<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>نپرسید &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D9%86%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:32:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>نپرسید &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>شاه کس عاشق کیر کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Jun 2019 06:56:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقها]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابحال]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دختران]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[فرارسید]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارشد]]></category>
		<category><![CDATA[کفشهام]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشنیده]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[شاید خیلی باور کردنی نباشه ولی واقعیت داره. کونی محمود از دوستای قدیمی منه که به نظر من یکی از پولدارترین آدمای ایرانه و جنده آدم خیلی هوسبازی هم هست. از کارهاش بگذریم ولی باید در رابطه با خونهء ویلاییش پستون توضیحی بدم تا مطلب دستگیرتون بشه. تو این ویلا که تو یکی از دورافتاده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h3>
شاید خیلی</h3>
<p>باور کردنی نباشه ولی واقعیت داره. کونی محمود از دوستای قدیمی منه که به نظر من یکی از پولدارترین آدمای ایرانه</p>
<h4>و جنده آدم خیلی هوسبازی هم هست. از کارهاش بگذریم ولی</h4>
<p>باید در رابطه با خونهء ویلاییش پستون توضیحی بدم تا مطلب دستگیرتون بشه. تو این ویلا که تو یکی از دورافتاده</p>
<h5>ترین محله کوس های شمال ساخته شده چیزهایی اتفاق می افته</h5>
<p>که شاید باور کردنی نباشن و من میخوام راجع به پارتی های سکسی ای حرف بزنم که هر دو ماه یک بار سکس داستان اونجا برگزار میشه.</p>
<h6>نمیدونم فیلم eyes wide shut رو دیدین یا ایران سکس نه ولی</h6>
<p>محمود از وقتی اون فیلم رو دید این ایده به ذهنش اومد که همچین کاری رو تو ایران راه بندازه. البته فرقش اینه که هیچکس نه نقابی میزنه و نه هیجی و علاوه بر اون تمام مسائل سکسی تو اتاقا اتفاق می افته. شاید یه کمی پیچیده به نظر بیاد ولی باید بگم که ویلای محمود چیزیه تو مایه های یه قصر. 60 تا اتاق داره و یه پذیرایی خیلی بزرگ که تهش هم یه بار کوچیکی هست برای مشروب. از استخر و جکوزی و سونا بگذریم. تو این مهمونی های دو ماه یک بار، همهء کسایی که میان همدیگرو میشناسن و قانون شرکت تو این پارتی هم اینه که اگر زن کسی رو کردی یه کسی هم زن تو رو میکنه! و قانون مهم تر اینه که برای ورود به این پارتی تو جلسهء اول باید سکس داشته باشی و زنت هم باید با محمود بخوابه حالا اگر تو جلسه های بعدی فقط بخوای تماشا کنی مساله ای نیست و میتونی سکس هم نداشته باشی(تمام اتاق ها چندتا جای چشم دارن که هر کسی میتونه از اتفاقات داخل اتاق باخبر بشه و تا هر چقدر که دوست داشت نگاه کنه و حال کنه ولی بدون اجازه کسی حق داخل شدن نداره!)من اول نفهمیدم چرا دفعهء اول باید زن یکی از دوستام رو بکنم و چرا مهشید،زن خودم، باید به محمود کس بده اونم طوری که محمود به صورتش نقاب بزنه و ترتیب زنتو بده ولی بعدنا فهمیدم که از این ماجرا مخفیانه فیلمبرداری میشه تا یه وقت تو به فکر لو دادن این تشکیلات نیفتی!! این فیلم به آرشیو شخصی محمود و دوستش تو آمریکا میره و اگر کسی چیزی رو لو بده همهء این فیلمها تو اینترنت گذاشته میشه و خلاصه آبروریزی ای میشه اساسی. ولی اگر حرفی نزنی کسی هم کاری به کارت نداره و از همه مهم تر اینکه خارج از محدودهء پارتی کسی نباید راجه بهش با کسایی که اونجا بودن هم صحبت کنه. اینطوری این پارتی فقط جریان یه شبه که کسی نه اونو به روی زنش یا شوهرش میاره و نه به روی دوستایی که در حالت معمولی فقط دوست هستند این مقدمه رو گفتم تا با فضای محل و پارتی آشنا بشین. حالا میخوام جریان آخرین پارتی رو براتون تعریف کنم به خاطر اینکه تو کل این چند پارتی ای که تا حالا توش بودم این یکی از همه شون باحال تر بوده. اون شب من و مهشید حسابی به خودمون رسیده بودیم. مهشید که فقط دو ساعت و نیم تو حموم بود و داشت همه جاشو اصلاح میکرد و به خودش میرسید. تا دو ساعت هم که فقط داشت با موهای بلندش ور میرفت تا حسابی سکسی تر بشن. بعدش هم یه پیرهن نارنجی پوشید که چاک سینه اش کاملاً معلوم بود و پستونای سفت و بزرگش رو کاملاً معلوم تر از قبل میکرد. یه دامن کوتاه کوتاه که اگر میشست راحت میشد خط شرت قرمزش رو دید و یه جوراب مشکی که با چکمهء پاشنه بلندی که پاش کرده بود حسابی سکسی تر از همیشه بود. من که میخواستم همونجا بپرم روش و ترتیبش رو بدم ولی خیلی جلوی خودمو گرفتم!! من هم حسابی سر و صورت رو صفا دادم و کلی ادوکلن به خودم زدم و موهام رو حسابی شونه کردم و کت و شلوار و تنم کردم و کراواتم رو هم بستم تا حسابی شیک باشم!! هرچند همهء این لباسا تا چند ساعت بعد قرار بود که از تنمون در بیان!!! از ویلای خودمون تا اونجا نیم ساعت بیشتر راه نبود. وقتی ما رسیدیم خیلیا اومده بودن و میشه گفت نزدیک به 100 نفر بودیم. کلی خوش و بش کردیم با دوستای قدیمی و دوستای جدیدی که تو همون پارتی باهاشون آشنا شده بودیم. محمود و زنش هم استقبال گرمی ازمون کردند و کلی از مهشید و لباسش تعریف کردن. یادم رفت بگم که هر کسی میبایست با خودش مشروب ببره. من هم دو تا بطری ودکای دست ساز خودمو برداشتم که میدونستم هم محمود خیلی دوست داره و هم کلی اونجا طرفدار پیدا کرده. شیشه ها رو رو پیشخون بار گذاشتم و برای خودم و مهشید دو تا لیوان از کنیاکی که اونجا از قبل بود ریختم و شروع کردم به خوردن. همزمان با خوردنم زنا رو هم زیر نظر میگرفتم تا ببینم امشب ترتیب کیو بدم. همهء زنا خوشگل و ناز بودن و با اون لباساشون داشتن منو میکشتن. تو نگاه همه شهوت موج میزد و همه منتظر بودن تا یخ مجلس یه کمی بشکنه و دو تا دو تا یا بیشتر برن تو اتاقا و شروع کنن به عشق و حال. مهشید کم کم داشت با مردا گرم میگرفت و من هم شروع کردم به صحبت کردن با چند تا از زنایی که اونجا بودن. سرم از کنیاک گرم شده بود و منتظر بودم نفر مورد علاقم رو پیدا کنم و ببرمش تو اتاق که کامی، از دوستای سربازیم، رو دیدم که اومد طرفم و بعد از حال و احوال کردن گفت &#8220;بیا بریم&#8221;. من جا خوردم و با خودم گفتم &#8220;کامی جون میدونی که من گی نیستم!&#8221; گفت &#8220;آره میدونم. برا همین میگم بیا. تو اتاق یکی منتظر توئه و میخواد که کیر تو کسش رو جر بده&#8221; همین کلمه ها باعث شد که حالی به حالی بشم و بدون توجه به مهشید و اینکه دو سه تا از مردا همونجا داشتن حسابی باهاش لاس میزدن دنبال کامی راه افتادم. وقتی رسیدیم دم اتاق کامی دستمو گرفت و گفت &#8220;وایسا. میدونی که قضیه همینجا تموم میشه و بعداً بیرون از اینجا بین خودمون هم حرفی ازش نمیزنیم دیگه؟&#8221; منم گفتم &#8220;معلومه. قانون اینجا همینه!&#8221;. کامی سری تکون داد و در اتاق رو باز کرد. با دیدن الهه زن کامی که رو تخت نشسته بود اولش کلی جا خوردم ولی بعد از چند ثانیه یه لبخندی زدم و کلی حال کردم از اینکه همچین کُسی نصیبم شده. الهه که از چند سال پیش زن کامی شده بود یکی از سکسی ترین زنایی بود که من تا حالا دیدم و برای همین مساله خیلی خوشحال بودم ولی اینکه خود کامی منو آورده بود و خودش هم از اتاق بیرون نمیرفت یه کمی برام عجیب بود. به کامی گفتم &#8220;نمیری بیرون؟&#8221; اونم گفت &#8220;نه. من همیشه آرزو داشتم زنمو در حال کس دادن به یکی دیگه ببینم و خودمم باهاش حال کنم.&#8221;<br />
فهمیدم قضیه چیه. رفتم سمت الهه و نشستم رو تخت. کامی هم رو صندلی ای که اون طرف اتاق بود نشست. من همهء نگاهم سمت پستونای درشت الهه بود که داشتن از تو کرستش میزدن بیرون و بدون اینکه بفهمم لبامو گذاشتم رو قسمت بالایی پستونش و شروع کردم لیسیدن و بوسیدن.الهه یه آهی کشید و یه کمی خودشو رو تخت ول کرد. منم آروم شروع کردم به باز کردن دگمه های پیرهنش و اونو از تنش درآوردم. حالا کرست سیاهش کاملا معلوم بود.اول رفتم سمت شکمش و یه کمی اونجاها رو براش لیس زدم و آروم دستمو گذاشتم رو کرستش و پستوناشو مالوندم که همین کار من باعث شد الهه رو تخت بخوابه و چشماشو ببنده. کرستش رو درآوردم. عجب پستونای معرکه ای داشت. سفید و درشت و سفت. نوک قهوه ای پستوناش هم زده بود بیرون و معلوم بود حسابی حشری شده. شلوار چسبی زردی پاشبود که همهء برجستگی های پروپاچهء خوش تراشش رو معلوم میکرد. آروم شروع کردم به مکیدن نوک پستوناش و با دستم هم شروع کردم با ناز کردن رون پاش و گاهی هم یه انگشتمو به ناحیه کُسش میزدم که همین کارم حسابی حشریش کرده بود. آروم آروم صورتمو آوردم پایین و پایین تر تا رسیدم به شلوارش و آروم دگمه هاشو باز کردم و زیپشو کشیدم پایین. بوی کُس خورد به دماغم. داشتم حال میکردم. چه بوی نازی داشت. کُسش خیلی خوشبو بود. شلوارش رو درآوردم و خودمو رسوندم به شرت سیاهش که منتظر دراومدن بود. به کامی نگاه کردم و دیدم که دستشو از رو شلوارش گذاشته رو کیرش و داره میمالونه. بهش گفتم &#8220;میشه شرت زنتو دربیارم؟&#8221; اونم کلی حال کرد و گفت &#8220;آره.درش بیار&#8221; و سرعت مالوندنش رو بیشتر کرد. منم شرت الهه رو درآوردم و تو همون لحظه بود که فهمیدم کامی از اینکه داره سکس ما رو میبینه کلی حشری شده و اینکه هرچی باهاش بیشتر از این مساله صحبت بشه بیشتر حال میکنه. الهه اصلاح نگرده بود ولی پشماشو جوری مرتب کرده بود که فقط تو قسمت بالای چاکش مو داشته باشه و قسمت پایینیش کاملاً بی مو بود. آروم زبونمو گذاشتم رو همون چاک و از پایین کشیدم به بالا که آه و نالهء الهه دراومد و گفت &#8220;جوووون&#8230;واااای&#8221;. منم به کامی گفتم &#8220;کُس زنت خیلی خوشبوئه ها. نمیخوای بو کنی؟&#8221; کامی حسابی حشری بود جوری که فکر کردم همین الان آبش میاد. اومد سمت ما و نشست رو لبهء تخت. من شروع کردم به بازی کردن با چوچولهء الهه و حسابی باهاش بازی کردم و کامی هم تو این مدت لباساشو درآورد. کیرش سفت سفت شده بود و آمادهء آبیاری!!! منم بلند شدم و شروع کردم به درآوردن لباسام. تا پیرهنمو درآوردم دیدم که الهه هم بلند شد و رو تخت نشست و دستشو جلو ورد و کمربند شلوارمو باز کرد و شلوار و شرتم رو با هم کشید پایین و کیرمو گرفت تو دستش و شروع کرد به بازی کردن باهاش. انصافاً کیر من درمقابل کیر کامی خیلی بزرگ تر بود و معلوم بود که الهه خیلی داره حال میکنه چون برگشت و به شوهرش گفت &#8220;میبینی؟این یعنی کیر نه اونی که لاپای توئه!&#8221; کامی هم گفت &#8220;معلومه که خیلی داری حال میکنی نه؟&#8221; الهه یه سری تکون داد و کیر منو کرد تو دهنش و شروع کرد به دیوونه کردن من. معلوم بود زیاد عادت به کیر بزرگ نداره و اولش یه کم به سرفه افتاد ولی بعدش شروع کرد به ساک زدن و حسابی با زبونش بهم حال داد جوری که حس میکردم همین الانه که آبم بیاد ولی خیلی خودمو کنترل کردم تا از اون کس و کون بی نظیر بی بهره نباشم. کامی هم کیرشو آورد نزدیک تر و الهه شروع کرد به بازی کردن با اون و خوردن کیر من و بعد از یه مدت مال منو از تو دهنش درآورد و مال کامی رو کرد تو دهنش و همزمان با مال من بازی میکرد. یکی دوبار این کار رو تکرار کرد و من دیدم نمیتونم تحمل کنم. برای همین رفتم رو تخت دراز کشیدم و به الهه گفتم &#8220;حالا وقتشه که بیایی بشینی روش تا جر بخوری&#8221;. اونم که معلوم بود منتظره همین مساله است کیر کامی رو ول کرد و اومد طرف من. اول رو تخت ایستاد و اومد بالا سرم و کُسش رو قشنگ رو کیر من تنظیم کرد و آروم نشست. وقتی نوک کیرم خورد به کسش داشتم دیوونه میشدم. آروم آروم کیرمو کرد تو کسش و من تنها چیزی که حس میکردم لذت عمیقی بود که از برخورد حساس ترین نقطهء بدنم با داغ و مرطوب ترین جای الهه بوجود اومده بود. وقتی حسابی کیرم رفت تو، الهه شروع کرد به بالا پایین رفتن و آه و نالهء خودش هم دراومد. کامی هم کنار ما بود و کیرش تو دستش بود و داشت ما رو تماشا میکرد. بعد از یکی دو دقیقه الهه پا شد و عین جنده های حرفه ای کیرمو گرفت تو دستشو بعد از یکیدوبار مالوندن کرد تو دهنش و دوباره حسابی خیسش کرد. بعدش هم برگشت و پشت به من چهاردست و پا نشست . منم درسم رو از بر بودم. رفتم بالا سرش و با تفم سوراخ کونشو حسابی خیس کردم و به کامی گفتم &#8221; حالا میخام کون زنتو پاره کنم. کسش که جر خورد&#8221; کامی هم با لحنی حشری گفت &#8220;بکن. هر کاری میخوای بکن&#8221; و رفت جلوی زنش و کیرشو کرد تو دهن الهه. منم آروم کیرمو گذاشتم دم سوراخ کون الهه و آروم آروم فشار دادم. خیلی سوراخ تنگی داشت و خوب نمیشد بازش کرد. بعد از چند بار تلاش بالاخره راه کونش رو هم باز کردم و تا نوک کیرم رفت تو کونش، یه کمی دوباره به کیرم تف زدمو محکم کردم تا ته تو کون الهه جوری که جیغ بلندی زد و سرشو آورد پایین. گفتم &#8220;درد گرفت&#8221; گفت &#8220;بکن&#8230;بکن که دارم جر میخورم&#8221; منم حسابی تحریک شده بودم و همین که کیر گندم تو تنگ ترین سوراخی بود که تا اون موقع به خودش دیده بود باعث شده بود که بدون فکر کردن فقط تلمبه بزنم و محکم تر زن رفیقمو جر بدم. الهه همینطور جیغ و داد میکرد و به کامی میگفت &#8220;میبینی؟ دارم به دوستت کون میدم. چه کیر گنده ای الان تو کونمه&#8230;وااای&#8230;مردم.<br />
..جوووون&#8230;بکن&#8230;.بکن که دارم پاره میشم&#8221;. دیگه داشتم منفجر میشدم و محکم تر و محکم تر کیرمو میکوبوندم به ته کون الهه و اونم بلند تر داد میزد و همزمان هم کیر کامی تو دستش بود و داشت باهاش بازی میکردو گاهی اوقات هم یه دور میکرد تو دهنش و درمیاورد. وقتی دیدم آبم داره میاد کیرمو کشیدم بیرون و تا اومدم با کیرم بازی کنم و آبمو بریزم رو کون الهه دیدم که الهه برگشت و صورتشو آورد نزدیک. کامی هم اومد جلو تر. الهه کیر منو گرفت و شروع کرد به بازی کردن و دهنش رو تا اونجایی که میتونست باز کرد. آبم با فشار عجیبی زد بیرون و همش رفت تو دهن الهه و اونم نامردی نکرد و تا اونجایی که میتونست خورد و وقتی کاملاً ارضا شدم دیدم که صدای کامی داره بلند تر میشه و فهمیدم که آبش داره میاد. کیرمو آوردم عقب تر تا اونم آبشو بریزه تو دهن و رو صورت الهه. باور کردنی نبود که از کیر به اون کوچیکی این همه آب بزنه بیرون. الهه نمیتونست همهء آب کامی رو بخوره و مقدار زیادیش رو داد بیرون که ریخت رو سینه اش. بعدش هم کیر هر دوتامون رو گرفت و شروع کرد با زبون و لبش باهاشون بازی کردن. حال عجیبی بودم. کرخت و سبک. کامی یه نگاهی بهم انداخت و گفت &#8220;خیلی حال داد&#8221; گفتم &#8220;آره. عجب کسیه این زنت بابا&#8221;. الهه کیرامون رو ول کرد و رو تخت درازکشید و بهم گفت &#8220;من همیشه دوست داشتم یه بار با تو سکس داشته باشم. چون همیشه از رو شلوار میدیدم چه کیر گنده ای داری&#8221; کامی هم خندید و گفت &#8220;واسه این بود که اومدم سراغ تو.&#8221; خندیدم و شروع کردم به خشک کردن کیرم. کامی هم رفت کنار الهه دراز کشید و به من گفت &#8220;بریم یه لبی تر کنیم&#8221; گفتم &#8220;آره.سیگار داری؟&#8221; &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211; بعد از یکی دو لیوان کنیاک و یه سیگار حسابی داشتم با کامی راجع به زنای توی پارتی حرف میزدم و تو همین مدت متوجه نبودن مهشید، زنم شدم. حدس زدم که با یکی از مردای اونجا تو یکی از اتاقا مشغول عشق و حاله. به هر حال همه مون واسه همین رفته بودیم اونجا. تو صحبت با کامی بحث کشید به سکس خودمون و من بهش گفتم &#8220;تا حالا کس به باحالی کس الهه نکرده بودم&#8221; و اونم گفت &#8220;منم تا حالا از سکسم انقدر لذت نبرده بودم&#8221; گفتم &#8220;چی میگی؟ تو که همیشه الهه رو داری و هر وقت بخوای میتونی باهاش حال کنی&#8221; دیدم کامی یه نگاهی بهم انداخت و گفت &#8220;آره. خیلی هم با هم حال میکنیم ولی دیدن این که الهه داره به یکی دیگه میده خیلی کیف داره&#8221;. یه کمی تعجب کرده بودم. گفتم &#8220;یعنی چی؟&#8221; اونم یه پکی به سیگارش زد و ادامه داد که &#8220;تو پارتی قبلی بعد از اینکه با یکی از زنا حالمو کردم مثل الان اومدم بیرون و بعد از نیم ساعت گفتم یه سری به اتاقا بزنم و ببینم توشون چه اتفاقایی داره میافته. تو بیشتر اتاقا مردو زنا رو هم افتاده بودن و مرده داشت تلمبه میزد. جالب بود و البته یه کمی هم خنده دار بود اینکه مثلاً فلان رفیقتو از کون ببینی که داره کس میکنه! ولی بعد از اینکه از چند تا چشمی رو دیدم رسیدم به اتاقی که توش الهه بود و یه مرده که نمیشناختمش. هنوز هم نمیدونم کی بود ولی الهه رو دولا کرده بود رو تخت و داشت سفت میکردش. نمیدونم چی شد ولی دیدن این صحنه که زنم داره به یکی دیگه کس میده خیلی حشریم کرد. نمیتونم برات بگم تا چه حد حشری شده بودم. میخواستم همون موقع برم تو اتاق و بپرم رو الهه ولی میدونستم با این کار همهء لذت قضیه رو خراب میکنم&#8221; سرمو تکون دادم و با حیرت منتظر شنیدن ادامهء حرفاش شدم. کامی هم ادامه داد &#8220;آره&#8230;.از اون موقع تا حالا هر شب دارم صحنهء کس دادن الهه رو تو ذهنم تصور میکنم که داره به یکی دیگه میده و منم بالا سرش دارم خودمو آماده میکنم که بکنمش&#8221; یه جرعه از لیوانش خورد و گفت &#8220;نمیتونی تصور کنی چقدر همچین چیزی میتونه سکسی و تحریک کننده باشه. به خصوص که کسی که داره میکنه یه آدم قوی باشه و تو چند پوزیشن مختلف این کارو بکنه. اون شب اون مرده طوری الهه رو کرد که من با خودم فکر کردم الهه پارهء پاره شده!!!! باورت نمیشه ولی همینطور میکردش. بعد بلندش میکرد و برش میگردوند و دوباره میکرد. بعدش کیرشو میذاشت تو دهنش و بعد دوباره برش میگردوند و از کون میکردش و خلاصه نزدیک به نیم ساعتشو خود من دیدم حالا چقدر قبلش داشته میکرده نمیدونم. از همه باحال تر هم این بود که وقتی آبش داشت میومد کیرش رو درآورد و سر الهه رو آورد جلو خودش. مطمئن بودم که الان میخواد همهء ابشو بریزه تو دهن الهه ولی به محض اینکه آبش زد بیرون سر الهه رو یه کم برگردوند و هر چی آب تو کمرش بود خالی کرد رو موهای الهه. موهای الهه از شدت آب سفید شده بود&#8230;.نمیدونی چه صحنهء باحالی بود&#8221; گفتم &#8220;چرا. الان که فکر میکنم میبینم که خیلی باید دیدن کس دادن زن خوشگل و سکسی ای مثل الهه باحال باشه.&#8221; لیوانم رو بلند کردم و گفتم &#8220;به سلامتی کس و کون زنت&#8221; و خندیدم. اونم گفت &#8220;شاید هم دفعهء بعد نوبت من باشه که مهشیدو بذارم اینجا&#8221; و دستشو گذاشت رو کیرش. سرمو تکون دادم و گفتم &#8220;شاید!&#8221; اونم لیوانشو برداشت و گفت &#8220;پس به سلامتی کس و کون مهشید!!&#8221; &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211; کامی رفته بود تا یکی از زنا رو ببره تو اتاق و ترتیبشو بده. من هم یه ذره موندم و مشروبمو خوردم و یه سیگار دیگه روشن کردم و شروع کردم به فکر کردن دربارهء اتفاقاتی که افتاده بود. حرفای کامی دربارهء دیدم زنش با یه مرد دیگه خیلی روم اثر گذاشته بود. با خودم فکر کردم تو کل این مدتی که به پارتی های محمود میومدم هیچوقت از چشمی های اتاق ها سکس دیگران رو تماشا نکرده بودم و همش به فکر کردن زنا بودم. از این ایده بدم نیومد که یه سری به اتاقا بزنم و ببینم چه خبره. سالن نسبتاً خلوت بود و تک و توک کسایی که بودن معلوم<br />
بود که تازه عشق و حالشون تموم شده و منتظر دور دومشون هستن و دارن یا سیگار میکشن یا مشروب میخورن. رفتم تو دالونی که اتاقا توش قرار داده شده بود. همیشه این ایدهء محمود رو تحسین کرده بودم. اونم با چه ظرافتی تونسته بود این نقشه رو پیاده بکنه جوری که مو لای درزش نره!! دم اتاق اول ایستادم و چشمم رو به سوراخای دیوار نزدیک کردم و شروع کردم به دید زدن. خبری نبود. رفتم سراغ اتاق بعدی و نگاهی انداختم. اینجا یه مرده رو زنه افتاده بود و داشت تلمبه میزد. صدای زنه خیلی حشری کننده بود. مرده تلمبه زدنش تند تر شد و زنه دا میزد &#8220;آها&#8230;محکم&#8230;محکم&#8230;جرم بده&#8230;جووون&#8221;&#8230;معلوم بود که آب مرده داره میاد. اون اتاق رو هم ول کردم و رفتم سراغ اتاق بعدی. اونجا یه مرده رو مبل نشسته بود و دوتازن داشتن کیرشو تو دهنشون میچرخوندن و حسابی براش ساک میزدن. آخ که چه مرد خوشبختی بود. دو تل زن با هم؟ چرا به فکر من نرسیده بود؟ به خودم قول دادم که تو دور دوم حتماً با دوتا زن حال کنم. تو دو تا اتاقا بعدی کسی نبود ولی تو اتاق بعد از اونا چیزی رو دیدم که هیچوقت از ذهنم پاک نمیشه. مهشید رو دیدم که با چهار تا مرد مشغول عشقبازی بود. وای خدا من&#8230;این یعنی مهشید منه که داره به چهار نفر میده؟ باورم نمیشد.لحظه ای که من رسیده بودم مهشید رو به تخت دولا شده بود و یه مرد گردن کلفت داشت از پشت ترتیبش رو میداد و سه تای دیگه رو تخت نشسته بودن و کیراشونو هوا کرده بودن و مهشید یا دهن و با دست داشت بهشون حال میداد. باورم نمیشد که زنم تا این حد مثل جنده ها رفتار کنه و همزمان با چهار تا مرد به معنای واقعی کلمه سکس داشته باشه. خلاصه دهن مهشید بود که از این کیر به اون کیر میرفت و دستای مهشید بودن که یکی درمیون کیرای دیگه رو نوازش میکردن. معلوم بود اون چهارتا از لباس مهشید خیلی خوششون اومده بود که اونو درنیاورده بودن. شایدم وقت نکردن!! با اشتیاق عجیبی به نگاه کردنم ادامه دادم. اونی که از عقب داشت کس مهشید رو جر میداد شرت مهشید رو حتی از پاش کامل درنیاورده بود و میتونستم قشنگ شرت کوچولوی مهشید رو ببینم که تا زیر زانوهاش کشیده شده بود پایین و دامن کوتاهش که رفته بود بالا و اون کون زیبا و سفید را معلوم میکرد و از همه سکسی تر اون حالتی بود که مهشید موقع کس دادن به خودش گرفته بود. شاید منی که بارها با همون حالت مهشید رو کرده بودم متوجه نشده بودم ولی حالا که داشتم میدیدم میفهمیدم چقدر این کون قمبله ای که اومده بالا سکسیه. اون یارو همونطور تلمبه زد تا وقتی که یکی از اون سه تا گفت &#8220;خب حالا نوبت منه&#8221; مهشید هم آروم خودش رو از مرد پشت سریش جدا کرد و رفت رو تخت. نفر وسطی هم رفت عقب تر و پاهاش رو یه کم باز کرد. مهشید هم شرتش رو کامل درآورد و دامنش رو هم کشید پایین تا راحت بتونه به کس دادنش ادامه بده. موقعیت تخت جوری بود که من میتونستم همه چیز رو خوب ببینم. چقدر تو دلم محمود رو دعا کردم که همچین موقعیت خوبی رو برای مهموناش فراهم کرده بود. همه چیز عالی و حساب شده بود. مهشید پیرهنش رو هم در آورد و رفت بالا سر مرده و کسش رو گذاشت جلو دهن مرده. اونم مطمئناً چاره ای نداشت جز اینکه بلیسه و جوری این کار رو کرد که مهشید حسابی حشری تر از قبل شد. از بین سه تای دیگه هم اونی که تا حالا داشت مهشید و میکرد نشسته بود و دوتای دیگه داشتند به رون و پاهای مهشید دست میکشیدند. مهشید اومد پایین و کیر مردی رو که تا حالا داشت کسشو میخورد گرفت تو دستش و اونو رو کسش تنظیم کرد و آروم آروم کردش تو کسش. نالهء خودش و همون مرده باهم دراومد. بعدش هم یکی از اون سه تای دیگه کرست مهشید رو داد پایین و دو تاپستونش رو قشنگ انداخت بیرون. مهشید شروع کرد به بالا و پایین پریدن و اون دو تا هم شروع کردند به مالوندن پستونای مهشید با یه دست و مالوندن کیراشون با یه دست دیگه. بعد از یه مدت یکی شون بلند شد و رفت پشت سر مهشید و گفت &#8220;حالا میخوایم کس و کونتو یکی کنیم&#8221;. معلوم بود که کون مهشید پاره میشه چون یارو کیرش واقعاً کلفت بود. وقتی رفت پشت مهشید اون یکی از تلمبه زدن دست کشید و مهشیدو خوابوند رو خودش جوری که کونش قشنگ باز بشه. اونی هم که پشتش بود قشنگ از این حالت استفاده کرد و کیرشو گذاشت دم کون مهشید. یکی دو بار فشار داد که جیغای مهشید خیلی وحشتناک بودن و یارو رو ترسوند! ولی بعدش مرده قشنگ با تف کون مهشیدو خیس کرد و کیر خودش رو هم حسابی تف آلود کرد و دوباره کیرشو گذاشت دم کون مهشید. این بار هم با فشار های اول و دوم جیغ مهشید رفت هوا ولی یارو این بار از رو نرفت و هر چقدر مهشید داد زد که &#8220;آی سوختم&#8230;.آآآی&#8221; توجهی نکرد و من دیدم که کیر به اون کلفتی تو کون زنم غیب شد. قیافهء مهشید نشون میداد که حسابی داره درد میکشه. وقتی حسابی کیره رفت تو کون مهشید هر دو با هم شروع کردن به عقب جلو کردن و آخ و اوخ مهشید دوباره بلند شد و این بار معلوم بود که هم داره از کس دادن لذت میبره و هم کون دادن به اون کیر بزرگ براش عادی شده. تو همون حال که اون دو تا داشتن مهشید رو میکردن، اون دوتای دیگه هم رفتن جلو صورت مهشید و کیراشونو گرفتن جلو دهنش. مهشید هم که حسابی حشرش بالا زده بود یکی درمیون برای این و برای اون یکی ساک میزد. بعد از چند دقیقه اونی که داشت مهشید رو از کون میکرد بلند شد و به اون یکی اشاره کرد. مهشید تا اومد بگه نه کیر اون یکی هم رفتتو کونش و باز هم تلمبه زدنا ادامه پیدا کرد. چند دقیقه تو همین حال گذشت تا اینکه اون یارو کیرشو از تو کون مهشید درآورد و مهشید هم آروم و با درد از رو کیر اون یکی بلند شد و به پ<br />
شت دراز کشید رو تخت و گفت &#8220;حالا یکی یکی&#8221;. اونا هم صف کشیدن و اولی رفت رو تخت و پاهای مهشیدو باز کرد و کیرشو گذاشت تو کسش و شروع کرد به تلمبه زدن و همینطور که رو مهشید دراز کشیده بود لبش رو میبوسید و با پستوناش بازی میکرد. بعدش نوبت نفر بعد بود که اومد و پاهای مهشید رو تا اونجایی که میشد از هم باز کرد و خودش نشست لای پاهاش و نشسته کیرشو کرد تو کس مهشید و چند بار تلمبه زد ولی پاهای مهشید تا حدی از هم باز شده بود که من فکر کردم همین الانه که جر بخوره. نفر بعدی برعکس پاهای مهشید رو کاملاً بست و با دست راستش جوری مچ پاهای مهشید رو به هم چسبوند و نگه داشت که کس مهشید از لای پاش زد بیرون. من از اونجا خوب نمیدیدم ولی میتونستم اون دو تا گوشت کوچیک رو که لاش یه شکاف خوشگل داره رو تصور کنم که از لای پای زنم زده بیرون.تو همون حالت اون مرده کیرشو کرد تو کس مهشید و شروع کرد به گاییدن. کمتر از یک دقیقهء بعدش نفر آخر اومد و پاهای مهشید رو گرفت و گذاشت پشت سرش جوری که کس و کونش قشنگ اومدن بالا و کیرشو با مهارت تمام کرد تو کس مهشید و چند بار تلمبه زد. بعد از اینکه اونم کارش تموم شد مهشید نشست رو تخت و گفت &#8220;ایوالله. کمراتون که خوب بود. حالا ببینم آباتون چقدر داغه. قولی که داده بودین این بود که آباتونو نگه دارین و باهم بهم بدینش&#8221; .اونا هم سری تکون دادن و اومدن نزدیک تر و همه شون کیراشونو گرفتن تو دستاشون و شروع کردن به جق زدن جلو صورت زنم. همین طور که جق میزدن یکی شون گفت &#8220;مممم من داره میاد&#8221; و بلافاصله بعدش یکی دیگه شون گفت &#8220;منم&#8221; و آبش با فشار تمام زد بیرون و ریخت رو صورت مهشید. مهشید چشماشو بست و دهنشو باز کرد. آب مرده بود که میرفت تو دهنش و اونم اول دهنشو میبست و بعد بلافاصله باز میکرد و یه قسمت از آب رو میداد بیرون. بعدش نفر بعد بود که سر مهشید رو آورد طرف خودش و همزمان با اون آب رفیقش هم اومد و هر دوتا با هم اونو خالی کردن رو صورت مهشید. صورت مهشید پر شده بود از آب کیر این سه تا مرد که معلوم بود حسابی کار کشته هستن و کمر سفت. آب کیر بود که از صورت مهشید آویزون بود و میریخت رو پستوناش و رو تخت. نفر چهارم ولی آبش نمیومد و هر چقدر تلاش کرد نتونست کاری بکنه. مهشید هم یه کم با دهن بهش کمک کرد ولی باز هم نیومد. این بود که مهشید گفت &#8220;معلومه تو زیاد هماهنگ نیستی. برو سراغ یه زن دیگه&#8221; و از رو تخت بلند شد و رفت تا شرتش رو از رو زمین برداره. همین که دولا شد تونستم برق نگاه اون مرده رو که هنوز ارضا نشده بود ببینم. تا مهشید دولا شد اونم حمله کرد به مهشید و هولش داد رو به دیوار و مهشید و چسبوند به دیوار. یکی شون گفت &#8220;ناصر چیکار داری میکنی؟&#8221; ولی اون جواب نداد و بلافاصله پای چپ مهشید رو داد بالا و کیرشو کرد تو کس مهشید. مهشید صورت پر از آب کیرش رو به دیوار بود و پستونای گنده اش چسبیده بودن به دیوار و پای چپش بالا بود و معلوم بود که داره حال میکنه. مرده محکم و محکم تلمبه میزد و میگفت &#8220;نمیذارم همینطوری بری. فکر کردی. الان جرت میدم. الان میخوام این کس نازتو جر بدم.فهمیدی؟&#8221; مهشید هم که حسابی حشری بود گفت &#8220;آره&#8230;آره&#8230;جرم بده&#8230;جوووون&#8230; تا حالا اینجوری کس نداده بودم&#8230;.جوووون&#8221; و تلمبه زدنای مرده هم تند تر و تند تر میشد و محکم تر و محکم تر جوری که جیغ مهشید بلند تر و بلند تر میشد تا جایی که یهو مرده سرعتش کم تر شد و بعد از چند تا تلمبهء آروم پای مهشید و ول کرد و کیرشو درآورد. فهمیدم که آبشو خالی کرده تو کس زنم. بعدش هم خودش رو کشید عقب ولی مهشید همونطور چسبیده به دیوار ایستاده بود و میشد ذره ذرهء لذت رو تو صورتش دید و من داشتم به لای پاش نگاه میکردم و میدیدم که آب کیر سفید مرد چهارم داره از توی کسش میاد بیرون و میریزه روی زمین.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174616</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم حشری ویدئو دست ساز بازی میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Jun 2019 08:14:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسم]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افزایش]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدونید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برسونه]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بینهایت]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهادی]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمون]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[روسریش]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[مقایسه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسوند]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[هارمونی]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[وپایین]]></category>
		<category><![CDATA[وحسابی]]></category>
		<category><![CDATA[وخواستم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نکردم وبه سر کار رفتم فیلم سکسی از مریم خواستم خانمی رو که قبلا برای کار های خونه میفرستاد بفرسته چون فکر نمیکردم این دختر کار تو سکسی خونه رو بلد باشه که معلوم شد شاه کس درست فکر میکردن و یک هفته طول کشید تا سلیمه تمام وکمال کار کردن توی کونی خونه رو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>نکردم وبه سر کار رفتم فیلم سکسی از مریم خواستم خانمی رو که</h2>
<p>قبلا برای کار های خونه میفرستاد بفرسته چون فکر نمیکردم این دختر کار تو سکسی خونه رو بلد باشه که معلوم</p>
<h3>شد شاه کس درست فکر میکردن و یک هفته طول کشید تا</h3>
<p>سلیمه تمام وکمال کار کردن توی کونی خونه رو به خوبی یاد بگیره .یک هفته ای گذشت ودخترک از اون حالت</p>
<h4>افسردگی جنده بیرون نیومد غذا هم بلد نبود درست کنه بردمش</h4>
<p>پیش روانپزشک ودکتر هم براش دارو پستون نوشت و از من خواست روزهارو با کار ویا کلاس براش پر کنم منهم</p>
<h5>که احساسی کوس مثل ترحم که با نوعی دوست داشتن قاطی</h5>
<p>شده بود نسبت به اون داشتم اون رو به کلاس آشپزی فرستادم و توی یک مدرسه راهنمایی بزرگسالان هم ثبت نامش کردم سکس داستان تا از اول</p>
<h6>راهنمائی شروع به تحصیل کنه . نتیجه معجزه ایران سکس آسا بود</h6>
<p>در عرض دو هفته از شروعش به درس وکلاس آشپزی قرصها رو قطع کرد استعدادش عالی بود . غذا هایی رو که استادش درس میداد خوب درست میکرد وهم تودرس عالی بود . من هم خودم رو حسابی بهش نزدیک کردم و زمانه زیادی رو برای او میگذاشتم وتو درس دادن بهش کمک میکردم ولی همچنان نه از سکس خبری بود نه حتی از یک بوس کوچولو وحسابی توی کف سلیمه بودم ولی به دستور پزشک که گفته بود هر پیشنهادی در این زمینه باید از سوی سلیمه باشد . منهم ابدا پیگیر سکس نبودم. وفقط خودم را با مریم تخلیه میکردم . ولی چیزی به سلیمه در باره رابطه سکس با مریم نگفته بودم واو هم نپرسید این خانوم وقت وبی وقت باشما چیکار داره ولی میدونستم متوجه جریان هست . یک ماهی گذشت سلیمه حسابی توی کار خونه راه افتاده بود وخوب هم درس میخواند تا اینکه اون شب رویایی از راه رسید غروب بود که با سلیمه از خونه بیرون رفتیم تا شام رو توی یک فست فود بخوریم بعد از شام به پیشنهاد من کمی راه رفتیم وهمون موقع بود که سلیمه خودش دست منو گرفت نمیتونم احساسم رو در اونموقع براتون بگم همینقدر بدونید که من روی زمین راه نمیرفتم . مردی نبود که توی خیابون به سلیمه خیره نشه موقع راه رفتن باسنش با هارمونی خاصی بالا وپایین میرفت موهاش از اطراف روسریش بیرون زده بود هیچکس نمیتونست این دوختر رو با یک ماه پیش مقایسه کنه از شمایل یک ولگرد خیابانی به صورت یک پری رویایی در اومده بود نرم حرف میزد کلامش تا عمق وجود آدم رخنه میکرد دستش رو با ریتم راه رفتنش هماهنگ کرده بود وروی دست من بالا و پایین میبرد نگاه ریز و نافذی داشت که آتش فشان شهوت رو بیدار میکرد صبری برای رسیدن به خونه برام نمونده بود سوار تاکسی که شدم برخلاف همیشه صندلی عقب کنار اونشستم وخواستم راننده تاکس سریع مارو به خونه برسونه توی راه چشم از چشمش برنداشتم برای یک لحظه هم دستامون از هم جدانشد. خلاصه به خونه رسیدم در رو باز کردم وتوی همون راه رو خودم رو توی رویا رها کردم اون هم محکم من رو در آغوش کشید تا اونجایی که میتونستم سطح تماس بدنم رو باهاش افزایش دادم بدنم در آتش بدنش میسوخت هرگز زنی به این گرمی رو در آغوش نگرفته بودم لبهاش روی لبهام احساس یک تکه گوشت نبود چیزی غیر قابل وصف بود یک احساسی مثل خلسه چیزی غیر قابل شرح یک تحریک بینهایت. مثل سکس های قبل بدنم از دسته جادوییم فرمان نمیگرفت. احساس شهوتم در نگاه سلیمه تمرکز پیدا کرده بود حاضر نبودم حتی برای سکس نگاهم از نگاهش جدا بشه موهاش مثل یک حجاب دوطرف صورتش رو گرفته بودن وازبین اونها نور به سختی خودش رو به جشن نگاه ما میرسوند. نمیدونم این نگاه وبوسه ها چقدر طول کشید یا دستهامون چندبار بین صورت، سر وکمر مون جا عوض کرد ولی وقتی به خودمون اومدیم که گلدان توی اتاق سلیمه با برخورد بدن من افتاد وشکست نفهمیده بودم کی وچرا به اتاق سلیمه رفتیم شماره بوسه ها از دستمون رفته بود اختیار دستم با خودم نبود با افتادن گلدان هرچند اختلالی در ادامه کار ما به وجود نیومد ولی ما از اون حال وهوا بییرون اومدیم و به سراغ اصل قضیه رفتیم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174534</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شکلاتی حشری چه کسی میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 May 2019 07:43:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[استثنایی]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافش]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالاست]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیکی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهادش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[حیوونی]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شناسایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مصنوعی]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[هرکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وازلین]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلش]]></category>
		<category><![CDATA[ولیعصر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من تماس گرفت و خواست فیلم سکسی بیشتر از من بدونه، خلاصه کلی با هم چت کردیم و متوجه شدم که ایشون هم Gay هستند و اصطلاحاً سکسی Bot . بنابر این وقت را غنیمت شاه کس شمردم و باهاش قرار گذاشتم ، اونم استقبال کرد، چهار شنبه شب پیش ساعت 7 کونی شب میدون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>من تماس گرفت و خواست فیلم سکسی بیشتر از من بدونه، خلاصه کلی</h2>
<p>با هم چت کردیم و متوجه شدم که ایشون هم Gay هستند و اصطلاحاً سکسی Bot . بنابر این وقت را</p>
<h3>غنیمت شاه کس شمردم و باهاش قرار گذاشتم ، اونم استقبال کرد،</h3>
<p>چهار شنبه شب پیش ساعت 7 کونی شب میدون ولیعصر قرار گذاشتیم. من هم چون از سر کارم میرفتم نمیتونستم خیلی</p>
<h4>به جنده خودم برسم و همون طوری رفتم. ساعت 7.10 بود</h4>
<p>که دیدم اومد. یه پسر با پستون قد متوسط و هیکلی متوسط، خیلی معمولی بود و اصلاً به Bot ها شبیه</p>
<h5>نبود. فکر کوس کردم شاید خالی بسته و میخواد یه حاله</h5>
<p>اساسی به من بده که تا عمر دارم سراغ Gay و امثال اون نرم. با ترس و نگرانی سلام و علیک کردیم سکس داستان و روبوسی و</p>
<h6>رفتیم سوار ماشین شدیم . یه سه ربی ایران سکس تو خیابون</h6>
<p>کس چرخ میزدیم و هی از هم سئوالات جفنگ می کردیم تا بتونیم به هم اعتماد کنیم. تو این مدت دیدم که ، همچین کاملا Bot هم نیست بلکه یه Bi هست و دوست دختر هم داره و چون از بچگی با همجنسش هم سکس داشته دلش میخواد که هر دو نوع سکس را داشته باشه. واسه همین یه مقدار خیالم راحت شد. همینطور که داشتیم تو خیابون کس چرخ میزدیم دیدم بدش نمیاد یه سکسه هم داشته باشه و دستش رو هی میکشه رویه پای من و بعد کم کم رو کیرم. تصمیم گرفتم که دست به کار شم. ولی از شانس بد من که هیچ وقت مکان نداشتم ، اون روز هم نداشتم و به اون هم نمی تونستم اینقدر اعتماد کنم. واسه همین بهش پیشنهاد دادم بریم یه هتل ، دیدم خیلی با این پیشنهاد من حال کرد.خلاصه زنگ زدم خونه و گفتم که من باید برم ماموریت و فردا برمیگردم. بعد رفتیم یه هتل همون نزدیکی ها و یه اتاق دو تخته گرفتیم البته من بجای کارت شناسایی کارت شرکت را دادم و رزرویشن هم دیگه هیچی نپرسید و خیلی معمولی رفتیم به اتاقمون. دیگه جونم واستون بگه که صفا شروع شد&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..به پیشنهادش اول رفتیم حمام. بله آقا تمام وسایلش توی کیف سامسونتش بود. رفتم تو حموم دیدم همه چیز باهاشه و داره به دوره کون خوشگلش و اطراف کیرش واجبی میزنه، به من هم اشاره کرد و منم تمام اطراف کیرم را واجبی زدم و بعد از شستن دیدم تیغ رو درآورد و گفت اگه مویی مونده برام بزن و منم از خدا خواسته شروع کردم. انگار دارم دیوار نقاشی میکنم اینقدر صاف کردم که حیوونی انگار پوستش رفت.خلاصه تو حموم حسابی همو شستیم و تمیز بدون مو اومدیم بیرون. در حال خشک کردن بدنم بودم که دیدم اومد چسبید به منو حوله رو از تنم جدا کرد ، شروع کرد بوسیدن تنم و هی پایین تر میرفت تا رسید به کیرم، اینقدر قشنگ ساک میزد که انگار کیرم تویه استخر عسل بود، نرم ، داغ و لزج . داشتم دیوونه میشدم. بلندش کردم و دو تا تخت رو به هم چسبوندیم و رفتیم روش.یه کون سفید بدون یه دونه مو ، تر و تازه که وقتی روش دست میکشیدم ، دستم سر میخورد . میخواستم دست به کار بشم که دیدم بازم وسایلش کامله، از تویه سامسونتش یه قوطی وازلین و چند تاکاندوم و یه چیزی که شبیه یه انگشت پلاستیکی بود در آورد. گفت با این سوراخش را باز کنم، منم با حوصله تمام اون مثلاً کیر مصنوعی را با وازلین چرب کردم و یواش یواش شروع کردم کردن تو کونش، همش میگفت یواش تا بالاخره تمامش رفت تو و دیدم عضلات کونش شل شده، بهم اشاره کرد که بکون . منم یه کاندوم کشیدم سر کیرم و شروع کردم ولی اینقدر کاندومه نازک بود که تا اومدم فشار بدم پاره شد، بهم گفت: مخصوصاً نازکترینش رو خریدم که قشنگ تمام سلول های همدیگر رو حس کنیم. یک کاندوم دیگه کشیدم ، ولی ایندفه با احتیاط تا پاره نشه و دادم تو وایییییییییییییییییییییییییییییییییی داغ داغ لامصب راست میگفت کاندومه اینقدر نازک بود که اصلاً حسش نمیکردیم. چون کونش آماده شده بود با یه فشار تا ته رفت تو. من شروع کردم به تلمبه زدن و فکر کنم یه بیست دقیقه ای تلمبه زدم و دیدم هیچی نمیگه. دیگه داشتم خسته می شدم و هرچی باهاش حرف میزدم میدیدم هیچی نمی گه منم چند تا تلمبه شدید زدم و ریختم و عین جنازه ولو شدم روش، دیدم برگشت و گفت : همین ، این همه ادعا میکردی همین بود. منم خداییش هیچی نداشتم که بگم گفت : در بیار بی عرضه. منم کیرم و از تو کونش درآوردم ، نشستم پهلوش دیدم تیز برگشت به کیر من که حسابی آویزون شده بود و توی کاندوم و آبی که ازش ریخته بود غرق شده بود، یه نگاه کرد و سریع کاندوم را از سر کیرم کشید بیرون. و بدون مقدمه کیر آویزون من رو با آب اطرافش کرد تو دهنش، حالم داشت بد میشد چون اصلاً انتظارش رو نداشتم. دیگه من خوابیده بودم و به هیچی فکر نمیکردم. اینقدر خورد تا دوباره کیرم راست شد. دیدم داره بدجوری منو نگاه میکنه ، گفتم چیه خسته شدی. گفت پاشو بابا بی عرضه . دیدم دوباره دمر خوابید و گفت بجمب . منو میگین ، کیرم که راست شده بود یه سوراخ تنگ داغ هم که دیده بود ، هیچی نفهمیدم و تا ته کردمش تو داشتم تلمبه میزدم که دیدم بدون اینکه من تلمبه بزنم کیرم داره عقب جلو میشه ، فهمیدم آقا اینقدر حشریه و اینقدر حال کرده که امون نمیده که من تلمبه بزنم و خودش داره عقب جلو میکنه بعد یه بیست دقیقه ای دیدم آروم تر شده و کم کم داره ولو میشه منم که داشتم دیوونه تر میشدم ، سریع یه چند تا تلمبه عمیق زدم که فکر کنم کیرم تا ته رودش رفت و داغ شدم، داغ داغ، داغ تر از اونی که فکرش رو بکنید و افتادم روش. دیدم برگشت و گفت: نه مثل اینکه جنبت بالاست. تا صبح یکه دو دفعه دیگه حال کردیم و صبح هرکدوم رفتیم دنبال کار و زندگیمون. بعد از مدتها یه حال اساسی کرده بودم. امیدوارم همچین اتفاقی واسه شما ها هم پیش بیاد.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174174</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یه فیلم پورن ساده</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 May 2019 06:19:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[استادی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتر]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادن]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برقصیم]]></category>
		<category><![CDATA[بشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[درسخون]]></category>
		<category><![CDATA[درندشت]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دهنشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیمون]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سرگیجه]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[صحبتای]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعیه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخونه]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مدتهاست]]></category>
		<category><![CDATA[مدیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیک]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[مواقعی]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[ندیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشون]]></category>
		<category><![CDATA[هزاران]]></category>
		<category><![CDATA[همیشگی]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشت]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی امیر از اون خفن پولدارا شاه کس بود . یعنی هنوزم هست . از بچگی با دخترا تریپ رفاقت زیادی داشت . کونی تقریبا هر چی دختر با کلاس و خوشگل تو محل بود اون رو می شناخت جنده و امکان نداشت یه دختری اون رو بشناسه و بهش دو سه باری زنگ نزده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی امیر از اون خفن</p>
<h3>پولدارا شاه کس بود . یعنی هنوزم هست . از بچگی با</h3>
<p>دخترا تریپ رفاقت زیادی داشت . کونی تقریبا هر چی دختر با کلاس و خوشگل تو محل بود اون رو می</p>
<h4>شناخت جنده و امکان نداشت یه دختری اون رو بشناسه و</h4>
<p>بهش دو سه باری زنگ نزده پستون باشه . البته هیچ دختری به جز من چرمنگ ! اولین بار تو خیابون</p>
<h5>دیدمش . کوس بعد تو یه پارتی و بعدش تقریبا تو</h5>
<p>هر مهمونی که می رفتم . پسری بود که من خیلی می پسندیدمش . با کلاس ، بر خلاف پسرای دیگه ی سکس داستان محل درسخون و</p>
<h6>خوشتیپ . البته از نظر من . خیلی ایران سکس ها می</h6>
<p>گفتن قیافه اش بی نمکه اما خوب من قیافه اش رو می پسندیدم . ماجرا گذشت تا اینکه یه بار تو یه پارتی بهش گفتم دلم براش تنگ می شه . اونم یه ذره سرخ و سفید شد و همه دخترا از تعجب دهنشون کف کرد. سابقه نداشت اون جلوی دختری خجالت بکشه خصوصا سر این مسائل . اونم زیر لب گفت منم همینطور و بعد رفت سوار ماشینش شد و رفت که رفت . دیگه مدتها ندیدمش . اما همه جا ازش حرف می زدن . منم آهی از ته دل می کشیدم و به مواقعی که با هزاران منت کشی بلندش می کردم با هم برقصیم فک می کردم . دو سال گذشت و من رسیدم به سوم دبیرستان . درست موقع تریپ مثبت گذاشتنام بود . با هر چی پسر بود قطع رابطه کرده بودم و رفته بودم تو لاک خودم . گاهی می رفتم دانشگاه و درس می خوندم و خلاصه شده بودم مریمیه عزیز مامان ! یه دفعه سرم رو عین بچه های خوب انداخته بودم پایین و داشتم می رفتم تو کتابخونه ی دانشگاه که دیدم یه نردبون درازی ایستاد جلوم . وقتی سرم رو بردم بالا دیدم سیناس . لبخند زد و گفت : چطوری مریم ؟ یه ذره شوکه شده بودم . باورم نمی شد خودش باشه اما خودش بود . فقط باز هم قد کشیده بود و صورتش مرونه تر شده بود . خلاصه آقا امير به جای کتابخونه من رو با ماکزیماش برد رستوران جام جم و یه ناهار حسابی بهم داد . کلی با هم گپ زدیم . فهمیدم تو همون دانشگاه درس می خونه و قراره مهندس مکانیک بشه . وقتی داشتیم خداحافظی می کردیم شمارش رو که روی کارت نوشته شده بود بهم داد و بازم سرخ و سفید شد . بعدشم گفت خیلی زود می بینمت . اوایل روم نمی شد بهش زنگ بزنم . از وقتی با شهاب دوست پسر آخریم بهم زده بودم حرف زدن با پسرا یادم رفته بود . بالاخره هم اون تحمل نیوورد و اومد دم مدرسه دنبالم . بعد از اون کم کم عادت کردم که بهش زنگ بزنم . اگر چه بیشتر اوقات سر کار بود و وقت نمی کرد با هام حرف بزنه . سه 4 ماه به این منوال گذشت تا اینکه یه روز با یه مبایل اومد و اونو داد به من . بعدشم گفت از این به بعد منتظر زنگم باش . خلاصه دیدارامون کمتر شد اما در عوض تماسهامون بیشتر . ماه رمضون بود که یه روز باز اومد دم مدرسه دنبالم . خیلی شیک و پیک کرده بود . درست جلوی چش مدیر مدرسه اومد سلام کرد و گلی رو که دستش بود داد بهم . پیش خودم گفتم دیگه حتما اخراجم اما چیزی نشد. امير با مدیرمون آشنا در اومد و من رو هم دختر خاله اش معرفی کرد . گفت بیا با هم بریم کارت دارم . گفتم : آخه مامانم &#8230; گفت : بهش زنگ بزن بگو دیرتر می رسی . نشتس پشت فرمون و یه راست منو برد الهیه . رفتیم جلوی یک مغازه که بیشتر شبیه یه گاو صندوق بزرگ می موند . بعد از گذشت از شونصد تا در بود که فهمیدم اونجا یه طلا فروشیه . بعدا فهمیدم که مال مامان سیناس . با کلی عزت و احترام ما رو نشوندن امير یه ژورنال داد دستم و گفت یکی از اینا رو انتخاب کن . وقتی که بازش کردم دیدم همه اش انگشتره . نمی فهمیدم که منظورش از این کارا چیه . ازش پرسیدم . گفت می خوام برای مامانم بخرم . وقتی نگاهشون می کردم سرم گیچ می رفت . قیمتهای چند هزار دلاری با برلیان های چند قیراتی &#8230; بالاخره یکیشون رو انتخاب کردم و بعدا فهمیدم که امير اون رو برای من سفارش داده بوده . کم کم ماجرای دوستیمون رو به مامان گفتم اما نه مستقیم . مامانم هم چیزی نمی گفت و فقط لبخند می زد . من و امير دیگه خیلی با هم صمیمی شده بودیم طوری که وقتی با هم بودیم و بین دوستان اون مجبورم می کرد انگشتر رو دست چپم بندازم و همه جا هم می گفت که نامزدشم . بالاخره کار از اینم بالاتر گرفت . یه روز دوباره امير اومد دنبالم و منو برد به خونشون که تو خیابون مریم بود . یه خونه ی درندشت وسط یه باغ دردندشت تر . امير تو یه سوییت مستقل از ساختمون اصلی بود که باباش براش ساخته بود . اولش با صحبتای همیشگی شروع شد . بعد امير یه گیلاس مشروب رو گذاشت جلوم و خودشم یکی ورداشت و گفت به سلامتی هم دیگه . من با وجودی که تا حالا مشروب نخورده بودم یه ذره خوردم که دیدم حالم داره بد می شه . بهش گفتم . اونم گفت خیلی ناز نازی هستی . بعد اومد پیشم نشست و دستش رو انداخت دور کمرم . منتظر بودم که باز ازم لب بگیره . عادتش بود که همیشه در این حالت لب بگیره که دیدم گفت می خوام لختت رو ببینم . دو تا شاخ رو سرم سبز شد . از این حرفا تا حالا نزده بود . حرفش رو تکرار کرد و منم باز فقط نگاهش کردم که این دفعه شاکی شد و داد زد . می خوام لختت رو ببینم . تا اون موقع عصبانیتش رو ندیده بودم گریه ام گرفته بود . من حتی جلوی مامانم هم بدون لباس اونم بلوز شلوار نمی رفتم . به هر حال حرفش رو گوش کردم و لباسم رو در اووردم . با قدی در حدود 176 و 55 کیلو وزن حدس بزنید چطور هیکلی می تونستم داشته باشم . امير که حسابی کیفش کوک شده بود ازم لب گرفت . این کارش بهم آرامش داد و برای یه لحظه اشکم رو بند آورد اما بعد کرواتش رو باز کرد و گفت لباسم رو در بیار . منم شروع کردم به باز کردن دکمه هاش . در عین حال گریه می کردم اما اون هیچی نمی گفت . شلوارش رو هم در آورد و من رو خوابوند روی تختش . سوتینم رو باز کرد و شروع کرد به لیسیدن سینه هام . من حال عجیبی داشتم . تا اون موقع نه فیلم سکسی دیده بودم و نه از لب گرفتن جلو تر رفته بودم اما اون تو کارش استاد بود . یه کم که گذشت سرش رو برد روی شرتم و کسم رو بوسید . دیگه واقعا حالم خراب شده بود . یه ذره با کسم از روی شرت ور رفت و بعد اونو در آورد . اول انگشتش رو کرد توم . آروم شروع کرد به گردوندن اون توی کسم . خیلی بهم حال می داد اما سرم داشت گیچ می رفت . چون رشته ام تجربی بود می دونستم که این سرگیجه طبیعیه . کم کم انگشتش رو بیرون آورد . پاهام ر از هم باز نگه می داشت و لیسم می زد . منم در عین اینکه گریه می کردم لذت می بردم . بالاخره اونقدر لیسم زد که حالم خراب شد . شورتش رو در آورد و کیر شق شده اش رو تحویلم داد و گفت بخورش . گفتم چطوری که دیدم تلویزیون رو روشن کرد و زد روی یه فیلم سکسی . . سعی می کردم که درست مثل دختره کیرش رو بخورم اما خوب بلد نبودم . امير فقط گفت اشکالی نداره زود یاد می گیری . دوباره شورع کرد به لیسیدن سینه هام و بوسیدنم . بعد چنند لحظه مکث کرد وو گفت . مریمی اینجوری حال نمی ده می خوام بکنمت . وا ویلا ! همینم مونده بود . حالا بیا و درستش کن . می دونست من بهش نه نمی گم . البته یه صدایی از ته حلقم در اومد و گفت بذار برای بعد اما اون یه اخم کرد و صدا هم خفه شد . یه بالش گذاشت زیر باسنم و یه کرم مالید سر کیرش . بعد هم آروم اون رو گذاشت تو . اولش خیلی آروم می رفت جلو بعد یه فشار داد که تمام بدنم تا مغز سرم سوخت . اما جیکم در نیومد . کیر اون خیلی کلفت بود و کس من تنگ و جفتمون حسابی داشتیم لذت می بردیم . البته من بیشتر می ترسیدم اما چند بار که جلو عقبم کرد حالم بهتر شد و التماس کردم که بیشتر این کار رو بکنه . اونم تند تر این کار رو می کرد تا اینکه یهو همه جای بدنم لرزید و جیغ زدم . اونم کیرش رو کشید بیرون و آبش رو ریخت روی سینه هام . بعدم دوباره چند دیقه ازم لب گرفت . نشست کنارم و با موهام بازی کرد و یه ذره آرومم کرد . با هم دوش گرفتیم . ایستادن برام سخت بود . سرم گیج می رفت . اون بدنم رو شست و بعد رسوندم خونه . به محض رسیدن به خونه رفتم تو اتاقم و یه دل سیر گریه کردم . هیچ کس ازم نپرسید چی شده . الآن از اون ماجرا 3 سال می گذره و من دیگه 20 سالمه . همون سال تابستون با امير نامزد کردم . فک نمی کردم بابام رضایت بده به اون زودی نامزد کنم اما خوب کی بدش میاد دامادش پولدار باشه . هنوزم من و امير نامزدیم . مثلا ! چو مدتهاست که روابطمون بیشتر شبیه زن و شوهرا می مونه . به هر حال ماجرای سکس من برای خودم عحیب بود چون تا اون موقع سکسی نداشته بودم و حتی از شنیدن اسم سکس هم حالم بد می شد . اما الآن تو این 3 ساله واسه خودم استادی شدم !		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173836</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم با پستون های طبیعی حسابی سر کیر سواری میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 02 May 2019 07:43:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدین]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[باسلام]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرید]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونیه]]></category>
		<category><![CDATA[بینهایت]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیشمون]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبتو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جلومون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبرویی]]></category>
		<category><![CDATA[زیادتر]]></category>
		<category><![CDATA[سکسیمون]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاگردش]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[شدیماز]]></category>
		<category><![CDATA[شرایطو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صداشون]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فرودین]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرتای]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستبهش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[مییومد]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[.من رامین هستم ۲۹ وخانومم فیلم سکسی ندا ۲۶. هردومون شاغل هستیم ولی شغلامونو نمیگم.واسه نیمه اول عید ۹۸ هردومون مرخصی داشتیم و تصمیم گرفتیم بریم مسافرت سکسی با کمی تحقیق بهترین گزینه بوشهر بود شاه کس .بوشهرو انتخاب کردیم و دقیق ۱ فرودین عازم بوشهر شدیم.از خانومم بگم که یه خانوم کونی متوسط با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>.من رامین هستم ۲۹ وخانومم فیلم سکسی ندا ۲۶. هردومون شاغل هستیم ولی</h2>
<p>شغلامونو نمیگم.واسه نیمه اول عید ۹۸ هردومون مرخصی داشتیم و تصمیم گرفتیم بریم مسافرت سکسی با کمی تحقیق بهترین گزینه بوشهر</p>
<h3>بود شاه کس .بوشهرو انتخاب کردیم و دقیق ۱ فرودین عازم بوشهر</h3>
<p>شدیم.از خانومم بگم که یه خانوم کونی متوسط با قد۱۶۹ وزن۵۵ تقریبا باری و سینه های کوچیک تقریبا۶۵ که منو آزار</p>
<h4>میداد جنده پوستی سفید گندمی ولی بینهایت حشری به طوری که</h4>
<p>اگه ناخواسته یه حرف سکسی میزدی پستون این داغ میکنه.خودمم که آدم سکسی که حجاب واسم بی معنی هست و کلا</p>
<h5>خانوممو آزاد کوس گذاشتم.سرتون رو درد نیارم رسیدیم بوشهر دنبال اسکان</h5>
<p>میگشتیم که خانومم گفت من چادر و کانکس نمیخوام فقد باید خونه بگیری که راحت باشیم .چندتا شماره زنگ زدیم تا بلاخره سکس داستان یکیش خوب ادرس</p>
<h6>داد رفتیم ببینیم دیدیم یه مرد تقریبا ۴۰ ایران سکس ساله با</h6>
<p>شلوارک وایساده جوری بود که قشنگ بزرگی کیرشو میشد از رو شلوارک دید حتی وقتی که خواب بود.خلاصه رفتیم سلامو علیک که شرایطو گفت و ما قبول کردیم ولی همش نگاهش رو خانومم بود و خانومم واسه تخفیف گرفتن ازش همش دلبری میکرد و اونم حال میکرد و خداییش تخفیف خیلی خوبی هم داد و گفت اگه کاری داشتین با این شماره تماس بگیرید یه شماره ی دیگه غیر از اونی که واسه خونه تو سایت دیوار گذاشته بود. شماره رو داشت میگفت و خانومم داشت میزد تو گوشیش که یهو گفت ای وای تک زدم و دوتاشون خندیدن. آقاهه وقت رفت گفت من یه مغازه حوله فروشی هم دارم اگه چیزی لازم داشتین زنگ بزن ادرس بدم بیاین.خلاصه رفت و ما رفتیم داخل و خانومم تا درو بستیم گفت دیدی بی شرف چه کیری داشت گفتم اره خندید و شلوارمو کشید پایین و شروع کرد با ساک زدن ذهنم رو حرف خانومم بود که انگار حشرمو زیادتر کرد ابمو تو دهنش خالی کردم ناراحت شد که چرا ارضاش نکردم گفتم یکم بخوابیم بعد ترتیبتو میدم گفت باشه خوابیدم وقتی بیدار شدم دیدم خانومم حمام هست رفتم در حمامو زدم و رفتم داخل محکم کردمش جوری که دوبار ارضا شد.خلاصه اومدیم بیرون و خانومم ارایش غلیظی کرد و یا دامن که تا وسط ساق پاش بود پوشید.رفتیم لب ساحل تقریبا نگاهه همه مردا رو رو پایه خانومم حس میکردم رفتیم یه سفره خونه که موسیقی زنده داشت و تقریبا شلوغ بود که شام بخوریم رفتیم رو تخت نشستیم خانومم جوری نشسته بود که تخت روبرویی قشنگ تا رون و زانو خانوممو میدید من اصلا به رو خودم نمیاوردم که یهو دعوا نشه و مسافرتو تو دهنش زهر نکنم.تو همین حالات بودیم که یهو صاحب خونه از جلومون رد شد که یهو ندا صداش زد اومد پیشمون و گفت اااا شما هم اومدین اینجا جایه خوبی هست و از این حرفا یه یهو چشمش افتاد به سفیدی پایه خانومم نتونست خودشو کنترل کنه گفت حالا چون اتفاقی همو دیدیم و مهمان هستید امشب کلا همه چی مهمان من هستید و بدون اینکه نظره منو بپرسه اومد رو تخت ما نشست و دقیق جلو خانومم.منم چیزی نگفتم خلاصه بساط شوخی و خنده بالا رفت و خیلی باهم شوخی میکردند و خانومم چند با به بهانه ی گرمیه هوا دامنشو تکون داد که قشنگ تا شرتش معلوم میشد و قشنگ کیره شق شده ی صاحب خونمونو میشد دید یه یک ساعتی تو سفره خونه بودیم و رفتیم .تو ماشین خانومم همش از مرده تعریف میکرد و معلوم بود خیلی خوشش اومده ازش و سرش تو گوشیش بود و معلوم بود داره به یکی پیام میده گفتم کیه گفت ابجیمه و از این حرفا.گفت ساعت۱۱ هست مغازه ها بازن بریم مرکز خرید گفتم باش رفتیم اونجا داشتیم میگشتیم تو پاساژ که یهو دوباره صاحب خونمونو دیدیم بازم سلام احوال پرسی رفتیم داخل مغازش حوله فروشی بود قیمتارو پرسیدیدم واقعا خیلی ارزون مبگفت خانومم دوتا حوله ست واسه خودمو خودش برداشت ولی تو رنگش شک داشت خلاصه صاحب خونه به شاگردش گفت همرو بهشون بده بعد که انتخاب کردی اونایی رو که نمیخواین واسم بیاربن.خرید کردیم و برگشتیم خونه تو راه خانومم میگفت خیلی زشته اول صبح اون صورتی رو که نمیخوایم برو بهشون بده از پاساژ تا خونه تقریبا یه ربع ساعتی راه بود. صبح ساعت ۹ بود خانومم بیدارم کرد گفت برو حوله رو بهش بده زشته تعجب کردم تازه از حمام اومده بود بیرون گفتم کی رفتی حمام که الان اومدی بیرون گفت بدنم دیشب عرق داشت رفتم یه دوش سبک گرفتم شک کردم بهش .حوله رو برداشتم برم گفت نه یه ۱۰ دقیقه دیگه برو که بیشتر شک کردم‌گفتم این یه چیزیش میشه بهش گفتم خودمم کار دارم یه خرید دارم ممکنه دیر تر بیام اصلا نپرسید چی گفت عالیه اوکی برو .سوار ماشین شدم که برم رفتم تا اخره خیابون ولی همش نگاهم به اینه بود خیابونو رد کردم‌گفتم بزار یه دور بزنم.ماشینو سر خیابون گذاشتم اروم اروم رفتم تو خیابون به جایی رسیدم که خونه از دور معلوم بود یه۵ دقیقه وایسادم گفتم الکی شک کردی خواستم برم که دیدم صاحب خونه اومد در خونمون با یه نفر دیگه بعد سریع رفتن داخل تعجب کردم .دویدم که برم ببینم چرا رفتند که گفتم بیخیال شو ببین چی میشه.رفتم در خونه از زیر در نگاه کردم دیدم هیشکی تو حیاط نیست اروم از دره حیاط پریدم بالا و رفتم تو خونه صداشون از تو اتاق مییومد اروم رفتم تو اشپزخونه یه کارد برداشتم در اتاق باز بود یواشی بدون اینکه کسی منو ببینه رفتم پشت کاناپه از دقیق روبرو تخته تو اتاقه بود نشستم گوشیمو زدم رو ضبط فیلم .خانومم داشت واسه اون پسره ساک میزد و صاحب خونه هم به شکل وحشتناک داشت میکردش .پسره بلند شد رفت زیره خانومم و صاحب خونه هم بالاش زاویه شون قشنگ جوری بود که خانومم سمت من قنبل کرده بود و کیرایی که میرفت تو کس و کونشو میدیدم وضبط میکردم خانومم داشت از لذت داد میزد که یهو یکیش ابش اومد و خانومم میگفت بریز تو کونم داغم کن سریع گوشیو قطع کردم و اروم اروم زدم بیرون.یه حس خیلی بدی داشتم نمیدونستم چیکار کنم یه فکری به ذهنم رسید رفتم حوله هارو دادم برگشتم خونه دیدم خانومم بی حال افتاده رو تخت همه چی هم عادی بود .من همیشه دلم سکس با یه زن تپل و سینه بزرگو میخواست.بهش گفتم ندا واسه من یه زن تپل با سینه بزرگ پیدا کن باهاش سکس کنم گفت خجالت بکش این چه حرفیه که سریع فیلمه رو نشونش دادم راشت سکته میکرد که گفت غلط کردم ببخشید گفتم اشکال نداره از این به بعدواسه من کس تپل جور کن بکنم چاره ای جز قبولی نداشت .بعدش رفتیم دلوار یه با یه زوج رو لنج آشنا شدیم چند بار ضربه دری رفتیم و واقعا یکی از مسافرتای سکسیمون بود.وقتی رسیدیم شهر خودمون گفتیم هر کاری کردیمو هرچی بوده فراموش میکنیم و هراز گاهی مسافرت سکسی هم بریم ممنون		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173616</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شرکت جنده وار</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 May 2019 00:53:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدین]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[باسلام]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرید]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونیه]]></category>
		<category><![CDATA[بینهایت]]></category>
		<category><![CDATA[پیشمون]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبتو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جلومون]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبرویی]]></category>
		<category><![CDATA[زیادتر]]></category>
		<category><![CDATA[سکسیمون]]></category>
		<category><![CDATA[شاگردش]]></category>
		<category><![CDATA[شدخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[شدیماز]]></category>
		<category><![CDATA[شرایطو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صداشون]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فرودین]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرتای]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستبهش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مییومد]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[.من رامین هستم ۲۹ وخانومم فیلم سکسی ندا ۲۶. هردومون شاغل هستیم ولی شغلامونو نمیگم.واسه نیمه اول عید ۹۸ هردومون مرخصی داشتیم و تصمیم گرفتیم بریم مسافرت سکسی با کمی تحقیق بهترین گزینه بوشهر بود شاه کس .بوشهرو انتخاب کردیم و دقیق ۱ فرودین عازم بوشهر شدیم.از خانومم بگم که یه خانوم کونی متوسط با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>.من رامین هستم ۲۹ وخانومم فیلم سکسی ندا ۲۶. هردومون شاغل هستیم ولی</h2>
<p>شغلامونو نمیگم.واسه نیمه اول عید ۹۸ هردومون مرخصی داشتیم و تصمیم گرفتیم بریم مسافرت سکسی با کمی تحقیق بهترین گزینه بوشهر</p>
<h3>بود شاه کس .بوشهرو انتخاب کردیم و دقیق ۱ فرودین عازم بوشهر</h3>
<p>شدیم.از خانومم بگم که یه خانوم کونی متوسط با قد۱۶۹ وزن۵۵ تقریبا باری و سینه های کوچیک تقریبا۶۵ که منو آزار</p>
<h4>میداد جنده پوستی سفید گندمی ولی بینهایت حشری به طوری که</h4>
<p>اگه ناخواسته یه حرف سکسی میزدی پستون این داغ میکنه.خودمم که آدم سکسی که حجاب واسم بی معنی هست و کلا</p>
<h5>خانوممو آزاد کوس گذاشتم.سرتون رو درد نیارم رسیدیم بوشهر دنبال اسکان</h5>
<p>میگشتیم که خانومم گفت من چادر و کانکس نمیخوام فقد باید خونه بگیری که راحت باشیم .چندتا شماره زنگ زدیم تا بلاخره سکس داستان یکیش خوب ادرس</p>
<h6>داد رفتیم ببینیم دیدیم یه مرد تقریبا ۴۰ ایران سکس ساله با</h6>
<p>شلوارک وایساده جوری بود که قشنگ بزرگی کیرشو میشد از رو شلوارک دید حتی وقتی که خواب بود.خلاصه رفتیم سلامو علیک که شرایطو گفت و ما قبول کردیم ولی همش نگاهش رو خانومم بود و خانومم واسه تخفیف گرفتن ازش همش دلبری میکرد و اونم حال میکرد و خداییش تخفیف خیلی خوبی هم داد و گفت اگه کاری داشتین با این شماره تماس بگیرید یه شماره ی دیگه غیر از اونی که واسه خونه تو سایت دیوار گذاشته بود. شماره رو داشت میگفت و خانومم داشت میزد تو گوشیش که یهو گفت ای وای تک زدم و دوتاشون خندیدن. آقاهه وقت رفت گفت من یه مغازه حوله فروشی هم دارم اگه چیزی لازم داشتین زنگ بزن ادرس بدم بیاین.خلاصه رفت و ما رفتیم داخل و خانومم تا درو بستیم گفت دیدی بی شرف چه کیری داشت گفتم اره خندید و شلوارمو کشید پایین و شروع کرد با ساک زدن ذهنم رو حرف خانومم بود که انگار حشرمو زیادتر کرد ابمو تو دهنش خالی کردم ناراحت شد که چرا ارضاش نکردم گفتم یکم بخوابیم بعد ترتیبتو میدم گفت باشه خوابیدم وقتی بیدار شدم دیدم خانومم حمام هست رفتم در حمامو زدم و رفتم داخل محکم کردمش جوری که دوبار ارضا شد.خلاصه اومدیم بیرون و خانومم ارایش غلیظی کرد و یا دامن که تا وسط ساق پاش بود پوشید.رفتیم لب ساحل تقریبا نگاهه همه مردا رو رو پایه خانومم حس میکردم رفتیم یه سفره خونه که موسیقی زنده داشت و تقریبا شلوغ بود که شام بخوریم رفتیم رو تخت نشستیم خانومم جوری نشسته بود که تخت روبرویی قشنگ تا رون و زانو خانوممو میدید من اصلا به رو خودم نمیاوردم که یهو دعوا نشه و مسافرتو تو دهنش زهر نکنم.تو همین حالات بودیم که یهو صاحب خونه از جلومون رد شد که یهو ندا صداش زد اومد پیشمون و گفت اااا شما هم اومدین اینجا جایه خوبی هست و از این حرفا یه یهو چشمش افتاد به سفیدی پایه خانومم نتونست خودشو کنترل کنه گفت حالا چون اتفاقی همو دیدیم و مهمان هستید امشب کلا همه چی مهمان من هستید و بدون اینکه نظره منو بپرسه اومد رو تخت ما نشست و دقیق جلو خانومم.منم چیزی نگفتم خلاصه بساط شوخی و خنده بالا رفت و خیلی باهم شوخی میکردند و خانومم چند با به بهانه ی گرمیه هوا دامنشو تکون داد که قشنگ تا شرتش معلوم میشد و قشنگ کیره شق شده ی صاحب خونمونو میشد دید یه یک ساعتی تو سفره خونه بودیم و رفتیم .تو ماشین خانومم همش از مرده تعریف میکرد و معلوم بود خیلی خوشش اومده ازش و سرش تو گوشیش بود و معلوم بود داره به یکی پیام میده گفتم کیه گفت ابجیمه و از این حرفا.گفت ساعت۱۱ هست مغازه ها بازن بریم مرکز خرید گفتم باش رفتیم اونجا داشتیم میگشتیم تو پاساژ که یهو دوباره صاحب خونمونو دیدیم بازم سلام احوال پرسی رفتیم داخل مغازش حوله فروشی بود قیمتارو پرسیدیدم واقعا خیلی ارزون مبگفت خانومم دوتا حوله ست واسه خودمو خودش برداشت ولی تو رنگش شک داشت خلاصه صاحب خونه به شاگردش گفت همرو بهشون بده بعد که انتخاب کردی اونایی رو که نمیخواین واسم بیاربن.خرید کردیم و برگشتیم خونه تو راه خانومم میگفت خیلی زشته اول صبح اون صورتی رو که نمیخوایم برو بهشون بده از پاساژ تا خونه تقریبا یه ربع ساعتی راه بود. صبح ساعت ۹ بود خانومم بیدارم کرد گفت برو حوله رو بهش بده زشته تعجب کردم تازه از حمام اومده بود بیرون گفتم کی رفتی حمام که الان اومدی بیرون گفت بدنم دیشب عرق داشت رفتم یه دوش سبک گرفتم شک کردم بهش .حوله رو برداشتم برم گفت نه یه ۱۰ دقیقه دیگه برو که بیشتر شک کردم‌گفتم این یه چیزیش میشه بهش گفتم خودمم کار دارم یه خرید دارم ممکنه دیر تر بیام اصلا نپرسید چی گفت عالیه اوکی برو .سوار ماشین شدم که برم رفتم تا اخره خیابون ولی همش نگاهم به اینه بود خیابونو رد کردم‌گفتم بزار یه دور بزنم.ماشینو سر خیابون گذاشتم اروم اروم رفتم تو خیابون به جایی رسیدم که خونه از دور معلوم بود یه۵ دقیقه وایسادم گفتم الکی شک کردی خواستم برم که دیدم صاحب خونه اومد در خونمون با یه نفر دیگه بعد سریع رفتن داخل تعجب کردم .دویدم که برم ببینم چرا رفتند که گفتم بیخیال شو ببین چی میشه.رفتم در خونه از زیر در نگاه کردم دیدم هیشکی تو حیاط نیست اروم از دره حیاط پریدم بالا و رفتم تو خونه صداشون از تو اتاق مییومد اروم رفتم تو اشپزخونه یه کارد برداشتم در اتاق باز بود یواشی بدون اینکه کسی منو ببینه رفتم پشت کاناپه از دقیق روبرو تخته تو اتاقه بود نشستم گوشیمو زدم رو ضبط فیلم .خانومم داشت واسه اون پسره ساک میزد و صاحب خونه هم به شکل وحشتناک داشت میکردش .پسره بلند شد رفت زیره خانومم و صاحب خونه هم بالاش زاویه شون قشنگ جوری بود که خانومم سمت من قنبل کرده بود و کیرایی که میرفت تو کس و کونشو میدیدم وضبط میکردم خانومم داشت از لذت داد میزد که یهو یکیش ابش اومد و خانومم میگفت بریز تو کونم داغم کن سریع گوشیو قطع کردم و اروم اروم زدم بیرون.یه حس خیلی بدی داشتم نمیدونستم چیکار کنم یه فکری به ذهنم رسید رفتم حوله هارو دادم برگشتم خونه دیدم خانومم بی حال افتاده رو تخت همه چی هم عادی بود .من همیشه دلم سکس با یه زن تپل و سینه بزرگو میخواست.بهش گفتم ندا واسه من یه زن تپل با سینه بزرگ پیدا کن باهاش سکس کنم گفت خجالت بکش این چه حرفیه که سریع فیلمه رو نشونش دادم راشت سکته میکرد که گفت غلط کردم ببخشید گفتم اشکال نداره از این به بعدواسه من کس تپل جور کن بکنم چاره ای جز قبولی نداشت .بعدش رفتیم دلوار یه با یه زوج رو لنج آشنا شدیم چند بار ضربه دری رفتیم و واقعا یکی از مسافرتای سکسیمون بود.وقتی رسیدیم شهر خودمون گفتیم هر کاری کردیمو هرچی بوده فراموش میکنیم و هراز گاهی مسافرت سکسی هم بریم ممنون		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1627</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-15 10:19:32 by W3 Total Cache
-->