<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>وشلوارم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%88%d8%b4%d9%84%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:26:50 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>وشلوارم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کردن تو گلشو و بازی با سوراخ کونش رو خیلی دوست داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Dec 2019 10:06:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتري]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهن]]></category>
		<category><![CDATA[جالبتر]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصيات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستاناش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کارامون]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسات]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[متشکرم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولي]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همچنين]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[يکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[يواشکي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله ) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر</h2>
<p>بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله</p>
<h3>) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش</h3>
<p>و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا هيچ کاري نکردم و اين داستانها !از خصوصيات اين دختره براتون بگم</p>
<h4>که جنده قدي حدود ۱۷۰ داشت با هيکلي تو پر و</h4>
<p>سينه هاي بزرگ که وقتي با پستون لباس تنگاش اونو يواشکي ديد مي زدم منو ديوانه مي کرد و از خصوصيات</p>
<h5>رفتاريش هم کوس بگم که چادري بود و خيلي محجبه بازي</h5>
<p>در مي ياورد !بعد از گذشت ۶ ماه از عقدشون نامزد اين دختره تصادف مي کنه و مي ميره و تا دو سکس داستان ماه بعد از</p>
<h6>اين ماجرا من ديگه بي خيال اين قضيه ایران سکس شده بودم</h6>
<p>و مي گفتم ديگه هيچ کاري نميشه کرد تا اينکه يه روز که از خونمون بيرون اومدم و منتظر تاکسي بودم که ديدم اون هم اومد کنارم و منتظر تاکسي موند تا يه تاکسي اومد کنارمون ايستاد و از شانس من دوتا مرد جلو نشسته بودن و يه پيرزن چاق که نصف صندلي پشت رو اشغال کرده بود رو صندلي پشت نشسته بود و من و ژاله ( از اين به بعد با اسم غير واقعي ژاله ) رو صندلي پشت نشستيم و نشستنمان طوري بود که از مچ پاها تا بازوهامون جفت هم بودن و من تو يه عالم ديگه بودم و اين تاکسي هم تو اون ترافيک هي ترمز مي زد و حس ما رو جالبتر مي کرد تو ماشين همينطور مشغول صحبت بوديم و من هي خودم رو بيشتر به اون جفت مي کردم به طوري که ديگه کيرم شق شق شده بود و ديگه داشت شورت وشلوارم رو پاره مي کرد و اون هم هي زير چشمي يه نگاه به شلوار باد کرده ما مي کرد و يه لبخند مشتي ميزد و ما هم افه معرفت اومديم کرايه رو حساب کنيم که ديدم دست من رو گرفت و گذاشت رو پاش و گفت نه اينکار رو نکن و من هم چون نمي خواستم دستم از روي پاش تکون بخوره ديگه بي خيال حساب کردن کرايه شديم تا اينکه رسيديم به مقصدمون ، بعد از پياده شدن از ماشين موقع خداحافظي به من گفت از ديدنت خيلي خوشحال شدم و به ما سر بزن !ما با اين شق دردمون بعد از رسيدن به کارامون اومديم خونه و يه جق مشتي زديم و هميشه تو کفش بوديم تا اينکه يه روز اينها يه سيستم مي خرن و ما رو هم مي برن براشون بازي و چند تا نرم افزار درست کنيم و ما هم رفتيم و کارشون رو راه انداختيم و موقع برگشت به خونه ژاله گفت بايد بياي کار با کامپيوتر رو به من ياد بدي و من هم گفتم هر وقت خواستي زنگ بزن ميام ۳ روز بعد ديدم زنگ زد و گفت من تنهام ، مياي يادم بدي و من هم گفتم چشم و برقي لباس پوشيدم و ( قبلش از تو وسايل داداشم يه کاندوم گرفتم و به کيرم پماد ليدوکائين هم زدم تا اگه به ما پا داد زود پنچر نشيم ) زود رفتم در خونشون اون هم در رو باز کرد و من رفتم تو !تنش هم يه دامن بلند و يه پيراهن معمولي و با روسري بود بعد از رفتن به سراغ کامپيوتر گفت من امروز يک کارت اينترنت گرفتم و چون بلد نيستم از تو خواهش کردم بياي و رفت کارت آورد من هم مشغول ساختن يه Connecttion شدم و ژاله رفت شربت بياره و من تو همين اوضاع تو اين فکر بودم که برنامه رو چجوري رديف کنم که چيزي نصيبمون بشه که ژاله اومد و يه صندلي آورد و نشست کنارم و گفت تمومش کردي يا نه هنوز ؟!منم بعد از رديف شدن همه چي وارد اينترنت شدم و بهش گفتم دوست داري تو چه سايت هايي بريم و گفت نمي دونم منم بهش گفتم در چه زمينه اي باشه علمي ورزشي سياسي جوک سکسي و اين برنامه ها و ژاله گفت چه سايتهايي به نظرت خوبن و من باز هم پرسيدم در چه زمينه اي و اون گفت سکسي ( من تو دلم گفتم ديگه رديفه ) و رفتم تو سکاف و گفتم اين سايت خيلي با حاله و من هميشه داستاناشم مي خونم و گفت يکي از داستاناش رو بزار و من هم يه داستان براش گذاشتم و اون همونطور که مشغول خوندن داستان بود يه نگاهي هم به کير صاحب مرده ما هم مي انداخت و يک دفعه دستش رو گذاشت رو کيرم و پرسيد دلت مي خواد اين داستان براي ما هم اتفاق بيفته من هم گفتم چرا نه و هميشه منتظر اين لحظه بودم ، ژاله گفت پس صبر کن من الان ميام و من هم رفتم رو تختش نشستم و ميگفتم چجوري و از کجاش شروع کنم که ديدم بايه شورت وکرست سفيد در اتاق رو باز کرد و اومد توي اتاق واي داشتم ديوانه مي شدم تا چند لحظه اصلا مات و مبهوت بودم که گفت مگه نمي خواي شروع کني و من هم با يک صداي لرزان گفتم چرا و بلند شدم رفتم پهلوش و دو تا دست رو از زير بغلش بردم ولي اون دستم رو رد کرد وگفت لباسات رو در بيار و من هم سريع شلوار و تي شرتم رو در آوردم و با يه شورت رفتم پهلوش وقتي کير باد کردم رو ديد گفت چه شود !من به پشت سرش رفتم و مشغول نوازش مواهاي سرش شدم واز پشت بهش جفت جفت شدم بطوري که کيرم رو بين خط سوراخ عقبش مي مالوندم و اون سرش رو برگردوند و من لبام رو بردم به سمت لباش و اون لبهاي که براي من مثل قند بودن رو شروع کردم به خوردن و من لب پايينش رو مي خوردم واون لب بالاي من رو من رفتم سراغ گردنش و شروع کردم به بوسيدن وليسيدن گردنش ديدم آتيشش خيلي تنده هنوز هيچي نشده رفت سراغ کيرم و آخو اوخش در اومد ومن هم رفتم پشتش و کرستش رو باز کردم و سينه هاش رو آزاد کردم عجب چيزي بودن سفيد مثل برف وبا نوکهاي قهوهاي روشن و من مشغول خوردن سينش شدم و هر وقت يکي از سينه هاش تو دهنم بود با دست ديگم نوک سينش رو فشار مي دادم نوک سينه هاش به اندازه يک بند انگشت متورم شده بودند و اون گفت تحملم ديگه نموم شده و بزار تو ديگه ( هم من از کس ليسي بدم ميومد و هم اون از ساک زدن ) گفتم بشين رو تخت و دراز بکش و شورتش رو در آوردم و با يه کس خوشگل و بدون حتي يه خال رو به رو شدم ، کسش خيس خيس بود سريع شرت خودم رو هم در آوردم وبهش گفتم خشک که نميشه گذاشت تو !گفت صبر کن و از ميز کنار تخت يه کرم نيوا آورد و مالوند به کيرم و گفت بزار تو ديگه ! من هم ازش پرسيدم که تو کدوم سوراخش بزارم ؟! ( آخه هنوز عروسي نکرده بودن و بعد از فوت نامزدش نصف مهريه اش رو گرفته بود ) کيرم رو بردم سمت کسش و ديدم هيچ عکس العملي نشون نداد و من (تازه به ياد کاندوم افتادم ) و يکدفعه بلند شدم و رفتم سراغ شلوارم و گفتم اصل کاري رو فراموش کردم و کاندوم رو از جيب پشت شلوارم در آوردم و گفتم بکش روش و اون هم گفت بدون کاندوم !ما هم گفتيم خطريه ها !گفت اشکالي نداره مواظب باش !کاندوم رو پرت کردم يه گوشه و دو تا پاش رو رو با دستام بلند کردم گذاشتم رو شونه هام<br />
و کيرم رو با يه فشار کوچک کردم تو کسش و يواش يواش فشار مي دادم تا کيرم خوب بره تو کسش که يک دفعه اختيار از دستم خارج شد و محکم فشار دادم ديدم جيغ کشيد و گفت يواش کسش تنگ تنگ و داغ داغ بود داشتم ديوانه مي شدم همينطور يواش يواش عقب جلو ميکردم و وقتي ديدم ديگه راحته ، رفت و برگشتم رو تندتر کردم و همينطور تلمبه مي زدم و اون با صداي آخو اوخش حشر من رو بيشتر مي کرد تا اينکه ديدم آخ و اوهش خيلي زياد شد و من سرعتم رو کمتر کردم که گفت تندتر تا ته بگا و من سرعتم را خيلي تند کردم و ديدم يه دفعه بدن خودش رو با چند تکون شل کرد و من متوجه شدم به ارگاسم رسيده ولي من هنوز آبم نيومده بود گفتم مي تونم بزارم تو کونت گفت نه گفتم چرا گفت نه ديگه ومن هم بي خيال شدم و به گاييدن کسش با شدت بيشتري ادامه دادم تا احساس کردم آبم داره مياد و سريع کيرم رو از کسش کشيدم بيرون و تمام آبم رو رو سينه هاش خالي کردم و خودم رو انداختم تو بغلش و گفتم ازت متشکرم ، اونم گفت همچنين !اين اولين و آخرين باري بود که ژاله رو گاييدم چون دو هفته بعد با خانواده اش به محل ديگري اسباب کشي کردند</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177785</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یه جفت کون داغ برای سکس</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 28 Jul 2019 08:14:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخاره]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بابابزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[بابابزرگم]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[بادستاش]]></category>
		<category><![CDATA[بازنشسته]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمنم]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چندساله]]></category>
		<category><![CDATA[چندماه]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داریمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:”من]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمباشه]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردکه]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وبادست]]></category>
		<category><![CDATA[وباهاش]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[ومامان]]></category>
		<category><![CDATA[ومامانم]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کنه.البته من فقط باعمه ام فیلم سکسی سکس داشتم؛تا یه سال پیش من یه عمه دارم اسمش آتناست که فوق العاده سکسی و خوشکله و26سالشه و مهندسی سکسی صنایع داره؛من و اون بدجوری همدیگه رو شاه کس دوس داریم.و چندساله که درسال حدأقل 5بار هدیه به مناسبتای مختلف واسش میخرم؛هرچنددوس پسرداره وباهاش کونی سکس هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کنه.البته من فقط باعمه ام فیلم سکسی سکس داشتم؛تا یه سال پیش من</h2>
<p>یه عمه دارم اسمش آتناست که فوق العاده سکسی و خوشکله و26سالشه و مهندسی سکسی صنایع داره؛من و اون بدجوری همدیگه</p>
<h3>رو شاه کس دوس داریم.و چندساله که درسال حدأقل 5بار هدیه به</h3>
<p>مناسبتای مختلف واسش میخرم؛هرچنددوس پسرداره وباهاش کونی سکس هم میکنه ومن اطلاع دارم؛شایدبگیدبی غیرت؛امادرشرف ازدواج بادوست پسرشه ومن فقط میدونم باهاش</p>
<h4>سکس جنده داره؛وتازه واسش شرایط روردیف میکنم تاراحت بتونه بره پیش</h4>
<p>دوستش؛عمه ام بابابابزرگ ومامان بزرگ زندگی پستون میکنه؛پدربزرگم سرهنگ بازنشسته شاه خدابیامرزبوده ومامان بزرگم هم دبیرریاضی بوده؛خلاصه خیلی روشن فکراندومن روهم</p>
<h5>خیلی دوس کوس دارندومن همیشه خونشون پلاسم؛واکثرشباهمونجامیخوابم؛من وعمه خیلی راحتیم؛عمه تایه</h5>
<p>سال پیش جلوی من اگه کسی خونشون نبودباست سکسی هم راه میره؛امااگه بابابزرگم باشه باتاپ شلوارک؛شباکه اونجامیخوابیدم یه تشک کنارتخت پهن میکردامامیگفت سکس داستان تاصبح توتخت باخودم</p>
<h6>بخواب؛وصبح برو رو تشک؛واینم بگم که شبافقط باسوتین ایران سکس شرت میخوابه؛البته</h6>
<p>جلوی من اینطوریه؛تااینکه چندماه پیش یه شب گفت امشب بمون من حالم خوب نیست منم گفتم:باشه عزیزکم؛گفت:مرسی؛شب که بابابزرگ مامان بزرگ خوابیدندرفتیم طبقه بالا تواتاق عمه گفت:سهند بیا تاپ وشلوارم رو در بیار؛باتعجب گفتم:من در بیارم?گفت:آره عزیزم اصلا حالم خوب نیست؛آخه هیچوقت اینکاروواسش نکرده بودم؛من درآوردم که بعدش خودشم سوتین روهم درآوردبعدگفت:توهم تیشرت وشلوارک رودریارهواگرمه؛منم ازخداخواسته؛گفتم:آره هواخیلی گرمه اماازنظرتوعیبی نداره؛گفت:خره اگه عیب داشت که جلوت باشرت راه نمیرفتم؛بعدپاشدویه آرایش غلیظ کردواومدکنارم روتخت درازکشید؛گفتم:عمه ازپارسا(دوست پسرش)چه خبر?گفت:2هفته است رفته ازآلمان واسه شرکت اش دستگاه بخره؛فهمیدم پس واسه همینه که خانوم کیرمیخواد؛گفتم:چه بد!گفت سهند جون میدونم پسرباجنبه ای هستی واسه همین امشب میخوام کمکم کنی؛تاحالم بهتربشه؛گفتم:شماجون بخواه؛باشه عزیزم؛گفت مرسی فقط یادت باشه که من امشب تاصبح فقط آتناهستم؛منم گفتم باشه آتناجون حالااجازه هست من لبای آتناجونم روببوسم?که خودش لباشوگذاشت رولبام گفت:الهی آتنافدای خواهرزاده خوشکلش بره که اینطوری لبای عمه شو میخورم؛حسابی لب داد؛بعدگفتم:آتناجون میشه امشب واست پارساباشم?گفت:عزیزدلم من امشب زن سهندم نه پارسا؛پس واسم شوهرداغی باش؛هیچکدوم نمیفهمیدیم چی میگیم:تااینکه یخورده جابجاشدم وکیرم رفت لای پاهای عمه؛گفتم ببخشید؛گفت چی میگی بذارباشه جاش خوبه؛منم بیشترفشاردادمش وخودموحسابی چسبوندم به عمه؛وگفتم چه سینه هایی داری خوش بحال پارساگفت:خوب توهم مثل پارسااگه مردشدی بایدبدونی چیکاربگنی؛تااینوگفت:یکی ازسینه هاش روکردم تودهنم؛وای خداهمیشه آرزوی سینه های عمه روداشتم اصلاباورم نمیشد؛صداش بلندشده بوداماخوشبختانه اصلاصداپایین نمیرفت؛میگفت:بخورررر؛بمککککک جونننننن ؛گفتم عمه شرتم اذیت میکنه؛گفت:بیاعزیزم خودم واست درمیارم؛گفت پاشوکنارتخت واستا؛منم پاشدم یدفه بادستای لاک زده صورتی اش شرتمو کشیدپایین؛کیرم افتادبیرون وخوردبه دست چپش گفت:وای سهنداین چیه?گفتم هیچی گفت دیونه توکیربه این کلفتی داشتی به من ندادی?سهندخیلی بدی؛آخه کیرکلفتی دارم.گفتم:عزیزم قبلأتوبغل ات میخوابیدم که حس اش کنی؛کیرمواول بادستاش یخورده مالیدبعدش من آروم گفتم:عمه جون واسم میخوری؛اونم دیددرکارخیرحاجت هیچ استخاره نیست واسم ساک زد؛اینقدحرفه ای میزد؛گفتم خاله شرت اذیتت نمیکنه؛گفت:چرا؛هم هواگرمه هم زبره درش بیارمنم سریع کشیدم پایین وای خداحتی یه دونه مو نداشت واول واسش مالیدم وبعدشروع کردم به خوردن دوباره صداش بلندشده بودمیگفت:سهندبکن تو بکن تو؛گفتم:دیونه جرمیخوری؛گفت چندماهه پارساجرم داده بکن تو توروخدابکن تومنم باخیال راحت اول کیرم روبادهنش خیس کردبعدکردم تو کسش برای اولین بودتوآسمونابودم تلمبه میزدم وبادست سینه هاشومیمالوندم ففظ آه وناله میکردکه آبم داشت میمومدترسیدم گفتم:آتناداره میادوسریع کشیدم بیرون وتمام آبموخوردبعدش یخورده دیگه کسش روخوردم واونم ارضاشدویه لب اساسی ازش گرفتم؛وتاصبح توبغل هم خوابیدیم اماساعت6من روتشک خوابیدم؛ازاون دفه به بعدتقریبأهر2هفته یه بارسکس میکنیم وهردفه ازقبل بهتر؛خیلی دوست دارم نظرات تون روبگیدمن دفه اول که داستانم رونوشتم پس نقص هاش روجدی نگیریدممنون که تحمل کردیدحتمأنظرات تون روخوب یابدبگیدشایدعکسش رو هم بزارم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175484</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اول صبح کس دادن چه حالی میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 May 2019 06:11:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمند]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خشکمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[زنانگی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[طرفشون]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فکرایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[مادرزاد]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمت]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانش]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[ویلایی]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[/&#62; فیلم سکسی P { margin-bottom: 0.21cm } &#8211;&#62; سلام . سکسی من علیرضا هستم . دوست داشتم که شاه کس اولین خاطره سکسی خودم رو براتون به قلم در بیارم . قضیه از این جا کونی شروع شد : ما توی یک خونه ویلایی در شمال تهران زندگی می کنیم . جنده خانواده ما [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>/&gt; فیلم سکسی P { margin-bottom:</h2>
<p>0.21cm }<br />
&#8211;&gt;<br />
سلام . سکسی من علیرضا هستم . دوست داشتم</p>
<h3>که شاه کس اولین خاطره سکسی خودم رو براتون به قلم در</h3>
<p>بیارم . قضیه از این جا کونی شروع شد : ما توی یک خونه ویلایی در شمال تهران زندگی می کنیم</p>
<h4>. جنده خانواده ما کم جمعیت هستند من و یک خواهر</h4>
<p>بزرگتر به اسم شهناز به همراه پستون عمه ام پریسا و مادر و پدرم . ما زندگی خوبی داشتیم . اما</p>
<h5>این اواخر کوس اوضاع یکم بهم ریخت . جریان این بود</h5>
<p>که یه شب شهناز تا ساعت 2 شب خونه نیومد . اتفاقا پدر و مادرم هم برای خوشگذرونی رفته بودن شمال . سکس داستان اما عمه ام</p>
<h6>با اونها نرفت . شهناز هم که دانشجو ایران سکس هست. منم</h6>
<p>که عشق بدن سازی دارم یکوب دارم 3 ساله که کار می کنم . باورتون نمیشه بگم شاید تو این سه سال غیبت های من رو جمع کنید به 20 روز هم نمیرسه . همیشه عشق تمرین بودم . مربیمون هم خودش میگه که واقعا پشتکار دارم و خوب انصافی تو این مدتی که باشگاه رفتم حسابی هیکل بهم زدم و قدم هم حدود 7 سانت بیشتر رشد کرده . خب از داستان اصلی خارح نشیم . گفتم که اون شب من و عمه ام تنها بودیم توی خونه و شهناز هم تا ساعت دو خونه نیومد . من نگرانش شده بودم چون هیچ وقت از بیشتر از ساعت 10 دیر نمی کرد . حدودا ساعت یک ربع سه بود که اومد . وقتی اومد تو حالش خوب نبود.حالت طبیعی نداشت و همین باعث شد من بهش شک کنم . رفتم جلو و گفتم که کجا بودی ؟ گفت هیچی یکی از بچه ها امشب مهمونی گرفته بود منم دعوت بودم .خیلی بی حوصله به سوالام جواب می داد .گفتم آخه چرا این قدر دیر؟گفت خب طول کشید . دیگه چیزی نگفتم و اون هم رفت توی اتاقش من که بهش شک کرده بودم رفتم و یواشکی از سوراخ در اتاقش داخل اتاقش رو نگاه کردم .دیدم داره لباس هاش رو در میاره . بعد از این که مانتو رو در آورد فقط یه پیرهن و شلوار تنش بود . روی شلوارش چیزی ریخته شده بود که حبعدا فهمیدم که منی بوده ! پیرهن و شلوارش رو هم درآورد . بعد از این که شرت و کرست ها شو رو باز کرد اون ها رو یک طرف انداخت و اومد که از اتاق بیاد بیرون . من سریع دویدم و رفتم توی اتاق خودم و وانمود کردم که خواب هستم . شهناز هم با من این طوری نبود . یعنی مثل این خواهر های مزخرف که حتی نمی ذارن برادرشون موهای سرشون رو ببینه . من تا حالا خیلی اون رو لخت دیده بودم . خودش هم می دونست . حتی دو سه بار اطراف ران های پاهاشو ماساژ داده بودم . چون می دونست که من پسر بی جنبه ای نیستم . ( دخترها اگه بفهمند که طرفشون بی جنبه و حریص باشه حتی اگه برادرشون هم باشی نمی ذارن بهشون دست بزنی اما اگه بدونن که با چشم هوس بهشون نگاه نمی کنی مثل خواهر من حتی لخت مادرزاد هم بیان جلوت براشون اصلا اهمیتی نداره ) .خلاصه خواهرم از اتاق اومد بیرون و رفت طرف حمام . یه 20 دقیقه ای بود که توی حمام بود بعد اون که مطمئن بود من هنوز بیدارم من رو صدام کرد تا برم پیشتشو کیسه بکشم . وقتی در حموم رو باز کردم زیر دوش بود و داشت خودش رو می شست.گفت علی جان یه لحظه صبر کن &#8230; بعدش شیر آب رو بست و نشت روی زمین تا من پشتشو بمالم . انصافی کیف می کرد که من پشتشو بمالم چون این کار رو بلد بودم و حتی یه میکروب هم تو تنش نمی موند . بعد از این که پشتشو مالیدم کیسه رو گذاشتم لبه وان . عادت داشت که همیشه من یه ماساژ به پشتش بدم . گفت : علی جون یه ماساژ هم بدی دیگه توپ توپ میشه . من هم نخواستم بهش نه بگم شروع کردم . اول از گردنش شروع کردم و تا پایین فیله کمر ( پایین ترین ماهیچه کمر ) ادامه دادم.این کار رو چند بار تکرار کردم . گاهی وقتا وقتی که داشتم ماساژش می دادم می فهمیدم با دستاش پاهای من رو می ماله اما خب من اعتنایی نمی کردم . خلاصه بعد از یه حال درست و حسابی از حموم اومدم بیرون . یهو یه فکری به ذهنم رسید . رفتم داخل اتاقش و سراغ اون شرت و کرست که موقع اومدن درشون آورده بود . وقتی اون ها رو پیدا کردم و بهشون دست کشیدم یک مایع لزج روی اونها احساس کردم وقتی که شرت رو بو کردم فهمیدم که بله ! آبجی ما امشب رو به یکی داده . راستش رو بخواهید یکم ناراحت شدم اما خب با خودم گفتم دختره دیگه و شهوات زنانگی هم یه موقع هایی سراغ آدم میاد . یهو دیدم که داره من رو صدا میکنه و می خواد که حوله و لباس هاش رو براش ببرم . لباس ها رو براش بردم و گذاشتم دم در حموم . راستش رو بخواهید ازش بدم اومده بود . این که می تونست مشکلش رو به من بگه یا حتی این که &#8230; . نمی دونم شاید پسر غریبه بیشتر بهش مزه داده خلاصه لباس هاشو پوشید و از حموم اومد بیرون . اون شب به خوبی تموم شد و خوشبختانه عمه هم خواب بود و متوجه اومدن شهناز و سرک کشیدن های من نشد فردا شب من انتظار داشتم که شهناز ساعت 9 خونه باشه چون قرار گذاشته بودیم که 3 تایی بریم بیرون . اما ساعت 12 شد و خبری ازش نشد . من نگرانش شدم . عمه ام شک کرده بود و نگران بود . ما صبر کردیم تا ساعت حدود یک و نیم شد . یهو صدای بسته شدن در رو شنیدم . با خودم گفتم شهنازه . رفتم و دری که مشرف به حیاط بود رو باز کردم دیدم که شهناز ماشین رو آورده تو و داره در اصلی رو می بنده . من سریع رفتم تو و نشتم روی مبل و وانمود کردم که سر جام خوابم برده . عمه هم توی اتاقش بود و نمی دونم داشت چی کار می کرد . وقتی شهناز در رو باز کرد من طوری که وانمود کنم از خواب بیدار شدم از جام پریدم و گفتم شهناز تویی ! چرا دیر اومدی مثلا ما امشب قرار داشتیما گفت ببخشید نشد دیگه و سریع رفت توی اتاقش . من مطمئن بودم که رفته تا دوباره شرت و کرست های کثیفشو در بیاره و بره حموم . رفتم دم در اتاقش و شروع کردم به دید زدن . وقتی دیدم داره پیرهنشو در میاره سریع در رو باز کردم و پریدم تو. یکم حول شد . گفت علی چه خبره من ترسوندی . گفتم شهناز قضیه چیه ؟ گفت چه قضیه ای ؟ گفتم خودت رو به اون راه نزن . من تا ته ماجراهاتو می دونم . گفت نمی فهمم . بهش نزدیک تر شدم و دستش رو محکم گرفتم یه جیغ آرومی زد و گفت : علی رضا دستمو شکستی . من که حسابی عصبی شده بودم گفتم اگه جریانو برام نگی از اینم بدتر می کنم . گفت باشه دستمو ول کن . یکم آروم شدم و نشتم روی تختش . گفتم خب بگو . گفتش راستش یه چند وقتی بود با یه پسری توی دانشگاه آشنا شده بودم &#8230; همه قضیه رو برام گفت حتی این که چطوری حمید به زور ازش درخواست کرده بهش بده و &#8230; قول ازدو<br />
اج که من مطمئن بودم دروغه ! گفتم خب همین . فکر نمی کردم دختری به سن و سال تو اینقدر راحت گول یه پسر رو بخوره . سرش رو انداخت پایین . من که حسابی عصبی شده بودم بلند شدم و توی اتاق شروع کردم به راه رفتن . یه دفعه شهناز گفت منم می دونم اشتباه کردم . امشب هم نرفته بودم که بهش بدم رفته بودم که آبروشو پیش دوستاش ببرم . اما نبود .با خودم گفتم کار رو خراب کردی حالا می خوای زوری درستش کنی . بعد گفتم عیبی نداره . اما دیگه دور و بر این پسره نچرخ .اگه کسی هم تو دانشگاه مزاحمت شد به من بگو . گفت چشم . داشتم از اتاقش می رفتم بیرون که گفت داداشی پشتمو می مالی ؟ برگشتم و یه نگاهی بهش کردم . شهوت رو توی چشماش خوندم . با خودم یه فکرایی کردم و گفتم باشه . لباست رو در بیار شروع کرد به در آوردن لباسش . لخت لخت شد . فهمیدم که از عمد این کار رو می کنه چون هیچ وقت این طوری برای یه ماساژ لخت نمی شد . من رفتم جلو خواستم دستمو بذارم رو کمرش که یهو گفت علی جون می خوام امشب پاهام رو بمالی . گفتم باشه . شروع کردم از ساق پای چپش به بالا اومدن . دستم رو بردم روی ران های سفیدش و حسابی براش مالوندم . نحوه مالشم هم امشب فرق می کرد . طوری می مالوندم که حسابی حشریش کرده بود . بعد یکم جرات کردم و دستم رو گذاشتم روی کون تپلش . چه کونی بود . واقعا تو این داستان ها نمیشه برای شخص خواننده توصیف کرد که موقع سکس چه اتفاقی می افته ! یکم شروع کردم به مالوندن کپل های کونش . دیدم هیچی نمی گه . دستم رو گرفتم به شونه هاش و چرخوندمش طرف خودم . دیدم داره زبونش رو می خوره . گفتم آبجی دوست داری کست رو هم بمالم . گفت من امشب مال توام .از این حرفش حسابی حال کردم . همون جا یه لب جانانه ازش گرفتم . بعد رفتم سراغ کسش یه کس تمیز که همه پشم هاش رو هم زده بود و جون می داد برای خوردن . یه 10 دقیقه ای با کسش ور رفتم . بعد رفتم سراغ کونش . گفتم شهناز می خوام کیرم رو فرو کنم توی کونت . برگشت وشلوارم رو درآورد . شرتم رو کشید پایین وقتی کیرم رو دید گفت وای تو همچین کیری داشتی و من خبر نداشتم . یکم سرخ شدم . شروع کرد به خوردن . چه حرفه ای می خورد من که همون اول آبم اومد و ریختم تو دهنش . بعد برگشت و گفت بکن این لامصب رو دیگه . منم سریع کیرمو که هنوز با آب منی خودم خیس بود فرو کردم تو کونش . چه کون داغی . مثل آتیش بود . شهناز هی جیغ کشید . من کیرمو در اوردم و گفتم می خوای بی خیال شیم. گفت نه بکن . من حاضرم . داشتم دوباره کیرم رو فرو می کردم توی کونش که یهو عمه پریسا در اتاق رو باز کرد. من و شهناز همون طور خشکمون زد . یهو عمه اومد تو و در رو بست . گفت علی رضا بهم نگفته بودی !!! من که جسابی زبونم بند اومده بود هیچی نگفتم .اما معلوم بود که عمه عزیز ما حشری شده . شروع کرد به در آوردن لباس هاش . وای چه اندامی از یه زن تقریبا 33 ساله بعید بود همچین اندامی . عجب پستون هایی . مثل 2 تا انار بزرگ و شیرین . بعد اومد و شروع کرد به خوردن کیر من . این قدر ماهرانه این کار رو کرد که توی همین ساک اول آبم اومد و ریخت تو دهنش .یهو دیدم شهناز یه جیغ هوسناک کشید و گفت : منم می خوام کیرم رو از تو دهن عمه در آوردم و گذاشتم تو دهن شهناز حسابی می خورد . من که دیگه داشتم حسابی حال می کردم . عمه هم تو مدتی که شهناز ساک میزد بی کار نموند. طوری که ساک زدن شهناز خراب نشه من رو خوابوند رو رو تخت و کسش رو گذاشت روی دهن من و هی عقب و جلو می کرد. منم حسابی کسشو لیس می زدم . بعد عمه بلند شد گفت علی جون من کیر می خوام . خبی عمه این بود که می تونستم از کس بکنمش چون قبلا شوهرش ترتیبش رو داده بود . البته باید بگم که عمه من بیوه هست و الان با ما زندگی می کنه . بعد از 3 سال زندگی با شوهرش طلاق گرفت . وای عجب کسی داشت . ماه . کیرم رو تا ته فور کردم توی کسش و هی عقب جلو کردم . شهناز هم حسابی کیف می کرد و داشت از زیر تخم های من رو می خورد . وای که چه شبی شد . خیلی حال داد . از اون موقع به بعد هم دیگه سابقه نداشت شهناز دیر بیاد خونه !مادر و پدرم هم 3 روز بعد از شمال اومدن ما هم تو اون 3 روز حسابی حال می کردیم . از این به بعد قرار شده هر وقت خونه خالی شد یه سکس توپ با عمه داشته باشم البته شهناز هم که جای خودش داره . امیدوارم خوشتون اومده باشه !		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174020</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 17:17:56 by W3 Total Cache
-->