<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>وایییی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%88%d8%a7%db%8c%db%8c%db%8c%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 24 May 2024 10:56:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.1</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>وایییی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم خوشگل تین توسط سن بالا کره میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%d8%b1%d9%87-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%d8%b1%d9%87-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Nov 2019 06:57:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آباژور]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امادگی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختند]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداری]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بنابراین]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارش]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پستونایی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوربینو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[شومینه]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کیلومتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعی]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میپرید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نامفهوم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[ویلاشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و تازه یادم افتاد کجام. فیلم سکسی اومده بودیم شمال ویلای یکی از صمیمی ترین دوستای مامان و بابام ، یه نگاه به دورم کردم و البته سکسی تو اون تاریکی فقط نور کم رنگه شاه کس شومینه فضا رو روشن میکرد و گوشیمو پیدا کردم کلیدش رو زدم و دیدم ساعت کونی 2 نیمه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و تازه یادم افتاد کجام. فیلم سکسی اومده بودیم شمال ویلای یکی از</h2>
<p>صمیمی ترین دوستای مامان و بابام ، یه نگاه به دورم کردم و البته سکسی تو اون تاریکی فقط نور کم</p>
<h3>رنگه شاه کس شومینه فضا رو روشن میکرد و گوشیمو پیدا کردم</h3>
<p>کلیدش رو زدم و دیدم ساعت کونی 2 نیمه شبه اون صدا هنوز هم میومد گیج بودم و دقیق نمیدونستم چیکار</p>
<h4>کنم جنده یه نگاه به خواهرم کردم و که سمت راستم</h4>
<p>خوابیده بود و گفتم بیدارش کنم پستون و به اون قضیه رو بگم ولی با خودم گفتم اون چیکار میتونه بکنه</p>
<h5>؟ بنابراین کوس تصمیم گرفتم برم به بابام بگم چون اگه</h5>
<p>دزدی و یا هر چی دیگه بود تو اون ویلا که 2 کیلومتر از جاده اصلی فاصله داشت چیکار میخواستیم بکنیم ؟ سکس داستان به سختی بلند</p>
<h6>شدم و دمپاییم رو پوشیدم و راه افتادم ایران سکس به سمت</h6>
<p>پله ها تا برم طبقه دوم که مامان اینا خوابیده بودن(شما رو نمیدونم ولی من خودم وقتی با چند نفر میریم مسافرت معمولا تا دیر وقت بیداریم و شعر و ور میگیم و میخندیم به همین خاطر مامان اینا جای مارو پایین انداختند و خودشون رفتن بالا) شروع کردم به ارومی از اون پله های چوبی که هی صدا هم میدن بالا رفتن وقتی به بالا رسیدم رفتم سمت در اولی که اطاق مامان و بابا بود خیلی آروم درو باز کردم و صبر کردم تا چشام به تاریکی عادت کنه بعد یکمی رفتم جلو و یهویی ترس ورم داشت !! نمیدونم تا حالا براتون یه حالتی مثله این پیش اومده یا نه که ان و گهتون قاتی میشه و نمیدونید باید چیکار کنید !! گفتم حتما عمو محسن ( رفیق بابام که اومدیم ویلاشون) میدونه بابام کچاست پس رفتم سمت اطاق آخر که ته راه رو طبقه بالا بود تا بيدارش کنم همین جور که رفتم جلو به نظرم یه صدا های نامفهوم میومد( بجز صدای تق تق ) خیلی آروم و با پای لرزون رفتم سمت اطاق آخری دم اطاق که رسیدم صدا بیشتر شده بود و نور کمی مثله نور آباژور از زیر در به چشم میخوردجلوتر رفتم و در رو که پیش بود خیلی آروم آروم باز کردم &#8230;. بعد خشکم زد و نزدیک بود سکته بزنم واقعا برای کسی که یه موضوعی رو از نزدیک ندیده باور نکردنیه من دیدم مامانم لخته لخت نشسته رو کیر عمو محسن و داره بالا پایین میره و مرتب با هر بار که کیر محسن تا ته میرفت تو کسش آه میگفت آه آه اه اویی اویی اه اه اه &#8230;البته صداش تقریبا آروم بود من اون قد میخه این صحنه شده بودم که سمت راست تخت رو ندیدم اون طرف خاله میترا زنه عمو محسن عینه مامانم رو کیر بابام نشسته بود و داشت بالا و پایین میپرید و ناله میکرد و کیر میخواست انصافا عجب پستونایی داشت خیلی خوش تراش بود اونم با این سن(42 سالش بود). خیلی جالبه که ادم وقتی از این جور صحنه ها میبینه عینه چوب خشک میشه و قلبش در حد فراری میزنه. من کیرم راست شده بود اما تو اون لحظه چون امادگی هیچ کاری رو نداشتم به فکر جلق زدن نبودم . تو همین احوال موبایلم رو در اوردم گفتم یه فیلمی بگیریم و بعدا یه حالی بکنیم اول رو حالت سايلنت قرارش دادم بعد دوربینه موبایلم رو روشن کردم و دیدم بقریبا هیچی معلوم نیست به سرعت نور رفتم تو اطاق مامان اینا دوربین رو از تو ساک با هر بدبختی که بود پیدا کردم و زدم رو حالت فیلم برداری در شب. مامانم و خاله میترا با هم بالا و پایین میرفتن و اه اه اه میکردن پستوناشون هم عینه فنر با هر تلمبه بابا و عمو محسن میرفت بالا و پایین و کیر آقایون هم که میرفت تو 2تا کس توپ شلپ شولوپ میکرد بعده چند دقیقه مامانم بلند شد و رفت رو دهن بابام نشت بابام هم شروع کردن به لیسیدن کس زنش از اون طرف عمو محسن رفت پشت خاله میترا به ارومی سرش رو برد پایین طوری که سر خاله میترا رو سینه بابام قرار گرفت کونش هم قنبل شد بیرون عمو هم سر کیرش و گذاشت رو سوراخ کونه خاله و با یه فشار تموم کیرش رو تا دسته کرد تو کونه خاله که خالم گفت اییییییییییییی اییییییی اوخ سوختم وای وایییی معسن بکن دیگه چرا معطلی ؟ خاله میترا که 2تا کیر کلفت تو کس و کونش بود داشت بد جوری حال میکرد چون چشماش رو بسته بود و فقط اه و ناله میکرد بابام خیلی اروم کمرش رو بالا و پایین میکرد و داشت کس مامان رو هم میخورد عجب ملچ و مولوچی هم راه افتاده بود مامان هم لبه بالایی تخت رو که بلند تر از جا های دیگس رو گرفته بود و خودش رو بالا و پایین میکرد فکر کنم بابام زبونش رو کرده بود تو کس مامانم مامانم داشت تند و تند اه اه اه اه اه میکرد و کونش رو روی سز بابام تکون میداد که عمو محسن یه چیزی گفت که تو اون سرو صدا من متوجه نشدم اما یهو از جاشون بلند شدن بابام یه لب طولانی از خاله گرفت بعد به پشت خوابید رو تخت خاله هم دستاش رو روی سینه بابام گذاشت و با کس نشت رو دهن بابام مامنم که بد جوری حشرش زده بود بالا به پشت دستاش رو پل کرد و رفت روی شکم بابام عموهم کیر بابام رو با کون مامان میزون کرد و اشاره به بابا کرد که تلمبه بزنه معلوم بود که سوراخ کون هاي مامان و خاله بازه چون بايه فشار کيرشون تا دسته ميرفت تو مامانم سرش رو به سقف بود و موهای بلندش تا سینه بابام پایین ریخته بود و لبش رو گاز ميگرفت عمو هم کیرش رو با کس مامان میزون کرد و اروم کرد تو کس مامان و شروع کرد تلمبه زدن . مامان هی میگفت اه اه جون کیر کیر کیر میخوام اه ای ای اوخ سریع تر سریع تر عمو بابا هم که تحریک شده بودن با شدت تلمبه میزدن که دیدم عمو پاهای بلوری مامان رو انداخت رو شونش و خیلی تند تند شرو کرد کمر زدن که مامانم یهو گفت اه ه ه ه ه ه ه و شل شد و تو همون لحظه عمو هم پستونای مامان رو گرفت و کیرش رو تا ته کرد تو کس مامان و چشاش و بست و اب کیرش رو تو کس مامان خالی کرد مامانم گفت جونننن عجب اتيشي بود و جفتشون رفتن کنار و شروع کردن لب گرفتن های داغ و طولانی و پر سر وصدا از هم ديگه. عمو مامان که رفتن کنار خاله از رو دهن بابام بلند شد به پشت خوابید بابام هم کیرش و اروم کرد تو کس خاله که خالم یه اهههههههههههههه کشید که هر کی بود با اون صدا کاملا ارضا میشد. خاله پاهاش رو قفل کرد دور کمر بابا ، بابا هم خم شد و خوابید رو میترا و شروع کرد به لب گرفتن از خاله و تلمبه زدن تو کسش پستونای گنده خاله که به سینه بابا چسبیده بود از دو طرف زده بود بیرون و همینطور که به بابا لب میداد از داخل ناله میکرد من یه لحظه تو همین احوال با خودم گفتم چی میشد اگه منم الان &#8230; که یهویی یه فکری کردم همینطور که صدای لب گرفتن و شلپ شولوپ میومد دوربینو خاموش کردم بل<br />
ند شدم و گذاشتمش رو شوفاژ کنار راهرو، اين قدر محو صحنه سکس بودم که منوجه نشدم صدايي که ميومد قطع شده يخوده خيالم راحت شد و رفتم به طرف پله ها تا برم طبقه پایین &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%d8%b1%d9%87-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177142</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم با سینه های طبیعی خوب کرده میشه و به حالت داگی خابونده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Oct 2019 07:32:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدممنم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بودچون]]></category>
		<category><![CDATA[بودساعت]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بودیممن]]></category>
		<category><![CDATA[بیحرکت]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشونده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستی]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[جیغهای]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفارو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[حیوونی]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫خودمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمون]]></category>
		<category><![CDATA[دارماز]]></category>
		<category><![CDATA[داریگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی‌]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمون]]></category>
		<category><![CDATA[زیبائی]]></category>
		<category><![CDATA[سالگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه‌های]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شبهایی]]></category>
		<category><![CDATA[شدیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[صدامون]]></category>
		<category><![CDATA[صداهای]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتی‬]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فکرایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فوق‌العاده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[کردنیه]]></category>
		<category><![CDATA[کنمچند]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:آخه]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مانکنی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مجردیم]]></category>
		<category><![CDATA[مشترکمون]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میاریم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتد]]></category>
		<category><![CDATA[میافته]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوامت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدرخشید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میریزم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌زنه]]></category>
		<category><![CDATA[میزنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنین]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میشنید]]></category>
		<category><![CDATA[میشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاری]]></category>
		<category><![CDATA[‫نمیشد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشه‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیستمن]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یه‌روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[الان صاحب ۲ تا بچه فیلم سکسی هستیم پسر مشترکمون و دختر الهام.موقع ازدواج الهام با من ۳۰ سالش بود و بسیار زیبا جذاب و همچی‌ تموم سکسی بود.البته الان هم فوق‌العاده است و از شاه کس هر زنی‌ که سراغ دارین تاپ تره.شبیه مونیکا بلوچی و بهمون اندازه سکسی.من هم نمی‌خوام کونی تعریف کنم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>الان صاحب ۲ تا بچه فیلم سکسی هستیم پسر مشترکمون و دختر الهام.موقع</h2>
<p>ازدواج الهام با من ۳۰ سالش بود و بسیار زیبا جذاب و همچی‌ تموم سکسی بود.البته الان هم فوق‌العاده است و</p>
<h3>از شاه کس هر زنی‌ که سراغ دارین تاپ تره.شبیه مونیکا بلوچی</h3>
<p>و بهمون اندازه سکسی.من هم نمی‌خوام کونی تعریف کنم ولی‌ تو ۲۵ سالگیم که باهاش آشنا شدم تو تهران کمتر مردی</p>
<h4>از جنده لحاظ قیافه و جذابیت به گردم میرسید چون منو</h4>
<p>اون در واقع یه ازدواج عاشقانه پستون داشتیم که اون بیشتر از من عاشقم بود. از شوهرش طلاق گرفته بود و</p>
<h5>با دخترش کوس که اون موقع 10 ساله بود زندگی‌ میکرد.الان</h5>
<p>۳۵ سالم است هر چند هیکلم از اون سایز مانکنی و کمر باریکی در اومده هرچی‌ باشه ۱۰ ساله متأهلم و خوب سکس داستان آقایون میدونن یه</p>
<h6>مرد هیکلش جا میافته ولی‌ با این حال ایران سکس همین الان</h6>
<p>هم فقط کافیه اراده کنم فکر نکنم دختری باشه که بتونه به من نه بگه.بگذریم همش دارم تعریف می‌کنم بریم سر اصل مطلب.چند ماه پیش یه شب داشتیم با الهام عشق بازی‌ میکردیم و تو حال خودمون بودیم که حس کردم از تو بالکن داریم کنترل میشیم شک کردم و برای اینکه مطمئن شم به الهام گفتم به پشت بخوابه که مشت و مالش بدم آخه شبهایی که حال می‌کنیم اولش کلی‌ عشقبازی می‌کنیم و با همدیگه ور میریم شاید ۱ ساعت برا همین برشگردوندم که مشت و مالش بدم که اونم کلی‌ کیف کرد و آخ جون آخ جون میگفت اون که منو نمیدید بالکنو نگاه کردم و داشتم کمرو و کونشو ماساژ میدادم که دیدم دختر خوندم سپیده داره منو مامانشو دید می‌زنه.اون منو نمیدید یعنی‌ نمیتونست تشخیص بده که دارم میبینمش در واقع منو مامانشو سایه هامون و میدید بخاطر پرده که پشت اون مخفی‌ بود ولی‌ چون تابستون بود و پنجره باز مطمئنم صدامون واضح شنیده میشد.نمیدونستم چی‌ کار کنم نه می‌تونستم بی‌خیال حال کردن بشم چون الهام خیلی‌ حشری است و نمی‌شد نمیتونستم به اون بگم که سپیده داره دیدمون می‌زنه چون نمیدونستم چه کاری ممکن بکنه و نمیتونستم به سپیده بفهمونم که من دیدمت گفتم ممکن خجالت بکشه.رابطمون با دختر خوندم خیلی‌ خوبه و منو خیلی‌ دوست داره(مثل پدر)فکر کنید از 10 سالگی با من بزرگ شده و بخاطر فاصله سنی‌ کم مثل ۲تا دوست هستیم منم چون سنمو چهرم نشون نمیده بیرون که میریم مثلا پیش دوستش وقتی‌ میگه بابام باید توضیح هم بده که چجور بابایی که اینقدر جوان و خوشگل است.خلاصه بگذریم مونده بودم چی‌ کار کنم که یهو الهام گفت عشقم امشب نمیخوای زنتو بگای زود باش دیگه یا می‌خوای من شروع کنم .من دیگه کاملاً لال مونی گرفته بودم که الهام خودش منو برگردوند و اومد روم شروع کرد کیرمو خوردن.ما چون حال کردنامون همیشه با صحبت کردن زیاده و قربون صدقه هیکل همدیگه میریم و الهام همیشه بهم میگه چطوری بکنمش فکرشو بکنید دیگه سپیده چه حرفایی داشت میشنید. کونمو بکن جرم بده کسمو بگا آخ جون جون و کیرتو می‌خوام و &#8230;خلاصه همه چی‌الهام ارضا شده بود و من چون هنوز شوک بودم ارضا نشده بودم که شروع کرد کیرمو خوردن و میگفت مهران یالا آب می‌خوام ساک میزدو و میگفت و قربون صدقه کیرم میرفت که آخ جون چه کیری دارم من و همین حرفا.آبم که داشت میومد فهمید و نزاشت ازش دور شم منو گرفته بود و میگفت بپاش تو صورتم ؛خلاصه منم ارضا شدم و رو تخت ولو شدیم و من هنوز حس می‌کردم که سپیده آنجاست و نرفته.خیلی‌ بی‌ مقدمه گفتم منو تو موقع حال بهم اینجوری حرف می‌زنیم زشت نیست آخه تا حالا به این مساله فکر نکرده بودم.گفت نه همه عشقبازی مون مزش به همینه گفتم آخه یه جوری حرف می‌زنیم مثل جنده و جنده باز می‌شه گفت خوب آره معلومه من جندم عزیزم ولی‌ جنده توام حشری توام برای تو جندگی نکنم برا کی‌ بکنم گفتم خوب بسه.البته بین من و الهام اعتماد بالای بود و هر دومون عاشقانه همدیگرو دوست داشتیم و تو این ۱۰ سال به هم دیگه خیانت نکردیم.من می‌خواستم حرفارو تموم کنم که بخوابم ،پس به الهام گفتم عشقم تو برو دوش بگیر که من دیگه پنچر شم فردا صبح هم باید زود برم شرکت که شریکمون میاد زشته استقبالش نکنم .می‌خواستم بخوابم که الهام که پاشده بود بره حموم گفت نکنه قربون کیرت میرم و میگم جون چقدر گندست یه فکرایی کردی گفتم دیوانه ، چه حرفیه می‌خوام بخوابم شب بخیر یهو گفت:آخه با چند تا از دوستام که میشینیم حرفای زنونه میدونی که برا هم تعریف می‌کنیم اندازه کیرای شوهرامون و داستانهای رختخواب میدونیکه گفتم خوب .گفت اینجور که من فهمیدم مال تو حرف نداره گفتم عجب.این چه حرفای که میزنین آخه.با کدوم دوستات؟گفت همون مریم و مژگان و سمیرا لاشی که هر وقت میومدن میخواستن بخورنتا.گفتم پس برا همینه چند وقتیه نمیزاری بیان آره؟گفت آره از حسودی از همون اولش هم میترکیدن که از من کوچیک تری.گفتم خوب بی‌خیال من میخوابمخواستم بخوابم که زودتر این حرفا تموم شه و سپید بره هرچند کاری که نباید میشد شده بود.ساعت ۷ بود که از شرکت برگشتم الهام نبود آخه باشگاه میره.منم انگار نه انگار که از ماجرای دیشب سپید خبر دارم گفتم شام خوردی یا باهم بخوریم،گفت مهران (آخه تو خودمون همیشه از اولش مهران صدام میکرد خودم می‌خواستم) بریم بیرون شام بخوریم چون میدونستم الهام تا ۹ نمیاد گفتم باشه برا مامان هم میاریم هرچند رژیم میگیره.رفتیم بیرون .نرسیده به پل رومی رفتیم پیتزا بزنیم.خلاصه داشتیم شام میخوردیم که دیدم یکی‌ از میزا خیلی‌ تو نخ ما هستن البته چون ۳تا دختر جوان بودن خوب من هم چیزی نگفتم اما خیلی‌ مشکوک شدم.بگذریم برگشتیم خونه.البته سر راه رفتیم دنبال الهام و پسرم که ۵ سالشه و مامانش باشگاه میبره او رو هم آوردیم.من داشتم آبجو میخوردم و فیلم میدیدم و الهام هم داشت دوش می‌گرفت که صدای پچ پچ شنیدم از تو اتاق سپید راستشو بخواید تا اون روز به هیچ چیز شک نمیکردم چون سپید یه دوست پسر داشت که خوب ماهم خبر داشتیم و میشناختیمش یعنی‌ دلیل برای پچ پچ تلفنی نبود بی‌ اختیار رفتم پشت در و گوش کردم چیزایی که شنیدم باورم نمی‌شد:دیدی چقدر جیگره آره خیلی‌ باحاله خیلی هم سکسیه دیدی لباشو یذره است پیتزارو چجوری میخورد .دو زاریم افتاد اونا که مارو تو رستوران دید میزدن دوستش بودن که من نمیشناختمشون پس سپید داره منو جای دوستش به اونا جا می‌زنه.حالم بد شد نمیدونستم چی‌ کار کنم.به الهام نمیتونستم بگم با خودش هم آخه چجوری حرف بزنم؟مونده بودم که چی‌ کار کنمچند روز گذشت و من دیگه حواسم بود تو اتاق خواب پنجره را ببندم و پرده هارو کامل بکشم.یه پنجشنبه شب بود الهام و پسرم رفته بودن خونه مادرش اینا (چون بعد ازدواج منو الهام تقریبا فامیل من منو ترد کرده بودن بچه‌ام فقط خونه یه مامان بزرگش میرفت)برا همین وقتی‌ میرفتن حسابی‌ میموندن من هم نمی‌رفتم به همون دلیل که مادرش اینا هم راجع به من فکر خوب نمیکردن البته من از خانواده کمی‌ نبودام ولی‌ الهام و خانوادش خیلی‌ پولدارو و بزرگ و&#8230;.آره و فکر میکردن من برای پول اون بود که باهاش هستم و اینو همه جز خودش قبول دارن.بماند.سر شب بود بهم زنگ زد و که حسابی‌ مشروب بخور امشب می‌خوام یه حال حسابی‌ کنیم وقتی‌ اومدم خونه آخه هر دومون از سکس تو مستی خوشمون میومد منم که فکر اتفاقی‌ رو که امشب قراره بیفته رو نمیکردم حسابی‌ ویسکی‌ خوردم که ساعت ۱۱ اینا بود باز زنگ زد که فرهاد(پسرم) لج کرده نمیاد و مامانم هم نمیذاره بیام فردا میام و از این حرفاگفتم باشه و رفتم سراغ ماهواره که خودمو سرگرم کنم.سپید اومد و از اتاقش بیرون و روی کاناپه ولو شد و باهم داشتیم فیلم میدیدم.سراغ مادرش رو گرفت گفتم خونه مامانی ایناست و فردا میاد.منم که معلوم بود مستم گفت با منم مشروب می‌خوری؟ گفتم آره عشقم(البته همیشه می‌گفتم و عادی بود مشروب رو هم ی ۱ سالی‌ بود که میخورد و مام میدوستیم)فردام که جمعه بود و خونه بود پس مهم نبود بخوره.برا اونم ریختم و میخورد منم چون خیلی‌ جلو بودم چند تا در میون خودم هم یکی‌ میخوردم.کلش داغ شده بود چون هر وقت داشت مست میشد سرخ میشد لپاش و چشماش از درشتی می‌خواست از صورتش بیاد بیرون.من داشتم سیگار می‌کشیدم که یهو و بی‌ مقدمه گفت خالی‌ که حال نمیده بذار یه‌چیزی بدم پرش کنی‌ .من که خوب مجردیم همه جور غلطی کرده بودم فهمیدم و با تعجب به سپید نگاه می‌کردم و زبونم بند اومده بود.چون تاحالا تو این ۱۰ سال نه تنبیه کرده بودمش نه نصیحت کلا اینجور کارا با مادرش بود .دید من چیزی نمیگم رفت و تقریبا چیزی نزدیک به ۳گرم حشیش آورد و داد بمن و گفت حدس می‌‌زنم خودت واردی.یه لحظه فکر احمقانه‌ای از سرم گذشت.گفتم خوب اگر باهاش بکشم رومون باز می‌شه و می‌تونم باهاش صحبت کنم و بیشتر خیر سرم نقش تربیتی‌ از خودم نشون بدم.منم که تو این ۱۰ سال گذری خلاف کرده بودم چون الهام از تجربه زندگی قبلیش شدیدا ضربه روحی‌ خورده بود و تنها چیزی که نمیتونست قبول کنه این مساله بود و تنها دروغ تو زندگیمون که به اون گفته بودم همین بود که این گذری رو مخفی‌ می‌کردم.بگذریم خوب خیلی‌ وقت بود از آخرین بار میگذشت خیلی‌ سریع ۲تا موشک حاضر کردم و یکی‌ دادم به سپید یکی‌ هم خودم روشن کردم.که سپید اومد پیشم و گفت نه مثل همه باهم بکشیم خوب من هم بعد از چند تا پک چرخوندمش و خلاصه با یه لذتی وصف نشدنی‌ داشت با من حشیش می‌کشید.تموم شد و خلاصه هر دومون رو ابر بودیم و حسابی‌ می‌خندیدیم و به اصطلاح بنگ و باده کرده بودیم.من البته هوشیاریمو می‌خواستم حفظ کنم ولی‌ صحبت و نصیحت رو بی‌خیال شدم برای بعدن گذشتم.اما از همه جا بیخبر که یه الف دختر بچه 20 ساله چه خوابی‌ برام دیده.سپید رفت کنترل رو برداشت و رفت رو شبکه‌های سکسی که قفل بود با تعجب نگاش کردم و گفتم چطور تونستی‌ بازش کنی‌ با یه شیطنت خاصی‌ گفت خوب دیگه.خیلی‌ جدی گفتم بزن بره اما گفت منو تو که دیگه باهم این حرفارو نداریم دیدم مثل اینکه نمی‌شه برای بعدن بمونه صحبت کردن و باید همین امشب حرف بزنم باهاش چون دیگه داره خیلی‌ جلو میره .گفتم عزیزم من می‌خوام تو آزاد باشی‌ و با من رابطه خوبی‌ داشته باشی‌ ولی‌ تو حریم خانواده یه مرز هائی هست که نباید برداشته بشه یه حرمتهای هست که نباید شکسته بشه و درست نیست منو تو باهم این صحنه‌ها رو ببینیم وقتی‌ تنها بودی ببین مساله نداره خوب یه امر طبیعه و تو هم مثل همه بالاخره یه‌روز خانوم میشی‌ و با عشقت آره دیگه و در این بار هر سؤالی داشتی از مادرت می‌پرسی‌.خلاصه من که داشتم مثلا نصیحت می‌کردم اومد نشست روی پاهام و گفت من سعید و نمی‌خوام نه هیچ کس دیگه‌ای رو تو رو می‌خوام خیلی‌ وقت که خانوم شدم و همه چیزو می‌دونم ولی‌ من تورو دوست دارم.از جام بلند شدم و گفتم خوب بسه دیگه برو بخواب بعدن حرف می‌زنیم که با پروی هرچه تمام تر اومد طرفم و شروع کرد به لب گرفتن از من و میگفت امشب بی‌ تو نمی‌خوابم مگه من چی‌ می‌خوام فقط می‌خوام دوستم داشته باشی‌.ازش دور شدم و گفتم خوب معلومه دوستت دارم واگر نه الان استوخونات رو شکسته بودم .که یهو لباساشو کند گفت دلت میاد منو بزنی‌ تازشم این دوست داشتن نه همون جور که مامان ودوست داری میدونم خیلی‌ همدیگرو دوست دارین منم که نمی‌خوام مامانمو ناراحت کنم شوهر اون باش ولی‌ یذرم من هم حق دارم دیگه دوستت دارم می‌فهمی دست خودم نیست.من که دیدم نه نمی‌شه و خوب هم مست بود هم چت رفتم طرفش و بردمش طرف اتاقش ملافه تختشو برداشتم کشیدم دورش و خوابوندمش رو تخت و گفتم باشه بخواب اینجا میشینم پیشت بعدن حرف می‌زنیم خوب.ملافه رو زد کنار و گفت نه بغلم کن منو بکن میخوامت واگر نه به مامان میگم حشیش میکشی.برق از کلم پرید و یکی گذاشتم زیر گوشش که چند ثانیه بعد فهمیدم چی‌ کار کردم تاحالا نزده بودمش.بغض جمع شد تو چشماش رفتم از اتاق بیرون یه سیگار روشن کردم داشتم می‌کشیدم که بازم اومد دوباره ولی‌ ملافه رو دورش پیچیده بود شروع کرد معذرت خواهی‌ ببخشید غلط کردم فراموش کن اصلا همچین حرفی‌ نزدم و داشت حق حق گریه میکرد و اون چهره قشنگش خیس اشک بود و با اون چشمای درشت که حالا پر اشک بود و میدرخشید نگام میکرد و گریه میکرد.منم که دیدم خودشو پوشونده اومده گفتم حتما مستیش پریده و فهمید چه غلطی کرده خوب منم خیلی‌ سنگ دلی‌ نکردم و رفتم طرفش بغلش کردم پیشنیشو میبوسیدم و گفتم ببخشید عزیزم قشنگم دخترم )برا اولین بار بود می‌گفتم)گفت نه دخترم نه همون عزیزم قشنگم دخترم نه من دوستت دارم می‌فهمی مگه چی‌ می‌شه هم منو دوست داشته باشی‌ هم مامان من که نمی‌خوام جداتون کنم دوستم داشته باش و&#8230;..من که یواش یواش دیگه کیرم سیخ شده بود و سپید هم هی‌ هیکل نازشو میمالند بهم برا اولین بار تنم داغ شد و تو دلم لرزید و یه لرزش خیلی‌ خفیف موقع عشق بازی خلاف که همه تجربه کردین تو وجودم بود و هنوز سپیده تو بغلم بود.وقتی‌ کیر شق شدم رو رو بدنش احساس کرد بدون اینکه از بغلم در بیاد صورتش رو دور کرد از من و تو چشمم نگاه کرد و با لبخند زیبائی شروع کرد به دوست دارم گفتن هی‌ میگفت و از صورتم لبم گلوم می‌بوسید و یواش یواش ملافه از روش افتاد و من حالا داشتم به اندامش به چشم دیگه نگاه می‌کردم که خوب فهمیده بود و هی‌ به اون بدن مثل مرمرش پیچ‌و تاب میداد و وای که چه اندامی داشت به خوش فرمی یه مانکن و به تو پری یه زن خوش کس و کون سینه‌های درشت تر از مادرش وبدنی مثل مار کون کاملاً فرم دار و باسنی گرد و تو پر که میگن طاقچه و یه کس که به رنگ گٔل محمدی صورتی‌ بود و الحق که چه کسی‌ بود تپل و درشت که به شلی کس مادرش نبود من که داشتم نگاش می‌کردم از دوست دارم گفتن دست کشید و لبمو گرفت تو دهانش و من هم مقاومت نکردم و لبشو میمکیدم که زبونشو داد تو دهنم و من هم خوردم و متقابلأ زبونم رو دادم دهانش که با چه ولع و تشنگی میخورد با باسنش بازی می‌کردم و تو مشتم میچروندم و میکشیدمش رو به بالا و به طرف خودم فشارش میدادم و کیرم از رو شلوار تو خونم که خیلی‌ هم نازک بود به کس او مالیده میشد و از همین الان اه و اوهش در اومده بود و شروع کرد به در آوردن لباسم و لختم کرد و حالا لخت جلوش ایستاده بودم و با دستای مثل حریرش داشت بدنمو از بالا تا پاین نوازش میکرد و سینه من که از آدمای معمولی‌ پهن تره البته نه مثل ورزش کارا هم می‌بوسید هم میلیسید و همین جور با من ور میرفت که نشست و کیرمو گرفت دهانش که ساک بزنه و من که انتظار همچین زیاده رویو نداشتم صورتشو گرفتم و کشیدم بالا و لبشو خوردم و گفت نه می‌خوام کیرتو بخورم نگاش کردم و گفتم بعدن چون من به عشق بازی طولانی‌ عادت کرده بودم یهو رفتن سر هارد سکس اونهم با سپید سخت بود و هنوز فکر می‌کردم با همین یه عشق بازی بتونم سرو تهشو هم بیارمبردمش طرف اتاق خواب خودمون که گفت نه عشق من تو اتاق من عشق مامان تو اتاق مامان.رفتیم تو اتاقش و رو تخت ۱نفرش تو بغل هم خوابیدیم و هنوز داشتیم بدن همدیگرو میخوردیم که بغل به بغل هم بودیم خودشو کشید بالا و سینهاشو داد دهانم و من هم خوردم براش حسابی‌ سفت شده بود و داشت سپید از شهوت میسوخت ۱۰ بار از مادرش داغتر شده بود منم با کوسش بازی می‌کردم که چند ثانیه هم طول نکشید که تو بغلم شروع به لرزیدن کرد و با‌ اه و اوه زیاد ارضا شدتو بغلم گرفتمش و داشتم لبخند میزدم که گفت نخند دیگه دست خودم که نبود گفتم باشه مهم نیست حالا دیگه لالا ،گفت نه تازه اولشه منم آب می‌خوام و هنوز ندادم بهت ،که یهو رفت پاین و کیرمو گذاشت دهانش و چه ساکی میزد نفسش مثل آتیش بود و وقتی‌ با زبونش کیرمو از خایه تا بالا لیس میزد و با اون چشمای حشری و خمارش نگام میکرد کمرم تیر می‌کشید و تنم سوزن سوزن میشد از زور شهوت دیدم اگه بخواد اینجوری ادامه بده الانه که آبم بیاد و بریزه تو دهانش که پاشدم و رفتم تو حموم تو اتاقش و رفتم زیر دوش و آب سرد و باز کردم روم چند ثانیه نگذاشته بود که چسبید بهم و گفت سردت نشه عشقم و واقعا زیر دوش آب سرد تن داغش داغم کرد و داشت بهم حال میداد و لبمو میخورد دستشو انداخت دور گردنمو خودشو کشید بالا و پاهاشو دور کمرم حلقه کرد و گفت بس نیست عزیزم بریم منو بکنی‌ دیگه.دوش رو بستمو تو بغلم بردمش رو تخت و انداختمش رو تختشو گفتم من همیشه اول کون میکنما گفت میدونم مامان کونیه خوب منم اول کون میدم بهت نگران نباش آماده است تمیزم فقط جاکون توم منم نشوندمش زمین و شکمشو خوابوندم رو تخت طوری که زانوهاش زمین بود و قمبول کرده بود طرفم ولی‌ با شکم خوابیده بود رو تخت واییییی که چه کونی‌ جلوم باز شد یه سوراخ صورتی‌ با یه کون خوش تراش و گوشتی که معلوم بود کردنیه گرد از اون چیزایی که بهش تاقچه میگن وقتی‌ راه میره آدامس میجو ه شروع کردم به لیسیدنش از بالا تا پایین و توف مینداختم درش و با انگوشتم با سوراخش ور میرفتم و چه آخ و اوخی میکرد انگشتمو کردم توش اول یکی‌ بعد ۲تا بعد ۳تا و حسابی‌ بازش کردم که کیرم میره توش دردش نگیره دندونشو به هم فشار میداد وکسشو میمالید گفت بکن دیگه گفتم دارم می‌کنم خوب گفت نه با کیرت با اون کیر کلفت بکن گفتم کیر می‌خوای گفت چه جورم میخام بیای توم .سر کیرمو یه توف حسابی‌ زدمو دستامو گذشتم رو باسنش فهمید که می‌خوام بکنم دستشو آورد پشتش و چاک کونشو حسابی‌ برام باز کرد منم سر کیرمو گذاشتم دم سوراخشو یواش هل دادم تو وای اون در اومد و جیغ‌های ریز میزد کشیدم بیرون افتادم رو کمرش بغلش کردم گفتم عزیزم چیزی شد؟حشری و آهسته گفت نه تو بکن بازم جا کردم تو و هل دادم یواش یواش هنوز تا ته جا نکرده بودم می‌کشیدم بیرون بازم هل میدادم تو صداش اتاقو برداشته بود آره جون بکن وای چه کونی‌ میدم چقدر رفته تو ؟ همشو می‌خوام بکن تا ته.یواش یواش همین جور که می‌کردم و وقتی‌ می‌کشیدم عقب توف مینداختم رو کیرم دیدم تا ته کردم تو کونش. گفتم خوب اینم همش قربون کونت برم که چه کونی‌ داری گفت آخ جون خوبه؟ کون خوبی‌ دارم خوشت اومده آره فدات شم.تا ته کردی توش؟گفتم آره تا ته توشه زدم رو رونش و باسنش داد زدم کون بده یالا کون بده و اون شروع کرد به عقب جلو شدن و جیغ میزد وایییییییییی ایییییییییییییییی بکن جرم بده آخ جون کیر ،مامان خوش بحالت،بکن مهران بکن پاره کن واییییی من هم مثل کون ندیده‌ها داشتم تلمبه میزدم و مثل یه شیر غرش می‌کردم اخهههههههههههههههه کون بده واییییییییییی یالا میزدم رو باسنش موج می‌افتد رو تن مثل حریر سپیده سرشو چرخوند و نگام کرد گفت بسه بذار برگردم وقتی‌ میگای تو چشات نگاه کنم.برگشت و رو تخت ولو شد و لنگشو گرفت تو دستش و جم کرد تو شکمش کس و کونش جلوم هوا شد میزد رو کوسش و می‌خندید تو صورتم سوراخ کونش بود بود میکرد و هنوز باز بود درش توف انداختم تو کونش و خوابیدم روش توری که پاهاش افتاد رو گردنم و دستامو گذشتم این ور و انور سرش و داشتم تلاش می‌کردم که کیرمو جا کنم تو کونش که با دستش کیرمو گرفت و گذاشت دم سوراخ کونش منم براش حول دادم تو چشماش یهو درشت شد دست انداخت دو طرف صورتم گفت وایییییییی جون قربونت برم وحشی من بکن منو بکن دندونامونو هر دومن به هم فشار میدادیم و و صداهای وحشی از ما در میومد پشتمو چنگ مینداخت منم حسابی‌ داشتم تلمبه میزدم سرعتم که زیاد شد گفتم آبم داره میاد برات میریزم تو کونت که بسوزی خوب، جیغ زد بریز بریز قربون خایه‌هات که میخوره به درم.یهو چبوندم بهش تا ته و حس کردم کیرم رفت تو حلقش دهانش باز شد چشاش از کاسه‌ در میومد که آبم با فشار ریخت تو کونش آخ و اوووخ هر دمون بلند بود و سپید کچولم داد میزد وایییییی داغ ابکیرت داغ جون کونم من هم که داشتم تکونای آخر میخوردم که مثل پس لرزه‌های بعد زلزله بود سپید قربون صدقم میرفت که جون دلم خوب باشه آروم عشقم منو کردی دیگه آره بریز همشو بریز توم.آخ که چه حالی‌ داد گایئدن سپید یه چیز دیگه بود آخه من تو مجردیم کم زن بازی و دختر بازی نکرده بودم.بگذریم کیرمو در آوردم بیرون از کونش و رفتم دوباره زیر دوش و کیرمو شستم اومدم بیرون دیدم رو تخت ولو مونده و داره با سینه‌های مثل هلوش بازی می‌کنه رفتم طرفش و خوابیدم بغل دستش چششو باز کرد و گفت شستیش کیرتو عسل جون .منو خوابوند و رفت شروع کرد کیرمو خوردن و با چشمای خوشگلش نگام میکرد منم دستمو چنگ انداختم تو موهاش و بیشتر می‌کردم تو دهانش می‌گفتم بخور همشو بخور جون .بستت نیست آبمو می‌خوای بخوری.کیرمو از دهانش کشید بیرون یه جوری که از نوک لبای مثل البالوش تفش به نوک کیرم چسبید و کش اومد گفت نه دارم برا کسم آمادش می‌کنم کسم میخا ره تا نگای خوب نمی‌شه غصه چیزیم نخور باز شده ۶ ماهیه. گفتم عجب پس سعید ترکوند.گفت آره بچه قرتی ولی‌ این کسو تو باید بکنی‌ فقط تو.الحق که راست میگفت چه کسی‌ بود تپل و گوشتی .کیرمو که حسابی‌ شق کرد گفت بشینم روت عشقم یا می‌خوای تو بیفتی روم.گفتم چی‌ دوست داری؟گفت بدم نمیاد اول من سوارت شم خوشت میاد مثل جندت باهات حرف می‌‌زنم آره.گفتم سوار شو جنده کچولم بشین رو کیر بابا گفت جون قربون کیر بابام اومد روم و با دستش کیرمو گذاشت دم کوسش و سعی‌ کرد بشینه حیوونی دردش می‌گرفت آخه کوس خیلی‌ تنگ بود و منم که سالها بود به کس الهام عادت کرده بودم کیرم داشت میترکید جیغ میزد وقت یواش یواش بالا پاین میکرد و هنوز ببیشتر از نصف کیرم بیرون بود و سپید رو هوا بود و هنوز نمیتونست کامل بشینه روم.داد میزد واییییییییی چه کیری آیییییییییی کلفته داره جرم میده منم که درد داشتم رو کیرم گفتم بسه پاشو گفت نه من اینو تو خودم باید جا بدم کشید بیرون و سر کیرمو حسابی‌ توف زد و رو دستش توف ریخت مالید در کوسش یکم بازی کرد با کوس و باز نشست رو کیرم چند بر فشار آورد و با دهان باز جیغ میزد چشمش بسته بود و آخ اوخ میکرد.من که می‌ترسیدم چیزیش بشه گذاشته بودم هر کاری دوست داره بکنه .داد میزد کونمو بگیر لاشو باز کن جون آره بتپون تو کسم کیرتو منم براش بالا پاین کردم خودمو, که دیدم نه دیگه کاملا نشست رو کیرم و هیکل مرمریش میخوره به شکمم.سینهاشو براش میملوندم که لذت ببره از کس دادنش و اونم سنگ تموم گذشته بود چه جیقی میزد انگار کلی‌ فیلم پورنو تمرین کردهاوفففففف خوب میدم مهران آره بکنش وایییی می‌گفتم آره جون کس بده. میزدم شلپ و شلوپ رو کونش که پاشد از روم خوابید رو تخت گفت بفرمایید آقا نوبت شماست سوار شید. لنگشو از هم باز کردو میزد رو کوسش میگفت بگا خوب بگا هر جور دوست داری منو بگا همیشه می‌خوام منو بکنی‌ خوب. رفتم روش خوابیدمو کیرمو گذاشتم درش و هول دادم تو.باوجودی که الان داشت کوس میداد و روم بود انگار کوسش کیپ شده بود و باز به زور رفت تو من که حواسم نبود و یه فشار محکم دادم جیغش بلند شد و کمرمو چنگ زد جون آییییییییی جر خوردم آره اینجوری بکن آره اینجوری مامان و میکنی‌ آره اونم مثل من میده جون اونم مثل من وحشی هست مثل من تشنت هست؟من که مغزم قفل بود و نمیتونستم فکر کنم که بخوام جواب بدم فقط می‌گفتم جون کس بده جنده کس بده اونم داد میزد بکن بیشتر چشماش به درشتی یه تخم مرغ شده بود و نفسش که به صورتم میخورد انگار از کوره نون پزی بود.عرق هر دومون در اومده بود توری که عرقم چکه میکرد رو صورتش و سپید چنگم میزد و با ناله میگفت جون داشت از حال میرفت که بغلم کرد محکم و به تنش لرزه افتاد اونم چه لرزی از اولین بار شدیدتر جیغ میزد و تکون میخورد تو بغلم که کیرم سوخت وای بیشتر از چند ثانیه طول کشید چون روش بودم و اون ارضا شده بود بر اینکه وزنم اذیتش نکونه برگشتم و اون اومد روم چند ثانیه بیحرکت موند و از روم شل کرد یواش کشید بیرون واییییییییی آبش شوره کرد رو شکمم غش غش می‌خندید و قربونم میرفت بعد گفت پس تو چی‌ ارضا نشدی که . گفت بیا عشقم بکن آب می‌خوام آب ,بازم خوابیدم روش و تلمبه میزدم اونم چه تلمبه‌ای کوسش که حسابی‌ خیس شده بود و پر آبش بود شلپ شلپ صدا میداد و دوباره اه و اوهش بلند شد سرعتم زیاد شد و داشتم نعره می‌کشیدم فهمیدم الانه آبم بیاد در آوردم کیرمو و تا کشیدم بیرون فواره زد آب کیرم رو هیکلش و صورتش با ووجدی که بار دوم بود که ارضا میشدم ولی چه ابی ازم در اومد شکمش سینه هاش صورتش انگار شاشیدم روش جون جون میگفت با هیکلش ور میرفت و میگفت آخ جون ابتو ببین چه جور در آوردم کیف کردی .افتادم روش و از حال رفتم برای چند دقیقه ولو بودم و بعد پاشدم گفتم بریم دوش بگیریم ساعت ۳ صبحه دوش بگیریم که بخوابیم. رفتیم زیر دوش و اون منو میشوست و من اونو دیگه چیزی نمیگفت و فقط مثل یه عاشق واقعی‌ نگام میکرد من که نمیدونستم چی‌ بگم دست به سر و صورتش می‌کشیدم و میبوسیدمش ازگریبانش و لباش اونم کیف میکردی نیم ساعتی زیر دوش بودیم می‌خواست بازم باهم ور بره که گفتم نه بعدن گفت قول؟گفتم تو همیشه اینجوری بده تا هروقت بخای من هستم .گفت تو بکن من همیشه اینجوری میدم.گفتم باشه پس الان تو تو جات منم تو جای خودم میریم می‌خوابیم که مامان صبح خوابیم میاد بعدن فکر می‌کنیم خوب؟منو بوسید و گفت خوب من از حموم اومدم بیرون و رفتم طرف اتاق خواب خودمون و رو تخت ولو شدم و مونده بودم امشب چه شبی‌ بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176753</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه سینه هایی دارم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Sep 2019 07:39:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[بمالمش‬]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسناک]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهای]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستید]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقاً]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[فابریک]]></category>
		<category><![CDATA[فردایی]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگشو]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کردموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[ملایمی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداما]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ناز داشت که اسمش هلنا فیلم سکسی بود و خیلی وقتا میمود تو حیاط خونه ما و با خواهرم بازی می کرد. هم سن سال خواهرم بود سکسی حدود 12 یا 13 ساله. بعضی وقتا شاه کس که میومد با خواهرم بازی کنه و کس دیگه ای خونه نبود از پشت پنجره کونی نگاش می [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ناز داشت که اسمش هلنا فیلم سکسی بود و خیلی وقتا میمود تو</h2>
<p>حیاط خونه ما و با خواهرم بازی می کرد. هم سن سال خواهرم بود سکسی حدود 12 یا 13 ساله. بعضی</p>
<h3>وقتا شاه کس که میومد با خواهرم بازی کنه و کس دیگه</h3>
<p>ای خونه نبود از پشت پنجره کونی نگاش می کردم و جلق می زدم واقعاً دختر نازی بودیکی دو بار هم</p>
<h4>من جنده رفتم و باهاشون بازی کردم به بهانه های مختلف</h4>
<p>خدومو می چسبوندم بهش یا دستشو پستون می گرفتم با وجودیکه هنوز خیلی بزرگ نشده بود ولی هیکل با حالی داشت</p>
<h5>و خیلی کوس سفید بود صورت خوشکلی داشت لبهای قرمز با</h5>
<p>چشمهای عسلی درشت. حسابی تو نخش بودم تا اینکه یه روز صبح تابستون اومد که با خواهرم بازی کنه ولی خواهرم با سکس داستان مامانم رفته بود</p>
<h6>بیرون دقیقاً یادم نیست برای چه کاریبهش گفتم ایران سکس بیا تو</h6>
<p>الان. اومد تو و بردمش تو خونه شروع کردم باهاش صحبت کردن از مدرسه و معلمهاش و اینجور حرفها یواش یواش دستشو گرفتم خیلی مهربونانه به حرفهاش گوش می دادم بعد گفتم می خوای باهم دوست باشیم گفت خوب مگه نیستیمگفتم چرا ولی دوست دختر و پسر باشیم فکر کنم تو عالم بچگیش از حرفم خوشش اومد خلاصه یه نیم ساعتی رو مخش کار کردم و حسابی احساسات دخترونشون تحریک کردن که می تونیم باهام باشیم و عشق و محبت و ازدواج و &#8230;. از این کس شعرا که دخترها معمولا تو این سن که تازه دارن شروع می کنن خوششو میاد. کیرم حسابی شق شده بود. پاهای سفیدشو با ناخنهای ظریف لاک زدشو که می دیدیم بیشتر تحریک می شدم ولی خودمو کنترل می کردموقتی باهاش حرف می زدم دستاش آروم نوازش می کردم و بهم لبخند میزد خلاصه فضا حسابی عاشقانه شده بود بعد از ده بیست دقیقه آروم موهاشو نوازش کردم صورتشو بوسیدم خیلی حال می کرد ولی خجالت هم می کشید و معذب بود خلاصه وقتی دید خواهرم نیومده گفت می ترسم مامانم اگه بفهمه اومدم تو اینجا پیش تو و ساناز نبوده دعوام کنه چون از پنجره خونشون که روبروی حیاط ما بود می شد توی حیاط دیدبهش گفتم باشه برو و تو یه فرصت خوب بیا اینجا عشق کوچولوی من و به هیچ کس هم حرفی نزن حتی ساناز. چشماش برق می زد خلاصه کیر شق شده ما اون روز همینطور موند و رفت بعد از رفتنش یه جلق حسابی زدم و آروز کردم زودتر کس و کونشو ببینم و ترتیبشو بدم.فردای اون روز دوباره اومد پیش خواهرم و با هم بازی کردن وقتی من و دید بهم نگاه می کرد و با لبای خوشکلش بهم لبخند می زرد توی یه فرصت مناسب بهش گفتم که فردا ظهر ساعت سه که مامانش اینا خواب بودن بیاد اینجا پیش من .فردایی اون روز از ساعت دو ظهر استرس داشتم .کیرم هم حسابی شق شده بود دیگه طاقت نداشتم در حیاطو یک کم باز گذاشتم و تو پارکینگ قدم میزدم همه خوابی بودن ساناز هم تو اتاقش بود فکر کنم داشت کتاب می خوند یا شایدم خوابش برده بود. حدود 3 و ربع اومد تو وایییییییی داشتم می مردماز تو پارکینگ اشاره کردم باید اینجا نمی تونستم برم تو حیاط شاید کسی از پنجره میدیدآخر پارکینگمون یه اتاقک 7-8 متری بود که فقط دوسه تا کارتون اونجا بود رفتیم تو بغلش کردم کیرم داشت می ترکید گفتم هلنا می خوای با هم عشقبازی کنیم گفت آره اومد بغلم شروع کردم لباشو خردن چیزی نمی گفت ولی نفس نفس میزد آروم از رو لباس سینه هاشو مالیدم کوچیک بودن ولی با حال . عطر ملایمی زده بود که داشت بیشتر تحریکم می کرد مانتوشو در آوردمنشوندمش روی یکی از کارتونای گوشه انباری آروم دانشو زدم بالا وای چه پاهای سفید و سکسی داشت نرم داغ اوفففففف الانم که دارم میکنم کیرم شده مثل سنگیکم خجالت کشید و اول دانمشو گرفته بود که خیلی بالا نبرم ولی زود تسلیم شد از روی شرت کسشو بوس کردم وای چه حالی داشت یکم خیس شده بود رونشو میلیسدم شرتشو تا سر زانوش با یه حرکت کشیدم پایینیهو یه جیغ کوچیک زدو گفت وایییی نکنننننننبدون هیچ حرفی سریع شروع کردم به لیس زدن و لب گرفتن از کس خوشگلشباورتون نمیسه چقدر کس قشنگش داشتنرم داغ داغ تپل چاک کسش صورتی صورتی بود تا جون داشتم این کسو خوردم منم که جز توی فیلم تا حالا کس ندیده بودم از شدت هیجان داشت کیرم می ترکیدبلندشدم و دامن و لباساشو کامل در آوردم وای چه سینه های کوچول موچول نازی به به گفت هم لخت شو همه لباسامودر آوردم به جز شرتمدستای قشنگشو آرود جلو و شرتمو کشید پایین اول کیرمئ که دید یکم جا خورد. نه اینکه اون موقع کیرم بزرگ باشه ها نه.. معمولی بود ولی برای یه دختر 12 یا 13 ساله شاید عجیب یا ترسناک یا نمی دونم جذاب بود با او انگشتای ظریفش کیرم گرفت و فشار داد و یکی مالید واییییی به آرزوم رسیده بودمناخناشو با یه لاک صورتی لاک زده بود دستاش گرم بود و کیر من حسابی مشتاقدوباره نشست روی کارتون حالا پر رو تر شده بودیم هر دو تامون. پاهاشو باز کردم روی زمین نشتم و شروع کردم به خوردن کسش واییی نمی دونید چه کسی بود فابریک فابریک بوی یاس می داددیگه صدای آه و نالش بلند شدآیییییی آآآه ه ه ه هسرمو به سمت کسش فشار میداد یه مدت کوتاه بعد فکر کنم ارضا شدبی حال سرشو به دیوار تکیه داده بود و چشماشو بسته بو د و دستشو گذاشت رو کسشبلندش کردم و بهش گفتم هلنا برگرد بزار بمالمش بهت انگار هیبنوتزیم شده باشه فقط به حرفام گوش می کرد دستاشو زدم به دیوار و یه کم دولاش کردم عجبببببببببببب کونیییییییییییییییییییییی بودد واییییی کوچیک ولی کاملاً قلمبه و برجسته کیرم می مالیدم بهش.هیچی نمی گفت فقط هر از گاهی آه آه می کرد لای چاک کونش خیلی باحال بود همینجور مالوندم مالوندمداشتم دوونه می شدمکیرم و می مالیدم بهش که یهو بی اختیار آبم ریخت هلنا برگشتگفت داری چه کار میکنی زود با دستمال پاکش کردملباساشو پوشید حرف نمی زد منم لباسامو پوشیدمگفت می رم خونه ترسیدم یه وقت چیزی نگه که بابام می کشتمتا دو روز نیومد خونمون ولی روز سوم صبح اومد پیش خواهرم و دوباره باهم قرار انباری گذاشتیم!تا آخر تابستون هفت هشت بار مالیدنی حال کردیم یاد گرفته بود بارم ساک بزنه ولی زیاد وارد نبوداما انصافا خوب جلق می زد.شاید باور نکنید ولی همین حالا هم که دارن تعریف می کنم شورتم خیس خیس شده و می خوام به یادش جلق بزنمحدود یکسال با هم بودیم ولی با شروع مدرسه ها خیلی کمتر اتفاق می فتاد که حال کنیم بعضی وقتا ماهی یکباراما تلفنی با هم ارتباط برقرار کردیم تابستون بعد از کون می کردمشاگه خواستید بگید تا براتون تعریف کنم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176357</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان شاه کس و کیر کلفت کوچولو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Sep 2019 09:16:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اونورتر]]></category>
		<category><![CDATA[اووووف]]></category>
		<category><![CDATA[اوووووووووووووف]]></category>
		<category><![CDATA[بعنوان]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیروندیگه]]></category>
		<category><![CDATA[پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[تخماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاریم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روانیم]]></category>
		<category><![CDATA[زانتیا]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[شایانم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچمون]]></category>
		<category><![CDATA[کونتون]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌چسبید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میشستن]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[59 کیلو .من از بچه فیلم سکسی گی عاشق کیر بودم و از سن 10 سالگی با پسرای کوچمون رابطه داشتم ودیگه شده بودم جنده محل! تا سکسی اینکه یه مرد 48 ساله اومد خواستگاریم شاه کس و من به اسرار پدرم باهاش ازدواج کردم! من حالم ازش بهم میخورد ولی دیگه کونی جایی تو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>59 کیلو .من از بچه فیلم سکسی گی عاشق کیر بودم و از</h2>
<p>سن 10 سالگی با پسرای کوچمون رابطه داشتم ودیگه شده بودم جنده محل! تا سکسی اینکه یه مرد 48 ساله اومد</p>
<h3>خواستگاریم شاه کس و من به اسرار پدرم باهاش ازدواج کردم! من</h3>
<p>حالم ازش بهم میخورد ولی دیگه کونی جایی تو خونه ی پدرم نداشتم و از طرفی اون خیلی ام پولدار بود</p>
<h4>و جنده یه خونه ی درن دشت تو ایران زمین داشت</h4>
<p>و یه ماکسیما و یه زانتیا پستون که تموم کمبودای منو رفع میکرد! تا یه سال هر شب باهاش سکس داشتم</p>
<h5>و منو کوس جنده ی خودش صدا میکرد و واقعا باهام</h5>
<p>حال میکرد &#8230;تو همین روزا برام یه سانتافه خرید و منم از اون روز به بعد کارم شده بود اینکه برم تو سکس داستان خیابون ریس ایران</p>
<h6>زمین و پسر بازی کردن &#8230;تا اینکه با ایران سکس یه پسر</h6>
<p>خوشگل به نام بابک آشنا شدم و هر روز عصر میووردمش خونه و باهم سکس میکردیم&#8230;تو این دوران من دیگه هیچ میلی واسه سکس با شوهرم نداشتم طوریکه کاملا بهم شک کرده بود! ولی اصلا دست خودم نبود بهش توجه نمیکردم و همه فکرم به بابک بود تا که یه روز که منو بابک خونه بودیم اون عوضی از راه رسید و ما دو تا رو باهم دید! بابک فرار کرد و من موندمو اون پیر مرد حسابی کتکم زد و.بهم گفت از این به بعد فقط بعنوان یه کلفت تو این خونه ای و حق نداری پاتو از خونه بذاری بیرون!!!دیگه زندگیم شده بود جهنم از خونه که میرفت بیرون درو شش قفله میکرد ومن تنها شده بودم و عین دیوونه ها صبح تا شب با سگم حرف میزدم!!! تو 2 تا اتاق جدا میخوابیدیم و بعضی شبا با دوستاشو چند تا دختر میومدن میشستن به مشروب خوری و &#8230; واقعا دیوونه شده بودم و مهم تر از همه اینا مشکل سکسم بود هر چند روز که دیگه پای ماهواره خیلی حشرم میزد بالا با یه خیاری / شونه ای چیزی خود ارضایی میکردم&#8230; تا که یه روز سگم رو برده بودم حمام و خودمم لخت شده بودمو داشتم میشستمش و سینه هاشو با دستم میشستمو ماساژ میدادم که یهو خشکم زد!!! سگم ارضا شد !!! میتونم بگم آبش 2 متر اونورتر ریخت خیلی تعجب کرده بودم!اووردمش بیرون&#8230; دیگه همه فکرم شده بود سگم! و همه حرکاتشو میزاشتم زیر ذره بین!بعضی از حرکاتش عجیب بود مثلا تا پا میشدم که راه برم میدوید و میومد سمتم و جفت پاشو حلقه میکرد دور پام و شروع میکرد به تلمبه زدن و عقب جلو میکرد و کیرشو میزد به پام!!! منم با دست میزدمشو پسش میزدم و فحشش میدادم! این حرکاتش رو به دکترش گفتم و اون گفت سگ حیوان بسیار حشری هست و سگ شمام به دلیل اینکه مدت زیادیه با سگی سکس نداشته به شما رو آورده و &#8230;. و گوش زد کرد که سگ همه چی رو میفهمه و خیلی خطر ناکه و جلوش لخت نشید و &#8230;! این حرف های دکتر منو به سمت فکرای شیطانی برد و فکر سکس با سگم رو تو کلم آورد! اما هر دفعه میخواستم کاری کنم کلی خودمو سرزنش میکردمو بیخیال میشدم! اما فکرش ول کنم نبود &#8230; جلوی سگم که فیلم سوپر میذاشتم حسابی شق میکرد و من با علاقه ی خاصی محو کیرش میشدم&#8221;یه کیر قرمز . کوچیک ولی خوردنی واقعا دیوونه سگم شده بودم و تصمیمو گرفته بودم که باهاش سکس کنم و مدام جلوش لخت مادر زاد میگشتم و هر وقت بهم میچسبید نازش میکردم&#8230; یه روز که رو کاناپه لخت نشسته بودمو سگمم دراز کشیده بود و منم نازش میکردم متوجه شدم که باز کیرش شق کرده دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرمو یهو کیرشو گرفتم و خوابوندمش رو کاناپه و کیرش رو تا ته کردم تو دهنم! وایییی که چه حالی میداد تخماشو میکردم تو دهنم و باز کیرشو میلیسیدم یه لحظه پا شدم که درو قفل کنم که دیدم سگم زوزه ی خاصی میکشه (انگار التماس میکرد که نرم!) منم سریع حالت چهار دستو پا شدم وپاهام رو زمین بود و دستام رو کاناپه سگمم دوید اون سر خونه و با سرعت دوید سمت کون من! چنان پرید رو کونم که نفسم بند اومد دستاشو مثل یه آدم حلقه کرده بود دور شکمم و عقب جلو میکرد ولی کیرش تو نرفته بود با دستم کیرشو گرفتمو کردم تو کسم &#8230;.به محض اینکه رفت تو سگم دیوونه شد و با سرعت برق و باد منو میکرد و من اونقدر لذت میبردم که نفسم بند اومده بود!(از اینجا به بعد رو میخوام مثل دیگر داستان نویس های سایت بنویسم!) داشت آبش میومد که یه زوزه کشید و با زوزش بهم گفت آبمو بریزم تو یا میخوری که منم گفتم میخورمو اونم به نشانه ی تشکر دمشو تکون داد!!! سریع پریدم به کیرش و همشو کردم تو دهنم وایییییییییییییی که چه آب داغی داشت ..اوووووووووووووف! .دیوانه وار کیرشو ساک میزدمو ول کنش نبودم که یهو با پوزش هلم داد و منم افتادم رو زمین و اومد روم منم دستمو گرفتم دور کسم و اونم شروع کرد به لیس زدن واییییییی چنان میخورد که روانیم کرده بودو تمام تنم میلرزید واییییییی که چه حالی میداد / بعد از 5 دقیقه ارضا شدم و همونطور دراز افتاده بودم رو زمین سگم اومده بود بالا سرم و زوزه میکشید ! فکر میکرد کاریم شده که پا نمیشم! منم برای اینکه از نگرانی درش بیارم پا شدم و یه لب طولانی ازش گرفتم واییییی که چه لبایی داشت با ولع خاصی لباشو میک میزدمو تمام آب دهنشو میخوردم همینطور که 2 زانو لباشو میخوردم آب دهنش از گوشه لبم سرازیر شده بود و میریخت رو سینه هام واییی که چقد لزج بود ! با دستام سینه هامو میمالیدم و واییی که چقدر حال میداد .اووووووووووف اووووووووووووف کونتون بسوزه منو سگم الان عاشق همیمو روزی 2 سه بار منو میکنه وایییییییی ااااااااااااخ اووووخ اووووف جوووووووووووووون! من شایانم و این داستان بر عکس داستان های قبلیم کاملا تخیلی بود و هدف اصلیم این بود که به بعضی از انتقاد جوییان که در مورد داستان های قبلیم(زن عمو نازنین 1 و 2 /کس کردن با اعمال شاقه/زن پسر عمه (ندا)) نظر های کس شر داده بودن و گفته بودن که تخیلیه بفهمونم که فرق داستان تخیلی با داستان واقعی چیه!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176289</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سیر کردن کس و دهن جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Sep 2019 06:03:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[التماسش]]></category>
		<category><![CDATA[امروزم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاست]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمتا]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پیشتون]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستگیره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرای]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراضی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ما بودند حسابی حال می فیلم سکسی کردیم ولی هیچ کس بو نبرده بود تا اینکه دو سه روز تعطیلات بود مجید و نازی خونه ما بودند سکسی و دختر کوچیکم نگین هم بود تو شاه کس خلوت داشتیم لب می گرفتیم که نگین دید به خاطر اینکه سه نشه انگار که کونی از مجید [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ما بودند حسابی حال می فیلم سکسی کردیم ولی هیچ کس بو نبرده</h2>
<p>بود تا اینکه دو سه روز تعطیلات بود مجید و نازی خونه ما بودند سکسی و دختر کوچیکم نگین هم بود</p>
<h3>تو شاه کس خلوت داشتیم لب می گرفتیم که نگین دید به</h3>
<p>خاطر اینکه سه نشه انگار که کونی از مجید تشکر می کنم گفتم مجید جان ممنونم که برام پارچه گرفتی رفتم</p>
<h4>یه جنده قواره پارچه از تو کمد دراوردم و نشان نگین</h4>
<p>دادم نگین هم با طعنه گفت پستون دستش درد نکنه اقا مجید ازاین کارها زیاد می کنه من و مجید فهمیدیم</p>
<h5>که نگین کوس حسابی بو برده نقشه کشیدیم که که طوری</h5>
<p>قضیه رو ماست مالی کنیم مجید گفت نگین منو نازی می ریم بیرون اگه می ای پاشو بریم نگین هم قبول کرد سکس داستان و اونا رفتن</p>
<h6>بیرون بعد 10دقیقه ای زنگ زدم موبایل مجید ایران سکس گفتم یه</h6>
<p>نقشه دارم گفت بفرما البته پیش اونا این طور حرف می زد گفتم دوست داری نگین رو بکنی ؟گفت اره گفتم تو عمل انجام شده قرارش بدیم مجید گفت بله درسته باشه اومدم باهم صحبت می کنیم یعنی باشه بعدا.بعد دو سه دقیقه ای مجید خودش زنگ زد گوشی رو برداشتم گفت جیگر نقشت چیه ؟گفتم تو یه فرصت مناسب نگین رو می فرستم حموم خونه رو خلوت می کنم تو بیا برو پیشش اگه راه اومد چه بهتر سه تایی می ریزیم رو هم و چی از این بهتر اگه راه نیومد تو بزور بکن من می ام راضیش می کنم واونم تو عمل انجام شده می مونه و حرفی نمی زنه مجید قبول کرد بعد دو سه روز تعطیلات اونا رفتن و من و مجید هم جلو نگین تابلو بازی در نمی اوردیم و سر سنگین شده بودیم.تا اینکه بعد یه مدتی بین نگین شوهرش شکر اب شد اون یه هفته ای اومد خونمون از طرفی هم شوهرم برا دو سه روز رفت شهرستان بهترین فرصت بود به نگین گفتم پاشو برو حموم به خودت برس بعد ظهر یه سر بریم خونه خالت من برم یه کم وسایل بخرم نگین رفت حموم گفتم در حموم روقفل نکن از بیرون قفلش خرابه می افته (اخه در حموم مون المینیومی بود واز بیرون دستگیره داشت )می مونی تو حموم گفت باشه زنگ زدم مجید بعد 10دقیقه ای اومد اول یه بوس اب دار ازم کرد گفت کون خودتم اماده کن.گفتم چشم ارباب.مجید لخت شد و یواش به در حموم زد و گفت مامان جون مامان جون نگین اومد پشت در گفت بله مجید گفت منم مجید نگین گفت اقا مجید مامان مگه خونه نیست ؟مجید گفت مثل اینکه نیست منتظر می مونم تا بیاد نگین رفت زیر دوش مجید در رو باز کرد و لخت رفت و در حموم بست منم دستگیره در رو انداختم یعنی اینکه در از بیرون قفل شده منم از ترک گوشه شیشه تو حموم رو نگاه میکردم هر دو شون لخت بودن نگین یه دستش به سینش بود یکی به جلو کوسش جیغ زد گفت کجا گم شو بیرون و منو صدا کرد مجید گفت کاریت ندارم منم می خوام یه دوش بگیرم نگین دوباره تکرار کرد عوضی برو بیرون من این کاره نیستم مجید گفت کی می گه تو این کاره ای فقط یه بوس کوچولو مجید گرفت از بازوای نگین واو نو کشید طرف خودش و دستشو انداخت دور کمرش سینه نگین رو انداخت دهنش نگین زورش نمی رسید صدای التماس نگین در اومد ول کن مجید ترو خدا الان مامان می اد زشته از لحن صداش و التماسش معلوم بود که زیاد هم ناراضی نیست مجید یه دستشو انداخت لای لمبرای نگین اونو کله پا کرد کوس نگین اومد جلو دهنش شروع کرد به کوس لیسی نگین می گفت نه مجید بسه مجید ول کن نبود نگین دیگه تقلا نمی کرد فقط گفت مجید بزار زمین سرم گیج رفت مجید گذاشتش زمین کمر نگین رو گرفت لب تو هم شدند داشت سینه بزرگ و سترک مجید رو چنگ می زد دستشو انداخت گرد ن مجید و کشید بالا و پاها شو حلقه کرد دور مجید اونم کیر شو از زیر نگین رد کرد تو کوسش نگین اوییییییی گفت که من دستمو بردم تو شورتم مجید اون رو بالا پایین می کرد اون جیغ شهوت می زد گفت کوفتت بشه نازی عجب کیری می کشی و خودشو بالا پایین می کرد گفت مجید فشار بده دارم می ام واییییی اخخخخخخ مجید می دونست دارم نگاه می کنم اشاره ای کرد رفتم تو نگین حال خودش نبود یه سیلی زدم مجید و گرفتم از موهای نگین گفتم جنده شوهرت حق داره دخلتو بیاره حواسم به کیر مجید بود به خاطر اسپری و قرص همون طور سیخ بود مجید از پشت من فرار کرد بیرون من موندم و نگین الکی به گریه افتادم گفتم ذلیل شده این چه کاری می کنی مگه تو چی کمبود داری نگین به التماس گفت مامان به خدا بزور اومد تو گفتم اره ارواح دلت بعدم تو پریدی بغلش مجید پشت در التماس می کرد مامان جون غلط کردیم همین یه بار بود ابرو ریزی نکن ترو خدا به خاطر نازی من یه اه بلند کشیدم گفتم حیف که پای زندگی اون طفلک وسطه و گرنه می دونستم چی کار کنم نگین یه کم صورتش وا شد و گفتم مجید خوار شده بیا تو ببینم مجید اومد تو افتاد به پام گفتم بلند شو مرضت چیه نازی بیچاره که واست کم نمی ذاره مجید گفت مامان جون غلط کردم شهوت ادمو بد بخت می کنه اخه اومدم نگین رو دیدم دیگه نتونستم طاقت بیارم خود شما بودین چی می کردین اگه شوهر نگین تو حموم بود شما می امدین تو و خونه خلوت بود چی می کردین لبخندی زدم و گفتم کفت می کردم وسط کوس نگین و کله کیر تو .گرفتم از کیر مجید و گفتم یه بار عیبی نداره جونین جوونی کردین دیگه تنهایی نکنین نگین گفت ها مامان باهم بکنیم گفتم اره دخترم لا اقل یه بزرگتر پیشتون باشه گفتم بچه های گلم بریم بیرون اینجا تنگه سه نفری رفتیم تو اتاق نگین لخت بود و منم لباسامو در اوردم نگین تشکی اورد انداخت زیرمان مجید خوابید منو نگین افتادیم به جون کیرش نگین گفت مامانی من کیر می خوام گرسنمه یه بوس از لبش کردم گفتم برو عزیزم کارت نصفه مونده کیر مجید راست راست بود بدون اب دهن وکرم نگین نشست رو کیرش تا اون تهش کشید توشروع کرد بالا پایین کرد خوابیدم وسط پای مجید با زبونم خایه هاشو لیس می زدم هوار مجید در اومده بود مجید گرفت از موهام و بلندم کرد نگین رو به حا لت سگی خوابوند بدون اینکه کیر شو در بیاره. کشید بیرون دوباره تا ته تپوند توبا صدای فرج و بادش کم مونده بود ارضا بشم منم سگی خوابیدم و زبونم دادم بیرون مجید دو انگشتی کرد تو کونم بعد کرد سه انگشت در اورد از اب کوس نگین زد رو سوراخ کونم دو باره کرد تو از رو نگین بلند شد اومد رو کونم فقط داغی کیرشو احساس کردم حالم بد شد انگار قلبم داشت می اومد بیرون با اینکه قبلا تجربشو داشتم و کونم باز بود ولی کیر مجید رو نمی تونستم تحمل کنم بریده بریده گفتم مجید بکش بیرون جر خوردم اونم خنده ای کرد کشید بیرون نگین براش ساک زد نگین رو هول رو تشک رفت وسط پاهاش دوباره تا ته کرد تو کوس نگین چند بار تلمبه زد تا اون موقع مجید سا کت بود گفت نگین می خوام ابت بدم نگین گفت وایییی نننه شکمم می اد بالا من می دونستم مجید شوخی می کنه گفتم نه عزیزم مامانی اینجاست نترس جورتو می کشه نگین ارضا شد و شل و ول افتاد مجید اومد سراغم رو شکم خوابوندم باز گذاشت تو کونم این دفعه درد نداشت دستشو برد زیرمو با چوچو لم بازی می کرد گفتم مممممممجید ددددداارررم می ام فشار بده اونم فشاری داد گه یه یکی ول کردم مجید هم ریخت تو کونم گفت مرسی جیگر سه نفری بیحال افتادیم چشامو باز کردم دیدم مجید و نگین حرف می زن نگین گفت بد جنسا همش نقشه بودا می خواستین واسه خودتون شریک پیدا کنین وگرنه من از همون شب می دونستم شما ریختین رو هم عیبی نداره دل دیگه امروزم مامان زنگ زد به تو فهمیدم نقشه دارین خودمم دلم می خواست اخه یه ماه می شد نداده بودم . به ترتیب گروه سکس ما تشکیل شد و کسای دیگری هم عضو شدند که بعدا می نویسم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2595</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس با حلقه های طلایی</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d9%84%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d9%84%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 Aug 2019 07:26:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسن]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودیعنی]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پسرخالم]]></category>
		<category><![CDATA[توگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتتون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونهتوی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتشروع]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دهنمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوزاریش]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[زاییده]]></category>
		<category><![CDATA[زدنبعد]]></category>
		<category><![CDATA[زنانگی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شدمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباستو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهتا]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیمو]]></category>
		<category><![CDATA[نیستبا]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[واستادیم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[با پرشیای مشکیش ،تا سلام فیلم سکسی و علیک کردیم اومدم فحش بدم که دیدم گفت هیس گفتم برای چی یهو عقب ماشینش رو نشونم داد جون سکسی شیشه های ماشینش دودی بود منم خسته شاه کس بودم ندیدم یه دختر عقب نشسته خلاصه گفت لباستو سری عوض کن بریم یه جای کونی خوب گفتم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>با پرشیای مشکیش ،تا سلام فیلم سکسی و علیک کردیم اومدم فحش بدم</h2>
<p>که دیدم گفت هیس گفتم برای چی یهو عقب ماشینش رو نشونم داد جون سکسی شیشه های ماشینش دودی بود منم</p>
<h3>خسته شاه کس بودم ندیدم یه دختر عقب نشسته خلاصه گفت لباستو</h3>
<p>سری عوض کن بریم یه جای کونی خوب گفتم تو هم بیا دم در تا زود بیام تا اومد گفتم این</p>
<h4>کیه جنده چه خوشگله اگه زیدت باشه هم میخوام که گفت</h4>
<p>دوست زیدمه قرار بوده با هم پستون بیان برن دانشگاه زید من نیومده این پا شده اومده منم یه کوچولو مالوندمش</p>
<h5>تنش خیلی کوس نرمه اینم بگم آرش کس باز ترین رفیقم</h5>
<p>بودتا رفتیم تو ماشین گفتم بزار دلقک بازی در بیارمهرچی من بیشتر تیکه مینداختم اون مثبت تر میشدگفتم به آرش حالا کجا سکس داستان میخوایم بریم گفت</p>
<h6>قمگفتم به به پس دهنمون گاییدست که یه ایران سکس پس گردنی</h6>
<p>خوردممنم گفتم وحشی واسه چی میزنیآرش میگفتی هاره واکسن میزدم اینو گفتمو به هوای تلافی برگشتم که مثلا بزنمش تا دستم خورد به بازوهاش به حس عجیبی پیدا کردم اینقدر که نرم بودیعنی لطافت زنانگی که میگن این بود 3 سوت راست کردم و نوع نگاهم بهش عوض شدبعد چند دقیقه آرش گفت راستی یادته چند وقت پیش با 2 تا دختر زنگ زدیم بهت سر کارت گذاشتیم گفتم خوب گفت اونی که سز کارت گذاشت نازی بودمنم برگشتم نگاهش کردم گفتم راست میگه دیدم میخنده دوباره دستمو بردم سمتش که مثلا تنبیهش کرده باشم یواشکی دستمو به سینشم زدم که دیدم اونم فوق العادستنزدیکیای قم یه جا واستادیم که چیزی بگیریم وقتی پیاده شد من تازه کونشو دیدمجنیفر لوپز کیه فقط زوم کونش شدمگفتم داش آرش من میرم عفب تا نازی تنها نباشه دوزاریش افتاد گفت چرا که نه برو خوش باشوقتی خواستیم دوباره سوار ماشین شیم من گفتم میام عقب که دیدم نازی فقط با تعجب نگاهم کرد نشستیمو حرکت کرد هوا کم کم داشت تاریک میشددستشو گرفتم دیدم هیچی نگفت بهش لم دادم مسخره بازی کردم ولی دلم آشوب بود راست هم کرده بودمدیگه داشتیم میرسیدیم که گفتم شمارتو بده که اونم داد سری زنگ زدم تا ببینیم درست گفته یا نه 5 دقیقه مونده بود برسیم آروم دستی که رو شونش بود رو رسوندم به سینش دیدم خودشو سفت کرد بعد رونشو مالوندم بازم چیزی نگفت ولی تا به کسش از رو شلوار دست زدم زد تو گوشم یه لحظه ریدم به خودم که چی شد کل فازو حسی که داشتم همش یهم پرید کلی شاکی شدم گفتم از مادر زاییده نشده بود بزنه تو گوشم تریپ مثلا فهرم برداشتم که اونم گفت نیابد پر رو میشدم خلاصه خداحافظی کردیم و نازی رفت به آرش گفتم دمت گرم عزیزم خیلی با مرامی که اینهمه راهو واسه عشقو حال من اومدی که دیدم میخنده گفت چه فکری کردی توگفتم چطور ؟ گفت اون 2 تا دختر کاشانی هارو یادته گفتم آره گفت امشب قراره بریم کاشون پیش اوناپشمام ریخت گفتم دهنتو سرویس بابا تو دیگه کی هستی بماند که چه کیر کلفتی تو کاشان بهمون زدنبعد 2 روز که خواستیم برگردیم زنگ زدم نازی گفت اونم میخواد برگرده قم رفتیم دنبالش تا نسشت منم رفتم عقب نشستم آرش هم آینشو داد بالاتر که مثلا ما راحت باشیم تا نشست شروع به مالیدنش کردمبه تهران که رسیدیم گفت میرم خونه دوستم دم در خونه دوستش پیاده شد گفت خونه دوستم طبقه 4 باهام تا بالا بیا منم از خدا خواسته تو آسانسور تا سوار شدیم لب تو لب شدیم سینه هاشو محکم فشار دادم سریع دستمو رسوندم به کونش چون خوب لمس نکرده بودم کونشودستمو بردم لای قاچ کونش وایییی چی بود گنده و نرم زودی جدا شدیم چون آسانسور رسیده بود برگشتم پایین قرار شد قردا شبش نازی بیاد خونمونفردا عصرش شد دیدم زنگ زد من نمیامگفتم آخه واسه چی کلی به دلم صابون زده بودم گفت آخه پریود شدم یهو کپ کردم سریع تریپو مرامی کردم که عزیزم مگه تو قرار بود بیای بدی من میخاستم بیای تا راحت تر باشیم.نمیدونست با این حرفش قبر کونشو کندوقتی اومد مانتوشو که در آورد یه شلوار لی تنگ با یه تاپ تنش بوداز رو شلوار میتونستی حجم کونشو حدس بزنیرفتیم تو اتاق من رو تخت نشستیم یکمی حرف زدیم من رفتم تو لباش دیدم اونم داره همکاری میکنه شروع کردم به مالیدن سینش دیدم آه و اوهش بلند شد گفتم پیشم دراز بکش دراز که کشید به پهلو شد منم از پشت چسبیدم بهش حالا کیر من از زیر شلوارک لای کونش بود دیدم اینجوری نمیشه گفتم عزیزم میشه یکمی شلوارتو بکشم پایین لای باسنت بزارم گفت ایرادی نداره شلوارشو تا پایین قاچ کونش پایین کشیدم اگه بیشتر پایین میکشیدم نوار بهداشتیش کامل در میومدکیرمو یه سوت از زیر شلوارک در آوردم و گذاشتتم لای کونشثانیه دوم کیرم لای کونش گم شدیکمی که مالیدم هی یه فشار کوچولو به سوراخش میاوردم دیدم چیزی نمیگه یه تف زدم رو دستم مالیدم به کیرم آروم گذاشتم دم سوراخش با 2 تا فشار تا ته رفت تو باورم نمیشدکون به این گندگی رو داشتم میکردم و جالب تر اینکه راحت شروع کردم بدون دردسر که بعدا فهمیدم هم حشری بوده هم کلا سکس از کون رو دوست داشتشروع کردم به تلمبه زدن از پهلو 5 دقیقه زدم گفتم کامل رو شکمت بخواب گفت آخه دلم درد میکنه گفتم زودی تموم میشهتا روی شکم خوابید تازه ابعاد واقعی کونشو دیدم یه چیز رویایی بودکیرمو کردم تو کونش و همزمان رفتن کیرم تو کونشو نگاه میکردم شکممو داده بودم تو تا ببینم چی کار دارم میکنمبعد 1 دقیقه گفتم داره آبم میاد گفت بریز تو ولی همین یه بار رو میتونی بریزی توگفتم باشه و خودمو تو کونش خالی کردم دیگه گوشم نمیشنید انگار روحم تو کونش خالی شده بود یه چیز تو مایه های خلصه بودمالان 2 سال از اون ماجرا میگذره آرش دیگه دوستم نیستبا نازی هم 2 ماهه بهم زدمهر کدوم از شما 2 تا وقتی این داستان خوند بهم زنگ بزنه دلم واسه جفتتون تنگ شده شمارم هم عوض نشده ولی مثل اینکه برا شماها شدهببخشید اگه طولانی بود ولی خوبیش اینه که عین واقعیت بودبقیه هم لطفا یا ننویسن یا واقعیت رو بنویسن</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d9%84%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175693</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان با سینه های آویزون میره زیر کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%db%8c%d8%b2%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%db%8c%d8%b2%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Jul 2019 09:20:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آقامون]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبان]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[استخون]]></category>
		<category><![CDATA[امانتی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[اونجامو]]></category>
		<category><![CDATA[اونورتر]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینوری]]></category>
		<category><![CDATA[باباشو]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[باربود]]></category>
		<category><![CDATA[بالاسرش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینین]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردی]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برم»بعد]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پائینه]]></category>
		<category><![CDATA[پتیاره]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهای]]></category>
		<category><![CDATA[پسرهای]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[تودستش]]></category>
		<category><![CDATA[جورهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چهارراه]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهای]]></category>
		<category><![CDATA[حیوانات]]></category>
		<category><![CDATA[حیوونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشانم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[دروازه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوارو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبرومون]]></category>
		<category><![CDATA[سکس‌های]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمشو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمها]]></category>
		<category><![CDATA[قربونه]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کونتون]]></category>
		<category><![CDATA[کونشون]]></category>
		<category><![CDATA[کیلومتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[متجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مردهای]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میخاره]]></category>
		<category><![CDATA[میخندی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میدارم]]></category>
		<category><![CDATA[میداره]]></category>
		<category><![CDATA[میداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میزاره]]></category>
		<category><![CDATA[میشنید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میگفته]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[میندازه]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نشنیده]]></category>
		<category><![CDATA[نصیبتون]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[‫نیاورده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هواپیما]]></category>
		<category><![CDATA[واستادن]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[واولین]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وخودمو]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ومسخره]]></category>
		<category><![CDATA[یادشون]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پسر ها بود ها !یه فیلم سکسی وقت شما آکله ها خودتونو قاطی نکنینها !!چیه؟ هان؟بیاین منو بخورین! واه واه پتی های تغاری!!جونم برای پسرهای نازنین بگه سکسی که که من اسمم سولیمانه!! وا برای شاه کس چی میخندین اکله ها؟هر کی یخورده لهجه داره !مگه این خنده داره !هه هه هه!!من کونی 22 سالمه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پسر ها بود ها !یه فیلم سکسی وقت شما آکله ها خودتونو قاطی</h2>
<p>نکنینها !!چیه؟ هان؟بیاین منو بخورین! واه واه پتی های تغاری!!جونم برای پسرهای نازنین بگه سکسی که که من اسمم سولیمانه!! وا</p>
<h3>برای شاه کس چی میخندین اکله ها؟هر کی یخورده لهجه داره !مگه</h3>
<p>این خنده داره !هه هه هه!!من کونی 22 سالمه ، یه اندامی دارم ! ویشششش نگو تورو خدا ماهه ماهم .چشمها</p>
<h4>مثل جنده آهو، ابروهاکمونی ،یه پوست سفید دارم که وای نگو</h4>
<p>ادمو دیوونه میکنه.خاطر خواهام اینو میگن پستون ها.(مرده شور ! کی بود شیشکی بست ؟از کون به ترشی !)وای الهی که</p>
<h5>نصیبتون بشه کوس یه پاهای خوش تراشی دارم ها ،کشیده وبدون</h5>
<p>یه تار مو !که یکی از دوست پسرهام ،اصغر پاشنه رو میگم دوست داره فقط از کف پاهام بلیسه تا اونجامو.. من سکس داستان یه خواهر دارم</p>
<h6>که پتیاره به خونم تشنه اس.خیلی بهم حسودی ایران سکس میکنه ،مدام</h6>
<p>داره هی چوقولیمو به ددیم میکنه.همین دیشب بود بود که شورت توریشو با یه کرستشو کش رفته بودم ها، کلی آبرومو جلو ددیم برد..وا&#8230;. بهتون نگفتم که چه ممه هایی دارم !!درست اندازه لیموست،سفت وقلقلیه..آخ جان کاش بودیو مینداختی تو دهنت&#8230;.آره داشتم میگفتم عوضی های حشری، که آنشب این آبجی پتی حسود خانم، دادو بیدادی تو خونه کرد که نگو. راستی بزار ین اولش از ددیم بهتون بگم.اسمش ابی یعنی ابراهیم ،تو چهارراه سیروس یه بنگاه شادمانی داره.بهتون بگم ها از اون کون هاست اینو تو محل شنیده بودم .بد بخت اون کونی که ددیم بکنه وای تا عمر داره ها کون پاره ست.تو محل کار بهش میگن ابی دیلم ،وتو محلم وا&#8230;.خاک عالم به سرم بهش میگن ابی قاطر ..وا براچی میخندی آکله حسود ؟مرده شششور!بزار از ددیم بگم تا بسوزی !یه مرد چهار شونه هیکل میزون ،عین هرکول میمونه.قد 150 خوشگل مثل ماه فقط سرش یه خورده موهاش ریخته &#8230;وا کچل خودتی بی حیا.!! بازم مسخره کردی ؟؟الهی خشتکت 30 سانت پاره شه.حالا میخوام اون چیزی که ددیم داره ها با هیکلش براتون توصیف کنم اما نمیدونم چه جوری !! آهان آهان اون دستتو بیار جلو وکف دستتو باز کن شصستتو مثل ضامن تفنگ بده بالا..آهان باریکلا. اونوقت انگشت اشاره تو درازش کن ..اوا بی سوات اونی که دراز کردی انگشتیه که باهاش جنده هارو انگشت میکنی!! اشاره رو میگم کس میخ! آهان حالا اون سه تای دیگه رو بده تو آهان ..این تندیس ناز ددیمه ..حالیت شد ؟آی آکله پتی ببین بابام چی داره اون شومبولتاش از خودش گنده تره!!دلت میخواد؟؟ بعدش یه ننه آقا3 دارم که سوای ننیم که گذاشت رفت این سومین بیو ه ای که ددیم گرفتش .البته این یکی خیلی نجیب ومومن تره.ددیم تو خیابون بلندش کرده بود همون سر ضرب برده بود تو جنگلهای &#8230;اوا کجا بود آهان کن سولقون .چنان میکردش ها ژاندارمی که بالاسرش دراومده بود گفت! اوغور بخیر حاج آقا میفرمودین براتون سوفرا مینداختیم..بابام بیچاره از حولش نمیفهمه چه جوری میکشه بیرون برمیگرده وتا چشم ژاندارمه میخوره به شومبول ددیم ،دستشو برای تعادل میگیره به درخت که از حال نره و یه هوش اشکی میگه وهمون لحظه که بابام کشید بیرون نگاهش به کسول خانم میفته که عین دروازه دولاب باز شده بودکه میگه اهههههه ماشا&#8230;..یه هواپیما توش دور میزنه که از حرصش با دستش اشاره میکنه به شومبول خودش ومیگه هی هی هی آخه لا مصب اگه بو سیکتی پس اون چیه !اگه اون کیره بس بو مضغون ندی؟ ددوئون گورون سیکیم نعلبکی باش. که ددیم از خجالت دودستشو گرفته جلوش بیچاره ننه آقامون هم چادرشو کشیده بود رو خودش .ددیم یه نگاه به استواره میکنه که عین میخ داشته به کله دول ددیم که نمیتونسته با دستاش قایمش کنه، نگاه میکرده هی میگفته اه ددونن ددونن ..که نگاش به بابام میفته که اشاره میزده بفرما قابلی نداره.اوا خاک عالم این ددیم چه کارها که نمیکنه هی هی ی !!که استواره میگه هه ندی؟ شی دی؟بعد یادش میفته هوار میزنه ومیگه اده حیوانات ،من کجای این اتوبان بزارم .تو کی نفله اش کردی !چیطور این جیریخ زینده است ؟ .اشکه رحمت.کپکین قیزی صداش تا سه کیلومتر اونورتر میامدها بگو چرا..؟اوهه!خلاصه یه چیز توی جیب استواره میکنه وفلنگ و میبنده.وچون این آشو لاش خوب مال بابامو که کاش نصیب تو آکله بشه ها برداشته بود وخوشش هم میومد ،مینشونتش وآب توبه میریزه سرش،میاره خونه. وا چه کونو کپلی هم داشت الحق فقط این میتونست مال ددیمو با قالپاقاش قورت بده.زهر مارش بشه..اینارو میدونین از کجا میدونم ؟هر موقع که سکس دارن ها یادشون میفته بلند بلند میگن ومیخندن منم که اصلا از فال گوش واستادن اوغم میگره نیگاه میکردمو ناخوداگاه گوشم میشنید .واههههه.. آره میگفتم که اونشب این ابجی پتی دیگه داشت شورشو درمیاورد اینقدر دادو بیداد کردکه ددیمو صداشو در اورد ! و رو بهم کرد وگفت.بیا اینجا ببینم گودوخ!این چه اطواریه کی از خودت درمیاری؟هن؟_وا! ددیای ددی نینکی ! اشک اوغلی سوپا!!بابام مگر تو دیوث اوغول نیستی؟ دآخی اورش! یارومتر دست خر لای پاته! اونوقت مثل جونداها قمیش میای ؟آبیر مابیر کی هچ حیانی کردی تو کون من آبیرو حیثیتمو تو محل بردی ..سرم پائینه .ای خودا نینئیم بو گوتی بالانون الینن؟آخه اشکین گودوغی تو شورت توری میخوای چیکار به کدوم اورشی میخوای نشان بدی ؟ سیکیب اولدورجیم سنی !وا خدا مرگم بده چه تهدیدی راست میگی ددی؟_ددینین سیکی واستا ببینم !!کو اون کاسه ماست بگیر بناموس ،مگر نگیرمت._منم موقع دررفتن یه تف میکنم به این اباجی و یه قحبه میگم ومیرم تو اتاقم های های گریه میکنم. خوب گناه من چیه ؟چرا خدا جون منو اینطوری افریده که باید زیر دستو پای اینوری واونوری له بشم ومسخره ام کنن ؟ خوب من اینطوری دنیا اومدم ،تقصیر من چیه ؟تا چشم باز کردم وخودمو شناختم لاپام یه چیز به قول ددیم یارومتری (نیم متری دیدم) اما تمایل به این آکله ها دارم.اوا خدا جدی جدی مرگم بده، که راحت بشم .شب و روزم عذابه .اون موقع تو مجله خوندم که تو فرنگ عمل میکنن ویکی مثل منو یه تیکه کس میکنن وخلاص .یبار که به ددیم گفتم ها شلاقو برداشت تنمو سیاه کبود کرد.جوری منو زد که میخواستم خودکشی کنم .یه هفته از جام تکون نخوردم هیچی هم نخوردم تا ددیم اومد بناز کردنم وگفت :آخه بالام تو پسر منی من از خدا پسر میخواستم ،یه عمره که سولیمان صدات کردم ،حالا چه جوری بهت بگم کلثوم خانیم؟حالا چرا نمیخوای پسر بشی هان؟-وا ددی من که الان هستم !پس این چیه ؟-کول باشوآ بیحیا من کی نمیفهمم؟- وا! مگه دروغ میگم؟-آخه تو محل چی بگم؟آبروم گدر اشک اوغلی !!_خب از این محل بریم ددی!- دیسون تپوا ددی ددی ..حالا ببینیم نینیرم. از شانسه منه نیم متر کیر داره اندازه خر ولی قحبه چوخدی(دراومد)..سمیه! وار یوخویی سیکیم بو نئیدی منه دوقدون ؟؟؟خلاصه ماچم کرد ،از دلم دراورد .منم که از هر یه شب در میون سکس ددیم دور مونده بودم ها با چه ذوقی بر گشتم تو اتاقم. دیدم ننه آقام طبق معمول واستاده دم بخاری(اون موقع چینه دیوارو بخاری میگفتن) وددیم میره سر وقتش واز پشت میچسبه به کونش البته اینم بگم ها یه چهار پایه هم با خودش که مخصوص به اندازه درست کرده زیر پاش میزاره ..هی هی هی آخه میدونین یه 20 سانتی ننه آقام از ددیم بلند تره .ددیم همیشه دوست داره سکسشو اینجوری شروع کنه واون آکله هم میدونه که میره اونجا وامیسته. بعد دستشو میندازه از زیر دامنشو که تا بالا تنه یه تیکه است رو در میاره،بعد شورتشو که میکشه پائین ها &#8230;..وای من دلم غش میره اینجا .بعدش باید مال ددیمو ببینین که تو شورتش چادر زده وانگار که شومبولشیناش دیرک این چادره. وای نمیری ددی با این کارات!! بعد شورت خودشو در میاره ! اووووووک وای یه گودزیلای تمام عیار که فیلمشو همین سینما لیدو گذاشته که ازاین فیلم کسی های ژاپنیه &#8230;.بعد ددیم از پشت کرد تو لا پای زنش که وایییی چی بگم درست 15 سانت هم از اون طرف زده بود بیرون .جدا یه هیولا بود .حالا به من میگه یارومتری ولی انصافا خودش یارومتری بود مال من سی سانتی خیر سر اختر خانم میشد .این پتیاره غربتی روبرومون میشست. مرتب تا منو میدید، به من چشمک میزد که یه بار براش نذری بردم به زور گرفتومنو کشید تو هشتی خونشون بعد بردبه من تجاوز کرد. وا دست خر &#8230;! اینم یه تجاوزه دیگه! به زور چسبید بهم، دست کرد تو شورتمو دولمو گرفت تودستش وشروع کرد به ماچ کردنش وا..این چه کاریه کس خانم حشری؟یه هیکل داشت مثل گاو که منو بلند کرد پله هارو برد بالا انداخت رو زمین بی معطلی چیزمو که از تعجب خودم راست مونده بود کرد تو کسش !اینقدر بالا پائین کرد،تا منم یه جوری مور مورم میشد بعد یه دفعه ای تمام تنم شروع به یه نوع لرزیدن کرد که قبلا یه بار تجربه داشتم اونم با چه نانازی !!نه با این خرس قطبی !احساس کردم که ستون فقراتم تا خود بیضه ام خارشک گرفته وقبل از اون هی با مشت میزدم تو کمرش که ولم کنه ولی تو این لحظه دیگه وار فتم وخوش خوشانم اومد که تو اوج لرزیدنهام احساس کردم یه چیزی از تو دولم جهید بیرون وانگار که تمام جونم در رفتوخلاص شدم .باور م نمیشد .خود گاو میشش هم چنان جیغی زد که بعد خلاص شدنش مثل یه خرس روم ولو شد ونفسم رفت .جنده خانوم چه عرقی هم کرده بود بو گه میداد و گفت گوردون کیشی سن.تو دیگه مال منی..وا خدا مرگم بده این کسخل حشری از کجا پیداش شد.گفتم چی !! فوتینا حسرت جونم حسرت !!اکله! پاشدم و به خودم نیکاه کردم ووای شلوار پاره وبلوزم جر واجر .انگار گرگ به بره زده !بهم گفت فعلا دو سیکتیر تا بعد گفتم خفه جنده پتیا ره من اینجوری کجا برم؟بعد رفت پائین لباسهای گهی اسمال تیغی رو آوردش گفتنم واه واه واه صد سال سیاه!آخه خاک تو سرت من لباس جاهلی بپوشم .حالا بپوش برات میدوزم فعلا برو خونتون &#8230;.همین روبرو ست دیگه کسی نمیبینه.برو کوپه اوغلی ،چه قمیشی میاد! جان !سیکیون باشونا دولانوم.-خاک توسرت نکنن ..یواشکی رفتم خونه ،زودی لباسهارو انداختم خونه بغلی که ای وای یکی دو ساعت بعد خونه گلین خانم ، آقا اسداله پاسبون با باتوم دنبال زنش میکرد که این کوسکش لات کی بودکه آورده بودیش خونه که معلومه از یه چیزی فرار کرده لباساشو اینجا انداخته در رفته ؟ای وای چه مصیبتی چه گندی بالا آورده بودم.بیچاره گلین خانم.. ..راستش این سکس واین ارضا شدن دومی بود که اولی زن سمسار محلمون بود .وا حیوونی !آخی! همش 12 سالش بود که این دیوث بچه باز، از دهات آورده بودش زنش کرده بود. ولی خودمونیم خودشو زود با شهر ی ها وفق میده آخ !چه سرخاب سپیدابی زده بود جونم مرگ شده .سر کوچه صدام میکنه که آقامون برای بابات امانتی داره بیا بگیر ببر. منم از همه جا بی خبر رفتم تو وگفت بفرمائین تو اتاق، که یهو درو از پشت بست وحمله کرد بهم وگفت خاطر خواهمه شوهر قرمساقش پیره نمیتونه !واز وقتی که کیر منو از تو شلوار سوکیده ها به من حریص شده وهم که خوشگل بودم ها !!چیه ؟بترکه چشم حسود.! آره خلاصه هی میپره بهم یهو کیرمو میگیره وبا اون یکی دستش هم از پس گردنم میگیره وبه زمین فشار میده تا بخوابم .منم که یهو نمیدونم چه جوری این حال بهم دست دادکیرم بلند شدو دیگه نخوابید شلوارمو کشید پائین وای یهو چنان جیغی از ذوق یا وحشت کشید که نفهمیدم آخه چشمام بسته بود. بعد یهو لخت شدو من جیغ کشیدم. ولی مال من از هیجان سکس بود که این تنو بدن عالی وخالی از نقص رو دیدم. باهام ور رفت و قربون صدقه دولم رفت که برگشت و منو کشید رو خودش وچنان سرشو تو کسش گذاشتم ها، تا ته سرخوردو رفت تو ته حلق ملا.خیلی عجیب بود این اکله خوش تیکه اقلا شیش دفعه زیرم لرزید ومن هنوز هم همینطوری تلمبه میزدم .پتیاره ها! حسابی سیر خورده بود وبو گندش اتاقو برداشته بود .ولی برای من در اون لحظه رایحه بهشتی بودبعد یهو دیدم وای تنم داره یه جورهایی میشه ستون فقراتم داره میخاره وزیر بیضه هام یه حال عجیبی میشه بعد نمی دونم از شدت هیجان بغلش میکنم وتا ته دوباره میکنم توکسش ونگه میدارم وحس کردم تنم به شدت داره خفیف اما مداوم میلرزه ویهو ازسر دولم مایعی با فشار خالی میشه تو کسش که دادی میزنه که آخ آخ سوختم وبا چه حشریتی اکله اینو میگه وا خدا مرگم بده من چیکار کردم ؟اخه منو این کارها وا پناه برخدا اما خودمونین حال داد. آخه میدونین اولین بارم بود که تن یه اکله رو میدیدم وانقدر حشری مردونم کرده بود. وا&#8230;.هی داره که سررشته از دستم در میره .اوا خب بگیر سرشو &#8230;خلاصه منظره دول ددیم که از پشت کرده بود لاپای ننه آقامون وهی عقب جلو میکرد دیدنی بود .واز اون دیدنی تر حشری شدن این کس پاره بود که چه غمیشی میومد .از این تعجب میکردم که این پتی یه شب در میون کس میداد که هیچ هفته ای دو بار هم دم ظهر که ددیم خونه میومد کس میداد ولی هر دفعه چنان لوندی میکرد که انگار جنده خانم یک ماهه که نداده&#8230; وا خب حتما ددیم هم از این چیزهاش خوشش اومده بود دیگه..تو چی ؟اکله خانم پتی متی! تو خوشت میاد یا نه اوخ&#8230;بعدددیم دستشو مینداخت زیر پستونهاش که انصافا چه پستونهای گردو شاقی داشت .اوا اینبار نمیدونم چرا اینقدر وحشیانه داشت فشارشون میداد وا خدا مرگم بده اخ امشب از اون شبهای کس پاره کنیه که زنهای همسایه رو تا خود صبح خر حشر نگه میداره ..از چهار پایه پرید پائین وهمینجوری کشیدش سمت خودش انداختش رو تشک وبی محابا کرد توش وچنان جیغی زد ها فکر کنم نصف تهرون شنیدن وا ددی چه کارها که نمیکنی.من اصلا نمیدونم چرا اینجوری شده بود !حتما این یارو عطاره قرمساق باز یه معجونی به ددیم داده بود. که بعدش شنیدم این ننه اقا گفت حاجی نگفتم که این خاویارو زیاد نخور ببین به چه روزی انداختت ! خدا به دادمون برسهاه اه اه اخ اخ اخ وای وای مردم حاجی یواش _جان سیکیمین دردی جان ندی؟اینو که میگفت ها میمردم از خنده .اینقدر عرق کرده بودن ها حاجی گفت :پس پشه بند ،براچی زدی تو ایوون ؟بریم تو هوای مهتابی .جان! دو گوتوه قربان!! -نه حاجی جون هنوز حاضر نشده سه طرف رو دوختم ولی هنوز سقفش مونده !-بابا سقفو میخوام چیکار؟ گوتومه سوخمیام کی !دو منیم پیشیک آمجوقوم &#8230;&#8230;!!وا خدا مرگم بده خاک تو گور..به این کس گاو میگه کس گربه!!!کله دول خودش اندازه گربه نر میمونه !اونوقت به این میگه کس گربه !!به حق چیزهای نشنیده !این جدید بود.وا قربونه ددیم برم چه تیکه هایی میندازه&#8230;ای وای ،اینا رفتن تو ایووون !!تواتاق که بودن همه همسایه هاآخ واوخشونو میشنیدن ،حالا که رفتن تو ایوون !وای وای خدا به داد مردهای همسایه برسه تا صبح زناشون چوب تو کونشون میکنن که ای بی عرضه ،بی بخار و شیره ای ،اندازه ابی قاطر هم نیستی خر پیر چرتی !!وا چه چیزها میگفتن این کس پاره های حشری .آخرش میترسم این ددیمو این شوهرهای بی بخار سربنیستش کنن یا زناشون ددیمو بکشن رو خودشون! که منظر خانوم این کارو کرده بود که یه ماه رفته بود بیمارستان وبه شوهرش گفته بود از خر پشته سقوط کرده بود ..هی هی هی.!! آره ارواح خالت سر خوردی ودست پارو رفته بود تو کست !!جنده خانم.. ..خب اینها رفتن تو بالکن حالا من چیکار کنم ؟هیچ جور دلم نمیخواست که این سکس و از دست بدم .زودی یواشکی رفتم به خر پشته ودر چوبیه رو باز کردمو از پشت بوم داشتم نیگاه میکردم یه نیم ساعتی گذشت وهنوز ددیم داشت میکرد از پشت پریده بودو گذاشته بود تا بیخ وبا یه دستش چونه زنه رو گرفته بودو هر وقت هم صداش در میومد دهنش و میگرفت ولی باز با این احوالات پنجره های همسایه هارو میدیدم ها &#8230;آخی آخی کله زنها توروشنی مهتاب پیدابود یه مرد هم نبود که بیاد گوش واسته .هیهیهیهیه .یهو دیدم یه سایه از سمت راستم بهم نزدیک شد وتا میخواستم کامل برگردم پرید رومو دهنمو گرفت کامل برمگردون وبا یه دستش که زور یه خرس وداشت ومن خاک بر سر که عادت داشتم لباس خواب زنونه بپوشم ها شورتمو موقع پائین کشیدن جر واجر کرد حیف چه شورت توری خوشگلی بود که سرش کلی دعواکرده بودم &#8230;خلاصه چنان با دستش دهنمو گرفته بود صدای اخ تفشو شنیدمو کردبعد شئ اندازه باتوم توی کونم حس کردم.وای که یهو جیغم از تو لوزه ام برگشت تو گلوم موندش ..نامرد نمیدونم کی بود ولی هر کی بود اومده بود از پشت بوم از اون ور خر پشته داشته ددیمو دید میزده وبعدش متوجه من شده واومده دیده جون یه کس ناب که از غیب رسیده !!خب تو مهتاب این شکلی دیده شدم دیگه اونم با یه لباس خواب زنونه ..وای هی میکرد هی میکرد ومیکفت کس پاره این بابای کوسکشت شبهارو حروممون کرده حالا منم میکنم توی دختر حشریش که داره ننه باباشو دید میزنه .وا این مهاجم متجاوز، آخ جان قربونه کیرش برم حتما مال کوچه پشتیه که از بوم آشپزخونش به بوم ما راه داره اومده.چنان میکرد ها چنان تلمبه میزد ها من دوبار ارضا شدم ولی این بابا اصلا نفهمید که من از اونام چون هر جور که میخواست برمگردونه ویا دست بندازه نمیگذاشتم واونم هی شدت تلمبشو زیاد میکرد ودست آخر چنان کیرشو تا بیخ فشار کونم داد که نزدیک بود با صدای لاپ !خایه هاشم بپره تو که احساس کردم تو دلم بشدت سوخت ..تازه حمال عوضی یه ربع هم خوابید روم دوباره که من از لذت از حال رفته بودم دوباره کیرش اون تو راست شد ودوباره شروع کرد به کردن اخ کاشکی تموم نشه ای وای جانم ..شما اکله ها کونتون بسوزه چه حالی کردم . پدر سگ حشری انگار تو عمرش نکرده بود چی میکوبوند به در کونم !آخ ولی کون منم چه کونی بود درست مثل کون این پتیاره ها استخون بندیش یکی بود جون آخ دوباره چنان فشاری داد که ایست قلبی گرفتم اینبار دیگه معطل نکرد کشید بیرون وگفت جنده خانوم اگه برگردی جرت میدم وا!قرمساق شوخیش گرفته یه چیز بگو بترسم .منم زودی برگشتم اما نشد تو تاریکی ببینم چه کسخلیه !اخ چه جمله قشنگی بهم گفت &#8230;جنده خانوم !!! چیه به چی نیگاه میکنی حسود به ما نمیاد ؟اکله پتیاره !!&#8230; اونروزی که مهین سماق بهم تجاوز کرد 16 سالم بود واولین بار بود که آبم میومد یا بقول پتیاره های سوسول ارگاسم شدم .از اون به بعد هم طی همین سکسهای عجیبو غریب همینجوری آّبم میومد،.خلاصه چه میکردم چه میدادم..آخه میدونین چیه این اختر جنده خرسه که تو محل بهش اختر بشکه میگفتن به چند تا اززنهای محل گفته بود و منو به بهانه های مختلف کشیده بودن تو خونشون ویه فس از کیر بهم تجاوز کرده بودن .خودمونیم ها منم یه خشکه خوشم میومد چون تو بعضی هاشون چه نانازهایی پیدا میشد که من یهو احساس کیربودن میکردم ومن بهشون تلمبه میزدم وتا دسته میکردم تو کس پارشون ..که یکی از اینها زن خیلی جوون آخوند محلمون بود که کسکش سگ پدر سن ددیمو داشت اما بیحیا از اون کون کون های قهار بود که یبار داشتم از دم در مسجد رد میشدم اخر دیوار یه در آهنی بود که اخوند مسجد اونجا بهش جا میدادن .وقتی ازدم در رد میشدم یه دستی اومد بیرون ومثل این فیلمها در عرض 2ثانیه غیب شدم در بسته،و منم تو بغل این حیوون بو گندو شکم گنده ننه جنده ،ابنه سفیه خودمو دیدم وهی تقلا میکردم که از اون بدن بشکش خودمو خلاص کنم .اون کیر شکسته هم همینجوری دهنمو کرفته بودو کشون کشون منو بر د تو اتاقش وبی معرفت نامرد انگار که از زیر ابای منحوسش هیچی نپوشیده بود یکاره کرد تو دهنم .من اولین باربود که میدیدم یکی کار به این کثیفی میکنه دیدم نه ول کن نیست گفتم اال.. سر کیرشو یه گاز گرفتم جوری که احساس کردم که انکاری بریده شد ومنو ول کرد اینقدر از دستش عصبانی بودم ها از گلدونهایی که دم پنجره اش بود کوچیکاشو بر میداشتم واز ترس وعصبانیت پرت میکردم بهش که اونجا کامل دیدم بی ناموس بی حیالخت مادر زاده.همین طور که اون کیر شو گرفته بود با ارنجش هم دفاع میکرد و من فقط لکه های خونی دیدم و گفتم نوش جانت ننه جنده رو تخته بشورنتو قبلش بکننت..سریع لب حوض دهنم شستم زدم بیرون وپیش خودم گفتم وا سلی! این چه جیمز باند بازی بود که دراوردی ؟که خودجیمز باند هم دکتر نو رو اینجوری دخلشو نیاورده بود که من این کسکش بی پدر ومادر رو ادب کرم وای خدا چقدر من خشن شدم بگیر منو.هی اکله باتوام اکله باقیش باشه تو برنامه اینده .اگه خوشتون نیومد که!!! به تخمی که الان ندار م که نیومد .اگر هم خوشتون اومد که به تخم این شازده هایی که اینجا هستن .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%db%8c%d8%b2%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175400</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وقت حمومه  جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jul 2019 08:32:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استیلی]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[ایییییی]]></category>
		<category><![CDATA[اییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بخونین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرشم]]></category>
		<category><![CDATA[‫ظاهرا]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[فروشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[.من اسمم محمد هستش و فیلم سکسی 23 سالمه پسر معمولی و سبزه هستم از نظر مالی خیلی ساده و کارمند هستم دوست داشتم داستان یکی از سکسی سکس هامو اینجا بنویسم و می دونم شاه کس هدفتون از خوندن داستان ها اینه که حسابی حال کنین و به تجربیاتتون اضافه بشه کونی و بیشتر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>.من اسمم محمد هستش و فیلم سکسی 23 سالمه پسر معمولی و سبزه</h2>
<p>هستم از نظر مالی خیلی ساده و کارمند هستم دوست داشتم داستان یکی از سکسی سکس هامو اینجا بنویسم و می</p>
<h3>دونم شاه کس هدفتون از خوندن داستان ها اینه که حسابی حال</h3>
<p>کنین و به تجربیاتتون اضافه بشه کونی و بیشتر تحریک بشین.لطفاً تا آخر بخونین و بعد نظر بدین و انتقاد کنین</p>
<h4>اما جنده ازتون می خوام فش ندین ممنونم از اینکه وقت</h4>
<p>می گذارید و داستان من رو پستون می خوانید. داستان از اونجا شروع میشه که من 3 سال پیش بد جوری</p>
<h5>افتاده بودم کوس رو دور دوست دختر پیدا کردن همیشه با</h5>
<p>دو یا سه تا دختر بودم که اونها اکثرا خیلی ساده مثبت و حتی به سختی بیرون می آمدن. توی فامیل با سکس داستان یکی دو تا</p>
<h6>از پسر دایی هام راحت بودم و همیشه ایران سکس می پرسیدم</h6>
<p>چه کار کنم چه جوری با دختر دوست بشم و چی بگم یا اگه شما کسی رو دارید بهم معرفی کنین .من اصلا به اونها نمیگفتم که دوست دختر دارم، دلم می خواست با دختر های جدید دوست داشتم و تعدادشون رو اضافه کنم به پسر دایی های خودم هم می گفتم تازه کارم (جون خودم). خلاصه اونا یکی دو بار با خط های دیگران سر به سرم گذاشتن تا اینکه یک بار زن پسر داییم رو مامور کرده بودن که یکمی اذیتم کنه. اون روز من سر کار بودم و توی یه فروشگاه کار می کردم . اون خودشو مهسا معرفی کرده بود و میگفت بسکتبالیسته و خلاصه تمایل داره با من آشنا بشه منم چون چندین بار سرم کلاه رفته بود گیر دادم کیه و از کجا شماره منو پیدا کرده که نگفت. منم گفتم پس اجازه بده ببینمت بعد از کلی خواهش من و ناز کردم اون اومد نزدیک فروشگاه و یه دفعه دیدمش تا دیدم اونه که این کارهارو کرده و منو سر کار گذاشته کلی ناراحت شدم و برگشتم مغازه ظاهراً اونم ناراحت شد فکر نمیکرد اینجوری بشه چند روز زنگ میزد اس ام اس می داد من جواب نمی دادم میخواست از دلم در بیاره (ببخشید اینقدر مقدمه می گم اخه اصلان بدون اینا نمیشه جریان سکس رو تعریف کرد) .یکم از مهسا بگم قد 190 سانت خوش اندام از من 3 سال بزرگتر بود و خوشگل هم بود اما من اصلان حتی چی بگم توی خوابم فکر این رو که روزی با اون سکس میکنم رو نمیکردم بعد از اینهمه اس ام اس و زنگ اومد در فروشگاه یه نامه داد به 2 تا دختر که برام آوردن توش نوشته بود محمد یا منو میبخشی یا از اینجا نمیرم منم دوست نداشتم واقعا توی محیط پاساژ بمونه و انجا اذیتش کنن یا بفهمن که منم با اون دوستم اس ام اس دادم باشه بخشیدم و اونم رفت می دونید اون زن خیلی خوبی بود در سن 14 سالگی ازدواج کرده بود و یک دختر 6 ساله داشت با شوهرشم اختلاف فرهنگی زیاد داشتن و دیگران توی زنگیشون دخالت می کردن البته اون موقع که به من اس ام اس می داد اوضاع خوب بود خلاصه بعد از اون روز همیشه به هم دیگه اس ام اس می دادیم و کم کم به هم علاقه پیدا کردیم بیشتر اون البته منم هر جا که میتونستم کمکش میکردم یه بارم بهم یهدختری رو معرفی کرد که دختر خیلی خوبی نبود منظورم اینه که بدش نمی آمد توی بقل یه پسر باشه با اون دختره به نام بهناز دوست شدم و مهسا هم مثل خواهر بود برام خلاصه من و بهناز اس ام اس هامون به سکس هم رسید یه روز اون دوتا با هم اومدن خونمون من پدر و مادرم کار مند هستن دادشمم مدرسه می رفت منم اون روز گفتم دیر تر می رم مغازه و خونه موندم که اونا اومدن منم تو کف بهناز بودم خلاصه مهسا موبایلش زنگ زد و داشت حرف میزد منم به بهناز گفتم بیا چند لحظه توی اتاقم اومد و یکیمی نازش کردم لبهاشو بوسیدم و سینه هاشو از روی لباس مالوندم و زود برگشت پیش مهسا و اون ها هم رفتن منم تو کف بهناز بودم خلاصه بهناز بهم گفت که اون روز مهسا جریان رو فهمیده و کلی باحاش دعوا کرده .منو بهناز یکی دو بار دیگه با هم سکس کردیم اما چون اجازه نداد بکنمش براتون نمیگم دوستی منو بهناز بعد از کلی اتفاقات تموم شد .مهسا هم توی این مدت منو دوست داشت اما منه خنگ نمی دونستم و ازش می خواستم دوست جدید بهم معرفی کنه .خلاصه منو مهسا با هم بیشتر راحت شدیم بعضی وقت ها جک هایی می فرستاد که یکمی سکسی بود منم که اصلاً تو فکر سکس نبودم یه بار جواب جکی که فرستاده بود رو دادم وگفتم توام خوب شیطون هستی ها گفت اره پس چی ،کم کم سر صحبت باز شد دیگه راحت تر شدیم به هم اس ام اس های سکسی می دادیم و با هم قرار اولین سکس رو یک شب خونه اونها هماهنگ کردیم اون شب من فروشگاه بودم و ساعت 10 شب تعطیل کردیم و منم راه افتادم سمت خونه مهسا اینا اون شب شوهرش شب کار بود و دخترشم که علاقه زیادی به پدر بزرگ و مادر بزرگش داشت خونه اونها بود باور نمی کنید تمام بدنم یخ کرده بود خیلی می ترسیدم با هر زحمتی بود تا سر خیابان شون رفتم و اون اکی که داد منم رفتم توی کوچه و خیلی سریع رفتم توی خونه یه چادر سرش بود تا رفتیم خونه درش آورد باور نمی کنین یه تاپ پوشیده بود با شلوارک وایییی واقعا ناز بود موهاشم باز کرده بود و رفت توی آشپز خونه که برام شربت بیاره منم پشت سرش رفتم عجب پاهایی عجب کون و استیلی وایییییی الانم که دارم می نویسم کیرم راست شده امید وارم از شما هم شده باشه اینقدر حشری بودم که زود خودمو از پشت بهش چسبوندمو سینه هاشو مالوندمو گردنشو بوسیدم گفتم نمیخوام شربت بیا بریم توی اتاق خواب خلاصه رفتیم و دراز کشید افتادم روش و شروع کردم به خوردن لبهاش وایییی عسل بودن بعد گردنش اون موقع اینقدر حرفه ای نبودم گردنشو خوردم که صداش در اومد بعد سینه هاش نمیدونم تا یکم سینه هاشو میخوردم صداش می زد بالا و می گفت بسه محمد بسه الان جیغ میزنم بسه اخخخخخخ اییییییی می کرد باورم نمیشد اینقدر از سینه تحریک بشه بعد همون جور که خوابیده بود اومدم پایین از تخت و لخت شدم کیرمو بردم سمت دهنش و آروم شروع کرد برام به خوردن واییییییییییییی چقدر گرم بود نمی دونم شما هم تجربه کردین یا نه اما خیلی خوب بود برام اینو بگم من زود آبم میاد بهش گفتم بسه و بعد بهم کاندوم داد که کشیدم روی کیرم خواستم کسشو بخورم که گفت اصلان نمیشه صدام در میاد به زور یکیم مالیدمش با دستم کس ناز و خوشگلی داشت همین جوری شم لبهاشو گاز می گرفت که صداش بیرون نره منم آروم کیرمو گذاشتم در سوراخ کسش و یکدفعه کردم توش هنوز صداش تو گوشمه که گفت آخخخخخخخخخخخخخخخخخخ آیییییییی( فقط چشما تون رو ببندین و اون لحظه رو تصور کنین )و منم تا ته میکردم توش چه کس گرمی بود شروع کردم به تلمبه زدن که اونم دوست داشت اما کیرم کلفت تر و بزرگتر از کیر شوهرش بود به خاطر همین هم درد داشت براش، هم لذت و آخخخخ و ایییییی می کرد منم لبهاشو می خوردم که صداش بیرون نره یکمی که کردم حس کردم داره آبم میاد وقتی اومد با فشار خالیش کردم توی کاندوم دوست نداشتم کیرمو از اون کس تنگ و گرم در بیارم چون اینقدرم برام آخخخخخ اییییییی کرده بود که لذت بردم می دونید من دوست دارم موقع سکس صدای زن در بیاد من هرچی تند تر بکنم اونم صداش بیشتر بشه 1 دقیقه ای همون طور روش خوابیدم تا کیرمم خوابید از روش بلند شدم فقط تاپشو پوشید و رفت برای آماده کردن شام منم گفتم محمد حالا که این همه سختی رو تحمل کردی 1 بار دیگه هم بکن ،شام رو خوردیم همش تو فکر سکس با مهسا بودم خط سینه هاش کاملا پیدا بود شام که تموم شد یکمی پیش هم نشستیم صحبت کردیم و دستشو گرفتم و گفتم بازم میخوام که گفت صبر کن میوه بیارم گفتم نمیخوام یالا که دوباره بردمش توی اتاق و شروع کردم به خوردن لبهاشو بعدم سینه هاش کاش اون موقع بیشتر اطلاعات داشتم بازم مثل دفعه قبل زیاد نشد بخورم سینه هاشو این دفعه من دراز کشیدومو ازش خواستم تا بشینه روی کیرم وایییییییی نشست تا ته رفت توش مثل اون دفعه یه اخخخخخخخخخخ و ایییییی بلند گفت و شروع کرد به بالا پایین شدن چه تالاپ و تولوپی میکرد جووووووون حس خیلی خوبی بود جلوی چشمم اون سینه هاش بالا و پایین می رفتن لبهاشم گاز میگرفت که صداش در نیاد بهش گفتم مهسا پاشو روی شکم بخواب توی فیلم ها زیاد دیده بودم که از پشت بکنن توی کس دلم میخواست تجربه کنم واییی اون کون نازو سفیدشو که اینقدرم ناز بود اومد جلوی چشمم اول خواستم از کون بکنمش که گفتم نه دفعه بعد بهتره خوابیدم روش و کیرمو کردم توش که همون اخخخخخخخخخخخ بلند رو گفت منم تند تند میکردم .جوون بدنم به لپ های کونش می خورد و می کردمش توی این حالت خیلی زود آبم اومد که زود کیرمو درش آوردمو آبمو ریختم بالای کونش و یه آه بلند هم کشیدم خیلی حال کردم آبمو با درستمال پاک کردم لباساشو پوشید و رفتیم توی حال باور کنین اگه می تونستم یه دست دیگه می کردمش آخه اولین بار بود اینجوری سکس می کردم اون شب وقتی اومدم خونه تا صبح تو فکر مهسا و سکس با اون بودم. و برای سکس دفعه بعد نقشه می کشیدم. از اینکه سر تون رو درد آوردم عذر خواهی میکنم می دونم فش بهم می دین که زن شوهر دار بود اما باور کنین من اون موقع اصلان نمی دونستم چقدر بد و خطر ناکه من و مهسا توی مدت 6 ماه که با هم بودیم 15 بار دیگه سکس کردیم یکیش ساعت 2 نصفه شب بود که جریان خیلی خوب و با حالی بود اگر دوست داشتین حتما در نظرات خودتون بفرمایید تا براتون بنویسم توی اون شب من مهسا رو از کون کردم که تا 1 هفته نمی تونست درست بشینه و دست شویی بره خیلی جالبه دوست داشتین حتما بگین.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175314</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خوشگل با کس پشمالو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jul 2019 08:04:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آههههههه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهادی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانستم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دفترچه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[زمستان]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزان]]></category>
		<category><![CDATA[کارهایی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتید]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهام]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نباشیم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نظراتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نوشیدنی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و وقت گذاشتید و تاآخر فیلم سکسی داستان را خواندید ممنونم.این بار می خواهم در این داستان اولین تجربه سکس از کون با مهسا را براتون بگم سکسی که در آخر داستان قبلیم بهش اشاره شاه کس کردم. رابطه من و اون با هم خیلی خوب شده بود هر شب به هم کونی اس ام [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و وقت گذاشتید و تاآخر فیلم سکسی داستان را خواندید ممنونم.این بار می</h2>
<p>خواهم در این داستان اولین تجربه سکس از کون با مهسا را براتون بگم سکسی که در آخر داستان قبلیم بهش</p>
<h3>اشاره شاه کس کردم. رابطه من و اون با هم خیلی خوب</h3>
<p>شده بود هر شب به هم کونی اس ام اس می دادیم و با هم درد و دل می کردیم یکی</p>
<h4>از جنده این شبها نه من خوابم می برد نه اون</h4>
<p>بهم گفت که تنهاست شوهرش سر پستون کاره و دخترش هم خوابه ساعت حدود 2 بود که من پیشنهاد دادم بیام</p>
<h5>پیشت اونم کوس قبول کرد از خونه ما تا خونه اونها</h5>
<p>تقریبا 20 دقیقه راه بود من توی تاریکی توی اتاقم خیلی آروم برای اینکه کسی بیدار نشه لباس هام رو پوشیدم و سکس داستان اومدم توی هال</p>
<h6>به فکرم رسید که دفترچه بیمه خودم رو ایران سکس بردارم ببرم</h6>
<p>با یکمی قرص که اگه برگشستم و کسی فهمید که من نیستم بتونم جواب بدم و بگم رفتم دکتر حالم خوب نبوده.خلاصه با این فکر آروم آروم اومدم بیرون اول یک نفس راحت کشیدم و رفتم سر کوچه اونجا به تازگی تاکسی سرویس باز شده بود البته توی محل ما تاکسی سرویس بود اما این جدید بود و اون وقت شب تنها یک ماشین داشت منم رفتم و بهش گفتم و از شانس من قبول کرد چون توی اون ساعت به غریبه ماشین نمیدن خلاصه سوار شدیم و حرکت کردیم وقتی رسیدیم من سر کوچه پیاده شدم به گلم اس ام اس دادم که اومدم اونم اومد و در رو برام باز کرد وقتی دیدمش بهش لبخند زدم چادر سرش بود وقتی رفتیم توی خانه چادرش رو که از سرش درآورد دیدم فقط با شورت و کرسته وایییی اون لحظه چقدر زود تحریک شدم بهم گفت چیزی می خوری منم گفتم نه بیا پیشم خانومی الان تو رو می خوام اونم اومد با هم رفتیم زیر پتو اون موقع زمستان بود و هوا هم سرد اون زیر خیلی می چسبید مثل همیشه شروع کردم به خوردن لبهاش و ناز کردن سینه هاش وایییییییی مگه سیر می شدم با اینکه زود به زود سکس داشتیم بازم من سیر نمیشدم حسابی خوردم لبهاشو یکمی گردنش را خوردم بعد اومدم سراغ سینه های مثل بلورش افتادم به جونشون اگه یادتون باشه در داستان قبلی گفتم که مهناز خیلی حساس بود تا یکمی سینه هاش را می خوردی صداش در می آمد اونم اون موقع شب لبهاشو گاز میگرفت که صداش در نیاد منم تا تونستم اون سینه ها رو خوردم تا بیشتر تحریکش کنم بعد مثل همیشه کیرمو بردم طرف دهنش که برام ساک بزنه وقتی کیرمو کرد توی دهنش من آههههههه بلندی کشیدم خیلی گرم بود وایییییییییییییییییییییییی فداش کیرمو که یکمی خورد درش آوردم و آماده کردن کس نازش شدم کیرم را تنظیم کردم و یک دفعه کردم توش اونم آخخخخخو ایییییییییییییییییییییی کشید که منو بیشتر تحریک کرد شروع کردم به عقب جلو کردن اونم فقط آههههههههه می کشید منم لذت می بردم و سرعتم را بیشتر کردم بعد حالت رو عوض کردم من دراز کشیدم اون نشست روی کیرم دلم میخواست مثل فیلم های سوپر منم با سرعت بکنم ولی واقعا سخت بود یکی کردمش توی اون حالت و داشت آبم می آمد گفتم مهناز پاشو گلم که الان توی کست خالی میشه اونم پاشد وآبم اومد خیلی حال کردم چون این دفعه خیلی بهتر از همیشه بود همه چیزش فرق داشت . یکمی نازش کردم و آبم رو پاک کردم بعد رفت برام نوشیدنی و میوه آورد که بخورم با هم خوردیم ساعت نزدیک 3 بود یکمی که حرف زدیم کیرم دوباره بلند شد اون هیکل ناز و لخت سکسی پیشم نشسته بود کیرمم اون موقع بازم دلش میخواست بهش پیشنهاد سکس از کون دادم تا اون شب رویایی رو کامل کنم اونم قبول کرد و روی شکم خوابید یکمی کیرمو سرشو خیس کردم و آروم گذاشتمش توی کونش اونم آهییییی کشید منم شروع به کردن کردم اون کون گرم و داغ توی زمستان واقعا حال میداد اونم چیزی نمی گفت یعنی تحمل می کرد منم می کردم شکمم به لپ های کونش که می خورد خیلی بیشتر حال میکردم با اینکه دفعه دوم دیرتر ارضا میشی من خیلی زود آبم اومد توی اون لحظه اصلا دوست نداشتم کیرم از اون کون داغ جدا بشه به همین خاطر آبمو توی کونش ریختم و تا 2 دقیقه روش خوابیدم بعد بلند شدیم و ازش تشکر کردم واقعا به من خیلی حال داد اونم خیلی خوشش اومد اما خیلی درد داشت براش لباس های خودم را پوشیدم یکمی پیشش نشستم نازش کردم سر به سرش گذاشتم و گفتم این آمپولی که بهت زدم دیگه حالا حالا ها مریض نمی شی دلم میخواست یک جوری جبران کنم چون واقعا سخت بود براش ازش خدا حافظی کردم و اومدم بیرون از شانس بد من تاکسی سرویس سر کوچه تعطیل بود مجبور شدم کلی پیاده برم تا به تاکسی سرویس بعدی برسم توی مسیر که پیاده می رفتم خیلی به سکس آن شب خطراتش و کارهایی که کردیم فکر کردم برام واقعا جالب بود رفتم ماشین گرفتم و رفتم به سمت خانه وقتی رسیدم آروم رفتم داخل همه خواب بودن منم لباسهام را در آوردم و خوابیدم فرداش مهناز به من اس ام اس داد و گفت محمد خدا بگم چه کارت کنه البته به شوخی !!! نه می توانم بشینم نه خوب بروم دست شویی سوراخ کونم درد می کنه منم کلی باهاش حرف زدم و آرومش کردم گفتم دردش برات باید لذت داشته باشه گلم.این اولین باری بود که من و مهناز ازکون سکس داشتیم دوست داشتم این داستان را برای شما دوستان عزیز هم بگم و نظراتون را هم بدونم امیدوارم خوشتان اومده باشد.این را هم بگم واقعا مهناز 190 سانتی متر بود منم 183 سانتی متر و من که گفتم واقعا نمی دانستم که سکس با زن شوهر دار اینقدر بد هستش این را هم بگم داستانم واقعی بود .(این پاسخ های نظرات شما عزیزان در داستان قبلی بود) پیشنهاد من هم این است در پایان داستان ها پیشنهادی در مورد سکس اگر دارید بدید مثلاً کاش این کار را هم میکردی با هم حمام می رفتین کاش کسش را هم میخوردی اگر اونجا این کار را می کردی بیشتر تحریک می شد فکر میکنم این کار باعث بهتر شدن روابط سکس افراد می شه و دوستانی که داستان می نویسند چه واقعی چه خیالی با کیفیت بهتر و قشنگ تر می نویسند به امید روزی که ما جوانان ایران برای ارضا خودمون مجبور به گناه و سکس با زن شوهر دار نباشیم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175015</post-id>	</item>
		<item>
		<title>درس بزرگ زندگی از جنده خانوم خوشگل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jun 2019 10:27:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[احساساتی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ادامشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانش]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[برآورده]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[جاهاشونو]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چشامونو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حالتمو]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاریم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیالمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دلیلشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستتون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[روحیات]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[صاحبخونه]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[صداهایی]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لباستو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ناچارا]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناشناس]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیازای]]></category>
		<category><![CDATA[نیازهای]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[وبعدشم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هم شرایطم بهم اجازه نمیداد فیلم سکسی که ازدواج کنم ، دوست داشتم یکی تو زندگیم باشه که بتونیم نیازهای همدیگرو برآورده کنیم کسی باشه که مثل سکسی همه دخترا تا دو کلمه باهاش صحبت شاه کس کردی نگه بیا خواستگاریم ،البته بنا به شغلم (شرکت حسابداری)دخترای زیادی دور و برم هستن کونی ولی نمیشد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هم شرایطم بهم اجازه نمیداد فیلم سکسی که ازدواج کنم ، دوست داشتم</h2>
<p>یکی تو زندگیم باشه که بتونیم نیازهای همدیگرو برآورده کنیم کسی باشه که مثل سکسی همه دخترا تا دو کلمه باهاش</p>
<h3>صحبت شاه کس کردی نگه بیا خواستگاریم ،البته بنا به شغلم (شرکت</h3>
<p>حسابداری)دخترای زیادی دور و برم هستن کونی ولی نمیشد ریسک کرد بالاخره من استادشون بودم و اگه به یکی پیشنهاد میدادم</p>
<h4>ممکن جنده بود قبول نکنه و ناراحت بشه و آبروم هم</h4>
<p>بره ،جدیدا همه حواسم به این پستون بود که کارآموزامو زیر نظر داشته باشم که ببینم میشه به کدومشون پیشنهاد داد،</p>
<h5>یه کار کوس آموز داشتم که خیلی فکرمو به خودش مشغول</h5>
<p>کرده بود خیلی تو فکرش بودم و یه احساسایی هم بهش پیدا کرده بودم یه زن مطلقه29 ساله که یه دختر 5 سکس داستان ساله هم داشت</p>
<h6>زن خوشرویی بود خیلی هم تو کارش تیز ایران سکس بود،یه روز</h6>
<p>که تو شرکت بودم زنگ زد گفت یه کار گرفته و ازم خواست که کمکش کنم گفتم هر وقت خواست بیاد که مشکلشو حل کنم اونم گفت که سرش شلوغه و فقط جمعه میتونه بیاد منم بدم نمیومد جمعه که کسی تو شرکت نیست بیاد شاید بتونم باهاش صحبت کنم قبول کردم و قرار شد که جمعه بیاد،جمعه از استرس زیاد صبح زود از خواب بیدار شدم و رفتم دوش گرفتم و اصلاح کردم صبحونه خوردم و بهترین لباسام رو انتخاب کردم و چند ساعت قبل از ساعت مقرر رفتم شرکت خیلی خوش قول بود راس ساعت اومد مثل همیشه بود خوش رو و باوقار دل تو دلم نبود خیلی هول شده بودم اشکالاشو میپرسید و منم بی حوصله جواباشو میدادم سوالاش خیلی پیش پا افتاده بود اصلا ازش انتظاراشکالای این مدلی نداشتم یه خرده که کارمون رو انجام دادم گفتم یه استراحتی کنیم و بعدش ادامشو انجام بدیم قبول کرد و مشغول صحبت کردن شدیم کم کم وارد زندگی شخصی همدیگه میشدیم من از علت طلاق و تنهایی و بچش میپرسیدم اونم ازم پرسید که کسی تو زندگیم هست یا نه منم گفتم نه دلیلشو پرسید خیلی راحت گفتم چون یه دوستی میخوام که وقتی احساساتی شدم بتونم طرفمو تو بغل بگیرم وقتی به همدیگه نیاز داشتیم نیازای همدیگرو برطرف کنیم یه خرده خجالت کشید و سرش رو انداخت پایین و گفت جالبه تا حالا به کسی این احساستونو گفتین؟منم گفتم آره به یکی دو تا از کسایی که میشناختم و مطمئن بودم باهام دوست میشن گفتم ولی وقتی شنیدن خبری از ازدواج نیست جواب رد دادن بازم گفت جالبه و تو فکر فرو رفت ،بعد رفتیم سراغ کارمون و بعد یه ساعت تموم شد و رفت ،شب اس داد و بهم گفت یکی رو برام سراغ داره که اونم دقیقا معیارای منو واسه دوستی داره و نظر منو خواست منم داشتم بال درمیاوردم از طرفی هم ناراحت بودم من نسبت به خودش احساس داشتم و دوست داشتم با اون باشم ولی دوستشم بهترازهیچی بود ،ازش خواستم یه بیوگرافی از دوستش بده که قبول نکرد و گفت شمارتو میدم که خودش بهت اس بده منم تشکر کردم و منتظر sms دوستش شدم که بعد ده دقیقه صدای گوشیم که بهش چشم دوخته بودم بلند شد شماره ناشناس بود و متنش این بود سلام من ستایش هستم دوست خانم رفیعی منم جوابشو دادم و احوالپرسی و ازش خواستم بهش زنگ بزنم که صداشو بشنوم که قبول نکردو گفت فعلا زوده چند روز با هم sms رد و بدل کردیم دیگه کاملا به روحیات همدیگه آگاه شده بودیم یه روز ازم دعوت کرد که تو یه کافی شاپ همدیگرو ببینیم منم از خداخواسته قبول کردم و راس ساعت رفتم تو کافی شاپ همونجایی که قرار بود بشینم نشستم که بیاد بعد 5 دقیقه دیدم که خانم رفیعی داره میاد تو کافی شاپ اومد رو میز من روبروم نشست و بعد چند دقیقه حرف زدن گفتم دوستتون نمیاد گفت نمی دونم بهش زنگ بزن ببین کجاس گفتم جوابمو نمیدی تا حالا باهاش تلفنی صحبت نکردم گفت خوب اس بده اس دادم که خانوم گلم کجایی ؟ تا سند رو زدم صدای گوشیه خانم رفیعی دراومد گوشیشو برداشت ویه نگاه کرد و گوشی رو گذاشت رو میز بعدش صدای گوشی من دراومد اس رو که خوندم دیدم نوشته روبروت نشستم قرمز شدم دستو پاموگم کردم اصلا انتظار همچین چیزی رو نداشتم اونم یه خرده خجالت کشیده بود گفت راستش من از شما خوشم اومده بود و به همچین رابطه ای هم نیاز داشتم از طرفی هم نمی خواستم با کسی باشم که ازم سوء استفاده کنه ،جا خورده بودم ولی خیلی خوشحال بودم بالاخره مینا یا همون خانم رفیعی رو دوس داشتم و ناچارا میخواستم با دوستش باشم،دوستیمون شروع شد روزای خوبی داشتیم آزادی زیادی داشت بابت دخترش هم خیالمون راحت بود اکثرا با مادربزرگش بود و هفته ای یه شب با باباش بود ،خیلی باهم بیرون میرفتیم پارک کوه هر جا که میشد البته ساعتای خلوت روز بعضی وقتا هم که کسی نبود میبوسیدمش واقعا دوسش داشتم و با تموم وجودم میبوسیدمش اونم همچین حسی داشت و من اینو میفهمیدم دیگه نیازامون قوی تر شده بود و میخواستیم با هم به اوج برسیم یه روز که داشتیم با هم تلفنی صحبت میکردیم بهش گفتم و اونم حرفمو تایید کرد و گفت همچین حسی داره و منتظر بوده که من پا پیش بذارم برای دو روز دیگه دعوتم کرد به خونش روزی که دخترش با باباش بود،دو روز برام دو سال گذشت تا اینکه روز موعد رسید یه دوش درست و حسابی و کلی هم به خودم رسیدم بعدش رفتم خونش واسه شام دعوت بودم یه دسته گل خوشگل براش گرفتم و رفتم خونش در رو برام باز گذاشته بود که دم در معطل نشم که کسی منو ببینه رفتم تو دیدم در واحدش بازه و داره منو دید میزنه خونشون دو واحد بیشتر نبود طبقه پایین مینا و دخترش طبقه بالا هم صاحبخونه بود رفتم تو دم در گل رو دادم بهش و بوسیدمش خیلی خوشگل شده بود یه خرده بیشتر از همیشه به خودش رسیده بود بهش گفتم چه ناز شدی خانومم تشکر کرد و دعوتم کرد که بشینم رفت برام چایی با شکلات آورد نشست کنارم و شروع کردیم به خوردن و حرف زدن بعد اینکه چایمو خوردم دستمو انداخته بودم رو شونش و با موهاش بازی میکردم یهو گفت آخ سرم ترسیدم گفتم چی شد یهو؟؟؟گفت بعضی وقتا سردرد شدید میگیره رفت یه قرص خورد و اومد نشست کنارم و سرشو گرفت تو دستاش خیلی نگرانش بودم نمی دونستم باید چکار کنم دستمو گذاشتم رو سرش و موهاشو نوازش کردم گفتم مینا جونم حالت خوبه میخوای سرتو ماساژ بدم خیلی خوبه شاید سرت خوب بشه گفت باشه امتحانش ضرر نداره رو زمین نشستم و سرش روگذاشت رو پاهام من 4 زانو بودم و سرش بین پاهام بود حالت Tشروع کردم به ماساژ دادن سرش بعد ده دقیقه گفت خیلی بهتر شدم و تقریبا دردش خوابید خوشحال شدم که بهترشده خم شدم و یه بوساز پیشونیش کردم بعد یه بوس از چشمش کردم بعد از لبش بعد بازم لبش و اونم جوابمو داد بعدش لبامون بهم قفل شد قبلا هم پیش اومده بود ازش لب بگیرم ولی الان یه چیز دیگه بود یه احساس بهتری داشت خیلی خوب بود دلم میخواست زمان وایسه و من همیشه تو اون حالت بمونم با این مدل لب گرفتن اذیت میشدم آخه خم شده بودم و کمرم درد میگرفت مینا هم اینو فهمید و گفت عزیزم بیا بریم تواتاق خواب بلند شدیم یه لب سر پا گرفتیم و رفتیم تو اتاق مینا رو محکم گرفتم تو بغلم و به خودم فشارش دادم دوست داشتم اینقد فشارش بدم که بره تو وجودم لبای همدیگرو میخوردیم و چشامونو بسته بودیم کم کم رفتیم طرف تخت و آروم هلش دادم رو تخت و همه جای صورتشو بوسیدم یه بلوز آبی پوشیده بود با دامن بلند تنگ بلوزش رو درآوردمو خوابیدم روش لبم رو لباش بود و با دستم هم موهاشو نوازش میکردم از لبش اومدم پایین زیر گردنشو بو کشیدم و بوسیدم تنها صدایی که تو فضای اتاق بود صدای نفس کشیدنمون بود از گردنش رفتم پایین سراغ سینه هاش از روی سوتین یه خرده مالیدمش بعد دستمو بردم پشتش و گیرشو باز کردم سینه هاشو گرفتم تو دستم سینه هاش خیلی درشت نبود به بدنش میومد ولی یه خرده آویزون بود که اونم طبیعی بود بالاخره یه بچه شیر داده بود یه سینش رو گذاشتم تو دهنم و میک زدم یه آه کشید که کیرم که نیمه جون بود کاملا به هوش اومد و قد کشید اون یکی هم تو دستم بود و با انگشت شصت و اشارم نوکشو میمالیدم بعد جاهاشونو عوض کردم بین سینه خوردنم هم میرفتم یه لب میگرفتم دوباره میومد سراغ سینش بعد چند دقیقه که سینشو خوردم با دستی که سینشو میمالیدم رفتم سراغ کسش دامن تنش بود از رو دامن کسشو مالیدم دیدم اینطور نمیشه چون دامنش خیلی تنگ بود بلند شدم نشستم گفتم میخوام دامنتو دربیارم چرخید گفت زیپش پشتمه بازش کن وای چه کونی داشت چه خوش تراش بود زیپشو باز کردمو چرخید رو به پشت و با کمک خودش دامنشو درآوردم خواستم بخوابم روش گفت نه اینطور نمیشه تو هنوز لباس تنته بیا لباستو دربیارم تیشرتم رو در آورد کمربندمو باز کردم زیپ و دکممو باز کرد و سرپا پایین تخت وایسادم و شلوارمو درآورد حالا هر دومون فقط با یه شرت جلوی همدیگه وایساده بودیم گفت میخوام برات ساک بزنم گفتم نمی خوای من اول برات بخورمش گفت نه میخوام اول ساک بزنم آبتو بخورم بعد تو بخوری وبعدشم بکنی میتونی دو بارارضا بشی؟ گفتم آره مشکلی نداره ولی میتونی آب کیر منو بخوری بدت نمیاد؟ گفت نه دوس دارم بخورم گفتم هرجور راحتی عزیزم یه دست از رو شرت کشید به کیرمو و شرتم درآورد کیرمو گرفت تو دستش یه بار دستشو کشید از بالا تا پایین روش و بعدش گذاشتش تو دهنش خیلی خوب ساک میزد احساس لذت فوق العاده ای داشتم در عین حالی که کیرمو میخورد خایه هامو میمالید وقتی هم که خایه هامومیک میزد واسم جلق میزد با هرحرکت لبش رو کیرم احساس بهتری بهم دست میداد بعضی وقتا هم کیرمو تا ته میکرد تو دهنش وایییی وقتی سر کیرم میخورد به ته حلقش خیلی حال میداد کم کم ریتم خوردنشو تند کرد و کیرمومحکمتر میک میزد و تا ته تو دهنش میکرد تو اوج لذت بودم که آبم اومدو خالی شد تو دهنش اونم تا قطره آخرشو مکید خیلی بیحال بودم افتادم رو تخت و اصلا حس نداشتم اومد کنارم و پیشونیمو بوسید منم لبمو گذاشتم رو لبش و لب و زبونشو خوردم حالا نوبت من بود که اونو به اوج برسونم خابوندمش رو تخت لب و زبونشوخوردم بعد سینه هاشو خوردم بعدش رفتم سراغ کسش از رو شرت یه زبون به کسش زدم و شرتشو درآوردم و پاهاشو باز کردم معلوم بود خیلی حشری شده کسش خیسه خیس بود با شورتش کسشو پاک کردم و شروع کردم به لیسیدن و مکیدن چوچولشو میکردم تو دهنم و میمکیدمش اونم اول آه آروم میگفت و بعدش صداش اوج گرفت و با آه و ناله های اون من بیشترحشری میشدم و محکمتر میخوردم انگشتمو میکردم تو کسش جوری که کف دستم رو به صورتم باشه و از زیر دستم کسشو زبون میزدم دیگه صداش اوج میگرفت و منم فهمیدم که نزدیک ارضا شدنشه با زبونم کسشو میمکیدم و با دستم بالای چوچولشو میمالیدم دیگه صداش خیلی بلند شده بود و یهو یه آیییییییی بلند گفت و بی حال شد فهمیدم ارضا شده یه خرده دیگه دستو زبونمو تکون دادم تا ارضا شدنش کامل باشه بعد رفتم کنارش دراز کشیدم و بوسیدمش که دستشو گذاشت رو کیرم و گفت حالا نوبت اینه گفتم فعلا واسا حالت جا بیاد گفت نه حالم خوبه بیا رو سینم یه خرده بخورمش که بره سر جاش رفتم رو سینش سرشو آورد بالا و کیرمو کرد تو دهنش بعد یه خرده که خورد گفتم عزیزم بسه دیگه اجازه بده بره سر جاش با یه لبخند حرفمو تایید کرد و من نشستم جلوش پاهاشو دادم بالا و کیرمو گذاشتم دمه کسش گفتم یهو فشار بدم یا آروم آروم دوست داشتم الان که با منه بیشترین و بهترین لذت رو داشته باشه یه فکری کرد و گفت یهو گفتم باشم عزیزم همینطور که کیرمو دم کسش بازی میدادم یهو تا ته کردم توش وایییییییییییییی چه تنگ بود اونم یه آی بلند گفت شروع کردم به عقب جلو کردن تو کسش خیلی حال میداد یه احساس فوق العاده بود من یه بار ارضا شده بودم و دیرتر ارضا میشدم بعد چندتا عقب جلو کردن حالتمو عوض کردم به بغل خوابید منم پشتش بودم پاشو بلند کردم و از پشت کردم تو کسش بعد حالت سگی کردمش که بهترین حالت بود تو این حالت ارضا شدم و آبمو ریختم رو کمرش با سرو صداهایی هم که مینا انجام میداد فهمیدم دوبار ارضا شده ، بعد ارضا شدن تو بغل هم خوابیدیم که احساس کردیم داره بوی سوختگی میاد بله غذاش سوخته بود زنگ زدیم از بیرون غذا آوردن و خوردیم وراجع به سکس عالیمون صحبت کردیم آخر شب هم رفتم خونمون اگه دوست داشتین بگید بقیه سکس هامون رو هم بنویسم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174895</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.014 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-04-18 21:10:40 by W3 Total Cache
-->