<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>وشرتشو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%88%d8%b4%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d9%88/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:22:39 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.1</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>وشرتشو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دوست خواهرم خوب بلده حواس منو پرت کنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%84%d8%af%d9%87-%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%be%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%84%d8%af%d9%87-%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%be%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Dec 2019 09:22:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطره]]></category>
		<category><![CDATA[برخورده]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذارم]]></category>
		<category><![CDATA[بودديگه]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[تماشاي]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلي]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونو]]></category>
		<category><![CDATA[سريعتر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[كاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مشغوله]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[وشرتشو]]></category>
		<category><![CDATA[يواشكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مسافرت كرديم.در اين مسافرت زن فیلم سکسی همسايمون كه اسمش مينا بود و حدود 30-35 سال سن داشت خيلي مورد توجه من بود.مينا زني بود خوش هيكل سکسی با باسن بزرگ كه خيلي حشري بود شاه کس ولي سينه هاش زياد بزرگ نبودو از نظر من هم مشكلي نداشتند.بعد از اين مسافرت کونی ما با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مسافرت كرديم.در اين مسافرت زن فیلم سکسی همسايمون كه اسمش مينا بود و</h2>
<p>حدود 30-35 سال سن داشت خيلي مورد توجه من بود.مينا زني بود خوش هيكل سکسی با باسن بزرگ كه خيلي حشري</p>
<h3>بود شاه کس ولي سينه هاش زياد بزرگ نبودو از نظر من</h3>
<p>هم مشكلي نداشتند.بعد از اين مسافرت کونی ما با آقا رضا (شوهر مينا)صميميتر شديم بطوريكه هر هفته تو خونه ي يكي</p>
<h4>جمع جنده مي شديم.البته اين را هم بگم من خيلي مينا</h4>
<p>رو تحت نظر داشتم و راستش پستون خيلي خجالت ميكشيدم كه موضوع رو با او در ميان بگذارم و از او</p>
<h5>طلب سكس کوس كنم.در هر حال&#8230;&#8230;مينا هم زني نبود كه به</h5>
<p>هر كي بله بگه چه برسه به من 19 ساله كه تازه مي خواستم كنكور بدم.بعد از اينكه كنكورمو دادم پدرو مادرم سکس داستان قرار شد براي</p>
<h6>يك جشن عروسي به تهران برن وتا يك ایران سکس هفته خونه</h6>
<p>خالي بود.برادرم هم هر روز صبح زود به كار ميرفت و شب به خونه برمي گشت.اين را هم بگم كه مادرم بعضي وقتها به خونه ي مينا ميرفت و هميشه مجالسه زنانه تشكيل ميدادندوخلاصه مينا با مادرم خيلي صميمي بود.در اين مدت كه پدرومادرم تو مسافرت بودند منم مشغوله تماشاي تلويزيون وبازيهاي كامپيوتري بودم. زياد نميتونستم خودمو مشغول كنم تا اينكه &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. در يكي از همين روزها زنگ تلفن زده شد.من مشغوله تماشاي تلويزيون بودم.زود صداي تلويزيونو كم كردم تلفنو برداشتم.ديدم مينا پشت خطه ._سلام_سلام مينا خانم_سلام آرمين خوبي؟_بله مرسي_مي خواستم بگم كه مامانت قبل از رفتن به تهران يه پاكت خريده بود و گذاشته بود خونه ي ما و يادش رفته بود بيادو اينو ببره .بي زحمت بيا اين پاكتو ببر._باشه همين الان مياماولش خوشحال شدم كه ميتونم مينا رو ببينم ولي بعدا ديدم كه بايد بخاطره پاكت اونجا برم.بهرحال تلويزيونو خاموش كردم و به خونه ي مينا اينا رفتم.خونه ي اونا فقط 20 قدم با خونه ي ما فاصله داشت و ميدونستم كه آقا رضا هم زودتر از ساعت 9-8 به خونه برنميگرده.در خونشونو زدم و منتظر موندم.در باز شدو داخل شدم مينا رو با يه چادره رنگي پشته در ديدم كه واستاده.سلام كردمو داخل شدم._پاكت كجاست؟_تو اتاقه برو برداربا اجازه وارد اتاق شدم ولي هرچي اونور اينور نگاه كردم پاكتي پيدا نكردم.همين كه برگشتم كه بگم پاكت كجاست ديدم كه مينا چادرو انداخته رو زمين و با يه شرت و كرست جلوم واستاده.همون جور هاج و واج داشتم به مينا نگاه ميكردم.اول مينا شروع كرد:_آرمين جون بنظر تو من زن خوشگليم؟منم كه هنوز تو شوك بودم گفتم:_ببخشين مينا خانم پاكت كجاست بدين برم._بابا پاكتي در كار نيست مي خواستم تو رو ببينم.جوابمو ندادي؟كيرم ديگه داشت سيخ مي شد كه با پر رويي گفتم:_شما خانم حشري و خوشگلي هستين ولي من بايد برم.ولي مينا با يه حركت سريع منو بغل كرد و نذاشت حرفمو تموم كنم.لباشو رو لبام گذاشت .كيرم سيخه سيخ شده بود.ديگه داشتم كنترلمو از دست ميدادم ولي با يه حركت سريع خودمو از مينا جدا كردم.مينا با تعجب به من گفت:_نكنه تو منو تو اين مدت نمي خواستي؟با يه لحنه نرم ولي رسمي گفتم:_نه مينا خانم من 4 ماهه كه مي خوام باهاتون رابطه داشته باشم اما&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;._اما چي؟_ديگه نميتونم به چهره ي آقا رضا نگاه كنم._مينا كه داشت منو مسخره ميكرد گفت:_با رضا 3 هفته ست كه يه سكسه درست حسابي نداريم.راستش وقتي اين حرفو شنيدم زياد تعجب نكردم چون شنيده بودم كه دختري هم كه مينا داره به زور داره و4 سال بود بچه دار نميشدن.خلاصه سروش (كيرم)به من گفت كه خره خودش مي خواد تو نمي خواي؟منم كه ديگه تحمل نداشتم پريدم رو مينا يه لب جانانه ازش گرفتم .بعد به من گفت بريم روتخت.معلوم بود كه مينا خيلي وقت منتظر اين فرصت بود .مينا منو انداخت رو تخت و يواشكي شلوارمو با شرتم كشيد پايين .با دستش داشت كيرمو ميماليد بعد با زبونش شروع كرد به ليسيدن .ديگه داشتم ميمردم ناكس خيلي خوب ساك مي زد.منم كه هي ااااااه ه ه ه اوففففففف ميكردم كه ديدم مينا يه كاندوم رو كيرم كشيد.با تعجب بهش گفتم:_اين برا چيه؟_تاخير دهنده هست حال ميدهمينا ديگه حشري شده بود و فقط كير مي خواست منم زود مينا رو برگردوندم وشرتشو دراوردم.شروع كردم كسشو ليسيدن.انصافا كسه ترو تميزي داشت .مينا هم به التماس افتاده بود كه بكنمش ولي من مي خواستم طمع اين سكس از يادش نره به همين جهت عجله نميكردم.سينه هاي مينا مثل سنگ محكم شده بودن. بعد از ليسيدن اونها يه تف انداختم لب كسش بعد كيرمو ماليدم به كسش.حالا پاهاي مينا رو شونم بودن و كيرم لب كسش&#8230;&#8230;.با يه اووووووووففففففف بلند به من چراغ سبز نشون داد.كيرمو محكم كردم تو كسش ._آييييييييي يواش جونمشروع كردم تلمبه زدن .هر لحظه سريعتر ميكردمش مينا هم به نسبت كردنم جيغ مي كشيد صدايي كه با برخورده بدنم به لگنش ايجاد ميشد حشريترم ميكرد.مينا از صداهاش معلوم بود كه مي خواد ارضا ميشه.با صداي بلند جيغ زد:_آرمين مححححححككككككممممممتتتتترررآبم داشت ميومد .بهش گفتم:_مينا ابم داره مياد_بريز دهنم مي خوامشزود كيرمو آوردم بيرون كاندومو از كيرم كشيدم همه ي آبمو ريختم دهنه مينا .اونم همشو گورت داد و بصورت حرفه اي تمومه ابمو از كيرم كشيد بيرون و يه ساك توپ به كيره نيمه جانم زد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%84%d8%af%d9%87-%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%be%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177488</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم شاه کس در حین خیانت  به گا میره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d9%86-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%da%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d9%86-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%da%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%b1/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Jun 2019 07:35:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماسش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایشالله]]></category>
		<category><![CDATA[بافشار]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمیشه]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تااینکه]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزس]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[قرارشد]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواره‬]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[نصیبتون]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[ودستمو]]></category>
		<category><![CDATA[وشرتشو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی من یه خواهر زن داشتم که شاه کس 7سال از زنم کوچکتر بود 18ساله بود.همیشه از طرز نگاه کردنش حدس میزدم که ازمن کونی بدش نمیاد .چندبار که شب خونمون مونده بود نصفه شب میرفتم سراغش وسینه هاش و جنده میمالیدم سینه هاش خیلی خوش فرم وسفت بود ودستمو میکردم توشرتش .همیشه کسش خیس [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی من یه خواهر زن داشتم</p>
<h3>که شاه کس 7سال از زنم کوچکتر بود 18ساله بود.همیشه از طرز</h3>
<p>نگاه کردنش حدس میزدم که ازمن کونی بدش نمیاد .چندبار که شب خونمون مونده بود نصفه شب میرفتم سراغش وسینه هاش</p>
<h4>و جنده میمالیدم سینه هاش خیلی خوش فرم وسفت بود ودستمو</h4>
<p>میکردم توشرتش .همیشه کسش خیس بود پستون بعضی وقتها هم کیرمو میمالیدم به کسش اونم مثلا خودشو میزد به خواب .ولی</p>
<h5>از ترس کوس اینکه زنم بیدار نشه زود بیخیال میشدم ویه</h5>
<p>جلق میزدم خودمو خلاص میکردم .تااینکه دوسال پیش یه شب مهمونی بودیم حال پسرم 1سالش بود بهم خورد بازنم وخواهرزنم بردیمش بیمارستان سکس داستان .گفتند باید بستری</p>
<h6>بشه ساعت 1نصفه شب بود قرارشد زنم پیش ایران سکس بچه بمونه</h6>
<p>منم خواهرزنمو برسونم خونه خودشون فرداش بیاد پیش خواهرش .از بیمارستان که اومدیم بیرون گفتم خونتون دوره حالا هم که فردا باید بیای بذار بریم خونه ما شب اونجا باش من برمیگردم بیمارستان .اونم قبول کرد .بردمش خونه خودمون و به بهانه بیمارستان زدم بیرون . بعداز نیم ساعت که مطمئن شدم خوابیده برگشتم خونه ماهواره رو روشن کردم وکانالهای سکسی رو نگاه میکردم کیرم بد جوری سیخ شده بود وکلی دلش رو صابون زده بود واسه خواهرزنه . اونم فکر کنم که متوجه اومدن و فیلم نگاه کردن من شده بود ولی خودشو توی اتاق بچه به خواب زده بود .دیگه نمیتونستم تحمل کنم یواش رفتم تواتاق خواب دیدم یه شلوار وبلوز خانمم روپوشیده وطاقباز خوابیده .رفتم سراغش اول خوب سینه هاشواز روی لباس مالیدم بعد لباسشوزدم بالا سوتینشو زدم کنار وسینه های لختشو مالیدم خیلی حال میداد اونم خودشو به خواب زده بود وهیچ حرکتی نمیکرد ولی معلوم بود حال میکنه شروع کردم به خوردن سینه هاش وبوسیدنش خیلی سینه هاش خوشمزه بود داشتم دیوونه میشدم کیرمو از روی شلوار میمالیدم به کسش .شلوارشو وشرتشو باهم کشیدم پایین وای چه کس وکونی اولش یه ذره مقاومت میکرد ولی بعدش شل شد .کیرمرمو میمالیدم به کس خیسش کلی حال داد هم خیس وهم نرم و هم گرم بود .بعداز مالیدن یهو ترسیدم پردشو بزنم اونم هی پاهاشو میچسبوند به هم .برش گردوندم وکیر سیخ شدمو گذاشتم رو سوراخ کونش وای چه کونی بود بعداز یه ذره درمالی یواش یواش کیرمو کردم تو کونش یه جبغ کوچیکی کشید ولی با اینکه معلوم بود درد داره خودشو زد به خواب وهیچ حرکتی نمیکرد .جاتون خالی کلی تلمبه زدم تو کونش اونم به نفس نفس افتاده بود بعد یه تکونی خورد یه آه طولانی کشید که معلوم بود ارضا شده منم بافشار تمام آبمو خالی کردم تو کونش وهمونجوری تا چند دقیقه روش خوابیدم .نمیدونید چه حالی داد کردن کون خواهر زن ایشالله نصیبتون بشه واقعا راست میگن خواهرزن مثل نون زیر کباب میمونه چون به همون اندازه خوشمزس .کردن کونش خیلی خوب بود خواهرش از عقب نمیده میگه خیلی درد داره منم اصرار نمیکنم . نمیدونه خواهرش رو از کون کردم چه حالی کرده . بگذریم از روش بلند شدم رفتم دستشویی وقتی برگشتم دیدم در اتاق رو قفل کرده .ترسیدم گفتم نکنه فردا همه چیو بگه کلی التماسش کردم تا درو باز کرد .بغلش کردم ازش معذرت خواهی کردم وازش قول گرفتم به هیچکس هیچی نگه اونم قول داد نگه ونگفت .وقتی ازش پرسیدم چرا درو قفل کردی .گفت هم خجالت میکشیدم وهم ترسیدم بازم بیای سراغم وپردمو بزنی بوسش کردمو اونم منو بوس کرد گفتم من میرم بیمارستان توهم بگیر بخواب رفتم بیرون بعد که خونه رو از بیرون نگاه کردم دیدم نشسته پای ماهواره وداره تند تند کانال عوض میکنه معلوم بود دنبال فیلم سکسی میگرده .منم برگشتم بیمارستان .بعداز اون ماجرا هنوزم نگاهاش همون جوریه و با اینکه جلوی من روسری سرش میکنه ولی معلومه هنوزم میخواره ولی دیگه موقعیت جور نشد بکنمش .میبینمش کیرم سیخ میشه .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d9%86-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%da%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2009</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دوست های صمیمی دوست دارن با یک کیر سیاه حال کنن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%db%8c%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%db%8c%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Jun 2019 07:22:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگلیس]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاییکه]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جریانی]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادهام]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دولیوان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[سایتهای]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[قرصارو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتره]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مادرمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمت]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلشو]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[وشرتشو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و شش سالش بود و فیلم سکسی بابام شش سال پیش رفته به انگلیس تا مثلا کار کنه. توی این شش سال فقط از داشتن پدر نامه سکسی میاد و بعضی وقها پول . بگذریم شاه کس تا اونجاییکه یادمه توی این شش سال خودم کار کردمو خرج خودمو دراوردم. خلاصه بعداز کونی حدودا چهار [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>و شش سالش بود و فیلم سکسی بابام شش سال پیش رفته به</h2>
<p>انگلیس تا مثلا کار کنه. توی این شش سال فقط از داشتن پدر نامه سکسی میاد و بعضی وقها پول .</p>
<h3>بگذریم شاه کس تا اونجاییکه یادمه توی این شش سال خودم کار</h3>
<p>کردمو خرج خودمو دراوردم. خلاصه بعداز کونی حدودا چهار سال پیش یه کامپیوتر خریدم و این جریانی که تعریف میکنم بعد</p>
<h4>از جنده خرید کامپیوتره . یه شب دم در خونمون با</h4>
<p>دوستم نشسته بودم که دیدم عجیب پستون رفته تو موبایلشو در بیا هم نیست بهش گفتم تو موبایلت چی داری؟ گفت</p>
<h5>یه داستان کوس گفتم داستان اونم تو موبایل گفت باورت نمیشه</h5>
<p>بیا بخون. از اول داستان آورد و من شروع کردم به خوندن موضوع داستان سکس غیر علنی با مادر بود. بهش گفتم سکس داستان این چرتو پرتا</p>
<h6>چیه میخونی گفت واقعیه! خلاصه تا اخر داستانو ایران سکس خوندمو بهش</h6>
<p>گفتم دم مادره گرم خیلی باحال بوده. خلاصه این داستان رو من اثر گذاشت خیلی در موردش فکر کردم که کار مادره درست بوده یا نه. ازش در مورد اینترنت سوال کردم و آوردمش خونمون که چه جوری میشه رفت تو اینترنت. اونم شروع کردبه من توضیح دادنو رفت تو اینترنت یه ادرس وارد کردو دیدم یه لیست از سایتهای سوپر باز شد و به اسم(kar20.com)خلاصه رفت داخل سایتو رفت تو قسمت داستانهای سکسی دقیقا همون داستانو برام اورد و به من اینترنتو یاد داد و یک فیلتر شکن هم بهم دادو گفت با این برو تو این سایت و وقتی داشت میرفت بهم گفت خوش به حالت خودتیو مامانت. کاش من جای تو بودم. منم بهش گفتم گمشو چرتو پرت نگو . شب شدو من که زیاد سمت کامپیوتر نمیرفتم وقتی سرمو بلند کردم دیدم حدودا پنج ساعت تو اینترنت بودم باورم نمیشد همه چیو یک جور دیگه میدیدم عکس مادرمو که کنار تختم بود یه جور دیگه نگاه میکردم خلاصه عجیب راست کرده بودم خودم از دیدن کیرم تعجب کرده بودم. ساعتو نگاه کردم دیدم ساعت دو شبه. درو باز کردم رفتم تو اتاق مادرم صداش کردم دیدم خوابه دوباره صداش کردم گفت چی شده گفتم خواب بد دیدم ترسیدم گفت بیا پیشم بخواب منم سریع رفتمو پیشش خوابیدم اینقدر منتظر شدم تا خوابش برد. یواش یواش توی نور چراغ خواب رفتم پشتشو خیلی آروم دامنشو دادم بالا. خلاصه به شرتش رسیدم کیرمو درآوردم و منکه تا اون موقع جق نزده بودم با دیدن شرتش شروع کردم به زدن. بعد از یه مدت دیدم کیرم داره منفجر میشه دیگه حالم دست خودم نبود خودمو به زور کنترل کردم ابمو ریختم رو شرتش و تا صبح مثل جنازه افتادم. صبح زودتر مامانم از خواب بیدار شدم تا ببینم چه گندی زدم. دیدم خبری نیست. خیالم راحت شد و زود رفتم صبحانه اماده کردم و خوردمو رفتم سرکار. عصری که از سر کار برگشتم گفتم امشب هر جور شده حتما باید بکنمش رفتم پیش دوستم بهش گفتم راستی منظورت چی بود گفت بهت حسودی میکنم چون خودتیو مامانت هر کاری دوست داری میکنی من جای تو بودم یه قرص میدادم ویه دل سیر بدون مزاحمت یه کس وکون سیر میکردم گفتم چه قرصی میدادی گفت صبر کن رفت از خونشون سه تا قرص اوردو بهم داد گفت از این قرص گفتم به دردم نمیخوره گفت من منتظرم منو مامانم یه شب تنها بشم تا صبح ده دفعه میکنمش گفتم دیوونه ای خلاصه قرصو بهش دادمو گفت به دردم نمیخوره چند بسته دارم انداخت گوشه کوچه وخلاصه بعد از چند دقیقه خدافظی کردیمو من امدم خونه بعد سریع رفتمو قرصارو برداشتم اومدم خونه تا ساعت ده شب خودمو با داستانهاییکه از اینترنت گرفته بودم مشغول کردم بعد دولیوان شربت درست کردم داخل یکی از لیوانها دوتا قرص انداختمو خوب به هم زدم بردم برای مامانم خلاصه خوردو منم داشتم دیوونه میشدم خلاصه کلافه شده بودم تا مامانم بخوابه خلاصه خوابیدو منم به بهانه اینکه میترسم پیشش خوابیدم تا اینکه رفتم کامپیوترو روشن کردم شد ساعت دو کامپیوترو خاموش کردم رفتم بغل مامانم خوابیدم اروم دامنشو بالا زدم وشرتشو اروم کشیدم پایین تر سیدم نکنه طوریش شده باشه دیدم نفس میکشه کیرمو دراوردم کمی روغن زیتون ریختم روش حسابی چربش کردم با ترس اینکه از خواب بیدار شه اروم گذاشتم لای کونش اروم فشار دادم توش. دیدم نه خبری نیست انگشتمو چرب کردمو کم کم کردم تو سوراخ کونش بعد کیرمو کردم تو کسش. خیلی حال میداد کم کم حالت دیشب بهم دست داد سریع کشیدم بیرون فشار دادم تو کونش حس کردم سرش رفت تو همه ابمو توش خالی کردم دیگه نفهمیدم چی شد همون جور خوابم برد صبح مثل خلا از خواب بیدار شدمو سریع همه چیو روبراه کردم و سریع صبحانرو درست کردمو رفتم سره کار. این ماجرا اولین سکسی بود که داشتم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%db%8c%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174448</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 23/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-04-18 22:45:15 by W3 Total Cache
-->