<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ویلامون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%88%db%8c%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%88%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 11:58:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ویلامون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی یکم از این کیر بزرگ سیاه میخواد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%da%a9%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%da%a9%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Nov 2019 07:37:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[اینجایی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستانی]]></category>
		<category><![CDATA[پولداری]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دستهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرایی]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[میاومد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشناختم‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همچنین]]></category>
		<category><![CDATA[ویلامون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من پدرم ایرانیه ولی مادرم فیلم سکسی ترکیه ای من بعد از 8 سال اومدم ایران چون ما ایران زندگی میکنیم و من در استانبول دانشجو بودم سکسی و مقیم اونجا هستم. خلاصه بخاطر برگشتن شاه کس من یک جشن مفصلی در ویلامون در لواسان مادرم گرفته بود و همه فامیل بابام کونی دعوت بودن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من پدرم ایرانیه ولی مادرم فیلم سکسی ترکیه ای من بعد از 8</h2>
<p>سال اومدم ایران چون ما ایران زندگی میکنیم و من در استانبول دانشجو بودم سکسی و مقیم اونجا هستم. خلاصه بخاطر</p>
<h3>برگشتن شاه کس من یک جشن مفصلی در ویلامون در لواسان مادرم</h3>
<p>گرفته بود و همه فامیل بابام کونی دعوت بودن اونجا بود که من همه دختر های فامیل رو دید میزدم و</p>
<h4>مامانم جنده دوست نداشت من از ایران ازدواج کنم ولی بابام</h4>
<p>می گفت هر دختریو دوست داری پستون بگو واست بگیرم . چون پدرم خیلی آدم پولداری هست اکثر دخترای فامیل می</p>
<h5>خواستن خودشونو کوس به من قالب کنن. تا اینکه من</h5>
<p>زن عمو زیبا رو دیدم اولش نشناختم چون خیلی خوشگل کرده بود خودشو من باهاش دست دادم و روبوسی کردیم و همچنین سکس داستان با عموم .</p>
<h6>من تا آخر جشن لباس کوتاه و اندام ایران سکس سکسی زیبا</h6>
<p>جان را تماشا می کردم. خلاصه بعداز 2 هفته که گذشت و من همش تو فکر سکس با زن عمو بودم تا اینکه زن عمو به من زنگ زد و گفت شام بیا خونه ما و شب هم من رفتم . در خونه عمو رو زدم که عموم در رو باز کرد و رفتم تو دیدم زن عمو با یک دامن کوتاه و تاپ قرمز جلوم ظاهر شد&#8230;&#8230;.. وای خدای من خیلی خوشگل شده بود( در ضمن زیبا جان 38 سالش بود در ان تاریخ) بعد از شام عموم به من گفت از ترکیه واسش تعریف کنم که منم شروع کردم به تعریف تا اینکه عمو زد به کلش که آخر هفته میره استانبول و منم بهش گفتم هر موقع خواستی بری کلید خونمو بهش بدم و زن عمو جونمم چون پزشک بود نمی تونست بره و کار داشت.آخر هفته شد و عمو با پسر عموم رفتن . همون روز ظهر من تو پارک جمشیدیه بودم که فکری به سرم زد و رفتم جلوی بیمارستانی که زن عمو اونجا کار میکرد منتظرش ماندم تا اومد تا منو دید تعجب کرد و شروع کرد به سوال وجواب منم بهش گفتم چون می دونستم تنهایی اومدم ببرمت خونه ما اونم قبول کرد. تو راه من حرفایی در مورد زن های ترکیه و اینکه عمو رفته حالی عوض بکنه زدم و دیدم خوشش نیومد و هی در مورد اونا از من سوال می کرد بعد یهویی گفت بریم خونه ما تا من لباس عوض کنم . رفتیم خونه عموینا زن عمو رفت اتاق لباس عوض بکنه که من بعد از 2 دیقه پشته سرش رفتم اتاق خواب دیدم لخت شده و داره دنباله لباس می گرده از پشت آروم به طرفش رفتم تا بغلش کنم که یهو برگشت نمی دونم چی برداره که منو دید و هول شد گفت آراز تو اینجایی چرا بی صدا اومدی تو منم ترسیده بودم گفتم شاید کمک لازم دارین . من که داشتم زن عمو رو با سوتین صورتی و شورت سفید می دیدم از خود بیخود می شدم که اروم رفتم پیشش و دستهاشو گرفتم و به چشمایه هم خیره شدیم که من به زبان ترکی بهش گفتم ( sani seviyorum) معنیش یعنی دوست دارم بعدش شروع کردم به لب گرفتن اونم دیدم خوشش اومد وشروع کرد به لب خوردن بعدش بغلش کردم و گذاشتم رو تخت و آروم از زیر گوشش شروع کردم به خوردن و اونم با صدای اروم آه آه میکرد رفتم سراغ سینه هاش و بعد کوسش وای نمیدونین خوردن کوس زیبا جان اونم اصلاح شده و سفید و تپل چه حالی میداد داشت حال میکرد و کم کم ابش میومد . بلند شدم لباسامو در اوردم و 69 خوابیدم و اونم کیرمو ساک میزد ومنم کوسو کونشو می خوردم بعد که خوب حشرش زده بود بالا بلند شدم و کیرمو گذاشتم رو کوسش آروم فشار دادم وشروع کردم به تلمبه زدن جوری محکم میکردمش که جیغش در اومد کیرمو از کوسش در اوردم و گفتم برگرده واییییییییییییییییی یک کون سفید خوشگل با یه سوراخ قرمز خانم دکتر زیبا جلوم ظاهر شد کیرمو گذاشتم سوراخ کونش اروم اروم فشار دادم همش می گفت آراز جان بکن منو تو خیلی خوب میکنی منم شروع کردم به تلبه زدن بعد از چند بار تلمبه زدن داشت آبم میاومد که سریع از کون زن عمو در اوردم و اونم فهمید برگشت و کیرمو گرفت به طرف صورتش منم با فشار خالی شدم رو صورتش اونم می گفت جوووووووونم همشو بریز بعدش با انگشتاش آبمو می خورد. بلند شدیم و حمومی که تو اتاق خوابشون بود رفتیم ودوش گرفتیم . بعد از این ماجرا من زود زود میام ایران و با هم هماهنگ می شیم زیبا جان را می برم ویلا و دوتایی سکس می کنیم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%da%a9%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176999</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی عاشق کیر جوون تو سن ۴۰ سالگی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%aa%d9%88-%d8%b3%d9%86-%db%b4%db%b0-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%aa%d9%88-%d8%b3%d9%86-%db%b4%db%b0-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Sep 2019 17:24:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتهامو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمش]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[پیرزنه]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تمرکزم]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیمون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[سارارو]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلامون]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[مهماندار]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخندی]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[ویلامون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بخوام واسه خودم ثبتش کنم فیلم سکسی و بهضی وقت ها یادی کنم از اون روز.. تابستون 89 بود و من تازه با یه دختر دوست شده سکسی بودم، توی فیس بوک، 26 سالش بود شاه کس و یک سالی از من بزرگتر بود، اسمش مژگان بود و تو یکی از خطوط کونی هوایی مهماندار [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بخوام واسه خودم ثبتش کنم فیلم سکسی و بهضی وقت ها یادی کنم</h2>
<p>از اون روز.. تابستون 89 بود و من تازه با یه دختر دوست شده سکسی بودم، توی فیس بوک، 26 سالش</p>
<h3>بود شاه کس و یک سالی از من بزرگتر بود، اسمش مژگان</h3>
<p>بود و تو یکی از خطوط کونی هوایی مهماندار بود. راستش اون دختر اونقدر خوشگل وخوش هیکل بود که اصلا فکر</p>
<h4>نمیکردم جنده با من دوست بشه، به هر حال با هم</h4>
<p>دوست شدیم و داستانی که میخوام پستون براتون تعریف کنم برمیگرده به اولین ملاقاتمون&#8230; همونطوریکه گفتم ما توی فیس بوک با</p>
<h5>هم دوست کوس شدیم، من اون مدت به خاطر کارم شمال</h5>
<p>بودم و اونم تهران، و اصلا وقت نمیکردم که برم تهران دیدنش. یه هفته ای از دوستیمون میگذشت که گفت میخواد بیاد سکس داستان شمال، یادم نیست</p>
<h6>چه مناسبتی بود ولی آخر هفته تعطیل بود ایران سکس و اون</h6>
<p>روزا شمال خیلی شلوغ بود، یه سری از دوستامون هم اومده بودن ویلامون و نمیشد که بیارمش اونجا. به یکی از دوستام زنگ زدم و اونم یه آشنا برای اجاره ویلا بهم معرفی کرد، منم با اون رفیقش هماهنگ کردم و یه ویلا برای روز جمعه تو شهرک دریانوردان چالوس اجاره کردم&#8230; تقریبا سه زور قبل از جمعه بود که یکی از دوست دختر هام به اسم سارا بهم زنگ زد و گفت که جمعه یا شنبه با مامانش میخواد بیاد چالوس دیدن خالش! و گفت که یه برنامه بزارم که ببینمش! منم گفتم اکی و حتما و ازین حرفها، ولی بعد که یاد مژگان افتادم زنگ زدم بهش و گفتم که نمیشه زودتر بیاین؟؟؟ چون من نیستم جمعه و شنبه(الکی)، اونم گفت ببینه چی میشه و قرار شد بهم خبر بده&#8230; یکی دو ساعت بعد گفت که 4شنبه میان و منم یه قرار باهاش 5شنبه گذاشتم، زنگ زدم به اون رفیق دوستم و گفتم که 5 شنبه هم میخوام برام ویلا رو اکی کنی&#8230; اونم با کلی منت و تیغ زدن ما قبول کرد! پنجشنبه شد و من به فامیلامون گفتم که دارم یکی دو روز میرم مسافرت و تا قبل از اینکه شما برین من برمیگردم، پنجشبه صبح رفتم دنبال سارا و با هم رفتیم یکم گشتیم و ناهار خوردیم تا ساعت 2 بشه و ویلا خالی بشه و بریم تحویل بگیریم اونجارو&#8230; ساعت 2 شد و ویلا رو تحویل گرفتیم، اونجا یه پیرزنی بود که مسئول نظافت ویلاها بود، وقتی رفتیم تو ویلا دیدیم که هنوز اونجاست و داره اونجا رو تمیز میکنه، تابستون بود و هوا خیلی گرم و شرجی بود، رفتیم تو یه اتاق تا خانمه بره و ما یکم استراحت کنیم،ولی از گرمای زیاد نمیشد&#8230; تو اتاق سارارو تخت خوابیده بود و من کنارش نشسته بودم و داشتیم با هم به پیرزنه میخندیدم، که نگاهم افتاد به پر و پاچه سارا و دیدم عجب چیزیه این دختر&#8230; قدش حدود 165 میشد، پاهای باریک و در عین حال توپر، یه کون خوشگل و قلمبه با عرض استاندارد، شکم صاف و سینه هایی با سایز 75، صورتش خیلی ناز بود و چشماش یه حالت خاصی داشت که دیوونه میکرد آدم رو، یکم از روی شلوار به رونش دست زدم، خندید و گفت اااا نکن! منم خندیدم و گفتم عجب پایی داریا سارا&#8230;میخواممممممم! اونم گفت بیخود میخوای، بچه ی بد! اونجا یکن با هم شوخی کردیم و یکم لب گرفتیم، که آخر حاج خانم رفت! من حدود 4 ماهی میشد که با سارا دوست شده بود، تونمایشگاه کتاب باهاش دوست شده بودم، اینقدر دختر مهربون وفهمیده ای بود که هر کسی رو به راحتی شیفته خودش میکرد، با اینکه خیلی خوشگل بود ولی اصلا ناز نمیکرد ومثل خیلی از دخترها خودش رو چس نمیکرد، همین خودمونی بودن و مهربون بودنش باعث شد که بهش جذب بشم، خنده هاش خیلی خیلی زیبا بود، از گذشته اش هیچی نمیدونستم ولی میدونستم سختی زیادش کشیده و شاید یه تجربه بد تو زندگیش داشت&#8230; رفتیم تو سالن که کولر داشت دراز کشیدیم و یکم همدیگه رو بغل کردیم، کیرم بدجوری هوس کرده بود، رفتم روی سارا و شروع کردم به مسخره بازی درآوردن و به بهانه گرم بودن هوا دونه دونه لباساش رو در آوردم، هر تیکه ای رو که در میاوردم میبوسیدمش و نازش میکردم و سعی میکردم یه جوری تحریکش کنم، وقتی میخواستم شلوارش رو در بیارم یکم مقاومت کرد، و شرت رو که اصلا تذاشت&#8230; یه یه بدبختی شورتش رو در آوردم، وای کسش خیلی خوب بود، بالاش بکم مو داشت که خیلی سکسیش کرده بود، آروم پاهاش رو باز کردم، یکم آوردمش بالا و شروع کردم به خوردن کس نازش! دیدم چشماش گرد شده و داره منو با تعجب نگه میکنه، گفتم چیه؟ گفت دوست داری اشکان؟؟ گفتم معلومه دوست دارم و به کارم ادامه دادم، خیلی دوست داشت، کسش هم مزه خوبی میداد و منم حال میکردم&#8230; از بالای کسش یه لیس شروع کردم تا زیر گردنش، سینه هاش رو خوردم و با دستم کسش رو میمالیدم، رفتم سراغ لباش و شروع کردم به خوردن اونا، دستم رو از رو کسش برداشتم و گذاشتم تو دهنم، دستم رو بهش نشون دادم و گفتم &#8221; انگشتم رو بکنم تو کست؟؟&#8221; چون مطمئن نبودم باکره هست یا نه، اونم گفت آره&#8230; انگار بال در آورده باشم، رفتم سراغ کسش و شروع کردم به خوردن، و آروم آروم یکی از انگشتهامو کردم توش&#8230; خیلی تنگ بود، به سختی انگشم میرفت توش، سعی کردم آروم آروم کسش رو باز کنم تا واسه کیر کلفتم آماده بشه&#8230; بعد از چند دقیقه بلند شدم و شرتم رودر آوردم،کیرم سیخ شده بود و کلفت! گفتم میخوریش؟ گفت نههههههه، خیلی خجالت میکشید وقتی میخواست کیرم رو نگاه کنه، همش میخندید و میگفت اشکان تو دیوونه ای! کیرم رو گذاشتم رو کس خیسش و یکم مالوندم، آروم سرش روگذاشتم و فشار دادم، دادش در اومد، کیرم اصلا تو کسش نمیرفت، یکم با انگشتم بازی کردم باهاش و یکم کسش رو خوردم تا ریکس بشه، ایندفعه به زور نصف کیرم رو جا دادم، خیلی خیلی تنگ بود، شروع کردم به تلمبه زدن، اونم کمرم رو گرفته بود و حرکات من رو تنظیم میکرد که دردش نگیره&#8230; ولی کم کم دیگه کسش کاملا باز شده و بود و تلمبه زدنم تند شده بود و اونم حال میکرد&#8230; چند مدل کردمش، یه بار اومد نشست رو کیرم و بالا پایین کرد، زود خسته شد و ترجیح داد دراز بکشه، دوباره همونطور چند دقیقه کردمش و گفتم پشت کن میخوام از پشت بکنمت! یهو انگار برق 1000 ولت گرفته باشدش گفت نه! گفتم عزیزم تو کونت نمیکنم،میخوام از پشت تو کست کنم! اونم گفت بله لطف میکنید! وای از پشت عالی بود، اون دراز کشیده بود و از لای پاش کسش زده بود بیرون و منم کیرم رو کردم تو کسش،خوابیدم روش و آروم تلمبه میزدم، وقتی اون صحنه که تنم میخورد به کونش و کونش تکون میخورد رو میدیدم واقعا لدت میبردم&#8230; یه 20 دقیقه ای از سکسمون گذشته بود، سارا چند بار ارضا شده بود و کم کم داشت شاکی میشد که تو چرا ارضا نمیشی! من کلا تو سکس دیر ارضا میشم اصلا نمیدونم دلیلش چیه، شاید چون خیلی حواسم پرت میشه به اینور و اونور، به هر حال یه 5 دقیقه ای تمام تمرکزم رو گذاشتم تا ارضا شدم و کیرم رو از کس تنگش در آوردم و آبم رو ریختم لای کونش&#8230; روش دراز کشیدم و ازش لب گرفتم، یکم باهم شوخی کردیم و خندیدیم و بلندش کردم بردمش حموم، تو همون همش داشت میخندید، گفتم چرا میخندی سارا؟؟؟ گفت تو دیوونه ای اشکان&#8230; ببین این چه برنامه ایه واسم درست کردی؟! تو حموم همدیگه رو شستیم و اومدیم بیرون، یه سیگار کشیدیم و یهو احساس ضعف کردیم، من رفتم بیرون یه چیزی خریدم و اوردیم خوردیم&#8230; تقریبا شب شده بود و سارا باید میرفت خونه خالش، تا چالوس دم در خونه خالش رسدوندمش، وقتی داشت میرفت خیلی ناراحت بودم، خیلی احساس بدی داشتم، گفت ممکنه شنبه بمونه چالوس و قرار شد اگه موند ببینمش و با هم بیرون بریم&#8230; بوسیدمش و ازش خداحافظی کردم&#8230; راه افتادم به سمت وبلا، خیلی ناراحت بودم، بهش زنگ زدم تا ببینم چیکار میکنه، به امید اینکه شنبه میبینمش خوشحال بود، از طرفی فرداش یعنی جمعه مژگان قرار بود بیاد.. رفتم ویلا و یکم استراحت کردم و خوابیدم تا فردا صبح که مژگان میاد زود بیدار بشم، احساس عذاب وجدان داشتم، احساس میکردم میخوام به سارا خیانت کنم&#8230; (دوستان از اینکه داستانم زیاد سکسی نیست شرمنده ام، ولی همش عین حقیقته، درحقیقت داستان نیست، خاطره هست)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%aa%d9%88-%d8%b3%d9%86-%db%b4%db%b0-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2613</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d9%88%d9%84-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d9%88%d9%84-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 May 2019 09:41:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاج]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجمون]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اشکاشو]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدم‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومده‬]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخورین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براورده]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیرون‬]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیده]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[‫چشماش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونریزی]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبرویی]]></category>
		<category><![CDATA[زحمتشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[سرایدار]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلامون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارامو]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیده]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسات]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مقداری]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونا]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[میزاری]]></category>
		<category><![CDATA[میشینه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالی]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[‫همیشه]]></category>
		<category><![CDATA[ویلامون]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/hG6jRU-7kaL-Q7xdIRJTHg/011/349/910/1280x720.4.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی" title="پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>سکسی ‫سلام به همگی‬ ، ‫امیدوارم شاه کس که همه جاتون چاقالو باشه .‬ ‫براتون گفته بودم که توی یه شرکت کونی کار میکنم که فرشاد هم توی اتاق من کار میکرد . بعد از اون واقعه جنده ای‬ ‫که برای رضا پیش اومده بود دیگه هیشکی جز من و فرشاد پستون توی دفتر کار [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/hG6jRU-7kaL-Q7xdIRJTHg/011/349/910/1280x720.4.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی" title="پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی" decoding="async" /></p><p>				سکسی ‫سلام به همگی‬ ،</p>
<h3>‫امیدوارم شاه کس که همه جاتون چاقالو باشه .‬ ‫براتون</h3>
<p>گفته بودم که توی یه شرکت کونی کار میکنم که فرشاد هم توی اتاق من کار میکرد . بعد از اون</p>
<h4>واقعه جنده ای‬ ‫که برای رضا پیش اومده بود</h4>
<p>دیگه هیشکی جز من و فرشاد پستون توی دفتر کار نبودیم . فرشاد هم که همش یا‬ ‫مرخصی بود</p>
<h5>یا ماموریت کوس . البته مرخصی هاش بهونه بود و همش</h5>
<p>دنبال خانم بازی بود . یه ویلا توی شمال‬ ‫همیشه هم سر این موضوع باهاش بحث داشتم میگفتم تو که سکس داستان خانم به این</p>
<h6>خوبی داری چرا اینقدر دنبال سوژه‬ ایران سکس ‫هستی .</h6>
<p>اگه منو میگین باور کنین دنبالش نیستم نمیدونم چی میشه که سر راهم برنامه های مختلف پیش میاد و‬ اونم همیشه میگفت که فریده رو ولش کن اصلا صحبت اون رو نکن .‬ ‫یه روز که توی دفتر داشتم کارامو میکردم تلفن زنگ زد و گوشی رو گرفتم فریده بود خانم فرشاد با گریه‬ ‫گفت سلام و احوالپرسی کرد و گفت گوشی رو بدین به فرشاد منم گفتم که مرخصی و گفته خانمم رو میخوام‬ ببرم شمال خونه مادرش اونم بدون خداحافظی گوشی رو قطع کرد .‬ ‫رفتم شمارشو بگیرم که از اتاق رییس کارم داشتن منم دیگه انقدر کار برام پیش اومد که سر ظهر بود یادم از‬ ‫فریده اومد بهش زنگ زدم گوشی رو برنداشت راستش دلواپس شدم یه کاری هم بیرون داشتم از شرکت زدم‬ ‫بیرون یه بسته ای رو باید میدادم وزارت امر خارجه دادم و رفتم سر راه خونه فرشاد.‬ ‫چند بار زنگ زدم تا فریده در رو باز کرد و تعارف کرد بیام تو .‬ منم داخل شدم و رو مبل نشستم و اونم یه چایی اورد و نشست روی مبل روبرویی . انقدر گریه کرده بود‬ ‫چشماش حسابی پف کرده بود . بهش گفتم با خودت چکار کردی گفت نمیدونم از دست این دوستت .‬ ‫اونم گفت حالا چاییتون رو بخورین سر نشه . گفتم اخه چی شده .‬ ‫یه نگاه به من کرد و گفت یه بار تو ماشین با یکی دیده بودمش ولی میگفت همکارمه داشتم میرسوندمش منم‬ ‫بی خیالش شدم یعنی میدونم که منو دوست نداره و همش دنبال کثافت کاری های خودشه ولی هنوز مچشو‬ ‫نگرفتم . تا اینکه امروز سرایدار ویلامون در شمال زنگ زد و گفت که لوله اب ترکیده باید تعمیر کنم و‬ ‫‪x‬تومن پول لازم دارم گفتم به اقا میگم برات بفرسته توی همین حین گفت نه لازم نیست مثل اینکه اقا اومده‬ ‫ویلا خودم بهش میگم منکه حسابی شوکه شدم که فرشاد ویلا چکار میکنه 01 دقیقه بعد بهش زنگ زدم گفتم‬ ‫کی بود گفت اقا با خواهرشون اومدن ویلا فردا میرن من تو دلم گفتم اقا که خواهر نداره هیچی نگفتم و قطع‬ ‫کردم . خوب شما بگین من چکار کنم حتما یکی رو اورده باهاش خوش باشه .‬ ‫بهش گفتم حالا چرا قصاص بل از جنایت میکنی شاید &#8230;‬ ‫گفت شاید چی ؟ گفتم چی بگم واقعا مونده بودم چی بگم .‬ ‫گفتم اخه میدونی فریده مردا به یه چیزایی احتیاج دارن که نمیدونم چطوری برات بگم . گفت راحت حرفتو‬ ‫بزن . اخه فرشاد همیشه از تو گله داره میگه تو این دو سالی که ازدواج کردم فریده اصلا بهم پا نمیده .‬ ‫فریده گفت فرشاد اینو گفته . بی غیرت میشینه سر کارش راجع مسائل زناشویی صحبت میکنه .‬ گفتم خوب شاید تقصیر شماست . یکم نگاهم کرد و گفت حالا که اینجوریه بزار همه چی رو بگم .‬ ‫شب اول ازدواجمون من ۲۸ سالم بود و تا بحا ل با کسی نبودم و همون شب اول چنان وحشی بازیهایی‬ دراورد که از هر چی مرده بدم اومده و اصلا از سکس بدم میاد تقصیر خودم نیست .‬ ‫میدونی وقتی که مهمونا رفتن اولش خوب بود بعد دست و پام رو بست به تخت و با یه دستمال هم دهنمو بست‬ ‫بعد مثل دیوونه ها همه کار باهام کرد انقدر دردم میومد که نمیدونستم چکار کنم بعد رفت از توی یخچال یه‬ ‫خیار بزرگ اورد چربس کرد و بزور همشو کرد توی کونم که تا مدتها خونریزی داشتم باور کنین خیلی کلفت‬ و بزرگ بود اینها رو که میگفت همش گریه میکرد و دیگه گریه امونشو بریده بود و با صدای بلند هق هق‬ میکرد . بلند شدم و رفتم دستشویی که در اصل راحت بتونه گریشو بکنه یه چند دقیقه ای صبر کردم و بعد‬ ‫اومدم نشستم پهلوش دلم خیلی براش سوخت و سرشو تکیه داده به سینم و گفتم گریه کن ادم راحت میشه .‬ ‫بدون اغراق ۱۰ دقیقه ای گریه کرد و کم کم گریش قطع شد منم سرشو از رو شونم کنار زدم و نشستم کنار .‬ ‫یه دستمال دادم بهش که اشکاشو پاک کنه اونم گرفت و اشکاشو پاک کرد گفت خیلی وقت بود گریه نکرده بودم‬ ‫چاییمو دید گفت میرم چاییتونو عوض کنم حتما سرد شده . رفت اشپزخانه و با چای و میوه اومد .‬ ‫توی این مدتی که رفته بود اشپزخونه یه کاسه روی میز بغل مبل بود که نمیدونستم چیه و فریده که اومد گفتم‬ ‫گفت قهوه کوبیده با روغن زیتون . گفتم این که سیاهه . گفت از دمصبح مونده سیاه شده . گفتم بدرد چی میخوره‬ ‫گفت قرار بود هفته دیگه بریم ویلا با فامیلامون . اینو میمالم و میرم جلوی افتاب برنزه میشم .‬ ‫گفتم میشه یکم به دستم بمالم گفت بمال یکم مالیدم دیدم رنگ دستم برگشت . گفتم چکارش کنم گفت برو‬ ‫بشورش ولی راحت نمیره بعد خندید گفت اینطوری نیست که .‬ ‫یکم از قهوه رو گرفت و اروم دستمو مالید . بعد گفت اینطوریه .‬ ‫گفتم همه جاتو میمالی گفت خوب اره گفتم اونجاهایی که دستت نمیرسه و نمی بینی چی گفت میرم جلوی اینه.‬ ‫گفتم میزاری یکم بمالم یاد بگیرم برای خانمم استفاده کنم .‬ ‫یه مقداری گرفتم و مالیدم به پایین پاش حسابی به همه جای پاش زدم بعد یکم دیگه گرفتم و بالاترش رو زدم‬ ‫حدود چند دقیقه ای مالیدم بعد نمیدونم با چه جراتی یکم دامنش رو زدم بالا و یکم هم رونش رو مالیدم یکدفعه‬ گفتم این بیچاره از سکس ترسیده نمیدونستم ادامه بدم یا نه . گفت چرا نمیمالی .‬ گفتم اخه این لباسات کثیف میشن گفت خوب درش بیار .‬ ‫منم سریع دامنش و شرتش رو در اوردم و یه مقداری از مایه گرفتم و شروع کردم به مالیدن . یه مدت که‬ ‫گذشت لباسش و سوتینش رو هم در اورد و گفت همه جامو بمال دو رنگ میشه راست میگفت چون قهوه مونده‬ بود حسابی سیاه شده بود . یادمه هر وقت که فیلم سوپر میدیدم ارزوم بود یه زن سیاهپوست رو بکنم .‬ حالا داشت ارزوم براورده میشد منم کاسه رو اروم خالی کردم رو شکمش و همه جاشو میمالیدم سینه هاشو .‬ ‫کسشو . رونشو بعد برش گردوندم و پشتش و کونشو خلاصه هر جایی که فکر کنین مالوندم . حسابی سیاه شده‬ ‫بود و از بس سینه هاشو و کسشو مالیده بودم دیگه صدا نمیکرد جیغ میکشید .‬ ‫بهش گفتم اجازه میدی یکم شیر قهوه بخورم اونم گفت همش مال تو دیگه معطل نکردم و سینه هاشو شروع‬ ‫کردم به خوردن دستمم هم بیکار نبود و با چوچولش بازی میکردم .‬ ‫گفت دیگه طاقت ندارن لباساتو درار . منم در یک چشم به هم زدن لباسامو در اوردم .یکم قهوه ریخت رو‬ ‫کیرم گفت حالا من کیر قهوه بخورم کیرمو همشو گذاشت توی دهنش مثل اینکه تلافی دو سال بی کیری رو‬ ‫یکم که خورد گفت تو همه جامو نمالیدی اون داخل هنوز برنزه نشده منم دیگه معطل نکردم و رفتم سراغ کس‬ ‫لیسی که دیگه خودشو به همه جا میمالید گفت بزار توش منم معطل نکردم و فرستادمش توی کسش یه جیغی‬ ‫از خوشحالی کشید میگفت توتر گفتم این خیلی بزرگه تو کجات داری جا میدی گفت از اون خیاره که کوچکتر‬ ‫نیست اونو جادادم این که نرمه . منم که دیگه حشری کامل بودم تا دسته فرو کردم و شروع کردم به تلمبه زدن‬ ‫یکم که گذشت صدای ناله های عجیبی از فریده میومد که دیدم داره ارگاسم میشه . بلله و خانم خانما ارگاسم شد‬ ‫و بیحال شد و منم همزمان داشت ابم میومد گفتم چکار کنم گفت بریز توش از امشب قرص میخورم منم همشو‬ خالی کردم و بیحال افتاده پهلوش چند دقیقه ای که گذشت .‬ ‫اگه سکس به این خوبیه این کله خر چرا اینجوری میکنه گفتم شاید اونشب دیوونه بوده .‬ ‫گفتم یکم باهاش راه بیا شاید برگرده به زندگی . یکم فکر کرد گفت شاید ولی &#8230;.‬ ‫بعد دوتایی رفتیم حموم حسابی خودمونو شستیم بعد موقع خداحافظی بوسیدمش .‬ ‫گفت من هر چند مدت خودمو برنزه میکنم باید زحمتشو بکشی . بعد خندید و در و بست .‬		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d9%88%d9%84-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/hG6jRU-7kaL-Q7xdIRJTHg/011/349/910/1280x720.4.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173849</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 21/44 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-16 22:36:55 by W3 Total Cache
-->