی همه اینا رو میزاری تو جیبت . گفت اوووه چه هندونه ای زیر بغل آدم میذاره . من کجا اینا کجا ؟ ببین کثافت چه باسنی داره ؟ گفتم عزیزم تا حالا به باسن خودت دقت نکردی ؟ حاضرم شرط ببندم باسن این دختره نصف اون توپولی تو هم نمیشه . بیا اینجا . با خنده اومد کنار من گفتم این جلو وایسا یکم باسنتو بده عقب . مثه دختر بچه ها با هیجان به حرفم گوش می داد و اجرا می کرد . سارا بین من و تلویزیون ایستاده بود و کمی باسنشو داده بود عقب . کمی سرمو کج کردم یه نیگا به اون دختر توی تلویزیون کردم یه نیگا به باسن سارا انصافاً میان ماه من تا ماه گردن تفاوت از زمین تا آسمان بود . با کف دستم کوبیدم رو باسنش خیلی دردش اومد خودشو لوس کرد و به حالت قهر رفت رو مبلی که گوشه پذیرایی بود نشست و پشتش رو کرد به من . رفتم سراغش خودمو انداختم روش . عاشق این بازی هاش بودم روی بازوهاش و گردنشو بوسیدم گفتم خانوم خانوما ، خوشگل خانوم جیگر من &#8230; جوابی نداد . دستمو انداختم لای پاش و کس توپولشو یکمی فشار دادم نقطه ضعفش همین بود . با حالت خاصی گفت برو کون همون زنها رو نیگا کن دست به من نزن . خندیدم و گفتم همه اون زنها فدای یه تار موت . دردت اومد ؟ خب تقصیر خودته که آدمو حالی به حالی می کنی هر کس دیگه ای هم جای من بود همین کارو می کرد . نمی دونم چرا با شنیدن این جمله گل از گلش شکفت . گفت هر کس دیگه چیکار با کون من داره ؟ گفتم مثلاً گفتم . گفت این حرفا بده . مرد که باسن زنشو نشون هر کسی نمید<br />
ه که . گفتم بله شما درست می فرمایید ( نمی دونم چرا خیلی خوشم می اومد این بحث رو ادامه بدم ) سارا تو دلت می خواست تو این مسابقه شرکت می کردی؟ گفت خب هر کسی دلش می خواد هنرشو به بقیه نشون بده ولی خودتم می دونی من اصلاً نمی تونم با این سر و وضع تو اینجور مسابقه ها شرکت کنم . گفتم اشکالش چیه ؟ نکنه میخوای با مانتو و مقنعه بری مسابقه رقص ؟ خندید و گفت نه خب ولی چه اصراریه من برم ؟ گفتم خب برای داورها هیکل و توانایی بدنی و استایل شرکت کننده ها خیلی شرطه . به نظرم تو خیلی شرایطت عالیه . پاشو یکمی برام برقص پاشو یالا . انگار منتظر پیشنهاد من بود بلند شد و شروع کرد به رقصیدن و قر دادن . کارش بی نقص بود حرکاتش حسابی تحریکم کرده بود . وقتی تموم شد براش دست زدم و تشویقش کردم . گفتم اگه تو می رفتی واسه این مسابقه و من جای ممد خردادیان بودم خودم جلوی همه جمعیت یه حالی بهت می دادم بعد با تقلید صدای لوس محمد خردادیان گفتم سارا جون خیلی خوب بود تو همه شرکت کننده ها تو یک نخبه ای واقعاً لذت بردم بیا بریم اون پشت تا یکمی خصوصی با اون باسنت تمرین کنم ببینم تا چه حد انعطاف پذیره . سارا غش کرده بود از خنده اومد سمتم و زد تو سرم و گفت دیوووونههمونجوری نشست تو بغلم سینه هاش درست جلوی دهنم بود سوتین که نداشت . نشونه گیری کردم و با دندونم یه فشار کوچولو به نوک برآمده سینه هاش آوردم . یه آی‏ی‏ی خفیف گفت و خودشو شل تر کرد تو بغلم . به کارم ادامه دادم . چشاش خمار شده بود لپاش سرخ شده بود . همیشه وقتی تحریک می شد همین حالت بهش دست می داد . با دستم اون یکی سینه اش رو می مالوندم و با دندون نوک این یکی رو تحریک می کردم . اونم داشت خودشو روی کیرم جابجا می کرد . دستاشو دور گردنم حلقه کرده بود و سرمو به سینه هاش فشار می داد . گفتم بریم تو اتاق خواب ؟ گفت نه همینجا . تاپشو دادم بالا و با لذت تمام سینه هاشو می خوردم . هاله قهوه ای دور سینه اش جمع شده بود و نوک سینه های درشتش حسابی متورم شده بود . یهویی خودشو از من جدا کرد و گفت بسه دیگه کشتی منو . در همین لحظه یه شرکت کننده دیگه اومد رو استیج با یه آهنگ زیبا شروع کرد به رقصیدن یه دامن کوتاه جین پاش بود . سارا با همون آهنگ شروع به رقصیدن کرد و همزمان لباسشو آروم آروم با همون ریتم آهنگ در آورد . بعد هم شلوارشو به همون صورت . موقع در آوردن شورت پشتشو به من کرد و با انگشت لای کس توپولش می کشید انگشت انداخت لای شورتش و اونو با ریتم آهنگ از پاش در آورد بعدم اومد سمت من گفت بلند شو نوبت توئه . تا من اومدم بلند شم و شروع به استریپ تیز کنم آهنگ تموم شد . دو تایی زدیم زیر خنده . آهنگ بعدی بابا کرم بود . با کلی مسخره بازی لباسمو با همون ریتم باباکرم در آوردم . سارا رو مبل نشسته بود و پاهاشو از هم باز کرده بود رفتم جلوش نشستم روی زمین و سرمو بردم لای پاش . وای که خوشبوترین منطقه دنیا همین لای پای ساراست . عطرش منو مست می کنه . تا صورتم به قسمتهای بالایی رونش برخورد کرد پاهاشو سفت کرد . معلوم بود حسابی تحریک شده . شروع کردم به بوسیدن و لیسیدن و مکیدن . این وسط هرزگاهی با دندونام یه فشاری به کسش می آوردم که اونو به اوج لذت می رسوند . اینقدر تحریک شده بود که محکم می کوبید پشت کمرم و حرفای تحریک کننده می زد : الهی قربونت برم اشکان &#8230; داری دیووونه ام می کنی &#8230; عشق منی تو &#8230; بخور عزیزم دلمممم &#8230; واااااای جاااااان گازش بگیر همش مال خودته &#8230; با دندونات لهش کن &#8230; دوست دارممممم &#8230; اشکان بجنب &#8230; تند تررررر &#8230; واااای واااای واااای&#8230; اشکاااااان &#8230; اینقدر پاشو به سرم فشار داد و جیغ زد تا ارضا شد . بیشتر مواقع روال سک سهامون اینجوری بود که اول اون ارضا بشه . بلند شدم کنارش ایستادم و پیشونیشو بوسیدم و نوازشش کردم خیلی با این کار حال می کرد با چشمای نیمه باز دستشو رسوند به کیرم و شروع کرد به مالوندن . چشمش به تلویزیون بود . من رد نگاهشو دنبال کردم دیدم یه پسر جوون و خوش تیپ داره با ریتم تند می رقصه . کیرمو کشید سمت خودش . منم روی مبل جابجا شدم تا کیرمو به دهنش نزدیک کنم . خیلی آروم نوکشو بوسید و کارشو شروع کرد . هی تا تهش می کرد تو دهنش نوکشو می مکید و لیس می زد گاهی هم قسمتی از کیرمو لای دندوناش فشار می داد که حسابی تحریکم می کرد . لذت بخش ترین قسمت کار موقعی بود که زیر تخمامو می لیسید گفتم بسه گلم همینجا یا بریم تو اتاق . از جاش بلند شد و دستاشو گذاشت روی مبل و دولا شد . کس توپولش از پشت اینقدر زیبا بود که آدم هوس می کرد بشینه فقط نگاه کنه و جق بزنه . رفتم پشتش کیرمو با آب دهنم خیس کردم رسوندم به لای پاش سردی نوک کیرم باعث شد یه آه کوچولو بکشه داشت به تلویزیون نگاه می کرد کیرمو فشار دادم . کمی خودشو جابجا کرد تا نصفه رفت تو . خیس و لزج بود . نمیدونم کسش چه خاصیتی داشت که اینقدر تنگ مونده بود . سارا تنها کسی نبود که باهاش سکس می کرد . مثلاً کس شقایق با اینکه بیوه بود انگار تانک از توش رد شده بود و واسه جمع کردنش باید هزار تا ترفند به کار می بردی . ولی این لامصب کماکان مثل دوران نامزدی مون تنگ و جمع و جور بود . وسط حال کردنم رو به تلویزیون گفتم آقای خردادیان شرمنده که جلو شما دارم آره ها &#8230; زد زیر خنده و با همون حالت لرزش صداش گفت خجالت نکش ها یهو یه تعارف هم بهش بزن دیگه . خندیدم و گفتم دستش به انجا نمیرسه اگه می رسید منتظر تعارف من نمی موند خودش دست به کار می شد . گفت اشکان محکم تر &#8230; بکن دیگه لعنتی &#8230; خیلی تحریک شده بود . مثل دیوونه ها به مبل ها چنگ می زد . تو فانتزی های سکسی مون چند باری تو اوج<br />
لذت فحشش داده بودم . امروز هم واقعاً تو اوج بود سعی کردم کمی هم فیلم بازی کنم . شروع کردم به آه و اوه کردن ، با کف دستم می کوبیدم رو باسنش لرزش اون کون قشنگش باعث شد بیشتر تحریک شم . کیرمو کشیدم بیرون دوباره تا ته کردم توش . چند بار متوالی این کارو تکرار کردم . با دو تا دستم لمبرهای کونشو از هم باز کردم . چشمم به جمال سوراخ کونش که افتاد با انگشت نوازشش کردم . اونم داشت جیغ و داد می کرد از شدت لذت . با خودم گفتم وقت خوبیه . جوووون &#8230; قربون این کس تنگ برم سارای من &#8230; جرت میدم من &#8230; پاره ات می کنم مادر قحبه &#8230; خار مادرتو میگام امشب &#8230; بیا حرومزاده کیرم تا ته تو کسته &#8230; بازم ارضا شد . دیگه توان دولا وایسادن نداشت . بغلش کردم گذاشتمش رو مبل . پاهاشو از هم باز کردم و کیرمو تا دسته کردم توش . خیلی بی حال بود . با صدایی مثل ناله گفت بگو بازم . جرم بده اشکان . پارم کن . هر کاری دوست داری باهام بکن . فقط بگو ساکت نباش عوضی . من حرفی نمیزدم . گفت مگه با تو نیستم بی پدر . بگو دیگه جاکش میخوام بشنوم صداتو . با خنده هیستریک شروع کردم همون حرفا رو تکرار کردن اینقدر گفتم تا به اوج رسیدم با لذت تمام خودمو خالی کردم رو سینه و شکم سارا و پاهاشو ول کردم و خودم کنارش دراز کشیدم . اون شب اینقدر خسته بودیم که نفهمیدم کی رفتیم رو تخت و خوابمون برده اینقدر خسته بودیم که نه من و نه سارا نای دوش گرفتن هم نداشتیم صب که پاشدم دیدم آب کیر من رو شکم سارا خشک شده . بوسیدمش و رفتم شرکت . شب سالگرد ازدواج خاطره انگیزی بود &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%da%a9%db%8c%d9%86%da%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177131</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زمان استراحت جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Aug 2019 06:10:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقای]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتامو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بااینکه]]></category>
		<category><![CDATA[باربود]]></category>
		<category><![CDATA[بازکرد]]></category>
		<category><![CDATA[باسنمو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باورکنید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخونیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگمو]]></category>
		<category><![CDATA[بشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمش]]></category>
		<category><![CDATA[بودیعنی]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تغییری]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تودستم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارش]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارکنم]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[دارمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتید]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داغونم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درازبکشم]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[درمورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دلشوره]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دهنمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[راهنماییم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شدرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شکایتی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[صدامونو]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[فکر‌کنم]]></category>
		<category><![CDATA[فکرمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارشد]]></category>
		<category><![CDATA[کارمندا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذشتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مردونش]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردمیه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نبودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نبودولی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسامون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هرچیزی]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همکارش]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وابستگی]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[واحوال]]></category>
		<category><![CDATA[واستادم]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[واسشون]]></category>
		<category><![CDATA[والبته]]></category>
		<category><![CDATA[وبرگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[وتقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[وجدانم]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[وخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ودستشو]]></category>
		<category><![CDATA[ودستمو]]></category>
		<category><![CDATA[و‌رفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[وشورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[وکیرشو]]></category>
		<category><![CDATA[ومیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ونمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[وهمیشه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فکر کنم 3،4 قسمتی بشه،البته فیلم سکسی من این متنو عامیانه مینویسم چون خودم ازعامیانه نویسی خوشم میاد،اگه دوست داشتید بانظراتون راهنماییم کنید.این داستان عین واقعیته،میدونم که سکسی شمانمیتونید باورکنید ولی میتونم قسم بخورم که شاه کس راسته وحقیقت داره.اول دلم میخواد یکم درمورد خودم براتون بگم،درمورد عقایدم، احساساتم،دغدغه هام و&#8230; من کونی دختری هستم20 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فکر کنم 3،4 قسمتی بشه،البته فیلم سکسی من این متنو عامیانه مینویسم چون</h2>
<p>خودم ازعامیانه نویسی خوشم میاد،اگه دوست داشتید بانظراتون راهنماییم کنید.این داستان عین واقعیته،میدونم که سکسی شمانمیتونید باورکنید ولی میتونم قسم بخورم</p>
<h3>که شاه کس راسته وحقیقت داره.اول دلم میخواد یکم درمورد خودم براتون</h3>
<p>بگم،درمورد عقایدم، احساساتم،دغدغه هام و&#8230; من کونی دختری هستم20 ساله با تفکرمذهبی یعنی یه جورایی عقاید مذهبی ومدرن وسنتی رو با</p>
<h4>هم جنده دارم شاید بشه گفت اعتقاد حد وسط !چادر سر</h4>
<p>میکنم وحجاب کامل دارم ونماز و پستون روزه رو هم به جامیارم تا 1سال پیش با هیچ پسری به هیچ شکلی</p>
<h5>ارتباط نداشتم کوس وسعی میکردم که حس شهوتم رو کنترل کنم</h5>
<p>ویا بهتربگم سرکوبش کنم این موضوع واسه من که خیلی حشری هستم ومحدودیتای زیادی هم دارم خیلی سخت بود وهمیشه عذاب میکشیدم!نمیدونستم سکس داستان بین شهوت واعتقاداتم</p>
<h6>باید کدوم رو انتخاب کنم شاید شما هم ایران سکس دچار این</h6>
<p>حس شده باشید وبتونید منو درک کنید،حس تنهایی شدیدا اذیتم میکرد واین باعث افسردگیم شده بود.پارسال تابستون واسه اولین باربه یکی از مزاحم تلفنیام جواب دادم واین شداولین رابطه من بایه پسر! خلاصش کنم بعداز اون با 2تا پسردیگه هم تلفنی دوست شدم البته همزمان نبودن وبا همشون قطع رابطه کردم،با هیچکدومشون حرف از سکس نمیزدم البته پسراروکه میشناسین؟مگه میشه حرفشووسط نکشن؟؟؟؟!!!!تا اینکه تو کلوب عضو شدم و شدم پای ثابت چت های شبانه.اولاش خصوصی زیاد چت نمیکردم وجواب کسی رو نمیدادم وچت خصوصیموبستم،همه کسایی که ادم میکردن رو تاییدمیکردم عکس صورتموکه گذاشتم این درخواست ها بیشترشد وسعی میکردم بیشتر عمومی چت کنم&#8230;تااینکه باپسری آشناشدم به اسم امیر البته اسم مستعارشه.تهرانی نبودولی ساکن تهران بود عکسی گذاشته بود که واضح نبود توی چت عمومی باامیر آشناشدم وشد جزو دوستام متولد61 بود،تو یه دفتربیمه کارمیکرد وشبا همونجا میخوابید.کم کم بیشترباهم صمیمی شدیم به من میگفت آجی و توپیامامون واسه هم بوس میفرستادیم اینم بگم که این واسه اولین باربود که من با پسری حرف ازبوس واین چیزا میزدم.بهمن 89 بود که من باخانوادم رفتم سفر تو این مدت به اینترنت فقط باگوشی وصل میشدم ومیتونستم پیامامو چک کنم. هرروز برام پیام میزاشت،راستی اون عاشق کسی بود و میخواست باهاش ازدواج بکنه که من هیچوقت نتونستم بااین موضوع کناربیام! تو اون سه روزی که سفربودم رفته بود خاستگاریش،بگذریم&#8230;تو این مدت احساس وابستگی شدیدی نسبت بهش پیداکردم که با عقاید من اصلا جورنبود،عذاب وجدان داشتم از یه طرف دلم میخواست باهاش باشم واز طرفی &#8230; کم کم رابطه ما کشیده شد به سکس چت البته فقط تایپی.میگفت دوسم داره ولی من نمیتونستم باورکنم اصلا نمیتونستم! اولاش سکس چتمون فقط درحد بوس و لمس بدنو این چیزا بود بعد کم کم بیشتر شد،مالوندن سینه و خوردنو و..البته من اصلا دوست نداشتم که اسمی از کس وکیرببریم مثلا به جای کس میگفتم ناناز امیر خیلی اصرار داشت ولی من قبول نکردم یه روز تو یکی از پیاماش نوشته بود&#8221; کس&#8221; که من خیلی شاکی شدم وازش خواستم که دیگه حرفی از سکس نزنیم ویه دوستیه معمولی داشته باشیم اونم خیلی معذرت خواست وقضیه حل شد. تا اینکه یه روز به بهانه ای شمارشو گذاشت وازم خواست که باهاش تماس بگیرم اگه اشتباه نکنم میخواست هروقت اومدم نت بهش بگم یا برعکس .منم چون بهش اعتماد داشتم وخیلی قبولش داشتم بهش زنگ زدم البته بااینکه دیگه باهم نیستیم هنوزم خیلی قبولش دارم.خلاصه ارتباط تلفنی ما شروع شد ، ازرابطمون خیلی راضی بودم حتی مادرم هم از موضوع خبر داشت (اینم بگم که مادر من خیلی مذهبیه ولی تو این موارد منو راحت گذاشته) تو این مدت مسائل ومشکلات زیادی داشتم که با صحبت کردن با امیر همشونو یادم میرفت،واقعا دوسش داشتم حرفاش،تن صداش ،حتی خوندن پیاماش بهم آرامش میداد وقتی شاد بود منم شاد بودم ووقتی غم داشت دلم میخواست همه چیزمو بدم تا شاد بشه، رابطمون بیشترشد تلفنای شبانه وتا صبح بیدار بودن&#8230;روزای خوبی بود.حافظه خوبی ندارم واسه همین شاید نتونم جزئیاتو شرح بدم 2باره بوسه های ازراه دور شروع شد وبازم حرفایه سکسی! انگاردر مقابل خواسته هاش از خودم اراده ای نداشتم شاید به خاطراین بود که من شدیدا حشری هستم! بعد از یه بارسکس تل به این نتیجه رسیدیم که صیغه محرمیت بخونیم تا راحت تر باشیم ومن هم با اینکه خیلی شک داشتم قبول کردم و به همین سادگی طمع ازدواج رو چشیدم! &#8230; بیشتراز قبل دوسش داشتم وسعی میکردم زیاد درمورد دختری که دوسش داشت ازش نپرسم چون فکرکردن بهش داغونم میکرد. امیر خیلی گیر بود!! وقتی با چیزی مخالفت میکردم با زبون نرمش که عاشقش بودم سعی میکرد راضیم کنه ومن اغلب تسلیم بودم! سکس تل های شبانه واسم عادت شده بود عادتی که ترک کردنش برام سخت بودو انجامش باعث عذاب وجدان البته وقتی به این فکر میکردم که ما به هم محرم هستیم وجدانم یکم آروم میگرفت.بوسه هاش، حرفای سکسیش ،صدای نفسای شهوانیش، آه کشیدنش موقع سکس تل دیوونم میکرد دلم میخواست تواون لحظه پیشم بود وبا تموم وجودلرزش لبامو با بوسیدنش آروم میکردم و امیر منو تو قفس دستاش حبس میکرد واسه همیشه،دوست داشتم اونقدر منو توی بغلش فشار بده که روحمون با هم یکی بشه وهیچوقت نتونیم ازهم جدابشیم، سکس تل نمیتونست منو ارضا کنه هیچوقت! ولی من شکایتی نداشتم چون امیر رو واسه سکس نمیخواستم. وقتی دخترا حشری میشن یه درد خاصی رو تو کسشون حس میکنن این درد اول بهشون لذت وشهوت 2برابر میده ولی وقتی ارضا نشن این درد واسشون عذاب آور میشه اینو دخترا حتما درک میکنن نه؟!، هیچوقت اینو به امیر نگفتم که یه جمله &#8220;دوستت دارم&#8221; از طرف اون منو کاملا ارضا میکرد بیشتر از وقتی که میگفت لباتو بخورم قرارگذاشتیم که همدیگرو ببینیم&#8230;تا اون روز اصلا نمیخواستم ببینمش،راستش هم روم نمیشد،هم اینکه حس ترس داشتم! خلاصه،من بین کلاسام چند ساعت وقت خالی داشتم واسه همین تصمیم گرفتم اون روز هرجور شده برم وببینمش دانشگاهم به محل کارامیر نزدیک بود تلفنی قرار گذاشتیم و من آرایشمو تجدید کردم وراه افتادم،توی مسیرچند بار خواستم برگردم ولی یه حسی بهم میگفت برم،نمیدونم چرا چادرم رو درآوردم شاید حس میکردم دارم بهش توهین میکنم! نمیتونستم باور کنم که من و امیر محرم هستیم واین ملاقات مشکلی نداره. چند دقیقه ای منتظرش واستادم قلبم داشت می اومد تو دهنم ،دل تو دلم نبود،تصویر کمرنگی ازش تو ذهنم داشتم واسه همین به همه آدمایی که از روبه روم رد میشدن نگاه میکردم! تا اینکه اومد نمیدونم چه حسی داشتم،خوب یا بد! با اون چیزی که تصورمیکردم یکم فرق داشت ولی واقعا برام مهم نبود،رفتم جلو سلام کردم وبهش دست دادم این اولین تماس بود،حس قشنگی بود. تند راه میرفت که ازش خواستم آروم بره چون با اون همه استرسی که داشتم میترسیدم بخورم زمین! رفتیم پارک همون نزدیکیا،راه رفتن کنارش واسم سخت بود انگار همون لحظه باهاش آشناشدم وقبل از اون من امیری نمیشناختم!! دستمو گرفت تو دستش و بوسید نمیتونم وصفش کنم تنها چیزی که میتونم بگم اینه که حس زیبایی بود واقعا زیبا!!!باهم راه میرفتیم و حرف میزدیم درمورد همه چیز،دستام یخ بود آخه هوا خیلی سرد بود دستمو توی دستای مردونش گرفت و گرمشون کرد حس کردن لبای داغش روی پوست سردم همه وجودمو گرم میکرد. کم کم هوا سرد ترشد و طوفان شروع شد ازم خواست که باهاش برم دفتر ومنم با کمی شک قبول کردم ورفتیم سمت دفتر،حس میکردم همه دارن مارو نگاه میکنن،خیلی میترسیدم&#8230;دوست داشتم زودتربرسیم دفتر تا از این حس بد خلاص بشم، مدام به این فکر میکردم که نکنه کسی منو بشناسه!!! خلا صه رسیدیم دفترو من رفتم توی اتاقش یکی ازهمکاراش که اتفاقا هم اسم خودش بود هم اونجا بود،یعنی تو یه اتاق کارمیکردن،نشستم پشت میز،احساس غریبی میکردم نمیدونم چرا از فضای اونجا وحشت داشتم! فکر کنم ساعت کار دفتر هنوز تموم نشده بود،تا بقیه کارمندا برن طول کشید که تو این مدت امیر داشت یه سری عکس بهم نشون میداد حتی عکسای اون دختری که دوسش داشت&#8230;کنارش نشسته بودم ودستمو تو دستش گرفته بود حالم شدیدا خراب بود ولی حس ترس شهوتم رو ازم میگرفت. دستمو گذاشت روی رون پاش ومنم آروم دستمو روی پاش حرکت دادم فکرکنم کیرش داشت شلوارشو جر میداد! دستمو برد بالای رونش ومن با 2تا انگشت ماساژش میدادم البته همکارش هم اونجا بود وپشتش به ما بودو مراقب بودم که چیزی نفهمه! دستمو از روی شلوارگذاشتم روی کیرش،سرشو حس میکردم با دستم ماساژش میدادم باورم نمیشد دارم کیر یه پسر رو لمس میکنم!!! نفسام تو سینم مونده بود تو اون لحظه ها به هرچیزی فکرمیکردم جز نفس کشیدن کسم دردگرفته بود یه درد هوس آمیز،دلم میخواست امیرو بغل کنم ،سرمو بزارم رو شونه هاش و آروم بشم،ببوسمش ولی با اون اوضاع واحوال کاری نمیشد کرد! تا اینکه یکی از اتاقای دفترخالی شدو امیر به بهانه اینکه میخوایم با هم تنها صحبت کنیم منو برد تو اون اتاق. اتاق تاریک بود لامپ رو روشن کرد،وسط اتاق یه میز اداری بزرگ بود با صندلیاش . امیر در رو بست واومد سمت من (الان که دارم مینویسم حالم شدیدا خراب شده!) آروم بغلم کرد! خدایا&#8230; واقعا زیبا بود حسی که نمیتونم بنویسمش،قدش تقریبا خیلی از من بلند تر بود وقتی بغلم کرد سرم روی قلبش بود داشتم صدای قلبشو میشنیدم،خیلی تند میزد یه لحظه تو دلم خندم گرفت فکر نمیکردم یه روزی دلیل تپش قلب یه پسر بشم!! وقتش بود که به اون لحظه رویایی برسم،لباشو گذاشت روی لبام وبوسیدشون وشروع کرد به خوردن لبام،بدنم داغ شده بود این اولین بوسه من بود ونمیدونستم باید چیکارکنم لبامو با هوس میخوردومن داشتم با تمام وجودآتیش میگرفتم،فشار کیرشو از زیر شلوار حس میکردم که میخورد به بدن من،دقیقا یادم نیست چی شد،چند بار از اتاق رفت بیرون. منو از پشت بغل میکرد وکیرشو از روی شلوار میکشید به باسنم از حس شهوت داشتم میمردم،سینه هامو از روی مانتو میمالوند صدای نفسامون بلند شده بود ولی نمیتونستیم آه و اوه کنیم چون بقیه صدامونو میشنیدن، از روی شلوارم کسمو میمالوند،وای! تو اوج هوس بودم! منو چسبوند به دیوار و کیرشو به حالت تلمبه زدن میزد به باسنم و سینه هامو گرفته بود،جالبه که من دوست داشتم همین کار روواسه امیر انجام بدم واسه همین از پشت بغلش کردم وکسمو کشیدم به باسنش البته فکرنکنم از این کار خوشش اومده باشه! نشست روی صندلی و منم نشستم روی پاش و ازهم لب گرفتیم،با ولع شدیدی لبای همو میخوردیم حالم خیلی خراب بود ،نشستم روی صندلیه روبه روش وتقریبا روی صندلی ولو شدم ،بدنم بی حس شده بود و هیچ فکری تو ذهنم نبود بهم گفت که بشینم روی پاش ولی من دلم نمیخواست این کارو بکنم چون واقعا بی حال بودم.کیرشو از توی شلوارش درآورد، وااااو ! این اولین بار بود که کیر میدیدم البته از نزدیک! ازم خواست بگیرمش ولی من نمیتونستم ،شاید شوکه شده بودم!نمیدونستم باید چیکار کنم، رفتم جلوتر وکیرشو گرفتم تو دستم،زل زده بودم بهش و داشتم وارسیش میکردم،یه مایع بیرنگ ازش اومده بود که آبش نبود،یعنی آب اصلیش نبود! توی دستم مونده بود ومن نمیدونستم باید چیکارش کنم! انگشتامو میکشیدم سرش،اول از مایع لزج روش چندشم شد ولی بعد بدم نیمد! بهم گفت بخورش ولی من اصلا نمیتونستم همچین کاری بکنم! خیلی اصرار کرد ولی من زیر بار نرفتم، وقتی دیدم خیلی دلش میخواد اول آروم سرشو بوس کردم وبعد از بالا تا پایین کیرش بوسای ریزگرفتم و لبامو میکشیدم روش بوی تندی میداد که خیلی با بوی کس فرق داشت من بوی کس خودمو خیلی دوست دارم ولی از بوی کیر زیاد خوشم نیومد،یکم از آب کیرش خوردم حالت تهوع گرفتم! ولی گرفتن کیرش تو دستام بهم لذت میداد ولی تو سکس باید فکر طرف مقابلت هم باشی دیگه! دیگه شب شده بود ومن باید میرفتم خونه ولی دلم نمی اومد برم دوست داشتم تا صبح پیشش بمونم وبوسش کنم،آخه من عاشق لب دادن ولب خوردنم! البته نه هرکسی، فقط کسی که دوسش دارم!جالب بود که 2 تا از همکاراش تو اتاق بغلی درحال سکس بودن!خلاصه سر وصورتمو درست کردمو چادر سر کردم و بازم دلم نمیومد که ازش جدابشم،بازم همدیگرو با ولع بوسیدیم ورفتیم سمت مترو توی راه دلم میخواست بغلش کنم ولی حیف نمیشد! توی راه دستمو دوربازوش حلقه کردم که بعدا گفت از این کارم خیلی خوشش اومد.دیرم شده بود ولی اصلا برام مهم نبود تو مترو به زور ازش دل کندم،به امید دیداربعدی ازش جداشدم. &#8230;واقعا بهش وابسته شده بودم دلم میخواست هرروز ببینمش نمیدونم به خاطرعشق بود یا هوس! قرار شد یه روز دیگه برم پیشش یادمه که بهم گفت با تمام شهوتم برم، این حرفش دلشوره عجیبی تو دلم انداخت ولی به خاطراعتمادی که بهش داشتم قبول کردم البته ناگفته نمونه که منم خیلی دوست داشتم یه روز یا حد اقل نصفه روز تنها پیشش باشم، قرارشد 5 شنبه صبح زود برم پیشش قبل از اینکه کارمندای دیگه بیان اداره. میدونستم که به چه قصدی میرم واسه همین شب پیشش با اپیلاتور البته سر تیغش موهای کس و سوراخ باسنمو زدم که البته یکم تیغ تیغی شده بود که امیر از این مسئله خیلی شاکی بود( اگه میشه خانوما منو راهنمایی کنن که چجوری کسمو صاف وتمیزکنم که درد زیادی نداشته باشه و تیغ تیغی نشه،ممنون میشم). استرس شدیدی داشتم رفتم سمت مترو ولی پشیمون شدم وبرگشتم ،نصفه راه بودم که 2باره رفتم طرف مترو ودل رو زدم به دریا. حس بدی داشتم نمیدونستم چی پیش میاد هوس ،عشق وترس رو با هم داشتم.فکر میکردم همه دارن منو نگاه میکنن خیلی خجالت میکشیدم راه طولانی شده بود ومن کم طاقت!خلاصه رسیدم نزدیک دفترو ازپله ها رفتم بالا دم در واستاده بود با دیدنش یه دفعه تو دلم خالی شد! داشت از سرما میلرزید آخه رادیاتور اتاقش خراب بود وهوا هم ناجوانمردانه سرد!! منم سردم شد،رفتم تو اتاق دیدم که هنوز رخت خوابشو جمع نکرده رفت طرف تشکش و به من گفت که برم پیشش درازبکشم من یه مانتو جلو بسته بنفش پوشیده بودم باشلوارلی و چکمه که روی شلوارم داده بودم. چادر و شالمو درآوردم ورفتم پیشش دراز کشیدم بدنش از سرما میلرزید،تو اون لحظه اینقدراسترس داشتم که نمیدونم چی شد ولی کلی براتون میگم. دستشو میکشید روی بدنم(از روی مانتو) داشت کم کم گرمم میشد و غرق لذت بودم دستشو کشید روی سینه هام وحس کردم دارم غش میکنم وااای چه حس خوبی بود! لبامو میبوسید ومیک میزد داشتم دیوونه میشدم همزمان سینه هامو چنگ میزد اگه اپن بودم حتما اون لحظه میزاشتم که کیرشوبکنه توی کسم.دستشو میکرد زیرسوتینم وسینه های بزرگمو میمالوند(سایزم 75 بزرگه) نفس کشیدن سخت شده بود نمیدونم چی شد که دستشو برد پایین تر وزیپ شلوارمو بازکرد وازروی شرت کسمو نگاه کرد ودستشو کشید روش،یه شرت قرمز توری پام بود که کس قلمبم توش خودنمایی میکرد.حس دستای مردونش روی کسم داغونم کرده بود نمیدونم اگه کیرشو میزاشت تو کسم چه حالی داشتم! کسم خیس خیس شده بود نمیدونم چی شد که قبول کردم از پشت منو بکنه حتما خیلی اصرارکرد که قبول کردم ولی باورکنید چیزی ازاین موضوع که چجوری شروع شد یادم نمیاد. شلوارمو داد پایین و من به حالت چهار دست وپا خوابیدم وباسنمو دادم بالا واونم شلوار وشورتشو درآورد از توی کیفم کرم مرطوب کننده آورد ویه عالمه زد به سوراخ باسنم من از شدت شهوت وترس نمیدونستم چیکارکنم، انگشتشو کرد تو سوراخ باسنم و آروم حرکت داد اصلا حس لذت نداشتم خیلی ناراحت بودم ولی مقاومتی نکردم 2تا ازانگشتاشو کرد تو وکمی چرخوند ،سر کیرشو گذاشت روی سوراخ باسنم ولی نمیتونست کیرشو روی سوراخ باسنم تنظیم کنه! میگفت میترسم اشتباهی بره تو کست! بالاخره کیرشو گذاشت دم سوراخ وآروم فشار داد خیلی تنگ بود ومن هم نمیتونستم شل کنم تا راحت تر بره تو اصلا روش کنترلی نداشتم!سر کیرش به زور رفت تو از درد به خودم میپیچیدم به غلط کردن افتاده بودم بدنمو کج کرده بودم ومیخواستم بلند شم ولی نمیتونستم گریم گرفته بودم وفقط میگفتم درش بیار ،امیر تورو خدا درش بیارخیلی درد داره،واااااای دردش خیلی شدید بود من نمیدونم چطور بعضی خانوما میگن دردش با لذته ! من که هیچ حسی جزدرد نداشتم!!! حس جر خوردن رو کامل حس میکردم،آروم شروع کرد به تلنبه زدن و من داشتم از درد آروم نفس نفس میزدم صدام در نمی اومد،اصلا لذتی برام نداشت امیر تلنبه میزد ومن درد میکشیدم دلم درد گرفته بود وسوزش شدیدی تو سوراخ باسنم حس میکردم. داشت آبش می اومد فکرکنم ریخت تو باسنم وبعد درش آورد ومن کاملا بی حس شده بودم،احساس خلا میکردم دلم میخواست فقط بخوابم وخوابیدم روی بالشت و امیر رفت دستمال کاغذی بیاره نمیدونم آب کیرش ریخته بود روی بالشت و زمین یا کرم ریخت!!!! با دستمال کاغذی سوراخ باسنمو تمیز کرد و گفت سوراخ باسنم جر خورده ازش خون اومده،یکم ترسیدم ولی خب دیگه اون همه درد الکی نبود!!! کارش که تموم شد اومد خوابید بغلم و از هم لب گرفتیم ومن سرمو چسبوندم به سینش و آروم چشمامو بستم،واقعا آروم شده بودم و به هیچ چیزی فکر نمیکردم جفتمون لباس تنمون بود آخه هواسرد بود! لباسمو داد بالای شکمم ودستشو میکشید روش وای خیلی حال میداد، صورت و گردنمو میخورد،زبونشو میکشید روی پوست گردنم و من نفس نفس میزدم و حال میکردم سینمو از تو سوتینم بیرون آورد ومالوند ازش خواستم بخورشون که سر سینمو گذاشت تو دهنش وخوردشون اووووووووووووووم چه لذتی داشت! فکرشو نمیکردم اینقدر حس خوبی داشته باشه دیگه جیغم داشت در می اومد! دستشو کرد تو شرتم وکسمو مالوند و چوچولمو میکشید دیگه داشت دیوونم میکرد ولی اصلا دوست نداشتم که بخورش وفکرکنم که خودشم دوست نداشت! دیگه باید بلند میشدیم و جمع و جور میکردیم. زنگ زد به سوپرمارکت وصبحانه سفارش داد و نشستیم خوردیم ولی من مگه میتونستم بشینم! سوراخ باسنم شدیدا میسوخت!!هم اتاقیش اون روز نیومده بود یکی دو تا از کارمندا اومدن و مابا هم صحبت میکردیمو&#8230; تا اینکه بازم تنها شدیم و 2باره ازم خواست که کیرشو بخورم ولی من اصلا نمیتونستم خیلی چندشم میشد ولی وقتی دیدم خیلی دلش میخواد قبول کردم وکیرشو گرفتم تودستم ونوازشش کردم و سرشو بوسیدم وزبونمو کشیدم روی کیرش(سایزش 17 سانته،خودش اینجوری گفت!) بعد آروم سرشو گذاشتم توی دهنم،خیلی گنده بود وتو دهنم جا نمیشد آخه فک من کوچولوئه! این اولین بار بود که کیر میخوردم و دلم نمیخواست خرابکاری بکنم سعی میکردم دندونام به کیرش نخوره وتاجایی که میتونستم میکردمش توی دهنم که بلند شد ایستاد و گفت میخواد تو دهنم تلنبه بزنه! کیرشو کرد تو حلقم ومن اُق(اغ یا عق) زدم! و سرمو کشیدم کنار دیگه واقعا نمیتونستم تحملش کنم! واستادم واز هم لب گرفتیم وقتی لبامو میخورد دوست نداشتم هیچوقت تمومش کنه میخواستم اونقدر بخورشون که تو بغلش از حال برم! شلوارو شورتمو کشید پایین ودستشو کشید روی کسم وآروم میمالوندش،دستامو گذاشته بودم روی شونه هاش وآه میکشیدم حس میکردم که فشارم شدیدا افت کرده ولی لذتش فوق العاده بود!!! کیرشو گذاشت لای پام و من خودم یکم جابه جاش کردم کسمو باز کردم طوری که کیرش بتونه سطح کسمو ماساژبده و امیر آروم عقب وجلو میکرد من آه و ناله میکردم ،که صدای زنگ در اومد و امیر که خیلی هول شده بود رفت در روباز کنه ومن سریع سر ووضعمو درست کردم،خلاصه اون روز من با همون سوراخ جر خورده رفتم دانشگاه و اون روز هم با تموم خاطره هاش گذشت&#8230;بعد از اون روز یه بار دیگه ام رفتم دفترو یکم از هم لب گرفتیم و صحبت کردیم و من براش ساک زدم . نمیتونستم با این مسئله کناربیام که یکی دیگه رو دوست داره هرچند خودش دلیلایه زیادی می آوردکه کارشو توجیح کنه ولی حس من تغییری نمیکرد بعد از تعطیلات عید 2،3 روز پشت سرهم همدیگرو دیدیم، دنبال خونه بود و یه روز باهم رفتیم یکی دوتا خونه دیدیم تصمیم داشتیم زیر سقف خونه با هم سکس داشته باشیم و من بی صبرانه منتظر اون روز بودم! ولی با همه علاقه ای که بهش داشتم آخرای فروردین ازش خداحافظی کردم هنوزم هروقت از اون پارکی که روز آخر دیدمش میگذرم گریم میگیره، امیر عزیزم اگه داری این داستانو میخونی بدون که خیلی دوستت دارم&#8230; پایان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175758</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم هم تاتو میکنه هم کسش با آب کیر نقاشی میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d9%85-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d9%85-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Aug 2019 09:06:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آقامون]]></category>
		<category><![CDATA[ابروهای]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقش]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانا]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اینجارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پایینه]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیمو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترافیک]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تمایلی]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داستانای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیمون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمونو]]></category>
		<category><![CDATA[راحتیم]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روسریمو]]></category>
		<category><![CDATA[روناشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختمش]]></category>
		<category><![CDATA[شناختیم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیکی]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمه]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[منظورشو]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکندم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدش]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وقتایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که بعدش کارتون راه نیفته فیلم سکسی ! من چند وقته داستانای اینجارو به عنوان مهمان میخونم . خیلی تمایلی به عضویت نداشتم ولی حس کردم دلم سکسی می خواد اینجا بنویسم . البته اگه شاه کس bf ام بفهمه دارم خاطراتمونو جایی شیر می کنم پدرمو در میاره. در این کونی حد از خودم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که بعدش کارتون راه نیفته فیلم سکسی ! من چند وقته داستانای اینجارو</h2>
<p>به عنوان مهمان میخونم . خیلی تمایلی به عضویت نداشتم ولی حس کردم دلم سکسی می خواد اینجا بنویسم . البته</p>
<h3>اگه شاه کس bf ام بفهمه دارم خاطراتمونو جایی شیر می کنم</h3>
<p>پدرمو در میاره. در این کونی حد از خودم بگم که آیدا هستم و امسال 18 سالم میشه. از 15</p>
<h4>سالگی جنده تا الان 3 تا دوست پسر داشتم با اولیش</h4>
<p>که فقط چند بار بیرون رفتم پستون بعد باهاش کات کردم و با دومی 2 سال در ارتباط بودم و رابطمون</p>
<h5>در حد کوس لب گرفتن بود تا اینکه 6 ماه پیش</h5>
<p>از ایران رفت خیلی همدیگرو دوست داشتیم و سعی کردیم رابطمونو نگه داریم اما &#8230; نشد دیگه تقریبا 2 ماه خیلی ناراحت سکس داستان و نا امید</p>
<h6>بودم و خودم دوباره بهش برگشتم کاملا حس ایران سکس میکنم اونم</h6>
<p>هنوز دوسم داره ولی خب رابطه از راه دور خیلی سخته . به خاطر همینم تصمیم گرفتم خودمو راحت کنم باهاش صحبت کردم و گفتم که میخوام با یه نفر دیگه بیرون برم اونم قبول کرد و گفت حق دارم همچین کاری کنم خلاصه با دودلی تمام پیشنهاد یکی از آقایونی که مدت کمی بود میشناختمو قبول کردم. پدرام 8 ماه از من بزرگتره &#8230; بار اولی که بیرون رفتیم یعنی همین 1 ماه پیش خیلی با هم راحت نبودیم و مدام از این بحث های مسخره پیش می کشیدیم با ماشین دور میزدیم که تماس چشمیمون کمتر باشه . خب آخه خیلی یهویی شده بود اونم یکم آشنا درومد وقتی بیشتر شناختمش به خاطر همینم با هم خیلی راحت نبودیم . ولی تصمیم گرفتیم دوست بشیم&#8230; امتحانامونم شروع شد و در گیر درس شدیم ولی بعد از تمام امتحانا بیرون بودیم تقریبا یه روز در میون . بار سومی که بیرون رفتیم 2 هفته از دوستیمون میگذشت&#8230; من خیلی دختر شیطونیم به قول پدرام تو ذاتمه نمیشه کاریش کرد یهو هوس یه میکس بستنی و ژله کردم . بهم گفت اگه تا 7 دقیقه دیگه تو دستت باشه چی کار میکنی؟ منم که خر و بی حیا &#8230; گفتم 5 min ازت لب میگیرم پاشو گذاشت رو گاز 2 min بعد جلوی بستنی فروشی بود کفت یه کمی هم پیشت میشیشنم که فکر نکنی خیلی عجله دارم منم زل زده بودم بهشو فقط میخندیدم پا شد رفت تو پیاده رو کلی چشمک و خنده و خوشحال خلاصه رسید به صندوق و رفت بستنیو بگیره که یهو رنگش عوض شد دیدم عصبانی اومد کناره ماشین فاکتورو نشونم داد گفت عوضی همین الان تموم کرد چند تا فحشم بارم کرد رفت یه چیز دیگه گرفت . یه کم خورده بود تو حالش من واقعا بی قصد و منظور اون حرفو زده بودم ولی وقتی رسوندم خونه و می خواستم پیاده بشم دلم نیومد اینطوری ولش کنم برگشتم گفتم خب 3 min خوبه ؟ گفت نه فدات شم تو فکرش نرو خواستم برم پایین که دستمو گرفت و در ماشینو قفل کرد دیگه هر چی اصرار کردم و بهونه آوردم که دیر شده قبول نکرد خلاصه یه جای خلوت پیدا کردیم.روشو کرد طرفه من گفت خب خانوم چه خبر؟ وقتی نگام میکنه خیلی سنگینیشو حس می کنم به خاطر همینم اومدم طرفشو دستمو انداختم دور گردنش می خواستم لبمو بزارم رو لباش که منو هل داد عقب گفت عزیزم انگار خیلی عجله داری؟ من ناراحت شدم اخمامو کردم تو هم که یه کم بهم خندید و خودش اومد سمتم &#8230; دستشو انداخت دور کمرمو آروم همینطوری که داشت تو چشمام نگاه میکرد لبه پایینمو گرفت&#8230;یه کم که لبمو مکید منم اومدم تو خط و محکم موهاشو چنگ میزدم وقتی دید با هم راحتیم آروم دستشو برد سمت سینه هام و از روی لباسم شروع کرد به مالیدن.. من خیلی دختر حشری هستم خیلی سریع صدای نفس نفس و آه نالم در میاد . به محض اینکه نوک سینمو با انگشتاش فشار داد چنان آهی کشیدم که که همه زبونشو کرد تو حلقم که نتونم لبامو از دهنش بکشم بیرون.. اصلا تو نخه زمان نبودیم که یه ماشین پیچید تو کوچه و این صحنه رو دید و منم سریع روسریمو کشیدم جلو گفتم پدرام برو . نگاه کردیم دیدیم 45 دقیقه تو بغله هم بودیم خیلی خوب بود ولی من حس بدی داشتم چون حس میکردم هنوز زود بوده و اینکه هنوز یه کم نسبت به bf قبلیم احساس داشتم به خاطر همینم دفعه بعدی که بیرون رفتیم تقریبا دو ساعت داشتیم راجع به رابطمون صحبت می کردیم و با ناراحتی جدا شدیم ولی باعث شد بعدا بهم نزدیک تر بشیم. پدرام قبل از من 2 تا دوست دختر داشته که رابطه فیزیکیشون خیلی بیشتر از این حرفا بوده ولی خب به من سعی میکنه نگه که ناراحت نشم اما خودم خوب میفهمم مخصوصا از طرز لب گرفتن و سینه خوردنش میشه تشخیص داد که تو چند خط بعدی براتون میگم. از نظر ظاهری هم اون یه کوچولو از من بلند تره خودمم 171 هستم وزنم 58 و سایز سینه 75. موهام بلند و مشکیه چشمام قهوه ای تیره و ابروهای پهن و خوشکل مشکی و لبای خوش فرم کلا چهرم بیشتر از اینکه خوشکل باشه جذابه پوستمم خیلی سفید ه ولی صورتمو معمولا برنز میکنم که بیشتر بهم میاد. همه این چیزارو گفتم که برسیم به آخر هفته قبل&#8230; این چند هفته ای که با هم بودیم خیلی با هم بهتر شدیم بیشتر همدیگرو شناختیم و کلا حس خیلی خوبی پیدا کردیم . از نظر سکس هم من اعتقاد دارم باید با پارتنرت خوش بگزرونی و لذت ببری ولی واسه خودم یه سری محدودیت دارم که از جلو تا قبل از ازدواج اصلا و از پشت هم شاید بعد از 1 یا 2 سال و پدرام هم خیلی رلکسه و تقریبا همین افکارو داره و به قوله خودش خر نیست تو این سن پرده یکیو بزنه در ضمن مثل خودم هر کاری تو سکس ازش بخوای برات انجام میده تا ارضات کنه از این اخلاقش خیلی خوشم میاد چون خودمم کم نمیزارم هیچوقت. چند شب پیش ساعت 7 زنگ زد گفت میشه ببینمت عزیزم ؟ منم که دلم براش تنگ شده بود و هم نمیخواستم ضد حال بزنم گفتم باشه زودی آماده شدم یه تونیک سورمه ای که فقط جلوش یه دونه دکمه میخورد با یه جین تنگ و شال مشکی پوشیدم . یه آرایش ملایم هم کردم و زدم بیرون بهش یه جا آدرس دادم تا بیاد دنبالم و گفتم که بیشتر از 1 ساعت نمیتونم پیشت بمونم به مامی گفتم کارم زود تموم میشه پدرام اوکی داد و رفتیم دنباله یه کافی شاپ خلوت بودیم که گیر کردیم تو ترافیک اونم مجبور شد بپیچه تو یه کوچه فرعی تا راهو دور بزنه البته به نظرم از عمد این کارو کرد. یه 10 دقیقه ای تو کوچه پس کوچه ها وقت گزروند تا اینکه زیر سایه ی چند تا درخت گرفت کنار چراغ داخل ماشینو روشن کرد گفت : چرا دقت نکرده بودم امشب با چه تیکه ای اومدم بیرون &#8230; منم که تا از این چیزا پیش میاد سرخ و سفید میشم و بعدم شروع میکنم به خندیدن وقتی داشتم می خندیدم اومد طرفم چراغو خاموش کرد و گفت خانوم دیوونم میکنه این خنده هات.. ساکت شدم تو همون حالتی که لبام باز بود منو کشید طرف خودش و شروع کرد به لب گرفتن منم خیلی خوشم میومد ولی میترسیدم یکی ببینتمون هی چند دقیقه یک بار لبامو از دهنش میکشیدم بیرون اینور اونورمو نگاه میکردم کم کم دستشو برد زیر لباسم منم خودمو بیشتر نزدیکش کردم فهمید مشکلی ندارم. من وقتایی که هوا گرمه معمولا سوتین نمیپوشم. گفت خانومی این دفعه باید اجازه بدی سینه هاتو برات بخورم دیگه.. منم یه کم نگاش کردم گفتم اوکی بهش فکر می کنم بعدم دوباره رفتم تو بغلش دستشو گرفتم از زیر لباسم گذاشتم رو سینم یکم تعجب کرد ولی با این کارم خیلی حال کرد شروع کرد به مالیدن و فشار دادن منم نا مردی نکردم و صدامو هی بردم بالاتر اونم محکم ترش می کرد که دیگه تحملم تموم شد داشتم پیرهنشو میکندم و لباش و گاز میگرفتم که حشرش زد بالا و لباسمو کشید بالای سینم افتاد روشون شروع کرد به خوردن و گاز گرفتن یه بار بدجورییی گاز گرفت نوک سینمو که موهاشو محکم کشیدم دو تا فحش هم بهش دادم ولی داشت دیوونم میکرد عاشقه اون لبای پر و خوشکلشم وقتی که می چسبونتشون به بدنم&#8230; اروم سینه هامو ول کرد رفت سمت شکم و نافم که من روشون خیلی حساسم&#8230; دیدم اگه همینطوری پیش بره نمیتونم دیگه خودمو کنترل کنم بهش گفتم فدات شم بسه دیگه پایینتر نرو گفت : عزیزم امشب نخورمش برات خوابم نمیبره&#8230; می خواست شروع کنه به مخ زدن که در یه خونه باز شد از توش یه ماشین اومد بیرون که دیگه درست نبود اونجا وایسیم و حرکت کردیم ولی خیلی تحریک شده بودم اونم هی دستش میاورد بین پاهام و با کسم بازی میکرد که حتی از رو شلوار جینم حالم عوض میشد دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم . ازش پرسیدم عزیزم یه کم شیطونی کنم موقع رانندگی حواست پرت نمیشه ؟ گغت نه گلم هر کار می خوای بکن. دستمو بردم طرف شلوارش زیپشو کشیدم پایین دیدم وااای آقا حسابی راست کرده از نظر من کیرش اوکی بود تقریبا 17 سانت (بعدا سایز گرفتم نه الان تو چند خط بعدی) ولی خیلی کلفت بود هر چقدرم می مالیدمش بزرگتر میشد از رو شرتش سرشو پیدا کردم با انگشتام شروع کردم به مالیدن دستمو گرفت برد بالا بوسش کرد دوباره خودش گزاشتش رو کیرش و یه کم فشار داد. بعضی وقتا که محکم فشار میدادم سرشو یه کم صداش در میومد دعوام میکرد ولی بعد یه لب ازم میگرفت میگفت عزیزم به دل نگیر خب حساسه همچنان داشتیم واسه خودمون دور میزدیم که گفت آیدا جون من کمرم از درد میکشتم امشب اهل جلق زدنم نیستم زیاد. منم منظورشو فهمیدم خودمو چسبوندم بهش گفتم اوه می خوای راهتت کنم عشقم ؟ اونم گفت میخوری برام ؟ منم مشکلی نداشتم گفتم باشه ولی دفعه اولمه ممکنه ناشی باشم یه کم گفت ناراحت نباش خانومی فقط دندون نگیر. نمیتونستیم ماشینو بزنیم کنار چون اون موقع شلوغ بود و جای خوبی نبود قرار شد بریم یکی از جاده های خارج از شهر که اون آروم رانندگی کنه و منم براش ساک بزنم وقتی رسیدیم به اولای راه شلوارشو یه کم داد پایینتر شرتشو کشید زیر کیرش منم دستمو گزاشتم روش خیلی عالی شده بود واقعا داشت میترکید دستشو برد پشت سرم موهامو گرفت سرمو چرخوند سمت خودش یه لب گنده ازم گرفت و بعد با همون حال دهنمو گزاشت رو کیرش یه کم نگاش کردم که چطوری اینو تو دهنم جا بدم .. بعد شروع کردم سرشو لیس زدن یه کم زبونمو کردم تو سوراخه کوچولوی سر کیرش هست بعد که حسابی تحریک شدم کردمش تو دهنم به زور نصفشو می کردم تو ولی حالت تهوع بهم دست میداد اما خوشم اومده بوود اصلا بدم نمیومد براش بخورمش یه کم که گذشت سرمو کشید بالا گفت عزیزم سرشو برام مک بزن منم که خیلی وارد نبودم مک میزدم ولی یه کم میرفت بین دندونام دردش میومد داد میزد یا موهامو میکشید منم بدتر فشار میاوردم با لبام و زبونم ولی سعی میکردم دندونم بهش نخوره .. ولی چون تو حرکت بودیم خیلی دست خودم نبود بعضی وقتا محکم می خورد به سقف دهنم یا سر دندونام&#8230; وااااای وقتی میمکیدم حس می کردم یه کم از آبش میاد تو دهنم کم کم حس کردم داره میاد که یهو گوشیش زنگ خورد دوستش بود به من گفت تو حرف میرنی؟ اما دید اصلا کیرشو از دهنم در نمیارم شروع کرد به حرف زدن منم از عمد محکم تر می خوردمش که فکر کنم دوستش فهمید :)))) خلاصه آب آقامون نیومد . سرمو آوردم بالا گفتم بوسم میکنی ؟ گفت هانی همین الان کیرم تو دهنت بوده حس بدی دارم لباتو بخورم منم از عمد لبامو چپوندم تو دهنش که خندش گرفت و پیشونیمو بوسید گفت وقتی زبونمو کردم تو سوراخه کونت بعد ازت لب گرفتم می فهمی منم یه خنده ای کردم گفتم اشکالی نداره دوباره رفتم پایین این دفعه فقط لیس میزدم اونم که از اولش دستشو گزاشته بود دور شونه و کمرم یادش اومد که فقط خودش داره ارضا میشه عذاب وجدان گرفت دستشو از پشت برد زیر لباسم یه کم رو کمرم چرخوند آروم انگشتاشو رسوند به سینه هام باهاشون بازی کرد یه کم بعد گفت : کثافت انقد لیس نزن دیوونم میکنی&#8230; سرمو محکم گرفت تمامه کیرشو کرد تو دهنم که داشتم خفه میشدم محکم روناشو چنگ زدم ولم کرد . دست چپش که رو فرمون بود با دست راستش و کمک من زیپ شلوارمو کشید پایین یه کم آزادش کرد آخه جینم خیلی تنگ بود بعد همینطوری که خم شده بودم طرفشو ساک میزدم دستشو از پشت شلوارم برد داخل انگشت وسطشو کرد بین کونم سوراخشو پیدا کرد شروع کرد به انگشت کردن وقتی دید حالم داره عوض میشه دستشو آروم برد داخل تر و انگشتاشو گذاشت رو کسم محکم فشار میداد و میمالیدش منم از یه طرف داشتم دیوونه میشدم از یه طرف میترسیدم زیادی بکنه تو انگشتشو &#8230; گفتم : پدراااام نکن ن ن چند سانت از انگشتشو کرد تو کسم گفت : جنده خانوم جای تحسین داره با این کس خیس و تپلت بازم دهنتو باز میکنی به من میگی نکنم&#8230; منم خفه شدم دیگه براش ساک نمیزدم داشتم حال میکردم اونم به خاطر مکثی که بینش افتاده بود آبش نیومد گفت اشکالی نداره نمیخواد دیگه بخوری قربونت بشم. دید پوزیشنه من خوب نیست و خودشم راحت نبود زد کنار صندلیمو داد عقب خوشبختانه جاده تاریک بود زیاد مشخص نبود از تو ماشین. منو چسبوند به در و شلوار و شرتمو با هم کشید پایین پای چپمو داد بالا طوری که بتونه کس و کونمو راحت ببینه و سرشو برد طرفش&#8230; هی دستمو میزاشتم بینه کسم و دهن پدرام میگفتم میترسم کنترلمو از دست بدم پدرام نکن &#8230; اگه حشری ترم کردی باید بکنی منوو &#8230;. اونم با این کارا و حرفام وحشی تر میشد مخصوصا که من همیشه تمیز میکنم خودمو به خاطر اینکه کلا بدم میاد از مو روی بدن. اونم کس سفید و تمیزمو که میدید حالش خراب تر میشد&#8230; خلاصه نتونستم راضیش کنم که این کارو نکنه لباشو محکم چسبوند به لبه های کسم و شروع کرد به مکیدن منم آه و ناله و جیغ و دادم با هم قاطی شده بود اصلا حالمو نمیفهمیدم زبونشو آروم دور سوراخم می چرخوند یهو نوکشو میکرد داخل یه کوچولو هم گازم میگرفت که تلافی کنه تو این حال بودیم که گوشیم زنگ خورد و دیدم مامانمه اصلا حواسم به ساعت نبود خودمو جمع و جور کردم جواب دادم پدرام هم که میدونه اگه مامانمینا بو ببرن رابطمون بهم میخوره کوتاه اومد و منو رسوند خونه تابستون هم قراره با هم دیگه بریم سفر. خیلی دلم می خواد رابطمون هم از نظر فیزیکی و هم از نظر عاطفی بهتر بشه اگه خوشتون اومد از این متد خاطرات بعدی رو هم براتون مینویسم. راستی اگه لطف کنید نظرتونو راجع به من و پدرام هم بگین ممنون میشم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d9%85-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175687</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گاییدن جنده خانم ناز تو دفتر کار</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%81%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%81%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jul 2019 09:05:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمیه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتی]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانای]]></category>
		<category><![CDATA[داستانشو]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاناین]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عشقولانه]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلای]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کنمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواین]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردمیه]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناشناس]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیستمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که باور کنین یا نه فیلم سکسی چون من قلبا و با تمام وجود مینویسمخب من محمد هستم 15 ساله شاید بگید 15 ساله و سکس ؟ سکسی ولی اره خیلی از 15 ساله ها شاه کس هم سکس کردن تحقیق کنین !!من اولا از قیافه خودم بدم میومد برا همین خیلی کونی خجالتی بودم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که باور کنین یا نه فیلم سکسی چون من قلبا و با تمام</h2>
<p>وجود مینویسمخب من محمد هستم 15 ساله شاید بگید 15 ساله و سکس ؟ سکسی ولی اره خیلی از 15 ساله</p>
<h3>ها شاه کس هم سکس کردن تحقیق کنین !!من اولا از قیافه</h3>
<p>خودم بدم میومد برا همین خیلی کونی خجالتی بودم تو عروسیا و &#8230;. گوشه گیر بودم کلا زیاد نمیجوشیدم با کسی</p>
<h4>&#8211; جنده برای این که بقیه در موردم چه فکری میکنن</h4>
<p>تو چت روم برا امتحان تو پستون عمومی گفتم یه دختر بیاد وب منو ببینه بگه قیافم چجوریه چند نفری دیدنو</p>
<h5>یکی گفت کوس خیلی خیلی خوبه یکی گفت معمولی یکی خوب</h5>
<p>خلاصه بد توشون نبود برا همین یکم اعتماد نفسم بیشتر شد !!!اینو بگم که من خیلی تو کف بودم خیلی خیلی جق سکس داستان میزدم چشامم ضعیف</p>
<h6>شده !!! کیرم نسبتا در حد خودم بزرگه ایران سکس 15.5 سانتی</h6>
<p>میشه میخواین به میلم که اخر داستان مینویسم میل بدیم عکسسو براتون میل کنمخلاصه 1 ماه پیش عروسی خالم بود که به خاطر محدودیت های طوی تالار تو یه ویلا گرفته بود عروسیشومنم طبق معمول یه گوشه نوشسته بودم سرم پایین بود داشتم اهنگ من خستم از یاس رو گوش میدادم با صدای کم در گوشم !یه دفه دیدم یکی اومد کنارم نشست سرمو بلند کردم دیدم دختره از فامیلای دوماد بود درست نمیشناختمش تا دیدم دخره جا خوردم یکم رفتم اون طرف تر گفت چی کار میکنی منم موزیکو قطع کردم (من کلا زیاد با دخترا حرف نمیزدم دوستم نداشتم بحرفم ولی سکسو که خیلی دوس داشتم ) گفتم هیچی بی کارم گفت اسمت چیه چند سالته و از این کس شعرا بعدشم خداحافظی کرد و رفت منم دوتا فحش دادم گفتم اهنگمو قطع کردی ادامه به اهنگ فردای عروسی یه شماره ناشناس اس داد نوشت سلام محمد خوبی ؟ منم که فک کردم از بچه ها مدرسست معمولی گفتم ممنون بعد اس ام اس بازی گفتم کدوم یکی هستی ؟نگفت گفتم حال ندارم بای 2 تا اس داد ج ندادم اخرش گفت من همون دختره م من دهنم وا موند گفتم شمارمو از کی گرفتی گفت از دختر خالت (دختر خالم ازم 1 سال بزرگتره ) خلاصه منم انگار به خر تیتاب داده باشی اس ام اس بازی بعد قرار گذاشتیم همدیگه رو ببینیم منم خر کیف رفتم دیدم وایساده رفتم جلو ( داشتم میلرزیدم اولین دوست دخترم بود !!!) رفتیم تو کافی شاپ نزدیک بود یارو دوستم بود همیشه میرفتم وای فای داشت کار میکردمیه چیزی خوردیمو خلاصه دوستی ما ادامه داشت بعد از 2 هفته گفت ممد جی اف داری ؟ گفتم نه گفت تا حالا با کسی حال کردی ؟ این اسو که خوندم به جون شما دلم یه جوری شد در جا سیخ کردم !!!! گفتم نهخلاصه گذشت منو اون دیگه فامیل بودیم فهمیدم دختر خاله دوماده !! دیگه به زور عمدا میرفتم با خالم خونه شوهر خالم با اون مینشستیم حرف میدیم تا یه روز مامانم دعوتشون کرد خونمون من که تو کونم پارتی بودحموم رفته اماده برا اومدنشونوقتی اومدن تو خونه و منو دید یه لبخد با حال زد بعد اومدن نشستن البته یه داداش داره از خودش 2 سال از من کوچیک تر من رفتم تو اتاقم پا کام داشتم تو روم دنیا میچتیدم داداشش اومد بغلم چند مینی داداشش بود که در باز شد خودشم اومد رو تخت نشست مامانش زیاد بهش گیر نمیداد اون روزم داداششو دک کردیم حرف زدیم خیلی به هم علاقه مند شده بودیمیه روز زنگ زد خلاصه حرف گفت ممد بیا خونمون گفتم برا چی ؟گفت مامان و بابامو برادرم رفتن گردش اونایی که تو بندر عباسن میدونن اب گرم گِنو کجاست منم از بندرم بچه ها البته اصلیت بندری نیستمگفتم تو چرا نرفتی گفت بهانه اوردم از اونجایی هم که زیاد گیر نمیدن قبول کرده بودن ما هم دیگه در حال لباس پوشیدن سیخ کرده بودیم به مامان گفتم مامان میرم با دوستا سیتی سنتر (بندریا میدونن کجاست یه بازار وسط شهر پر دختر !!!!!)گفت برو رفتم وارد خونه که شدمدیدمش عادی یه تاپ و شلوارک پوشیده بود من خر کیف نشستم هر دومون یه چیز میخواستیم اما هیچ کدوم نمیتونستیم چیزی بگیم حس بدی بودتا این که اون گفت ممد منو دوس داری ؟ گفتم اره خیلی گفت منم خیلی دوست دارم همین جوری چند مین حرف زدیم که بلند شد اومد بغل من نشست من تخم نداشتم حرکتی کنم نمیدونم برا چی داشتم تلوزیون نگاه میکردم از سر ترسیه دفع لپمو بوسید من خیلی تعجب کردممنم بر گشتم اصلا دست خودم نبود ولی گردنشو گرفتم دوتا صورتشو اوردم نزدیک لباشو بوسیدم اولین لب زندگیم بود باورم نمیشد شیرینننننننن بود چرخیدیم رو به رو هم همدیگه رو بغل کردیم لب میگرفتیم بعد گفت بریم تو اتاق من ؟گفتم بریم بلد شدیم رفتیم رو تخت ( 1 نفره کونم پاره شد ) خوابیدم افتاد رو من دوباره لب میگرفتیم خیلی حاللللللل میداد کیر ما شده بود مثل استخونگفت اون چیه رو پام ؟ هیچی نگفتم بعد چرخیدیم گذاشتمش کنارم دستمو گذاشتم رو سینه های تازه کار کوچولو بودن ولی خلی باحال بودنا پیشنهاد میکنم سینه دختر 14 سال رو بمالید باحاله تاپشو در اوردم سینه هاشو میخوردم اولین بارم بود سینه دست میزدم کلا اولین بارم بود !!!! خوردم براش رفتم پایین رسیدم به کسش شلوارکشو در اودرم یه شرت ناز صورتی بود اونو که در اودرم یه کس سفید و تپل حساب کنی دختر کم سن تازه موهاشو زده بود تپل بود جون میداد برا خوردن خورد کسشو به یه من نرسید ابش ریخت خیلی باحال بود مث پنبه بعد منو کشید بالا یه لب گرفت گفت بسه حالا نوبت توئه پیرهنمو در اودر یه دست کشید رو سینم رفت شلوارو شرتو با هم کشید پایین کیر ما که اشتخونی شده بود بدبخت افتاد بیرون گفت واو چه کیری ( از اون روز به بعد وب گیر میدادم !!!!!!!!!!!!!!) اومد کیر مارو خورد بلد نبود ولی اییییییگفتم چی کار کنیم از کس که نمیشه از کونم که درد داره دهنم که بلد نیستی چی کار کنم ؟ گفت از کون بکن اشکالی نداره من از تخت اومدم پایین خوابید رو تخت پاهاشو داد بالا سوراخ کونش دقیقا باز بود و معلوم خودشو شک گرفت منم که گرم دم دست نبود حال نداشتم بیارم اول اومد یکم خورد بعد گذاشتم دم سوراخ خیلی کم کم فشار دادم بره تو اولش مشد میخواستم بی خیال شم گفت بکن ما هم زور زدیم نصفش یه دفه امگار ازادش کردی رفت تو معلوم بود دردش گرفته لم میسوخت براش ولی چیزی نمیگفت خلاصه شروع کردم به تلنبه زدن بعد 10-11 بار ابم اومد ریختم تو کونش چون اولین بارم بود ابم خیلی زود اومد در اوردم کیرمو افتادم روش از هم لب گرفتیم همدیگرو محکم بغل کردیم سکس عشقولانه ایی بود اگه خوشتون اومد که بگین داستانای سکس بعدیمو با همین دختر بگمامید وارم باور کرده باشین اگرم که نه که نه دیگه به زور که نمیتونین باور کنینمن 1 سالی هست تو این سایت میام و دلم میخواد سکس داشته باشم و داستانشو بنویسم که به ارزوم رسیدمبایییییییییییییییییییییییییییییییی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%81%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175401</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سواری سر کیر  از قابلیت های این جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jul 2019 05:53:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[اسکناس]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودولی]]></category>
		<category><![CDATA[پایینه]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهادی]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تعاونی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[توهنوز]]></category>
		<category><![CDATA[چسپیده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دلیلشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمان]]></category>
		<category><![CDATA[سیگاری]]></category>
		<category><![CDATA[شدمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کنیبعد]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[موجودی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنین]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ناامید]]></category>
		<category><![CDATA[نبودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشم]]></category>
		<category><![CDATA[هزارتا]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واستادیم]]></category>
		<category><![CDATA[وهمچنین]]></category>
		<category><![CDATA[یهدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زندگی تقریبا جزء اون دسته فیلم سکسی از آدم های هستم که دوست دختر زیاد دارن ولی هیچوقت با هیچ کدوم از سکس حرفی نمیزدم و یه سکسی حدو حدودی رو همیشه رعایت میکردم واسه شاه کس همین بد جوری تشنه سکس بودم اخه نمیدونی هر شب فیلم سکسی ببینی آخرش خود کونی ارضایی کنی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگی تقریبا جزء اون دسته فیلم سکسی از آدم های هستم که دوست</h2>
<p>دختر زیاد دارن ولی هیچوقت با هیچ کدوم از سکس حرفی نمیزدم و یه سکسی حدو حدودی رو همیشه رعایت میکردم</p>
<h3>واسه شاه کس همین بد جوری تشنه سکس بودم اخه نمیدونی هر</h3>
<p>شب فیلم سکسی ببینی آخرش خود کونی ارضایی کنی چقدر دردناکه؛ همیشهدوست داشتم که یه دختر خوب گیرم میومد و زباونمولای</p>
<h4>کس جنده صاف و بدون موش میکشیدمو و اون همهمزمان کیر</h4>
<p>من و بخوره یعنی یه 69 پستون به تمام عیار ولی حیف که نه هیچ وقت خونه داشتم ونه دوست دختری</p>
<h5>که باهاش کوس تو سکس طبعیی باشم وهر وقت اراده کنم</h5>
<p>بیاد یه حالی بده یه حالی بگیره و بره ولی شکر خدا الان تمام این ها جور شده و من هر وقت سکس داستان بخوامیعنیخونه خالی باشه</p>
<h6>بیاد یه حالی به سعید بده بره &#8230; ایران سکس خو ب</h6>
<p>بهتره از اون شب خاطره انگیز بگم تقریبا 5 سال پیش بود و من 17 سالم بود تو یه روز داغ تابستونی که تو اوج شهوت بودم از خونه زدم بیرون تقریبا هوا تاریک شده بود رفتم سر کوچه چندتا دختر دید بزنم که حسن دوستم امد و طبق معمول همیشه بحث رفت سر دختر وکس و&#8230;.. که یه دفعه حسن بهم یه پیشنهاد داد (حتما حدس میزنین چه پیشنهادی داده) گفت : بیا بریم کس بکنیم اولش خندیدم گفتم کی میاد به من و تو کس بده که جدی شد و گفت خوب معلومه خانوم محترم و شخیص جنده !!!!گفتم کسی رو سرغ داری یه دفعه با خنده گفت نه تازه فهمیدم منو سر کار گذاشته بود ولی من بدجور هوای کس کرده بودم واسه همین گفتم جدی جدی بیا بیریم جوینده یابنده است (که واقعا هم هست !!!)رفتیم سراغ یکی از دوستان که اونم سر کوچه ما یه سوپرمارکت داشت ولی خودش بچه یه محله جنده خیز شهر بود که اتفاقا چندتا آدرس توپ هم داشت که یه مورد انتخاب کرد که باید میرفتیم خونه ش طرف و میگایدیم پول و اِخ میکردیم و میرفتیمساعت تقریبا 9 شب بود که راه افتادیم تو مسیر حسن جند نخ سیگار خرید ولی منی که همیشه پایه ثابت سیگار بودم گفتم نمیکشم آخه دوست نداشتم جنده محترمه از بوی سیگاری که از دهنم میاد رنجیده خاطر بشه و حالش بهم بخوره خلاصه حسن خودش با اون یکی دوستم که سید صداش میکنیم کشیدن وقتی رسیدیم در خونه دیدم یه خونه کلنگی با یه در کوچلوی چوبی اولش یکو ترسیدم گفتم بیا برگردیم این دخمه دیگه کجاست که منو آوردی و لی یه ثانیه بعد پشیونشدم اخه شهوت لامذهب دخمه مخمه حالیش نیستسید رفت زنگ درو زد که یه زنگ مخفی بود و از زنگ اصلی خود خونه بود یه چند دقیقه واستادیم کسی نیومد ناامید و مایوس خواستیم برگردیم که یه دفع در باز شد ویه زنی که یه حوله سرش بود امد و با دیدنش به سمتش رفتیم و و با نگاه اول خودم لعنت کردم که این دیگه چه عجوزه ایه ولی امان از دست شهوت و شهوانی شدنبا طرف وارد مذاکره شدیم که گفت باید یکی یکی بیاد تو و نفری دقیق یادم نیست 3 هزار گرفت یا پنچ تومن (دوستان عزیز لطفا به من نخندیدن آخه جریان پنج سال قبل و کسش هم تعاونی و ارزان قیمت بود)در ضمن یادم رفت از اول وقتی که رسیدم در خونه ش یه استرس شدیدی داشتیم که چند تا دلیل داشت:1- اینکه واسه اولین بار میخواستم یه حالی به سعید کچولو بدم(منظور کیرمه)2- به خاطر ترس از پلیس و عقد شدن با یه زن همسن ننم و کسی که هزارتا کیر به تنش خورده3- دلیل آخرش هم نمیدونم کلا چه مرگم بود شاید تلفیق دو دلیل بالا بودخلاصه اول به حسن گفتم تو برو تو من یکم میترسم اگه همه چیز خوب پیش رفت منم بعد تو بیام بعد بیسیت دقیقه حسن خروسی کس و کرد امد ولی جندهه عصبانی بود و برگشت بهم گفت اصلا نمیخواد توبیایی اون لحضه غم عالم ریخت تو دلم دیگه داشت گریه م میگرفت که سید گفت بذار بیاد گناه داره و تو پولتو بگیر مثل آدم کستو بدهرفتم داخل خونه رو بست که یه دفع از تو کوچه صدایه یه ماشین امد که از قضا در خونه نگه داشت از صدای موتور ماشین معلوم بود که ماشین مدل بالاییه که یهوو یاده بنزهای پلیس افتادم خود جندهه هم یه ترسی تو صورتش پیدا بود گفت پلیس نباسه عقد کنن &#8230; از سوارخ در رفت ببینه که این ماشین کیهباورتون نمیشه تمام قلبم داشت از جا کنده میشد مخصوصا لحظه ای که چند تا از درهای ماشین هم زمان بازشد و محکم بسته شد با خودم گفتم خاک بر سر بدبختت شد سعید هنوز هیچ گوهی نخورده پلیس امد بگیرتت وسط حیاط خشکم زده بود از ترس پاهام سست شده بود و تنها کاری که تونستم اون لحضه بکنم به در دیوار ها یه نگاهی انداختم که از کجا میشه فرار کرد و چون اطراف اون جا ساختمان های بلند بود و این خونه وسط اون های گیر افتاده بود تقریبا هیچ راهی نبود ناامید شدم ونفسم از شدت ضربان قلبم بند امده بود (کاش جلی من بودین تا میفهمیدین چه حالی داشتم اون لحضه)تمام اینها تو چند ثانیه طول کشید که جندهه امد گفت پلیس نبود که یه نفس عمیق کشیدم و به دور و برم یه نگاهی انداختم یه حیاط خاکی داشت که دوتا اتاق چسپیده بهم داشت معلوم بود که تو یکیش ادم هست و احتمالا بچه های زنه داخل اون اتاق بودن که منو به اتاق بغلی راهنمای کرد که تقریبا به جز یه دست رختخواب چیز دیگه ای نداشت که رختخواب پهن کرد زیرمون نرم باشهیه دفعه بی مقدمه شلوارشو کشید پایین از زیر شرت نداشت و انصافا کس تمیزی داشت یا من از شدت هیجان حالیم نبودخلاصه رفت کاندم بیازه که یه دفعه با یه پلاستیک فریزر تو دستش برگشت با تعجب گفتم نکنه اینو میخوای بکشی سر کیرم که عصبانی جواب داد نه احمق جون این اوردم که اخر کار کاندم و که پر کردی بندازم داخل پلاستیکخیالم راحت شد یه نفس عمیق کشیدم که گفت اول پول !!! بعد یه ساعت شمردن و دسته کردن اسکناس ها کل موجودی جیب مبارک و به خانم محترمه مکرمه &#8230;..جندهه تحویل دادیم و مجوز ورود وگرفتیمطرف فقط از پایین لخت کرد منم اول شلوارو نصفه در اوردم و خود جندهه برام کاندوم گذاری کرد و درازکشید پاهاش و از هم باز کرد کیر کردم داخل کسش مشغول شدم که دیدم فایده نداره باید کامل لخت بشم و درعرض سه وت کامل لخت پتو شدم پریدم رو کسه مشغول تلمبه زدن شدم که بعد چند دقیقه که حس میگرفتم که برم تو اوج لذت یهدفعه پارازیت ول میکرد میگفت زود باش که این کار خودش باعث بهم خوردن تمرکز من میشد و به تاخیر مینداخت ولی به هر صورت حسابی دق و دلی مو خالی کردم و گایدم تا آبم امد و بلند شدمبعد یادم افتاد طرف عصبانی بود از دوستم که دلیلشو پرسیدم که گفت دوستت بوی بد سیگار میداد که حالمو بهم میزد و با این حال همشش ازم لب میگرفت وهمچنین لحظه آخر مثل وحشی ها کاندوم پاره کردده بود وتمام تن و کس جندهه رو آب حیاط (شما بخوانید آب کمر) کشیده بود و میگفت کلا کثیف بودولی در عوض ازمن تعریف کرد و گفت تو خیلی تمییز و خوش بدن هستی ولی وقتت رو با جنده های مثل من تلف نکن شنیدن اون جمله ها از دهن اون زن برام خیلی عجیب بودکه گفت من به فکر پولش نیستم وگرنه این حرفو نمیزدم آخه روزی صد نفر میاد و من مجبورم که خوذ فروشی کنم حتی اگه به پولش نیازی نداشته باشم وگفت این حرفها روبرای این بهت میگم توهنوز سنت پایینه و بهتره با یهدختر هم سن و سال خودت دوستت بشی و با همون عشق باز کنیبعد اون حرفها از خونه زدم بیرون و به دوستام ملحق شدم سید خودش نرفت پیش کسه و همون جا ازما جدا شد رفت خونه و من موندم با حسن و جیبی خالی که تا خونه مجبور به پیاده روی شدیماین بود خاطره تلخ و شیرین من از اولین سکس</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175121</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کارواش و ماجراهای حشری کننده</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b4-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b4-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 28 Jun 2019 06:31:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشم]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آِِییی]]></category>
		<category><![CDATA[اپیلاسیون]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجمون]]></category>
		<category><![CDATA[استایل]]></category>
		<category><![CDATA[استریپ]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالش]]></category>
		<category><![CDATA[اصراریه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انعطاف]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزی]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[باسنتو]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[برآمده]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایبند]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیشو]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[تشویقش]]></category>
		<category><![CDATA[تفاوتی]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توانایی]]></category>
		<category><![CDATA[توپولش]]></category>
		<category><![CDATA[توپولی]]></category>
		<category><![CDATA[جاااااان]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خاصیتی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابمون]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهشی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داورها]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقاً]]></category>
		<category><![CDATA[دندونات]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[دیووونه]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساراست]]></category>
		<category><![CDATA[سالگرد]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[فانتزی]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[قسمتهای]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کارنامه]]></category>
		<category><![CDATA[کماکان]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرهای]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مادرتو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتویی]]></category>
		<category><![CDATA[متوالی]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میذاره]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میزاری]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[هرزگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[هندونه,]]></category>
		<category><![CDATA[هیستریک]]></category>
		<category><![CDATA[واااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رو با دوست دخترای قبلی فیلم سکسی ام قطع کرده بودم به جز شقایق که هنوز چند وقت یه بار بهش زنگ می زدم و گاهی هم سکسی می رفتم خونه اش با هم یه شاه کس حالی می کردیم . شقایق کارمند بانک بود و بیوه . ولی انصافاً تو کل کونی زنهایی که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رو با دوست دخترای قبلی فیلم سکسی ام قطع کرده بودم به جز</h2>
<p>شقایق که هنوز چند وقت یه بار بهش زنگ می زدم و گاهی هم سکسی می رفتم خونه اش با هم</p>
<h3>یه شاه کس حالی می کردیم . شقایق کارمند بانک بود و</h3>
<p>بیوه . ولی انصافاً تو کل کونی زنهایی که می شناختم زن خودم سارا یه چیز دیگه بود . تو این</p>
<h4>مدت جنده هیچی واسم کم نذاشته بود اوایل مثل دیوونه ها</h4>
<p>هر روز با هم سکس داشتیم پستون . حتی یادمه یه شب جمعه تا فرداش پنج بار سکس کردیم تو رختخواب</p>
<h5>، تو کوس آشپزخونه ، حتی یه بار گوشه حیاط فرش</h5>
<p>انداخته بودیم و ناهار می خوردیم که &#8230; سارا بدن محشری داشت حتی خواهرم بهش حسودی می کرد . قد بلند ، سکس داستان چشم ابروی مشکی</p>
<h6>، چهار شونه ، کمر باریک ، باسن ایران سکس توپولی و</h6>
<p>سینه‏ های قلمبه و محشر که هیچ وقت ازشون سیر نمیشم . داشتم از شب سالگرد ازدواجمون می گفتم : یه تاپ بندی مشکی پوشیده بود و یه شلوار نخی سفید و کوتاه ، روز قبلش رفته بود پیش خواهر اپیلاسیون و صندل مشکی پاشنه بلند پاش کرده بود . با اون صندل های پاشنه بلند دقیقاً هم قد من شده بود شاید کمی بلندتر. سر میز شام دلم نمی اومد به غذاها دست بزنم از بس زیبا تزیین شده بودند . رفتم تو آشپزخونه داشت یخ می انداخت توی دلستر ، از پشت بغلش کردم گرمای پشت گردنش دیوونه کننده بود زبونمو کشیدم پشت گردنش با هزار عشوه گفت اشکان اذیت نکن بذار میز رو آماده کنم . گفتم خیلی تو زحمت افتادی بهت گفتم که بیا بریم یه رستوران گفت نه بابا رستوران چیه ؟ مرد باید دست پخت زنشو بخوره اونم امشب . گفتم مرد دیگه چی می تونه بخوره امشب؟ گفت هر چی دلش بخواد فراهمه . برش گردوندم اومدم لباشو ببوسم که با دستاش هولم داد عقب و نذاشت . گفت آرایشم پاک میشه چند ساعت طاقت بیار خودم دخلتو میارم . خندیدیم و رفتیم به طرف میز شام . سر شام گفت اشکان من تو این یکسال چیزی ازت نخواستم و سعی کردم هرچی ازم خواستی برات انجام بدم . غیر از اینه؟ گفتم نه عسلم . چیزی شده ؟ گفت نه فقط نمیدونم چجوری بگم . فکر نکنی من نمیخوام به حرفای قبل از ازدواج مون پایبند باشم ها . به خدا اگه اجازه ندی تا آخر عمرم دیگه مطرحش نمی کنم . گفتم میگی چی میخوای یا نه ؟ گفت یادته قبل از ازدواج گفتی من واسه زن آینده ام شرط و شروطی دارم ؟ گفتم آره یادمه طفره نرو برو سر اصل مطلب . گفت من زیاد از چادر سر کردن خوشم نمیاد . اگه چند وقت دیگه بچه دار بشیم که دیگه اصلاً نمی تونم . می دونم تو هم به خاطر عقاید خونواده ات اینو از من خواستی ولی میشه یکم رو حرفم فکر کنی و بهم بگی که می تونم مثل سابق مانتویی باشم یا نه ؟ بهش گفتم عزیز دلم من اصلاً دلم نمی خواد تو رو زجر بدم خودتم خوب می دونی که خونواده من مخصوصاً بابام به یه چیزایی مقید هستند ولی اگه دلت میخواد نپوشی ایرادی نداره ، از فردا لازم نیست چادر سرت کنی . لبخندی زد و اومد اینطرف میز لبامو بوسید . زبونمو کشید رو لبم مزه رژش رو چشیدم . گفتم مگه نگفتی آرایشت خراب میشه ؟ گفت واسه تشکر بود . عیبی نداره میرم درستش می کنم . شام خیلی بهم مزه داد . تو جمع کردن میز بهش کمک کردم . تو آشپزخونه حسابی خندیدیم و مالوندمش . یه لیوان چای برا خودم ریختم و رفتم پای تلویزیون . هیچ وقت اینقدر سرحال و شاداب ندیده بودمش . خیلی ذوق و شوق داشت مثل دختر بچه ها شیطونی می کرد و سر به سرم میذاشت دقیقا مثل دختر مدرسه ای ها که کارنامه ثلث سوم شون رو با معدل بالا گرفتند . نمیدونم چرا از روز اول اصرار داشتم چادر سرش کنه تو این یکسال که از ازدواجمون می گذشت این اولین خواهشی بود که ازم کرد منم نتونستم روشو زمین بندازم . مانتویی بودنش برام تفاوتی نمی کرد ولی به خاطر مذهبی بودن خانواده ام اصلاً دلم نمی خواست زنم انگشت نما باشه . اما الان با کمال میل درخواستشو اجابت کردم نمی دونم چرا ولی یه حس خوبی بهم دست داد وقتی بهش اجازه دادم که دیگه چادرشو بذاره کنار . برام عجیب بود عذاب وجدان داشتم با خودم می گفتم نکنه اینقدر بی غیرت شدم که حاضرم زنم با این هیکل مانتو تنش کنه نکنه این کار باعث بهم خوردن آرامش زندگیم بشه . اینا چیزایی بود که در حین خوردن چای پای تلویزیون از ذهنم مثل برق و باد می گذشت . داشت صدام میکرد . اشکان جان کجایی؟ همین جام سارا جان چی می خوای ؟ بزن تی وی پرشیا الان مسابقه رقصه شروع میشه ها . چشمگفتم سارا این زنه رو نیگا چه قری میده واسه ممد خردادیان ؟ گفت به اسم ممد خردادیان و به کام شما ؟ چطوری روشون میشه این جوری لباس بپوشن بیان رو استیج جلو این همه آدم ؟ اصن چجوری باسنشونو اینجوری می لرزونن ؟ من اصلاً استعدادی تو این زمینه ها ندارم . نه اشکان ؟ گفتم عزیزم خودتو دست کم گرفتی ها ؟ اینا تمرین می کنن این شکلی میشن . تازه هیکل این زنه یک سوم تو هم جذاب نیست تو هم اگه یه روزی بخوای و حسابی تمرین کنی همه اینا رو میزاری تو جیبت . گفت اوووه چه هندونه ای زیر بغل آدم میذاره . من کجا اینا کجا ؟ ببین کثافت چه باسنی داره ؟ گفتم عزیزم تا حالا به باسن خودت دقت نکردی ؟ حاضرم شرط ببندم باسن این دختره نصف اون توپولی تو هم نمیشه . بیا اینجا . با خنده اومد کنار من گفتم این جلو وایسا یکم باسنتو بده عقب . مثه دختر بچه ها با هیجان به حرفم گوش می داد و اجرا می کرد . سارا بین من و تلویزیون ایستاده بود و کمی باسنشو داده بود عقب . کمی سرمو کج کردم یه نیگا به اون دختر توی تلویزیون کردم یه نیگا به باسن سارا انصافاً میان ماه من تا ماه گردن تفاوت از زمین تا آسمان بود . با کف دستم کوبیدم رو باسنش خیلی دردش اومد خودشو لوس کرد و به حالت قهر رفت رو مبلی که گوشه پذیرایی بود نشست و پشتش رو کرد به من . رفتم سراغش خودمو انداختم روش . عاشق این بازی هاش بودم روی بازوهاش و گردنشو بوسیدم گفتم خانوم خانوما ، خوشگل خانوم جیگر من &#8230; جوابی نداد . دستمو انداختم لای پاش و کس توپولشو یکمی فشار دادم نقطه ضعفش همین بود . با حالت خاصی گفت برو کون همون زنها رو نیگا کن دست به من نزن . خندیدم و گفتم همه اون زنها فدای یه تار موت . دردت اومد ؟ خب تقصیر خودته که آدمو حالی به حالی می کنی هر کس دیگه ای هم جای من بود همین کارو می کرد . نمی دونم چرا با شنیدن این جمله گل از گلش شکفت . گفت هر کس دیگه چیکار با کون من داره ؟ گفتم مثلاً گفتم . گفت این حرفا بده . مرد که باسن زنشو نشون هر کسی نمیده که . گفتم بله شما درست می فرمایید ( نمی دونم چرا خیلی خوشم می اومد این بحث رو ادامه بدم ) سارا تو دلت می خواست تو این مسابقه شرکت می کردی؟ گفت خب هر کسی دلش می خواد هنرشو به بقیه نشون بده ولی خودتم می دونی من اصلاً نمی تونم با این سر و وضع تو اینجور مسابقه ها شرکت کنم . گفتم اشکالش چیه ؟ نکنه میخوای با مانتو و مقنعه بری مسابقه رقص ؟ خندید و گفت نه خب ولی چه اصراریه من برم ؟ گفتم خب برای داورها هیکل و توانایی بدنی و استایل شرکت کننده ها خیلی شرطه . به نظرم تو خیلی شرایطت عالیه . پاشو یکمی برام برقص پاشو یالا . انگار منتظر پیشنهاد من بود بلند شد و شروع کرد به رقصیدن و قر دادن . کارش بی نقص بود حرکاتش حسابی تحریکم کرده بود . وقتی تموم شد براش دست زدم و تشویقش کردم . گفتم اگه تو می رفتی واسه این مسابقه و من جای ممد خردادیان بودم خودم جلوی همه جمعیت یه حالی بهت می دادم بعد با تقلید صدای لوس محمد خردادیان گفتم سارا جون خیلی خوب بود تو همه شرکت کننده ها تو یک نخبه ای واقعاً لذت بردم بیا بریم اون پشت تا یکمی خصوصی با اون باسنت تمرین کنم ببینم تا چه حد انعطاف پذیره . سارا غش کرده بود از خنده اومد سمتم و زد تو سرم و گفت دیوووونههمونجوری نشست تو بغلم سینه هاش درست جلوی دهنم بود سوتین که نداشت . نشونه گیری کردم و با دندونم یه فشار کوچولو به نوک برآمده سینه هاش آوردم . یه آی‏ی‏ی خفیف گفت و خودشو شل تر کرد تو بغلم . به کارم ادامه دادم . چشاش خمار شده بود لپاش سرخ شده بود . همیشه وقتی تحریک می شد همین حالت بهش دست می داد . با دستم اون یکی سینه اش رو می مالوندم و با دندون نوک این یکی رو تحریک می کردم . اونم داشت خودشو روی کیرم جابجا می کرد . دستاشو دور گردنم حلقه کرده بود و سرمو به سینه هاش فشار می داد . گفتم بریم تو اتاق خواب ؟ گفت نه همینجا . تاپشو دادم بالا و با لذت تمام سینه هاشو می خوردم . هاله قهوه ای دور سینه اش جمع شده بود و نوک سینه های درشتش حسابی متورم شده بود . یهویی خودشو از من جدا کرد و گفت بسه دیگه کشتی منو . در همین لحظه یه شرکت کننده دیگه اومد رو استیج با یه آهنگ زیبا شروع کرد به رقصیدن یه دامن کوتاه جین پاش بود . سارا با همون آهنگ شروع به رقصیدن کرد و همزمان لباسشو آروم آروم با همون ریتم آهنگ در آورد . بعد هم شلوارشو به همون صورت . موقع در آوردن شورت پشتشو به من کرد و با انگشت لای کس توپولش می کشید انگشت انداخت لای شورتش و اونو با ریتم آهنگ از پاش در آورد بعدم اومد سمت من گفت بلند شو نوبت توئه . تا من اومدم بلند شم و شروع به استریپ تیز کنم آهنگ تموم شد . دو تایی زدیم زیر خنده . آهنگ بعدی بابا کرم بود . با کلی مسخره بازی لباسمو با همون ریتم باباکرم در آوردم . سارا رو مبل نشسته بود و پاهاشو از هم باز کرده بود رفتم جلوش نشستم روی زمین و سرمو بردم لای پاش . وای که خوشبوترین منطقه دنیا همین لای پای ساراست . عطرش منو مست می کنه . تا صورتم به قسمتهای بالایی رونش برخورد کرد پاهاشو سفت کرد . معلوم بود حسابی تحریک شده . شروع کردم به بوسیدن و لیسیدن و مکیدن . این وسط هرزگاهی با دندونام یه فشاری به کسش می آوردم که اونو به اوج لذت می رسوند . اینقدر تحریک شده بود که محکم می کوبید پشت کمرم و حرفای تحریک کننده می زد : الهی قربونت برم اشکان &#8230; داری دیووونه ام می کنی &#8230; عشق منی تو &#8230; بخور عزیزم دلمممم &#8230; واااااای جاااااان گازش بگیر همش مال خودته &#8230; با دندونات لهش کن &#8230; دوست دارممممم &#8230; اشکان بجنب &#8230; تند تررررر &#8230; واااای واااای واااای&#8230; اشکاااااان &#8230; اینقدر پاشو به سرم فشار داد و جیغ زد تا ارضا شد . بیشتر مواقع روال سک سهامون اینجوری بود که اول اون ارضا بشه . بلند شدم کنارش ایستادم و پیشونیشو بوسیدم و نوازشش کردم خیلی با این کار حال می کرد با چشمای نیمه باز دستشو رسوند به کیرم و شروع کرد به مالوندن . چشمش به تلویزیون بود . من رد نگاهشو دنبال کردم دیدم یه پسر جوون و خوش تیپ داره با ریتم تند می رقصه . کیرمو کشید سمت خودش . منم روی مبل جابجا شدم تا کیرمو به دهنش نزدیک کنم . خیلی آروم نوکشو بوسید و کارشو شروع کرد . هی تا تهش می کرد تو دهنش نوکشو می مکید و لیس می زد گاهی هم قسمتی از کیرمو لای دندوناش فشار می داد که حسابی تحریکم می کرد . لذت بخش ترین قسمت کار موقعی بود که زیر تخمامو می لیسید گفتم بسه گلم همینجا یا بریم تو اتاق . از جاش بلند شد و دستاشو گذاشت روی مبل و دولا شد . کس توپولش از پشت اینقدر زیبا بود که آدم هوس می کرد بشینه فقط نگاه کنه و جق بزنه . رفتم پشتش کیرمو با آب دهنم خیس کردم رسوندم به لای پاش سردی نوک کیرم باعث شد یه آه کوچولو بکشه داشت به تلویزیون نگاه می کرد کیرمو فشار دادم . کمی خودشو جابجا کرد تا نصفه رفت تو . خیس و لزج بود . نمیدونم کسش چه خاصیتی داشت که اینقدر تنگ مونده بود . سارا تنها کسی نبود که باهاش سکس می کرد . مثلاً کس شقایق با اینکه بیوه بود انگار تانک از توش رد شده بود و واسه جمع کردنش باید هزار تا ترفند به کار می بردی . ولی این لامصب کماکان مثل دوران نامزدی مون تنگ و جمع و جور بود . وسط حال کردنم رو به تلویزیون گفتم آقای خردادیان شرمنده که جلو شما دارم آره ها &#8230; زد زیر خنده و با همون حالت لرزش صداش گفت خجالت نکش ها یهو یه تعارف هم بهش بزن دیگه . خندیدم و گفتم دستش به انجا نمیرسه اگه می رسید منتظر تعارف من نمی موند خودش دست به کار می شد . گفت اشکان محکم تر &#8230; بکن دیگه لعنتی &#8230; خیلی تحریک شده بود . مثل دیوونه ها به مبل ها چنگ می زد . تو فانتزی های سکسی مون چند باری تو اوج لذت فحشش داده بودم . امروز هم واقعاً تو اوج بود سعی کردم کمی هم فیلم بازی کنم . شروع کردم به آه و اوه کردن ، با کف دستم می کوبیدم رو باسنش لرزش اون کون قشنگش باعث شد بیشتر تحریک شم . کیرمو کشیدم بیرون دوباره تا ته کردم توش . چند بار متوالی این کارو تکرار کردم . با دو تا دستم لمبرهای کونشو از هم باز کردم . چشمم به جمال سوراخ کونش که افتاد با انگشت نوازشش کردم . اونم داشت جیغ و داد می کرد از شدت لذت . با خودم گفتم وقت خوبیه . جوووون &#8230; قربون این کس تنگ برم سارای من &#8230; جرت میدم من &#8230; پاره ات می کنم مادر قحبه &#8230; خار مادرتو میگام امشب &#8230; بیا حرومزاده کیرم تا ته تو کسته &#8230; بازم ارضا شد . دیگه توان دولا وایسادن نداشت . بغلش کردم گذاشتمش رو مبل . پاهاشو از هم باز کردم و کیرمو تا دسته کردم توش . خیلی بی حال بود . با صدایی مثل ناله گفت بگو بازم . جرم بده اشکان . پارم کن . هر کاری دوست داری باهام بکن . فقط بگو ساکت نباش عوضی . من حرفی نمیزدم . گفت مگه با تو نیستم بی پدر . بگو دیگه جاکش میخوام بشنوم صداتو . با خنده هیستریک شروع کردم همون حرفا رو تکرار کردن اینقدر گفتم تا به اوج رسیدم با لذت تمام خودمو خالی کردم رو سینه و شکم سارا و پاهاشو ول کردم و خودم کنارش دراز کشیدم . اون شب اینقدر خسته بودیم که نفهمیدم کی رفتیم رو تخت و خوابمون برده اینقدر خسته بودیم که نه من و نه سارا نای دوش گرفتن هم نداشتیم صب که پاشدم دیدم آب کیر من رو شکم سارا خشک شده . بوسیدمش و رفتم شرکت . شب سالگرد ازدواج خاطره انگیزی بود .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b4-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174905</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم بلند خوشگل سر کیر سواری میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Jun 2019 07:43:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقاتی]]></category>
		<category><![CDATA[اردیبهشت]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[التحصیل]]></category>
		<category><![CDATA[المللی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باردار]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاترین]]></category>
		<category><![CDATA[برانداز]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بکارتمو]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودچند]]></category>
		<category><![CDATA[بودمچند]]></category>
		<category><![CDATA[بودمشاید]]></category>
		<category><![CDATA[بودیواش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[تحصیلی]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چندانی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتهمه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[درسخون]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارش]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقمه]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کارشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمحالا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدر]]></category>
		<category><![CDATA[کردموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[کردنبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردهمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:من]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[مانیتور]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدادمن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[مینشست]]></category>
		<category><![CDATA[نبودممنم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمبه]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمن]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ممکنه منتظرم باشه و چه فیلم سکسی اتفاقاتی اون روز قراره برای من بیفته.راستش من مهتاب هستم.اون زمان 28 ساله بودم و دانشجوی کارشناسی ارشد یکی از سکسی دانشگاه های تهران.از بچگی همیشه بچه ی شاه کس درس خونی بودم و خیلی کم به اطرافیانم میرسیدم طوری که اکثرا من رو به کونی عنوان یه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>ممکنه منتظرم باشه و چه فیلم سکسی اتفاقاتی اون روز قراره برای من</h2>
<p>بیفته.راستش من مهتاب هستم.اون زمان 28 ساله بودم و دانشجوی کارشناسی ارشد یکی از سکسی دانشگاه های تهران.از بچگی همیشه بچه</p>
<h3>ی شاه کس درس خونی بودم و خیلی کم به اطرافیانم میرسیدم</h3>
<p>طوری که اکثرا من رو به کونی عنوان یه آدم منزوی میشناختن.از وقتی هم که دانشگاه رفتنم رو شروع کردم هم</p>
<h4>همین جنده وضعیت رو داشتم.فقط میخواستم درس بخونم و فارغ التحصیل</h4>
<p>بشم.اون روز هم یکی از روزهای پستون آخرین ترمم بود و با توجه به اینکه شاگرد ممتاز بودم و برای پایان</p>
<h5>نامه هم کوس مشکلی نداشتم به زودی مدرکم رو میگرفتم و</h5>
<p>میخواستم به کمک پدرم برای ادامه تحصیل از کشور خارج بشم و شرایط تحصیلی و نمراتم هم خیلی بهم کمک میکرد.به خاطر سکس داستان اینکه بیشتر عمرم</p>
<h6>رو مشغول درس خوندن بودم هیچوقت به داشتن ایران سکس رابطه ی</h6>
<p>جنسی فکر نمیکردم و توی دانشگاه هم هیچ وقت با هیچ پسری اونقدر دوست نشدم که کار به سکس بکشه.در واقع اصلا سکس برام اهمیت نداشت و چیزای مهمتری توی زندگیم وجود داشت.همه بهم میگفتن دختر خیلی خوشکلی هستم و اگه اینقدر گند دماغ و درس خون نبودم تا حالا باید ازدواج میکردم ولی برای خودم بیشتر درسم مهم بود و اینکه چه قیافه یا تیپی داشته باشم مهم نبود.اون روز یکی از روز های اردیبهشت 85 بود که من برای شرکت توی آخرین جلسه ی کلاس استاد محمدی* رفتم دانشگاه. گرمای هوا طبق معمول آزار میداد.من یه مانتوی کوتاه تا روی زانو و مقنعه سرم بود و آرایش چندانی نداشتم.به خاطر تصادف و شلوغی خیابونهای منتهی به دانشگاه حدود یک ساعت دیر رسیدم سر کلاس و بعد از وارد شدن با نگاه عصبانی استاد و بیشتر از 40 تا دانشجو مواجه شدم.عذر خواهی کردم و نشستم.کلاس تا ساعت 12 و نیم ادامه داشت تا اینکه استاد محمدی پایان کلاس رو اعلام کرد.من هم وسایلم رو جمع کردم و خواستم از کلاس خارج بشم که استاد محمدی گفت:«خانم صابری.شما بمونید»من هم روی اولین صندلی نشستم تا همه خارج شدن.بعد از خالی شدن کلاس استاد به سمت من اومد و روی یکی از صندلی های کنار من نشست.مردی سی و چند ساله با قدی بلند صورتی با جذبه.خیلی از دختر های کلاس عاشق استاد محمدی بودن.استاد گفت:«خانم صابری.توی امتحان میان ترم بالاترین نمره رو آوردین.»تعجب نکردم.به هر حال با خنده گفتم استاد چند شدم؟ استاد گفت خب باعث تعجبه ولی 19 شدی صابری.طبق قولی که داده بودم نمره ی پایان ترمت رو کامل بهت میدم تا معدلت بالاتر بشه و راحت تر بتونی وارد یه دانشگاه بین المللی بشی.از استاد تشکر کردم.استاد محمدی خندید و گفت:بهتره پایان نامت رو هم ببینم.نمیدونم چرا صابری ولی میخوام به عنوان آخرین ترمی که توی این دانشگاه تدریس میکنم کمکت کنم تا با بهترین شرایط فارق التحصیل بشی.برای من اصلا جای تعجب نداشت.چون دانشجوی ممتازی بودم نه تنها استاد محمدی بلکه همه ی استاد ها به من کمک میکردن.با این همه باز هم از استاد تشکر کردم و قرار شد پایان نامم رو که اخیرا تمومش کرده بودم برای استاد ببرم و هنوز معلوم نبود کجا.استاد ازم خواست حوالی ساعت 5 عصر بهش زنگ بزنم تا بهم بگه کجا برم.من هم ازش تشکر کردم و برگشتم خونه.متن جزوه ای که برای پایان نامه نوشته بودم با تمام ضمیمه هاش رو روی فلش ریختم و سر ساعت با استاد تماس گرفتم. استاد محمدی ازم خواست تا به یه آدرس حوالی منطقه ی سعادت آباد برم.خونه ی خود ما شهرک غرب بود و فاصله ی زیادی نداشتیم.حدود ساعت 6 به یه مجتمع مسکونی بزرگ رسیدم که استاد ازم خواسته بود بیام.باید به واحد 135 میرفتم.بعد از استفاده از اسانسور به طبقه ی ششم و واحد 135 رسیدم.با اینکه دانشگاه نمیرفتم ولی بازم یه مقنعه و مانتوی مشکلی با یه جین آبی تنم کرده بودم.پشت در رسیدم و زنگ زدم.چند لحظه صبر کردم.استاد محمدی در رو باز کرد.همون مرد اما این بار ریش هاش رو تراشیده بود و یه تیپ رسمی زده بود و بوی عطرش همه جا رو پر کرده بود.ازم خواست برم داخل.من هم به حرفش گوش کردم.راستش همه ی ما تا اون روز فکر میکردیم استاد محمدی متاهل هست چون یه حلقه ی طلایی همیشه توی دست چپش بود و رفتارش هم بیشتر باعث میشد همچین فکری بکنیم.من داخل شدم.خونه خالی بود.استاد ازم خواست تا روی مبل بشینم و خودش وارد آشپزخونه شد.با صدای بلند گفتم:استاد پس خانوادتون کجان؟استاد محمدی گفت:ایران نیستن خانم صابری.امریکا هستن.با تعجب گفتم:ولی شما خیلی وقته ایران هستین استاد.چند لحظه بعد استاد محمدی با دو تا لیوان شربت برگشت و در حالی که جلوی من مینشست گفت:من و همسرم حدود 10 ساله از هم جدا شدیم.من چند ساله ایران زندگی میکنم.تعجب کردم.در واقع تمام حرف و حدیث هایی که در مورد استاد گفته میشد غلط بود و استاد محمدی یه مرد مجرد بود.البته من هیچوقت اونقدر خودم رو به کسی نزدیک نمیکردم ولی باز هم استاد محمدی مرد جذابی بود.از کیفم فلش مموری رو در آوردم و روی میز گذاشتم و گفتم:استاد این کل مطالب پایان نامم هست.استاد لپتاپش رو از کنار مبل برداشت و مشغول بررسی شد.چند دقیقه ای استاد مبهوط مانیتور بود و من هم مبهوط استاد محمدی.دلیلش رو نمیدونستم ولی خیلی تحریک شده بودم.خوش تیپ ترین و با کلاس ترین استاد دانشگاه حالا جلوم نشسته بود.مردی که با خاطر اینکه فکر میکردم متاهل هست مثل اکثر دختر های دانشگاه بهش نزدیک نمیشدم ولی حالا شرایط فرق میکرد.همینطوری مشغول برانداز کردن استاد بودم که صدای استاد به گوشم رسید:حواست کجاست صابری.یکهو به خودم اومدم و گفتم:هیچ جا استاد.داشتم فکر میکردم.استاد محمدی سرش رو تکون داد و دوباره به مانیتور خیره شد.از استاد اجازه گرفتم و به سمت دستشویی رفتم.خیلی تحریک شده بودم و میخواستم به صورتم آب بزنم.وارد دستشویی شدم و جلوی آینه وایسادم.به خودم نگاه کردم.چهره ی بدی نداشتم و اندامم هم خوب بود.مقنعه رو در آوردم و مانتو ام رو هم هیمنطور.گل سرم رو باز کردم و موهام رو که تا زیر شونه هام میومد رو کاملا باز کردم.شیر رو باز کردم و یه کم آب به صورتم زدم.سرم همینطور پایین بود که یکهو گرمای دو تا دست رو روی شونه هام احساس کردم.ترسیدم.جزئت نداشتم برگردم و پشت سرم رو نگاه کنم.یعنی استاد محمدی بود؟دستهای گرم از کنار کتف هام سر خوردن و از زیر بقلم به سمت سینه های درشت و گوشتیم اومدن و شروع کردن به مالیدن سینه هام.من هم هیچ حرفی نمیزدم و همونطوری مونده بودم.چند لحظه ای اون دست ها سینه هام رو م<br />
یمالوندن و من هم کاملا تحریک شده بودم.شاید اولین بار عمرم بود که اینطوری تحریک شده بودم.اون دست ها از روی سینه هام سر خوردن و خیلی آروم دکمه های شلور جین تنگم رو باز کردن.بعد هم خیلی آهسته شلوار و شرت سیاهم رو با هم پایین کشیدن.خودم هم کمک کردم و شلوار و شرتم رو کامل از پام در آوردم.دیگه موقع برگشتن بود.یواش برگشتم و صورت جذاب استاد محمدی رو جلوی چشمم دیدم.خودم هم نفهمیدم ولی سریع لبم رو به سمت لب استاد بردم و اون هم خیلی آروم و نرم شروع کرد به خوردن لب بالاییم.منم مقاومتی نشون نمیدادم.دست های گرم استاد تی شرت زردم رو از پایین گرفت و در آورد و بعد هم بند سوتینم رو باز کرد و حالا من کاملا لخت روبروی استاد بودم و اون هم بدن سفید و بلوری من رو توی بقلش گرفته بود و داشت منو میبوسید.بعد آروم منو بلند کرد و همینطور که لب هام توی دهن استاد بود به سمت اتاق خواب رفتیم.استاد منو یواش روی تخت گذاشت و خودش شروع کرد به در آوردن لباس هاش.من که به شدت تحریک شده بودم روی تخت دراز کشیدم و به استاد نگاه کردم.وقتی کیر تمیز و بزرگ استاد رو دیدم خیلی لذت بردم.اون واقعا یه مرد تمام عیار بود.بعد از اینکه استاد تمام لباس هاش رو در آورد به سمت من اومد و روی من خوابید و در گوشم گفت:«میدونی مهتاب.خیلی خیلی دوست دارم.شاید بهتره بگم عاشقتم»من که از شنیدن این حرف تعجب کرده بود ساکت موندم.استاد از خیسی کس تنگم استفاده میکرد و کیرش رو روی کسم میمالید.کم کم داشتم به حالت ارگاسم نزدیک میشدم و استاد هم از آه کشیدن های من متوجه شده بود به خاطر همین به کارش ادامه داد و چند لحظه بعد من کاملا ارضا شدم ولی خودش هنوز ارضا نشده بود.با این حال از روی من بلند شد و کنارم خوابید.دستش رو زیر گردنم گذاشت با دست دیگش یکی از دستام رو گرفت و شروع به نوازش موهام و دستم کرد.واقعا میدونست چطوری باید با یه دختر برخورد کنه و تو کارش استاد بود.چند لحظه بعد گفت:مهتاب.میدونی میخوام بعد از این ترم کجا برم؟» سرم رو به سمتش چرخوندم و گفتم:«کجا؟»اونم خندید و گفت:«سوئد.همون دانشگاهی که تو میخوای برای ادامه تحصیل بری اونجا.مدارکم رو همون پارسال همزمان با تو ارسال کردم و اونا هم قبول کردن که به عنوان استاد یار اونجا مشغول به کار بشم.آخه&#8230;آخه نمیتونم تو رو تنها بذارم»من که واقعا از شادی نمیدونستم چیکار کنم دوباره لبم رو به استاد نزدیک کردم و اون هم دوباره مشغول بوسیدن لبم شد.من بلند شدم و روی استاد خوابیدم و گفتم:«میدونین چیه؟ من دارم ایران رو ترک میکنم.شاید واسه همیشه. اونم با شما. به خاطر همین میخوام کسی که عاشقمه برای اولین بار بکارتمو ازم بگیره.میخوام شما برام این کارو بکنین!»استاد محمدی با تعجب گفت:«اما&#8230;.اما تو مطمئنی مهتاب؟»با غرور گفتم:«هیچ وقت اینقدر مطمئن نبودم.منم عاشق شمام. همیشه عاشقتون بودم.میخوام این لطف رو در حقم بکنید.»استاد محمدی لبخندی زد و باز مشغول بوسیدن لبهام شد.بعد از اون بلند شد و زیر پام نشست.من به سمت سقف خوابییدم و پاهام رو باز کردم و زانو هام رو یه کم خم کردم که کسم بالا بیاد.استاد بین پاهام نشست و چند تا دسمال کاغذی زیر کسم گذاشت.بعد هم انگشتش رو به کسم مالید تا دوباره تحریک بشم. همین اتفاق هم افتاد و درست در اوج شهوت استاد با انگشت پرده ی بکارتم رو از بین برد. بعد از اون روز تا روزی که من ایران رو ترک کردم با استاد چند دفعه ی دیگه سکس داشتم و بعد از گرفتن مدرکم یکی دو ماه بعد از استاد،کشور رو به مقصد سوئد ترک کردم.حالا بیشتر از سه ساله که من و حمید(استاد محمدی)توی سوئد با هم زندگی میکنیم.هنوز ازدواج نکردیم ولی بعد از یه سال که وارد سوئد شده بودیم از حمید باردار شدم و الان یه پسر یه ساله داریم و زندگی خوبی رو با هم میگذرونیم.هیچ وقت خاطرات ایران و اولین سکسم رو فراموش نمیکنم و هنوز هم همون صفت درسخون بودنم رو دارم و البته هنوز هم عاشق بهترین استاد عمرم هستم&#8230;.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174443</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.011 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 12:20:01 by W3 Total Cache
-->