<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>پاشودم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%be%d8%a7%d8%b4%d9%88%d8%af%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:09:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>پاشودم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کس مامان ی مزه دیگه ای میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%db%8c-%d9%85%d8%b2%d9%87-%d8%af%db%8c%da%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%db%8c-%d9%85%d8%b2%d9%87-%d8%af%db%8c%da%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 Nov 2019 08:22:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقایی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسش]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استیلی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونورتر]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[باحالیه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[پاشودم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوندین]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[رفیقام]]></category>
		<category><![CDATA[سرزمین]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه‌های]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسارو]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبو]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نامادری]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/xOLeDTlHlVr_1e_xa5wJ8A/024/313/958/v2/1280x720.206.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="کس مامان ی مزه دیگه ای میده" title="کس مامان ی مزه دیگه ای میده" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>شروع شداسم عمم مهشید هستش فیلم سکسی اون 40 سالشه و 5 ساله پبش از شوهرش طلاق گرفت اینم بگم که مهشید قدش 180 سایزه سینش 90 سکسی هستش و هیکله سکسی و رو فرمی شاه کس داره .داستان از اینجا شروع شد که من بیشتر وقتا که کار نداشتم یا از کونی سرکار بر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/xOLeDTlHlVr_1e_xa5wJ8A/024/313/958/v2/1280x720.206.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="کس مامان ی مزه دیگه ای میده" title="کس مامان ی مزه دیگه ای میده" decoding="async" /></p><h2>شروع شداسم عمم مهشید هستش فیلم سکسی اون 40 سالشه و 5 ساله</h2>
<p>پبش از شوهرش طلاق گرفت اینم بگم که مهشید قدش 180 سایزه سینش 90 سکسی هستش و هیکله سکسی و رو</p>
<h3>فرمی شاه کس داره .داستان از اینجا شروع شد که من بیشتر</h3>
<p>وقتا که کار نداشتم یا از کونی سرکار بر میگشتم می رفتم خونه مهشید تا اینکه تنها نباشه اینجوری بگم که</p>
<h4>از جنده کل هفته 2روز بیشتر خونه خودمون نمی رفتم .</h4>
<p>اون همیشه بامن راحت بود جولوی پستون من با تاپ و شلوارک یا دامن کوتاه میگشت . یه یک سالی که</p>
<h5>از طلاق کوس مهشید گذشته بود اون احساسش نسبت به من</h5>
<p>عوض شده بود و خیلی دیگه با من راحت شده بود من به فکر اینکه با مهشید حال کنم نبودم چون به سکس داستان لطف دوستام یه</p>
<h6>سره رو کار بودیم داشتیم میخو تو سرزمین ایران سکس کفر فرو</h6>
<p>می کردیم تا اینکه مهشید گیر داده بود شبا بیا پیش من باهم رو تخت بخوابیم من تنها خوابم نمی بره از اونجا بود که گفتم مهشید یه موقع یه اتفاقایی می افته ها اونم می خندید و می گفت تا باشه از این اتفاقا . شب اول مثل بچه آدم گرفتیم خوابیدیم فقط ازم یه چنتا لب گرفت گرفتیم خوابیدیم همش می گفت من تورو جوره دیگه دوست دارم بهش گفتم منم همین تور . فردا موقیه برگشت از سرکار زنگ زد گفت مشروب بگیر بیار منم زنگ زدم یکی از رفیقام آورد و رفتم خونه . تا درو وا کردم رفتم تو فکم چسبید زمین دیدم مهشید یه لباس توری سرتاپا تنشه که فقط یه شورت سفید تنشه اون سینههای تپل و سفتشم انداخته بیرون من خشکم زده بود دست منو گرفت آورد تو گفت چرا خشکت زده تا حالا از این چیزا ندیدی ؟ گفتم زیاد دیدم ولی تو یه چیزه دیگه هستی . گفت تا شام و آماده می کنم برو لباس عوض کن بیا آقا ماهام رفتیم لباسارو همرو در آوردیم فقط یه شلوارک پامون کردیم اومدم تو آشپزخونه دیدم مهشید داره غذا میکشه و پشتش به من بود همونجوری رفتم و بغلش کردم و سینهاشو گرفتم لامسب اینقد سفت و محکم که آدم فقط دوست داره بخورتشون . تا بهش چسبیدم کیرم راست شد رفت لای چاکه کونش واقعا کون خوش استیلی داره یه کم که بهش مالیدم گفت بزار شام بخوریم بده شام حالشو می بریم . جاتون خالی شام زدیم . من نشسته بودم رو کاناپه داشتم ماهواره نگاه می کرد که مهشید با همون هیکل سکسی و عشوه هاش با شیشه مشروب اومد تو بغلم نشست و شرع کردیم لب گرفتن حالو نخور کی بخور لامسب بدون آرایش مثل عروسک می مونه . تو همین حالا مشروب میزدیمو با هم ورمی رفتیم سینه هاشو می خوردم کسشو می مالیدم . شورتشو که در آورد یه کس صورتی خیلی خوشگل افتاد بیرون تازم تروتمیزش کرده بود از صبح خودشو آماده کرده بوده . مشروبو زدیم و مهشید دیگه حال نداشت پاشه اینقد که مست بود . بغلش کردم و بردمش تو اطاق رو تخت خوابوندمش کامل لختش کردم و خودمم شلوارکمو در آوردم و شروع کردم از لبای مهشید خوردن یه کم خوردم رفتم سراغه سینه هاش با یه دست کسشو می مالیدم با یه دست سینشو اون یکی هم تو دهنم بود سینه خوری بده مشروب چه حالی میده اجب مزعه باحالیه یه کم که کسشو مالوندم حالش جا اومدو صدای آه و اوهش داشت در میومد بعد رفتم سوراغ کسش شروع کردم چوچولشو خوردن پاشودم رفتم یه لیوان مشروب آوردم میریختم رو کسشو می خوردم نمودونین بچه ها چه حالی می داد تا حالا اینجوری کس نخورده بودم بعد از چند دقیقه مهشید سرحال اومدو منو خوابوند روی تخت گفت حالا نوبت منه شروع کرد با کیر من که داشت می ترکید ور رفتن و خوردن یه جوری می خورد که داشت از جا می کند گفتم یواش کندیش از جا همش مال خودته مگه چند ساله کیر ندیدی . دلم واسش سوخت از وقتی که طلاق گرفته بود تو این یه سال فقط با خودش ور می رفت . همین که داشت میخورد دیدم می خواد آبم بیاد گفتم صبر کن پاشودم یه اسپری زدم و خوابوندمش رو تخت پاهاشو باز کردم با کیرم یخورده با کسش ور رفتم بعد شروع کردم کیرمو تو بردن کسش تنگ شده بود دردش میگرفت و جیق می زد منم یه دفه تا بیخ فرو کردم تو صدای مهشید فکر کنم تا 2تا خونه اونورتر رفت گفت جرم دادی داری چیکاری میکنی گفتم مگه نگفتی تا باشه از این اتفاقا حالا می خوام امشب به اندازیه این چند وقت حال کنی همین جوری داشتم تلمبه می زدم که دیدم صدای ناله هاش بلند شد فهمیدم که داره ارضا میشه یدفه یه تکونی خوردو آبش اومد ولی من که هنوز جا داشتم بهش گفتم بلند شد خودم خوابیدم اونم اومد نشست رو کیرم و شروع کرد به تلمبه زدن یه یک ربی داشت تلمبه میزد که دوباره آبش اومد منم کمکم داشت آبم میومد بهش گفتم مهشید داره میاد چیکار کنم گفت بریز توم مشکلی نیست منم تمام آبمو خالی کردم توکسش . اونشب تا ساعت 3 صبح چند دفه حال کردیم من و مهشید اینقد خسته و مست بودیم بودیم که تا فردا ظهر از خواب بلند نشدیم . این بود داستان سکس من و عمم مهشید البته این و بگم که شوهرش نمی تونست مهشید و راضی کنه چون مهشید تو سکس دهن آدم و سرویس می کرد مخصوصا وقتی مست میشد . ما بعد ازاین سکسسمون تو هفته چند بار باهم سکس داریم دیگه توری شده که من اون 2 روزم دیگه خونه نمیرم . اینم بگم بچه ها که منو مهشید و خیلی دوست دارم و دیگه نمی خوام با بودن مهشید ازدواج کنم . از همتون ممنونم که داستانه منو خوندین .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%db%8c-%d9%85%d8%b2%d9%87-%d8%af%db%8c%da%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/xOLeDTlHlVr_1e_xa5wJ8A/024/313/958/v2/1280x720.206.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2574</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بلند کردن جنده خانوم خوشگل  از تو خیابون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Nov 2019 07:37:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[از]]></category>
		<category><![CDATA[‫افتاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادمو]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اووووه]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینکاره]]></category>
		<category><![CDATA[باسینه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشدم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشون]]></category>
		<category><![CDATA[بمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودسینه]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاشودم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تعادلش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تکراری]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توبغلم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حالاها]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرو]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خیلییی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دختراش]]></category>
		<category><![CDATA[درحالی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رنگشون]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانیاسم]]></category>
		<category><![CDATA[طرفدار]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردممحکم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواین]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[شدم و وقتی دیدم سایت فیلم سکسی شهوانی چقدر طرفدار داره تصمیم گرفتم که خاطره ی سکسی که 1 ماه پیش برام اتفاق افتاده بود رو براتون سکسی تعریف کنم.من یه پسربسیار شهوتی هستم که شاه کس مثل بیشترپسرا تا یه ماه پیش نتونسته بودم لذت سکس رو بچشم.از بس فیلم سوپر کونی دیده بودم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شدم و وقتی دیدم سایت فیلم سکسی شهوانی چقدر طرفدار داره تصمیم گرفتم</h2>
<p>که خاطره ی سکسی که 1 ماه پیش برام اتفاق افتاده بود رو براتون سکسی تعریف کنم.من یه پسربسیار شهوتی هستم</p>
<h3>که شاه کس مثل بیشترپسرا تا یه ماه پیش نتونسته بودم لذت</h3>
<p>سکس رو بچشم.از بس فیلم سوپر کونی دیده بودم دیگه برام تکراری شده بودو دیگه لذتی که بهم اوایل دست میداد</p>
<h4>رو جنده نمی داد بخاطر همین خیلی تو کف یه سکس</h4>
<p>درستو حسابی بودم تا وقتی که پستون پدرم بخاطر وضع مالی خیکی که داشتیم مجبور شد طبقه پایین خونمونو اجاره بده.</p>
<h5>این بود کوس که شانس با من یار شدو یه زن</h5>
<p>بیوه 50 ساله با دو تا دختر ناز که یکشون 18 ساله و یکیشونم 16 ساله بود مستجر ما شدن. اسم یکی سکس داستان از دختراش فرنوش</p>
<h6>بود واونیکی اسمش آیدا.فرنوش از آیدا بزرگ بود ایران سکس ولی آیدا</h6>
<p>خیلی ناز تر و خوشگلتر از فرنوش بود. من از موقعی که اومده بودن خونمونو ببینن تا 7 ماه که مستجرمون بودن رفته بودم تو نخ آیدا تا بتونم باهاش دوست بشم اما نتونسته بودم مخشو بزنم چون اصلا به من محل نمی زاشت.آیدا خیلی خوش تیپ و خوش هیکل بود.قد 170 سانتی با وزنی تقریبا 55 باسینه هایی سربالاو گرد با یه باسن رو فرمو درشت که همیشه مانتو کوتاه میپوشید و کاملا هیکلش معلوم میشد.بگذریم حالا 7 ماه گذشته بودو مادرش با مامان من کاملا صمیمی شده بود و با هم مثل دو تا خواهر شده بودن. یه روز که مامانش اومده بود خونه ی ما از یه شهر مرزی که بازار ارزونی داشت صحبت افتاد.از شهر ما تا اونجا 4 ساعت راه بود و قرار شد جمعه برن اونجا.ولی وقتی مادرم با پدرم حرف زد با توجه به شلوغی که روز جمعه بود و تو ماشین ما برا همه جا نمیشد قرار شد پنجشنبه همدم خانوم و مادرم و خواهرم وپدرم برن و منو دوتا مستجر خوشگل بمونیم خونه و مثل همیشه تشریف ببریم مدرسه.روز پنجشنبه شد و ساعت 5 صبح اونا راه افتادن.منم که بیدار شده بودمو دیگه خوابم نمیگرفت پاشودم یه کف دستی رفتمو بعد رفتم حموم که آماده بشم برم مدرسه.وقتی از حموم بیرون اومدم ساعت هنوز 6 بودو هنوز خیلی زود بود برم مدرسه.بخاطر همین رفتم نون بگیرم.وقتی داشتم نون میگرفتم جنتلمنیم گل کردو یه نون اضافی برا مستجرای نازمون هم گرفتم.اومدم خونه و زنگ درشونو زدم که نون رو بدم.آیدا جونم اومد دم در و از گوشه در سرشو بیرون آورد من بعد از سلام و علیک نونو بردم جلو که بگیره دستشو که اورد جلو تعادلش بهم خوردو افتاد زمینو در به طور کامل باز شد.باور نمیکنید چه صحنه ای رو دیدم مغز داشت منفجر میشد.بزارین بگم خونه ما طراحیش جوری بود که میشد کاملا از دم در تمام خونه رو دید. وقتی که در باز شد&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..بزارین از تلوزیون شروع کنم ماهوارشون رو مسیره سیروس کانال هاستلر که یه مرد سیاه داشت دوتا زنو جر میداد فرنوش لخت لخت رو کاناپه یه دستش رو کسش و دسته دیگش رو سینه هاش و دم در آیدای لخت با هیکل سفید که رو زمین افتاده بود.در که باز شد هر دوتاشون جیغ کشیدن من همونجور جلوی در کپ کردم زبونم بند اومده بود یعنی اینها هم مثل من اینکاره بودن. یه دوسه دقیقه ای هر 3تامون به حالتی که هر دوشون به من نیگا میکردنو رنگشون پریده بود مثل مجسمه ها نتونستیم تکون بخوریم.به خودم که اومدم دیدم آیدا با سرعت زیاد بلند شد درو بست ولی کار از کار گذشته بود من چیزی رو که نباید میدیدم رو دیدم.دیگه نتونستم در بزنم حتی نونها هم همونجا افتاد دم در نفهمیدم چطوری خودمو به طبقه بالا رسوندم بی حال با رنگی پریده نشستم رو مبل از خودم بیخود شدم که با صدای در از حالت هپروت بیرون اومدم ساعت 8 صبح بودو مدرسم دیرشده بود با دستی لرزان درو باز کردم دیدم فرنوش و آیداست بدون اینکه حرفی بزنم اومدن تو و در بستن.فرنوش درحالی که من همونطور عین روح ایستاده بودم شروع کرد به حرف زدن:آفاااا مممیثممم بخدا اونطوری نیست که شما فکر میکننینن.ما از موقعهای که بابا مون فوت کرده خیلییی تنهاییمو فلان بهمان که فهمیدم اومدن برای التماس که به کسی حرفی نزنم. زیاد زر زد سرم درد گرفتو با صدای بلند گفتم که چی. برگشت بهم گفت خواهش میکنم به کسی چیزی نگین عوضش ما از خجالتتون در میایم. نفهمیدم منظورش چی بود که بی اختیار گفتم چطوری میخواین از خجالتم در بیاین.هر دو تا شون یه لبخند شیطنت آمیزی زدنو آیدا اومد طرفه منو دستشو کرد لای موهامو لبشو چسبوند به لبم.یه لحظه دنیا رو سرم چرخیدو یاد صحنه ی صبح افتادمو آمپر سکسم چسبید به سقفو محکم بغلش کردمو منم شروع به خوردن دیوانه وار لباش کردم هی سرشو میچرخوندو لباش تو دهنم حرکت میکرد تو همون حالت بلندش کردمو خوابوندمش رویه مبل دیوانه وار ازش لب میگرفتم اون دستشو کرده بود لایه موهامو سرمو فشار میداد بطرف خودش؛شروع کردم ب لیس زدن گردنشو لاله ی گوشش که دیدم فرنوش لخت شده و منو از روی آیدا کشیدو اینبار اون لباشو گذاشت رو لبم؛بلند شدمو اونم بلند کردم ایستاده محکم بغلش کردم و شروع کردم به خوردن سینه های سفیدش؛تا حالا فرنوش رو تو زهنم تجسم نمیکردم انتظار نداشتم اینچنین زیبا و آتشینو شحوتی باشه؛نوک سینه هاشو با شدت زیاد میک میزدمو زبون میزدم که صدای آهو اوهش خونه رو برداشت کارمو با شدت بیشتری ادامه دادمو باور نمیشد هنوز به کسش نرسیده تو بغلم لرزیدو عرق سردی از تنش جاری شد که عطر دیوانه کننده ای داشت بله تو بغلم ارضا شده بود.همونجور توبغلم سرمو اورد بالا و دوباره ازم لب گرفت و تو چشمام زل زد.همونطور بی حال نشوندمش روی مبل سرمو برگردوندم دیدم آیدا با یه شرت قرمز توری ایستاده و داره سوتینشوباز میکنه سوتینشم قرمز بود؛رفتم سراغش یه نگاه شهوتی از بالا به پایین انداختمو نزدیک شدمو سوتینشو خودم از تنش در اوردم باورم نمیشد دختری که محل سگم نمیذاشت حالا با رضایت خودش و در حالی که لذت میبرد از من جلوم تسلیم شده بود.سینه هاشو شروع کردم به مالوندن و بازی دادن اونم مثل خواهرش بسیار زیاد شهوتی بود تا دستم به پستوناش خورد چشماش بسته شد شروع به لرزیدن کرد.تصمیم گرفتم اونم مثل خواهرش ارضا کنم بخاطر همین با یه دستم بغلش کردمو شروع به خوردن سینه هاش کردم و با یه دستم هم شروع به مالوندن کسش کردم؛بدجور آهوووووووواوه میکرد که وقتی کارم محکمتر انجام دادم طاقت نیاوردو خودشو از بغلم رها کرد و نزاشت ارضاش کنم.رفت نشت پیش خواهرش رو مبل شروع کرد به لب گرفتن از فرنوش؛با دیدن این صحنه خیل<br />
ی حال کردم و دیوانه وار به سمت آیدا حمله کردم.نشست جلوی مبل زمین؛شرتشو که کاملا خیس بود ا پاش در اوردم و محکم از پاهاش چسبیدم که دیگه نتونه در بره؛صورتمو نزدیک کسش کردم یه کس بدون موی مثل هلو با لبه های پف کرده ی گوشتی که کاملا چوچولش پیدا بود.همین که زبونمو چسبوندم لای کسش دوباره لرزید،چوچولشو شروع به میک زدن کردم،خیلی وول خورد تا در بره ولی محکم نگهش داشتم و دیوانه وار کسش رو خوردم که با لرزشی مثل زلزله و با آههههههههه بلندی که کشید ارضا شد و آب از کسش جاری شد،اول فکر کردم که شاشید باسه همین چندشم شد ولی وقتی عطر آبش به مشامم رسید نفهمیدم چی شد و همه ی آبی که لای پا و کسش ریخته بود رو خوردم.حالاهر دوتاشون ارضا شده بودنو نوبت من بود که به قول خودشون از خجالتم دران.هر دو تا شون بلند شدن و منو رو مبل نشوندن،آیدا رفت سمت شلوارموکیرمو از شلوارم کشید بیرون و شروع به مالوندن کرد.فرنوش هم اومد بالای مبلو جوری که کس تپلش جلوی دهنم باشه ایستاد.آیدا شروع کرد به ساک زدن و من شروع کردم به لیس زدن کس فرنوش،آیدا به صورت حرفه ای ساک میزد کیرمرو که داشت کم کم سیخ میشود رو تا دسته کرده بود تو حلقشو کیرم از داغی لبو دهنش داشت میسوخت.منم تلافی ساک زدن آیدارو با لیس زدن کس خواهرش تلافی کردم،محکم از کون سفید نرمش گرفتمو به طرف خودم فشارش دادم جوری که همه ی کسش تو دهنم بود. فرنوش دوباره طاقت نیاورد و ارضا شد و تموم آب کسش تو دهن من خالی شد خیلی داشت بهم خوش میگذشت که فرنوش نشست رو منو کونشو به طرف کیرم که فکر کنم الان به سایز در حد غیر قابل تحمل رسیده بود،آیدا کیرمو از دهنش در اورد و یه لیس به سوراخ فرنوش زد و کیرمو به داخل کون فرنوش هدایت کرد فرنوش هم آروم رو کیرم نشستو کیرم تا دسته رفت توش،یه جیغ بلند کشید و شروع به بالا پایین کردن کرد.آیدا هم اومد بالا ومثل خواهرش کسشو چسبوند به دهنم.اوضاع عجیبی بود بد جور بالا پایین میکرد کونشو خیلی کونش تنگ نبود ولی خیلی جیغ میزد من که یبار صبح کف دستی رفته بودم حالا حالاها میدونستم آبم نمیاد بخاطر همین خیلی بیشتر لذت میبردم.یه 6 دقیقه ای به این صورت بودیم که خسته شدم آیدا رو به بغل هل دادمو ه لب اساسی از فرنوش گرفتمو بلندش کردم از روی کیرم.به فرنوش گفتم حالت 69 رو بلدین بلند خندید و گفت قبل از اینکه پایین تو بیای با هم تو همین حالت بودیم.کفم برید از ای حرفش،خلاصه دوتا خواهرو رو زمین به حالت 69 خوابوندمو شروع کردن به خوردن کس همدیگه،منم رفتم پشت کون آیدا که رویه فرنوش نشسته بود نشستم.کیرمو گذاشتم دهن فرنوش برام با اب دهنش خیس کنه و خودمم یه تف به دور سوراخ کون آیدا زدمو کیرمو از دهن فرنوش کشیدم بیرونو گذاشتم تو جلوی سوراخ آیدا.یکم فشار دادم تو دیدم اصلا تو نمیره با انگشتم یهکم کون آیدا رو باز کردم و اینبار با فشار زیادی کیرمو فرستادم تو کونش خیلی تنگ بود جیغ کشید و شروع به گریه کردن کرد خواستم کیرمو بکشم بیرون فرنوش نذاشتو گفت عیبی نداره الان عادت میکنه همیشه که من نباید کون بدم یه ذره بذار اون بده ما حال کنیم.با این حرفش خون به مغزم نرسید و دیوانه وار شروع به تلمبه زدن کردم،آیدا داشت اشک میریخت فرنوش داشت آهووو اووووه میکرد که احساس کردم آبم داره میاد به میره گفتم گفت بریز تو دهنم ولی آیدا که دیگه گریه نمیکرد و داشت با من به طور هماهنگ حرکت میکرد روشو برگردونو گفت ما جر بوخوریم شما ابشو بخورین؛من یه نیش خند زدمو بلافاصله کیرمو از کونش کشیدم بیرون و بلندشدم ایستادم هر دوتا شون مثل قحطی زده ها بلند شدن به طرف کیر من حمله کردن چون آیدا روی فرنوش نشسته بود زودتر از فرنوش کیرمو کرد تو دهنشو با یه لیس آبم با چنان شدت تو دهنش خالی شد که از کنار دهنش منی زد بیرون داشت خفه میشد کیرمو کشیدم بیرون دو سه قطره مونده بود تو کیرم که اونارم ریختم تو دهن فرنوش آیدا تموم ابو غورت داد و فرنوش قسمت هایی رو که از دهن آیدا زده بود بیرون لیس زد و اونم ابمو خورد من بی حال افتادم رو مبل و دو تا خواهر داشت با هم لب به لب میرفتن.یه کم که به خودم اومدم بلندشون کردم سه تایی رفتیم حموم یه بار دیگه تو حموم زیر اب داغ با هم حال کردیم که آیدا از حال رفت.خیلی دلم براش سوخت با یه حوله دو تا خواهرو خوشک کردم فرنوشم منو خشک کرد.هردوتا شون رفتن رو تخت خوابیدن و من دوباره رفتمنون گرفتم و بساط یه صبحانه ی مشتو تدارک دیدم.وقتی صبحانرو آماده کردم با یه لب از هردوتاش از خواب بیدارشون کردم و باهم صبحانه خوردیم.بعد از صبحانه 2 بار هم با هم سکس داشتیم که اگه بخواین براتون تعریف میکنم.در ضمن الان با آیدا دوست شدم و خیلی عاشقشم اگه خدا بخواد میخوام با هاش در آینده ازدواج کنم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177000</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تو کلاس درس آب کسش میپاشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d9%85%db%8c%d9%be%d8%a7%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d9%85%db%8c%d9%be%d8%a7%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 May 2019 08:10:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استخوان]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[البالو]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاست]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیتابی]]></category>
		<category><![CDATA[پاشودم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تحصیلات]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندن]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دروباز]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رودرواسی]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[ریختمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلواره]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[کارامو]]></category>
		<category><![CDATA[کرداین]]></category>
		<category><![CDATA[کردهمون]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسانس]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوتو]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمتون]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمتی]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مغازرو]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[ندیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبینی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[نوشابه]]></category>
		<category><![CDATA[نیوفته]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من توی یه بوتیک تو فیلم سکسی ستاره فارس(شیرازیا می دونن چه جایه بهترین بزرگترین وشیک ترین مجتمع تجاری شیراز) کارمی کردم صبح تا شب بهترین کس سکسی های شیرازمیومدن و میرفتن صاحب مغازه ازاون شاه کس ادمای پول داره ایاشه روزگار بود همیشه هم بساط مشروبش طبقه بالا بوتیک به پا کونی بود تا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>من توی یه بوتیک تو فیلم سکسی ستاره فارس(شیرازیا می دونن چه جایه</h2>
<p>بهترین بزرگترین وشیک ترین مجتمع تجاری شیراز) کارمی کردم صبح تا شب بهترین کس سکسی های شیرازمیومدن و میرفتن صاحب مغازه</p>
<h3>ازاون شاه کس ادمای پول داره ایاشه روزگار بود همیشه هم بساط</h3>
<p>مشروبش طبقه بالا بوتیک به پا کونی بود تا یه روز که از خواب بیدارشدم دیدم چنگیز(کیرم)داره چپ چپ نگاه می</p>
<h4>کنه جنده کارامو کردم رفتم سرکاردیگه داشت ظهرمیشد همه داشتن مغازهاشونومی</h4>
<p>بستند صاحب مغازه هم زودتررفته بود پستون مغازه ما 2 تا در داشت یکیشو بستم داشتم میومدم بیرون که یه کوس</p>
<h5>ناز مامانی کوس اومد تو!- بفرمایید؟- شلوار می خواستم- چه مدلایی</h5>
<p>چند قیمت؟- قیمتش مهم نیست چی دارینو&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230; از این حرفااخر خوشکلیو اندام بود از اون مایه دارایه بی درد تا اون موقه سکس داستان اصلا حواسم به</p>
<h6>سینه هاش نبود خوب که نگاه کردم دیدم ایران سکس به به</h6>
<p>یقه مانتو تا سرنافش یه تاپ مشکی مقدارفراوانی هم گوشت بدون استخوان هم از بالاش زده بود بیرون بالا(چنگیز تو چه حالی بود) رفت تو پرو خیلی طالب شده بودم یه زاغ درستوحسابیش بزنم رفتم طبقه بالا یه روزنه داشت که توی اتاق پرورا میشد زاغ زد!جاتون سبزمانتوشو دراورد اویزون کرد به چوب لباسی دکمه های شلوارشو باز کرد(وای چنگیز داشت خودشو می کشت) انگار برف بدون حتی یه مو شلوارو کرد پاش.یه دفه صدام کرد زودی اومدم پایین پشته میزاستادم گفتم بفرمایید دیدم دروباز کرد اومد بیرون شالش افتاد بود روی شونهاش اووووووووووووووف داشتم می ترکیدم گفتممشکلی که نداره اندازست رو پاتونم خوبهگفت:خوبه فقط &#8230;&#8230;.. دست کرد لای پاش شلوار رو کشید پایین گفت یه خورده فاقش تنگه(اخه ی خروسکش اذیت می شده)!بهش گفتم می خواین یه سایز بزرگترشو بیارم سری تکون داد و گفت ببخشید مزاحمتونم شدم داشتین میرفتین خونه شرمنده. یه سری تعارف تیکه پاره کردیمو رفتم بالا یه شلواره دیگه واسش اوردم بهش دادم دوباره گفت دیرتونم شد ببخشید منم از فرصت استفاده کردم ومخو به کار گرفتم!- نه بابا ابن حرفا چیه ظهرا معمولا نمیرم خونه نهار سفارش دادم زنگ بزنم واسه شما هم بیارن؟ خندیدو گفت نه مزاحمتون نمیشم&#8230;. چه مزاحمتی شما برید پرو کنید منم میرم سفارش بدمبه زور کردمش تو پرو زودی زنگ زدم ساندویچی(نزدیک پاساژه) سفارش دادم. دل تو دلم نبود (چنگیزم بیتابی می کرد)از اتاق اومد بیرون رازی بود. مانتوشوکرد بود تنش ولی شالشو نه .- خوب چند بدم خدمتون- این حرفا چیه قابل شما نداره. (شلواره 32 تومن بود بهش گفتم 40 تا بتونم خیلی بهش تخفیف بدم همون کس لیسی خودمون!)- 40 تومن قابل شماهم ندارهگفت:واسه ماهم 40 تومن کلی تعارف تیکه پاره کردیم تا اخر 28 ازش گرفت خر کیف شده بود! اومد بره که غذا رسید خوب دیگه نهارم رسید بریم بخوریم تا سرد نشده.اولش حاجو واج مونده بود نمی دونس چی بگه .زودی پیچوندمش با فقیر فقرا حال نمیکنی یه روزم نهار چیز بد بخور&#8230;.!درمغازه بازبود رفتم بستمش . بفرمایید بالا (بالا دوتا مبله راحتی بایه میزه کوچولو بود) دو دل بود اومد بالا شروع کردیم به خوردن طرف اصلا یادش نبود که روسری هم داره تو این باغا نبود مخ زنی شروع شداسم: پرستوسن: 26تحصیلات: لیسانس روانشناسیوضعیت: مطلقهبچه: نه! یه یک ساعتی کس شعر گفتیم طبقه بالا هوا خیلی گرم بود عرق کرده بود!گفتم:اگه گرمته مانتوتو درار.دراورد منم بی اختیار شالشو از رو شونه هاش برداشتم اویزون کردم سر چوب لباسی چشمم به قوطی های ویسکی افتاد یکیشو برداشتم گذاشتم روی میز اولش فکر کرد دلستر بعد که دید کم ریختمو نوشابه هم ریختم روش بهم گفت مشروبه؟ منم بخنده گفتم نه بابا مگه نمیبینی نوشته حلال. تو رودرواسی گیر کردخورد یه پیک دو پیک و&#8230;کم کم میریختم تا سرش بگیر. تا تموم شد معلوم بود چشماش البالو گیلاس می بینه پاشودم بساطمونو جمع کردم سطل اشغال پشت مبلی بود که اون نشسته بود روش داغ کرد بود تکیه داده بود سرشم گرفته بود بالا چشماشوهم بسته بود دستاشو گذاشته بود دوطرف صندلی از بالا اون سینه های بزرگشومی دیدم نوک سینش داشت تاپشو سوراخ می کرد کنترل خودمو از دست داده بودم زدم سیمه اخرچشمامو بستمو لبمو گذاشتم رولباش&#8230;چشماشو باز کرد اومد به خودش بیاد دوتا دستمو گذاشتم رو گونه هاش اولش لبشو گذاشته بود رو هم بعد کوتاه اومد شروع کرد به چرخوندن زبونش!خوارکسه حرفه ای بود 5 دقیقه ای لب گرفتم بعد دستمو کردم تو سینش اولش یه خورده مقاومت می کرد ولی من کار خودمو می کردم تاپشو دادم پایین شروع کردم به مالیدن دیگه رام شده بود مونده بودم کجا بکنمش اصلا جا نبود اومدم جلوش نشستم شیطنت و شهوت ازچشماش می بارید دستشوگرفتم بلندش کردمدست کردم لایه پاش لب رفت تو لب شروع کرد لباسامو در اورد.منم شلوارشو دراوردم دستمو کردم تو شورتش خیس بود بعد خودم نشستم رو مبلههردومون لخت بودیم نشوندمش روی پام اولش یه خورده لای پایی حال کردیم بعد گرفتمش بالا تا بکنم تو کونش که گفت نه از جلوبکن منم مونده بودم چه جوری از جلوبکنمش جا نبود تا خودش بهم گفت که خورده بیا جلوتر بعد دوتا پاشو انداخت دور کمرم صورتمم رفت لای سینه هاش من که کسشو نمیدیدم خودش با دست کیرمو گذاشت تو سوراخش یواش نشست روش منم دستمو کردم زیرلمبه هاش شروع به بالا و پایین کردن کردم بدنش اینوهو اتیش بود سنگین بود خسته شده بودم بهش گفتم حالا نوبت شماست شروع کرد به بالاوپایین شدن یه موج خوشکلی تو سینه هاش افتاده بود که منو هوسی ترمی کرد.این مدل کردن هم سخت بود هم لذتش کم بود از روم بلند شد دوتا دستشو گذاشت لبهء مبله پاهاشم باز کرد(همون الاغی خودمون) منم نامردی نکردم چنگیز و گذاشتم دمه سوراخ کونش تا ته هول دادم توسوراخش یه جیغ کشید تا اومد بخودش بجنبه دولا شدم روش با یه دستو دمه دهنشو گرفتم با یکی دیگش کسشو می مالوندم یه چند لحظه ای گذشت دیدم خیلی مقاوت می کنه خیلی درد داشت ترسیدم بپر بره چیزی گیرمون نیادگشیدمش بیرون انگارابی که رواتیش ریخته باشی ساکت شد یه خورد ازش لب گرفتم اینبار گذاشتم تو شاش دوننش اروم کردم توش و تلمبه زدن آغاز شد صداش دراومد بود بکن توش- تا ته بکنتوش- جرش بده- ماله خودته&#8230;منم هوسی تر می شدم وتلنبه زدنو بیشتر می کردم صدای جفتمون تو مغازه پیچیده بود تا لرزید و یه جیغ زد کسش شد پر از اب ولی من هنوز ارضا نشده بودم. شده بود اینوهو یه مرده مجبورشدم با دو دستام شکمشو محکم بگیرم که نیوفته وتلنبه بزنم تا اخر لحظهء موعود رسید کی<br />
رمو کشیدم بیرون ابمو ریختم رو زمین بعد بغلش کردم نشستیم رومبل یه چرت کوچولو زدیم اومدیم پایین می خواستم همراش برم که نگاه ساعت کردم دیدم 5 بعدازظهرباید دره مغازرو باز کنم خداحافظی کرد رفتجالب اینجاست که هرکارش کردم نه شمارمو گرفت نه قرار گذاشت&#8230;رفت که رفت دیگه هم ندیدمش		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d9%85%db%8c%d9%be%d8%a7%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2060</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 33/44 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-18 05:07:17 by W3 Total Cache
-->