<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>وگذاشت &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%88%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 24 May 2024 10:43:31 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>وگذاشت &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کس لاتین با کون خیلی بزرگ و کردنی گایده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 28 Aug 2019 05:01:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بودآخه]]></category>
		<category><![CDATA[بودآروم‬]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بودصدای]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینوای]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پنهانی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تاخیری]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داریگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیه]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دیدمیه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینیش]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلای]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کرددوباره]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کسشبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:«چرا]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:حالا]]></category>
		<category><![CDATA[منفیلم]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعش]]></category>
		<category><![CDATA[میادبهش]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نارنجی]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وگذاشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من 17 سالم بود:قضیه از فیلم سکسی اونجا شروع شد که یکی از فامیلای نزدیک ما فوت کرد و پدر و مادرم رفته بودند تهران برای مراسم سکسی اون خدا بیامرز.چون اواسط خرداد بود و شاه کس موقع امتحان ها من نتونستم باهاشون برم.برای همین زن داداشم(که چند ماهی میشد با داداشم کونی عقد کرده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من 17 سالم بود:قضیه از فیلم سکسی اونجا شروع شد که یکی از</h2>
<p>فامیلای نزدیک ما فوت کرد و پدر و مادرم رفته بودند تهران برای مراسم سکسی اون خدا بیامرز.چون اواسط خرداد بود</p>
<h3>و شاه کس موقع امتحان ها من نتونستم باهاشون برم.برای همین زن</h3>
<p>داداشم(که چند ماهی میشد با داداشم کونی عقد کرده بود ولی هنوز عروسی نکرده بودند) اومد خونه ما که برای من</p>
<h4>غذا جنده درست کنه و پیشه من باشه تا مثلا با</h4>
<p>خیال راحت درس بخونم.اینم بگم که پستون داداشم اون موقع هفت ماهی میشد که رفته بود خدمت سربازی.برای همین تو خونه</p>
<h5>فقط من کوس موندم و مهسا (زن داداشم).من و مهسا رومون</h5>
<p>توی رو هم باز شده بود اونم به دو تا دلیل یکیش این بود که یه بار داشتیم با هم فیلم می سکس داستان دیدیم که یه</p>
<h6>هو وسط هاش صحنه یه کمی سکسی داشت ایران سکس یکی دیگه</h6>
<p>اش هم اینه که دو هفته پیشش بی خبر رفتم تو اتاق نشیمن و دیدم مهسا داره یه شبکه سکسی میبینه.اون کاناله قفل بود و نمیدونم رمزشو از کجا اورده بود&#8230;خلاصه روز اول بدون هیچ اتفاق خاصی طی شد ولی روز دوم که از امتحان برگشتم.نهارو خوردم و خوابیدم. حدود ساعت 5 عصر بیدار شدم و رفتم نشستم پای تلوزیون.زن داداشم برام چای اورد.بعدش گفت:میای فیلم ببینیم؟گفتم :پس فردا امتحان ریاضی دارم.گفت:حالا بیا فیلم رو ببینیم خودم شب باهات تمرین میکنم.(مهسا ریاضیش خیلی قوی بود)گفتم:باشه.حالا چه فیلمی داری؟گفت: آمریکن پای 5.اینو که گفت داشتم از تعجب شاخ در میاوردم بهش گفتم: خودت دیدیش؟ میدونی موضوعش چیه؟گفت:نه همین امروز از سپیده (یکی از دوستاش) گرفتم.دوزاریم افتاد که خودش از نیمه سکسی بودن فیلم خبر نداره.گفتم:باشه بیار تا ببینیم.فیلمو اورد وگذاشت تو دستگاه و اومد نشست پیش من.تازه داشت تیتراژ فیلم رو نشون میداد که گفت:برو بالش بیار.منم به شوخی گفتم:بالش نمی خواد بیا سرتو بزار رو پای من.دیدم بله خانوم پر رو تر از این حرفا تشریف داره و جدی جدی سرشو گذاشت رو پای من.فیلم که شروع شدو به جاهای نسبتا سکسی اش رسید دیدم یه کم داره خجالت میکشه ولی سعی میکرد به روی خودش نیاره.منم برای این که یه کم مثلا بهش آرامش بدم دستمو گذاشتم رو موهاش و نوازشش کردم دیدم مثل این که داره خوشش میاد کم کم دستمو روی گردن و لبش کشیدم دیدم هیچی نمیگه مثل اینک یه جورایی طلسم شده باشه.چند دقیقه ای همونجوری ادامه دادم و یه کم شجاعت به خرج دادم و دستمو از روی تی شرتش به سینه هاش مالیدم.باز هم چیزی نگفت.آروم آروم مالش رو به چلوندن یواش تبدیل کردم.و پنهانی به صورتش نگاه کردم.دیدم چشاشو بسته و داره زیر لب آه میکشه.منم نامردی نکردمو دستمو بردم زیر تی شرتشو سینشو مالیدم.دیدم داره لبشو گاز میگیره.تو یه چشم بهم زدن کمرمو خم کردمو همون جوری که سرش روی پام بود و سینه شو میمالیدم لبمو گذاشتم روی لبش.اولین بار بود که از کسی لب می گرفتم.خیلی حال میداد.بعد از لب از حالت طلسم اومد بیرون و سرشو از رو پام برداشت و نشست.شهوت از چشاش میبارید.بهش گفتم: بزار تی شرتتو در بیارم.گفت:خودم در میارم.تیشرتشو که در اوردسینه های نازش رو بالاخره دیدم.سفید بود نوکش هم صورتی.اندازه اش هم متوسط بود.کفم بریده بود.آروم خوابوندمش رو زمین و شروع کردم به خوردن سینه هاش.بعدش رفتم سراغ گردن تا ناف.به شلوارش که رسیدم پاهاشو دادم بالا و درش اوردم.حالا من مونده بودم و یه شرت نارنجی رنگ.سرم رو بردم نزدیک و شرتشو بو کردم.بوی خیلی خوبی میداد.شرتش یه کم خیس شده بود.آروم شرتشو کشیدم پایین.وای باورم نمیشد داشتم چی می دیدم.یه کس تمیز صورتی بدونه حتی یه دونه مو.فاصله پاهاشو از هم بیشترکردم و سرمو گذاشتم لای پاش و شروع کردم به خوردن کسش.داشت دیوونه می شد.صدای آه کشیدنش بلند شده بود.بعد از چند دقیقه یه لرزش کمی تو بدنش احساس کردم.فهمیدم ارضا شده.سرمو از لای پاش ور داشتم با پشت دستم لب و دهنمو که خیس شده بود پاک کردم و گفتم:حالا نوبت توئه.گفت:باشه.بذار خودم شلوارتو در بیارم.سر کیرم رو که راست شده بود داد پایین و شلوارمو در اورد.شرتم هم در اورد وکیرم رو که سفت شده بود دید وگفت:قربون اون کیر نازت برم.گفتم:بخورش.همش ماله خودته.سر کیرمو کرد تو دهنش و به صورت خیلی حرفه ای برام ساک زد.ناقلا فکر کنم با داداشم خیلی تمرین کرده بود.خیلی حرفه ای می خورد.واقعا داشتم لذت میبردم.احساس می کردم دارم توی بهشت راه میرم.بعد از چند دقیقه احساس کردم داره آبم میاد.بهش گفتم: بسه.اونم سرشو از روی کیرم بلند کرد.دوباره لب هامون رو روی هم گذاشتیم و یه لب حسابی ازش گرفتم.بعد بهش گفتم:وایسا تا برم کرم بیارم.گفت:کرم برای چی؟گفتم:می خوام از عقب بکنمت.خندید و گفت:چرا از جلو نمیکنی؟یه لحظه مات موندم.بعدش گفتم: مگه دختر نیستی؟گفت:نه.داداش بی جنبه ات اولین مرخصی که بهش دادن از خدمت اومد از بس حشری بود جلومو باز کرد.گفتم:مبارکه&#8230;!پس شیرینیش چی میشه.گفت:این همه خوردیش بازم شیرینی می خوای.خندیدم ورفتم یه تشک اوردم و انداختم کف پذیرایی و تلوزیون رو خاموش کردم.مهسا گفت:وایسا تا برم کاندوم تاخیری بیارم.رفت تو اتاق داداشم و از تو کمدش که قفل بود.یه کاندوم کدکس تاخیری اورد.کاندوم رو در اورد و کشید روی کیرم.حس خوبی داشت.یه لب کوچیک ازش گرفتم و خوابوندمش روی تشک.از بس فیلم سوپر دیده بودم همه کارای سکس رو یاد گرفته بودم.پا هاشو از هم باز کردم و سر کیرمو آروم کردم تو کسش.بعد تا آخر کردم توش خیلی داغ و تنگ بود.آخه دفعه های اولش بود که کس میداد.آروم آروم تلمبه میزدم.واقعا لذت بخش بود.صدای مهسا بلند شده بود که می گفت:منو بکن.منو بکن.جرم بده.پارم کن&#8230;منم از این حرفا حشری تر می شدم و تند تر تلمبه میزدم.همینطور که داشتم میکردمش سینه هاش هم می خوردم.دوباره یه لرزش تو بدنش ایجاد شد.فقط سر من بی کلاه مونده بود.یه چند دقیقه دیگه هم تلمبه زدم تا این که آبم اومد و همش ریخت تو کاندوم.کیرمو در اوردم و روی زمین دراز کشیدم.نفس نفس میزدم.گفتم : مهسا دستت درد نکنه.گفت : قابلی نداشت.تا پس فردا صبح که پدر و مادرم اومدن چند بار با هم سکس کردیم.و اصلا نتونستم درس بخونم.مهسا هم بهم می گفت: انصافا نبود برادرت رو جبران کردی&#8230;آخر خرداد شد و دیدم بله.ریاضی با نمره 7 تجدید شدم ولی خداییش به لذتش می ارزید.از اون روز تا حالا هم هر وقت بهش پیشنهاد سکس میدم قبول نمیکنه و میگه اون موقع چند ماه بوده سکس نداشته و تشنه سکس بوده.امیدوارم از این داستان خوشتون اومده باشهبه امید دیدارنوشته:‌ پیمان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176032</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسرم میخوریش یا به بابات بگم داشتی چه غلطی میکردی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b4-%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%da%af%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%ba%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b4-%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%da%af%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%ba%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 Aug 2019 06:34:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیارش]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[ترمینال]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردیه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[وبعداز]]></category>
		<category><![CDATA[وگذاشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که بگین راسته یا دروغ فیلم سکسی اسم من جواده و 28 سالمه هیچ دوست دختری ثابتی نداشتم هیچ وقت هم یک حال اساسی توپ نکردم و سکسی تا دیروز که برای دور زدن ووقت شاه کس گذرانی رفتم داخل شهر تا یک کس چرخ بزنم ودور میدون بسیج بودم که دیدم کونی یک خانمی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که بگین راسته یا دروغ فیلم سکسی اسم من جواده و 28 سالمه</h2>
<p>هیچ دوست دختری ثابتی نداشتم هیچ وقت هم یک حال اساسی توپ نکردم و سکسی تا دیروز که برای دور زدن</p>
<h3>ووقت شاه کس گذرانی رفتم داخل شهر تا یک کس چرخ بزنم</h3>
<p>ودور میدون بسیج بودم که دیدم کونی یک خانمی حدودا 40 ساله دست بلند کرد و گفت ترمینال که من اولش</p>
<h4>فقط جنده محض رضای خدا میخواستم یه کاری کرده باشم خلاصه</h4>
<p>این بنده خدا سوار شدو منم پستون حرکت کردم نرسیده به ترمینال گفتم که من تا خیابون کمربندی پشت ترمینال میرم</p>
<h5>اگه مسیرتون کوس میخوره تا برسونمتون واونهم گفت که اره منم</h5>
<p>میام اونجا اول کمربندی گفتم بفرمایید رسیدیم برگشتم یه نگاه به صندلی عقب کردم دیدم ای وای خانومه غش کرده وولو افتاده سکس داستان روی صندلی عقب</p>
<h6>منم سریع دور زدم وبردمش بیمارستان امام خمینی ایران سکس و بخش</h6>
<p>اورزانس بستری اش کردن ویک امپول بهش زدن ومن هم مونده بودم که چکار کنم خدایا اگه ولش کنم وبرم که خیلی نامردیه وبعد از تهیه داروهاش با کلی خرج که روی دست ما گذاشت مرخص شدو نشوندمش تو ماشین نگفتم که تقریبا چاق بود خانومه خلاصه دوباره گفتمش کجا برسونمتون وبدون هیچ تعارفی گفت که امشب میتونم هر جا که تو بخوای باشم منم حول برم داشته بود که یعنی یک زن تا این حد میتونه پررو باشه داشتم شاخ در میاوردم که با دست پاچگی گفتم که یعنی چی من جایی ندارم اونم گفت من که نمیخوام بخوابم یک لحظه خنده ام گرفت و از شوخ طبع بودنش خوشم امد و گفتم من تازه کارم و جایی ندارم صدای کلیداش رو در اورد و گفت جاشم با خودم فهمیدم که از اون بد کاره هاست ادرس رو گفت منم راه افتادم مال اموالی نداشت اما تو همون خونه ی کوچیکش یه سیستم باحال داشترسیدیم خونشو گفت که شما بشین تا من برگردم بعد از حدود 10 دقیقه دیدم با یک پیکنیک وچند تا سیم ویک سنجاق ویک پلاستیک که کمی تریاک داخلش بود اومد کنار من نشست ولباسشو کند ومنم لباسمو در اوردم و شروع کرد به کشیدن تریاک وبه منم تعارف کرد من اهلش نبودم ولی با اسرار زیاد شروع کردم کشیدن یک نیم ساعت که کشیدیم دیدم انگار روی هوا دارم سیر میکنم خیلی خوشم اومد و گفتم که دیگه بسمه داره حالم بد میشه خلاصه یک ساعتی بیشتر خودش مصرف کردو کم کم رفتیم سر اصل مطلب دوتایی مون لخت بودیم کیرمو گرفت تودستشو شروع به خوردن کرد وگذاشت دم کوسش وفشار داد منم مثل یه بره در اختیارش بودم هر کار دوست داشت میکرد ومنم خیلی حال میکردم و خیلی صفا کردم وقرار گذاشتیم که همیشه با هم حال کنیم بعد از حال وحول زیاد رفتیم سیستم رو روشن کرد واین سایت رو نشونم داد وگفت که این داستان هارو بخون وبعداز خوندن داستانها گفتم دوست داری اتفاق خودمونو بنویسیم تا بقیه ملت هم حال کنند گفت که بنویس والعانم که دارم مینویسم لخت کنار من نشسته وبزور خودشو کنار صندلی من جا داده و از هم لب میگیریم وکلی حال کردیم وفقط داره سر من گیج میخوره که میگه از موادیه که زدی زود خوب میشی امیدوارم که خوشتون اومده باشه برگ سبزیست تحفه درویش</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b4-%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%da%af%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%ba%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>7</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2634</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دو تا جنده رو روغن میزنه تا سر بخوره بره تو کسشون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Jul 2019 02:44:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بیارید]]></category>
		<category><![CDATA[بیحرکت]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[حالاها]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دارهمن]]></category>
		<category><![CDATA[دستپاچه]]></category>
		<category><![CDATA[دستتون]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردممن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مواظبم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[مینشست]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واحساس]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[وگذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[یکباره]]></category>
		<category><![CDATA[یواشتر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[این نظر خودمه و کاری فیلم سکسی به نظر دیگران ندارم ناگفته نماند مرد لارجیه و برای خواهرم و خونشون من و دیگران خیلی خرج میکنه.من و سکسی خواهر دیگم در خونه راحت میگردیم مثلا شاه کس با تاپ و دامن یا بلوز و شلوار.من راحت تر از خواهر بزرگترم میگردم.جریان از کونی انجا شروع [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>این نظر خودمه و کاری فیلم سکسی به نظر دیگران ندارم ناگفته نماند</h2>
<p>مرد لارجیه و برای خواهرم و خونشون من و دیگران خیلی خرج میکنه.من و سکسی خواهر دیگم در خونه راحت میگردیم</p>
<h3>مثلا شاه کس با تاپ و دامن یا بلوز و شلوار.من راحت</h3>
<p>تر از خواهر بزرگترم میگردم.جریان از کونی انجا شروع شد که یه روزتو خونه با داداشم حسین تنها بودیم که بابک</p>
<h4>اومد جنده خونمون من پای فیلم تلوزیون بودم حسین با کامپیوتر</h4>
<p>بازی میکرد.مدتی گذشت که با خندیدن پستون و وای وای کردن بابک نظرم بهش جلب شد.به من نگاهی کرد و گفت</p>
<h5>ببین گفتم کوس چی رو.موبایلشو اورد و چند تا عکس لختی</h5>
<p>بچه که مونتاژ شده بود به من نشون داد.خیلی خنده دار بود آخه برای اون بچه بجای دودولش دودول یه مرد گنده سکس داستان رو گذاشته بودن.اونقدر</p>
<h6>خنده دار شده بود بعد چند تا عکس ایران سکس دیگه نشونم</h6>
<p>داد. من تاحالا از این عکسها ندیده بودم واحساس کردم که تنم داره گرم میشه. نگاهی به اون ور اتاق انداختم و خیالم راحت شد که حسین نمیبینه.بابک هم بالای سر من ایستاده بود گفت مواظبم تو نگاه کن نگاهی بهش کردم و با لبخند باز عکسها رو دونه دونه نگاه کردم.من اونروز یه تاپ و دامن تنم بود که بابک با ایستادنش بالای سرم میتونس راحت سینه هامو دید بزنه آخه یقش باز بود.به حسین گفت که میری بررامون بستنی لیتری بگیری حسین هم از خداخواسته با پر رویی پول رو گرفت و رفت از خونه بیرون.من نمیدونستم که برای چی حسین رو بیرون فرستاد بعد گفت فرستادمش دنبال نخود سیاه تا راحت باشی.بعد دوباره برام عکسها رو گذاشت و من نگاه میکردم.عکسهای زنهای لخت و مردها که بعضیهاشون در حال حال کردن بودن.برای من جالب بود که این چیزهارو میدیدم آخه دوستام فقط تعریف میکردن.بعد گفت دوست داری فیلمشونم ببینی گفت فیلم چی گفت بذار تا باست بذارم نگاه کنی بعد نشونم داد. یه مرده تو ماشین شلوارشو در میاره و زنه براش داره میخوره من رفته بودم تو عمق فیلمه و هیجان داشتم به آخرش برسه.بهم گفت با حاله آره هیچی نگفتم احساس کردم اونم همینطور توی تاپم رو نگاه میکنه.من که حال خودمو نداشتم یه نیروی بهم میگفت که ادامه بدم.شل شده بودم. گفت عجب سینه هایی داره و هی دست به کیرش میزد از کنار چشم به شلوارش نگاه کردم معلوم بود که راست کرده باز گفت ببین چه حالی میکنن خوشبحالشون مرده چه کیری داره با حرفاش و مالیدن کیرش منم کنترل خودمو از دست میدادم و احساس کردم که یه چیزی ازم زد بیرون ترسیدم که مبادا پریود شده باشم آخه چهار روز پیش پاک شده بودم بلند شدم رفتم دستشویی شرتم رو کشیدم پایین دستمو وسط کسم کشیدم دیدم نه شهوتم اومده و برگشتم روی مبل نشستم بابک باز اومد سراغم و ادامه فیلم رو برام بذاره که گفتم خسته شدم گفت مگه کاری کردی که خسته شدی و موبایلو گرفت جلوی چشمام و گفت بگیرش.من هم باز خیره به فیلم شدم راست میگفت کیره مرده بزرگ بود و زنه هم سینه ها و اندام قشنگی داشت گفتم حسین نیاد بهم گفت حالا حالاها نمیاد و مشغول دیدن فیلم شدم .داشتم نگاه میکردم که دیدم بابک بدون مقدمه از بالای یقم دستشو گذاشت رو سینه هام وگرفتشون من سوتین نبسته بودم و یک باره یه حال عجیبی تنم رو گرفت گفت شیما جان سینه های تو کجا اون کجا نمدونستم تواون لحظه باید چی بگه و بابک میمالید زبونم بند اومده بود فقط با خجالت گفتم میشه دستتون رو در بیارید یقم گشاد میشه.بهم گفت سینه های سفتی داری شیما.گفتم یکی میاد تو زشته گفت کسی نمیاد.همینطور با سینه هام بازی میکرد ولی وجدانی حال میداد.بعد دستشو از یقم بیرون کشد و جلوی تاپمو یواش یواش داد بالا و سینه هام یکی یکی اوفتادن بیرون و اونم با حرس زیاد شروع کرد به لیسیدن و گاز گرفتن که بهش میگفتم نکن یواشتر اخ گاز نگیر دردم میاد و از این حرفها بعد از خوردن سینه هام بلند شد گفتم که خسته شده و دیگه انجام نمیده ولی نشست کنارم رونمو گرفت انداخت روی رون خودش و من عملا پاهام باز شده بودن با این کارش داشتم دیونه میشدم بعد دامنم رو داد بالا و نگاهی به وسط پام انداخت من اونروز یه شرت مشکی پام بود.دستش رو کشید روی کسم یه حال عجیبی داشت خوب بود برای من که تا بحال تجربه نکردم خوب بود.از روی شرت با کسم بازی میکرد و من بی اختیار نفسام تند تر میشد و داشتم لذت میبردم که یه باره فیلمه تموم شد بهش گوشی رو دادم و خودمو جمعو جور کردم و دامنو کشیدم سر جاش و تاپمم پوشیدم گفتم ببین چکارم کردی بهم گفت بیا اینو ببین و یه فیلمه دیگه نشونم داد و گوشی رو داد دستم منم گوشی رو ازش گرفتم و شروع کردم به نگاه کردن.رفت پایین مبل بین پاهام نشست دستش وگذاشت روی رونم و پاهامو از هم باز کرد من هم چهار روزی میشد که از پریود پاک شده بودم و تا دست بهم میزد از حال میرفتم بهم گفت یه فیلم گذاشتم که حالا حالاها تموم نشه و پاهای منو از هم باز کرد از روی شرتم به کسم زبون میزد و گرمای نفسهاش روی کسم مینشست برام باحال و شهوت آور بود زبونم بند اومده بود و نمیتونستم کاری بکنم همش احساس میکردم که من جای اون زنه توی فیلم هستم و حال میکردم لبه شرتمو کشید کنار و گفت وای ی ی عجت کس خوشکلی باورم نمیشه که همش مال خودته. و شروع کرد به لیسیدن من اولش چندشم شد ولی بعد کم کم به حال کردن تبدیل شد.لبه های کسم رو باز کرد و داخلش رو زبون زد زبونش که به خروسکم برخورد میکرد مثل اینکه توی ابرا میرفتم بی اختیار احساس کردم که شهوتم ازم خارج شد و بابک خوردش بابک خیلی حال کرد از اینکه خوردش بعد بلند شد کیرشو از شلوارش بیرون کشید ومن با تعجب نگاه کردم گفت بزرگه ببخشید دیگه نمیتونم جلو خودمو بگیرم باز اومد بین پاهام.دیگه توی اون لحظه بدم نمی اومد که باهاش سکس کنم برای اینکه شهوت همه وجودمو تسخیر کرده بود کیرشو بین پاهام حس میکردم.کیر نسبتا بزرگی بود و تا به کسم برخورد میکرد زیر دلم یکباره خالی میشد نفسهام بلندتر شد و میگفت حال میکنی خوبه و هی کیرشو به کسم میکشید.سر کیرشو با آب کسم خیس کرد و لای خط کسم میکشید.خودشم خیلی حال میکرد.یکباره کیرشو گذاشت در سوراخ کسم و یکم فشار داد من هم میدونستم ممکنه که پردمو پاره کنه ترسیدم خودمو جمع کردم گفتم چکار میکنی مواظب باش گفت مواظبم نترس و ادامه داد ومن غرق در نگاه فیلم شدم ودیگه به خودم فکر نمیکردم. اونم هی فشار میداد و هی میگفت آخ جون احساس کردم که داره میره تو تا اومدم بگم حواست باشه یه باره تمام تنم سوخت و احساس سوزش میکردم اونم کیرشو تا ته فرو کرد تو کسم و شروع کرد تکون خوردن با صدای اخ اخ گفتن من از روم بلند شد تا بلند شد دیدم سر کیرش خونیه و تازه فهمیدم که پردمو پاره کرده گفتم ببین چه کار کردی اونم ترسیده بود کسم خونی شده بود و من خیلی ترسیده بودم و کار از کار گذشته بود خودشم تا این حالت رو دید دستپاچه شد و گفت که کار از کار گذشته و دیگه نمیشه کاریش کرد و دوباره کردش تو کسم منو از مبل کشید جلو و پاهامو داد بالا موبایلو از دستم گرفت و گفت زندشو ببین من خجالت میکشیدم و گفتم زود باش تمومش کن تا کسی نیومده اونم شروع کرد تند و تند به کردن من.اولین تجربه سکس من بهم خیلی حال داد ولی به قیمت از دست دادن پردم.بهم گفت از عقب بزنم گفتم از پشت گفت آره از کونت گفتم نه دیگه گفت نمیشه آخه کمر من باریک و کون نسبتا بزرگی دارم زود کیرشو از کسم کشید بیرون و با یک تف کیرشو رسوند در کونم دلحوره داشتم برای اینکه از دوستانم شنیده بودم که درد داره.من هم در انتظار درد کشیدن که یباره احساس کردم که از درد سرم داره کیچ میره بی اختیار دادی زدم و گفتم ای از درد بخودم میپیچیدم مگه ول کن بود اونقدر منو از عقب کرد که درد کونم بهتر شد و فقط داخل و خارج شدن کیرش رو احساس میکردم که یه باره احساس کردم که سرعت کارش بیشتر شد و کیرشو تا آخر تو کونم میکنه و با یه فشار بیحرکت وایساد و فهمیدم که کارش تموم شده و ارضا شده.من خسته اونم همینطور روی من دارز کشید و من نمیدونستم توی اون لحظه چکار کنم که یه باره از روم بلند شد و شرتم رو از پام کشید بیرون و شروع کرد به خوردن از کسم خیلی حشری بود بعد شروع کرد به ور رفتن با خروسک کسم بعد از مدتی احساس کردم که یه جوراییم میشه و بی اختیار دستم رو بردم روی سینه هام و فشارشون میدادم که دیدم بابک تاپم رو در اورد و با سینه هام بازی میکرد و هر از گاهی میخودشون.تا اینکه حالت عجیب ولی خیلی باحال رو درون احساس کردم یکباره تنم لرزید و بیحرکت شدم اره آره آبم اومده بود.خیلی حال داد .بابک بلند شد و شروع کرد به پوشیدن لباساش منم لباسامو مرتب کردم ونشستم پای تلوزیون.همش به کاری که با شوهر خواهرم که کردم فکر میکردم اونم بی تفاوت بلند شد و رفت.دیگه کار من این شده بود که با بابک در هفته سکس داشته باشم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175579</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شهوت دیوانه وار میلف حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Jul 2019 04:26:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانا]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بادیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بدنمون]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزمو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دعوتمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعش]]></category>
		<category><![CDATA[میخواید]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتند,]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداز]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[وپاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلمون]]></category>
		<category><![CDATA[وگذاشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[درس خوندن بریم خونه اونا فیلم سکسی طبقه بالا .ما باخانواده هامون صحبت کردیم و سه نفری وسایلمون جمع کردیم رفتیم خونه آنیتا.خونشون دو طبقه بود طبقه سکسی اول مامانش وناپدریش بودند طبقه دوم خودش شاه کس تنها بود.ما اصلا مامانش انا رو نمی دیدم چون یا مهمونی بودند یا مادرش بخ کونی خاطر شوهر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>درس خوندن بریم خونه اونا فیلم سکسی طبقه بالا .ما باخانواده هامون صحبت</h2>
<p>کردیم و سه نفری وسایلمون جمع کردیم رفتیم خونه آنیتا.خونشون دو طبقه بود طبقه سکسی اول مامانش وناپدریش بودند طبقه دوم</p>
<h3>خودش شاه کس تنها بود.ما اصلا مامانش انا رو نمی دیدم چون</h3>
<p>یا مهمونی بودند یا مادرش بخ کونی خاطر شوهر سر به هواش حاضر نبود ما زیاد تو دید اون باشیم .خلاصه</p>
<h4>2-3شب جنده درس خوندیم یک شب آنیتا گفت بچه ها میخواید</h4>
<p>امشب استراحت کنیم وفیلم ببینیماینو هم پستون بگم که من ومریم وآنیتا بازیگوش بودیم ولی زهره اصلاخلاصه فیلم وگذاشت موضوعش از</p>
<h5>رابطه عاشقانه کوس دو دختر به هم حکایت میکرد هنوز هم</h5>
<p>که هنوزه من اون فیلم و می بینم .چون صحنه های لز بینی توفیلم بود ما بادیدین اون صحنه ها کاملا یکجور سکس داستان دیگه شدیم آنیتا</p>
<h6>ومریم قبلا هم با هم حرفهای سکسی میگفتند ایران سکس خلاصه آنیتا</h6>
<p>با مریم دوباره ازون شوخی ها کرد من وزهره هم می خندیدیم اما این شوخی ها یواش یواش کشید بجاییکه آنیتا دست زد ار روی شلوار مریم به کس مریمما بادیدن این صحنه بدنمون گرم شد دیدیم مریم هم دستش کرد تو یقه آنیتا وبلوزشو در آورد تا بحال هیچ فکر نمی کردم که دیدن تن سکسی یک دختر انقدر خوب باشه من هم یواش یواش دوست داشتم لخت بشم که دیدم دست آنیتا اومد تو یقم ویکهو بلوزمو پاره کرد ومریم هم سوتینمو درآورد حالا من سینه هام بیرون بودند زهره هم مثل آدمای برق گرفته ما رونگا میکرد که آنیتا گفت قبول نیست ما هممون لخت شدیم اما زهره نشد.سه نفری رفتیم سراغ زهره واونو کامل لخت کردیم بعد دودسته شدیم من وآنیتا ومریم وزهره هم باهم .وقتی آنیتا لبای من شروع کرد به خوردن یک حس قشنگی در من شکوفا شد آخه تا بحال لبمو کسی نخورده بود .منم با دستم نوک سینه های آنیتا که واقعا بی نظیر بود رو گرفتم دیدیم آنیتا خوابید وپاهاشو وا کرد من سریعا رفتم وکسشو لیس زدم آنقدر لیس زدم که از آبش اومد تو دهنم .بهش گفتم حالا نوبت توست .اونم مثل آدمای دیوونه شروع کردن به خورت کسم نمی دونی چه حالی داشت با ایکه من بعد ازون با دوست پسرام رابطه داشتم اما هیچ موقع حالش به اندازه حال کردن با آنیتا و مریم وزهره نبود.از اون ببعد من و زهره وآنیتا ومریم همیشه هفته ای یکبار باهم لز بینی داشتیم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175395</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داغ لز از جنده خانوم های عاشق کس</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%84%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%84%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 17 Jun 2019 07:44:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[‫ازدواجش]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اونائی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حالاها]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سروصدا]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتره]]></category>
		<category><![CDATA[کنارهم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[وگذاشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/rezf29yg0lxPPPcwdhWZiw/020/882/580/1280x720.3.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس داغ لز از جنده خانوم های عاشق کس" title="سکس داغ لز از جنده خانوم های عاشق کس" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>&#60;h2&#62;ماجرا از انجا شروع شد فیلم سکسی که چند وقت بود رفت و&#60;/h2&#62; آمدمان با مژگان و علی زیاد شده بود چون نزدیک هم زندگی میکردیم مژگان سکسی سر شوخی رو وا کرده بود و شاه کس من هم وقتی دیدم علی مشکلی نداره شوخی میکردم و در این مدت مژگان برام کونی اس ام [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/rezf29yg0lxPPPcwdhWZiw/020/882/580/1280x720.3.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس داغ لز از جنده خانوم های عاشق کس" title="سکس داغ لز از جنده خانوم های عاشق کس" decoding="async" /></p><pre><code>            &lt;h2&gt;ماجرا از انجا شروع شد فیلم سکسی که چند وقت بود رفت و&lt;/h2&gt;
</code></pre>
<p>آمدمان با مژگان و علی زیاد شده بود چون نزدیک هم زندگی میکردیم مژگان سکسی سر شوخی رو وا کرده بود</p>
<h3>و شاه کس من هم وقتی دیدم علی مشکلی نداره شوخی میکردم</h3>
<p>و در این مدت مژگان برام کونی اس ام اس میزد البته جوک. یک روز دیدم رنگ و بوی اس ام</p>
<h4>اس جنده ها عوض شده و داره ناجور میشه و با</h4>
<p>خودم یک فکرائی میکردم ولی بعد پستون میگفتم نه بابا خبری نیست همینطوری زده تا اینکه یک شب خانه تنها بودم</p>
<h5>و دیدم کوس اس ام اس اومد نگاه کردم دیدم مژگانه</h5>
<p>زده بود مثل افتابه قابل اعتمادباش تاهمه همجاشونو بهت نشون بدن یک مرتبه زد به سرم که ببینم آیا این دنبال داستانی سکس داستان هست یا همینطوری</p>
<h6>میزنه منم براش زدم یعنی من قابل اعتماد ایران سکس نیستم قول</h6>
<p>میدم اگه نشونم بدی به کسی نگم خلاصه سرتونو درد نمیارم کا به جائی کشید که اون شب تا ساعت 3 صبح اس ام اس زدیم و قرار شد که فردا ساعت 2 بعد از ظهر بیاد و همه جاشو نشونم بده ناگفته نماند که من فکر میکردم که داره شوخی میکنه و میخواد من کم بیارم که من هم دنبال این بودم که اون کم بیاره صبح با بدبختی بلند شدم رفتم شرکت و مدام ساعت و نگاه میکردم تا ساعت 1 از شرکت زدم بیرونو رفتم خانه با خودم گفتم امکان نداره بیاد ولی با وجود این رفتم یک دوش گرفتم و امدم یک لباس راحت پوشیدمو منظر ماندم حدود 20 دقیقه مانده بود و مدام سیگار میکشیدم واقعا کم آورده بودم نمی دونستم باید چکار کنم و خدا خدا میکردم نیاد وپشت پنجره کوچه رو نگاه میکردم که یک مرتبه دیدم خودشه اوده بود زنگ زد من دروزدم و اون خیلی ماهرانه بدون سروصدا آمد تو من ریده بودم به خودم با هم سلام و احوال پرسی کردیم و اون گفت مطمئن هستی زنت نمیاد که گفتم آره خودم باید برم دنبالش شروع کرد به در اوردن روسری و بعد مانتوش یک تیشرت آستین کوتاه مشکی با یک شلوار پارچه ای مشکی تنش بو و روژلب قرمز پور رنگ زده بود و بوی عطر زیادی میداد جلوی هم ایستاده بودیم و دست منو گرفت و کشوند سمت اطاق خواب و برگشت ولبشو گزاشت رو لبم وزبونشو کرد تو دهنم و من هم یک لب حسابی ازش گرفتم و بعد یک کم من و نگاه کردو سرشو گذاشت رو سینم و گفت همیشه آزرو داشتم بیام تو بغلت و تا اومدم حرف بزنم دوباره لبش وگذاشت رو لبم و گفت هیچی نگو و فقط منو بکن میخوام به آرزوم برسم من واقعا هنگ کرده بودم و اون خوش بلوزش و در آوردو تی شرتمنم در آوردو چسبید به تنم و با دستش شروع به مالیدن کیرم کرد من دیگه داشتم میمردم و شروع کردم زیپ شلوارشو باز کردمو کشیدم پایین و خودم هم لخت شدم و رفتیم رو تخت کنارهم و من شروع کردم به لب گرفتن و مالوندن بدنش کرستش و باز کردم سینه هاشو میخوردم و اون میپیچید به خودش و ناله میکرد انگار 1 ساله که بهش دست نخورده و میگفت جون من امروز مال توهستم هر کاری میخواهی بکن یواش یواش رفتم پائینتر ورسیدم به کسش شرتشو از پاش در آوردم کسش خیس خیس بود و چوچولش زده بود بیرون من یک لیس زدم و او هم یک اه بلند از ته دلش کشید و من مثل قحطی زده ها شروع به خوردن کردم کم مونده بود با کله برم تو کسش که یک مرتبه گفت بسه حالا نوبت منه و شروع کرد به ساک زدن کیرم و تا ته حلقش میکرد تو دهنش خیلی باحال ساک میزد انقدر محکم ساک میزد که کم مونده بود توشک بره تو کونم. داشت آبم میومد که بلندش کردم و خوابوندمش رو تخت پاهاشو از هم وا کردم کیرمو رو کسش مالوندم داشت دیونه میشد همش می گفت بکن توش من کیرتو میخوام می خوام تو وجودم حست کنم سرشو گذاشتم در سوراخش و آروم کردم تو خیلی تنگ بود برای زنی که 13 سال از ازدواجش میگذشت بهش گفتم مژگان چقدر کسش تنگ و باحاله چکار کردی گفت کاری نکردم رفیقت کم کاری میکنه منم گفتم خودم جورشو میکشم پس رفیق به چه دردی میخوره و شروع کردم به تلمبه زدن و صداش در اومده بود و حسابی حشری بود که یک آن یک اه بلند کشیدو من فهمیدم ارضا شده کیرمو در آوردم وکسشو لیس زدمو برش گردوندم واز عقب گذاشتم تو کسشیک کم که کردم گفت دلم میخواد از کون بکنی منم کیرمو گذاشتم دم سوراخ کونشو با کمی فشار کردم تو کونش جالب اینجا بود که تو کونش راحت تر از کسش رفت معلوم بود که اینکارس من که داشتم تلمبه میزدم گفتم حال میکنی تا حالا کسی اینطوری کرده بوده تورو یا نه که گفت تو اونائی که بهشون دادم تو بهتر از همه داری میکنی یک آن برقام رفت گفتم میشه بگی من نفر چندم هستم گفت نترس 5یا 6 هستیخیلی آخر صف نیستی دیگه داش آبم می اومد و محکم تر میکردمش و تمام آبم و خالی کردم تو کونش بعد یک لب ازم گرفت و گفت خیل ی حال کردم و حالا حالاها باهات کاردارم گفت یک کاری میکنم که دیگه سراغ زنت نری و فقط منو بکنی گفتم مگه قرار بازهم بهم بدی گفت جوری کردی منو که همیشه دوست داشتم علی منو اینطوری بکونه گفتم مگه علی نمیکنه گفت خاک بر سر رفیقت یا نیست یا پای کامپیوتره یا مثل خرس میخوابه خیلی هم که تنگش بگیره دو بار که بالاوپایئن میکنه آبش میاد خلاصه بهد از اون روز حدود 10 مرتبه با هم سکس داشتیم چند بار من رفتم خانه اون و چند بار هم اون آمد اگه حال داشتم براتون مینویسم. امید وارم خوشتون اومده باشد ولی این رو هم بگم که دیگه دوستی من و رفیقم مثل سابق نیست واین به خاطر زن جندشه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%84%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/rezf29yg0lxPPPcwdhWZiw/020/882/580/1280x720.3.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174628</post-id>	</item>
		<item>
		<title>طعم شهوت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b7%d8%b9%d9%85-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b7%d8%b9%d9%85-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 17 May 2019 15:57:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افزایش]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[اومدند]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بادستام]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونها]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهای]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جریانات]]></category>
		<category><![CDATA[جورهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتم]]></category>
		<category><![CDATA[خرامان]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستنی]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزس]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دکترای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رسونده]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سمفونی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قسمتهای]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشونو]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسیک]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[گنجیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[متوالی]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[معماری]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیک]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[میآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکهای]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیآورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نوکهای]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[وگذاشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یادمه سکسی از بچگی خیلی خونه عمم میرفتم مثلا شاه کس برای بازی با پسر عمم . همیشه اوقات تعطیلی من تو خونه عمم میگذشت .همین کونی طور من بزرگتر میشدم و نشانه هایی از سکس خواهی و تمایل به جنس مقابل جنده در من شعله ور می شد . بی اختیاربه پاهای لخت عمم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				یادمه سکسی از بچگی خیلی خونه عمم میرفتم</p>
<h3>مثلا شاه کس برای بازی با پسر عمم . همیشه اوقات تعطیلی</h3>
<p>من تو خونه عمم میگذشت .همین کونی طور من بزرگتر میشدم و نشانه هایی از سکس خواهی و تمایل به جنس</p>
<h4>مقابل جنده در من شعله ور می شد . بی اختیاربه</h4>
<p>پاهای لخت عمم نگاه میکردم یا پستون به پستونهای درشتش خیره میشدم .خودش هم میفهمید اما به روی خودش نمیآورد و</p>
<h5>میگذاشت من کوس لذت نگاه کردن به اون بدن بلوری رو</h5>
<p>ببرم .اون موقع نمیدونستم چرا به سن بزرگتر از خودم علاقه داشتم و از هم سن وسالهای خودم زیاد خوشم نمی اومد سکس داستان .بعدا فهمیدم که</p>
<h6>اینم یکی از شکلهای علایق سکسی در وجود ایران سکس آدم هست</h6>
<p>. اینو بگم که من اون موقع ها خیلی کم رو بودم ومی ترسیدم یک موقع کسی بویی ببره که من به عمم علاقه دارم . به هم دلیل اصلا روم نمیشد که به عمه جونم بگم که خیلی دوستش دارم &#8230;..به همین خاطر سعی میکردم جوری که اون نفهمه ازش لذت ببرم . مثلا وقتی می رفت حموم من هم می رفتم از سوراخ کلید بدن طلایی شو نگاه میکردم و اون پشت اینقدر با خودم ور میرفتم تا ابم با فشاری وصف ناشدنی به در حموم میپاشید . خیلی قشنگ با خودش بازی میکرد . یه جوری که انگار میدونست من دارم نگاش میکنم و میخواست منو از شدت حشری بودن دیوونه کنه . پستونهاشوصابونی میکرد و هی باهاشون بازی میکرد مخصوصا با نوک قهوه ایش که من هروقت میدیدم میخواستم از هوش برم بعضی وقتها هم که کونش رو میدیم میخواستم در حموم رو باز کنم و خودم رو بندازم تو بغلش &#8230;.. اما باز همون ترس قدیمی سراغم می اومد که نکنه به کسی بگه یا مسخرم کنه چون من کوچکتر از اون بودم . ما تقریبا 12 سال با هم اختلاف سن داشتیم . اما با اونکه یک بچه هم داشت اما خیلی جوون نشون میداد و بیشتر از اون سکسی .یکدونه چین و چروک هم روی بدنش نداشت و همین منو دیوونه تر میکرد . وقتهاییکه تنها تو خونه بودم که سریع میرفتم سر کشوی شرت و کرست های این حوری زیبا و اونها رو حسابی بو میکردم و با زبون اون قسمتهایی که با پوست قشنگش تماس داشت رو می لیسیدم و به کیرم می مالیدم و وقتی آبم می اومد یکی دو قطرشو به این لباسهایی که بعدا با بدن اون تماس داشته می ریختم تا شایدحداقل از این طریق خودم رو به بدن اون رسونده باشم&#8230;.خیلی از عمم خوشم می آد بخشی برای سکسی بودن اون هست اما فقط سکسی بودن برام مهم نبوده و نیست. همیشه از بحث با اون لذت می برم اخه خیلی هم باسواد هست . دانشجوی دکترای رشته معماری هست &#8230;من هم مهندسی مکانیک میخوانم . اما همیشه چون از من بیشتر و بالاتر بود دوست داشتم با اون مصاحبت داشته باشم .هر موقع که فیلم سکسی میدیدم یا اینکه هوس وجودم رو فرا میگرفت به فکراون بودم . این جریانات ادامه داشت تا اینکه یک روز پنچ شنبه با هم رفته بودیم میدان انقلاب تا چند تا کتاب بخریم . تو ماشین که داشتیم بر می گشتیم داشبرد رو باز کردم و یک نوار ایگلز گذاشتم. آهنگ هتل کلیفرنیا بود. با اونکه ابری جلوی خورشید رو گرفته بود و هوا کمی تاریک روشن شده بود اماهوا یه جورهایی گرم بود. از فرط گرما صندلی رو دادم پایین تا با باد کولربیشتر خنک شم . چشمام هم نیمه باز گذاشتم . عمم داشت رانندگی می کرد و منهم نگاش میکردم . بدن خوش تراش عمم رو با نگاهی سرشار از احساس نگاه میکردم و &#8220;هتل کنیفرنیا &#8221; هم چقدر حس منو قویتر می کرد . چند لحظه چشمام رو روی هم گذاشتم و وقتی چشمام رو باز کردم دیدم عمم هم داره به من نگاه میکنه . خیلی خوشم اومد . چشمام رو بستم که بازم نگام کنه و از گرمای نگاهی که داره وجودم رو گرم کنه وقتی رسیدیم خونه من کتابها رو زودتربرداشتم و رفتم تو خونه تا عمه جونم ماشین رو پارک کنه . یکسر رفتم سراغ دستشویی تا دست و صورتم رو بشورم . وقتی اومدم بیرون دیدم عمم رفته دوش بگیره لباسهاشو همون دم در حموم درآورده بود وقتی کارش تموم شد منو صدا کرد وگفت نیما جان برو برام شرت و کرست و یکدونه حوله بیار&#8230;.در پوست خودم نمی گنجیدم &#8230;. میدونستم کجا هستن اما وقتی میخواستم شرتو کرست رو بردارم گفتم عمه جون کدومشونو بیارم ؟ اونم جواب داد: &#8220;هر کدوم که قشنگتره و به من مییاد . به سلیقه خودت&#8221; &#8230;..از این جوابش خیلی حال کردم . منم که شرت و کرست ست سبز که شورتش تور داشت رو آوردم و بهش دادم وقتی میخواستم بدم بهش باز همون یک نگاه بهم کرد و منم بهش خیره شدم وای که چشمهایی داره .فقط صدای در حموم که وقتی بست منو از اون حالت خیره بودن درآورد . رفتم کنترل سی دی پلیر رو برداشتم و همین جوری یک سی دی رو انتخاب کردم اتفاقا &#8220;سمفونی نه بتهوون&#8221; بود . میدونستم که اونم مثل من اهنگ کلاسیک دوستداره اما اینو تا حالا ندیده بودم تو خونشون .مثل اینکه تازه خریده بود.اهنگ رو گذاشتم و رفتم نشستم گوشه یک کاناپه بزرگ و به آهنگ داشتم گوش میکردم که &#8230;..چیزی که میدیدم قابل هضم نبود &#8230;یعنی واقعا خودش بود که با همون ست سبزرنگ داره خرامان میآید طرف من &#8230;چیز دیگه ای تنش نبود به به جز اون شرتو کرست &#8230;دیگه چیزی متوجه نمیشدم &#8230;.حتی صدای آهنگ خیلی کم رنگ شده بود برام اومد و بغلم نسشت &#8230;.نمیدونستم باید چیکار میکردم .خودش هم این موضوع رو فهمیده بود سرش رو گذاشت رو پاهام و دراز کشید رو کاناپه . اصلاباورم نمیشد اما به خودم گفتم حالا باید نشون بدی که چقدر این پری زیبا رو دوست داری . به پهلو خوابیده بود . و دستش اولین نقطه این نقشه زیبا بودکه من دستم بهش میرسید . با نوک ناخن هام اروم روی پوست بازوش می کشیدم یعنی آروم آروم داشتم این نقشه زیبایی رو کشف می کردم . دامنه این حرکترو بیشتر کردم و تا نزدیکهای کونش این خطهای موازی رو میکشیدم و از کمرشدوباره بالا میاومدم . بعد آروم سرش رو از روی پام بلند کردم و گذاشتم روی یک بالشت که اونجا بغل دستم بود . خودم پاشدم و نشستم پایین کاناپه وهمه بدن بلوریشو یک بار دیگه نکاه کردم . لبم رو نزدیک صورتش کردم .میخواستم ذره ذره وجودش رو بو کنم و ببوسم . وااای که چه گرمایی داشتبدنش . وقتی داشتم به لبهاش رسیدم اونهم شروع کرد به بوسیدن من . چقدروارد بود تو لب گرفتن و لب دادن . دیگه نمیخواستم اون لب زیبا رو ول کنم وبرم پایین تر تا چند دقیقه متوالی همینجوری لبهاشو می لیسیدم و می بوسیدم .یهواز بالای کاناپه خودشو انداخت تو بغل من و من هم<br />
ولو شدم رو زمین.درحالی که زیرش قرار داشتم دو تا دستم رو دور کمرش حلقه کردم و بازم همدیگه رو می بوسیدیم و هی پیچ و تاب میخوردیم بعد از مدتی با ستون کردن دستام تونستم در حالیکه عمه جووووووووونم رو تو بغلم داشتم از روی زمین پاشم وبا اون سمفونی که حالا حالت شبهه ریتمیک پیدا کرده بود مثل حرفه ایهای رقص باله با هم برقصیم.همین جوری شلوارک و پیرهنم رو درآوردم تا بدنهامون بیشترو بیشتر به هم نزدیک شن. در همون حالت دوباره گذاشتمش روی کاناپه ودوباره خودم نشستم پایین کاناپه اما اینبار نشسته بود . دوباره ازلبهاش شروع کردم و آروم آروم اومدم پایین تر . پوست زیبای گردن رو حسابیمی بوسیدم و لیس می زدم . آروم آروم داشتم به خط وسط سینش می رسیدم وقتیبرای اولین بار زبونم رو به وسط اون درز خوشگله وسط سینش کشیدم یه آه کوچولو کشید که این خیلی خوشحالم کرد . کرستش رو آروم باز کردم اما بادستام نگرش داشتم و آروم اروم همینجوری که با زبونم به پایین تر میرفتم کرستش هم پایین می آوردم تا اینکه به همون نوک زیبای پستونهاش رسیدم که درتموم عمرم آرزوی میک زدن و خوردن این نوکهای قهوه ای خوشگل رو داشتم .همین جوری داشتم میرفتم پایین تر . تو تموم این مدت اون منو نگاه میکرد و همین اعتماد به نفسی بی نظیر به من می داد &#8230;..داشتم ناف و شکمش رو می لیسیدم که یهو یه چیزی که تو یک فیلم سکسی دیده بودم یادم اومد &#8230;.تو اون فیلم مرده یک شیشه مشروب آورد و ریخت رو رویتن زنه و همشو میک زد &#8230; دیشب دیدم که علی (شوهر عمه جونم که چون خیلی باهم صمیمی بودیم با اسم همدیگه رو صدا میکردیم) چند بطری &#8220;وایت هرس&#8221; خریده بود &#8230; رفتم سریع یکی شو آوردم و باز کردم و ریختم روی تن &#8220;شیرینم&#8221;&#8230;.!وای که چقدر اون مشروب که با بوی تن عمه جونم قاطی شده بود خوشمزه بود &#8230;..الان هم که یادم می آید حشری میشم &#8230; خلاصه چند بار این حرکت جذاب رو انجام دادم . رفتم پایین تر . هنوز خودم هم باورم نمیشد دارم به کس عمم نزدیک میشم اما گرمای کس زیباش نوید اینو بهم میداد که دارم نزدیک میشم&#8230;.آروم با کمک دستام و زبونم شرتش رو پایین میآوردم و تو همین حالت اون قسمتهایی که از زیر شرت بیرون می اومدند رو میلیسیدم و می بوسیدم . وقتی شرتش رو حسابی آوردم پایین دو تا پاهاشو به هم چسبود و برد تو هوا منم بادستام اونها رو نگه داشتم &#8230;&#8230;.واااااااااااااااااااااااااای چی میدیدم &#8230; یک کس زیبا که لبهای اون به هم چسبیده بودند. در همون حالت شرتش رو کامل از پاش درآوردم .اومدم بخورم کسشو که پاهاشو باز کرد وگذاشت و هر کدوم رو روی یک شونه هام قرار داد . اینجوری برای من که پایین نشسته بودم سرم نزدیکتر میشد به کس خوشگلش . منم سعی کردم هر چی که یادگرفته بودم برای لذت بردن عمه جونم پیاده کنم . دوست داشتم قبل از من اون لذت ببره . زبونم روآروم و با تامل روی همه قسمت های کس &#8220;عسلم&#8221;&#8230;..!وقتی زبونم رو به چوچوله اون نزدیک میکردم زیر لب می گفت : نیما جون بخورهمشو و این حرف بیشتر آتیش میزد به جونم و هوسم رو برای خوردن کسش بیشتر میکرد .وقتی زبونم رو عمودی رو اون شکاف صورتی می کشیدم یک حرکت موزون به خودش میداد که خیلی خوشم می اومد . یهو در یکی از همین حرکتها یک آههههههههههههکشید و بعد آروم شد فهمیدم که ارضا شده اما ول نکردم و بازم شروع کردم به خوردن اون&#8221; قسمتهای طلایی &#8220;&#8230;.بعد از مدتی یهو از جا پاشد و گفت که حالا تو بشین &#8230; من هم اطاعت کردم &#8230; اون از من حشری تر بود . سریع شرتم رو کشید پایین و برام جق زد .آخ که چقدر حرفه ای بود . خودم هم بلد نبودم اینقدر خوب برای خودم جق بزنم . بعد از مدتی کیرم رو کرد تو دهنش و سریع دراورد و گفت چقدر خوشمزس ودوباره تا نصفه کرد تو دهنش . اصلا فکر نمی کردم اینقدر حرفه ای باشه حسابی کیرم رو خورد و منم خیلی حال میکردم چون در همون حال داشتم به چشماش که هوس ازشون می بارید نیگا میکردم .کیرم حسابی شق شق شده بود که دیدم در یک حرکت کیرم توی اون شکاف صورتی خوشگل قرار داره و عمم داره بالا پایین میره و هی آه آه میکرد و اه اه منم در آورد . اینقدر حشری بود که نمیدونست چی داره میگه &#8230;منم باورم نمیشدعمه جونم اصلا اینجور حرفها رو بلد باشه اما از قرار معلوم اون حرفه ای تراز من بود . منم سعی میکردم با همون حرکتهای خوشگلش خودم رو به بالا پرتاب کنم تا کیرم به ته ته کسش بخوره تو همون حال هم پستونهای قشنگش( که من میمیرم برای اون پستونها) رو خوردم . حسابی هم خوردم من که بعد از هفت سال به این عسل رسیده بودم دوست نداشتم به این زودیها سفره بزممون تموم بشه برای همین با دستام کمرش رو گرفتم و دوباره خوابوندمش روی کاناپه و شروع کردم به لیسیدن دوباره از بالا به پایین همه جونمممممممممممممممممم !چقدر این بار دومیه حال می داد مخصوصا چوچوله و کسش که خیلی خوشمزه تر شده بودند اینبار زبونم راحتتر می تونست راه کسش رو باز کنه . اینقدر چوچولهاش رو لیس زدم تا دوباره به اوج هوس رسید و این منو خوشحال کرد که تونستم بازم ارضاش کنم اما اون هر بار بیشتر حشری میشد و هوسش برای فروکردن کیرم رو تو خودش افزایش مییافت .اینبار دو تا پاهاشو گذاشت زمین و حالتی چهار دست و پا به خودش گرفت .چقدر منظره از پشت کسش زیبا و خواستنی بود . کیرم رو آروم کشیدم روی کوسش . چه آهی میکشید بعد کیرم رو آروم کردم تو کسش و در طی زمان حرکاتم رو تندتر کردم اون همحرکاتی رو به عقب داشت که خیلی بهم حال می داد و اینو میفهمیدم که اونم داره لذت می بره .دیگه کم کم داشتم حرکت سیل وار آب کیرم رو تو بدنم احساس می کردم . خواستم کیرم رو بکشم بیرون که<br />
نگذاشت و گفت: نه ..میخوام آب وجودتو تو خودم احساس کنم عزیزم &#8230;این حرفش رو من حسابی تاثیر گذاشت و خودم رو با فشاری بیشتربه این تیکه جواهر فشار دادم . بله آبم اومد اونم تو کس طلایی عمم &#8230;&#8230;.برگردوندمش و این بار محکمتر از همیشه خودمو بهش چسبوندم و دوباره شروع کردم به لب گرفتن و دادن به عمه عزیزم &#8230;.بعد دوتایی همونجوری که لب دادنهامون ادامه داشت نشستیم روی همون کاناپه بزرگ و هم دیگه رو بغل کردیم .دیدم کنترل سی دی پلیر رو میتونم بردارم. چون آهنگه تموم شده بود خواستماهنگ رو عوض کنم. سی دی بعدی اهنگ &#8220;باران عشق&#8221; بود که چقدر به حال و وضع من می خورد. همون جوری به هم تیکه داده بودیم و داشتیم این آهنگ زیبا روگوش می کردیم و لبهای همدیگه رو غرق بوسه میکردیم &#8230;&#8230;&#8230;.. باز هم همونچشمها و همون نگاه &#8230;&#8230;&#8230;.هوا روشن تر شده بود		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b7%d8%b9%d9%85-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174016</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 15:02:01 by W3 Total Cache
-->