<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>نمیكردم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%86%d9%85%db%8c%d9%83%d8%b1%d8%af%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:31:41 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>نمیكردم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>بتمن گیر الکسیس میوفته و خوب سکس میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%aa%d9%85%d9%86-%da%af%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%b3%db%8c%d8%b3-%d9%85%db%8c%d9%88%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%aa%d9%85%d9%86-%da%af%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%b3%db%8c%d8%b3-%d9%85%db%8c%d9%88%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Jun 2019 06:56:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونه]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[‫میكردیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[واستادن]]></category>
		<category><![CDATA[یادگاری]]></category>
		<category><![CDATA[یكیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مداوای پسر خالم به همراهشون فیلم سکسی رفتیم یزد چند روزی كه اونجا بودیم خیلی تنها بودم ودوست داشتم زودتر كارامون تموم بشه وبرگردیم خونه یه روز سکسی كه حوصلم سر رفته بود خواستم برم شاه کس تلفن كارتی زنگ بزنم خونه از هتل كه اومدم بیرون دیدم یه اتبوس جلو هتل کونی پارك كرده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مداوای پسر خالم به همراهشون فیلم سکسی رفتیم یزد چند روزی كه اونجا</h2>
<p>بودیم خیلی تنها بودم ودوست داشتم زودتر كارامون تموم بشه وبرگردیم خونه یه روز سکسی كه حوصلم سر رفته بود خواستم</p>
<h3>برم شاه کس تلفن كارتی زنگ بزنم خونه از هتل كه اومدم</h3>
<p>بیرون دیدم یه اتبوس جلو هتل کونی پارك كرده وچند تا هلوی خوشگل ازش پیاده شد جلوتر كه رفتم فهمیدم از</p>
<h4>همشهریای جنده خودمون هستن (من بندری هستم ) تلفن زدن رو</h4>
<p>بیخیال شدم و نشستم به سر پستون كله زدن باهاشون خیلی زود با هم پسر خاله شدیم بعد گفتن كه دارن</p>
<h5>از مشهد کوس میان وبرای نماز انجا واستادن باهم رفتیم روی</h5>
<p>صندلیهایی كه همون نزدیكیها بود نشستیم یه دوربین داشتن كه همشون باهاش یه عكس یادگاری با من گرفتن یكیشون كه اسمش زهرا سکس داستان بود و خوشگل</p>
<h6>تر از همه هم بود بدجوری منو دید ایران سکس میزد. منم</h6>
<p>منم خیلی ازش خوشم اومده بود نمی دونم كه چطور شد كه همه خداحافظی كردن ورفتن ولی زهرا جون هنوز كنار من نشسته بود یه خورده با هم از خودمون گفتیم بعد اونم شماره تلفن خونشون رو به من داد بعد با عجله رفت طرف اتوبوس و رفتن بعد چند روز ما هم برگشتیم خونه. یه روز از تو مغازه شماره زهرا رو گرفتم ولی خودش گوشی رو بر نداشت واسه همین منم دیگه بی خیا ل شدم یه 2 ماهی گذشت منم تقریبا هم همه چیز رو فراموش كرده بودم یه روز جلو مغازه با چند تا از دوستام داشتم حرف میزدیم كه دیدم یه دختر به من خیره شده و میخنده. منم كه یه خورده فكر كردم تازه یادم اومد همون دختری بود كه یزد با هم اشنا شده بودیم راستش خیلی تعجب كردم چون به من گفته بود كه خونمون بندر عباسه ولی ما میناب زندگی میكردیم بد اومد طرف من منم. تعارف كردم رفتیم تو مغازه گفت خیلی نامردی چرا بهم زنگ نزدی منم كه هنوز داشتم گیج میزدم گفتم بی خیال حالا كه با هم هستیم بعد شماره موبایلم رو كه تازه گرفته بودم بهش دادم از اون روز به بعد تقریبا هر روز یه سر به من میزد ولی ما هنوز با هم رابطه جنسی نداشتیم یه روز زهرا به من زنگ زد و گفت امشب من تنهام دوست دارم بیای خونه ما منم قبول كردم بعد موضوع رو با یكی از دوستام كه اسمش محمد بود گفتم و قرار شد كه محمد منو ببره تا خونه زهرا و دوباره بیاد دنبالم. حدود ساعت6 بعد از ظهر بود كه مغازه رو تعطیل كردم و رفتم خونه محمد بعدش با هم رفتیم به ادرسی كه زهرا جون بهم داده بود ولی وقتی رسیدیم اونجا هیچ كس منتظر م نبود اخه قرار بود زهرا با خواهرش بیان لب جاده و منتظر م بمونن. راستی یادم رفت بگم كه زهرا جریان منو به خواهرش گفته بود و وقتی منم ازش سوال كردم گفت ما خواهرهای نا تنی هم هستیم وبا هم خیلی راحت هستیم خلاصه وقتی دیدیم كسی نبود برگشتیم سمت خونه خیلی ناراحت بودم از اون طرف هم محمد با خنده هاش منو بیشتر عصبانی میكرد و میگفت درست حسابی كیر خوردی سر كاری بود نه .منم كه از شدت ناراحتی حرفی برای گفتن نداشتم با تكون دادن سر حرفای محمد رو تایید میكردم تو دلم داشتم زهرا رو نفرین میكردم كه یهو موبایلم زنگ خورد زهرا بود داد میزد كه چرا دیر كردی خیلی زود برگشتیم به موقعیت ذكر شده زهرا رو با خواهرش دیدم محمد رفت كنارشون منو پیاده كرد و گفت وقتی كارم تموم شد بهش زنگ بزنم تا بیاد دنبالم بد گازشو گرفت ورفت. اولش میترسیدم ولی وقتی قیافیه زهرارو میدیدم بد جوری حشری میشدم و تو دلم میگفتم ترس كیلویی چنده وقتی رسیدیم خونه منو راهنمایی كردن داخل یه اتاق كه اتاق زهرا بود خواهر زهرا هم كه متاهل بود رفت واسه شام یه چیزی ردیف كنه. منو زهرا هم كه تنها بودیم داشتیم كم كم تو حس میرفتیم. زهرا با یه بلوز كه خیلی تنگ بود و سینه های نازش مثه دوتا نارنج ازش زده بود بیرون و باعث میشد من بیشتر حشری بشم. شامو كه خوردیم صدای در شد شوهر خواهر زهرا بود زهرا در اتاقش رو قفل كرد خواهرش هم رفت پیش شوهرش تا شك نكنه زهرا لباسش رو در اورد و من اون موقع بود كه اندام زیبای زهرا رو كه مث یه حوری بهشتی بود رو جلو چشام میدیدم. هیچ فكر نمیكردم كه اندامش این قدر قشنگ باشه اومد كنارم نشست منم فرصت رو غنیمت شمردم و یه لب طولانی ازش گرفتم. كمر منو گرفته بود و محكم فشار میداد بعد از این كه یه خورده لب از هم گرفتیم دكمه های پیرهن منو باز كرد منم بلوزشو در اوردم و لخت شدیم رفتم سراغ سینه هاش نكشو به دهن گرفتم و یه گاز كوچولو گرفتم كم كم رفتم سراغ گردن و گوشاش دیگه صداش در اومده بود و داشت ناله میكرد كه باعث میشد یه جوری به من بفهمونه كارم رو ادامه بدم. بعد رفتم سراغ كوسش شرتشو در اوردم كوسش خیس خیس بود معلوم بود یه بار ارضاء شده زبونم رو گذاشتم رو چوچولش و حسابی تابش دادم بعد بلند شدم یه نگاهی بهش كردم خودش فهمید كه دیگه نوبت اونه كه واسه من ساك بزنه كیرمو به دهن گرفت و با ولع تمام میخورد خیلی حرفه ای بود منم حسابی داشتم كیف میكردم بعد یه چند دقیقه ای به پشت خوابوندمش روی تخت ولی اون برگشت و گفت از جلو بزن اول تعجب كردم فكر كردم كه داره شوخی میكنه ولی اون دوباره خیلی جدی حرفش رو تكرار كرد بهش گفتم دیوونه تو دختری میدونی اگه این كار رو بكنم چی میشه گفت اهمیتی نداره از این به بعد ما دوتا دیگه مال همیم ولی من قبول نكردم راستش یه جورایی دوسش داشتم و نمی خواستم اذیت بشه. خلاصه با كلی حرف راضیش كردم كه از عقب بكنمش ولی قبلش گفت اول باید لای پاش بذارم یه ربع ساعت كیرمو كه حسابی شق كرده بود لای پاش چرخوندم كه یه یهو یه جیقی زد و ولو شد فهمیدم كه یه بار دیگه اورگاسم شده كیرمو گذاشتم دم سوراخ كونش یه كم كه فشار دادم دادش در اومد بعد رفت یه كرم اورد كه كیرمو باهاش چرب كنم یه خورده به كونش هم مالیدم بعد بهش گفتم اولش درد داره اگه تحمل كنی چند دقیقه بعد دردش قطع میشه اونم قبول كرد بعد با یه فشار كیرمو تا دسته جا كردم كه یه جیغ بلند زد كه اگه در دهنشو نگرفته بودم همه همسایه ها هم با خبر میشدن چند دقیقه ای كیرم رو بی حركت تو كونش نگه داشتم تا عضله اش باز شد بعد یواش یواش شروع كردم تلنبه زدن كونش خیلی داغ بود حسابی تو حس بودم كه ناگهان حس كردم جریان قوی فشار اب وجودم رو فرا گرفت بهش گفتم ابم داره میاد گفت خالیش كن تو كونم قبل از این كه حرفش تموم بشه اب من خالی شد تو كونش و یه ناله ای كرد و گفت دارم میسوزم ابت چقدر داغه بعد روی هم ولو شدیم و خوابمون برد امیدوارم از داستانم خوشتون اومده باشه.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%aa%d9%85%d9%86-%da%af%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%b3%db%8c%d8%b3-%d9%85%db%8c%d9%88%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2012</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس با شیطان</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Jun 2019 08:14:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اپیلاسیون]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشونم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[برآورده]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تصورات]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تولیدی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جزییات]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[حقیقتا]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خونسردی]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوزاریش]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شیرازه]]></category>
		<category><![CDATA[طاقباز]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[كلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میلیمتر]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكنه]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسبازی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونیه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وقتهایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ببینید من سکسی همیشه دوست داشتم قبل از سكس &#8211; شاه کس برای بیشتر تحریك شدن فیلم پورنو نگاه كنم &#8211; مخصوصا با شریك سكسیم &#8211; (چه کونی همسر چه دوست دختر) ولی همسرم هیچ وقت با من همراهی نداشت و طوری وانمود جنده میكرد كه گویا اصلا از سكس شرعی و عرفی با همسرش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				ببینید من سکسی همیشه دوست داشتم قبل از سكس</p>
<h3>&#8211; شاه کس برای بیشتر تحریك شدن فیلم پورنو نگاه كنم &#8211;</h3>
<p>مخصوصا با شریك سكسیم &#8211; (چه کونی همسر چه دوست دختر) ولی همسرم هیچ وقت با من همراهی نداشت و طوری</p>
<h4>وانمود جنده میكرد كه گویا اصلا از سكس شرعی و عرفی</h4>
<p>با همسرش هم زیاد دل خوشی پستون نداره و صرفا به خاطر من و شاید هم انجام وظیفه زناشویی تن به</p>
<h5>سكس با کوس من میده.به این ترتیب خیلی به ندرت و</h5>
<p>زمانی كه یه كمی حشریش كرده بودم با من فیلم سوپر نگاه كرده بود ولی فقط سكس های عادی رو. یعنی اگه سکس داستان به همجنس بازی</p>
<h6>زنها میرسید یهو از حالت سكسی خارج میشد ایران سکس و میگفت</h6>
<p>این كثافت كاریها رو بزن بره منم كه حقیقتا یكی از فانتزیهای ذهنیم و ایده آل هام دیدن همجنس بازی دو تا زن از نزدیك بود &#8211; حتی تو فیلمهای سوپر از دیدن لزبین ها بیش از سكس های معمولی تحریك میشدم- الهه همیشه تو این جور موارد ضد حال بود میدونین واسه امتحان الهه یه بار بهش گفتم الهه دیشب خواب دیدم با سارا (دختر دایی زیبا و لوند همسرم) داری همجنس بازی میكنی یهو خیلی آشفته شد &#8211; و منی كه بعضی وقتها با خیال همجنس بازی همسرم با زیبا روی دیگر خودم رو تحریك میكردم &#8211; از این آشفتگی برام مسجل شد بی نهایت از همجنس بازی بدش میادو منزجره تا روزی كه گفت دوست جدیدی به نام تینا پیدا كرده كه از مشتری های آرایشگاهشه و وقتی عكسهای عروسی ما رو دیده به همسرم گفته حیف تو كه با این (منو گفته) ازدواج كردی و شوهرت اصلا بهت نمیاد و تو خیلی ازش سر تری ( البته همه اینها رو الهه به من گفت) &#8211; و الهه هم گفت ساسان منم جوابشو دادم ولی راستشو بخواین حس كردم یه جورایی دچار غرور شده و خودش رو گرفته &#8211; از تعریف تینا خودش رو گم كرده &#8211; مثلا همیشه تو سكس هامون واسم ساك میزد دیگه بازی در میاره و به نوعی مثل قبل به من حال نمیده حدس زدم همه این آتیشا داره از تو کوره تینا بلند میشه &#8211; شروع كردم به صورت غیر مستقیم از تینا پرسیم &#8211; فهمیدم از همسرش طلاق گرفته و 29 سالشه و تو باشگاه محلمون مربی آیربیكه و خانواده درست و حسابی هم نداره &#8211; مادر ناتنی و اینكه تینا رو تو 15 سالگی مجبور به ازدواج كردن &#8211; و تنها داره زندگی میكنه و خونه مجردی داره یه حسی به من گفت شیرازه زندگیم در خطره و باید بیشتر حواسم رو جمع كنم تا اینكه یه روزی كه من وقت دندونپزشكی داشتم و قرار بود دیرتر سر كارم (كه پیش پدرم تو كارخونش &#8211; تولیدی گرده های آْلومینیومی برای ظرفهای تفلون- هستم) برم &#8211; الهه از من خواهش كرد زودتر برم از خونه بیرون &#8211; تعجب كردم گفتن چرا؟گفت تینا قرار بیاد آرایشگاه (در ضمن یكی از اتاق خواب ها رو الهه كرده آرایشگاه) گفتم خوب بیاد &#8211; گفت میخواد اپیلاسیون كنه &#8211; منم با شیطنت پرسیدم همه تنش رو؟ (البته چون میدونستم الهه از این كارا نمیكنه نهایت فقط دست و پا روانجام میده)الهه هم گفت آره همه تنش رو &#8211; چون با هم صمیمی هستیم و اونم خواهش كرده &#8211; منم قبول كردم حالا زودتر برو كه تو رو ببینه معذب میشه &#8211; منم با بیمیلی و یه طوری كه سرش منت بذارم (چون منو از نعمت ساك زدن كیرم توسط همسرم محروم كرده بود) گفتم باشه ولی این جور مشتری ها و رفیق ها رو آدم نداشته باشه به نفعشه &#8211; الهه هم با شیطنت گفت چیه چون گفته خوش قیافه نیستی ازش دلخوری؟منم بهش گفتم : منم صد تا رفیق دارم كه میگن من از تو سر ترم- حالا منم بیام واسه تو قیافه بگیرم؟ یا اصلا چه دلیلی داره كه بخوای این حرفا رو مطرح كنی؟ تو همین حین آیفون زنگ زد &#8211; گفتم بیا اینم همونیه كه ریده به زندگی مون- اومدم بیرون در محكم پشتم كوبیدم &#8211; موقع پایین اومدن دیدم تینا داره میاد بالا &#8211; یه نگاه كشداری به هم كردیم و سلام كرد &#8211; منم بدون جواب از كنارش رد شدم &#8211; ولی نگاهش آنچنان گیرا بود كه من تو یه لحظه تو ذهنم باهاش تا تو رختخواب هم رفتم &#8211; تو یه لحظه فكر اینكه تینا اومده كس شو مومك بندازه- كلافم كرد- تصور كس مو دارش یا كس بی موش یه لحظه رهام نمیكرد تو همین فكرا بودم كه الهه در و باز كرد و از بالای راه پله ها پایین نگاه كرد ببینه من اونجا هستم یا نه؟ احتمالا زاغ سیاه منو چوب زده بود و دیده بود كه من از در ساختمون بیرون نرفتم &#8211; بعدا به من گفت فكر كردم واستادی بیای بالا جلوی تینا به من چیزی بگی من ضایع شم- به تینا هم بر بخوره و بره پی كارش-ولی تو یه لحظه دیدن اپیلاسیون كس تینا بزرگترین هدف زندگی من تو اون لحظه شده بود &#8211; و این فكر سمج ولم نمیكرد كه صورت به این زیبایی و گیرایی ببین عورتش چیه؟ و دائم این آیه شریفه رو زمزمه میكردم كه: كس كسه بی مو ، با آب لیمو گفتم تا كار و شروع نكرده به بهانه ای برم بالا و كلید رو ذره ای از تو مغزی خارج كنم تا بتونم از بیرون با كلید خودم در و باز كنم شاید بتونم به آرزوی بزرگ اون لحظم جامه عمل بپوشونم دویدم بالا در زدم الهه در و با اخم و سردی باز كرد- گفت چیه؟(با حالت عصبانی)منم خودم رو زدم به غد بازی گفتم اگه دوست محترمتون تو هال نیستن میخوام برم از تو كشو پول بردارم &#8211; پول تو جیبم كمه-اونم با سردی گفت واسا الان خودم میارم – همینكه رفت آروم كلید رو به اندازه دو سه میلیمتر از مغزی خارج كردم &#8211; به امید اینكه شاید بتونم صحنه نابی از كس تینا رو شكار كنم &#8211; و به آرزوی بزرگ اون لحظم برسم(میدونین آدمها در موقع عصبانیت و شهوت تصمیماتی میگیرن كه تو حالت عادی به قدری ملاحظات هست كه انسان حتی بهشون فكر نمیكنه- حالا یكی نیست به من بگه بابا كس كسه دیگه چه كسه الهه كه هر روز زیارتش میكنی چه كسه تینا كه اینطوری در حسرت دیدارش میسوزی از خود بیخود شدی!الهه با یه دسته پونصدی برگشت &#8211; منم گرفتم و از پله ها پایین اومدم و از درب حیاط هم خارج شدم و متوجه بودم انگار الهه داره از پشت پنجره رفتن منو چك میكنهیه چند دقیقه ای صبر كردم تا الهه خیالش از رفتن من راحت شه &#8211; دیگه دندونپزشكی تخمم هم نبود &#8211; فقط فكر كس تینا بود كه برام آروم و قرار نذاشته بود &#8211; با سلام و صلوات اومدم و در حیاط رو باز كردم &#8211; و اومدم بالا پشت درب منزل &#8211; گوشام رو تیز كردم &#8211; دیدم صدای موهومی از داخل به گوش میرسه &#8211; ولی قابل فهم نبود &#8211; منم مستاصل نشستم رو پله ها &#8211; با خودم گفتم چی كار كنم؟ فكر كسه تینا( در حین اپیلاسیون) دیوونم كرده ! وقت دندونپزشكی رو چیك<br />
ار كنم؟ &#8211; خلاصه با اكثریت آرا به این نتیجه رسیدم برگشتن به منزل حماقت محضه و احتمالا چیزی هم نصیب كیرم نمیشه &#8211; به قول شاعر: دست بردم به ابول دیدم شده چوب طغور &#8211; گفتم یه راه كف دستیه رو بریم فكرمون آزاد شه ؟ چون طبقه آخر هستیم خیالم از اینكه كسی منو ببینه راحت بود القصه &#8211; گرفتم دستمو و لحظه های اپیلاسیون كس تینا رو با جزییات كامل به تصویر كشیدم &#8211; كه مثلا من كلید انداختم تو در و رفتم تو و الهه و تینا هم كه حشری شده بودن &#8211; الهه از لمس كردن كس تینا و تینا از لمس كردن كسش توسط الهه &#8211; همین كه منو دیدن اومدن سراغم &#8211; تینا كمربندم رو باز كرد &#8211; كیرم رو در اورد گذاشت تو دهنش و د بخور &#8211; چون وقتم كم بود دیگه زود میخواستم تو ذهنم بكنمش برم برسم به دندونپزشكی &#8211; ( می دونین تصورات سكسی واسه جلق زدن انقدر بعضیاش احمقانه ست كه فقط به درد كف دستی میخوره و بس) آقا افتادم رو تینا و گذاشتم نو كسش ( حالا انگار الهه اونجا برگ چغندره &#8211; اصلا الهه كیرمم نیست) داشتم تو ذهنم جلو عقب تینا یكی میكردم كه&#8230;..- یهو صدای جیغ های كوتاه و شیطنت آمیز از داخل خونمون به گوشم رسید &#8211; كه حس كردم دارن دنباله هم میكنن &#8211; منم كه فكرم دنبال كس و كون وسكس بود هیچ فكری به ذهنم نیومد جز اینه حتما قضیه سكسیهتو دلم گفتم جووووووون_ همونجا سجده شكر به جا آوردم &#8211; كه انگار دارم به آرزوم میرسم&#8230;&#8230;&#8230;.(گوشم رو تیز كردمو منتظر موندم &#8211; صدا بعد از مدتی قطع شد &#8211; همینطور داشتم با خودم كلنجار میرفتم &#8211; كه خدایا چی كار كنم ؟- برم تو؟ &#8211; نكنه اون چیزی كه من فكر میكردم نباشه؟ &#8211; ولی حشر چنان قالب شده بود كه اگه نمی رفتم تو ، مطمئن بودم كه تا آخر عمر حسرت می خورم- با تمام حشری كه كس تینا برام به وجود آورده بود ، بازم یه ملاحظاتی نمیذاشت بی پروا عمل كنم &#8211; اگه میرفتم تو و الهه دیوونه بازی در میورد؟ اگه تینا جیغ و داد میكرد؟ و خیلی اگه های دیگه ولی&#8230;&#8230;.. &#8211; ولی مطمئن بودم اون تو یه خبر هایی هست &#8211; ولی ممكن بود با این كار زندگیم از هم بپاشه &#8211; دل رو به دریا زدمو &#8230;&#8230;.. خودم رو واسه عملیات استشهادی آماده كردم &#8211; (به هر حال ممكن بود تو این راه به مقام رفیع شهادت نایل بشم &#8230;&#8230;&#8230;) شهادتین رو بر زبان جاری كردمو- با رمز مبارك و مقدس یا باب الحوائج &#8211; عملیات رو آغاز كردم كلید رو با احتیاط كامل وارد مغزی كردمو &#8211; آروم چرخوندم &#8211; در قفل نبود فقط بسته بود &#8211; تقریبا بدون صدا در باز شد &#8211; نفسم تو سینم حبس شده بود &#8211; خدا خدا میكردم تیرم به سنگ نخوره &#8211; وارد خونه شدم &#8211; كسی تو هال نبود &#8211; اومدم پشت در آرایشگاه ( همون اتاق خواب وسطی) &#8211; گوشم رو چسبوندم به در &#8211; خبری نبود &#8211; از سوراخ كلید نگاه كردم همینطور &#8211; بازم خبری نبود &#8211; یه لحظه به خودم اومدم و خواستم اگر دیده شدم ( كه قطعا دیده میشدم ) ورودم عادی به نظر بیاد &#8211; فقط اونقدر حول بودم كه حتی نمی تونستم درست فكر كنم و یه دروغ واسه برگشتنم بسازم &#8211; مخم كاملا از كار افتاده بود &#8211; رفتم به سمت اتاق خوابمون &#8211; همینكه در و باز كردم &#8211; در دم خشكم زد &#8211; الهه روی تخت به صورت طاقباز خوابیده بود و تینا تو لاپاش بود &#8211; سرش لای كسه الهه بود &#8211; ولی تنها چیزی كه سریعا توجه منو جلب كرد &#8211; كسه خوش استیل و مو دار تینا بود &#8211; كه به صورت چهار دست و پا خم شده بود &#8211; و كس استخونیش تو بین لاپاش جلب توجه میكرد &#8211; نمیتونستم چشم از روش بردارم &#8211; البته همه اینها در كسری از ثانیه اتفاق افتاد تینا یهو مثل برق گرفته ها كسو كونشو جمع كرد &#8211; الهه هم كه سكس از سرش پریده بود با پررویی گفت تو اینجا چه غلطی میكنی؟ منم با خونسردی رو كردم به تینا گفتم انگار شما داشتین كسه الهه رو اپیلاسیون میكردین؟ الهه گفت برو گم شو بیرون &#8211; منم یهو قاطی كردم &#8211; گفتم بی پدر &#8211; تو حین هرزگی مچت رو گرفتم دوقورت و نیمت هم باقیه؟ لاشی تینا به سرعت لباساشو پوشید و خواست بره كه من دستم رو اوردم جلوش گفتم تشریف داشته باشین &#8211; باهاتون كار دارم &#8211; با عصبانیت دستم رو كنار زد و رد شد &#8211; منم همچین هولش دادم كه محكم خورد به در اتاق خواب &#8211; یهو با صدای بلند، آخی گفت كه همراه با گریه بود ( یه لحظه دلم سوخت براش )گفتم حرومزاده یه بار دیگه ببینمت مادر تو به عزات میشونم ها &#8211; با گریه در وا كرد و به سرعت خارج شد كه الهه هم با بی شرمی اومد جلو ( همینطور كون برهنه) گفت كثافت چیكارش داری؟ منم كه كیرم رو صابون زده بودم واسه كسه تینا &#8211; با این پیش آمد شدیدا عصبی شده بودم &#8211; یهو الهه خواست به من تعرض كنه ( احتمالا بزنه تو صورتم ) &#8211; كه ناخودآگاه هولش دادم ناگهان یه فكری مثل برق از ذهنم گذشت &#8211; الهه كه از اول ازدواجمون منو تو حسرت گاییدن كونش گذاشته بود &#8211; حالا بهترین فرصت بود &#8211; ازش آتو هم داشتم &#8211; اگه بازی درمیورد &#8211; خوارش رو میگاییدم &#8211; خواست با عصبانیت از كنارم رد بشه كه گرفتمش &#8211; محكم هولش دادم رو تخت &#8211; تو یه چشم به هم زدن شلوار و شورتم رو در اوردم و با زور زیرم نگهش داشتم &#8211; دائم به من فحش میداد &#8211; ولی كیرمم نبود &#8211; از پشت افتادم روش &#8211; یه لحظه حس كردم خودشو شل كرد &#8211; حتما پیش خودش گفته یه راه كس بهش میدم خرش میكنم &#8211; ولی كور خونده بود سریع تف زدم سر كیرم &#8211; و گذاشتم در سوراخ تنگ كونش &#8211; یه حركتی به خودش داد و كیرم رفت تو چاك كسش &#8211; سریع در اوردمش- و دوباره دستم رو تفی كردم مالیدم به سوراخ كونش و كمی هم زدم به سره كیرم &#8211; تو این مدت لاینقطع فحش میداد و میگفت كثافت ولم كن و آشغال&#8230;&#8230;&#8230;- من كه گوشم اصلا بدهكار نبود &#8211; همینكه تف زدم دم سوراخ كونش دوزاریش افتاد كه چه خوابی براش دیدم گفت احمق چیكار میكنی؟ منم كه تو بدترین لحظات دست از لودگی بر نمیدارم &#8211; گفتم باید تنبیه بشی &#8211; همچین كونت می<br />
ذارم كه دیگه از این غلط ها نكنی &#8211; حالا واسه من فیلم بازی میكنی؟ همجنسبازی رو خاموش كن یا بزن بره؟( موقع فیلم سكسی دیدن)همینكه متوجه شد چه خیالی تو سرمه &#8211; عضلات كونش و سوراخ كونش رو شدیدا منقبض كرد &#8211; منم دیدم اینجوری دیگه محاله بتونم كونش بذارم &#8211; یهو بی هوا گذاشتم تو كسش &#8211; جا خورد و یهو شوك زد &#8211; تو همین حال خودش رو یه كم رها كرد &#8211; منم وحشیانه كیرم رو دراوردم و گذاشتم سر سوراخش &#8211; یه ذره رفت تو &#8211; دیگه با فشار وزنم سعی كردم نذارم بیاد بیرون &#8211; یهو انگار كه یه كوچه بن بست تهش باز شده &#8211; جر خورد و رفت تو سوراخش &#8211; چنان جیغی زد &#8230;. مامان مامان مامان &#8211; آخ نمیدونین چه حالی داد &#8211; كیرم تا دسته تو كون الهه رفته بود و آرزوی دیرینم برآورده شده بود- طفلی الهه با دستش تمام رو تختی رو چنگ زده بود و مچاله كرده بود &#8211; آروم داشت اشك میریخت- حالا وقتش بود كه آروم تلمبه بزنم تو كونش &#8211; باورتون نمیشه وقتی كیرم رو میكشیدم بیرون انگار سوراخ كونش هم چند میلیمتری به سمت بیرون كشیده میشد &#8211; چون من حالت تلمبه زدن رو حس نمیكردم &#8211; فقط سوراخ كونش به بیرون كشیده میشد و برمی گشت سره جاش طفلك به التماس افتاده بود &#8211; تو رو خدا &#8211; تو رو خدا &#8211; مردم &#8211; پاره شدم &#8211; پاره شدم &#8211; بسه دیگه &#8230;&#8230;&#8230;. گفتنش بی وقفه ادامه داشت &#8211; فكر كنم طفلك از درد داشت زمین و گاز میگرفت ولی&#8230;&#8230; ولی بالاخره باید تنبیه میشد &#8211; به هر حال از نظر شرعی هم كه حساب كنیم &#8211; تنبیه زن یه وقتهایی لازمه &#8211; حالا من این تنبیه رو در نظر گرفته بودم &#8211; البته مطمئنم كه شما هم حق رو به من میدین &#8211; مگه نه؟ خلاصه اونقدر عجز و ناله كرد كه زودتر از همیشه به اوج لذت جنسی رسیدمو به سرعت آبم اومد &#8211; منم ریختم تو سوراخ كونش &#8211; خیلی حال داد &#8211; خیلی &#8230;&#8230;. همینكه در آوردم &#8211; مادرشو گاییدم &#8211; دیدم سره كیرم انی شده &#8211; خاركسده انش قهوه ای بود &#8211; گفتم ریدی رو كیرم &#8211; اونم با صدای بلند شروع كرد به گریه كردن&#8230;&#8230;(دلم واسش سوخت)ولی همینكه چشمم دوباره به كیر انی شدم افتاد شاكی شدم می خواستم به زور كیرم رو بكنم تو دهنش ساك بزنه &#8211; ولی&#8230;&#8230;&#8230;&#8230; ولی گفتم خدا رو خوش نمیاد و از مسلمانی هم به دوره رفتم به سمت حموم واسه نظافت و غسل جناب..		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174533</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه کونی رو قلاب کرده سر کیر میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 May 2019 06:11:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[اشكالی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[انتهای]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ایستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخونیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیابون]]></category>
		<category><![CDATA[بیافته]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دقایقی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روسریم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[صادقیه]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[كارخونه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:آره]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهامو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میشودم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[‫میكردیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مركز عشق من باشه. داستان فیلم سکسی از این قرارهدر دانشگاه قبول شدم رشته&#8230; صبح ها با اتوبوس از &#8230; به دانشگاه می اومدم و دوری راه سکسی منو خسته میكرد. تا اینكه یك روز شاه کس موقع رفتن به خونه در تنهاصندلی خالی اتوبوس نشتم .كنار یك پسری كه سرش تو کونی كتاب بود. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>مركز عشق من باشه. داستان فیلم سکسی از این قرارهدر دانشگاه قبول شدم</h2>
<p>رشته&#8230; صبح ها با اتوبوس از &#8230; به دانشگاه می اومدم و دوری راه سکسی منو خسته میكرد. تا اینكه یك</p>
<h3>روز شاه کس موقع رفتن به خونه در تنهاصندلی خالی اتوبوس نشتم</h3>
<p>.كنار یك پسری كه سرش تو کونی كتاب بود. از بس كه خسته بودم بعد از دقایقی چشمام سنگین شد و</p>
<h4>یواش جنده یواش خوابم برد نمی دونم كه چقدر خوابیده بودم</h4>
<p>كه با یك تكون ماشین از پستون خواب بیدار شدم دیدم كه سرم روی دوش پسری است كه بعدا&#8221; فهمیدم اسمش</p>
<h5>داوود بود. کوس خجالت كشیدم و از داوود پوزش خواستم كه</h5>
<p>دیدم گفت :اشكالی نداره راحت باشید. دیگه خوابم نبردوتا انتهای مسیر همش به داوود فكر میكردم. فردای اون روز صبح موقع سوار سکس داستان شدن در ایستگاه</p>
<h6>متروی صادقیه داوود رو دیدم كه آخر صف ایران سکس ایستاده بود</h6>
<p>رفتم وپشت سرش ایستادم و سلام گفتم . داوود با لبخند به من جواب داد خلاصه باب آشنایی من و داوود از اونجا بود تا اینكه پدر و مادرم برای مسافرت عازم خارج شدند و زمان امتحانات فرا رسیده بود . توی دانشگاه با داوود قرار گذاشتم كه فردا (كه دانشگاه تعطیل بود ) به خونه ما بیاد و با هم درس بخونیم اون اولش قبول نمی كرد و میگفت كه از پدر ومادر و برادر بزرگت خجالت میكشم و وقتی فهمید كسی خونه نیست قبول كرد.صبح زود بلند شدم و صبحانه داداشم رو دادم و اونو راهی كارخونه بابام كردم و منتظر داوود شدم.داوود ساعت 8:30 زنگ خونه رو زد ومن درو براش باز كردم .داوود روی مبل نشست بهش گفتم صبحانه خوردی گفت:آره و من گفتم كه من نخوردم بیا باهم یك لقمه بزنیم. با هم به آشپز خونه رفتیم و هردو ما از دنیا بیخبر كه چه اتفاق میخواد بیافته پرسیدم چایی میخوری یا قهوه كه اون مثل من قهوه خواست من تا به اون روز اینقدر به چهره داوود خیره نشده بودم و زیبایش رو ندیده بودم . خلاصه صبحانه تمام شد و رفتیم تو اتاق من که درس بخونیم.درس رو شروع كردیم اونقدر مشغول بودیم و گرم شده بودم كه متوجه نشدم روسریم افتاده وقتی داوود گفت چه موهای زیبایی داری متوجه شدم و كمی صورتم سرخ شد. داوود گفت راحت باش منهم روسریم رو سرم نكردم و به اون گفتم خوب شما هم راحت باشید و اشاره به لباسش كردم و اونهم پیرهنش رو در آورد زیر پیراهن ركابی تنش بود گفتم چه ناز شدی و شوخی شروع شد نفهمیدم كی من تو بغل داوود بودم و داشتم بهش لب میدادم داوود گفت &#8230;اجازه میدی لختتو ببینم من هم گفتم خودت لختم كن و اون لباسهامو در اورد و من هم گفتم تو هم لخت شو اونهم لخت شد واییییییی چه دودول قشنگ و صافی داشت همدیگرو بغل كردیم و اون منو خوابوند رو تختم و شروع كرد به مالیدن سینم و لب گرفتن لذت عجیبی میبردم لبشو آورد و شروع كرد به لیسیدن چوچولم . داشتم گر میگرفتم و در حال پرواز بودم كه گفت اجازه میدی ؟گفتم چكار میخوای بکنی؟ گفت كه میخوام لذتت رو تكمیل كنم گفتم باشه . دیدم كیرشو گذاشت رو چوچولم و شروع كرد به مالیدن .داشتم دیوونه میشودم عرق كرده بودم داشتم میمردم اونهم همینطور بود.داد زدم داوود تمومش كن بكن تو بكن تو. داوود گفت برگرد . برگشتم آروم سرشو گذاشت دم كونم و فشار داد نمیدونم كه اون كیر چطور تو كونم جای گرفت. لذتم دو چندان شده بود و اون آروم آروم بالا و پایین میكرد . دیگه طاقتم تموم شده بود . احساس داغی میكردم و دوست داشتم كه داوود رو با تمام وجودم بخورم اون هم دست كمی از من نداشت نداشت و به كارش وارد بود . اونقدر این كارو ادامه داد كه احساس كردم چیز داغی تو کونم ریخته شد و احساس سبكی توام با لذت بهم دست داده بود . داوود همون طوری روم خوابید و همون طور خوابمون برد . بعد از 2ساعت همون طوری كه خوابیده بودیم بیدار شدم و از داوود بخاطر درس!!! دادنش بسیار بسیار تشكر كردم. تا ساعت 5 چند بار با هم حال كردیم و قرارمون به فردا در دانشگاه موكول شد. بعد از دوش گرفتن برای داداش شام درست كردم و بسیار سرحال و شاد بودم كه داداشم بهم شك كرد.فردا داوود رو دیدم و به خاطر دیروز كلی ازش تشكر كردم . چون امتحان ساعت 12بود داوود گفت بریم یه گشتی تو بیابونا بزنیم . توی پارك داشتیم با هم لبو لوچه تقسیم میكردیم كه دیدم مآمورای انتظامات سر رسیدن و مارو بردن پیش رئیسشون و تلافی دیروز رو سرمون در آوردن.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174025</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس دادن جنده جادویی</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 May 2019 07:28:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[‫آوردم]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادی]]></category>
		<category><![CDATA[انتقالی]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[‫اینكار]]></category>
		<category><![CDATA[‫بابام]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهش]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پائین‬]]></category>
		<category><![CDATA[پرروئی]]></category>
		<category><![CDATA[پرستار]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حلقویم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[درنیاد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[زایمان]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارت]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطنتم]]></category>
		<category><![CDATA[عروسیش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمای]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[مشغوله]]></category>
		<category><![CDATA[معاینه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میكنید]]></category>
		<category><![CDATA[میكنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[همكارام‬]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[&#160; رفته شاه کس بود زیر پرس و بردنش بیمارستان و یه هفته بیمارستان بود چند تا عمل روی‬ کونی ‫انگشتش انجام شد منم هر شب میرفتم بیمارستان پیشش شب دوم بود كه جنده بابام خیلی درد داشت رفتم به پرستار‬ ‫بخش گفتم اومد یه مسكن بهش پستون تزریق كرد و رفت بابام بعد نیم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				&nbsp;</p>
<h3>رفته شاه کس بود زیر پرس و بردنش بیمارستان و یه هفته</h3>
<p>بیمارستان بود چند تا عمل روی‬ کونی ‫انگشتش انجام شد منم هر شب میرفتم بیمارستان پیشش شب دوم بود</p>
<h4>كه جنده بابام خیلی درد داشت رفتم به پرستار‬</h4>
<p>‫بخش گفتم اومد یه مسكن بهش پستون تزریق كرد و رفت بابام بعد نیم ساعت خوابش برد منم خدایش اونقدر دلم</p>
<h5>برای‬ کوس بابام میسوخت كه اصلا به هیچی فكر</h5>
<p>نمیكردم چه برسه به كس بازی بعد از سه ربع پرستار اومد ببینه حال‬ ‫بابام چطوره دید خوابیده گفت مسكن سکس داستان قوی بهش زدم</p>
<h6>تا صبح راحت میخوابه تو هم یا بخواب ایران سکس یا برو</h6>
<p>بیرون یه‬ ‫دوری بزن رفتم تو حیاط بیمارستان رو صندلی نشسته بودم خوابم برده بود كه یه دفعه دیدم یه دستی روی‬ ‫شونه ام سرم رو گرفتم بالا دیدم پرستارس گفت سرما میخوری گفتم نه بعد به ساعت نگاه كردم دیدم ساعت‬ ۲.۵ نصفه شبه پرستار نشست كنارم شروع كرد به صحبت كردن در مورد كارم پرسید و یه كم به هم كس و‬ ‫شعر گفتیم كه احساس كردم كیرم یه تكونی خورده از هم صحبتی با خانم پرستار یه كم باد كرده البته من آدم‬ ‫بی جنبه ای نیستم ولی خوب چندروزی بودبهش هیچ حالی نداده بودم به پرستار گفتم شما چراتنهائید گفت‬ ‫همكارم امشب عروسیش بوده منم تنها موندم یه دفعه از دهنم در رفت گفتم پس احتمالا الان تو هجله است یه‬ ‫خنده ای كرد و گفت به ما چه مربوطه ما كه الان سر كاریم دیدم بدش نیومد گفتم شما ازدواج كردی گفت نه تو‬ ‫چی منم شیطنتم گرفته بود گفتم نه بابا كی زنش رو به ما میده زد زیر خنده گفت لقمه آماده میخوای؟ منظورش‬ ‫كنه بده به تو دیدم داره فاز ‪ OPEN‬رو نفهمیدم گفتم یعنی چی؟ گفت یعنی یارو زورش رو بزنه زنش رو‬ ‫میده گفتم آخه میگن كار سختیه كار یه نفر و دو نفر نیست غش كرده بود از خنده گفت برای مردا كه سخت‬ ‫نیست زن بیچاره باید پاره شدن رو تحمل بكنه از اینكه اینقدر سریع با هام ایاق شده بود و راحت حرف میزد‬ ‫به خودم یه احسن گفتم بعد بهش گفتم خوب زنا هم اگر بدشون میومد شوهر نمیكردن گفت اینم یه قانونه دیگه‬ ‫درسته به زنا هم مزه میده ولی اولین بارش خیلی سخته گفتم یه جوری حرف میزنی انگار تجربه داری دیدم‬ ‫بهش برخورد گفتم منظور بدی نداشتم كلی خایه مالی كردم تا دوباره خندید گفت البته من یه شانس بزرگ‬ ‫آوردم گفتم چه شانسی؟ گفت من حلقویم گفتم یعنی چی البته میدونستم ولی حال میده یه زن یا یه دختر برای آدم‬ در این مورد توضیح بده. شروع كرد به حرف زدن و توضیح دادن كه من با نزدیكی پرده ام پاره نمیشه یا‬ ‫باید عمل منم یا زایمان. كیرم حسابی از خواب بیدار شده بود بهش گفتم از كجا میدونی گفت یه بار یه فیلم دیدم‬ كنترل خودم رو از دست دادم یه خیار به خودم فرو كردم ولی دیدم خون نیومد بعد رفتم پیش یكی از همكارام‬ ‫كه دكتر زنان بود معاینه كرد بهم گفت اینطوریه گفتم شیطون برای چی این فیلمای بدبد رو نگاه میكنی گفت‬ شما فكر میكنید فقط خودتون احساس دارین و شهوتی میشین خوب ما زنا هم آدمیم دیگه! گفتم الهی بمیرم برای‬ ‫شما كه چقدر سختی باید بكشید بعد با پرروئی گفتم خوب تو كه اینطوری هستی (حلقوی) یه دوست پسر‬ ‫خوب برای خودت پیدا كن. گفت اون موقع كه نمیدونستم گفتم خوب حالا كه میدونی یكی مثل من واسه خودت‬ ‫پیدا كن. خندید و گفت چیه داری مخ من رو میزنی؟ گفتم نه بابا دارم مخ خودم رو میزنم چی میشه مگه؟ گفت من‬ ‫نمیخوام تا آخر عمرم مجرد بمونم میخوام شوهر كنم گفتم برای مجردیت میگم.؟ تو كه بهتر میدونی این كارا چه‬ ‫مزه ای داره؟ گفت راست میگی خیلی حال میده وقتی آدم مشغوله تو آسموناس. گفتم باریكلا دختر خوب. یه‬ مرتبه گفت بلند شو بریم بالا من حالم داره بد میشه. فهمیدم خوب دارم پیش میرم گفتم بشین چند دقیقه دیگه‬ ‫میریم بالا شروع كردم براش از سكس گفتن و راحت براش اسم كس و كیر رو میبردم بهش گفتم تو نمیدونی‬ ‫وقتی یه زن وقتی كسش رو بخورن چه لذتی میبره صداش عوض شده بود میگفت بسه من حالم بد شده منم‬ همش گفتم آخرش گفتم میخوای من برات اینكار رو بكنم؟ گفت نه بابا فكر كردی من خرابم؟ گفتم بابا این چه‬ حرفیه هم تو لذت میبری هم من. هیچی نگفت گفتم من برات میخورمش اگر بد بود همونجا تمومش میكنیم گفت‬ ‫باید به مریضا یه سر بزنم گفتم تو كه بابای ما رو بیهوش كردی برو به مریضا یه سری بزن بعد بیا اتاق بابام‬ ‫گفت نه من میرم تو بخش بعد میرم تو اتاق استراحت تو هم بیا اونجا. پیش خودم گفتم دمت گرم چه راحت‬ ‫امشب یه كس افتادی. رفت منم بعد رفتم تواتاق پرستارا دیدم مغنه اش رو درآورده داره موهاش رو شونه میكنه‬ گفتم من پسندیدم خندید و گفت از خداتم باشه! گفتم هست به خدا بغلش كردم یه لب از گرفتم گفتم خوب خانم‬ ‫پرستار اسمت چی هست؟ گفت تازه یادت افتاده؟! گفتم آره گفت سیما گفتم چه اسم قشنگی حالا این مانتو رو از‬ ‫تنت دربیار ببینیم چی داری اون زیر. گفت هیچی. دست گذاشتم رو پستوناش خیلی باحال بود سفت سفت بود‬ ‫گفتم پس اینا چیه ما كه میگیم پستون خندید مانتو رو از تنش در آورد پیرهن و كرستش رو هم من درآوردم‬ ‫شروع كردم به خورن پستوناش گفت تو میخواستی چی كار كنی برام؟ گفتم شلوارت رو در بیار. گفت خودت‬ ‫درش بیار اینجوری بیشتر حال میده خان لاشی بودن. منم شلوار و شرتش رو با هم از پاش كشیدم پائین ولی‬ ‫انصافا كس قشنگی داشت سفید بدون مو با دستم وسطش رو باز كردم من عاشق اون رنگ صورتی وسط كسم‬ ‫با زبونم شروع كردم به خوردن لباش رو گاز میگرفت كه صداش درنیاد حسابی كه كسش رو خوردم بهش‬ ‫گفتم بكنم توش گفت زود باش دارم میمیرم منم بدون اینكه پیرهنم رو دربیارم شلوارم رو تا زانو كشیدم پائین‬ ‫بهش گفتم بخورش. گفت نه منم چون عجله داشتم كه مبادا یكی بیاد چپوندم تو كسش شروع كردم تلنبه زدن.‬ ‫خیلی كس با حالی داشت حسابی حال میداد چون نه اسپری زده بودم نه هیچی خیلی زود آبم داشت میومد اونم‬ اورگاسم شد منم كیرم رو گذاشتم لای كونش و آبم رو هونجا خالی كردم و زدم بیرون پس فردا دیدمش ولی‬ ‫جلوی همكارش اصلا سوتی نداد . روز آخر كه بابا مرخص شد بهش گفتم ما خیلی به شما زحمت دادیم ببخشید‬ با خنده گفت خواهش میكنم. یه ماه بعدشم رفت سراغش تو بیمارستان گفتن انتقالی گرفته رفته‬ .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173804</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ماساژ سکسی بعدش کردن خانوم ماساژور رو میطلبه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%a7%da%98-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af%d8%b4-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%a7%da%98%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%a7%da%98-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af%d8%b4-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%a7%da%98%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 May 2019 06:27:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احساس‬]]></category>
		<category><![CDATA[اصراری]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگار‬]]></category>
		<category><![CDATA[اومدم‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجائی]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهای]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[‫ببینم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بیافته]]></category>
		<category><![CDATA[پائین‬]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونا]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردم‌]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتم‬]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرشم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسش‬]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مجردیم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمت]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمی]]></category>
		<category><![CDATA[منظوری]]></category>
		<category><![CDATA[موافقی]]></category>
		<category><![CDATA[میافتاد]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌رفت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[‫نزدیك]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبینی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[&#160; سربازی شاه کس یه همسایه داشتیم دیوار به دیوار ما بودن یه زن خوشگل و خوش استیل حدود کونی ۴۰‬   سال ولی چون هم از من بزرگ تر بود هم با ما جنده رفت و آمد داشتن جرات نمیكردم بهش چیزی بگم فقط به‬ ‫یادش جلق پستون میزدم چیزی كه بیشتر از هر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				&nbsp;</p>
<h3>سربازی شاه کس یه همسایه داشتیم دیوار به دیوار ما بودن یه</h3>
<p>زن خوشگل و خوش استیل حدود کونی ۴۰‬   سال ولی چون هم از من بزرگ تر بود هم با</p>
<h4>ما جنده رفت و آمد داشتن جرات نمیكردم بهش چیزی بگم</h4>
<p>فقط به‬ ‫یادش جلق پستون میزدم چیزی كه بیشتر از هر چیزی به من حال میداد پستونای بزرگش بود</p>
<h5>كه به کوس زور تو لباسش‬ ‫جاشون میدا خیلی</h5>
<p>هم تو قید و بند حجاب واین كس وشعرها نبود و چون بیشتر از ۱۵ اسال بود همسایه بودیم زیاد‬ سکس داستان ‫جلوی ما خودش</p>
<h6>رو نمیپوشوند شوهرشم كه اسمش حسن بود تو ایران سکس یه اداره</h6>
<p>كارمیكرد ولی جالب بود كه بچه دار‬ ‫نمیشدن وایراد از زری خانم بود . داستان از اونجائی شروع شد كه به حسن آقا ماموریت دادن باید یه هفته می‬ ‫رفت بندر عباس من غروب از بیرون برگشتم دیدم زری خونه ماست از خواهرم پرسیدم این اینجا چیكار‬ ‫میكنه گفت كه حسن آقا نیست زری خان شام خونه ماست بعد شام میخواست بره خونه بابام بهش گفت مونا رو‬ ‫(خواهرم) ببر پیشت شب تنها نباشی مادرم گفت آخه بردن مونا چه فایده ای داره اگر یه اتفاقی بیافته چی كار‬ ‫میتونه بكنه بزار شب معین (بنده حقیر) بره شب اونجا بخوابه (لازم به توضیح كه من اون موقع ها به بچه‬ ‫مثبت و سر به زیری معروف بودم) رو همین حساب بابام زیاد گیر نداد زری هم تعارف میكرد نه بابا مزاحم‬ ‫این بنده خدا نمیشم مادرم گفت چه مزاحمی میخواد بخوابه دیگه چه فرقی داره اینجا یا خونه شما بعد به من‬ ‫گفت بلند شو با زری خانم برو خونشون بعدم به زری گفت این تو حال میخوابه تو هم كه تو اتاق خوابی دیگه‬ ‫زری هم گفت نه بابا این حرفا چیه اینم مثل برادرم خلاصه ما رفتیم همون طوری شد كه مادرم گفته بود من تو‬ ‫حال خوابیدم و زری رفت تو اتاق خواب تا صبح خواب زری رو میدیدم كه دارم باهاش حال میكنم اون شب‬ ‫گذشت فرداش زری گفت ببخشید مزاحمت شدم گفتم نه بابا این حرفا چیه وظیفمونه دوباره شب شد و من باید‬ ‫میرفتم خونه زری بخوابم اون شب تلویزیون یه فیلم قشنگ داشت زری گفت اگه میخوای فیلم ببینی بشین ببین‬ ‫منم میخوام برم یه دوش بگیرم بعدشم رفت تو حموم از شانس كیری من حموم تو اتاق خوابشون بود وقتی‬ ‫رفت تو حموم كیرم داشت منفجر میشد بلند شدم رفتم پشت در حموم دیدش بزنم دیدم چیزی معلوم نیست اومدم‬ ‫برگردم بیرون كه نگاهم افتاد رو تخت دیدم حوله رو گذاشته رو تخت ولی معلوم بود زیرش چیزیه حوله رو‬ ‫برداشتم دیدم یه شرت و كرست گذاشته حسابی اونا رو بو كردم وسط شرتش اونجا كه كسش قرار می گرفت و‬ ‫حسابی مالیدم به كیرم نزدیك بود آبم بیاد بعد گذاشتم زیر حوله و از اتاق زدم بیرون نشستم رو مبل دو نفره‬ ‫گفتم شاید بیاد كنارم بشینه بعد از ده دقیقه زری از حموم اومد بیرون و لباس پوشید اومد تو حال دیدم انگار‬ ‫طرز صحبت كردنش عوض شده بهم گفت معین جون فیلمش قشنگه گفتم آره گفت اتفاقا منم این فیلم رو خیلی‬ ‫دوست دارم اینم بگم كه زری یه بلوز تنش كرده بود كه نه آستین كوتاه بود نه ركابی حدود سه سات از سر‬ ‫شونه هاش آستین داشت با یه دامن از این دامن استریچها بلند تا مچ پاش گشاد ولی پشتش یه چاك داشت كه راه‬ ‫میرفت تا زیر زانوهاش از پشت معلوم بود یه روسری هم سرش كرده بود تا حالا اینطوری جلوی من نگشته‬ ‫بود بازوهای سفیدی داشت پیش خودم گفتم بازوهاش رو ریخته بیرون اونوقت روسری سرش كرده رفت از‬ ‫آشپزخونه یه سینی چای با ظرف میوه آورد وقتی خم شد اونارو بذاره زمین چشمم افتاد به پستوناش داشتم‬ ‫میمردم بعد از شانس كیری من نشست روبری من روی مبل دیگه پاهاش رو انداخت رو هم تقریبا تا بالای‬ ‫زانوش رو میدیدم كیرم حسابی باد كرده بود بعد شروع كرد به حرف زدن كه دیگه باید مامانت بره برات‬ خواستگاری گفتم نه بابا من هنوز بچه ام تازه دو ماه دیگه میخوام برم سربازی گفت پس دوست دختر كه حتما‬ ‫داری گفتم نه گفت اگر راست بگی خیلی تنبلی پس تو چی كار میكنی گفتم هیچی اومد كنارم نشست یه كم خودم‬ ‫رو جمع و جور كردم قشنگ چسبید به من گفت راستش رو بگو خجالت نكش گفتم به خدا دوست دختر ندارم‬ ‫یه دفعه دستش رو گذاشت روی كیرم و گفت پس با من دوست میشی زبونم چسبیده به به سقف دهنم انگار لال‬ شده بودم بهش نگاه كردم و سرم رو انداختم پائین با دستش چونه من رو گرفت سرم رو برگردوند سمت‬ ‫خودش گرفت بالا گفت چرا خجالت كشیدی گفتم آخه شما&#8230; دیگه هیچی نگفتم گفت میدونم از تو بزرگ ترم من‬ ‫جای مامانتم ولی دوست خوبی برات میشم تازه میدونم كه تو هم من رو دوست داری اگر دوستم نداشتی‬ ‫نمیرفتی سر شرت و كرستم دیگه مخم هنگ كرده بود كلی خجالت كشیدم و صورتم سرخ شده بود احساس‬ ‫میكردم گوشام داره آتیش میگریه از داغی فهمیدم كه سوتی دادم گفتم به خدا منظوری نداشتم. خندید و گفت‬ میدونم این یه حس طبیعی تو هم خجالت رو بذار كنار اگرم من رو دوست ئنداری من اصراری ندارم بعد از‬ فاصله گرفت. گفتم آخه من از شما خجالت میكشم راست گفتم بابا كیرم شده بود دودول گفت خجالتت میریزه‬ اگر موافقی چای و میوه ات رو بخور تا بهت بگم چی كار باید بكنی كه خجالت نكشی چای و میوه خوردم‬ زری هم دوباره روی مبل روبروی من نشسته بود پاهاش رو رهم اندخته بود تكون میداد كیرم دوباره داشت‬ ‫بلند میشد بعد بلند شد گفت من میرم تو اتاق خواب بعد كه صدات كردم بیا چند دقیقه بعد صدام كرد معین جون‬ معین جونم بیا اینجا پیش من عزیزم. برق ها رو هم خاموش كن منم برقها رو خاموش كردم رفتم دیدم‬ ‫روتخت خوابیده پتو رو تا زیر گردنش كشیده بهم گفت برق اینجا رو هم خاموش كن منم برق اتاق خواب رو‬ ‫خاموش كردم تاریك تاریك شد خونه. بهم گفت حالا كه من رو نمیبینی خجالت بكشی لباست رو در بیار بیا رو‬ تخت بعد با خنده گفت شرت فراموش نشه منم لخت لخت شدم رفتم رو تخت پتو رو كشید روم بغلم كه كرد‬ ‫فهمیدم زری هم لخت لخت خوابیده صورتم جلوی پستوناش بود یه دفعه بدون اینكه متوجه باشم با صدای بلند‬ ‫گفتم آخ چه قدر به یاد این پستونا جلق زدم دیدم زد زیر خنده و گفت ای شیطون اونوقت از من خجالت میكشه!‬ ‫بعد صورتم رو فشار داد رو پستوناش منم شروع كردم به خوردن پستوناش اونقدر پستونای بزرگش رو‬ ‫خوردم كه دهنم خشك شده بود رفت بالا یه لب ازش گرفتم شروع كردم به خوردن گردن و لاله گوشش ناله‬ ‫اش در اومده بود صورتش رو عقب كشید و رفت پائین زیر پتو صورتش جلوی كیرم بود فكر نمیكردم برام‬ ‫ساكم بزنه یه دستی به كیرم كشید و گفت اندازه كیر حسن نیست ولی بدم نیست بعد گذاشت تو دهنش شروع‬ ‫كرد به ساك زدن. چنان كیرم رو ساك میزد كه احساس كردم آبم میخواد بیاد تخمام رو می كرد تو دهنش و با‬ زبون زیرش رو لیس میزد بهش گفت بسه آبم داره میاد با دستش برام یه جلق زد و با دو تا تكون تموم ابم‬ ‫ریخت لای پستوناش هم خجالت كشیدم هم خسته شده بودم بلند شد رفت پستوناش رو تمیز كرد اومد به من‬ ‫گفت برو معین كوچولو رو بشور بیا. منم رفتم برگشتم دیدم یه چراغ خواب روشن كرده میتونست بدنش رو‬ ‫ببینم دوباره كنار هم خوابیدیم چند تا لب از همدیگه گرفیتم و با دستش كیرم رو میمالید بعد دوباره رفت پائین‬ ‫كرد تو دهنش كیرم تو دهنش سفت شد بهش گفتم منم میخوام تو رو بخورم گفت كجای من رو میخوای بخوری‬ ‫گفتم اونجا رو گفت تا اسمش رو نگی بهت نمیدمش گفتم زری كوچولو رو. خندید و گفت اسم اصلیش رو باید‬ ‫بگی! گفتم كست رو بده بخورم گفت آخ جون بیا اینم كسم بخورش بعد با دستش سرم رو به سمت پائین هدایت‬ ‫كرد. پتو هم دیگه رفته بود كنار كسش خیلی گنده بود مثل پستوناش بود منم شروع كردم به خوردن كسش‬ دستمم روی پستوناش بود داشتم پستوناش رو میمالیدم زری هم با دستش سرم رو به كسش فشار میداد ناله‬ میكرد همش میگفت جووووووووووووونننننننننننننن بخور قشنگ بخور با دستم لبه های كسش رو باز كردم‬ ‫چوچولش رو به دهن گرفتم شروع كردم به مكیدن سرم رو بین پاهش نگه داشته بود منم با تموم قدرت كسش‬ ‫رو لیس می زدم كه دیدم فشار پاهاش زیاد شد و موهام رو كشید یه جیغ زد و شل شد گفتم چی شد گفت هیچی‬ ‫حال كردم حالا بیا كیرت رو بكن تو كسم منم كیرم رو كردم تو كسش شروع كردم بالا پائین كردن كسش خیلی‬ ‫تنگ نبود ولی حال میداد داغ بود داغ داغ بهش گفتم اجازه هست كونتم امتحان كنم گفت هر جا كه دوست‬ ‫داری امتحان كن بعد برگشت به حالت چهار دست وپا رو تخت قرار گرفت با دستم لای كونش رو باز كردم‬ ‫كیرم رو گذاشتم جلوی سوراخ كونش. گفتم حسن آقا هم از كون میكنتت؟ گفت آره بابا بكن توش. كیرم خیلی‬ سخت نرفت تو ولی راحتم نرفت با یه كم فشار نصف كیرم رفت تو كونش گفت یه كم صبر كن بذار كونم‬ عادت كنه. خبره كار بود منم صبر كردم تو همون حالت با پستوناش بازی می كردم گفت در بیار دوباره بكن‬ ‫منم گوش كردم اینبار كیرم تا ته تو كونش جا رفت بعد خودش شروع كرد حركت كردن وقتی كیرم تا ته می‬ ‫رفت تو كونش یه لرزشی به كونش میافتاد كه من خیلی حال می كردم بعد دیدم خودش رو جلو كشید گفت كون‬ ‫بسه بكن تو كسم تو همون حالت با دستش كیرم رو گرفت برد جلوی كسش یه كم سر كیرم رو مالید روی‬ ‫چوچولش بعد كرد تو كسش منم وحشیانه عقب جلو می كردم دادش در اومده بود همش میگفت یواش تر ولی‬ ‫من دست خودم نبود یه كم كه گذشت با داد میگفت بكن بكن تند تر جون بگا کسم رو پارش كن بكن بكن دیگه‬ ‫نزدیك اومدنم بود بهش گفتم زری آبم داره میاد گفت بریز تو كسم خیلی تشنه است منم چند بار دیگه عقب جلو‬ كردم و همزمان با هم تخلیه شدیم آب از بغل كسش می زد بیرون نصفیشم ریخت رو تخت بعد با هم رفتم‬ ‫حموم تو حموم حسابی بدن زری رو لمس كردم تا صبح بغل هم لخت خوابیدیم خدا خدا میكردم ماموریت حسن‬ ‫آقا تمدید بشه چون اون چند شب من هر شب زری رو میكردم با اینكه از من بزرگ تر بود كسشم تنگ نبود‬ ‫خیلی به هم حال میداد خلاصه ما یک هفته معنی زندگی رو فهمیدیم بماند كه بعد از اومدن حسن آقا دیگه از كمر‬		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%a7%da%98-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af%d8%b4-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%a7%da%98%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173802</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وشه آروم بخور زخم شد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d8%b4%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d8%b4%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%d8%b4%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d8%b4%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 May 2019 16:43:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشناییمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[املایی]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهدوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسی]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهش]]></category>
		<category><![CDATA[بودمیه]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تلگرام]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتش]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[حلقویم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دلسوزی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دوهزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[زمینیه]]></category>
		<category><![CDATA[سوپر مدل]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قدیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[كردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنمن]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لیسشون]]></category>
		<category><![CDATA[مادرجنده]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[متوسطی]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیه]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[ویاگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میكنمنظرتون هم واسم مهمه البته فیلم سکسی به جز اون دسته كه كلا هر چی بنویسی فحش میدن.خاطرات من محل تخلیه عقده هاشون نیست.بگذریم من دوترم دیگ سکسی داشگاهم تموم میشدفیسم بد نیست چون بورم شاه کس مثل خیلی از پسرای دیگ هم خاطرخواه زیاد دارم و هم كسایی كه ازم متنفر کونی باشنقدم ١٨٧ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>میكنمنظرتون هم واسم مهمه البته فیلم سکسی به جز اون دسته كه كلا</h2>
<p>هر چی بنویسی فحش میدن.خاطرات من محل تخلیه عقده هاشون نیست.بگذریم من دوترم دیگ سکسی داشگاهم تموم میشدفیسم بد نیست چون</p>
<h3>بورم شاه کس مثل خیلی از پسرای دیگ هم خاطرخواه زیاد دارم</h3>
<p>و هم كسایی كه ازم متنفر کونی باشنقدم ١٨٧ و وزنم ٩٣ چون زمی میرم هیكلم نه انچنان ولی بد نیستیه</p>
<h4>دوست جنده دختر دارم كه لاغره و خیلی پایه و شیطونه</h4>
<p>طوری كه تو ماه اول اشناییمون پستون كردمش كه خوب چون از یك دانشگاهیم خودش یه اتفاق عجیب به نظر میاددوست</p>
<h5>دخترم مریم(مستعار)هیكل کوس لاغر و قد متوسطی داره با سیاز سینه</h5>
<p>٦٥ كه یه جورایی ضد حاله.ولی این خاطره مربوط به منو و مریم نیستیك روز با یكی از دوستای قدیمیم تو حیاط سکس داستان دانشگاه بودیمبهش گفتم</p>
<h6>حاجی خسته شدم از كردن دخترای لاغر.دیگ واقعا ایران سکس تحریك نمیشم.و</h6>
<p>اون عوضی هم چون دوست دخترش هیكل خوبی داشت نشست قشنگ با توصیف سكس هاش و لذتش اعصاب منو خورد كرد.منم مثل همیشه بدون امید رفتم كلاس و بعدشم باشگاه و خونه.ولی شبش كه تو اینستا بودم یه استوری دیدم كه دقیق موضوعش یادم نمیاد از یه ای دی به اسم زهرا(مستعار)وقتی ریپلای كردم زود جواب داد و با ناراحتی گفت كه دلش گرفته و پدرش و مادرش ده ساله طلاق گرفتن.من از سر دلسوزی خواستم باهاش حرف بزنم.حتی عكس از خودش هم نداشت.رفتیم تلگرام اونجا عكساش رو دیدم یه دختر ١٧٠ سایز ٨٥ كه البته تو عكس معلوم نبود اون موقع و پاهای درشت.یادم نمیره سلام علیك كه كردیم دوباره تو تكست چهارمش نوشت امروز ناراحتم چون فهمیدم حلقویم!!!این رو كه گفت من دوهزاریم افتادكه داستان از چه قراره ولی نمیتونستم ریسك كنم و حرفی بزنم چون از فالوور هاش معلوم بود بچه دانشگاهمونه و یه حركت اشتباه ابروم رو از بین میبرد.بهش گفتم خوب اینكه ناراحتی نداره كهگفت چرا ازین به بعد اگه كسی بدونه حلقویم و بخاطر هیكلم قطعا میاد كه فقط بكنتم!!این دومین حرفش بود كه دیگ مطمئن شدم طرف شل كرده كلا.بهش گفتم مگه هیكلت چطوریه.؟میشه ببینم؟سین كرد و جواب نداد.پشمام ریخت گفتم یا موسی ابن جعفر سوتی رو دادماگه دوس دخترم میفهمید بدبخت بودم.یه مین گذشت و من تو استرس بودم كه یه عكس فرستاد واسم سه فازم پرید.كلا جز یه سرت تنگ هیچی پاش نبود با یه تیشرت مشكیرون های تو پر و ساق درشت و سفیدش همون لحظه كیرم رو بیدار كردعكس رو دراز كش گرفته بود و دوربین از بالای عكس گرفته بود واسه همین سینه هاش معلوم بود و خیلی درشت بود.فهمیدم كه ایشون ظاهرا اصلا تازه كار نیست و اومده كه بده.بهش گفتم منم بودم با این هیكلت حتی اگه حلقوی نبودی میكردمت.این رو گفتم و خندید و فهمیدم كه زدم به گنج.اون شب از ١٠ تا ١ ما بحث سكسی میكردیم.فهمیدم كه باباش طلاق گرفته رفته و داداشش هم مدرسه میره و مامانش شاغله.و هر پسر واردی میفهمه كه این یعنی صبح ها خونه مكانه!!بهم گفت كه روت كراش داشتم شیش ترم و باورم نمیشه باهات حرف میزنم.گفتم واسه پس فردا صب برنامه نزار چون میخوام بیام خونتونخیلی مقاومت كرد كه نه و هر سری بهونه میورد كه بلاخره راضیش كردم و اوكی رو گرفتمصبح اون روز چون من مشكل خون داشتم چند وقتی بود كه درست راست نمیكردم واسه همین دوتا ویاگرا ٥٠ رفتم بالا و راه افتادماولین سكسم نبود ولی بازم یكم استرس داشتمرسیدم كوچشون و در رو زد و رفتم بالاتازه بیدار شده بودهمون تیشرت تنش و بود و یه پیژامهسلام علیك كردیم رفتم تو و اون رفت چایی بریزهاون ممه های به حددی گنده بود كه مغزم دیگ حوصله صبر نداشت و وقتی داشت میرفت اشپزخونه دستش رو كشیدم و خواستم ازش لب بگیرماول صورتش رو برد كنار و لپم رو بوس كرد ولی دو طرف صورتش رو گرفتم و یه لب حسابی ازش گرفتمكه خندید و گفت وایسا چقد هولیچایی و ریخت و گفت بیا بریم تو اتاق بخوریمسینی رو گذاشت رو میز كنار تخت و دو باره شروع كردم ازش لب گرفت و هولش دادم سمت كمد و چسبیدم بهشخودش هم میدونست برنامه چیه!!ازش كه حسابی لب گرفتم سرم رو بردم سمت یقشیه كوه ممه جلوم بوداز كنار یقه یكم لیسشون زدم و تیشرتش رو زدم بالاو سوتیس سفیدش معلوم شدوایی كه چیی میدیدمیه ممه ٨٥ كه یه زمانی هركی میگفت دوست دخترم ٨٥ فكر میكردم كص میگه الان یه جفتش جلوم بودسوتینش رو زدم بالا شلپ ممه هاش افتاد رو شیكمش و اه و ناله زهرا بلند شد و فهمیدم كه خیلی حشریهافتادم به جون ممه هاش و هر كدوم رو لیس میزدم و گاز میگرفتم و صدای زهرا بیشتر دیوونم میكرداومدم پایی و تازه فهمیدم یكم شیكم داره ولی خوب كدوم پسری تو اون لحظه مغزش كار میكنه.رفتم سمت پایین و پیژامه و شرت سفیدش رو به هم دادم پایی و افتاد به جون كصش كه هولم داد و با خنده گفت چته واحشی.اروم!!رفت سمت تخت دراز كشید و و پاهاش رو باز كرد و كص تپلش تازه معلوم شدطرفای بیست سی ثانیه كصش رو خوردم و با یه چك به ممه هاش بهش فهموندم و كه نوبت توهه!!وایسادم جلوش و دكمه ها شلوارمو باز و كرد و داد پایینكهرم از زیر شرت معلوم بود راست كرده بود مخصوصا با اون ویاگراها كه خوردمشرتمم داد پایین و گفت كصافط تو كه گفتی كوچیكهه.كه البته هنوز به نظر خودم كوچیكه:/ اروم سرش رو كرد تو دهنش و شروع كرد ساك زدن و من وایساده بودمموهاشو زدم عقب و سرش رو گرفتم و تو دهنش تلمبه زدم كه داشت خفه میشدولی معلوم بود اینكارستچندباری این كار رو ادامه دادم و بهش گفتم وقت كص دادنهاونقدر كنده بود كه رو تخت جا نمیشدیممجبورش كردم وسط تخت دراز بكشه جوری كه كصش بیرون تخت باشهدوباره یه تف زدم به سوراخش و كیرم رو كه خیس بود میزون كردم و یهو تا ته كردم تواوقدری كه راحت رفت دیگ مطمین شدم طرف از بده های به نام روزگاره!!قبلا تمرین كرده بودم كه وسط سكس تمركز نكنم كه ابم زود نیادواسه همین سعی میكردم به چیزای دیگ هم فكر كنممحكم تلمبه میزدم و اون از شهوت چشاش خمار بود و اروم جوری كه انگار نا نداشت ناله میكرداهل گنده گوزی نیستم كه بگم یه ساعت تلمبه زدم فقط میدونم اونقدر طول كشید كه تایمش از دستم در رفت.اخرای تلمبه هام بود كه زهرا انگاه دیگ بیهوش شده بود و اگه حواسم اون لحظه نبود كل ابم رو میریختم تو كصش و الان احتمالا بابای یه مادرجنده بودم:/كشیدم بیرون و ریختم رو شیكم و ممه هاش و افتادم رو زمینیه مین بعد زهرا پاشد كه خودش رو بشورهمنم لباسام رو تنم میكردم كه برگشتنشستیم رو تخت و اون فقط شورت پاش بودیكم حرف زدیم كه كصافط اونقدر لوند بود كه بازم كیرم راست شد كه البته اثر ویاگرا بودبهش گفتم دوباره میخوام كص بدی كه اولش نزاشت و گفت كصم درد میكنه ولی اصرار كه كردم دوباره راضی شد و اخر كار مثل پورن استار ها ابم رو ریختم رو صورتش و بیشتر از قبل فهمیدم كه یارو خیلی دستش تو كار بوده میدونم كلی غلط املایی داشت ولی قسم میخورم كه عین حقیقت بودكاستی هارو به بزرگیتون ببخشید چون من نویسنده خیلی بدیم خودم میدونمچه برسه الان كه با گوشی نوشتم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%d8%b4%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173750</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس جنده خانوم خوشگل و شاه کس با کیر  دوست داشتنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 May 2019 03:46:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشكالی]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایبند]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جندهای]]></category>
		<category><![CDATA[چندوقت]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتا]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشفرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دورانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساندویچ]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارك]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مختلفی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مرجانه]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موذیانه]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكشید]]></category>
		<category><![CDATA[میكشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیكای]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هدایتش]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واحدشون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دم خونه هیچكدوممون هیچ حرفی فیلم سکسی نمیزدیم فقط سیستم صوتیه ماشینم بود ك میخوند همون بهتر هم ك چیزی نمیگفتیم دم در خونه برگشت سمتموگفت ازت سکسی نیم ساعت وقت میخوام بعد بیا تو شاه کس خونم موافقت كردم پیاده شد و به سمت خونه حركت كرد از پشت ب این کونی زن زیبای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>دم خونه هیچكدوممون هیچ حرفی فیلم سکسی نمیزدیم فقط سیستم صوتیه ماشینم بود</h2>
<p>ك میخوند همون بهتر هم ك چیزی نمیگفتیم دم در خونه برگشت سمتموگفت ازت سکسی نیم ساعت وقت میخوام بعد بیا</p>
<h3>تو شاه کس خونم موافقت كردم پیاده شد و به سمت خونه</h3>
<p>حركت كرد از پشت ب این کونی زن زیبای شیرازی ك بعد از فوت همسرش با دخترش ب تهرون اومده بود</p>
<h4>نگاه جنده كردم دخترش قشنگ طبق فانتزیای من بود یعنی قد</h4>
<p>متوسط كمر باریك و دارای ی پستون كون كوچیك و خوشفرم و سینه های گردو خوردنی طبق همون چیزی ك از</p>
<h5>بچگی با کوس خودم فكر میكردم ك حتمن با ی همچین</h5>
<p>ادمی ازدواج میكنم مرجانه خودش از دخترش مرسده قد بلند تر تو پر و كون نسبتا بزرگی داشت و هم خودش و سکس داستان هم دخترش بسیار</p>
<h6>زیبا بودن و هر مردیو ب زانو در ایران سکس میوردن.با صدای</h6>
<p>بسته شدن در از تو توهماتم بیرون اومدم پیاده شدم درو باز كردم و رفتم تو واحد خودم نیم ساعت وقت داشتم از دودو الكل همیشه متنفر بودم دودو نمیدونم ولی الكلو اولین نفر بابام بهم داد تو بچگی و من چقد ازش ممنونم چون تو همون بچگی ازش متنفر بودم با بابام خیلی خوب بود رابطم و هیچوقت منو نزد و منم همیشه ازش خجالت میكشیدم تا ترس برا همین كلی كارارو نمیكردم ی لیوان اب واسه خودم ریختم و نشستم رو مبل ب فكر كردن ك زندگی روی خوششو داره بهم نشون میده منی ك توی ی خانواده از نظر عقاید معمولی و پایبند با درامد خانوادگی بالا یعنی ایقدی بود ك بابام بتونه توی ی محله ی خوب تهران واسه من خونه اجاره كنه تا من راحت ب درسم برسم و خودشون هم تو كرمان زندگی خیلی خوبی داشته باشن.كمی بیام جلوتر تو این چندوقت اخیر اولین بار ك اومدم توی واحد مرجانه صاحب خونم درست بعد راهی كردن مامان و بابام ب كرمان بود دخترش مرسده رو فرستاد دنبال تا واسه شام دعوتم كنه ما كرمانی ها هم ك خودتون بهتر میدونید ادمای تعارفی حالا مگه قبول میكردم بالاخره ب هر زوری بود قبول كردم و رفتم تو واحدشون درو ك برام باز كردن واقعا تعجب كردم مادر دختر هر دوتا تاپ شلوارك بودن و مرجانه بهم دست داد و روبوسی كرد مرسده رو درك میكردم ومث مرسده تو مهمونی هایی ك توی كرمان بچها میگرفتن زیاد دیده بودم ولی تا حالا زن نا محرم جلوم تاپ شلوارك نبود تازه اون هم شلوارمش تا نزدیكای شرتش از بغل چاك داشت و من ازادانه میتونستم رونش هم ببینم خب من ك باهام راحتن منم باهاشون زود صمیمی شدم ولی بی جنبه بازی در نیوردم مرجانه راجب زندگیم پرسید و منم همه چیو واسش گفتم یعنی اول خودش از خودش صحبت كرد و اطلاعات كاملو راجب خودش گفت گفت ك پدرش اهل اهواز بوده و مادرش شیرازی و تك فرزند بوده تو سن كم ب اسرار باباش با پسر عموش ك اون هم عرب بوده ازدواج میكنه و بعد مرگ پسر عموش یعنی سیو چهار سالگی ی ارثی بهش میرسه و بخاطر اینكه وقتشو پر كنه توی ی شركت خصوصی ی پست خیلی بالایی میگیره ك الان یادم نیس و ازم خواست توی درس دخترش كمكش كنم و یه طورایی مشاورش باشم چون وقتی مرجانه داشت ازم پذیرایی میكرد سر بحثو راجب درس با مرسده باز كردم و همش سعی میكردم بهش نزدیكتر شم توی این مشاوره ها یكی دوتا راهكار خوب بهش دادم مرجانه واسه همین خواهش كرد كمك دخترش باشم ك منم با كمال میل قبول كردم بعد تموم شدن شب منم هفته ی بعد اونارو ب یكی از رستوران های خوب تهران دعوت كردم و كلی پیاده شدم اشكالی هم برام پیش نیومد چون مرجانه ازم بخاطر كمك ب دخترش كرایه خونه رو نصفه حساب كرد و منم ب خانواده نگفتم باقی پول كرایه خونه رو ب عشق و حالم میپرداختم همین طوری رفت و اومد ها شروع شد و اكثر مواقع بدون مرسده بود چون بهش برنامه میدادم و مشغول بود و من به یكی دیگه از بزرگترین ارزوهام رسیدم اونم این بود ك مرسده با چهارتا از دوستاش صحبت كرده بود و هم بهشون درس میدادم همم برنامه پول خوبی هم از اینا گرفتم بالاخره رتبه برتر كنكور بودم و هركاری خودمو مشاور خودم بهم گفته بودن با رو اینا انجام میدادموقتم داشت تموم میشد میدونستم ك جلوی این همه زیبایی نمیتونم تحمل كنم واسه همین از اسپرم استفاده كردم و تا موقع اثر كردنش وایسادم درست چهل دقیقه بود ك بهش وقت داده بودم رفتم پایین درو ك باز كرد دهنم باز موند با ی تاپ دامن طوسی ك خیلی بهش میومد اومد تو بغلم میدونست از لب گرفتن بدم میاد حتی از همچین فرشته ای اومد تو بغلم و دستشو گذاشت رو كیرم و سرشو اورد دم گوشم گفت اگه روز اول تو املاكی از رو شلوار ندیده بودمش اصن قبولت نمیكردم منم گفتم اون روز رو تو سیخ بود ك یك خنده موذیانه كرد دستمو گذاشتم رو شونه هاش و ب پایین هدایتش كردم خودش فهمید سریع دكمه و تسمه رو باز كرد سر كیرمو گذاش رو لباش ك گفتم صبر كن با اون چشای ابیش ك توش رگای سفید بود و اگه بخوام تشبیه هش كنم فقط میتونم ب حوض اب مسجد ك كفش با سرامیكای كوچیك ابی پوشیده شده و ال زلالی هم توی حوض است و با تابش نور رگای سفیدی درست میشه نگام كرد گفتم میدونی سكس ی عمل حیوانیه پس هرچی خشن تر و كثیف تر انجام شه لذتش بیشتره ك چشاشو ب نشونه ی باشه رو هم گذاشت و باز خندید دستاشو برد پشتش دبونشو اورد بیرون و كیرمو با زبونش یكم اورد بالا و یك دفعه دهنشو باز كرد و تا جایی ك میتونست كیرمو كرد تو دهنش و نگه داشت بعد تو چشام خیره شد و با حركت دورانی سرشو برد عقب همینطوری ك داشت اروم كیرمو از دهنش میورد بیرون پاهای منم شروع كردن ب لرزیدن اصن نمیتونستم رو زانو وایسم نه اینكه قبلا سكس نداشته باشم ن چون تو زمان پیش دانشگاهی هر دو هفته یبار سكس میكردم تا خالی شم و بهتر بتونم درس بخونم و با جنده های مختلفی هم بودم ولی هیچكدوم ب اندازه ی مرجانه ساك زدنش حال نداده بود بهم بالاخره قبل من سواركار عربش خوب تربیتش كرده بود و پایبند هر نوع رابطه ای هم بود بهش گفتم كامل لباساتو درار و بیا تو اتاق خودت زودتر از اون لباسامو در اوردم و رفتم تو اتاق وقتی اومد سرش پایین بود یكم خجالت میكشید اولین باری بود كامل جلوم لخت شده بود مگه میشد ازش لب نگیرم دستمو اوردم زیر چونش و سرشو اوردم بالا دستمو كردم تو موهای نسكافه ایش ك دم اسبی بسته بودشون و سرش نزدیك لبام كردم خوشال شد و سریع خودش شرو كرد ب خوردن یكم ك خورد باز نشوندمش دوتا دستمو گذاشتم پشت سرش و كیرمو تا جایی ك میشد كردم دهنش و نگه داشتم ایقدی نگه داشتم ك دستاشو ك روی رونم صاف نگه داشته بودو مشت كرد ولش كردم میخواست اعتراض كنه ك باز كیرمو كردم تو بهش گفتم هیچ اعتراضی نداریم من سكس خشن دوست دارم و تو هم قبول كردی پس باید تا اخرش باشی فهمیدی ك سرش تكون داد و این حرفا رو داشتم در كمال ارومی میگفتم حرفام كه تموم شد ولش كردم قرمز شده بود رو دوزانو بود اب دهنش ریخت بیرون ك ریختن رو سینه هاش و به پشت خم شد و دستاشو گذاشت رو زمین و نفس نفس میزدو سینه هاش بالا پایین میشدن و بزرگتر ب نظر میرسیدن منظره ی عالیی بود ی چند بار دیگه این كارو كردم و اون هر بار اب دهناشو رو سینه هاش میریخت و كل سینش پر شده بود میخواستم اینارو بریزه رو صورتش واسه همین رو تخت خوابوندمش طوری ك سرش اویزون بود بعد كیرمو كردم تو دهنش هی میرفتم جلو تر تا جایی ك بیضه هام دیقن رو بینیش بودن كشیدم بیرون میخواست بلند شه چون مجبور بود اول اب دهنش خالی كنه بعد نفس بگیره گرفتمش و نزاشتم باز كیرو كردم تو از رزاق همسرش ممنون بودم ك ی همچین چیزیو تربیت كرده بود ك در هر حال مطیع همسرش باشه ایندفعه خیلی سریع تر از دفعات قبل كشیدم بیرون سریع اب دهنش ریخت بیرون و نفس گرفت ایقد این كارو انجام دادم تا كل اون صورت نازو خوردنیش كاملا خیس شده بود ولش كردم رفت صورتشو شست و برگشت یكم متورم شده بود موهاش بهم ریخته بود و سرخ شده بود من حالم كردم حالا نوبت اون بود ك حالشو بكنه برنامم این بود یكم واسش سخت بگیرم و یكم بهش حال بدم رفتم طرفش و ازش لب گرفتم خودمم متعجب بودم چرا از مرجانه ایقد لب میگرفتم حتی بعد اینكه كیرمم تو دهنش كردم و باز انداختمش رو تخت و خودشو لوس كردو گفت دوباره نه فكم درد گرفت عوضی بغل تخت رو دوزانو نشستم فهمید ك میخوام واسش بخورم و گفت حالا شدی پسر خوبی از روناش گرفتم و كشوندمش سمت خودم شروع كردم خوردن سوراخ كونش و زبونمو میكردم توش كس كون صورتی خوشكلی داشت از خط كونش تا كسش لیس زدم كسش لبه هاش بیرون افتاده بود یعنی مث ساندویچ كالباسی ك از نون بزنه بیرون هیچ كسیو ب قشنگی كس مرجانه ندیدم اول شروع كردم لیس زدن شیارش و بعد هر كودوم از لبه هاشو خوردم بین پاهاش اب زیادی راه افتاده بود حق هم داشت بعد دوسال سكس ازش پرسیدم كس مرسده هم مث مال خودته ك چون خیلی حشری بود گفت اره هر دوتامون جندهای تویم ك منم جری تر شدم و بهتر خوردم فهمید ك دوس دارم ب خودش فوش بده و خودشو دخترشو تحقیر كنه دوتا از ناخون هامم كردم تو كونش و خیلی سریع تكون دادم ك تو دهنم ارضا شد موهاشو باز كرد و سرش دباره از تخت اویزون كرد چون ما از عرض رو تخت بودیم منم ب پ شت رو زمین جلو كسش بودم و ارنجامو ستون خودم كردم هی میگفت خنك شدم مرسی و اه و ناله میكرد پامو گذاشتم رو كسش و یكم با پام كسش مالیدم بعد ناخون شصت پامو كردم تو كسش ك اهو ناله هاش باز شروع شد بعد ناخونم اوردم بیرون پامو از كسش فاصله دادم اون حال خودشو كرده بود نوبت من بود محكم زدم رو كسش ك از حالت خوابیده مث فنر پریدو نشست دوتا دستاشو گذاش رو كسش و ب حالت سجده افتاد رو زمین رفتم بالا سرش دوتا لمبراشو باز كردم و سوراخ صورتیه كونش ی تف انداختم كیرم گذاشتم دم سوراخ و هل دادم تو صدای دادش بیشتر شد دستاشو از رو كسش برداشتم و گذاشتم رو لمبراش خودش بازشون نگه داشت و منم زور میزدم و ب پایین هل میدادم از شدت درد نمیدونم چش شد پاهاشو ك تو شكمش جمع بودنو صاف كرد ولی هنوز كونش بالا بودو من فشار میدادم دیگه اخراش بود ك كامل بره تو ك میخواست از دیر دستم در بره خودش داد بالا تر و كیرم بدتر بیشتر رفت تو كونش ك داد زد و كامل خوابید صبر كردم تا جا باز كنه.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173631</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-18 05:35:22 by W3 Total Cache
-->