<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>وتقریبا &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D9%88%D8%AA%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D8%A7/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:29:30 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>وتقریبا &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>نادیا و حال اساسی به مشتری کیر کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%86%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7-%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%86%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7-%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Oct 2019 08:49:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیروون]]></category>
		<category><![CDATA[بی‌قرار]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[واقعابهترین]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[واولین]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وبسیار]]></category>
		<category><![CDATA[وبهترین]]></category>
		<category><![CDATA[وتقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[وخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ودیگری]]></category>
		<category><![CDATA[وساعتی]]></category>
		<category><![CDATA[وشیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[ومیمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[برام افتاده .تابستان سال قبل فیلم سکسی بود من مثل همیشه صبح زود بلند شدم تا برم پارک ورزش کنم یک ماهی بود که از دوست دختر سکسی قبلیم جداشده بودم و بدم نمیومد بایه شاه کس دوست تازه اشنا بشم.به همین خاطر داخل پارک حواسم به دوروورم بود.اونرووز داشتم تو پارک کونی نرم میدوییدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>برام افتاده .تابستان سال قبل فیلم سکسی بود من مثل همیشه صبح زود</h2>
<p>بلند شدم تا برم پارک ورزش کنم یک ماهی بود که از دوست دختر سکسی قبلیم جداشده بودم و بدم نمیومد</p>
<h3>بایه شاه کس دوست تازه اشنا بشم.به همین خاطر داخل پارک حواسم</h3>
<p>به دوروورم بود.اونرووز داشتم تو پارک کونی نرم میدوییدم که یهو احساس کردم یه نفر داره نگاهم میکنه وایسادم ودیدم دو</p>
<h4>تادختر جنده داخل چمن نشستن ونگاهم میکنن کمی مکث کردم ودیدم</h4>
<p>چشم از من بر نمیدارن با پستون سرم اشاره کردم وگفتم بیان به طرف من اونا با هم مشورت کردن واومدن</p>
<h5>دستشون راکت کوس های بدمینتون بود و اومدن باهم صحبت کردیم</h5>
<p>اسم یکیشون مهسا ودیگری میترا بود من از مهسا خوشم اومد و پر میترا رو باز کردیم از اون به بعد با سکس داستان مهسا هرروز بعد</p>
<h6>از ظهر که از دانشگاه میومد میرفتیم بیروون ایران سکس تا اینکه</h6>
<p>مهسا یه روز ازم خواست تاببوسمش من خیلی جا خوردم اما کلی حال کردم من هم اولین بوسه رو رو لبش با شهوت تمام گذاشتم که دیدم رنگش مثل گچ سفید شد بعد از اون هرشب با اس ام اس سعی میکردم یجوری شهوتش رو زیاد کنم تا برای رسیدن به من بیقرار بشه وموفق بودم یه رووز صبح بهم زنگ زد وگفت امشب خونه ی ماهیچکس نیست و3ساعتی وقت داریم وایندفه برعکس همه دختره پسر رو میکشونه خونه من موقع رفتن صورتم رو زدم بهترین لباس وبهترین لباس زیرم رو پوشیدم وسرشار از عطر ادکلن به اونجا رفتم در زدم اومد دمه در سلام کردم ورفتم تو ترس ودلهره وشهوت داشت مخم رو میترکوند اون با یکلباس چسب یکسره بنفش اومد در رو باز کرد بگذریم من نشستم برام چای وشیرینی اورد با هم خوردیم و شروع به صحبت کردیم حرفموون که تمام شد جفتمون میخاستیم که سریعا همدیگرو بغل کنیم وببوسیم هم شرم وحیا اجازه نمیداد اون هم سرش رو انداخته بود پایین وکناره من نشسته بود تا اینکه من خجالت رو کنار گذاشتم واولین بوسه رو از لپ اون کردم و اون سرخ شد اما اون هم به جواب بوسه من من روبوسید و من دیگه روومباز شد وبغلش کردم ولبم رو گذاشتم روی لبش یک لب طولانی از هم گریفتیم که واقعابهترین تجربه لب برای من بود بعد همون طور که نشسته بودیم من شروع به خوردن زیر گلوی اون کردم ومیبوسیدم ومیلیسیدم ومیمکیدم اون که از حال رفته بود من هم از حرارت داشتم منفجر میشدم همین طور میبوسیدم وپیشروی کردم تا روی سینه هاش البته از روی لباس تا خودش لباس ولباس زیرش رو در اورد سینه ای گرد وتقریبا رسیده ای داشت با نوک صورتی وبسیار خوش طعم مشغول خردن سینه نا بودم که یهو بلن شد ومن رو برد روی تختش نشوند شروع کرد لباس های من رو در آوردن من با لباس زیر بودم واون نیمه لخت لباس اون رو هم من کامل در آوردم وخوابیدم رووش ودوباره سینه هاش رو خوردم اون هم دستاش رو دوره من قلاب کرده بود وپشت من رو ماساژمیداد من خوردم وبوسیدم رفتم پایین روی شکمش و دور نافش رو لیس میزدم اما اون اجازه نداد پایین تر برم من رو چرخوند ولباس زیر من رو در آورد ومن هم مال اون رو در آوردم بعد خیلی آوروم روی من خوابید وجلوش رو به یکی من میمالید و آروم به حالت شهوت آه آه ضعیفی میکشید تا اینکه شهوتش به آخرین حدش رسید ونشست روی رون پای من وشروع به خوردن یکی من کرد که منمثل مار به خودم میپیچیدم ولذت مبردم بعد نشست روی یکی من وشروع به عقب جولو کردن خودش کرد وبا شدت خودش رو به من میمالید من هم دستامو دوره کونش قلاب کرده بودم و با سوراخش بازی میکردم اینقدر خوشش اومد که سریع ارضا شد و روی من ولو شد من وقتی این حال رو دیدم گفتم اشکال نداره اون ارضا شد بسه از روم بلن شد خواستم لباس بپ.شم که برم دیدم از پشت من رو بغل کرده میگه من اینقدرا هم بیمعرفت نیستم دست رو گرفت وبرد روتخت دوباره خودش به شکم دراز کشید وگفت هرکاری دوست داری بکن تا توهم ارضا بشی وحال کنی حتی اگر میخوای برات بادست جلق بزنم تا ارضا بشی من همگفتم نه بخواب تو خوابید از روی میز کامپیوترش کرم برداشتم یکم نوک انگشتم زدم لای پاشو باز کردم ارممو شروع کردم با سوراخش ور رفتن انگشتم رو آروم کردم داخل یکم همین کارو ادامه دادم بعد سر یکی خودم رو کرم زدم وآروم گذاشتم دم سوراخش به محض اینکه فرو کردم داخل یک تکون شدید خورد وآخ بلندی کشید همونجا نگه داشتم وخوابیدم رووش بعداز جند لحضه دوباره شروع به تلمبه زدن کردم آه آه بلندی مکرد اما من بلندش کردم از تخت رفتیم پایین دستاش رو گذاشتم لبه تخت و خمش کردم شروع کردم به تلمبه زدن با یک دست جلوش رو میمالیدم وبا یک دست دیگه نوک سینشو گرفته بودم لای انگشتام ومیمالیدم تا اینکه دیگه نتونستم طاقت بیارم ومن هم ارضا شدم ونیم ساعتی همون طور کنار هم دراز کشیده بودیم و بعد بلن شدیم رفتیم دوش گرفتیم ومن اومدم از خونشوون بیروون ممنون که گوش کردین نظر یادتوون نره</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%86%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7-%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2418</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شیر و بیسکویت از طرف جنده خانوم میلف</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%db%8c%d8%b3%da%a9%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%db%8c%d8%b3%da%a9%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Sep 2019 09:50:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[اوقاتم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشورمت]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توخونه]]></category>
		<category><![CDATA[تونسته]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چیزائی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشایندی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتماز]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستپاچه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[شناخته]]></category>
		<category><![CDATA[صابونی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردحالا]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمتا]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیه]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[ناچارا]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌فهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واحساس]]></category>
		<category><![CDATA[وتقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[وکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[ونمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[وهمیشه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[آخر بودم وبا برادر قبل فیلم سکسی از خودم نسبتا فاصله سنی زیادی داشتم اکثر اوقات هم تنها بودم وهمیشه احساس میکردم همزبونی ندارم&#8230;.حدود 12 یا 13 سکسی سالم بود که احساسات جنسی من بروز شاه کس کرد ومن اکثرا توفکر این مسئله نا شناخته بودم&#8230;اکثر اوقات بادستزدن به آلتم احساس خوشایندی کونی میکردم&#8230;نا گفته [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>آخر بودم وبا برادر قبل فیلم سکسی از خودم نسبتا فاصله سنی زیادی</h2>
<p>داشتم اکثر اوقات هم تنها بودم وهمیشه احساس میکردم همزبونی ندارم&#8230;.حدود 12 یا 13 سکسی سالم بود که احساسات جنسی من</p>
<h3>بروز شاه کس کرد ومن اکثرا توفکر این مسئله نا شناخته بودم&#8230;اکثر</h3>
<p>اوقات بادستزدن به آلتم احساس خوشایندی کونی میکردم&#8230;نا گفته نماند که چند بار هم ارضا شدم ولی نه آبی از من</p>
<h4>خارج جنده میشد نه به شکل معمول بود &#8230;اینو هم بگم</h4>
<p>چند بار توی تلوزیون بوسیدن زن پستون ومرد رو (قبل از انقلاب) دیده بودم &#8230;جند باری هم بطور اتفاقی به بدن</p>
<h5>دختر خالم کوس که تقریبا هم سن وسال بودیم خورده بود</h5>
<p>واحساس خوبی پیدا کرده بودم&#8230;&#8230;وهمیشه نسبت به سکس کنجکاو ی داشتم&#8230;.اینو هم بگم ما یه خونه بزرگی توشیراز داشتیم که 6تا اتاق سکس داستان داشت من وداداشم</p>
<h6>توی یه اتاق بودیم وبقیه هم هر کدوم ایران سکس یه اتاق</h6>
<p>داشتن&#8230;هرچند که داداشم اکثرا خونه دوستاش بود یا شب خیلی دیر وقت میومد&#8230;.این داستانو که براتون میگم شاید خیلی سکسی نباشه اما من یکی از بهترین خاطراط جنسیمه که الان بعداز 20سال هنوز وقتی به جزئیاتش فکر میکنم تحریک مشم&#8230;..یه روز وسطای تابستون بود که من و ننه ربابه (خدمتکارمون که از قبل از تولد من توخونه ما کار میکردوحدودا چهل سالی داشت وتقریبا با ما خونه یکی شده بود) توخونه تنها بودیم من لباس زیر و حوله ام برداشتم رفتم خمام&#8230;وان آب پر کردم داخل اون خوابیدم برای اینکه آب وان گرم بمونه سر دوش گذاشتم توی وان وآب گرمو باز کردم&#8230;.گاهی اوقاتم فشار آب گرمو به کیرم نزدیک میکردم از این کار خیلی خوشم میومد واز اینکه میدیدم کیرم داره بزرگ میشه برام خیلی جالی بود&#8230;.همینطور که داشتم به خودم ور میرفتم یه نیمچه خوابی هم رفتم ولی خواب که نبود یه رویای خوب شبیهه سکس داشتم&#8230;از اینکه میدیدم کیرم بزگ شده هم احساس بزرگی میکردم وهم کنجکاوی&#8230;..نمیدونم چقدر طول کشید وقط یادمه که صدای ننه ربابه شنیدم که داشت منو صدا میکرد&#8230;..نگران شده بود از اینکه اینقدر حمام من طول کشیده بود&#8230;یه مرتبه دیدم در حمام باز کرد وسراسیمه اومد تو &#8230;منم که دستپاچه شده بودم از توی وان بلند شدم و ایستادم از خجالت دوتا دستمو گذاشتم رو کیرم که ننه ربابه نبینه&#8230;.ولی ننه ربابه انگار که خیلی مسئله براش عادی بود لیف حمامو برداشت و گفت بزار خودم بشورمت خوب نیس اینقد تو حموم بمونی وشروع کرد به لیف زدن من اول پشتمو خوب لیف زد بعد که نوبت سنه هام شد منو برگردوند به طرف خودش وشروع به لیف زدن سینه هام کرد وقتی میخواست دست و زیر بغلم بشوره ناچارا دستامو از رو کیرم برداشتم&#8230;ننه ربابه یه نگاهی به کیرم که راست شده بود کرد وگفت ماشالو بری خودت داری مرد میشی راستش از این حرفش یه کمی احساس خوبی بهم دست داد&#8230;حالا دیگه مثل اول احساس خجالت اون چنانی نمیکردم گذاشتم ننه ربابه کامل همه جامو لیف بزنه وقتی کارش تموم شد لیفو کنار گذاشت ویه کمی صابون به کف دستش مالید وبعد شروع کرد به شستن کیرم با دستاش &#8230;نفسهام تند شده بود وصدای ضربان قلبمو احساس می کرده &#8230;ننه ربابه مثل اینکه بخواد شیر بدشه مرتب کیر منو از آخر مگرفت به جلو میکشید گاهی اوقاتم جهت حرکت دستاشو عوض میکرد&#8230;.یه چیزائی میگفت که باور کنید یک کلمشو نفهمیدم&#8230;جند دقیقه ای این حرکات ادامه داست که دیدم منو به پشت کرد و گفت نگاه نکن میخوام لباسامو در بیارم خیس نشه&#8230;.منم که کاملا تسلیم شده بوده وسرتا پا میلرزیدم و متنظر بودم که ببینم ادامه کار چی میشه فقط زیز چشمی نگاه به کیرم میکردم&#8230;تا اون موقع به این بزرگی ندیده بودمش&#8230;.ننه ربابه بعد اینکه لباساشو در آورد دوباره دستاشو صابونی کرد آورد شروع کرد به مالوندن کیر من&#8230;کم کم احساس کردم خودشم داره تند تند نفس مکشه &#8230;طوری منو گرفته بود که نتونم برگردم&#8230;خودشم اومد توی وان ومنو از پشت به خودش چسبوند با یه دستش به کیر من ور میرفت و با یه دست دیگش به خودش ور میرفت &#8230;.هر چند وقت یک بارم منو به خودش میچسبند ونفسهاش تند تر میشد..گاهی اوقات یه زبری خاصی توکمرم احساس میکردم که بعدها فهمیدم پشم کسش بوده&#8230;..ننه ربابه دیگه نفسهاش اینقد تند شده بود که خودشم نمیفهمید چی میگه&#8230;..حالا دیگه اینقد دستش که به کیر من بود محکم فشار میداد که احساس میکردم کیرم داره تو دستاش منفجر میشه راستش منم به هیچ چیزی نمیتونستم فکر کنم جز حرکات دست ننه ربابه مخصوصا وقتی که حرکاتشو تند میکرد یازمانی که دستش به قسمت زیر کیرم میخورد &#8230;چند دقیقه ای طول کشید که دیدم ننه ربابه منو به خودش فشار میده و فقط داره به شدت میلرزه&#8230;یک دقیه ای طول کشید تا احساس کردم به حال اولش برگشت &#8230;..من که داشتم دیونه میشدم واصلا دلم نمی خواست تموم بشه که یه مرتبه ننه ربابه گفت اگه قول میدی منو نگاه نکنی برگرد تا کامل بشورمت &#8230;منم که مثل بره تسلیم بودم ونمیدونستم میخواد چه کار کنه با تکون دادن سرم قول دادم و برگشتم &#8230;ننه ربابه دوباره دستاشو صابونی کرد وشروع به مالیدن کیر من کرد&#8230;.حالا دیگه منظم از بالا به پائین کیرمو میمالید وگاهی ام با یه دستش با بیضه هام بازی میکرد &#8230;چند دقیقه ای نگذشت که تمام بدنم شروع به لرزیدن کرد..وبرای اولین بار آب سفیدی ازم خارج میشد ..ننه ربابه همینطور که کیر منو تو دستاش عقب وجلو میکرد لبخند میزد وکیرمو طوری گرفته بود که آبم بریزه کف اون دستش &#8230;..چند لحظه ای نمیفهمیدم چی شده فقط از لبخند ننه ربابه مطمئن بودم که اتفاق بدی نیافتاده&#8230;اونروز من خودمو شستم واز حمام بیرون امودم تا ننه ربابه هم با خیال راحت خودشو بشوره وبیاد بیرون &#8230;فقط یادمه با حوله حمام اومدم تو اتاق وهمونطوری خوابم برد خوابی که تا آخر عمرم لذتشو یادم نمیره&#8230;.به هرحال امیدوارم تونسته باشم از این خاطرات یک نواخت بعضی از دوستان تنوعی ایجاد کرده باشم&#8230;..خوش باشید</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%db%8c%d8%b3%da%a9%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176448</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مو قرمزی و کس تا فرق کون کشیده شده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%82-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%82-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Aug 2019 07:52:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیروون]]></category>
		<category><![CDATA[بی‌قرار]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[واقعابهترین]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[واولین]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وبسیار]]></category>
		<category><![CDATA[وبهترین]]></category>
		<category><![CDATA[وتقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[وخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ودیگری]]></category>
		<category><![CDATA[وساعتی]]></category>
		<category><![CDATA[وشیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[ومیمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[قبل بود من مثل همیشه فیلم سکسی صبح زود بلند شدم تا برم پارک ورزش کنم یک ماهی بود که از دوست دختر قبلیم جداشده بودم و سکسی بدم نمیومد بایه دوست تازه اشنا بشم.به شاه کس همین خاطر داخل پارک حواسم به دوروورم بود.اونرووز داشتم تو پارک نرم میدوییدم که یهو کونی احساس کردم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>قبل بود من مثل همیشه فیلم سکسی صبح زود بلند شدم تا برم</h2>
<p>پارک ورزش کنم یک ماهی بود که از دوست دختر قبلیم جداشده بودم و سکسی بدم نمیومد بایه دوست تازه اشنا</p>
<h3>بشم.به شاه کس همین خاطر داخل پارک حواسم به دوروورم بود.اونرووز داشتم</h3>
<p>تو پارک نرم میدوییدم که یهو کونی احساس کردم یه نفر داره نگاهم میکنه وایسادم ودیدم دو تادختر داخل چمن نشستن</p>
<h4>ونگاهم جنده میکنن کمی مکث کردم ودیدم چشم از من بر</h4>
<p>نمیدارن با سرم اشاره کردم وگفتم پستون بیان به طرف من اونا با هم مشورت کردن واومدن دستشون راکت های بدمینتون</p>
<h5>بود و کوس اومدن باهم صحبت کردیم اسم یکیشون مهسا ودیگری</h5>
<p>میترا بود من از مهسا خوشم اومد و پر میترا رو باز کردیم از اون به بعد با مهسا هرروز بعد از سکس داستان ظهر که از</p>
<h6>دانشگاه میومد میرفتیم بیروون تا اینکه مهسا یه ایران سکس روز ازم</h6>
<p>خواست تاببوسمش من خیلی جا خوردم اما کلی حال کردم من هم اولین بوسه رو رو لبش با شهوت تمام گذاشتم که دیدم رنگش مثل گچ سفید شد بعد از اون هرشب با اس ام اس سعی میکردم یجوری شهوتش رو زیاد کنم تا برای رسیدن به من بیقرار بشه وموفق بودم یه رووز صبح بهم زنگ زد وگفت امشب خونه ی ماهیچکس نیست و3ساعتی وقت داریم وایندفه برعکس همه دختره پسر رو میکشونه خونه من موقع رفتن صورتم رو زدم بهترین لباس وبهترین لباس زیرم رو پوشیدم وسرشار از عطر ادکلن به اونجا رفتم در زدم اومد دمه در سلام کردم ورفتم تو ترس ودلهره وشهوت داشت مخم رو میترکوند اون با یکلباس چسب یکسره بنفش اومد در رو باز کرد بگذریم من نشستم برام چای وشیرینی اورد با هم خوردیم و شروع به صحبت کردیم حرفموون که تمام شد جفتمون میخاستیم که سریعا همدیگرو بغل کنیم وببوسیم هم شرم وحیا اجازه نمیداد اون هم سرش رو انداخته بود پایین وکناره من نشسته بود تا اینکه من خجالت رو کنار گذاشتم واولین بوسه رو از لپ اون کردم و اون سرخ شد اما اون هم به جواب بوسه من من روبوسید و من دیگه روومباز شد وبغلش کردم ولبم رو گذاشتم روی لبش یک لب طولانی از هم گریفتیم که واقعابهترین تجربه لب برای من بود بعد همون طور که نشسته بودیم من شروع به خوردن زیر گلوی اون کردم ومیبوسیدم ومیلیسیدم ومیمکیدم اون که از حال رفته بود من هم از حرارت داشتم منفجر میشدم همین طور میبوسیدم وپیشروی کردم تا روی سینه هاش البته از روی لباس تا خودش لباس ولباس زیرش رو در اورد سینه ای گرد وتقریبا رسیده ای داشت با نوک صورتی وبسیار خوش طعم مشغول خردن سینه نا بودم که یهو بلن شد ومن رو برد روی تختش نشوند شروع کرد لباس های من رو در آوردن من با لباس زیر بودم واون نیمه لخت لباس اون رو هم من کامل در آوردم وخوابیدم رووش ودوباره سینه هاش رو خوردم اون هم دستاش رو دوره من قلاب کرده بود وپشت من رو ماساژمیداد من خوردم وبوسیدم رفتم پایین روی شکمش و دور نافش رو لیس میزدم اما اون اجازه نداد پایین تر برم من رو چرخوند ولباس زیر من رو در آورد ومن هم مال اون رو در آوردم بعد خیلی آوروم روی من خوابید وجلوش رو به یکی من میمالید و آروم به حالت شهوت آه آه ضعیفی میکشید تا اینکه شهوتش به آخرین حدش رسید ونشست روی رون پای من وشروع به خوردن یکی من کرد که منمثل مار به خودم میپیچیدم ولذت مبردم بعد نشست روی یکی من وشروع به عقب جولو کردن خودش کرد وبا شدت خودش رو به من میمالید من هم دستامو دوره کونش قلاب کرده بودم و با سوراخش بازی میکردم اینقدر خوشش اومد که سریع ارضا شد و روی من ولو شد من وقتی این حال رو دیدم گفتم اشکال نداره اون ارضا شد بسه از روم بلن شد خواستم لباس بپ.شم که برم دیدم از پشت من رو بغل کرده میگه من اینقدرا هم بیمعرفت نیستم دست رو گرفت وبرد روتخت دوباره خودش به شکم دراز کشید وگفت هرکاری دوست داری بکن تا توهم ارضا بشی وحال کنی حتی اگر میخوای برات بادست جلق بزنم تا ارضا بشی من همگفتم نه بخواب تو خوابید از روی میز کامپیوترش کرم برداشتم یکم نوک انگشتم زدم لای پاشو باز کردم ارممو شروع کردم با سوراخش ور رفتن انگشتم رو آروم کردم داخل یکم همین کارو ادامه دادم بعد سر یکی خودم رو کرم زدم وآروم گذاشتم دم سوراخش به محض اینکه فرو کردم داخل یک تکون شدید خورد وآخ بلندی کشید همونجا نگه داشتم وخوابیدم رووش بعداز جند لحضه دوباره شروع به تلمبه زدن کردم آه آه بلندی مکرد اما من بلندش کردم از تخت رفتیم پایین دستاش رو گذاشتم لبه تخت و خمش کردم شروع کردم به تلمبه زدن با یک دست جلوش رو میمالیدم وبا یک دست دیگه نوک سینشو گرفته بودم لای انگشتام ومیمالیدم تا اینکه دیگه نتونستم طاقت بیارم ومن هم ارضا شدم ونیم ساعتی همون طور کنار هم دراز کشیده بودیم و بعد بلن شدیم رفتیم دوش گرفتیم ومن اومدم از خونشوون بیروون ممنون که گوش کردین نظر یادتون نره.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%82-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2648</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زمان استراحت جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Aug 2019 06:10:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقای]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتامو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بااینکه]]></category>
		<category><![CDATA[باربود]]></category>
		<category><![CDATA[بازکرد]]></category>
		<category><![CDATA[باسنمو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باورکنید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخونیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگمو]]></category>
		<category><![CDATA[بشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمش]]></category>
		<category><![CDATA[بودیعنی]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تغییری]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تودستم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارش]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارکنم]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[دارمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتید]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داغونم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درازبکشم]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[درمورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دلشوره]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دهنمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[راهنماییم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شدرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شکایتی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[صدامونو]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[فکر‌کنم]]></category>
		<category><![CDATA[فکرمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارشد]]></category>
		<category><![CDATA[کارمندا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذشتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مردونش]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردمیه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نبودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نبودولی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسامون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هرچیزی]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همکارش]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وابستگی]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[واحوال]]></category>
		<category><![CDATA[واستادم]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[واسشون]]></category>
		<category><![CDATA[والبته]]></category>
		<category><![CDATA[وبرگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[وتقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[وجدانم]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[وخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ودستشو]]></category>
		<category><![CDATA[ودستمو]]></category>
		<category><![CDATA[و‌رفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[وشورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[وکیرشو]]></category>
		<category><![CDATA[ومیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ونمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[وهمیشه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فکر کنم 3،4 قسمتی بشه،البته فیلم سکسی من این متنو عامیانه مینویسم چون خودم ازعامیانه نویسی خوشم میاد،اگه دوست داشتید بانظراتون راهنماییم کنید.این داستان عین واقعیته،میدونم که سکسی شمانمیتونید باورکنید ولی میتونم قسم بخورم که شاه کس راسته وحقیقت داره.اول دلم میخواد یکم درمورد خودم براتون بگم،درمورد عقایدم، احساساتم،دغدغه هام و&#8230; من کونی دختری هستم20 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فکر کنم 3،4 قسمتی بشه،البته فیلم سکسی من این متنو عامیانه مینویسم چون</h2>
<p>خودم ازعامیانه نویسی خوشم میاد،اگه دوست داشتید بانظراتون راهنماییم کنید.این داستان عین واقعیته،میدونم که سکسی شمانمیتونید باورکنید ولی میتونم قسم بخورم</p>
<h3>که شاه کس راسته وحقیقت داره.اول دلم میخواد یکم درمورد خودم براتون</h3>
<p>بگم،درمورد عقایدم، احساساتم،دغدغه هام و&#8230; من کونی دختری هستم20 ساله با تفکرمذهبی یعنی یه جورایی عقاید مذهبی ومدرن وسنتی رو با</p>
<h4>هم جنده دارم شاید بشه گفت اعتقاد حد وسط !چادر سر</h4>
<p>میکنم وحجاب کامل دارم ونماز و پستون روزه رو هم به جامیارم تا 1سال پیش با هیچ پسری به هیچ شکلی</p>
<h5>ارتباط نداشتم کوس وسعی میکردم که حس شهوتم رو کنترل کنم</h5>
<p>ویا بهتربگم سرکوبش کنم این موضوع واسه من که خیلی حشری هستم ومحدودیتای زیادی هم دارم خیلی سخت بود وهمیشه عذاب میکشیدم!نمیدونستم سکس داستان بین شهوت واعتقاداتم</p>
<h6>باید کدوم رو انتخاب کنم شاید شما هم ایران سکس دچار این</h6>
<p>حس شده باشید وبتونید منو درک کنید،حس تنهایی شدیدا اذیتم میکرد واین باعث افسردگیم شده بود.پارسال تابستون واسه اولین باربه یکی از مزاحم تلفنیام جواب دادم واین شداولین رابطه من بایه پسر! خلاصش کنم بعداز اون با 2تا پسردیگه هم تلفنی دوست شدم البته همزمان نبودن وبا همشون قطع رابطه کردم،با هیچکدومشون حرف از سکس نمیزدم البته پسراروکه میشناسین؟مگه میشه حرفشووسط نکشن؟؟؟؟!!!!تا اینکه تو کلوب عضو شدم و شدم پای ثابت چت های شبانه.اولاش خصوصی زیاد چت نمیکردم وجواب کسی رو نمیدادم وچت خصوصیموبستم،همه کسایی که ادم میکردن رو تاییدمیکردم عکس صورتموکه گذاشتم این درخواست ها بیشترشد وسعی میکردم بیشتر عمومی چت کنم&#8230;تااینکه باپسری آشناشدم به اسم امیر البته اسم مستعارشه.تهرانی نبودولی ساکن تهران بود عکسی گذاشته بود که واضح نبود توی چت عمومی باامیر آشناشدم وشد جزو دوستام متولد61 بود،تو یه دفتربیمه کارمیکرد وشبا همونجا میخوابید.کم کم بیشترباهم صمیمی شدیم به من میگفت آجی و توپیامامون واسه هم بوس میفرستادیم اینم بگم که این واسه اولین باربود که من با پسری حرف ازبوس واین چیزا میزدم.بهمن 89 بود که من باخانوادم رفتم سفر تو این مدت به اینترنت فقط باگوشی وصل میشدم ومیتونستم پیامامو چک کنم. هرروز برام پیام میزاشت،راستی اون عاشق کسی بود و میخواست باهاش ازدواج بکنه که من هیچوقت نتونستم بااین موضوع کناربیام! تو اون سه روزی که سفربودم رفته بود خاستگاریش،بگذریم&#8230;تو این مدت احساس وابستگی شدیدی نسبت بهش پیداکردم که با عقاید من اصلا جورنبود،عذاب وجدان داشتم از یه طرف دلم میخواست باهاش باشم واز طرفی &#8230; کم کم رابطه ما کشیده شد به سکس چت البته فقط تایپی.میگفت دوسم داره ولی من نمیتونستم باورکنم اصلا نمیتونستم! اولاش سکس چتمون فقط درحد بوس و لمس بدنو این چیزا بود بعد کم کم بیشتر شد،مالوندن سینه و خوردنو و..البته من اصلا دوست نداشتم که اسمی از کس وکیرببریم مثلا به جای کس میگفتم ناناز امیر خیلی اصرار داشت ولی من قبول نکردم یه روز تو یکی از پیاماش نوشته بود&#8221; کس&#8221; که من خیلی شاکی شدم وازش خواستم که دیگه حرفی از سکس نزنیم ویه دوستیه معمولی داشته باشیم اونم خیلی معذرت خواست وقضیه حل شد. تا اینکه یه روز به بهانه ای شمارشو گذاشت وازم خواست که باهاش تماس بگیرم اگه اشتباه نکنم میخواست هروقت اومدم نت بهش بگم یا برعکس .منم چون بهش اعتماد داشتم وخیلی قبولش داشتم بهش زنگ زدم البته بااینکه دیگه باهم نیستیم هنوزم خیلی قبولش دارم.خلاصه ارتباط تلفنی ما شروع شد ، ازرابطمون خیلی راضی بودم حتی مادرم هم از موضوع خبر داشت (اینم بگم که مادر من خیلی مذهبیه ولی تو این موارد منو راحت گذاشته) تو این مدت مسائل ومشکلات زیادی داشتم که با صحبت کردن با امیر همشونو یادم میرفت،واقعا دوسش داشتم حرفاش،تن صداش ،حتی خوندن پیاماش بهم آرامش میداد وقتی شاد بود منم شاد بودم ووقتی غم داشت دلم میخواست همه چیزمو بدم تا شاد بشه، رابطمون بیشترشد تلفنای شبانه وتا صبح بیدار بودن&#8230;روزای خوبی بود.حافظه خوبی ندارم واسه همین شاید نتونم جزئیاتو شرح بدم 2باره بوسه های ازراه دور شروع شد وبازم حرفایه سکسی! انگاردر مقابل خواسته هاش از خودم اراده ای نداشتم شاید به خاطراین بود که من شدیدا حشری هستم! بعد از یه بارسکس تل به این نتیجه رسیدیم که صیغه محرمیت بخونیم تا راحت تر باشیم ومن هم با اینکه خیلی شک داشتم قبول کردم و به همین سادگی طمع ازدواج رو چشیدم! &#8230; بیشتراز قبل دوسش داشتم وسعی میکردم زیاد درمورد دختری که دوسش داشت ازش نپرسم چون فکرکردن بهش داغونم میکرد. امیر خیلی گیر بود!! وقتی با چیزی مخالفت میکردم با زبون نرمش که عاشقش بودم سعی میکرد راضیم کنه ومن اغلب تسلیم بودم! سکس تل های شبانه واسم عادت شده بود عادتی که ترک کردنش برام سخت بودو انجامش باعث عذاب وجدان البته وقتی به این فکر میکردم که ما به هم محرم هستیم وجدانم یکم آروم میگرفت.بوسه هاش، حرفای سکسیش ،صدای نفسای شهوانیش، آه کشیدنش موقع سکس تل دیوونم میکرد دلم میخواست تواون لحظه پیشم بود وبا تموم وجودلرزش لبامو با بوسیدنش آروم میکردم و امیر منو تو قفس دستاش حبس میکرد واسه همیشه،دوست داشتم اونقدر منو توی بغلش فشار بده که روحمون با هم یکی بشه وهیچوقت نتونیم ازهم جدابشیم، سکس تل نمیتونست منو ارضا کنه هیچوقت! ولی من شکایتی نداشتم چون امیر رو واسه سکس نمیخواستم. وقتی دخترا حشری میشن یه درد خاصی رو تو کسشون حس میکنن این درد اول بهشون لذت وشهوت 2برابر میده ولی وقتی ارضا نشن این درد واسشون عذاب آور میشه اینو دخترا حتما درک میکنن نه؟!، هیچوقت اینو به امیر نگفتم که یه جمله &#8220;دوستت دارم&#8221; از طرف اون منو کاملا ارضا میکرد بیشتر از وقتی که میگفت لباتو بخورم قرارگذاشتیم که همدیگرو ببینیم&#8230;تا اون روز اصلا نمیخواستم ببینمش،راستش هم روم نمیشد،هم اینکه حس ترس داشتم! خلاصه،من بین کلاسام چند ساعت وقت خالی داشتم واسه همین تصمیم گرفتم اون روز هرجور شده برم وببینمش دانشگاهم به محل کارامیر نزدیک بود تلفنی قرار گذاشتیم و من آرایشمو تجدید کردم وراه افتادم،توی مسیرچند بار خواستم برگردم ولی یه حسی بهم میگفت برم،نمیدونم چرا چادرم رو درآوردم شاید حس میکردم دارم بهش توهین میکنم! نمیتونستم باور کنم که من و امیر محرم هستیم واین ملاقات مشکلی نداره. چند دقیقه ای منتظرش واستادم قلبم داشت می اومد تو دهنم ،دل تو دلم نبود،تصویر کمرنگی ازش تو ذهنم داشتم واسه همین به همه آدمایی که از روبه روم رد میشدن نگاه میکردم! تا اینکه اومد نمیدونم چه حسی داشتم،خوب یا بد! با اون چیزی که تصورمیکردم یکم فرق داشت ولی واقعا برام مهم نبود،رفتم جلو سلام کردم وبهش دست دادم این اولین تماس بود،حس قشنگی بود. تند راه میرفت که ازش خواستم آروم بره چون با اون همه استرسی که داشتم میترسیدم بخورم زمین! رفتیم پارک همون نزدیکیا،راه رفتن کنارش واسم سخت بود انگار همون لحظه باهاش آشناشدم وقبل از اون من امیری نمیشناختم!! دستمو گرفت تو دستش و بوسید نمیتونم وصفش کنم تنها چیزی که میتونم بگم اینه که حس زیبایی بود واقعا زیبا!!!باهم راه میرفتیم و حرف میزدیم درمورد همه چیز،دستام یخ بود آخه هوا خیلی سرد بود دستمو توی دستای مردونش گرفت و گرمشون کرد حس کردن لبای داغش روی پوست سردم همه وجودمو گرم میکرد. کم کم هوا سرد ترشد و طوفان شروع شد ازم خواست که باهاش برم دفتر ومنم با کمی شک قبول کردم ورفتیم سمت دفتر،حس میکردم همه دارن مارو نگاه میکنن،خیلی میترسیدم&#8230;دوست داشتم زودتربرسیم دفتر تا از این حس بد خلاص بشم، مدام به این فکر میکردم که نکنه کسی منو بشناسه!!! خلا صه رسیدیم دفترو من رفتم توی اتاقش یکی ازهمکاراش که اتفاقا هم اسم خودش بود هم اونجا بود،یعنی تو یه اتاق کارمیکردن،نشستم پشت میز،احساس غریبی میکردم نمیدونم چرا از فضای اونجا وحشت داشتم! فکر کنم ساعت کار دفتر هنوز تموم نشده بود،تا بقیه کارمندا برن طول کشید که تو این مدت امیر داشت یه سری عکس بهم نشون میداد حتی عکسای اون دختری که دوسش داشت&#8230;کنارش نشسته بودم ودستمو تو دستش گرفته بود حالم شدیدا خراب بود ولی حس ترس شهوتم رو ازم میگرفت. دستمو گذاشت روی رون پاش ومنم آروم دستمو روی پاش حرکت دادم فکرکنم کیرش داشت شلوارشو جر میداد! دستمو برد بالای رونش ومن با 2تا انگشت ماساژش میدادم البته همکارش هم اونجا بود وپشتش به ما بودو مراقب بودم که چیزی نفهمه! دستمو از روی شلوارگذاشتم روی کیرش،سرشو حس میکردم با دستم ماساژش میدادم باورم نمیشد دارم کیر یه پسر رو لمس میکنم!!! نفسام تو سینم مونده بود تو اون لحظه ها به هرچیزی فکرمیکردم جز نفس کشیدن کسم دردگرفته بود یه درد هوس آمیز،دلم میخواست امیرو بغل کنم ،سرمو بزارم رو شونه هاش و آروم بشم،ببوسمش ولی با اون اوضاع واحوال کاری نمیشد کرد! تا اینکه یکی از اتاقای دفترخالی شدو امیر به بهانه اینکه میخوایم با هم تنها صحبت کنیم منو برد تو اون اتاق. اتاق تاریک بود لامپ رو روشن کرد،وسط اتاق یه میز اداری بزرگ بود با صندلیاش . امیر در رو بست واومد سمت من (الان که دارم مینویسم حالم شدیدا خراب شده!) آروم بغلم کرد! خدایا&#8230; واقعا زیبا بود حسی که نمیتونم بنویسمش،قدش تقریبا خیلی از من بلند تر بود وقتی بغلم کرد سرم روی قلبش بود داشتم صدای قلبشو میشنیدم،خیلی تند میزد یه لحظه تو دلم خندم گرفت فکر نمیکردم یه روزی دلیل تپش قلب یه پسر بشم!! وقتش بود که به اون لحظه رویایی برسم،لباشو گذاشت روی لبام وبوسیدشون وشروع کرد به خوردن لبام،بدنم داغ شده بود این اولین بوسه من بود ونمیدونستم باید چیکارکنم لبامو با هوس میخوردومن داشتم با تمام وجودآتیش میگرفتم،فشار کیرشو از زیر شلوار حس میکردم که میخورد به بدن من،دقیقا یادم نیست چی شد،چند بار از اتاق رفت بیرون. منو از پشت بغل میکرد وکیرشو از روی شلوار میکشید به باسنم از حس شهوت داشتم میمردم،سینه هامو از روی مانتو میمالوند صدای نفسامون بلند شده بود ولی نمیتونستیم آه و اوه کنیم چون بقیه صدامونو میشنیدن، از روی شلوارم کسمو میمالوند،وای! تو اوج هوس بودم! منو چسبوند به دیوار و کیرشو به حالت تلمبه زدن میزد به باسنم و سینه هامو گرفته بود،جالبه که من دوست داشتم همین کار روواسه امیر انجام بدم واسه همین از پشت بغلش کردم وکسمو کشیدم به باسنش البته فکرنکنم از این کار خوشش اومده باشه! نشست روی صندلی و منم نشستم روی پاش و ازهم لب گرفتیم،با ولع شدیدی لبای همو میخوردیم حالم خیلی خراب بود ،نشستم روی صندلیه روبه روش وتقریبا روی صندلی ولو شدم ،بدنم بی حس شده بود و هیچ فکری تو ذهنم نبود بهم گفت که بشینم روی پاش ولی من دلم نمیخواست این کارو بکنم چون واقعا بی حال بودم.کیرشو از توی شلوارش درآورد، وااااو ! این اولین بار بود که کیر میدیدم البته از نزدیک! ازم خواست بگیرمش ولی من نمیتونستم ،شاید شوکه شده بودم!نمیدونستم باید چیکار کنم، رفتم جلوتر وکیرشو گرفتم تو دستم،زل زده بودم بهش و داشتم وارسیش میکردم،یه مایع بیرنگ ازش اومده بود که آبش نبود،یعنی آب اصلیش نبود! توی دستم مونده بود ومن نمیدونستم باید چیکارش کنم! انگشتامو میکشیدم سرش،اول از مایع لزج روش چندشم شد ولی بعد بدم نیمد! بهم گفت بخورش ولی من اصلا نمیتونستم همچین کاری بکنم! خیلی اصرار کرد ولی من زیر بار نرفتم، وقتی دیدم خیلی دلش میخواد اول آروم سرشو بوس کردم وبعد از بالا تا پایین کیرش بوسای ریزگرفتم و لبامو میکشیدم روش بوی تندی میداد که خیلی با بوی کس فرق داشت من بوی کس خودمو خیلی دوست دارم ولی از بوی کیر زیاد خوشم نیومد،یکم از آب کیرش خوردم حالت تهوع گرفتم! ولی گرفتن کیرش تو دستام بهم لذت میداد ولی تو سکس باید فکر طرف مقابلت هم باشی دیگه! دیگه شب شده بود ومن باید میرفتم خونه ولی دلم نمی اومد برم دوست داشتم تا صبح پیشش بمونم وبوسش کنم،آخه من عاشق لب دادن ولب خوردنم! البته نه هرکسی، فقط کسی که دوسش دارم!جالب بود که 2 تا از همکاراش تو اتاق بغلی درحال سکس بودن!خلاصه سر وصورتمو درست کردمو چادر سر کردم و بازم دلم نمیومد که ازش جدابشم،بازم همدیگرو با ولع بوسیدیم ورفتیم سمت مترو توی راه دلم میخواست بغلش کنم ولی حیف نمیشد! توی راه دستمو دوربازوش حلقه کردم که بعدا گفت از این کارم خیلی خوشش اومد.دیرم شده بود ولی اصلا برام مهم نبود تو مترو به زور ازش دل کندم،به امید دیداربعدی ازش جداشدم. &#8230;واقعا بهش وابسته شده بودم دلم میخواست هرروز ببینمش نمیدونم به خاطرعشق بود یا هوس! قرار شد یه روز دیگه برم پیشش یادمه که بهم گفت با تمام شهوتم برم، این حرفش دلشوره عجیبی تو دلم انداخت ولی به خاطراعتمادی که بهش داشتم قبول کردم البته ناگفته نمونه که منم خیلی دوست داشتم یه روز یا حد اقل نصفه روز تنها پیشش باشم، قرارشد 5 شنبه صبح زود برم پیشش قبل از اینکه کارمندای دیگه بیان اداره. میدونستم که به چه قصدی میرم واسه همین شب پیشش با اپیلاتور البته سر تیغش موهای کس و سوراخ باسنمو زدم که البته یکم تیغ تیغی شده بود که امیر از این مسئله خیلی شاکی بود( اگه میشه خانوما منو راهنمایی کنن که چجوری کسمو صاف وتمیزکنم که درد زیادی نداشته باشه و تیغ تیغی نشه،ممنون میشم). استرس شدیدی داشتم رفتم سمت مترو ولی پشیمون شدم وبرگشتم ،نصفه راه بودم که 2باره رفتم طرف مترو ودل رو زدم به دریا. حس بدی داشتم نمیدونستم چی پیش میاد هوس ،عشق وترس رو با هم داشتم.فکر میکردم همه دارن منو نگاه میکنن خیلی خجالت میکشیدم راه طولانی شده بود ومن کم طاقت!خلاصه رسیدم نزدیک دفترو ازپله ها رفتم بالا دم در واستاده بود با دیدنش یه دفعه تو دلم خالی شد! داشت از سرما میلرزید آخه رادیاتور اتاقش خراب بود وهوا هم ناجوانمردانه سرد!! منم سردم شد،رفتم تو اتاق دیدم که هنوز رخت خوابشو جمع نکرده رفت طرف تشکش و به من گفت که برم پیشش درازبکشم من یه مانتو جلو بسته بنفش پوشیده بودم باشلوارلی و چکمه که روی شلوارم داده بودم. چادر و شالمو درآوردم ورفتم پیشش دراز کشیدم بدنش از سرما میلرزید،تو اون لحظه اینقدراسترس داشتم که نمیدونم چی شد ولی کلی براتون میگم. دستشو میکشید روی بدنم(از روی مانتو) داشت کم کم گرمم میشد و غرق لذت بودم دستشو کشید روی سینه هام وحس کردم دارم غش میکنم وااای چه حس خوبی بود! لبامو میبوسید ومیک میزد داشتم دیوونه میشدم همزمان سینه هامو چنگ میزد اگه اپن بودم حتما اون لحظه میزاشتم که کیرشوبکنه توی کسم.دستشو میکرد زیرسوتینم وسینه های بزرگمو میمالوند(سایزم 75 بزرگه) نفس کشیدن سخت شده بود نمیدونم چی شد که دستشو برد پایین تر وزیپ شلوارمو بازکرد وازروی شرت کسمو نگاه کرد ودستشو کشید روش،یه شرت قرمز توری پام بود که کس قلمبم توش خودنمایی میکرد.حس دستای مردونش روی کسم داغونم کرده بود نمیدونم اگه کیرشو میزاشت تو کسم چه حالی داشتم! کسم خیس خیس شده بود نمیدونم چی شد که قبول کردم از پشت منو بکنه حتما خیلی اصرارکرد که قبول کردم ولی باورکنید چیزی ازاین موضوع که چجوری شروع شد یادم نمیاد. شلوارمو داد پایین و من به حالت چهار دست وپا خوابیدم وباسنمو دادم بالا واونم شلوار وشورتشو درآورد از توی کیفم کرم مرطوب کننده آورد ویه عالمه زد به سوراخ باسنم من از شدت شهوت وترس نمیدونستم چیکارکنم، انگشتشو کرد تو سوراخ باسنم و آروم حرکت داد اصلا حس لذت نداشتم خیلی ناراحت بودم ولی مقاومتی نکردم 2تا ازانگشتاشو کرد تو وکمی چرخوند ،سر کیرشو گذاشت روی سوراخ باسنم ولی نمیتونست کیرشو روی سوراخ باسنم تنظیم کنه! میگفت میترسم اشتباهی بره تو کست! بالاخره کیرشو گذاشت دم سوراخ وآروم فشار داد خیلی تنگ بود ومن هم نمیتونستم شل کنم تا راحت تر بره تو اصلا روش کنترلی نداشتم!سر کیرش به زور رفت تو از درد به خودم میپیچیدم به غلط کردن افتاده بودم بدنمو کج کرده بودم ومیخواستم بلند شم ولی نمیتونستم گریم گرفته بودم وفقط میگفتم درش بیار ،امیر تورو خدا درش بیارخیلی درد داره،واااااای دردش خیلی شدید بود من نمیدونم چطور بعضی خانوما میگن دردش با لذته ! من که هیچ حسی جزدرد نداشتم!!! حس جر خوردن رو کامل حس میکردم،آروم شروع کرد به تلنبه زدن و من داشتم از درد آروم نفس نفس میزدم صدام در نمی اومد،اصلا لذتی برام نداشت امیر تلنبه میزد ومن درد میکشیدم دلم درد گرفته بود وسوزش شدیدی تو سوراخ باسنم حس میکردم. داشت آبش می اومد فکرکنم ریخت تو باسنم وبعد درش آورد ومن کاملا بی حس شده بودم،احساس خلا میکردم دلم میخواست فقط بخوابم وخوابیدم روی بالشت و امیر رفت دستمال کاغذی بیاره نمیدونم آب کیرش ریخته بود روی بالشت و زمین یا کرم ریخت!!!! با دستمال کاغذی سوراخ باسنمو تمیز کرد و گفت سوراخ باسنم جر خورده ازش خون اومده،یکم ترسیدم ولی خب دیگه اون همه درد الکی نبود!!! کارش که تموم شد اومد خوابید بغلم و از هم لب گرفتیم ومن سرمو چسبوندم به سینش و آروم چشمامو بستم،واقعا آروم شده بودم و به هیچ چیزی فکر نمیکردم جفتمون لباس تنمون بود آخه هواسرد بود! لباسمو داد بالای شکمم ودستشو میکشید روش وای خیلی حال میداد، صورت و گردنمو میخورد،زبونشو میکشید روی پوست گردنم و من نفس نفس میزدم و حال میکردم سینمو از تو سوتینم بیرون آورد ومالوند ازش خواستم بخورشون که سر سینمو گذاشت تو دهنش وخوردشون اووووووووووووووم چه لذتی داشت! فکرشو نمیکردم اینقدر حس خوبی داشته باشه دیگه جیغم داشت در می اومد! دستشو کرد تو شرتم وکسمو مالوند و چوچولمو میکشید دیگه داشت دیوونم میکرد ولی اصلا دوست نداشتم که بخورش وفکرکنم که خودشم دوست نداشت! دیگه باید بلند میشدیم و جمع و جور میکردیم. زنگ زد به سوپرمارکت وصبحانه سفارش داد و نشستیم خوردیم ولی من مگه میتونستم بشینم! سوراخ باسنم شدیدا میسوخت!!هم اتاقیش اون روز نیومده بود یکی دو تا از کارمندا اومدن و مابا هم صحبت میکردیمو&#8230; تا اینکه بازم تنها شدیم و 2باره ازم خواست که کیرشو بخورم ولی من اصلا نمیتونستم خیلی چندشم میشد ولی وقتی دیدم خیلی دلش میخواد قبول کردم وکیرشو گرفتم تودستم ونوازشش کردم و سرشو بوسیدم وزبونمو کشیدم روی کیرش(سایزش 17 سانته،خودش اینجوری گفت!) بعد آروم سرشو گذاشتم توی دهنم،خیلی گنده بود وتو دهنم جا نمیشد آخه فک من کوچولوئه! این اولین بار بود که کیر میخوردم و دلم نمیخواست خرابکاری بکنم سعی میکردم دندونام به کیرش نخوره وتاجایی که میتونستم میکردمش توی دهنم که بلند شد ایستاد و گفت میخواد تو دهنم تلنبه بزنه! کیرشو کرد تو حلقم ومن اُق(اغ یا عق) زدم! و سرمو کشیدم کنار دیگه واقعا نمیتونستم تحملش کنم! واستادم واز هم لب گرفتیم وقتی لبامو میخورد دوست نداشتم هیچوقت تمومش کنه میخواستم اونقدر بخورشون که تو بغلش از حال برم! شلوارو شورتمو کشید پایین ودستشو کشید روی کسم وآروم میمالوندش،دستامو گذاشته بودم روی شونه هاش وآه میکشیدم حس میکردم که فشارم شدیدا افت کرده ولی لذتش فوق العاده بود!!! کیرشو گذاشت لای پام و من خودم یکم جابه جاش کردم کسمو باز کردم طوری که کیرش بتونه سطح کسمو ماساژبده و امیر آروم عقب وجلو میکرد من آه و ناله میکردم ،که صدای زنگ در اومد و امیر که خیلی هول شده بود رفت در روباز کنه ومن سریع سر ووضعمو درست کردم،خلاصه اون روز من با همون سوراخ جر خورده رفتم دانشگاه و اون روز هم با تموم خاطره هاش گذشت&#8230;بعد از اون روز یه بار دیگه ام رفتم دفترو یکم از هم لب گرفتیم و صحبت کردیم و من براش ساک زدم . نمیتونستم با این مسئله کناربیام که یکی دیگه رو دوست داره هرچند خودش دلیلایه زیادی می آوردکه کارشو توجیح کنه ولی حس من تغییری نمیکرد بعد از تعطیلات عید 2،3 روز پشت سرهم همدیگرو دیدیم، دنبال خونه بود و یه روز باهم رفتیم یکی دوتا خونه دیدیم تصمیم داشتیم زیر سقف خونه با هم سکس داشته باشیم و من بی صبرانه منتظر اون روز بودم! ولی با همه علاقه ای که بهش داشتم آخرای فروردین ازش خداحافظی کردم هنوزم هروقت از اون پارکی که روز آخر دیدمش میگذرم گریم میگیره، امیر عزیزم اگه داری این داستانو میخونی بدون که خیلی دوستت دارم&#8230; پایان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175758</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان حشری و تاریکی شب کس کردن داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%b4%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%b4%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 May 2019 07:28:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاج]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادی]]></category>
		<category><![CDATA[امادگی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگلیس]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ایستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشین]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداری]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایین]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودآروم‬]]></category>
		<category><![CDATA[بودلباس]]></category>
		<category><![CDATA[بیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواندن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردم‌]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دانستم]]></category>
		<category><![CDATA[درازتر]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[‫راهنماییش]]></category>
		<category><![CDATA[رحمانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاعرانه]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شدیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كشیدیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[كلاهكش]]></category>
		<category><![CDATA[کردممن]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گنجیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدم]]></category>
		<category><![CDATA[‫ماجرا]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مرطوبش]]></category>
		<category><![CDATA[مقدمات]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[‫نزدیك]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیكای]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[هردوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[همكلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وتقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[یواشكی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[&#160; بر شاه کس می گردد. وقتی كه من دانش آموز بودم. تازه با یكی از همكلاسانم دوست شده کونی بودم‬ ‫و چون من شاگرد ممتاز كلاس بودم قرار شد با او ریاضی كار كنم. جنده این شد كه یك روز به خانه ی دوستم رفتم‬ ‫و مشغول درس خواندن شدیم. پستون نیم ساعتی بیشتر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				&nbsp;</p>
<h3>بر شاه کس می گردد. وقتی كه من دانش آموز بودم. تازه</h3>
<p>با یكی از همكلاسانم دوست شده کونی بودم‬ ‫و چون من شاگرد ممتاز كلاس بودم قرار شد با او ریاضی كار</p>
<h4>كنم. جنده این شد كه یك روز به خانه ی دوستم</h4>
<p>رفتم‬ ‫و مشغول درس خواندن شدیم. پستون نیم ساعتی بیشتر نگذشته بود كه دیدم در اتاق باز شد و دختری وارد</p>
<h5>اتاق شد کوس كه‬ ‫از لحاظ قد و هیكل معركه بود.</h5>
<p>سلام كرد و یك سینی چای گذاشت و نگاهی معنی دار هم به من انداخت. وقتی‬ ‫از اتاق داشت می رفت بیرون سکس داستان من زیر چشمی</p>
<h6>نگاهی به باسن های او انداختم و حال ایران سکس خودم را</h6>
<p>نفهمیدم و كیرم‬ ‫كم كم راست شد.خواهر دوستم نامش فیروزه بود. از ان روز به بعد طرح دوستی من با علی بیشتر و صمیمی‬ تر شد چرا كه تصمیم گرفته بودم فیرزوه را حتما بكنم‬ . ‫یك روز كه می دانستم علی منزل نیست همین جوری رفتم در منزلشان و در زدم و ناگهان دیدم در باز شد و‬ یك حوری بهشتی در را باز كرد. دست و پایم را گم كرده بودم‬ گفتم سلام. ببخشین علی نیست‬ ؟ فیرزوه گفت : نه. بفرمایین تو‬ . گفتم نه مزاحم نمی شم‬ . گفت نه من تنهام. این حرف را كه زد یواشكی رفتم تو و حسابی داشتم می لرزیدم و قاطی كرده بودم‬ . گفتم ببخشین فیروزه خانوم من باید با شما حرف بزنم‬ . گفت : خوب بگو هر چی دوس داری‬ . گفتم. ن. ن نمی تونم بگم‬ .گفت چرا؟ گفتم : روم نمی شه‬ . ‫گفت : بگو من صورتم رو می كنم اون طرف. صورتش رو كرد سمت دیوار. و من آروم گفتم : می خوام‬ بكنمت‬ . فیروزه از این حرف من خندید و گفت همین؟ خیلی مهم بود‬ . گفتم خوب آره! ‫یه نگاهی انداخت به شلوار من كه حسابی وضعیت بر آشقته ای پیدا كرده بود و گفت مثل این كه خیلی حالت‬ بده‬ گفتم آره. و پریدم بغلش كردم و لب هام رو گذاشتم روی لباش و شروع به خوردن كردم‬ ‫عسل خوانسار هم به اون شیرینی نبود&#8230; فیروزه هم حسابی چشم هاشو بسته بود و داشت حال می داد&#8230;.یه دفه‬ ‫صدای در خونه كوچیكشون چرت هر دوی مارو پاره كرد و من به سرعت از اون یكی در زدم بیرون. و گفتم‬ بهم زنگ بزن‬ . ‫نزدیك های غروب بود كه تلفن زنگ زد. فیروزه بود سلام كرد من هم گفتم سلام قربون جیگرت برم. تو كه‬ منو كشتی‬ ! ‫فیروزه گفت : تو هم منو كشتی. باید یه فرصت حسابی گیر بیاریم. اون روز نزدیكای عید بود و من می‬ دونستم خونه ی دایی یكی از دوستان دو هفته خالی می شه. بهش گفتم یه فكری می كنم و خبرت می كنم‬ ‫روز سوم عید بود كه رامین از خونه داییش زنگ زد و گفت خونه از امروز خالی شده و دایی و زن داییش‬ رفتن دوبی‬ &#8230; ‫من گفتم می خوام كوس بیارم گفت باشه ولی من هم هستم. گفتم ببینم چی می شه. فوری به فیروزه زنگ زدم و‬ گفت فردا ساعت ده می تونه بیاد؟ گفت آره یه كاریش می كنم‬ . ‫فردا ساعت 9 خودم رو گذاشتم خونه ی دایی رامین. با رامین كلی حال و احوال كردیم و اون هم اتاق خواب داییش رو اماده كرد و گفت : نامردی نكنی من هم می خوام‬ . گفتم حالا تا طرف بیاد یه كاریش می كنیم‬ . ساعت ده بود كه یه نفر زنگ زد من سریع رفتم پشت در دیدم فیروزه ‫سلام كرد. گفتم سلام عزیزم. ونمی دونم چی شد كه یه دفه بغلش كردم و انداختمش روی كولم و شروع كردم ببرمش توی اتاق. فیروزه كه هی می خندید گفت منو بذار زمین خودم می یام. چقدر هولی! گفتم دارم می تركم. بیا ببینم. بردمش توی اتاق و گذاشتمش زمین‬. ‫با رامین یه سلامی كرد و نشست روی مبل اقا رامین هم رفت و كلی شیرینی و چای و میوه اورد و حسابی از ‬ فیروزه خانوم پذیرایی كرد&#8230; نیم ساعتی گذشت و من دست فیروزه رو گرفتم و بردم توی اتاق خواب.به رامین گفتم ما یه نیم ساعتی كار داریم‬ . ‫بدون هیچ اشاره ای فیروزه لخت شد یه شورت قرمز و یه سوتین یاسی تنش بود. من هم لخت شدم و شروع‬ ‫كردم كیرم رو بمالم. فیروزه رو بردم روی تخت و كنارش دراز كشیدم. یه دفه منو بغل كرد و گفت بالاخره‬ ‫توی دام افتادی! من هم گفتم. تو هم همین طور و شروع كردیم لب بگیریم. من گردنش رو كه مثل گوشت بره‬ ‫نازك و لذیذ بود خوردم. بعد لاله ی گوش هاش رو خوردم. و رفتم سراغ سینه هاش كه مثل دوتا كندوی عسل‬ آماده ی بهره برداری بودند&#8230; این قدر سینه خوردم كه حال هردوتامون بد شد‬ . ‫فیروزه گفت علی بسه دیگه برو پایین و ساك بزن. من هم گفتم با كمال میل. و شروع كردم مغز كوس و‬ ‫چوچوله ش رو بخورم و فیرزوه حسابی داشت بالا و پایین می پرید و حال می كرد یه دفه صدای جیغ‬ كوچیكی اومد كه فهمیدم آبش اومده. و گفت اخیش حال اومدم. بیا منو بكن.‬ ‫گفتم كوس می دی ؟‬ ‫گفت : نه بابا اون كه بسته س. كون می دم اون هم چه كونی. و باسنش رو داد بالا. همون باسن هایی كه اون‬ ‫روز حال منو بد كرده بود حالا در اختیار من بودن. فكر می كردم خواب می بینم. ولی واقعیت داشت. آروم‬ كیرم رو گذاشتم در كونش و یه فشار كوچیك دادم تقریبا كلاهكش جا افتاده بود‬ . فیروزه گفت : صبر كن جا باز كنه‬ . گفتم بار چندمته كون می دی ؟‬ ‫گفت بابا همه ی دوستای داداشم منو كردن نمی دونم تو چرا بی خبر مونده بودی ؟! هر چی هم بهت نخ می‬ ‫دم انگار حالیت نیست. ولی خوشحالم كه بالاخره توی چنگ من افتادی ! و گفت خوب بقیه ش رو جا بنداز و‬ ‫من هم فشار كیرم رو بیشتر كردم و تقریبا تا ته رفت فیرزوه گفت : دیگه نیست ؟‬ گفتم نه بابا تموم شد فكر كنم خیلی خوش اشتهایی؟ ‫گفت خوب حالا آروم تلمبه بزن و من شروع كردم كیر رو در بیارم و دوباره فرو كنم. با هر رفت و امدی‬ ‫فیرزوه می گفت : جون به این می گن كیر. بكن. جرم بده. می خوام به همه ی همكلاسی های داداشم بدم. به‬ ‫هر حال اونا زحمت می كشن و بی مزد و منت به داداشم درس یاد می دن من هم باید یه جوری جبران كنم !!‬ من هم سرعت رفت و امدم رو بیشتر كردم. و حسابی داشت بدنم و دل و روده هام حال می اومد‬ . ‫فیروزه گفت : آبتو می خوای چیكار كنی ؟ من هم كه قادر به حرف زدن نبودم گفتم : نمی دونم بذار بكنم‬ . ‫گفت : بكن آبت رو بریز توش مشكلی نیست. یه دفه احساس كردم دارم به اوج لذت می رسم و یه جیغ كوچیك‬ ‫كشیدم و آب منی هام شروع كرد بیاد شاید نزدیك یه استكان بود. تا قطره ی اخر توی كون فیروزه خانوم خالی‬ كردم &#8230;و عقده ای كه مدت ها توی دلم مونده بود رو خالی كردم‬ . آروم كیرم رو در اوردم و گفتم فیروزه رامین هم می خواد بكنه‬ . ‫فیروزه گفت باشه عزیزم بگو بیاد اگه دوست دیگه ای هم دارین بگین بیاد من امادگی دارم. رفتم بیرون كه‬ ‫رامین رو صدا بزنم دیدم رامین پشت در كیرش رو گرفته توی دستش و داره می ماله گفت : چی شد ؟ گفتم‬ برو طرف خیلی وارده. رامین هم حسابی كون فیروزه خانوم رو جر داد&#8230; فیرزوه بعد از ده دقیقه لباس پوشید‬ و اومد توی هال و گفت بچه ها خیلی خوش گذشت. من هم گفتم به ما بیشتر. و رفت‬. ‫با اولین سكسی كه با فیروزه داشتم خیالم راحت شد كه از جهت سكس تامین هستم و حسابی چسبیدم به درس‬ ‫خواندن و هر از گاهی هم كه فرصت می شد فیروزه را می كردم. مشكل اصلی من كمبود خانه ی خالی بود.‬ ‫خانه ی دایی رامین هم ازدست رفته بود. آن سال در كنكور قبول شدم و به تهران امدم و تقریبا ارتباط فیزیكی‬ ‫من با فیروزه قطع شد. ولی تلفنی با هم در ارتباط بودیم. بعدها شنیدم علی نامرد بی معرفت هم بدون‬ ‫خداحافظی با من رفته خارج. كسی كه همه چیزش را از من داشت. شش ماه گذشت و یك شب فیروزه زنگ‬ ‫زد و گفت فردا شب شب عروسی اوست. گمان كردم قصد خداحافظی با من را دارد و من برای همیشه از آن ‫قنبل های نرم و ان اندام محروم می شوم&#8230; ولی گفت ازفردا شب راه جلو باز می شود و دوست دارد كه با من‬ از جلو سكس داشته باشد‬ . ‫با شنیدن این حرف كیرم راست شد و گفتم كی ؟ گفت شب جمعه هفته اینده&#8230; گفتم پس داماد كوس كش‬ كجاست؟ گفت قرار است برود كیش و دوشبه برگردد‬ &#8230; ‫قرار من با او ساعت ۱۲ نیمه شب بود اون هم توی خونه ی خودش&#8230; فوری یه بلیت گرفتم و خودم رو همون ‫ساعت رسوندم دم در خونه ی فیروزه&#8230; قبلش یه تماس گرفتم و گفت همه چیز مرتبه&#8230; دراپارتمان رو باز می ‫ذارم تا بیای بالا&#8230;من هم با هزار ترس و لرز آروم آروم خودم رو گذاشتم در اپارتمان و مثل گربه آروم آروم ‫از پله ها رفتم بالا در خونه باز بود و یواشكی خودمو گذاشتم توی خونه.. وای یه حوری بهشتی با اندام سكسی و با آرایش زیبا و بوی عطر مست كننده پشت در دیدم&#8230; حسابی راست كرده بودم. ‫فیروزه گفت : عزیزم بیا تو دلم چقدر دلم برات تنگ شده بود و منو بغل كرد و شروع كرد ازم لب بگیره و ‫آروم آروم منو برد توی اتاق خوابش&#8230; وای یه اتاق خواب رویایی نور ابی كم رنگ و صدای موسیقی بدون‬ ‫&#8230;كلام حسابی فضارو شاعرانه كرده بود. ‫فیروزه گفت : لخت می شی ؟‬ ‫گفتم پس چی&#8230; و شروع كرد لباس های منو در بیاره&#8230; .شهوت از توی چشماش فوران می كرد&#8230; باورم نمی ‫شد كه قراره برای اولین بار توی زندگیم كوس بكنم&#8230; احساس می كردم خواب می بینم&#8230; ولی واقعیت داشت. ‫كوس یه تازه عروس گذاشتن لذتی بی اندازه داشت. كوسی كه تازه پاره شده بود و حسابی تنگ بود&#8230;آروم‬ آروم رفتیم روی تخت و كنار هم دراز كشیدیم‬ &#8230; ‫فیرزوه گفت تا می تونی از من لب بگیر و منو بخور و منو بمال.. اون شوهرم كه اصلا این كاره نیس&#8230;من هم‬ ‫شروع كردم.. به خوردن لباش&#8230; بعد بدنش رو حسابی مالیدم.. و نوبت اون شد كه ساك بزنه. آروم آروم رفت‬ ‫سراغ كیرم و موهای نرم و مرطوبش رو ریخت رو ی كیرم و شروع به خوردنش كرد. توی این مدت حسابی‬ ‫وارد شده بود&#8230; ۱۰ دقیقه ای گذشت كه دیدم داره ابم می یاد.. گفت بسه دیگه نخور تا یه كم سفت بشه&#8230; پاشد و‬ ‫كنارم دراز كشید و گفت بیا كوس بخور.. كوسی كه چن ساله تو كفشی&#8230; آروم رفتم سراغ شورتش و اونو باز ‫كردم&#8230; وای عین یه غنچه ی رز قرمز كه تازه شكفته بود و داشت كم كم متورم می شد&#8230; بوی عطر می داد ‫حال خودمو نفهمیدم&#8230; افتادم به جونش حالا نخور كی بخور..می خواستم تموم عقده های جنسی م رو توی اون ‫كوس خالی كنم&#8230; شروع كردم بجومش با دندونام&#8230; پیش خودم گفتم : رحم نباید بكنی.. این كوس حق توست&#8230; ‫تویی كه مفت و مسلم علی رو درس می دادی و كونی بی خداحافظی گذاشت رفت انگلیس. پس حقشه كه‬ ‫خواهرش گاییده بشه&#8230; . صدای جیغ فیروزه داشت بیشتر می شد و مرتب موهای منو چنگ می زد&#8230; .یه دفه‬ گفت توش كن مردم توش كن. من هم كیرم رو یه كم مالیدم و گذاشتم در كوسش و بی رحمانه تا ته فرو كردم‬ . فیروزه گفت دردم اومد آروم بكن من كه در نمی رم‬ ‫گفتم جرت می دم.. هر چی بیشتر جیغ بكشی بیشتر كیف می كنم و شروع كردم به تلمبه زدن&#8230; .وای خدای‬ ‫من&#8230; من داشتم كوس می كردم&#8230; پس كوس اینه ؟ همینه كه همه ی مردا رو بیچاره كرده&#8230; چه گرم بود چه‬ ‫لطافتی داشت&#8230; عرقم در اومده بود&#8230; حسابی احتیاج داشتم&#8230; مرتب می گفتم&#8230; كوس كوس كوس.. من كوس‬ می كنم&#8230; همه بیان ببینن&#8230; علی بیا كه دارم خواهرت رو می كنم.. جون.. جون&#8230; علی كجایی بیا ببین و شاهد‬ ‫باش نامرد بی معرفت&#8230;. فیرزوه هم همین جوری داشت جیغ می كشید&#8230; ضربه ها شدیدتر و تندتر شدن&#8230;‬ احساس كردم تموم ماهیچه هام دارن منقبض می شن.. احساس كردم عقده های سركوب شده ی جنسی م داره‬ ‫خالی می شه&#8230; .یه دفه یه جیغ بلندی كشیدم و فیروزه گفت.. خالی كن توش&#8230; تشنمه&#8230; بریز ابم بده.. آب آب‬ ‫آب منی آب آب آب منی&#8230; و من هم از خدا خواسته تا اخرین قطره ابم رو ریختم تو كوسش&#8230;تموم عقده هام‬ ‫خالی شده بود.. فیروزه پاهاش رو حلقه كرد دور كمرم و گفت بذار توش باشه درش نیار همین جوری كه‬ هستی بخواب و توی بغل من لالا كن&#8230; چشمامو بستم وخوابم برد‬ . ‫با کردن کوس تنگ فیروزه تا یکی دو ماه شارژ بودم و هوس کوس به سرم نزده بود. یک روز که حسابی‬ ‫هوس کوس کرده بودم به فیروزه زنگ زدم. خانمی گوشی رابرداشت من هم فوری قطع کردم. یکی دوروز‬ ‫بعد زنگ زدم باز هم همان خانم گوشی را برداشت&#8230; کم کم داشتم نگران می شدم. شماره را به یکی از‬ ‫دوستان دادم تا از طریق دوست دخترش قضیه را پی گیری کند&#8230;باورم نمی شد فیروزه از ان خانه برای‬ همیشه رفته بود سفر‬ یعنی رفته بود خارج از کشور&#8230; حسابی پکر شدم&#8230;دوباره من ماندم و کیر دمقم که حسابی تشنه شده بود&#8230;‬ چند ماهی گذشت و خبری نشد من هم فکر فیروزه را از سر به در کردم‬ . ‫درسم را تمام کردم رفتم خدمت و یک شرکت کوچک تاسیس کردم و دررشته ی خودم شروع کردم فعالیت کنم. از آخرین باری که با فیروزه خوابیده بودم نزدیک 4 سال می گذشت. ‬ ‫یک روز که طبق معمول داشتم می رفتم سر کار و مدام از توی ماشین چشمم دنبال کوس بود یه دفه یه خانوم ‫چادری نظر منو به خودش جلب کرد. با یه چادر عربی ایستاده بود توی ایستگاه اتوبوس آروم رفتم جلوی پاش ترمز کردم. و گفتم جایی تشریف می برید ؟ محل نذاشت‬ . پیاده شدم دیدم از این کوس نمی شه گذشت‬ . ‫گفتم خانوم خدمتتون باشیم. دیدم آروم به من نگاه کرد&#8230;و رنگ از چهره ش پرید&#8230;خدایا خود فیروزه‬ ‫بود&#8230;فیروزه ی من&#8230;دست و پام شروع کرد بلرزه&#8230; و گفتم فیروزه خودتی ؟ ‫خیلی سرد جواب منو داد و گفت امری دارین ؟‬ ‫&#8230;گفتم سوار شین برسونمتون&#8230;با بی میلی سوار شد&#8230;و راه افتادم. از خوشحالی توی پوست خودم نمی گنجیدم. ‫گفتم بی خبر می ذاری می ری ؟ چقدر خوشگل شدی ؟ باورکن خیلی دنبالت گشتم&#8230;ولی افسوس. یه دفه‬ ‫بغضش ترکید و زد زیر گریه&#8230;..من که حسابی قاطی کرده بودم گفتم :چی شد ؟ من حرف بدی زدم ؟ گفت نه.‬ من خیلی بدبختم. شوهرم منو طلاق داد‬ &#8230;‫این حرف رو که زد قند تو دل من آب شد&#8230;گفتم خدا مرگش بده !!! چرا ؟‬ گفت : نمی دونم با یه زن دیگه ریخت روی هم از هم جدا شدیم. من هم دست از پا درازتر برگشت ایران‬ . گفتم بچه داری؟ گفت نه خوشبختانه‬ . گفتم امروز ناهار با هم باشیم‬ ‫ . گفت : نه حالم خوب نیست‬ . گفتم : با من حرف بزن حالت خوب می شه و آروم آروم مخش رو زدم از کارم پرسید‬ ‫گفتم یه شرکت کوچیک زدم و هی بد نیست الان هم داریم می ریم اونجا. پرسید منشی داری ؟‬ ‫گفتم آره ولی عصرا می یاد&#8230;تقریبا همه چیز مرتب بود برای این که بعد از این همه سال یه شکم سیری از‬ عزا در بیارم‬ &#8230; ‫فیروزه رو بردم توی شرکت و در رو از پشت قفل کردم. فیروزه با دیدن دفتر و دستک من حسابی کف کرد و‬ ‫گفت ای واالله برای خودت شدی یه پا مهندس گفتم : اختیار دارین خانوم محترم. و هردو زدیم زیر خنده&#8230;بی‬ مقدمه گفتم : باورکن فیرزوه چهار ساله کوس نکردم. بریم توی اون اتاق یک کوس توپ ازت بکنم‬ . ‫&#8230;فیروزه گفت : چشم اقای مهندس شما امر بفرمایین و سراغ دستشویی رو گرفت‬ . ‫راهنماییش کردم&#8230;من هم رفتم مقدمات کاررو اماده کنم&#8230;کیرم حسابی راست شده بود لباس در آوردم و رفتم‬ ‫یه پتو پهن کردم و دراز کشیدم&#8230;دیدم فیروزه وارد اتاق شد با یه قد و قواره ی باورنکردنی. اندازه ی باسن ها‬ ‫و سینه ها مشتی و گردن کشیده&#8230; حسابی خارج بهش ساخته بود&#8230;لباس در آورد و با یه شورت و سوتین قرمز‬ ‫دراز کشید کنار من&#8230;لب هاش رو گذاشت روی لب هام و شروع کرد بخوره&#8230; انگار خواب می دیدم&#8230;نمی‬ تونستم باورکنم که رسیدم به کوس گم شده م‬ . ‫آروم گفت : خیلی می خوام باید جرم بدی از عقب و جلو. من هم گفتم چشم عزیزم تا کی وقت داری ؟ گفت تا‬ ‫شب&#8230;! بعد ار لب گرفتن رفتم سراغ سینه هاش که حسابی مرمری شده بود. به حد کافی و وحشیانه اون ها رو‬ ‫خوردم و افتادم به جون کوسش اون قدر خوردم و گاز گرفتم و گفتم : می کنمت&#8230;می کنمت&#8230;اندازه چهار سال‬ ‫کوس بهم بدهکاری&#8230;جون چه چیزی بهتر از این. خدایا شکرت&#8230;یه دفه فیرزوه پرید به کیرم و شروع کرد‬ ‫ساک بزنه&#8230;اون هم چه ساکی&#8230; خوار کوس ده حسابی حرفه ای شده بود&#8230;با زبونش می زد زیر خایه هام و‬ می اومد بالا. من هم داشتم کیف می کردم‬ . ‫یه دفه گفت : می خوام همه ی آبتو قورت بدم اجازه می دی ؟‬ ‫گفتم آره. تا شب وقت داریم. ساک زدنش شدیدتر شد من هم داشت تمام ماهیچه هام منقبض می شد. یه دفه تمام‬ ‫آبم رو کشید توی دهنش به طوری که از کنار لبش زد بیرون و مک زد تا اخرین قطره ی اون هم اومد و همه‬ ش رو قورت داد&#8230;و گفت اخ جون حال اومدم&#8230; مدت ها بود آب به این خوشمزگی نخورده بودم‬ . ‫ناهار رو باهم خوردیم&#8230;و دوباره بکن بکن شروع شد&#8230;فیرزوه گفت به یاد دوران مجردیش هوس کرده یه‬ ‫دست کون مشتی ازش بکنم. من هم اطاعت کردم&#8230;و بعداز کردن یه کون توپ دو دست دیگه فیروزه رو‬ گاتییدم&#8230;نزدیکای غروب بود که دیگه نای راه رفتن نداشتم. تقریبا عقده های 4 سال دوری از این کوس مشتی ‫تخلیه شده بود و با یه روحیه ی خوب به خونه برگشتیم&#8230;ا اون روز تاریخی نزدیک 3 ماه می گذره&#8230; وتقریبا ‫فیروزه شده تنها کوسی که منو ارضا می کنه&#8230;قراره به زودی منو به یکی از دوستاش که به قول فیروزه ‫مرتب کلاس می ذاره و می گه هیچ مردی اونو تا به حال نکرده اشنا کنه اگه اون دوستش رو کردم براتون می نویسم‬ &#8230;‫فعلا بای‬		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%b4%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173810</post-id>	</item>
		<item>
		<title>فیلمی دیگر از جنده خانوم وحشت ناک</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 May 2019 06:19:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[‫اولین]]></category>
		<category><![CDATA[‫اونجا]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بکنیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[بودیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرون‬]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواست‬]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دستمون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دهنمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستش‌]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخِ]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[کیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتم‬]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاس]]></category>
		<category><![CDATA[‫همیشه]]></category>
		<category><![CDATA[وازلین]]></category>
		<category><![CDATA[وپایین]]></category>
		<category><![CDATA[وتقریبا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی ‫اسم من آرش است. من و شاه کس افشین همسن بودیم و اون تابستون هر دو پازده ساله شده بودیم و تازه بالغ کونی شده بودیم‬ . ‫در ضمن از اول ابتدایی همکلاس هم بودیم و چند سالی می جنده شد که دوستی ما گرم تر از سابق شده بود یک‬ ‫روز با افشین [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی ‫اسم من آرش است. من</p>
<h3>و شاه کس افشین همسن بودیم و اون تابستون هر دو پازده</h3>
<p>ساله شده بودیم و تازه بالغ کونی شده بودیم‬ . ‫در ضمن از اول ابتدایی همکلاس هم بودیم و چند سالی</p>
<h4>می جنده شد که دوستی ما گرم تر از سابق شده</h4>
<p>بود یک‬ ‫روز با افشین از پستون مدرسه که تعطیل شدیم رفتیم به باغ هایی که در چند کیلو متری خونه</p>
<h5>هامون بود کوس من با افشین‬ ‫تنها در باغ پرسه می</h5>
<p>زدیم و از داستان های عشقی که قب ً شنیده بودیم برای هم می گفتیم بیشتر از پسر بچه‬ ‫هایی که توانسته سکس داستان بودن با یک</p>
<h6>پسر دیگر سکس بکنن حرف می زدیم و ایران سکس در مورد</h6>
<p>پسر هایی که احتما ً با هم‬ سکس دو نفره داشتن وتقریباً همه وقت با هم می گشتن و با هم دعوا نمی کردند. البته من از همومن اول دلم می‬ ‫خواست ما هم با هم سکس داشته باشیم ولی جرات اینکه به او بگم و او راضی نباشه منو حسابی می ترسند،‬ ‫شاید اون هم همین فکرو داشت. هر دوی ما شق کرده بودیم و دستمون روی کیرمون گذاشته بودیم کم کم‬ ‫شروع کردیم جلق خشکه زدن بعد کیرمون جلو هم در آوردیم و باز ادامه دادیم کنار هم ایستاده بودیم افشین‬ ‫گفت بیا برای هم جلق بزنیم من هم منتظر همین فرصت بودم وکیر افشین را تو دستم گرفتم کیر افشین یک‬ ‫کمی از کیر من کوچکتر بود افشین هم کیر منو دست گرفت من سرتاپای لذت شده بودم از دست های افشین‬ ‫که داشت برام جلق می زد تا حالا اینقدر لذت نبرده بودم دست هایمون را با آب دهنمون خیس کردیم و برای‬ ‫هم بالا وپایین می کردیم که ناگهان آب من اومد من خودم را کنار کشیدم و افشین چند دقیقه ی دیگر برای‬ ‫خودش جلق زد تا آبش آمد. دیگر هر وقت باهم تفریح می رفتیم و تنها می شدیم سریع کیرمون را در می‬ آوردیم و برای هم جلق می زدیم. ‬ ‫همیشه هم من زودتر از افشین آبم می آمد وبعد از چند دقیقه که من و افشین ادامه می دادیم آب اون هم می آمد.‬ ‫یک روز سر کلاس کنار هم که نشسته بودیم و حسابی هم تو کف بودیم دست روی رون هم گذاشتیم و حسابی‬ ‫شق کرده بودیم و داشتیم زیر رون هم را لمس می کردیم بعد از تمام شدن کلاس رفتیم به سمت سرویس تا‬ ‫اونجا دستامون نوبتی به باسن هم می خود ودر مورد سکس دو نفره حرف می زدیم وقرار گذاشتیم ما هم‬ ‫همدیگر و بکنیم بعد تو یک کوچه خلوت همدیگر و نوبتی از عقب بغل کردیم. چه حسی جالبی داشت کیر‬ سفت شده افشین را روی لمبه های خودم حس می کردم.بعد کیرم را روی لمبه های اسفنجی اون فشار می داد.‬ ‫سوار ماشین شدیم و به سمت خونه آمدیم تو راه قرار گذاشتیم ساعت دوعصر باهم برویم توی باغ وهمدیگر را‬ ‫بکنیم. افشین دو کوچه زودتر از من پیاده شد از وقتی که من رسیدم خانه تا وقتی نهار خوردم وساعت دو شد‬ ‫کیرم شق ایستاده بود حتی می خواستم برم جای خلوتی جلق بزنم ولی به عشق کون افشین صبر کردم تا‬ ‫ساعت دو شد. زنگ خونه ما به صدا در امد من سریع رفتم پشت در افشین اومده بود دنبالم باهم رفتیم به سمت‬ ‫باغ تو راه من گفتم بیضه هام درد می کند افشین هم مثل من شده بود از شق درد بیضه درد گرفته بود به اولین‬ ‫جای پناه که رسیدیم شروع کردیم باهم ور رفتن سریع شلوار هامون را پایین کشیدیم کون هم دیگر را مالش‬ دادیم بعد نوبتی کیرمون را‬ ‫در کون همدیگر کشیدیم افشین گفت زود باش شروع کنیم بعد گفت کی اول می خوابه من گفتم تو آخه اون یکم‬ ‫ناقلا بود گفتم آبش که اومد نمی گذارد که من بکنمش ولی به انصاف خودم شک نداشتم. افشین چهار زانو شد‬ ‫من کیرم را خیس کردم گذاشتم در کونش یک فشار دادم ناله اش رفت به آسمون بعد خود را به بغل انداخت‬ ‫گفت آخ&#8230; پاره شدم&#8230; یک دقیقه بعد دوباره چهار زانو شد برای بار دوم با فشار های کمی کیرم را فرستادم‬ ‫داخل سفت وتنگ بود بعد از چند دقیقه آبم رخت داخلش. بعد نوبت اون شد من چهار زانو شدم افشین سوراخ‬ ‫کون من و کیرش با آب دهان خیس کرد کیرش را گذاشت در کون من وبه داخل فشار داد درد خیلی زیادی‬ ‫حس کردم خودم را جلو کشیدم گفتم آخ &#8230;داخل نمی ره&#8230; پاره میشه&#8230; گفت بخواب در کونت مالش می دهم و‬ ‫آنقدر در کون من مالش داد تا آبش آمد ولی لذتی که می خواستیم نبردیم وهردو درد کشیده بودیم افشین گفت‬ ‫راستش بار دوم کیرت رفت لای پام که من داد نزدم قرار گذاشتیم دفعه دیگر هر جوری شده بکنیم تو کون‬ ‫همدیگر و بعد از اون.هر دو مو های کون وکیر مون را هم می زدیم وبه علت درد تا مدت ها با لای لمبه ها‬ ‫ودر سوراخ کون هم حال می کردیم. یک روز خونه افشین خالی شده بود سریع به من زنگ زد من سریع رفتم‬ فورً لخت شدیم اول افشین خوابید به طوری که کیرش را گذاشت روی دو تا بالشت کونش هم بالا قرار گرفت‬ ‫من حدود نیم ساعت کونش را با انگشت مالش دادم و با آب دهانم خیس خیس کردم انگشتام را دانه دانه توی‬ ‫کونش می کردم انگشت شستم که داخل کردم گفت کیرت است گفتم نه.داشت لذت می برد کیرم را خیس کردم‬ . گذاشتم در کونش و خوابیدم روی او. سریع و راحت رفت توی کونش‬ ‫باورم نمی شد. دستم از پشت کون خودم رسندم به کیرم و کون افشین هم لمس کردم دیدم کیر هیجده سانتی و‬ ‫کلفتم تا آخر توی کون افشین است از خوشحالی لذت می بردم چند دقیقه ای تلمبه زدم آبم ریختم توکون افشین.‬ ‫افشین هم داشت حسابی لذت می برد من هم دوست داشتم کیر هفده سانتی و کلفت افشین توی کونم برود. بلند‬ ‫شدم توی اتاق نگاه کردم چشمم به وازلین افتاد اون را برداشتم و زدم به سوراخ کونم و کمی مالش دادم به‬ ‫پشت خوابیدم به افشین گفتم انگشتت را بکن توی کونم. افشین انگشتش را کرد توی کونم خیلی حشری شده‬ ‫بودم و لذت می بردم دلم می خواست کیرش را بکنه توی کونم افشین آمد روی من خوابید . کیرش را گرفتم‬ ‫یواش یواش خودم کردم توی کونم خیلی لذت می بردم افشین گفت چهار زانو شو.کمی بلند و چهار زانو شدم. ‬ افشین شروع کرد به تلمبه زد و او همیشه آبش خیلی دیر می آمد کیرش را کشید بیرون‬ ‫دوباره راحت کرد داخل کونم. دوباره شروع به تلمبه زدن کرد. تلمبه زدن هاش تند و تند شد گفتم بریز تو‬ ‫کونم. بریز تو کونم. ولی افشین کیرش را بیرون کشید وآبش را ریخت بیرون و کیرش را با دستمال کاغذی‬ ‫پاک کرد‬ . بعد لباس هامون را پوشیدیم و با هم رفتیم تو خیابان به پرسه زدن‬		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173837</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.115 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-23 07:05:11 by W3 Total Cache
-->