<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ورزشکاری &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:37:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ورزشکاری &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم ناز دوست داره لیس و ساک و کرده بشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Dec 2019 10:06:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[اومداون]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهای]]></category>
		<category><![CDATA[باشهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودماما]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمعلوم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارش]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[دارمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فکرشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[کردهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلش]]></category>
		<category><![CDATA[کنهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمیه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداما]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میذارم متین به خاطر ساکت فیلم سکسی بودنش اما فقط من میدونم چه جونوریه- ازم 3 سال بزرگتره.قد 180.کمی تپل و هیکل ورزشکاری .از بچگی باهم بویم.دوستش سکسی دداشتم.کم کم عاشقشم شدم.اونا یه شهر دیگه شاه کس زندگی میکردن.هر چند سال یه بار میدیدم همو.من 14 سالم بود و اون 17 سالش کونی که فهمیدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میذارم متین به خاطر ساکت فیلم سکسی بودنش اما فقط من میدونم چه</h2>
<p>جونوریه- ازم 3 سال بزرگتره.قد 180.کمی تپل و هیکل ورزشکاری .از بچگی باهم بویم.دوستش سکسی دداشتم.کم کم عاشقشم شدم.اونا یه شهر</p>
<h3>دیگه شاه کس زندگی میکردن.هر چند سال یه بار میدیدم همو.من 14</h3>
<p>سالم بود و اون 17 سالش کونی که فهمیدم یه کم خیلی دوسش دارم.اومده بودن خونمون.همه خواب بودن .رفت حموم.کمی بعد</p>
<h4>صدام جنده کرد.منم فک کردم حتما چیزی میخواد.رفتم.سرشو اورده بود بیرون.بعد</h4>
<p>با یه صدای لرزون بهم گفت: پستون سوگل میای یه کم از اون کارا بکنیم؟!منو میگی دیونه شدم&#8230;با عصبانیت نگاش کردم</p>
<h5>و رفتم کوس اتاقم.تصمیم گرفتم به خواهرش بگم..اما نگفتم.بعد با خودم</h5>
<p>گفتم دیگه باهاش حرف نمیزنم..اخه اون موقع ها زیاد از سکس و این چیزا خوشم نمیومد.خلاصه..اون چند روزی که اونجا بودن باهاش سکس داستان قهر کردم.خیلی ناراحت</p>
<h6>بود.معلوم بود هم پشیمونه و هم ترسیده از ایران سکس گفتنش.روز رفتن</h6>
<p>که شد دلم طاقت نیاورد.رفتم باهاش روبوسی کردم و با چشم گریون بدرقه اش کردم&#8230;..اینا گذشت&#8230;تا امسال عید..تو این وسط گاهی با هم اس میزدیم.چندبار هم اومد اینجا.اما چیزی نشد.فقط نگاهاش بهم تابلو شده بود.دائم زیر چشمی همه جامو دید میزد.امسال عید اومد.اون شب وقتی منو تو بغل شهاب دید..دیدم ناراحت شد..من دیونه هم هنوز عاشقش بودم.اما بهش نمیگفتم.به خیال اون که اونم منو دوس داره اما&#8230;.تصمیم گرفت بودم باهاش حرف بزنم و بدونم نظرش چیه.میخواستم تکلیفم رو روشن کنم.میدونستم با یککی دوسته..با خودم گفتم اگه بدونم منو فقط به خاطر سکس میخواد حالشو میگیرم&#8230;.از یه طرف هم چون اون شبا خیلی حشری میشدم همش دلم میخوات باهاش باشم..فقط و فقط در حدد عشق بازی.اون روز که با شهاب رفتم بیرون&#8230;وقتی برگشتیم خواب بود تو اتاق.همه خواب بودن.شهاب هم رفت خوابید.قراربود براش یه مطلب ترجمه کنم.دیدم نمیتونم بخوابم.رفتم سراغش.دیدم خوابه .چندبار خواستم بیدارش کنم اما نشد.دل و جراتم بیشتر شدده بود بعد از حال با شهاب!!دل ر زدم به دریا و رفتم جلو.تیشرت تنش نبود و یه رکابی داشتوچند بار صداش کردم..متین&#8230;متین..متین جان-تنبل نمیخوای بیدارشدی&#8230;من اومد م ها&#8230;.اما خیدر&#8230;یه لحظه صورتم رو بردم جلو.لپش رو بوسیدم اروم و شهوانی..بعد با نوک انگشتام کشیدم رو بازوهای لختش&#8230;..بیدر شد.با تعجب برگشت و وقتی منو دید&#8230;.لبخند زد.اگفتم پاشو بیا..کارت دارم..گفت باشه..وقتی خواستم برم دستمو گرفت&#8230;کشید طرف خوددش..داغ بودم..لباشو اورد جلو..منم &#8230;..و این اولین بار بود که لبای اونو لمس میکردم &#8230;واییییییییییییی&#8230;گر گرفتم&#8230;یه لب خیلی کوتاه..و زود دویدم بیرون&#8230;اصلا فکر نمیکردم که اگه کسی ببینه چی میشه..خلاصه اومدد وترجمه کردم متناشو.شب با پسرای فامیل جمع بودیم و دداشتیم پاسوربازی میکردیم..من تنها دختر تو جمع بودم..داشتیم حکم باز ی میکردیم..متین سمت چپم نشسته بود و شهاب سمت راستم.البته شهاب بازی نمیکرد.سرش رو گذاشته بود رو رون من &#8230;.و منم سرشو گاهی نوازش میکردم.متین برداشت یه بالش داد به شهاب که بیابخواب روش&#8230;شهاب گفت مگه عقلم کمه رون به این نرمی رو ول کنم رو بالش بخوابم&#8230;و هم خندیدن&#8230;موقع بازی که به جاهای حساس رسیده بودد و همه فکرشون به بردد بود&#8230;هرکدوم یه بالش بغل مونبود.منم دامن بلند پوشیده بودم.دیدم یه چزی خورد به انگشتای پام..دیدم دست متینه..کم کم دیدم داره انگشتای پا و پامو میماله که به خیال خودش منو تحریک کنه&#8230;منم ککم نمیگزید&#8230;اما خودش&#8230;&#8230;.بالاخره بازی تموم شد و رفتیم بخوابیم.اس میدادیم.بعد گفت میای تو اتاقم.خواهش میکنم&#8230;منم قبول کردم.وقتی مطمئن شدم همه خوابن-ساعت 3.5 صبح بوداخه-پا شدم اروم رفتم تو اتاقش&#8230;.فقط دلم میخواست تو بغلش باشم و لبام رو لباش..همین&#8230;.وقتی وارد اتاق شدم دیددم ایستاده&#8230;.معطل نکرد..اومد جلو &#8230;..بغل کردیم همو و لبام قفل شد رو هم&#8230;حالا نخور کی بخور..بادستم هم پشت شو ممالیدمدیدم بدجوری حشری شده&#8230;.داشت میلرزید شدید&#8230;.اصلا کنترلش دست خودش نبود&#8230;اما منوووخیلی ریلکس&#8230;دیدم اینطورینمیشه&#8230;اروم گردنشو بوسید مو لاله گوشش رو گرفتم تو دهنم &#8230;بعد در گوشش گفتم اوم..متین جان اروم باش عزیزم..من پیشتم دیگه&#8230;عجله نکن&#8230;آروم&#8230;&#8230;اروم////با لحن صدام &#8230;کمی اروم شد..محکم بغلش کرددم و نگهش داشتم..مثل اینکه یه ماددر داشت بچش رو اروم میکردد.اما تا ولش کردم باز شروع کرد&#8230;اومد رو گردنم و داشت میخورد با حرص و تند تند..بعد برم گردوند و از پشت مشغول خوردن گردنو گوشم شد&#8230;.فک کنم وقتی داشت پاهامو ومیمالید خودش حشری شده بود نه من!!!! :Dبعد یهو برم گردوند .از جلو چسید بهم و خودشو مالید بهم&#8230;کیرش رو حس کردم&#8230;میمالید رو کسم&#8230;.بدم اومد&#8230;منتظر همین یه حرکت بودم&#8230;گفتم متین ولم کن&#8230;..نمیشنید چیزی..همینطور که داشت لب و گردنو بالای سینه هامو میخورد&#8230;.خودشم میمالید..منم هی میگفتم نکن&#8230;جدا بدم اومد..من ه چی فک میکردم..اون به چیوو&#8230;..برام ثابت شد که تو تمام این سالا فقط به خاطر سکس چشش دنبال من بود&#8230;.تصمیمم رو گرفتم&#8230;. &gt;:)هنوز داشت خودش رو بهم میمالید..منم میخواستم ارومش کنم..نشد&#8230;..برم گردوند از پشت به شدت بعلم کرد..نفسم بند اومد&#8230;..دست رفت عقب..بعد گرمی یه چیزی رو روی دامنم حس کردم&#8230;وسط کونم&#8230;و بعد بوی کیر&#8230;حدس زدم که کیرشو اورده بیرون..اما اصلا نگاش هم نکردم&#8230;داشت خودش رو میمالید و کیف میکرددددددددددد پیش خودش&#8230;بعد برم گردوند و از جلو چسبید..و دوباره&#8230;.وقتی دیدم کاملا حشری شده و راست کرده&#8230;گفتم : متین&#8230;یا ولم میکنی یا داد میزنم همه بریزن اینجا میگم به زور کشید ی منو تو اتاق..!!!! &gt;:)تا اینو گفتم فک کنم&#8230;..فییییسسسسسسسسسسسسسسسسس&#8230;..کیرش خوابید!!!باورش نمیشد&#8230;زدم بیرون از اتاق!!! =))و رفتم که بخوابم.شورتم حساب یخیس شده بود!!کاش به جای اون با شهاب یه حال حسابی میکردم&#8230;.این بچه قرتی هیچی حالیش نبود&#8230;.فرداش بهم اس داد که تو خیلی ریلکس بودی..انگار نه انگار..اما من کاملا حشری شده بودم&#8230;دیوونم کرده بودی&#8230;اما بد کردی باهام!!! تا صبح از شق درد و کیر درد خوابم نبرد!!!! =))و این گونه بود که من ازش انتقام گرفتم!!!!تا عمر داره اون درد یادش نمیره..الانم محل سگم بهش نمیذارم!!!!نظر بدید..میدونم میگید اصلا سکسی نبود و از این حرفا&#8230;..به هر حال&#8230;&#8230;هرچی بود این بود&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177783</post-id>	</item>
		<item>
		<title>لز در مکان عمومی دیدنش حال میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Dec 2019 08:57:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[باهزار]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[بوددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[توخونه]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چنددقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[چندسال]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبه]]></category>
		<category><![CDATA[درشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سروصدا]]></category>
		<category><![CDATA[سکس دختر با دختر]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[شدنمون]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[قیافشو]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[لزبین]]></category>
		<category><![CDATA[مستانه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[والبته]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میرفت خرید از جلوی دفترم فیلم سکسی رد میشد. حسابی دلمو میلرزوند. هم باچهره اش هم باهیکل پروپیمونش هم باپیچ وتاب بدنش موقع راه رفتنش حال میکردم. سکسی حال سنگین ها&#8230;سال88بود! آذرماه.منم تازه پدرشده بودم شاه کس و توجو بودم.دختربازی و زن بازی نمی کردم. ولی این یه چیز دیگه بود.همسایه های کونی اطراف دفتر(چندتاشون)میدونستن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میرفت خرید از جلوی دفترم فیلم سکسی رد میشد. حسابی دلمو میلرزوند. هم</h2>
<p>باچهره اش هم باهیکل پروپیمونش هم باپیچ وتاب بدنش موقع راه رفتنش حال میکردم. سکسی حال سنگین ها&#8230;سال88بود! آذرماه.منم تازه پدرشده</p>
<h3>بودم شاه کس و توجو بودم.دختربازی و زن بازی نمی کردم. ولی</h3>
<p>این یه چیز دیگه بود.همسایه های کونی اطراف دفتر(چندتاشون)میدونستن عاشقشم. میگفتن&#8230;آقا توکه هم قیافشو داری هم تیپشو هم پولشو. چراسعی نمیکنی</p>
<h4>نظرشو جنده جلب کنی؟ میگفتم صبرم زیاده و به وقتش. اونم</h4>
<p>شوهرداره ویه پسر10ساله. سرتونو درد نیارم. پستون این کلیاتش بود.یه روز داشت(به گفته ی بعد خودش)میرفت مدرسه ی پسرش. ساعت2 ظهربود.</p>
<h5>سریع سوار کوس ماشین شدم. سر 4ایستاد منتظرتاکسی شد. سریع ترمز</h5>
<p>زدم شیشه رو پایین کشیدم گفتم میتونم تاهرکجاکه میرید به عنوان یه همسایه برسونمتون. بدون هیچ حرفی سوارشد. تو چنددقیقه با رعایت سکس داستان ادب و چربزبانی</p>
<h6>و گفتن احساسم مخش خورد.اونم تواین چندسال توکوک ایران سکس من بوده&#8230;خلاصه</h6>
<p>بعداز خودمونی شدنمون1 هفته ای گذشت تا اولین سکسمون رو باهزار خجالت میکشم گفتن خانم و باچراغ خاموش بکنیم والبته بدون هیچ خشونت سکسی(که من عاشق این نوع سکسم)وساک زدن تو خونه مجردی رفیقم صورت گرفت. ولی هرچی بگم از سکس دوم بگم دوستان&#8230; حسابی رومون باهم باز شده بود.12ظهر زنگ زدم مرجان امروز عصر هموببینیم؟گفت آره.گفتم:اصلا&#8221; امروزشوهرت هست یانه؟گفت:نه.شیفته.گفتم:مرجان سکس ها!گفت:من ازخدامه.گفتم:پسرت چی؟گفت:خونه همسایه! رفتم حمام.ریشم وپشمای کیرمو زدم.توحمام از فکر کردن عصر مرجان کیرم حرکت میکرد.اومدم بیرون زنگ زدم به رفیقم خونه شو ردیف کردم.کاندوم خریدم.ساعت5قرارمون بود.4.5اس داد حمام رفتم.چی بپوشم؟گفتم مرجان من از بادی(لباس سکسی)وجوراب مشکی زنانه خیلی خوشم میاد.داری بپوش!گفت:دارمومی پوشم.اول من رفتم توخونه و10minبعد اون اومد&#8230; لخت شده بودمو کیرمو میمالوندم.واردشد.سریع کمکش کردم پرید رو اپن.پالتوشودر اوردم.بعدشم بلوز و شلوارشو.وای چشم به بادی وجورابهای نازک و بلند و مشکیش افتادنمیدونین چه حالی شدم&#8230;کفشاشو در اوردمو پاهاشو مالوندم.اومد پایین رفت رو پتوی پهن شده ی کف هال خوابید.منم رفتمو تا تونستم لبای درشتشو خوردم.لیسیدنهای زیر گردنش امونشو بریده بود.دیگه گفتم حالاوقت ساک کس و کونته.باز کرد پاهاشو.وای چه بی مو وچه بویی!!!آی لیسیدم.چوچول ولبای کسشو.داشت ارضامیشد.رفتم سراغ سوراخ قرمز کونش.وای وای وای!!بازبونم سوراخ تمیز کونشو قلقلک میدادم.مطمئن بودم تاحالا کون نداده.گفت:پس من چی؟دراز کشیدم گفتم مال تو.بخورش تا ته!چه ساکی زد.چه خایه ای از ما خورد&#8230;تموم که شد خوابید پاهاشو داد بالا.اون رونهای سفید و بلند و درشت اون پشت پاها وساقهای سفید و ورزشکاری توی جورابهای نازک مشکی&#8230;رو ابرها بودم.سینه هاش(نیمه درشت بود) زیر بادی تور مشکی چه منظره ای داشت.تلمبه زدم&#8230;محکمووحشیانه.اسممو یه بند میگفت&#8230;جلوی دهنشو میگرفتم صداش بیرون نره&#8230;ناله مستانه اش وحشی ترم میکرد.ازین حالت خسته شدیم.4دست وپا شد(شکل مورد علاقه ام).گذاشتم تو کسش و کپلاش تودستم.محکم تلمبه میزدم و سروصدا میکرد&#8230;هی میگفتم هیس!کو گوش شنوا.اومد روم.یه کم بالا پایین رفت یه نعره ی بلند کشید و ارضا شد.کاندومم لانگ تایم بود و مگه آبم میومد.گفتم 2باره 4دست وپا.بعد 10minتلمبه ی محکم خشن و وحشیانه(البته در حالی که کاندوم رو برداشته بودم) آبم اومد.گفت قرص میخورم بریز توش.&#8221;ما هم چنان کردیم که یار خواست&#8221;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177313</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان پستون گنده رو تو آشپزخونه خوب میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 03 Nov 2019 07:12:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتیش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذرونده]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیما]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تابستون نزدیکای ساعت 2 ظهر فیلم سکسی بود هوا خیلی گرم بود و من سر جاده اصلی ایستاده بودم منتظر ماشین بود تا سوار شم هر چی سکسی منتظر موندم ماشین برای من وانستاد بهد شاه کس از نیم ساعت یه پژو نقره ای ایستاد که رانندش یه مرد حدودا 40 ساله کونی بود پرسید [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تابستون نزدیکای ساعت 2 ظهر فیلم سکسی بود هوا خیلی گرم بود و</h2>
<p>من سر جاده اصلی ایستاده بودم منتظر ماشین بود تا سوار شم هر چی سکسی منتظر موندم ماشین برای من وانستاد</p>
<h3>بهد شاه کس از نیم ساعت یه پژو نقره ای ایستاد که</h3>
<p>رانندش یه مرد حدودا 40 ساله کونی بود پرسید کجا میری منم جواب دادم که که &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;میرم گفت اونجا نمیرم ولی</p>
<h4>اگه جنده خواستی نصف راه میرسنومت اول قبول نکردم ولی وقتی</h4>
<p>گفت ازت کرایه نمیگیرم قبول کردم پستون صندلی جلو سوار شدم خلاصه راه افتادیم در حین رانندگی یه نگاهش به جاده</p>
<h5>بود و کوس یه نگاهش به کیر من اوندبا عشوه صحبت</h5>
<p>میکرد و مثل دخترا دستاشو تکون میداد که یدفعه تلفنش زن زد گوشی رو برداشت و داشت درباره شبی که گذرونده بود سکس داستان صحبت میکرد من</p>
<h6>از صحبتاش کیرم شق شده بود اونم متوجه ایران سکس شده بود</h6>
<p>بهم گفت دوست داری بکنی من گفتم که چی باشه گفت منو بکنی من شکه شدم ناگهان دستشو برد طرف کیرم و گفت درش بیار منم که کیرم شق شده بود درش اوردم تعجب کرد کیر من 18 سانت بود و کلفتیش 7سانت ماشینو زد کنار گفت بزار بخورمش منم اجازه دادم چنان میخورد که انگار تا حالا کیر ندیده بود بعدش شروع کرد با خودش ور رفتن گفت بیا بریم یه پارک همین نزدیکیا منو بکن من قبول نکردم چون باید میرفتم سر تمرین خلاصه منو رسوند تا محل تمرین شمارمو بهش دادم و قرار بود بعد تمرین بریم من بکنمش خلاصه بعد تمرین بهش زنگ زدم با هم قرار گذاشتیم اومد دنبالم رفتیم پارکی که سراغ داشت رفتیم بین درختا من کیرمو در وردم اون باز شروع کرد برام به ساک زدن 10 دقیقه برام ساک زد بعدش شلوارشو کشید پایین من تعجب کردم یه کون بی مو و سبزه ورزشکاری انگار نه انگار که که 40 سالش بهشه منم اونجا بیشتر شق کردم با دستش از آب دهنش کونشو خیش کرد من اولین بارم که کون میکنم کیرمو مستقیم کردم داخل کونش کونش گرم بود کیرم داشت میسوخت منم شروع کردم به تلمبه زدن اونم داشت قربون صدقه کیرم میرفت و داد میزد که این کیر مال منه مل خود خودمه منم شهوتی شدم و با فشار آبمو ریختم داخلش اونم وقتی من میکردمش داشت جق میزد خلاصه به از اینکه کارمون تموم شد با هم سوار ماشینش شدیم و منو رسوند خونه مستقیما رفتم دوش گرفتم رفتم تو اتاقم نشستم داشتم فکر میکردم چرا قبول کردم و رفتم با اون مرد لوات انجام دادم حسی قریبی بهم دست داد و قسم خوردم که دیگه اون کار رو تکرار نکنم بعد از اون فرید پشت سر هم زنگ میزد ولی من دیگه وابشو ندادم اونم فهمیده بود و دیگه زنگ نزد شرمنده که داستانم رو خوب نوشتم اولین بارم بود و آخرین بارم و آرزو میکرد کاش اون رو هیچ وق نمیدیم یا سوار ماشینش نمیشدم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2569</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان بلون عاشق کرده شدنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Sep 2019 01:02:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اختیارم]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اعتمادش]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنش]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[‫جاهامونو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چندسال]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاهشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشکده]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتشو]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرهای]]></category>
		<category><![CDATA[شهریور]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامران]]></category>
		<category><![CDATA[کلیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتره]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لیسانس]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[مخلفات]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میترکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکرده]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/tcLSQAju5JqfEFg6kI0XUA/009/635/590/1280x720.10.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مامان بلون عاشق کرده شدنه" title="مامان بلون عاشق کرده شدنه" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>اتفاق افتاد رو براتون تعریف فیلم سکسی کنم. قد و وزنم هم 180 و 80 . با یه قیافه معمولی و بدن تقریبا ورزشکاری . کیرم هم سکسی 20 سانته. من بچه یکی از شهرهای شاه کس استان زنجان هستم. اما الان تبریز درس میخونم و ترم 4 فوق لیسانس هستم. من کونی یه دختر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/tcLSQAju5JqfEFg6kI0XUA/009/635/590/1280x720.10.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مامان بلون عاشق کرده شدنه" title="مامان بلون عاشق کرده شدنه" decoding="async" /></p><h2>اتفاق افتاد رو براتون تعریف فیلم سکسی کنم. قد و وزنم هم 180</h2>
<p>و 80 . با یه قیافه معمولی و بدن تقریبا ورزشکاری . کیرم هم سکسی 20 سانته. من بچه یکی از</p>
<h3>شهرهای شاه کس استان زنجان هستم. اما الان تبریز درس میخونم و</h3>
<p>ترم 4 فوق لیسانس هستم. من کونی یه دختر عمو دارم به اسم سولماز. که 4 سال از من کوچیکتره. من</p>
<h4>از جنده بچگی خیلی دوسش داشتم و باهاش هم خیلی صمیمی</h4>
<p>بودم یه دختر واقعا خوشگل و پستون دوست داشتنی. سولماز دختر خیلی درس خونی بود و دندان پزشکی قبول شد. چون</p>
<h5>خونه ما کوس نزدیکه دانشگاه اونا بود خیلی میدیدمش و چند</h5>
<p>بار تا دم در خونمون هم رفته بودم باهاش اما چون خونه درهم برهم بود تعارفش نکرده بودم بیاد تو. اصلا هم سکس داستان تو نخ سکس</p>
<h6>باهاش نبودم. ولی شدیدا دوسش داشتم. اولین باری ایران سکس که اومد</h6>
<p>خونه ما اینطور شد که ساعت 8 به بعد رسیده بود خوابگاهشون و راش نداده بودن. به من زنگ زد منم گفتم بیاد. دوست دخترم هر روز خونه ما تلپ بود اما از شانس من 1 هفته ی بود که بهم زده بودیم. اومد خونه و منم کلی ازش استقبال کردم. براش شام آماده کردم و میوه خریدم و مخلفات که تو این چندسال دانشجویی اینطور به خودم نرسیده بودم. شب قرار شد بخوابیم گفتم که خونمون کوچیکه و با میز کامپیوتر و میز تحریر و کمد لباسام و میز تلویزیون کلا 3 نفر به زور میتونن اونجا بخوابند. جاهامونو به فاصله 1 متر از هم انداخته بودیم و خوابیدیم . چون شعله بخاری زیاد بود دیدم شب پیراهنش رو درآورد. صبح روم یه سنگینی احساس کردم و از خواب بیدار شدم دیدم سولماز پاش رو انداخنه روی من. البته از بچگی عادت داشت شبا اصلا راحت نمی خوابید و هی غلت میخورد.منم باید میرفتم سر کار ( یادم رفت بگم 5شنبه جمعه ها کلاس دارم بقیه روزا تو یه شرکت مشغولم) پاشو بلند کردم بذارم اونطرف ، از خواب بیدار شد . یه لحظه ترسید ولی دید که من کاملا بی احساس عمل کردم ترسش رفع شد. بعد از اون روز چون اعتمادش به من بیشتر شده بود هفته ای دوبار میومد پیشم. منم باهاش صمیمی تر شده بودم و موقع اومدن و رفتن همدیگرو بوس میکردیم. البته بگم اون موقع هم اصلا به سکس فکر نمیکردیم مثل خواهر و برادر بودیم. تا اینکه یه روز با دوستام که رفته بودیم بیرون سولماز به من زنگ زد که میاد خونه ما. منم گفتم تو برو خونه من شب میام. بهش کلید داده بودم و حتی بعضی از کتابهاشو خونه من گذاشته بود. خلاصه با بچه ها رفتیم بیرون و 3 نفری یه عرق سگی 1.5 لیتری خوردیم. من جنبم تو عرق خوردن زیاده اما لامصب نمیدونم چی بود که هممونو کله پا کرد. به زور خودمو رسوندم خونه دیدم سولماز جونم شام آماده کرده . گفتم نمیخورم و نشستم یه گوشه اصلا حالم دست خودم نبود. یه لحظه دیدم خم شد از زمین یه چیزی برداره چشم به کونش افتاد. تا حالا اصلا به اون دید نگاش نمیکردم. اما دیگه اصلا تو خودم نبودم. رفتم در رو قفل کردم .رفتم از پشت چسبوندم بهش . گفت چیکار میکنی که زدمش زمین و شلوارش رو به زور از تنش در آوردم داشت گریه میکرد اما من اصلا توجهی نمیکردم. همه بدنشو مثل حیوون میخوردم. اونم فقط گریه میکرد. شرتشو هم به زور در آوردم یه کسی جلوم سبز شد مثل هلو. خواهش میکرد التماس میکرد کامران اینکارو نکن . ولی من یه تف سر کیرم زدمو کردم تو کونش. سرش که رفت تو جیغ زد ولی من جلوی دهنشو گرفتم و تا ته کردم توش. ضجه میزد ولی من تند تند تلنبه میزدم تا اینکه آبم اومد همینطور روش دراز کشیدم . بیچاره فقط داشت گریه میکرد. یه لحظه به خودم اومدم دیدم صبح شده و من لخت روی سولماز دراز کشیده بودم. تازه یدم افتاد شب چه غلطی کرده بودم. سولماز بیچاره هم تو اون وضعیت خوابیده بود کنارم. بلند شدم هی تو سر خودم میزدم که ای خدا این چه کاری بود که من کردم. فکر کنم یه ساعتی بود که نشسته بودم و هیچ کاری نمیکردم. بغض گلومو گرفته بود و نمی تونستم گریه کنم. دیدم سولماز از خواب بیدار شد بهش سلام دادم جوابمو نداد. رفت لباساشو پوشید خواست بره ولی در قفل بود. خواست با کلیدش بازش کنه کلیدشو گرفتم. بهش گفتم غلط کردم اختیارم دست خودم نبود. گفت بیخود بیا درو باز کن من برم. منم خواهش کردم بمون برات توضیح میدم. گفت چی رو توضیح میدی؟ مثل وحشی ها گرفتی منو کردی حالا میگی من توضیح میدم. رفتم دستشو گرفتم نشوندم کنارم . بهش گفتم ببین سولماز عزیزم من اصلا به دید سکس بهت نگاه نمی کردم و نمی کنم اما دیشب اختیارم دست خودم نبود . دیدم زد زیر گریه . گفت میدونی چقدر دوست داشتم اما با این کارت باعث شدی من ازت متنفر بشم. گفتم تو رو خدا ، تو رو روح پدرت این دفعه رو ببخش دیگه تکرار نمیشه. اونم بعد از کلی اصرار من قبول کرد که این کارم به خاطر مستی بود و قول داد از من کینه نداشته باشه. گفت کلیدو بده میخوام برم. منم بلند شدمو یه بوس از لپش کردمو کلیدشو دادم بهش. تقریبا یه هفته به تماس های من جواب نمیداد. بعد از یه هفته رفتم جلوی دانشکدشون . وقتی منو از دور دید خواست بره اونطرف که جلوشو گرفتم. بهش گفتم مگه بهم قول نداده بودی ازم کینه نداشته باشی. اونم گفت ازم کینه ای نداره ولی نمیخواد زیاد طرف من بپلکه. شب باز بهش زنگ زدم جواب نداد. باز فرداش صبح کارمو زمین زدم رفتم جلوی در دانشکده شون. وقتی اومد و منو دید گفت تو بازم اومدی . گفتم سولماز وقتی تو رو نمی بینم خوابم نمی بره. آخرش راضی شد به تلفنام جواب بده. یه هفته تمام به نظرم 50 تومن فقط شارژ گرفتم باهاش حرف زدم. کم کم روابطمون عادی شد . مثلا با هم میرفتبم می گشتیم و قدم میزدیم. تا اینکه یه روز عصر ساعت 5 بهم زنگ زد گفت شب میاد خونه ما. منم رفتم کلی وسایل برای شام آماده کردم و میوه خریدم . ساعت 8 بود رسید خونه ما. اومد تو خواستم طبق عادت روشو ببوسم که آورد لبشو گذاشت رو لبم. باورم نمی شد. یه لحظه مات موندم. دیدم دستشو دور گردنم قفل کرد و شروع به خوردن لبام کرد. منم چون خواستم لذت ببره شروع به خوردن لباش کردم. 2 3 دقیقه ای از هم لب گرفتیم . دستشو انداخت تی شرتم رو درآورد. بعد شلوارم رو. دیدم که کار اینجوری پیش میره گذاشتمش رو میز تحریر. شروع کردم لباشو خوردن. بعد اومدم پایین تر گردنشو خوردم. تو اوج لذت بود. مانتوشو در آوردم. دیدم یه تاپ قرمز خوشگل با یه شلوار تنگ پوشیده . تاپشو کندم. سوتین نبسته بود. دو تا سینه خوشگل گرد افتادن جلوم. منم شروع کردم به خوردنشون اون هم گفت گلم همش مال توئه بخور. یه 5 دقیقه ای خوردمشون و بعد شلوارشو به سختی کشیدم پایین. شرتش با سوتینش ست بود. از روی شرت شروع به لیسیدن کسش کردم. صداش تا اسمون میرفت. شرتش رو درآوردم. پاهاشو از هم جدا کردم شروع به لیسیدن کسش کردم. با زبونم چوچولشو فشار میدادم. اونقدر کوسشو لیسیدم دیدم یه لحظه موهامو کشید و یه جیغی زد و ارضا شد. آبش ریخت تو دهنم. گفتم تو ارضا شدی پس من چی؟ گفت بسپارش به من. شلوارمو از تنم دراورد. از روی شرت کیرمو لیس میزد . منم چون یه آدمه دیر انزال هستم و به خاطر همون دیروز دکتر بودم داشتم میترکیدم ولی آبم هنوز نمیومد. شرتمو دراورد و شروع به ساک زدن کرد. خیلی ماهرانه این کارو انجام میداد. بعد ها ازش شنیدم یه هفته با خیار تمرین میکرده قبل اون روز. بعد از چند دقیقه گفتم دارم میام اونم سرعتشو بیشتر کرد و همه آبم رو ریختم دهنش. نامردی نکرد و همشو قورت داد. بعدش شروع به لب گرفتن کردیم که دیدم یه کرم از کیفش در آورد. منم کار خودمو فهمیدم کرمو از دستش گرفتم . اول یکمی با زیونم ک.نشو لیس زدم بعدش کرم رو مالیدم. یکمی دیگه برام ساک زد تا کیرم راست شد . یواش یواش کردم تو کونش. معلوم بود خیلی درد داشت اما حال میکرد. بعد از اینکه کیرم کامل رفت توش شروع به تلنبه زدن کردم . 20 دقیقه تو چند حالت مختلف کردمش. گفتم آبم میاد. گفت دربیار بریز رو سینه هام. منم همش رو ریختم رو سینه هاش . دیدم خواست با زبونش لیس بزنه ولی نتونست. من خودم سینه هاش رو خوردمو یه لب جانانه ازش گرفتم. بعد از اون اتفاق هفته ای 3 یا 4 بار باهمیم و میگردیم. اما هر هفته 5 شنبه ها سکس داریم. این ترم هم درسم تموم میشه و با وامی که گرفتم و کمک بابام یه آپارتمان رو پیش خرید کردم. اگه خدا بخواد شهریور سولماز جونم رو عقد میکنم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/tcLSQAju5JqfEFg6kI0XUA/009/635/590/1280x720.10.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2496</post-id>	</item>
		<item>
		<title>لیزا و دوستش بخوبی از کون کرده میشن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Aug 2019 03:17:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاونم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بوداونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[حالیمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دارمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیمون]]></category>
		<category><![CDATA[ساندویچ]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدماونم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتی‬]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیکم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرسنمون]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میشدم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیهو]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناله‌ام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[هاشونو]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[۱۹۰ بود همیشه‌ام با دوستش فیلم سکسی بود که تقریبا هم قد بودن،ولی‌ این توپر بود،بعدا فهمیدم اسمش کیوانه خلاصه یه روز تو بوفه بودیم اون ۲تا سکسی اومدن جلو منم با دوستم سحر بودم،دوستش(محمد)از شاه کس اون بچه شرا بود که دست کمی‌ از سحر نداشت،شروع کردن با هم حرف زدن،کیوان کونی هم به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>۱۹۰ بود همیشه‌ام با دوستش فیلم سکسی بود که تقریبا هم قد بودن،ولی‌</h2>
<p>این توپر بود،بعدا فهمیدم اسمش کیوانه خلاصه یه روز تو بوفه بودیم اون ۲تا سکسی اومدن جلو منم با دوستم سحر</p>
<h3>بودم،دوستش(محمد)از شاه کس اون بچه شرا بود که دست کمی‌ از سحر</h3>
<p>نداشت،شروع کردن با هم حرف زدن،کیوان کونی هم به من گفت شما برا من خیلی‌ آشنا اید،انجمن نجوم نبودین؟(کلا می‌خواستم بگم</p>
<h4>خودتی جنده ولی‌ چون خیلی‌ ازش خوشم میومد چیزی نگفتم)اون روز</h4>
<p>گذشت اونا شماره هاشونو دادن به پستون ما،سحر هم شمارشو داد به محمدو یه قراره ۴تایی‌ گذاشتیم،خلاصه دوستیمون از اونجا شروع</p>
<h5>شد،من می‌خوام کوس یکی‌ از آخرین سکس‌ها مونو براتون تعریف کنم</h5>
<p>چون اون اولی‌ هاش خیلی‌ مسخره بود چون هیچکدوم هیچی‌ حالیمون نبودو من اصلا ارضا نمی‌شدم فقط دوس داشتم بغلش کنم اینا،خلاصه سکس داستان چند وقت پیش</p>
<h6>خونه دوستش خالی‌ شد‌و کلید گرفت رفتیم اونجا،من ایران سکس قبلش رفتم</h6>
<p>اپیلا سیون کلی‌ به خودم رسیدم،دیگه راه افتادم که چیکار کنم که اون دوس داشته باشه،اونم همینطور،خلاصه ظهر بود که رفتیم اونجا،چون از صبح هم دانشگاه بودیم جفتمون خیلی‌ گرسنمون بود،تو راه ساندویچ گرفته بودیم و ذغال،رفت تو آشپز خونه ذغال‌ها رو گذاشت روی چراغ،نوشابه‌ها رو ریخت تو لیوان اومد پیش من تو حال،اول یکم لب هم دیگرو خوردیم بعد دیگه داشتم از گشنگی میمردم که گفت غذاتو بخور عزیزم،بعد که غذا تموم شد،یه قلیونه باحال درست کرد،من از چایی و قلیونه بعد غذا خیلی‌ خوشم میاد،خلاصه این وسط یه شیطنت‌هایی‌ میکردیم وقتی‌ قلیون تموم شد،تلویزیون رو روشن کرد گذاشت یه کانالی که آهنگ آرش و گذاشته بود،منم رفتم نشستم رو پا ش شروع کردم لب‌ها شو خوردن،اونم گردنمو خوردو آروم سینه‌ها مو میمالید،کیرشو که شق شده بود احساس می‌کردم،نمیدونین واسه یه دختر چقدر لذت بخشه که تو بغل کسی‌ باشه که خیلی‌ دوسش داره،تو اون لحظه دوس داشتن و شهوت‌ام با هم قاطی‌ شده بود،تاپ مشکیمو در آورد شروع کرد سینه‌ها مو از رو سوتین مالیدن،واااای،بعد یه دستشو گذاشت پشتم اون یکی‌ هم زیر زانوم بلندم کرد ،این کارش صد برابر حشری م کرد،همونجوری بردم تو اتاق خواب گذشتم رو تخت،خودش خوابید روم آروم لب‌ها و گردنم رو خورد، محکم لباش رو گاز گرفتم اونم محکم تر گردنمو خورد،بعد اومد پائین یکم بین سینه‌ها مو لیس زد بعد سوتین صورتی‌ مو در آورد،سینه‌ها م بزرگ نیست،سایز ۷۰ ،من قدم ۱.۶۸ وزنم ۵۸،تو پرم پوست بدنم هم خیلی‌ نرمه و تقریبا سفید،شروع کرد سینه‌ها مو خوردن صدای اه و ناله‌ام بلند شده بود وقتی‌ سر سینم رو گاز می‌گرفت خیلی‌ حشری می‌‌شدم اونم با دستش از رو شلوار کسمو میمالید،بعد بهش گفتم حالا من،اون خوابید زیر من رفتم روش،یکم لب و گردن بعد دکمه‌های پیرهنشو یکی‌ یکی‌ باز کردم و درش آوردم وای بازو های ورزشکاری شو خیلی‌ دوست دارم،بعد رفتم پائین تر کمر بندش رو هر کار کردم باز نشد،خودش بازش کرد،زیپشو باز کردم،یکم همون طوری کیرشو مالیدم،بعد شرتو شلوارش رو در آورد،منم شلوارم رو در آوردم،اومد روم خوابید،کیرشو گذشت رو کسم وااای خیلی‌ داغ بود،یه کم رو کسم عقب جلو کرد،بعد خوابید کنارم طوری که پشت من بود،با دستش سینه‌ها مو گرفت کیرشم از پشت گذاشت رو کسم عقب جلو میکرد،صدای اه اه‌ام کل خونه رو بر داشته بود،اونم هی‌ حرکتش رو تند تر میکرد،یهو احساس کردم رفتم رو هوا،واااای ارضا شدم،اونم همون موقع یه اه کشید سریع کیرشو برداشت گرفت رو کمرمو آبشو خالی‌ کرد اونجا،منم بی‌ حال بی‌ حال همینطوری رو شکم خوابیدم،یکم که گذشت دستمال و از میز کنار تخت برداشت،کمرمو پاک کرد،بعد آروم شروع کرد ماساژ دادنم،امیدوارم خوشتون اومده باشه،ببخشید به خاطره اشکال هاش چون این اولین بار بود که داستان نوشتم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2652</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سینه های نازی داره مامانی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 28 Jul 2019 08:14:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[اونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاست]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشین]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمش]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشناسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفات]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[حالیمون]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[دنیارو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[روحیات]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[روسینه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیت]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیباترین]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[فشارها]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرتم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میموند]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که به طور حرفه ای فیلم سکسی ورزش بدن سازی انجام میدم , قیافم خوبه و هیکلم ورزشکاری ادم متعادلی هستم البته به نظرخودم بریم سراغ داستان سکسی , من یه دختر عمه دارم به شاه کس اسم سلما 32 سالشه و تا به الان هم ازدواج نکرده عید خانواده عمه اینا کونی با دوست [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که به طور حرفه ای فیلم سکسی ورزش بدن سازی انجام میدم ,</h2>
<p>قیافم خوبه و هیکلم ورزشکاری ادم متعادلی هستم البته به نظرخودم بریم سراغ داستان سکسی , من یه دختر عمه دارم</p>
<h3>به شاه کس اسم سلما 32 سالشه و تا به الان هم</h3>
<p>ازدواج نکرده عید خانواده عمه اینا کونی با دوست خانواده گیشون رفتن مسافرت 29 اسفند رفتن تا 6 فروردین , شبا</p>
<h4>عمه جنده بزرگه من که میشه خاله سلما پیشش میموند ,</h4>
<p>شب دوم عید سلما شام دعوت پستون بود خونه ما بعد شام تا ساعت 12.30 موند و اقوام هم داشتن برا</p>
<h5>عید دیدن کوس میومدن خونه ما ساعت 12.30 سلما به پدرم</h5>
<p>که میشه داییش گفت خاله الان تو خونه تنهاست و بهتره برم پدرم بهم گفت با ماشین برسونمش من از خدا خواسته سکس داستان فوری گفتم چشم</p>
<h6>, من سلما خیلی دوست داشتم اما اون ایران سکس اصلا از</h6>
<p>دل من خبر نداشت همیشه تو فکرش بودم و دوست داشتم باهاش سکس داشته باشم اما همش فکرو خیالت بود و بس , سوار ماشین شدیم و من راه افتادم داشتم اروم رانندگی میکردم و تو فکر سلما غوطه ور که یهو صدام کرد مهیار مهیار مهیار که گفتم بله گفت کجایی گفتم هیچی همینجا گفت داشتی به چی فکر میکردی فوری گفتم به یکی از دوستام یهو شوکه شدم گفت به دوست دخترت فکر میکردی موندم چی بگم گفتم آره برگشت گفت من میشناسمش گفتم نه گفت بگو تا بشناسم آخه آخه کردم که گفت مهیار جان من بگو گفتم سلما باید بین خودمون بمونه گفت باشه به کسی نمیگم گفتم که سلما قول دادی گفت باشه دیگه بگو دارم از حسادت دغ میکنم این حرفش یکم قلقلکم داد برگشتم گفم سلما قول دادی ها که با عصبانیت گفت بگو دیگه منم با تمتم زوری که داشتم گفتم تو فکر تو بودم یه دغعه داخل ماشین ساکت شد تو بین این حرفا اصلا حواسم نبود دارم کجا میرم یه دفعه سلما گفت به چی من فکر میکردی نتونستم بگم که به سکس با تو فکر میکردم و جوابشو ندادم برگشت گفت مهیار منو دوس داری یا فقط فکرت دنبال بدن منه (سلما با اینکه سنش بالاست اما خدایش یه پری نه یه آدم بدنش مال هرکی به شه من که باور دارم جونتر میشه تا پیرتر , خیلیا ازش خواستگاری کردن اما به دلیل روحیات خاصش تا الان ازدواج نکرده) گفتم سلما اگه بگم دوست دارم دروغ گفتم اگه بگم بدنت و میخوام بازم دروغ گفتم من هم دوست دارم هم بدنت می خوام دیگه داشتم دیوونه میشدم اولین بارم بود که داشتم با سلما اونطوری راحت حرف میزدم داشم به این فکر میکردم که گفتن فکرم به سلما کار درستی بود یا نه که سلما گفت مهیار رد شدی یهو دیدم از در خونشون یه ده بیس متری رد شدم دنده عقب گرفم برگشتم وایسادم جلو درشون نمی دونستم چی بگم که سلما درو باز کرد که پیاده بشه یه پاش داخل ماشین یه پاش رو زمین ( ماشین من شاسی بلنده ) با آرامش خاصی گفت منم دوست دارم مهیار جان دیگه واینستاد و رفت داخل منم با هزار تا فکر خوب و بد اومدم خونه , فرداش بعداز ظهر بیرون بودم که سلما زنگ زد تا زنگ اول خورد با ناشی گری فوری جواب دادم با صدای لرزان گفتم بله که سلما گفت سلام عزیزم بعد یکم تعارفات گفت مهیار تو خونه منتظرتم و بدون هیچ جوابی که از من بشنوه خدا حافظی کرد , من بدون هیچ فکر کردنی سریع خودمو به ماشین رسوندمو راه افتادم طرف خونشون رسیدم در خونشون و زنگ زدم سلما گفت مهیار تویی گفتم آره درو باز کرد رفتم داخل تا دیدمش خشکم زد ضربان قلبم داشت عزییتم میکرد نمی تونستم خودمو کنترل کنم انگار من بدبخت تا به حال دختر ندیده بودم که این طوری خوشکم زده بود سلما یه بلوز خیلی تنگ به رنگ آبی فیروزه ای پوشیده بود با این که دو تا دکمه بالایی رو نبسته بود نوک سینه هاش داشت پیرهن پاره میکرد طوری تنگ بود که از فاصله بین دکمه هاش بدنش معلوم بود و یه دامن خیلی خیلی کوتاه به رنگ سفید(برفی)طوری تنگ بود که معلوم بود باهاش راحت نیست من فقط داشتم نگاهش میکردم و بدون این که خودم متوجه بشم کیرم راست شده بود من اکثرا شلوار لی یا کتان تنگ میپوشم کیرم اگه خاب باشه از زیر شلوار ضایه تا برسه به این که راست کرده باشم خلاصه دیدم سلما زیر چشمی داره کیرم وارسی میکنه آروم اومد طرف من دست گذاشت رو شونم و گفت مگه تو نگفتی دوسم داری پس چی شده چرا خشکت زده گفتم سلما اجازه دارم که&#8230;&#8230;. گفت اختیار داری عزیزم دیگه داشتم از خود بی خود میشدم دست گذاشتم کنار کمرش خدمو کشیدم نزدیکتر آروم لبمو رسوندم به لبش و شروع کردیم به خوردن لبامون طوری به هم می پیچیدیم که انگار هزار ساله با همیم طوری عشق بازی میکردیم که دیگه هیچی حالیمون نبود سلما سینه هاشو چسبونده بود به سینه های من و با حس عجیبی داشت فشار میداد منم کیرمو با تمام وجود بهش می مالوندم سلما گفت مهیار بیا و با هم رفتیم اتاق سلما من اولین بارم بود که اتاق سلما رو میدیدم روی تخت سلما که نسبتا هم کوچیک بود ولو شدیم سلما زیر من هم روش و دوباره لب گیری از هم بعد چند لحظه خدمو یه کم بلند کردمو به بدن سلما یه نگاه کردم دست انداختم روسینه هاش و با یه حشریت بی حدی شروع به مالیدنشون کردم فکر میکردم دیگه لذت از این بیشتر وجود نداره کم کم داشت ناله های سلما شروع میشد که داشت حشریت من بیشتر میکرد دکمه های پیرهنشو باز کردم سینه های بی نظیرش افتاد بیرون دیگه تحمل نداشتم و کنترل خدمو از دست داده بودم با ولع یه بچه شیر خواره شروع به خوردن سینه هاش کردم طوری میخوردم که انگار میخوام تمومش کنم وقتی نوک سینه هاشو مک میزدم کمرشو یه کی دو سانتی بالا میکشید طوری دستاشو به کمرم میکشید که لذت حال کردنمو بیشتر میکرد بعد خوردن سینه هاش دامنشو با زحمت پایین کشیدم با فشار کمی پاهاشو از هم جدا کردم اگه بگم زیباترین کس دنیارو داشت بازم کم گفتم آروم دست کشیدم روش و بااش ور رفتم دیدم سلما دیگه چشاش خمار شده و این حالت مجبورم کرد دوباره شروع به لب گرفتن کنم دستم رو کس سلما بود و لبم رو لبش طوری لبشو می مکیدم که دست گذاشت رو سینه ام و آروم حالیم کرد که بسه منم لبمو کنار کشیدم و اومدم سراغ کس سلما و شروع کردم به لیس زدن کسش اونقدر کسشو خوردم که صدای نالش بلند شد و با صدای بلند داشت آه و ناله میکرد داشت با انگشتاش ملافه تختو پاره میکرد یکم وایسادم گفتم سلما حات خوبه گفت عالیه , مهیار عالیه , ادامه بده , من دوباره شروع کردم به لیس زدن کس سلما با دو تا دستام داشتم بدنشو میمالوندم دیگه کیرم داشت میترکید و اونقدر بزرگ شده بود که داشت عزیتم میکرد بلند شدم نشستم گفتم سلما میخوام برام ساک بزنی زیاد انتظار نداشتم که قبول کنه اما بدون هیچ حرفی دستمو گرفت و دو باره خابوندم رو تخت و دستشو درو کیرم حلقه کرد با نوک زبونش خیلی آرومم یه لیس بلن رو کله کیرم زد و شروع کرد به خردن کیرم زیاد نمی تونست کیرمو داخل ببره من هم فشار نمیدادم پنج شش دقیقه برا ساک زد کم کم دیدم داره آبم میاد گفتم اناز داره آبم میاد دیگه ساک نزن واونم کیرمو کشید بیرون یه آب لیزه از کیرم زده بود بیرون که سلما گفت آبت اومد گفته نه گفت دوباره برام لیس بزن و من هم شروع به لیس زدن کسش کردم تو این فکر بودم که بعدا از این چکارش کنم آخه سلما دختر بود و نه کس داده بود نه کون , یه لحظه دیدم اناز لرزس خیلی کمی کرد و آروم شد فهمیدم که ارضا شده گفتم عزیزم زود ارضا شدی گفت بی انصاف یه ساعته داری باهام حال میکنی انتظار داری ارضا نشم خندیدمو گفتم نوش جات سلما گفت درا بکش منم دراز کشیدم شروع کرد به خوردن سینه هام به شوخی گفت سینه های تو که بیشتر حال میده(چون ورزش منظم انجام دادم سینه هام خوبه ) منم گفتم بخور مال خودته گفتم انلناز میخوام بکنمت گفت نه من بازم اصرار کردم رازی نمیشد ولی بی میل هم نبود بلند شدم رو کمرخابوندمش رو تخت پاهاشو بلند کردم سر کیرمو گذاشتم رو کونش گفتم اگه اب دهن بزنم بدت میاد گفت از رو میز کرم وردار منم کرمرو ورداشتمو زدم رو سر کیرم یه بالش گذاشتم زیر کمرش و آروم شرع کردم به فشار دادن خیلی تنگ بود و با این فشارها نمیرفت داخل ولی دلم نمیخواست درد بکشه برا همین شاید ده پونوزده دقیقه با سوراخ کونش ور رفتم تا یه کم گشاد شد آروم سر کیرمو داخل کردم سلما دیگه حرفی نمیزد و داشت حال میکرد شروع کردم به تلمبه زدن درد میکشید اما حرفی نمیزد یه پنج دقیقه که تلمبه زده بودم دیدم داره آبم میاد کشیدم بیرون و ابم کیرمو ریختم رو شکمش دیگه نای تکوم خوردن نداشتم سلما گفت کاغذ دستمالی براش بیارم منم آوردم و شکمشو پاک کردم کنار هم ولو شدیم بعد این که حالم جا اومد بلند شدم که برم سلما گفت مهیار بهترین لحظات زندگیم با تو گذشت منم با غرور خاصی گفتم اگه من بهترین لحظات زندگیت باشم تو خود زندگی من هستی و با یه لب کوتاه از هم خدا حافظی کردیمو من رفتم بعد اون روز رابطه من و سلما یه رابطه عاطفی و عاشقانه شده و گه گداری یواشکی چند دقیقه ای باهاش خلوت میکنم , امیدوارم مورد پسند دوستان شهوانی قرار گرفته باشه اگه کم و کاستی و ایرادی داشتم ببخشین چون داستان اولی بود که نوشتم به امید روزهای خوش , بای بای</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175483</post-id>	</item>
		<item>
		<title>درجه شهوت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%ac%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%ac%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Apr 2019 23:45:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استایل]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[اوناهم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادن]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[جداگانه]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[خانمها]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دادخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوسالی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[شهرهای]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[ضربدری]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کمرباریک]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کنارهم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[میبارید]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبریم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[نفرمون]]></category>
		<category><![CDATA[هرچهار]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیته]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<category><![CDATA[وسوتین]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[واقعأ راضی هستیم و یجورایی فیلم سکسی باعث ایجاد تنوع و نشاط مضاعف در زندگی ما شدهمن پیمان 32ساله 80کیلو وزن قد175 و زنم مهسا 167قد63وزن و سکسی بسیار خوش اندام و کمرباریک و باسن شاه کس بزرگ الان 4ساله که ازدواج کردیمه و قبل از ازدواج هم حدود چهار سال باهم کونی دوست بودیم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>واقعأ راضی هستیم و یجورایی فیلم سکسی باعث ایجاد تنوع و نشاط مضاعف</h2>
<p>در زندگی ما شدهمن پیمان 32ساله 80کیلو وزن قد175 و زنم مهسا 167قد63وزن و سکسی بسیار خوش اندام و کمرباریک و</p>
<h3>باسن شاه کس بزرگ الان 4ساله که ازدواج کردیمه و قبل از</h3>
<p>ازدواج هم حدود چهار سال باهم کونی دوست بودیم و واقعأ همدیگه رو دوست داشتیم و داریممهسا بسیار هات و خوش</p>
<h4>استایل جنده و خوش فیس هست که اندامش بسیار جلب توجه</h4>
<p>میکه و من هم لذت میبردم پستون از داشتن همچین زنیخلاصه بعد ازدواج حدود دوسالی از زندگی مشترک ما گذشت که</p>
<h5>خیلی هم کوس اوکی بود و از نظر سکس و عشق</h5>
<p>و حال واقعأ جفتمون راضی و ارضا میشدیم بعضی وقتاش بود که هرشب سکس میکردیم. تا اینکه من بعضی وقتا به همین سکس داستان سایت های سکسی</p>
<h6>نگاه مینداختم و یواش یواش به رابطه ضربدری ایران سکس علاقه پیدا</h6>
<p>کردم و موقع سکس اینکارو تجسم میکردم و مرتب داستان های ضربدری سایت هارو دنبال میکردم و کپی میکردم و واسه مهسا ارسال میکردم.مهسا هم ایقد هات بود و علاقه ب سکس داشت که تو سکس راجع بهش حرف میزدم و میگفتم تو ینفر حریفت نمیشه و باس دو نفره حسابتو برسیم که اونم بیشتر شهوتی میشد و منم فهمیدم بدش نمیاد و کم کم راضی شد و بهم جواب مثبت داد.خلاصه بعد از اوکی شدن مهسا از طریق همین سایت شهوانی با یک زوج مناسب و هم سن و سال خودمون که ساکن یکی از شهرهای کنارمون بود آشنا شدیم و قرار گذاشتیمالبته بگم که راستش آی دی فیک و مجرد زوج نما زیاد بود و ما به روش های مختلف مچگیری میکردیم و متوجه میشدیمخلاصه این زوجی که آشنا شدیم آقا امید و رویا خانم بعد از مراحل آشنایی ، نوبت به ملاقات شد که قرار شد ما میزبان باشیم و قرار گذاشتیم یشب بعد شام تشریف بیارن و دو سه ساعتی کنارهم باشیمآقا امید حدود175قد 70وزن و هیکل ورزشکاری و رویا خانم هم نگو و نپرسفوق العاده خوشکل و قد170و70وزن خلاصه موقع قرار من و مهسا با ماشین رفتیم اول شهر جلوشون و اوناهم دنبال ما اومدن تا رسیدیم منزل ما و بعد از حال و احوالپرسی و خوش و بشمن پیشنهاد دادم که خانمها راحت باشید و برید لباس راحتی بپوشید و مهسا و رویا هم رفتن تو اتاق و حسابی ب خودشون رسیدن و با شورت وسوتین اومدن کنارمن و امید نشستن، امید هم یه فلش از جیبش درآورد و داد به من که بذارم رو ال ای دی و منم گذاشتم و چندتا کلیپ سکس ضربدری توش بود و یکیش که طولانی بود رو انتخاب کردیم و پلی کردیم و همزمان من و امید هرکی با زن خودش شروع کردیم به لب گرفتن و مالوندن و کنار همدیگه به هم نگاه میکردیم و لذت میبردیم. بعد از مالوندن اساسی و شهوتی کردن مهسا و رویا دیگه جفتشون شروع کردن ب ساک زدن و مثله کیر ندیده ها ساک میزدن و من و امید هم لذت میبردیم. اون دوتا جوری ساک میزدن که انگاری مسابقه دارن و ما به نفر اول جایزه میدیم. خلاصه کلیپی که گذاشته بودیم دیگه رسیده بود به مرحله سکس که ما هم همزمان شروعش کردیم ولی هنوز خانم ها جابه جا نشده بودن و جفتشوس داگ استایل ایستادن رو مبل و من و امید هم پشت سرشون ایستادیم سرپا و شروع کردیم ب تلمبه زدن. مهسا و رویا هم صدای ناله هاشون پیچید تو خونه و من و امید هم بیشتر داغ میکردیم و شدتش رو بیشتر میکردیم و همزمان هم یدستی به بدن زن طرف مقابل میزدیم و لمسش میکردیم.خلاصه یجورایی همه دوس داشتن سکسمون از موازی به ضرب کشیده بشه ولی خجالت میکشیدن که بیانش کنن که بعد چند دقیقه تلمبه زدن و سکس موازی من پیشنهاد دادم که بریم اتاق خواب و رو تختخواب و همه موافقت کردن و چهارنفری رفتیم اتاق و من دلو زدم به دریا و رویا رو بغل کردم وانداختمش رو تخت و مثل وحشیا کسشو ب دهن گرفتم و میخوردم و رویا هم سرمو فشار میداد رو کصش و ناله میکرد تو یه لحظه به امید و مهسا هم نگاه کردم دیدم آقا امید طاقت نیورده و نشسته بود بین پاهای مهسا و تا دسته کیروشو فرو کرده بود تو کص مهسا و داشت مثله وحشیا تلمبه میزد و همزمان مهسا رو گاز میگرفت، من با دیدن این صحنه دیگه شهوت از هیکلم میبارید و منم پاشدم و نشستم بین پاهای رویا و شروع ب تلمبه زدن کردم و همزمان از زیر دستمه رد کردم و گذاشتم زیر باسن های رویا و فشارس میدادم سمت و خودم و کیرمه تا دسته توش فرو میکردم و قربون صدقش میرفتم. واقعأ هرچهار نفرمون داشتیم لذت میبردیم.بعدش باز پوزیشن رو عوض کردیم و خانمها داگی استایل شدن و با دیدن دوتان کون گنده که قمبل کرده بودن برامون شروع ب کردن کردیم و همزمان با صدای ناله های خانما دیگه دیوانه وار تلمبه میزدیم تا ارضاء شدیم و خالیش کردیم رو باسن های گنده زن هامون، و بعدش هم جداگانه دوش گرفتیم و امید و رویا برگشتن خونشون و دیگه باهم رفیق شدیم و هردوسه ماه یکبار برنامه میذاریم و واقعأ لذت میبریم و هرچهارنفر با کمال میل سکس میکنیمامیدوارم پسندیده باشید		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%ac%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173576</post-id>	</item>
		<item>
		<title>فوق شاه کس</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%81%d9%88%d9%82-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%81%d9%88%d9%82-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Apr 2019 06:34:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آووردم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگی]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بکناونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تونسته]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوندین]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[دادنیه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوبرابر]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شناخته]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانیمن]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمساعت]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کنمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناخت]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختن]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و اونو کردم.خیلی حشری و داغ هستم .هم دوست دارم بکنم و هم از دو سه ماه قبل عاشق کیر شدم.دوست دارم کون بدم.یعنی شاید اونایی که دادن بفهمن من چی میگم.برای من لذت دادن از کردن بیشتره.خلاصه به هر بهونه ای شده خونه خالی میکنم و با هر چیزی که شد یه حالی به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h6></h6>
<p>و اونو کردم.خیلی حشری و داغ هستم .هم دوست دارم بکنم و هم از دو سه ماه قبل عاشق کیر شدم.دوست دارم کون بدم.یعنی شاید اونایی که دادن بفهمن من چی میگم.برای من لذت دادن از کردن بیشتره.خلاصه به هر بهونه ای شده خونه خالی میکنم و با هر چیزی که شد یه حالی به کونم میدم.چند وقت پیش تو یه اسباب بازی فروشی که برای دوستم بود رفتم یه سری بهش بزنم چشمم افتاد به یه حباب ساز بچه گونه.بکند بود حدود 25 سانت شاید دیده باشین.مثل دیلدو میمونه.جاکشا یه جوری ساختن که هر کس دید بخره بجای کیر استفاده کنه.خلاصه به بهونه خریدنم برای بچه آبجیم خریدمش و اومدم خونه و از شانس من خونه خالی بود.فلش رو زدم پشت تی وی و یه فیلم آنال گذاشتم و حسابی از خجالت کونم در اومدم.واقعا لذت داره وقتی تلمبه میزدم روش همزمان جق میزدم واقعا آبه آدم دوبرابر میاد&#8230;بگذریم داستان کون دادنم از همین جا شروع شد.واقعا دوست داشتم زیره یه کیر بخوابم و گاییدن خودم با این ابزارا چیزی جز حسرت برام نمیزاشت.دنبال یه نفر میگشتم از یه طرف چون آدمه شناخته شده ای بودم و همه منو میشناختن نمیتونستم به کسی اعتماد کنم.خلاصه یه نفر تو ذهنم اومد یکم سنش بالا بود ولی مطمئن بود چون خودش گی بود .اکثر شهر هم میشناختنش. اگر واقعا کسی رو تو ذهنت بخای بهش میرسی.منم فکر و ذهنم رو گذاشتم روی اون.شمارشو با بدبختی گیر آووردم و زنگش زدم.تن و بدنم لرزی و گوشی رو قطع کردم.زیاد تو خیابونا پرسه میزنه شهرمون کوچیکه یه روز که واقعا کلافه شده بودم و با ماشینم داشتم دور میرفتم نگاهم بهش افتاد که دیده داره سرپایینی بلوار رو میاد پایین و نگاهشو عقب میکنه و منتظره تاکسیه.منم تا دیدمش انگار که عشقمو دیدم سریع رفتم میدون دور زدم و دوباره بلوار روبرگشتم و جلوش وایسادم و سوارش کردم.خیلی هیزه تا سوار شد نگاه به رون پام کرد.منم از خدا خاسته.کیرم راست شد .داشتم به آرزوم میرسیدم.خلاصه بهش گفتم کجا میری گفت منو دمه بان پارسیان پیاده کن.بهم گفت شمارتو بده .البته اینو بگم من مغازه&#8230; دارم و وضعه مالیم خوبه. این احمد خان هم منو میشناخت .خلاصه شماره گرفت و من پیادش کردم و به راهم ادامه دادم و اومدم مغازه.حدود یک ربع گذشت و زنگم زد. منم شمارشو داشتم تو گوشی سیو کرده بودم احمد ک.استرس داشتم و جواب ندادم.یه چند دقیقه ای گذشت و دیدم اومد تو مغازه.بله احمد خان برام راست کرده بود منم بیشتر&#8230;اومد بغلم نشست احساس کردم دخترم باورتون نمیشه و با ناز باهاش حرف میزدم.همش نگاهش لا پا من بود .یکم با هم حرف زدیم و دستشو گذاشت روی رونم و برجستگی کیرم رو دید گفت چرا بلند شده.گفتم میخاد.گفت چی گفتم این نمیخاد پشتیش میخاد.دستمو گرفت گذاشت رو کیرش گفت این خوبه؟؟؟هیچی نگفتم نمیدونم چرا ولی خجالت کشیده بودم مثله سگ.یکم گذشت گفت ساک میزنی گفتم اینجا جاش نیست به وقتش.بهش گفتم برو تابلو داره میشه تا زنگت بزنم چون واقعا همه میدونستن چیکارس.دو روز بعد خونه رو خالی کردم و زنگش زدم اول نشناخت. وقتی شناخت خوشحال شد و گفت چطوری.برات یه قرص(ویگادول) گرفتم بخور میخام امشب منو بکنی.اونم از خدا خاسته گفت باشه .قرص رو به دستش رسوندم ساعت حدود 6 عصر بود.گفتم برو حمام حدود ساعت 7 به بعد زنگت میزنم.منم رفتم سریع حمام و خودمو حسابی تمیز کردم.انگار دارم خودمو برای شوهرم آماده میکنم.اتاق رو ردیف کردم و یه فیلم آنال آماده کردم.ساعت شد حدود7/30.زنگش زدم و گوشی رو جواب داد و رفتم دنبالش. از لحظه ای که قرص رو بهش دادم تا موقع کردن کیرم راست شده بود و هیچ جوره نمیخوابید.خلاصه سوارش کردم و حدود 5 دقیقه ای رسیدیم خونه.رفتیم تو و من بردمش تو اتاق و گفتم آماده شو تا من برم دسشویی و بیام.رفتم و برگشتم دیدم لخت خوابیده و یه کیره حدود 18 تا 20 سانتی ولی کلفت و حسابی شق آماده برای کردنه من.قرص یکم حالشو خراب کرده بود ولی به روی خودش نمیاوورد.با دیدن کیرش به آرزوم رسیده بودم.اومدم بغلش نشستم و گفتم توروخدا آبت زود نیاد من حسابی کیر میخام.اونم بهم گفت همچین میکنمت که هر روز زنگم بزنی .منم گفتم بببینیم تعریف کنیم.کیرشو گرفتم تو دستم و شروع به خوردن کردم مثله یه دختر جنده.کونمو قمبل کردم سمتش و دستشو گرفتم بردم دمه سوراخ کونم .یعنی کونمو باز کن تا آماده بشه.آرووم کرد تو و داشتم لذت میبردم و ساک میزدم.حدود 5 دقیقه خوردم و اون تا اون موقع تونسته بود دوتا انگشتاشو بکنه تو کونم.آماده بودم برای اولین لذت کون دادن.یه روغن بچه با قرص گرفته بودم.آووردم و ریختم رو کیرش و نشستم و لای کونم عقب جلو میکردم.واقعا خیلی لذت داشت.آروم رو کیرش نشستم .سرش کیرش با یکم ور رفتم رفت تو ول کمر کیرش واقعا کلفت بود.از هرچی تاحالا تو کونم کرده بودم کلفت تر بود.واقعا نمیرفت تو دیگه با هزار تا فریاد و درد رفت تو.یکم صبر کردم اونم داشت مثل وحشیا گردن و لبمو میخورد.یکمکه کونم آروم شد شروع کردم تلمبه زدن اولش درد داشت ولی حسابی داشتم لذت میبرد.خیلی حشرم زده بود بالا.بلند شدم و به شکم خوابیدم و یه بالش گذاشتم زیرم.بهش گفتم حالا نوبت توست.تا میتونی بکن.اونم نامردی نکردو حدود یک ربع داشت فقط میکرد.کیرم رو بالش بود و با تکون خوردنامون آبم به طرزه فجیهی اومد جوری که تاحالا نیومده بود.آخره لذت بود و اونم ول بکن نبود تا بالاخره همه آبشو تو کونم ریخت.بی حال شده بودم و اوج لذت نمیخاستم کیرشو در بیاره ولی چاره ای نبود.وقت زیادی نداشتمازش قول گرفتم که هر وقت کیر خواستم بیاد و اونم قبول کرد.مرسی از همه که تحمل کردین و خوندین.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%81%d9%88%d9%82-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173489</post-id>	</item>
		<item>
		<title>عشق کیر داشت دیوونم میکرد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%af%db%8c%d9%88%d9%88%d9%86%d9%85-%d9%85%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%af%db%8c%d9%88%d9%88%d9%86%d9%85-%d9%85%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Apr 2019 23:20:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آووردم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوبرابر]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[شناخته]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختن]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[عشق کیر داشت دیوونم میکرد میکرد گی با سلام خدمت دوستای شهوانی من سکس سیامک هستم و 30 سالمه.هیچ وقت فکر نمیکردم یک روز زیره یه کیر بخوابم. من 174 سکس سانت قد دارم و 75 کیلو وزن.بدن نسبتا ورزشکاری دارم.کس کن حرفه سکس ای و تاحالا به هر کسی سکس ای و تاحالا به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>عشق کیر داشت دیوونم میکرد میکرد</p>
<p>گی<br />
با سلام خدمت دوستای شهوانی<br />
من سکس سیامک هستم و 30 سالمه.هیچ وقت</h2>
<p>فکر نمیکردم یک روز زیره یه کیر بخوابم.<br />
من 174 سکس سانت قد دارم و 75 کیلو</p>
<h3>وزن.بدن نسبتا ورزشکاری دارم.کس کن حرفه سکس ای و تاحالا به هر کسی</h3>
<p>سکس ای و تاحالا به هر کسی خواستم رسیدم و اونو کردم.<br />
خیلی حشری و داغ</p>
<h4>خواستم رسیدم و اونو کردم.<br />
خیلی حشری و داغ هستم .هم دوست دارم</h4>
<p>زیره یه کیر بخوابم.<br />
من 174 سانت قد دارم و 75 کیلو وزن.بدن نسبتا ورزشکاری دارم.کس کن حرفه ای و تاحالا سکس به هر کسی خواستم رسیدم و اونو کردم.<br />
خیلی حشری و داغ هستم .هم دوست دارم بکنم و هم</p>
<h5>عشق کیر داشت دیوونم میکرد سیامک هستم و 30 سالمه.هیچ فیلم سکسی وقت فکر نمیکردم یک روز زیره</h5>
<p>کیلو وزن.بدن نسبتا ورزشکاری دارم.کس کن حرفه ای سکس داستان و تاحالا به هر کسی خواستم رسیدم و اونو</p>
<h6>عشق کیر داشت دیوونم میکرد به هر کسی خواستم رسیدم و اونو کردم.<br />
خیلی حشری و داغ هستم .هم</h6>
<p>به هر کسی خواستم رسیدم و اونو کردم.<br />
خیلی حشری و داغ هستم .هم دوست دارم بکنم و هم از دو سه ماه قبل عاشق کیر شدم.دوست دارم کون بدم.یعنی شاید اونایی که دادن بفهمن من چی میگم.برای من لذت دادن از کردن بیشتره.<br />
خلاصه به هر بهونه ای شده خونه خالی میکنم و با هر چیزی که شد یه حالی به کونم میدم.چند وقت پیش تو یه اسباب بازی فروشی که برای دوستم بود رفتم یه سری بهش بزنم چشمم افتاد به یه حباب ساز بچه گونه.بکند بود حدود 25 سانت شاید دیده باشین.مثل دیلدو میمونه.جاکشا یه جوری ساختن که هر کس دید بخره بجای کیر استفاده کنه.<br />
خلاصه به بهونه خریدنم برای بچه آبجیم خریدمش و اومدم خونه و از شانس من خونه خالی بود.<br />
فلش رو زدم پشت تی وی و یه فیلم آنال گذاشتم و حسابی از خجالت کونم در اومدم.واقعا لذت داره وقتی تلمبه میزدم روش همزمان جق میزدم واقعا آبه آدم دوبرابر میاد&#8230;<br />
بگذریم داستان کون دادنم از همین جا شروع شد.واقعا دوست داشتم زیره یه کیر بخوابم و گاییدن خودم با این ابزارا چیزی جز حسرت برام نمیزاشت.<br />
دنبال یه نفر میگشتم از یه طرف چون آدمه شناخته شده ای بودم و همه منو میشناختن نمیتونستم به کسی اعتماد کنم.<br />
خلاصه یه نفر تو ذهنم اومد یکم سنش بالا بود ولی مطمئن بود چون خودش گی بود .اکثر شهر هم میشناختنش. اگر واقعا کسی رو تو ذهنت بخای بهش میرسی.منم فکر و ذهنم رو گذاشتم روی اون.شمارشو با بدبختی گیر آووردم و زنگش زدم.تن و بدنم لرزی و گوشی رو قطع کردم.<br />
زیاد تو خیابونا پرسه میزنه شهرمون کوچیکه یه روز که واقعا کلافه شده بودم و با ماشینم داشتم دور میرفتم نگاهم بهش افتاد		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%af%db%8c%d9%88%d9%88%d9%86%d9%85-%d9%85%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1520</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 33/45 queries in 0.010 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-15 09:32:26 by W3 Total Cache
-->