<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>همیجوری &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%87%d9%85%db%8c%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:31:17 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>همیجوری &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>چه حالی میده دو تا جنده سیاه پوست ناز رو باهم بکنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Dec 2019 08:11:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاست]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بذارمش]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازچند]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[تخمهام]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[مدتهاست]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیشخند]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همیجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[ویترین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که یه روزدوست دختر سابق فیلم سکسی یکی از بچه ها (سحر)رو که خیلی وقته با هم به هم زدن رو توی پارکینگ یه مرکز خرید دیدم سکسی خلاصه بعد از چند دقیقه صحبت بهش شاه کس گفتم که بریم تو مرکز اونم گفت منتظر یکی از دوستاشه من که عجله داشتم کونی خواستم برم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که یه روزدوست دختر سابق فیلم سکسی یکی از بچه ها (سحر)رو که</h2>
<p>خیلی وقته با هم به هم زدن رو توی پارکینگ یه مرکز خرید دیدم سکسی خلاصه بعد از چند دقیقه صحبت</p>
<h3>بهش شاه کس گفتم که بریم تو مرکز اونم گفت منتظر یکی</h3>
<p>از دوستاشه من که عجله داشتم کونی خواستم برم که اون اتفاق افتاد &#8230;.یه ماشین سمند نوک مدادی کنار ماشین من</p>
<h4>پارک جنده کرد و یه خانوم قد بلند با یه هیکل</h4>
<p>سکسی که فکر نکنم بشه با پستون حرف تعریفش رو کرد پیاده شد من تا اونو دیدم برق از سرم پرید</p>
<h5>همیجوری ماتم کوس برده بود که خانومه اومد جلو سلام کرد</h5>
<p>منم متوجه نشدم چجوری جواب دادم سحر که این صحنه رو دید یه چشمک زد و شروع کرد به معرفی من بعد سکس داستان از کلی اسمون</p>
<h6>ریسمون بافتن رفتیم تو مرکز البته جدا از ایران سکس همدیگه چون</h6>
<p>من جرات راه رفتن با اون رو نداشتم اکثر کسبه منو میشناختن و با تیپی که اون داشت از تابلو هم تابلو تر بود خلاصه من اینقدر طوری که اونا نبینن اونجا دنبالشون رفتم تا اینکه یه لحظه که سحر پشت ویترین مغازه ایستاده بود رو تنها دیدم سریع رفتم جلو بدون مقدمه گفتم که من اینو از تو میخوام هر کاری که میتونی انجام بده قول میدم تلافی کنم سحر یه نیشخند زد وقول مساعد رو داد منم سریع از اونجا رفتم بیرون . دو روز بعد سحر تماس گرفت و گفت چندتا از دوستاش رو شام دعوت کرده ولی مشکل مالی داره منم که میخواستم به هر روشی دل نازی رو بدست بیارم گفتم اگه اونم باشه همه مهمون من خلاصه اون روز کلی این بنده رو کلی پیاده کردن این مسائل دو بار دیگه هم اتفاق افتاد تا اینکه من فهمیدم سحر داره از این رفتار من سو استفاده میکنه یه روز که خیلی پاپیچش شدم گفت که خود الهام اینجاست بیا با خودش حرف بزن تا گوشی رو داد به اون منم شروع کردم به فک زدن چند دقیقه که گذشت شماره خودش رو داد که من با اون تماس بگیرم چون سحر موبایلش رو میخواست اون روز من یک ساعت تمام حرف زدم تا اینکه الهام گفت شب جوابم رو میده &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. بعدازچند روز که با هم صحبت میکردیم یه شب گفت که کسی خونشون نیست و من اگه میتونم برم اونجا منم که از خوشحالی داشتم پرواز میکردم خودمو رسوندم اونجا خیلی با کلاس رفتم تو که دیدم الهام با یه شلوارک جین و تاپ تو خونه نشسته من که اون هیکل تراشیده با کون گرد وسینه های اناری دیدم احساس کردم کیرم داره شلوارمو پاره میکنه به محض اینکه سلام کردم یه لب ازم گرفت که باورتون نمیشه به اندازه یه سکس حال دادمن تا چند ثانیه منگ بودم که ازم خواست کنارش بشینم منم از خدا خواسته جوری که بتونم دستم رو دور گردنش بندازم پیشش نشستم . یه چند کلمه که حرف زدیم خواست بره چیزی واسه پذیرایی بیاره که من نذاشتم و همینجور که کنارم نشسته بود دستم رو انداختم دور گردنش و شروع کردم دست کشیدن به بدن مثل حریر الهام اونم حرف میزد و با دستاش منو تحریک میکرد من که متوجه شدم خودشم بد جوری حشری ازش خواستم که بریم بخوابیم تو اتاقش که رفتیم چراغ رو خاموش کرد منم که از قبل اماده بودم گفتم عادت ندارم با شلوار بخوابم جواب داد اره جون عمت عادت نداری یا اینجا نمیشه با شلوار خوابید این حرف رو که زد گفت سریع پرید رو تخت منم با شورت رفتم کنارش بخوابم اون که فهمیده بود اوضاع من داره خراب میشه شروع کرد با اون پاهای صاف مثل پوست موز با پاهای من ور رفتن کم کم دستم رو بردم واسه سینه هاش چون اون پشت به من خوابیده بود دستم که بهش خورد یه ذره عقبتر اومد و کونش رو چسبوند به کیرم سینه ها رو گرفتم تا زه فهمیدم که با کی خوابیدم سینه هاش اینقدر سفت بودن که باورم نمیشد دو سه دقیقه که گذشت برگشت طرف من و منم شروع کردم به لب گرفتن وبا یه دست رو بدن اون کار کردن یه جوری لب میگرفت که انگار چند سال بود کسی بهش دست نزده بود بعد خودش شروع کرد به لخت شدن منم خیلی زود اینکارو انجام دادم بعد که برگشت رو تخت شردع کردم به خوردن لبهاش و بالا و پائین میرفتم یه خورده لب یه ذره سینه بعدش گردن اونم با یه دست رو بدنم میکشید و یه دستش رو برد سمت کیرم تا کیرم رو گرفت چشماش زد بیرون بایه لحن خاص پرسید این چرا ایقدر بزرگه اخه کیرمو هنوز هیچ زنی نگرفته که انگشتاش بتونن دور اون بهم برسن الهام هم که انگار از قحطی برگشته بود سریع رفت پایین و شروع کرد به ساک زدن جوری کیر رو میخورد که ادمو یا شیر خوردن بچه ها مینداخت یه ذره سرشو میلیسد بعد میرفت سراغ تخمهام دوباره تا ته میذاشت توی دهنش منم که تو خیالم هم فکر نمیکردم چنین شاه کسی رو بکنم تو عالم هپروت بودم که اومد سمت صورتم چشماش بد جوری شهلا شده بود گفت مبذاریش تو یا خودم بذارمش گفتم ماله خودته هر کاری که میخوای بکن اونم دوتا پاهاشو گذاشت دو طرف بدن من ونشست رو کیرم اونقدر حشری شده بود که کسش خیس خیس بود اروم اروم کیرم داشت میذاشت داخل که من شیطون گولم زد و یه تقه زدم بهش الهام بدجوری جیغ کشید اخه کسش خیلی تنگ بود و داشت کم کم کیرو میذاشت داخل جیغ که زد کیر من تا ته داخل بود و اونم خیلی حرفه ای داشت بالا پایین و عقبو جلو میشد من که کم کم داشتم ارضاع میشدم الهام رو پایین اوردم خوابوندمش و خودم رفتم بالا چندتا لک که زدم ابم داشت میومد خواستم درش بیارم که با پاهاش کمرمو قفل کرد با اون صدای دو رگش گفت یه ساعت واسه این زجرم دادی حالا میخوای بریزیش دور اینو که گفت ابم ریخت تو کسش نمیدونید چه حالی داشتم میکردم امیدوارم نصیب همتون بشه الا هم مدتهاست که با همدیگه رابطه داریم و اگه هر سه روز یک با ر نکنمش انگار پدرش رو کشتم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177310</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان چشم بادومی و سکسی یه کله میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%87-%da%a9%d9%84%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%87-%da%a9%d9%84%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 15 Aug 2019 08:59:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:چه]]></category>
		<category><![CDATA[گفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسارو]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[همیجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هفته پیش که خیلی جالب فیلم سکسی هم است براتون بگم:عرضم به درزتون که من با چند تا از دوستام به کلاس موسیقی میرم؛یه روز(حدود 3 هفته سکسی پیش) داشتم تو خیابون قدم میزدم که شاه کس یهو دختر خالم پرید جلوم(اخه میدونید من زیاد اونو نمیبینم)گفت:سلامگفتم:سلام؛این جا چه کار میکنی؟گفت:دارم با کونی چند تا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هفته پیش که خیلی جالب فیلم سکسی هم است براتون بگم:عرضم به درزتون</h2>
<p>که من با چند تا از دوستام به کلاس موسیقی میرم؛یه روز(حدود 3 هفته سکسی پیش) داشتم تو خیابون قدم میزدم</p>
<h3>که شاه کس یهو دختر خالم پرید جلوم(اخه میدونید من زیاد اونو</h3>
<p>نمیبینم)گفت:سلامگفتم:سلام؛این جا چه کار میکنی؟گفت:دارم با کونی چند تا از دوستام قدم میزنم؛دیدم اشاره کرد و 2 تا دختر اومدن پیشمون؛به</p>
<h4>هم جنده دیگه معرفی شدیم:اسم یکیشون (آیلار)بود اسم اون یکی هم</h4>
<p>(مینا) بود؛بعد از کمی صحبت کردن پستون من داشتم خداحافظی میکردم و میرفتم که دخترخالم جلومو گرفت و گفت:شمارتو بده؛گفتم:شمارمو میخوای</p>
<h5>چه کار؟گفت:میخوام کوس داشته باشم؛گفتم:بی خیال؛تا الان نداشتی بهتره که نداشته</h5>
<p>باشیش؛خلاصه کلی بهونه اوورد تا آخرش شمارمو دادم؛شمارمو که دادم خداحافظی کردمو رفتم؛فرداش که رفته بودم سر کلاس موسیقی درست آخرای کلاسم سکس داستان بود که گوشیم</p>
<h6>زنگ خورد؛جواب ندادم تا کلاسم تموم شد؛از ساختمون ایران سکس که اومدم</h6>
<p>بیرون دوباره زنگ خورد؛شماره نا آشنا بود؛جواب دادم دیدم آیلاره؛بعد از احوال پرسی فهمیدم که شمارمو دخترخالم داده بهش؛گفت:میخواد منو ببینه؛منم با گیتارم رفتم جایی که اون گفته بود؛ تو یه پارکرفتم اون جا و دیدمش؛با هم رفتیم یه گوشه پارک نشستیم؛کمی گفتیمو خندیدیم بعدش یکی از آهنگای شادمهرو با گیتارم براش زدم؛خیلی لذت برد؛بعدش گفت میخوام باهات دوست شم؛خیلی شکه(شوکه) شدم؛ برای چند لحظه تو صورتش نگاه میکردم؛بعد گفت با من میمونی یا نه؟گفتم:تو مگه دوست پسر نداری؟گفت:نه؛با من دوست میشی؟با کلی حرف زدن آخرشم بردمش و براش آب میوه گرفتم؛خیلی خوش حال شد؛داشت بال در میاورد؛بعدش خداحافظی کردیم و رفتیم خونه هامون؛فرداش اس داد که میخواد منو ببینه؛فردای همون روز رفتم سر قرار؛(((زیر یه ساختمون بلند بود؛دیدم دیر کرده بهش زنگ زدم ببینم کجاست؛گفت:همون جا وایسا دارم میام؛؛؛یهو یه سطل آب از بالای ساختمون روم خالی کرد)))برگشتم بالا رو نگاه کردم؛دیدم وایساده لب پنجره داره میخنده؛گفتم:خیلی بامزه بود بی نمک؛گفت:چرا عصبانی شدی یه شوخی بود؛حالا بیا بالا تا یه دست لباس بهت بدم؛؛؛؛منم رفتم تو دهن شیر؛؛؛رفتم بالا دیدم در بازه؛گفت:بیا تو تا سرما نخوردی؛ منم رفتم تو خونه؛یه اتاق بهم نشون داد و گفت:برو تو اتاق؛یه دست لباس رو تخت انداختم؛برو اونارو بپوش؛منم رفتم تو اتاق؛دیدم یه دست لباس رو تخته؛لباسای سر تا پا خیسمو در اووردم؛ تا اومدم اون لباسارو بر دارم دیدم آیلار لخت جلوم وایساده بود؛بهم گفت: چیزی میخوای عزیزم؟منم وایساده بودم همیجوری نگاش میکردم؛یهو اومد منو پرت کرد رو تخت؛منم گرفتمش و شروع کردیم از هم دیگه لب گرفتن؛بعد اون یواش یواش از رو سینه ی من میرفت پایین تا به کیرم رسید؛شروع کرد به ساک زدن؛بعد اووردمش بالا و برگردوندمش و گذاشتم تو کونش؛طفلی آهش رفت هوا؛ بعد از 2 دقیقه گذاشتم تو کسش؛پرده نداشت؛منم هیچی بهش نگفتم؛بعد از این که کردم تو کسش اووردمش بالا تا دوباره ساک بزنه؛دیگه داشتم ارضاء میشدم که دهنشو باز کرد و تمام آبمو خورد؛آخرشم گفت:چه خوش مزه بود؛اگه بازم خواستم میدی؟گفتم:نه؛گفت:چرا؟گفتم:اگه قراره هر دفعه که میام پیشت (واسه سکس)خیس بشم بهتره دیگه نبینمت؛گفت:یه شوخی بود دیگه به دل نگیر؛گفتم:باشه&#8230;اینو گفتمو اون یه دست لباسیو که برام آماده کرده بود رو پوشیدمو رفتم؛رفتم اون خطمم سوزوندم و به جاش یکی دیگه گرفتم؛و از اون موقع به بعد سعی کردم که دیگه آیلارو نبینم؛به نظر شما کار درستی کردم؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%87-%da%a9%d9%84%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175864</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بلوند  جنده حسابی کون میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Jun 2019 04:58:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارا]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرتو]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواهره]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[ضربدری]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوهای]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصاتی]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرتم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نصیحتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیامد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همیجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وخوشگل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی من یک خواهر دارم که در شاه کس حال حاضر 33 سالشه واسمش شهین است یک دختر12ساله هم داره بنام الناز این خواهره کونی بنده یک زن چادری هست که بعضی وقتها اگه وقت میکرد منو نصیحت میکرد .یک جنده روز که اتفاقی فهمید من دوست دختر دارم خیلی ناراحت شد و کلی نصیحتم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی من یک خواهر دارم که</p>
<h3>در شاه کس حال حاضر 33 سالشه واسمش شهین است یک دختر12ساله</h3>
<p>هم داره بنام الناز این خواهره کونی بنده یک زن چادری هست که بعضی وقتها اگه وقت میکرد منو نصیحت میکرد</p>
<h4>.یک جنده روز که اتفاقی فهمید من دوست دختر دارم خیلی</h4>
<p>ناراحت شد و کلی نصیحتم کرد پستون که اینکارا خوب نیست و&#8230;.. تابستان گذشته شوهر خواهرم برای یک سفر کاری رفت</p>
<h5>کانادا و کوس تا 6 ماه هم بر نمیگشت .ضمنا اینو</h5>
<p>هم بگم که در آپاتمان کناری خواهرم یک زن مینسال حدود45سال که اسمش منیژه بود و شوهرش 3 سالی میشد فوت کرده سکس داستان با پسرش به</p>
<h6>نام شهرام که24داشت (که خوشتیپ وخوشگل بود) زندگی ایران سکس میکرد که</h6>
<p>با توجه به رفت و امد زیادی که من به خانه خواهرم داشتم با شهرام دوست شدم. منو شهرام انقدر صمیمی بودیم که از همه چیزه زندگی هم خبر داشتیم بعد یک هفته که شوهر خواهرم به کانادا رفت یک روز عصر رفتم خونشون دیدم خواهرم یک بلوز و دامن چسب بدن پوشیده و جلوی آینه موهای فر زده شو ژل میزنه و یک مانتوی سفید اندامی که کاملا چسب بدنش بود و انداموشو میزد بیرون پوشید و به من گفت: این مانتو رو تازه خریدم بهم میاد؟ منم گفتم آره ولی تو که از این مانتوهای تنگ نمیپوشیدی گفت زیر چادر معلوم نمیشه بعد چادرشو سرش کرد و رو به من کرد وگفت این منیژه خانم یکمی کسالت داره و پسرش هم نیست من میرم یک سری ازش بزنم. الناز هر چی خواهش کرد تا اونم بره خواهرم قبول نکرد و گفت نه منیژه خانم مریضه و میخواد استراحت کنه. به منم گفت من تا یک ساعت دیگه میام ورفت حدود نیم ساعت بعد تلفن زنگ زد گوشی رو که برداشتم دیدم شوهر خواهرم از کانادااست سریع رفتم تا خواهرمو از خونه منیژه خانم صدا کنم وقتی در زدم منیژه خانم درو باز کرد؛ هم منو دید بد جوری هول کرد؛ گفتم به خواهرم بگید تلفن از کانادا واگه میشه بگید شهرام بیا دم در کارش دارم گفت که شهرام نیست و رفته خونه عموش و تا فردا نمیاد الان خواهرتو صدا میزنم و فورا درو بست چیزی که برام جالب بود این بود که من اصلا کسالتی در وجود منیژه خانم ندیدم بعد که خواهرم اومد که جواب تلفن رو بده وقتی رویه مبل نشست ناگهان دیدم یکی از دکمه های مانتوی خواهرم بازه و کمی از لختیه بدن خواهرم معلوم با خودم گفتم اینکه موقعی که رفت لباس تنش بود حالا چراهیچ لباسی زیره مانتو برش نیست؟! بعد از اینکه تلفنش تموم شد دوباره به خونه منیژه خانم رفت و من بدجوری به اون شک کردم با خودم گفتم نکنه خواهرم با منیژه هم جنس بازی میکنن اما باز گفتم نه اون اصلا اهل این حرفا نیست. بعد از حدوا 25 دقیقه یکی در اپارتمانو زد من رفتم درو باز کردم دیدم خواهرمه؛ وقتی میخواست بیاد تو چنان بوی منی(آب کمر)خورد تو صورتم که یک لحظه سرم گیج رفت بعد گفت من میرم دوش بگیرم بعد از حمام اومد الناز گفت باید برام دیکته بگی منم از فرصت استفاده کردم و بهانه دستشویی رفتم سراغ رخت چرکاشون و دیدم همون لباسی که ساعتی پیش تنش بود الان تو لباسای کثف است وقتی بو کردم دیدم بو منی میده و قسمت جلوی لباس خیس است وقتی دست زدم درست معلوم بود که با ابه منی خیس شده چون کاملا لزج بود و بوی آب منی میده.بلا فاصله بیرون امدم و به خواهرم گفتم من میرم بیرون زود میام.رفتم بیرون و از تلفن عمومی خونه منیژه خانم زنگ زدم دیدم شهرام تلفن رو برداشت دیگه مطمئن شدم منیژه خانم به من دروغ گفته و شهرام خونه عموش نیست با خودم گفتم یعنی شهرام با خواهرم سکس داشته و مامانش هم خبر داره از خواهرم یک همچین کاری بعید بود ازاون لحظه به بعد یک احساس دیگه به خواهرم پیدا کردم ویاد حرف شهرام افتادم که یک بار به من گفت: من عاشق سکس با یک زن سفید و خوشگل که بدن خوش اندام و دست و پاش گوشتی باشه. وقتی خوب فکر کردم دیدم خواهر من همون مشخصاتی رو داره که شهرام برام تعریف کرده بود. وقتی به خونه خواهرم برگشتم اینبار یه جوره دیگه نگاش کردم وای عجب بدنی داشت مثل هلو؛هم خوش اندام بود هم دست و پاش گوشتی بود وقتی نگاه به کونش کرد م یک لحظه کیرم بلند شد عجب کونی داشت شب موقع خواب به سکس شهرام با خواهرم فکر کردم و یک دست جلق جانانه به یاد سکس اونا زدم! روز بعد به شهرام زنگ زدم و شهرام گفت بیا پیش من کسی خونمون نیست مامانم رفته خونه خالم و تا شب نمیاد و منم سریع رفتم خونشون بعد با هم نشستیم پشت کامپیوتر و رفتیم تو اینترنت من گفتم بریم تو سایت سکسی؛ شهرام خندید و گفت چیه تو کفی؟ گفتم آره بد جوری گفت: اتفاقا من دیروز روی یک خانم بودم مثل هلو؛ جات خیلی خالی بود عجب حالی کردم منم گفتم کس جدید گیر آوردی بیارش منم بکنمش پولش هرچی بشه میدم شهرام گفت نه خره کس نیست شوهر داره جز منم به کسی نمیده گفتم چه جوری دوست شدی گفت دوست مامانمه؛ گفتم مامانت خبر داره گفت: به کسی چیزی نگی مامانم برام جورش کرد گفت : وقتی به مامانم گفتم عجب دوستی داری اولش دعوام کرد گفت اون شوهر داره بعد یک مدت ازم قول گرفت اگه دوستیمو با سوگل ( سوگل دوست دختره شهرام بود که مامان شهرام اصلاً ازش خوشش نمیامد ) بهم بزنم منم سعی میکنم اونو با تو هم دوست کنم شهرام گفت خودمم فکر نمیکردم مامانم بتونه انو برای من جورش کنه همین طوری که صحبت میکردیم من وارد یک سایت سکسی ایرانی شدیم و یک داستان سکسی ضربدری که یک زن و شوهر با یک مرد غریبه دوست میشن و 3نفری با هم سکس میکنن رو خوندیم بعد من رو به شهرام کردم و گفتم عجب مردای بی غیرتی پیدا میشن ( میخواستم ببینم نظر شهرام در این مورد چیه ) شهرام گفت : هر کسی یه جور حال میکنه بعد به شهرام گفتم تو دوست داری یک زنو جلو شوهرش بکنی ؟ خندید و گفت : آره حال میکنم ولی بیشتر از اون خیلی دوست دارم یک زنو جلوی برادرش بکنم بعد خندیدم گفتم راست میگی ؟ گفت آره اگه یک برادر با خواهر سراغ داری برای منم بیار گفتم آره سراغ دارم گفت جدی میگی ؟ گفتم آره ولی خواهره خبر نداره تو هم میشناسی شهرام گفت جدی ؟ اون کیه ؟ گفتم من همیجوری که نگام میکردگفتم : البته فقط تو شهرام &#8211; گفت شوخی میکنی ؟ با جدیت گفتم نه گفت یعنی اگه من یک روز بکنمش و تو بفهمی ناراحت نمیشی ؟گفتم : نه. شهرام گفت : راستشو بخوای دیروز که خواهرت اومد خونه ما من کردمش و من خونه بودم منم خندیدیم و گفتم پس حالا که مامانت<br />
نیست بلند شو زنگ بزن بگو خواهرم بیاد منم پشت پرده دید میزنم شهرام بلند شد و تلفن کرد و به خواهرم گفت:گفت کیرم بد جوری واست راست کرده منتظرتم چند دقیقه بعد خواهرم اومد و به همراه شهرام وارد اتاق شدن اول همدیگرو لخت کردن بعد شهرام حسابی از جلو و عقب خواهرمو کرد از اخر هم شهرام آبشو ریخت رو سینه های خواهرم بعد از اون خواهرم بدونه اینکه آب منی رو از رو سینش پاک کنه لباساشو پوشید و رفت.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2021</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس قلمبه و سفید با کیر کلفت حسابی کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d9%88-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d9%88-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 May 2019 16:43:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابرومو]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[باقیشو]]></category>
		<category><![CDATA[بذارید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووون]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خیلییی]]></category>
		<category><![CDATA[خیییلی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کمرباریک]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرتای]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همیجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلشو]]></category>
		<category><![CDATA[وقتایی]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[به نام زهرا. این زهراخانوم فیلم سکسی قصه ی ما یه دختر قد کوتاه کمرباریک سبزه با کون و سینه های نسبتا درشت بود. ترم اول که سکسی گذشت من شماره ی این زهرا خانوم شاه کس روپیدا کردم و یه مدت باهاش تو واتساپ لاس میزدم. یه روز بهش گفتم میخوای کونی واست شارژ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>به نام زهرا. این زهراخانوم فیلم سکسی قصه ی ما یه دختر قد</h2>
<p>کوتاه کمرباریک سبزه با کون و سینه های نسبتا درشت بود. ترم اول که سکسی گذشت من شماره ی این زهرا</p>
<h3>خانوم شاه کس روپیدا کردم و یه مدت باهاش تو واتساپ لاس</h3>
<p>میزدم. یه روز بهش گفتم میخوای کونی واست شارژ بفرستم ناراحت شد و صدتا فحش بهم داد و ابرومو جلوی بچه</p>
<h4>ها جنده برد. من ازش خیلی ناراحت بودم تا گذشت ترم</h4>
<p>4 رسید و من با دوست پستون همین زهرا خانوم که اسمش لیلا بود رل زدم. لیلا خیلی تخم سگ بود</p>
<h5>و واقعا کوس نمیشد کردش ولی من به همین لاس خشکه</h5>
<p>اکتفا کرده بودم باهاش. زهرا از ارتباط ما باخبر بود یجورایی حس حسادتش از ارتباط منو لیلا گل کرده بود. وقتایی که سکس داستان میرفتیم بیرون زهرا</p>
<h6>هم میومد و نمیذاشت لیلا حرف بزنه باهام. ایران سکس همش فک</h6>
<p>میزد. گذشت یه مدت که دیدم زهرا به بهانه درس پرسیدن بهم زنگ زد. منم جوابشو دادم و این شد شروع ارتباط تلفنی ما. البته من کلا آبجی صداش میکردم و اون بهم میگفت داداشی که بعدها همین داداشی دوشیدش<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />. تعطیلات عید بود که زهرا بهم زنگ زد و گفت مامانم خیلی دلش برام تنگ شده و کلی ماچم کرده. منم شیطنت کردم و گفتم خوشبحال مامانت. اینو که گفتم دیدم خوشش اومد و خندید. بعدا بهش گفتم اومدی دانشگاه باید به منم بوس بدی اما اون میخندید. شد 14 فروردین من برگشتم دانشگاه و به زهرا زنگ زدم گفت من شونزدهم برمیگردم. گفتم بذار همیجوری یه پیشنهاد بدم بهش ببینم قبول میکنه یانه. بهش گفتم اگه اومدی اینجا باید بیای خونه ی من و بهم بوس بدی(چقد قانع بودم من). اینو که گفتم باورم نمیشد بگه باشه. بابا من تا دیروز اینو ابجی صدا میزدم حالا میگم بیا خونه خالی بوس بده میگه باشه. اینو که گفت فهمیدم که خیییلی حشریه. شد روز موعود و زهرا خانوم از تعطیلات برگشت. رفت خوابگاه وسایلشو بذاره قرار شد عصر بیاد پیش من. منم رفتن حمومو یه صفایی به سالار دادم به امید کردن زهرا خانوم البته با امید 30 درصد. از حموم برگشتم دیدم زهرا پیام داده میگه کجا بیام؟ادرسو دادم گفت میخوای چیکارم کنی. واسه چی بیام. چه کاری باهام داری. این میفهمید من میخوام بکنمش میخواست مطمئن شه. منم بهش گفتم بابا کاریت ندارم فوقش یه بوس بندازم سر لپت. ما رفتیم خونه و زهرا خانوم هم بعد از کلی کس گیجه زدن ادرسو پیدا کرد و اومد. نشستیم و شروع کرد به خاطره تعریف کردن از مسافرتای عیدش که من یهویی دستشو گرفتم. دستشو محکم کشید و رنگش پرید. خدایی منم خیلی ترسیده بودم. اولین بار بود تو این جو قرار گرفته بودم. آقا ما ریده بودیم به خودمونو و با حالتی سرشار از ترس بهش گفتم پاشو تا بریم. دیدم میگه حالا یکمی دیگه بشین باهم میریم. بعد بهم گفت کاش نرفته بودم خوابگاه مستقیم اومده بودم همینجا امشب همینجا پیشت بودم. منم که ذهنم مغشوش اون دست کشیدنه بود حواسم نشد چی گفت یه لحظه به خودم اومدم دیدم جوووووون حشرش زده بالا. دستشو گرفتم کشیدمش سمت خودم و تو بغل گرفتمش. خیلییی داغ بود بدنش و منم چون اولین بارم بود دختر بغل میکردم در همون حالت آبم اومد(جقی نابودی بودم من. کمرم خیلی شل بود) یکم تو بغلش خوابیدمو به زور مانتوشو درآوردم. سوتینشو که دراوردم دیدم یااااا علی. دوتا مشک افتاد بیرون. خییییلی سینه هاش تمیز و خوش فرم بود. اخ نگم براتون برای اولین زبون زدن نوک ممه هاش. انگار دنیا رو بهم داده بودن. کلی سینه هاشو خوردم و سرمو گذاشتم روشون یه ربع همونجا خابیدم. پاشدم شلوارشو بکشم پایین ببینم کسش چجوریه هر کاری کردم حریفش نشدم. (کسخلی بودما باید زورکی شلوارشو درمیارم. ترسیده بودم بازم) واز طرفی ارضا هم شده بودم قبلش. گفتم پاشو تا بریم. مانتو رو پوشید و اماده شد و رفت خوابگاه. خستم شد اگه دوس داشتین تا باقیشو بنویسم بعدا براتون.من اینو کردم اما چجوری باید نظرتو بدونم اگه خوشتون اومدم بگم چجوری لایک و کامنت بذارید عشقا خدافظ <img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2764.png" alt="❤" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d9%88-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173751</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 21/37 queries in 0.168 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 00:00:50 by W3 Total Cache
-->