<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>نگفتمنم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%86%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d9%86%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:06:11 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>نگفتمنم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کیرش رو خوب به مادر و دختر فرو میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Oct 2019 06:01:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامون]]></category>
		<category><![CDATA[پایانی]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[چسپیده]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقاً]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شناسنامه]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فوتسال]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامون‬]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نارنجی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نگفتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[چند تا از این ادم فیلم سکسی باشن داخلش دنیا رو خراب می کنند .داستان مال سال 1389 ماه اسفند هستش . بنده که من باشم علاقه سکسی زیادی به ورزش فوتسال دارم یه دوستی شاه کس دارم به نام فرهاد که داستان قبلی رو با اون نوشتم که خیلی جالبه و کونی توصیه هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>چند تا از این ادم فیلم سکسی باشن داخلش دنیا رو خراب می</h2>
<p>کنند .داستان مال سال 1389 ماه اسفند هستش . بنده که من باشم علاقه سکسی زیادی به ورزش فوتسال دارم یه</p>
<h3>دوستی شاه کس دارم به نام فرهاد که داستان قبلی رو با</h3>
<p>اون نوشتم که خیلی جالبه و کونی توصیه هم میکنم که حتما اونو بخونید.بنده که من باشم مسئول سالن شهرمون هستم</p>
<h4>که جنده بچه ها واسه گرفتن وقت سالن پیش من میان</h4>
<p>. این وسط دخترا هم هم پستون سالن واسه بازی کردن می گیرن . خوب حالا برگردیم به داستان : فرهاد</p>
<h5>تو یه کوس کافی نت کار میکنه ، یه روز یه</h5>
<p>دختره اومده بود واسه ثبت نام دانشکاه که حدوداً 23 سال داشت ولی خیلی خوش تیپ و خوش اندام ، ادامه داستان سکس داستان فرهاد : اون</p>
<h6>روز تو کافی نت کسی نبود و بنده ایران سکس که فرهاد</h6>
<p>باشم و دختره که اسمش (یاسمن خانم ) هستش اومه بود واسه ثبت نام . منم از خدا خواسته گفتم بیا پیشم بشین و بهم بگو تا فرم ها رو پر کنیم اونم یه صندلی اورد و گذاشت دقیقاً کنار پاهام که وقتی می نشست پاهامون به هم چسپیده بود من که دیگه یخ کردم قلبم تند تند می زد گفتم دلم رو خدا کنه کسی نیاد یه چند ساعتی حال کنیم . یاسمن جون خودشو هی می کشید به من منم کم کم دستمو به یه بهونه ای می کشیدم به روناش که مثلا اتفاقی بود .چند ساعتی که گذشت و ثبت نام که کردم شماره اونو از دو موقعی که داشتیم ثبت نام می کردیم برداشتم . یاسمن که رفت خونه دیدم یه شناسنامه جا مونده دیدم ماله سعید هستش منم که شماره اونو داشتم بهش زنگ زدم و بهش گفتم که پیش منه و قرار بود که 1 ساعت دیگه واسش ببرم . وقتی بردم در خونشون هچکس خونشون نبود فقط یاسمن تنها بود . بهم گفت بیا داخل با اسرار زیاد رفتم داخل اونم فقط تو حیاط که گفت دستت درد نکنه و این حرفا . بهم گفت که چند سالمه و کجا درس کی خونم و . .. .. این کسو شعرا که می خواست باهام دوست بشه . بلاخره با یاسمن دوست شدم یاسمن هم بهم گفت که فوتسال بازی میکنه و عاشق فوتساله .یه روز یاسمن زنگ زد و گفت امروز ساعت 2 بازی داریم منم زنگ زدم به دوستم که آقای (من ) هستش و ازش خواهش کردم که امروز من در سالن رو باز کنم که بلاخره قبول کرد و کلید رو به من داد ساعت 2 رفتم در سالن رو باز کردم همه اومدن و بازی کردن 1.30 دقیقه شد که بازی کردن بعد بازی همه رفتن و خوش شانسی من این بود که بعد از خانم ها کسی سالن نگرفته بود و کسی بازی نمی کرد . دفتر مدیریت رو باز کردم دیدم یاسمن نرفته بهش اشاره دادم بیاد داخل اومد داخل و خودشو دراز کرد رو مبل و نشت گفت : خسته شدم ، بهش گفتم می خوای خسته گیتو بر طرف کنم ؟ چیزی نگفتمنم بلند شدم و رفتم پشت سرش از پشت دوش هاشو گرفتم و ماساژش دادم که خیلی خوشش اومد گفتم بهش که راحت باشه حجابش رو بیرون بیاره اونم قبول کرد من از بالا فقط سینه هاش رو دید میزدم دستم رو هی کم کم بردم پایین که دیدم چیزی نمی گه و چشمش رو بسته بود دستم رو گذاشتم رو سینه هاش و یه فشاری دادم که یه آهی کشید از ته دلش که دیدم پایست یه چند دقیقه ای از رو لباس سینه هاش رو مالیدم کم کم لباسشو در اوردم که دیدم یه تاپ نارنجی پوشیده از رو تاپش کمی با زبونم باهاش بازی کردم . یاسمن جون خیلی خوشش می اومد تاپش رو دادم بالا و کرستی که پوشیده بود سفید بود اونم دادم بالا وای چه سیه های سفید و مامانی یعنی چه بگم توپ توپ سینه هاش اینقدر سفید و گرد بودن که نفهمیدم دارم چه کار می کنم نواخواسته پریدم روش و سینه هاش رو خواردم یه 5 دقیقه ای این کارو کردم که گفت نمی خوای فرهاد کوچولو رو بهم نشون بدی ، بهش گفتم الان عزیزم . بهم گفت خودم می خوام این کارو بگنم ، لباس ها مو در آورد و دست کرد از رو شرتم کیرم رو گرفت و اینقدر باهاش حال کرد و بعد شرتم رو کشید پایین و مشغول به ساک زدن شد اینقدر کیرم رو داخل دهنش کرد که وقتی بیرون اورد کیرم سرخ سرخ شده بود داشت آتیش می گرفت کیرم شق شده بود یاسمن رو خوابوندم رو مبل و کیرم رو یه تف زدم دادم لای سینه هاش خیلی حال داد مثل ژله لیز می خورد یه چند دقیقه ای این کار و کردم و رفتم سراغ کسش وای چه کسی تموم موهای کسشو زده بود یه تاره مو هم نداشت کیرمو کشیدم به کسش وای چه حسی داشت یاسمن که دیگه نمی تونست جلو خودشو بکیره و بلند بلند آه آه می کرد بهش گفتم تو که پلمی از کس حداقل از پشت بکنمت اول قبول نمی کرد و با اسرار زیاد من قبول کرد اونو برعکسش کردم و کیرمو یه تف اساسی زدم و گذاشتم در کنش . کنش خیلی تنگ بود که اینقدر فشار دارم تا اینکه دیگه نفسم بالا نمی اومد ولی بلاخره با کمی تلاش کیرمو بردم داخلش وای چه داغ بود سری کشیدم بیرون داشت می سوخت کیرم . بهش گفتم کیرم داشت می سوخت گفت این ماله حشری زیاده دوباره کیرمو گذاشتم کنار کنش با چند باز امتحان بلاخره کم کم رفت داخل و شروع کردم به تلمبه زدن کم کم شدت رو زیاد تر می کردم اونم خیلی خوشش اومده بود و هی می گفت فشار فشار &#8230;که دیدم یاسمن از نفس افتاد فهمیدم که ارضا شده ولی من بهش کاری نداشتم و کار خودمو می کردم ایقدر تلمبه زدم که فهمیدم داره آبم میاد بهش گفتم چکار کنم گفت سینه هام و همه آبم رو ریختم رو سینه هاش اونم با دست هی کیره منو ماساژ می داد وهی سینه هاش رو . اینقدر قربول صدقه کیرم رفت و گفت باید این کیر چند باز تو کن من بره تا کیر خوبی از آب بیرون بیاد . هر 2 تاییمون خندیدیم . یه چند دقیقه ای خوابیدیم بعد لباسامون رو پوشیدیم و چند تا بوس از لباش گرفتم و گفتم انشا ال.. دفعه های بعدی بیشتر بهت حال می دم . اونم با جون و دل قبول کرد .ساعتای 6 بود که کلید رو واسه دوستم (من) بردم و کل داستان رو واسه اون تعریف کردم و بهش گفتم دفعای بعد که زمین گرفتم بهم خبر بده تا من با ورزشکار گرامی کار دارم .البته ( من ) حق داره چون این باره 2 هستش که خودم تنهایی کن می کنم و بهش قول داده بودم که اونو ببرم حالا دفعه بعد &#8230;.داستان های من و فرهاد رو همیشه دنبال کنید هفته ای یه داستان سکسی .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176908</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jul 2019 08:32:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمو]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[بیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جموجور]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دزدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[سالگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مقدمات]]></category>
		<category><![CDATA[موقعها]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ندیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگفتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتنم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/X6cTkZ-cUawKuakCirrLkg/022/436/438/1280x720.c.jpg.v1660104935" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش" title="زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>بنویسم ..الان 30 سالمه این فیلم سکسی داستان مربوطه به 19-20 سالگیم که با دختری به اسم شهرزاد پیش اومد . من تا اون سن فقط با سکسی دخترای محل و چند تا از دخترای شاه کس آشانا دوست بودم و گاهی یه سکسای بچگونه کرده بودیم .داستان جایی شروع شد که کونی من 17 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/X6cTkZ-cUawKuakCirrLkg/022/436/438/1280x720.c.jpg.v1660104935" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش" title="زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش" decoding="async" /></p><h2>بنویسم ..الان 30 سالمه این فیلم سکسی داستان مربوطه به 19-20 سالگیم که</h2>
<p>با دختری به اسم شهرزاد پیش اومد . من تا اون سن فقط با سکسی دخترای محل و چند تا از</p>
<h3>دخترای شاه کس آشانا دوست بودم و گاهی یه سکسای بچگونه کرده</h3>
<p>بودیم .داستان جایی شروع شد که کونی من 17 سالم ب.د و شماره محل کار مادرمو اشتباه گرفتم و شهرزاد خانم</p>
<h4>گوشیو جنده برداشت .. گفت اشتباست و من قطع کردم ..</h4>
<p>اما اون موقعها تلفن بازی بهترین پستون تفریح ماها بود .. خلاصه چند بار دیگه زنگ زدم تا سر صحبت باز</p>
<h5>شد و کوس یکمی آشنا شدیم شهرزادم تقریبا هم سن و</h5>
<p>سال من بود خیلی خوشگل نبود ، از کرج اومده بودن چند سال بود تهران زندگی میکردن .. رابطمون از ماهی یه سکس داستان بار الکی دیدن</p>
<h6>و راه رفتن شروع شد من حتی دستشم ایران سکس نمیگرفتم ،</h6>
<p>بچه بودیم تو خیابون خوب نبود .یه روز شهرزاد یه سی دی که تو کامپیوترش نمیومد و بهونه کرد و منم یواشکی اوردمش تو اتاقم که سی دی ببینم .. کسی جز مادر بزرگم خونه نبود و خونمونم 2 طبقه که من با مادر بزرگم تو یه طبقه بودیم .. سی دیو با هزار بدبختی باز کردم ، همش فلم سکسی کوتاه کوتاه بود .. تو فکر رابطه نبودم چون کلا این کارو با غریبه نکرده بودم ، اونم با مانتو بود اما روسریشو برداشته بود &#8230; همینجوریا بودیم که مامان بزرگه دره اتاقمو باز کرد و آبروم رفت .. با هزار بدبختی شهرزاد و فراری دادمو التماس که به کسی نگه ..1 سال بعد مامان بزرگم فوت کرد ، خدا بامرزه هیچ وقت نگفتمنم کم کم کارمو تو سکس بلد شده بودم &#8230; اما کلا شهرزادو میشناختم و چند نفر که تزه میچتیدم و ندیده بودمرابطمو با شهرزاد قوی تر کردم که دوباره بیاد خونمون ..اونم بدش نمیومد همین شد که یه روز 2شنبه اومد یکمی تو اتاقم این ور اونور کردم عکس از کامپوتر و موزیک و از این حرفا هچیم جز سکس نبود که دنبالش باشم &#8230;کم کم شروع کردم به دست مالی کردن شهرزاد و سینههاشو مالیدن و هر کاری که میدونستم دختر راضی میکنه ..با هزار بدبختی تی شرتشو در آوردمو سوتینشو باز کردم .. سینهاش خوشگل بود جمو جور .. شروع کردم به خوردن سینهاش اونم نفس نفس میزد .. خواستم شلوارشو در بایارم که اصلا نزاشت .. منم برای اینکه خجالتش کم بشه لباسامو در آوردم با شورت ادامه دادم .. همینجور که سینههاشو میخوردم اونم دستشو آورد و کیرمو لمس کرد .. کلی خوشحال بودم واسه خودم . یه چند دقیقه گذشتو دوباره سعی کردم شلوارو در بیارم که نذاشت ، گفت که پریوده .. منم بی معطلی گفتم خوب از پشت و منتظر جواب نشدم .. برشگردوندم شلوارشو تا زانوش کشیدم پایین بدونه انکه اصلا فکری بکنم شرتشو زدم کنارو کیرمو نصفه نیمه چپوندم تو کونش .. خیلی دردش گرفته بود ، منم کلا کنترل نداشتم ، خیلی زود آبم اومدو شهرزاد جموجور کرد رفت &#8230; از اون روز تا هفته بعدی کلی زحمت کشیدم که دوباره 2شنبه بعدی بیاد خونمون .. این دفعه کارم آسون تر بود اونم پریود نبود .. رفتم از کمد بابم یه کاندو دزدیدم که مثلا کلی حال کنم .. شهرزاد باز اومدو منم مقدمات کمتر ، فوری رفتم سر اصل مطلب .. مقاومت کرد اما بیشتر شبهع ناز کردن و خلاصه تونستم لختش کنمو برم وسط پاش ..این دفعه کس شهرزادو میدیدم .. کسش با اینکه خیلی لاغر بود تپل بود منم این شکلی که چوچوله بیرون باشه ندیده بودم .. گفتم حتما پارست که اینشکلیه .. هفته پیشم که پریود بود .. خشحال کاندومو در آوردمو کشیدم رو کیرم ، خواستم بکنم تو کسش که گفت من دخترم .. اول باور نکردم بعد خودش گفت که مثل هفته پیش .. منم قبول کردم .. کرم آوردمو کیرمو چرب کردم .. شهرزادم قنبل کرد ، این دفعه زیاد حول نبودم آروم آروم تا ته کردم تو ، یکم وایسادم دردش بیوفته بعد شروع کردم تلمبه زدن .. بار اولم بود که تو این آرامش و اینطوری سکس میکردم .. خیلی لذت داشت .. کارای زیادم بلد نبودم که اونو ارضا کنم یا ساک بزنه و&#8230;یه 5 دقیقه ای تلمبه زدمو برشگردوندم که مثل فرقونی اما باز کردم تو کونش .. شهرزادم حسابی خوشش اومده بودو دردم نداشت .. یکم دیگه ادامه دادم ، دیدم که آبم داره میاد کیرمو کشیدم بیرونو کل آبمو ریختم رو شیکمش ..شهرزاد رفت دست شوی منم لباسمو پوشیدم .. بهدم فوری بهونه اوردم که شاید بابام الان بیاد و اونم جموجور کرد رفت ..خیلی جالب لود چون این برنامه تا مدتها 2شنبه ها ادامه داشت و کلی حال میداد .. البته از هفته بعدی شهرزاد قبل از درخواست لخت شده بود زیره پتوی من بود &#8230;اینقدر ادامه دادیم که مثل همه پسرا خوشی زد زیر دلم گفتم دیگه نمیخوام .. بعد چند وقت پشیمون شدم اما دیگه موقیتش جور نشد ..الانم 9 سال هست که کلن ندیدمش .. شاید اونم دنبال من نگشته وگرنه تو فیسبوکی جایی پیدام میکرد .. خودمم نتونستم پیداش کنم .به هر حال امدوارم زیاد بد تعریف نکرده باشم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/X6cTkZ-cUawKuakCirrLkg/022/436/438/1280x720.c.jpg.v1660104935" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175318</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وقتی میلف  تو حموم باشه خوب به راحتی میشه کردش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 05 Jul 2019 09:20:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[از]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[‫افتاد]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاما]]></category>
		<category><![CDATA[باشهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداصلا]]></category>
		<category><![CDATA[بودحالا]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بوددوست]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودسینه]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودلباس]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیادوای]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارشون]]></category>
		<category><![CDATA[پایینمن]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامون]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[دادگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[درخونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دلایلی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتروز]]></category>
		<category><![CDATA[روسریش]]></category>
		<category><![CDATA[زدیمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمان]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شماگفت]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقونه]]></category>
		<category><![CDATA[فکرمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارامون]]></category>
		<category><![CDATA[کردگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمتو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذشتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامون‬]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونم]]></category>
		<category><![CDATA[میادگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردکم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردمیه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میومداز]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نبودبا]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهمن]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نگفتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همراهش]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[ویلایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[باهم رابطه شون خوب شده فیلم سکسی بود و تقریبا هفته ای 3بار میرفتیم خونشون البته اونا هم میومدن.تا این که یه شب که خونشون بودیم طبق سکسی معمول رفتم سراغ بازی با دختر و شاه کس پسرش که تقریبا هم سن خودم بودن.پسره 2سال کوچیک تر بود دختره هم 1سال ازم کونی بزرگ تر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>باهم رابطه شون خوب شده فیلم سکسی بود و تقریبا هفته ای 3بار</h2>
<p>میرفتیم خونشون البته اونا هم میومدن.تا این که یه شب که خونشون بودیم طبق سکسی معمول رفتم سراغ بازی با دختر</p>
<h3>و شاه کس پسرش که تقریبا هم سن خودم بودن.پسره 2سال کوچیک</h3>
<p>تر بود دختره هم 1سال ازم کونی بزرگ تر بود.رفتیم تو اتاق یکم با اسباب بازی ها بازی کردیم که یهو</p>
<h4>پسره جنده لامپ اتاق رو خاموش کرد.گفتم علی روشنش کن بازی</h4>
<p>رو خراب نکن گفت خاموش کردم پستون تا شما 2تا بازی نکنید تا من میرم جیش کنم و بیام.خلاصه خاموش کرد</p>
<h5>و رفت.من کوس موندم و مینا.کناره هم تو تاریکی بودیم و</h5>
<p>صدای خنده و گپ باباهامون از تو پذیرایی میومد.بامینا ساکت بودیم داشتیم به حرف باباها گوش میدادیم.مینابادستش داشت با پاهام بازی میکرد سکس داستان که آروم رسید</p>
<h6>به لا پام.یعنی کیرم!یکم مالیدش منم میدونستم داره ایران سکس کاره بدی</h6>
<p>میکنه اما چون خوشم میومد هیچی نگفتم.ناگهان در اتاق باز شد و علی آمد و لامپ رو روشن کردن و گفت ادامه بازی&#8230; من خوشم نمیومدبازی کنیم دلم میخواست مینا بازم کیرم رو بماله.خلاصه اون شب گذشت.بعد ازون بیشتر مشتاق دیداره مینا شدم.شب بعدی که رفتیم خونشون علی و مینا خواب بودن حدود ساعت 8 بود.باباش گفت رفته بودن بیرون از خستگی خوابیدن.منم رفتم بیدارشون کنم واسه بازی که یه فکری به سرم زد که مینا رو بیدار کنم اما علی نه!مینا رو آروم بیدار کردم و مثل اینکه از دیدنم خوشحال شد.علی همچنان خواب بود.رفتیم تو یه اتاق خالی. . .یکم با اسباب بازیا ور رفتیم دیدم مثل قبل حال نمیده آخه یه چیز بهتر رو حس کرده بودم.انگار مینا از من بدتر بود.گفت بیا دکترت بشم دکتر بازی کنیم.خوشم نیومد گفتم نه اما چون زیاد گفت مجبور شدم.من دراز کشیدم رو زمین و آمد از همون کارای کسل کننده دکترا روم انجام داد که ناگهان گفت شلوارتو در بیار به پشت بخواب تا بهت آمپول بزنم خوب بشی.شوکه شدم.آخه فقط پیش بابام و مامانم روم میشد شلوارم رو در بیارم.دیدم نامرد مهلت نداد خودش شلوارم رو کشید پایین همراهش شرتم هم درومد پشتم بهش بود شکمم به زمین.چشامو بستم چون خجالت میکشیدم.میناهم با دستاش لپای کونمو باز کرد و انگشتشو به سوراخ کونم میمالید.منم داشتم یه جورایی حال میکردم.یه بنده انگشتش رو به زور تو کونم کرد گفت اینم آمپول.صبرکن زیاد درد نداره.من عاشق این آمپول شدم!صدای علی میومد که سری انگشتشو از کونم کشید بیرون وجم و جورشدیم.من تو دنیای خودم نبودم تا این که دفعه بعد خودشون آمدن خونمون.علی نبود باهاشون.رفتیم تو اتاق من.کنارهم درازکشیدیم که گفت بیا دکتربازیمون رو ادامه بدیم.من گفتم نه.رفتم یه پتو آوردم گفتم بریم زیر این!رفتیم زیر پتودستمو بردم لاپاش انتظار داشتم دستم به یه کیر بخوره اما چیزی نبود!آخه فکرمیکردم دختراهم دارن.شلوارشو تا زانوش کشیدپایین از منم کشید پایین.دست من رو کسش بود دست اون رو کیرم.همدیگرو حسابی میمالیدم آخ که چه حالی داشت.هنوز یه چیزایی یادمه.اما بدشانسی همیشه با آدم هست.ما از بس تو اتاق ساکت بودیم که بقیه شک کرده بودن.داشتیم حال میکردیم که ناگهان خواهرم که 9سال ازم بزرگ تر بود آمد تو اتاق.دیدما زیر پتوایم. آمد پتو رو کشید و جفتمون رو لخت دید!!!یه جیغ کوچیک کشید و داشت چشماش در میومد.سریع لباسامون رو تنمون داد وگفت بی ادبا دیگه نبینم دارین ازین غلطا میکنید.یکی زد تو گوشم اما به مینا نزد.من بغض داشتم اما گریه نکردم.خوشبختانه خواهرم چیزی به کسی نگفت.منم از اون شب دیگه جرأت نکردم با مریم به قول بچگی هام کاره بد نکردم&#8230;بعد از مدتی رابطه ما با اون خانواده ضعیف شد به طوری که دیگه خونه هم نمیرفتیم.11سال گذشت.یعنی 1ماه پیش که که بابام نیاز به یه نفر داشت واسه ساخت خونه و این چیزا&#8230;بابایه مینا خانم 11 سال پیش هم معمار بود که بابام یاد دوست قدیمیش کرد و 2تایی رفتیم درخونشون در زدیم اما اونا دیگه اونجا نبودن!از صاحب خونه آدرس جدید رو گرفتیم و رفتیم دنبالشون.خلاصه رسیدیم به یه آپارتمان شیک که بابام در زد گفت منزل فلانی گفتن بله شما؟ خودشو معرفی کرد.بابایه مینا آمد پایین.من و بابام 11سال بود ندیده بودیمش! (به دلایلی بود که11سال بابام با بابای مینا قهر بود که این سلام احوال پرسی یه جور آشتی هم بود)استقبال گرمی کرد رفتیم تو نشستیم ازمون پذیرایی کردن.ناگهان یه دختر سفید و ناز خوشگل خوش اندام از روبه روم رد شد.حدس زدم مینا باشه.اما فقط رد شد و واسه سلام نیومد.من فقط به خاطر مینا آمده بودم.بابام به اندازه یه دنیا با بابای مینا حرف داشت.حتی وقتی حرف میزدن اشکشون هم میومد.لحظه جالبی بود.پیش خودم میگفتم مگه مرض داشتن که این همه سال قهر بودن.ناگهان متوجه مینا شدم که یه چادر گل گلی سرش کرده بود.حالا اومد و سلام کرد که من خلاصش میکنم&#8230;بابام کارای ساختمان رو به بابای مینا سپرد.من تو کونم عروسی بود که دوباره مینا جون رو میبینم.مینا منو بیشتر نگاه میکرد مثل اینکه یاد گذشته و کارامون افتاد.از هم خجالت میکشیدیم.بعد از ناهار تو جمع کردن سفره بهشون کمک کردم.تو آشپزخونه کنارمینا بودم بهش گفتم مینا واقعا خودتی؟سوالم رو با سوال جواب داد!گفتم آره تو چی؟ اونم گفت آره و یه نیش خند زدیم.گفتم چقدر بزرگ و خوشگل شدی تو! گفتش تو بیشتر!لباش خیلی قشنگ بود.دوست داشتم ببوسمش.اما&#8230;همش از درس میپرسید اعصابم خورد شد.گفتم دلم واست تنگ شده.پرسیدم شمارش چنده؟که ناگهان بابام صدا زد که زود باش داریم میرم! گفتم الان!شمارم رو بهش دادم و سریع رفتم.تاساعت 12منتظر تماس یا اس بودم اما خبری نشد که نشد.ساعت 1شد که من هنوز بیدار بودم.اس اومد نوشته بود هنوز بیداری؟فهمیدم خودشه.اما واسه کلاس گداشتن گفتم شما؟گفت مینا دیگه آی کیو.میخواستی کی باشه؟خلاصه گلی اس بازی کردیم که دیدم صدا خروس همسایه داره میادگفتم مینا جون بریم بخوابیم صبح شد!چند روزی کارم اس بازی بود با مینا!که طاقت نیاوردیم و قرار گذاشتیم.حسابی تیپ زدم وقتی سر قرار دیدمش چشمام داشت در میومداز بس این دختر ناز و زیبا بود.کنار هم قدم زدیم که ناگهان من خاطرات بچگیمون رو زنده کردم.قشنگ معلوم بود از خجالت داشت میمردمنم میخواستم سر بحث رو باز کنم .دیگه موضوع حرفامون عوض شد.بهش گفتم پایه ای دکتر بازی مون رو تموم کنیم آخه نیمه تموم مونده.مینا جواب نداد و بحث رو به شکل حرفه ای عوض کرد طوری که خودم یادم رفت.روز گذشت و من رفتم خونه.تا رو تخت دراز کشیدم اس آمد:دکتره مهربونم حالت چطوره رسیدی خونه؟این یعنی چراغ سبز نشون دادن به من. اون روز تو خیلی خوش حال بودم که میتونم با دختره به این خوشگلی حال.شبش اس داد خودش گفت جا واسه دکتر بازی داری یا نه؟ کف کردم.به همه دوستام زنگ زدم آخر یکی خونه خالی داشت اونم یه جایه توپ!آدرس و ساعت رو به مینا اس کردم و قبول کرد بیاد.وای باورم نمیشد فردا باید بعد از 11سال به مینا برسم&#8230; رفتم حموم.رفتم آرایشگاه و حسبابی تیپ زدم.بهترین عطر رو زدم و آماده رفتن شدم.قرارمون ساعت 4 بعد از ظهر بود تو یه خونه ویلایی&#8230; من زود تر رفتم خونه و منتظر بودم که زنگ زد گفت: شرمنده من نمیتونم بیام!دنیا رو سرم خراب شد.گوشی رو قطع کردم بعدش یه اس آمد گفت شوخی کردم پشته درم باز کن درو&#8230; وای که چه خوشحال شدم&#8230; مینا جون اومد.آمد تو روسریش رو درا ورد موهای لختش چشمامو کور کرد.باسنش بیست بود سینه هاش زده بود بیرون.مینا فهمید که من عجیب تو کفشم!آمد پیشم رو مبل نشست و یکم گپ زدیم و من صبرم لبریز شد.آمدم که لب بگیرم خودشو کشید عقب!(این مینا خیلی شوخ و با نمکه)گفتم چرا نمیزاری لبتو بخورم هنوز حرفم تموم نشده بود دیدم گردنمو گرفت و کشید سمت خودش و لبمو رو لباش گذاشت.نمیدونم چه حسی بهمون دست داد که بعداز 2دقیقه لب گرفتن اشکامون داشت میومد!بغلش کردم و بردمش تو اتاق خواب&#8230; خیلی سبک بود.اصلا آدم دلش نمیخواست بکنتش فقط دوست داشتم نگاش کنم! تی شرت منو درآورد منم دکمه هاشو باز کردم سوتینش خیلی سکسی بود توری بود و سرخ رنگ.نوک سینه هاش معلوم بود.بازش کردم.بازم ازش لب گرفتم و بعدش لاله و نرمه گوششو میخوردم.چشماشو بسته بود و آه میکشید صداش دیوونم میکرد.کم کم میومدم پایین گلوشو میبوسیدم و میخوردم.دستمم از رو شلوار رو کسش بود.سینه چپشو کردم تو دهنم و با زبونم نوک سینشو تحریک میکردم.وای وای وای آه کشیدنش منو کشته بود.خیلی صداش ناز بود!خوردن سینه هاش رو اینقدر طول دادم که آخ خودش گفت برو پایین تر.دکمه شلوارشو باز کردم.شلوارشو کشیدم پایین طوری تنگ بود که شرتشم درومد.آمدم کسشو بخورم تا دهنمو روش گذاشتم خوشم نیومد کاره جالبی واسم نبود.با دستم با سوراخش ور میرفتم که گفتم کیره دکترتو نمیخوری؟ گفت چشم عزیزم شلوارمو دراورد و کیرمو گذاشت تو دهنش.واسم خیلی قشنگ خوردش. وقتی دیدم این صورت زیبا و دوست داشتنی و شاد داره کیرمو میخوره یه جوری شدم داشت کم کم آبم میومد گفتم مینا بسه داره میاد اما انگار نه انگار! داشت ادامه میداد که سرشو کشیدم عقب. کیرم از آب دهن مینا خیس بود خوابوندمش رو تخت و کیر خیسم رو به کس و کونش میمالیدم.نمیخواستم باکردنش از کون دردش بیاد آخه دوسش داشتم.واسم عزیز بود.(پیش خودم گفتم انصاف نیس اون کیره من رو خورد اما من کسش رو نخوردم)پاهاش رو باز کردم صورتم رو بردم جلو و شروع کردم به خوردنش.اولش اصلا خوشم نمیومد اما وقتی دیدم با کارم صدای مینا بیشتر میشه بیشتر و بهتر خوردمش.دیگه مینا بی حال بود که دیدم آبم هنوز نیومده.مینا رو بغل کردم و داشتم عاشقونه میبوسیدمش.بعد شروع کردم به لب گرفتن و کیرمم لا پاهاش بود و عقب جلو میکردم که دیدم آبم داره میاد.آبمو با فشار رو شکمش ریختم.بعدش با دستمال پاکش کردم.پتو رو رو خودمون انداخم و خوابیدیم . . . لخت تو بغل مینا.ساعت 6.5 عصر بود که گوشی مینا زنگ خورد جفتمون پا شدیم دیدیم داداشش علی بود که داشت زنگ میزد(یادتونه که؟)مینا جوابشو نداد.باهم رفتیم سریع یه دوش گرفتیم چون دیر شده بود.لباس پوشیدیم آمدیم بیرون دم در به مینا گفتم که خیلی دوستت دارم و لپشو بوسیدم اما جوابی نداد.سوار ماشین شدیم و رسوندمش در خونه و خودم هم برگشتم خونه. هنوزه که هنوزه باهاش دوستم اما دیگه با هم حال نکردیم.امیدوارم از داستانم خوشتون اومده باشه. منتظرم نظر بدید و بدونم نظرتون چی بود در مورد این داستان من.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175126</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/44 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-21 11:20:51 by W3 Total Cache
-->