<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>وسفیدش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%88%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:28:22 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>وسفیدش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>زن سن بالا و زدن مخ پسر جوون برای سکس حسابی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d9%88-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%ae-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%b3%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d9%88-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%ae-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%b3%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 25 Oct 2019 09:13:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکانم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانسل]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خواهره]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[عکسارو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمت]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالم]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نمایان]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همکارش]]></category>
		<category><![CDATA[وسفیدش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اتفاق افتاد اسم من اشکانه فیلم سکسی 18 سالمه مامانم مریم که 37 سالشه بسیار سکسی ولی تیپ معمولی از وقتی پدرم به رحمت خدا رفت مادرم سکسی ومن تنها شدیم مادر که رشتش حساب شاه کس داری بود با کامپیوتر سرو کار داشت من هم از کودکی زیاد با کامپیوتر و کونی انترنت سرو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اتفاق افتاد اسم من اشکانه فیلم سکسی 18 سالمه مامانم مریم که 37</h2>
<p>سالشه بسیار سکسی ولی تیپ معمولی از وقتی پدرم به رحمت خدا رفت مادرم سکسی ومن تنها شدیم مادر که رشتش</p>
<h3>حساب شاه کس داری بود با کامپیوتر سرو کار داشت من هم</h3>
<p>از کودکی زیاد با کامپیوتر و کونی انترنت سرو کار داشتم یه روز که تو خونه داشتم چت میکردم با لب</p>
<h4>تاپ جنده به سرم زد که مادرم رو سره کار بزارم</h4>
<p>برا همین یه ایدی راه انداختم پستون از رویه مسینجره مامانم که یه بار یادش رفته بود ایدی خودش رو ببنده</p>
<h5>رفته بود کوس دم در تا کارت عروسی دختره همسایه رو</h5>
<p>بگیره منم دزدکی ایدیش رو برداشته بودم برا همین مامانم رو اد کردم مامانم هم که با اینترنت مخالف بود منم دزدکی سکس داستان با انترنت ایرانسل</p>
<h6>کانکت میشدم و رو لب تاپ نسب میکردم ایران سکس چت میکردم</h6>
<p>همون موقع یه متن براش فرستادم سلام دادم شب موقع لالا رفتم باز کانکت شدم ولی مامانم کانکت نبود چون چند روز بد که رفتم چت روم با کوشی تو مدرسه دیدم مامانم نوشته uمنم نوشتم یه پسرم 25 سالمه بچه اهواز شبا از ساعت 11 به بد هستم اگه خواستین چت بکنیم شب که بد شام رفتم بخوابم دیدم مامانم اد کرده من رو بعد 1ساعت دیدم مامانم امد و من بهش سلام دادم بعد چند دقیقه جواب داد ون نوشت که سن من شما با هم جو ر نیست منم گفتم من که نمیخوام با شما باشم فقت دوستی ساده مامانم هم نوشت من وقت ندارم برو دنبال هم سنت و من با کلی خواهش تونستم مخش رو بزنم گفتم اسمش سنش بگه که گفت ناهید ۳۵منم تو دلم گفتم عجب ادمی مامان ما که اسمشو نگفت بد مامانم گفت عکس وفیلم داری بده منم تعجب کردمو گفتم دارم گفت بده گفتم من عکس میدمو تو بجاش بهم وب بدی گفت ندارم وب منم عکسارو دادمو گفتم شب بخیر فردا میبینمت صبح که جمعه بود از صبح دیگه چشمم دنبال کون مامان بود تو دلم نقشه میکشیدم شب که دوباره کانکت شدم دیدم مامانم هم کانکت هستش اول اون سلام دادو بعد سره صحبت رو باهاش وا کردمو گفتم عکسا خوب بود گفت اره تا صبح 2 بار ابش امده منم نوشتم که شو هرچرا نکردی نوشت من شوهرم فوت کرده بعد گفتم خودت رو پس چه جوری اروم میکنی گفت خودم رو میمالم ازش پرسیدم دوست پسرنداره گفت دارم گفتم چند نفر نوشت به چه درد تو میخوره گفتم حال میکنم بگو دوست دارم با کلی خایه مالی گفت با هفت هشت نفری هست گفتم یه چیزی بگم ناراحت نشی گفت نه بعد چند سانیه گفتم جنده هستی نوشت جنده مامانته من به خاطره نیاز جنسی حال میکنم نه برا پولش من پول نمیگیرم از کسی بعد چندین روز چت خیلی چیزا دست گیرم شد مثلأ پرسیدم وقتی شوهرت زنده بود باز به کسی کس دادی یا نه که گفت 3 4 بار گفتم به کی که گفت به یکی از شوهره همکارش پرسیدم بچه داری گفت اره 1پسر 16 ساله گفتم میدونه که کس میدی گفت نه ادامه دادمو ازش پرسیدم دوست داره به پسرش کس بده گفت نمیدونم شاید اره شاید نه ازش پرسیدم دوست داره جلو پسرش به 2 3 نفر کس بده خوشش میاد گفت دوست داشتم جلو شوهرم من رو بکنن که نشد اره بدم نمیاد که جلوش من رو بگان منم بهش گفتم پس ردیف کن ببینه مامانش جندس گفت جنده نه هرزه بهتره چون من به پول نمیدم بعد 2روز بهم پی م داد که چه جوری بکنم تاپسرم من رو بکنه جلوش کس بدم بهش گفتم برو وکاری کن تا پسرت بفهمه که کس میدی بعد چند مورد که بهش گفتم گفت بسه ابش امد منم ازش پرسیدم که چرا ابت امد گفت داشته خودش رو میمالیده بعد دوبارو که بهش گفتم گفت نمیخواد بسه فردا که از مدرسه برگشتم همه چی عادی بود تا این که بعد از ظهر دیدم مامانم یه جوری شده خودش رو زیاد بهم میماله شب موقع خواب گفت که دیشب از خواب پریده خواب بدی دیده میخواد که من کنارش بخوابم ما که رفتیم بخوابیم دیدم مامانم گفت که یه 1ساعتی با کامپیوتر کار داره کا ره شرکت تو بخواب منم وقتی دیدم رتف چت روم زود به بهانه دست شوی رفتم گوشیم رو اوردم ا ز تو اتاق اوردم رفتم تو چت گوشی گزاشتم روی بی صدا ما مان تا دید من ان شدم بهم بدون سلام نوشت میخوام امشب به پسرم کس بدم چی کار کنم منم براش نوشتم چند لحظه صبر کن تا بهت بگم بد یواش شلوارم رو کشیدم تا رون پاین بد و کیرم رو کرفتم دستم که15 سانتی هست وکلفتی معمولی بهش نوشتم که از کارت پشیمون نشی گفت نه نمیشم گفتم کجاست پسرت گفت پیشم رو تخت خوابه بهش نوشتم ببن خوابه یا نه یواش رفتم زیر پتو برگشت نگاه کرد تو تاریکی بد گفت اره منم نوشتم پس بیا بشین رو کیرم ناهید جنده نوشت چی نوشتم پشت سرت اشکانم مامان مریم بیا کیرم رو بکن کونت برگت نگاه کرد بعد گفت اشکان تو با من چت میکردی تو میخوای من رو بکنی منم بهش گفتم مامان شما مگه دلت نمیخواست بهم کس بدی جلو چشمم تو رو بگان گفت پاشو برو بیرون منم پا شدم رفتم کنارش کیر به دست بهش گفتم بخور برام بد گفت خیلی بدی حالم گرفته شد بد برام شرو کرد به ساک زدن بعد چند سانیه ساک احساس کرده دارم میمیرم ابم امد و مامانم رفت تا خودش رو تمیز کنه بد 5دقیقه امد تو اتاق وگفت دوست داری ببینی از کجا به دنیا امدی گفتم ازخدام هستش لباساشو در اورد طاق باز دراز کشیدو من هم نگاش میکردم نمیدونم چه مدت نگاهش کردم ولی وقتی به خودم امدم پریدم رو کسش براش خوردم مامانم من رو بلند کردو خودش نشت رو کیرم با اون کس خوشگل وسفیدش که مو هم نداشت بد چند دقیقه بلندش کردم از جلو خوابیدم روش داشتم تو کسش تلمبه میزدم که مامانم سینه بندش رو زدکنار دوتا سینه با حال که نکش قهوی بود رو نمایان کرد منم شروع به خوردنش کردم داشت ابم م گه به مامان گفتم گفت بریز همون تو ابم با فشار امد ریختم تو کس مامانم صبح 11 بیدار شدم دیدم مامان میگه مدرسه رو که پیچوندی بیا صبحانه بخور منم برم زنگ بزنم شرکت مرخصی بگیرم تا کس دادنم رو نشونت بدم بهم گفت که با گوشی مامانم به یه نفر س بدم که بیا خونه خالی هستش که این ماجرا باعث شد تا من هم کس دادن مامانم رو ببینم هم جلو مامانم کون هم بدم به دوست پسرای مامانم اگه خوشت امد برام نظر بدین تا جریان کس دادن مامانم کون دادن خودم رو براتون بنویسم و این که چه جوری مادرم ازم حامله شد قربون کس کون مادر خواهره همتون</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d9%88-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%ae-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%b3%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176843</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گاییدن شکلات بابام</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Sep 2019 07:39:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاست]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمان]]></category>
		<category><![CDATA[چسپیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روزگاری]]></category>
		<category><![CDATA[ریختمش]]></category>
		<category><![CDATA[شدیمتا]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فکرکردم]]></category>
		<category><![CDATA[کردوگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میومداز]]></category>
		<category><![CDATA[میومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسیم]]></category>
		<category><![CDATA[همگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[وسفیدش]]></category>
		<category><![CDATA[وسوراخ]]></category>
		<category><![CDATA[وکاملا]]></category>
		<category><![CDATA[ومشغول]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و به من نمیداد . فیلم سکسی روزی روزگاری علی همکلاسیم یه ارگ ارزون قیمت که باباش ازقطر براش آورده بود را آورد مدرسه وسرود تمرین سکسی کردیم وبردش خونه.ماجرا از اونجا شروع شد شاه کس که بهنام میره سراغ علی وبهش میگه ارگ را بهم میدی برا یه شب وعلی کونی هم توو رودربایستی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و به من نمیداد . فیلم سکسی روزی روزگاری علی همکلاسیم یه</h2>
<p>ارگ ارزون قیمت که باباش ازقطر براش آورده بود را آورد مدرسه وسرود تمرین سکسی کردیم وبردش خونه.ماجرا از اونجا شروع</p>
<h3>شد شاه کس که بهنام میره سراغ علی وبهش میگه ارگ را</h3>
<p>بهم میدی برا یه شب وعلی کونی هم توو رودربایستی قرارمیگیره ومیگه ارگم پیش مرتضی است وبعد هم سریع به من</p>
<h4>گفت جنده که بهنام را بپیچون .خلاصه بهنام اومد پیش من</h4>
<p>وگفت علی گفته ارگشو بدی به پستون من ومن هم گفتم نمیدم . بهنام هی حساس شد وخیلی هم دلش میخواست</p>
<h5>از دست کوس من گرفته باشه ومیرفت پیش علی وزیراب منو</h5>
<p>میزد که ارگ رااز مرتضی بگیر وبده به من.دو سه روزی گذشت ومن وبهنام که باهم همکلاسی هم بودیم وتوو راه مدرسه سکس داستان باهم میومدیم خونه</p>
<h6>یه روز به من گفت تو چرا ارگ ایران سکس علی را</h6>
<p>نمیدی به من ومن هم گفتم امانته نمیدم ازبهنام اصرا واز من نه گفتن تا اینکه به در خونمون رسیدیم بهنام گفت برو جان خودت برام بیار من هم از خداخواسته زد به سرم وگفتم باشه(ارگی هم نبود!) اومدم داخل خونه با خودم فکرکردم چه جوری بیارمش داخل؟برگشتم بهش گفتم بهنام جان گذاشتمش بالای کمد رختخواب دستم نمیرسه باید بیای کمک تا درش بیاریم اومد حالا مادرهم هم تووی اتاق بغلی دار قالی داشت ومشغول بود&#8230;.بهنام اومد داخل اتاق اینوری وگفت کجاست؟ الکی کپسول گاز اوردم وگفتم بالاست &#8230;بعدش هم از پشت چسپیدم به کونش&#8230;گفت :نکن بابا ارگ کجاست؟ گفتم باید بهم بدی تا ارگ رابدم&#8230;رفت گوشه اتاق وایساد وگفت چی میگی؟گناه داره گناهه&#8230;گفتم من زده به سرم حالیم نیست ..زود باش اگه ارگ میخوای&#8230;.روشو برگردوند وپشت به من گفت بیا زود باش کاردارم&#8230;تمام وجودم گرم شد هیچی حالیم نبود حتی اگه کسی هم میومد&#8230;از روی شلوارسفیدی که داشت خودم رابهش چسپوندم&#8230;خیلی حال داد کیرم داشت میترکید&#8230;از ریشه ش درد گرفته بود بهش گفتم اینطوری نمیشه شلوارتو در بیار اولش زیربار نرفت ولی چند لحظه بعد کشید پایین شورت سیاه مایو داشت&#8230;شورتشو که دراورد قلبم انگار داشت از دهنم بیرون میومد یه لحظه پشیمان شدم ولی با دیدن کون تپل وسفیدش شلوارم رادر اوردم وکیرم را درست وسط کونش گذاشتم ..اخ نرم وتپل بود وکاملا حسش میکردم یه کم خم شد وبادستام دولمبه را کنار زدم وسوراخ خط خطی وسیاهش را دیدم وامان ندادم سر کیرم را فرو کردم تووش وشروع کردم به تلمبه زدن وقتی کیرم رابیرون آوردم زیر گه بود که سبز بود انگار دیشبش قورمه سبزی خورده بود دوباره فرو کردم داخل وچند تلمبه زدم ولپشو بوسیدم گرمای سوراخ کونش به اومدن ابم کمک کرد وهمون داخل ریختمش ودوسه دقیقه ای هم توو بغلم نگهش داشتم تا داغ حسرت این مدت که توو کف اون بودم درآد..بعد هم با شلوارورزشی من کونشو پاک کرد&#8230;.وگفت حالا برو ارگ رابیار برام. گفتم: بهنام منو ببخش !اصلا ارگی در کار نیست .. ناراحت شد ودوباره تکرار کرد&#8230; ومن هم&#8230;گفتم نیست به خدا ..همش الکی بود&#8230;.گفت پس بیا تا من هم یه دس تورو بکنم.. گفتم شرمنده بهنام خوشکلم حالم گرفته میشه تازه دارم حالشو میبرم&#8230; وبهنام با ناراحتی در خونمون را محکم زد ورفت وبا هم قهر شدیم..تا دوسال بعد که آشتی کردیم و دوباره یه شب توو کوچمون از روی شلوار بغلش کردم وآبم اومد&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176358</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده بلوند  با سینه های خوشگل و ناز</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Jul 2019 05:25:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاست]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمان]]></category>
		<category><![CDATA[چسپیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روزگاری]]></category>
		<category><![CDATA[ریختمش]]></category>
		<category><![CDATA[شدیمتا]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فکرکردم]]></category>
		<category><![CDATA[کردوگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میدادو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میومداز]]></category>
		<category><![CDATA[میومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسیم]]></category>
		<category><![CDATA[همگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[وسفیدش]]></category>
		<category><![CDATA[وسوراخ]]></category>
		<category><![CDATA[وکاملا]]></category>
		<category><![CDATA[ومشغول]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بعضی میدادو به من نمیداد فیلم سکسی .روزی روزگاری ساسان همکلاسیم یه ارگ ارزون قیمت که باباش ازقطر براش آورده بود را آورد مدرسه وسرود تمرین کردیم سکسی وبردش خونه.ماجرا از اونجا شروع شد که شاه کس مهرداد میره سراغ ساسان وبهش میگه ارگ را بهم میدی برا یه شب وساسان هم کونی توو رودربایستی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بعضی میدادو به من نمیداد فیلم سکسی .روزی روزگاری ساسان همکلاسیم یه ارگ</h2>
<p>ارزون قیمت که باباش ازقطر براش آورده بود را آورد مدرسه وسرود تمرین کردیم سکسی وبردش خونه.ماجرا از اونجا شروع شد</p>
<h3>که شاه کس مهرداد میره سراغ ساسان وبهش میگه ارگ را بهم</h3>
<p>میدی برا یه شب وساسان هم کونی توو رودربایستی قرارمیگیره ومیگه ارگم پیش مرتضی است وبعد هم سریع به من گفت</p>
<h4>که جنده مهرداد را بپیچون .خلاصه مهرداد اومد پیش من وگفت</h4>
<p>ساسان گفته ارگشو بدی به من پستون ومن هم گفتم نمیدم . مهرداد هی حساس شد وخیلی هم دلش میخواست از</p>
<h5>دست من کوس گرفته باشه ومیرفت پیش ساسان وزیراب منو میزد</h5>
<p>که ارگ رااز مرتضی بگیر وبده به من.دو سه روزی گذشت ومن ومهرداد که باهم همکلاسی هم بودیم وتوو راه مدرسه باهم سکس داستان میومدیم خونه یه</p>
<h6>روز به من گفت تو چرا ارگ ساسان ایران سکس را نمیدی</h6>
<p>به من ومن هم گفتم امانته نمیدم ازمهرداد اصرا واز من نه گفتن تا اینکه به در خونمون رسیدیم مهرداد گفت برو جان خودت برام بیار من هم از خداخواسته زد به سرم وگفتم باشه(ارگی هم نبود!) اومدم داخل خونه با خودم فکرکردم چه جوری بیارمش داخل؟برگشتم بهش گفتم مهرداد جان گذاشتمش بالای کمد رختخواب دستم نمیرسه باید بیای کمک تا درش بیاریم اومد حالا مادرهم هم تووی اتاق بغلی دار قالی داشت ومشغول بود&#8230;.مهرداد اومد داخل اتاق اینوری وگفت کجاست؟الکی کپسول گاز اوردم وگفتم بالاست &#8230;بعدش هم از پشت چسپیدم به کونش&#8230;گفت :نکن بابا ارگ کجاست؟ گفتم باید بهم بدی تا ارگ رابدم&#8230;رفت گوشه اتاق وایساد وگفت چی میگی؟گناه داره گناهه&#8230;گفتم من زده به سرم حالیم نیست ..زود باش اگه ارگ میخوای&#8230;.روشو برگردوند وپشت به من گفت بیا زود باش کاردارم&#8230;تمام وجودم گرم شد هیچی حالیم نبود حتی اگه کسی هم میومد&#8230;از روی شلوارسفیدی که داشت خودم رابهش چسپوندم&#8230;خیلی حال داد کیرم داشت میترکید&#8230;از ریشه ش درد گرفته بود بهش گفتم اینطوری نمیشه شلوارتو در بیار اولش زیربار نرفت ولی چند لحظه بعد کشید پایین شورت سیاه مایو داشت&#8230;شورتشو که دراورد قلبم انگار داشت از دهنم بیرون میومد یه لحظه پشیمان شدم ولی با دیدن کون تپل وسفیدش شلوارم رادر اوردم وکیرم را درست وسط کونش گذاشتم ..اخ نرم وتپل بود وکاملا حسش میکردم یه کم خم شد وبادستام دولمبه را کنار زدم وسوراخ خط خطی وسیاهش را دیدم وامان ندادم سر کیرم را فرو کردم تووش وشروع کردم به تلمبه زدن وقتی کیرم رابیرون آوردم زیر گه بود که سبز بود انگار دیشبش قورمه سبزی خورده بود دوباره فرو کردم داخل وچند تلمبه زدم ولپشو بوسیدم گرمای سوراخ کونش به اومدن ابم کمک کرد وهمون داخل ریختمش ودوسه دقیقه ای هم توو بغلم نگهش داشتم تا داغ حسرت این مدت که توو کف اونبودم درآد..بعد هم با شلوارورزشی من کونشو پاک کرد&#8230;.وگفت حالا برو ارگ رابیار برام. گفتم: مهرداد منو ببخش !اصلا ارگی در کار نیست .. ناراحت شد ودوباره تکرار کرد&#8230; ومن هم&#8230;گفتم نیست به خدا ..همش الکی بود&#8230;.گفت پس بیا تا من هم یه دس تورو بکنم.. گفتم شرمنده مهرداد خوشکلم حالم گرفته میشه تازه دارم حالشو میبرم&#8230; ومهرداد با ناراحتی در خونمون را محکم زد ورفت وبا هم قهر شدیم..تا دوسال بعد که آشتی کردیم و دوباره یه شب توو کوچمون از روی شلوار بغلش کردم وآبم اومد&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2775</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ببین عزیزم کیرم چه خوب به کونت میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 17 May 2019 15:57:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بچسبونه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوردن]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمش]]></category>
		<category><![CDATA[بزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بزنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پدرسوخته]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترمینال]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[خانومو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درامده]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلواره]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرشون]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتامون]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمو]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوها]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میافتاد]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میشهتا]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[همونیه]]></category>
		<category><![CDATA[هنگامه]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وسفیدش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ساله اول دانشگاه بود با فیلم سکسی دوستام رفته بودیم مرودشت خونه کرایه کنیم. که تو بنگاه دو سه تا دختر با یه مرد امده بودن خونه سکسی کرایه کنند.از شانس بد ما خونه گیرمون شاه کس نومد ولی یه شماره ناز به گلسا خانوم (دخترای که با اون مرده بودن) دادیم کونی و مجبور [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>ساله اول دانشگاه بود با فیلم سکسی دوستام رفته بودیم مرودشت خونه کرایه</h2>
<p>کنیم. که تو بنگاه دو سه تا دختر با یه مرد امده بودن خونه سکسی کرایه کنند.از شانس بد ما خونه</p>
<h3>گیرمون شاه کس نومد ولی یه شماره ناز به گلسا خانوم (دخترای</h3>
<p>که با اون مرده بودن) دادیم کونی و مجبور شدیم بریم خوابگاه بگیریم. گذشت و بعد دو هفته دختره زنگ زد</p>
<h4>به جنده موبایلم شماره خوابگاهو دادم زنگ زد خوابگاه شروع کردیم</h4>
<p>به مخ زدن &#8211; چند سالته؟- پستون 19- رشتت چیه؟- روانشناسی- بچه کجایی؟- چالوسبه خودم گفتم از اون کس سرخ و</p>
<h5>سفیداس که کوس اندازه یه کف دسته بدونه مو خلاصه باهاش</h5>
<p>قرار گذاشتمو رفتیم سر قرار.چند باری با هم رفتیم بیرون و یه دوبار سر حرف و باز کردم یه خورده هم دست سکس داستان مالیش کردم ولی</p>
<h6>موقییت جورنشد فرمونشو ببرم با هم پایه شدیم ایران سکس تا یه</h6>
<p>روز&#8230;&#8230;.جاتون خالی یه مانتو مشکی از نوع تنگش شلواره مشکی کوتاه چسبیده به اون رونای نازش با یه دونه ازروسری کوچولوها داره همراه گلسا میادااااااااااااا این همونیه که همه دنبالشن هنگامه! باورم نمیشد تو دانشگاه همه مرده یه نگاهش بودن تو دانشگاه خوشکل زیاد بود ولی این چیزه دیگه ای بود معمولا دخترای دانشگاه خودشونو می ساختن واسه پسرا ولی این یکی فرق می کرد بچه تهرون از اون مایه داراش خوشکل جوان و&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. سرتونو درد نیارم سلام و علیک کردیمو اون روز گذشت بعدا گلسا یه روز بهم گفت که بخاطر اینکه شماره خونمون رو می خواستم بدمت هنگامه رو اورده بودم که ببینه چه جور پسری هستی (اخه شماره خونه هنگامه خانوم تو دانشگاه حکم چک سفید امضا داشت)واسه هرکس میگفتم زیدم دوسته هنگامهه می خواس با من پایه بشه خودشو بچسبونه به ما حتی یه دفه چنتا از این ترم اخریها که خیلی ادعا داشتن دورو برمو گرفته بودنمنم بهشون وقتی گفتم که شمارشو ندارم می خواستن خشک خشک منو بکنن. تا یه روز که اخرای اسفند بود همه داشتن میرفتن واسه عید شهرشون زنگ زدم خونشون دیدم هنگامه برداش باهاش یه کم خودمونی شده بودم گوشی رو داد به گلسا. گفت که دارم میرم ترمینال که برم چالوس. بیا دنبالم تا با هم بریم خلاصه رفتم دنبالش زنگ زدم درو باز کرد رفتم تو تا ساکشو بردارم که هنگامه رو دیدم چه دیدنی از حموم اومده بود بیرون یه تاپ صورتی شورتک مشکی سینها سیخ سیخ بدن اینوهو برف یه دفه چشم تو چشم شدیم حس کردم با نگاش یه چیزی میگه!داشتم می خردمش که گلسا گفت چشاتو درویش کن! منم خودمو زدم به اون راه!زیرشو کشیدم تو راه از گلسا پرسیدم هنگامه کی میره خونه اونم گفت بیلط گیرش نومده فردا. امشبم تنهاست.گذشت تا اومدم خوا بگاه یه حسی بهم می گفت زنگ بزن! منم به خودم می گفتم ما و هنگامه مگه میشه.تا اخر دلم طاقت نیاورد زنگ زدم نمی دونسم چی بگم سلام علیک کردمو یه سری حرفه مفت زدمو تا یه دفه از زبونم پرید بیرون گفتم تنهایی؟ گفت اره همه رفتن دلو زدم به دریا گفتم می خوای بیام پیشت اولش یکه خورد بعد از نیم ساعت فلسفه بافتن قرار شد بریم شام بخوریم توخیابون همه شاخشون درامده بود من با این گوشت حقه دارم راه میرم&#8230;..تا رفتیم در خونه برسونمش رسیدیم دم در دل تو دلم نبود تا که گفت بفرمایید تو نمی دونسم تعارف میکنه یا جدی میگه!دلو زدم به دریا گفتم اول شما درو باز کرد رفت تو ما هم اینوهو گاو سرمونو انداختیم پایین رفتم تو به خودم می گفتم خرت از پل گذشت امشب بهترین کس دانشگاه رو میکنی! رفتم تو. رفت تو اتاق لباساشو دراورد همون تاپه باشلوارک رو کرد تنش تو اتاق نشسته بودم گفت چایی یا قهوه گفتم هر کدوم شما می خورید درست کرد اومددولا شد تعاروف کنه چشم به اون سینه های سرخ وسفیدش افتاد داشتم می خوردمش که گفت مگه گلسا صبح نگفت چشاتو درویش کنی!منم کیرم پاشده بود زیره کمربنده بود با یه خورد من من گفتم به من حق بده کار سختی ازمن می خوای انجامش بدم اونم نشست کنارمو گفت می تونی اوشب استثنا اسونش کنی قهوه تو بخورمونده بودم چه جوری شروع کنم خدایش میترسیدم برم طرفش بعد زایع بشم تا گفت ببخشید دیگه شلوار راحتی نداریم امشب باید با شورت بخوابید خیره تو چشاش حس کردم فاصله صورتامون داره کم میشه که یه دفه نفهمیدم چی شد که لبامون رفت توی هم !بعد یه دقیقه که به خودم اومدم گفتم نباید کم بیارم همه ارزوی یه جواب سلام هنگامه رو دارن کشیدمش طرفه خودم دست کردم تو سینه هاش زد پشته دستم گفت مگه سینه هم می خوای؟گفتم اره دیگه!گفت شرط داره!گفتم چیه؟گفت رخت خواب امشبو تو باید بندازی! رخته خوابو انداختم دستشو گرفتم خوابوندمش اومدم برم تو لباش صورتشو کشید گفت اگه به گلسا نگفتم!منم بهش گفتم کون لق گلسا رفتم تو لبش بادستامم تاپشو دراوردم! واااااااااااااااااااااای اینهو برف سفید اومدم برم سینشو بخرم گفت مگه شام نخو ردی منم گفتم این دسره شروع کردم بخوردن سینشبعد شلوارکشو دراوردم دیدم یه کس ناز سفید موهاشم زده بود بالاشم زخم شده بود شروع کردم بخوردن دیدم دیگه بلبل زبونی نمی کنه عرق کرده داغ شده سروصداش دراومده زود باش زود تر چیکار می کنی به خودم گفتم این همونیه کی تو دانشگاه هیچ کسو به خروسکش حساب نمی کرد داشتم روی پاشو می خوردم که حس می کردم زبونم هی بیشتر میره ته سرمو اوردم بالا پاهاشو بازکردم دیدم دختره جلوش بازه!ترسیدم یه دفعه گفت چیه تا حالا کس ندیدی یا تا حالا کس نکردی ؟منم لباسامو دراوردم کیرمو که دید گفت حتما می خوای برات ساک بزنم؟گفتم پس چی نشستم رو سینش کیرمو گذاشتم دم دهنش اول نمی خورد بازور دادمش خوردبعد بهم گفت کاندوم که داری منم گفتم نه گفت پس همین جور که می کنی فکر کن اسمه بچه رو چی بزاریم خیره شدم تو اون چشمای ابیش رفتم تو لبش با دستش کیرم گرفت گذاشت تو کسشه اهی کشید و محکم منو چسبید انکارکرد بودم تو ژله ! پدرسوخته حرفه ای بود!پاهشو انداخته بود دور کمرم زبونشم قفل کرده بود تو زبونم تلمبه زدنمو سریع تر کردم اخ و اوخش دراومده بود فشارم می داد تا یه دفعه یه جیغی کشید و ساکت شد!حس کردم کیرم داغ شده گفتم نکنه ابم اومده ریختم توش!دراوردمش بهم می گفت مرسی مرسی چشماشو بسته بود فهمیدم اون ارضا شده نه من از حال رفته بود چرخوندمش روی شکم خوابوندمش اصلا حالیش نبود با کرم کیرمو چرب کردم گذاشتم دمه سوراخش فشار دادم یهو بخودش اومد گفت چیکار می کنی درش بیار درد داره بهش اعتنایی نکردم خیلی درد میکشیدحس می کردم درد میکشه ولی یادم به اون<br />
نازو اشوه های دانشگاهش که میافتاد می گفتم حقشه داشت ابم میومد تلمبه زدنو بیشتر کردم اخو اوخش به جیق وفحش تبدیل شده بود کیرم و دراوردم گرفتم روبه صورتش ابمو از ریختم توی اون صورت خوشکلش که همرو تو دانشگاه دیونه کرده بود خوابیدم روش دیگه هیچی نفهمیدم تاصبح که دیدم هنگامه صدام میکنه میگه پاشو صبحونه بخوربعدم رفتیم ترمینال هنگامه خانومو سوار اتوبوسش کردیم فرستادیمش رفت! خلاصه من اون ترم اول کسی رو کردم که اون سال بالاییها که با این همه ادعا تو کف یه گوشه چشمش مونده بودن!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174018</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 24/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-21 11:08:05 by W3 Total Cache
-->