<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%88%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:25:56 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>پستون گایی حسابی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Oct 2019 09:02:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استیلی]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[بدونین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفم]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبا]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمه]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبروش]]></category>
		<category><![CDATA[روزمون]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:«خب]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:اره]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:باشه]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:خیلی]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:نه]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:”من]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[منظورتون]]></category>
		<category><![CDATA[منظوری]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواین]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنین]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبرم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نهایتش]]></category>
		<category><![CDATA[نیستبا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[باورشون نشده یا به سختی فیلم سکسی قبول کردن.ولی انصافآ و وجدانآ حقیقته.اینو بدونین که من هم قدم و هم اندامم و قیافم جوریه که تو خیلی سکسی جاها باعث جلب توجه دیگران میشه و شاه کس البته این موضوع چندین بار منجر به لا رفتن کونم و ساک زدن بنده شده کونی که خیلی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>باورشون نشده یا به سختی فیلم سکسی قبول کردن.ولی انصافآ و وجدانآ حقیقته.اینو</h2>
<p>بدونین که من هم قدم و هم اندامم و قیافم جوریه که تو خیلی سکسی جاها باعث جلب توجه دیگران میشه</p>
<h3>و شاه کس البته این موضوع چندین بار منجر به لا رفتن</h3>
<p>کونم و ساک زدن بنده شده کونی که خیلی هم بدم نیومده.یه روز نسبتآ گرم تابستون مغازه رو بستم که برم</p>
<h4>خونه جنده اومدم در ماشینو باز کردم دیدم توش خیلی داغ</h4>
<p>شده سریع کولرو زدم و یه پستون چند دقیقه ای مکث کردم تا خنک بشه همینجور که وایساده بودم یه مرد</p>
<h5>میونسالی زد کوس به شیشه و گفت مسافر میبری؟(اینو بگم که</h5>
<p>ماشین من تاکسیه)منم گفتم اره کجا تشریف میبرین؟گفت ترمینال.گفتم باشه سوار شو.گفت فقط باید اول بریم دم هتل و وسایلمونو برداریم بعد سکس داستان بریم.گفتم مشکلی نیست</p>
<h6>سوار شو. یه لبخندی زد و گفت صبر ایران سکس کن الان</h6>
<p>میام.چند ثانیه بعد دیدم در جلو باز شد و یه خانوم سوار شد بعدش اقا در عقبو باز کردو رفت عقب نشست.تعجب کردم ولی به روی خودم نیاوردم.پیش خودم گفتم شاید بنده خدا زنه مریضه یا یه مشکلی داره اومده جلو نشسته اخه صندلیای ماشین من نسبتآ عقبه.خلاصه راه افتادم و پرسیدم هتلتون کجاست؟اقاهه گفت خیابون پشتی.تو مسیر همینجور فکرم مشغول این جلو نشستن خانومه بود.از کنار عینک افتابیم چند بار وراندازش کردم و دیدم ظاهرآ که چیزیش نیست.با خودم در گیر بودم که اقاهه با لهجه &#8230; گفت:بریم زودتر وسایلمونو برداریم برسیم به ترمینال.گفتم:مگه بلیطتون چه ساعتیه؟گفت:بلیط نگرفتیم ولی اینجا موندنمونم فایده ای نداره.گفتم:چرا؟گفت:تو این شهر شما اصلآ بهمون خوش نگذشت .گفتم:ااا چرا؟مگه چی شده؟گفت:هیچی بابا اصلآ حال نکردیم.گفتم:ای بابا مگه خوب گشت و گذار نکردین؟اینجا جاهای دیدنی زیاد داره که؟فلان جا &#8230;. &#8230;.. &#8230;. ؟بازم گفت:نه اصلآ حال نکردیم.اینبار زنه هم گفت:اره حال نکردیم.یه کم مکث کردم حس کردم منظوری دارن.گفتم:من متوجه نمیشم حال نکردیم یعنی چی؟گفتن:بالا خره حالی نکردیم دیگه.تقریبآ اطمینان داشتم که اینا یه منظوری دارن.گفتم:اخه چه حالی نکردین؟نکنه دنبال مشروب میگشتین گیرتون نیومده؟گفتن نه.گفتم:خیلی ببخشیدا من متوجه نمیشم اگه احساس میکنین کمکی از من بر میاد رک بگین تا من بفهمم چی میگین؟ایندفه مرده گفت:حال دیگه بابا حال.یه نگاهی به زنه کردم دیدم لبخند میزنه الحق خوشگلم بود.گیج شده بودم.گفتم:معذرت میخوام اگه منظورتون اون حاله شما که جنستون جوره؟دیگه پس چرا شاکی هستین؟مرده گفت:اره ولی دسته جمعی حال نکردیم.اینو که گفت داغ شدم پیش خودم گفتم اینا چشونه؟دیوونه ان؟گفتم:خب حالا به نظرتون چیکار باید کرد؟گفت:هیچی اگه یه ادم با حال پیدا نشه بریم بهتره.منم سریع گفتم:اکه بشه چی؟با خوشحالی گفت:خیلی خوب میشه که.مرده گفت کسی سراغ داری؟گفتم:به فرض که داشته باشم.کجا میخواین حال کنین؟اصلآ چجوری میخواین حال کنین؟گفت:هر جا بشه هر کاری گفتی .پرسید:هستی؟یه کم ترسیدم گفتم نکنه کلک باشه بخوان بکشوننم یه جایی یه بلایی سرم بیارن؟بعدش به خودم گفتم خره اگه بخوان ببرنت جای خلوت چیزی ازت ببرن که چیزی همرام نیست نهایتش بخوان بکننت که اونم من خیلی بدمم نمیومد.دل زدم نه دریا و گفتم:اره هستم کجا بریم؟اون گفت هر جا تو گفتی میریم ما که اینجا مسافریم.الکی یه امتحان دیگه هم کردم که خیالم راحت بشه که ریگی به کفششون نیست گفتم:من یه جا سراغ دارم مال دوستمه ولی خودشم هست .گفت:باشه بریم.به خودم گفتم:د بیا حالا چیکار کنم؟الکی گوشیمو ور داشتم و زنگ زدم وگفتم:ور نمیداره حتمآ رو سایلنته.حالا چیکار کنیم؟زنه گفت:خب بریم هتل ما.گفتم:نمیشه بابا نمیذارن.گفت:میشه اگه سه تایی با هم بریم میذران.بعدشم اونجا هتل نیست مسافر خونست.گفتم:خب بریم.چند دقیقه بعد دم مسافر خونه بودیم مرده پیاده شد کنار مسافر خونه پارکینگ بود با زنه رفتیم ماشینو پارک کنیم دست گذاشتم رو پاش خوب مالی بود.گفتم:جریان چیه این چی میگه؟گفت:هیچی راست میگه میخوایم حال کنیم.گفتم:من پول ومول ندارما.گفت:نمیخواد بیا بریم میخوایم حال کنیم.خوشبختانه مسولش گیر نداد وسه تایی رفتیم بالا تو اتاق که رفتیم زنه رفت تو حموم و مرده تعارفم کرد بشینم.حقیقتش خیلی ترسیده بودم ریده بودم تو خودم.مرده بلند شد شلوارشو در اورد وبا شرت و زیر پوش نشست به خودم گفتم:الانه که کیرشو که داشت میمایدو در بیاره بیاد بالا سرم یه قلچماقم از بیرون بیاد و خلاصه حسابی بکننم و زنه هم بشینه بخنده.تو همین فکرا بودم که مرده صدام کرد و گفت کجایی؟نیستی اینجا؟دیدم راستی راستی کیرشو در اورده شق شق شده بود البته نا گفته نمونه کیره با حال و کلفت و خوش استیلی بود.دهنم اب افتاده بود.گفت:ببینم چیکار میکنیا.خوب بهمون حال میدیی یا نه؟هنوزم نمیدونستم قراره اونجا بدم یا بکنم؟یه دفعه دیدم خانوم خانوما با شورت و کرست از حموم اومدن بیرون.وااای که چه هیکلی داشت.اصلآ از رو لباس قابل تشخیص نبود.جووووووناومد طرفمو نشست رو پام دیگه حسابی قاتی کرده بودم کیر اقا؟ هیکل خانوم؟مونده بودم سراغ کدومشون برم که خانومه مشکلمو حل کرد و لبشو گذاشت رو لبم دستمم کشید و برد رو سینهاش که وااای عجب سینهایی داشت.با کمک ماد مازل لخت شده بودم و کیرم بی شباهت به سنگ نبود .داشتم پرواز میکردم که &#8230;&#8230;&#8230;&#8230; در اتاقو کوبیدن.منم به معنای واقعی کلمه ریدم تو خودم.گفتم:حتمآ جناب قلچماق تشریف فرما شدن.خلاصه مرده سریع لباس پوشید و رفت دم در و با خنده با یه قوری چایی برگشت و گفت ما بدون چایی روزمون شب نمیشه تو بالا اومدن به مسوول مسافر خونه سفارش دادم.شما به کارتون ادامه بدین داشتم لذت میبردم.دوباره خانومه با پشتکار تمام زحمت ابول بولی رو که از ترس کوچولو شده بودو کشید و سنگش کرد.با خانوم مشغول بودم که اقا هم اضافه شد اومد کیرمو گرفت تو دستش و بدون معطلی شروع کرد به خوردنش.حالا فهمیدم حکایت چیه.زنه رو نشوندم لب تخت و شروع کردم به خوردن کس قشنگش وای که چه حالی میداد زبونمو میکردم لای کسش خیلی کس توپی داشت.خیس خیس شده بود.مرده هم لای پای من ول کن کیرم نبود.زنه رو خوابوندم رو تخت کاندومو زدم و وااااااااااااااااااااااااااااااااد گذاشتم دم کسش یواش یواش هلش دادم تو جوووووووووووووووون چه کس تنگ و با حالی بود.یه چنتایی که تلمبه زدم مرده اومد و دستمو کشید و گفت اگه میخوای بزارم بکنیش باید اول منو بکنی.منم بدون چون و چرا شرطو قبول کردم و گفتم باشه اصلآ تو هم اگه خواستی منو بکن.گفت:.راستی؟گفتم:اره.گفت:باشه حالا بیا فعلآ بکن.خلاصه گذاشتم دم کون اقا و هل دادم یه کم سفت بود ولی رفت توش.بدک نبود حالی میداد داشتم میکردمش ولی از فکر اون کیر با حالش بیرون نمیومدم دستمو بردم زیر شکمشو کیرشو گرفتم واقعآ کیر بود.گفت:دوسش داری؟گفتم:اره دوست داشتنیم هست.خانومه هم بیکار وای نمیستاد با لبای نرمش از من پذیرایی میکرد.زنه دستشو اورد رو کمرمو رفت پایین تا رسید به کونم گفت:واقعآ کونم میدی؟گفتم:اگه خوب بکنن اره .تو چی؟گفت:من نه فقط کس از عقب دوست ندارم.کیرمو در اوردم و کاندومو عوض کردمو زنه رو خوابوندم و از پشت کردم تو کسش .اصلآ یه حال عجیبی بود هر مدلی با هر کدومشون میکردم دیوونه وار لذت داشت.خانومه چار دست وپا بود و داشتم میکردمش که یدفعه کیر داغ اقا از کنار گوشم اومد دم دهنم.فقط کافی بود دهنمو باز کنم تا کیر دوست داشتنیش بره تو دهنم یه کم که براش خوردم گفتم میخوای منو بکنی؟گفت:نه من از کردن لذت نمیبرم اگه میخواستم بکنم که کس به این توپی هست که؟از دیدنش بیشتر حشری میشم.گفتم:باشه پس بشین تا حشریت کنم.نشست رو مبل منم نشستم لبه تخت روبروش زنه هم اوردم رو به اقا و پشت به من نشست رو کیرم وای که تا ته کیرم تو کسش بود پاهای زنه رو باز کردم و با دست شروع کردم به مالیدن کسش دیگه صداش داشت به جیغ تبدیل میشد که ارضا شد وخر کیف شده بود.منم چند ثانیه بعدش ابم اومد که برای لذت بردن بیشتر اقا ابمو ریختم بیرون روی زنه.حالا نوبت مرده بود که با کمک من و زنه ابش امد .فقط نکته مهمش این بود که اقا طالب شد ابشو بریزه رو من که همین کارم کردو پاشیدش رو سینه و دهن من .بعدشم سه تایی حموم کردیمو اونا شماره منو گرفتن تا هر وقت دوباره اینجا اومدن بهم زنگ بزنن که تا الان بعد از 3 سال هنوز نزدن ولی امیدوارم که بزنن.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176837</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کردن میلف خوردنی لیزا</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Sep 2019 05:36:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازاتاق]]></category>
		<category><![CDATA[ازخداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ازهمون]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اومداون]]></category>
		<category><![CDATA[اومدروم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنشست]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[باحالش]]></category>
		<category><![CDATA[بالاپایین]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودومن]]></category>
		<category><![CDATA[بیداری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنش]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنم]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[توهمین]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهای]]></category>
		<category><![CDATA[چنددقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دودستی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[روزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[روسوراخ]]></category>
		<category><![CDATA[روسینه]]></category>
		<category><![CDATA[روشکمش]]></category>
		<category><![CDATA[روصندلی]]></category>
		<category><![CDATA[روکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[فشاردادم]]></category>
		<category><![CDATA[فکرکردم]]></category>
		<category><![CDATA[قراربود]]></category>
		<category><![CDATA[کامرانم]]></category>
		<category><![CDATA[کیرموگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[معناست]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میمونن]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نصیبتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وازلین]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییییییییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[ومامان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کار میکنه بعضی وقتها یه فیلم سکسی مدتی رو منزل ما میمونن برای تفریح وکاریکی ازهمون روزهایی که منزل ما بودن یه کار مهم برای دوستم پیش سکسی اومدکه مجبور شدبره جنوب وزنش رو پیش شاه کس ما گذاشت ورفت قراربود دوروزه برگرده ولی انگار یه هفت روزی رو باید میمونده .درموردمارال کونی واستون بگم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کار میکنه بعضی وقتها یه فیلم سکسی مدتی رو منزل ما میمونن برای</h2>
<p>تفریح وکاریکی ازهمون روزهایی که منزل ما بودن یه کار مهم برای دوستم پیش سکسی اومدکه مجبور شدبره جنوب وزنش رو</p>
<h3>پیش شاه کس ما گذاشت ورفت قراربود دوروزه برگرده ولی انگار یه</h3>
<p>هفت روزی رو باید میمونده .درموردمارال کونی واستون بگم که به معنای واقعی کلمه یه کس به تمام معناست قدش 178</p>
<h4>وزنش جنده 70 سایزسینش 80 سفید وخوش اندام با چشمهای عسلی</h4>
<p>ولبای غنچه ایش که همش کیرمو پستون راست میکرد . یه روزظهرتوخونه بودم که مارال اربیرون اومداون لباسهای باحالش کرد تنش</p>
<h5>همیشه لباسای کوس کوتاه وتاپ میکرد تنش / رومبل نشسته بودومن</h5>
<p>دید میزدم وای ازاون رونهای تپلش وای ازخط سینش اینها همه با هم باعث شد که من راست کنم گویا متوجه شده سکس داستان بود ولی دیدم</p>
<h6>اصلا به روی خودش نمیاره رفتم تو اتاقم ایران سکس موقعیت رو</h6>
<p>سنجیدم که بابا ومامان خوابن منم شروع کردم به یاد مارال جلق زدن توهمین حال وهوابودم که آبم اومد/جلوشوگرفتم که برم توحمام وخالیش کنم اونجا / ازاتاق اومدم بیرون که برم سمت حمام خونه ساکت داشتم میرفتم که دیدم مارال تواتاق بغلی نشسته وداره موهاشو شونه میکنه / من سریع ردشدم رفتم توحمام ازاین میترسیدم که نکنه منو دیده باشه بااون وضع حسابی آبروم میرفت / اومدم بیرون دیدم نه به روی خودش نیاورد منم رفتم تو اتاقم / عصربودکه دیدیم مارال رفت حمام و منم( یه پنجره پشت حمام بود که تو انباری قرارگرفته بود ) سریع رفتم اونجا تا می تونستم نگاش کردم ازهیکل قشنگس دوبارجلق زدم آرزو میکردم که بتونم کیرمو بکنم توکس مارال /داشتم از عقده کردنش دیوانه میشدم که شب شد رفتم بخوابم / نمیدونم کی خوابم بردولی ازصدای یه نفربیدارشدم فکرکردم دارم خواب می بینم مارال بود نشسته بود پایین تختم وآروم صدام میکرد ازترس زبونم بنداومدبه روی خودم نیاوردم خودم زدم به خواب که دیدم میگه : کامی جون بیداری ؟ میدونم بیداری / خودتوزدی به خواب ؟ بیدارشو کارت دارم / منوبگیری ازجام تکون نخوردم که دیدم بلند شد که بره و رفت بیرون / منم دودستی زدم توسرخودم وگفتم خاک برسرت موقعیت ازاین بهتر . خلاصه داشتم حسرت می خوردم که چرا هیچی نگفتم ودعا میکردم که دوباره بیادتواتاق .توهمین فکرابودم که اومددوباره من پشتم به دربودکه اومدخوابیدروتخت پشت سرم وخودشومالون بهمو گفت کامی جون من دست خودم نیست بایدارضا بشم شوهرم که نیست تو این کارو بکن همین جورکه داشت صحبت میکرد دستش اومد روکیرم یکم مالوندش که من دیگه نتونستم تحمل کنم برگشتمو محکم بغلش کردم شروع کردم اون لبای غنچشو به خوردن خوشمزه ترین لبی بود که تا حالا خورده بودم . بلند شدم دراتاقو قفل کردم اومدبلندش کردم لباساشو درآوردم وخودم که فقط شلوارک پام بودمارال درآورد شروع کردم به خوردنش ازلباش شروع کردم اومدم روگردنشولیس زدم وسینه هاشومی مالیدم که توپربودجون میداد واسه خوردن / رفتم روسینشو شروع کردم به خوردنو مکیدن انگاررویا بود سینه های مارال بود تودهنم اومدم روشکمش بازبونم بازی کردم رفتم پایین رو کس تپل وتمیزش شروع کردم به خوردن کسش وایییییییییییییییییییییی اجب کسی داشت بازبونم میزدم توشو میمکیدمش که دیدم میگه به صورت 69 بخوابیم منم ازخداخواسته خوابیدم اومدروم کیرمو کرد تودهنش واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای چه مکی میزدازسرکیرم ازبالاتاپایین کیرم میلیسید به سرش که میرسید میکردتودهنش چندتامک آب دارمیزد منم که راست راست بودکسشو می خوردمو می مالیدم / بلندش کردم روشکم خوابوندمش ازپشت رفتم روش وکیرم دواش گذاشتم روکسش یکم بازی کردم روش دواش سرشو کردم توکسش که دیدم صداش داره درمیاد دواش دست گذاشتم رودهنش که آرومتربیدارنشن اونم سرشو تکون داد که باشه / یواش کیرمو کردم داخل شروع کردم به تلمبه زدن اجب کس تنگی داشت چنددقیقه تلمبه زدم بلندش کردم وایساد جلوی میز خم شدرو میز جوری که کسش جلوکیرم قرارگرفت منم کردم تو کسش ایستاده تلمبه میزدم که دیدم آبم داره میاد نتونستم جلوشو بگیرم ریخت روکمرش سریع گفت همین من که ارضانشدم گفتم نه دوباره میکنمت سریع کیرموتمیزکردموهل دادم تو شروع کردم تلمبه زدن ایندفعه سریعترمیکردم / نشستم روصندلی اومدنشست روکیرم . کیرموگرفت یواش کردتوکسش شروع کردبه بالاپایین رفتن پشتش به من بودمنم شروع کردم به خوردن کمرش که دیدم وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای داره کسشو میچرخونه روکیرم هی بالاپایین میکرد بعدم کسشو میچرخوندروکیرم منم عاشق این کارش شدم خیلی حال میده حتما نصیبتون بشه بفهمید من چی میگم . چرخیدوروبروشدیمباهم نشستو کیرمو گرفت کردتوکسش دوباره همین جورکه بالاپایین میکرد به من گفت کمرمو بگیرمنم دودستمو انداختم دورکمرش فشاردادم گفت آروم بگیرش منم همین کارو کردم وبادهنم سینه هاشو میخوردم که دیدم صداش داره میره بالا وچندتاتکون خوردفهمیدم که ارضا شد بلندش کردم بازانو نشوندمش روصندلی پاهاشو چسبوندم به هم کیرمو کردم توکسش شروع کردم عقب خلوکردن یکم وازلین زدم به انگشتم یواش باسوراخ کونش بازی کردم حسابی که چرب شد یواش گذاشتم روسوراخ کونش سرشوکردمتو که دیدم صداش داره درمیاد که نکن من کیرمو همونجاگذاشتم باکسش بازی کردم تا آروم شه یواش یواش کردم توکونش یکم نگه داشتم عادت کرد بهش یواش شروع کردم به تکون دادن همین جورکه داشتم تکون میدادم دیدم دارم ارضا میشم که سریع در آوردم ومارال برگردوندم گذاشتم تودهنش اونم شروع کردبه مکیدن کیرم وباچه لذتی آبم ریخت روسینه های مارال با کیرم منی ریخته شده روسینشو پخش میگردلای سینشو می مالوندبه نوک سینه هاش بعدشم جفتی ولوشدیم رو همدیگه . ازاون روزتا الان هروقت موقعیت جورشه کس مارال رو می ذارم . اینم از ماجرای سکس من ومارال</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2512</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس خوشگل خو کرده میشه و آب خودش هم میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ae%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d9%87%d9%85-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ae%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d9%87%d9%85-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Jun 2019 06:56:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اشكالی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پرسید:]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوزخند]]></category>
		<category><![CDATA[جموجور]]></category>
		<category><![CDATA[خندشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونسردی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگیه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانتم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبوری]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااای]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی سلام اسم من امید است و شاه کس می خوام یه داستان توووووووپ كه واقعی هم هست رو براتون تعریف کنم.ماجرا از انجایی کونی شروع شد كه: داشتم از مدرسه میرفتم خونه كه یهو بین راه بهناز رو دیدم. جنده بهناز دختر خاله ام بود كه خیلی هم هلو بود وای چه اندامی.آدم وقتی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی سلام اسم من امید است</p>
<h3>و شاه کس می خوام یه داستان توووووووپ كه واقعی هم هست</h3>
<p>رو براتون تعریف کنم.ماجرا از انجایی کونی شروع شد كه: داشتم از مدرسه میرفتم خونه كه یهو بین راه بهناز رو</p>
<h4>دیدم. جنده بهناز دختر خاله ام بود كه خیلی هم هلو</h4>
<p>بود وای چه اندامی.آدم وقتی می پستون دیدش این سیكش ( سیك به تركی یعنی كیر ) می خواست بهش سلام</p>
<h5>كنه ! کوس رفتم جلو و گفتم : سلامون علیكم با</h5>
<p>یه خنده جواب سلاممو داد (آخه من تو گفتن این كلمه مهارت دارم و هر وقت هم میگم همه خندشون میگیره)خلاصه بعد سکس داستان از سلام و</p>
<h6>احوالپرسی گفت كه مادرش یعنی خاله ام خواهر ایران سکس كوچكش رو</h6>
<p>برده دكتر و به بهناز گفته كه بیاد خونه ما بعداً خودشم میاد. بیچاره بهناز هم رفته در زده هیشكی درو باز نكرده آخه مادرم بهم گفته بود كه میخواد بره بازار. وقتی این موضوع یادم افتاد یه فكری به سرم زد و به بهناز گفتم: خب اشكالی نداره حالا كه من اومدم میریم خونه ما بعد مامانتم میاد اونجا. اونم هم قبول كرد و رفتبم خونه ما بععععععععععله. خونه هیشكی نبود كیفمو انداختم كنار دیوار و به بهناز تعارف زدم كه بشینه.اونم درست نشست كنار كیفم. چون خیلی گرسنه بودم چپیدم تو آشپزخونه. البته ماه رمضون بود ولی خب من روزه نبودم. از آشپزخونه بهناز رو صداش زدم وقتی اومد پرسیدم: روزه ای؟گفت: نه روزه نیستم ولی میل هیچی ندارم تو راحت غذا تو بخور گفتم: تعارف كه نمی كنی؟ گفت: نه گفتم: ok داشت از آشپزخونه بیرون می رفت كه یهو برگشت و با حالت سوالی گفت: امید؟ زود گفتم: جونم؟ یه كم مكث كرد و پرسید: اجازه میدی كتاباتو نگام كنم؟ (آخه من سال سوم دبیرستان بودم و اون سال اول) گفتم: باشه. ببین. چند دقیقه گذشته بود كه یهو یادم اومد اون سی دی سوپر كه از دوستم گرفتم لای كتابمه وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای سریع از آشپزخونه پریدم بیرون. چشتون روز بد نبینه. دیدم سی دی توی دستشه یه نگاه به من انداخت و با لبخند ازم پرسید: چیه این؟ منم با خونسردی گفتم: سی دی آموزش ریاضی گفت: باشه پس بذار ببینیم سرخ شدم گفتم: ببین . كلید نكن. این یه فیلمه كه توش صحنه های بد هم دارهبا یه پوزخند گفت: فیلم كه حد اقل دو تا سی دی میشه. پس سی دی دومش كو ؟ آقا ما قفلیدیم اینم گیر داد كه باید سی دی رو بذاری خلاصه بعداز ده دقیقه بحث كردن منم مجبوری دیگه سیدی رو گذاشتم تا تصویر سی دی امد بهناز حالی به حالی شد بهم گفت: عجب اموزش ریاضی قشنگیه یهو خودشو انداخت روم و منو بوسید منم كه دیدم موقعیت جوره شروع كردم به لب گرفتن كم كم خودش مانتو و روسریشو در اورد و منم شلوارمو كشیدم پایین و گفتم: میخوری؟ یهو شیرجه زد رو كیرم و شروع كرد به خوردن به زور كیرمو از دهنش بیرون كشیدم و گفتم : شلوارتو در آر با یه حركت شلوار و شورت صورتیش لغزید به زیر زانوهاش پرسیدم : بهناز جون اوپنی؟ گفت: اوپن مادرته درست صحبت كن بعدش چار دستوپا نشست جلوم و گفت: فقط از عقب منم عین خر كیرمو تا نصف كردم تو كونش یه جیغی زد و گفت : امید آرومتر. سوختم كیرمو كشیدم بیرون و این دفه اروم اروم كردم توش . وقتی تا ته رفت گفتم اماده ای؟ گفت: آره بزن شروع كردم به تلمبه زدن و با یه دستمم با كسش بازی میكردم چقدر نرم بود اون یكی دستم رو بردم رو سینه اش وااااااااااااااای اونم نرم بود بهنازم داشت آه و اوف میكرد یهو از ذهنم گذشت اگه تو این حال بابام بیاد تو و ما رو ببینه چی میشه؟ با خودم گفتم طوری نمیشه كه. بابام میگه پسرم تو كارتو بكن منم از پشت تو رو میكنم!!! با این فكر خندم گرفت آخرشم آبم رو خالی كردم تو كونش و تا كیرمو كشیدم بیرون بهناز با عصبانیت گفت: خیلی نامردی خودتو خالی كردی پس من چی؟ گفتم پاشو جموجور كن كه الان مامان اینا میان بعد بهش قول دادم كه دفعه بعد حتماً ارضاش كنم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ae%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d9%87%d9%85-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1997</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن جنده خیانت کار خوب کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 May 2019 08:10:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پيرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاي]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينش]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارك]]></category>
		<category><![CDATA[صورتيه]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتيش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[ميبوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزاره]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتي]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[نيازهاي]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وسوتين]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دوست داشتم و هميشه ميرفتم فیلم سکسی خونشون به بحانه ي بازي كردن با بچه هاش ، زن عموم خيلي جلوي من راحت بود و هميشه با سکسی تاپ شلوارك يا لباس خوابش راه ميرفت شاه کس اخه فكر نمي كرد كه من بهش نظر داشته باشم . من هم هميشه ي کونی خدا تا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>دوست داشتم و هميشه ميرفتم فیلم سکسی خونشون به بحانه ي بازي كردن</h2>
<p>با بچه هاش ، زن عموم خيلي جلوي من راحت بود و هميشه با سکسی تاپ شلوارك يا لباس خوابش راه</p>
<h3>ميرفت شاه کس اخه فكر نمي كرد كه من بهش نظر داشته</h3>
<p>باشم . من هم هميشه ي کونی خدا تا وقت پيدا ميكردم استفاده ميكردم به بدنش نگاه ميكردم خيلي بدن قشنگي</p>
<h4>داشت جنده سينه هاي بزرگ كه اكثر اوقات تا وسطاش مشخص</h4>
<p>بود ولي حيف كه نميشد اون پستون نوك سينه ي نازش رو ديد پاهاي كشيده و گوشتي و كون برجسته و</p>
<h5>نرم .زن کوس عموم وقتي با لباس خوابش ميومد جلوم رونهاي</h5>
<p>تپل و گوشتيش معلوم ميشد و من رو حسابي حشري ميكرد !!! بالاخره من پسر بودم و اون موقع اوج نيازهاي جنسيم سکس داستان بود . خوب</p>
<h6>منم تا يه جايي ميتونستم خودم رو كنترل ایران سکس كنم ولي</h6>
<p>زن عموم نا خواسته وقتي با اون لباسا ميومد جلوم من رو ديونه ميكرد . يه بار وقتي با خانواده ي عمومينا رفته بوديم شمال سعادت به من رو اورد و صبح ساعت 6 از خواب پريدم ، خيلي گشنم بود واسه همين از اطاق اومدم بيرون و رفتم سر يخچال يه چيز خوردم و اومدم برم دستشويي فرنگي كه تو حموم بود كه ديدم خيسه و متوجه شدم كه يكي حموم بوده خواستم برم اون يكي دستشويي كه بغل اطاقه عموم بود كه ديدم لايه در بازه منم كه عاشق اين بودم كه زن عموم رو ديد بزنم واسه همين رفتم و از لايه در تو اطاق رو نگاه كردم . واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي من داشتم بدن لخت زن عموم رو ميديدم ، زن عموم داشت با هوله موهاش رو خشك مي كرد و بعد شروع كرد به خشك كردن بدنش اول رفت سراغ سينهاش وبعدم بقيه ي بدنش بعد رفت طرف چمدونش و يه شرت وسوتين قرمز و صورتيه راهراه برداشت و پوشيد ، واي كه من داشتم ميمردم وقتي ميديدم داره سينهاش رو ميزاره تو سوتينش . اون روز گذشت و من 4 روز بعد از اين كه از مسافرت برگشتيم صبح رفتم خونشون و قرار بود تا شب وايسم تا بابام بياد دنبالم . اون روز با لباس خوابش اومد جلوم يعني يه پيرهن يك سره تا وسطاي رونش ! صبح يه كم تو كاراي خونه بهش كمك كردم تا ظهر شد و زن عموم رفت رو تخت خوابيد و پسر عموم كه 2 سالش بود ( معين ) رو هم بغل خودش خوابوند به منم يه بالش داد و گفت بخواب . منم كه اصلا خوابم نميومد دراز كشيدم و داشتم فكر ميكردم كه چي ميشه كه يه سكس باهاش داشته باشم . كه يهو يه فكر به سرم زد كه وقتي خوابه برم سراغش ! صبر كردم تا خوابش ببره ، بعده يك ربع متوجه شدم كه خوابه واسه همين يواش يواش رفتم طرف اطاق خوابش . خيلي اروم خودم رو بهش نزديك كردم خيلي قلبم تند ميزد و ميترسيدم ولي شهوتم به ترسم قلبه كرد و جرات كردم دستم رو ببرم طرفش ! دستم رو گذاشتم رو پاش و نوازش كردم خيلي نرم بود اوردم بالا تر و به رونه تپلش رسيدم اروم نوازش ميكردم و ميبوسيدم . دستم رو از روي رونش برداشتم و از روي پپيرهن گذاشتم رو سينه هاش .سوتين نبسته بود و من خيلي راحت نوك سينش رو لمس ميكردم . از رو لباس كلي نوك سينش رو بوسيدم خيلي حشرم زده بود بالا ، پيرهنش رو زدم بالا و از رو شرت كسش رو مالوندم خيلي حال ميداد . منم كه داشتم ديوونه ميشدم تصميم گرفتم شرتش رو بكشم پايين و كس نازش رو ببينم . اروم شرتش رو كشيدم پايين كسش رو ديدم و ناخاسته رفتم طرفش تا بخرم . تا زبونم رو بردم لاي كسش يهو معين از خواب پريد و شروع كرد به گريه كردن . زن عموم با گريه ي معين بيدار شد و من و خودش رو در اون وضعيت ديد . دلم ميخواست زمين دهن باز كنه برم توش ! داد كشيد و محكم زد تو گوشم ، منم گريم گرفت و گفتم من واقعا دوستت داشتم و دارم ، به خاطر همين اين كار رو كردم زن عموم هم كه دلش واسه گريه هام سوخته بود بغلم كرد و گفت ازت توقع نداشتم لا اقل به خودم ميگفتي ، منم گفتم روم نميشد چي ميگفتم ؟؟؟؟؟!!! بهم گفت حالا ارضا شدي يا بازم ميخواي ؟ منم با كمال پر رويي گفتم مگه ميشه ازت دل كند . انقدر خوش سكسي كه 100 بار اب طرف بياد بازم دوست داره باهات حال كنه . خنديد و كفت پس فكر كردي عموت براي چي با من ازدواج كرد خندیدم و محکم به خودم چسبوندمش لبام رو رو لباش گذاشتم و&#8230;		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2097</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پری بر بپری جنده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d9%be%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d9%be%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 May 2019 06:51:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پيرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاي]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينش]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارك]]></category>
		<category><![CDATA[صورتيه]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتيش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[ميبوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزاره]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتي]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[نيازهاي]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وسوتين]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دوست داشتم و هميشه ميرفتم فیلم سکسی خونشون به بحانه ي بازي كردن با بچه هاش ، زن عموم خيلي جلوي من راحت بود و هميشه با سکسی تاپ شلوارك يا لباس خوابش راه ميرفت شاه کس اخه فكر نمي كرد كه من بهش نظر داشته باشم . من هم هميشه ي کونی خدا تا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>دوست داشتم و هميشه ميرفتم فیلم سکسی خونشون به بحانه ي بازي كردن</h2>
<p>با بچه هاش ، زن عموم خيلي جلوي من راحت بود و هميشه با سکسی تاپ شلوارك يا لباس خوابش راه</p>
<h3>ميرفت شاه کس اخه فكر نمي كرد كه من بهش نظر داشته</h3>
<p>باشم . من هم هميشه ي کونی خدا تا وقت پيدا ميكردم استفاده ميكردم به بدنش نگاه ميكردم خيلي بدن قشنگي</p>
<h4>داشت جنده سينه هاي بزرگ كه اكثر اوقات تا وسطاش مشخص</h4>
<p>بود ولي حيف كه نميشد اون پستون نوك سينه ي نازش رو ديد پاهاي كشيده و گوشتي و كون برجسته و</p>
<h5>نرم .زن کوس عموم وقتي با لباس خوابش ميومد جلوم رونهاي</h5>
<p>تپل و گوشتيش معلوم ميشد و من رو حسابي حشري ميكرد !!! بالاخره من پسر بودم و اون موقع اوج نيازهاي جنسيم سکس داستان بود . خوب</p>
<h6>منم تا يه جايي ميتونستم خودم رو كنترل ایران سکس كنم ولي</h6>
<p>زن عموم نا خواسته وقتي با اون لباسا ميومد جلوم من رو ديونه ميكرد . يه بار وقتي با خانواده ي عمومينا رفته بوديم شمال سعادت به من رو اورد و صبح ساعت 6 از خواب پريدم ، خيلي گشنم بود واسه همين از اطاق اومدم بيرون و رفتم سر يخچال يه چيز خوردم و اومدم برم دستشويي فرنگي كه تو حموم بود كه ديدم خيسه و متوجه شدم كه يكي حموم بوده خواستم برم اون يكي دستشويي كه بغل اطاقه عموم بود كه ديدم لايه در بازه منم كه عاشق اين بودم كه زن عموم رو ديد بزنم واسه همين رفتم و از لايه در تو اطاق رو نگاه كردم . واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي من داشتم بدن لخت زن عموم رو ميديدم ، زن عموم داشت با هوله موهاش رو خشك مي كرد و بعد شروع كرد به خشك كردن بدنش اول رفت سراغ سينهاش وبعدم بقيه ي بدنش بعد رفت طرف چمدونش و يه شرت وسوتين قرمز و صورتيه راهراه برداشت و پوشيد ، واي كه من داشتم ميمردم وقتي ميديدم داره سينهاش رو ميزاره تو سوتينش . اون روز گذشت و من 4 روز بعد از اين كه از مسافرت برگشتيم صبح رفتم خونشون و قرار بود تا شب وايسم تا بابام بياد دنبالم . اون روز با لباس خوابش اومد جلوم يعني يه پيرهن يك سره تا وسطاي رونش ! صبح يه كم تو كاراي خونه بهش كمك كردم تا ظهر شد و زن عموم رفت رو تخت خوابيد و پسر عموم كه 2 سالش بود رو هم بغل خودش خوابوند به منم يه بالش داد و گفت بخواب . منم كه اصلا خوابم نميومد دراز كشيدم و داشتم فكر ميكردم كه چي ميشه كه يه سكس باهاش داشته باشم . كه يهو يه فكر به سرم زد كه وقتي خوابه برم سراغش ! صبر كردم تا خوابش ببره ، بعده يك ربع متوجه شدم كه خوابه واسه همين يواش يواش رفتم طرف اطاق خوابش . خيلي اروم خودم رو بهش نزديك كردم خيلي قلبم تند ميزد و ميترسيدم ولي شهوتم به ترسم قلبه كرد و جرات كردم دستم رو ببرم طرفش ! دستم رو گذاشتم رو پاش و نوازش كردم خيلي نرم بود اوردم بالا تر و به رونه تپلش رسيدم اروم نوازش ميكردم و ميبوسيدم . دستم رو از روي رونش برداشتم و از روي پپيرهن گذاشتم رو سينه هاش .سوتين نبسته بود و من خيلي راحت نوك سينش رو لمس ميكردم . از رو لباس كلي نوك سينش رو بوسيدم خيلي حشرم زده بود بالا ، پيرهنش رو زدم بالا و از رو شرت كسش رو مالوندم خيلي حال ميداد . منم كه داشتم ديوونه ميشدم تصميم گرفتم شرتش رو بكشم پايين و كس نازش رو ببينم . اروم شرتش رو كشيدم پايين كسش رو ديدم و ناخاسته رفتم طرفش تا بخرم . تا زبونم رو بردم لاي كسش يهو معين از خواب پريد و شروع كرد به گريه كردن . زن عموم با گريه ي معين بيدار شد و من و خودش رو در اون وضعيت ديد . دلم ميخواست زمين دهن باز كنه برم توش ! داد كشيد و محكم زد تو گوشم ، منم گريم گرفت و گفتم من واقعا دوستت داشتم و دارم ، به خاطر همين اين كار رو كردم زن عموم هم كه دلش واسه گريه هام سوخته بود بغلم كرد و گفت ازت توقع نداشتم لا اقل به خودم ميگفتي ، منم گفتم روم نميشد چي ميگفتم ؟؟؟؟؟!!! بهم گفت حالا ارضا شدي يا بازم ميخواي ؟ منم با كمال پر رويي گفتم مگه ميشه ازت دل كند . انقدر خوش سكسي كه 100 بار اب طرف بياد بازم دوست داره باهات حال كنه . خنديد و كفت پس فكر كردي عموت براي چي با من ازدواج كرد خندیدم و محکم به خودم چسبوندمش لبام رو رو لباش گذاشتم و&#8230;		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d9%be%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2095</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 02:09:28 by W3 Total Cache
-->