<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>پاکشون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%be%d8%a7%da%a9%d8%b4%d9%88%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:29:18 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>پاکشون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>یوگا و تمرکز بر جندگی</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d8%a8%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d8%a8%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 15 Aug 2019 08:59:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استکان]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انفجار]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بغلمون]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[پاکشون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشونده]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتی]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[صاحبخونه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[قانونی]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفتی]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مخلفات]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نیفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[یادگار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[راجب داستان امیدوارم مثبت باشه فیلم سکسی (البته زیاد فرقی هم برای من نمیکنه دلیلش رو هم بعدا میگم) حالا میریم سراغ قسمت دوم یا قسمت اخر سکسی داستان اون شب من با یه کیر شاه کس شق به خونه برگشتم و اتفاقات گذشته رو مرور میکردم و برای فردا خودمو اماده کونی کردم صبح [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>راجب داستان امیدوارم مثبت باشه فیلم سکسی (البته زیاد فرقی هم برای من</h2>
<p>نمیکنه دلیلش رو هم بعدا میگم) حالا میریم سراغ قسمت دوم یا قسمت اخر سکسی داستان اون شب من با یه</p>
<h3>کیر شاه کس شق به خونه برگشتم و اتفاقات گذشته رو مرور</h3>
<p>میکردم و برای فردا خودمو اماده کونی کردم صبح که شد رفتم یه دوش گرفتم و اومدم دیدم موبایلم زنگ خورده</p>
<h4>. جنده زنگ زدم و برای بعداز ظهر قرار گذاشتیم تو</h4>
<p>این فاصله چند تا محضر خونه پستون رفتم تا ببینم مدارک برای صیغه چی میخواد خلاصه بعد از ظهر رفتم پیشش</p>
<h5>و با کوس هم رفتیم محضر و یه صیغه 3 ماهه</h5>
<p>خونده شد و من که تو کونم عروسی بود البته دلیل صیغه کردنم مادرم و شخص خودش بود مادرم که باید تو سکس داستان جریان میزاشتم چون</p>
<h6>شبا نمیخواستم بیام خونه و خودش هم بخاطر ایران سکس در و</h6>
<p>همسایه و صاحبخونه فضولی که داشت باید این کار رو قانونی میکردیم .تو ماشین در حال کس چرخ بودیم تا کمی هوا تاریک بشه و بیرون شام خوردیم و رفتیم سمت خونشون البته به من گفته بود که روز اول که سوار ماشینم شده بود بوی عرق رو حس کرده بود و ازم پرسید منم بهش گفتم که میخورمو از این حرفا که دیدم مخالفتی نداره و من هم با اجازش یه خانواده عرق سیب گرفتم با کلی مزه رفتیم تا در خونه .وارد حیاط که شدم حس عجیبی بهم دست داده بود باورم نمیشد که تا چند لحظه دیگه میتونم به ارزوم برسم کلا یه اطاق داشت اشپزخونه و حموم دستشویی تو حیاط بود و صاحب خونه طبقه بالا که یه پیر زنی که من هیچ وقت ندیدم اما صداشو میشنیدم وارد اطاق شدیم سه سوت مانتو و شالشو دراورد و من هم مثله ندید بدیدا مبحوت داشتم استیل بدنشو نگاه میکردم و دروغ نگفته باشم خیلی هم لذت بخش بود برام عطر تنش کل فضای خونه رو پر کرده بود یه تاپ تنش بود و با یه دامن کوتاه که پاهای بلورینش زده بود بیرون من نشستم روی تخت اومد کنارم یه لب جانانه ازش گرفتم و بهش گفتم نمیخوای بساتمونو اماده کنی ؟ گفت همین الان میارم رفت اشپز خونه برام استکان سینی مخلفات رو با یخ اورد گفتم خودت باید بریزی اونم قبول کرد انصافا عرقش یه طعم دیگه ای داشت خیلی لذت بخش بود برام تا اینکه یه سیگار روشن کردم یه لب جانانه ازش گرفتم جالیش به این بود که نه از بوی عرق بدش میومد نه از سیگار ( البته بعدا بهم گفت که هم زمان شوهر اولش هم سیگار میکشیده هم مشروب ودکا میخورده ) همون شب هم یه نخ سیگار برداشت کشید و منم مست مست شده بودم جلو اینه داشت موهاشو مرتب میکرد که به خودم گفتم پسرجان پاشو یه کاری بکن تا دیروز میگفتی کس میخوام کس میخوام الان هم که یه هوری بهشتی جلوت هستش پس دیگه چی میخوای ؟ الان هم که حلال همدیگه هم هستیم پاشدم شلوارمو دراوردم با یه شورت زیر پیراهنی از پشت کیر شق و کس ندیدمو به کونش چسبوندم که واقعا کونش معرکه بود از جلو هم چون دستش تو موهاش بود با دستام سینه هاشو گرفتم و شروع کردم گردنشو خوردن و گوششو میک زدن که دیدم داره خودشو رو من ول میکنه خوشبختانه تخت هم بغلمون بود انداختمش رو تخت و بدون اینکه شورتمونو در بیاریم خوابیدم روش لب گرفتن شروع شد که دست کرد تو شورتمو گفت وای عجب کیری داری چقدر درازه؟ گفتم ماله خودته عزیز فقط داشت قربون صدقه کیرم میرفت ولی باور کنید هنوز نکرده داشتم ارضای روحی میشدم و این خودش لذت بخش بود&#8212;پاشو پاشو که دیگه طاقت ندارم این تاپو شورتو در بیار که میخوام یه دل سیر کس بخورم&#8212; باشه قربونت برم هر چقدر میخوای بخور ما ماله هم هستیم&#8212;تو چی تو میخوری؟&#8212;اصلا حرفشو نزن(فکر کن نمیخواد ساک بزنه ) به جهنم که نمیخوری&#8212;شورتت ماله منه اونو درنیار که میخوام خودم در بیارم&#8212; باشه فقط زودتر عزیزمتاپو دامنو با کمک هم دراوردیم من موندمو خانوم هر دومون با شورت که یواش یواش میخواستم شرت نسبتا خیسشو بکشم پایین اول از رو شورت یه بو کردم دیدم بو نمیده یه ماچ ابدار کردم شرتشو که کسشو پوشونده بود یه لیس زدم لذت بخش بود اروم اروم کشیدم پایین تا کس بینظیرش زد بیرون همونجا یه ماچ ابدار که فکر کنم یه ده ثانیه ای طول کشید کردم شرتشو کاملا دراوردم حالا من موندمو این کس که کیرم از دیشب که چه عرض کنم از چند ساله پیش در انتظارش بود.یه دو دقیقه ای کسشو خوردم که سرمو پس زدو گفت من کیرتو میخوام الانه که ارضا بشم سریع بکن تو که میخوام وقتی ارضا میشم کیرت تو کسم باشه یه چشمی گفتمو تو یه چشم به هم زدم اومدم رو سینه هاش و یواش یواش تا دسته کردم تو کسش که محکم منو به خودش گره کرد و ارضا شد و شدیدا کسشو به کیرم فشار میداد نفساش تند تند شده بود منم تو همون حال نگه داشته بودم تا اروم بگیره بعد چشماشو باز کردو شروع کرد به خندیدن هنوز کیرم تو کسش داغ و خیسش بود کیرم در حد انفجار کس میخواست و دوست داشتم که تلمبه بزنم اما خانوم ارضا شده بود&#8212;راحت شدی؟ ارضا شدی؟&#8212; اره خیلی حال داد به خاطر این حالی که دادی یه حالی بهت میدم که تا عمر داری فراموش نکنی فقط بزار یکم بگزره بعد بکن&#8212;ببینیمو تعریف منیم فعلا یه پیک عرق میخوام میریزی؟&#8212;اره میریزمیه پیک داد خوردمو یه سیگار پش بندش و من با یه کیر راست نشستم پیشش که بی اختیار کیر شق منو دید نتونست طاقت بیاره و با یه اشوه خاصی جونی گفتو کیرمو تو دستش گرفت که داشتم از هوش میرفتم گفتم چرا نمیخوری؟ گفت بدم میاد ماله شوهر صابقم رو هم نمیخوردم با هزار التماس چون خودش هم عاشق کیرم شده بود( بعدا میگم) فقط محبت کرد یه ماچ از سرش کردو بلندش کردم بردم رو تخت . دیگه میکنمت این حرفا حالیم نیست با تمام ظرافت کیرمو از بالای کسش تا پایین میکشیدم تا کردم تو کسش خیلی حال داد بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکردم داغ و دل چسب بود ارامشی داشتم که نگو به چیزی جز کردن فکر نمیکردم تا حالا زن رو موقع دادن کس زیر خودت دیدی؟ تا حالا وقتی زنی زیر کیرت میخوابه و دستو پا میزنه و التماس گاییده شدن رو ازت میکنه حس کردی؟ حالت سکس بهترین حالته بین زن و مرد هستش همه میتونن بهترین لذت رو از هم ببرن من ارشیوی از داستانهای سکسی داشتم که بعد از این جریان پاکشون کردم انواع و اقسام داستانها مخصوصا داستانهای خانوادگی رو خوندم (سکس با محارم) حتی به سکس با مادرم و خالم که بیوه هستند افتادم و الان که فکرشو میکنم میبینم سکس با محارم تخمی ترین سکس هستش و خدامو شکر میکنم که هیچ وقت یه همچین اتفاقی نیفتاد (خواهر ندارم) سکس یه غریضه هستش و همه ماها دوست داریم که ارضا بشیم اما کجا ارضا بشیم اونش مهم هستش جغ زدن شرف داره تا ادم بخواد با محارم خودش سکس کنه( مثل اینکه زیادی رفتم بالای منبر) بی خیال اون شب تا ساعت 3.5 یا 4 صبح ما بیدار بودیم و سکس میکردیم البته بیشتر مابین ارضا شدنامون بیشتر حرف میزدیم . راستی یه چیز جالب بهتون بگم که الان من خودم که متاهل هستم بیشتر یک بار نمیتونم سکس کنم اما اون شب 7 بار خانوم ارضا شد و سه بار من که برام هنوز که هنوزه جالبه سکس ما با یه شبه تموم نشد و شبهای دیگه ای هم سکس داشتیم اما نه از کون بهم داد نه ساک زد اما بهترین خاطره رو برام به جا گذاشت . شاید اگر میتونستم عقد دایم میکردم اما بخاطر خیلی از مسایل نمیشد . هیچ وقت از یادم نمیره دوسش داشتم دوسش دارم و ازش ممنونم بخاطر همه اون خاطراتی که ازش برام به یادگار مونده. ( اینها تماما خاطره بود نه داستان )به امید روزی که هیچ کس زیر فشار کمبود جنسی نباشهبدرود</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d8%a8%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175833</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دست و پا بسته میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%be%d8%a7-%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%be%d8%a7-%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 17 Jun 2019 07:44:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارشو]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باسنمو]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاکشون]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستامم]]></category>
		<category><![CDATA[رامینم]]></category>
		<category><![CDATA[ریحانه]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فکرایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمای]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژشون]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میکرده]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمو]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کم کم با دیدن فیلمای فیلم سکسی سوپر ه توی گوشیدوستام بود خیلی دوست داشتم سکس داشته باشمهمیشه تو خونه خودمو تحریک می کردم و همیشه دوست سکسی داشتم یکی ی هویی ظاهر میشد و شاه کس با من سکس می کردبعضی وقتا اونقدر حشری می شدم که حتی منتظر بودم بابام کونی یا داداشم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>کم کم با دیدن فیلمای فیلم سکسی سوپر ه توی گوشیدوستام بود خیلی</h2>
<p>دوست داشتم سکس داشته باشمهمیشه تو خونه خودمو تحریک می کردم و همیشه دوست سکسی داشتم یکی ی هویی ظاهر میشد</p>
<h3>و شاه کس با من سکس می کردبعضی وقتا اونقدر حشری می</h3>
<p>شدم که حتی منتظر بودم بابام کونی یا داداشم بیانو منو بکننوقتی مهمون میومد خونمون به جلوی مرداشون نگاه می کردم</p>
<h4>. جنده نمیدونستم چطوری باید ی مردو به طرف خودم جذب</h4>
<p>کنم تا اون بتونه با من پستون سکس کنه . خب بدن قشنگی داشتم ولی یکم جثم کوچیک بود . ی</p>
<h5>کون کوچیک کوس ولی زیبایی داشتم که هر وقت توی اینه</h5>
<p>می دیدمش تحریک میشدم .ی چند باری با خیار یا هویج توی کونم کرده بودم ولی اینا هیچ وقت نمی تونست جای سکس داستان ی کیر کلفت</p>
<h6>و سفید که تو فیلما دیده بودمو بگیره ایران سکس .ولی ی</h6>
<p>روز فکر نمی کردم که ی پسر خودش بیاد سراغمو با من حال کنه و اون کسی نبود جز پسر خواهرم رامین که ی چند سالی از من بزرگ تر بود و من میشدم خاله کوچیکش . خانه ما دو طبقه بود و طبقه بالا یکی از اتاقاش پر بود که اون اتاق خواهرم بود اون روز خواهرم اینا همشون اومده بودن خونه ما که رامین هم اومده بود . من طبفه بالا بودم که رامین سر و کلش پیدا شد . اون روز من ی شلوار مشکی تنگ پارچه ای پوشیده بودم با ی بلوز صورتی که تا بالای باسنم بود .رامین وقتی به سمت اتاق میومد چشمش به این کون خوشکل من افتاده بود و کلی تحریک شده بود آخه من زیاد لباس تنگ جلوی اون نپوشیده بودم ولی اون روز چرا !رامین اومد کنارم ایستاد و دستشو گذاشت در کمرم وای ی لحظه بدنم سرد شد و ی حس خوبی بهم دست داد . من داشتم صورتمو آرایش می کردم رامین منو از توی آینه میدید که داشتم رژ لب میزدم .پیش خودم دل دل می کردم که رامین با من سکس کنه دوست داشتم اون شروع کنه چون من بلد نبودم و روم نمی شد .اون دستشو حلقه کرد دور کمرم میدونستم ی فکرایی واسم کرده ولی اونم منتظر بود من ی اشاره ای بکنم . گفتم خیلی حال میده وقتی دستت دور کمرمه . رامین گفت جدا میگی یعنی تحریک میشی؟ گفتم اره خیلی حال میده . گفت دیگه ماساژ کجای بدنت تحریکت میکنه؟ گفتم باسنمو رونام بعد با یکم مکث گفتم با سینه هام .رامین گفت میخوای ماساژشون بدم بعد شروع کرد به خندیدن . منم خندیدمو گفتم خب اره چرا دوست نداشته باشم !رامین اومد پشتم قرار گرفت گفت بدم؟ گفت خب بده ! اونم بدون معطلی دو تا دستاشو آووردو سینه هامو گرفت . وای ان لحظه بدنم سرد سرد شد دیگه میدونستم به آرزوم رسیدم .هیچی نگفتم فقط می خندیدم رامینم داشت سینه های منو می مالید خیلی حال میداد سینه هام قشنگ توی دستاش جا شده بود و اون داشت میم الیدشون . بهتر از این نمیشد .کیر شق کردشو روی کونم احساس می کردم که میخواست شلوارشو پاره کنه و بیاد بیرون . رامین سینه هامو ول کردو منو به طرف خودش بر گردوند من از روی خجالت سرم پایین بود با دستش چونموگرفتو سرمو آوورد بالا . توی چشمام نگاه کرد ولی من چشمامو انداختم پایین . ی سکوتی حکم فرما بود نه من حرف میزدم نه اون . نمیدونستم میخواد چیکار کنه ولی دوست داشتم ی کاری بکنه . انگشت شصتشو کشید روی لبام . بعد لباشو نزدیک کرد به لبام و ی بوسه کوچیک به لبام زد . من داشتم از درون می ترکیدم و دست و پاهام می لرزید . بوسه دوم و زد و بوسه سوم بلافاصله .بوسه چهارم یکم ابدار بود بوسه پنجمو منم ی بوسه بهش دادم که همون باعث شد لبامو بگیره تو لباشو شروع کنه به خوردنشون منم کم کم لباشو خوردم .واقعا بهترین لحظه زندگی من بود وقتی لبامو می مکید چشمامو بسته بودمو توی رویای خودم بودم اونقدر لبامو خورد که هرچی ماتیک زده بودم پاک شده بود . صدای ملچ ملوچ لب دادنام توی اتاق پیچیده بود .همین طور که ازم لب می گرفت شلوارشو در آوورد لباشو از لبام جدا کرد سرمو انداختم پایین تا چشمم به کیر کلفت و سفیدش افتاد همون کیری که مدت ها دنبالش بودم و انتظارشو می کشیدم .بهم گفت میخوریش؟ منم سرمو به طرف پایین تکون دادم که اره می خورم . گفت پس بشین . دو زانو نشستمو کیرشو با دستم گرفتم عالی بود . سر کیرشو کردم توی دهنمو شروع کردم مثل توی فیلما خوردن . واقعا کیر خوردن لذت خاصی داشت . چشمامو بسته بودمو با کمال میل سر کیر رامینو می خوردم . برای من واقعا خوشمزه بود ی مزه خاصی داشت . سرمو یکم فشار داد که بیشترشو بکنم تو دهنم منم اینکارو کردم ولی سرش ی حال دیگه داشت.هیچ وقت فکر نمی کردم واسه پسر خواهرم ساک بزنم . اونم داشت قربون صدقه من می رفت صدای آه آه گفتنش بلند شد همون موقع بود که بلندم کرد . دوباره منو برگردوند و خمم کرد روی میز آرایش . دستشو گذاشت روی کونمو یکم مالیدش بهتر از این نمیشدمیدونستم که میخواد منو بکنه . ی چند باری از روی ترسم میخواستم نذارم که کاری بکنه ولی اون دیگه شلوارمو کشید پایین اون لحظه واقعا ترسیده بودم و همه جام می لرزید .ولی اون کیرشو گذاشت لای پام و پاهامو چسبوند بهم نمیدونستم میخواد چیکار کنه . شروع کرد به عقب و جلو کردن کیرش که بعد ها فهمیدم که لا پایی منو کرده. ولی لا پایی هم خیلی حال میداد چون کیرش روی کسم کشیده می شد و شکمش میخورد به کونم . کونم میلرزید . با دستاش بالای باسنمو گرفته بودو کیرشو عقبو جلو میکرد . داشتم ارضا می شدم .صدای آه آه گفتنم بلند شده بود همین موقع بود که ارضا شدم بدنم ی تکون شدیدی خورد و کسم خیس خیس شده بود تمام بدنم خشک شده بود . همون موقع رامین داشت هنوز عقبو جلو میکرد که کیرشو کشید بیرون . اونم ارضا شد از صدای آه کشیدنش فهمیدم . باسنم داغ شد . اون آبشو روی باسنم ریخته بود .من برگشتمو رامینو دیدم که داره کیرشو میماله و چند قطره ای از کیرش چکید روی فرش . اومد جلو و ی چند لبی ازم گرفت . بهم گفت چطور بود؟ با صدای لرزون گفتم خوب بود . دیگه اون حال خوب و بد از ارضا شدنم نداشتم ی حس پشیمونی از کاری که انجام داده بودم داشتم . رامین بوسم کردو گفت ریحانه دوستت دارم تو بهترین خاله دنیا هستی . بازم میام پیشت . اینو گفتو شلوارشو پوشید. بهم گفت راضی هستی؟ سرمو تکون دادم یعنی اره گفت خوبه و رفت طبقه پایین .من برگشتمو باسنمو از توی آینه دیدم میخواستم آب رامینو ببینم . ی آب سفتو سفید روی قمبولام ریخته بود با دستمال پاکشون کردم و شلوارمو پوشیدم . رفتم پایین . وقتی رامین با من سکس میکرده داداشم همه چیزو دیده بود ولی دادشو در نیاوورده بود و کامل اون صحنه هارو تماشا<br />
کرده بود . بله اونم تو فکر سکس با من بود که این میتونست بهونه خوبی واسش باشه . که تو داستان بعدی مفصل توضیح میدم .لطفا نظرتونو راجع به این خاطره بگبد !(ریحانه)		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%be%d8%a7-%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174627</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسرم میخام درس جدید بهت بدم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87%d8%aa-%d8%a8%d8%af%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87%d8%aa-%d8%a8%d8%af%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 May 2019 06:27:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[‫اولین]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[‫اینکه]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بزارین]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پاکشون]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناتو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوندید]]></category>
		<category><![CDATA[خوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[درازبکشم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رفتیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[روزایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فکرکردم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[‫کشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ممانعت]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کرد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[میگذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذارم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وچندتا]]></category>
		<category><![CDATA[ورزیده]]></category>
		<category><![CDATA[ویندوز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بیژن هستم و دانشجوی مهندسی نفت کونی و بیست سال دارم ‫اولین خاطره ی سکسی من مربوط میشه به ماجرای من و جنده زن عموخوشکلم من از بچه گی زن عموم رو‬ ‫دوست داشتم و اندامش رو دید پستون میزدم آخه اون خیلی خوشکله سنش سی ساله قد بلند با سینه های گرد و ورزیده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h3></h3>
<p>بیژن هستم و دانشجوی مهندسی نفت کونی و بیست سال دارم ‫اولین خاطره ی سکسی من مربوط میشه به ماجرای من</p>
<h4>و جنده زن عموخوشکلم من از بچه گی زن عموم رو‬</h4>
<p>‫دوست داشتم و اندامش رو دید پستون میزدم آخه اون خیلی خوشکله سنش سی ساله قد بلند با سینه های گرد</p>
<h5>و ورزیده کوس ‫ماجرای ما برمیگرده به همین چند وقت پیش</h5>
<p>راستش من همه ی این تجربه رو مدیون این تاپیک هستم چون ‫زن عموم که اسمش هاله باشه یه لب تاپ داره سکس داستان که گاه گداری</p>
<h6>برای نصب ویندوز یا تعمیر کردن به من ایران سکس میدادش ‫زن</h6>
<p>عموم تقریبا مذهبی هستش خیلی دوست داشتم که بکنمش و هرشب بیادش جق میزدم خلاصه من با این لپ ‫تاپه به این سایت اومده بودم وچندتا داستان سکسی در کامپیوترش ذخیره کرده بودم برای اینکه بعدا بخونم و ‫بعد از اینکه خوندم یادم رفت که پاکشون کنم اومد و کامپیوترش رو برد خلاصه بعد از رفتنش یادم افتاد که چه ‫گند بزرگی زدم. چند روزی گذشت و تا یه اس ام اس به من زد که امشب برم خونشون تا کامپیوتر خانگی ‫پسرش که ۱۴ سالشه شونه رو درست کنم وبهش هم درس ریاضی بدم از اتفاق همون شب عموی من که ‫پزشکه در بیمارستان کشیک داشت من هم هر موقع میرم خونشون توی اتاق پسرعموم میخابم خلاصه ما ‫رفتیم خونشون در رو زن عموم برام باز کرد دیدم که خیلی خودش رو گرفته بود منم اون شب خیلی خجالت ‫کشیدم و هی خودمو کیرمو لعنت میکردم خلاصه کامپیوتر شهاب درست شد درسش هم بهش دادم تا اینکه ‫شهاب ساعت ۱۲و نیم شب گفت من میرم پیش مامان بزرگم میخابم امشب تنهاس فاصله ی خونه ی عموم تا ‫مامان بزرگ شهاب تقریبا 4 یا 5 تا خونه بود .   مامانش اول یه کم ممانعت کرد که بمون اشکالی نداره و شهاب‬ ‫گفت نه من باید برم منم که خیلی خجالت کشیده بودم گفتم که هاله جان شما بزارین شهاب بره من میرم‬ ‫خونمون ماشین دارم سریع میرسم زن عموم که فهمیده بود به من بر خورده گفت اختیار دارین این چه حرفیه‬ ‫من اگه بمیرم هم نمیذارم تو الان بری خلاصه اصرار کرد من موندم وشهاب رفت ولی خودمو همچنان لعنت‬ ‫میکردم تا اینکه شب ساعت ۱.۵ شب بود که بیخابی زده بود به سرم بخاطر همون ماجرا زن عموم من فکرکردم ‫که الان خوابیده بزار برم دستشویی وبعد برم خونه من پاشدم رفتم دستشویی اصلا حواسم نبود انگار که هیچی‬ ‫نفهمم ددیم چراغ دستشویی روشنه ولی اعتنایی نکردم در روباز کردم دیدم که هاله جوووووووون داشت نوار‬ ‫بهداشتی میگذاشت روی کسش وااااااااااااااای که چه صحنه ای بود من یه لحظه ماتشده بودم اصلا هنگ کرده‬ ‫بودم. خلاصه با یه معذرت خواهی اومدم بیرون وقتی که اومد بیرون گفتم که بذار لباسامو بپوشمو در برم تا‬ ‫اوضاع بدتر نشوده خیلی ناراحت بودم دیدم که زن عموم اومد بیرون من داشتم دنبال جوراب هام میگشتم‬ ‫دیدم که زن عموم خیلی مهربون شده بود مثل یه معجزه شده بود گفت که بیژن عزیزم دنبال چی میگردی؟ من‬ ‫گفتم دنبال بجای اینکه بگم دنبال جوراب از بسکه هول شده بودم گفتم دنبال نوار بهداشتی زن عموم مطلب رو‬ ‫گرفت که من هول شده بودم گفت مگه نوار بهداشتی به درد پسرا هم میخوره من دیگه نمیدونستم چی بگم از‬ ‫فرصت استفاده کردم مو گفتم هاله جون ببخشید بخدا نمیدونم چی بگم حواسم نبود اونم گفت نه اشکال نداره بیا‬ ‫باهم بریم تو اینترنت چندتا سایت ببینیم منم گفتم باشه خلاصه آن شدیم و هاله رفت شربت آورد و نشست پیشم‬ . ‫منم اومدم تو یاهو. هاله گفت این سایت ها چی هستن تو میری بریم رو سایت آویزون یا جلوی من نمی خای‬ ‫بری دیگه اینو که گفت قلبم تند تند میزد خلاصه من سایت براش باز کردمو داستان سکسی خوندیم بعد من دیدم‬ ‫که زن عموم پاشد و رفت من فکر کردم که رفت بخابه منم داشتم دیگه دیز کانکت میشدم خونه خیلی ساکت‬ ‫بود رفتم که بخوابم یه لحظه با خودم فکر کردم حتما زن عموم حشری شره مخصوصا که هی نگاه به کیر من‬ ‫میکرد ومنم سینه اش رو دید میزدم خلاصه رفتم توی اتاقش در زدم و رفتم نشستم رو تخت گفتم زن عمو من‬ ‫خیلی معذرت میخام خیلی دوست دارم اگه عموم با تو ازدواج نمی کرد حتما من با تو ازدواج میکرد دیگه نمی‬ ‫فهمیدم چی دارم میگم فقط میخاستم بکنمش که یه دفه گفتم درازبکشم پیشت اون گفت من هیچ وقت زنا نمی کنم‬ ‫سعی کن درک کنی.   خلاصه اینو که گفتو خودشو به من چسبوند منم گرفتم وشروع کردم به لب گرفتن ازش‬ . ‫وای که اصلا نفهمیدم چطوری لخت شدم وووااااااااااای که چه لبایی داشت کیرم داغ داغ شده بود دستش رو‬ ‫دراز کرد و کیرم رو گرفت و گفت خیلی داغه مثل اوایل ازدواج منو عموت. منم بهش گفتم بخورش. اونم‬ ‫شروع کرد به ساک زدم خیلی عالی ساک میزد زن عموم تاپش رو در آورد وگفت نمی خای شرتمو نوار‬ ‫بهداشیتیمو در بیاری منم کفتم بذار اول پستوناتو بخورم وایییییییییییییییی وقتی که دستم به پستوناش میخورد چه‬ . ‫حالی کرد دامنشو دادم پایین و مثل وحشی ها با دندون شرتشو کشیدم پایین وای یه کون تپل که یه عمر باش‬ ‫جق میزدم شروع کردم به مالیدن کونش و لیسیدن سوراخش اون میگفت برس به داد کسم منم که نمی دونستم‬ ‫دارارم چکار میکنم شروع کردم به لیسیدن کسش و بعد پشتمو کردم بهش طوری که کیرم میرفت تو دهنش‬ ‫کسش هم من میلیسیدم بهم گفت پاشو یه کم اسپره ی بی حسی بزن به کیرت من همین کار رو کردم.   شیطون‬ ‫نمی دونم از کجا فهمید که الان آبم میاد. خلاصه اسپره رو زدم وگفت بکن توش منم اول سر کیرم رو گذاشتم‬ ‫دم کسش هی میگفت آروم و آه و ناله میکرد که یه هو من وحشی شدم وبایه حرکت کیرمو تا ته فرستادم تو‬ ‫کسش. کس خیلی خیلی تنگی داشت خیلی حال کردم داخلش نرم وگرم بود هی تند تر میکردم حالا دیگه جیغ‬ ‫میزد و آه وناله میکرد و من جررررش دادم وواهی تند تر میکرم که بهش گفتم زن عمو الان آبم میاد چکار‬ ‫کنم؟ بهم گفت کیرت رو در بیار حوصله ی دردسر ندارم. همیش شهاب هم از سرم زیاده بریزش تو کونم منم‬ .   ‫سریع در آ وردم کیرم گذاشتم تو کونش و اونجا خالی کردم دیگه نای حرف زدم هم نداشتم فقط سرمو گذاشته‬ ‫بودم وی گردن ظریفش و یه دستم هم با پستون و کسش بازی میکردم تا صبح 2بار دیگه هم کردمش از اون ‫روز به بعد هفته ای سه چهار بار میکنمش روزایی که عموم کشیکه وشهاب هم خونه نیست باز هم ممنونم از‬ ‫اینکه متن منو خوندید‬ ‬.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87%d8%aa-%d8%a8%d8%af%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173841</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.119 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 12:19:50 by W3 Total Cache
-->