<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>نوشتنم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%86%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:06:11 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>نوشتنم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>چجوری آب کس رو باید گرفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Dec 2019 08:50:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ازونجا]]></category>
		<category><![CDATA[اشكامو]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[اينجام]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالاها]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمت]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشم]]></category>
		<category><![CDATA[بمالونم]]></category>
		<category><![CDATA[پاشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خندمون]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داديمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روسينه]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[كارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراي]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوايم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونن]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيره]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيد]]></category>
		<category><![CDATA[مينداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكني]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتنم]]></category>
		<category><![CDATA[هروقتم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همراهي]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ديگه راستو دروغشو خودتون قضاوت فیلم سکسی كنيد-بعد از ماجراي اونروز من عذاب وجدان عجيبي گرفتم و از طرفيم ديگه روم نميشد با امير روبه رو بشم- سکسی همش ازش فرار ميكردمو هرجاهم گيرم مينداخت شاه کس يه جوري با جواباي كوتاه سرو ته قضيه رو هم مياوردم- همه جوناي فاميلم فهميده کونی بودن من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ديگه راستو دروغشو خودتون قضاوت فیلم سکسی كنيد-بعد از ماجراي اونروز من عذاب</h2>
<p>وجدان عجيبي گرفتم و از طرفيم ديگه روم نميشد با امير روبه رو بشم- سکسی همش ازش فرار ميكردمو هرجاهم گيرم</p>
<h3>مينداخت شاه کس يه جوري با جواباي كوتاه سرو ته قضيه رو</h3>
<p>هم مياوردم- همه جوناي فاميلم فهميده کونی بودن من يه چيزيم شده- چون اينقدر تو فكر بودم كن از همه كناره</p>
<h4>ميگرفتم- جنده ته باغ يه آلاچيغ بزرگ هست كه از خونه</h4>
<p>هامون ديد نداره و خاي دنج پستون و قشنگيه كه حتي عروسيامونم اونجا ميگيريم- خلاصه اونجا پناهگاه منه و هروقت دلم</p>
<h5>ميگيره ميرم کوس اونجا همه ميدونن اينجام اما كسي كاري نداره-يه</h5>
<p>روز اينجا بودم كف آلاچيق نشسته بودم نميخواستم كسي ببينتم و غرق افكار خودم بودم كه امير غافلگيرم كردو كنارم نشست- هم سکس داستان تعجب كردم هم</p>
<h6>دستپاچهشدم سلام كردم با نگاه خيره جوابمو داد ایران سکس سرم پايين</h6>
<p>بود خواستم بلندشم برم كه دستمو گرفتو به زور نشوندم روزمين گفت بشين كارت دارم- مثل بچه هاي حرف گوشكن نشستم هنوز سرم پايين بود- گفت نگام كن- آروم سرمو بالا آوردم ولي فقط لباشو ميديدم گفت تو چشام نگاه كن- لحنش يه چيزي بين تحكم و خواهش بيد- نگاش كردم- دلم لرزيد تو نگاهش هم عشق بود،هم غم و هم دلخوري- چه قدر دلم براش تنگ شده بود چونه ام لرزيد خودمو انداختم بغلش اشكام سرازير شد اونم موهامو نوازش ميكرد- يه لحظه فكر كردم چه احمقانه خودمو اين مدت عذاب دادم- شروع كرد به حرف زدن- عزيزم عروسكم چرا اينجوري ميكني؟ چرا ازم فرار ميكني؟ به خاطر اونروزه؟صداي هق هقم بلند شد- گفت: گريه نكن- مگه بهت نگفتم ميخوام خانومم باشي؟ نگفتم مال مني؟ ما همو ميخوايم پس نترس كارمون بد نيست- ولي مگه گريه ي من قطع ميشد! منو از خودش جدا كردو دونه دونه اشكامو بوسيد بعد بي هوا لبشو گذاشت رو لبام- اولش فقط ساكت شدمو عكس العملي نداشتم اما وقتي لبمو كشيد تو لباش منم باهاش همراهي كردم- لبامو ميمكيد منم خوب بلد نبودم بيشتر گاز ميگرفتم لباشو اما آروم- دستاشو رو كمرم حركت ميداد و آرومم ميكرد- دستمو بردم دور گردنش منو كشيد سمت خودش جوري كه تعادلمونو ازدست داديمو من افتادم روش- خندمون گرفت- ساق دستمو گذاشتم زير سرشو اينبار من رفتم جلو لبشو گرفتم- نصف تنم روش بود يه پام روپاهاش بود- اروم به تنم دست ميكشيد و كمكم دستشو برد زير تاپم- تماس دستاي داغش رو كمرم و مكيدن لبامون منو ازخود بيخود كرده بود- منو چرخوند و حالا اون رومن بود جوريكه ران پام لاي پاي اون بود- تنمو ميمالوند- حس ميكردم سينه ها سفت شده- سوتين نداشتم و ميفهميدم نوكش كاملا پيداست- آروم اومد رو چونه امو گاز گرفت كم كم گلومو خورد و دستشو گذاشت روسينه ام &#8211; تو مهره هاي كمرو انگار يه جريان از نوك سينه ام وصل ميشد بهشون و ازونجا ميپيچيد زير شكممو ميريخت تو كسم- خيلي لذت بخش بود- ترشح كسمو احساس ميكردم- اونم يواش از رو تاپ نوك سينه امو با دندون گرفت يكم كشيد بعد تاپمو داد بالا و سينه امو گرفت نوكشو بوسيد كه آه كشيدم اونم سريع لبمو بوسيد و باز رفت سراغ سينه هام- وقتي ميماليد بدجور كسم خيس شده بود ميخواستم بمالونم اما پاش لاي پام بود بي اختيار كسمو مالوندم به بالاي زانوش كه متوجه شدو دامنمو زد بالا همونجور كه سينم دهنش بود پاهامو واكرد رونمو ماليد دس گذاشت رو كسم كه از ته دل آه كشيدم و اون آروم آروم ماليد گاهي نفسم بند ميومد بدجوري لذت ميبردم- گوشه شرتمو داد كنار و كسمو ماليد- با انگشتاش خيسيشو ميمالوند همه جاش- كم كم رفت پاين وسط پام- شرتمو بيشتر كنار زدو يه ليس بزرگ زد كه ناخوداگاه پاهامو جمع كردم- بازشون كرد و همونجور از كنار شرتم كسمو ليسيد- هر ليسش يه جريان از تنم عبور ميكرد انگار هربار صد متر منو از زمين ميكندو ميبرد تو آسمون- به اون بالا بالاها رسيده بودمو نفسم تندتر شده بودو بلند ناله ميكردم كه اونم چوچولمو گرفتو شروع كرد به مكيدن- سرشو فشار ميدادم انگار اون نيرو بزور ميخواست منو اون اوج نگه داره و امير به زور ميخواست با مكيدناش منو بكشه پايين كه ناله هام به يه جيغ خفيف تبديل شد و اينگار امير موفقشد و اون نيرو ولم كردو افتادم زمين و تنم لرزيد و حس كردم يه مايع داره با فشار ازم خارج ميشه- اما امير همچنان ميخورد- تا كمكم آروم شدمو فهميدم كجام- سرم گيج ميرفت- امير هنوز داشت كسمو ميليسيد- خجالت ميكشيدم چشمامو باز كنم خيسش كرده بودم- چونشو گذاشته بود روكسمو صدام ميكرد- اما روم نميشد نگاش كنم- اومد روم و گفت چشاي خشكلتو باز نميكني ببينمت؟ يواش چشامو باز كردم خدايا خيس نبود! اما من همه آبمو پاشيده بودم روش- كاملا كسم نبض داشت- گيج گفتم تو خيس نيستي- خنديد و گفت نه چرا باشم؟ با كلي منو من گفتم آخه آبم پاشيد&#8230; بلند خنديد و برام توضيح داد كه خانوما اكثرا آبشون نميپاشه و اين فقط يه حسه-بعد ازونروز دوباره باهم صميمي شديمو حتي از قبل بيشتر هروقتم فرصتي بود باز باهم سكس ميكرديم اما واسم مسئله بود كه چرا هوچوقت لخت نميشه و فقط منو ارضا ميكنه هروقتم ميپرسيدم يه جوري منو ميپيچوند- تا اينكه بالاخره فهميدم چرا،،،!لطفا نظر بدين و اگه ممكنه بي احترامي نكنين- خوشحال ميشم-</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177567</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داغ جنده خانوم رییس با کارمند خوش شانس</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Oct 2019 07:32:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باحالی]]></category>
		<category><![CDATA[باحالیه]]></category>
		<category><![CDATA[باخنده]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[برانداز]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگی‌]]></category>
		<category><![CDATA[بمونهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبرای]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پستونشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبمو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جیغهای]]></category>
		<category><![CDATA[جیگرتو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمه]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[دادمبا]]></category>
		<category><![CDATA[دارممن]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهیش]]></category>
		<category><![CDATA[دریایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارش]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سکس‌های]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتی‬]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فوق‌العاده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونش]]></category>
		<category><![CDATA[کارمندا]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[کردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[کردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[کردیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مجردیم]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرمه]]></category>
		<category><![CDATA[منگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتد]]></category>
		<category><![CDATA[می‌برد]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[نارگیل]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[‫نمیشد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتنم]]></category>
		<category><![CDATA[نیشخند]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یه‌روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مگه چه عیبی داره ۲تا فیلم سکسی آدم همدیگرو بخوان با هم باشن فارغ از ارتباطات خونی که با هم دارن یا باید و نباید‌های دینی.برای همین سکسی به خواهرم که بسیار زیبا بود و شاه کس تازه هم ازدواج کرده بود نظر پیدا کردم.البته او تنها کسی‌ بود که از فامیل کونی خودم با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مگه چه عیبی داره ۲تا فیلم سکسی آدم همدیگرو بخوان با هم باشن</h2>
<p>فارغ از ارتباطات خونی که با هم دارن یا باید و نباید‌های دینی.برای همین سکسی به خواهرم که بسیار زیبا بود</p>
<h3>و شاه کس تازه هم ازدواج کرده بود نظر پیدا کردم.البته او</h3>
<p>تنها کسی‌ بود که از فامیل کونی خودم با من قطع رابطه هم نکرده بود و با هم رفت و آمد</p>
<h4>داشتیم.از جنده سکسم با سپیده چند ماهی‌ میگذشت و تو این</h4>
<p>چند ماه سکس‌های فوق‌العاده هارد و پستون هاتی با هم داشتیم.که البته بیشتر نظر سپید بود که از سکس‌های هیجانی لذت</p>
<h5>می‌برد و کوس این باعث شده بود که تو بدن و</h5>
<p>رفتارش تاثیر زیادی بزاره.و بدن زنونه پیدا کرده بود که مادرش فکر میکرد با سعیید ارتباط سنگینی‌ پیدا کرده که همین باعث سکس داستان شده بود به</p>
<h6>فکر ازدواج کردنشون بیوفته که البته من هم ایران سکس موافق بودم.بگذریم</h6>
<p>می‌خوام چگونگی‌ ارتباط سکسیم رو با خواهرم مهری بگم که تقریبا ۳ ماه بعد از سکسم با سپیده اتفاق افتادمهری ما الان ۲۹ سالشه و پارسال با هم دانشگاهیش ازدواج کرد.دختر بسیار زیبا و سکسی بود بطوری که مجردیم همیشه به خودم می‌گفتم حیف خواهرمه.اما یادم نمیره وقتی‌ تو خونه با هم بودیم و اون جلوم راه میرفت یا از حموم که بیرون میومد فقط با یه حوله دورش واقعا تحریک میشدم.اما خوب خواهرم بود دیگه.اما بعد از سکسم با سپیده فکرم تغییر کرده بود و می‌گفتم حیف که از دستم در رفته.تا اینکه یه‌روز دفتر خاطرتش رو تو خونشون دیدم و اونو برداشتم و بردم با خودم.چه کاری کرده بود و با کیا دوست بود و خلاصه خاطرات جالبی‌ توش بود تا چند صفحه ی که برام خیلی‌ جالب بود.برای من بود که اونم راجع به من همون فکرای حیف که داداشمه رو داشت و اینکه خوش به حال الهام داداش جیگرمو خوب تور کرد و اگه خواهرش نبودم که نمیذاشتم دست هیچ کس دیگی به بدن مثل مرمر داداشم بخور و این حرفا.با خوندن این صفحه ات خود بخود کیرم شق کرده بود.و دنبال یه راه می‌گشتم که کاری کنم.۲-۳ روز بعد از برداشتن دفتر خاطرات بهم زنگ زد که داداش کارت دارم گفتم شرکتم بیا .طرفای ظهر بود که اومد.و داشت با زبون بیزبونی میگفت که اون روزی که خونمون بودی دفترم گم شده ندیدیش.که بیمقدمه گفتم چرا دست منه.اون روز چیزی خواستم بنویسم دنبال کاغذ گشتم رفتم تو کمد دست کردم این افتاد دستم بعد که نوشتنم تموم شد بعضی‌ صفحه هاش برام جالب اومد نتونستم جلو خودمو بگیرم برداشتم خوندم.کشو میزمو باز کردم و دفترو بهش دادم.با صورتی‌ سرخ که هم از خجالت بود هم عصبانیت گفت: اینا خصوصی بود.بعد با لحنی کنجکاو گفت کجاش برات جالب بود؟گفتم خودم که یهو سرخ شد و اومد چیزی بگه.پاشدم رفتم طرفش دست گذشتم رو لباش گفتم هیس.چیزی نمیخواد بگی‌.اون که هنوز فکر میکرد من شاکی‌ شدم گفت :داداش توضیح میدم.گفتم لازم نیست عیبی نداره که من اتفاقا کیف کردم.که خواهرم اینقدر هوادارم است.ببینم هنوزم همون داداش جیگرت موندم یا دیگه داوود جیگرته؟ نمیدونست چی‌ بگه گفت یعنی‌ چی‌ داداش؟گفتم یعنی‌ الان که با اون میخوابی خوب بهت حال میده یا هنوزم دوست داری با من یه حالی‌ کنی‌؟گفت داداش این چه حرفیه اینا مال قدیماست.پاشدم رفتم طرف در و به منشیم گفتم :با خواهرم یه جلسه دارم کسی‌ مزاحم نشه.درو قفل کردم و رفتم طرف مهری.و به سرو صورتش دست می‌کشیدم و گفتم ولی‌ همون قدیما من هم می‌گفتم حیف که خواهرمی ولی‌ الان نه مهم نیست چه عیبی داره هم من می‌خوام هم تو.گفت آخه دیگه دیره هم تو زندگی داری هم منگفتم مهم نیست که توهم زندگیتو میکنی‌ من هم زندگیمو می‌کنم داود هم با داداشت قرار داشته باشی‌ که شک نمی‌کنه همینجور الهام من.و تو این حال داشتم باهاش ور میرفتم و اون از استرس پاشده بود سرپا و من داشتم باهاش ور میرفتم و کونو پستنشو میمالوندم و تو گوشش پچ پچ می‌کردم.اونم با وجودی که همه بدنش داشت میلرزید با چشمای بسته و دهن باز که با صدای حشری نفس می‌کشید به حرفم گوش میکرد.منم که دیدم همه چی‌ حاضره شروع کردم به لب گرفتن و باسنشو میمالوندم و به کیرم که شق کرده بود فشار میدادم مهری رو و کیرمو رو کوسش میمالوندم. که بعد از یه لب حسابی‌ گرفتن تو صورتش نگاه کردم و روسریشو که به خاطر مالوندن سرو گردنش افتاده بود رو شونه اش برداشتم رو میزم انداختم و به لای موهاش دست کشیدم و نوازشش می‌کردم و گفتم مهری جونم عزیزم خوش بحال داود مثل الهام.با چی‌ میخوابن اینا نه؟گفت: کوفتشون بشه هر دوشون و دوباره لبشو داد بهم و منم براش حسابی‌ خوردم توری که زبونشو می‌کشیدم وقتی‌ می‌خواست لبهاشو برداره از لبم. و وقتی‌ دردش اومد با شیطنت یه بشگون از سر کیرم گرفت که ای‌ وحشی یواش.شلوارمو از پام در آوردم و گفتم هنوز وحشیو ندیدی.که اومد طرفم نزاشت شرتمو در بیارم گفت وایسا کار خودمه.بعد لباسم رو در آورد و نشست به کیرم از رو شرتم دست می‌کشید و گفت وای این دیگه چیه؟ میگم چقدر کون و پرو پاچهٔ الهام گندست معلومه دیگه با این اونو میگای.بعد شرتمو کشید پاین وکیرم افتاد بیرون میمالوندش به صورتش و میگفت جون وایییییییی چه چیزیه این .لیس جانانه زد توری که گفتم همین اول کار آبمو میکشی بیرون بعد پاشد گفت همین الان اینجا ترتیبمو میدی؟گفتم آره دیگه الان من یا تو میتونیم بی‌خیال بشیم برای بعدن بمونه؟گفت من که اصلا گفتم منم نه گفت پس برو کارمندارو رد کن چون نمی‌خوام با ترس و لرز بدم گفتم الان که لختم؟ گفت دیگه دیگه لباسمو تنم کردم دوباره و رفتم از اتاق بیرون و به منشی‌ و باقی‌ کارمندا گفتم امروز رو برن خونه ساعت ۱ بود و همه استقبال کردن.۱۰ دقیقه بعد رفتن در واحد رو بستم و رفتم سر وقت مهری که دیدم رو کاناپه چرمی که تو اتاقم بود ولو شده و لخت منتظرمه چند دقیقه دور ایستادم و به اندام مثل پری دریایی‌ مهری نگاه می‌کردم و باورم نمی‌شد چیزی که میدیدم سینه ی که انگار تو سوتین است به همون خوش فرمی و سفتی یه بدن مثل دلفین زیبا و کوسی که معلوم بود چه چیزیست خوش تراش و زیبا لباسمو کندم که بپرم روش که یهو فکری به سرم زد و گفتم پاشو و برام راه برو و خودتو برام نمایش بده.رفتم نشستم رو کاناپه و اون رو بلند کردم که برام عشوه بیاد. و خواهرم چی‌ کار کرد کم مونده بود از وری که با کیرم میرفتم ارضا شم.قمبول که کرد جلوم و با اون دستای نازش میزد رو یه لوپ کونش و موج می‌افتد رو اون بدن ژله‌ای احساس می‌کردم دارم می‌کنمش و همون جوری کیرم تکون تکون میخورد.خلاصه گفتم بیا مهری بیا ببین من بهتر می‌کنم یا داوود گفت اومدم عزیزم بیا بکن ببینم من خوش کوس ترم یا الهام و اومد نشست جلوم و زانو زد رو زمین و کیرمو گذاشت تو دهنش و میخورد و موقع ساک زدن تو چشمم نگاه میکرد .اوم اووم اوومممممم همینجور میگفت و کیرمو میخورد بدنمو نوازش میکرد و کیر میخورد و منم که دیگه نمیدونستم دارم چطوری حال می‌کنم و اه و اوهم بلند بود کیرمو با دستش میمالوند و میگفت جوووووون ووووویییییییییییی به این میگن کیر مال منه امروز مگه نه؟ گفتم آره عسلم همشمال تو بخورش فقط خایه هام و لیس بزن گفت چشم عشقم.تخممو کرده بود تو دهنش و می‌خورد و من هم رو هوا بودم و دست از پام نمی‌شناختم. چنگ انداخته بودم به موهاش و سرشو گرفته بودم تو دستم و تو دهان مهری تلمبه میزدم کیرمو.صدام که بلند شد فهمید آبم تو راهه لبشو غنچه کرد جلو کیرم و با زبونش میزد سر کیرم و با دستشم کیرمو میمالوند و جیغ میزد آب آب بده که من دیگه نفهمیدم و پاشیدم تو دهنو صورتش وایییییییییییی که چه حالی‌ میداد مثل یه کوه آتش فشان داشتم به خودم میلریزدم و آبمو خالی‌ می‌کردم تو دهنش زبونشو آورد بیرون و آب کیرمو که تو دهانش جمع شده بود نشونم داد و خواست بگه جون که آبم پرید تو گلوش و سرفش گرفت و باخنده قورتش داد و گفت جون عزیزمی چه آبی بود شورررررر داغم بود وای‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی حال داد پاشو نوبت توئه که کسمو بخوری منم آبم بیاد فعلا,گفتم چشم فدات شم بیا بشین رو دهنم کستو بخورم .و همون جور که نشسته بودم رو کاناپه اومد و سرپا رو کاناپه ایستاد و یه پاشو این ورم و یه پاشو انورم گذاشت و دستشو رو پشتی‌ کاناپه دو طرف سرم گذاشت و کوس هولوشو بهم نشون میداد و میپیچید به خودش و میگفت چطوره جیگرتو بخورم.خوب کوسی دارم.من که اون پستونای به بزرگی‌ و گردی نارگیل مهری و میدیدم بالا سرم و داشتم میملوندم اونارو نتونستم جوابی‌ پیدا کنم که بگم با نیشخند گفت باشه داداشی میدم آنهاراهم بخوری و بمالونی اصلا برام بذار لاش و روش ارضا بشی‌ ولی‌ اول کسم بخور برام چه جوره خوشت میاد؟ کوسش که مثل یه تیکه کتلت پف داشت و بهمون رنگ بود معلوم بود زیاد داده یا داوود حسابی‌ گایدتش ولی‌ مشخص بود که کوس توپ و باحالیه چوچولش هنوز مثل الهام خودم بیرون نزده بود و مثل یه دختر فقط یه چاک لای پاش بود ولی‌ خوب چه چاکی که من جلوی خودمو نمیتونستم نگاه دارم و همینجور زبونمو میمالیدم به کوسش و براش لیس میزدم و حتا زبونمو می‌کردم تو کوسش طوری که با دماغ میرفتم تو کوسش و چوچولشو میمالوندم اونم که حسابی‌ داشت از حال میرفت توری شد که نتونست رو پاهاش وایسه و ولو شد منم برا اینکه حسابی‌ برای مهریمون سنگ تموم بذارم اونو کشیدم رو کاناپه و خودم نشستم زمین لنگشو دادم دستش که بگیره بالا و براش بازم خوردم کسشو واییییییییییی که چه کیفی میکرد خواهرم موهامو چنگ میزد و با جیغ میگفت بخور الان میاد بخور اومد جووووون بخور کسمو آره آره جیغ میزد و لرزه زیادی رو بدنش داشت و همین جور کسشو تو دهنم فشار میداد نگاش کردمو با کیرم مالوندم روش که جیغ زد وای مهران چه داغه سوختم و دستمو گرفت منو کشید رو خودش و کوسش که اینقدر خیس بود که در همون حاله روش دراز کشیدن کیرم سور خورد و رفت تو کوسش که همون لحظه ارضا شد و چنگ انداخت کمرم و جیغ زد ایییییییییی مهران اومد عزیزم اومد جووووون واایییییییییییی توم حسابی‌ خیس شد آخ جون.کیرمو کشیدم بیرون چون تو کوسش واقعا داشت می‌سوختبعد سریع بغلش کردم که آروم بشه مثل کوره داغ بود داغ که نه داشت می‌سوخت.میبوسیدمش و قربونش میرفتم.گفت مهران خیلی‌ حال داد حالا بکن منو یالا.زدم رو لوپای کونش گفتم چشم شما بده من می‌کنم.لبخند شیطونکی زد و گفت: کون می‌خوای بلا؟ گفتم اگه بشه برای پیش غذا که از خنده ریسه رفت.و رو کاناپه بر گشت و برام قمبول کرد گفت بیا کونمو بکن عزیزم.که یدونه زدم رو کونش و گفتم از رو کاناپه پاشه و رو دسته کاناپه با شکمش دراز بکشه که وقتی‌ این کارو کرد کونش رو دسته کاناپه آماده گاییدن شد و چون با شکم رو کاناپه بود پاهاشم زمین نبود و رو هوا آویزون بود یعنی‌ اصلا کاری برای انجام دادن نداشت جز دادن!!رفتم وسط پاهاش و ا ونارو باز کردم و کونشو برانداز می‌کردم کیرمو هول دادم تو کوسش که حسابی‌ خیس شد و کشیدم بیرون و با آب کوسش سوراخ کونشو نرم می‌کردم و توف مینداختم تو کونش و باز می‌کردم تو کوسش و کیر خیسمو می‌کشیدم بیرون و میمالوندم رو سوراخ کونش که مهری میگفت جون تو هم چه کارای بلدیا شیطون این از مدل گایدنت اینم از نرم کردن سوراخم بیخود نیست الهام روز به روز خوشگل تر می‌شه.گفتم دیگه دیگه ما اینیم.گفت خوب توام زود باش دیگه کونم به خارش افتاد بکن گفتم چی‌؟گفت بکن هی‌ می‌گفتم چی‌ اونم میگفت بکن کونمو بکن که یواش یواش سر کیرمو گذاشتم دم سوراخ و هل میدادم تو که صداش تغییر کرد آاایییییی بکن اوووومممممممم وای جر خوردم آااییییییی توف بزن مهران آایییی کشیدم بیرون و بازم براش توف زدم و تکرار کردم چند بار این کرو تکرار کردم که دیگه داشت جا وضع میکرد و مهری هم دیگه داشت با حال ناله میکردم که شروع کردم به تلمبه زدن که دیدم نه داره لذت میبره اونم چه لذتی جیغ‌های از رو شهوتش اتاقو برداشته بود و منم چه تلمبه‌ای میزدم .میزدم رو باسنش می‌گفتم خوبه ؟ در چه حالی‌? میگفت بکن جون بکن که داری جر میدی آب بریز یالا آب کیرتو خالی‌ کن که حسابی‌ این حرفش حشریم میکرد که یهو آبم پاشید تو کونش از نعره کشیدنم فهمید دارم ارضا میشم که جیغ میزد واااایییی بریز بریز بریز جونم که یهو توشو خیس کردم که جیغش در اومد جووووون چه داغه اووووومممممممم که دیگه پاهام داشت شول میشود و نمیتونستم رو پاهام وایسم که سریع از زیر کیرم پاشد و اومد منو گرفت و نشوند رو کاناپه نشست بغل دستم و بغلم کرد جون داداشی آروم باش حال داد؟ حرف نمیتونستم بزنم فقط نفس نفس میزدم.یواش یواش که آروم شدم دیدم داره کیرمو با دستمال نم دار تمیز می‌کنه حسابی‌ و برام ساک زد.ووووووااااییییییییی که چه ساکی انگار نه انگار الان ارضا شدم کیرم شق کرد اونم چه شقی.گفتم کس میدی؟گفت آره کیر می‌خوام ببین چه کیری داری یه وجبه اووففففففففف چه قدرم کلفته فکر کنم زوری بره توم. که پاشد اومد روم من که رو کاناپه ولو بودم اون هم نشست رو کیرم که کیرم واقعا داشت به زور میرفت تو کس نچندان تنگش.جیغ‌های باحالی‌ میزد و همین جوری رو کیرم بالا پایین میکرد که یواش یواش داشت همه کیرمو جا میداد تو خودش منم حسابی‌ پستونشو مالوندم و بعضی‌ وقتم کونشو میمالوندم که خیلی‌ کیف میکرد و با دستش همه تخت سینمو نوازش میکرد.جیغ میزد آااااییییییییی خوب میدم ؟ کسو میبینی‌ چطوره به این میگن کوسا میبینی‌.می‌گفتم آره کوس بده جووووون که حسابی‌ داشت روم سواری میکرد که یهو حس کردم کیرم و کردن تو آب جوش و سوختم فهمیدم داره ارضا می‌شه که خواستم بلندش کنم جیغ زد نه روم فشار آورد و بلند نشد خم شد روم و صورتمو گرفت و نگام میکرد و گفت بریز توش زود باش آااییییییییی که منم دیگه نمیتونستم خودمو نگه دارم و ارضا شدم اونم چه ارضایی.خوابید روم و از هم دیگه لب میگرفتیم و اونم که ارضا شده بود هر دومون از حال رفتیم و رو من ولو بود تا اینکه از روم شل کرد که برگرده اونم رو کاناپه ولو بشه.نگاش کردم و گفتم حالا چی‌؟ چی‌ می‌شه چی‌ کار بود کردی؟گفت اونجاشم بذار من فکرشو بکنم.تو نگران نباش.کیف کردی خوب بود بوسیدمش و گفتم آره عزیزم.گفت من باحالترم یا الهام؟گفتم دیگه نشد هر گل یه بوی میده توهم بذار این جوابش بمونه برای من.نیشخندی زدو گفت باشه و این ماجرا فعلا اینجوری تموم شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176755</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jul 2019 08:32:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمو]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[بیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جموجور]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دزدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[سالگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مقدمات]]></category>
		<category><![CDATA[موقعها]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ندیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگفتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتنم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/X6cTkZ-cUawKuakCirrLkg/022/436/438/1280x720.c.jpg.v1660104935" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش" title="زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>بنویسم ..الان 30 سالمه این فیلم سکسی داستان مربوطه به 19-20 سالگیم که با دختری به اسم شهرزاد پیش اومد . من تا اون سن فقط با سکسی دخترای محل و چند تا از دخترای شاه کس آشانا دوست بودم و گاهی یه سکسای بچگونه کرده بودیم .داستان جایی شروع شد که کونی من 17 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/X6cTkZ-cUawKuakCirrLkg/022/436/438/1280x720.c.jpg.v1660104935" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش" title="زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش" decoding="async" /></p><h2>بنویسم ..الان 30 سالمه این فیلم سکسی داستان مربوطه به 19-20 سالگیم که</h2>
<p>با دختری به اسم شهرزاد پیش اومد . من تا اون سن فقط با سکسی دخترای محل و چند تا از</p>
<h3>دخترای شاه کس آشانا دوست بودم و گاهی یه سکسای بچگونه کرده</h3>
<p>بودیم .داستان جایی شروع شد که کونی من 17 سالم ب.د و شماره محل کار مادرمو اشتباه گرفتم و شهرزاد خانم</p>
<h4>گوشیو جنده برداشت .. گفت اشتباست و من قطع کردم ..</h4>
<p>اما اون موقعها تلفن بازی بهترین پستون تفریح ماها بود .. خلاصه چند بار دیگه زنگ زدم تا سر صحبت باز</p>
<h5>شد و کوس یکمی آشنا شدیم شهرزادم تقریبا هم سن و</h5>
<p>سال من بود خیلی خوشگل نبود ، از کرج اومده بودن چند سال بود تهران زندگی میکردن .. رابطمون از ماهی یه سکس داستان بار الکی دیدن</p>
<h6>و راه رفتن شروع شد من حتی دستشم ایران سکس نمیگرفتم ،</h6>
<p>بچه بودیم تو خیابون خوب نبود .یه روز شهرزاد یه سی دی که تو کامپیوترش نمیومد و بهونه کرد و منم یواشکی اوردمش تو اتاقم که سی دی ببینم .. کسی جز مادر بزرگم خونه نبود و خونمونم 2 طبقه که من با مادر بزرگم تو یه طبقه بودیم .. سی دیو با هزار بدبختی باز کردم ، همش فلم سکسی کوتاه کوتاه بود .. تو فکر رابطه نبودم چون کلا این کارو با غریبه نکرده بودم ، اونم با مانتو بود اما روسریشو برداشته بود &#8230; همینجوریا بودیم که مامان بزرگه دره اتاقمو باز کرد و آبروم رفت .. با هزار بدبختی شهرزاد و فراری دادمو التماس که به کسی نگه ..1 سال بعد مامان بزرگم فوت کرد ، خدا بامرزه هیچ وقت نگفتمنم کم کم کارمو تو سکس بلد شده بودم &#8230; اما کلا شهرزادو میشناختم و چند نفر که تزه میچتیدم و ندیده بودمرابطمو با شهرزاد قوی تر کردم که دوباره بیاد خونمون ..اونم بدش نمیومد همین شد که یه روز 2شنبه اومد یکمی تو اتاقم این ور اونور کردم عکس از کامپوتر و موزیک و از این حرفا هچیم جز سکس نبود که دنبالش باشم &#8230;کم کم شروع کردم به دست مالی کردن شهرزاد و سینههاشو مالیدن و هر کاری که میدونستم دختر راضی میکنه ..با هزار بدبختی تی شرتشو در آوردمو سوتینشو باز کردم .. سینهاش خوشگل بود جمو جور .. شروع کردم به خوردن سینهاش اونم نفس نفس میزد .. خواستم شلوارشو در بایارم که اصلا نزاشت .. منم برای اینکه خجالتش کم بشه لباسامو در آوردم با شورت ادامه دادم .. همینجور که سینههاشو میخوردم اونم دستشو آورد و کیرمو لمس کرد .. کلی خوشحال بودم واسه خودم . یه چند دقیقه گذشتو دوباره سعی کردم شلوارو در بیارم که نذاشت ، گفت که پریوده .. منم بی معطلی گفتم خوب از پشت و منتظر جواب نشدم .. برشگردوندم شلوارشو تا زانوش کشیدم پایین بدونه انکه اصلا فکری بکنم شرتشو زدم کنارو کیرمو نصفه نیمه چپوندم تو کونش .. خیلی دردش گرفته بود ، منم کلا کنترل نداشتم ، خیلی زود آبم اومدو شهرزاد جموجور کرد رفت &#8230; از اون روز تا هفته بعدی کلی زحمت کشیدم که دوباره 2شنبه بعدی بیاد خونمون .. این دفعه کارم آسون تر بود اونم پریود نبود .. رفتم از کمد بابم یه کاندو دزدیدم که مثلا کلی حال کنم .. شهرزاد باز اومدو منم مقدمات کمتر ، فوری رفتم سر اصل مطلب .. مقاومت کرد اما بیشتر شبهع ناز کردن و خلاصه تونستم لختش کنمو برم وسط پاش ..این دفعه کس شهرزادو میدیدم .. کسش با اینکه خیلی لاغر بود تپل بود منم این شکلی که چوچوله بیرون باشه ندیده بودم .. گفتم حتما پارست که اینشکلیه .. هفته پیشم که پریود بود .. خشحال کاندومو در آوردمو کشیدم رو کیرم ، خواستم بکنم تو کسش که گفت من دخترم .. اول باور نکردم بعد خودش گفت که مثل هفته پیش .. منم قبول کردم .. کرم آوردمو کیرمو چرب کردم .. شهرزادم قنبل کرد ، این دفعه زیاد حول نبودم آروم آروم تا ته کردم تو ، یکم وایسادم دردش بیوفته بعد شروع کردم تلمبه زدن .. بار اولم بود که تو این آرامش و اینطوری سکس میکردم .. خیلی لذت داشت .. کارای زیادم بلد نبودم که اونو ارضا کنم یا ساک بزنه و&#8230;یه 5 دقیقه ای تلمبه زدمو برشگردوندم که مثل فرقونی اما باز کردم تو کونش .. شهرزادم حسابی خوشش اومده بودو دردم نداشت .. یکم دیگه ادامه دادم ، دیدم که آبم داره میاد کیرمو کشیدم بیرونو کل آبمو ریختم رو شیکمش ..شهرزاد رفت دست شوی منم لباسمو پوشیدم .. بهدم فوری بهونه اوردم که شاید بابام الان بیاد و اونم جموجور کرد رفت ..خیلی جالب لود چون این برنامه تا مدتها 2شنبه ها ادامه داشت و کلی حال میداد .. البته از هفته بعدی شهرزاد قبل از درخواست لخت شده بود زیره پتوی من بود &#8230;اینقدر ادامه دادیم که مثل همه پسرا خوشی زد زیر دلم گفتم دیگه نمیخوام .. بعد چند وقت پشیمون شدم اما دیگه موقیتش جور نشد ..الانم 9 سال هست که کلن ندیدمش .. شاید اونم دنبال من نگشته وگرنه تو فیسبوکی جایی پیدام میکرد .. خودمم نتونستم پیداش کنم .به هر حال امدوارم زیاد بد تعریف نکرده باشم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/X6cTkZ-cUawKuakCirrLkg/022/436/438/1280x720.c.jpg.v1660104935" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175318</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس سه نفره داغ با کس ورزشکار</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 May 2019 00:52:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرزومه]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بهشتیش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیداره]]></category>
		<category><![CDATA[پایینه]]></category>
		<category><![CDATA[پسرخاله]]></category>
		<category><![CDATA[پوشونده]]></category>
		<category><![CDATA[تلگرام]]></category>
		<category><![CDATA[جاروبرقی]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حشریتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[راهنماییم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادن]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونین]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیه]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبه]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمایان]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتنم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وقتایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مهندس عمرانم .یه دونه خواهر فیلم سکسی دارم و چندتا داداش.میخام داستان کردن ابجیمو براتون بگم . فکر کنم دوران راهنمایی بودم و تازه با مفهوم کیر سکسی و کص اشنا شده بودم و پیگیر شاه کس فیلم سوپر اینا بودم با دوستام.یه روز خواهرم از حموم که بیرون اومد من داشتم کونی جاروبرقی میکشیدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>مهندس عمرانم .یه دونه خواهر فیلم سکسی دارم و چندتا داداش.میخام داستان کردن</h2>
<p>ابجیمو براتون بگم . فکر کنم دوران راهنمایی بودم و تازه با مفهوم کیر سکسی و کص اشنا شده بودم و</p>
<h3>پیگیر شاه کس فیلم سوپر اینا بودم با دوستام.یه روز خواهرم از</h3>
<p>حموم که بیرون اومد من داشتم کونی جاروبرقی میکشیدم داشت میرفت تو اتاق که نکاش کردم باورم نشد اون چیزی که</p>
<h4>میدیدم جنده وای چه کپلایی و لپای کونی داشت ،حوله ش</h4>
<p>رو حواسش نبود بالا گرفته بود پستون کون قلمبه و سفیدش معلوم بود .من تا حالا حسی بهش نداشتم ولی درجا</p>
<h5>راست کردم کوس .از اون لحظه که اون کون کردنی و</h5>
<p>خوردنی رو دیدم کیرم امونم نمیداد.شبا که همه میخوابیدن میرفتم پشتش میخوابیدم و کونشو بو و بوس میکردم از رو شلوار ولی سکس داستان جرات نداشتم شلوارشو</p>
<h6>در بیارم. فکر کنم خواهرم فهمیده بود چون ایران سکس اونم بعد</h6>
<p>مدتی برام عشوه سکسی میومد مثلا نوک سینه هامو که تازه بالغ شده بودم و پسرا میدونن چی میگم درد میکرد باهاش بازی میکرد و بعضی وقتا میک میزد .برام دامن میپوشید زیرش هیجی و شبا که میخوابید دامنش میرفت بالا شورتش که کص و کونشو فقط سوراخشو پوشونده بود نمایان میشد و من صبحها قبل مدرسه رفتن ده دقیقه کونشو بو و بوس میکردم.به همین منوال گذشت تا دانشجو شدیم ،اون تبریز قبول شد و من نزدیک تهران.خیلی کم میشد همزمان تهران باشیم ولی از سال اول دانشگاه به بعد وقتایی میشد که همزمان میومدیم تهران. اینو بگم از همون موقع که کونشو دیدم همیشه به کردنش فکر میکردم و کیرم راست بود هر روز براش.حتی وقتایی که نبود به یادش جق میزدم.تنها کسی بود که میل داشتم نسبت بهش و جق میزدم براش.هیچکسو جز ابجیم نمیخاستم بکنم.فقط بوسیدن و بوییدن کص و کون بهشتیش از هرچی سکسه لذتش بیشتر بود واسم.یه شب از دوران دانشجویی که جفتمون تهران بودیم بد راست کردم براش . ابجی کصه من تو اتاق تنها خوابید بود ساعت ۳ صبح بدجور حشری شده بودم چون آیس هم زده بودم کیرم داشت میترکید و فقط میگفت ابجیمو میخاد.رفتم سراغش. بازم مثه قبلا میبوسیدم و میمالیدم کونشو. ولی اینبار بزرگ شده بودیم و جز کرد نش چیزی ارضام نمیکرد. جراتم زیاد شد شلوارشو کشیدم تا زانوش. واییی از قبلا هم کص تر شده بود مثه اینکه تو تبریز حسابی کص و کون داده بود(چندروز بعد از فیلمی که توش گوشیش بود مجشو گرفتم که با پسر تو خونه داداشم که تبریز زندگی میکرد و ابجی جنده ی من هم میرفت پیش اونا دیدم)داشتم میمردم واسه کون تپلش.مال من بود حق من بود باید منم بکنمش.کپل ها ولپای کونشو هی میبوسیدمو میک میزدم زبونمو زدم سوراخ کونشو واییییییی چقد خوشمزه بود حتی بوی عرق تیز کونشو دوس داشتم و حشریترم میکردهی لیسیدم . نبض کصش خیلی بلند میزد معلوم بود بیداره ولی نشون نمیده. من کیرمو گذاشتم دم سوراخ کونش .میدونستم کونش واسه کیرم تنگه چون کیر کلفتی دارم و هر دختری میدید میترسید واسه همین درش میمالیدم .کصش حسابی خیس شده بود و کیرم روون .دیگه طاقت نیاوردم من صاحب کون خواهرم بودم و میخواستم بل کیرم تصاحبش کنمکیرمو فشار دادم تو سوراخ کونش.واییی بهشت بود .چه حالی میداد.یه تکون خورد میدونستم درد داره میکشه ولی جیک نمیزد .منم انقدر حشری بودم که با چندتا تلمبه ابمو ریختم تو کونش. بعد اون تا اخر دانشگاه هروقت گیرش میاوردم ابم رو میریختم تو کونش یا لا پاش. تا بعد دانشگاه عروسی کرد با پسرخاله کصکشم و الان یه پسر دارن.پسرخالم با من جوره و برام تعریف میکنه کصایی که میکنه . از وقتی فهمیدم به خواهرم خیانت میکنه باز کیرم راست شد واسه ابجیم. همش تو فکرمه کصشو که باز شده بکنم .ارزوم شده تو کصش تلمبه زدن ولی اون کسخل دیگه مثه قدیما نیست نمیخاد بهم بده.جندبار بهش تلگرام عکس کیرمو دادم و گفتم میخام کص و کونشو.ولی گفت بازم بگم به همه میکه ولی بازم گفتم ولی نکفت. به کسی .کارم شده واسش فیلم و گیف فرستادن و قربون صدقه کص وکونش رفتن هرکاری میکنم با وجود همه نوع کصی کخ کردم و دورم هست نمیتونم بیخیال کص ابجیم بشمامشب همینو براش اس زدم گفتم هرکاری کردم نشد هوس کردن کص و کونت دور شه اونم هیچی نگفت .امروز که دوم عید ۹۸ بوپ خونمون خوابیدن.کصی که آرزومه الان طبقه پایینه دارم دیوونه میشم هی میزنه به سرم برم تو خواب کص و کونشو پاره کنم با کیرم ولی میترسم کیرم کنه.ااکه میتونین راهنماییم کنیم ابجیمو چه جوری راضی کنم کصشو هم بده به داداشش مثه کونش که قبلا داده حس میکنم بخاطر شوهر و پسرش نمیخاد وگرنه میدونم اون از من حشریتر بود همیشه تو رابطه خواهر و برادز.شاید هم نوشتنم تموم شه برم سراغش و هرچه با داباد . برام دعا کنین و راهنمایی هم میتونین کنین عشقا		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173580</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 21/44 queries in 0.010 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-17 01:37:45 by W3 Total Cache
-->