<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>هنگامه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:28:22 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>هنگامه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>ساک زدن دو لبه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%84%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%84%d8%a8%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jul 2019 04:37:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بازرسی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردن]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونه]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیله]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جاخالی]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چشماتو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاش]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دردناک]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدم]]></category>
		<category><![CDATA[روسریمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارامو]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینتو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[متجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[مستانه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مقایسه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونها]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نیشگون]]></category>
		<category><![CDATA[هنگامه]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کی می رقصی. اینا همش فیلم سکسی یعنی تابستون. یعنی مامان و بابا یاد مشرق و مغرب بیافتن و دائم یا جماعت الاف خونت ولو باشن یا سکسی تو خونهاشون. شمال و استخر و&#8230; یعنی شاه کس مدرسه نداری. یعنی جز آدم بزرگا شدی حالا به چه قیمتی؟ خدا می دونه!می رقصیدم کونی با یک [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کی می رقصی. اینا همش فیلم سکسی یعنی تابستون. یعنی مامان و بابا</h2>
<p>یاد مشرق و مغرب بیافتن و دائم یا جماعت الاف خونت ولو باشن یا سکسی تو خونهاشون. شمال و استخر و&#8230;</p>
<h3>یعنی شاه کس مدرسه نداری. یعنی جز آدم بزرگا شدی حالا به</h3>
<p>چه قیمتی؟ خدا می دونه!می رقصیدم کونی با یک دختره؟ کی بود نمی دونم. اونقدر مشروب خورده بودم که می تونستم</p>
<h4>خود جنده به خود آتیش بگیرم. خوب بعد از مشروب چب</h4>
<p>می چسبه سیگار. معلوم نیست اینهمه پستون سیگار از کجا اومده با طعمای مختلف؛ یکی از یکی مزخرف تر! دستای یکی</p>
<h5>که با کوس زور می دیدمش هم رقصمو ازم جدا کرد.</h5>
<p>برم بخوابم؟ اگه یکی تو اتاقم ولو نشده باشه. با نیشگون یکی تمام مستی از سرم پرید. برگشتم یک تو دهنی به سکس داستان این متجاوز بزنم.</p>
<h6>جاخالی داد. شاید منتظر بود.-هوو؟گفتم: هو به خودت ایران سکس . عمله</h6>
<p>مهمونی را با میدون اشتباه گرفتی!!(( البته خودم بارها این مهمونیها را با جاهای مختلف مقایسه کرده بودم))- تو کی هستی؟- خودت کی هستی. (( معمولا همه مهمونها را می شناختم. لااقل به اسم. ))خلاصه من که اونو نمی شناختم ولی اون منو می شناخت.- اه تو خواهر فلانی هستی . تا همین چند وقت پیش رو پامون می شستی برامون شعر می خوندی!معلوم شد آقا چند سالی در بلاد فرنگ می چریدن! و حالا اومده بودن به نیابت از خانواده املاکی را بفروشن و برگردن. یک ماهه دیگه از موندنش نمونده بود. یاد رفیق رفقای قدیم افتاده بود. برام جالب بود که سنش از برادر بزرگم خیلی بیشتر می خورد!نشستم رو پاش. دلم سکس می خواست. سکس برای دختر مثل من یک جور انتقال نفرت بود! (( اینا را گفتم بگم تا بفمین منظور بعضی کارامو ))مثلا اینکه طرف روتون بالا و پائین می ره عرق می ریزه. التماس می کنه. یک حس قدرت به دخترائی مثل من و با حال اون موقع من می داد. اینکه چقدر مرد می تونه ظعیف باشه!!! (( قراره احساسات من بره تو یخچال !!!))به هر حال سرم کم و بیش گیج می رفت. حوصله وراجیشم نداشتم. نشستم تو بغلش و سرمو گذاشتم رو شونش. دم گوشش نفس می کشیدم.گفت: خسته ای.گفتم آره؟ چیه می خوای برام لالائی بگی؟خندید. خنده عصبی.- بریم تو تختت؟- گفتم به گمانم قبلا اشغال شده. و زدم زیر خنده. شاید خنده مستانه! و شایدم حساب شده.- گفت بریم خونه من.- گفتم ماشینتو بزن بیرون . منم برم به یکی از این آقایون بگم خونه نیستم!!برادر بزرگم رو پیدا نکردم کوچیکه مشغول ور رفتن با هنگامه بود یک گوشه خونه. گفتم شب می رم خونه یکی!!! حوصلم رو نداشت گفت خوب.بعد یکدفعه انگار بهش جرقه وارد بشه نگاهم کرد. می دونستم منظورش چیه.گفتم قرصام رو می خورم. روپوش روسرمو انداختم روی تنم و رفتم تو حیاط. دم در خونه بود.- حاضری؟- آره.- گفتی بهشون .- آره!!- هیچی نگفتن؟- چی باید بگن؟ تابستونه مدرسه ها هم که تعطیله! چی دارن بگن؟سوار ماشین شدم. خوشحال بودم از اون جنگل می رم بیرون. دیگه شلوغی حالمو بهم می زد. تهران ساکت و مرده بود. حتی ایست بازرسی هم نبود. وارد پارکینگ شدیم. وارد آسانسور. طبقه چندم؟ یادم نیست. تو آسانسور خودمو انداختم تو بغلش. بغلم کرد. تو بغلش بودم که درو باز کرد و بردم تو خونه!گفت: حسابی مستیا!- تو نیستی؟- آخه تو ۱۷-۱۸ سالت بیشتر نیست!!! تو دلم خندیدم!! چیزی نگفتم. باید بود می گفتم بچه تر از اونم که فکر می کنی و با تجربه تر از بقیه اش؟ شقیقه هاش موی سفید داشت. یک راست بردم تو تخت. اول روپوشمو کند. تو بغلش وول می خوردم. روسریمو خودم در آوردم. موهامو باز کردم. دستشو گرفت زیر چونه هام. نگاهش می کردم.گفت: چشمات ترسناکن! خندیدم!!- عادت نداری نگاهت کنن؟گونه هامو بوسید. و بعد لبامو چشمامو صورتمو. بوسه هاش قاطی پاتی بود. معلوم بود حسابی زده بالا! دستمو زدم به جلوی شلوارش. کیرش داشت شلوارشو پاره می کرد. زیپشو باز کردم و دستمو بردم تو. وحشت زده پرید عقب.گفتم چیه؟گفت: دختر! خجالتی؟ چیزی؟خندیدم. گفتم باید خجالت هم بکشم؟ فعلا که تو بیشتر خجالت می کشی؟!! و باز خندیدم. قهقه می زدم. با بوسه دهانمو بست. با کیر داغش بازی می کردم. بلند شد. شلوارشو در آورد. شرتشم. از نگاهام فرار می کرد. منو به خنده می انداخت. بغلم کرد دوباره. تو بغلش نشسته بودم. از رو بلوزم سر پستانهامو گاز می گرفت. نگاهش می کردم. چشمهاش بسته بود. با کیر و بیضه هاش بازی می کردم. حسابی داغ. راست و آماده بود. حتی سرش خیس بود. دامنمو زدم بالا و نشستم رو کیرش . سورتمو زدم کنار و خودمو بهش می مالیدم. باز بهش شک وارد شده بود.یک لحظه دیگه باهام ور نمی رفت. دوباره شروع شد بوسه ها و ور رفتنها با موهام گوشام و زمزمه های آه و ناله اش. چشماش تمام مدت بسته بود. یک آن نگاهم کرد.- چشماتو ببند.- چرا؟- نگاهت داغه منو می سوزونه!گفتم دوست دارم نگاهت کنم ولی باشه.خوابوندم روی تخت. اول دامنمو در آورد و شورتمو زد کنار. با کسم بازی می کرد. شروع کردم آه کشیدن.گفت: خوبه.- آره. بلندم کرد. بلو زمو در آورد روم افتاد. شروع کرد گاز زدن بدنم. یواشکی نگاهش می کردم. از هیجان می لرزید.در گوشم گفت: برم کرم بیارم؟گفتم: کرم؟ برای چی؟- خوب از پشت بکنم. خشک درد می گیره.گفتم: چرا از پشت؟ جلوم بازه!!! دوباره ساکت شد. شاید شوک آخر!- چی؟- آقا جون باکرده نیستم. دختر نیستم. چه می دونم تو بلاد شما می گن بنده ویرجین نیستم!- آخه&#8230;- آخه داره مگه؟بعد بلند شدم.- می خواهی یا نه؟ منو کشتی که .بغلم کرد.- نه عزیزم نرو. مطمئنی.گفتم آره بابا جان. قرصم می خورم.باورش نشده بود برای همین منو که می بوسید و نوازش می کرد. انگشتم می کرد. انگشت کردن عصبیم می کنه. آخ و اوخم بلند شد. کیرشو با دست گرفتم و مالیدم به سوراخم. ایندفعه رفتم روش. کیرشو گرفتم تو دستم و نشستم روش. دردناک بود. چون اولا مدتی بود سکس نداشتم. بعدم خیلی گنده و شق بود.- آخ درد اومد. صورتم جمع شده بود. از نگاهش فهمیدم ترسیده. یعنی که من باکره بودم و &#8230; بیشتر نشستم. کمی بالا و پائین کردم. بازی. برگردوندم. تحملش تموم شده بود عرق می ریخت. افتاد روم. حالت حیوانی. بالا و پائین می رفت. منم آخ و اوخ می کردم.در گوشم گفت: تو رو خدا اون چشما رو ببند. منو کشتی. و من بستم. احساس می کردم رد کیرش تو کسم می مونه. داشت آبش در میومد. دیگه می فهمیدم. در آورد. به پهلو خوابوندم. از پهلو کرد توش. اینطوری حال برای اون بیشتر بود و درد برای من زیاد تر. آخ و ناله های جفتمون زیاد شده بود. افتاده بودم به چرت گفتن.- بریز توش دیگه آخ منو کشتی. و اونم می گفت : آخ تنگی تنگی. می خوامت با تمام وجودم. می خوامت. و بعد محکم توم نگه اش داشت. فشارم می داد. آب داغش تو کسم منفجر شد. بی حال شده بودم. تا صبح تو بغلش خوابیدم. راحت راحت.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%84%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175313</post-id>	</item>
		<item>
		<title>عزیزم دلم میخواد تا ته بکنی تو کسم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%84%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%84%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 May 2019 06:11:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباطی]]></category>
		<category><![CDATA[استادم]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[افتادی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امکانات]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستادم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بغلمون]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونات]]></category>
		<category><![CDATA[پسرهای]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونه]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمونو]]></category>
		<category><![CDATA[جورائی]]></category>
		<category><![CDATA[خنديديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونسرد]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرهای]]></category>
		<category><![CDATA[کنمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتره]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مطالعه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مياوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[هنگامه]]></category>
		<category><![CDATA[هيچوقت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زده بود. آخه من زياد فیلم سکسی دوستی باهاش نداشتم. در ضمن اصلا قرار نبود سال بعدهم همون مدرسه بمونم و اونم می دونست. در هر حال سکسی خيلی خوشحال شدم. دلم نمی خواست خونه شاه کس باشم. دائم خونه تنها بودم. بعد از اون جريان برادر بزرگترم اصلا خونه نميومد. و کونی کوچکتره هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>زده بود. آخه من زياد فیلم سکسی دوستی باهاش نداشتم. در ضمن اصلا</h2>
<p>قرار نبود سال بعدهم همون مدرسه بمونم و اونم می دونست. در هر حال سکسی خيلی خوشحال شدم. دلم نمی خواست</p>
<h3>خونه شاه کس باشم. دائم خونه تنها بودم. بعد از اون جريان</h3>
<p>برادر بزرگترم اصلا خونه نميومد. و کونی کوچکتره هم دائم با هنگامه مشغول بود. هفته ای يکبار ميومد و بهم پول</p>
<h4>می جنده داد و دوباره غيب می شد. منم تمام اون</h4>
<p>پولو سيگار می کشيدم! و تقريبا پستون تمام ذخيره مشروب بابامو هم خورده بودم. غذا هم اصولا نمی خوردم! بعضی وقتها</p>
<h5>پيتزا! يک کوس جورائی از هنگامه و برادرم بدم ميومد. فکر</h5>
<p>می کردم برادرم بهترين دوستمو از من گرفته و هنگامه برادرمو! وقتی ازش اجازه گرفتم فکر کنم خيلی خوشحال شد چون همون سکس داستان روز عصر دو</p>
<h6>تا بليط گرفته بود. حتی بليط دوستمم خريده ایران سکس بود. کادوی</h6>
<p>دعوت من! دوستمم کلی ذوق کرده بود. اولين باری بود که دو تا همکلاسی مسافرت می رفتيم. خواهرش دانشجوی يکی از شهرهای جنوبی بود. و ما با هواپيما رفتيم. دوستم کلی کيف می کرد. و از بالا زمينو نگاه می کرد و منم دائم بالا مياوردم!!! توی فرودگاه؛ کميته جفتمونو چک کرد و برد توی اتاق و کلی ازمون سوال کردن که چرا دو تائی تنها مسافرت می کنيم. مشکل اساسی من بودم که چرا با اين سن و سال دارم می رم ديدن خواهر دوستم. بعد از يک ساعت سوال و جواب و اومدن خواهر دوستم بالاخره راضی شدن که اجازه بدن منم وارد اون شهر بشم. برعکس اون چيزی که فکر می کردم شهر جالبی بود. مردم با لباسهای محلی. خونه دانشجوئی خيلی ساده؛ يک اتاق خوابه با توالت توی حياط بيشتر شبيه يک اتاق کوچيک توی يک خونه بزرگ. دوست داشتنی و صميمی با حداقل امکانات. صاحب خونه توی خونه بزرگتره زندگی می کرد که رفته بود مسافرت. هم خونه ای خواهر دوستم هم ترم تابستونه نداشت. ما از صبح دو تائی بيرون می رفتيم و توی بازار ميگشتيم و بازاريها هم به زبون خودشون احتمالا هزار تا دری وری نصيبمون می کردن. بهمون لبخند می زدن و بعضی وقتا ما را برای صرف چای دعوت می کردن که ما فقط می خنديديم و پای مهمون نوازی می گذاشتيم. هر چند بعدا چيزای ديگه شنيديم. توی بازار هر کی از بغلمون رد می شد پيشنهاد نوار کاست و يا فيلم يا پوستر يا ورق (( پاسور می داد )) که اينم برام خيلی جالب بود. خواهر دوستم امتحان داشت و با ما بيرون نميو مد بايد اعتراف کنم که بهم خوش می گذشت. احساس می کردم يک دختر کاملا معموليم! روزای آخر؛ خواهر دوستم بهمون گفت که يکی از پسرهای دانشگاه را دعوت کرده تا با هم درس بخونن! خوب به ما ارتباطی نداشت؛ عصر که از بازار برگشتيم خونه هنوز درس می خوندن! رفتيم تو اتاق کمی تلويزيون نگاه کرديم و بعد هم خوابيديم. نزديکيهای صبح دستشوئی داشتم. برای رفتن به حياط بايد بود از هال می گذشتم. لای درو آهسته باز کردم. چراغ مطالعه روشن بود. خواهر دوستم لخت لخت بود. پشت به من. نشسته بود روی زمين. همکلاسيش هم لخت بود و ايستاده رو به من. دختره داشت کير پسره رو مک می زد. به عبارتی با شدت ساک می زد. پسره چشماش باز بود. و داشت نگاهش می کرد. رگ گردنش بيرون زده بود. به گمانم از هيجان بود. سرشو آورد بالا منو ديد. خيلی خونسرد بهم چشمک زد. و دستشو به نشونه هيس برد کنار بينی اش. خنده ام گرفته بود. منم با پروئی ايستادم تا تماشا کنم. نمی دونم چرا نگاه می کردم! پسره؛ دختره را بلند کرد. ولی بر خلاف انتظارم نبوسيدش. شونه هاشو گاز می گرفت. صداشو می شنيدم. &#8211; آفرين راه افتادی. ايندفعه خيلی خوب خوردی. دخترک خنديد. &#8211; استادم خوب بوده. پسرک دستشو برد توی کس دختره. &#8211; مگه نگفتم موهاتو نزن. من پشمالو دوست دارم. حالم داشت بهم می خورد. هيچوقت از اينکه کسی موقع سکس باهام کثيف صحبت کنه خوشم نيومده. دختره گفت: آخه تميز نيست. و شروع کرد عشوه اومدن. &#8211; برام می ليسی. نه! هزار بار گفتم بدم مياد. دختره- چطور من بايد هر دفعه بخورم. پسره- تو زنی . تازه تو خوشت مياد. دختره &#8211; کی گفته؟ پسره &#8211; من ميگم!!! پسره &#8211; آخ کثافت چه خودتو خيس کردی. دختره &#8211; آخه دست خودمه انگار. خوب می ماليم. پسره &#8211; باز که ورزش نکردی. پستونات شل شده!! (( می خواستم برم تو اتاق و يکی بزنم تو سر دختره )) دختره &#8211; آخه امتحان داشتم!!پسره &#8211; دفعه ديگه شل باشه نمی کنمت!!! ببين کيرم هم از حال رفت: دوباره بخور. دختره دوباره رفت پائين!! &#8211; هوم!!- داره حالم بهم می خوره. آه تا ته نکن تو دهنم گنده است. آخ. پسره &#8211; &#8211; خفه شو بخور. و دخترک با تمام انرژی ساک می زد. تکيه کن به ميز. دختره کونش به من بود. بدن سفيد قشنگی داشت. پسره هم هيکل معمولی داشت. &#8211; پاهاتو باز کن! دختره &#8211; ببين از جلو نکن! پسره &#8211; چرا هزار بار بهم دادی حالا امروز نه! دختره &#8211; گشاد می شم می گن بعد دوختنش سخت می شه! پسره &#8211; خوب به درک!!! به من چه. می خوام بکنمت. محکم فشار داد تو. دختره جيغ خفه ای زد. احتمالا دستشو جلوی دهنش گرفته بود که مثلا ما نشنويم! دختره &#8211; آخ. يواش. آخ. وحشی پسره &#8211; زهر مار خفه شو. دختره &#8211; آخ. تو را خدا. تو را هر کی دوست داری. آخ درد می گيره. داری جرم می دی. آخ . پسرک بالا و پائين می کرد.- آّه. همچين می کنمت که از جات بلند نشی. دلت کير می خواد. و دخترک آهسته ناله می کرد. يک جورائی نا له هاش به هق هق شبيه بود.با التماس گفت: يواش باباصداتو می شنون اينا! پسره- بگذار بشنون. اونا رم می کنم!!!خلاصه بعد از سه چهار بار تلمبه زدن!! پسره &#8211; آبم داره مياد برگرد. دخترک برگشت. دختره &#8211; نه تو رو خدا نه بدم مياد. پسره &#8211; يعنی چی! مگه مال استاد که بدت مياد.و محکم دهان دخترک را گرفت و آبشو ريخت توش. بوی آب اتاقو برداشته بود. دخترک به سرفه افتاد. پسرک خنديد و گفت: کس و کونمونو خوب امشب ديد زدن. بعد با توجه به نگاه متعجب خواهر دوستم گفت: هيچی بابا. من برم ديگه داره صبح می شه و سريع لباسشو پوشيد و کتاب دفتراشو برداشت.- فردا پشت من می شينيا. خشک خشک می کنمت اگه بهم نرسوننی!! دست شوئیم داشت می ريخت! گريه ام گرفته بود. سعی می کردم به خودم تلقين کنم که اصلا جيش ندارم!!!. خواهر دوستم دهنشو پاک کرده بود و لخت کف اتاق نشسته بود و گريه می کرد. حالت بدی بود. يک کيسه پيدا کردم. ديگه نمی تونستم. آهسته توی کيسه جيش کردم. داغ داغ بود.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%84%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174019</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ببین عزیزم کیرم چه خوب به کونت میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 17 May 2019 15:57:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بچسبونه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوردن]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمش]]></category>
		<category><![CDATA[بزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بزنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پدرسوخته]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترمینال]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[خانومو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درامده]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلواره]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرشون]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتامون]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمو]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوها]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میافتاد]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میشهتا]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[همونیه]]></category>
		<category><![CDATA[هنگامه]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وسفیدش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ساله اول دانشگاه بود با فیلم سکسی دوستام رفته بودیم مرودشت خونه کرایه کنیم. که تو بنگاه دو سه تا دختر با یه مرد امده بودن خونه سکسی کرایه کنند.از شانس بد ما خونه گیرمون شاه کس نومد ولی یه شماره ناز به گلسا خانوم (دخترای که با اون مرده بودن) دادیم کونی و مجبور [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>ساله اول دانشگاه بود با فیلم سکسی دوستام رفته بودیم مرودشت خونه کرایه</h2>
<p>کنیم. که تو بنگاه دو سه تا دختر با یه مرد امده بودن خونه سکسی کرایه کنند.از شانس بد ما خونه</p>
<h3>گیرمون شاه کس نومد ولی یه شماره ناز به گلسا خانوم (دخترای</h3>
<p>که با اون مرده بودن) دادیم کونی و مجبور شدیم بریم خوابگاه بگیریم. گذشت و بعد دو هفته دختره زنگ زد</p>
<h4>به جنده موبایلم شماره خوابگاهو دادم زنگ زد خوابگاه شروع کردیم</h4>
<p>به مخ زدن &#8211; چند سالته؟- پستون 19- رشتت چیه؟- روانشناسی- بچه کجایی؟- چالوسبه خودم گفتم از اون کس سرخ و</p>
<h5>سفیداس که کوس اندازه یه کف دسته بدونه مو خلاصه باهاش</h5>
<p>قرار گذاشتمو رفتیم سر قرار.چند باری با هم رفتیم بیرون و یه دوبار سر حرف و باز کردم یه خورده هم دست سکس داستان مالیش کردم ولی</p>
<h6>موقییت جورنشد فرمونشو ببرم با هم پایه شدیم ایران سکس تا یه</h6>
<p>روز&#8230;&#8230;.جاتون خالی یه مانتو مشکی از نوع تنگش شلواره مشکی کوتاه چسبیده به اون رونای نازش با یه دونه ازروسری کوچولوها داره همراه گلسا میادااااااااااااا این همونیه که همه دنبالشن هنگامه! باورم نمیشد تو دانشگاه همه مرده یه نگاهش بودن تو دانشگاه خوشکل زیاد بود ولی این چیزه دیگه ای بود معمولا دخترای دانشگاه خودشونو می ساختن واسه پسرا ولی این یکی فرق می کرد بچه تهرون از اون مایه داراش خوشکل جوان و&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. سرتونو درد نیارم سلام و علیک کردیمو اون روز گذشت بعدا گلسا یه روز بهم گفت که بخاطر اینکه شماره خونمون رو می خواستم بدمت هنگامه رو اورده بودم که ببینه چه جور پسری هستی (اخه شماره خونه هنگامه خانوم تو دانشگاه حکم چک سفید امضا داشت)واسه هرکس میگفتم زیدم دوسته هنگامهه می خواس با من پایه بشه خودشو بچسبونه به ما حتی یه دفه چنتا از این ترم اخریها که خیلی ادعا داشتن دورو برمو گرفته بودنمنم بهشون وقتی گفتم که شمارشو ندارم می خواستن خشک خشک منو بکنن. تا یه روز که اخرای اسفند بود همه داشتن میرفتن واسه عید شهرشون زنگ زدم خونشون دیدم هنگامه برداش باهاش یه کم خودمونی شده بودم گوشی رو داد به گلسا. گفت که دارم میرم ترمینال که برم چالوس. بیا دنبالم تا با هم بریم خلاصه رفتم دنبالش زنگ زدم درو باز کرد رفتم تو تا ساکشو بردارم که هنگامه رو دیدم چه دیدنی از حموم اومده بود بیرون یه تاپ صورتی شورتک مشکی سینها سیخ سیخ بدن اینوهو برف یه دفه چشم تو چشم شدیم حس کردم با نگاش یه چیزی میگه!داشتم می خردمش که گلسا گفت چشاتو درویش کن! منم خودمو زدم به اون راه!زیرشو کشیدم تو راه از گلسا پرسیدم هنگامه کی میره خونه اونم گفت بیلط گیرش نومده فردا. امشبم تنهاست.گذشت تا اومدم خوا بگاه یه حسی بهم می گفت زنگ بزن! منم به خودم می گفتم ما و هنگامه مگه میشه.تا اخر دلم طاقت نیاورد زنگ زدم نمی دونسم چی بگم سلام علیک کردمو یه سری حرفه مفت زدمو تا یه دفه از زبونم پرید بیرون گفتم تنهایی؟ گفت اره همه رفتن دلو زدم به دریا گفتم می خوای بیام پیشت اولش یکه خورد بعد از نیم ساعت فلسفه بافتن قرار شد بریم شام بخوریم توخیابون همه شاخشون درامده بود من با این گوشت حقه دارم راه میرم&#8230;..تا رفتیم در خونه برسونمش رسیدیم دم در دل تو دلم نبود تا که گفت بفرمایید تو نمی دونسم تعارف میکنه یا جدی میگه!دلو زدم به دریا گفتم اول شما درو باز کرد رفت تو ما هم اینوهو گاو سرمونو انداختیم پایین رفتم تو به خودم می گفتم خرت از پل گذشت امشب بهترین کس دانشگاه رو میکنی! رفتم تو. رفت تو اتاق لباساشو دراورد همون تاپه باشلوارک رو کرد تنش تو اتاق نشسته بودم گفت چایی یا قهوه گفتم هر کدوم شما می خورید درست کرد اومددولا شد تعاروف کنه چشم به اون سینه های سرخ وسفیدش افتاد داشتم می خوردمش که گفت مگه گلسا صبح نگفت چشاتو درویش کنی!منم کیرم پاشده بود زیره کمربنده بود با یه خورد من من گفتم به من حق بده کار سختی ازمن می خوای انجامش بدم اونم نشست کنارمو گفت می تونی اوشب استثنا اسونش کنی قهوه تو بخورمونده بودم چه جوری شروع کنم خدایش میترسیدم برم طرفش بعد زایع بشم تا گفت ببخشید دیگه شلوار راحتی نداریم امشب باید با شورت بخوابید خیره تو چشاش حس کردم فاصله صورتامون داره کم میشه که یه دفه نفهمیدم چی شد که لبامون رفت توی هم !بعد یه دقیقه که به خودم اومدم گفتم نباید کم بیارم همه ارزوی یه جواب سلام هنگامه رو دارن کشیدمش طرفه خودم دست کردم تو سینه هاش زد پشته دستم گفت مگه سینه هم می خوای؟گفتم اره دیگه!گفت شرط داره!گفتم چیه؟گفت رخت خواب امشبو تو باید بندازی! رخته خوابو انداختم دستشو گرفتم خوابوندمش اومدم برم تو لباش صورتشو کشید گفت اگه به گلسا نگفتم!منم بهش گفتم کون لق گلسا رفتم تو لبش بادستامم تاپشو دراوردم! واااااااااااااااااااااای اینهو برف سفید اومدم برم سینشو بخرم گفت مگه شام نخو ردی منم گفتم این دسره شروع کردم بخوردن سینشبعد شلوارکشو دراوردم دیدم یه کس ناز سفید موهاشم زده بود بالاشم زخم شده بود شروع کردم بخوردن دیدم دیگه بلبل زبونی نمی کنه عرق کرده داغ شده سروصداش دراومده زود باش زود تر چیکار می کنی به خودم گفتم این همونیه کی تو دانشگاه هیچ کسو به خروسکش حساب نمی کرد داشتم روی پاشو می خوردم که حس می کردم زبونم هی بیشتر میره ته سرمو اوردم بالا پاهاشو بازکردم دیدم دختره جلوش بازه!ترسیدم یه دفعه گفت چیه تا حالا کس ندیدی یا تا حالا کس نکردی ؟منم لباسامو دراوردم کیرمو که دید گفت حتما می خوای برات ساک بزنم؟گفتم پس چی نشستم رو سینش کیرمو گذاشتم دم دهنش اول نمی خورد بازور دادمش خوردبعد بهم گفت کاندوم که داری منم گفتم نه گفت پس همین جور که می کنی فکر کن اسمه بچه رو چی بزاریم خیره شدم تو اون چشمای ابیش رفتم تو لبش با دستش کیرم گرفت گذاشت تو کسشه اهی کشید و محکم منو چسبید انکارکرد بودم تو ژله ! پدرسوخته حرفه ای بود!پاهشو انداخته بود دور کمرم زبونشم قفل کرده بود تو زبونم تلمبه زدنمو سریع تر کردم اخ و اوخش دراومده بود فشارم می داد تا یه دفعه یه جیغی کشید و ساکت شد!حس کردم کیرم داغ شده گفتم نکنه ابم اومده ریختم توش!دراوردمش بهم می گفت مرسی مرسی چشماشو بسته بود فهمیدم اون ارضا شده نه من از حال رفته بود چرخوندمش روی شکم خوابوندمش اصلا حالیش نبود با کرم کیرمو چرب کردم گذاشتم دمه سوراخش فشار دادم یهو بخودش اومد گفت چیکار می کنی درش بیار درد داره بهش اعتنایی نکردم خیلی درد میکشیدحس می کردم درد میکشه ولی یادم به اون<br />
نازو اشوه های دانشگاهش که میافتاد می گفتم حقشه داشت ابم میومد تلمبه زدنو بیشتر کردم اخو اوخش به جیق وفحش تبدیل شده بود کیرم و دراوردم گرفتم روبه صورتش ابمو از ریختم توی اون صورت خوشکلش که همرو تو دانشگاه دیونه کرده بود خوابیدم روش دیگه هیچی نفهمیدم تاصبح که دیدم هنگامه صدام میکنه میگه پاشو صبحونه بخوربعدم رفتیم ترمینال هنگامه خانومو سوار اتوبوسش کردیم فرستادیمش رفت! خلاصه من اون ترم اول کسی رو کردم که اون سال بالاییها که با این همه ادعا تو کف یه گوشه چشمش مونده بودن!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174018</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.005 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 10:07:36 by W3 Total Cache
-->