<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ومادرم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:23:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ومادرم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم های خوشگل و لز تو تخت با کس و کون هم بازی میکنن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%84%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%84%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2019 10:04:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقم]]></category>
		<category><![CDATA[افرادي]]></category>
		<category><![CDATA[بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[بگذارم]]></category>
		<category><![CDATA[تعریفی]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتش]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستانم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراي]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[وکاملا]]></category>
		<category><![CDATA[ومادرم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کنم مربوطه مي شه به فیلم سکسی 18 سالگي ام .وپدرمم كه به خاطر مسائل سیاسی قبل از تولد من به خارج فرار کرده بود ومادرم را سکسی هم غیابی طلاق داده ولی مادرم بعد شاه کس 12 سال از تولدم به خاطر یک تومور عمرشا داد به شما ومن تنها شدم کونی وپیش بابا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کنم مربوطه مي شه به فیلم سکسی 18 سالگي ام .وپدرمم كه به</h2>
<p>خاطر مسائل سیاسی قبل از تولد من به خارج فرار کرده بود ومادرم را سکسی هم غیابی طلاق داده ولی مادرم</p>
<h3>بعد شاه کس 12 سال از تولدم به خاطر یک تومور عمرشا</h3>
<p>داد به شما ومن تنها شدم کونی وپیش بابا بزرگمومادر بزرگم زندگي مي كردم ،بابا بزرگم بزرگ فاميل هم بود ،</p>
<h4>خيلي جنده هم مذهبي ، وخونه شون هم سبك پدر سالاري</h4>
<p>بود يعني هر چه بابا بزرگه پستون مي گفت اون مي شد بابا بزرگم مردی بودی سنتی ومذهبی وضع مالی بابا</p>
<h5>بزرگم هم کوس تعریفی نداشت ودر حد بخور نمیر مسمتری می</h5>
<p>گرفت اما این فقط خرج دوا ودکترش می شد ودر این بین دائیم کمی کمکش می کرد ولی نه زیاد کلاً زندگی سکس داستان فقرانه ای داشتیم.</p>
<h6>من که کلاس سوم دبیرستان را تمام کرده ایران سکس بودم و</h6>
<p>سال چهار دبیرستانم مونده بوداز نظر قیافه هم خوشکل و بدن سفید و اندام خیلی رو فرمی داشتم.( کمی شبیه این عکس اما از این بهتر بودم ) کلا ً بگم که مثل مانکها بود ( البته تعریف از خودم نیست چون این را بقیه هم می گفتند ) خوشگلم هستم در تمام این مدت که از عمرم گذشته بود خیلی چشم وگوش بسته بودم و نسبت به همسنان خودم اصلاً چیزی نمی دونستم ومذهبی ترهم بودم و اصلاً آرایش نمی کردم ویا بهتر بگم نمی دونستم آرایش چیه معنیش را نمی دوستم خلاصه این طور بدونن که واقعاً هیچ چیزی ای مسائل روز جنسی وغیر و غیر نمی دونستم و هیچ توجهی هم نمی کردم به خاطر این نوع اخلاقم اصلادوستی نداشتم و اگر هم دوستی داشتم در سطح سلام وعلیک بود و خیلی ها از من دوری می کردندروز گار به همین منوال می گذشت كه به طوری اتفاقی شنيدم كه ميگفتن كه بابام از خارج اومده . خلاصه بابا بزرگه راضي شد كه بابام بياد خونه ومنو را ببينه . پيام را همون روز به بابام رسوندند . فرداش بابام با سه چمدان پر به خانه اومد همه توي خونه منتظر پدرم بودند من هم كه از همه بيشتر دلم ميخواست كه اون را ببينم چون ، من اورا نديده بوديم وقتی که جلوی درب خونه بابا را دیدم اصلاً فکر این را نمی کردم که بابام ایقدر جوون خوش تیپ باشه خلاصه واقعتش در یک نگاه شیفته بابایی شدم .خلاصه اومد خونه و با همه خوشوبش كرده ومنو هم بيشتر بغل مي كرد لازم به ذکرم که من تا قبل از اینکه بابام منو بغلم کنه تا به حال هیج مردی منو بغل نکرده بود و این اولین بغل گیری من بود ، که واقعاً به هم حال می داد بعد همه رفيتم توي اتاق بزرگ مهمون جمع شديم من كه ديگه خيلي خوشحال بودم كه بابام اومد خلاصه بابا به همه يه سوغاتي داده وبه بابابرزگم يك ساعت اصل از ساعتهاي ساخت كشور سوئيس داده كه بابابزر گم خيلي خوشش اومده بود بعد از يه دو ساعتي كه همه با بابام حرف مي زدنند راجع به اينكه اين مدت هيچ خبري از او نبود مي پرسيدند كه بابام گفت كه دو سال بعداز رفتنش به خارج اونجا تصادف مي كنه ويك سال توي اغماء بود و پنچ ساله هيچ خاطره از گذشته به ياد نمي آورد وکاملاً فراموش کردم تا اين كه به طور تصادفي يكي از دوستاش توي مونترال بابام را مي شناسه وكمكش مي كنه كه گذشته اش را به ياد بياره حالا هم بعد تصادف که 10 سال می گذره هنوز هم خيلي از مسائل يادش نمياد. اصلاً اسم ايراني يادش نمياد ولي دكتراش گفته بودند كه اگر با افرادي كه در گذشته ش بوده معاشرت و رفت و آمد داشته باشه مي تونه خاطراتش را به ياد بياره .با بابا كمي خلوت تر کردیم و بابام هم بيشتر منو بغل مي كرده و مي بوسيد راستش من هم خيلي خوشم مي اومد كه منو مي بوسه و بغلم مي كنه چون تا اون موقع مردي منو بغل وبوسم نكرده بود باهم رفيتم توي حياط كه بزرگ و خيلي درخت ميوه هم داشت دستم همه اش توي دست بابام بود و با هم حرف مي زديم و مي خنديدم كه به تاب رسيديم وبا هم سوار تاب شديم ومن توي بغلش نشوندش در حين تاب بازي بابام چندبار دستش نه عمدي به سنيه هام خورد و خيلي خيلي خوشم اومد وضعيت سنيه هام هم خيلي بزرگ هم نبود وخيلي هم كوچك. در ضمن من كمر باريك و باسن بزرگي دارم قدم هم 170 سانته بعدش باهم رفتيم توي اتاقم يكي از چمدان هاش را هم توي اتاق من آورد وگفت اين چمدان همه اش مال منه من هم با كنجاوي گفتم چي هستش گفت بيا بازش كن و ببين باز كردم وكلي لباس برام آورده بود و خيلي هم قشنگ و گران قيمت بودند پرديم بغلش و بو سيدمش و اون هم محكم بغلم كرده وبوسيد اما از لبام .نظر بدین تا ادامه اش را بگذارم &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%84%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177135</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان سبزه و شگفت انگیز</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%87-%d9%88-%d8%b4%da%af%d9%81%d8%aa-%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%87-%d9%88-%d8%b4%da%af%d9%81%d8%aa-%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 15 Aug 2019 08:59:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساساتش]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بازیگرای]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرام]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرای]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[دارهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درمیون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواین]]></category>
		<category><![CDATA[میخونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میوفتادم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نبوددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[ومادرم]]></category>
		<category><![CDATA[ومیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[وهمچنین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خواهرام شدم نمیدونم چرا. شاید فیلم سکسی بخاطر اینکه هم خوشکل هست هم خیلی با هم رفیق هستیم. خوب بریم سراغ داستان.ما یه خانواده 5 نفره هستیم سکسی که 3 تا خواهر و2 برادرکه همشون شاه کس ازدواج کردن جز من.این خواهر من که در موردش میخوام بگم اسمش سحر هستش و7 کونی سال از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خواهرام شدم نمیدونم چرا. شاید فیلم سکسی بخاطر اینکه هم خوشکل هست هم</h2>
<p>خیلی با هم رفیق هستیم. خوب بریم سراغ داستان.ما یه خانواده 5 نفره هستیم سکسی که 3 تا خواهر و2 برادرکه</p>
<h3>همشون شاه کس ازدواج کردن جز من.این خواهر من که در موردش</h3>
<p>میخوام بگم اسمش سحر هستش و7 کونی سال از من بزرگترهخوب من با سحر از اونجایی که یادمه نسبت به خواهرای</p>
<h4>دیگم جنده راحتر بودم وهرچی تو زندگیم برام اتفاق میفتاد باهاش</h4>
<p>درمیون میزاشتم.خوب میدونم میخواین برم سراصل پستون مطلب.من خیلی به کف پای دخترا علاقه دارم نمیدونم چرا.این خواهر منم واقعا کف</p>
<h5>پاهای خوشکلی کوس داره که خیلی دوستشون دارم وهمچنین کون گنده</h5>
<p>ای هم داره ولی چاق نیست.خوب من از سن 15 سالگی دوست داشتم باهاش حال کنم برای همین به هر روشی برای سکس داستان اینکه بتونم کاری</p>
<h6>باهاش بکنم دست زدم.وقتی سنم کم بود واون ایران سکس هم هنوز</h6>
<p>مجرد بودخیلی با کف پاهاش بازی میکردم.پامو رو کف پاش میزاشتم از این کارا.کم کم که بزرگتر شدم دوست داشتم بکنمش.یادمه از دانشگاه که میومدم دراز میکشیدم وازش خواهش میکردم که بدنمو با پاهاش له کنه واونم اینکارو میکردالبته بگم اونم بدش نمیومد با من یه حالی بکنه چون خودشم بعضی وقتا میگفت من مشت ومالش بدم.من هیچ وقت روم نمیشد مستقیم بهش بگم.میخواستم خودش پیشنهاد بده یا لااقل یه حرکتی انجام بده. برای همین به فکر یه راهایی میوفتادم که جالبه بخونید.یه بار یه فیلم صحنه دار گرفتم که نشونش بدم شاید احساساتش فوران کنه.من اونروز اون فیلمو از دوستم گرفتم اوردم خونه اول خودم نگاهش کردم بعد یه روز اومد خونه دیدم خواهرم تنهاست وپدر ومادرم رفته بودن کرج خونه خالم ومن وسحر تنها.همونجا به ذهنم رسید که اینکارو انجام بدم.بهش گفتم یه فیلم گرفتم قشنگه اگه دوست داری ببین فقط یکم صحنه داره.گفت بزار ببینیم اما من بهش گفتم دارم بارفیقم میرم بیرون خودت ببینراستش من روم نمیشدباهاش بشینم فیلم اینجوری ببینم.خلاصه من رفتم بیرون وبعد از 3ساعت برگشتم دیدم دراز کشیده داره کتاب میخونه بهش گفتم چه خبر؟گفت حمید بیا بشین کارت دارم. منم فهمیدم هر چی هست به فیلم ربط داره.اومدم پیشش نشستم وگفتم بگو.دیدم یه جوری تو چشام نگاه میکنه مثل بازیگرای سکسی .گفت همین یه فیلمو داشتی گفتم آره گفتم قشنگ بودگفت بد نبود.دیدم پاهاشو گذاشت تو بغلمومنم شروع کردم به مالش پاهاش دیدم خیلی خوشش اومد.کف پاشو گذاشت آروم گذاشت رو کیرم من یهو جا خوردم چون کیرم بدجور راست کرده بودمنم پرو شدم ومیخواستم پیشش بخوابم که زنگ خونه زده شد ومنم با زحمت رفتم در وباز کنم چرابازحمت چون کیرم زیر شلوارم قلمبه شده بود.اف افو برداشتم دیدم رفیقمه گفت بیا بیرون.اعصابم داغون شد میخواستم بگم نمیام ولی نمیشد چون ناراحت میشد به خواهرم گفتم میرم بیرون الان میام اومد پایین رفیقم شروع کرد به کسشعر گفتن ومنم تو دلم داشتم فحشش میدادم بعداز نیم ساعت چرت وپرت گفتن خداحافظی کردو رفت ومن هم خوشحال شدم که الان میرم بالاوکلی باسحر حال میکنم که دیدم بابام اینا با ماشین رسیدن.نظر بدین ادامه بدم یا نه منتظرم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%87-%d9%88-%d8%b4%da%af%d9%81%d8%aa-%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175865</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه خوشگل شده وقتی نشسته سر  این  کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 31 May 2019 07:39:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اجباری]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پادگان]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[چراغها]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهام]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ومادرم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من مومن زوری باشم مرا فیلم سکسی مجبور کرد تا نزد اخوند محلمان تعلیمات&#8230;.یاد بگیرم از سن 14 سالگی به مدت 5 سال اجباری تمام و کمال سکسی دروس را یاد گرفته و فقط حفظ شاه کس کردم که باعث خرسندی پدر ومادرم باشم. داستان من از 18 سالگی شروع می شود کونی .زمانی که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>من مومن زوری باشم مرا فیلم سکسی مجبور کرد تا نزد اخوند محلمان</h2>
<p>تعلیمات&#8230;.یاد بگیرم از سن 14 سالگی به مدت 5 سال اجباری تمام و کمال سکسی دروس را یاد گرفته و فقط</p>
<h3>حفظ شاه کس کردم که باعث خرسندی پدر ومادرم باشم. داستان من</h3>
<p>از 18 سالگی شروع می شود کونی .زمانی که باید به خدمت سربازی میرفتم. به مدت چهار سال بود که نزد</p>
<h4>اقا جنده خلیل زوری بودم.و او خیلی مرا دوست داشت و</h4>
<p>به من خیلی اعتماد می کرد پستون که بعدها متوجه شدم که منجرب به حسادت خیلی ها شده حتی همسرش. همسر</p>
<h5>خلیل همیشه کوس صورتش را می پوشانید.در این سالها من حتی</h5>
<p>یک بار 1هم چهره او را ندیده بودم و حساس شوده بودم که او را ببینم.از شانس خوبم پدرم و آقا خلیل سکس داستان رفتن عربستان برای</p>
<h6>مدتی. آقا خلیل از زرنگی که داشت خانم ایران سکس و دو</h6>
<p>دختر کوچک خود را خانه ما نزد مادرم سپرد تا بنده نوکری شان را به جای اورم ولی غافل از این که بره افتاب ندیده اش را به گرگ پیر سپرده و رفتند. لیلا اسم زن اقا خلیل بود.مدتی که خانه ما بودنند.یک روز در میان میرفت منزلشان وحمام میکرد ولی بچه ها را منزل ما حمام میبرد. یک روز غروب که اتفاقی از پادگان به خانه بر می کشتم.سر راه گفتم یه سری هم به منزل اقا خلیل بزنم نزدیک خانه اقا شدم دیدم اکثر چراغها روشن است. تعجب کردم و فکر کردم شاید دزد منزل را زده. با احتیاط از دیوار بالا رفتم هیچ کس داخل حیاط نبود. یواش یواش از درب ورودی رفتم داخل شنیدم صدای اب می اید از طبقه بالا. اهسته اهسته رفتم بالا درب حمام کاملا باز بود و لیلا داخل لخت. کسی که من آرزو دیدن فقط صورتش را داشتم اکنون لخت مادرزا روبرو من ولی باز صورتش را نمی دیدم چون کفی بود. ولی اندامی را می دیدم که انگار تراشیده شده بود. بعد از دو.سه دقیقه دید زدن دیگر طاقت نیاوردم سریع تمام لباسهام را در اوردم.کیرم که کاملا شق کرده بود. احساس میکردم به سمت بالا پرواز دارد میکند. یواش وارد حمام شدم و به سرعت برق از پشت گرفتمش وبا یک دست دیگرم دهانش را گرفتم و گفتم لیلا خانم منم مهدی نترس اروم دستم را از جلوی دهانش برداشتم. خیلی ترسیده امان ندادم .شروع کردم به لب گرفتن هی میگفت اقا مهدی تو رو نکن نمخوام. وای که چه پستانهای شقی داشت.سریع نوک پستانهایش انداختم تو دهانم وعین سربازهای کف کرده میک می زدم.فرصت ندادم کاری بکنه شروع کردم به خوردن کوس سفیدش وای که چه حالی میداد. بعد از پنج دقیقه لیسیدنش مثل یک گرگ واقعی کیرم گرفت توی دستش. احساس کردم دیگر رام شده شروع کرد به بازی. وای که باورم نمی شد. گفت اقا مهدی چه کیر بزرگی داری با همین اقا خلیل را میکنی دو سال. میدونم شوهرم را میگایی از امروز این کیر مال من. و بعد به سرعت کیرم را انداخت توی دهانش و شروع به ساک زدن کرد تا خایه توی دهانش جای می کرد. از دهانش در اوردم و اروم کیرم هول باند فرودگاه گوسش چه قدر داغ بود.بعد از یک سوخت کیری تمام ابم ریختم توی کوس اش.آن روز اول سه بار از کوس /کون کردم و بعدها به مدت دو سال هر موقیعتی که پیش میامد می کردمشان جونننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174332</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 21/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-19 05:26:02 by W3 Total Cache
-->