<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>وایییییییی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%88%d8%a7%db%8c%db%8c%db%8c%db%8c%db%8c%db%8c%db%8c%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 24 May 2024 10:56:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>وایییییییی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانم با آقا دکتر سوراخ کون بازی میکنن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Oct 2019 09:48:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استخون]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانسل]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرتقالی]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتند‬]]></category>
		<category><![CDATA[گذروندیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رو معرفی بكنم . من فیلم سکسی پیمان ۱۹ سالمه و فرهاد هم هم سن منه ، فرهاد هم رفیق فاب منه كه تو همه كار ها سکسی پشت هم هستیم . داستان از اینجا شاه کس شروع شد كه فرهاد می خواد به یه شماره ای زنگ بزنه و ازش كارت کونی شارژ بخره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رو معرفی بكنم . من فیلم سکسی پیمان ۱۹ سالمه و فرهاد هم</h2>
<p>هم سن منه ، فرهاد هم رفیق فاب منه كه تو همه كار ها سکسی پشت هم هستیم . داستان از</p>
<h3>اینجا شاه کس شروع شد كه فرهاد می خواد به یه شماره</h3>
<p>ای زنگ بزنه و ازش كارت کونی شارژ بخره ، راستش ما تو كار خرید و فروش كارت شارژ و سیم</p>
<h4>كارت جنده های ایرانسل و همراه اول هستیم . حالا از</h4>
<p>داستان فاصله نگیریم ، فرهاد می پستون خواست یه شماره ای رو بگیره كه اشتباهی به جای شماره آخری ۸۷ زد</p>
<h5>۷۸ یه کوس خانمی گوشی رو برداشت كه فرهاد فكر كرد</h5>
<p>كه حتما خواهر اون برداشته و خانمه هم وقتی می گفت اشتباه گرفتی فرهاد باورش نمی شد بلاخره كم كم فرهاد دختره سکس داستان رو اورد تو</p>
<h6>راه &#8230; شب كه می شد به هم ایران سکس مسیج می</h6>
<p>دادند و با هم صحبت می كردند . بعد كه با هم صحبت كردند فهمید كه دختره معلمه و ۲۲ سالشه و اومده تو شهر اطراف ما درس بده . اون شهر هم تا شهر ما یه ۱۵ دقیقه ای با موتور راه است .بعد از اینكه فهمیدیم اسمش زهرا هست و ۲۲ سالشه و از این حرفا ، من نمی دونم چطور تو ۳ روز دختره رازی شد كه با هم سكس كنن . فرهاد هم كل ماجرا رو برای من تعریف كرد كه هم اكنون من دارم برای شما می نویسم . این قدر با فرهاد جور شده بود كه قول و قرار هایی با هم گذاشتن كه مثل شب جمعه كه هم اتاقی اون روفته بود سفر ۲ روزه به یه شهر دیگه و خودش تنها بود به فرهاد زنگ زد و قرار امشب یعنی شب جمعه رو گذاشتند . من و فرهاد هم شال و كلا كردیم بریم سراغ دختره تو راه چون هوا هم خیلی خیلی سرد بود داشتیم یخ می زدیم ، ولی به دروغ به دختره گفته كه با ماشین اومدم .خوب رسیدیم شهری كه دختره بود ، سر كوچه فرهاد رو پیاده كردم و بقیه راه رو خودش خواست بره چون به دختره گفته بود كه با ماشین میاد به همین خاطر نمی خواست ۳ بكنه . ن هم چون تو اون شهر كار داشتم و چون تو كافی نت كار می كنم رفتم پیش مسئول اون كافی نت و یه ۲ ساعتی رو به سختی گذروندیم چون نامرد فرهاد رفته بود حال بكنه و فقط سر من بی كلاه مونده بود . بقیه داستان رو فرهاد میگه : رفتم تو اون كوچه ای كه پیمان منو پیاده كرده بود زنگ زدم به دختره گفتم كجایی گفت : من الان دارم تو رو می بینم ولی من اونو نمی دیدم وقتی سرمو برگردوندم دیدم یه دختره با شلوار مشكی و لباس صورتی در یه خونه ای ایستاده و داره به من نگاه می كنه و به من گفت فرهاد تو هستی من هم كه حول شده بودم گفتم اره ، رفتم جلو و با هم دست دادیم و روبوسی كردم . اینقدر حوس برم داشته بود كه همون جا یه لب ازش گرفتم كیرم داشت شرتمو پاره می كرد كیرم بزرگتر از همیشه شده بود . زرا یه خنده ای كرد و گفت بزار برسیم تو خونه بعد . بعد با هم خندیدیم . از راه پله رفتیم بالا رسیدیم به در خونه من همش نگام به پستوناش بود . رفتیم تو نشستیم رو مبل و كمی در مورد خودمون و همین كسو شرا تعریف كردیم واسه هم . رفتم نزدیك تر و دستام رو انداختم دور گردنش و دست دیگم می كشیدم و پاهاش كه اجب پای نازی داشت . زهرا گفت كه لباسامونو در بیاریم من هم قبول كردم زهرا اومد لباس منو از تنم در بیاره ، لباسمو اورد بیرون شلوارم هم كشیدم پیین و یك شرت پرتقالی پوشیده بودم زهرا دست كرد كیرمو از تو شرتم مالیدن و لیس زدن ، دیگه كیرم داشت می تركید به زهرا گفتم هر ۲ تامون لخت باشیم راحت تریم من هم دست كردم دكمه های پیراهن صورتیش رو باز كردم زیرش یه تاپ زرد رنگ پوشیده بود اون كمكش كردم از تنش بیرون اوردم دیدم یه چیزی مثل حلو اومد طرفم یه پستون هایی داره كه نگوووووووو . از رو كرستش یه كام با پستوناش بازی كردم و كرستش رو بیرون آوردم و شروع كردم به خوردن پستوناش این كار ۱۰ دقیقه طول كشید ، كم كم شروع كردم لیس زدن از گردنش تا رسیدم به اصلیه وایییییییی چه كسی داشت سفید و ناز مامانی دیگه داشت آب از لب و لوچه هام پایین می اومدم مثل وحشی ها و كس ندیده ها خوابیدم رو كسش و اینقدر زبون زدم كه خسته شدم ، بهش گفتم بیا یه كم ساك بزن اول قبول نمی كرد بعد با اصرار زیاد قبول كرد اول خوشش نمی اومد بعد ولكن این كیر ما نبود پیدر كیرم و در اورد . بعد از گذشت ۱۵ دقیقه ساك زدن خودش خسته شد و ولش كرد كیرمم اینقدر سرخ شده بود و داشت منفجر می شد ، خوابوندمش رو تخت و بهش گفتم از جلو پلم هستی یا نه گفت پلمم و من هم می ترسیدم رو دستم بمونه از جلو نكردمش ، پاهاشو رو هم گذاشتم و كیرم رو دادم بغل پاهاش كه دیدم داره نفس نفس می زنه و همش میگه آه اه آه . و یك مرتبه آب زهرا اومد و ریخت رو كیرم من هم از اب های كه از كس زهرا زده بود بیرون علیه خودش استفاده كردم و از بر عكسش كردم و بر علیه كنش رفتم جلو ، كیرم رو زدم تو آب های كه از كس زهرا خارج شده بود و رها كردم تو كنش واییییییییییییییی ،،، چه كنی داشت تنگ و داغغغ ، كم كم و با جون مرگی تونستم كیرم رو تا ته بكنم تو كنش و زهرا هم همش داد می زد و شروع كرده بود به آ ه آه آه گفتن من هم شروع كرده بودم به تلمبه زدن این قدر زدم تا آبم داشت می اومد بهش گفتم داره میاد گفت بریز رو سینه هام من هم به گفته ی اون عمل كردم و ریختم رو سینه هاش اونم آب منو می كشید به پستوناش و با خودش حال می كرد چون آب كیر م داغ بود و به همین دلیل خیلی خوشش اومده بود ازش من هم دیگه از حال رفته بودم و تو بغل زهرا یه چند دقیقه ای خوابم برده بود . وقتی بلند شدم زهرا رفته بود شربت آماده كرده بود و با هم خوردیم تا حالمون بیاد سر جاش بعد زهرا پتو رو كشید سرش و گفت بیا زیر پتو تا سردت نشه من هم یه زنگی زدم با پیمان و بهش گفتم كه ۱۰ دقیقه دیگه بیاد سر كوچه تا من هم بیام من هم فقط ۲۰ دقیقه فرصت داشتم كه ۱ حال دیگه بكنم رفتم زیر پتو و دوباره یه لب ازش گرفتم و افتادم به جونم و وقتی دیگه آب خودم اومد دیگه جون در بدن نداشم و استخون خای بدن و كمرم داشت خورد می شد و هر ۲ تاییمون از حال رفتیم و وقتی بلند شدیم ۳۰ دقیقه گذشته بود و به زهرا گفتم كه بیا بریم حموم هر ۲ تاییمون رفتیم حموم تو حموم هم یه شیطونتایی با هم كردیم واومدیم بیرون لباسمو پوشیدم و با یه لب از زهرا جانم جدا شدم . طفلی پیمان كه تو سرما یخ زده بود ۴۰ دقیقه بود كه منتظر من ایستاده بود در كوچه ازش معذرت خواهی كردم و سوار موتور شدیم و رفتیم به شهر خودمون . انشاء الله دوشنبه هم یه سفر دیگه می خوایم بریم پیش زهرا جون البته ایندفعه پیمان هم باهام میاد كه خدا می دونه پیمان چه به روز زهرای عزیزم میاره . منتظر داستان بعدی باشید .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176842</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم با سینه های طبیعی خوب کرده میشه و به حالت داگی خابونده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Oct 2019 07:32:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدممنم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بودچون]]></category>
		<category><![CDATA[بودساعت]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بودیممن]]></category>
		<category><![CDATA[بیحرکت]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشونده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستی]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[جیغهای]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفارو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[حیوونی]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫خودمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمون]]></category>
		<category><![CDATA[دارماز]]></category>
		<category><![CDATA[داریگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی‌]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمون]]></category>
		<category><![CDATA[زیبائی]]></category>
		<category><![CDATA[سالگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه‌های]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شبهایی]]></category>
		<category><![CDATA[شدیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[صدامون]]></category>
		<category><![CDATA[صداهای]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتی‬]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فکرایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فوق‌العاده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[کردنیه]]></category>
		<category><![CDATA[کنمچند]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:آخه]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مانکنی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مجردیم]]></category>
		<category><![CDATA[مشترکمون]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میاریم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتد]]></category>
		<category><![CDATA[میافته]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوامت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدرخشید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میریزم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌زنه]]></category>
		<category><![CDATA[میزنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنین]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میشنید]]></category>
		<category><![CDATA[میشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاری]]></category>
		<category><![CDATA[‫نمیشد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشه‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیستمن]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یه‌روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[الان صاحب ۲ تا بچه فیلم سکسی هستیم پسر مشترکمون و دختر الهام.موقع ازدواج الهام با من ۳۰ سالش بود و بسیار زیبا جذاب و همچی‌ تموم سکسی بود.البته الان هم فوق‌العاده است و از شاه کس هر زنی‌ که سراغ دارین تاپ تره.شبیه مونیکا بلوچی و بهمون اندازه سکسی.من هم نمی‌خوام کونی تعریف کنم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>الان صاحب ۲ تا بچه فیلم سکسی هستیم پسر مشترکمون و دختر الهام.موقع</h2>
<p>ازدواج الهام با من ۳۰ سالش بود و بسیار زیبا جذاب و همچی‌ تموم سکسی بود.البته الان هم فوق‌العاده است و</p>
<h3>از شاه کس هر زنی‌ که سراغ دارین تاپ تره.شبیه مونیکا بلوچی</h3>
<p>و بهمون اندازه سکسی.من هم نمی‌خوام کونی تعریف کنم ولی‌ تو ۲۵ سالگیم که باهاش آشنا شدم تو تهران کمتر مردی</p>
<h4>از جنده لحاظ قیافه و جذابیت به گردم میرسید چون منو</h4>
<p>اون در واقع یه ازدواج عاشقانه پستون داشتیم که اون بیشتر از من عاشقم بود. از شوهرش طلاق گرفته بود و</p>
<h5>با دخترش کوس که اون موقع 10 ساله بود زندگی‌ میکرد.الان</h5>
<p>۳۵ سالم است هر چند هیکلم از اون سایز مانکنی و کمر باریکی در اومده هرچی‌ باشه ۱۰ ساله متأهلم و خوب سکس داستان آقایون میدونن یه</p>
<h6>مرد هیکلش جا میافته ولی‌ با این حال ایران سکس همین الان</h6>
<p>هم فقط کافیه اراده کنم فکر نکنم دختری باشه که بتونه به من نه بگه.بگذریم همش دارم تعریف می‌کنم بریم سر اصل مطلب.چند ماه پیش یه شب داشتیم با الهام عشق بازی‌ میکردیم و تو حال خودمون بودیم که حس کردم از تو بالکن داریم کنترل میشیم شک کردم و برای اینکه مطمئن شم به الهام گفتم به پشت بخوابه که مشت و مالش بدم آخه شبهایی که حال می‌کنیم اولش کلی‌ عشقبازی می‌کنیم و با همدیگه ور میریم شاید ۱ ساعت برا همین برشگردوندم که مشت و مالش بدم که اونم کلی‌ کیف کرد و آخ جون آخ جون میگفت اون که منو نمیدید بالکنو نگاه کردم و داشتم کمرو و کونشو ماساژ میدادم که دیدم دختر خوندم سپیده داره منو مامانشو دید می‌زنه.اون منو نمیدید یعنی‌ نمیتونست تشخیص بده که دارم میبینمش در واقع منو مامانشو سایه هامون و میدید بخاطر پرده که پشت اون مخفی‌ بود ولی‌ چون تابستون بود و پنجره باز مطمئنم صدامون واضح شنیده میشد.نمیدونستم چی‌ کار کنم نه می‌تونستم بی‌خیال حال کردن بشم چون الهام خیلی‌ حشری است و نمی‌شد نمیتونستم به اون بگم که سپیده داره دیدمون می‌زنه چون نمیدونستم چه کاری ممکن بکنه و نمیتونستم به سپیده بفهمونم که من دیدمت گفتم ممکن خجالت بکشه.رابطمون با دختر خوندم خیلی‌ خوبه و منو خیلی‌ دوست داره(مثل پدر)فکر کنید از 10 سالگی با من بزرگ شده و بخاطر فاصله سنی‌ کم مثل ۲تا دوست هستیم منم چون سنمو چهرم نشون نمیده بیرون که میریم مثلا پیش دوستش وقتی‌ میگه بابام باید توضیح هم بده که چجور بابایی که اینقدر جوان و خوشگل است.خلاصه بگذریم مونده بودم چی‌ کار کنم که یهو الهام گفت عشقم امشب نمیخوای زنتو بگای زود باش دیگه یا می‌خوای من شروع کنم .من دیگه کاملاً لال مونی گرفته بودم که الهام خودش منو برگردوند و اومد روم شروع کرد کیرمو خوردن.ما چون حال کردنامون همیشه با صحبت کردن زیاده و قربون صدقه هیکل همدیگه میریم و الهام همیشه بهم میگه چطوری بکنمش فکرشو بکنید دیگه سپیده چه حرفایی داشت میشنید. کونمو بکن جرم بده کسمو بگا آخ جون جون و کیرتو می‌خوام و &#8230;خلاصه همه چی‌الهام ارضا شده بود و من چون هنوز شوک بودم ارضا نشده بودم که شروع کرد کیرمو خوردن و میگفت مهران یالا آب می‌خوام ساک میزدو و میگفت و قربون صدقه کیرم میرفت که آخ جون چه کیری دارم من و همین حرفا.آبم که داشت میومد فهمید و نزاشت ازش دور شم منو گرفته بود و میگفت بپاش تو صورتم ؛خلاصه منم ارضا شدم و رو تخت ولو شدیم و من هنوز حس می‌کردم که سپیده آنجاست و نرفته.خیلی‌ بی‌ مقدمه گفتم منو تو موقع حال بهم اینجوری حرف می‌زنیم زشت نیست آخه تا حالا به این مساله فکر نکرده بودم.گفت نه همه عشقبازی مون مزش به همینه گفتم آخه یه جوری حرف می‌زنیم مثل جنده و جنده باز می‌شه گفت خوب آره معلومه من جندم عزیزم ولی‌ جنده توام حشری توام برای تو جندگی نکنم برا کی‌ بکنم گفتم خوب بسه.البته بین من و الهام اعتماد بالای بود و هر دومون عاشقانه همدیگرو دوست داشتیم و تو این ۱۰ سال به هم دیگه خیانت نکردیم.من می‌خواستم حرفارو تموم کنم که بخوابم ،پس به الهام گفتم عشقم تو برو دوش بگیر که من دیگه پنچر شم فردا صبح هم باید زود برم شرکت که شریکمون میاد زشته استقبالش نکنم .می‌خواستم بخوابم که الهام که پاشده بود بره حموم گفت نکنه قربون کیرت میرم و میگم جون چقدر گندست یه فکرایی کردی گفتم دیوانه ، چه حرفیه می‌خوام بخوابم شب بخیر یهو گفت:آخه با چند تا از دوستام که میشینیم حرفای زنونه میدونی که برا هم تعریف می‌کنیم اندازه کیرای شوهرامون و داستانهای رختخواب میدونیکه گفتم خوب .گفت اینجور که من فهمیدم مال تو حرف نداره گفتم عجب.این چه حرفای که میزنین آخه.با کدوم دوستات؟گفت همون مریم و مژگان و سمیرا لاشی که هر وقت میومدن میخواستن بخورنتا.گفتم پس برا همینه چند وقتیه نمیزاری بیان آره؟گفت آره از حسودی از همون اولش هم میترکیدن که از من کوچیک تری.گفتم خوب بی‌خیال من میخوابمخواستم بخوابم که زودتر این حرفا تموم شه و سپید بره هرچند کاری که نباید میشد شده بود.ساعت ۷ بود که از شرکت برگشتم الهام نبود آخه باشگاه میره.منم انگار نه انگار که از ماجرای دیشب سپید خبر دارم گفتم شام خوردی یا باهم بخوریم،گفت مهران (آخه تو خودمون همیشه از اولش مهران صدام میکرد خودم می‌خواستم) بریم بیرون شام بخوریم چون میدونستم الهام تا ۹ نمیاد گفتم باشه برا مامان هم میاریم هرچند رژیم میگیره.رفتیم بیرون .نرسیده به پل رومی رفتیم پیتزا بزنیم.خلاصه داشتیم شام میخوردیم که دیدم یکی‌ از میزا خیلی‌ تو نخ ما هستن البته چون ۳تا دختر جوان بودن خوب من هم چیزی نگفتم اما خیلی‌ مشکوک شدم.بگذریم برگشتیم خونه.البته سر راه رفتیم دنبال الهام و پسرم که ۵ سالشه و مامانش باشگاه میبره او رو هم آوردیم.من داشتم آبجو میخوردم و فیلم میدیدم و الهام هم داشت دوش می‌گرفت که صدای پچ پچ شنیدم از تو اتاق سپید راستشو بخواید تا اون روز به هیچ چیز شک نمیکردم چون سپید یه دوست پسر داشت که خوب ماهم خبر داشتیم و میشناختیمش یعنی‌ دلیل برای پچ پچ تلفنی نبود بی‌ اختیار رفتم پشت در و گوش کردم چیزایی که شنیدم باورم نمی‌شد:دیدی چقدر جیگره آره خیلی‌ باحاله خیلی هم سکسیه دیدی لباشو یذره است پیتزارو چجوری میخورد .دو زاریم افتاد اونا که مارو تو رستوران دید میزدن دوستش بودن که من نمیشناختمشون پس سپید داره منو جای دوستش به اونا جا می‌زنه.حالم بد شد نمیدونستم چی‌ کار کنم.به الهام نمیتونستم بگم با خودش هم آخه چجوری حرف بزنم؟مونده بودم که چی‌ کار کنمچند روز گذشت و من دیگه حواسم بود تو اتاق خواب پنجره را ببندم و پرده هارو کامل بکشم.یه پنجشنبه شب بود الهام و پسرم رفته بودن خونه مادرش اینا (چون بعد ازدواج منو الهام تقریبا فامیل من منو ترد کرده بودن بچه‌ام فقط خونه یه مامان بزرگش میرفت)برا همین وقتی‌ میرفتن حسابی‌ میموندن من هم نمی‌رفتم به همون دلیل که مادرش اینا هم راجع به من فکر خوب نمیکردن البته من از خانواده کمی‌ نبودام ولی‌ الهام و خانوادش خیلی‌ پولدارو و بزرگ و&#8230;.آره و فکر میکردن من برای پول اون بود که باهاش هستم و اینو همه جز خودش قبول دارن.بماند.سر شب بود بهم زنگ زد و که حسابی‌ مشروب بخور امشب می‌خوام یه حال حسابی‌ کنیم وقتی‌ اومدم خونه آخه هر دومون از سکس تو مستی خوشمون میومد منم که فکر اتفاقی‌ رو که امشب قراره بیفته رو نمیکردم حسابی‌ ویسکی‌ خوردم که ساعت ۱۱ اینا بود باز زنگ زد که فرهاد(پسرم) لج کرده نمیاد و مامانم هم نمیذاره بیام فردا میام و از این حرفاگفتم باشه و رفتم سراغ ماهواره که خودمو سرگرم کنم.سپید اومد و از اتاقش بیرون و روی کاناپه ولو شد و باهم داشتیم فیلم میدیدم.سراغ مادرش رو گرفت گفتم خونه مامانی ایناست و فردا میاد.منم که معلوم بود مستم گفت با منم مشروب می‌خوری؟ گفتم آره عشقم(البته همیشه می‌گفتم و عادی بود مشروب رو هم ی ۱ سالی‌ بود که میخورد و مام میدوستیم)فردام که جمعه بود و خونه بود پس مهم نبود بخوره.برا اونم ریختم و میخورد منم چون خیلی‌ جلو بودم چند تا در میون خودم هم یکی‌ میخوردم.کلش داغ شده بود چون هر وقت داشت مست میشد سرخ میشد لپاش و چشماش از درشتی می‌خواست از صورتش بیاد بیرون.من داشتم سیگار می‌کشیدم که یهو و بی‌ مقدمه گفت خالی‌ که حال نمیده بذار یه‌چیزی بدم پرش کنی‌ .من که خوب مجردیم همه جور غلطی کرده بودم فهمیدم و با تعجب به سپید نگاه می‌کردم و زبونم بند اومده بود.چون تاحالا تو این ۱۰ سال نه تنبیه کرده بودمش نه نصیحت کلا اینجور کارا با مادرش بود .دید من چیزی نمیگم رفت و تقریبا چیزی نزدیک به ۳گرم حشیش آورد و داد بمن و گفت حدس می‌‌زنم خودت واردی.یه لحظه فکر احمقانه‌ای از سرم گذشت.گفتم خوب اگر باهاش بکشم رومون باز می‌شه و می‌تونم باهاش صحبت کنم و بیشتر خیر سرم نقش تربیتی‌ از خودم نشون بدم.منم که تو این ۱۰ سال گذری خلاف کرده بودم چون الهام از تجربه زندگی قبلیش شدیدا ضربه روحی‌ خورده بود و تنها چیزی که نمیتونست قبول کنه این مساله بود و تنها دروغ تو زندگیمون که به اون گفته بودم همین بود که این گذری رو مخفی‌ می‌کردم.بگذریم خوب خیلی‌ وقت بود از آخرین بار میگذشت خیلی‌ سریع ۲تا موشک حاضر کردم و یکی‌ دادم به سپید یکی‌ هم خودم روشن کردم.که سپید اومد پیشم و گفت نه مثل همه باهم بکشیم خوب من هم بعد از چند تا پک چرخوندمش و خلاصه با یه لذتی وصف نشدنی‌ داشت با من حشیش می‌کشید.تموم شد و خلاصه هر دومون رو ابر بودیم و حسابی‌ می‌خندیدیم و به اصطلاح بنگ و باده کرده بودیم.من البته هوشیاریمو می‌خواستم حفظ کنم ولی‌ صحبت و نصیحت رو بی‌خیال شدم برای بعدن گذشتم.اما از همه جا بیخبر که یه الف دختر بچه 20 ساله چه خوابی‌ برام دیده.سپید رفت کنترل رو برداشت و رفت رو شبکه‌های سکسی که قفل بود با تعجب نگاش کردم و گفتم چطور تونستی‌ بازش کنی‌ با یه شیطنت خاصی‌ گفت خوب دیگه.خیلی‌ جدی گفتم بزن بره اما گفت منو تو که دیگه باهم این حرفارو نداریم دیدم مثل اینکه نمی‌شه برای بعدن بمونه صحبت کردن و باید همین امشب حرف بزنم باهاش چون دیگه داره خیلی‌ جلو میره .گفتم عزیزم من می‌خوام تو آزاد باشی‌ و با من رابطه خوبی‌ داشته باشی‌ ولی‌ تو حریم خانواده یه مرز هائی هست که نباید برداشته بشه یه حرمتهای هست که نباید شکسته بشه و درست نیست منو تو باهم این صحنه‌ها رو ببینیم وقتی‌ تنها بودی ببین مساله نداره خوب یه امر طبیعه و تو هم مثل همه بالاخره یه‌روز خانوم میشی‌ و با عشقت آره دیگه و در این بار هر سؤالی داشتی از مادرت می‌پرسی‌.خلاصه من که داشتم مثلا نصیحت می‌کردم اومد نشست روی پاهام و گفت من سعید و نمی‌خوام نه هیچ کس دیگه‌ای رو تو رو می‌خوام خیلی‌ وقت که خانوم شدم و همه چیزو می‌دونم ولی‌ من تورو دوست دارم.از جام بلند شدم و گفتم خوب بسه دیگه برو بخواب بعدن حرف می‌زنیم که با پروی هرچه تمام تر اومد طرفم و شروع کرد به لب گرفتن از من و میگفت امشب بی‌ تو نمی‌خوابم مگه من چی‌ می‌خوام فقط می‌خوام دوستم داشته باشی‌.ازش دور شدم و گفتم خوب معلومه دوستت دارم واگر نه الان استوخونات رو شکسته بودم .که یهو لباساشو کند گفت دلت میاد منو بزنی‌ تازشم این دوست داشتن نه همون جور که مامان ودوست داری میدونم خیلی‌ همدیگرو دوست دارین منم که نمی‌خوام مامانمو ناراحت کنم شوهر اون باش ولی‌ یذرم من هم حق دارم دیگه دوستت دارم می‌فهمی دست خودم نیست.من که دیدم نه نمی‌شه و خوب هم مست بود هم چت رفتم طرفش و بردمش طرف اتاقش ملافه تختشو برداشتم کشیدم دورش و خوابوندمش رو تخت و گفتم باشه بخواب اینجا میشینم پیشت بعدن حرف می‌زنیم خوب.ملافه رو زد کنار و گفت نه بغلم کن منو بکن میخوامت واگر نه به مامان میگم حشیش میکشی.برق از کلم پرید و یکی گذاشتم زیر گوشش که چند ثانیه بعد فهمیدم چی‌ کار کردم تاحالا نزده بودمش.بغض جمع شد تو چشماش رفتم از اتاق بیرون یه سیگار روشن کردم داشتم می‌کشیدم که بازم اومد دوباره ولی‌ ملافه رو دورش پیچیده بود شروع کرد معذرت خواهی‌ ببخشید غلط کردم فراموش کن اصلا همچین حرفی‌ نزدم و داشت حق حق گریه میکرد و اون چهره قشنگش خیس اشک بود و با اون چشمای درشت که حالا پر اشک بود و میدرخشید نگام میکرد و گریه میکرد.منم که دیدم خودشو پوشونده اومده گفتم حتما مستیش پریده و فهمید چه غلطی کرده خوب منم خیلی‌ سنگ دلی‌ نکردم و رفتم طرفش بغلش کردم پیشنیشو میبوسیدم و گفتم ببخشید عزیزم قشنگم دخترم )برا اولین بار بود می‌گفتم)گفت نه دخترم نه همون عزیزم قشنگم دخترم نه من دوستت دارم می‌فهمی مگه چی‌ می‌شه هم منو دوست داشته باشی‌ هم مامان من که نمی‌خوام جداتون کنم دوستم داشته باش و&#8230;..من که یواش یواش دیگه کیرم سیخ شده بود و سپید هم هی‌ هیکل نازشو میمالند بهم برا اولین بار تنم داغ شد و تو دلم لرزید و یه لرزش خیلی‌ خفیف موقع عشق بازی خلاف که همه تجربه کردین تو وجودم بود و هنوز سپیده تو بغلم بود.وقتی‌ کیر شق شدم رو رو بدنش احساس کرد بدون اینکه از بغلم در بیاد صورتش رو دور کرد از من و تو چشمم نگاه کرد و با لبخند زیبائی شروع کرد به دوست دارم گفتن هی‌ میگفت و از صورتم لبم گلوم می‌بوسید و یواش یواش ملافه از روش افتاد و من حالا داشتم به اندامش به چشم دیگه نگاه می‌کردم که خوب فهمیده بود و هی‌ به اون بدن مثل مرمرش پیچ‌و تاب میداد و وای که چه اندامی داشت به خوش فرمی یه مانکن و به تو پری یه زن خوش کس و کون سینه‌های درشت تر از مادرش وبدنی مثل مار کون کاملاً فرم دار و باسنی گرد و تو پر که میگن طاقچه و یه کس که به رنگ گٔل محمدی صورتی‌ بود و الحق که چه کسی‌ بود تپل و درشت که به شلی کس مادرش نبود من که داشتم نگاش می‌کردم از دوست دارم گفتن دست کشید و لبمو گرفت تو دهانش و من هم مقاومت نکردم و لبشو میمکیدم که زبونشو داد تو دهنم و من هم خوردم و متقابلأ زبونم رو دادم دهانش که با چه ولع و تشنگی میخورد با باسنش بازی می‌کردم و تو مشتم میچروندم و میکشیدمش رو به بالا و به طرف خودم فشارش میدادم و کیرم از رو شلوار تو خونم که خیلی‌ هم نازک بود به کس او مالیده میشد و از همین الان اه و اوهش در اومده بود و شروع کرد به در آوردن لباسم و لختم کرد و حالا لخت جلوش ایستاده بودم و با دستای مثل حریرش داشت بدنمو از بالا تا پاین نوازش میکرد و سینه من که از آدمای معمولی‌ پهن تره البته نه مثل ورزش کارا هم می‌بوسید هم میلیسید و همین جور با من ور میرفت که نشست و کیرمو گرفت دهانش که ساک بزنه و من که انتظار همچین زیاده رویو نداشتم صورتشو گرفتم و کشیدم بالا و لبشو خوردم و گفت نه می‌خوام کیرتو بخورم نگاش کردم و گفتم بعدن چون من به عشق بازی طولانی‌ عادت کرده بودم یهو رفتن سر هارد سکس اونهم با سپید سخت بود و هنوز فکر می‌کردم با همین یه عشق بازی بتونم سرو تهشو هم بیارمبردمش طرف اتاق خواب خودمون که گفت نه عشق من تو اتاق من عشق مامان تو اتاق مامان.رفتیم تو اتاقش و رو تخت ۱نفرش تو بغل هم خوابیدیم و هنوز داشتیم بدن همدیگرو میخوردیم که بغل به بغل هم بودیم خودشو کشید بالا و سینهاشو داد دهانم و من هم خوردم براش حسابی‌ سفت شده بود و داشت سپید از شهوت میسوخت ۱۰ بار از مادرش داغتر شده بود منم با کوسش بازی می‌کردم که چند ثانیه هم طول نکشید که تو بغلم شروع به لرزیدن کرد و با‌ اه و اوه زیاد ارضا شدتو بغلم گرفتمش و داشتم لبخند میزدم که گفت نخند دیگه دست خودم که نبود گفتم باشه مهم نیست حالا دیگه لالا ،گفت نه تازه اولشه منم آب می‌خوام و هنوز ندادم بهت ،که یهو رفت پاین و کیرمو گذاشت دهانش و چه ساکی میزد نفسش مثل آتیش بود و وقتی‌ با زبونش کیرمو از خایه تا بالا لیس میزد و با اون چشمای حشری و خمارش نگام میکرد کمرم تیر می‌کشید و تنم سوزن سوزن میشد از زور شهوت دیدم اگه بخواد اینجوری ادامه بده الانه که آبم بیاد و بریزه تو دهانش که پاشدم و رفتم تو حموم تو اتاقش و رفتم زیر دوش و آب سرد و باز کردم روم چند ثانیه نگذاشته بود که چسبید بهم و گفت سردت نشه عشقم و واقعا زیر دوش آب سرد تن داغش داغم کرد و داشت بهم حال میداد و لبمو میخورد دستشو انداخت دور گردنمو خودشو کشید بالا و پاهاشو دور کمرم حلقه کرد و گفت بس نیست عزیزم بریم منو بکنی‌ دیگه.دوش رو بستمو تو بغلم بردمش رو تخت و انداختمش رو تختشو گفتم من همیشه اول کون میکنما گفت میدونم مامان کونیه خوب منم اول کون میدم بهت نگران نباش آماده است تمیزم فقط جاکون توم منم نشوندمش زمین و شکمشو خوابوندم رو تخت طوری که زانوهاش زمین بود و قمبول کرده بود طرفم ولی‌ با شکم خوابیده بود رو تخت واییییی که چه کونی‌ جلوم باز شد یه سوراخ صورتی‌ با یه کون خوش تراش و گوشتی که معلوم بود کردنیه گرد از اون چیزایی که بهش تاقچه میگن وقتی‌ راه میره آدامس میجو ه شروع کردم به لیسیدنش از بالا تا پایین و توف مینداختم درش و با انگوشتم با سوراخش ور میرفتم و چه آخ و اوخی میکرد انگشتمو کردم توش اول یکی‌ بعد ۲تا بعد ۳تا و حسابی‌ بازش کردم که کیرم میره توش دردش نگیره دندونشو به هم فشار میداد وکسشو میمالید گفت بکن دیگه گفتم دارم می‌کنم خوب گفت نه با کیرت با اون کیر کلفت بکن گفتم کیر می‌خوای گفت چه جورم میخام بیای توم .سر کیرمو یه توف حسابی‌ زدمو دستامو گذشتم رو باسنش فهمید که می‌خوام بکنم دستشو آورد پشتش و چاک کونشو حسابی‌ برام باز کرد منم سر کیرمو گذاشتم دم سوراخشو یواش هل دادم تو وای اون در اومد و جیغ‌های ریز میزد کشیدم بیرون افتادم رو کمرش بغلش کردم گفتم عزیزم چیزی شد؟حشری و آهسته گفت نه تو بکن بازم جا کردم تو و هل دادم یواش یواش هنوز تا ته جا نکرده بودم می‌کشیدم بیرون بازم هل میدادم تو صداش اتاقو برداشته بود آره جون بکن وای چه کونی‌ میدم چقدر رفته تو ؟ همشو می‌خوام بکن تا ته.یواش یواش همین جور که می‌کردم و وقتی‌ می‌کشیدم عقب توف مینداختم رو کیرم دیدم تا ته کردم تو کونش. گفتم خوب اینم همش قربون کونت برم که چه کونی‌ داری گفت آخ جون خوبه؟ کون خوبی‌ دارم خوشت اومده آره فدات شم.تا ته کردی توش؟گفتم آره تا ته توشه زدم رو رونش و باسنش داد زدم کون بده یالا کون بده و اون شروع کرد به عقب جلو شدن و جیغ میزد وایییییییییی ایییییییییییییییی بکن جرم بده آخ جون کیر ،مامان خوش بحالت،بکن مهران بکن پاره کن واییییی من هم مثل کون ندیده‌ها داشتم تلمبه میزدم و مثل یه شیر غرش می‌کردم اخهههههههههههههههه کون بده واییییییییییی یالا میزدم رو باسنش موج می‌افتد رو تن مثل حریر سپیده سرشو چرخوند و نگام کرد گفت بسه بذار برگردم وقتی‌ میگای تو چشات نگاه کنم.برگشت و رو تخت ولو شد و لنگشو گرفت تو دستش و جم کرد تو شکمش کس و کونش جلوم هوا شد میزد رو کوسش و می‌خندید تو صورتم سوراخ کونش بود بود میکرد و هنوز باز بود درش توف انداختم تو کونش و خوابیدم روش توری که پاهاش افتاد رو گردنم و دستامو گذشتم این ور و انور سرش و داشتم تلاش می‌کردم که کیرمو جا کنم تو کونش که با دستش کیرمو گرفت و گذاشت دم سوراخ کونش منم براش حول دادم تو چشماش یهو درشت شد دست انداخت دو طرف صورتم گفت وایییییییی جون قربونت برم وحشی من بکن منو بکن دندونامونو هر دومن به هم فشار میدادیم و و صداهای وحشی از ما در میومد پشتمو چنگ مینداخت منم حسابی‌ داشتم تلمبه میزدم سرعتم که زیاد شد گفتم آبم داره میاد برات میریزم تو کونت که بسوزی خوب، جیغ زد بریز بریز قربون خایه‌هات که میخوره به درم.یهو چبوندم بهش تا ته و حس کردم کیرم رفت تو حلقش دهانش باز شد چشاش از کاسه‌ در میومد که آبم با فشار ریخت تو کونش آخ و اوووخ هر دمون بلند بود و سپید کچولم داد میزد وایییییی داغ ابکیرت داغ جون کونم من هم که داشتم تکونای آخر میخوردم که مثل پس لرزه‌های بعد زلزله بود سپید قربون صدقم میرفت که جون دلم خوب باشه آروم عشقم منو کردی دیگه آره بریز همشو بریز توم.آخ که چه حالی‌ داد گایئدن سپید یه چیز دیگه بود آخه من تو مجردیم کم زن بازی و دختر بازی نکرده بودم.بگذریم کیرمو در آوردم بیرون از کونش و رفتم دوباره زیر دوش و کیرمو شستم اومدم بیرون دیدم رو تخت ولو مونده و داره با سینه‌های مثل هلوش بازی می‌کنه رفتم طرفش و خوابیدم بغل دستش چششو باز کرد و گفت شستیش کیرتو عسل جون .منو خوابوند و رفت شروع کرد کیرمو خوردن و با چشمای خوشگلش نگام میکرد منم دستمو چنگ انداختم تو موهاش و بیشتر می‌کردم تو دهانش می‌گفتم بخور همشو بخور جون .بستت نیست آبمو می‌خوای بخوری.کیرمو از دهانش کشید بیرون یه جوری که از نوک لبای مثل البالوش تفش به نوک کیرم چسبید و کش اومد گفت نه دارم برا کسم آمادش می‌کنم کسم میخا ره تا نگای خوب نمی‌شه غصه چیزیم نخور باز شده ۶ ماهیه. گفتم عجب پس سعید ترکوند.گفت آره بچه قرتی ولی‌ این کسو تو باید بکنی‌ فقط تو.الحق که راست میگفت چه کسی‌ بود تپل و گوشتی .کیرمو که حسابی‌ شق کرد گفت بشینم روت عشقم یا می‌خوای تو بیفتی روم.گفتم چی‌ دوست داری؟گفت بدم نمیاد اول من سوارت شم خوشت میاد مثل جندت باهات حرف می‌‌زنم آره.گفتم سوار شو جنده کچولم بشین رو کیر بابا گفت جون قربون کیر بابام اومد روم و با دستش کیرمو گذاشت دم کوسش و سعی‌ کرد بشینه حیوونی دردش می‌گرفت آخه کوس خیلی‌ تنگ بود و منم که سالها بود به کس الهام عادت کرده بودم کیرم داشت میترکید جیغ میزد وقت یواش یواش بالا پاین میکرد و هنوز ببیشتر از نصف کیرم بیرون بود و سپید رو هوا بود و هنوز نمیتونست کامل بشینه روم.داد میزد واییییییییی چه کیری آیییییییییی کلفته داره جرم میده منم که درد داشتم رو کیرم گفتم بسه پاشو گفت نه من اینو تو خودم باید جا بدم کشید بیرون و سر کیرمو حسابی‌ توف زد و رو دستش توف ریخت مالید در کوسش یکم بازی کرد با کوس و باز نشست رو کیرم چند بر فشار آورد و با دهان باز جیغ میزد چشمش بسته بود و آخ اوخ میکرد.من که می‌ترسیدم چیزیش بشه گذاشته بودم هر کاری دوست داره بکنه .داد میزد کونمو بگیر لاشو باز کن جون آره بتپون تو کسم کیرتو منم براش بالا پاین کردم خودمو, که دیدم نه دیگه کاملا نشست رو کیرم و هیکل مرمریش میخوره به شکمم.سینهاشو براش میملوندم که لذت ببره از کس دادنش و اونم سنگ تموم گذشته بود چه جیقی میزد انگار کلی‌ فیلم پورنو تمرین کردهاوفففففف خوب میدم مهران آره بکنش وایییی می‌گفتم آره جون کس بده. میزدم شلپ و شلوپ رو کونش که پاشد از روم خوابید رو تخت گفت بفرمایید آقا نوبت شماست سوار شید. لنگشو از هم باز کردو میزد رو کوسش میگفت بگا خوب بگا هر جور دوست داری منو بگا همیشه می‌خوام منو بکنی‌ خوب. رفتم روش خوابیدمو کیرمو گذاشتم درش و هول دادم تو.باوجودی که الان داشت کوس میداد و روم بود انگار کوسش کیپ شده بود و باز به زور رفت تو من که حواسم نبود و یه فشار محکم دادم جیغش بلند شد و کمرمو چنگ زد جون آییییییییی جر خوردم آره اینجوری بکن آره اینجوری مامان و میکنی‌ آره اونم مثل من میده جون اونم مثل من وحشی هست مثل من تشنت هست؟من که مغزم قفل بود و نمیتونستم فکر کنم که بخوام جواب بدم فقط می‌گفتم جون کس بده جنده کس بده اونم داد میزد بکن بیشتر چشماش به درشتی یه تخم مرغ شده بود و نفسش که به صورتم میخورد انگار از کوره نون پزی بود.عرق هر دومون در اومده بود توری که عرقم چکه میکرد رو صورتش و سپید چنگم میزد و با ناله میگفت جون داشت از حال میرفت که بغلم کرد محکم و به تنش لرزه افتاد اونم چه لرزی از اولین بار شدیدتر جیغ میزد و تکون میخورد تو بغلم که کیرم سوخت وای بیشتر از چند ثانیه طول کشید چون روش بودم و اون ارضا شده بود بر اینکه وزنم اذیتش نکونه برگشتم و اون اومد روم چند ثانیه بیحرکت موند و از روم شل کرد یواش کشید بیرون واییییییییی آبش شوره کرد رو شکمم غش غش می‌خندید و قربونم میرفت بعد گفت پس تو چی‌ ارضا نشدی که . گفت بیا عشقم بکن آب می‌خوام آب ,بازم خوابیدم روش و تلمبه میزدم اونم چه تلمبه‌ای کوسش که حسابی‌ خیس شده بود و پر آبش بود شلپ شلپ صدا میداد و دوباره اه و اوهش بلند شد سرعتم زیاد شد و داشتم نعره می‌کشیدم فهمیدم الانه آبم بیاد در آوردم کیرمو و تا کشیدم بیرون فواره زد آب کیرم رو هیکلش و صورتش با ووجدی که بار دوم بود که ارضا میشدم ولی چه ابی ازم در اومد شکمش سینه هاش صورتش انگار شاشیدم روش جون جون میگفت با هیکلش ور میرفت و میگفت آخ جون ابتو ببین چه جور در آوردم کیف کردی .افتادم روش و از حال رفتم برای چند دقیقه ولو بودم و بعد پاشدم گفتم بریم دوش بگیریم ساعت ۳ صبحه دوش بگیریم که بخوابیم. رفتیم زیر دوش و اون منو میشوست و من اونو دیگه چیزی نمیگفت و فقط مثل یه عاشق واقعی‌ نگام میکرد من که نمیدونستم چی‌ بگم دست به سر و صورتش می‌کشیدم و میبوسیدمش ازگریبانش و لباش اونم کیف میکردی نیم ساعتی زیر دوش بودیم می‌خواست بازم باهم ور بره که گفتم نه بعدن گفت قول؟گفتم تو همیشه اینجوری بده تا هروقت بخای من هستم .گفت تو بکن من همیشه اینجوری میدم.گفتم باشه پس الان تو تو جات منم تو جای خودم میریم می‌خوابیم که مامان صبح خوابیم میاد بعدن فکر می‌کنیم خوب؟منو بوسید و گفت خوب من از حموم اومدم بیرون و رفتم طرف اتاق خواب خودمون و رو تخت ولو شدم و مونده بودم امشب چه شبی‌ بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176753</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داغ جنده خانوم رییس با کارمند خوش شانس</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Oct 2019 07:32:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باحالی]]></category>
		<category><![CDATA[باحالیه]]></category>
		<category><![CDATA[باخنده]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[برانداز]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگی‌]]></category>
		<category><![CDATA[بمونهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبرای]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پستونشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبمو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جیغهای]]></category>
		<category><![CDATA[جیگرتو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمه]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[دادمبا]]></category>
		<category><![CDATA[دارممن]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهیش]]></category>
		<category><![CDATA[دریایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارش]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سکس‌های]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتی‬]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فوق‌العاده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونش]]></category>
		<category><![CDATA[کارمندا]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[کردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[کردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[کردیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مجردیم]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرمه]]></category>
		<category><![CDATA[منگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتد]]></category>
		<category><![CDATA[می‌برد]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[نارگیل]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[‫نمیشد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتنم]]></category>
		<category><![CDATA[نیشخند]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یه‌روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مگه چه عیبی داره ۲تا فیلم سکسی آدم همدیگرو بخوان با هم باشن فارغ از ارتباطات خونی که با هم دارن یا باید و نباید‌های دینی.برای همین سکسی به خواهرم که بسیار زیبا بود و شاه کس تازه هم ازدواج کرده بود نظر پیدا کردم.البته او تنها کسی‌ بود که از فامیل کونی خودم با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مگه چه عیبی داره ۲تا فیلم سکسی آدم همدیگرو بخوان با هم باشن</h2>
<p>فارغ از ارتباطات خونی که با هم دارن یا باید و نباید‌های دینی.برای همین سکسی به خواهرم که بسیار زیبا بود</p>
<h3>و شاه کس تازه هم ازدواج کرده بود نظر پیدا کردم.البته او</h3>
<p>تنها کسی‌ بود که از فامیل کونی خودم با من قطع رابطه هم نکرده بود و با هم رفت و آمد</p>
<h4>داشتیم.از جنده سکسم با سپیده چند ماهی‌ میگذشت و تو این</h4>
<p>چند ماه سکس‌های فوق‌العاده هارد و پستون هاتی با هم داشتیم.که البته بیشتر نظر سپید بود که از سکس‌های هیجانی لذت</p>
<h5>می‌برد و کوس این باعث شده بود که تو بدن و</h5>
<p>رفتارش تاثیر زیادی بزاره.و بدن زنونه پیدا کرده بود که مادرش فکر میکرد با سعیید ارتباط سنگینی‌ پیدا کرده که همین باعث سکس داستان شده بود به</p>
<h6>فکر ازدواج کردنشون بیوفته که البته من هم ایران سکس موافق بودم.بگذریم</h6>
<p>می‌خوام چگونگی‌ ارتباط سکسیم رو با خواهرم مهری بگم که تقریبا ۳ ماه بعد از سکسم با سپیده اتفاق افتادمهری ما الان ۲۹ سالشه و پارسال با هم دانشگاهیش ازدواج کرد.دختر بسیار زیبا و سکسی بود بطوری که مجردیم همیشه به خودم می‌گفتم حیف خواهرمه.اما یادم نمیره وقتی‌ تو خونه با هم بودیم و اون جلوم راه میرفت یا از حموم که بیرون میومد فقط با یه حوله دورش واقعا تحریک میشدم.اما خوب خواهرم بود دیگه.اما بعد از سکسم با سپیده فکرم تغییر کرده بود و می‌گفتم حیف که از دستم در رفته.تا اینکه یه‌روز دفتر خاطرتش رو تو خونشون دیدم و اونو برداشتم و بردم با خودم.چه کاری کرده بود و با کیا دوست بود و خلاصه خاطرات جالبی‌ توش بود تا چند صفحه ی که برام خیلی‌ جالب بود.برای من بود که اونم راجع به من همون فکرای حیف که داداشمه رو داشت و اینکه خوش به حال الهام داداش جیگرمو خوب تور کرد و اگه خواهرش نبودم که نمیذاشتم دست هیچ کس دیگی به بدن مثل مرمر داداشم بخور و این حرفا.با خوندن این صفحه ات خود بخود کیرم شق کرده بود.و دنبال یه راه می‌گشتم که کاری کنم.۲-۳ روز بعد از برداشتن دفتر خاطرات بهم زنگ زد که داداش کارت دارم گفتم شرکتم بیا .طرفای ظهر بود که اومد.و داشت با زبون بیزبونی میگفت که اون روزی که خونمون بودی دفترم گم شده ندیدیش.که بیمقدمه گفتم چرا دست منه.اون روز چیزی خواستم بنویسم دنبال کاغذ گشتم رفتم تو کمد دست کردم این افتاد دستم بعد که نوشتنم تموم شد بعضی‌ صفحه هاش برام جالب اومد نتونستم جلو خودمو بگیرم برداشتم خوندم.کشو میزمو باز کردم و دفترو بهش دادم.با صورتی‌ سرخ که هم از خجالت بود هم عصبانیت گفت: اینا خصوصی بود.بعد با لحنی کنجکاو گفت کجاش برات جالب بود؟گفتم خودم که یهو سرخ شد و اومد چیزی بگه.پاشدم رفتم طرفش دست گذشتم رو لباش گفتم هیس.چیزی نمیخواد بگی‌.اون که هنوز فکر میکرد من شاکی‌ شدم گفت :داداش توضیح میدم.گفتم لازم نیست عیبی نداره که من اتفاقا کیف کردم.که خواهرم اینقدر هوادارم است.ببینم هنوزم همون داداش جیگرت موندم یا دیگه داوود جیگرته؟ نمیدونست چی‌ بگه گفت یعنی‌ چی‌ داداش؟گفتم یعنی‌ الان که با اون میخوابی خوب بهت حال میده یا هنوزم دوست داری با من یه حالی‌ کنی‌؟گفت داداش این چه حرفیه اینا مال قدیماست.پاشدم رفتم طرف در و به منشیم گفتم :با خواهرم یه جلسه دارم کسی‌ مزاحم نشه.درو قفل کردم و رفتم طرف مهری.و به سرو صورتش دست می‌کشیدم و گفتم ولی‌ همون قدیما من هم می‌گفتم حیف که خواهرمی ولی‌ الان نه مهم نیست چه عیبی داره هم من می‌خوام هم تو.گفت آخه دیگه دیره هم تو زندگی داری هم منگفتم مهم نیست که توهم زندگیتو میکنی‌ من هم زندگیمو می‌کنم داود هم با داداشت قرار داشته باشی‌ که شک نمی‌کنه همینجور الهام من.و تو این حال داشتم باهاش ور میرفتم و اون از استرس پاشده بود سرپا و من داشتم باهاش ور میرفتم و کونو پستنشو میمالوندم و تو گوشش پچ پچ می‌کردم.اونم با وجودی که همه بدنش داشت میلرزید با چشمای بسته و دهن باز که با صدای حشری نفس می‌کشید به حرفم گوش میکرد.منم که دیدم همه چی‌ حاضره شروع کردم به لب گرفتن و باسنشو میمالوندم و به کیرم که شق کرده بود فشار میدادم مهری رو و کیرمو رو کوسش میمالوندم. که بعد از یه لب حسابی‌ گرفتن تو صورتش نگاه کردم و روسریشو که به خاطر مالوندن سرو گردنش افتاده بود رو شونه اش برداشتم رو میزم انداختم و به لای موهاش دست کشیدم و نوازشش می‌کردم و گفتم مهری جونم عزیزم خوش بحال داود مثل الهام.با چی‌ میخوابن اینا نه؟گفت: کوفتشون بشه هر دوشون و دوباره لبشو داد بهم و منم براش حسابی‌ خوردم توری که زبونشو می‌کشیدم وقتی‌ می‌خواست لبهاشو برداره از لبم. و وقتی‌ دردش اومد با شیطنت یه بشگون از سر کیرم گرفت که ای‌ وحشی یواش.شلوارمو از پام در آوردم و گفتم هنوز وحشیو ندیدی.که اومد طرفم نزاشت شرتمو در بیارم گفت وایسا کار خودمه.بعد لباسم رو در آورد و نشست به کیرم از رو شرتم دست می‌کشید و گفت وای این دیگه چیه؟ میگم چقدر کون و پرو پاچهٔ الهام گندست معلومه دیگه با این اونو میگای.بعد شرتمو کشید پاین وکیرم افتاد بیرون میمالوندش به صورتش و میگفت جون وایییییییی چه چیزیه این .لیس جانانه زد توری که گفتم همین اول کار آبمو میکشی بیرون بعد پاشد گفت همین الان اینجا ترتیبمو میدی؟گفتم آره دیگه الان من یا تو میتونیم بی‌خیال بشیم برای بعدن بمونه؟گفت من که اصلا گفتم منم نه گفت پس برو کارمندارو رد کن چون نمی‌خوام با ترس و لرز بدم گفتم الان که لختم؟ گفت دیگه دیگه لباسمو تنم کردم دوباره و رفتم از اتاق بیرون و به منشی‌ و باقی‌ کارمندا گفتم امروز رو برن خونه ساعت ۱ بود و همه استقبال کردن.۱۰ دقیقه بعد رفتن در واحد رو بستم و رفتم سر وقت مهری که دیدم رو کاناپه چرمی که تو اتاقم بود ولو شده و لخت منتظرمه چند دقیقه دور ایستادم و به اندام مثل پری دریایی‌ مهری نگاه می‌کردم و باورم نمی‌شد چیزی که میدیدم سینه ی که انگار تو سوتین است به همون خوش فرمی و سفتی یه بدن مثل دلفین زیبا و کوسی که معلوم بود چه چیزیست خوش تراش و زیبا لباسمو کندم که بپرم روش که یهو فکری به سرم زد و گفتم پاشو و برام راه برو و خودتو برام نمایش بده.رفتم نشستم رو کاناپه و اون رو بلند کردم که برام عشوه بیاد. و خواهرم چی‌ کار کرد کم مونده بود از وری که با کیرم میرفتم ارضا شم.قمبول که کرد جلوم و با اون دستای نازش میزد رو یه لوپ کونش و موج می‌افتد رو اون بدن ژله‌ای احساس می‌کردم دارم می‌کنمش و همون جوری کیرم تکون تکون میخورد.خلاصه گفتم بیا مهری بیا ببین من بهتر می‌کنم یا داوود گفت اومدم عزیزم بیا بکن ببینم من خوش کوس ترم یا الهام و اومد نشست جلوم و زانو زد رو زمین و کیرمو گذاشت تو دهنش و میخورد و موقع ساک زدن تو چشمم نگاه میکرد .اوم اووم اوومممممم همینجور میگفت و کیرمو میخورد بدنمو نوازش میکرد و کیر میخورد و منم که دیگه نمیدونستم دارم چطوری حال می‌کنم و اه و اوهم بلند بود کیرمو با دستش میمالوند و میگفت جوووووون ووووویییییییییییی به این میگن کیر مال منه امروز مگه نه؟ گفتم آره عسلم همشمال تو بخورش فقط خایه هام و لیس بزن گفت چشم عشقم.تخممو کرده بود تو دهنش و می‌خورد و من هم رو هوا بودم و دست از پام نمی‌شناختم. چنگ انداخته بودم به موهاش و سرشو گرفته بودم تو دستم و تو دهان مهری تلمبه میزدم کیرمو.صدام که بلند شد فهمید آبم تو راهه لبشو غنچه کرد جلو کیرم و با زبونش میزد سر کیرم و با دستشم کیرمو میمالوند و جیغ میزد آب آب بده که من دیگه نفهمیدم و پاشیدم تو دهنو صورتش وایییییییییییی که چه حالی‌ میداد مثل یه کوه آتش فشان داشتم به خودم میلریزدم و آبمو خالی‌ می‌کردم تو دهنش زبونشو آورد بیرون و آب کیرمو که تو دهانش جمع شده بود نشونم داد و خواست بگه جون که آبم پرید تو گلوش و سرفش گرفت و باخنده قورتش داد و گفت جون عزیزمی چه آبی بود شورررررر داغم بود وای‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی حال داد پاشو نوبت توئه که کسمو بخوری منم آبم بیاد فعلا,گفتم چشم فدات شم بیا بشین رو دهنم کستو بخورم .و همون جور که نشسته بودم رو کاناپه اومد و سرپا رو کاناپه ایستاد و یه پاشو این ورم و یه پاشو انورم گذاشت و دستشو رو پشتی‌ کاناپه دو طرف سرم گذاشت و کوس هولوشو بهم نشون میداد و میپیچید به خودش و میگفت چطوره جیگرتو بخورم.خوب کوسی دارم.من که اون پستونای به بزرگی‌ و گردی نارگیل مهری و میدیدم بالا سرم و داشتم میملوندم اونارو نتونستم جوابی‌ پیدا کنم که بگم با نیشخند گفت باشه داداشی میدم آنهاراهم بخوری و بمالونی اصلا برام بذار لاش و روش ارضا بشی‌ ولی‌ اول کسم بخور برام چه جوره خوشت میاد؟ کوسش که مثل یه تیکه کتلت پف داشت و بهمون رنگ بود معلوم بود زیاد داده یا داوود حسابی‌ گایدتش ولی‌ مشخص بود که کوس توپ و باحالیه چوچولش هنوز مثل الهام خودم بیرون نزده بود و مثل یه دختر فقط یه چاک لای پاش بود ولی‌ خوب چه چاکی که من جلوی خودمو نمیتونستم نگاه دارم و همینجور زبونمو میمالیدم به کوسش و براش لیس میزدم و حتا زبونمو می‌کردم تو کوسش طوری که با دماغ میرفتم تو کوسش و چوچولشو میمالوندم اونم که حسابی‌ داشت از حال میرفت توری شد که نتونست رو پاهاش وایسه و ولو شد منم برا اینکه حسابی‌ برای مهریمون سنگ تموم بذارم اونو کشیدم رو کاناپه و خودم نشستم زمین لنگشو دادم دستش که بگیره بالا و براش بازم خوردم کسشو واییییییییییی که چه کیفی میکرد خواهرم موهامو چنگ میزد و با جیغ میگفت بخور الان میاد بخور اومد جووووون بخور کسمو آره آره جیغ میزد و لرزه زیادی رو بدنش داشت و همین جور کسشو تو دهنم فشار میداد نگاش کردمو با کیرم مالوندم روش که جیغ زد وای مهران چه داغه سوختم و دستمو گرفت منو کشید رو خودش و کوسش که اینقدر خیس بود که در همون حاله روش دراز کشیدن کیرم سور خورد و رفت تو کوسش که همون لحظه ارضا شد و چنگ انداخت کمرم و جیغ زد ایییییییییی مهران اومد عزیزم اومد جووووون واایییییییییییی توم حسابی‌ خیس شد آخ جون.کیرمو کشیدم بیرون چون تو کوسش واقعا داشت می‌سوختبعد سریع بغلش کردم که آروم بشه مثل کوره داغ بود داغ که نه داشت می‌سوخت.میبوسیدمش و قربونش میرفتم.گفت مهران خیلی‌ حال داد حالا بکن منو یالا.زدم رو لوپای کونش گفتم چشم شما بده من می‌کنم.لبخند شیطونکی زد و گفت: کون می‌خوای بلا؟ گفتم اگه بشه برای پیش غذا که از خنده ریسه رفت.و رو کاناپه بر گشت و برام قمبول کرد گفت بیا کونمو بکن عزیزم.که یدونه زدم رو کونش و گفتم از رو کاناپه پاشه و رو دسته کاناپه با شکمش دراز بکشه که وقتی‌ این کارو کرد کونش رو دسته کاناپه آماده گاییدن شد و چون با شکم رو کاناپه بود پاهاشم زمین نبود و رو هوا آویزون بود یعنی‌ اصلا کاری برای انجام دادن نداشت جز دادن!!رفتم وسط پاهاش و ا ونارو باز کردم و کونشو برانداز می‌کردم کیرمو هول دادم تو کوسش که حسابی‌ خیس شد و کشیدم بیرون و با آب کوسش سوراخ کونشو نرم می‌کردم و توف مینداختم تو کونش و باز می‌کردم تو کوسش و کیر خیسمو می‌کشیدم بیرون و میمالوندم رو سوراخ کونش که مهری میگفت جون تو هم چه کارای بلدیا شیطون این از مدل گایدنت اینم از نرم کردن سوراخم بیخود نیست الهام روز به روز خوشگل تر می‌شه.گفتم دیگه دیگه ما اینیم.گفت خوب توام زود باش دیگه کونم به خارش افتاد بکن گفتم چی‌؟گفت بکن هی‌ می‌گفتم چی‌ اونم میگفت بکن کونمو بکن که یواش یواش سر کیرمو گذاشتم دم سوراخ و هل میدادم تو که صداش تغییر کرد آاایییییی بکن اوووومممممممم وای جر خوردم آااییییییی توف بزن مهران آایییی کشیدم بیرون و بازم براش توف زدم و تکرار کردم چند بار این کرو تکرار کردم که دیگه داشت جا وضع میکرد و مهری هم دیگه داشت با حال ناله میکردم که شروع کردم به تلمبه زدن که دیدم نه داره لذت میبره اونم چه لذتی جیغ‌های از رو شهوتش اتاقو برداشته بود و منم چه تلمبه‌ای میزدم .میزدم رو باسنش می‌گفتم خوبه ؟ در چه حالی‌? میگفت بکن جون بکن که داری جر میدی آب بریز یالا آب کیرتو خالی‌ کن که حسابی‌ این حرفش حشریم میکرد که یهو آبم پاشید تو کونش از نعره کشیدنم فهمید دارم ارضا میشم که جیغ میزد واااایییی بریز بریز بریز جونم که یهو توشو خیس کردم که جیغش در اومد جووووون چه داغه اووووومممممممم که دیگه پاهام داشت شول میشود و نمیتونستم رو پاهام وایسم که سریع از زیر کیرم پاشد و اومد منو گرفت و نشوند رو کاناپه نشست بغل دستم و بغلم کرد جون داداشی آروم باش حال داد؟ حرف نمیتونستم بزنم فقط نفس نفس میزدم.یواش یواش که آروم شدم دیدم داره کیرمو با دستمال نم دار تمیز می‌کنه حسابی‌ و برام ساک زد.ووووووااااییییییییی که چه ساکی انگار نه انگار الان ارضا شدم کیرم شق کرد اونم چه شقی.گفتم کس میدی؟گفت آره کیر می‌خوام ببین چه کیری داری یه وجبه اووففففففففف چه قدرم کلفته فکر کنم زوری بره توم. که پاشد اومد روم من که رو کاناپه ولو بودم اون هم نشست رو کیرم که کیرم واقعا داشت به زور میرفت تو کس نچندان تنگش.جیغ‌های باحالی‌ میزد و همین جوری رو کیرم بالا پایین میکرد که یواش یواش داشت همه کیرمو جا میداد تو خودش منم حسابی‌ پستونشو مالوندم و بعضی‌ وقتم کونشو میمالوندم که خیلی‌ کیف میکرد و با دستش همه تخت سینمو نوازش میکرد.جیغ میزد آااااییییییییی خوب میدم ؟ کسو میبینی‌ چطوره به این میگن کوسا میبینی‌.می‌گفتم آره کوس بده جووووون که حسابی‌ داشت روم سواری میکرد که یهو حس کردم کیرم و کردن تو آب جوش و سوختم فهمیدم داره ارضا می‌شه که خواستم بلندش کنم جیغ زد نه روم فشار آورد و بلند نشد خم شد روم و صورتمو گرفت و نگام میکرد و گفت بریز توش زود باش آااییییییییی که منم دیگه نمیتونستم خودمو نگه دارم و ارضا شدم اونم چه ارضایی.خوابید روم و از هم دیگه لب میگرفتیم و اونم که ارضا شده بود هر دومون از حال رفتیم و رو من ولو بود تا اینکه از روم شل کرد که برگرده اونم رو کاناپه ولو بشه.نگاش کردم و گفتم حالا چی‌؟ چی‌ می‌شه چی‌ کار بود کردی؟گفت اونجاشم بذار من فکرشو بکنم.تو نگران نباش.کیف کردی خوب بود بوسیدمش و گفتم آره عزیزم.گفت من باحالترم یا الهام؟گفتم دیگه نشد هر گل یه بوی میده توهم بذار این جوابش بمونه برای من.نیشخندی زدو گفت باشه و این ماجرا فعلا اینجوری تموم شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176755</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه سینه هایی دارم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Sep 2019 07:39:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[بمالمش‬]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسناک]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهای]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستید]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقاً]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[فابریک]]></category>
		<category><![CDATA[فردایی]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگشو]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کردموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[ملایمی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداما]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ناز داشت که اسمش هلنا فیلم سکسی بود و خیلی وقتا میمود تو حیاط خونه ما و با خواهرم بازی می کرد. هم سن سال خواهرم بود سکسی حدود 12 یا 13 ساله. بعضی وقتا شاه کس که میومد با خواهرم بازی کنه و کس دیگه ای خونه نبود از پشت پنجره کونی نگاش می [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ناز داشت که اسمش هلنا فیلم سکسی بود و خیلی وقتا میمود تو</h2>
<p>حیاط خونه ما و با خواهرم بازی می کرد. هم سن سال خواهرم بود سکسی حدود 12 یا 13 ساله. بعضی</p>
<h3>وقتا شاه کس که میومد با خواهرم بازی کنه و کس دیگه</h3>
<p>ای خونه نبود از پشت پنجره کونی نگاش می کردم و جلق می زدم واقعاً دختر نازی بودیکی دو بار هم</p>
<h4>من جنده رفتم و باهاشون بازی کردم به بهانه های مختلف</h4>
<p>خدومو می چسبوندم بهش یا دستشو پستون می گرفتم با وجودیکه هنوز خیلی بزرگ نشده بود ولی هیکل با حالی داشت</p>
<h5>و خیلی کوس سفید بود صورت خوشکلی داشت لبهای قرمز با</h5>
<p>چشمهای عسلی درشت. حسابی تو نخش بودم تا اینکه یه روز صبح تابستون اومد که با خواهرم بازی کنه ولی خواهرم با سکس داستان مامانم رفته بود</p>
<h6>بیرون دقیقاً یادم نیست برای چه کاریبهش گفتم ایران سکس بیا تو</h6>
<p>الان. اومد تو و بردمش تو خونه شروع کردم باهاش صحبت کردن از مدرسه و معلمهاش و اینجور حرفها یواش یواش دستشو گرفتم خیلی مهربونانه به حرفهاش گوش می دادم بعد گفتم می خوای باهم دوست باشیم گفت خوب مگه نیستیمگفتم چرا ولی دوست دختر و پسر باشیم فکر کنم تو عالم بچگیش از حرفم خوشش اومد خلاصه یه نیم ساعتی رو مخش کار کردم و حسابی احساسات دخترونشون تحریک کردن که می تونیم باهام باشیم و عشق و محبت و ازدواج و &#8230;. از این کس شعرا که دخترها معمولا تو این سن که تازه دارن شروع می کنن خوششو میاد. کیرم حسابی شق شده بود. پاهای سفیدشو با ناخنهای ظریف لاک زدشو که می دیدیم بیشتر تحریک می شدم ولی خودمو کنترل می کردموقتی باهاش حرف می زدم دستاش آروم نوازش می کردم و بهم لبخند میزد خلاصه فضا حسابی عاشقانه شده بود بعد از ده بیست دقیقه آروم موهاشو نوازش کردم صورتشو بوسیدم خیلی حال می کرد ولی خجالت هم می کشید و معذب بود خلاصه وقتی دید خواهرم نیومده گفت می ترسم مامانم اگه بفهمه اومدم تو اینجا پیش تو و ساناز نبوده دعوام کنه چون از پنجره خونشون که روبروی حیاط ما بود می شد توی حیاط دیدبهش گفتم باشه برو و تو یه فرصت خوب بیا اینجا عشق کوچولوی من و به هیچ کس هم حرفی نزن حتی ساناز. چشماش برق می زد خلاصه کیر شق شده ما اون روز همینطور موند و رفت بعد از رفتنش یه جلق حسابی زدم و آروز کردم زودتر کس و کونشو ببینم و ترتیبشو بدم.فردای اون روز دوباره اومد پیش خواهرم و با هم بازی کردن وقتی من و دید بهم نگاه می کرد و با لبای خوشکلش بهم لبخند می زرد توی یه فرصت مناسب بهش گفتم که فردا ظهر ساعت سه که مامانش اینا خواب بودن بیاد اینجا پیش من .فردایی اون روز از ساعت دو ظهر استرس داشتم .کیرم هم حسابی شق شده بود دیگه طاقت نداشتم در حیاطو یک کم باز گذاشتم و تو پارکینگ قدم میزدم همه خوابی بودن ساناز هم تو اتاقش بود فکر کنم داشت کتاب می خوند یا شایدم خوابش برده بود. حدود 3 و ربع اومد تو وایییییییی داشتم می مردماز تو پارکینگ اشاره کردم باید اینجا نمی تونستم برم تو حیاط شاید کسی از پنجره میدیدآخر پارکینگمون یه اتاقک 7-8 متری بود که فقط دوسه تا کارتون اونجا بود رفتیم تو بغلش کردم کیرم داشت می ترکید گفتم هلنا می خوای با هم عشقبازی کنیم گفت آره اومد بغلم شروع کردم لباشو خردن چیزی نمی گفت ولی نفس نفس میزد آروم از رو لباس سینه هاشو مالیدم کوچیک بودن ولی با حال . عطر ملایمی زده بود که داشت بیشتر تحریکم می کرد مانتوشو در آوردمنشوندمش روی یکی از کارتونای گوشه انباری آروم دانشو زدم بالا وای چه پاهای سفید و سکسی داشت نرم داغ اوفففففف الانم که دارم میکنم کیرم شده مثل سنگیکم خجالت کشید و اول دانمشو گرفته بود که خیلی بالا نبرم ولی زود تسلیم شد از روی شرت کسشو بوس کردم وای چه حالی داشت یکم خیس شده بود رونشو میلیسدم شرتشو تا سر زانوش با یه حرکت کشیدم پایینیهو یه جیغ کوچیک زدو گفت وایییی نکنننننننبدون هیچ حرفی سریع شروع کردم به لیس زدن و لب گرفتن از کس خوشگلشباورتون نمیسه چقدر کس قشنگش داشتنرم داغ داغ تپل چاک کسش صورتی صورتی بود تا جون داشتم این کسو خوردم منم که جز توی فیلم تا حالا کس ندیده بودم از شدت هیجان داشت کیرم می ترکیدبلندشدم و دامن و لباساشو کامل در آوردم وای چه سینه های کوچول موچول نازی به به گفت هم لخت شو همه لباسامودر آوردم به جز شرتمدستای قشنگشو آرود جلو و شرتمو کشید پایین اول کیرمئ که دید یکم جا خورد. نه اینکه اون موقع کیرم بزرگ باشه ها نه.. معمولی بود ولی برای یه دختر 12 یا 13 ساله شاید عجیب یا ترسناک یا نمی دونم جذاب بود با او انگشتای ظریفش کیرم گرفت و فشار داد و یکی مالید واییییی به آرزوم رسیده بودمناخناشو با یه لاک صورتی لاک زده بود دستاش گرم بود و کیر من حسابی مشتاقدوباره نشست روی کارتون حالا پر رو تر شده بودیم هر دو تامون. پاهاشو باز کردم روی زمین نشتم و شروع کردم به خوردن کسش واییی نمی دونید چه کسی بود فابریک فابریک بوی یاس می داددیگه صدای آه و نالش بلند شدآیییییی آآآه ه ه ه هسرمو به سمت کسش فشار میداد یه مدت کوتاه بعد فکر کنم ارضا شدبی حال سرشو به دیوار تکیه داده بود و چشماشو بسته بو د و دستشو گذاشت رو کسشبلندش کردم و بهش گفتم هلنا برگرد بزار بمالمش بهت انگار هیبنوتزیم شده باشه فقط به حرفام گوش می کرد دستاشو زدم به دیوار و یه کم دولاش کردم عجبببببببببببب کونیییییییییییییییییییییی بودد واییییی کوچیک ولی کاملاً قلمبه و برجسته کیرم می مالیدم بهش.هیچی نمی گفت فقط هر از گاهی آه آه می کرد لای چاک کونش خیلی باحال بود همینجور مالوندم مالوندمداشتم دوونه می شدمکیرم و می مالیدم بهش که یهو بی اختیار آبم ریخت هلنا برگشتگفت داری چه کار میکنی زود با دستمال پاکش کردملباساشو پوشید حرف نمی زد منم لباسامو پوشیدمگفت می رم خونه ترسیدم یه وقت چیزی نگه که بابام می کشتمتا دو روز نیومد خونمون ولی روز سوم صبح اومد پیش خواهرم و دوباره باهم قرار انباری گذاشتیم!تا آخر تابستون هفت هشت بار مالیدنی حال کردیم یاد گرفته بود بارم ساک بزنه ولی زیاد وارد نبوداما انصافا خوب جلق می زد.شاید باور نکنید ولی همین حالا هم که دارن تعریف می کنم شورتم خیس خیس شده و می خوام به یادش جلق بزنمحدود یکسال با هم بودیم ولی با شروع مدرسه ها خیلی کمتر اتفاق می فتاد که حال کنیم بعضی وقتا ماهی یکباراما تلفنی با هم ارتباط برقرار کردیم تابستون بعد از کون می کردمشاگه خواستید بگید تا براتون تعریف کنم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176357</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان شاه کس و کیر کلفت کوچولو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Sep 2019 09:16:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اونورتر]]></category>
		<category><![CDATA[اووووف]]></category>
		<category><![CDATA[اوووووووووووووف]]></category>
		<category><![CDATA[بعنوان]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیروندیگه]]></category>
		<category><![CDATA[پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[تخماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاریم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روانیم]]></category>
		<category><![CDATA[زانتیا]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[شایانم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچمون]]></category>
		<category><![CDATA[کونتون]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌چسبید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میشستن]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[59 کیلو .من از بچه فیلم سکسی گی عاشق کیر بودم و از سن 10 سالگی با پسرای کوچمون رابطه داشتم ودیگه شده بودم جنده محل! تا سکسی اینکه یه مرد 48 ساله اومد خواستگاریم شاه کس و من به اسرار پدرم باهاش ازدواج کردم! من حالم ازش بهم میخورد ولی دیگه کونی جایی تو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>59 کیلو .من از بچه فیلم سکسی گی عاشق کیر بودم و از</h2>
<p>سن 10 سالگی با پسرای کوچمون رابطه داشتم ودیگه شده بودم جنده محل! تا سکسی اینکه یه مرد 48 ساله اومد</p>
<h3>خواستگاریم شاه کس و من به اسرار پدرم باهاش ازدواج کردم! من</h3>
<p>حالم ازش بهم میخورد ولی دیگه کونی جایی تو خونه ی پدرم نداشتم و از طرفی اون خیلی ام پولدار بود</p>
<h4>و جنده یه خونه ی درن دشت تو ایران زمین داشت</h4>
<p>و یه ماکسیما و یه زانتیا پستون که تموم کمبودای منو رفع میکرد! تا یه سال هر شب باهاش سکس داشتم</p>
<h5>و منو کوس جنده ی خودش صدا میکرد و واقعا باهام</h5>
<p>حال میکرد &#8230;تو همین روزا برام یه سانتافه خرید و منم از اون روز به بعد کارم شده بود اینکه برم تو سکس داستان خیابون ریس ایران</p>
<h6>زمین و پسر بازی کردن &#8230;تا اینکه با ایران سکس یه پسر</h6>
<p>خوشگل به نام بابک آشنا شدم و هر روز عصر میووردمش خونه و باهم سکس میکردیم&#8230;تو این دوران من دیگه هیچ میلی واسه سکس با شوهرم نداشتم طوریکه کاملا بهم شک کرده بود! ولی اصلا دست خودم نبود بهش توجه نمیکردم و همه فکرم به بابک بود تا که یه روز که منو بابک خونه بودیم اون عوضی از راه رسید و ما دو تا رو باهم دید! بابک فرار کرد و من موندمو اون پیر مرد حسابی کتکم زد و.بهم گفت از این به بعد فقط بعنوان یه کلفت تو این خونه ای و حق نداری پاتو از خونه بذاری بیرون!!!دیگه زندگیم شده بود جهنم از خونه که میرفت بیرون درو شش قفله میکرد ومن تنها شده بودم و عین دیوونه ها صبح تا شب با سگم حرف میزدم!!! تو 2 تا اتاق جدا میخوابیدیم و بعضی شبا با دوستاشو چند تا دختر میومدن میشستن به مشروب خوری و &#8230; واقعا دیوونه شده بودم و مهم تر از همه اینا مشکل سکسم بود هر چند روز که دیگه پای ماهواره خیلی حشرم میزد بالا با یه خیاری / شونه ای چیزی خود ارضایی میکردم&#8230; تا که یه روز سگم رو برده بودم حمام و خودمم لخت شده بودمو داشتم میشستمش و سینه هاشو با دستم میشستمو ماساژ میدادم که یهو خشکم زد!!! سگم ارضا شد !!! میتونم بگم آبش 2 متر اونورتر ریخت خیلی تعجب کرده بودم!اووردمش بیرون&#8230; دیگه همه فکرم شده بود سگم! و همه حرکاتشو میزاشتم زیر ذره بین!بعضی از حرکاتش عجیب بود مثلا تا پا میشدم که راه برم میدوید و میومد سمتم و جفت پاشو حلقه میکرد دور پام و شروع میکرد به تلمبه زدن و عقب جلو میکرد و کیرشو میزد به پام!!! منم با دست میزدمشو پسش میزدم و فحشش میدادم! این حرکاتش رو به دکترش گفتم و اون گفت سگ حیوان بسیار حشری هست و سگ شمام به دلیل اینکه مدت زیادیه با سگی سکس نداشته به شما رو آورده و &#8230;. و گوش زد کرد که سگ همه چی رو میفهمه و خیلی خطر ناکه و جلوش لخت نشید و &#8230;! این حرف های دکتر منو به سمت فکرای شیطانی برد و فکر سکس با سگم رو تو کلم آورد! اما هر دفعه میخواستم کاری کنم کلی خودمو سرزنش میکردمو بیخیال میشدم! اما فکرش ول کنم نبود &#8230; جلوی سگم که فیلم سوپر میذاشتم حسابی شق میکرد و من با علاقه ی خاصی محو کیرش میشدم&#8221;یه کیر قرمز . کوچیک ولی خوردنی واقعا دیوونه سگم شده بودم و تصمیمو گرفته بودم که باهاش سکس کنم و مدام جلوش لخت مادر زاد میگشتم و هر وقت بهم میچسبید نازش میکردم&#8230; یه روز که رو کاناپه لخت نشسته بودمو سگمم دراز کشیده بود و منم نازش میکردم متوجه شدم که باز کیرش شق کرده دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرمو یهو کیرشو گرفتم و خوابوندمش رو کاناپه و کیرش رو تا ته کردم تو دهنم! وایییی که چه حالی میداد تخماشو میکردم تو دهنم و باز کیرشو میلیسیدم یه لحظه پا شدم که درو قفل کنم که دیدم سگم زوزه ی خاصی میکشه (انگار التماس میکرد که نرم!) منم سریع حالت چهار دستو پا شدم وپاهام رو زمین بود و دستام رو کاناپه سگمم دوید اون سر خونه و با سرعت دوید سمت کون من! چنان پرید رو کونم که نفسم بند اومد دستاشو مثل یه آدم حلقه کرده بود دور شکمم و عقب جلو میکرد ولی کیرش تو نرفته بود با دستم کیرشو گرفتمو کردم تو کسم &#8230;.به محض اینکه رفت تو سگم دیوونه شد و با سرعت برق و باد منو میکرد و من اونقدر لذت میبردم که نفسم بند اومده بود!(از اینجا به بعد رو میخوام مثل دیگر داستان نویس های سایت بنویسم!) داشت آبش میومد که یه زوزه کشید و با زوزش بهم گفت آبمو بریزم تو یا میخوری که منم گفتم میخورمو اونم به نشانه ی تشکر دمشو تکون داد!!! سریع پریدم به کیرش و همشو کردم تو دهنم وایییییییییییییی که چه آب داغی داشت ..اوووووووووووووف! .دیوانه وار کیرشو ساک میزدمو ول کنش نبودم که یهو با پوزش هلم داد و منم افتادم رو زمین و اومد روم منم دستمو گرفتم دور کسم و اونم شروع کرد به لیس زدن واییییییی چنان میخورد که روانیم کرده بودو تمام تنم میلرزید واییییییی که چه حالی میداد / بعد از 5 دقیقه ارضا شدم و همونطور دراز افتاده بودم رو زمین سگم اومده بود بالا سرم و زوزه میکشید ! فکر میکرد کاریم شده که پا نمیشم! منم برای اینکه از نگرانی درش بیارم پا شدم و یه لب طولانی ازش گرفتم واییییی که چه لبایی داشت با ولع خاصی لباشو میک میزدمو تمام آب دهنشو میخوردم همینطور که 2 زانو لباشو میخوردم آب دهنش از گوشه لبم سرازیر شده بود و میریخت رو سینه هام واییی که چقد لزج بود ! با دستام سینه هامو میمالیدم و واییی که چقدر حال میداد .اووووووووووف اووووووووووووف کونتون بسوزه منو سگم الان عاشق همیمو روزی 2 سه بار منو میکنه وایییییییی ااااااااااااخ اووووخ اووووف جوووووووووووووون! من شایانم و این داستان بر عکس داستان های قبلیم کاملا تخیلی بود و هدف اصلیم این بود که به بعضی از انتقاد جوییان که در مورد داستان های قبلیم(زن عمو نازنین 1 و 2 /کس کردن با اعمال شاقه/زن پسر عمه (ندا)) نظر های کس شر داده بودن و گفته بودن که تخیلیه بفهمونم که فرق داستان تخیلی با داستان واقعی چیه!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176289</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان لاتین پستون و کون گنده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Sep 2019 05:40:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[التماسش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باسلام]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیداره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیرنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترات]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لنگاشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانتم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکس کنن ولی من پا فیلم سکسی نمی دم ولی در کل خیلی حشریم نمی دونم چرا دوست داشتم با دامادم سکس کنم شاید به خاطر این سکسی بود که کیرشو دیدم و فهمیدم که شاه کس نا کس منم می خواد. یه شب تابستون با دخترم اومده بودن خونمون چون هوا کونی گرم بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سکس کنن ولی من پا فیلم سکسی نمی دم ولی در کل خیلی</h2>
<p>حشریم نمی دونم چرا دوست داشتم با دامادم سکس کنم شاید به خاطر این سکسی بود که کیرشو دیدم و فهمیدم</p>
<h3>که شاه کس نا کس منم می خواد. یه شب تابستون با</h3>
<p>دخترم اومده بودن خونمون چون هوا کونی گرم بود من لباس راحتی پوشیده بودم یه پیرن یکسره نخی بدن نما با</p>
<h4>یه جنده شورت مشکی تا موقع خواب نگاه های دامادم را</h4>
<p>رو خودم حس می کردم خلاصه پستون بعد شام و کمی نشستن خوابیدیم من و شوهرم توی هال و مجید و</p>
<h5>دخترم توی کوس اتاق که با یه در شیشه ای بزرگ</h5>
<p>از هال جدا می شد به خاطر گرمای هوا در را نبستیم تو جا کوسم خیلی می خارید واو نو می مالیدم سکس داستان شوهرم گفت چته</p>
<h6>گفتم می خارم گفت زشته بزار باشه فردا ایران سکس شب دست</h6>
<p>بردم کیرشو گرفتم اونم دیگه راضی شد منو بکنه بلند شدم یه نگاه تو اتاق بندازم که اون صحنه رو دیدم مجید به پشت ولو بود دکمه های پیرنش باز بود وزیر پوش نداشت چه سینه های گنده ای داشت تا حالا به اون دقت نکرده بودم هیکل ورزش کاری و بدن قویی داشت نا خود اگاه پایین کمرشو نگاه کردم شورت پوشیده بود کیر گندش افتاده بود بیرون عجب کیری 20سانت می شد با کلفتی زیاد همین طور میخ بودم که مجید دست برد زیر کیرش و خایه هاشو خاروند فهمیدم بیداره و عمدا این کارو می کنه با صدای شوهرم به خودم اومدم رفتم پیشش گفت چی بود؟گفتم خواستم ببینم بیدارن یا نه. می دونستم که مجید بیداره ولی هوس کردم جلو چشاش به شوهرم بدم لباسمو کامل در اوردم چون لامپ تراس روشن بود هم هال وهم اتاق قشنگ روشن بود شوهرم به پشت خوابیده بود کوسمو جلو دهنش بردم اون زبون زد اوییی گفت که شوهرم گفت کوفت یواش بیدار می شن گفتم بیدار شن فوقش دخترمو می کنه دست بردم توی شلوار شوهرم کیرش با اینکه گنده بود احساس کردم که امشب خیلی کوچیکه و منو سیر نمی کنه ولی خوب چاره ای نداشتم.بالشو روبرو به در گذاشتم و گفتم اگه بیدار شدن بفهمیم شوهرم سر شو گذاشت رو بالشو به حالت69 شدیم من رو بودم و کونم طرف اتاق شوهرم کوسمو لیس می زد و من کیر اونو ساک می زدم تو حال خودمون بودیم و توجهی به اطراف نمی کردیم دو انگشتی تو کونم کرده بودم شوهرم برام می خورد خواستم ارضا بشم خودمو کشیدم کنار و رو کیر شوهرم نشستم اونو گذاشتم تو کوسم بالا پایین می کردم از روبرو قشنگ معلوم بود تو فکرم انگار دامادم منو می کرد شوهرم دندون قرچه می کرد فهمیدم داره می ریزه منم سرعتمو زیاد کردم و بدنم لرزید ارضا شدم بی حال افتادم کنار شوهرم اونم حال خودش نبود حالمون که جا اومد اون لباسشو پوشید و خوابید من رفتم دستشویی و امدم دیدم مجید گرفته از کیرش لباسمو جلو در پوشیدم البته بدون شورت و رفتم تو جا شوهرم حسابی خر وپف می کرد دیدم مجید با کیر باد کرده بلند شد رفت تو اشپز خونه چون اپن بود می شد دید چیکار می کنه اسپری لیدو کائین رو برداشت زد به کیرش فهمیدم می خواد دخترمو بکنه اومد تو هال عمدا پاهامو باز کردم تا کوسمو ببینه اون مکثی کرد و لا پامو دید زانو زد جلو پاهام با خودم گفتم نکنه می خواد منو بکنه دلو زدم بدریا شورتشو کشید پایین کیرشو در اورد و شروع به جلق زدن کرد داشتم می مردم با خودم گفتم ناکس بزار توش ولی از طرفی هم نمی شد اون قدر جلق زد تا ابشو ریخت رو کوس ولای رانم داشتم می سوختم از دهنم در رفت یک جووووونی گفتم اونم با دستش بوسی برام انداخت و رفت و دیگه رومان به هم باز شده بود رفت سراغ دخترم منم بالشمو جلو در گذاشتم تا اونا رو ببینم دخترم بیدار شد مجید دست برد لا پاش دخترم راضی نبود گفت اونا بیدارن مجید گفت نترس الان کیر خرم بره تو مامانت نمی فهمه الان بابات گاییدش دخترم گفت مگه بیدار بودی مجید گفت داره ولی دیگه بقیه ماجرا رو تعریف نکرد فهمیدم که باید برا دادن به دامادم اماده باشم شلوار و شورت نازی رو باهم در اورد نازی بهش التماس می کرد مجید تورو خدا زشته مامانم الان بیدار می شه. مجید هم می گفت نترس مامانتم می کنم نازی کم کم حشری می شد گفت برو بکن فقط دست ازسرم بردار مگه دیشب نکردی؟مجید کیرشو می مالید کوس نازی اونم می گفت پس یواش بزار دردم نیاد پاهای نازی انداخت زیرش وبا یه فشار تا خایه هاش کرد تو نفس نازی بند اومده بود نمی تونست جیغ بزنه گوشه پتو رو گاز می گفت تا اینکه دردش افتاد نازی گفت خدا لعنتت کنه مردم چه خبرتت اونم گفت تقصیر مامانت ازبس حشریم کرده کیرشو در می اورد تا اخر می کرد تو کوس نازی صدای شالاب شولوبش من می شنیدم چهار انگشتی تو کوسم کرده بودم .بعد نیم ساعتی مجید گفت نازی کیرم تو مامانت باز کن کیرم تو خواهرت بازش کن نازی هم با اخخ وجوووون تا اونجا که جا داشت لنگاشو برده بود هوا مجید سرعتشو زیاد کرد ویک دفعه تو کوس نازی فشار داد فهمیدم خالی کرد تو کوس نازی .نازی می گفت اخخخخخ سوسوختم اونم خالی شد .منم شاید سومین بار بود که خالی شدم دیگه جون نداشتم همین طور ولو افتادم. صبح با صدای شوهرم بیدار شدم گفت بلند شو خود تو مرتب کن الان بچه ها بیدار می شن. بیدار شدم نازی و مجید هنوز خواب بودن رفتم صبحانه حاضر کردم شوهرم خورد و رفت سر کارش تا شوهرم رفت مجید بلند شد در حالی که منو نگا می کرد شورت و پیرنشو مرتب می کرد اومد اشپز خونه باسلام و صبح بخیر بوسی ازش کردم گفتم عزیزم خوب خوابیدی خوش گذشت؟اونم با شیطنت گفت جای شما خالی گفتم پسرم دختر مثل گلمو زیاد اذیتش نکن.گفت مامان جووون من کی اذیتش کردم چیزی گفته؟ گفتم نه عزیزم دیشب رو می گم طفلک زیرت داشت تلف می شد.اون مثل من نیست که&#8230;ادمه ندادم گفت مثل شما نیست که چی؟با ناز خاصی گفتم بارم کنی بکشم بره .دست انداخت لای پام یه کم مالوند حواسم به نازی بود که بیدار شد نبینه لبامو می خوردم انگشتشو کرد تو کوسم گفت دیشب کیف داد گفتم کی موقعی که ریختی رو کوسم؟خیلی حال داد. مواظب باش قضیه سه نشه موقعیت جور شد زنگ می زنم براش صبحونه حاضر کردم گفتم برو یه دوش بگیر سر حال بشی تا بعد. رفت حموم .نازی بیدار شد اومد اشپز خونه نشست رو صندلی باهم احوال پرسی کردیم سراغ مجید رو گرفت گفتم موهاش شکسته بود رفت دوش بگیره توهم بعد صبحونه برو سرحال شی مجید در حالی که سرشو خشک می کرد اومد بیرون نازی گفت به به سحر خیز شدی مجید گفت ادم واسه صبحونه مامان جون بایدم زود بیدار شه. تو این صحبتها بودیم که تلفن زنگ خورد نازی گوشی برداشت . دختر بزرگم نگار بود گوشی رو که گذاشت نازی گفت ابجی نگار گفت برا ظهر مهمون داره برم کمکش منم گفتم اره عزیزم برو طفلک دست تنهاس مجید گفت اماده شو تا ببرمت به من یه چشمکی زد.نازی صبحونشو خورد با مجید رفتند البته دوتا کوچه فاصله بود .با خودم گفتم وقت بهتر از این نمی شه به مجید بدم می دونستم بر می گرده رفتم تو حموم بعد ده دقیقه ای مجید اومد کلید رو برده بود منو صدا کرد از تو حموم گفتم مجید جون حمومم مجید اومد تو گفت مامانی نمی خوای برات لیف بکشم گفتم چرا عزیزم اگه زحمتی نیست با شلوارک اومد تو لخت بودم ولی پشتم بهش بود لیف گرفت می مالید همه بدنم با یه دست داشت کتفمو لیف می زد دست دیگشو از زیر کونم رسوند به کوسم چوچولمو می مالید خیلی حال می کردم انگشت کرد تو کوسم منم ناز می کرد م می گفتم اه نکوووون مجید حالمو خراب می شه مچید گفت بریم بیرون ؟ گفتم نه همین جا بزن توش گفت نه اینطوری کیف نمی ده یه دوش گرفتم حوله رو پیچیدم به خودم رفتیم تو اتاق مجید تشک انداخت و منو هول داد رو تشک حوله از روم افتاد به پشت خوابیدم لنگام برد بالا افتاد به جو کوسم انگار رو ابرا بودم اخ و اوفم در اومده بود گفتم وایییییییی مجید من کیر می خوام مجید اومد بالا کیرشو جلو دهنم گرفت با ولع تموم انداختم تو دهنم ساک زدم مجید سرمو از کیرش جدا کرد رفت پایین پاهامو زیر خودش جمع کرد التماسش کردم مجید جووون یواش بزار اونم گفت چشم جیگر فقط اینو فهمیدم که یه چیز داغ کوسمو شکافت و رفت تو نفسم بند اومد بریده بریده گفتم نامرد جرم دادی یه کم صبر کرد تو چشام زل زد گفت جیگر دردت اومد گفتم بد جنس پارم کردی کم کم به کلفتی کیرش عادت کردم مجید بالا پایین میکرد دیگه لذتی داشتم که تو سی سال دادنم تجربش نکرده بودم مجید محکمتر می کرد منم هی نرکو نرک می کردم مجید گفت پری کیرم تو عروسات گفتم باشه گفت تو دخترات گفتم باشه گفت پری نگین رو می اری بکنمش؟ نگین دختر کوچیکم بود که تازه دو ماه بود عروسی کرده بود گفتم ای بروی کوسم فقط قول بده یواش بکنیش اونم گفت پس به عشق نگین فشاری داد که انگار کیرش از پشتم می زد بیرون ابشو ریخت تو کوسم منم با گرمای اب اون ارضا شدم بی حال رو من خوابید بعد یه کم بلندش کردم رفتیم با هم دوش گرفتیم انگشت می کرد تو کونم نذاشتم گفتم هم دیره هم مهمونیم گشاد راه می رم سه می شه باشه هر موقع نگین رو کردی بزار تو کون من باهم اومدیم بیرون و رفتیم خونه دخترم.بقیه داستان در قسمت بعد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2587</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن زندگی و ساک زدن خوشگلش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Aug 2019 07:13:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بابامم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دنیایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کرددستم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بلوغ جنسی رسیدم این دختر فیلم سکسی خالم از فکرم بیرون نمیرم اسمش میناست.نسبتا قشنگه ولی وایییییییی یه کونی داره که خدا میدونهمن از داستان های سکسی سکسی که تو اینترنت خونده بودم یکم یاد شاه کس گرفتم که چجوری بهش بفهمونم ولی یک مشکلی که داشتم این بود که مینا از کونی من خیلی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بلوغ جنسی رسیدم این دختر فیلم سکسی خالم از فکرم بیرون نمیرم اسمش</h2>
<p>میناست.نسبتا قشنگه ولی وایییییییی یه کونی داره که خدا میدونهمن از داستان های سکسی سکسی که تو اینترنت خونده بودم یکم</p>
<h3>یاد شاه کس گرفتم که چجوری بهش بفهمونم ولی یک مشکلی که</h3>
<p>داشتم این بود که مینا از کونی من خیلی بزرگتر بود 21سال.من بدبختم هی میگفتم بابا بیخیال اگه جرات داری بهش</p>
<h4>بگو جنده یه داد بزنه اون دنیایی ابروت رفته ولی بخت</h4>
<p>با من یار بودمن یک داداش پستون دارم که تقریبا 2سال پیش از ایران رفت بابامم که تو هتل مدیره و</p>
<h5>صبح میره کوس شب میاد مخصوصا اون موقع که عید بودیک</h5>
<p>روز یادمه دسته جمعی رفته بودین بیرون شهر تو ماشین من کنارش نشسته بودم از الکی گفتم حالم بده خودم رو انداختم سکس داستان رو پاش و</p>
<h6>یواشکی پاش رو با دستان میمالوندم وقتیم که ایران سکس رسیدیم تا</h6>
<p>خواست بشینه پام رو گذاشتم زیر کونشاون موقع بهم به یک چشم دیگه نگاه کرد که اینم دیگه بزرگ شده و پدر سوختهخلاصه اون روز اومدن خونمون.خونه ی ما دوطبقست که اتاق من طبقه بالاشهمنم اون روز تو مدرسه دوستم چندتا فیلم سوپر بهم داده بود منم که دیدم بهترین موقعست رفتم تو اتاقم که نگاهش کنم داشتم فیلم رو نگاه میکردم و مشغول دیدنش بودم که یکهو دیدم یکی داره میاد تو اتاقم منم انقدر رم کامپیوتر رو پر کرده بودم که تا اومدم صفحه رو ببندم دیدم هنگ کرده حالا هر چی رو ضربدر کلیک میکنم بیاد بیرون فیلم stop شده بود و یک جورایی مثل عکس رو صفحه مونده بود (مطمئنم که واه همتون پیش اومده) اومدم ریست کنم که دیگه کار از کار گذشته بود مینا درست پشت سرم ایستاده بود گفتم حالا خوبه مامانم نبوده ولی به هر حال دیدم از همه چی بوبرده ولی به روم نمیاره.بهم گفت که برم تو سایت دانشگاهش و واحداشون رو بهش نشون بدم خودش هم به بهانه ی اینکه نور خیلی سفیده و کلمات کوچیک صورتش رو اورد نزدیک صورت من ولی صاف تو صفحه نگاه میکرد منم گفتم اگه این بدش میومد چشاش اینجوری نمیشد واسه همین دستم رو بردم طرفه گوشش و تا خورد به گوشش هم چین با اخم نگام کرد که زهرم ترکیدتو دلم گفتم غلط کردم ولی دیدم بازم هیچی نگفت واسه همین دلمو به دریا زدم و گفتم دوست دارم اگه همسنم بودی حتما باهات ازدواج میکردم که جوابی بهم داد که یکی از ارزوهام به حقیقت پیوستگفت برو من میدونم چی میخوای ولی خجالت بکش من دختر خالتم و 5سال ازت بزرگترم منم که دیدم انقدر بی پرده حرفش رو زد گفتم ترو خدا به قران من از بچگی یکی از ارزوهام این بوده جون مادرت که دیدم سکوت کرددستم رو بردم تو گوشاش و یکم با گوشش بازی کردم بعد از یک رب یک ماچ کوچیک ار لپش کردم و گفتم اماده ایگفت مگه تو اسکولی اگه یکی بیاد بالا چی منم که در اوج شهوت بودم گفتم نه بابا اونا سرشون به کار خوشون گرمهاروم و بی سر صدا خوابیدیم رو زمین منم اومدم کارای که فیلما میکنن بکنم و کمکم برم جلو که بازم پا بده تا از رو شلواررفتم رو کونش از شدت هیجان 30ثانیه نشد آبم اومد حالا منم خجالت کشیدم بهش چیزی بگم سری طبیعیش کردم که صدا پا میاد و بلند شدم گفتم باشه واسه وقت دیگه که هنوز اون وقته نرسیده. باید بگم که حالا اون منو خیلی دوست داره و تا موقیت گیر میارم بوسش میکنم اونم همش باهام دعوا میکنه که اخر یکی میفهمهاین داستان کاملا راست بودو جون مادرتون فهش ندین من فقط یک بار سکس کردم اونم این بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2638</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وقت حمومه  جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jul 2019 08:32:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استیلی]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[ایییییی]]></category>
		<category><![CDATA[اییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بخونین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرشم]]></category>
		<category><![CDATA[‫ظاهرا]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[فروشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[.من اسمم محمد هستش و فیلم سکسی 23 سالمه پسر معمولی و سبزه هستم از نظر مالی خیلی ساده و کارمند هستم دوست داشتم داستان یکی از سکسی سکس هامو اینجا بنویسم و می دونم شاه کس هدفتون از خوندن داستان ها اینه که حسابی حال کنین و به تجربیاتتون اضافه بشه کونی و بیشتر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>.من اسمم محمد هستش و فیلم سکسی 23 سالمه پسر معمولی و سبزه</h2>
<p>هستم از نظر مالی خیلی ساده و کارمند هستم دوست داشتم داستان یکی از سکسی سکس هامو اینجا بنویسم و می</p>
<h3>دونم شاه کس هدفتون از خوندن داستان ها اینه که حسابی حال</h3>
<p>کنین و به تجربیاتتون اضافه بشه کونی و بیشتر تحریک بشین.لطفاً تا آخر بخونین و بعد نظر بدین و انتقاد کنین</p>
<h4>اما جنده ازتون می خوام فش ندین ممنونم از اینکه وقت</h4>
<p>می گذارید و داستان من رو پستون می خوانید. داستان از اونجا شروع میشه که من 3 سال پیش بد جوری</p>
<h5>افتاده بودم کوس رو دور دوست دختر پیدا کردن همیشه با</h5>
<p>دو یا سه تا دختر بودم که اونها اکثرا خیلی ساده مثبت و حتی به سختی بیرون می آمدن. توی فامیل با سکس داستان یکی دو تا</p>
<h6>از پسر دایی هام راحت بودم و همیشه ایران سکس می پرسیدم</h6>
<p>چه کار کنم چه جوری با دختر دوست بشم و چی بگم یا اگه شما کسی رو دارید بهم معرفی کنین .من اصلا به اونها نمیگفتم که دوست دختر دارم، دلم می خواست با دختر های جدید دوست داشتم و تعدادشون رو اضافه کنم به پسر دایی های خودم هم می گفتم تازه کارم (جون خودم). خلاصه اونا یکی دو بار با خط های دیگران سر به سرم گذاشتن تا اینکه یک بار زن پسر داییم رو مامور کرده بودن که یکمی اذیتم کنه. اون روز من سر کار بودم و توی یه فروشگاه کار می کردم . اون خودشو مهسا معرفی کرده بود و میگفت بسکتبالیسته و خلاصه تمایل داره با من آشنا بشه منم چون چندین بار سرم کلاه رفته بود گیر دادم کیه و از کجا شماره منو پیدا کرده که نگفت. منم گفتم پس اجازه بده ببینمت بعد از کلی خواهش من و ناز کردم اون اومد نزدیک فروشگاه و یه دفعه دیدمش تا دیدم اونه که این کارهارو کرده و منو سر کار گذاشته کلی ناراحت شدم و برگشتم مغازه ظاهراً اونم ناراحت شد فکر نمیکرد اینجوری بشه چند روز زنگ میزد اس ام اس می داد من جواب نمی دادم میخواست از دلم در بیاره (ببخشید اینقدر مقدمه می گم اخه اصلان بدون اینا نمیشه جریان سکس رو تعریف کرد) .یکم از مهسا بگم قد 190 سانت خوش اندام از من 3 سال بزرگتر بود و خوشگل هم بود اما من اصلان حتی چی بگم توی خوابم فکر این رو که روزی با اون سکس میکنم رو نمیکردم بعد از اینهمه اس ام اس و زنگ اومد در فروشگاه یه نامه داد به 2 تا دختر که برام آوردن توش نوشته بود محمد یا منو میبخشی یا از اینجا نمیرم منم دوست نداشتم واقعا توی محیط پاساژ بمونه و انجا اذیتش کنن یا بفهمن که منم با اون دوستم اس ام اس دادم باشه بخشیدم و اونم رفت می دونید اون زن خیلی خوبی بود در سن 14 سالگی ازدواج کرده بود و یک دختر 6 ساله داشت با شوهرشم اختلاف فرهنگی زیاد داشتن و دیگران توی زنگیشون دخالت می کردن البته اون موقع که به من اس ام اس می داد اوضاع خوب بود خلاصه بعد از اون روز همیشه به هم دیگه اس ام اس می دادیم و کم کم به هم علاقه پیدا کردیم بیشتر اون البته منم هر جا که میتونستم کمکش میکردم یه بارم بهم یهدختری رو معرفی کرد که دختر خیلی خوبی نبود منظورم اینه که بدش نمی آمد توی بقل یه پسر باشه با اون دختره به نام بهناز دوست شدم و مهسا هم مثل خواهر بود برام خلاصه من و بهناز اس ام اس هامون به سکس هم رسید یه روز اون دوتا با هم اومدن خونمون من پدر و مادرم کار مند هستن دادشمم مدرسه می رفت منم اون روز گفتم دیر تر می رم مغازه و خونه موندم که اونا اومدن منم تو کف بهناز بودم خلاصه مهسا موبایلش زنگ زد و داشت حرف میزد منم به بهناز گفتم بیا چند لحظه توی اتاقم اومد و یکیمی نازش کردم لبهاشو بوسیدم و سینه هاشو از روی لباس مالوندم و زود برگشت پیش مهسا و اون ها هم رفتن منم تو کف بهناز بودم خلاصه بهناز بهم گفت که اون روز مهسا جریان رو فهمیده و کلی باحاش دعوا کرده .منو بهناز یکی دو بار دیگه با هم سکس کردیم اما چون اجازه نداد بکنمش براتون نمیگم دوستی منو بهناز بعد از کلی اتفاقات تموم شد .مهسا هم توی این مدت منو دوست داشت اما منه خنگ نمی دونستم و ازش می خواستم دوست جدید بهم معرفی کنه .خلاصه منو مهسا با هم بیشتر راحت شدیم بعضی وقت ها جک هایی می فرستاد که یکمی سکسی بود منم که اصلاً تو فکر سکس نبودم یه بار جواب جکی که فرستاده بود رو دادم وگفتم توام خوب شیطون هستی ها گفت اره پس چی ،کم کم سر صحبت باز شد دیگه راحت تر شدیم به هم اس ام اس های سکسی می دادیم و با هم قرار اولین سکس رو یک شب خونه اونها هماهنگ کردیم اون شب من فروشگاه بودم و ساعت 10 شب تعطیل کردیم و منم راه افتادم سمت خونه مهسا اینا اون شب شوهرش شب کار بود و دخترشم که علاقه زیادی به پدر بزرگ و مادر بزرگش داشت خونه اونها بود باور نمی کنید تمام بدنم یخ کرده بود خیلی می ترسیدم با هر زحمتی بود تا سر خیابان شون رفتم و اون اکی که داد منم رفتم توی کوچه و خیلی سریع رفتم توی خونه یه چادر سرش بود تا رفتیم خونه درش آورد باور نمی کنین یه تاپ پوشیده بود با شلوارک وایییی واقعا ناز بود موهاشم باز کرده بود و رفت توی آشپز خونه که برام شربت بیاره منم پشت سرش رفتم عجب پاهایی عجب کون و استیلی وایییییی الانم که دارم می نویسم کیرم راست شده امید وارم از شما هم شده باشه اینقدر حشری بودم که زود خودمو از پشت بهش چسبوندمو سینه هاشو مالوندمو گردنشو بوسیدم گفتم نمیخوام شربت بیا بریم توی اتاق خواب خلاصه رفتیم و دراز کشید افتادم روش و شروع کردم به خوردن لبهاش وایییی عسل بودن بعد گردنش اون موقع اینقدر حرفه ای نبودم گردنشو خوردم که صداش در اومد بعد سینه هاش نمیدونم تا یکم سینه هاشو میخوردم صداش می زد بالا و می گفت بسه محمد بسه الان جیغ میزنم بسه اخخخخخخ اییییییی می کرد باورم نمیشد اینقدر از سینه تحریک بشه بعد همون جور که خوابیده بود اومدم پایین از تخت و لخت شدم کیرمو بردم سمت دهنش و آروم شروع کرد برام به خوردن واییییییییییییی چقدر گرم بود نمی دونم شما هم تجربه کردین یا نه اما خیلی خوب بود برام اینو بگم من زود آبم میاد بهش گفتم بسه و بعد بهم کاندوم داد که کشیدم روی کیرم خواستم کسشو بخورم که گفت اصلان نمیشه صدام در میاد به زور یکیم مالیدمش با دستم کس ناز و خوشگلی داشت همین جوری شم لبهاشو گاز می گرفت که صداش بیرون نره منم آروم کیرمو گذاشتم در سوراخ کسش و یکدفعه کردم توش هنوز صداش تو گوشمه که گفت آخخخخخخخخخخخخخخخخخخ آیییییییی( فقط چشما تون رو ببندین و اون لحظه رو تصور کنین )و منم تا ته میکردم توش چه کس گرمی بود شروع کردم به تلمبه زدن که اونم دوست داشت اما کیرم کلفت تر و بزرگتر از کیر شوهرش بود به خاطر همین هم درد داشت براش، هم لذت و آخخخخ و ایییییی می کرد منم لبهاشو می خوردم که صداش بیرون نره یکمی که کردم حس کردم داره آبم میاد وقتی اومد با فشار خالیش کردم توی کاندوم دوست نداشتم کیرمو از اون کس تنگ و گرم در بیارم چون اینقدرم برام آخخخخخ اییییییی کرده بود که لذت بردم می دونید من دوست دارم موقع سکس صدای زن در بیاد من هرچی تند تر بکنم اونم صداش بیشتر بشه 1 دقیقه ای همون طور روش خوابیدم تا کیرمم خوابید از روش بلند شدم فقط تاپشو پوشید و رفت برای آماده کردن شام منم گفتم محمد حالا که این همه سختی رو تحمل کردی 1 بار دیگه هم بکن ،شام رو خوردیم همش تو فکر سکس با مهسا بودم خط سینه هاش کاملا پیدا بود شام که تموم شد یکمی پیش هم نشستیم صحبت کردیم و دستشو گرفتم و گفتم بازم میخوام که گفت صبر کن میوه بیارم گفتم نمیخوام یالا که دوباره بردمش توی اتاق و شروع کردم به خوردن لبهاشو بعدم سینه هاش کاش اون موقع بیشتر اطلاعات داشتم بازم مثل دفعه قبل زیاد نشد بخورم سینه هاشو این دفعه من دراز کشیدومو ازش خواستم تا بشینه روی کیرم وایییییییی نشست تا ته رفت توش مثل اون دفعه یه اخخخخخخخخخخ و ایییییی بلند گفت و شروع کرد به بالا پایین شدن چه تالاپ و تولوپی میکرد جووووووون حس خیلی خوبی بود جلوی چشمم اون سینه هاش بالا و پایین می رفتن لبهاشم گاز میگرفت که صداش در نیاد بهش گفتم مهسا پاشو روی شکم بخواب توی فیلم ها زیاد دیده بودم که از پشت بکنن توی کس دلم میخواست تجربه کنم واییی اون کون نازو سفیدشو که اینقدرم ناز بود اومد جلوی چشمم اول خواستم از کون بکنمش که گفتم نه دفعه بعد بهتره خوابیدم روش و کیرمو کردم توش که همون اخخخخخخخخخخخ بلند رو گفت منم تند تند میکردم .جوون بدنم به لپ های کونش می خورد و می کردمش توی این حالت خیلی زود آبم اومد که زود کیرمو درش آوردمو آبمو ریختم بالای کونش و یه آه بلند هم کشیدم خیلی حال کردم آبمو با درستمال پاک کردم لباساشو پوشید و رفتیم توی حال باور کنین اگه می تونستم یه دست دیگه می کردمش آخه اولین بار بود اینجوری سکس می کردم اون شب وقتی اومدم خونه تا صبح تو فکر مهسا و سکس با اون بودم. و برای سکس دفعه بعد نقشه می کشیدم. از اینکه سر تون رو درد آوردم عذر خواهی میکنم می دونم فش بهم می دین که زن شوهر دار بود اما باور کنین من اون موقع اصلان نمی دونستم چقدر بد و خطر ناکه من و مهسا توی مدت 6 ماه که با هم بودیم 15 بار دیگه سکس کردیم یکیش ساعت 2 نصفه شب بود که جریان خیلی خوب و با حالی بود اگر دوست داشتین حتما در نظرات خودتون بفرمایید تا براتون بنویسم توی اون شب من مهسا رو از کون کردم که تا 1 هفته نمی تونست درست بشینه و دست شویی بره خیلی جالبه دوست داشتین حتما بگین.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175314</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خوشگل با کس پشمالو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jul 2019 08:04:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آههههههه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهادی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانستم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دفترچه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[زمستان]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزان]]></category>
		<category><![CDATA[کارهایی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتید]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهام]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نباشیم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نظراتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نوشیدنی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و وقت گذاشتید و تاآخر فیلم سکسی داستان را خواندید ممنونم.این بار می خواهم در این داستان اولین تجربه سکس از کون با مهسا را براتون بگم سکسی که در آخر داستان قبلیم بهش اشاره شاه کس کردم. رابطه من و اون با هم خیلی خوب شده بود هر شب به هم کونی اس ام [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و وقت گذاشتید و تاآخر فیلم سکسی داستان را خواندید ممنونم.این بار می</h2>
<p>خواهم در این داستان اولین تجربه سکس از کون با مهسا را براتون بگم سکسی که در آخر داستان قبلیم بهش</p>
<h3>اشاره شاه کس کردم. رابطه من و اون با هم خیلی خوب</h3>
<p>شده بود هر شب به هم کونی اس ام اس می دادیم و با هم درد و دل می کردیم یکی</p>
<h4>از جنده این شبها نه من خوابم می برد نه اون</h4>
<p>بهم گفت که تنهاست شوهرش سر پستون کاره و دخترش هم خوابه ساعت حدود 2 بود که من پیشنهاد دادم بیام</p>
<h5>پیشت اونم کوس قبول کرد از خونه ما تا خونه اونها</h5>
<p>تقریبا 20 دقیقه راه بود من توی تاریکی توی اتاقم خیلی آروم برای اینکه کسی بیدار نشه لباس هام رو پوشیدم و سکس داستان اومدم توی هال</p>
<h6>به فکرم رسید که دفترچه بیمه خودم رو ایران سکس بردارم ببرم</h6>
<p>با یکمی قرص که اگه برگشستم و کسی فهمید که من نیستم بتونم جواب بدم و بگم رفتم دکتر حالم خوب نبوده.خلاصه با این فکر آروم آروم اومدم بیرون اول یک نفس راحت کشیدم و رفتم سر کوچه اونجا به تازگی تاکسی سرویس باز شده بود البته توی محل ما تاکسی سرویس بود اما این جدید بود و اون وقت شب تنها یک ماشین داشت منم رفتم و بهش گفتم و از شانس من قبول کرد چون توی اون ساعت به غریبه ماشین نمیدن خلاصه سوار شدیم و حرکت کردیم وقتی رسیدیم من سر کوچه پیاده شدم به گلم اس ام اس دادم که اومدم اونم اومد و در رو برام باز کرد وقتی دیدمش بهش لبخند زدم چادر سرش بود وقتی رفتیم توی خانه چادرش رو که از سرش درآورد دیدم فقط با شورت و کرسته وایییی اون لحظه چقدر زود تحریک شدم بهم گفت چیزی می خوری منم گفتم نه بیا پیشم خانومی الان تو رو می خوام اونم اومد با هم رفتیم زیر پتو اون موقع زمستان بود و هوا هم سرد اون زیر خیلی می چسبید مثل همیشه شروع کردم به خوردن لبهاش و ناز کردن سینه هاش وایییییییی مگه سیر می شدم با اینکه زود به زود سکس داشتیم بازم من سیر نمیشدم حسابی خوردم لبهاشو یکمی گردنش را خوردم بعد اومدم سراغ سینه های مثل بلورش افتادم به جونشون اگه یادتون باشه در داستان قبلی گفتم که مهناز خیلی حساس بود تا یکمی سینه هاش را می خوردی صداش در می آمد اونم اون موقع شب لبهاشو گاز میگرفت که صداش در نیاد منم تا تونستم اون سینه ها رو خوردم تا بیشتر تحریکش کنم بعد مثل همیشه کیرمو بردم طرف دهنش که برام ساک بزنه وقتی کیرمو کرد توی دهنش من آههههههه بلندی کشیدم خیلی گرم بود وایییییییییییییییییییییییی فداش کیرمو که یکمی خورد درش آوردم و آماده کردن کس نازش شدم کیرم را تنظیم کردم و یک دفعه کردم توش اونم آخخخخخو ایییییییییییییییییییییی کشید که منو بیشتر تحریک کرد شروع کردم به عقب جلو کردن اونم فقط آههههههههه می کشید منم لذت می بردم و سرعتم را بیشتر کردم بعد حالت رو عوض کردم من دراز کشیدم اون نشست روی کیرم دلم میخواست مثل فیلم های سوپر منم با سرعت بکنم ولی واقعا سخت بود یکی کردمش توی اون حالت و داشت آبم می آمد گفتم مهناز پاشو گلم که الان توی کست خالی میشه اونم پاشد وآبم اومد خیلی حال کردم چون این دفعه خیلی بهتر از همیشه بود همه چیزش فرق داشت . یکمی نازش کردم و آبم رو پاک کردم بعد رفت برام نوشیدنی و میوه آورد که بخورم با هم خوردیم ساعت نزدیک 3 بود یکمی که حرف زدیم کیرم دوباره بلند شد اون هیکل ناز و لخت سکسی پیشم نشسته بود کیرمم اون موقع بازم دلش میخواست بهش پیشنهاد سکس از کون دادم تا اون شب رویایی رو کامل کنم اونم قبول کرد و روی شکم خوابید یکمی کیرمو سرشو خیس کردم و آروم گذاشتمش توی کونش اونم آهییییی کشید منم شروع به کردن کردم اون کون گرم و داغ توی زمستان واقعا حال میداد اونم چیزی نمی گفت یعنی تحمل می کرد منم می کردم شکمم به لپ های کونش که می خورد خیلی بیشتر حال میکردم با اینکه دفعه دوم دیرتر ارضا میشی من خیلی زود آبم اومد توی اون لحظه اصلا دوست نداشتم کیرم از اون کون داغ جدا بشه به همین خاطر آبمو توی کونش ریختم و تا 2 دقیقه روش خوابیدم بعد بلند شدیم و ازش تشکر کردم واقعا به من خیلی حال داد اونم خیلی خوشش اومد اما خیلی درد داشت براش لباس های خودم را پوشیدم یکمی پیشش نشستم نازش کردم سر به سرش گذاشتم و گفتم این آمپولی که بهت زدم دیگه حالا حالا ها مریض نمی شی دلم میخواست یک جوری جبران کنم چون واقعا سخت بود براش ازش خدا حافظی کردم و اومدم بیرون از شانس بد من تاکسی سرویس سر کوچه تعطیل بود مجبور شدم کلی پیاده برم تا به تاکسی سرویس بعدی برسم توی مسیر که پیاده می رفتم خیلی به سکس آن شب خطراتش و کارهایی که کردیم فکر کردم برام واقعا جالب بود رفتم ماشین گرفتم و رفتم به سمت خانه وقتی رسیدم آروم رفتم داخل همه خواب بودن منم لباسهام را در آوردم و خوابیدم فرداش مهناز به من اس ام اس داد و گفت محمد خدا بگم چه کارت کنه البته به شوخی !!! نه می توانم بشینم نه خوب بروم دست شویی سوراخ کونم درد می کنه منم کلی باهاش حرف زدم و آرومش کردم گفتم دردش برات باید لذت داشته باشه گلم.این اولین باری بود که من و مهناز ازکون سکس داشتیم دوست داشتم این داستان را برای شما دوستان عزیز هم بگم و نظراتون را هم بدونم امیدوارم خوشتان اومده باشد.این را هم بگم واقعا مهناز 190 سانتی متر بود منم 183 سانتی متر و من که گفتم واقعا نمی دانستم که سکس با زن شوهر دار اینقدر بد هستش این را هم بگم داستانم واقعی بود .(این پاسخ های نظرات شما عزیزان در داستان قبلی بود) پیشنهاد من هم این است در پایان داستان ها پیشنهادی در مورد سکس اگر دارید بدید مثلاً کاش این کار را هم میکردی با هم حمام می رفتین کاش کسش را هم میخوردی اگر اونجا این کار را می کردی بیشتر تحریک می شد فکر میکنم این کار باعث بهتر شدن روابط سکس افراد می شه و دوستانی که داستان می نویسند چه واقعی چه خیالی با کیفیت بهتر و قشنگ تر می نویسند به امید روزی که ما جوانان ایران برای ارضا خودمون مجبور به گناه و سکس با زن شوهر دار نباشیم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175015</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داغ با خانوم کوچولو تو آشپزخونه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 24 May 2019 08:07:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرزومه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنش]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[پشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[شورتای]]></category>
		<category><![CDATA[شورتهای]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالونه]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[ومشغول]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بیشتر دنبال زنهای جا افتاده فیلم سکسی 35 تا 47 هستم یکی مثل مامانم. راستی مامانم آتوسا 45 سالشه و نسبتا هیکل خوبی داره با یه شکم سکسی نقلی که آرزومه که زیره شکمشو ببینی. شاه کس بگذریم. یه روز که خیلی حشری بودم و کیرم سیخ شده بود و دنبال یه کونی سوراخ گرم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>بیشتر دنبال زنهای جا افتاده فیلم سکسی 35 تا 47 هستم یکی مثل</h2>
<p>مامانم. راستی مامانم آتوسا 45 سالشه و نسبتا هیکل خوبی داره با یه شکم سکسی نقلی که آرزومه که زیره شکمشو</p>
<h3>ببینی. شاه کس بگذریم. یه روز که خیلی حشری بودم و کیرم</h3>
<p>سیخ شده بود و دنبال یه کونی سوراخ گرم ونرم میگشت و همینجور با خودم کل انجار میرفتم که یاده شورتای</p>
<h4>مامانم جنده افتادم رفتم سر کشوش و با شورتهای توریش ور</h4>
<p>رفتم و بازی کردم چه بوی پستون خوبی میداد مالیدم به کیرم یه 15 دقیقه ایی در گیر شرتها بودم اخرشم</p>
<h5>ابم و کوس نیاوردم و رفتم بیرون وقتی برگشتم مامانم اومده</h5>
<p>بود وداشت میرفت حموم منم سلام دادم و رفتم تو حال تا تلویزیون ببینم چون بیش از حد حشری بودم با یکی سکس داستان از دوستام که</p>
<h6>مامانش و میمالونه تماس گرفتم و بهش گفتم ایران سکس که مامانم</h6>
<p>رفته حموم  و باید چی کار کنم  اونم یه سرس کس و شر گفت و فقط  دل من وسفت تر کرد همین. صدای شر شر اب در اومد حموم مامانم معمولا 25 تا 30 دقیقه طول میکشه .قلبم تند میزد هیجان عجیبی اومد سراغم نمیدونم از ترس بود یا اینکه میخواستم مامانم و لخت ببینم . به هر حل رفتم دم در حموم و از کلید مشغول دیدن شدم هنوز چیزی ندیده بودم صدای اب قط شد و مامانم  از کنار حموم تیغ و برداشت وایییییییی واقعا کون گنده ایی داشت بیخود نبود که همه مردا اول به کونش نگاه میکردند سینه هاشم نسبت به سنش خو ب سفت مونده بود من کیرم و میمالیدم و به هیکل خوش فرم مامانم نگاه میکردم هنوز کسشو ندیده بودم دید خوبی هم نداشتم ولی با این تفاصیر فهمیدم که میخواد پشماشو بزنه درست نمیشد دید برای همین رفتم تو اتاق ومنتظر بیرون اومدنش شدم وقتی اومد بیرون از لای در داشتم نگاه میکردم و صدای تلویزیون از حا میومد و مامانم فکر کرد که من اونجام با خیال راحت بدون حوله اومد بیرون واقعا  هیکل مامانم هر مردی رو حشری میکرد منم داشتم دیوونه میشدم دلا شد تا حولشو برداره اوممممممم سوراخ کون بزرگش برق میزد صورتی  صورتی بود کیرم و میمالوندم حولرو برداشت ومشغول خشک کردن سرش شد برای اولین بار کسش و دیدم تمیز مثل اینه اون یکم شکمی هم که داشت به کسش جلوه خاصی داده بود و  ظاهرن هم انگار خیلی هم گشاد نبود سینه هاشو خشک کرد و لباس زیرش و هم پوشید یه شرت کرست سفید که خیلی بهش میومد من هم دیگه اب از کیرم  وهم از دهنم اویزون بود&#8230;&#8230;&#8230; و از اون به بعد دیدم به آتوسا تغیر کرد!!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174189</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-18 07:40:21 by W3 Total Cache
-->