<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>نکردنی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:31:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>نکردنی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دختر عینکی و بلوند حسابی کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d9%86%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d9%86%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Dec 2019 09:26:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[آقامون]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[ضرباتم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کابینت]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشون]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مجموعه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[مهمانی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتی]]></category>
		<category><![CDATA[میبندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که واقعا فراموش نشدنی بود فیلم سکسی اول خودم رو معرفی میکنم و ایلیا 29 ساله و خانم رویا 25 ساله است.رویا نگو یه تکه گوشت بگو سکسی هرچی بگم کم گفتم از معرفت و شاه کس مهربونی بگو تا هیکل قشنگش سینه های جا افتاده و لب های ناز که فقط کونی دوست داری [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که واقعا فراموش نشدنی بود فیلم سکسی اول خودم رو معرفی میکنم و</h2>
<p>ایلیا 29 ساله و خانم رویا 25 ساله است.رویا نگو یه تکه گوشت بگو سکسی هرچی بگم کم گفتم از معرفت</p>
<h3>و شاه کس مهربونی بگو تا هیکل قشنگش سینه های جا افتاده</h3>
<p>و لب های ناز که فقط کونی دوست داری بهش بچسبی ولش نگونی باسن نگو که روی جنیفرلوپز را از پشت</p>
<h4>بسته جنده شرط میبندم جفتشون کنار هم وایسن بخوان نمره بدن</h4>
<p>شرط میبند رویا نفر اول بشه پستون همین الان که دارم این خاطره رو براتون مینویسم فکرش رو که می کنم</p>
<h5>گیرم گله کوس کرده وای به حال شما که بخواهید از</h5>
<p>نزدیک ببینید گفتون میبره بریم سر اصل مطلب.پنچ شبنه بعدازظهر که از سرکار آمدم خانه مادر و پدرم رفته بودن باغ قرار سکس داستان بود ما هم</p>
<h6>بریم اما یه حسی بهم می گفت ولش ایران سکس کن بخیال</h6>
<p>شو فردا برو باغ وقتی آمدم خانه رویا داشت تلویزیون نگاه می کرد تا منو دید خسته نباشی و احوال پرسی دیدم یک تاب و یه مینی جوب پوشیده بهش گفتم خونه رو خلوت دیدی دوباره به خودت رسیدی جگر گفت اینکار رو کردم تا آقامون میاد از خجالتش دربیام اگه امشب ناز نکونی بهش گفتم کی برای شب جمعه ناز می کنه که من نفر اولش باشم اونم با نازگلی مثل تو بعد رفتم رو کاناپه دارز کشیدم و رویا رفت تو آشپزخانه یه لیوان شربت برام آورد گفت بخور تا از خستگی در بیای بعد کنار من نشست داشت تلویزیون نگاه می کرد بهش گفتم من میرم یه چرت بزنم بعد بلند میشم برم یه دوش بگیرم بریم شام بیرون گفت باشه برو بخواب ساعت هشت بلندت می کنم من رفتم خوابیدم ساعت هشت بود دیدم یکی بالای سرم می گیه گلم نمیخواهی بلند بشی ساعت هشت گفت چرا الان بلند میشم بعد از چند تا غلط تو رختخواب بلند شدم دیگه خواب از سرم پریده شده بود رفتم حمام یه حالی به بدن بدیم خودمو کامل با تیغ صفا داده بودم اون جا رو اینقدر ناز زده بودم که مورچه روش لیزمیخورد بعد که از حمام آمدم بیرون سرمو که داشتم خشک می کردم به رویا گفتم کارتو بکنم بریم شام بیرون رفتم تو اتاق داشتم اونجا رو پودر بچه میزدم که رویا آمد گفت چقدر خشکل کردی امشب فکر کنم یه دل سیری از اذا دربیاریم گفت اگه من ساربونم بلند چه جوری ترتیب تو رو بدم که اینکار ده نفر ترتیبت دادن دوتای یه خندیه ای کردیم بعداز لباس پوشیدن رفتیم بیرون جاتون خالی رفتیم شام پیتزا خوردیم یه دوری تو خیابون زدیم برگشتیم خانه حدودا ساعت 12 بود چند بار مادر زنگ زد گفت نمیاید امشب گفتم نه ما فردا میایم نمیدونم کاری میخواستن اونجا بکنن که چند بار زنگ زد تا آمار ما رو بگیرن که میایم یا نه آخه دوست خانوادگیمان هم با اونا رفته بودن حتماَ اونجا خبری بوده که مامان چند دفعه آمار گرفت که ما میایم یا نه سرتون درد نیارم وقتی که رسیدم خانه من لباسمو درآوردم و یه شرت مایو بلند پوشیدم اونچنان هم بلند نبود و رویا رفت تو اتاق و لباساشو عوض نکنه وقتی که من لباسمو عوض کردم دو تا صندلی بردم پای گاز و زیر کابینت پلاستیک بسات خودم رو درآورد من هر شب جمعه که بخوام نزدیکی کنم چند تا دود شیره میگیرم تا کمره سفت بشه تا آبم دیر بیاد آخه آدم زود آبش بیاد زد حال من اصلا دوست ندارم در حال دود گرفتن بودم که رویا وارد آشپزخانه شد رویا نگو حوری یا فرشته بگو باورتان نمیشه بگم در چند ثانیه گیرم گله کرد باورتان نمیشه یک لباس زیر نازک آبی خوش رنگ با یه آرایش غلیظ که اصلا باورتان نمیشه که رویا بود با یه شورت هم ست لباس که با ناز و عشوه داشت میامد جلو گفت نامرد تنهای گفتم شما مشغول آرایش بودید گفتم مزاحم نشم بعد نشست رو صندلی جلوی من یه لول هم برای اون درست کردم بعد دوتای مشغول دود گرفتن شدیم در حین دود گرفتن یه موقع شیطونی میگردم با نوک سینه های رویا بازی می گردم گفت عجله نکون همش مال خودت یه موقع هم با دستم با کوس بازی می کردم میگفت اینقدر اذیت نکن دهنتو سرویس می کنم بعد که قشنگ که توپ توپ شده بودیم از دم گاز اومدیم کنار رفتم کنار کامپیوتر که ببینم دیشب چقدر دانلود کرده بودم یه چند تای فیلم سوپر گذاشته بود برای دانلود از مجموعه محصولات بازارس یا بنکبراس عجب شرکت های ساخت فیلم های سوپر قشنگی هستند خوراک من دانلود این فیلم هاست بعد از تماشی چند تا صحنه به رویا گفتم امشب میخوام یه حال اساسی بهم بدی گفت ناراحت نباش کاری بسرت میارم که حالشو ببری بعد رفتیم داخل اتاق خواب همین جوری که روی تخت نشسته بود یه آهنگ ناز ملایم هم گذاشته بودم رویا هم مشغول رقصیدن شدن ناکس اصل رقاص بود هر مدلی که میگفتی برات میرقصه خوراکش رقص عربی بعد از اینکه رقصید بهش گفتم رویا دوست دارم مثل اول فیلم سوپرا هست که باخودشون ور میرن یا دارن لباساشون در میارن دوست دارم تو هم اینکار رو بکنی گفت هرچی تو بکی امشب ارباب شما هستید ما رعیت هستیم بعد مشغول بازی با خودش شود بازی نکون حال بگو داشتم از گیر شقی می مردم شهوت زده بود رو هزار بعد یواش یواش نزدیک من شد از نوک انگشت پاهام مشغول خوردن شدن تا رسید به گیرم شرت مایو رو از تنم در آورد و مشغول ساک زدن شد گیر نگو گله کرده بود خراب بعد از چند دقیقه خوردن بهش گفتم بیا روم منم میخوام کستو بخورم بعد آمد روم کس نکن یه تکه گوشت ناز بگو با زبون با چوچولو هاش داشتم بازی میگردم میدم داره به شهوت میرسه هی من بیشتر نوک زبونم تو کسش می گیردم و از اون طرف با انگشتم ور به کونش میرفتم یه تف در کونش انداختم و دستم هی داخل و خارج می کردم بعد که به اوج شهوت رسیده بودم خوابوندمش رو تخت بهش گفت لای پات و باز کن و لنگاتو بده بالا یواش یواش گیرم گذاشتم روی کسش یه کمی روش داشتم بازی می کردم که هی میگفت اذیت نکن مادر قهوه بکن داخل جرم بده دیونم داری میگنی خوب بکن داخل منم که میخواستم با اوج شهوت برسه هی گیرم میمالوندم روی کسش بعد که دیدم خیلی تو حس کردم تو کسش یه جیغ بلندی زد خوب بود پدرم اینا نبودن وگرنه زنگ میزد پایین ببینه چی شده گفت یواش گفت پارم کردی کونده قبلش یه بوقی یه سوتی بزن تندی میکنی تو گفتم اینجوری حالش بیشتر همین جور که داشتم تلمبه میزده رویا زیر کار داشت ناله می کرد من دوتا سینه هاش گرفته بود سفت هی میمالوندم گفت اینقدر این بد مسبه نمال بزرگ میشه زشته نمیشه زیاد لباس پوشید گفتم من تو فکر حالم تو فکر لباس بعد دوباره مشغول تلمبه زدن شدن اما این دفعه سریع تر هی میگفت اگه زود بخوای آبتو بیار<br />
ی دهنتو سرویس میکنم بهش گفتم اگه تو آب من دیدی سلام من رو بهش برسون بد تعداد ضرباتم بیشتر و بیشتر می شد و رویا هم آه و ناله اش بیشتر می شده هی میگفت جون جرم بدم فدات شم قربون گیر به این بزرگیت بشم پارم کن منم بیشتر به اوج میرسیدم بعد از چند دقیقه بهش گفتم قنبل کن میخوام از کون بکنمت گفت درد داره گفت یواش میکنم که دردت نیاد بعد قنبل کرد یه مقدار روغن زیتون اسپانیای ریختم در کونش و روی کونش و مشغول مالوندم شدم همین جوری که داشتم کونش روغن میزدم یه بوس هم ازش می کردم کون نکون یه تکه پنبه با یه ضرب تند تند بالا و پایین میشد همینجوری که با انگشتم با سوراخ کونش داشتم ور میرفت گیرم نزدیک سوراخ کونش کردم گفت آمادهی بکنون توش گفت مال خودت میخواهی جرش بده منم یواش سر کلاهک گیر و گذاشتم دم سوراخ و یواش یواش هول دادم داخل همه نسبتن تمام گیرم رفته بود داخل کونش بهش گفتم من تکون نمیخورم خودت عقب و جلو بکن که دردت نیاد بعد خودش مشغول عقب و جلو شد چه کیفی می داد از اون طرف هم خودش داشت با دستش کوسشو میمالوند واقعا دو تای تو اوج بودیم .این برنامه تا صبح چند دفعه تکرار شد و هر دفعه بیشتر از دیگر حال میکردیم واقعا که چه زنی دارم از اون زن های باحال روزگار که پر جنبه است منم هیچ موقع از این موقعیتی که دارم سو استفاده نمیکنم .دفعه بد داستان رفتن خانه دوستم مهمانی که اون شب هم خیلی خوش گذشت و شب باور نکردنی بود رو براتون تعریف میکنم با اجازه شما.ایلیا و رویا &#8230;&#8230;/</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d9%86%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177695</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی بلوند و خوشگل چه ناز نشسته و با فشار کیر پسرش رو حل میده تو کس خودش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%81/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%81/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Oct 2019 09:02:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنجایی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باجناقم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمائید]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدی]]></category>
		<category><![CDATA[ترمینال]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دعوامون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رویاهام]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرشون]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فراوان]]></category>
		<category><![CDATA[فکرکردم]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[متفاوت]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورت]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[منظوری]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[مواقعی]]></category>
		<category><![CDATA[میافته]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وهمزمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[آنی(خواهر خانمم) هم باهاشونه با فیلم سکسی بچه سختشونه، با تعجب پرسیدم چرابا اتوبوس اومدن پس شاهین (باجناقم )؟ گفت مرخصی نداشته نتونسته بیاد من از رفتار سکسی آنی متنفر بودم چون هم فضول بود شاه کس هم حسود بود هم من نمیتونستم بکنمش این سومی از همه مهمتر بود ولی یه کونی جورایی عاشق [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>آنی(خواهر خانمم) هم باهاشونه با فیلم سکسی بچه سختشونه، با تعجب پرسیدم چرابا</h2>
<p>اتوبوس اومدن پس شاهین (باجناقم )؟ گفت مرخصی نداشته نتونسته بیاد من از رفتار سکسی آنی متنفر بودم چون هم فضول</p>
<h3>بود شاه کس هم حسود بود هم من نمیتونستم بکنمش این سومی</h3>
<p>از همه مهمتر بود ولی یه کونی جورایی عاشق هیکلش بودم قد بلند مانکن پستونهایی روفرم راستش از اومدن آنی خوشحال</p>
<h4>نشدم جنده چون زیادی به زندگی ما حسودی میکنه ولی اجبارن</h4>
<p>اطاعت عمر کردیم آوردیمشون خونه دیدم پستون آنی لباس تنگی پوشید عجیب تو کفش رفتم دکی دوبار هم موقع شیر دادن</p>
<h5>بچه پستوناش کوس رو دید زدم بیشتر تحریک شدم شب تا</h5>
<p>بچه خوابید گفت من یه دوش بگیرم که یهو راست کردم پردیم تو حیاط از هواکش حسابی لخت شدنش رو دید زدم سکس داستان وای که کس</p>
<h6>رویایی من بود ولی با تمام این اوصاف ایران سکس از آنجایی</h6>
<p>که ازش بدم میومد حس میکردم اونم از من زیاد خوشش نیاد پس هیچ وقت تصور کردنش رو نمیتونستم بکنم حتی توی رویاهام هم میخواستم بکنمش یا پا نمی داد یا دعوامون میشد یا به زنم میگفت زندگیم خراب میشد !!! دید زدن تنها کار ممکن بود بعداز سه روز شاهین زنگ زد که عجیب مریض شده مادر زنم اصرار کرد که آنی برگرده چون دکتر و آزمایشگاه رفتن پدر زنم یک هفته دیگه طول میکشید خانمم از من خواهش کرد که با بچه خیلی سختشه اگر ممکنه برسونش منم با اخم و غر فراوان قبول کردم. تا شهرستانشون 4 ساعت راه بود و طبیعاتا نمیشد چهار ساعتشم ساکت بود بالاجبار سر صحبت باز شد ازهر طرف وارد صحبت میشدم به مشکلات زندگی ختم میشد و اصلا پا نمیداد که یهو فکرم کار کرد بحث رو کشیدم به هزینه های زندگی وپولی که همسرم خرج لاغر شدنش میکنه وگفتم خوبه تو چنین خرجی نداری البته خیلی دوست دارم مینو(همسرم) لاغر بشه ، که یهو گفت : مثل من . منم سریعا گفتم: دقیقا یهو تعجب کرد یه لحطه ریدم به خودم از اونجایی که خیلی به زندگی ما حسودی میکرد مطمئن بودم اگه سوتی بدم زندگیم رو از هم میپاشه پس خیلی با احتیاط حرکت میکردم تا شهرشون کلی حرف زدیم ولی نشد که نشد بیخیال شدم وخودم رو لعنت میکردم که چرا قبول کردم، رسیدیم خونشون که طبقه بالای خونه پدر خانمم ایناست تعارف کرد که برم بالا ولی قبول نکردم گفتم میخوام یکی دو ساعت استراحت کنم برگردم همین پایین راحت ترم آنی گفت : پس برای نهار صدات میکنم گفتم : باشهخواستم بخوابم که یهو فکرم رفت به سمت آنی و اینکه الان داره لباس عوض میکنه و لخت شده و &#8230; یهو کیرم راست شد حالا مگه میخوابه لاجرم گفتم یه جق مهمونش کنم بخوابه ما هم بخوابیم وسط رویای کردن آنی بودم که یهو از در وارد شد منم کیر 30 سانتی تو دستم ایندفه واقعا ریدم اونم تا این صحنه رو دید برگشت بیرون مونده بودم چکار کنم با این سوتی بزرگ هرچی فکرکردم دیدم بگا رفتم با خودم گفتم باید یه سوتی ازش بگیرم تا نتونه کاری بکنه کیرم که از ترس خوابیده بود رو تو شرت گذاشتم و بلند شدم رفتم ببینم کجا رفت دیدم از من بیشتر اون ترسیده کفتم آنی چی شده ؟ گفت یه دفعه خیلی ترسیدم گفتم مگه من ترس دارم گفت : نه توی اون وضعیت جا خوردم منم سریعا بحث رو چرخوندم به نفع خودم و گفتم : اولا اشکالی نداره من میبخشمت بی اجازه وارد اتاق شدی ! دوما تو غریبه که نیستی خواهر خانم منی سوما شاهین هم یه چنین چیزی داره و اون یهو گفت : اگه داشت که من تا الان مرده بودم ، رنگم پرید چون اولین باری بود که یه پایی داد سریع گفتم : یعنی مینو الان چند ساله مرده و بلند خندید و گفت : اون عادت کرده خواستم بگم تو هم عادت میکردی اشتباهی گفتم : تو هم عادت میکنی ! یدفعه نگام کرد دیدم این سوتی از جق زدنه بدتر شد با خودم گفتم این زن که من میشناسم اگر بخواد با همین سه کلمه زندگیم رو از هم میپاشه زدم سیم آخر و با خنده گفتم باز سوتی دادم آنی ! میخوای بکشمت بشه سه تا سوتی گفت : دلت میاد خواهر خانمت رو بکشی گفتم : من دلم نمیخواد ولی تو میگی میمیرم! با خنده گفت :پس منظورت اون کشتنه!!! نه من نمیخوام بمیرم . راستش تا حالا اینقدر باهاش حرف نزده بودم با خودم گفتم باید بکنمش اگر چه با زور !!! گفتم آنی منو میبخشی گفت : چی رو ببخشم مال خودته دوست داری هر کاره باهاش بکنی گفتم :من این کارو دوست ندارم ولی مجبور میشم گفت کی مجبورت میکنه گفتم همون که دیدی و ترسیدی گفت منظورت چیه گفتم: راستش رو بخوای اینجوری خرش میکنم ! مثلا این از من چلوگوشت میخواد من بهش نون پنیر میدم گفت: طفلکی چرا ؟ گفتم تو شهر غریب چلو گوشت از کجا بیارم بدم بخوره ؟ نمیدونم به چه منظوری گفت : من که گفتم بیا بالا نهار بخور ! در جوابش گفتم منم که گفتم برای نهار میام ! گفت : پس چرا نون پنیر دادی خورد ؟ داشتم با این جملات دو پهلو حال میکردم ولی باز میترسیدم گفتم : تو که نزاشتی نون پنیرش رو بخوره گفت :عیب نداره نهارم حاضره بریم بالا. همش با خودم میگفتم منظورش چیه ؟ رفتیم بالا گفتم : شاهین کی از اداره میاد ؟ گفت ساعت 2/5 گفتم پس منتظر بشیم اونم بیاد با هم بخوریم آنی گفت : مگه نگفتی گرسنشه با خنده گفتم: یه خورده دیر تر ولی بجاش چلو گوشت میدم بهش! آنی گفت : تو که میگی توشهر غریب از کجا بیارم گفتم : نمیره خواهر خانم گلم گفت : پس روی من حساب باز کردی ؟ برای سومین بار ریدم به خودم با ترس گفتم : خودت گفتی بریم بالا نهار بخوریم گفت : اولا من نهار برای سه نفر درست کردم دوما : خورشت قیمه گذاشتم با عصبانیت گفتم : بابا جون نه من گرسنمه نه این بزار بریم بخوابیم و به سمت در حرکت کردم بدو بدو اومد جلوی در رو گرفت گفت :چرا قهرمیکنی شوخی کردم برای اونم چلو گوشت گذاشتم بیا غذای بچه رو بدم تا قهر نکرده دیگه نمیتونستم طاقت بیارم هشت سال بود منتظر این لحظه بودم پریدم بغلش و وحشیانه فشارش دادم کیرم سریعا راست شد فشارش دادم روی کسش داشت از هوش میرفت یواش یواش آوردمش کنار کاناپه خوابوندمش روی کاناپه مونده بودم چکارش کنم مبخواستم دستم رو ببرم تو شلوارش خودش زود تر کمر بندش روباز کرد و با صدایی سر شار از شهوت گفت زود باش الان از دهن میافته منم بد تر از اون گفتم : صد بارم شده گرمش میکنم بهش میدم با خنده گفت : مثل اینکه قصد تهران رفتن نداری ! منم تیز تر از آنی گفتم تو همین یه ساعت صد دفه گرمش میکنم ! رفتم تو کار لباش خیلی حرفه ای عمل میکردم برام همه چیز تازگی داشت اونم متفاوت بود رفتم سمت پستوناش وهمزمان گفتم : میشه لیمو ترش بریزم رو غذاش ؟ گفت بفرمائید لیمو هاش تو دستام بود گفتم :حیفه از درخت بکنمش همین جا میمکمش صدای نفساش لذتم رو چند برابر میکرد گفت فقط یواش بکن این کس تا حالا اینقدر باز نشده؟ سر کیرم رو گزاشتم روی کس خیسش به حدی خیس بود که به راحتی کیرم رفت تو تا حالا چنین کس تنگی نکرده بوده گفتم شاهین تا حالا ترو نکرده ؟ گفت یک سوم کیر تو هم نمیشه گفتم پس حالشو ببر گفت : دارم میبرم گفتم دوست دارم بشینی روش که مثل فنر پرید رو کیرم نتونستم بهش نگم گفتم : چرا این هشت سال پایه نبودی گفت : همین الان هم که کیر 30 سانتیت تو کسمه باورم نمیشه چطوری منو گائیدی نوش جانت بریز تو کسم آبتو زندگی و منم که انگار منتظر این دستور بودم سهم آب هشت سالشو ریختم تو کسش گفتم دیگه مدیونت نباشم انم اونم گفت : ما اومدیم چلو گوشت بدیم شما به ما هات داگ دادی منم به شوخی گفتم ای بابا آدم برای خوردن که جایی مهمونی نمیره ! هنوزم که هنوزه من و آنی با هم دو پهلو صحبت میکنیم حتی جلوی جمع چون فقط خودمون میفهمیم که چی میگیم .نتیجه گیری داستان :((((((( با دو پهلو صحبت کردن میتوان تمام نکردنی ها را کرد ))))))موضوع این خاطره من معطوف بحث مخ زنی آنی شد در قسمت های بعدی براتون میگم که با چه مهارتی از سکس با خواهر زنم و در چه مواقعی لذت بردم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2411</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی خوشگل و بلند و میلف  و کس دادنش به پسر خوش حالش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%88-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%88-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Oct 2019 07:04:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[داروخونه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانا]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کماکان]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدمش]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمشون]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[وابستگی]]></category>
		<category><![CDATA[وقتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[یکسالی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[50 بار بگذره ؛ خودش فیلم سکسی به شوخی میگه فک نکنم به عموت انقد داده باشم!یادمه از بچگی ازش خوشم میومد. عاشق هیکل درشت و سفیده سکسی مثل برفش بودم. یادم رفت که بگم شاه کس ما توی دو واحد تو یک حیاط زندگی میکردیم. اما الان شهر دیگه کوچ کردیم. کونی آره ؛ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>50 بار بگذره ؛ خودش فیلم سکسی به شوخی میگه فک نکنم به</h2>
<p>عموت انقد داده باشم!یادمه از بچگی ازش خوشم میومد. عاشق هیکل درشت و سفیده سکسی مثل برفش بودم. یادم رفت که</p>
<h3>بگم شاه کس ما توی دو واحد تو یک حیاط زندگی میکردیم.</h3>
<p>اما الان شهر دیگه کوچ کردیم. کونی آره ؛ آرزوم بود زنموم رو دید بزنم از وقتیکه چش و گوشم باز</p>
<h4>شده جنده بود. اختلاف سنیه ما هم نه سال بیشتر نبود.</h4>
<p>از هر فرصتی برای در کنارش پستون بودن استفاده میکردم اما در مخیله ام نمیگنجید که راه به شورتش پیدا کنم</p>
<h5>چه برسه کوس محتویاتش!ماجرا از وقتی جالب شد که عموم برای</h5>
<p>تولد زنموم یک سیمکارت و گوشی خرید. البته یکسالی گذشت تا اس ام اس هایی که میزدم زیاد شد و رنگ و سکس داستان بوی عاشقانه پیدا</p>
<h6>کرد. اینم باید متذکر بشم که خونه ی ایران سکس هم رفت</h6>
<p>و امد زیاد داشتیم. دو سه ماهی بعداز اس ام س های عاشقانه بودکه بهش ابراز علاقه کردم ؛ البته وقتی گفتم دوستت دارم که لحن اس ام س های اونم عوض شده بود و نرم شده بود. یکی دوبار که خونه تنها بودیم و از بعضی رفتارای عموم و بچه ها شاکی بود و گریه میکرد به خودم جرات دادم رفتم جلو و به آغوش کشیدمش. اثر خوبی داشت و بهم عادت کرده بود. منم همینو میخواستم. باعث شد که بیشتر دعوت کنه اوقات تنهایی بیام پیشش. وقت تنهایی هم کم نبود چون بچه ها نصف روز مدرسه بودن و عموم سرکار.بالاخره این ابراز علاقه ها به وابستگی از طرف من و دلبستگیه اون تبدیل شده بود. بازم رودررو روم نمیشد ازش تقاضا کنم اما یه روز به خودم جرات دادم تا اس ام س بزنم و ابراز نیاز داشتنشو بکنم و بگم میخامش؛ وقتی جوابه اکی گرفتم باورم نبود و رو پاهام بند نبودم وقتی گفت با خودت کاندوم بیار نفهمیدم چجوری رفتم داروخونه و به سمت خونه شون راه افتادم.رسیدم بهش بغلش کردم و کشوندمش به سمت دیوار و لب و ازش گرفتم. دست و پام میلرزید از استرس. لبشو میخوردم تا کمی شل شد دستم رفت سمت سینه هاش و از رو پیرنش مالوندمشون. هر دو هاته هات بودیم. بعد دست بردم تو شلوارش و از رو شورت کسش رو مالیدم آه میکشید و منو فشار میداد. یه پتو پهن کردم خوابوندمش و لباساشو از تنش دراوردم. میترسید کسی سربرسه گفت سریع انجامش بده منم افتادم روش . کیرمو کردم تو کسش و حالا نکن کی بکن. سرخ شده بود. گفت کاندوم بذار؛ یکیشو در آوردم و کشیدم رو کیرمو دوباره تلمبه زدم. در ضمنش نوک سینه هاشم میمکیدم. وقتی تند میزدم و میخوردمش جیغش بود که در میومد. بعده چن دقیقه آبم اومد. کنارش خوابیدم و وقتی دوباره راست کردم اینبار برش گردوندم و یه بار دیگه از کس گاییدمش. از کون هنوز نذاشته بکنمش. و اینبار آبمو ریختم رو کونش. خیلی حال داد و باور نکردنی بود. ضعف کرده بودم ؛ برام میوه و غذا آورد خوردم و رفتم. اما این رابطه کماکان ادامه داره. سری های بعد کیرمم برام خورد و گاهی که به پریودش نزدیک بود گذاشت آبمو توی کسش بریزم که واقعا لذت سکس صدبرابر میشه. زنموم محشره واقعا . پایان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%88-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176750</post-id>	</item>
		<item>
		<title>به  نا مادریش خوب دقت میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d9%82%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d9%82%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Sep 2019 06:10:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اعتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[انسانی‌]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتامو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنشون]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بسیاری]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بکنیمش]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[‫پاهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرتقالی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[تایلند]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تفکرات]]></category>
		<category><![CDATA[تناسلی]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندن]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خاردار]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنیه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشفرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[دیواره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیباترین]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کارایی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[کدوممون]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[کیراشون]]></category>
		<category><![CDATA[کیرشون]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[معنایی]]></category>
		<category><![CDATA[مقایسه]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاره]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمایان]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[یادآوری]]></category>
		<category><![CDATA[یادگار]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[عزیز می تونن از همه فیلم سکسی قشری باشن، می خوام اول از همه مهم ترین اعتقاد خودم که زندگیم رو روش پایه ریزی کردم به همه سکسی بگم، به نظر من همه ما انسان شاه کس ها اومده ایم که از بودن خودمون، در کنار هم بودن و خلق موقعیت های کونی تازه از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>عزیز می تونن از همه فیلم سکسی قشری باشن، می خوام اول از</h2>
<p>همه مهم ترین اعتقاد خودم که زندگیم رو روش پایه ریزی کردم به همه سکسی بگم، به نظر من همه ما</p>
<h3>انسان شاه کس ها اومده ایم که از بودن خودمون، در کنار</h3>
<p>هم بودن و خلق موقعیت های کونی تازه از زندگی و بودن و شدن خودمون لذت ببریم. خوب شاید یک از</p>
<h4>مهم جنده ترین راه های لذت بخشی و لذت بردن از</h4>
<p>زندگی و بدن خودمون و دیگران پستون سکس هست. سکس مثل یه راز سر به مهر در طول تاریخ هست، خیلی</p>
<h5>در مورد کوس حرف زده شده، تئوری هایی داده شده ولی</h5>
<p>هم چنان زیباترین تعامل بشری و جسم های انسان ها هم چنان سکس هست، شاید شما هم شنیدید که مهم ترین عضو سکس داستان جنسی انسان مغزش</p>
<h6>هست، بله! این نقش رو آلت تناسلی شما ایران سکس به عهده</h6>
<p>نداره، این مغز هست که می تونه کیفیت و کمیت ارگاسم شما رو به دست بگیره، متاسفانه در طول تاریخ ما ایرانیان ( البته در بیشتر دنیا هم ) به سکس به عنوان یه ابزار شیطانی و طعمه شیطان برای انسان نگاه کردیم، حتی این عمل رو زشت و تنها فایده اش رو تولید مثل می دونستند، انسان های اون دوره و زمونه به علت این که مغزشون این مهم ترین عضو جنسیشون ناراحت و ناخشنود بود از این عمل، لذتی هم که موقع ارگاسم ( البته ارگاسم بیشتر برای مردان اتفاق می افتاد تا زنان! ) براشون لذت باید و شاید رو نداشت، متاسفانه بر اثر قانون پارادایم این افکار همین طور به ما هم رسیده، بسیاری از مردم در دنیا همچنان مانند پدربزرگانشون فکر و عمل می کنند، در ایران مردانی که آنال سکس رو امتحان می کنند و ازش لذت می برند رو &#8221; کونی &#8221; خطاب می کنند، این لفظ که از گذشته ها نه چندان زیبا به یادگار مونده ناشی از پارادایم ذهن هاست، گذشتگان ما فکر می کنند که سکس فقط برای تولید مثل هست، حالا که آنال سکس مردان تولید مثلی رو موجب نمیشه، پس زشت و غلط و بد هست. اما من فکر می کنم ما انسان ها لایق افکار زیبا تر و بهتر و انسانی تر از این گونه تفکرات قدیمی هستیم، افکار قدیمی برای گذشتگان و مردگان و خاک گور هست، در دنیای نو ما باید خودمون بر اثر معیار تازمون اعمال رو بسنجیم، یکی از علت های نوشتن این متن این بود که می خواستم با یادآوری اون خاطره و به کار انداختن مغزم، عضو جنسیم، لذت اون لحظات رو زنده کنم و دوباره ازشون لذت ببرم، در ضمن با خوندن متن خودم صحنه ها دوباره برام زنده بشه. غده پروستات که در ورودی آنال مرد ها وجود داره یکی از مراکز مهم برای لذت بردن هست، من هم چند بار خودم مالش این غده رو امتحان کرده بودم و متوجه کیفیت انزال در مقایسه با حالت بدون مالش پروستات شده بودم تصمیم گرفتم تنهایی برای یک هفته برم تایلند، مرکز سکس! نمی خواستم مثل مردگان تو قبر من هم فکر و عمل کنم، با معیار های خودم می خواستم پنجره ای جدید از لذت رو به زندگیم باز کنم. پس کارای مربوطه رو انجام دادم و بلیط و پول و همه چیز رو ردیف کردم پاشدم رفتم، وقتی رسیدم اونجا، یه راست رفتم هتل، دخترای تایلندی زیاد خوشگل نبودن ولی ملس و بامزه بودن و مهم ترین چیز همون بین پاهاشون بود، منظور کسشون نیست، کیرشونه! دخترای ترنی ( دو جنسه ) اولین هدفم برای اومدن به اینجا بود، بالاخره دو تا دختر ترنی توپ پیدا کردم، مهم ترین چیز سایز کیرشون بود، از کیرشون عکس داشتن! بهم نشون دادن و خوشم اومد، یکیشون که اسمش امی بود سایز کیرش ( که بعدا ازش پرسیدم ) 22 سانتی متر بود، امی یه فول اسلیپ سیاه رنگ تنش بود و پنتی هوز فیشنت سیاه پوشیده بود که حسابی سکسیش کرده بود، لباش رو هم صورتی ملایم کرده بود که می خواستم تو خیابون بگیرم لباشو بخورم، و اون یکی هم که اسمش لین بود که اون یه فول اسلیپ آبی تیره تنش بود و پنتی هوز ساده توری سفید پاش بود که با کفشای پاشنه بلندش حسابی سکسی نشونش میداد، ولی مهم تر از همه کیر 17 سانتی متریش بود! باور نکردنی بود، یه دختر دو جنسه کیر به این بزرگی داشته باشه، سینه هاشون هم خوب بود، زیاد بزرگ نبودن ولی خوب بود، ، لین خوشگلتر از از امی بود، پول و کارایی که می خواستم رو باهاشون طی کردم و رفتیم هتل، از ایران کلی کاندوم با خودم آروده بودم، از ایدز و اینا می ترسیدم، از پله های هتل رفتیم بالا و رسیدیم اتاق من، تخت دو نفره داشتم سه تایی رفتیم تو تخت، من به پشت روی تخت دراز کشیدم، اول امی شروع کرد باهام لب گرفتم، خیلی جانانه این کار رو می کرد، زبونش رو هل می داد تو دهنم و زبونش رو تیر می کرد و دور زبونم می چرخوندش، من هم سعی می کردم کارایی که اون می کنه رو انجام بدم، لین هم داشت بدنم رو می مالید و با دستش منو لمس می کرد، لبای امی خیلی خوشمزه بود وقتی زبونمو می کشیدم رو لبش یه چیز خوشمزه رو حس می کردم رو لبش، لین هم داشت هم چنان من رو لمس می کرد و یواش یواش دکمه های پیرهنم رو باز می کرد، خواستم طعم لبای لین رو هم بچشم، برای همین جای امی و لین رو عوض کردم، لین لباشو آورد و گذاشت روی لبم و شروع کردیم به لب گرفتم، امی هم حین لب گیری ما، پیرهنم رو کامل دراورد شروع کرد به لیسیدن و مکیدن سر سینه هام و چنگ انداختن بهشون، لین لبام رو می لیسید و من داشتم حسابی حال می کردم و چشامو بسته بودم که احساس کردم که لین داره گردنمو می لیسه، اوی! هیچ وقت فکر نمی کردم اونجام هم حساس باشه، لین داشت گردنمو می لیسید و امی هم سینه هامو، پلکام از شدت حشر داشتن می لرزیدن، امی رفت پایین تر و بالاخره زیپ شلوارمو باز کرد و من با چشمای باز بهش نگاه می کردم، شلوارمو راهت از پام درآورد و بعد از روی شرتم سر کیرم رو می لیسید، لین باز اومده بود بالاتر و داشت ازم لب می گرفت، امی بالاخره رضایت داد و رفت سراغ کیرم یه کاندوم خاردار بهش دادم و کشیدم رو سر کیرم، لین بهم گفت پاهاتو بده بالا تا منم کونت رو بلیسم، امی رو حالت 69 رفت رو کیرم و لین هم رفت سراغ سوراخ کونم، امی اول با لباش تمام کیرم رو بوسای کوچولو زد و بعد سرش رو فرو کرد تو دهنش و با دست دیگش می خواست برام به صورت جلقی دستش رو بالا و پایین کنه ولی من بهش گفتم که فقط با دهنت این کار رو بکن، لین هم فقط داشت سوراخ بی مو کونم رو می لیسید، وای داشتم می مردم، کیرم رو امی خیلی شدید می مکید، باور نمی کردم بتونه این همه محکم بمکه، کیر امی از زیر دامن کوتاهش که حالا مانع دیدن شرتش نمی شد کیرش رو نمایان کرده بود، کیرش از شرت زنونه کوچیکش زده بود بیرون، وای خیلی بزرگ بود، حشری شده بودم و شرتش رو کمی کشیدم پایین و پوست کیرش رو کمی هل دادم عقب و یه بوس از سر کیرش برداشتم و بعد یه کاندوم خاردار هم سر کیر اون کشیدم، امی کیرم رو از دهنش در آورد و بهم گفت: کیر دوست داری؟ منم گفت آره. و بعد گفت پس بار بخورش، بعد شروع کرد به ساک زدن، لین بد جور داشت سوراخم رو می لیسید و حشریم می کرد تا باعث بشه کیر خوش فرم امی رو براش ساک بزنم، سر کیر امی آنچنان بزرگ و خوشگل و خوشفرم بود که فقط می خواستم اون قسمت مک بزنم، کم کم داشتم بر اثر ساک زدنای امی نزدیک می شدم که گویا امی متوجه شد و از روی کیرم بلند شد، منم بلند شدم و امی رو انداختم رو تخت و اول یه لب کوچولو ازش گرفتم بعد لباسش رو در آوردم، بعد لباس لین رو دراوردم، حالا هر کدومشون یه شرت داشتن که کیرشون از شرتشون زده بود بیرون، سینه های لین خیلی خیلی خوشگل بودن، پرتقالی، سف و سر بالا با نوک قهوه ای روشن، افتادم روی لین با آرامش شروع کردم به لیسیدن سینه هاش، امی هم رفت از پشت سر سوراخ کونم و انگشتش رو گذاشت رو کونم و فرستادش تو، خیلی خیلی تنگ بودم، با اینکه چند بار با هویج و خیار کونمو گاییده بودم ولی وقتی انگشت امی رفت تو کونم احساس درد کردم، امی بعد شروع کرد به عقب و جلو کردن و چرخوندن انگشتش توی کونم، من هم چون حشری شد بودم بیشتر سینه های لین رو می مکیدم، امی می خواست انگشت دومش رو هم وارد سوراخم بکنه که من بهش گفتم که نمیشه و درد دارم، اونم رفت سراغ کیفش و یه چیزی آورد و زد به کونم و با یه انگشت با اون کونم رو ماساژ داد، بعد با دو انگشت امتحان کرد و رفت تو سوراخ کونم، ناخن های دراز امی کمی اذیتم می کرد ولی بالاخره سوراخم جا باز کرد و امی دو انگشتی توش رو می چرخوند، دیگه دست از سر سینه های لین برداشتم و بهش گفتم رو تخت خودش رو کمی بکشه بالاتر چون می خوام کیرش رو ساک بزنم، این مدلی که کسی به پشت دراز بکشه و من براش ساک بزنم رو خیلی دوست دارم چون اختیار اینکه چقدر کیر بره تو حلقم رو خودم مشخص می کنم، اول کیر لین رو بو کردم، کیرش یه بوی خوبی میداد، بعد خایه هاشو لیسیدم، عاشق بوی خایه هاش شده بودم، سریع یه کاندوم کشیدم رو سر کیرش، بعد خایه هاشو تو دستام گرفتم و لیسیدمشون، امی همچنان داشت کونم رو حال می داد، رفتم سراغ کیر لین، زبونم رو آوردم بودم بیرون تا کیرش رو تا ته حلقم بفرستم تو، وای فقط یه کوچولو از کیرش بیرون می موند و بقیه اش رو می کردم تو دهنم ( یه کیر 17 سانتی رو ) تو این حین که کیرش رو هی در می اوردم و هی می کردم تو دهنم بودم که امی انگشت سوم رو هم کرد تو کونم، کیر لین رو در آوردم و یه آه بلندی کشیدم و سرم رو گذاشتم رو پاهای لین و فقط آه می کشیدم، بالاخره تونستم خودم رو جمع کنم و از لین عاجزانه و با حشر زیاد خواهش کردم کیرش رو بکنه تو کونم، امی انگشتاش رو از توی کونم در آورد و لین اومد دم کونم، من هم خودم رو تا حالت سگی گذاشتم، بعد از چند ثانیه که فکر کنم داشت کیرش رو آماده می کرد کیرش رو گذاشت دم کونم، سر کیرش رو کرد تو کونم و نگهش داشت، سوراخم کمی خودش رو جمع کرد، امی اومده بود جلو صورتم و انگشتاش که تو کونم بود رو گذاشت تو دهنم و گفت نترس ماده که به کونت زدم خوردنیه، من هم انگشتاش رو لیسیدم و خوردمشون،لین داشت پشتم اروم آروم کیرش رو می کرد تو کونم، به جایی رسید که لین وایساد و من خایه هاشو احساس کردم که خورد به کونم، امی هم جلوم نشسته بود تا من بتونم براش ساک بزنم، لین شروع کرد به کردن کونم، وای وقتی کیرش رو می کشید بیرون و هلش میداد یه احساس خیلی خوبی بهم دست می داد، حشری شده بودم و کیر امی رو با عجله و نا هماهنگ می خوردم، لین با ریتم و خیلی قشنگ منو می کرد، تنها چیزی که می تونستم بگم آه ه ه ه ه ه هام بود و خواهشام برای ادامه کارش، چند دقیقه بعد دیگه حشرم زده بودم بالا و کیر امی رو از دهنم درآوردم و سرم رو گذاشتم رو تخت و فقط آه و ناله می کردم و از لین خواهش می کردم که کونم رو محکم بگاد، چند دقیقه بعد امی و لین با هم حرفی به زبون خودشون زدن و امی رفت پشت من و لین کیرش رو از کونم در آورد،امی من رو پشت و رو کرد و من به پشت دراز کشیدم رو تخت، بعد جفت پاهام رو انداخت رو دوشش و به سوراخ کونم که از بین پاهام افتاده بود بیرون کمی از اون مایع زد و سر کیرش رو کرد تو کونم ( پوزیتیش ساید دیش ) بعد آروم آروم کیرش رو هل داد تو تا اینکه کمی از کیرش رو بیرون مونده بود رو نتونست بفرسته تو و بعد شروع کرده به گاییدن کونم، وای کونم خیلی خیلی باز شده بود و داشت توسط یه ترنی خوشگل و کیر کلفت گاییده می شد، لین هم اومد روم دراز کشید و کیرش رو به زور چپوند تو حلقم، اول خوشم نیومد بعد عاشق این حرکت شدم، وای چقدر خوب بود، با کیرش تو دهنم تلمبه می زد و من حال می کردم، وقتی کیر امی میرفت تو کونم احساس می کردم رد کیرش تو کونم می مونه و نقشی تو کونم میزاره، وای کیرش خیلی بزرگ و کلفت و خوشفرم بود، هم تو کونم و هم تو دهنم داشتن تلمبه می زدن، لین البته برای نفس کشیدنم گاهی کیرش رو درمی آورد و بعد شروع می کرد به گاییدن دهنم، امی خیلی سریع تر با فرضی کیرش رو می فرستاد تو و میاوورد بیرون، تو این حالت دادن بودم که متوجه شدم امی انگشتای پام رو کرده تو دهنش و برام می لیسیه، آ ه ه ه ه ه ه ه، خیلی آرزو داشتم که بتونم پاهای یه دختر رو بلیسم و عاشق فوت فیتیش بودم، ولی حالا یه دختر ترنی داشت برام این کار رو می کرد، ولی من نبودم که پاهاشو می لیسیدم، اون داشت پاهای منو می لیسید، چه حس خوبی داشت، لین حالا داشت گاهی اوقات سوراخ کونش رو هم که اونقدر ها تنگ نبود رو هم گاهی که کیرش رو که در می اورد می داد بلیسم، امی دونه دونه انگشتای پای چپم رو می کرد تو دهنش و می خوردشون و به شکل کیر ساکشون می زد، من هم حشری شده بود، چون کاری که امی داشت با پاهام انجام میداد و کیر دوست داشتنی و گندش هم که تو کونم عقب و جلو می شد داشت بهم خیلی حال می داد، به همین خاطر کیر و کون لین رو حسابی زبون می زدم و می لیسیدم، موقع لیسیدن کون لین دو &#8211; سه تا از انگشتامو کردم توش، دیدم راحت میره تو، بالاخره با کمی تلاش پنج تا انگشتمو هم کردم تو کنم، به امی گفتم که بیا با هم کون لین رو بکنیم، من به پشت دراز کشیدم و لین در حالی که روش به من بود اومد روم، امی هم کاندوم جدیدی رو کیرش سوار کرد و از پشت لین کیرشو با من کرد تو کونش، ای وای خیلی قشنگ رفت کونش، بدون مشکل! کیرم وقتی داشت به سر کیر امی تو کون لین می خورد یه جوری میشدم، لین هم آخ و اوخش حسابی رفته بود بالا، سر لین رو آوردم پایین تر تا هم خودم راحت تر تلمبه بزنم و هم بتونم ازش لب بگیرم چون لباش خیلی خوش مزه اس، لین داشت ازمون خواهش می کرد که بکنیمش و ما ادامه می دادیم، صدا ها و خواهش های لین حشریم کرد و منم دلم خواست تا کون بدم، از امی خواسم که پاهامو باز کنه و کیرش رو بفرسته تو کونم، کونم دوباره جمع شده بود و کیر امی هر چه قدر هم لیزش کرد نفرت تو که نفرت! لین رو از کیرم جدا کردم، خودم دمر شدم لبه تخت و به لین گفتم کونمو بلیسه، بعد به امی گفت که به پشت دراز بکشه و پاهاشو از هم باز کنه چون می خوام خایه ها و سوراخ کونشو بلیسم، اول کاندوم رو عوض کردم، حالا لین زبونش رو می کشید رو سوراخ کونم و زبونش رو تیر می کرد و فرو می کرد تو کنم، منم حشری شده بودم و خایه ها امی رو محکم می مکیدم، لین اونقدر به لیسیدن کونم ادامه داد که ازش خواستم که کیرشو بفرسته تو کونم، وای وقتی کیرش رفت تو کونم انگاری اولین کیری بود که رفت توم، یه حس درد خفیفی داشتم ولی با چند تا عقب و جلو کردن عادی شد و لذت بردن شروع شد، به خاطر حشری شدن افتاده بودم به جون خایه های امی وبا انگشت سوراخ کونشو مالش می دادم، لین حرکاتش تند شده بود و حسابی منو می گایید، من نمی خواستم به این زودی آب هیچ کدوممون بیاد، برای همین از امی خواستم که پاشه، خودم رو تخت به پشت دراز کشیدم و پاهام رو کمی باز کردم تا امی تونست کیرش رو بفرسته تو کونم، بعد کمی تلمبه زد تا روون شد، بعد از لین خواستم بیاد رو کیرم بشینه، حالا هم داشتم کون میدادم و هم کون می کردم، خوبیش این بود که من بی حرکت بودم و فقط لذت می بردم، آ ه ه ه ه ه ه ه ه ه، وقتی کیر امی به پروستاتم می خورد دیوونه می شدم، کیرش مثل سنگ سفت و محکم بود، از یه طرف کون لین که چندان هم تنگ نبود رو می کردم، حشرم به قدر زده بود بالا که دو تا انگشتامو کردم تو دهنم و به حالت ساک زدن انگشتام رو می خوردم، حرکات منظم امی و ضربه خوردنای پروستاتم بهم خیلی حال می داد، از یه طرف کیرم هم یه جای خوب بود، دیوونه شده بودم و حال خودم رو از دست داده بودم، فقط نفس نفس می زدم، لین فکر کنم خسته شد و از روی کیرم پاشد، کمی نفس نفس زدنام رو کنترل کردم، کیر لین رو گرفتم و کشیدمش سمت خودم و کیرش رو ولع تمام کردم تو دهنم، وای چه حالی بود، کیر خوشگل امی داشت کونمو می گایید، از طرف دیگه لین داشت تو دهنم تلمبه می زد، پروستاتم به نهایت تحریک رسیده بود و فوق العاده حشری شده بودم، امی بعد از چندین دقیقه کونمو گاییدن صورتش پر عرق شده بود، کیرش رو از تو کونم کشید بیرون و به پشت دراز کشید و گفت اگه کیر می خوای بیا بشین روش، منم کیر لین رو از دهنم درآوردم و بعد به کیر امی حمله کردم و یه ساک خیلی خوب به کیرش زدم بعد، تا جایی که میشد کیرش رو می کردم تو دهنم، زبونم رو درآورده بودم تا کیر خوشگل و خوشمزش به ته حلقم بخوره، کمی که آتیشم خوابید نشستم رو کیرش ( پوزیشن باترفلای ) و تا ته رفت تو کونم، یه لحظه احساس کردم کیرش زیر شکممه، کیرش خیلی خیلی بزرگ بود، آروم آروم شروع کردم به بالا و پایین شدن رو کیرش، لین هم سرمو گرفته بود و دهنمو با کیر می گایید، البته تو این حالت دیگه نمی زاشتم زیاد کیرش بره تو، تا جایی که می تونستم دهنمو سفت می کردم و کیرش رو محکم می مکیدم ، امی تو بالا و پایین شدنام بهم کمک می کرد، باز تحریک پروستاتم باعث شد حشرم بزنه بالا، از تغییر رنگ امی و لین میشد فهمید وقتی اومدنشون نزدیکه، طبق قرارمون بعد از چند دقیقه که من قرمز شدنشون رو دیدم هر دو کیرشون رو دراوردن، و من جلوشون زانو زدم، کاندوم هارو کشیدن پایین و بعد جلوم شروع کردن به جلق زدن، بعد از چند دقیقه اول آب امی با فشار ریخت رو صورت و گردنم، آبش گرم بود، البته حجم آبش زیاد نبود، بعد لین هم بیشتر از کنار صورتم پاشوند رو زمین و کمیش ریخت رو صورتم، صورتم از آبشون داغ شده بود و آب رو صورت جاری بود، خواستم که کیراشون رو ساک بزنم که دیدم هر دو کیرا خوابن، بعد بهشون گفتم حالا منو ارضا کنید، رفتم رو تخت، امی دو انگشتش رو کرد تو کونم، خیلی حرفه ای بود، دقیقا می دونست که پروستاتم کجاست، دست گذاشته بود اونجا و پروستاتم رو می مالوند، لین هم کیرم رو با یه روال آروم برام می مالوند، چشمام رو بسته بودم و گذر ثانیه ها برام معنایی نداشت، تک تک سلول هام احساس رضایت می کردن، یه حس رضایت پر از شادی، یه حس وصف نشدنی، گویا انگار رو زمین نیستم، بالاخره احساس کردم لحظه ای که هیچ وقت تو عمرم تجربه نکرده بودم فرا رسید، از سرم تا نوک انگشتام احساس کردم رعشه ای به بدنم افتاد، گویا تک تک سلول هام همون لحظه مردن و زنده شدن، احساس می کردم کیرم یه لحظه توی آب جوش قرار گرفت، بعد یه مایع گرم از دیواره درون کیرم بالا رفت، هیچ چیزی رو به مدت نامعلومی احساس نمی کردم، اون لحظه نمی دونم چند ثانیه یا حتی چند دقیقه گذشت ولی من فقط احساس رضایت فوق العاده زیادی رو تجربه کردم، ارگاسمی که به همه ی ارگاسم های قبلیم فرق داشت، از شدت لذت مثل یه شلاق بدنم رو پیچ و تاب میدادم و رعشه ای عظیم به بدنم افتاده بود، نمی دونم چند ثانیه داشتم خودم رو به بالا و پایین پرتاب می کردم ولی می دونم که داشتم لذت بی نهایتی رو تجربه می کردم، گذر زمان برام معنایی نداشت و من از لذت زیادی که به سمتم اومده بود بهره می بردم، بعد از مدت نامشخصی که رعشه زدنم تموم شد بدنم از شدت ارگاسم مثل بید می لرزید و بهم می گفت که من دوباره به زمین اومده ام، من از کاری که کرده بودم خوشحال بودم، چشام رو باز کردم و لین و امی رو دیدم، یادم اومدم که من کجام و چه کاری کرده ام، دوباره احساس رضایت وجودمو پر کرد، لین و امی لباس پوشیده بودن، پولاشون رو همون اول داده بودم، ازشون خواستم ملافه روم بکشن چون می خوام بخوابم، اونا اتاق من رو ترک کردن وقتی سرم رو از سمت در برگردوندم و ساعت رو دیوار رو دیدم باورم نمیشد، سه ساعت گذشته! یعنی 180 دقیقه لذت، 10800 ثانیه حس رضایت و خرسندی، لبخندی زدم و سرم رو از رو دیوار روبرو برگردوندم و به بالا نگاه کردم، انگار چیزی به سقف چسبیده، یعنی از سقف آب می چکه، نه اون آب من بود، یعنی اونقدر به فشار اومده بیرون که رفته اون بالا، لبخندی به لبام اومد، چشام رو آروم بستم و به خواب عمیق و پر از لذت دمادم فرو رفتم.وقتی بیدار شدم فهمیدم 10 ساعتی هست خوابید، وقتی دیدم که نای بلند شدن ندارم خاطرات دیروز دوباره به یادم اومد، لبخندی زدم و زیر دوش آب گرم غبار خاطرات خوش رو شستم. پ ن : برای کسایی که جالب بود که بدونن که مدت ارگاسمم چند ثانیه طول کشیده باید بگم که یک بار دیگه به امی زنگ زدم تا مثلا برای یه بار دیگه ازش وقت بگیرم و مدت ارگاسمم رو ازش پرسیدم، اون هم گفت مدت رعشه هام و بالا و پایین شدنام و ارگاسم بیشتر از 1 دقیقه طول کشیده!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d9%82%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2603</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان پولدار و کیر خور</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jun 2019 10:27:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقاتی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[استقبالم]]></category>
		<category><![CDATA[اشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمو]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خطرناک]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیالمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمه]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[سالهای]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناسنامه]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزمو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کیرتون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرسنگی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مردونگی]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولش]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواییم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگذروندم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مینشست]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همشهری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بهم فحش نداد . گرچه فیلم سکسی میدونم کاربرای این سایت کاملا خودشون به راست بودن یا دروغ بودن داستانها واقف هستن و میدونن به چه کسی سکسی فحش بدن یا چه کسی رو تمجید شاه کس کنم&#8230; این جریان رو که میخوام بگم مربوط میشه به سالهای84-85&#8212;مدتی بود که میرفتم سایت کونی اویزون رو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بهم فحش نداد . گرچه فیلم سکسی میدونم کاربرای این سایت کاملا خودشون</h2>
<p>به راست بودن یا دروغ بودن داستانها واقف هستن و میدونن به چه کسی سکسی فحش بدن یا چه کسی رو</p>
<h3>تمجید شاه کس کنم&#8230; این جریان رو که میخوام بگم مربوط میشه</h3>
<p>به سالهای84-85&#8212;مدتی بود که میرفتم سایت کونی اویزون رو دید میزدم و یجورایی خوشم اومده بود ازش. بیشتر وقتمم تو قسمت</p>
<h4>دوستیابیش جنده میگذروندم و هر روز تاپیکهایی که دخترا میزدن رو</h4>
<p>چک میکردم تا شاید یه همشهری پستون پیدا کنم . هرچی میگشتم کمتر کسی رو پیدا میکردم که به موقعیت مکانی</p>
<h5>من بخوره&#8230; کوس یه روز طبق معمول داشتم تو سایت چرخ</h5>
<p>میزدم که دیدم یه دختر به اسم مونا ازگرگان یه تاپیک زده که دنبال دوس پسر میگردم میخوام با کسی دوس باشم سکس داستان که از همه</p>
<h6>نظر ساپورتم کنه و از این کسشعرا&#8230; بعدشم ایران سکس ایمیلشو گذاشته</h6>
<p>بود نوشته بود یه عکس از خودتونو کیرتون بفرستید.. منم که از بس گشته بودم یه همشهری پیدا نکرده بودم با خودم گفتم حالا بذار واسه این یه میل بفرستیم ببینیم چی میشه.. یه عکس از خودمو یه عکسم از کیرم به ایمیلش فرستادم و یه نامه احساسی هم نوشتم که اره من فقط واسه سکس نمیخوامت و&#8230;. خداییش هم هرچی براش نوشتم واقعی نوشتم چون شدیدا دنبال یه دوس دختر میگشتم که از همه لحاظ باهم باشیم نه فقط سکس. خلاصه گذشت و بعد از 4-5 روز دیدم برام جواب نامه امو داده و کاملا معلوم میشد این یه جوابی بود که بصورت روتین برای همه کسانی که بهش ایمیل میدادن میفرستاد تو ایمیلش چند تا سوال خصوصی تر نوشته بود(بحساب خودش کسانی که به ایمیلش نامه میدادن رو گزینش میکرد و از جواب هرکسی که بیشتر خوشش میومد میذاشتش تو مرحله بعدی) منم به سوالاش پاسخ دادمو دوباره براش فرستادم..خلاصه سوال جوابامون تا جایی رسید که قرار شد تلفنی حرف بزنیم.من تو همون نامه اول که بهش داده بودم شمارمم گذاشتم اما اون تا وقتی که مطمئن نشد تماس نگرفت. بالاخره بعد از چند مدت که نامه نگاری کردم باهاش زنگ زد.صدای خیلی جذابی داشت و واقعا ادم رو دیوونه صداش میکرد.چند وقت باهم تلفنی حرف زدیم و جوری که هر دو تقریبا به هم وابسته شده بودیم.روزی که عکسشو برام میفرستاد رو یادم نمیره چقدر هیجان داشتم. خیلی لحظه قشنگی بود. چندتا عکس برام فرستاد چقدر زیبا بود واقعا زیبا بود. بهم قول داد دیگه سایت اویزون نره حتی پاسورد ایمیلی که تو سایت گذاشته بود رو هم بهم داد. وقتی بازش کردم بیشتر از 200 تا نامه درخواست دوستی داشت..خیلی بهم وابسته شده بودیم. تنها مشکلی که بینمون بود مسافتی که بینمون بود که خیلی اذیتم میکرد.گرگان کجا و شهر ما کجا &#8230;. کارمون این شده بود اون پشت وبکم برام لخت میشد و من جلوش جلق میزدم. یه مدت همینجوری گذشت و تا اینکه دیدم اینجوری نمیشه باید یه فکری کنیم. قرار شد من برم گرگان پیشش. مشکل این بود که اونجا هم جا نداشتیم.نه دوستی نه اشنایی. خونه خودشونم که نمیشد بریم. مونده بودم چکار کنم. به خودم لعنت میفرستادم چرا عاشق کسی که ازم دوره شدم.. دل بود دیگه چکارش میشد کرد. خلاصه بلیط گرفتمو رفتم گرگان. باورتون نمیشه وقتی اومد استقبالم باورم نمیشد که از نزدیک دارم عزیزمو میبینم. هر دومون در حسرت سکس داشتیم میسوختیم. با ماشین اومده بود دنبالم حدود ظهر بود که رسیدم گرگان سوار ماشینش شدمو رفتیم یکی از رستورانهای اونجا و ناهار زدیم. بعد از رفع گرسنگی و خستگی شروع کردیم به فکر کردن و بحث کردن که حالا کجا بریم که بتونیم حداقل یه لبی ازهم بگیریم.که یهو مونا فکری به ذهنش رسید گفت بریم کافی نت &#8230;. که تو خیابون&#8230;. هست. چندبار رفتم اونجا خیلی خلوته میشه اونجا کنار هم بشینیم.. من که نمیشناختم جایی رو موافقت کردم باهم رفتیم کافی نت. حدود ساعت 3ظهر بود یه دختر خوشکل هم مسئولش بود که پشت سیستم نشسته بود. رفتیم ردیف اخر یه میز تحریر بزرگ گذاشته بودن که دوتا سیستم همراه با کیس هاشون روی میز گذاشته بودن. طوری که وقتی کسی مینشست پشت این میز تقریبا میشه گفت اون کسی که جلو نشسته نمیتونه ببینه &#8230; مونا نشست کنار دیوار منم کنار اون که میشه سر میز. چون ردیف اخر هم بودیم خیالمون راحت بود که کسی از پشت نمیتونه ببینه مارو. تنها نگرانیمون یه پسره دو ردیف جلوتر بود با همون دختره که ردیف اول پای سیستم نشسته بود هر از گاهی از جاش پا میشد&#8230; دیگه طاقت نیاوردیم مونا به عنوان اینکه میخواد چیزی رو از زمین برداره دو زانو نشست رو زمین منم زیپ شلوارمو کشیدم پایین و کیرمو که مثل تیراهن شده بود اوردم بیرون دادم دستش&#8230; وای چه لحظه ای شده بود. چه صحنه ای بود. وقتی کیرمو کرد تو دهنش انگار دنیا رو بهم داده بودن. جوری ساک میزد برام که تصورشو نمیتونستم بکنم&#8230; اینقدر حشری شده بودم که در عرض 3-4 دقیقه ابم با قدرت زیاد اومد و تا تهش رو ریختم تو دهن مونا اونم بدون اینکه کم بیاره کاملا قورتش داد. نمیدونین چقدر لذت بردیم .یه بوی اب منی ته کافی نت رو گرفته بود که هرکسی اضافه میشد به اون قسمت میفهمید خبریه.. سریع خودمونو جمع و جور کردیم از کافی نت زدیم بیرون. مونا گفت بیا بریم جنگل نمیدونم اسمش چی بود توسکان بود توستسکان بود دقیق یادم نمیاد اسمش چی بود سوار ماشین شدیم و رفتیم همون جنگل. یخورده اونجا قدم زدیم پشت چندتا درخت هم یخورده لب گرفتیمو سینه خوردم ولی میترسیدیم سکس کنیم نمیشد.. تا اینکه مونا گفت بیا بریم مسافرخونه ای پیدا کنیم شاید قبول کنه پول بهش بدیم بیخیال بشه و شناسنامه نخواد ازمون.. رفتیم پایین شهر یه میدون بود که داخل یکی از کوچه های مشرف به میدون یه مهمان پذیر بود داخلش شدیم یه پیرمرد باحال بود (اگه زنده هست خدا حفظش کنه) بهش گفتم حاجی من از &#8230; اومدم این خانم هم دوس دخترمه. نه میخواییم ادم بکشیم نه دزدی کنیم نه کار دیگه ای فقط میخواییم این دوروزی که اومدم شهرتون با ایشون باشم/ اگه حرفامو باور میکنی مردونگی کن و بذار ما باهم باشیم. پولشم هرچقدر میشه میدم. واقعا خدا حفظش کنه پیرمرده قبول کرد اجاره رو دوبل بگیره بذاره تا شب مونا پیشم باشه .وقتی رفتیم تو اتاق اول باهم پریدیم تو حموم وای چه لذتی داشت.بدن همو لیف میزدیم. لب میگرفتیم&#8230; باور نکردنی بود.از حموم که اومدیم بیرون پریدیم رو تخت . حالت 69 شدیمو میخوردیم مال همو. مونا اوپن نبود نمیتونستم از جلو بکنمش. بهم گفت از پشت بکن. دوسه بار از پشت کیرمو کردم تو کونش ولی راستش با ساک زدن بیشتر حال میردم&#8230;خلاصه دو روزی که گرگان بودم همش پیش هم بودیمو همدیگرو ارضا میکردیم&#8230; چندبارم رفتیم ناهارخوران قلیون کشیدیمو غذا خوردیم.. دوستان باور کنین سکسی که همراه عشق باشه بزرگترین لذتیه که برای یه پسر و دختر فکر میکنم میتونه باشه.امیدوارم همتون این نوع سکس رو همیشه تجربه کنین/ سالهای ساله که ازجریان منو مونا میگذره و متاسفانه اتفاقاتی پیش اومد که اگه دوس داشتین براتون تعریف میکنم که چی شد ما بهم نرسیدیم دیگه///		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174898</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مهمونی به کس دادن تموم شد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%87%d9%85%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%85%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%87%d9%85%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%85%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Jun 2019 14:17:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[استیلی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگشون]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جاشونو]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشون]]></category>
		<category><![CDATA[خانومای]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونه]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درخشید]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صداهای]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کمربند]]></category>
		<category><![CDATA[کیرشونو]]></category>
		<category><![CDATA[لذت‏بخش]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماشالا]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[متناسب]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخکوب]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدن]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نسبتا‬]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشون]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[واااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که یک صحنه ی شگفت فیلم سکسی انگیز کاملا نظرم رو عوض کرد و من عاشق خانومای سن بالا و چاق شدم. 5 سال پیش وقتی سکسی از مدرسه زود برگشتم وارد خونه شدم شاه کس و طرف اتاق خودم رفتم که چیزی نظرم رو جلب کرد. در اتاق مامانم نیمه کونی باز بود و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>که یک صحنه ی شگفت فیلم سکسی انگیز کاملا نظرم رو عوض کرد</h2>
<p>و من عاشق خانومای سن بالا و چاق شدم. 5 سال پیش وقتی سکسی از مدرسه زود برگشتم وارد خونه</p>
<h3>شدم شاه کس و طرف اتاق خودم رفتم که چیزی نظرم رو</h3>
<p>جلب کرد. در اتاق مامانم نیمه کونی باز بود و یک چیز سفید می درخشید! یک کره ی سفید و بسیار</p>
<h4>بزرگ. جنده جلوتر رفتم و با دقت نگاه کردم. واااای! مامان،</h4>
<p>پشت به من روی یک چهار پستون پایه لخت لخت، نشسته بود و من دو، سه متری با اون فاصله داشتم.</p>
<h5>باسن بزرگ کوس و سفیدش رو که دیدم میخکوب شدم. کیرم</h5>
<p>یهو زد بالا. گوشت باسنش از دو طرف چهارپایه زده بود بیرون. چون پشتش به من بود و فکر می کرد کسی سکس داستان خونه نیست من</p>
<h6>راحت می تونستم دید بزنم. باورم نمی شد ایران سکس که یک</h6>
<p>کون می تونه اینقدر بزرگ و زیبا باشه. من قبلا از روی لباس متوجه بزرگی اون شده بودم ولی فکر نمی کردم این قدر زیبا باشه. وقتی بلند شد دو شقه ی کونش شروع به لرزیدن کرد.تا چند لحظه بعد هم تکون می خورد. حالت جالبی داشت. مامان اون موقع 37 ساله بود. پوست بدنش حتی یک چروک یا مو نداشت. سفید، صاف و گوشتی. با اینکه باسن بزرگی داشت خیلی چاق نبود. بدن خوش استیلی داشت. رونای تپلش به باسنش متصل بودن.وقتی راه می رفت، یک طرف باسنش بالا می رفت و طرف دیگه ول می شد و تکون تکون می خورد. مثل سینی بزرگ ژله! کمرش هم نسبتاً باریک بود. فقط شکمش کمی برجسته بود. دو تیکه دنبه دو طرف ناف با دو تا خط کمونی از هم جدا می شد. حتی شکمش هم زیبا بود. سینه های سفید و برجسته و متناسب داشت. نوکش کلفت بود و به رنگ قهوه ای تیره. خلاصه اون روز حسابی حال کردم. همون وقت نتونستم جق بزنم چون ممکن بود ببینه ولی بعدها به یادش خیلی جق زدم. از اون روز با دقت بیشتری راه رفتن مامانمو نگاه می کردم. با هر قدم باسنش می لرزید و اون کون قلمبه و پهن زیر دامنش تکون تکون می خورد. همیشه تصور می کردم اگه مامان یه کمربند دستگاه لاغری که ویبره داره رو دور کمرش ببنده و دستگاه رو روشن کنه چه صحنه ی فوق العاده ای به وجود میاد. از اون روز به بعد یک چیز دیگه هم متوجه شدم. وقتی مامان بیرون از خونه می رفت نگاه هر مردی که از نزدیک اون رد می شد متوجه پشتش بود. مخصوصا مردای با تجربه وقتی باسن بزرگش رو میدیدن آب از لب و لوچشون راه می افتاد، چشماشون گرد می شد و معلوم به نفس نفس می افتادن. بعضی ها هم پشت سر ما راه می افتادن و از پشت سر راه رفتن مامان رو نگاه می کردن. من هم به روی خودم نمی آوردم جون برام لذتبخش بود که مردای دیگه هم از دیدن باسن مامان حتی از زیر لباس هم لذت ببرن. یه روز هم یه مرد حدود 50 ساله پشت سر ما راه افتاد و دستش تو جیب شلوارش بود و معلوم بود داره کیرشو می ماله. من که زیر چشمی نگاش می کردم خودمم حشری شدم و دستمو از تو جیب شلوار به کیرم رسوندم و جق زدم. مامانم حواسش به مغازه ها بود . مرده درست پشت مامان به فاصله چند سانتی راه می رفت و چشم به باسنش دوخته بود. از خود بی خود شده بود و برای کون مامان که زیر چادر تکون می خورد و با هر قدم چادر رو به این طرف و اون طرف می کشید لب می انداخت. کم کم صدای نفسای مرده بلند شد و یک داد یواش زد، هن و هن کرد و وایساد. معلوم بود که آبش اومده. به همین شکل مامان وقتی به مغازه بابا می رفت که تو یکی از خیابونای مرکز شهر بود همه ی دوستان و همسایه ها مامان رو می دیدن و اون اندام قلمبش توجه همه رو جلب می کرد. من این رو از نگاهشون می فهمیدم که یواشکی به پشت مامان خیره می شدن و زیر لب چیزی می گفتن. احتمالا می گفتن: جوووووون به این کون&#8230; چی می کنه این حسین آقا&#8230; رو مرده بزاری زنده میشه&#8230; ماشالا&#8230; خلاصه گذشت و من هم رفتم دانشگاه تو یه شهرستان دیگه و یه خونه اجاره کردم و بیشتر سال رو همون جا بودم. یه بار آخرین امتحان ترم بهمن رو که دادیم من به یه بلیت اتوبوس گرفتم و بی خبر به سمت شهر خودمون راه افتادم. حدود ساعت 5 عصر بود که به در خونه رسیدم. ماشین پژوی یکی از همکارای بابام رو در خونه دیدم. من ماشینو کامل می شناختم. تعجب کردم اون موقع روز بابا چرا دوستاشو که باید در مغازه باشن رو دعوت کرده خونه. اما چون خسته بودم تصمیم گرفتم یواش برم تو اتاقم. آروم در رو باز کردم دیدم چند جفت کفش مردونه دم دره. یواش رفتم تو دیدم تو مهمون خونه کسی نیست و از داخل اتاق خواب صداهای عجیبی می اومد. فکر کردم بابام با دوستاش دارن فیلم سوپر می بینن. ولی بابام اهل این کارا نبود. لای در باز بود. آروم نگاه کردم. یک صحنه ی باور نکردنی! خشکم زد. خودمو یه کم جا به جا کردم که بهتر ببینم. دیدم علی آقا و آقا مرتضی دو تا از همکارای بابام و اون یکی آقا مهدی کفاشی کنار مغازه لخت رو تخت نشستن و دستشون به کیرای شق شدشون بود که داشت پوست خودشو پاره می کرد و می زد بیرون. نفس نفس می زدن و می گفتن: جووووون، یه کم راه برو مهری خانوم تا بلرزه. جوووون، وااااای، چی درست کرده این حسین آقا. لامصب کار دسته. و دستشو زد روی چیزی که شالاپ صدا کرد. اون طرفو نمی دیدم که یه مرتبه دیدم مامان لخت مادر زاد در حالی که دو نفر جلوش زانو زده بودن و باسن و شکمشو تو بغل گرفته بودنو دائم می بوسیدنش و با دست می زدن روش، به طرف تخت اومد و گفت: واسه شما درست کرده، مال خودتونه، هر کار دوست دارین باهاش بکنین. و دستشو به طرف کیر علی آقا و آقا مرتضی برد و گفت: وای، چه بزرگه! و دولا شد و شروع هر دوتا کیر رو با ولع خوردن. مرد ها هم دائما حرفای سکسی می زدن که مامان و خودشونو بیشتر تحریک کنن و روی بدنش دست می کشیدن. دونفر مه یکیشون یه همسایه دیگه مغازه بود و اون یکی رو من نمی شناختم از پشت باسن مامانو تو بغل گرفته بودن و می زدن روش تا بلرزه و از پشت سوراخ کس و کونشو لیس می زدن. چشمای مامان سرخ شده بود و نفس نفساش به ناله های لذت تبدیل می شد و می گفت: جوووون، وااااای، کیر، کیر، جووون، چه گندس. دو برابر کیر شوهرمه. واااااای&#8230; پشت در از دیدن اون صحنه ها خشکم زده بود. باورم نمی شد مامانم این کارو بکنه. آخه اون مومن بود و چادر هم سر می کرد ولی حالا لخت لخت با 5 تا مرد شهوتی داخل اتاق در حال سکس بود. اون موقع مامان حدودا 41 سال داشت و نسبت به 4 سال قبل چاق تر شده بود. مردها طوری مبهوت اندام و باسن سفید مامان شده بودن که با این که قبلش حسابی تریاک کشیده بودن آبشون می ریخت رو کونش. یه نفر از<br />
عقب یکی از جلو و بقیه هم گاهی کیرشونو تو دهنش می داشتن گاهی هم یه پشتش می رفتن و جاشونو با کسی که از پشت می کرد عوض می کردن. وقتی یه نفر کیرشو از تو سوراخ کونش درمی آورد سوراخ همین طور باز می موند طوری که یه سکه ده تومنی از توش بدون اصطکاک رد می شد. صداها کم کم به ناله تبدیل می شد و انقدر آب روی باسن و سینه هاش ریخته بودن که ازش چکه می کرد می ریخت رو زمین. موکت کف اتاق هم خیس شده بود. اون روز من پشت در چند بار جق زدم. چشمای گرسنه ی مردا و کیرهای بزرگشون که مثل تنه ی درخت راست شده بود و با حرص به بدن مامانم نگاه می کردن و روش دست می کشیدن، منو بیشتر حشری می کرد. مامان تا شب فقط کس و کون می داد و کیر و آب می خورد و چند بار هم ارضا شد. به مردها می گفت که مدت ها بود ارضا نشده بود چون بابا زود آبش می اومده و می خوابیده. بعد از انجام کار من تو اتاق قایم شدم و تازه اونا مامانمو بغل کردن و با هم به حموم رفتن. از نوک تیره ی سینش منی می چکید و از فرط لذت چشماشو بسته بود و می خندید. بعد از اون روز مامانو با چند نفر دیگه دیدم که بعدا براتون تعریف می کنم. سکسی باشید.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%87%d9%85%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%85%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174544</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کسم میخاره عزیزم میشه با کیررت بکنی توش</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 May 2019 04:44:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ببینین]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطره]]></category>
		<category><![CDATA[بخواید]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودمتو]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تقصیری]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داستانه]]></category>
		<category><![CDATA[درمیون]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوطرفه]]></category>
		<category><![CDATA[سوپر مدل]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فابریک]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوهنوردی]]></category>
		<category><![CDATA[کیرکلفت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مراقبت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردین]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اصلا کونی هارو درک نمیکردم.من فیلم سکسی تا سن ۱۵ سالگی اصلا چیزی تو کونم نرفته بود و پلمپ بود سوراخه کونم ولی خیلی سخت بود پلمپ سکسی نگه داشتن این کون و مراقبت ازش.من شاه کس الان ۲۵ سالمه و کونم به شکل باور نکردنی فابریک سفید و تمیز و نرم کونی و پوستش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>اصلا کونی هارو درک نمیکردم.من فیلم سکسی تا سن ۱۵ سالگی اصلا چیزی</h2>
<p>تو کونم نرفته بود و پلمپ بود سوراخه کونم ولی خیلی سخت بود پلمپ سکسی نگه داشتن این کون و مراقبت</p>
<h3>ازش.من شاه کس الان ۲۵ سالمه و کونم به شکل باور نکردنی</h3>
<p>فابریک سفید و تمیز و نرم کونی و پوستش لطیف و بدنه لکه. و اگه عکسشو بخواید ببینین همین الان پی</p>
<h4>بدین جنده به ایدیم تا واستون بگیرم تاریخه۹۸/۱/۳۰ و الان ۷ماهه</h4>
<p>که اصلا تمیزش نکردم و فابریکشو پستون میبینین که چقد تمیزه و تو سن ۱۵ سالگی تازه کونم هم سفید تر</p>
<h5>و سفت کوس تر و ژله تر از الان بود. اصلا</h5>
<p>جرئت نداشتم جاهای عمومی مثل استخر و باشگاه و &#8230; برم چون همه ناخودآگاه خیره میشدن به کونم و تقصیری نداشتن و سکس داستان میترسیدم یوقت کنترلشونو</p>
<h6>از دست بدن و جرم بدن. ولی زنگه ایران سکس ورزشه مدرسه</h6>
<p>رو مجبور بودم لباس عوض کنم و از نگاهه بقیه از خجالت آب میشدم.۵نفر از سن بالاترای مدرسه یروز به بهانه ی کوهنوردی میان دنبالم و میریم کوه و اونجا بود که ۵نفرشون زوری لختم میکنن و رو شکم میخوابوننم و سوراخه پلمپ و تنگمو فقط یه تف کوچولو انداختن و اولی کیرشو هول داد تا دسته تو سوراخم. ( اونایی که تاحالا کون دادن میفهمن اولین بار کون دادن چقد سخته چون سوراخ تنگ و سالمه) منه بیچاره اولین بارم ۵نفر کردنم اونم زوری و اونم نفری ۲دست و ۲نفرشون بدجور کیرکلفت بودن.اونروز یه فیلمه کوتاه ازم گرفتن و بخاطره همون فیلم از اون روز تا ۲ساله بعدی که تو اون مدرسه بودم هرروز یا ۱روز درمیون ۵نفرشون یجایی جمع میشون و واسه حق سکوت میکردنم گاهی وقتا مهمانم میاوردن واسه کونم و منم از کونی شدنه خودم از خودم متنفر شده بودم.تو این ۲سالی که اونا منو میکردن ثابت سوراخم گشاد مثله یه حفره بود طوری بود که بعد از یمدت دیگه هرروزی که میکردنم از روزای قبل گشاد بودم و از استارت محکم هول میدادن تو کونم و دسشویی رفتنم دیگه زور نمیخواست.بطور اتفاقی ۱بار منو تو ۳.۴ روز نکردن و بعد ازون که خواستن بکنن خواستن مثل همیشه تا خوابیدم هول بدن کیرو تا ته تو کونم ولی من ۳ .۴ روز نداده بودم و سوراخم یکم جمع شده بود و با فشاره اولی سوراخم پاره شد و اشکم درومد و ولی ولم نکردن و باز ۳نفره بعدی هم کردنم و بعد رفتم خونه.این ۲سال که گذشت و ازون مدرسه که خوزستات بود رفتم و دیگه ندادم تا ۱ساله بعدش که یهو دیدم هوسه کیر میکنم و دوس دارم عکسای کیرمو مجازی بزارم و کون بدم و ساک بزنم و کونی شدم الان که ساکن اصفهانم تو این چند سال ۳بار دوطرفه سکس کردم سوراخی و ساک . ۱بارم به دونفر تو ماشین تو جاده دادم و ۱بارم به یه کیرکلفت به تنهایی کون دادم و ۲بارم فقط ساک زدم و الانم ۱ساله که کون ندادم و دوطرفه حضوری از اصفهان پایم.اون ۵نفر درسته کارشون نامردی بود ولی بهشون حق میدم چوناگه خودمم کونی مثل کونه خودمو لخت جلوم ببینم نمیتونم ازش بگذزم و نکنمشفقط دوس دارم شما بکنا و کونیا هم قضاوت کنین بهم بگین اونا حق داشتن که کردنم و شماهم بودین میکردین یا کونم اونقدرا حشری کننده نیست و اونا حق نداشتن؟ عکسه دیگه ی کونمو به آیدیم پی بدین تا واستون عکسشو بزارم تا سن ۱۵سالگی به سختی از کونم مراقبت کردم چون خیلی چشم دنبالش بود ولی از اون سن به بعد دیگه نتونستم. پارش کردن واسم واقعا سخته مراقبت از چنین کونی .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173756</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.014 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-02 15:23:22 by W3 Total Cache
-->