<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>نمیزنم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%86%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:00:06 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>نمیزنم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم لز خیلی دوست داره با ی سن بالا تر لز کنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%84%d8%b2-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%db%8c-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%84%d8%b2-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%db%8c-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2019 09:32:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگلیسی]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[ایرونی]]></category>
		<category><![CDATA[اینصورت]]></category>
		<category><![CDATA[بابامه]]></category>
		<category><![CDATA[بازرگانی]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخواند]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براندازش]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پدرسوخته]]></category>
		<category><![CDATA[پرسید:]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تااینکه]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنش]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنم]]></category>
		<category><![CDATA[جاخالی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهید]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زمستان]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمان]]></category>
		<category><![CDATA[سکس دختر با دختر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمچند]]></category>
		<category><![CDATA[کمربند]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوانه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولویی]]></category>
		<category><![CDATA[گواهینامه]]></category>
		<category><![CDATA[لزبین]]></category>
		<category><![CDATA[لیسانس]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونا]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میزاری]]></category>
		<category><![CDATA[میزنید]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشناختم‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستند]]></category>
		<category><![CDATA[نیستید]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدن]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[یواشتر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[آشنایانم برای کار به کشور فیلم سکسی امارت شهر دبی رفتم که الان قریب به 3 سال است که اونجا هستم .ابتدا بصورت آزمایشی و باویزای مسافری سکسی 3 ماهه و طبعا بدون همسرم ، شاه کس قراربراین بود که اگر شرکت مربوطه و من پس از سه ماه به نقطه مشترک کونی مبنی بر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>آشنایانم برای کار به کشور فیلم سکسی امارت شهر دبی رفتم که الان</h2>
<p>قریب به 3 سال است که اونجا هستم .ابتدا بصورت آزمایشی و باویزای مسافری سکسی 3 ماهه و طبعا بدون همسرم</p>
<h3>، شاه کس قراربراین بود که اگر شرکت مربوطه و من پس</h3>
<p>از سه ماه به نقطه مشترک کونی مبنی بر ادامه همکاری رسیدیم آنها نیز ویزای دایم رابرای من دربیاورند و من</p>
<h4>نیز جنده درآن شرکت کار کنم. من که پس از 5</h4>
<p>سال زندگی مشترک هیچ موقع بدون پستون همسرم نبودم و تاآن موقع باهیچ زنی بجز همسرم رابطه جنسی و حتی دوستی</p>
<h5>نداشتم (به کوس همین خاطر بودکه زنم با رفتنم به اینصورت</h5>
<p>موافقت نمود) برایم پس از گذشت بیست روز اوضاع و احوال فرق کرد علی الخصوص با دیدن زنهای خوشکل چندملیتی آنجا ، سکس داستان روزهای اول به</p>
<h6>جلق زدن بسنده می کردم و برای اینکه ایران سکس طرف رابطه</h6>
<p>نامشروع و صرف پولهای گزاف نروم یک ماههی به همین منوال گذشت .تااینکه یک روز جمعه نزدیک عید بود(آخرین جمعه سال) که مثل همیشه خودرو فورد شرکت را بداشتم و برای ورزش به باشگاه نزدیک شرکت رفتم در برگشت هنگام ورود به پارکینگ منزلم احساس کردم یه ماشین بنز مدل سال با راننده خانم پشت سرم است و اونیز میخواهد وارد پارکینگ شود اعتنا نکردم و حواسم را جمع هدایت خودرو به محل پارک خودرو در طبقه 5 نمودم . بدلیل پربودن تمامی طبقات ماشین بنز نیز مثل من در همان طبقه پارک نمود وقتی آن خانم پیاده شد کمی براندازش کردم ، طرف بین 30 تا 35 سال سن داشت با موهای بلوند و قدی بلند ، برای رفتن به ساختمان اصلی محل سکونت مجبور شدم به همراه آن خانم سوار آسانسور شوم در همین موقع آن خانم از من به انگلیسی پرسید: طبقه چندم ؟ من هم که دست و پامو گم کرده بودم ابتدا به فارسی و بعد به انگلیسی گفتم طبقه سیزدهم . یکدفعه دیدم خندید و به فارسی به من گفت : سلام سیما هستم و دستش را جلو آورد من هم که دیدم خرابکاری کردم گفتم ببخشید منم فوادم .سیما گفت : چندوقته دبی هستی چرا من تاحالا ندیدمت گفتم : سه ماهی میشه ، ولی از ده روز قبل سوار خودرو میشم ، چون گواهینامه رسمی دولت امارات را ندارم و از ده روز قبل بخاطر حسن انجام کار م مدیرعامل شرکت که با پدرم دوسته اجازه داده سوار ماشین شرکت بشم . سیما گفت : کارت چیه و تحصیلاتت ؟ گفتم من فوق لیسانس مدیریت بازرگانی دارم و امور جاری شرکت را انجام می دهم . یدفعه دیدم طبقه 13 شد که بااشاره سیما متوجه شدم باید بیرون بروم در همین موقع سیما به من گفت تنهایی که یدفعه دلم هررررری ریخت پایین گفتم بله ولی قراره هروقت که ویزام درومد زنم هم بیاد گفت : پس هروقت کاری داشتی من طبقه ۲۳ واحد &#8230;. زندگی میکنم و کار من هم در زمینه کتاب و نشر است (که منم گفتم واحد من هم شماره &#8230;. است ) می تونی با داخلی ساخمان با من تماس بگیری . گفتم ازدیدار شما خوشحال شدم ، و خداحافظی کردم.چند روز بعد ، یعنی شب عید وقتی برای رفتن به خونه مدیرعامل شرکتمون آماده شده بودم و به قول معروف تیپ زده بودم یکدفعه گوشی داخلی ساختمان به صدا درآمد ، که سلام کردم دیدم پشت خط سیما است اول صداشو نشناختم ولی بعد از اینکه خودشو معرفی کرد گفتم باز صوتی دادم اونم خندید و گفت اشکالی نداره پیش میاد مگر تاکنون چندبار صدای منو پشت تلفون شنیدی بی خیال بابا . سپس گفت : آقا فواد امشب قرار اینجا شش ایرونی جمع بشن که برای تکمیل شدن سفره 7 سین مون اگرشماهم تشریف بیاورید ممنون میشم گفتم: مزاحم نباشم گفت: شما مراحم هستید گفتم : پس تا یک ساعت دیگر میام اشکالی که نداره ؟ گفت : نه راحت باش چون هنوز مهمونای منم نیومندن پس می بینمتون خداحافظ.یک ساعت بعد شد و رفتم خانشون ، پس از سلام و احوالپرسی گفتم نیومدن گفت نه مهمونا زنگ زدن و گفتن که رفتن به شارجه اول خونه پدرشون و فرداشب میان گفتم آقاتون کی میاد گفت من مجرد هستم. در همین حال که هنوز ننشسته بودم گفتم پس رفع زحمت می کنم که دیدم اخم کرد و گفت توام اگر مثل وانا جاخالی بدی دیگه باهات حرف نمیزنم گفتم نه خواهش میکنم قصدم این بودم شاید شماهم می خواهید شارجه بروید گفت پدر و مادر من که نیستند برم اونجا ، بعدش گفت تابرم یه چیزی بیارم و بخوریم شماهمین جا تشریف داشته باشید گفتم چشم ، کنجکاوانه در و دیوار را دید میزدم که دیدم عکس یکی از علمای عظام البته بدون عمامه روی میزه !!!!! پیش خودم گفتم بابا این دیگه کیه ؟؟ نه به اون حجابش که اصلا نداره و نه به این عکس ، پیش خودم گفتم از همنجا ازش سوال میکنم ، پرسیدم سیما خانم این عکس آقای &#8230;&#8230;(فلانی) برای چی روی میز شماست؟؟؟ که گفت : این عکس بابامه که گفتم شوخی نکن گفت بخدا سپس از آشپزخانه با یک مانتوی بلند که با یک کمربند بسته شده بود اومد بیرون و پاسپرتشو به من نشون داد ، بله دیدم با یه پسوند کمتر خانوم دختر حاج آقا &#8230;.است. گفت حالا خیالت راحت شد گفتم ببخشید گفت مهم نیست گور پدر من که همه میشناسنش و ماروهم به دردسر انداخته ، تمام خوشی ها رو از ماگرفته ، حتی اینجا ، گفتم بخدا منظورم این نبود که گفت اگر با آخوندای پدرسوخته بدی ، هرستو می تونی همینجا سرم دراری که یهو کمربند مانتوشو باز کرد !!!!! جای همتون خالی ، معلوم بودسیماخانم تو این مدت بدجوری سیماش قاطی کرده بود چون از اتصالی برق بدنش خشکم زد ، دیدم گفت شما مردم ایران فقط حرف میزنید و اهل عمل نیستید که یهویی پریدم سینه هاشو گرفتم ودستم گفتم من مقلد پدرشماهستم میشه آداب شیردادن را به من یادبدی که گفت اگر پسرخوبی باشی و تو این مدت با زن دیگر نباشی کلیه مسائل شرعی را به تو یاد میدم خندیدم و گفتم پس کی عمامه سرم میزاری که گفت خودتو لوس نکن زود باش بریم سراصل مطلب . منم گفتم چشم و یدفعه زبونمو بردم طرف کسش و اون چوچولای اویزون و خوشکل رو کردم تودهنم که یهویی جیغ کوچولویی زد گفت توطلبه خوبی هستی احسنت احسنت . با این شیطونهاش دیگه طاقت نیاوردمه کیرمو کردم تودهنش ، چنان با حرص و ولع میخورد که نگو ، بهش گفتم همش مال تو یواشتر که گفت باشه بعد باخواهش التماس گفت بکون توش منم که تاحالا با زن دیگری رابطه نداشتم با چند دفعه فرو کردن کیرم داخل کسش ارضا شدم و آبمو ریختم روی بدنش ، بهش گفتم ببخشید قول میدم دفعه بعد اسپری بزنم آخه تو امون ندادی گفت برای بار اول خوب بود .خلاصه پس از خوردن شام رفتیم باهم وروی یک تخت خواب خوابیم فردای آنروز قرار شد نزد امام جماعت مسجد دبی بریم و بین ماسیقه بخواند<br />
.از آن روز به بعد و تاوقتی که همسرم بیاد دبی تقریبا هفته ای سه شب من خونه سیما بودم و البته الان کمتر از قبل من سیما رو می بینم اونم گله ای نداره چون زن هرزه ای نبوده و نیست .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%84%d8%b2-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%db%8c-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177075</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسر خوب عصای مادرش میشه و کس و کون و دهنش رویکی میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b9%d8%b5%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b9%d8%b5%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Oct 2019 07:59:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آفریده]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[احساساتی]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استثنایی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بادستاش]]></category>
		<category><![CDATA[بالأخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پادگان]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پولداری]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونسته]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[چنددقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[حرارتش]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتی]]></category>
		<category><![CDATA[خاکستری]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخالم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخاله]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردن]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دلایلی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دودستم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[سکسیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شومینه]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزان]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<category><![CDATA[وبعداز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[العاده سکسی بود و مراسمهای فیلم سکسی زیادی با هم داشتیم ! اما من اتفاقات و خاطراتی که بهم چسبید و به نظرم جالب جذاب و سکسی سکسی است رو مینویسم که امیدوارم خوشتون بیاد.خاطره شاه کس ی افتتاح آلت در سال 77 اتفاق افتاد یعنی در سن 16 سالگی. تا سال کونی 80 که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>العاده سکسی بود و مراسمهای فیلم سکسی زیادی با هم داشتیم ! اما</h2>
<p>من اتفاقات و خاطراتی که بهم چسبید و به نظرم جالب جذاب و سکسی سکسی است رو مینویسم که امیدوارم خوشتون</p>
<h3>بیاد.خاطره شاه کس ی افتتاح آلت در سال 77 اتفاق افتاد یعنی</h3>
<p>در سن 16 سالگی. تا سال کونی 80 که سال اعزام من به خدمت بود چند باری با هم سکس داشتیم</p>
<h4>و جنده من بارها اونو از پشت مورد حمله قرار دادم</h4>
<p>! الآن که ازدواج کرده اثرات پستون اون قابل مشاهدس چون فقط اونه که توی 7 خواهر و برادر کونه بزرگ</p>
<h5>و گردی کوس داره !!روزها گذشت و من به خدمت اعزام</h5>
<p>شدم و در یکی از پادگانهای ارتش تهران مشغول به انجام وظیفه شدم . اوایلش فقط تلفنی حرف میزدیم و کم کم سکس داستان که از آشخوری</p>
<h6>دراومدیم به ما اجازه ی ملاقات دادن به ایران سکس دیدنم اومد.یادم</h6>
<p>نمیره دوشنبه بود و حدودا 40 &#8211; 45 روزی از آموزشیه من گذشته بود که دخترخالم با دوستش شادی به دیدنم اومدن اولش با دیدن کچلی و خاکی بودن من (به علت تنبیه و بیگاری)کلی خندیدن بعدش صحبت و خوشگذرونیه صوتی ! تا حدودا 45 دقیقه.آخرای وقت ملاقات موقع خداحافظی آروم بهم گفت دارم مخ شادی رو میزنم که خونشونو برامون خالی کنه _ لازم به ذکره بگم دخترخاله ی من ذاتا دختر بدی نبود توی یک خونواده ی فوق العاده مذهبی ، نمیدونم اینو خدا بانیه آرامش یا گناه من آفریده بود که فقط با من بود و به قول معروف تک پر بود اون حتی با پسرای دیگه ی فامیل حتی شوخی هم نمیکرد چه برسه به پسرای غریبه _ خلاصه منم تو فکر حرف اون بودم تا حدودا دو روز بعد دیدم تنها اومد ملاقاتم گفتم پس دوستت کو ؟ شروع کرد به فحش دادن بهش .گفتم چرا؟ گفت کثافت برام شرط گذاشته اگر خونه ی خالی میخوای منم شریک باید سکسمون 3 نفره بشه ! من اولش تعجب کردم چون شادی دختر خوشگل و پولداری بود و از پسرا کلا بدش میومد چرا به سکس با من که همچین آش دهن سوزی نبودم راضی شده بود نمیدونم ، بعد از کلی حرف به دخترخاله گفتم چون شما دوطبقه ی خالیه خونتونو اجاره دادین دیگه باید فکره سکسو از سرت بیرون کنی اونم داشت رام میشد که وقت ملاقات تموم شد! اصرار من اولا بخاطر خودش بود چون واقعا دلم برا خوردنا و کون سفیدش تنگ شده بود دوما نمیخواستم سکس با شادی رو که بعدها فهمیدم بخاطر تعریفای دخترخاله از سایز کیر و طرز و علاقم به خوردن راضی به سکس با من شده ، از دست بدم . خلاصه تلفنی و حضوری هرطوری شد دخترخاله رو راضی کردم اما آموزشیه من تموم شد و در دوره ی کد که همون دوره ی درجه دهی به سربازاست قبول شدم البته در همون پادگان .بین دو دوره و اصطلاحا میان دوره 5،6 روزی به ما مرخصی دادن منم به دخترخاله گفتم الآن بهترین فرصت برا عشقبازی با اعمال شاقست !! اونم قبول کرد و با شادی هماهنگ کرد و قرار شد ( دقیقا یادمه ) 21 دیماه 80 که سومین روزه مرخصیه من بود به خونه ی شادینا که یه کوچه پائینتر از دخترخاله بودن بریم . صبح روز موعود رسید و من به حموم رفته و بدنمو با کرم موبر تمیز کردم و آماده شده و به طرف مکان راه افتادم یادم نمیره هوا فوق العاده سرد بود و من چند روز بعد به علت حموم رفتن و بیرون اومدن توی اون هوا چند روزی رو تخت خوابیدم ! سرتونو درد نیارم اونجا رسیدم و بعد از یه لب گیریه طولانی با دخترخاله رو کاناپه کنار شومینه نشستم تا قندیلای بدنم آب شه ! نیم ساعتی با هم ور رفته و اصطلاحا عشق بازی کردیم تا اینکه سروکله ی شادی از اتاق خوابش پیدا شد. وااای یادش به خیر یه تاپ کوتاه و خوشگل که بالاتر از نافش بود شکم و ناف سفیدشو انداخته بود بیرون سینه های گرد و کوچولو و البته قلمبه که داشتن از زیر تاپ به لبام چشمک میزدن همراه با یک دامن کوتاه و تنگ یه وجب بالای زانو . اومد جلو باهام دست داد .دستاش اینقد داغ بود که با حرارتش کیرم یهو اومد بالا و نزدیک بود شلوارمو سوراخ کنه !!توی اون لباسا چند برابر خوشگلتر شده بود . دخترخاله متوجه تغییر حالتم شد و فهمید اگه واسطه نشه دوستشو درسته قورت میدم ، بادست محکم به پام زد که هم حواسم بیاد سرجاش هم عصبانیت وحس حسادتش فروکش کنه . شادی هم جلوی من شد ملکه ی عذاب ، پای راستشو رو پای چپش انداخت طوری که رونای سفیدش داشت دامنشو پاره میکرد . من ازاون موقع تا الآن عاشق اینطوری نشستنه خانمام وقتی کسیو اینطوری میبینم دیوونه میشم واقعا حالت دیوونه کننده ایه البته برا من .چنددقیقه ای گذشت و اون باحرکاتش قصد تحریک منو داشت که الحق به هدفشم رسید!توی دلم گفتم طوری بکنمت که تا یه هفته نتونی بشینی و طوری بخورمت که تا چند روز لبام و بدنت قرمز و کبود باقی بمونن . بالأخره طاقتم تموم شد و به دخترخاله گفتم تا شب باید بشینیم ؟پاشو شروع کن که دارم میترکم.لحظه ی موعود رسید و سه نفری به اتاق خواب رفتیم شهوتی که شادی به بدنم انداخته بود باعث شد دخترخاله رو رو تخت که تختخوابه دو نفره ی بابا و مامان شادی بود انداختم.چنددقیقه ای به لب بازی و مالیدن اعضای برجسته ی بدنامون گذشت ! تا اینکه لباسامونو درآوردیم و شادی درین لحظات فقط نظاره گربود لخت که شدیم از پیشونیه دخترخاله شروع کردم به خوردن تا شصت پاش .خوردم و خوردم ، با شدت تمام کسشو میخوردم طوری که از شدت درد و شهوت موهام که کم کم دراومده بودنو میکشید.خلاصه به وسیله ی انگشت لبها و زبونم بعد از خوردن کس و سوراخ کونش ارضا شد و آبش اومد وبادستاش به صورتم مالید .از روش بلند شدم ودیدم شادی داره به خودش ور میره بهش گفتم شریک شدن در سکس یعنی این ؟از اونجا خود ارضایی کنی؟! دخترخاله که حسابی از ارضا شدنش خوشحال و سرحال بود لباسای منو درآورد و مثل خودم از بالا شروع کرد به خوردن تا رسید به کیر بیضه ها و پشت . دیوونه وار کیرو میخورد و درحال خوردن به شادی می گفت ببین بهت راست گفتم اینم دسته بیل و &#8230; .انتظارا به سررسید و صبر شادی سراومد و اومد کنار پاهام نشست و شروع کرد به فشار دان و مالیدن بیضه هام بهش گفتم پاشو لباساتو دربیار بلند شد و لخت شد واااای چه بدنه سفیدی چندبرابر سفیدتر از دخترخاله با یه کون قلمبه و خوشگل که زیر دامن تنگش پنهون شده بود و من کشفش نکرده بودم !چشام که به کونش افتاد _به علت علاقه ی شدیدم به کون &#8211; که الآنم بیشتر شده ! &#8211; پاهاشو کشیدم سمت خودم گفتم پشت به من رو به کیرم و دخترخاله بشینه روصورتم اونم نشست و دل سیر کس تپل و سوراخ کون خاکستری و خوشمزشو مکیدم .اونم کم کم شروع کرد به خوردن کیر من و به گفته ی خودش عاشق خوردن و بازی با بیضه های قلمبم بود محکمتر از دخترخاله میمکیدشون و فشارشون میداد طوریکه دردم میگرفت منم تلافیشو سر سوراخ کونش درآوردم و طوری میخوردمش که نفسم میگرفت .به زور بعد چند دقیقه اونا رواز پام بلند کردم چون میدونستم اینطوری ارضا نمیشم (در اینجا باید بگم جز همون خاطره ی اول یعنی افتتاح آلت تا الآن با حدود 60،70 بار سابقه ی سکس به یاد ندارم کسی با خوردن کیر و اصطلاحا ساک زدن تونسته باشه آبمو بیاره .باور کنید لاف نمیزنم نمیدونم اشکال از منه یا از روش خوردن اونا ولی جدی میگم با خوردن کیرم توسط هر کی و با هر روش و شدتی ارضا بشو نیستم !!این یکی از دلایلی بود که به نظر دخترخاله و دوست جذابش یه حسن بود و باعث میشد هرچقدر دوست داشتن کیر و بیضه ها رو بخورن)خلاصه دخترخاله رو طبق معمول دمر که حالت مورد علاقه ی من توی سکسه خوابوندم و بعد از خوردن چند ثانیه ای و چرب کردنه سوراخو آماده کردنش آروم آروم شروع کردم به کردنه توش.سوراخش بعلت حدودا سه ماه دوری از کیر من و بلا استفاده موندن ! تنگ شده بود به زور بازش کردم و با احتیاط و البته شوق فراوون کردم توش چند ثانیه نگه داشتم تا عادت کنه و باز بشه بعد شروع کردم به عقب جلو کردن به شادی گفتم اونم دمر روی دخترخاله طوری بخوابه که کونش بیفته دقیقا روی کله ی دخترخاله !! خودم خوابیدم روی دخترخاله کیرم توی کون اون بود و صورتم لای کون شادی ! با دودستم کون دخترخاله رو وا کرده و به شادی گفتم بادستاش کونشو واکنه.از بالا خوردن کون و سوراخ کون شادی از پائین تلمبه توی کون دخترخاله . خیلی حالت سختیه و به بدن مخصوصا کمر فشار زیادی میاد ولی خیلی حال میداد هم به من هم به دخترخاله هم به شادی که از خوردنم و شهوت خودش داشت منفجر میشد ! چند دقیقه گذشت که حالتو عوض کرده و حالتای مختلفو امتحان کردیم و نوبت کردنه شادی رسید . الآن خودم به یاد اون روز استثنایی و فراموش نشدنی دارم میترکم و کیرم داره شورتمو پاره میکنه !! به شادی گفتم دمر بخواب و شیوه ی مورد علاقمو امتحان کردم که دیدم اجرا نمیشه خیلی تگتر از دخترخالس چند شیوه ی دیگه هم امتحان شد که همش مردود شدن تا اینکه خودم روکمر خوابیدم و کیر شق شده و کلفتمو سیخ نگهداشتم و بهش گفتم آروم بشین روش و خودت آماده و بازش کن اونم انجام داد و بعد از چند دقیقه آه و ناله سوراخ خوشمزه و تنگش باز شد .خودش شروع کرد بالا پایین کردن تا اینکه به درد همراه با لذتش عادت کرد و سپرد دست خودم منم چند دقیقه ای مدارا کردم و بعد از درآوردن و چرب کردن دوباره ی کیرم گفتم دمر بخواب که ارضا بشم اونم خوابید یک لب حسابی از سوراخش گرفتم و کردم توش جیغش بلند شد دستاشو گرفتم و دیوونه وار شروع کردم به قول چند ساعت پیشم عمل کردن ! چهار پنج دقیقه ای با شدت فراوون کردم وبعداز ارضا شدنه اون آب منم اومد و ریختم توی کونش و بیحال افتادم روش و دخترخاله ی که شاهد ما و در حال مالیدن خودش بود خوابید رو من که دوباره صدای شادی از سنگینیه دوتامون دراومد و بعداز نیم ساعتی خودمونو تروتمیز کردیم و بعد از خوردن ناهار و یه سکس خوشگل و سه نفره ی دیگه که تقریبا با همون حالتا و خوردن آب دخترخاله و شادی توسط من و آب من توسط دخترخاله همراه بود ، به خونه برگشتم اینم بگم تا چند روز کمر درد و بیضه درد داشتم !! این روز و سکساش به یکی از بهترین و موندگارترین خاطرات زندگی و سکسی من تبدیل شد وهروقت یادم میفته واقعا احساساتی و حشری میشم . خب ببخشید یه کم طولانی شد تا خاطره ی سکسی بعدیم بای .دوستدار شما عزیزان : Mah3x</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b9%d8%b5%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2409</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم با رنگ لباس رو رو تنش نقاشی کرده , خوب معلومه هر کی بینه میگیره میکنتش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%86%da%af-%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%86%d8%b4-%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b4%db%8c-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%86%da%af-%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%86%d8%b4-%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b4%db%8c-%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 28 Aug 2019 05:01:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ازاینکه]]></category>
		<category><![CDATA[استاده]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادگی]]></category>
		<category><![CDATA[الانشم]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اناریش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اوناهم]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزارین]]></category>
		<category><![CDATA[بشوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرید]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[پانزده]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونام]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تعریفا]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تماشاش]]></category>
		<category><![CDATA[تنهائی]]></category>
		<category><![CDATA[توبغلم]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنش]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنم]]></category>
		<category><![CDATA[توسوراخ]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چهارده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارکنم]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خانمها]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشرنگ]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلیش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دراختیار]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوتائی]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[روسینه]]></category>
		<category><![CDATA[رولباش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زیبائی]]></category>
		<category><![CDATA[سالهای]]></category>
		<category><![CDATA[سرتاپامو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردوگفت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرای]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[متناسب]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میپریدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میسوختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیری]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میموند]]></category>
		<category><![CDATA[ناچارا]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نخوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نوکهای]]></category>
		<category><![CDATA[همواره]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطورکه]]></category>
		<category><![CDATA[وازاین]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[وبیشتر]]></category>
		<category><![CDATA[وخودشو]]></category>
		<category><![CDATA[ودستمو]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[و‌رفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[وگفتم:]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بیحال به نظر می اومد فیلم سکسی ، دیگه داشت آبم میومد ! … دوست داشتم اون توخالی کنم !….. ولی پرسیدم فری جون دارم میام بیرون سکسی بریزم………مثل کسی که از خواب بپره ! شاه کس … یهوسرشو آورد بالا وگفت : نــــــه امیرجون بریز همون تو!…….حرفاش تموم نشده بود که کونی سرتاپامو رعشه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بیحال به نظر می اومد فیلم سکسی ، دیگه داشت آبم میومد !</h2>
<p>… دوست داشتم اون توخالی کنم !….. ولی پرسیدم فری جون دارم میام بیرون سکسی بریزم………مثل کسی که از خواب بپره</p>
<h3>! شاه کس … یهوسرشو آورد بالا وگفت : نــــــه امیرجون بریز</h3>
<p>همون تو!…….حرفاش تموم نشده بود که کونی سرتاپامو رعشه برداشت ومحکم آبم اومد وهمه اشو خالی کردم توی اون کوس خوشگل</p>
<h4>که جنده حالا کمی لبه هاش قرمزوازهم باز شده بودن!چون هنوز</h4>
<p>کیرم نخوابیده بود چندتا تلمبه دیگه پستون زدم تا آبم خوب خالی شه!… خوابیدم روش ولباشو کردم تودهنم ومکیدم…… بعداز یک</p>
<h5>بوسه طولانی کوس همینطور که روش خوابیده بودم پرسیدم : فری</h5>
<p>جون باورکن توی عمرم همچوشب خوب وپراز هیجان ولذتی نداشتم ….. مرسی عزیزم !…. امشب تو با این همه زیبائی طعم خوش سکس داستان یک سکس عالی</p>
<h6>را برام ساختی ….. نمیدونم توهم به اندازه ایران سکس من لذت</h6>
<p>بردی یا نه؟…… آخه دوست ندارم تواین ماجرا فقط خودم به تنهائی لذت برده باشم ، بلکه توهم تواین میون باید بیشترازمن لذت برده باشی؟!……فریبا در حالیکه کمی شهوانی به نظر میرسید دستاشوبزحمت دور کمرم حلقه کردوگفت: امیر جون همین الانشم دارم چنان حال میکنم که هیچ موقع اینقدر لذت وحال نکردم!… نمیدونی من از این سینه فراخ وموهای روی اون که رو سینه وپستونام مالیده میشه وفشار میاره به پستونام چقدر حال میکنم ، دیگه برا بقیه اش حرفی نمیزنم !.. میدونی چرا؟!!لباشو بوسیدم وگفتم : نه ! چرا؟……گفت : پس واسه چی میخوام فردا پیشت بمونم ؟….. میخوام که سکسمو با هات کامل کنم !…. چون بعده یه عمر تازه امشب مزه سکس واقعی را چشیدم!… دوست دارم برنامه امشبو برام تکرار کنی!………..حرفش تمام نشده بود که یکی زد به در اتاق ……. گفتم بفرما!!!….. صدای منیر بود که میگفت: اگه سانس اولو تمام کردین … ودوست داشتین فوری یه دوش بگیرید وبرا شام حاضرشید!……درحالیکه دیگه کیرم از کوس فریبا خارج شده بود ولی هنوز روسینه خوشگلش خوابیده بودم گفتم: منیرجون مگه محسن وپرستو سانسشونو تموم کردن؟… اونا چی؟!…….منیر که کمی از در اتاق دور شده بود در جوابم وباصدائی کمی بلند تر که بشنفم گفت : اوناهم مثل شما ولی نزدیکه دیگه!….. دارن تموم میکنن …… شماهم بقیه اشو بزارین برا بعد شام واستراحت!!……..صدای منیر که قطع شد …. همینطورکه رو تنه ناز فریبا خوابیده بودم وسینهمو به سینه خوش فرم وسفت فریبا جون میمالوندم…. بهش گفتم : عزیزم پاشیم باهم بریم دوش بگیریم؟!……..با یک مکث کوتاه پرسید : باهم؟!….. یعنی دوتائی باهم بریم زیر دوش؟!….گفتم : آره عزیزم !…… باهم میریم!….. من امشب ترا دست کس دیگه ای نمیدم!…. من میخوام امشب تا صبح باتو باشم …. لوپ کلام ازت میخوام تاصبح توبغلم باشی …..مثل دختر بچه ها از همون زیر تکونی خورد و لبامو بوسید وگفت: اوخ جون!! …. وای خدا جون منکه از خدامه… چه عالی …. پس بعد از شام هم باز منو میگیری توبغلت امیر جون؟!……منم لباشو بوسیدم وگفتم: معلومه!… منکه هنوز کارم با توتموم نشده عزیزم!!…….واز روش پاشدم … دست اونو هم گرفتم تا پاشه !… نگاه به هیکل وبدنش که میکردم از رنگ پوست وتناسب هیکل وزیبائی به تمام معناش مور مورم میشد!….. وقتی پاشد حس کردم زیبائیش بیشتر شده ، برجستگی بسیار متناسب ودل انگیز کونش که پهنای اون ازپهنای شونهاش بیشتر بود و برجستگی دوطرف روناش که از زیر آبگاه وبرابربا لمبراش شروع میشدوتا نزدیک زانواش ادامه داشت زیبا ئی اونو کامل کرده بود ، اصولاً زیبائی وتناسب اندام یک زن به برجستگی وخوش فرم بودن کونش مربوط میشه وزمانی این زیبائی به نهایت کمال میرسه که پهنای کون از پهنای شانه ها بیشتر باشه ، واین تناسب را تنها تعدا د معدوی از زنها دارا هستند وهمین امر باعث میشه تازنی که این چنین کونی داره بطور ناخودآگاه موردتوجه ودید ونظراقایان قرارگیرد ، خوشبختانه فریبا دارای همچو کونی بودوهمین منوپای بند اون کرده بود از طرفی سینه های فوق العاده زیبا وبدون هیچ افتادگی ….. شکم صاف همراه با ناف خیلی خوشگل ….. وبرجستگی بسیار خوش فرم کوس ملوسش که گودی وفرورفتگی نقطه شروع درز کوسش در بالا درست جائی که چوچوله نازش اونجا خوابیده با داشتن زیبائی خاص خودش ، منویاد کوس دخترای چهارده یا پانزده ساله تپل وگوشتی انداخت ……… که سالهای دور دزدکی وبنحوی کوس بدون مووصافشونو دیده بودم!!…..دست داغ ولطیف فریبا که دستمو گرفته بود ومیخواست پاشه منوبخودم آورد ، وقتی سرپا وایساد از روبه رو وسینه به سینه اونوبغل کردم ولباشو بوسیدم وچون دستاموبرده بودم پشتش برا اینکه بیشتر خوشش بیاد موهای سینه امو به پستوناش که حالا نوکهای گل اناریش زده بود بیرون وسفتی اونورا خیلی خوب رو سینه ام حس میکردم میمالوندم واز پشت هم داستامو میکشیدم رو لمبرای سفید وبرجسته اش…… عجیبه!!…. از داغی بدنش ، کیرم داشت شق میشد !…. کمی که نیمخیز شد فریبا با دست داغش اونوگرفت و…گفت : دوست داشتم فرهاد هم مثل تو آتشی مزاج بود واگر هرشب نمی تونست باهام سکس داشته باشه حداقل یک شب در میون منو ، مثل کارای امشب تو………….نذاشتم حرفشو تموم کنه باز لباش ولپا گوشتی تپلوشو ماچ کردم وگفتم : فری جان حالا فکرشو نکن …. ما دیگه همه باهم دوست خانوادگی شدیم …. تومیتونی هرشب پیش ما باشی وچون پرستو میخواد گاهی شبها بره پیش محسن !! وشبو اونجا بمونه!…. توهم میتونی بیای خونه ما وشب را پیش من بمونی !!…. قول بهت میدم نزارم بهت بد بگذره!!……فریبا یک نگاه عاشقانه بهم کردوگفت: پس اونوقت فرهاد چی؟……. اونو چیکارکنم ؟ یعنی اونم بیاد اینجا؟…..گفتم : نه!… فرهاد هم …. منیر میره پیشش!!….. فکر کنم خوب بشه ؟…. هـــــان؟!…..فریبا با یک حالت رقص از روی خوشی وشادمانی قری به کمر وکون خوشگلش داد وخودشو انداخت تو بغلم وشروع کرد بوسیدنم!!………. وتوهمون حال میگفت: اوخ… جــــون عالیه امیر جون!….. ترا خدا میشه اینجوری بشه؟!…….. وای ی ی ی چه حالی میتونیم باهم بکنیم… خداجون اگه بشه!… چی میشه!!…….فریبا خواست شرت وکرستشو بپوشه که گفتم نمیخواد!… بیا همینجوری بریم !…..گفت: همینجوری لخت.. لخت؟!…..دستشو کشیدم طرف خودم وگفتم : آره…. مگه چیه؟!…….وهردوباهم همونطور لخت از اتاق در اومدیم ورفتیم تو حموم زیر دوش ….. از خیس بودن سرامیکای کف ودیواره حموم معلوم بود قبل ازما و احتمالاً منیر وفرهاد دوش گرفته بودن……..زیر دوش دیگه کیرم حسابق شق کرده بود!…. از سفتی مثل چوب شده بود …. باهر نبضی که میزد تقریباً ده درجه سرش میمومد بالاتر…. ومیخورد به کون یا رونای سفید فریبا جون!….. چند لحظه که زیر دوش بودیم فریبا آروم بادسش کمر اونوگرفت وگفت : وووووه ه ه …. چه سفت شده؟…..حرفی نزدم …. خیلی داغ شده بودم …. داشتم میسوختم از حرارترشهوت ….. دستامو گذاشتم روشونهای فریبا ویواش فشارشون دادم پائین!……فریبا اول خوب متوجه نشد ونگام کرد!!….. ناچاراً بهش گفتم : بشین!…. بشین میکش بزن !…. هوس کردم با اون لب ودهن خوشگل وغنچه ایت یک ساک عالی برام بزنی!……حرفی نزد ونشست وبازبونش اونو لیس زد … کمی که لیس زد گفتم: بخورش ! ودستمو گذاشتم رو دستش که باهاش کیرمو گرفته بود وکله کیرمو فشار دادم رولباش!….. دهنشو باز کرد…. دهنش خیلی تنگ ومامانیه!…. براهمین سعی کردم آرام ویواش یواش کیرمو هول بدم بره تو!…… تاختنه گاه که رفت اونو سفت گرفت که بیشتر نره تو….. دهنش داغ وپر آب …. زبونش مخملی ونمدار ….گفتم بهش : خوب میکش بزن!… زود باش!….اونم شروع کردبه میک زدن وگاهاً زبونشو میکرد تو سوراخ کیرم یا میکشید زیر اون!! …. منم آروم … آروم .. کیرمو حول میدام بره تو!….. نگاه که کردم دیدم تقریباً نصف کیرم تودهنشه!…. همینطور که دست تفیشو دور کیرم میچرخوند یواش یه کم کشیدم بیرون ودوباره حولش دادم تو….. چند بار که این کارو کردم یاد گرفت وخودش شروع کردبا عقبو جلو کردن سرش با کیرم تلمبه زدن!!…….یکدفعه نمیدونم چرا چنان شهوتی شدم وحس کردم آبم داره میاد که محکم سر فریبا را گرفتم وفشاردادم طرف کیرم وآبموبا شدت ریختم تو حلق داغ وتنگش!……این بار دیگه حالت خفگی بهش دست نداد!… بلکه خودش اونو کشید بیرون ویه نفس کشید ودوباره کیرمو کرد تودهنش وشروع کرد میکدن و لیسیدن اون!…… ته کیرم هنوز تو دستش بود …… تمام کیرم از آبمنی وتفای فریبا خیس خیس شده بود وفریبا با میل ورغبت تمام آبمو میخورد وملچ ملچ میکرد…..دوش آبو کمی بیشتر بازکردم تا خومونو بشوریم…. فریبا هنوز نشسته بود وزبونشو میکرد توسوراخ کیرم !…. مثل اینکه از گشادی وبزرگی سوراخ کیرم خیلی خوشش اومده بود که مدام زبونشو میکردتوی اون!!!…وقتی فریبا پاشد وایستاد روبروم….. لباشو بوسیدم وگفتم : مرسی عالی بود!!….اون کمی سرخ شده بود ! شاید ازگرمای توی حموم!… یا از شهوت !…. نمیدونم!…دستاشو آورد وکشید رو سینه ام وبرا یکحلظه سرشو گذاشت رو سینه ام!!….. وکمرمو سفت گرفت !…. موهاشو بوسیدم…. دوشو بستم….. با هم اومدیم تو رختکن ومن شرتمو پوشیدم واونم شرتو همراه با یک تاپ خوشرنگ وکوتاه پوشید که فکر کنم اونا را منیر واسش آورده وگذاشته بود اونجا !….. اگر کار منیر بوده از روی علاقه ای که ما نسبت بهم داشتیم ، انجام داده بود…. البته بعداً هم فهمیدم کار اون بوده ….. بقول خودش میخواسته برامن سنگ تمام بزاره !….. که انصافاً هم گذاشته بود…… چه ازاینکه فریبای خوشگل ودست اولو انداخته بود تو بغلم وزیرپام وچه سایرکاراش که همواره نشون میداد خیلی خوب هواموداره!….. هرچند که محسن هم خیلی خوب هوای زن من یعنی پرستو را داشت ویک لحظه اجازه نمیداد که کوس وکون پرستو خالی از کیر باشه وتا میتونست تا دسته کیرشو می طپوند توی کون یا کوس تنگ وسفید اون!….. پرستو هم که سیری نداشت … اگه ولش میکردم شب و روز میرفت میخوابید زیر پای محسن وتا میتونست کون بهش میداد !.. چون محسن موقعد گائیدنش بهش گفته بود هرچی بیشتر با کونت بازی کنم واز کون بکنمت !.. نمای ظاهری کونت خوشگل تر وخوش ترکیب تر میشه!!؟….. درنتیجه فرم هیکلت هم بهتر وزیباتر میشه!!!…..خودمونیم خانمها هم چون از این تعریفا خیلی خوششون میاد ودوست هم دارن هیکلشون رو فرم باشه فوراً پته را به آب میدن وهرطوری که اون مردمیخواد کوس وکونشونو دراختیار اون قرار میدن!…. میتونید در یک فرصت سکسی که براتون پیش میاد امتحان کنید….. من که نتیجه اشو دیدم وخوب هم استفاده کردم…… محسن هم که تواین تعریفا استاده وازاین راه بهترین کوس وکونا رامیکنه!……آره!… فریبا اون شرت وتاپ خوشرنگو که پوشید خوشگلتر وملوس تر شد ، زیبائیش تو اونا بهتر جلوه وخودنمائی میکرد…. اگه اونوچند دقیقه پیش نکرده بودم ، همون تو رختکن میپریدم روش و میکردمش!!…… آخه نمیدونید اون تو این تاپ وشرت مثل یک دختری میموند که هنوز شوهر نکرده وکیر ندیده!………. زیبائی وخوشگلی یعنی این …….. تو هر قالبی که بره خوشگلیش بهتر وبیشتر جلوه کنه ….. ازش چش نمیگرفتم وهمینطور یه ریزمحو تماشاش بودم….. اون ازتوآئینه متوجه شد… برگشت طرفم وگفت : خوشم میاد که بعد از این همه سکس رنگارنگی که داشتی باز بانگات داری منو میخوری!…..با دستام دو طرف صورتشوگرفتم ولباشو که با فشار دستام جمع شده بودن محکم بوسیدم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%86%da%af-%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%86%d8%b4-%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b4%db%8c-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2632</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بذار برات گشادش کنم مامانی تا خوب کرده بشی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d8%b4-%da%a9%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d8%b4-%da%a9%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Aug 2019 06:54:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اسمتون]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناتو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تاخیری]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حیاطشون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشم]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوازده]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[میاومد]]></category>
		<category><![CDATA[میبندم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بگم یکی از شون با فیلم سکسی دوست دخترم الهه _ اون دختر قشنگ و نازی بود خونشون چند خیابون پایین تر خونه ما بود خونشون طوری سکسی هست که از دو طرف در داره شاه کس و پله های که از طرف در اصلی به پشت بام وصل میشن خیلی وقت کونی بود که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بگم یکی از شون با فیلم سکسی دوست دخترم الهه _ اون دختر</h2>
<p>قشنگ و نازی بود خونشون چند خیابون پایین تر خونه ما بود خونشون طوری سکسی هست که از دو طرف در</p>
<h3>داره شاه کس و پله های که از طرف در اصلی به</h3>
<p>پشت بام وصل میشن خیلی وقت کونی بود که اون رو مبپایدم ساعت یک بعد از ظهر که می شد جلو</p>
<h4>راهش جنده سبز می شدم فقط نگاهش میکردم و اروم بهش</h4>
<p>میگفتم دوست دارم فقط همین یه پستون جمله طوری هم می شد که بعضی وقتا از ترس اینکه بهم حرف بزنه</p>
<h5>از دور کوس براش بوس میفرستادم اون همیشه بی توجه رد</h5>
<p>میشد تا اینکه به خودم گفتم اینجوری فایده نداره راهش این نیست . من سکس زیاد داشتم اما دوستی اونم با یه سکس داستان دختر غریبه رو</p>
<h6>نداشتم بلد نبودم چکارش کنم اخرش دیدم یه ایران سکس راه بیشتر</h6>
<p>ندارم از برنامه هاش خبر داشتم بیشتر وقتا که کسی خونشون نبود میرفت تو حیاط پشتی و اهنگ گوش میداد منم شمارمو نوشتم و انداختم تو حیاطشون و زدم به چاک رفتم تو کوچه شون اینقدر رفتمو اومدم که دختر همسایشون درو باز کرده بود و هی نگاه میکرد وقتی نگاش میکردم لبخند نازی رو لباش می اومد غیافش خیلی خوشگل بود شروال چسبیده ای پاش بود با یه بلوز قرمز استین کوتاه ممه هاش غلمبه زیر بلوز مشخص بودن مثل مانکن ها خوش اندام بود و خوش هیکل روسریشو هی مرتب میکرد اعصابم خراب بود میخواستم هر طوری که شده الهه رو ببینم . نمی شد یه جا وایسم فایده نداشت واسه دختره همسایشون که اشاره میداد با دست بای بای کردم و رفتم . باید منتظر میشدم تا بیاد بیرون اون روز گذشت بیست دقیقه قبل ازامدنش تو مسیر دبیرستان منتظرش وایسادم از دور دیدمش با یه دختره دیگه ای داشت می اومد حالم یه جورای شده بود شهوت و دوست داشتن و حکایت من و خرمای بر نخیل اونقدر قشنگ بود که تا میدیدمش کیرم کاری میکرد که نتونم تکون بخورم سیخ میشد : داشتم بد جوری با شهوت نگاش میکردم اون نگاهی به من کرد و با یه نازی که قلبمو از جا کند به مسیرش ادامه داد با کیر سیخ شده زیر شروالم نمیدونستم چکار کنم ابرو برام نذاشته بود میخواست خودشو از اسارت رها کنه هر طوری بود اروم اروم رفتم دنبالش دوستش که ازش جدا شد سرعتمو بیشتر کردم رسیدم پشت سرش این بار بدون واهمه طوری که صدامو بشنوه بهش گفتم ترو خدا به شمارم زنگ بزن دیگه تحمل ندارم . اون هیچی نگفت پشت سرش بودم تا رسید در خونشون نگاهی بهم کرد میخواست درو ببنده بهش گفتم دوست دارم : شاد و شنگول بودم گوشیم رو از خودم جدا نمیکردم ساعتای دوازده شب بود با صدای ویبره گوشیم بیدار شدم شماره رو نگاه کردم اشنا نبود ورداشتم الو بفرمایید گفتم جواب نیومد حسی بهم گفت خره خودشه دو سه بار الو الو کردم جواب نمیداد و قطع میکرد خواب از سرم پریده بود کیرم هم داشت یه چیزای حس میکرد هر چی گوشیم زنگ میزد ور میداشتم حرف نمیزد و زود قطع میکرد. از تلفن خونه زنگ میزد خواستم خودم زنگ بزنم اما گفتم نه اگه خودش باشه من زنگ بزنم نصف شبی همشون بیدار میشن و اون لو میره تا اینکه دیگه زنگ نزد منم که کیرم راست شده بود چاره ای جز یه سکس خیالی با الهه رو نداشتم رفتم حموم الهه رو پیش خودم مجسم کردم صورتش واقعا قشنگ بود چشای سیاه و دماغ قشنگ و دهن غنچه ای کونش دیونم کرده بود خوش فورم وخوش هیکل برام غنبل زده بود کیرمو جا داده بودم تو کونش و تلمبه میکردم که ابم اومد ریختم تو کونش بعدش کیره توکف موندمو شستم رفتم خوابیدم: روز بعدش اول صبحی کیرم راست راست شده بود به کیرم قول دادم اخرش کون الهه رو میکنی غمت نباشه میخواستم زودتر ببینمش اما نمیشد یک ساعت مونده بود به وقت اومدنش رفتم حموم خودم و کیرمو حسابی تمیز کردم خوش تیپ و تر تمیز رفتم بیرون اینبار جلو در دبیرستانشون منتظر شدم ده دقیقه ای بیشتر نمیگذشت که دخترا گله ای اومدن بیرون الهه رو تا دیدم خودمو نشون دادم اینبار دوستش تا منو دید ازش جدا شد حس کردم باش هماهنگ کرده بهش نزدیک شدم زیاد بلد نبودم چی بگم اما رفتم جلو بغل دستش راه افتادم بهش سلام کردم با کمی سر تکون دادن فهمیدم جواب داده بعد بهش گفتم دیشب خواب نداشتم همش جلو چشام بودی اون ساکت بود و به مسیرش ادامه میداد من که روم باز شده بود همش حرف میزدم که یه باره بهش گفتم میخوام بام حرف بزنی میخوام منو دوست خودت بدونی اذیتم نکن جان من شمارتوبده زنگ بزنم . خنده خوشکلی کرد و گفت تا ببینیم بعد الهه با صدای نازکی بهم گفت خوب اول باید بدونم با کی حرف میزنم اسمتون گفتم سامان هستم اونم گفت الهه و از ادمای سگ صفت بدم میاد : بعدش اون از نامردی پسرا با دوستاش گفت که چه بلاهایی سر دوستاش اوردن داشتیم نزدیک خیابونشون میشدیم که گفت شب زود میخوابی گفتم نه بابا چه خوابی تو بخوای بیدارم بعدش گفت شب میتونی بیای گفتم اره اما کجا گفت خونه ما جواب دادم چطور گفت زنگ که زدم بهت میگم : بعدش خداحافظی کرد و گفت دیگه نیا دنبالم &#8230; اون که رفت تازه متوجه شدم الهه چرا تا بهم نگاه میکرد خنده رو لباش می اومد احساس میکردم به زور جلو خندشو گرفته نگو که کیرم خودشو تابلو نشون داده بود اونقدر راست شده بود که نمیتونستم درست راه برم کاملا مشخص بود کمی یه جا وایسادم اروم که شد برگشتم خونه رفتم تو اتاقم دراز کشیدم میخواستم جلغ بزنم اما جلو خودمو گرفتم وقت میگذشت دیگه شب شده بود چشمم به گوشی بود و دستم پیش کیرم اصلا نمیخوابید تا اینکه گوشیم زنگ خورد رفتم زیر پتو و جواب دادم باز حرف نزد ولی قطع نکرده بود بهش گفتم فدای چشای قشنگت حرف بزن میخوام صدای نازتو بشنوم که اروم گفت سامان بیا در خونمون من تا اینو گفت گفتم باشه میام ولی تو شمارتو بده رسیدم دم در بهت زنگ بزنم اونم گفت باشه خودم بهت تک میزنم : یه قرص تاخیری خوردم و یواشکی از خونه زدم بیرون خودمو رسوندم دم در خونشون که اون زنگ زد گفت کجای گفتم دم در گفت مراغب باش کسی تو رو نبینه درو باز میکنم بیا تو راستش ترسیده بودم خواستم بگم نه خطر داره اما نمیخواستم کم بیارم گفتم باشه باز کن اروم درو باز کرد من رفتم جلو گفتم بریم کجا اشاره به پله ها کرد گفت تو برو بالا پشتبوم من درو میبندم و میام &#8230; باور کنید طوری ترسیده بودم که کیرم راست نمیشد رفتم تو حیاط و از پله ها رفتم بالا . دور پشت بامشون رو با بلوک یک مترو نیم اورده بودن بالا طوری کی فقط کله من به بیرون مشخص بود اطرافو چک کردم راه در رو نداشت با خودم گفتم چه خریتی کردم اگه حالا به جای الهه بابای دو متریش بیاد بالا من چکار کنم که اون هم اومد بالا یه تاپ و یه شروالک پوشیده بود ترس وهمه نگرانیها یادم رفت کیرم یه باره جون گرفت اومد نزدیکم یواشکی بهم گفت سامان بغلم کن منم گرفتمش و بوسیدمش اومنم منو بوسید لباشو بوسیدم بهم گفت که دوسم داره و از دخترای همکلاسیش راجب من پرسیده بوده لب گرفتن بلد نبود زبونم رو به زبونش میزدم بعد گوشاشو بوسیدم و لاله گوشش رو خوردم بهم گفت سامان بسه دیگه من میترسم بهش گفتم بخدا بهت دست نمیزنم اگه راضی نباش گفت پس فقط بوس فشارش دادم و گردنشو ماچ کردم بهش گفتم باشه خوشکلم کیرم راست شده بود و به پاهاش میزد اون با احساس کیرم رو پاهاش خودشو بهم میچسبوند مونم فشارش میدادم کمرشو مالش میدادم بهش گفتم قربونت برم بیا یه جا بشینیم اون من برد گوشه حیاط یه فرش لول شده بود پهن کرد نشوندمش افتادم روش شروع کردم از بالای تاپ سینه هاشو خوردن بهش گفتم میخوام شیر بخورم پستوناتو میدی حرفی نزد منم دست بردم پیش پستونش وای چه پستونای اناری و سفتی تاپ رو کنار زدم و نوک پستونشو کردم تو دهنم داشتیم حال میکردیم الان دیگه داشتم پستونشو میخوردم اروم اروم هم با دست مالش میدادم و میرفتم پایین صداش در اومده بود اه اه میکرد یه باره خوابیدم روش و بوس بوسش کردم و رفتم سراغ پاهاش شروالکشو با دندون گرفتم کمی کشییدم پایین از رو شروالک کوسشو بوسیدم اروم اه اه میکرد یواش بهش گفتم میخوام بلبلت رو ببوسم نترس کاریش ندارم شروالکشو اوردم پایین و شرت نازک قرمزشو دو دستی تا زانوش کشیدم افتادم به جون کوسش زبونمو رو کوسش میزدم و بالا و لب کوسشو لیسش میزدم کیرم سیخ شده بود شرتو شروالکشو کامل در اوردم پاهاشو باز کردم و سرم رو بردم وسط پاهاش تو شب نیمه تاریک و زیر اسمون کوس قشنگش مثل یه سیب سرخ بود زبونم رو کردم تو کوسش که از کمر خودشو بالا برد فهمیدم داره حال میکنه منم با حرکت اون هماهنگ بودم کوسشو میمکیدم وای چه کیفی داره لبای کوسشو با لب میگرفتم و میکشیدم وقتی زبون میکردم تو کوسش صدای اه اهش بیشتر میشد اب کوسش با اون طعم شور اه چه کیفی داشت دهنم تو کوسش بود و زبونم رو میچرخوندم تو کوسش حسابی حشری شده بودیم کوسشو بالا پایین میکرد من وایسادم گفت بخور بخور کوسمو سامان من شروالمو تا نصفه کشیدم پایین کیرم مثل فنر اومد بیرون سرش چاق شده بود کیرم کلفته و درازیش 16 سانته تا کیرمو دید دست برد پیش کوسش و گفت بکنشتو کوسم من کیرمو اوردم پیش دهنش گفت چکار کنم گفتم کاری که من با کوست کردم اب از سر کیرم می اومد اول بدش می اومد کمی که لیس زد دیگه داشت برام ساک میزد و انگشت برده بود پیش کوسش و باش ور میرفت کیرم تو دهنش شق شده بود گفتم کافیه میخوام بگامت بخواب رو شکمت گفت کوسمو بگا گفتم نه تو دختری خوابید کون قلمبشو بوسیدم و بهش گفتم وای چقد تو کف کونت بودم گفت بکنش زود باش کیرتو بکن توش دو دستی دو طرف کونشو باز کردم توف کردم در سوراخش کونش مثل پنیر سفید بود یه تف هم رو کیرم انداختم خوابیدم روشاروم فشارش میدادم یه زره از سرش که رفت تو گفت سامان یواش شیش هفت باری رو اروم اروم زره زره کردم تا سر کیرم رفت تو کونش اوی اوی میکرد من حشری بودم کیرمو در اوردم روش توف کردم و دوباره کردمش تو کون الهه اه اه میکرد رو پهلو شدیم در حالی که فقط سر کیرم به زور رفته بود تو کونش دست بردم پیش کوسش کیرمو تو کونش عقب جلو میکردم و با دست کوسشو مالش میدادم هر کاری میکردم کیرم بیشتر تو کونش نمیرفت اولین سکسش بود کونش اکبند بود موهای سرمو میکشید داشت حال میکرد منم کیرمو با یه فشار بیشتر کردم توکونش که یه اخ اخ کرد و اروم گرفت میگفت سامان دردم میارد کیرتو بکن تو کوسم منم یه سیلی به کوسش زدم که خودش کونشو داد طرفم کیرم داشت تا نصفه میرفت تو کونش خودش هم داشت کیف میکرد همین طوری که داشتم کونشو میگاییدم اونم میگفت بکنم اخ بکنم منم کیرمو بیشتر میکردم تو کونش که یه دفعه خودشو از من جدا کرد و دستشو گذاشت رو کوسش و اه اه ی کرد من افتادم رو کوسش و کوسشو لیسیدم تا بدنش لرزید و پاهاش لرزیدن بهم گفت بیا روم بخواب خودمو انداختم روش منو بوسید و دستاشم گذاشت رو صورتم بوسیدمش از چشاش بعد کیرمو با دست گرفت و مالش میداد دیگه نمیخواست بکنم تو کونش بهش گفتم برام میخوری منو خوابوند رو کمر اومد پایین کیرمو بوسید و سر کیرمو زبون زد بعد شروع کرد به خوردن کیرم اه اه ای کیرمو خوب میخورد اه داشت اب کیرم می اومد بهش گفتم بزار ابمو خالی کنم تو دهنت گفت بدم میاد بریزش رو شکمم منم داشت ابم می اومد اون خوابید و با دست کیرمو مالش میداد سر کیرم شق شده بود دستشو زدم کنار خوابیدم روش کیرمو گذاشتم وسط رانش و شروع کردم گایدنش اه اه وای منو گرفته بود فشار میداد اخ ابم داشت میاومد از روش پا شدم و کیرمو بالای شکمش با دست گرفته بودم ابمو خالی کردم رو شکمش بعد بوسیدمش بهش گفتم تو دیگه فقط مال خودمی اونم گفت تو هم فقط مال خودمی همدیگرو بغل گرفتیم با یه دستمال تمیز شکمشو تمیز کردم و دوباره بوسیدمش شروالکشو بهش دادم گفتم زود بپوش قشنگم هر دو لباس پوشیدیم من گفتم نازم دیگه باید برم تو خونه بهم شک میکنن گفت باشه صبر کن اول من برم پایین خواست بره گرفتمش تو اغوشم نگاهش کردم و از ته دل بهش گفتم الهه دوست دارم اونم بهم چسبید بوسیدمش و رفت پایین خودش رفته بود تو خونه بهم زنگ زد گفت سامان اوظاع خوبه بیا پایین و برو در هم اروم ببند منم اروم اروم از پله ها اومدم پایین کسی تو حیاط نبود فرض درو باز کردمو در رفتم بعد اون باز باهم سکس داشتیم یه بارش هم شد سکس سه نفره دختر خالش هم به جمع ما اومد : لطفا نظر بدین اینم ای دی یاهو مسنجر بنده hamzahgh</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d8%b4-%da%a9%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175840</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی چه جقی میزنه جون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%ac%d9%82%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%ac%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%ac%d9%82%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%ac%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jul 2019 05:44:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[آمادگی]]></category>
		<category><![CDATA[آووردم]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقاتی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استادم]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوار]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[براورده]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونم]]></category>
		<category><![CDATA[خونسرد]]></category>
		<category><![CDATA[دادخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رویاهام]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهام]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارت]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[صداتون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لیسانس]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناباوری]]></category>
		<category><![CDATA[نامردیه]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[واااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشت]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بعد از سکس کردن با فیلم سکسی اون به خودم میالیدم و باورم نمشد آره کسی که راه 4 ساله لیسانس رو تو 8 سال بره معلومه سکسی چه دانشجوی شیطونی بوده دیگه بگذریم بریم شاه کس سر داستانسال آخر دانشجوئم بود که مادرم که آرایشگره یه شاگرد 28 ساله واسه کمک کونی گرفت نمیخوام [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بعد از سکس کردن با فیلم سکسی اون به خودم میالیدم و باورم</h2>
<p>نمشد آره کسی که راه 4 ساله لیسانس رو تو 8 سال بره معلومه سکسی چه دانشجوی شیطونی بوده دیگه بگذریم</p>
<h3>بریم شاه کس سر داستانسال آخر دانشجوئم بود که مادرم که آرایشگره</h3>
<p>یه شاگرد 28 ساله واسه کمک کونی گرفت نمیخوام مثل بقیه هی بگم کسش بهشت بود لبش عسل بود و&#8230;کلی توضیح</p>
<h4>میدم جنده قد 175 وزن 62 سینه 75 کمر سایز 38</h4>
<p>باسن ایهوا یعنی کون داشت 4 پستون برابر کمرشما دوستا همیشه هرکس فقط دوست دختر خودش رو میکرد اما تمام دوستام</p>
<h5>واسه ین کوس سیخ کرده بودناز بحث دور نشیم این الناز</h5>
<p>خانم هر چند وقت یه بار با من چشم تو چشم میشد و یه سلام الیکی داشتیم ولی انقد کیسه مناسبی بود سکس داستان که من به</p>
<h6>خودم اجازه نمیدادم حتی تو رویاهام واسش جق ایران سکس بزنم اما</h6>
<p>کم کم اتفاقاتی افتاد که کمی امیدوار شدم مثلآ یه روز مادرم گفت حمید الناز چند روز پیش یهو گفت این پسر بزرگت حامد خیلی سادس اما حمید معلومه از اون دختر بازای شیطونه.که بعد ها گفت منظورم مادرقهبه و بکن در رو بوده و&#8230; و چند روزی نگذشته بود که مادرم گفت من رو تا فلان جا ببر گفتم بنزین ندارم که نبرمش یهو صدای الناز اومد که حمید آقا من بنزین دارم شصتم خبر داد که داره جور میشه اومد بیرون از آرایشگاه و گفت فقط کارت سوختم خونست اگه میشه بریم ور داریم گفتم بریم رفتیم وقتی از ماشین پیاده شد بره سمت خونه کونش رو که دیدم بخدا نفسم بند اومد تا کارت رو آورد سریع گفتم من همش 10لیتر میخوام خودتونم بیاید که ببینید 10تا بیشتر نمیزنم ګفت این چه حرفیه نمیخواستم بیام اما میام که خاطر جمع بشم که \رش میکنی بعدها گفت همش دنبال بهونه بودم که بیا که جور شد خلاصه بنزین رو &#x200d;پر کردیم و رسوندمش اما با کلی معطلی و تو راه کمی خندوندمش و&#8230;تا فرداش همش بهش فکر میکردم فردا شبش دیدم مادرمگفت که این شماره النازه گفته به حمید بگو تابلو خیلی شوخی پس اس ام اسای باحال زیاد داری اگه میشه چنتا واسم بسنده. الکی به مادرم گفتم زنیکه چه زود دختر خاله شد حالا تو دلم داشت قند آب میشد مامانم گفت عیبی نداره خیلی زن با جنبه و خوبیه. خلاصه اس ام اس دادن شروع شد اما خیلی زود تبدیل شد به زنگ زدن و درد دل و دیدم با شوهرش مشکل داره جونمی جون شدبهش گفتم اولین فرصت باید ببینمش که راحت حرف بزنیم خلاسه یکی دو روز بعد مادرم خونه نبود اومد تو خونه مونده بودم از کجا شروع کنم کمی که حرف زدیم گفت با وجود اینکه از من 2سال کوچیکتری ولی خیلی حس میکنم ذهنت بازه و&#8230;گفتم میتونم بدون خانم صداتون کنم گفت ٪100گفتم الناز جان واسه اینکه کمی آروم بشی میتونی سرت رو بزاری رو شونم حرف بزنیم انگار منتظر همین بود اومد سرش رو گذاشت رو شونم دیگه حرفهاش رو نمیشنیدم داشتم با موهای لختش بازی میکردم یهو بی اختیار بوسش کردم اونم نه گذاشت نه ورداشت با یه صدای هوم یه لب جانانه ازم گرفت کمی لب گرفتیم گفتم یه چی میگم اما همینجا بمونها گفت بگو گفتم دوست دارم یجات رو ببینم گفت باسنم؟گفتم از کجا فهمیدی گفت آخه سکسی ترین جامه ولی شرمنده گفتم چرا گفت آخه من شوهر دارم. ا گفتم پس چرا لب گرفتی گفت نمیدونم حس کردم انطوری آروم میشم گفتم پس شک نکن که من امروز کاملآ آرومت میکنم گفت آخه دوست دارما ولی گناه گفتم گناه چیه&#8230;خلاصه شروع کردم گردنش رو خوردن تا صداش در اومد سینه هاش رو از زیر تاپش در آووردم و شروع کردم به خوردن همین که کمی حشری تر شد دستم رو کردم تو شورتش خواست خودش رو بکشه عقب گفتم اطمینان کن نترس کمی کسش رو مالیدم و راضیش کردم شلوارش رو دراره وای چه کونی داشت واااااااای داشتم میمردم اما خودم رو خونسرد نشون دادم اما طفلی چون انتظار نداشت من به این سرعت به کسش برسم و چون با شوهرش مشکل داشت و سکس نمیکرد پشماش رو نزده بود و من هم تا دیدم دیگه دوست داره کسش رو بوخورم سریع گفتم اینجوری که نامردیه من بدن تو رو دیدم اما خودم هنوز لباس تنمه تا این رو گفتم سریع تیشرت من رو در آوورد کمی سینهام رو خورد و تا من کمربندم رو باز کردم شلوارم رو کند و کیرم رو گرفت تو دهنش چه ساکی میزدمنم داشتم کسش رو با دست میمالیدم که ارضا شد تازه داشتم حال میکردم که یهو عذاب وجدان خانم گل کرد و پاشد لباساش رو پوشید گفت حمید تو با من چی کردی من اهل این حرفا نبودم اما تو&#8230;و از شدت عذاب وجدان حالت تهوع گرفت و بالا آوورد دیدم اگه الان سیریش بشم شاید بکنمش اما دیگه نمیتونم بکنمش و دیگه بهم اعتماد نمیکنه. چند روز گذشت و روزی 2بار به خاطرش جق میزدم و دوباره شروع کردم به اس ام اس دادن و گفتم من فقط خواستم تو آروم بشی دیدی که خودم ارضا نشدم نترس تو گناهی نکردی و نیاز طبیعیت رو براورده کردی و&#8230;از این کس شعرها هرجور بود راضیش کردم دوباره هم رو ببینیم اما این بار میدونستم نباید زود ارضاش کنم سرتون رو درد نیارم هرجوری بود دوباره ازش لب گرفتم و گردنش رو خوردم اما این بار تا صداش در اومد و حشری شد من لخت شدم و کیرم رو دادم تو دهنش تو دلم گفتم مادر قهبه اگه فکر کردی باز قراره اول تو ارضا بشی که عذاب وجدان بگیری به کس ننت خندیدی کیرم رو حسابی خورد دیدم دارم ارضا مشم شلوارت رو درار گفت نه دیگه گفتم درار فقط میخوام کونت رو ببینم که بیشتر حال کنم و با کمی اسرار و زور درآورد تا در اورد گفتم تو که تا اینجا پیش اومدی بزار بزارم تو اون کس نازت گفت نه دیگه عزیزم اذیت نکن گفتم باشه تو کست باشه واسه شوهر بی عرضت من کمی از پشت میزارم لای پات و تموم گفت از اون پدر مادر بچه مسلمونت یه همچین بچه ای بعد گفتم اونا رو ول کن پشتت رو بکن تا شرت رو در آورد دیدم چه صافو صوفی کرده و دیدم کسش خیس خیس در عین مادر قهبگی با کیرم کمی با سوراخه کسش باز کردم گفتم الناز بدم تو؟ با ناله گفت آره میخوام میخوام بکن تا این رو گفت من دیگه اختار از دستم در رفت و به قول شاعر وی نه تف نه کرم نه وازلینی نه کاندوم نه یه وازگازینی بی مقدمه کیرم که 22سانت میشه رو تا ته کردم تو کسش واقعآ این طور کس کردن از من بعید بود با این همه تجربه اما قبول کنید انقدر خوب بود که اختیار از دستم در رفت و تا ته کردم که دردش گرفت و کیرم رو در آورد و کمی به خودش پیچید اما حشرش بد زده بو بالا شانس آوردم گفت عزیزم مگه دفعه اولت کمی بازش کن بعد به پشت خوبید و گفت بده اول کمی خیسش کنم گفتم باشه پاهام رو انداختم طرفن گردنش و کیرم رو گذاشتم تو دهنش کمی ساک زد گفت حالا تا میتونی بکن بد کیرم رو گرفت تو دستش و آروم آروم کرد تو کسش لامب خیلی تنگ بود خلاصه تا شروع کردم به تلمبه زدن اگه یادتون باشه از گردنش مستقیم رفته بودم سر کیره خودم پس در نتیجه هنوز تاپش تنش بود تا تلمبه زدنم شرو شد چشاش رفت صداش در اومد و تاپش رو در اورد و با صدای لرزون گفت نامرد دلت میاد این سینه ها رو نخوری خدای هم سینه های عالی داشت گفتم آخه ترسیدم ارضا بشی و دوباره بزنی به سحرای کربلا دوباره با لرزه گفت خیلی مادر قهبهی و سرم رو محکم فشار داد به سینهاش جوری که موقه خوردن داشتم خفه میشدم اما حصابی کردمش بعد گفت عزیزم اجازه میدی من بیام بالا آخه اینجوری خیلی بیشتر بهم حال میده گفتم هر کاری دوست داری بکن خلاصه اومد بالا وتا اومد بالا 2 دقیقه نشده ارضا شد گفتم کیر تو این شانس الان دوباره بچه بازی در میاره و میگه من باید برم ولی در عینه ناباوری 1دقیقه بعد ارضاش که حالش اومد سرجاش کمی ازم لب گرفت و گفت فدات بشم الهی خیلی حال کردم حالا هر کاری دوست دری باهام بکن من دیگه متعلق به تو هستم ولی قول بده دوباره ارضام کنی گفتم چشششششششششششششم و چهار دست و پا کردم و شروع کردم به تلمبه زدن و آبم رو ریختم رو کمرش بعد یه نیم ساعتس هم رو بقل کردیم و لب و سینه و&#8230;که دوباره حشر جفتمون زد بالا راند دوم سکس که شروع شد من فقط تو فکر اون کون ناز و بزرگش بودم و تا دیدم که حسابی داغه و آمادگی همه چیز رو داره گفتم الناز تا حالا از پشت دادی گفت نه گفتم مخوای تجربه کنی گفت نه چند بار شوهرم خواسته به زور بکنه اما نمیشه گفتم من استادم نترس گفت نمیشه (یه چیز یادم رفت بگم تو 1سال و خوردهای که ما باهم دوست بودیم 1کلمه دروغ هم ازش نشنیدم)خلاسه من با تمام تبهر با کرم فراون هر جور بود 1انگشتم رو کردم تو کونش ولی مگه میرفت هی میگفت حمیییییییییییییییییید نمیشه منم هی میگفتم صبر کن بعد برش گردوندم و کیرم رو با کرم سفید کردم اما هر کاری کردم نرفت تو شروع کردم با چوچولش بازی کردن که تحریک بشه خدائی هم تحریک میشد اما نمیرفت تو خیلی تنگ بود طفلک واقعآ میخواست بخاطر من این کار رو بکنه اما نتونست دیدم نمیشه دوباره شروع کردم از جلو کردنش تا اینکه دوباره ارضا شد بعد کیرم رو شستم که کرماش پاک بشه و اونم کمی استراحت کنه بعد اومدم گفتم بیا ساک بزن ساک زد و زد تا آبم اومد بهش گفتم بریزم تو دهنت با اشاره سرگفت بریز تا این اشارش رو دیدم یهو آبم با فشاره هرچه تمام تر و با سرعتی بالغ بر 180مایل در ثانیه ریخت تو دهنش و همش رو خورد گفت فکر نمیکردم یه روز بتونم آب کسی رو بخورم ولی چه حالی دادخلاصه از اون روز به بعد هفته ای 2 تا سه نوبت و تو هر نوبت حداقل 2بار باهم سکس داشتیم و شدیدن به هم علاقه پیدا کرده بودیم جوری که من همه دوست دخترام رو به خاطرش پیچوندم و بارها واسم قسم خورد که جز شوهرش با تنها کسی که سکس داشته من بودم ولی هر کاری کردم نتونستم از کون بکنمش تا اینکه یه روز گفت حس میکنم ازت حامله شدم بهش گفتم سریع میونت رو با شوهرت خوب کن که فک کنه از خودشه و با هم قطع رابطه کردیم تا اینکه 3روز پیش زنک زد و گفت که 2ماه بعد از اون قضیه بچش افتاده و دوباره با شوهرش مشکل داره و من هم این داستان رو نوشتم که از تمام اساتید کمک بخوام که بگید چه طور از پشت بکنمش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%ac%d9%82%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%ac%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2771</post-id>	</item>
		<item>
		<title>درخشش جنده در مکان عمومی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%b4%d8%b4-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%b4%d8%b4-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Jun 2019 09:17:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اومداون]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارگاه]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[میترکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که پر بود از یه فیلم سکسی سری بچه بازه خفن یادمه که خیلی عاشق تفنگ بادی بودم و هرچی به بابام میگفتم برام نمیخرید و نمیدونم سکسی که این جریانو یکی از این بچه شاه کس بازا از کجا فهمیده بود.یه روز داشتم با دوستام تو کوچه بازی میکردم که اومد کونی و گفت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که پر بود از یه فیلم سکسی سری بچه بازه خفن یادمه که</h2>
<p>خیلی عاشق تفنگ بادی بودم و هرچی به بابام میگفتم برام نمیخرید و نمیدونم سکسی که این جریانو یکی از این</p>
<h3>بچه شاه کس بازا از کجا فهمیده بود.یه روز داشتم با دوستام</h3>
<p>تو کوچه بازی میکردم که اومد کونی و گفت بچه ها کی یه تفنگه بادیه 5.5 میخاد همه گفتن من من</p>
<h4>منم جنده که داشتم از ذوغ پس میرفتم گفتم من میخام</h4>
<p>.نگو این یه نقشه از قبل پستون ریخته واسه منه و برای اینکه شک نکنم گفت خب من که یکی بیشتر</p>
<h5>ندارم اونم کوس به کسی میدم که نیم ساعت بیاد تو</h5>
<p>کارگاه بسته بندی کنه.با این حرف تعداد متقاضیا 3نفر شد که منم جزو اونا بودم . گفت خب پس 10 20 30 سکس داستان 40 می کنم</p>
<h6>هرکی 100 شد به اون میدم و جوری ایران سکس این کارو</h6>
<p>کرد که من 100 شدم. از خوشحالی داشتم بال در میوردم. منو سواره موتورش کرد تا ببره کارگاه که تفنگو بهم بده منم که دل تو دلم نبود با خوشحالی باهاش رفتم.بعد از کلی این ور و انور کوچه پس کوچه بلاخره گفت رسیدیم بیا پاین بریم تو منم سریع اومدم پایین ودنبالش رفتم تو کارگاه .یه اطاقک اون گوشه بود و به من گفت برو انجا تا من برم وسایل بسته بندی رو بیارم من همین کارو کردم تو اطاق یه 10 دقیق ای منتظر بودم که یهو با یکی دیگه اومد تو ودرو قفل کرد.اونجا بود که تازه فهمیدم که چه کونی قراره ازم پاره شه از ترس هیچی نمی تونستم بگم که اومد کنارم نشست و گفت بسته بندی رو ول کن اگه تفنگ رو می خای باید یه دور به منو دوستم بدی منم که دیگه گریه ام در امده بود گفتم نه دیگه نمی خام بزار برم. اونم گفت چی بری کجا اصلا تفنگیم تو کار نیست اگه خودت مثله بچه ادم ندی به زور میکنیمت که هنوز حرفش تموم نشده بود که رفیقش دستامو گرفت اونم شلوارم و در اورد منم داد و بیداد مکردم کمک که دوستش یه چکه محکم بهم زد وگفت اگه خفه نشی انقدر میزنمت که از حال بری بعد بکونمت.منم که حسابی ترسیده بودم گفتم چشم نزن دیگه داد نمیزنم .خلاصه یه تشک اوردن و منم که دیگه لخته لخت کرده بودن وخوابوندن رو تشک و شروع کردن به در اوردنه لبا ساشون . که یهو چشم خورد به کیر دوستش یه کیره سیاه ونسبتا کلفت.مال اون یکی هم تو همون مایه ولی سفید تر .کیر سیاهه یه توف انداخت کفه دستش و مالید به کیرش و یکیم زد به سوراخه منو و شروع کرد به فشار دادن منم داشتم از درد میترکیدم و جرات داد زدنم نداشتمبعد از کلی تلاش وفشار تونست سره کیرشو بکونه تو که تون لحظه بود که دیگه نتونستم و از درد آی بلندی کشیدم که باعث شده اون یکی بیادو جلویه دهنمو بگیره. کیر سیاهه هم حالا نکن کی بکن یه 10 دقیقه ای داشت میکرد ودیگه تا تهم فرو میکردو در می اورد که یهو خودشو ول کرد رو من وبعد از چند ثانیه کیرشو در اوردو یه ضربه هم به باسنم زد.من که دیگه نفسم بالا نمیومد اومدم پاشم که اون یکی دست گذاشت رو کمرم و گفت کجا بخواب وبلا فاصله کیرشو کرد تو و ده بکن دیگه نایی واسم نمونده بودکه دیدم کیرشو در اورد سریع برم گردوند و دهنمو باز کرد وکرد تو دهنم همون موقع هم ابش اومد و تا قطریه اخرشو ریخت تو حلقم هنوز کیرش تو دهنم بود که یه نور زد تو چشم بله رفیقش از اون صحنه یه عکسم گرفت و با همون عکس چند سالی هر وقط هوس کون میکردن بنده اماده به دادن بودم.تازه بعدها افراده جدیدیم به شوم اضافه شد .این جوری بود که یه کونیه حرفه ای شدم .پایاننظراتتون را به ادرس زیر ارسال کنیدgey_boy20@yahoo.com		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%b4%d8%b4-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174901</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسر حشری مامانش رو خوب میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Jun 2019 06:45:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرین]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جیگرتو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونفری]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روسریمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[كارشون]]></category>
		<category><![CDATA[كاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[نازشون]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسامون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی تو شركت بودم داشتم آماده می شاه کس شدم واسه رفتن به خونه كه ساسان زنگ زد گفت كجایی بابا؟ مهمون برام اومده کونی از آمریكا اینقدر ازت تعریف كردم كه گرفته باید همین حالا ببینمش آماده باش میام جنده دنبالت در ضمن به مامان گفتم مهمون دارم به خانواده بگو شام مهمون مایی!خلاصه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی تو شركت بودم داشتم آماده</p>
<h3>می شاه کس شدم واسه رفتن به خونه كه ساسان زنگ زد</h3>
<p>گفت كجایی بابا؟ مهمون برام اومده کونی از آمریكا اینقدر ازت تعریف كردم كه گرفته باید همین حالا ببینمش آماده باش</p>
<h4>میام جنده دنبالت در ضمن به مامان گفتم مهمون دارم به</h4>
<p>خانواده بگو شام مهمون مایی!خلاصه اومد پستون و سوار شدیم ( الته بگم ساسان رو خیلی وقت بود می شناختم و</p>
<h5>خداییش سكس کوس باهاش نداشتم كلا من ادم اهل سكس نیستم</h5>
<p>ولی خوب بدم نمیاد )بابك خان و همونجا ملاقات كردیم یه پسر هیكل دار و خوش زبون . از اونایی كه تا سکس داستان یه جنس لطیف</p>
<h6>رو میدید زود می خواست مخشو بزنه. بهش ایران سکس گفتم بابك</h6>
<p>خان نمی خاد با این حرفا مخ منو بزنی ما گوشمون از این حرفا پره. خندید گفت ساسان گفته بود افروز دختر زبون درازیه. خلاصه رفتیم خونه ساسان اینا. مامانش نبود گفتم پس مامانت؟ گفت رفته بیرون. خوب مانتو و روسریمو در اوردمو نشستم رو مبل ساسان هم تلویزیون رو روشن كرد یه فیلم سوپر گذاشته بود كه مردای 40-50 ساله داشتن دخترای نوجوون رو می كردن یه پیر مرده كیرشو به زور كرده بود دهن دختره بیجاره داشت بالا میورد خیلی دلم براش سوخت.خلاصه بابك رفت حموم گفت شماها نمیان گفتم من ظهری حموم بودم لخت اومد بیرون ساسان گفت افروز با هر دو ما راحتی؟ گفتم آره منظور؟گفت می خوایم حال كنیم با هم تكی یا دونفری؟ تودلم گفتم بد نیست دو نفری تجربه كنم اینهمه تو فیلم دیدم. خلاصه هر دوشون لخت لخت شدن ساسان سبزه و هیكلی و بابك هم سرخ وسفید و هیكلی كلا من مردای هیكلدار رو خیلی دوست دارم چون خودم هیكلم ورزشكاریه. هر دوشون اومدن طرفم.من وسط ایستاده بودم و اونا از هر دو طرف خودشونو می مالوندن به من.هر كدوم یكی از سینه هامو فشار میداد یكی گردنمو لیس میزد و اون یكی ازم لب می گرفت. خودم كم كم داشتم شلوارمو پایین می كشیدم حالا دیگه یه سوتین و شورت مشكی تنم بود با موهای فر و بلند و قهوه ای روشن (وای چه تاپ بودم ههههههه)منو هل دادن رو مبل جوری كه كله ام خورد به دیوار اشكم دراومد. كیر شون حسابی شق شده بودساسان پایین پام بود از نوك انگشتام می لیسید میومد بالا. بابك هم صورتمو گرفته بود تو دستاشو لبامو می خورد . كیر بابك دم دستم بود داشتم با دستام می مالوندمش بابك با دندوناش سوتینمو می كشید ساسان هم شورتو با دندوناش می كشید پایین. كم كم لخت لختم كردن. بابك یه سینه مو می خورد ساسان اون یكی رو . منم تو حال خودم بودم با دستام موهاشونو می كشیدمو نازشون می كردم به سینه ام فشار شون میدادم. كم كم آه و ناله ام بلند شد. بابك می گفت جون جون ..جیگرتو برم …عزیز دلم. بابك رفته بود پایین پاهامو باز می كرد و سرش لای پام گم شده بود و با حرص و ولع كسم می خورد . آه و ناله و وای وای من بلندتر شده بود .ساسان اومد بالا تر روی زمین دراز كشیده بودیم ساسان كیرشو گذاشت لای سینه هام و فشار میداد و عقب و جلومی رفت. چشماشو بسته بود و فقط آه و ناله میكرد همه مون نفسامون تند شده بودبابك داشت كسمو می خورد.خیلی لذت داشت برام زیر بدن ساسان و بابك داشتم مثه كرم لول می خوردم.بابك كاندوم گذاشت و یواش یواش كیرشو گذاشت در كسم و خیلی آروم كرد توش و هی جلو عقب می كرد یه ذره درد داشت بعد از مدتی صدای فریاد بابك بلند شد -دیوونه . دیوونه ام كردی كه یهو احساس كردم كیرش تو كسم مثه نبض میزنه وبابك بی حال افتاد رو پاهام.ساسان همینطور داشت با سینه هام ور می رفت كیر بابك كه اصلا نمی خوابید جاشو با ساسان عوض كرد حالا بابك دو تا سینه هامو گرفته بود تو دستاش و می خورد با زبونش لیس می زد و ساسانم داشت كسم و می خورد و زبونش و می كرد تو كسم . من واقعا لذت می بردم چنگ می زدم تو موهام و آه و ناله می كردم. ساسان كیرشو می مالوند در كسم گفت بابك بیا كس شو واكن كیرمو بذارم تو كسش. بابك هم اومد پایین ساسان كیرشو گذاشت تو كسم یه ذره سخت ولی خوشم اومد .همینطوری كه ساسان عقب جلو میرفت بابك هم كس من و بیضه های ساسانو می لیسید وای ساسان داشت دیوونه میشد داد میزد. كه یهو بی حال شد . هر دو نسشتن رو مبل رفتم پایین پاشون كیرشونو گرفتم تو دستم یه لیس از این یه لیس از اون ..هاممممم چه حالی داشت یه كیر سیا یه كیر سفید هههههه با اون چشمام نیگاشون می كردم وقتی كه كیرشونو می كردم تو دهنم لبام غنچه میشد یه چشمك زدم بهشون. گفتم می خوام از هم لب بگیرین شما دوتا. گفتن نمی شه لوس نشو گفتم پس منم واستون ساك نمیزنم! خلاصه به زور راضی شدن اونام از هم لب می گرفتن منم یه لیوان شراب سرخ انگور ریختم رو كیرشون و می خوردم و حتی تخماشونم و لیس میزدم زیر تخماشونو با زبون می لیسیدم دوباره وحشی شدن .من ارضا نشده بودم ولی اونا دوبار ارضا شده بودن با یه حالت وحشیانه منو پرت كردن رو تخت گفتن باید ارضا بشی.هر دو افتادن به جون من بابك كسمو می خورد و انگشتشو كرده بود توش و چوچوله امو لیس میزد ساسانم سینه هامو می خورد و باز بونش نوكش میلیسید. دیگه داشتم دیوونه می شد . داد میزدم ولم كنین كشتین منو وای دیوونه ها …وای بسه بسه دارم میشم اونا اصلا به حرفم گوش نمیدادن به كارشون ادامه میدادن دادمیزدم بابك بخور لیس بزن ساسان بكن منو سر بابك رو با پام فشار میدادم ساسان رو با دستام محكم چسبیده بودم انگشتم و كردم تو دهنم و می مكیدمش تا یه ربع من فقط داد میزدم اونا دو تا وحشی تموم تنمو می خوردن بی حال شدم ساسان و بابك داد زدن هورااااو هردوش بغلم كردن می بوسیدن منو خداییش خیلی باحال بود واسه من كه با هر مردی سكس بهم نمی چسبه …		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2001</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جرم بده عوضی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%b9%d9%88%d8%b6%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%b9%d9%88%d8%b6%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 16 May 2019 09:08:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[‫آوردم]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انقدر‬]]></category>
		<category><![CDATA[‫اونجا]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[‫ببینم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمائید]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرروئی]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاست]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[‌خلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[‫خندید]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[روسریش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلواره]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرای]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میترکه‬]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌رفت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاری]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[‫نشستم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوران]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[یهدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/h9IXV7rsQS4ltlGDbsS7gg/017/546/206/v2/1280x720.218.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جرم بده عوضی" title="جرم بده عوضی" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>فیلم سکسی ‫یه دوست دختر داشتم تو چت شاه کس باهاش آشنا شده بودم. دختره بچه ی نیاوران بود&#8230;. یه دختر با قد ۱۶۵ صورت‬ کونی ‫سفید چشم و ابرو مشکی سینه های گرد و سفت که فکر کنم سایر هفتاد جنده بود! البته برای یه دختر ۱۸ ساله بد هم ‫! نبود &#8230; خلاصه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/h9IXV7rsQS4ltlGDbsS7gg/017/546/206/v2/1280x720.218.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جرم بده عوضی" title="جرم بده عوضی" decoding="async" /></p><br />
<h2>فیلم سکسی ‫یه دوست دختر داشتم تو</h2>
<h3>چت شاه کس باهاش آشنا شده بودم. دختره بچه ی نیاوران بود&#8230;.</h3>
<p>یه دختر با قد ۱۶۵ صورت‬ کونی ‫سفید چشم و ابرو مشکی سینه های گرد و سفت که فکر کنم سایر</p>
<h4>هفتاد جنده بود! البته برای یه دختر ۱۸ ساله بد هم</h4>
<p>‫! نبود &#8230; خلاصه با این پستون خانوم یه رفاقت مسخره کردیم ‫! بعضی وقت ها حرف رو میکشیدم یه سکس</p>
<h5>که اونم کوس داغ میکرد ولی بعد گذشت زمان دیدم نرم</h5>
<p>شده ‫مثلآ یه شب ساعت 2 شب داشتیم گپ میزدیم خودش گفت میخوام یه قضیه رو برات بگم علی ولی باید هیچ سکس داستان وقت تو سرم</p>
<h6>نزنی این مسائل رو‬ &#8230; ‫منم گفتم بفرما‬ ایران سکس .</h6>
<p>‫شروع کرد به حرف زدن که : آره یه روز شوهر خالم تو پارکینگ خونمون بود منم ۱۶ سالم بود رفتم اونجا‫&#8230; دیدم ایستاده داره سیگار میکشه‬. ‫یه جوری نگام میکرد! منم اعصابم خورد شد زود رفتم در انباری رو باز کردم برم چیزی بر دارم یکدفه یه‬ ‫چیزه کلفت و گرم رو رو کونم احساس کردم‬ . ‫شوهر خاله کثافتم دستش رو داشت میکشید رو باسنم‬ . ‫اون موقع من یه چشلواره چسب مشکی پام بود با یه تیشرت قرمز ! دیدم با پرروئی داره کونم رو میماله منم‬ . ‫فحشش دادم گفتم دستت رو بکش عوضی اونم دستش رو گذاشت رو دهنم در رو بست اومد تو! دهن من رو‬ ‫گرفت منم شروع کردم به دست و پا زدن و جیغ زدن و فحش دادن‬ ‫که یکدفه محکم زد تو صورتم منم گریم گرفت بعد به زور دستش رو برد تو شلوارم و لمبرای سفیدم رو مالید‬ ‫اه و اوه میکرد به زور چند تا لب ازم گرفت تیشرتم رو داد بالا‬ ‫&#8230; یکم سینم رو گاز گاز کرد گفت حالا گم شو‬ . ‫اگه به کسی هم چیزی بگی جرت میدم دفعی بعد ضمنا آبروی خودت هم میره بیچاره !منم انقدر بچه بودم که‬ ‫از حرفاش ترسیدم و جز خواهرم به کسی چیزی نگفتم ! تازه همین طور که داشتم میرفتم از پارکینگ بالا‬ خوردم زمین زانوم خون اومد&#8230; همه ریختن بیرون گریه به خاطر کار شوهر خالم با پام یکی شد. کسی چیزی نفهمید‬ ‫خلاصه هر چی میگفت من بیشتر راست میکردم با حال میگفت ! اون شب هم گذشت تا اینکه یه روز زنگ ززد گفت دانشگاه آمل قبول شدم‬ . گفت اینجا خونه گرفتم 2 نفر دیگه هم میان پیشم‬ &#8230;.‫وای قند تو دلم آب شد. گفتم 3 به 1 حال میکنم‬ . ‫انقدر لوس بازی در آورد که نمیتونم بیارمت خونمون سخته صاحب خونه مارو چون دختریم با پسرش زیرنظر دارن‬ . ‫تو طول این مدت برام از همه گفت از دخترای هم خونه ایش که یکیش پرستوی قصه ی ماست بود و یکیشم شیما‬ . ‫میگفت: شیما دختر خوبیه ولی یه روز من نبودم ۱۲ تا پسر دختر آورده خونه یا اینکه پرستو هر شب بخاطر‫ماشین پسره که ببره بگردونتش لب دریا باهم هر شب بیرونن ! حتا یه شب برا پری (همین دختره چتی) اس ام‬ ‫اس اومد. دیدم جیغ زد گفتم چی شد ؟ گفت هیچی دوست پسره پرستو میگه پرستو شب پیشه من میمونه&#8230;..منم گفتم جوووووووووووون عجب دختریه اون دیگه ‫گفتم پری یکم برام از پرستو بگو اونم دلخور شد ولی با مکث گفت هیچی یه دختر نازه که با یکی رفیق شده ‫همش با هم حال میکنن باهم لاو میترکونن. منم گفتم تو دلم این کردن داره بد جور. ‫سرتون رو درد نیارم ما با پری بهم زدیم بعد چند روز زنگ زدم خونشون تو همون آمل‬ ‫هرچی میگفتن الو من بوس می کردم از پشت تل ! انگار خوششون اومده بود ! با ناز پری میگفت‬ ‫جووووووون مرسسسسسسسی عزیزم بوست رسید منم راست میکردم‬ ‫دوباره زنگ میزدم اونم شهوتی حرف میزد ! تا اینکه یه روز زنگ زدم پرستو تنها بود خودش برداشت. منم‬ ‫شروع کردم بوس کردن اونم میگفت بفرمائید التماس میکرد حرف بزن درست ببینم کی هستی منم گفتم‬ جووووووووون بکنمت. اونم گفت خوب باشه ولی بلند حرف بزن ببینم‬ . ‫منم بلند حرف زدم با خنده گفتم سلام‬ ‫نشناختی ؟ گفت نه ! گفتم : دوست پسر پری ! علی هستم ! آخه یکبار باهاش حرف زده بودم! اونم گفت آره‬ ‫منم شروع کردم به لاس زدن اونم بی معرفتی نکرد رفیق شد‬ . بعد یه مدت امد تهران همدیگرو ببینیم‬ . وای دلم تاپ تاپ میکرد تو راه به خودم میگفتم خدا چی میخواد بشه رفتم از 21 متری سر قرار رو نگاه کردم ‫دیدم یه دختره تیریت جیگریییی ایستاده منو دید اشاره کردم اومد جلو وای ی ی ی ی ی ی چی بگم بهتون ! با‬ ‫خودم گفتم تا الان پشت تل با این من سکس تل میکردم ؟؟؟؟؟؟ اگه جلوم بود روم نمیشد حتا دست بزنم بهش !‬ آخه سکس تا زیاد کردیم مثلا یه روز با خیار و موز حال کرد از کون ولی گفت پرده رو نمیزنم کیر خودت‬ پارش کنه نه خیاره بی ارزش! ‫وای چی میدیدم؟ دستو پام لرزید گفتم کجا بریم گفت هر جا تو دوست داری منم کلید خونه رو تکون دادم خندید‬ ‫گفت بریم خونه‬ تون. ‫تو راه دل تو دلم نبود رفتیم از پله ها بالا وای خدا دارم با کی تنها میشم تو یه خونه ! آخه میگ وقتی یه پسر‬ ‫دختر برن زیر یه سقف شیطان با دارو دسته هاش شروع میکنن به رقصیدن و هل هله کردن&#8230;&#8230;رفتیم تو‬ ‫بدون اینکه بهش چیزی بگم خودش مانتوی چسب قهوه ایش و در آورد یه شلواره لی ابی با یه جوراب خوش رنگ سفید آبی‬ &#8230; ‫روسریش رو در آورد نشست رو مبل پاهاشو آورد بالا گذاشت کناره بدنش یوری نشست رو مبل&#8230; منم نشستم‬ کنارش‬ &#8230; ‫وای خدا تصور کنید یه دختر چشم و ابرو قهوه ای روشن با موهای بلند تا روی باسنش که هنوزم نمیدنم بگم‬ ‫چه رنگی بود ولی رنگ موهای خودش بود ولی خیلی روشن و ناز بود بهتر بگم تو مایه طلائی تیره&#8230;&#8230;.وای‬ ‫! لب کوچولو صورت ناز ملیح &#8230;پوست بدنش بخدا مثل پنبه بود‬ . ‫منم دستش رو گرفتم همدیگرو بغل کردیم شروع کردیم به نوازش کمر همدیگه ! وای چه بوی عطری داشت‬ ‫بدنش&#8230;..تو صورتش نگاه کردم گفتم کاره دنیا رو ببین ! ما الان باید کنار هم باشیم ! اون لبای کوچولوی‬ ‫صورتیش خندید سرش رو انداخت پائین ! سرش رو آوردم بالا شروع کردیم لب گرفتن ! پدر سوخته همون‬ ‫لحظه زبون داق و لیزش رو کرد تو دهنم شروع کرد به عقب جلو کردن تو دهنم منم‬ ‫خوردم&#8230;&#8230;.اوووووووووم ! تاپش رو دادم بالا سرم رو گرفت به سینش منم سوتینش رو هم زدم بالا دیدم وای‬ ‫عجب هاله ی نازی داره دوره نوکه سینش تا حالا تو هیچ عکس و فیلمی ندیده بودم ! خوردم سینشو دیدم داره میترکه نمیتونه تحمل کنه‬ ‫منم دکمه های شاوارش رو باز کردم اومدم نشستم جلو مبل اونم پاشو باز کرد ! گذاشت رو شونم ! چقدر‬ ‫سنگین بود پاهاش! تقریبآ ۶۳ کیلو بود با قد ۱۷۰ &#8230; خلاصه شرتش رو در آوردم دیدم یه کس تمیز صاف ‫صاف صورتی رنگ شروع کردم به خوردن که شروع کرد ناله های بلند !گفتم پرستو آروم آبرو داریم ما ‫اینجا ! اونم خندید سرمو ناز میکرد میگفت بخور همهش ماله لبهای علی جونمهههههههه&#8230;.. آخ اه خوشم میاد ‫ووووووووووووئی&#8230;.منم دیگه کیرم رو در آوردم دیدم میخنده گفتم نمیخوری ؟ گفت امتحان نکردم ! 2 تا‬ ‫مک زدن ولی جوری زد که نزدیک بود بپاچه بیرون&#8230; گرفتم گفتم بسه خودش رفت رو مبل قمبل کرد منم‬ ‫کونش رو دیدم وای سفید مثل پنبه نرم کمی گرم&#8230;.. پهن ولی لبه های کونش گرد بود ! کیرم رو چرب کردم‬ ‫روش کاندوم کشیدم&#8230;.کردم یکم تو هیچی نگفت دیدم پر رو تر از این حرفاست یهدفعه تا ته کردم گفت‬ ‫واییییییییییییییییییییییییییییی جر خوردم چته آروم گفتم هیس شروع کردم بکردن ! دیگه داشت از حال میرفت‬ ‫&#8230; ناله میکرد میگفت چقدر منتظر این لحظه گذاشتی منو بی انصاف بکن جبران کن علیییییییییییییییی جون‬ . ‫وای من علی میخوام&#8230;.. انقدر کردم که ارضا شد منم با 6/7 تا کمره دیگه خالی شدم کاندوم رو در آوردم‫&#8230; لب گرفتیم نازش کردم تازه فهمیدم کسش مونده البته اون مشکلی نداشت با اپن شدن ولی من دلم نمیومد چون ‫خانوادش داشتن شوهرش میدادن&#8230;.. ترسیدم مشکلی پیش بیاد براش&#8230; اون روز گذشت و هر دومون راضی‬ ‫بودیم. بعد ها پری فهمید ما باهم رفیق شدیم زنگ زد منت کشی. منم گفتم 1 شرط داره ! اینکه بزاری بکنمت و ‬ ‫اون هم قبول کرد ولی من میخواستم بپیچونمش چون پرستو دوست نداشت اسم پری رو حتا بیارم منم دیدم مثل‬ اینکه برو نیست&#8230; گفتم پس قبوله ؟ میزاری گفت آره چرا که نه منم گفتم بیلاخ خدافظ.‬		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%b9%d9%88%d8%b6%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/h9IXV7rsQS4ltlGDbsS7gg/017/546/206/v2/1280x720.218.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173814</post-id>	</item>
		<item>
		<title>لز زیبا از شاه کس ها</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 25 Apr 2019 05:27:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبان]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اینایی]]></category>
		<category><![CDATA[بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[تاخیری]]></category>
		<category><![CDATA[تنگارو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[سکس دختر با دختر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[لزبین]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[&#160; کس به تمام معنا دوست دختر با سلام خدمت دوستای آویزون اول سکس از همه بگم که داستان واقعیه و الکی نیست از خودمم بگم قیافم خیلی شاخ نیست سکس قدمم ۱۷۸ و یکم چهارشونه و هیکلم بد نیس من یه رفیقی دارم سکس به اسم حامد که خیلی دختر سکس به اسم حامد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<h2>کس به تمام معنا دوست دختر<br />
با سلام خدمت دوستای آویزون<br />
اول سکس از همه بگم که داستان واقعیه</h2>
<p>و الکی نیست<br />
از خودمم بگم قیافم خیلی شاخ نیست سکس قدمم ۱۷۸ و یکم چهارشونه و</p>
<h3>هیکلم بد نیس<br />
من یه رفیقی دارم سکس به اسم حامد که خیلی دختر</h3>
<p>سکس به اسم حامد که خیلی دختر دور و برش هست البته صدقه سر ماشینش<br />
خلاصه</p>
<h4>دور و برش هست البته صدقه سر ماشینش<br />
خلاصه یه شب زنگ زد</h4>
<p>بگم قیافم خیلی شاخ نیست قدمم ۱۷۸ و یکم چهارشونه و هیکلم بد نیس<br />
من یه رفیقی دارم به اسم حامد سکس که خیلی دختر دور و برش هست البته صدقه سر ماشینش<br />
خلاصه یه شب زنگ زد گفت با بچه</p>
<h5>کس به تمام معنا از همه بگم که داستان فیلم سکسی واقعیه و الکی نیست<br />
از خودمم بگم</h5>
<p>و هیکلم بد نیس<br />
من یه رفیقی دارم به سکس داستان اسم حامد که خیلی دختر دور و برش هست</p>
<h6>کس به تمام معنا که خیلی دختر دور و برش هست البته صدقه سر ماشینش<br />
خلاصه یه شب</h6>
<p>که خیلی دختر دور و برش هست البته صدقه سر ماشینش<br />
خلاصه یه شب زنگ زد گفت با بچه ها میریم بیرون میای؟ منم که میدونستم بزم مشروب و سیگار و ایناس گفتم آره<br />
اومد جلوی پاساژمون دنبالم. سوار ماشین شدم دیدم دو تا دختر سوار کرده<br />
اونی که جلو بود رو خیلی نتونستم ببینم ولی اونی که عقب بود یه کُسِ به تمام معنا بود به اسم آیناز قدش حدود ۱۷۰ وزنشو که نمیدونم ولی ممه هاش خیییییلی گنده بودن منم تازه با دوست دختر خودم کات کرده بودم و کیرم زنگ زده بود پیش خودم گفتم برم تو نخ این دختره<br />
یکم گفتیم و خندیدیم تو اتوبان بابایی یه شیشه شرابو خوردیم البته آیناز ادای تنگارو در آورد که من نمیخورم و لب نمیزنم به اینا<br />
شماره ها رد و بدل شد و بعد یکم لاس زدن فهمید که من تو کار موبایلم<br />
چن روز گذشت و من آمپر شهوتم جوری رفته بود بالا که داشتم خفه میشدم<br />
به آیناز اس دادم که خونه خالیه بیا اینجا<br />
یکم دیر جواب داد و شکلک خنده فرستاده بود بعد اینکه جق زدم پیش خودم گفتم چه کار کیری‌ای کردم بهش این اس دادم<br />
چند ماه گذشت و با مامانش میومد مغازه منم که هر بار میدیدمش حشری میشدم<br />
دلو زدم به دریا و گفتم میخوام باهات باشم قبول نکرد و گفت مث خواهر برادر باشیم<br />
منم پیش خودم گفتم از هیچی بهتره و شاید بتونم بکنمش<br />
چن ماه گذشت و رابطمون صمیمی شده بود جوری که روزی ۲ ۳ بار بهم زنگ میزدیم<br />
چن بار الکی تعارف کرد بیا خونمون ناهار بخور مامانم سرکاره(باباش از ننش جدا شده بود) منم نه میاوردم با اینکه میدونستم اگه برم به آرزوم میرسم و میکنمش<br />
یه روز شنبه از خواب بیدار شدم دیدم اس داده غذای مورد علاقتو (باقالی پلو) درست میکنم بیا خونمون منم که از خدا خواسته گفتم میام رفتم به خودم رسیدم و راه افتادم رفتم<br />
نزدیک خونشون شدم قرص تاخیری انداختم بالا و رفتم خونشون<br />
تا زنگ زدم رد تماس کرد پیش خودم گفتم یا مسخره کرده یا مامانش اومده تو این فکرا بودم زنگ زد گفت بیا بالا<br />
منم که تو کونم عروسی بود رفتم بالا تا چشم بهش افتاد کیرم سیخ شد<br />
یه تاپ که چه عرض کنم فقط ممه هاشو گرفته بود و یه شلوارک جین تنگ گفت بیا تو منم که ریده بودم به خودم رفتم تو یه شربت اورد نشستیم رو مبل(جونم براتون بگه مبلشون از اینایی بود که تو فیلم سوپرا روش سکس میکنن)<br />
صداشو نازک کرد و پرسید خوشگل شدم؟ منم از دهنم پرید گفتم آره خوردنی شدی<br />
ممه هاش منو دیونه کرده بودن یکم گذشت بهش گفتم یادته قبلا گفته بودم لباتو گاز میگیرم الان اجازه میدی؟<br />
خودشو لوس کرد و گفت دلت میاد؟ منم گفتم آره دلم میاد خندید و گفت خیلی بیشعوری ساکت شدیم من صورتمو بردم جلو</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173444</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/44 queries in 0.012 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 17:47:23 by W3 Total Cache
-->