<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>پستونای &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86%d8%a7%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:19:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>پستونای &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>این دختران قابل گایده شدن هستن و عاشق رقص و آواز</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b1%d9%82/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b1%d9%82/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Dec 2019 06:35:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اوناهم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[باجناقم]]></category>
		<category><![CDATA[بببینم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیایید]]></category>
		<category><![CDATA[بیایین]]></category>
		<category><![CDATA[پستونات]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهای]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتامون‬]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتاییمون‬]]></category>
		<category><![CDATA[حمومرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دیروقت]]></category>
		<category><![CDATA[رودرواسی]]></category>
		<category><![CDATA[روشنیه]]></category>
		<category><![CDATA[ریختیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدن]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکه‬]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هرچهار]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[یکنواخت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ازدواج کردیم. خانواده هامون وقتی فیلم سکسی فهمیدن که ما دوتا همدیگر رو دوست داریم با ازدواج ما موافقت کردند. البته خواهر زنم نقش اصلی رو در سکسی این میان داشت. اون از اول دوستی شاه کس ما رو می دونست و به ما کمک می کرد همدیگر رو بهتر ببینیم و کونی با هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ازدواج کردیم. خانواده هامون وقتی فیلم سکسی فهمیدن که ما دوتا همدیگر رو</h2>
<p>دوست داریم با ازدواج ما موافقت کردند. البته خواهر زنم نقش اصلی رو در سکسی این میان داشت. اون از اول</p>
<h3>دوستی شاه کس ما رو می دونست و به ما کمک می</h3>
<p>کرد همدیگر رو بهتر ببینیم و کونی با هم باشیم.خونه یکی از دوستاشو بعضی از وقتا برامون خلوت می کرد تا</p>
<h4>ما جنده دوتا با هم باشیم. البته وقتی فهمید ما دو</h4>
<p>تا کار رو تموم کردیم دیگه پستون اینکار رو نکرد. اخه خیلی ترسیده بود خواهرش (زنم ) حامله بشه. البته اون</p>
<h5>شب رو کوس هیچ وقت از یادم نمی ره. یک سکس</h5>
<p>واقعی داشتیم خلاصه ما دو تا با هم ازدواج کردیم.روزها داشت می گذشت و ما دوتا بیشتر روز ها به خونه باجناقم سکس داستان می رفتیم و</p>
<h6>با اونا بودیم. کمی در مورد خانواده زنم ایران سکس بگم. خواهر</h6>
<p>و خودش و مادرش از خانواده های با فرهنگ بودن.هیچ احساس رودرواسی از هم ندارن. خواهر زنم همیشه پیشم با دامن کوتاه و سینه باز هستش. البته شوهرش از اون فهمیده هاس ادم روشنیه. زیاد اهل بسته بودن و اینا نیست. منم به زنم گفتم قبلا هرجوری تو خونه بودی اونجوری باش و اونم مثل خواهرش سروسینه و پاهاش جلوی باجناقم باز هستش بعضی وقتها دیدم که باجاناقم داره از روی شهوت نیگاه می کنه.یه شب تا دیروقت خونه باجاناقم بودیم داشتیم فیلم می دیدیم فیلمه کمی باز بود تقربیا نیمه بود هر چهارتامون بدجوری شهوتی شده بودیم.نصف شب شده بود می خواستیم که بخوابیم یهو گفتم بایید با هم اینجا بخوابیم. همین که اینوگفتم نگو همگی منتظر این برنامه بودن موافقت کردن. دوتا پتو انداختیم زمین و دوتا لحاف هم آوردیم و خواستیم بخوابیم.شهوت داشت تو اتاق موج می زد. خواهر زنم طوری نشسته بود که دستش رو گذاشته بود روی کیر شوهرش و شوهرش هم با دستش کونش رو بازی می داد. زنم این موقعیت رو بهم نشون داد. من کیرم باد کرده بود رفتیم آشپزخونه و وحشیانه همدیگرو بغل کردیم و بوسیدیم. بهش گفتم کاش می شد امشب با هم سکس داشتیم گفتش چطوری ؟ گفتم میشه با اونا و پیش اونا این کار رو بکنیم. با تعجب گفت مگه میشه ؟ گفتم چرا نشه می دونم اونام این رو می خوان. باید یه جوری این موضوع را باز کنیم. گفتم که من نقشه اش رو کشیدم. خلاصه رفتیم پیش اونا.من شبها عادت دارم فقط با یه شورت بخوابم بعضی از وقتها اونو هم در می اروم.رفتم زیر لحاف و شروع کردم لباس هامو در اوردن. زنم هم متوجه این موضوع شد. خندید و گفت عزیزم تو خونه خودمون نیستیم هابواشکی گفتم زیر لحاف تو این تاریکی کی می فهمه. مطمئن بودم که اون دوتا متوجه این موضوع بودن. زنم هم پیرهنشو در اورد و با یه کرست منو بغل کرد. ما بی خیال نقشه شدیم شروع کردیم با هم حال کردن. یهو باجناقم گفت ببینم شما دارین چکار می کنید لحاف رو بلند کردم و گفتم هیچ داریم بهم قصه می گیم. گفتش به ما هم بگین.با خودم گفتم دیگه جای خجالت کشیدن نیست بهش گفتم بیایین با هم راحت باشیم می دونیم که هر چهارتاییمون چقدر دلمون می خواد با هم این کار رو بکنیم پس بیایید از هم خجالت نکشیم.باجناقم گفت : من از خدا می خوام. خواهر زنم یه صدای شهوتناکی کرد و گفت عزیزم بیا بغلم.شوهرش رو بغل کرد. باجناقم گفت فقط یه شرط داره. گفتم چه شرطی؟گفتم بیایین فقط با همسرهای خودمون فقط باشیم با دیگری کاری نداشته باشیم. با هم گفتیم باشه. خلاصه اروم کارها شروع شد. زنم شلوارش رو در آورد با شرت وکرست افتاد بغلم. من هم که با شرت بودم کرست زنم رو کمی دادم پایین نوک پستونش اومد بیرون. داشتم می خوردم یهو دیدم صدای اونا بلند شد برگشتیم دیدم خواهر زنم کیر شوهرش رو گرفته و داره براش ساک می زنه. باجناقم لخت شده بود از سرعت عمل اونا تعجب کردم. از این که با یه زوج دیگه داشتیم سکس می کردیم بدجوری تحریک شده بود برگشتم سراغ زنم کرست و شرتش رو در اوردم و اون هم شرت منو در اورد به حالت 69 قرارگرفتیم. مال همدیگر رو شروع کردیم خوردن.وسط کار برگشتم دیدم خواهرزنم لخت شده. یه بدن سکسی کامل بدون هیچ گونه نقصی پستونهای گرد و برچسته و یه کس طلایی. گفتم که باید اونو هم بکنم. برگشتم و به زنم گفنم بیا کار اصلی رو بکنیم اون هم قبول کرد. خوابید و پاهاش رو باز کرد از کسش داشت اب شهوت می اومد کیرم رو دستم گرفتم خواستم برم روش که خواهرش یهو اومد گفت می خوام بببینم کیرت چطور کس خواهرم رو می خواهد تصاحب کنه. گفتم بیا و ببین باجناقم هم اومد خلاصه اروم سرکیرم رو گذاشتم جلوی کس زنم اون دوتا هم خم شده بودن وداشتن اونو می دیدن که اروم کیرم رو فشار دادم دیدم خیلی خیلی اروم لغزید رفت تو همین که تمامش رفت تو زنم لرزید فهمیدم گه بخاطر دیدن اونا زود ارضا شده خلاصه داشتم با تمام وجود عقب وجلو می کردم اونا هم رفتم بغل هم. ابم داشت می اومد گفتم حیفه یه لحظه دیدم اونا هم می خوان کار رو تموم کنن. به زنم گفتم ما هم بریم مال اونا رو نگاه کنیم. گفت باشه. بلند شدیم رفتیم کنار اونا دیدم کس خواهرزنم داره از شهوت میترکه. باجناقم کیرشو گرفته دستش می خواد بکنه اون تو. رفتم جلو کمی از اب دهنم رو زدم به کیرش. این کارم باعث شد خواهرزنم بلرزه. داد زد : زود باش کیر تو بذار تو دارم می میرم تا ته بکن. جلو خواهرم من بکن بعدش گفت خواهر سکسی من بیا ببین چطور کسم می خواد باز شه. خلاصه باجناقم هم نامردی نکرد و کیرش و تا ته گذاشت تو کسش. هردو تاشون داشتن داد می زدن. ما هم کنار اونا شروع کردیم به کار. هر دوتا جفت داشتیم یکنواخت کار می کردیم داشت ابم می اومد داد زدم دارم می ام زنم گفت همشو بریز تو خواهرش هم گفت تو هم بریز تو ما دوتا هرچی اب داشتیم ریختیم تو کس زنامون.هرچهارتامون سست شده بودیم. گفتیم بریم حموم.رفتیم حموم. تصمیم گرفتیم همه با هم همدیگر رو بغل کنیم. وقتی بدن خواهرزنم رو گرفتم کیرم بلند شد. شوهرش گفت اوهوی چه خبره؟گفتم مگه تو حالت بهتر از منه همه خندیم اخه کیرش تو دست زنم راست شده بود و داشت با اون بازی می کرد.خواهرزنم گفت یه چیزی بگم من دوست دارم جفت ها عوض بشه. موندیم چه بگیم زنم گفت راست میگه من هم می خوام. من هم گفتم راستش رو بخواین من هم می خوام. باجناقم هم قبول کرد تو همون حموم شروع کردیم به کار. خواهرزنم چقدر شهوتی بود. زنم تو بغل باجناقم داشت از شهوت می مرد. سرو صدایی می کرد که تعجب کردم. پستونهای خواهرزنم رو شروع کردم به خوردن. زنم داشت کیر باجناقم رو می خورد.گفتم بریم اتاق او<br />
مدیم بیرون و همدیگر رو خشک کردیم و کار رو ادامه دادیم. وسط کار دیدم زنم پاهاش رو دور کمر باجناقم قفل کرد و اون داره تلمبه میزنه. با دیدن این وضعیت ما دو تا بیشتر شهوتی شده چنان کیرم را ته کردم تو کس خواهرزنم که داشت بال بال میزد. گفتم می خوام ابم رو بریزم رو پستونات. گفت بیا بیا همین که کیرم رو در اوردم چنان اب منی رو پاشید رو صورتش که از خودم تعجب کردم. باجناقم هم خودش رو شکم زنم خالی کرده بود. خلاصه هرچهار تامون سست افتادیم کنار هم بوی عرق و شهوت می اومد.بعد از یه ساعت بلند شدم دیدم اونا خوابیدن. رفتم دستشویی و اومدم و خواهرزنم رو بیدار کردم و اون هم بعد از دستشویی اومد و ما باز هم شروع کردیم. با صدای تلمبه زدن ما اوناهم بیدار شدن. زنم داشت تعجب می کرد گفت خوبه افرین چشم رو دور دیدی گفتم برای بار اخر می خوام خواهرت رو بکنم. توهم بیا ببین خلاصه زنم کنارمون نشست و کردن خواهرش رو نگاه می کرد و پستونای خواهرش رو لیس می زد. و از پشت باجناقم داشت کسش رو می گایید.بعداز نیم ساعت دیگه از هرچی کس وکیر بود خسته شدیم. خوابیدیم.صبح دیدم خواهرزنم لخت داره تو اشپزخونه صبحانه درست می کنه. زنم هم لخت کنارم خوابیده بود. همه بلند شدیم. خواستیم لباس بپوشیم بهم نگاه کردیم وهمگی با هم خندیدیم چون لباس پوشیدن دیگه معنی نداشت. تا عصر که اونجا بودیم چندین بار با هم سکس کردیم دیگه این مسئله بین ما حل شد ولی اینو هم بگم تا الان هم با هم هستیم ولی هیچ وقت تنهایی با زنای هم کاری نکردیم چون قول دادیم که فقط وقتی با هم چمع باشیم از این کار ها بکنیم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b1%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177678</post-id>	</item>
		<item>
		<title>به چنگ آوردن کس داغ در شرکت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%86%da%af-%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%86%da%af-%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Dec 2019 19:29:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بعنوان]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پسرداییم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[تاخیری]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خاموشش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگار]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داییمه]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[زنداییم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[صداهایی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتره]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسات]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینکه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[با اینکه از من کوچیکتره فیلم سکسی ولی خیلی با هم رفقییم شهر زندگی ما با شهر اونا فاصله زیادی داشت ولی من معمولا تابستان میرفتم 1ماه سکسی خونشون و اونا معمولا عیدا می اومدن شاه کس خونه ما . من تا سوم دبیرستان اصلا اهل سکس نبودم ولی از اون به کونی بعد من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>با اینکه از من کوچیکتره فیلم سکسی ولی خیلی با هم رفقییم شهر</h2>
<p>زندگی ما با شهر اونا فاصله زیادی داشت ولی من معمولا تابستان میرفتم 1ماه سکسی خونشون و اونا معمولا عیدا می</p>
<h3>اومدن شاه کس خونه ما . من تا سوم دبیرستان اصلا اهل</h3>
<p>سکس نبودم ولی از اون به کونی بعد من خیلی تو کف دختر داییم بودم و هر وقت اونا خونه ما</p>
<h4>می جنده اومدن یا من میرفتم اونجا حسابی دیدش میزدم چون</h4>
<p>خیلی توپ بود قد حدود 175 پستون وزن حدودا 65 ولی کون بزرگی داشت و سفید بود و همیشه آرایش میکرد</p>
<h5>و هر کوس وقت میدیدمش میخواستم بخورمش. یه تابستان که من</h5>
<p>رفته بودم خونه اونا قرار شد یه صبح بریم شمال و صبح فرداش برگردیم دخترداییم به بهونه اینکه درس داره(دانشگاهی بود) با سکس داستان ما نیومد ما</p>
<h6>رفتیم شمال که طرفای عصر بود که از ایران سکس اداره زنگ</h6>
<p>زدن و گفتن باید خودت رو سریع برسونی به همین دلیل ما سریع راه افتادیم به طرف خونه حدود ساعت8رسیدیم من یه مقدار ازوسایل رو برداشتم و اومدم بالا(اپارتمان بود)و زنداییم کلید رو داد تادر نزم شاید دختر داییم خواب باشه و زن داییم چون بیرون کاری داشت با پسر داییم رفتن من در رو آروم باز کردم اومدم تو دیدم داره یه صداهایی میاد از اتاق دختر داییم رفتم آروم سرک بکشم که دیدم بله یه پسره داره بصورت سگی دختر دایی ناز کون گنده ام رو میکنه و همین طور که تلنبه میزنه کونش مثل ژله تکون میخورد من به سرعت موبایلم رو در اوردم و یه عکس بعنوان مدرک جرم گرفتم و بعد پریدم تو یکهو دوتاییشون بهت زده به من خیره شدن و پریدم یارو رو گرفتم انداختمش اونور و گفتم گمشو نمیخوام ریختت رو ببینم اونم تته پته کنون پا گذاشت به فرار من رفتم کنار دختر داییم نشستم و گفتم از کی همدیگه رو میشناسین؟گفت این پسر طبقه بالایی و من چند بار اونو تو آسانسور دیدم و یک بار هم بهم شماره داد و این هم اولین باری بود که داشتیم سکس میکردیم .بعد گفتم لباسات رو بپوش تا مامانت نیومده بعدا در بارش صحبت میکنیم.لباسشرو وقتی داشت میپوشید میخواستم همون جا بپرم رو کون سفیدش و جرش بدم ولی نمیشد چون مامانش می آمد .شب که رفتم بخوابم اصلا تا صبح خوابم نبرد چون اون صحنه سکس سگی و کون سفید و تپل و بی موی داخترداییم رو یادت نمیرفت و هی به اون عکسی که ازشون گرفتم نگاه میکردم و کیرم رو میمالیدم .فردا صبح داییم و زن داییم رفتن سرکار و نیما هم کلاس داشت و رفت دخترداییم هم رفت امتحان بده منم پریدم پشت ماهواره و کارت داشتم زدم فیلم سکسی بعد از دیدن 6،7 فیلم دیدم صدای در میاد اومدم که خاموشش کنم که دیدم دختر داییمه دوباره اومدم نشستم سر جام و گفتم که این بهترین فرصته که کونش رو جر بدم. دخترداییم رفت تو اتاقش و داشت شلوارش رو در می اورد که عوضش کنه که من رفتم و چسبیدم پشتش و کیر سیخ کردم رو کردم لای پاش مقاومت کرد و نگذاشت ولی با اصرار های زیاد من بالاخره قبول کرد تی شرتش رو در اوردم و شروع کردم به خوردن پستونای سفید و نسبتا بزرگش بعد اومدم پایین و همینکه شورتش روکشیدم پایین ماتم از کوس بی موی قلبمش لاش رو بازکردم صورتی بود و شروع کردم به لیس زدن اونم حال میکرد و میگفت آه&#8230;بخورش همش مال تو منم هی حشری میشدم بعد به سینه خوابوندمش رو تخت و یک بالش گذاشتم زیرش و کونش قلمبه زد بالا لای کونش رو باز کردم و سوراخ سفیدصورتیش رو دیدم وشروع کردم به خوردن وگاز گرفتن کونش و انگشتم رو میکردم تو کونش بعد از اون یک اسپری تاخیری زدم و کیرم رو گذاشتم رو سوراخ کونش و یک توف زدم و آروم کیرم رو فشار دادم تا سرش رفت تو آه آهش شروع شد و منو حشری تر میکرد آروم شروع کردم به تلنبه زدن و آه آه دختر داییم زیاد شد تا اینکه یهو ساکت شد و من هنوز ولش نکردم بعد به کمر خوابوندمش و پاهاش روگذاشتم رو شونه هام و یکهو کردم توکونش و هی میگفت کافیه دیگه خیلی درد داره تا اینکه داشت آبم می اومد و درش اوردم و ریختم رو پستوناش وقتی نگام به سوراخ کونش افتاد دیدم قرمز کرده و خیلی باز شده دیگه حال نداشتم و همون جا افتادم بعد از ربع ساعت 2تایی رفتیم حموم اونجا هم برام یه ساک زد که خیلی حال کردم بعد از اون دیگه من رفتم خونمون و حدود 4 ماه بعد شنیدم که واسش خواستگار اومده و میخوان که عروسی کنن</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%86%da%af-%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177702</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم خوشگل تین توسط سن بالا کره میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%d8%b1%d9%87-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%d8%b1%d9%87-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Nov 2019 06:57:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آباژور]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امادگی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختند]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداری]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بنابراین]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارش]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پستونایی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوربینو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[شومینه]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کیلومتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعی]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میپرید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نامفهوم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[ویلاشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و تازه یادم افتاد کجام. فیلم سکسی اومده بودیم شمال ویلای یکی از صمیمی ترین دوستای مامان و بابام ، یه نگاه به دورم کردم و البته سکسی تو اون تاریکی فقط نور کم رنگه شاه کس شومینه فضا رو روشن میکرد و گوشیمو پیدا کردم کلیدش رو زدم و دیدم ساعت کونی 2 نیمه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و تازه یادم افتاد کجام. فیلم سکسی اومده بودیم شمال ویلای یکی از</h2>
<p>صمیمی ترین دوستای مامان و بابام ، یه نگاه به دورم کردم و البته سکسی تو اون تاریکی فقط نور کم</p>
<h3>رنگه شاه کس شومینه فضا رو روشن میکرد و گوشیمو پیدا کردم</h3>
<p>کلیدش رو زدم و دیدم ساعت کونی 2 نیمه شبه اون صدا هنوز هم میومد گیج بودم و دقیق نمیدونستم چیکار</p>
<h4>کنم جنده یه نگاه به خواهرم کردم و که سمت راستم</h4>
<p>خوابیده بود و گفتم بیدارش کنم پستون و به اون قضیه رو بگم ولی با خودم گفتم اون چیکار میتونه بکنه</p>
<h5>؟ بنابراین کوس تصمیم گرفتم برم به بابام بگم چون اگه</h5>
<p>دزدی و یا هر چی دیگه بود تو اون ویلا که 2 کیلومتر از جاده اصلی فاصله داشت چیکار میخواستیم بکنیم ؟ سکس داستان به سختی بلند</p>
<h6>شدم و دمپاییم رو پوشیدم و راه افتادم ایران سکس به سمت</h6>
<p>پله ها تا برم طبقه دوم که مامان اینا خوابیده بودن(شما رو نمیدونم ولی من خودم وقتی با چند نفر میریم مسافرت معمولا تا دیر وقت بیداریم و شعر و ور میگیم و میخندیم به همین خاطر مامان اینا جای مارو پایین انداختند و خودشون رفتن بالا) شروع کردم به ارومی از اون پله های چوبی که هی صدا هم میدن بالا رفتن وقتی به بالا رسیدم رفتم سمت در اولی که اطاق مامان و بابا بود خیلی آروم درو باز کردم و صبر کردم تا چشام به تاریکی عادت کنه بعد یکمی رفتم جلو و یهویی ترس ورم داشت !! نمیدونم تا حالا براتون یه حالتی مثله این پیش اومده یا نه که ان و گهتون قاتی میشه و نمیدونید باید چیکار کنید !! گفتم حتما عمو محسن ( رفیق بابام که اومدیم ویلاشون) میدونه بابام کچاست پس رفتم سمت اطاق آخر که ته راه رو طبقه بالا بود تا بيدارش کنم همین جور که رفتم جلو به نظرم یه صدا های نامفهوم میومد( بجز صدای تق تق ) خیلی آروم و با پای لرزون رفتم سمت اطاق آخری دم اطاق که رسیدم صدا بیشتر شده بود و نور کمی مثله نور آباژور از زیر در به چشم میخوردجلوتر رفتم و در رو که پیش بود خیلی آروم آروم باز کردم &#8230;. بعد خشکم زد و نزدیک بود سکته بزنم واقعا برای کسی که یه موضوعی رو از نزدیک ندیده باور نکردنیه من دیدم مامانم لخته لخت نشسته رو کیر عمو محسن و داره بالا پایین میره و مرتب با هر بار که کیر محسن تا ته میرفت تو کسش آه میگفت آه آه اه اویی اویی اه اه اه &#8230;البته صداش تقریبا آروم بود من اون قد میخه این صحنه شده بودم که سمت راست تخت رو ندیدم اون طرف خاله میترا زنه عمو محسن عینه مامانم رو کیر بابام نشسته بود و داشت بالا و پایین میپرید و ناله میکرد و کیر میخواست انصافا عجب پستونایی داشت خیلی خوش تراش بود اونم با این سن(42 سالش بود). خیلی جالبه که ادم وقتی از این جور صحنه ها میبینه عینه چوب خشک میشه و قلبش در حد فراری میزنه. من کیرم راست شده بود اما تو اون لحظه چون امادگی هیچ کاری رو نداشتم به فکر جلق زدن نبودم . تو همین احوال موبایلم رو در اوردم گفتم یه فیلمی بگیریم و بعدا یه حالی بکنیم اول رو حالت سايلنت قرارش دادم بعد دوربینه موبایلم رو روشن کردم و دیدم بقریبا هیچی معلوم نیست به سرعت نور رفتم تو اطاق مامان اینا دوربین رو از تو ساک با هر بدبختی که بود پیدا کردم و زدم رو حالت فیلم برداری در شب. مامانم و خاله میترا با هم بالا و پایین میرفتن و اه اه اه میکردن پستوناشون هم عینه فنر با هر تلمبه بابا و عمو محسن میرفت بالا و پایین و کیر آقایون هم که میرفت تو 2تا کس توپ شلپ شولوپ میکرد بعده چند دقیقه مامانم بلند شد و رفت رو دهن بابام نشت بابام هم شروع کردن به لیسیدن کس زنش از اون طرف عمو محسن رفت پشت خاله میترا به ارومی سرش رو برد پایین طوری که سر خاله میترا رو سینه بابام قرار گرفت کونش هم قنبل شد بیرون عمو هم سر کیرش و گذاشت رو سوراخ کونه خاله و با یه فشار تموم کیرش رو تا دسته کرد تو کونه خاله که خالم گفت اییییییییییییی اییییییی اوخ سوختم وای وایییی معسن بکن دیگه چرا معطلی ؟ خاله میترا که 2تا کیر کلفت تو کس و کونش بود داشت بد جوری حال میکرد چون چشماش رو بسته بود و فقط اه و ناله میکرد بابام خیلی اروم کمرش رو بالا و پایین میکرد و داشت کس مامان رو هم میخورد عجب ملچ و مولوچی هم راه افتاده بود مامان هم لبه بالایی تخت رو که بلند تر از جا های دیگس رو گرفته بود و خودش رو بالا و پایین میکرد فکر کنم بابام زبونش رو کرده بود تو کس مامانم مامانم داشت تند و تند اه اه اه اه اه میکرد و کونش رو روی سز بابام تکون میداد که عمو محسن یه چیزی گفت که تو اون سرو صدا من متوجه نشدم اما یهو از جاشون بلند شدن بابام یه لب طولانی از خاله گرفت بعد به پشت خوابید رو تخت خاله هم دستاش رو روی سینه بابام گذاشت و با کس نشت رو دهن بابام مامنم که بد جوری حشرش زده بود بالا به پشت دستاش رو پل کرد و رفت روی شکم بابام عموهم کیر بابام رو با کون مامان میزون کرد و اشاره به بابا کرد که تلمبه بزنه معلوم بود که سوراخ کون هاي مامان و خاله بازه چون بايه فشار کيرشون تا دسته ميرفت تو مامانم سرش رو به سقف بود و موهای بلندش تا سینه بابام پایین ریخته بود و لبش رو گاز ميگرفت عمو هم کیرش رو با کس مامان میزون کرد و اروم کرد تو کس مامان و شروع کرد تلمبه زدن . مامان هی میگفت اه اه جون کیر کیر کیر میخوام اه ای ای اوخ سریع تر سریع تر عمو بابا هم که تحریک شده بودن با شدت تلمبه میزدن که دیدم عمو پاهای بلوری مامان رو انداخت رو شونش و خیلی تند تند شرو کرد کمر زدن که مامانم یهو گفت اه ه ه ه ه ه ه و شل شد و تو همون لحظه عمو هم پستونای مامان رو گرفت و کیرش رو تا ته کرد تو کس مامان و چشاش و بست و اب کیرش رو تو کس مامان خالی کرد مامانم گفت جونننن عجب اتيشي بود و جفتشون رفتن کنار و شروع کردن لب گرفتن های داغ و طولانی و پر سر وصدا از هم ديگه. عمو مامان که رفتن کنار خاله از رو دهن بابام بلند شد به پشت خوابید بابام هم کیرش و اروم کرد تو کس خاله که خالم یه اهههههههههههههه کشید که هر کی بود با اون صدا کاملا ارضا میشد. خاله پاهاش رو قفل کرد دور کمر بابا ، بابا هم خم شد و خوابید رو میترا و شروع کرد به لب گرفتن از خاله و تلمبه زدن تو کسش پستونای گنده خاله که به سینه بابا چسبیده بود از دو طرف زده بود بیرون و همینطور که به بابا لب میداد از داخل ناله میکرد من یه لحظه تو همین احوال با خودم گفتم چی میشد اگه منم الان &#8230; که یهویی یه فکری کردم همینطور که صدای لب گرفتن و شلپ شولوپ میومد دوربینو خاموش کردم بل<br />
ند شدم و گذاشتمش رو شوفاژ کنار راهرو، اين قدر محو صحنه سکس بودم که منوجه نشدم صدايي که ميومد قطع شده يخوده خيالم راحت شد و رفتم به طرف پله ها تا برم طبقه پایین &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%d8%b1%d9%87-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177142</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مچگیری تو حموم و گاییدن کس جنده خانوم خوشگل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%da%86%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%da%86%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Nov 2019 06:26:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بادکنک]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حساسیه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزان]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میترسه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زندگی میکنم خونه ما جفت فیلم سکسی بازار هست یک روز من در خونه نشسته بودم داشتم به مردم نگاه میکردم نمیدونم چه شد راسته که میگن سکسی علف باید به دهن بزی خوش بیاد شاه کس و سن و سال نمیشناسه ، همینطور که نگاه مردم میکردم چشمم به زن چادری کونی افتاد که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگی میکنم خونه ما جفت فیلم سکسی بازار هست یک روز من در</h2>
<p>خونه نشسته بودم داشتم به مردم نگاه میکردم نمیدونم چه شد راسته که میگن سکسی علف باید به دهن بزی خوش</p>
<h3>بیاد شاه کس و سن و سال نمیشناسه ، همینطور که نگاه</h3>
<p>مردم میکردم چشمم به زن چادری کونی افتاد که باسن های بزرگش شدیدا یک و دو میزد با قد بلند بلند</p>
<h4>که جنده شکمشو به چشم نمی آورد فهمیدم شاسی بلند با</h4>
<p>یه شوهر درب و داغون بود پستون که واقعا گوشت خوب بود گیر کفتار من بدون اینکه اول به چهره اش</p>
<h5>توجه کنم کوس فقط لنبه هاش چشمم رو گرفت تا الان</h5>
<p>باسنی به این بزرگی تو عمرم ندیده بودم رفتم دنبالش تو بازار جفت جفتش دیدش میزدم باسن هاش طوری زده بود بیرون سکس داستان که نیم دایرش</p>
<h6>خیلی مشخص بود چهره اش رو دیدم زنی ایران سکس حدود 45</h6>
<p>ساله بود و چهره ساده بدون آرایش اما مثل برف سفید. خلاصه نزدیکش شدم دیدم به شوهرش میگه اینو برا سامان بخرم یا نه من عاشق لنبه هاش شدم رفتم دنبالشون خونشون رو پیدا کردم فهمیدم 3 بچه داره دخترش ازدواج کرده بود و دو پسر داشت. پسر بزرگش که مسعود نام داشت خیلی ادعا کار بود و با اینکه تو سال از من کوچکتر بود ولی هیکلش بزرگش به مامانش رفته بود از بچه های محله آمارشو گرفتم فهمید شوهرش مرد حساسیه و زنه ازش میترسه و خیلی بد دله من نقشه ریختم با خط خودم شماره پسرش رو که گیر آورده بودم گرفتم و دادم دوست دخترم تا باهاش دوست بشه. بعد دیدن پسره مسعود کیرش حسابی راست کرده برا فرشته شده. از دوست دخترم خواستم شرط بزاره بگه اگه میخوای منو ببینی باید شرت و کرست مامانت رو برام بیاری آخه دوست داشتم ببینم مامانش چه شرتی می پوشه که این لنبه های خوشگل و سفید رو میتونه نگه داره. خلاصه مسعود شرت و کرست مامانش رو به دوست دختر ما داد و اون به من. باور کنید تا الان شرت به این بزرگی ندیده بودم و وقتی دوست دخترم این درخواست رو از مسعود کرد خیلی سرسختی کرد و خودش به دوست دخترم میگفت به دردت نمیخوره بزرگه دوتامون توش جا میشیم! خلاصه چند بار آبم رو تو شرت مامانش ریختم آخه مسعود میگفت کیرش کلفته نمیدونست پشتش کیر کلفت تری خوابیده. آخه کوس مامانش اندازه بشقاب بود بعد من زنگ زدم خونه پسره. لازمه بگم مامان مسعود زن پاک و ساده و خوبیه فقط هیکلش کیر منو بلند کرده بود بعد برداشتن شرت وکرست مامانش دنبالش میگشت و به شوهرش هم گفته بود اونم به مسعود گفته بود تو ندیدیش؟ مسعود با ترس گفته بود نه ندیدم و من زنگ زدم و به مامانش گفتم یا بزار یه حالی باهات کنم یا به شوهرت میگم خودت بهم شرت و کرست رو دادی. اون ترسید قطع کرد بعد خودش زنگ زد و خواهش کرد ولی فایده نداشت خلاصه بهم گفت مسعود و شوهرم که رفتن بیرون بیا خونه. قرار شد حال کنیم نه بکنیم. من رفتم به بهانه خریدن شیر آخه اونا میفروختن به کیرم چسبوندم به کون گندش و پستونای گاویش رو گرفتم. گفتم آقا مسعود حالا تو باشی کیر بزرگ نکنی و فورا کیرم تا چسبید به لنبه های ژله ایش فورا کمی شلوارشو کشیدم پایین دیدم کون سفیدش مثل دوتا بادکنک زد بیرون. چون زنه پاکی بود شلوارشو کشیدم بالا و کیرمو مالوندم بهش آبم فورا اومد. ولی بعدش ناراحت شدم چون زنه حزب اللهی بود فقط بخاطر ادعا های مسعود و کیر بلندم این کار رو کردم الان دوباره کیرم براش شق کرده شما بگین چکار کنم حال اون بار لختشم نکردم فقط خواستم دروغ نگم نظرتون رو بگین.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%da%86%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>4</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177076</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف سگ حشر جوری کیر رو میزاره تو دهنش که نگو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b3%da%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%b4-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b3%da%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%b4-%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 25 Oct 2019 09:13:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانسل]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بلوتوث]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامون]]></category>
		<category><![CDATA[پریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانی]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارکنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابونده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دادمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونش]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عکسارو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوناش]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییییییییییییییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زنی به اسمه نازنین آشنا فیلم سکسی شد و تصمیم به ازدواج گرفت.نازنین زنی 23 ساله بود با کوس و کون و پستونای عالی (.اگه بگم پستوناش سکسی قد کلتونه دروغ نگفتم)از اولین باری که شاه کس دیدمش حس عجیبی بهش داشتم(اون موقع من 16 سالم بود)دفعه سومی که همو دیدیم گفت کونی شمارتو بده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زنی به اسمه نازنین آشنا فیلم سکسی شد و تصمیم به ازدواج گرفت.نازنین</h2>
<p>زنی 23 ساله بود با کوس و کون و پستونای عالی (.اگه بگم پستوناش سکسی قد کلتونه دروغ نگفتم)از اولین باری</p>
<h3>که شاه کس دیدمش حس عجیبی بهش داشتم(اون موقع من 16 سالم</h3>
<p>بود)دفعه سومی که همو دیدیم گفت کونی شمارتو بده داشته باشم(تازه ایرانسل گرفته بودم)منم دادم&#8230;خلاصه شماره دادن همانا و اس ام</p>
<h4>اس جنده های سکسی هم همانا&#8230;مدتی شده بود که شبا به</h4>
<p>هم اس ام اس سکسیو جوک پستون های سکسی میدادیمکم کم به هم تک میزدیم و من تک هاشو میگرفتم و</p>
<h5>اون هم کوس به همین بهونه زنگ میزد و میگفت شارژمو</h5>
<p>پروندیو نیم ساعت لاس میزدیم&#8230; رابطمون بیشتر و بیشتر شد هر شب ساعت 1-2 بعد از اینکه تلفنش با عموم تموم میشد سکس داستان به من زنگ</p>
<h6>میزد و کس شر میگفتیم کم کم حرف ایران سکس های سکسی</h6>
<p>میزدیم و اون از سکساش با عموم میگفت و &#8230;(مثلآ میگفت من عاشق خوردنم تو چی؟؟!)واز اینجور کس شر هاما شیراز زندگی میکنیم و اون تهرانی بود در دوران نامزد بازیشون ماهی یه بار میومد شیراز و یه سرم میومد خونه ما&#8230;خلاصه یه روز تو اتاقم بود و داشتیم بلوتوث بازی میکردیم.منم رو مبل نشسته بودم اون رو تختم یهو اومد نشست رو دسته مبل که عکسارو بهتر ببینه.تو همین حین سر خورد و اومد تو بغلم(سریع پا شد) باید بگم من از این صحنه هیچ برداشته بدی نکردم و روز ها گذشتو2ماه بعد تو یکی از اس ام اس هامون من به شوخی گفتم نازی میخورمت ها که اون در جوابم گفت نه مثله اینکه اون دفعه تو اتاقت که افتادم روت خیلی بهت حال داده!من خوشکم زد و گفتم کی !!!چی میگی تو&#8230; پیچوندمش!یه روز بهم گفت بیا بهم بزنیم و گفت تو بچه ای و نمیتونی نیاز های منو برطرف کنی!کلی باهاش حرف زدم و گفتم من هر کاریو میتونمو..که اون گفت حتی سکس!مو به تنم سیخ شد و گفتم چی میگی؟! که گفت ببین شایان من هیکل خیلی سکسی دارمو خیلیا تو کف کردن من موندنو میدونم تو هم میخوای پس راحت باش! من ترسیدمو گفتم واست متآسفم و من به عموم خیانت نمیکنم و.. بایبعد 1 دقیقه زنگ زد و گریه و گفت میخواستم ببینم چه جور پسری هستی و با بقیه فرق داری یا نه و &#8230; قضیه رو ماس مالی کرد.!گذشت و نازی و عموم ازدواج کردن و ما رابطمون بیشتر اس ام اسی شد و گه گداری میرفتم خونشون و با هم کلیپ های سکسی بلوتوث میکردیم و یه بار که عموم حموم بود باهم فیلم سوپر دیدیم و چند باری ناخوداگاه به هم زل میزیدیم و &#8230;رفت و آمدم به خونه عموم زیاد تر شد و همش به نازی فکر میکردم.نازی همیشه جلوی من یه شلوارک استرج چسبون با یه تیشرت باز میپوشه(جلوی عموم) من همیشه محو سینه هاش و کونش میشدم!شلوارکش اونقدر نازک بود که رنگ شورتش دیده میشد.وقتی خم میشد واسم چای یا شربت بذاره تمومه نگام به چاک سینش بود .خودشم میفهمید طوریکه وقتی وای میستاد یغشو درست میکرد!بد جور تو نخش بودم چیزی حدود 5 سال گذشته بود و من هیچ کاری باهاش نکرده بودم تا که یه روز(5شنبه) که خونشون بودم خونه پسر عمم دعوت شدیم و عموم به من گفت تو با نازنین برین منم آخر شب میام.ما دو تا با هم رفتیم خونه پسر عمم&#8230;اونجا نازنین به (ندا)زن پسر عمم گفت مشروب اگه داری بیار 3تایی دور هم یه 2 پیک بزنیم.خلاصه مشروب رو خوردیمو زن پسر عمم حالش بد شد و گفت میرم تو اتاق یکم دراز بکشم.نازنینم به من گفت تو ام برو دو تا بالشت و یه پتو بیار ما هم یه چرتی بزنیم.رفتم اوردمو کنار هم دراز کشیدیم &#8230;بعد 10 دقیقه یهو دیدم پای نازنین خورد به پام (یه جوری شدم)بد جور حشری شده بودم اما با خودم گفتم بابا دیوونه تو خواب پاش خورده بهت و بیخیال شدم 2دقیقه بعد دوباره پاشو زد به پام ! این دفعه مونده بودم چیکارکنم که یهو جرات کردمو پامو زدم به پاش که دیدم اونم پاشو مالوند بهم یکم با پاهامون بازی بازی کردیم که چرخید و پشت بهم کرد یه لحظه خواستم از پشت بچسبم بهشو با دستام سینه هاشو چنگ بزنم اما بازم ترسیدم کاری نکردم منم یه وری شدمو یه دستمو گذاشتم رو زمین(کنار صورتم) منتظر عکس العماش بودم که یهو قل خورد سمت منو با چشای بسته یهو دستشو انداخت تو دستام منم دستاشو یه فشار کوچیک دادم که اونم هم راهی کردو دستمو فشار داد چشاشو باز کرد و شروع کردیم به لب گرفتن وایییییییییییییییییییییییییی که چه لبایی داشت اوووووووووم دیونه شده بودم.وسط لب گرفتن بودیم که گفتم نازی عاشق سینه هاتم که اونم بدونه اینکه چیزی بگه تیشرتشو داد بالا و منم سریع سوتینشو کندم و حالا نخور کی بخور &#8230;خوابونده بودمش رو زمینو سینه هاشو میخوردم دیوونش کرده بودم با ناخوناش پشتمو چنگ میکشید و من حشری تر میشدم یهو صدای در اومد ما سریع پریدیم از رو هم و پتو رو کشیدیم رومون و خودمونو به خواب زدیم(ندا بود) یه داد زد و گفت تنبلا پاشین و رفت دستشویی ویه 2ساعتی نشستیم به سریال دیدن که عموم زنگ زد به نازی و گفت که شب نمیتونه بیاد! منو میگی تو کونم عروسی شد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b3%da%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%b4-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176846</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داغ جنده خانوم رییس با کارمند خوش شانس</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Oct 2019 07:32:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باحالی]]></category>
		<category><![CDATA[باحالیه]]></category>
		<category><![CDATA[باخنده]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[برانداز]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگی‌]]></category>
		<category><![CDATA[بمونهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبرای]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پستونشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبمو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جیغهای]]></category>
		<category><![CDATA[جیگرتو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمه]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[دادمبا]]></category>
		<category><![CDATA[دارممن]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهیش]]></category>
		<category><![CDATA[دریایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارش]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سکس‌های]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتی‬]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فوق‌العاده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونش]]></category>
		<category><![CDATA[کارمندا]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[کردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[کردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[کردیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مجردیم]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرمه]]></category>
		<category><![CDATA[منگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتد]]></category>
		<category><![CDATA[می‌برد]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[نارگیل]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[‫نمیشد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتنم]]></category>
		<category><![CDATA[نیشخند]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یه‌روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مگه چه عیبی داره ۲تا فیلم سکسی آدم همدیگرو بخوان با هم باشن فارغ از ارتباطات خونی که با هم دارن یا باید و نباید‌های دینی.برای همین سکسی به خواهرم که بسیار زیبا بود و شاه کس تازه هم ازدواج کرده بود نظر پیدا کردم.البته او تنها کسی‌ بود که از فامیل کونی خودم با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مگه چه عیبی داره ۲تا فیلم سکسی آدم همدیگرو بخوان با هم باشن</h2>
<p>فارغ از ارتباطات خونی که با هم دارن یا باید و نباید‌های دینی.برای همین سکسی به خواهرم که بسیار زیبا بود</p>
<h3>و شاه کس تازه هم ازدواج کرده بود نظر پیدا کردم.البته او</h3>
<p>تنها کسی‌ بود که از فامیل کونی خودم با من قطع رابطه هم نکرده بود و با هم رفت و آمد</p>
<h4>داشتیم.از جنده سکسم با سپیده چند ماهی‌ میگذشت و تو این</h4>
<p>چند ماه سکس‌های فوق‌العاده هارد و پستون هاتی با هم داشتیم.که البته بیشتر نظر سپید بود که از سکس‌های هیجانی لذت</p>
<h5>می‌برد و کوس این باعث شده بود که تو بدن و</h5>
<p>رفتارش تاثیر زیادی بزاره.و بدن زنونه پیدا کرده بود که مادرش فکر میکرد با سعیید ارتباط سنگینی‌ پیدا کرده که همین باعث سکس داستان شده بود به</p>
<h6>فکر ازدواج کردنشون بیوفته که البته من هم ایران سکس موافق بودم.بگذریم</h6>
<p>می‌خوام چگونگی‌ ارتباط سکسیم رو با خواهرم مهری بگم که تقریبا ۳ ماه بعد از سکسم با سپیده اتفاق افتادمهری ما الان ۲۹ سالشه و پارسال با هم دانشگاهیش ازدواج کرد.دختر بسیار زیبا و سکسی بود بطوری که مجردیم همیشه به خودم می‌گفتم حیف خواهرمه.اما یادم نمیره وقتی‌ تو خونه با هم بودیم و اون جلوم راه میرفت یا از حموم که بیرون میومد فقط با یه حوله دورش واقعا تحریک میشدم.اما خوب خواهرم بود دیگه.اما بعد از سکسم با سپیده فکرم تغییر کرده بود و می‌گفتم حیف که از دستم در رفته.تا اینکه یه‌روز دفتر خاطرتش رو تو خونشون دیدم و اونو برداشتم و بردم با خودم.چه کاری کرده بود و با کیا دوست بود و خلاصه خاطرات جالبی‌ توش بود تا چند صفحه ی که برام خیلی‌ جالب بود.برای من بود که اونم راجع به من همون فکرای حیف که داداشمه رو داشت و اینکه خوش به حال الهام داداش جیگرمو خوب تور کرد و اگه خواهرش نبودم که نمیذاشتم دست هیچ کس دیگی به بدن مثل مرمر داداشم بخور و این حرفا.با خوندن این صفحه ات خود بخود کیرم شق کرده بود.و دنبال یه راه می‌گشتم که کاری کنم.۲-۳ روز بعد از برداشتن دفتر خاطرات بهم زنگ زد که داداش کارت دارم گفتم شرکتم بیا .طرفای ظهر بود که اومد.و داشت با زبون بیزبونی میگفت که اون روزی که خونمون بودی دفترم گم شده ندیدیش.که بیمقدمه گفتم چرا دست منه.اون روز چیزی خواستم بنویسم دنبال کاغذ گشتم رفتم تو کمد دست کردم این افتاد دستم بعد که نوشتنم تموم شد بعضی‌ صفحه هاش برام جالب اومد نتونستم جلو خودمو بگیرم برداشتم خوندم.کشو میزمو باز کردم و دفترو بهش دادم.با صورتی‌ سرخ که هم از خجالت بود هم عصبانیت گفت: اینا خصوصی بود.بعد با لحنی کنجکاو گفت کجاش برات جالب بود؟گفتم خودم که یهو سرخ شد و اومد چیزی بگه.پاشدم رفتم طرفش دست گذشتم رو لباش گفتم هیس.چیزی نمیخواد بگی‌.اون که هنوز فکر میکرد من شاکی‌ شدم گفت :داداش توضیح میدم.گفتم لازم نیست عیبی نداره که من اتفاقا کیف کردم.که خواهرم اینقدر هوادارم است.ببینم هنوزم همون داداش جیگرت موندم یا دیگه داوود جیگرته؟ نمیدونست چی‌ بگه گفت یعنی‌ چی‌ داداش؟گفتم یعنی‌ الان که با اون میخوابی خوب بهت حال میده یا هنوزم دوست داری با من یه حالی‌ کنی‌؟گفت داداش این چه حرفیه اینا مال قدیماست.پاشدم رفتم طرف در و به منشیم گفتم :با خواهرم یه جلسه دارم کسی‌ مزاحم نشه.درو قفل کردم و رفتم طرف مهری.و به سرو صورتش دست می‌کشیدم و گفتم ولی‌ همون قدیما من هم می‌گفتم حیف که خواهرمی ولی‌ الان نه مهم نیست چه عیبی داره هم من می‌خوام هم تو.گفت آخه دیگه دیره هم تو زندگی داری هم منگفتم مهم نیست که توهم زندگیتو میکنی‌ من هم زندگیمو می‌کنم داود هم با داداشت قرار داشته باشی‌ که شک نمی‌کنه همینجور الهام من.و تو این حال داشتم باهاش ور میرفتم و اون از استرس پاشده بود سرپا و من داشتم باهاش ور میرفتم و کونو پستنشو میمالوندم و تو گوشش پچ پچ می‌کردم.اونم با وجودی که همه بدنش داشت میلرزید با چشمای بسته و دهن باز که با صدای حشری نفس می‌کشید به حرفم گوش میکرد.منم که دیدم همه چی‌ حاضره شروع کردم به لب گرفتن و باسنشو میمالوندم و به کیرم که شق کرده بود فشار میدادم مهری رو و کیرمو رو کوسش میمالوندم. که بعد از یه لب حسابی‌ گرفتن تو صورتش نگاه کردم و روسریشو که به خاطر مالوندن سرو گردنش افتاده بود رو شونه اش برداشتم رو میزم انداختم و به لای موهاش دست کشیدم و نوازشش می‌کردم و گفتم مهری جونم عزیزم خوش بحال داود مثل الهام.با چی‌ میخوابن اینا نه؟گفت: کوفتشون بشه هر دوشون و دوباره لبشو داد بهم و منم براش حسابی‌ خوردم توری که زبونشو می‌کشیدم وقتی‌ می‌خواست لبهاشو برداره از لبم. و وقتی‌ دردش اومد با شیطنت یه بشگون از سر کیرم گرفت که ای‌ وحشی یواش.شلوارمو از پام در آوردم و گفتم هنوز وحشیو ندیدی.که اومد طرفم نزاشت شرتمو در بیارم گفت وایسا کار خودمه.بعد لباسم رو در آورد و نشست به کیرم از رو شرتم دست می‌کشید و گفت وای این دیگه چیه؟ میگم چقدر کون و پرو پاچهٔ الهام گندست معلومه دیگه با این اونو میگای.بعد شرتمو کشید پاین وکیرم افتاد بیرون میمالوندش به صورتش و میگفت جون وایییییییی چه چیزیه این .لیس جانانه زد توری که گفتم همین اول کار آبمو میکشی بیرون بعد پاشد گفت همین الان اینجا ترتیبمو میدی؟گفتم آره دیگه الان من یا تو میتونیم بی‌خیال بشیم برای بعدن بمونه؟گفت من که اصلا گفتم منم نه گفت پس برو کارمندارو رد کن چون نمی‌خوام با ترس و لرز بدم گفتم الان که لختم؟ گفت دیگه دیگه لباسمو تنم کردم دوباره و رفتم از اتاق بیرون و به منشی‌ و باقی‌ کارمندا گفتم امروز رو برن خونه ساعت ۱ بود و همه استقبال کردن.۱۰ دقیقه بعد رفتن در واحد رو بستم و رفتم سر وقت مهری که دیدم رو کاناپه چرمی که تو اتاقم بود ولو شده و لخت منتظرمه چند دقیقه دور ایستادم و به اندام مثل پری دریایی‌ مهری نگاه می‌کردم و باورم نمی‌شد چیزی که میدیدم سینه ی که انگار تو سوتین است به همون خوش فرمی و سفتی یه بدن مثل دلفین زیبا و کوسی که معلوم بود چه چیزیست خوش تراش و زیبا لباسمو کندم که بپرم روش که یهو فکری به سرم زد و گفتم پاشو و برام راه برو و خودتو برام نمایش بده.رفتم نشستم رو کاناپه و اون رو بلند کردم که برام عشوه بیاد. و خواهرم چی‌ کار کرد کم مونده بود از وری که با کیرم میرفتم ارضا شم.قمبول که کرد جلوم و با اون دستای نازش میزد رو یه لوپ کونش و موج می‌افتد رو اون بدن ژله‌ای احساس می‌کردم دارم می‌کنمش و همون جوری کیرم تکون تکون میخورد.خلاصه گفتم بیا مهری بیا ببین من بهتر می‌کنم یا داوود گفت اومدم عزیزم بیا بکن ببینم من خوش کوس ترم یا الهام و اومد نشست جلوم و زانو زد رو زمین و کیرمو گذاشت تو دهنش و میخورد و موقع ساک زدن تو چشمم نگاه میکرد .اوم اووم اوومممممم همینجور میگفت و کیرمو میخورد بدنمو نوازش میکرد و کیر میخورد و منم که دیگه نمیدونستم دارم چطوری حال می‌کنم و اه و اوهم بلند بود کیرمو با دستش میمالوند و میگفت جوووووون ووووویییییییییییی به این میگن کیر مال منه امروز مگه نه؟ گفتم آره عسلم همشمال تو بخورش فقط خایه هام و لیس بزن گفت چشم عشقم.تخممو کرده بود تو دهنش و می‌خورد و من هم رو هوا بودم و دست از پام نمی‌شناختم. چنگ انداخته بودم به موهاش و سرشو گرفته بودم تو دستم و تو دهان مهری تلمبه میزدم کیرمو.صدام که بلند شد فهمید آبم تو راهه لبشو غنچه کرد جلو کیرم و با زبونش میزد سر کیرم و با دستشم کیرمو میمالوند و جیغ میزد آب آب بده که من دیگه نفهمیدم و پاشیدم تو دهنو صورتش وایییییییییییی که چه حالی‌ میداد مثل یه کوه آتش فشان داشتم به خودم میلریزدم و آبمو خالی‌ می‌کردم تو دهنش زبونشو آورد بیرون و آب کیرمو که تو دهانش جمع شده بود نشونم داد و خواست بگه جون که آبم پرید تو گلوش و سرفش گرفت و باخنده قورتش داد و گفت جون عزیزمی چه آبی بود شورررررر داغم بود وای‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی حال داد پاشو نوبت توئه که کسمو بخوری منم آبم بیاد فعلا,گفتم چشم فدات شم بیا بشین رو دهنم کستو بخورم .و همون جور که نشسته بودم رو کاناپه اومد و سرپا رو کاناپه ایستاد و یه پاشو این ورم و یه پاشو انورم گذاشت و دستشو رو پشتی‌ کاناپه دو طرف سرم گذاشت و کوس هولوشو بهم نشون میداد و میپیچید به خودش و میگفت چطوره جیگرتو بخورم.خوب کوسی دارم.من که اون پستونای به بزرگی‌ و گردی نارگیل مهری و میدیدم بالا سرم و داشتم میملوندم اونارو نتونستم جوابی‌ پیدا کنم که بگم با نیشخند گفت باشه داداشی میدم آنهاراهم بخوری و بمالونی اصلا برام بذار لاش و روش ارضا بشی‌ ولی‌ اول کسم بخور برام چه جوره خوشت میاد؟ کوسش که مثل یه تیکه کتلت پف داشت و بهمون رنگ بود معلوم بود زیاد داده یا داوود حسابی‌ گایدتش ولی‌ مشخص بود که کوس توپ و باحالیه چوچولش هنوز مثل الهام خودم بیرون نزده بود و مثل یه دختر فقط یه چاک لای پاش بود ولی‌ خوب چه چاکی که من جلوی خودمو نمیتونستم نگاه دارم و همینجور زبونمو میمالیدم به کوسش و براش لیس میزدم و حتا زبونمو می‌کردم تو کوسش طوری که با دماغ میرفتم تو کوسش و چوچولشو میمالوندم اونم که حسابی‌ داشت از حال میرفت توری شد که نتونست رو پاهاش وایسه و ولو شد منم برا اینکه حسابی‌ برای مهریمون سنگ تموم بذارم اونو کشیدم رو کاناپه و خودم نشستم زمین لنگشو دادم دستش که بگیره بالا و براش بازم خوردم کسشو واییییییییییی که چه کیفی میکرد خواهرم موهامو چنگ میزد و با جیغ میگفت بخور الان میاد بخور اومد جووووون بخور کسمو آره آره جیغ میزد و لرزه زیادی رو بدنش داشت و همین جور کسشو تو دهنم فشار میداد نگاش کردمو با کیرم مالوندم روش که جیغ زد وای مهران چه داغه سوختم و دستمو گرفت منو کشید رو خودش و کوسش که اینقدر خیس بود که در همون حاله روش دراز کشیدن کیرم سور خورد و رفت تو کوسش که همون لحظه ارضا شد و چنگ انداخت کمرم و جیغ زد ایییییییییی مهران اومد عزیزم اومد جووووون واایییییییییییی توم حسابی‌ خیس شد آخ جون.کیرمو کشیدم بیرون چون تو کوسش واقعا داشت می‌سوختبعد سریع بغلش کردم که آروم بشه مثل کوره داغ بود داغ که نه داشت می‌سوخت.میبوسیدمش و قربونش میرفتم.گفت مهران خیلی‌ حال داد حالا بکن منو یالا.زدم رو لوپای کونش گفتم چشم شما بده من می‌کنم.لبخند شیطونکی زد و گفت: کون می‌خوای بلا؟ گفتم اگه بشه برای پیش غذا که از خنده ریسه رفت.و رو کاناپه بر گشت و برام قمبول کرد گفت بیا کونمو بکن عزیزم.که یدونه زدم رو کونش و گفتم از رو کاناپه پاشه و رو دسته کاناپه با شکمش دراز بکشه که وقتی‌ این کارو کرد کونش رو دسته کاناپه آماده گاییدن شد و چون با شکم رو کاناپه بود پاهاشم زمین نبود و رو هوا آویزون بود یعنی‌ اصلا کاری برای انجام دادن نداشت جز دادن!!رفتم وسط پاهاش و ا ونارو باز کردم و کونشو برانداز می‌کردم کیرمو هول دادم تو کوسش که حسابی‌ خیس شد و کشیدم بیرون و با آب کوسش سوراخ کونشو نرم می‌کردم و توف مینداختم تو کونش و باز می‌کردم تو کوسش و کیر خیسمو می‌کشیدم بیرون و میمالوندم رو سوراخ کونش که مهری میگفت جون تو هم چه کارای بلدیا شیطون این از مدل گایدنت اینم از نرم کردن سوراخم بیخود نیست الهام روز به روز خوشگل تر می‌شه.گفتم دیگه دیگه ما اینیم.گفت خوب توام زود باش دیگه کونم به خارش افتاد بکن گفتم چی‌؟گفت بکن هی‌ می‌گفتم چی‌ اونم میگفت بکن کونمو بکن که یواش یواش سر کیرمو گذاشتم دم سوراخ و هل میدادم تو که صداش تغییر کرد آاایییییی بکن اوووومممممممم وای جر خوردم آااییییییی توف بزن مهران آایییی کشیدم بیرون و بازم براش توف زدم و تکرار کردم چند بار این کرو تکرار کردم که دیگه داشت جا وضع میکرد و مهری هم دیگه داشت با حال ناله میکردم که شروع کردم به تلمبه زدن که دیدم نه داره لذت میبره اونم چه لذتی جیغ‌های از رو شهوتش اتاقو برداشته بود و منم چه تلمبه‌ای میزدم .میزدم رو باسنش می‌گفتم خوبه ؟ در چه حالی‌? میگفت بکن جون بکن که داری جر میدی آب بریز یالا آب کیرتو خالی‌ کن که حسابی‌ این حرفش حشریم میکرد که یهو آبم پاشید تو کونش از نعره کشیدنم فهمید دارم ارضا میشم که جیغ میزد واااایییی بریز بریز بریز جونم که یهو توشو خیس کردم که جیغش در اومد جووووون چه داغه اووووومممممممم که دیگه پاهام داشت شول میشود و نمیتونستم رو پاهام وایسم که سریع از زیر کیرم پاشد و اومد منو گرفت و نشوند رو کاناپه نشست بغل دستم و بغلم کرد جون داداشی آروم باش حال داد؟ حرف نمیتونستم بزنم فقط نفس نفس میزدم.یواش یواش که آروم شدم دیدم داره کیرمو با دستمال نم دار تمیز می‌کنه حسابی‌ و برام ساک زد.ووووووااااییییییییی که چه ساکی انگار نه انگار الان ارضا شدم کیرم شق کرد اونم چه شقی.گفتم کس میدی؟گفت آره کیر می‌خوام ببین چه کیری داری یه وجبه اووففففففففف چه قدرم کلفته فکر کنم زوری بره توم. که پاشد اومد روم من که رو کاناپه ولو بودم اون هم نشست رو کیرم که کیرم واقعا داشت به زور میرفت تو کس نچندان تنگش.جیغ‌های باحالی‌ میزد و همین جوری رو کیرم بالا پایین میکرد که یواش یواش داشت همه کیرمو جا میداد تو خودش منم حسابی‌ پستونشو مالوندم و بعضی‌ وقتم کونشو میمالوندم که خیلی‌ کیف میکرد و با دستش همه تخت سینمو نوازش میکرد.جیغ میزد آااااییییییییی خوب میدم ؟ کسو میبینی‌ چطوره به این میگن کوسا میبینی‌.می‌گفتم آره کوس بده جووووون که حسابی‌ داشت روم سواری میکرد که یهو حس کردم کیرم و کردن تو آب جوش و سوختم فهمیدم داره ارضا می‌شه که خواستم بلندش کنم جیغ زد نه روم فشار آورد و بلند نشد خم شد روم و صورتمو گرفت و نگام میکرد و گفت بریز توش زود باش آااییییییییی که منم دیگه نمیتونستم خودمو نگه دارم و ارضا شدم اونم چه ارضایی.خوابید روم و از هم دیگه لب میگرفتیم و اونم که ارضا شده بود هر دومون از حال رفتیم و رو من ولو بود تا اینکه از روم شل کرد که برگرده اونم رو کاناپه ولو بشه.نگاش کردم و گفتم حالا چی‌؟ چی‌ می‌شه چی‌ کار بود کردی؟گفت اونجاشم بذار من فکرشو بکنم.تو نگران نباش.کیف کردی خوب بود بوسیدمش و گفتم آره عزیزم.گفت من باحالترم یا الهام؟گفتم دیگه نشد هر گل یه بوی میده توهم بذار این جوابش بمونه برای من.نیشخندی زدو گفت باشه و این ماجرا فعلا اینجوری تموم شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176755</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ممنون برای گایدن مامانت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Sep 2019 06:13:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبروریزی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیاری]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[امروزی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[اینجان]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[‫پاهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرائی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدی]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[پیششون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووونم]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چشامونو]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دکترها]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستات]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشون]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[قدیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارداد]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[کیراشون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندش]]></category>
		<category><![CDATA[لیمویی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[مرموزانه]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میافتاد]]></category>
		<category><![CDATA[میافته]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میمالی]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نباشیم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نسبتا‬]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلو]]></category>
		<category><![CDATA[یادشون]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[براتون تعریف کنم خلاصه ای فیلم سکسی از وضعیت خانواده ام و براتون تعریف کنم من عرفان در حال حاضر 23 سالمه ، پدرم رو از 15 سکسی سالگی از دست دادم و من موندم شاه کس و یه مادر 43 ساله و یه خواهرم که اونم تو یه شهرستان دانشجو هست کونی . ما [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>براتون تعریف کنم خلاصه ای فیلم سکسی از وضعیت خانواده ام و براتون</h2>
<p>تعریف کنم من عرفان در حال حاضر 23 سالمه ، پدرم رو از 15 سکسی سالگی از دست دادم و من</p>
<h3>موندم شاه کس و یه مادر 43 ساله و یه خواهرم که</h3>
<p>اونم تو یه شهرستان دانشجو هست کونی . ما یه شش ماهی میشد خونمون رو عوض کرده بودیم و منم از</p>
<h4>دوستای جنده قدیمم خیلی وقت بود خبری نداشتم ، اینم بگم</h4>
<p>مامانم یه زن سفید و قد پستون بلند هست که اگه از پشت نگاش کنید مثل دخترهای جوون میمونه ، مامان</p>
<h5>از محله کوس قدیم که جابه جا شدیم چادرشو کنار گذاشت</h5>
<p>و به مانتو و کم کم به مدل های امروزی (تنگ و کوتاه ) جوون پسند عوض کرده بود و آرایش غلیظی سکس داستان هم میکرد چند</p>
<h6>بار ازش پرسیدم چرا اینجوری لباس میپوشی و ایران سکس تیپت عوض</h6>
<p>کردی که تو جواب گفت دیگه کسی اینجا مارو که نمیشناسه در ضمن تا کی کلفتی کنم منم میخوام راحت زندگی کنم منم واسه زحمتایی که برای ما میکشید بهش کلید نمیکردم ، قضیه از اونجا شروع شد که یه روز حمید و سعید از بچه محل های قدیمیم بهم زنگ زدن و گفتن دارن میان منو ببینن خلاصه آدرس دادم و قرار شد روز بعد بیان خونمون ، سعید از لحاظ هیکل حرف نداشت و همه دوستام به اندامش حسودی میکردن موضوع رو به مامان گفتم و اونم با یه لحن مرموزانه گفت اشکالی نداره قدمشون روی چشم تشریف بیارن . فردای اون روز ساعت حدوداً 10 بود حمید به من زنگ زد و گفت واسه نیم ساعت دیگه در خونتونیم مامان بعد از تموم شدن صحبتم پرسید کی بود ؟ گفتم حمید بود گفتش تا یه ینم ساعت دیگه میرسن منم رفتم وسایل پذیرائی رو آماده کنم که دیدم مامان داره میره حمام راستی حمام ما درش رو به پذیراییه و اتاق خوابم سمت راستشه خلاصه گذشت تا اینکه دوستام رسیدن و نشستیم در حال گپ زدن بودیم که دیدم یهو رنگ دوستام قرمز شد من که پشتم به حمام بود حواسم نبود برگشتم دیدم مامانم یه حوله از روی سینه هاش که راحت خط پستوناش معلوم بود تا چهار انگشت زیر کونش دور خودش پیچیده بود و از حمام آمد بیرون قلبم داشت وایمستاد انگار داشتم خواب میدیدم سفیدی پروپاچه های مامان چشامونو گرفته بود که تا روشو کرد به ما ترسید و دوباره رفت تو حمام ، داشتم سکته میکردم تا به حال مامانو اینجوری ندیده بودم ، چند لحظه گذشت که دیدم دوباره درب حمام باز شد و مامانم با یه لبخند با همون سرو وضع رفت به سمت اتاق خواب ، دوستام از دیدن این وضع کیراشون از شلوارشون ورم کرده بود . رفتم سمت اتاق بهش گفتم مگه نگفتم دوستام رسیدن این چه وضعی بود ؟ مامانم گفت ببخش عرفانم عزیزم اصلاً حواسم نبود اشکالی نداره دوستاتم جای پسرای منن برو پیششون ازشون پذیرائی کن تا منم چای بیارم . تو همین حال بود که شنیدم حمید به سعید میگفت این همون پری خانمه که تا چشمش به مرد میافتاد راهشو عوض میکرد ؟ رفتم کنار حمید نشستم و شروع کردم به پذیرائی داشتیم از قدیما صحبت میکردیم که بعد از چند دقیقه دیدم مامانم با یه کفش پاشنه دار مجلسی و یه دامن کوتاه مشکی با یه پیراهن نازک چسبون لیمویی که سینه هاش از حرکت داشتن داد میزدن که سوتین نبسته اومد تو آشپزخونه داشتم دیوونه میشدم سریع رفتم کنارش گفتم اینا دیگه چیه که پوشیدی ؟ با لحن نسبتاً بلند جواب داد پسرم لباسامو شسته بودم همینارو فقط داشتمم ، منم از ترس اینکه آبروریزی نکنه ادامه ندادم رفتم مثل بهت زده ها نشستم و کیرای شق شده دوستام که لای پاهاشون قایم کرده بودن نگاه میکردم . بعد از چند لحظه مامان با یه سینی چای اومد به سمت منو حمید بی شرف واسه یه تعارف کردن چای 90درجه دولاشد و اون سینه های گردو سفیدشو که آویزون شده بودن به نمایش گذاشت حمیدم چشماش به سینه های بلوری مامانم خیره شده بود راستشو بخاید منم از این صحنه بدجوری راست کرده بودم ، سعیدم که پشت مامان نشسته بود چشاش تو کون و کس مامان غلت میزد چایمون و که برداشتیم تا رفت سمت سعید ، بطور خیلی عادی سینی رو کج کرد سمت سعید و 2 تا لیوان چای که انصافاً خیلی داغ بود ریخت روکیرش سعید که داشت از شق درد میمرد کیرش رو از رو شلوار از شدت سوختن گرفت دستش و بالا و پایین می پرید من که تو فکر این بودم چی شد سینی چای رو سعید ریخت دیدم مامان دست سعید و گرفت برد سمت اتاقش در اتاقم بست آمدم برم تو اتاق که مامان آمد بیرون گفت نرو بذار شلوارشو در بیاره خنک شه تو برو وسایلو جمع کن و دوباره چای بریز ، رفتم تا کف پذیرائی رو تمیز کنم چشم افتاد به مامان که دستش یه کرم و رفت تو اتاقش به بهونه اینکه وسایلو ببرم آشپزخانه رفتم دم در اتاق مامان که صدای سعید می آمد که میگفت پری خانوم آخه من خجالت میکشم و مامانم میگفت تو جای پسر منی ، از کنجکاوی داشتم هلاک میشدم که در نیمه بسته رو آروم هل دادم دیدم مامان شلوار سعیدو کشید پایین وااااااای چه کیری داشت فکر کنم 20سانتی میشد سعیدم سوزش از یادش رفته بود خیره شده بود به مامان که میخاد چی کا کنه ! دیدم مامان کل کرم رو کیر سعید خالی کرد و شروع کرد به مالوندن کیرش ، سعیدم از شدت شهوت کیرش متورم شده بود هی میگفت پری خانوم بسه چقدر میمالی کافیه خودش خوب میشه انگار داشت ارزا میشد مامانم رو کرد بهش گفت از چی ناراحتی بزار کارمو بکنم که سعیدم از خدا خواسته با یه لبخند ملیحی گفت من تو کار خانوم دکترها دخالت نمیکنم ، اینقدر مالوند که سعید یهو گفت داره میااااااد مامانم کیرشو برد جلو صورتش پاچید رو سرو صورت مامان ، سعید پرسید چرا اینکارو کردی مامان گفت میگن واسه ورزشکارا پروتئین داره واسه پوست خوبه سعید که شکه شده بود مامان بهش گفت بریم که زیاد طول کشید الان شک میکنن رفتم توآشپزخانه و اصلاً به روم نیاوردم تا مامان آمد از شدت بوی منی برگشتم دیدم صورتش داره برق میزنه رفتم جلو بهش گفتم سعید چطوره گفت بهتره چند تا قرص دادم بخوره تقویت بشه تو دلم گفتم آره ارواح عمت . نزدیکای ناهار شد که مامان گفت عرفان جان ناهار دوستات اینجان دیگه زیاد تدارک دیدم ، رو کردم بهشون که تعارف کنم که بدون معطلی دوستام گفتن اگه مزاحم نباشیم ، با حمید رفتیم تو حیاط خلوت که حمید موتورمو نگاه کنه برگشتم دوتا لیوان شربت ببرم دیدم سعید از دستشویی آمد سمت آشپزخانه مامان داشت ظرف میشست منم صبر کردم ببینم چه اتفاقی میافته دیدم سعید رفت از پشت کیرشو چسبوند به مامان کیرم یهو راست شد مامان اصلا عکسلعملی نشون نداد سعیدم دید وضعیت سفیده کم کم دستاشو برد از زیر پستونای مامان چنان فشار میداد که اونم از شدت درد خودشو بیشتر به سعید چسبوند و داشت کلی حال میکرد یکدفعه دوستم حمید از حیاط منو صدا زد مامانم و سعید خودشون و جم و جور کردن و مامانم رو کرد به سعید گفت بعد ناهار عرفان و میفرستم دنبال نخود ساه تا ببینم چند مرده حلاجی سعیدم که از لبخندش میشد فهمید تو کونش عروسی بود گفت چشم خانوم دکتر روتخم کیرم هرچی توبگی . ناهار و که خوردیم مامان از تو اتاقش آمد بیرون و الکی گوشیو گرفت دستش و گفت باشه عرفان پسرم و میفرستم بیاد بگیره تا کی هستی تا 5 ؟ باشه الان سریع را میافته اومد تو پذیرائی گفت عرفان جان عزیزم برو کرج به آدرسی که میدم میترا دوستم یه سری وسایل از کیش واسم آورده بگیر که تا 5 بیشتر نیست دارن میرن مسافرت که گفتم آخه مامان دوستام بعد از چند ماه دیدم و . . . تا حرفم تموم نشده بود دوستام بلند شدند گفتن راستشو بخای ما هم داشتیم میرفتیم زیاد زحمت دادیم (حرومزاده ها کیراشون و تیز کرده بودن زود برن تا زمان بیشتری داشته باشن) بعد از خدافظی اونا منم آماده شدم و حرکت کردم تا کمی از محل دور شدم چند دقیقه ای وایستادم و برگشتم سمت خونه (خونه ما آپارتمانیه ) آروم از پله ها رفتم بالا دیدم دوستام از حول حلیم یادشون رفته بود کفشاشون و ببرن تو خونه ، آروم در و باز کردم دیدم کسی تو پذیرائی نیست گوشیو خاموش کردم رفتم سمت اتاق خواب دیدم به به چه ضیافتیه همه لخت لخت مامان رو تخت دراز کشیده و سعید رفته بالای تخت کیرشو آویزون کرده مامانم تخمای سعید رو تو دهنش مثل یه حرفه ای میخوره ، حمیدم کیرشو گذاشته تو کسش داره از جلو میکنه و سینه های بلوری مامان و تو دستاش گرفته و محکم فشار میده . لذت و میشد تو چشای مامان ببینم با تمام ولع کیر سعیدو تو دهنش تلمبه میزد حمید که معلوم بود خسته شده کیرشو با شدت تو کسش فشار میداد، سعید گفت بسه حالا نوبت منه که جرت بدم حمید اومد جای سعید و سعیدم مامانو به سینه خابوند کونشو قلمبه داد بالا بی انصاف با همون خیسی دهن مامان که رو کیرش مونده بود یهو کرد تو کسش ، اینقدر کیرش کلفت بود که مامان از شدت درد کیر حمید و گاز گرفت ، حمیدم عصبانی شد و چند تا چک زد تو صورت سفید مامانم یهو دیدم موهاشو از پشت جمع کرده و بطور وحشیانه کیرشو تو دهنش عقب جلو میکرد ، مامان که دیگه مست شهوت شده بود از خودش اختیاری نداشت دوستام بدنش رو مثل جنازه ها هر کاری دوست داشتن باهاش میکردن تا اینکه سعید گفت آخراشه پروتئین ها میخوان بیان بیرون اما پری جووووون میخوام قبلش جرت بدم نظرت چیه ؟ مامانم که چشماشو بسته بود و هرچی میگفتن انجام میداد با لباش گفت جووووووووووون کی بهتر از تو بکووون سعید جوووونم دیگه تحمل ندارم سعیدم مامانو بصورت دولا رو زانوهاش قرارداد و بالش و گذاشت جلو دهنش و آروم کیرشو گذاشت در کون مامانم و تا جایی که تونست محکم فشار داد مامان یهو از اون حالتی که بود رو تخت دراز کشید و متکا رو مثل سگ گاز گرفت سعید با دو سه بار تلمبه زدن کشید بیرون گذاشت رو لبای پروته مامانم و هرچی تو کمر داشت خالی کرد تو صورتش انگار یه لیوان شیر موز خالی کرده حمیدم بلافاصله آبشو تو دهنش خالی کرد و مامان هم مجبور شد قورتش بده، مامان بعد از یه سکس خشن سعید رو بغل کرد و بهش گفت سعید جون خیلی دوست دارم میخوام سری بعد تو وان حموم تو آب داغ جرم بدی حمیدم از پشت کیر خوابیدشو گذاشت لای پاهای مامان و گفت تا ساعت 5 قبل اینکه عرفان بیاد یه چرت بزنیم . امیدوارم حداقل لذت رو برده باشین</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176449</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اما جنده انگلیسی حسابی به پسر خونده حال میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Sep 2019 06:10:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتمادش]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[الهامو]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[امیرعلی]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکاره]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باشمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بایستم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختم]]></category>
		<category><![CDATA[بدونید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشت]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بشوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدیمون]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوتوث]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسوند]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتمو]]></category>
		<category><![CDATA[جزییات]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسپیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاره]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنیارو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاییمون]]></category>
		<category><![CDATA[دورانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ریختمش]]></category>
		<category><![CDATA[زانومو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شدهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[طرفشون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[طولانیه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقولانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کردنمون]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمه]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرسنگی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتین]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:حالا]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مازیار]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبارید]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوامت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میداره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینشستم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناپذیری]]></category>
		<category><![CDATA[ناخونای]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناسلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشید‌]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نیووردم]]></category>
		<category><![CDATA[همانطور]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادیم]]></category>
		<category><![CDATA[وپاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کنم داستان من یک چیزی فیلم سکسی تو مایه های اون شعر معروف ایرج میرزا هست که میگه :بیا تا گویمت من داستانی که چند و چون سکسی این چادر بدانی تا اخرش که خانوم شاه کس چادری رو همچین درست و حسابی میکنه.راستی یادم رفت خودمو معرفی کنم اسم من امیرعلی کونی هست و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کنم داستان من یک چیزی فیلم سکسی تو مایه های اون شعر معروف</h2>
<p>ایرج میرزا هست که میگه :بیا تا گویمت من داستانی که چند و چون سکسی این چادر بدانی تا اخرش که</p>
<h3>خانوم شاه کس چادری رو همچین درست و حسابی میکنه.راستی یادم رفت</h3>
<p>خودمو معرفی کنم اسم من امیرعلی کونی هست و دانشجوی یکی از شهرستان های کوچک هستم که خانوم ها به خاطر</p>
<h4>فرهنگ جنده عامه ای که جا افتاده در این شهر،اکثرا چادری</h4>
<p>هستند و حتی دانشجویان دختر هم پستون که به این شهر میان به خاطر اینکه از نگاه مرد های اینجا به</p>
<h5>دور باشند کوس اکثرا مجبور هستند که چادر بپوشند درست یا</h5>
<p>غلط بودن این فرهنگ به من ربطی نداره ولی کلا از چادر متنفرم و مجبورم توی این شهر کیری دیدن دختر ها سکس داستان چادری رو تحمل</p>
<h6>کنم.همه چیز بر میگرده به پارسال که من ایران سکس هم خونه</h6>
<p>ایم که خیلی پایه هست و خلاصه همه نوع خلافی رو با هم تجربه کردیم یک هفته نبود و من داشتم از تنهایی دق میکردم دوست دخترمم خوب توی شهر خودمون بود و من که برمیگشتم به شهر خودمون میرفتم میدیدمش و خلاصه دیگه &#8230;ولی وقتی که میومدم به این شهر تخمی کسی نبود که برم ببینمش و حالی به این کیرم بدم داشتم میگفتم که تنها بودم و حوصله ام سر رفته بود واسه همین زنگ زدم به مازیار دوستم که با اونم خیلی رفیق بودم و قرار گذاشتیم که این چند روز باقی مونده که کلاس داشتم رو برم خونه ی اون و با هم بریم دانشگاه شب اول سر خودمونو با قلیون و مشروب گرم کردیم و فرداش رفتیم دانشگاه و امدیم خونه و دوش گرفتیم و شب رفتیم یکی از پارک های معروف که اکثرا کس بازار بود.داشتیم همینجور قدم میزدیم که دیدم 3 تا دختر چادری که فقط داشتن به پسر ها حال میدادن با خنده به ما نزدیک میشن به نظر میرسید ازین دانشجو های کس ترمی بودن که اهل این شهر هم نبودن اخه ساعت 9 شب بود و بعید بود دخترهای اهل خود این شهر این موقع شب بیان بیرون و اینجوری حال بدن.منو مازیار هم که تریپ پررو برداشتیم و رفتیم جلوشون وایسادیم و من رو کردم به یکیشون که از همه چهره اش قابل تحمل تر بود گفتم: ببخشید شما دانشجوی فلان دانشگاه هستین که با خنده گفت: نه گفتم:اخه خیلی به چشمم اشنا میاین من دانشجوی فلان دانشگاه هستم و شما رو خیلی دیدم گفت: اشتباه گرفتین من تازه اینجا دانشجو شدم و اصلا شما رو ندیدم. پدر سوخته حرفی زد که هیچی واسه گفتن برای من نذاشت دوباره یکم فکر کردم و گفتم:ا ترم اول هستین چه زشته ای میخونی. فهمید که دارم زیر پوستی مخشونو میزنم هیچی نگفت و از کنارمون رد شدن ولی طبق معمول با خنده و حال دادن ما هم کمکم ازشون دو شدیم رفتیم یک طرف پارک که چند تا از بچه های هم رشته ای مون داشتن پینت بال بازی میکردن و ما هم همینجوری که داشتیم نگاه میکردیم نزدیک 50متر اونطرف تر دیدم 3تا دختر خیلی کس که چادر هم خدارو شکر نداشتن روی چمن ها تو تاریکی نشستن و دارن با گوشیاشون ور میرن منم همینجور رفتم به طرفشون که دیدم از پشت مازیار داره داد میزنه کونی کجا رفتی و پشت سرم داره با قدم های تند تر از من میاد چند قدمی که راه رفتیم رسیدیم به دختر ها و الحق که یکیشون فوق العاده خوشکل بود پوست صاف صورت گرد خیلی تو دل برو یک مانتو اندامیه کرم رنگ پوشیده بود با یک کون تپلی که وقتی با اون پوزیشن روی چمن ها نشسته بود وپاهاشو جمع کرده بود تو دستاش، میشد از زیر اون کون روانی کننده شو دید رو کردم بهش و دوباره من شروع کردم به حرف زدن که اره خیلی اشنا هستی و من یک عشقی قبلا داشتم که خیلی شبیه تو بوده و تو احتمالا یک عشقی نداشتی که شبیه من باشه خوشبختانه شگردم جواب داد و شروع کرد به خندیدن ما هم که پررو نشستیم شروع کردیم به کس گفتن و کس وشعر شنفتن یک کمی بلوتوث بازی کردیم و اخر سر هم من شماره شو با هک کردن گوشیش در اوردم که حالا داستانش طولانیه که با مرجان خانوم چه کردم شاید بعدا براتون نوشتم.از اصل ماجرا دور نشیم وقتی که ازشون دور شدیم دیدم همون 3تا دختر چادری که حالا ساعت 10:30شب بود از کافی شاپ اون پارک اومدن بیرون و روی یکی از نیمکت ها نشستن مشخص بود دنبال سوژه هستن منم به مازیار گفتم من بدجور پایه شدم به اینا شماره بدم اونم گفت بابا چادرین نمیشه ول کن گفتم:حالا امتحان میکنیم و رفتم جلوشون که حالا نشسته بودن و میشد باهاشون حرف زد و مثل کیر خر از کنارت رد نشن.رفتم جلو و گفتم خانوم من حرف بدی زدم که شما اینجوری از کنارم رد شدین؟هیچی نگفت و دوباره خندید گفتم گاهی وقتا ادم باید صداقت داشته باشه راستشو بخوای ازت خیلی خوشم اومده و دوست دارم باهات بیشتر اشنا بشم خدا رو چه دیدی شاید باب دوستی خیلی صمیمی بشه بازم فقط به هم نگاه میکردن و با هم به حرفام میخندیدن دیگه داشت کونم میسوخت که چند تا کس ترم خوشحال منو کیر خودشون بکنن ولی فقط محض رو کم کنی شمارمو از جیبم اووردم بیرون و دادم به همونی که قیافه ی قابل تحملی داشت و گفتم خوشحالم میکنی بهم بزنگی. بعد برگشتم با مازیار و رفتیم خونه شام خوردیم و بعد از یک قلیون خوابیدیم صبح که بیدار شدم دیدم یک میسد کال دارم که شماره اش نا شناس وقتی که از کلاس برگشتم بهش زنگ زدم و خودشو معرفی کرد و بعد از 10دقیقه کس و شعر گفتن دیدم که داره خرجم میره بالا خداحافظی کردمو بحث پیچوندم .خودشو الهام معرفی کرد و گفت از همون اول از من خوشش اومده ولی چون جلوی دوستاش خجالت میکشید نمیخواست سوتی به دستشون بده ازین کس و شعر ها همانطور که حدس زده بود ترم اولی بودن و اهل این شهر هم نبودن خلاصه اینکه طرف کسی رو نداشت و ما اولین دوست پسرش بودیم .دائم من بایستم بهش بزنگم و اون بگه که چه گناه بزرگی مرتکب شدم که با تو حرف میزنم منم که اصلا حال و حوصله ی این کس و شعر ها رو نداشتم و از طرفی میدونستم که یکم وابسته شده چند روزی باهاش قهر کردم که خودش برگرده توی این جور موقعیت ها بهتون پیشنهاد میدم اینکارو بکنید خیلی جواب میده به تجربه ثابت شده.وقتی که دوباره باهاش اشتی کردم اینبار دیگه ازین مزخرفها نمیگفت راستشو بخواین خودش دختر خوبی بود ولی دوستاش پرش میکردن که منو بتیغه و ازین حرفا منم خداییش ازش بدم نمیومد تا اینکه دیدم زنگ میزنه جلوی دوستاش از من میخواد براش شارژ بفرستم و یه جورایی جلوی دوستاش کلاس بذاره که دوست پسرشو میتیغه منم که توی این جور مسائل خیلی کنس بازی در میارم که چهار روز دیگه نگه که منو تیغیده.این اولین عقده ای بود که ازش به دل گرفتم یکبار دیگه هم با هم قرار بیرون گذاشتیم من به خاطر این قرار یک روز دورتر رفتم به شهر خودمون که ببینمش قرار بود با دوستش بیاد بیرون و بعدش با هم بریم قدم بزنیم که اومد بیرون ولی دوستش عین کنه بهش چسپیده بود و ول کن نبود اخر سر هم من اعصابم خورد شد و رفتم بهش اس ام اس دادم که دیگه باهات کاری ندارم.چند لحظه ی بعد زنگ زد که بخدا نمیخواستم اینجوری بشه دوستم منو ترسوند که نکنه یک اشنا مارو با هم ببینه و منم یک دفعه انگار بهترین خبر دنیارو بهم داده باشن بند همین کلامو گرفتمو بهش گفتم ببین الهام تو تا حالا هر وقت با من قرار گذاشتی یا منو بردی یک کافی شاپ خلوت یا اینکه اینجوری با من دزد و پلیسی بازی کردی خوب اگه ازت یک چیزی بخوام جون امیرعلی قول میدی که انجامش بدی ؟اخه هم برای تو خیلی خوبه و هم برای من گفت چی تا ببینم چی باشه؟گفتم نه اگه بگم باید قبول کنی ناسلامتی گفتم جون امیرعلی؟گفت:باشه بگوگفتم:ازت میخوام قرار بعدیمون تو خونه ی من باشه چون هیچ جایی خلوت تر از خونه ی من نیست و هیچ جای دیگه نمیشه مثل خونه ی من با هم دیگه حرف بزنیم گفت :باید فکر روش کنم.منم تا اینو شنیدم بدون خدافظی قطع کردم دوباره زنگ زد و من اشغالش کردم مطمئن شد که ناراحت شدم اس ام اس داد باشه قبول میکنم ولی اگه فقط بخوای حتی کنارم بشینی جیغ میزنم و میام بیرون حالا اشتی؟ بهش اس دادم :اشتی ولی اینقدر بی اعتماد نباش خلاصه من اون روز رفتم شهر خودمون .ماجرای اونروز رو هم گرچه پیش درامد قرار خونه بود ولی بازم نتونستم به خودم بقبولونم که اینجوری کیر دست یک دختر شده باشم.خلاصه طی تماس ها ی بعدی که گرفتیم قرار هفته اینده که من میومدم به شهر محل دانشگاه رو فیکس کردیم قرار شد یک روزی که کلاس زیادی نداره از صبح تا بعد از ظهر بیاد پیشم 2تا از کلاس ها رو هم بپیچونه همینطور هم شد و با کمی تاخیر بالاخره پاشو به خونه باز کردم.قسمت خنده دار ماجرا از اینجا شروع میشه که خدا میدونه لحظه ای که اومد وارد خونه شد رنگش مثل گچ سفید بود و ترس رو میشد از تو چشماش دید معلوم بود منتظره اینه که 6-7تا عرب خر کیر بیان کونشو پاره کنن منم که دیدم اینجوریه به روی خودم نیووردم و رفتم فاصله 5متریش نشستم و شروع کردم به کس و شعر گفتن 5دقیقه ای که گذشت حالش بهتر شده بود رفتم دوتا رانی از تو یخچال اووردم و یکیشو دادم بهش اون یکی رو هم باز کردم که بخورم اولین قورت رو که رفتم بالا دیدم رانی خودشو که باز کرده بود داد به من و رانی منو گرفت شروع کرد به خوردن دیگه داشت اعصابم خورد میشد ولی بازم تحمل کردم و بیخیال قضیه شدم همینجوری که داشتیم میخوردیم اومدم کمی نزدیک تر که وقتی رانی شو خورد ازش بگیرم و بندازم سطل اشغال اونم که از بس اولش ترسیده بود اروم اروم میخورد و من از موقعیت استفاده کردم و زیر رانی رو همون لحظه ای که داشت میخورد دادم بالا گفتم زود بخور دیگه که نصفش ریخت روی چادرش گفت ا ببین چکار کردی حالا من چطوری برم خونه با این منم بدون اینکه بهش چیزی بگم چادرشو از سرش برداشتم و گفتم طوری نیست حالا دستشو گرفتمو بلندش کردم و بردمش سمت حمام که خیلی از ما فاصله ای نداشت اشاره کردم به دوش و گفتم بیا این اب و این پودر یک دقیقه بشورش تا بخای بری خشک میشه مونده بود چکار بکنه این ازین که دستشو گرفتم و اینم از اینکه حالا باید تو حموم چادر بشوره و حجاب اسلامی در خطر افتاد منم بهش مجال ندادم که نظر بده و رفتم سمت اتاق اینقدر وقت داشتم که نخوام با عجله همه چیرو خراب کنم اونم سریع چادرشو شست داد به من که ببرم پهنش کنم حالا تقریبا نیم ساعتی میشد که ما پیش هم بودیم اون هر لحظه که میگذشت اعتمادش بیشتر میشد حالا با یک مانتو کنار اتاق نشسته بود و داشت کس و شعر بهم تحویل میداد رفتم کنارش نشستم یخورده جابجا شد ولی نه زیاد حال بیشتر میشد تو صورتش نگاه کرد وقتی حرف زدناش تموم شد من تریپ عشقولانه برداشتم و گفتم راستی تو چقدر خوشکل بودی ما خبر نداشتیم اونم با شیطنت خاصی گفت پس چی فکر کردی منم خندیدم تو همین حین اروم دستشو گرفتم و گفتم نه جدی میگم خیلی خوشکلی عزیزم تا حالا باهاش اینجوری تریپ عشقولانه برنداشته بودم اونم دستش تو دستم بود و دوست نداشت فضای کیری بینمون خراب بشه واسه همین مقاومتی نشون نداد همینجوری داشتم ازش تعریف میکردم و اونم تو اوج اسمونا فکر میکرد حوری بهشتی هست اروم لپشو بوسیدم یکه خورد ولی بدشم نیومد بهش گفتم من خیلی خسته ام میخوام چند دقیقه دراز بکشم بیا بریم اونجا که داشتم به تخت اشاره میکردم بشینیم تو فکر بود که بیاد یا نیاد زیر بغلشم گرفتمو کشوندمش سمت تخت دستم به پستوناش میخورد حرفی نمیزد خودشو زده بود به خریت که من نمیفهمم تو چه کار داری میکنی وقتی به تختم رسیدیم من دراز کشیدم اونم لبه ی تخت نزدیک به کیرم پشت به من نشسته بود سرشو چرخونده بود و کس و شعر میگفت منم اروم دوباره دستشو گرفته بودم و حرفای عاشقانه بهش تحویل میدادم چند دقیقه بعدش بهش گفتم عزیزم من اینجوری خیلی ناراحتم اگر خسته نبودم کنارت مینشستم ولی حالا که خسته ام تو بیا کنارم دراز بکش گفت نه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه گفتم اذیت نکن دیگه دست گذاشتم روی شونه شو سرشو اوردم سمت بالشت مخصوصا هم خیلی ازش فاصله گرفتم که بخوابه وقتی که خوابید به کمر خوابید گل سرش رفت توی سرش وگفت اه به حدی سکسی گفت یک لحظه فکر کردم یک جنده اینکاره کنارمه خلاصه گفتم چی شد عزیزم؟داشت گل سرشو جابجا میکرد که من مقنعه شو بدون اینکه ازش بپرسم در اووردم و یک حالتی که خیلی برام مهمه که چی شده داشتم پوست سرشو نگاه میکردم تا اون موقع توی این فاز ها نبودم که موهاش چه شکلی هستن ولی وقتی که خوابیدم اون بلند شد گل سرشو گذاشت بالای تخت و خواست که دوباره مقنعه شو بپوشه که با حالت التماس گونه ای گفتم نه خواهش میکنم موهات خیلی خوشکلن (و واقعا هم همین جور بود موهای خرمایی خیلی بلند که تا پایین کونش بودن ولی زیر مقنعه میبافتشون و یک جوری جمعشون میکرد که اصلا یک شاخشم مشخص نبود ) دوست دارم نوازششون کنم توروخدا وقتی حالت چهره ی منو دید دلش نیومد مقنعه رو از دستش گرفتم و گذاشتمش کنار تخت دوباره کشیدمش طرف بالشت و این دفعه ازش دور نشدم بر عکس کیرمو چسپودم بهش و داشتم با موهاش ور میرفتم انگار جنس موهاش از ابریشم بود خیلی نرم و جالب بودن همینطور که داشتم با موهاش بازی میکردم دستمو اووردم به سمت پیشونیش که با موهایی جلوی سرش بازی کنم ولی چون دست راستم به راحتی نمیچرخید یکم از سر جام بلند شدم و چرخیدم به سمتشو دستمو بردم توی موهای نزدیک گوشش و شقیقه هاش دوسه بار به راه موهاش حالت دادم دیدم نفس ها ی سکسی میکشه و چشماشو به زور ثابت نگه میداره که من نفهمم کسش خیس کرده ولی من این حالت دختر رو تجربه کرده بودم و فهمیدم نقطه ی حساسش همون نوازش کردن موهاش هست اکثر دخترا اینجوری هستن امتحان کنید میفهمید که چقدر دوست دارن موهاشونو نوازش کنید.حالا نوبت من بود که از این فرصت استفاده کنم سرمو گذاشتم روی بالشت و اروم شونشو گرفتمو چرخوندمش به طرف خودم حالا دوتاییمون به بغل رودرروی هم خوابیده بودیم و من داشتم کاری رو میکردم که اون بیشتر خیس کنه همینطور که داشتم موهاشو نوازش میدادم پای خودمو جوری تو شکم جمع کردم که سر زانوم روی کسش باشه بازوی چپم رو زیر سرش گذاشتم و کامل سرشو اوردم به سمت سر خودم اونم چشماشو بسته بود و نفس ها نیمه عمیق میکشد که وقتی بازدم میکرد از گرمای نفسش داغ میکردم.صورتشو بالا تر اوردم از روی لپش اروم اروم شروع کردم به بوسه های کوچیک که فقط یک حالت شهوت با قلقلک ایجاد میکنه واسه همین هم دوست داشت بوسش کنم و هی سرشو جابجا میکرد تا جایی روی صورتش پیدا کنه که وقتی من اروم بوس میکنم فقط شهوت باشه نه قلقلک همینجوری که اروم همه جای صورت گردنشو میبوسیدم بالاخره رسیدم به لب هاش انگار دوست نداشت که لب بده ولی وقتی که من بوسه ی روی لب هاشو طولانی انجام دادم خیلی خوشش اومد وصورتشو جابجانکرد منم داشتم لباشو میخوردم لبای گوشتی داشت از لبای من یکم بزرگتر بودن خلاصه مشخص بود که داره حسابی حال میکنه دست کردم و اروم ملافه ای که کنارمان بود رو انداختم رومون و زانومو که روی کسش بود صاف کردم و دستمو انداختم روی پشتش جوری که نصف دستم روی برامدگی کونش بود کشیدمش سمت کیرم که حالا خیلی خفن راست کرده بود و داد میرد من کس میخوام یالا من کس میخوام یالا .الهام که شهوت از سر و روش میبارید و معلوم بود توی کسش ابشار راه افتاده هیچ مقاومتی نسبت به کارای من نشون نمیداد شاید نزدیک 30دقیقه من فقط داشتم سر و گردنو لباشو میخوردم بعدش اروم دست چپشو که گذاشته بود بین سینه ی منو پستونای خودش که سینه من به پستوناش نچپه گرفتمو انداختم دور گردن خودم یکم مقاومت کرد ولی من چون سریع رفتم توی بغلش وقت نذاشت که دستشو دوباره جمع کنه حالا کاملا توی بغل هم سفت به هم چسپیده بودیم و من داشتم از بالا لباشو میخوردم و از پایین از روی لباس به کسش تقه میزدم دستمو بردم کاملا روی کونش و به طرف کیر خودم میکشدم که کاملا کسش بخوره به کیرم اولی بود که نفسهای گرمش به ناله ها خیلی ظریف تبدیل شده بودن منم اروم مانتو شو تا بالای کونش دادم بالا و اروم اروم دستمو از پشت کردم توی شلوارش کون تپلی شو که نیمه نرم بود رو میمالیدم ولی دستم از یک حدی پایین تر نمیرفت مجبور شدم دوباره دستموبیارم بیرون و به طرزی که نفهمه دکمه شلوارشو باز کنم واسه همین به بهانه اینکه میخوام کیرمو جابجا کنم یکم ازش فاصله گرفتم به جای کیر حالا این دستم بود که میخورد به کسش وقتی بیشتر میمالیدم اونم بیشتر اه و اوه میکرد ولی خیلی با صدای ضعیف بود که اینم حال خودشو میده دیگه وقتش بود که دکمه شلوارشو باز کنم ولی از شانس کیری ما دکمه اش خیلی محکم بود و مجبور شدم جوری بازش کنم که کیر زد وسط حال کردنمون و دستشو گذاشته بود روی دکمه ی شلوارش و بیخیال نمیشد خلاصه با کلی عزیزم قربونت برم راضی شد منم بالاخره این دکمه ی کیری رو بازش کردم دستمو از پشت کردم لای کونشو 2-3تا لب حرفه ای ازونا که فهمیده بودم دوست داره ازش گرفتمو دستمو بردم پایین تر که رسیده بود به اون کس خیسش که انگار صابون ریختن لای کوسش چون خیلی لیز شده بود هیچ وقت تا حالا کس به این خیسی و لیزی نکرده بودم که داشت قسمت میشد امتحان کنیم داشتم کسشو از پشت میمالیدم که نفس های گرمش داشت دیوونم میکرد دستمو از توی همون شلوارش اوردم جلو که از جلو کسشو بمالم موهاشو معلوم بود چند روز قبل زده بود چون یکم بالای کسش زبری داشت ولی نه اونقدر که توی ذوق بزنه داشتم چوچوله شو به حالت دورانی میمالیدم چند لحظه ای یک بار هم انگشت بزرگم میکشیدم لای درز کسش که با این کارم الهام میرفت تو اسمون و برمیگشت دیگه حسابی اماده دادن بود در حدی که اگه ولش میکردم پاچه مو میگرفت .از اونجایی که نمیشد با یک دست این شلوار جین تنگی که الهام پوشیده بود در اورد اون یکی دستم رو هم از زیر سرش اوردم بیرون الهامو به کمر خوابوندم همینجور که داشتم لباشو میخوردم شلوارشو بالاخره تا نصفه کشیدم پایین به حدی که اگر کیرمو لای پاهاش میذاشتم زیر کیرم به شلوارش میگرفت ولی از زور شهوت که داشتم دیوانه میشدم کیرمو که داشت منفجر میشد رو گذاشتم لای پاهاش و به کسش میمالیدم اونم داشت اه و ناله هاش قویتر میشد و راحت میشد بشنوی که چجوری اه و ناله میکنه اه اه اه اوووووووم اه ه ه 4-5تا تقه که زدم به نشانه ی نارضایتی بلند شدم و به حالتی که جرات نکنه حرفی بزنه شلوارشو تا ته کشیدم از پاش بیرون مانتو شو هم تا بالای سینه هاش به همراه سوتین و بلوز زیر مانتوش دادم بالا و خوابیدم روش و کیرمو دوباره کردم لای پاهاش دوباره بعد از 10-12تا تقه که داشتیم خیلی حال میکردیم دیدم که الهام نمیتونه خوب نفس بکشه اخه لباساشو تا روی گلو داده بودم بالا و اینبار خودش دست به کار شد و یکم بهش فرصت دادم که مانتو شو که خیلی مدل تخمی بود و از پشت زیپ داشت رو دربیاره بلوزشم خودم به محض اینکه مانتوشو در اورد در اوردم سوتینش رو هم خودش دوباره کشید روی سینه هاش که من حالا داشتم به خودم نگاه میکردم که تیشرتمو در نیاوردم تا اون سوتینشو داشت میکشید روی پستونای خوشکلش منم تیشرتمو در اوردم حالا هر دو لخت بودیم داشتیم توی فضا سیر میکردیم با وجود اینکه لای پاهاش هم به قدری خیس شده بود که مثل کس شده بود ولی من اینجور کردنو دوست ندارم واسه همین بلند شدم و پاهاشو بیشتر باز کردم کیرمو تا فقط تا سر کلاله اش میکردم تو اخه خانوم هنوز باکره بودن و نمیشد پلمبشو دست کاری کرد الهام: اه اه اه اه اه اه اه اه اه امیرعلی دوست دارم میخوامت خیلی دوست دارم اه اه اه اه اه اه اه بیشتر بکن تو میگفتم میخوای بدبختم کنی پاهاشو انداخت دور کمرم محکم منو با دستاش کشید سمت خودش.با دست راستش گردنمو گرفته بود که ازش جدا نشم و دست چپش هم با ناخونای بلندش پوست کمرمو داشت چنگ میزد ولی به حدی شهوتی بودم که اصلا دردی احساس نمیکردم 3تا اه که هر کدوم نسبت به قبلی بلندتر بودن گفت و با یک چنگ که بعد از چند وقت جاش روی پشتم بود ارضا شد شل و ول افتاده بود منم اخرایی بود که داشت ابم میومد میدونستم که تمام وجودم از تو کیرم میزنه واقعا دیگه داشت میومد دوتا تقه زدم سریع پاهاشو کنار هم جفت کردم و کیرمو دوباره گذاشتم لای پاهاش و2تا تقه ی دیگه و ابم اومد ریختمش وسط پاهاش بعدا که برام تعریف کرد اول تعجب کرده بود که خودش چرا اینطوری شده میگفت یک لذت خاص که هیچ وقت تجربه اش نکرده بود بهش دست داد دو برابرش ازین تعجب کرده بود که من چرا اینطوری شدم یک دفعه خلاصه وقتی از روش بلند شدم از دست من شاکی بود که چرا پاهاشو کثیف کردم منم یک مشت دستمال کاغذی اوردمو کیرمو تمیز کردم بعدشم پاهای الهام رو پاک کردم و دوباره پتو رو انداختیم روی خودمون لخت خوابیدیم تو بغل همدیگه یک بوس از لبام کرد که ازش ناراحت نباشم پشتشو کرد بهم و خوابید زودتر از اونی که فکرشو میکردم خواب رفت منم خوابیدم وقتی بیدار شدیم4 بعد از ظهر بود من که داشتم از گرسنگی میمردم بهش گفتم عزیزم واسم یک چیزی درست میکنی اونم خیلی گرسنه بود شرتشو پوشید جالب اینجا بود از من خجالت هم میکشید و بهم میگفت نگاه نکن خلاصه شلورک دوستمو دادم بهش و بلوز خودشو هم پوشید و رفت که نهار درست کنه خوشبختانه تویخچال سوسیس و ازین ات و اشغالای دانشجویی بود سریع درست کرد و نشستیم خوردیم و دوباره شروع کردیم به کس و شعر گفتن که چه جوری بود حال داد بهت وازین حرفا هنوز 3ساعت دیگه وقت داشتم بهش گفتم الهام جان پایه شدم برم حموم گفت خوب به من چه گفتم اخه تنهایی نه فاز نمیده یک جوری که انگار کفر گفته باشم نگام کرد بعد پیش خودش یکم فکر کرد و فکر میکنم پیش خودش گفت تجربه ی قبلی که خیلی خوب بود بذار دوباره تجربه اش کنم رو کرد و بهم گفت زشته گناه داره منم گفتم عزیزم مگه تو نگفتی که من کثیفت کردم خوب حالا میخوام تمیزت کنم قول میدم نگاه نکم فقط همدیگرو بشوریم همینطور که داشت فکر میکرد دستشو گرفتمو گفتم فکر نکن دیگه بین اومدن و نیومدن بود که بغلش کردم بردمش تو حموم میخواست بره بیرون از روی شیطونیش بود که بعدا بگه من نمیخواستم برم حموم تو منو به زور بردی تو حموم منم سریع گرفتمش و زیر دوش یکم خیسش کردم بعد کشیدمش کنار گفتم اگه با من حموم نکنی بخدا همینجوری با لباس خیست میکنم که مجبور باشی امشبم پیشم بمونی که گفت نه تو رو خدا اقا خیلی لوسی من خجالت میکشم منم گفتم منم قلیون میکشم دلیل نمیشه زود باش همینطوری خودم هم شروع کردم به کردن اول تیشرت و بعد شلوار و اومدو شرتمو در بیارم که دیدم عین بز داره منو نگاه میکنه گفتم تو که هنوز هیچ کار نکردی زود باش دیگه زل زده بود به قلبه ی کیرم خودم رفتم جلو بلوزشو که یکم خیس بود در اوردم بعد سوتین سبزشو که تازه داشتم حجم اون سینه ها رو میدیدم در حدی بودن که اگر میگرفتیشون توی مشت یک کوچولو در اطراف دستت میزد بیرون نوک قهوه ای خوشرنگی داشتن گفتم جون یکی از سینه ها شو مالیدم و یک لب درست حسابی گرفتیم یکم راه افتاده بود و لبامو اروم مک میزد اومدم دکمه شلوارشو باز کنم که دستم و زد کنار و خودش دست به کار شد تا من شرتمو در اوردم اونم لخت شد گرفتمش تو بغلم کیرمو بین پاهاش بازی دادم که یکم شهوتی بشه بعد رفتیم زیر دوش همون طور که قول دادم خوب شستمش اون موهای بلندش زیر اب خیلی خوشکل تر شده بودن بعد از اینکه مطمئن شدم خوب تمیز شده شروع کردم به خوردن کسش ریز اب دیگه نمیتونست بایسته نشست کف حموم منم ول کن کسش نبودم اخه معلوم بود تا حالا هیچکس نکردتش کسش خیلی خوش فرم بود تپلی و سفید که ات و اشغالم از وسطش نزده بود بیرون که کسشو زشت کنه هرچی میلیسیدم بازم میخواستم برای اونم بد نبود که داشت حالشو میبرد با پاهاش سرمو از دو طرف فشار میداد وقتی که پاهاشو باز میکرد با دست سرمو به کسش فشار میداد اخر سر دیگه داشتم نفس کم میاوردم اگه یکم گشاد بود کلم میرفت توی کسش با این زوری که این میزد.بعد از چند دقیقه به خودم گفتم حالا وقت کردنه کیرمو میکشیدم لای پاهاش اونم بیخیال همه چی خوابیده بود کف حموم اه و اوه میکرد اکوی صداش توی فضای حموم با صدای شرشر اب صحنه ی وصف ناپذیری ترسیم کرده بود که فقط باید تجربه اش کنید تا بفهمید چی میگم حسابی که کیرمو تا کلاله میکردم تو حس کردم ابم داره میاد این دفعه بهش گفتم که داره ابم میاد اون هنوز ارگاسم نشده بود واسه همین بهم گفت بکن اه اه بکن همین از روی شهوت سکسی حرف زدنش منو دیوونه کرد و ابم کمتر از دفعه اول ولی بازم به نسبت خوب کند واقعه ی جالب این بود که با هم به ارگاسم رسیدیم و خیلی حال کردیم دوباره بلند شدم و شستمش اونم همینطور منو دیگه خجالت نمیکشید و راحت به کیرم دست میزد و قربون صدقه اش میرفت اخر سر اومدیم بیرون من سشوارمو دادم بهش موهاشو کامل خشک کنه منم لباس پوشیدم دیگه وقتش بود که بره لباساشو پوشید اون چادر کیری رو هم دادم بهش سرش کرد واسش اژانس گرفتم واسه اینکه توی اون محل تابلو نشم سر کوچه اژانس اومد دنبالش و منم نرسوندمش که کسی مارو باهم نبینه واز سوز کونش به صاحب خونه چغلیمو نکنه وقتی رفت تو راه بهم اس ام اس داد که خیلی خوش گذشت دوست دارم امیرعلی جووووووووون منم جوابشو دادم منم همینطور میخوامت تا پای جووووووووون.بعد از اونم چند باری کردمش ولی دیدم داره وبال گردنم میشه و تریپ ازدواج برداشته به طرز ماهرانه پیچوندمش.این خاطره من بود ببخشید که طولانی بود ولی ذکر جزییات خالی از لطف نیست امیدوارم خوشتون اومده باشه و بدونید هرچی عشقیه زیر چادر مشکیه .نظر یادتون نره.بای</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2604</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بذار برات گشادش کنم مامانی تا خوب کرده بشی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d8%b4-%da%a9%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d8%b4-%da%a9%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Aug 2019 06:54:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اسمتون]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناتو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تاخیری]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حیاطشون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشم]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوازده]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[میاومد]]></category>
		<category><![CDATA[میبندم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بگم یکی از شون با فیلم سکسی دوست دخترم الهه _ اون دختر قشنگ و نازی بود خونشون چند خیابون پایین تر خونه ما بود خونشون طوری سکسی هست که از دو طرف در داره شاه کس و پله های که از طرف در اصلی به پشت بام وصل میشن خیلی وقت کونی بود که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بگم یکی از شون با فیلم سکسی دوست دخترم الهه _ اون دختر</h2>
<p>قشنگ و نازی بود خونشون چند خیابون پایین تر خونه ما بود خونشون طوری سکسی هست که از دو طرف در</p>
<h3>داره شاه کس و پله های که از طرف در اصلی به</h3>
<p>پشت بام وصل میشن خیلی وقت کونی بود که اون رو مبپایدم ساعت یک بعد از ظهر که می شد جلو</p>
<h4>راهش جنده سبز می شدم فقط نگاهش میکردم و اروم بهش</h4>
<p>میگفتم دوست دارم فقط همین یه پستون جمله طوری هم می شد که بعضی وقتا از ترس اینکه بهم حرف بزنه</p>
<h5>از دور کوس براش بوس میفرستادم اون همیشه بی توجه رد</h5>
<p>میشد تا اینکه به خودم گفتم اینجوری فایده نداره راهش این نیست . من سکس زیاد داشتم اما دوستی اونم با یه سکس داستان دختر غریبه رو</p>
<h6>نداشتم بلد نبودم چکارش کنم اخرش دیدم یه ایران سکس راه بیشتر</h6>
<p>ندارم از برنامه هاش خبر داشتم بیشتر وقتا که کسی خونشون نبود میرفت تو حیاط پشتی و اهنگ گوش میداد منم شمارمو نوشتم و انداختم تو حیاطشون و زدم به چاک رفتم تو کوچه شون اینقدر رفتمو اومدم که دختر همسایشون درو باز کرده بود و هی نگاه میکرد وقتی نگاش میکردم لبخند نازی رو لباش می اومد غیافش خیلی خوشگل بود شروال چسبیده ای پاش بود با یه بلوز قرمز استین کوتاه ممه هاش غلمبه زیر بلوز مشخص بودن مثل مانکن ها خوش اندام بود و خوش هیکل روسریشو هی مرتب میکرد اعصابم خراب بود میخواستم هر طوری که شده الهه رو ببینم . نمی شد یه جا وایسم فایده نداشت واسه دختره همسایشون که اشاره میداد با دست بای بای کردم و رفتم . باید منتظر میشدم تا بیاد بیرون اون روز گذشت بیست دقیقه قبل ازامدنش تو مسیر دبیرستان منتظرش وایسادم از دور دیدمش با یه دختره دیگه ای داشت می اومد حالم یه جورای شده بود شهوت و دوست داشتن و حکایت من و خرمای بر نخیل اونقدر قشنگ بود که تا میدیدمش کیرم کاری میکرد که نتونم تکون بخورم سیخ میشد : داشتم بد جوری با شهوت نگاش میکردم اون نگاهی به من کرد و با یه نازی که قلبمو از جا کند به مسیرش ادامه داد با کیر سیخ شده زیر شروالم نمیدونستم چکار کنم ابرو برام نذاشته بود میخواست خودشو از اسارت رها کنه هر طوری بود اروم اروم رفتم دنبالش دوستش که ازش جدا شد سرعتمو بیشتر کردم رسیدم پشت سرش این بار بدون واهمه طوری که صدامو بشنوه بهش گفتم ترو خدا به شمارم زنگ بزن دیگه تحمل ندارم . اون هیچی نگفت پشت سرش بودم تا رسید در خونشون نگاهی بهم کرد میخواست درو ببنده بهش گفتم دوست دارم : شاد و شنگول بودم گوشیم رو از خودم جدا نمیکردم ساعتای دوازده شب بود با صدای ویبره گوشیم بیدار شدم شماره رو نگاه کردم اشنا نبود ورداشتم الو بفرمایید گفتم جواب نیومد حسی بهم گفت خره خودشه دو سه بار الو الو کردم جواب نمیداد و قطع میکرد خواب از سرم پریده بود کیرم هم داشت یه چیزای حس میکرد هر چی گوشیم زنگ میزد ور میداشتم حرف نمیزد و زود قطع میکرد. از تلفن خونه زنگ میزد خواستم خودم زنگ بزنم اما گفتم نه اگه خودش باشه من زنگ بزنم نصف شبی همشون بیدار میشن و اون لو میره تا اینکه دیگه زنگ نزد منم که کیرم راست شده بود چاره ای جز یه سکس خیالی با الهه رو نداشتم رفتم حموم الهه رو پیش خودم مجسم کردم صورتش واقعا قشنگ بود چشای سیاه و دماغ قشنگ و دهن غنچه ای کونش دیونم کرده بود خوش فورم وخوش هیکل برام غنبل زده بود کیرمو جا داده بودم تو کونش و تلمبه میکردم که ابم اومد ریختم تو کونش بعدش کیره توکف موندمو شستم رفتم خوابیدم: روز بعدش اول صبحی کیرم راست راست شده بود به کیرم قول دادم اخرش کون الهه رو میکنی غمت نباشه میخواستم زودتر ببینمش اما نمیشد یک ساعت مونده بود به وقت اومدنش رفتم حموم خودم و کیرمو حسابی تمیز کردم خوش تیپ و تر تمیز رفتم بیرون اینبار جلو در دبیرستانشون منتظر شدم ده دقیقه ای بیشتر نمیگذشت که دخترا گله ای اومدن بیرون الهه رو تا دیدم خودمو نشون دادم اینبار دوستش تا منو دید ازش جدا شد حس کردم باش هماهنگ کرده بهش نزدیک شدم زیاد بلد نبودم چی بگم اما رفتم جلو بغل دستش راه افتادم بهش سلام کردم با کمی سر تکون دادن فهمیدم جواب داده بعد بهش گفتم دیشب خواب نداشتم همش جلو چشام بودی اون ساکت بود و به مسیرش ادامه میداد من که روم باز شده بود همش حرف میزدم که یه باره بهش گفتم میخوام بام حرف بزنی میخوام منو دوست خودت بدونی اذیتم نکن جان من شمارتوبده زنگ بزنم . خنده خوشکلی کرد و گفت تا ببینیم بعد الهه با صدای نازکی بهم گفت خوب اول باید بدونم با کی حرف میزنم اسمتون گفتم سامان هستم اونم گفت الهه و از ادمای سگ صفت بدم میاد : بعدش اون از نامردی پسرا با دوستاش گفت که چه بلاهایی سر دوستاش اوردن داشتیم نزدیک خیابونشون میشدیم که گفت شب زود میخوابی گفتم نه بابا چه خوابی تو بخوای بیدارم بعدش گفت شب میتونی بیای گفتم اره اما کجا گفت خونه ما جواب دادم چطور گفت زنگ که زدم بهت میگم : بعدش خداحافظی کرد و گفت دیگه نیا دنبالم &#8230; اون که رفت تازه متوجه شدم الهه چرا تا بهم نگاه میکرد خنده رو لباش می اومد احساس میکردم به زور جلو خندشو گرفته نگو که کیرم خودشو تابلو نشون داده بود اونقدر راست شده بود که نمیتونستم درست راه برم کاملا مشخص بود کمی یه جا وایسادم اروم که شد برگشتم خونه رفتم تو اتاقم دراز کشیدم میخواستم جلغ بزنم اما جلو خودمو گرفتم وقت میگذشت دیگه شب شده بود چشمم به گوشی بود و دستم پیش کیرم اصلا نمیخوابید تا اینکه گوشیم زنگ خورد رفتم زیر پتو و جواب دادم باز حرف نزد ولی قطع نکرده بود بهش گفتم فدای چشای قشنگت حرف بزن میخوام صدای نازتو بشنوم که اروم گفت سامان بیا در خونمون من تا اینو گفت گفتم باشه میام ولی تو شمارتو بده رسیدم دم در بهت زنگ بزنم اونم گفت باشه خودم بهت تک میزنم : یه قرص تاخیری خوردم و یواشکی از خونه زدم بیرون خودمو رسوندم دم در خونشون که اون زنگ زد گفت کجای گفتم دم در گفت مراغب باش کسی تو رو نبینه درو باز میکنم بیا تو راستش ترسیده بودم خواستم بگم نه خطر داره اما نمیخواستم کم بیارم گفتم باشه باز کن اروم درو باز کرد من رفتم جلو گفتم بریم کجا اشاره به پله ها کرد گفت تو برو بالا پشتبوم من درو میبندم و میام &#8230; باور کنید طوری ترسیده بودم که کیرم راست نمیشد رفتم تو حیاط و از پله ها رفتم بالا . دور پشت بامشون رو با بلوک یک مترو نیم اورده بودن بالا طوری کی فقط کله من به بیرون مشخص بود اطرافو چک کردم راه در رو نداشت با خودم گفتم چه خریتی کردم اگه حالا به جای الهه بابای دو متریش بیاد بالا من چکار کنم که اون هم اومد بالا یه تاپ و یه شروالک پوشیده بود ترس وهمه نگرانیها یادم رفت کیرم یه باره جون گرفت اومد نزدیکم یواشکی بهم گفت سامان بغلم کن منم گرفتمش و بوسیدمش اومنم منو بوسید لباشو بوسیدم بهم گفت که دوسم داره و از دخترای همکلاسیش راجب من پرسیده بوده لب گرفتن بلد نبود زبونم رو به زبونش میزدم بعد گوشاشو بوسیدم و لاله گوشش رو خوردم بهم گفت سامان بسه دیگه من میترسم بهش گفتم بخدا بهت دست نمیزنم اگه راضی نباش گفت پس فقط بوس فشارش دادم و گردنشو ماچ کردم بهش گفتم باشه خوشکلم کیرم راست شده بود و به پاهاش میزد اون با احساس کیرم رو پاهاش خودشو بهم میچسبوند مونم فشارش میدادم کمرشو مالش میدادم بهش گفتم قربونت برم بیا یه جا بشینیم اون من برد گوشه حیاط یه فرش لول شده بود پهن کرد نشوندمش افتادم روش شروع کردم از بالای تاپ سینه هاشو خوردن بهش گفتم میخوام شیر بخورم پستوناتو میدی حرفی نزد منم دست بردم پیش پستونش وای چه پستونای اناری و سفتی تاپ رو کنار زدم و نوک پستونشو کردم تو دهنم داشتیم حال میکردیم الان دیگه داشتم پستونشو میخوردم اروم اروم هم با دست مالش میدادم و میرفتم پایین صداش در اومده بود اه اه میکرد یه باره خوابیدم روش و بوس بوسش کردم و رفتم سراغ پاهاش شروالکشو با دندون گرفتم کمی کشییدم پایین از رو شروالک کوسشو بوسیدم اروم اه اه میکرد یواش بهش گفتم میخوام بلبلت رو ببوسم نترس کاریش ندارم شروالکشو اوردم پایین و شرت نازک قرمزشو دو دستی تا زانوش کشیدم افتادم به جون کوسش زبونمو رو کوسش میزدم و بالا و لب کوسشو لیسش میزدم کیرم سیخ شده بود شرتو شروالکشو کامل در اوردم پاهاشو باز کردم و سرم رو بردم وسط پاهاش تو شب نیمه تاریک و زیر اسمون کوس قشنگش مثل یه سیب سرخ بود زبونم رو کردم تو کوسش که از کمر خودشو بالا برد فهمیدم داره حال میکنه منم با حرکت اون هماهنگ بودم کوسشو میمکیدم وای چه کیفی داره لبای کوسشو با لب میگرفتم و میکشیدم وقتی زبون میکردم تو کوسش صدای اه اهش بیشتر میشد اب کوسش با اون طعم شور اه چه کیفی داشت دهنم تو کوسش بود و زبونم رو میچرخوندم تو کوسش حسابی حشری شده بودیم کوسشو بالا پایین میکرد من وایسادم گفت بخور بخور کوسمو سامان من شروالمو تا نصفه کشیدم پایین کیرم مثل فنر اومد بیرون سرش چاق شده بود کیرم کلفته و درازیش 16 سانته تا کیرمو دید دست برد پیش کوسش و گفت بکنشتو کوسم من کیرمو اوردم پیش دهنش گفت چکار کنم گفتم کاری که من با کوست کردم اب از سر کیرم می اومد اول بدش می اومد کمی که لیس زد دیگه داشت برام ساک میزد و انگشت برده بود پیش کوسش و باش ور میرفت کیرم تو دهنش شق شده بود گفتم کافیه میخوام بگامت بخواب رو شکمت گفت کوسمو بگا گفتم نه تو دختری خوابید کون قلمبشو بوسیدم و بهش گفتم وای چقد تو کف کونت بودم گفت بکنش زود باش کیرتو بکن توش دو دستی دو طرف کونشو باز کردم توف کردم در سوراخش کونش مثل پنیر سفید بود یه تف هم رو کیرم انداختم خوابیدم روشاروم فشارش میدادم یه زره از سرش که رفت تو گفت سامان یواش شیش هفت باری رو اروم اروم زره زره کردم تا سر کیرم رفت تو کونش اوی اوی میکرد من حشری بودم کیرمو در اوردم روش توف کردم و دوباره کردمش تو کون الهه اه اه میکرد رو پهلو شدیم در حالی که فقط سر کیرم به زور رفته بود تو کونش دست بردم پیش کوسش کیرمو تو کونش عقب جلو میکردم و با دست کوسشو مالش میدادم هر کاری میکردم کیرم بیشتر تو کونش نمیرفت اولین سکسش بود کونش اکبند بود موهای سرمو میکشید داشت حال میکرد منم کیرمو با یه فشار بیشتر کردم توکونش که یه اخ اخ کرد و اروم گرفت میگفت سامان دردم میارد کیرتو بکن تو کوسم منم یه سیلی به کوسش زدم که خودش کونشو داد طرفم کیرم داشت تا نصفه میرفت تو کونش خودش هم داشت کیف میکرد همین طوری که داشتم کونشو میگاییدم اونم میگفت بکنم اخ بکنم منم کیرمو بیشتر میکردم تو کونش که یه دفعه خودشو از من جدا کرد و دستشو گذاشت رو کوسش و اه اه ی کرد من افتادم رو کوسش و کوسشو لیسیدم تا بدنش لرزید و پاهاش لرزیدن بهم گفت بیا روم بخواب خودمو انداختم روش منو بوسید و دستاشم گذاشت رو صورتم بوسیدمش از چشاش بعد کیرمو با دست گرفت و مالش میداد دیگه نمیخواست بکنم تو کونش بهش گفتم برام میخوری منو خوابوند رو کمر اومد پایین کیرمو بوسید و سر کیرمو زبون زد بعد شروع کرد به خوردن کیرم اه اه ای کیرمو خوب میخورد اه داشت اب کیرم می اومد بهش گفتم بزار ابمو خالی کنم تو دهنت گفت بدم میاد بریزش رو شکمم منم داشت ابم می اومد اون خوابید و با دست کیرمو مالش میداد سر کیرم شق شده بود دستشو زدم کنار خوابیدم روش کیرمو گذاشتم وسط رانش و شروع کردم گایدنش اه اه وای منو گرفته بود فشار میداد اخ ابم داشت میاومد از روش پا شدم و کیرمو بالای شکمش با دست گرفته بودم ابمو خالی کردم رو شکمش بعد بوسیدمش بهش گفتم تو دیگه فقط مال خودمی اونم گفت تو هم فقط مال خودمی همدیگرو بغل گرفتیم با یه دستمال تمیز شکمشو تمیز کردم و دوباره بوسیدمش شروالکشو بهش دادم گفتم زود بپوش قشنگم هر دو لباس پوشیدیم من گفتم نازم دیگه باید برم تو خونه بهم شک میکنن گفت باشه صبر کن اول من برم پایین خواست بره گرفتمش تو اغوشم نگاهش کردم و از ته دل بهش گفتم الهه دوست دارم اونم بهم چسبید بوسیدمش و رفت پایین خودش رفته بود تو خونه بهم زنگ زد گفت سامان اوظاع خوبه بیا پایین و برو در هم اروم ببند منم اروم اروم از پله ها اومدم پایین کسی تو حیاط نبود فرض درو باز کردمو در رفتم بعد اون باز باهم سکس داشتیم یه بارش هم شد سکس سه نفره دختر خالش هم به جمع ما اومد : لطفا نظر بدین اینم ای دی یاهو مسنجر بنده hamzahgh</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d8%b4-%da%a9%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175840</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم یه کله کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%db%8c%d9%87-%da%a9%d9%84%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%db%8c%d9%87-%da%a9%d9%84%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Jun 2019 06:56:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بادیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پوشوند]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[كارمون]]></category>
		<category><![CDATA[كامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[كردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[كرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[منظورشو]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی من فرهاد هستم والان 17 سالمه شاه کس خاطره ای رو كه می خوام واستون بگم خاطره من و خالمه كه دو سال کونی پیش اتفاق افتاده یعنی زمانی كه من تازه 15 سالم شده بود و خالم كه جنده اون موقع 24 سالش بود و یك سالی می شد كه شوهرش گذاشته بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی من فرهاد هستم والان 17</p>
<h3>سالمه شاه کس خاطره ای رو كه می خوام واستون بگم خاطره</h3>
<p>من و خالمه كه دو سال کونی پیش اتفاق افتاده یعنی زمانی كه من تازه 15 سالم شده بود و خالم</p>
<h4>كه جنده اون موقع 24 سالش بود و یك سالی می</h4>
<p>شد كه شوهرش گذاشته بود و پستون رفته بود و معلوم نبود كجا رفته هنوز هم پیداش نشده و یه پسر</p>
<h5>6 ساله کوس به اسم رامین داشت . مادرم هم وقتی</h5>
<p>كه من بچه بودم رفته بود آمریكا . و من با پدرم و خواهر دوقلوم بهنوش زندگی می كردیم . اسم خالم سکس داستان ناهید و یك</p>
<h6>خانم چادری تو دل برو كه از خوشگلی ایران سکس آدم یاد</h6>
<p>خانم مجری های جوان و خوشگل تلوزیون می افته. یك روز مدرسه ما به علت تعمیرات تعطیل بود و من مونده بودم خونه تنها . منم فوری از خدا خواسته فوری رفتم فیلم زندان زنان رو با دو سه تا فیلم سوپر گرفتم و اوردم كه نگاه كنم . شلوارمو درآوردم زیرش یه شورت سفید چسبون پوشیده بودم و با همون حال و یه زیر پیرهن نشستم جلو كامپیوتر كه زندان زنان رو نگاه كنم . فیلم داستان چند تا دختر بود كه تو تركیه بهشون تهمت قاچاق مواد مخدر زده بودن و انداخته بودنشون تو زندون و هربار به یه بهونه مثل جستجوی بدنی لختشون می كردن . یكی از دخترا خیلی از بقیه خوشگلتر بود . فیلم رسیده بود به اونجایی كه رییس زندان دختره رو برد تو دفتر خودش و خمش كرد رو میز و دامنشو زد بالاو دست انداخت شورت دختره رو از لای كونش گرفت و شورتشو كند و شروع كرد به گاییدن دختر تو همین حال بودم كه دیدم در می زنن . به شانس و اقبالم یه لعنتی فرستادم و رفتم دم در در رو كه باز كردم دیدم خاله ناهید با پسرش رامین جلو در وایسادن . خالم بادیدن من لبخندی زد و اومد تو صورتمو بوسید و بغلم كرد . منم كه از دیدن خاله خوشگلم خوشحال شده بودم دعوتش كردم اومدن تو و تو حال نشستن بعد به خالم گفتم خاله یه دقیقه صبر كن من برم شلوار بپوشم بیام كه خالم گفت نمی خواد فرهاد جون بیا بشین و منم از خدا خواسته رفتم كنار خالم نشستم . به خالم گفتم خاله این ورا خالمم گفت هیچی رامین سال دیگه می ره مدرسه گفتم دیگه وقتشه مسلمون بشه اوردمش محل شما ببرم مسلمونش كنم. منم با تعجب پرسیدم ا خاله مگه رامین مسلمون نیست. خالمم كه فهمید منظورشو نفهمیدم خنده ای كرد و گفت نه خاله می خوام رامین ببرم ختنه اش كنم. می خوام ببرمش پیش همون دكتری كه تو رو ختنه كرد.منم كه اینو شنیدم یه ذره از خجالت قرمز شدم. بعدش خالم در حالی كه با پاهام بازی می كردیه دفعه شورتمو یه ذره بالا زد وقتی دید كش شورت رو رونم جا انداخته بهم گفت خاله چراانقدر شورت تنگ می پوشی بیضه هات درد نمی گیرن بعدش بدون اینكه منتظر جواب بشه گفت بلند شو وایسا جلوم ببینم خاله منم همین كارو كردم . خالم هم دوطرف شورتمو گرفت و شورتمو كشید پایین تا سر زانوهام و سر كیرمو كه حالا یه خورده دراز شده بود رو گرفت دستش بعد در حالیكه یه كم از بزرگی كیرم تعجب كرده بودبا خنده قشنگی گفت فرهاد خاله چقدر بزرگه البته تعجبی هم نداره نوزاد هم كه بودی دودولت از نوزادهای دیگه بزرگتر بودتوهم همسن حالای رامین من بودی وقتی ختنه كردیمت ولی خدا پدرشو بیامرزه چه خوب ختنه كرده ولی خاله حالا دیگه بزرگ شدی باید موهاشو بزنی بیا بریم حموم بهت یاد بدم منم ازخدا خواسته دنبالش رفتم حموم. هنوز صحنه لخت شدنش یادمه پیرهن سفیدشو كه دراورد زیرشیه سوتین سفید پوشیده بود كرستشو كه دراورد پستونای سفید و شیپوریش كه به شكل مخروط بودن و زیاد هم بزرگ نبودن افتادن بیرون . دامنشو كه دراورد دیدم یه شورت مشكی طوری با رنگ های قشنگی به لطافت بال سنجاقك كه فقط جلوشو می پوشوند و كنارش هیچی نبود پوشیده خیلی زود اونو هم دراوردرو كسش یه كم موداشت ولی انقدر لبه های كسش به هم كیپ چسبیده بودن كه انگار كس یه دختر 14 ساله است و هیچوقت نزاییده كس بهنوش كه هنوز یه دختر باكره بود و من گاهی تو خواب سراغش می رفتم و دامنشو بالا میزدم و شورتشو پایین می كشیدم و كسشو می دیدم به این باحالی نبود. خلاصه خالم بعداز اینكه من و خودشو شست واجبین درست كرد وبه كس خودش و به كیر من زدو كس خودش و كیر منو حسابی تمیز كرد. از حموم كه بیرون اومدیم وقتی اون لباساشو می پوشید من اعصابم خورد بود كه چرا نتونستم بكنمش. بعد یه دفعه خالم گفت خاله وقتی من اومدم داشتی شیطونی می كردی . گفتم چطور. گفتش اخه كیرت سیخ شده بود منم از فرصت استفاده كردم و بهش گفتم اره داشتم فیلم سوپر می دیدم اونم گفت ای شیطون بیا بریم منم ببینم چی داری منم بردمش وهرچی فیلم داشتم بهش نشون دادم اونقدر حشری شده بود كه با یه تكون خوابوندمشو لباساشو فوری دراوردم و خودم هم شورتمو دراوردم و خوابیدم روش كیرمو توكسش گذاشتم و فرو كردم انقدر تنگ بود كه به اسونی تو نمی رفت مجبور شدم پاهاشو بالا بگیرم واز هم وا كنم نمی دونید چقدر خالم اون موقع قشنگ شده بود درست مثل اهویی كه شكار شده و حالا هم لنگاش رو هواست خلاصه حسابی خالمو كردم و بعد از اینكه حسابی پستوناشو خوردم ابمو رو شیكمش خالی كردم . بعد از اینكه كارمون تموم شد دوتایی دوباره رفتیم حموم . این بود ماجرای سكس من و خالم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%db%8c%d9%87-%da%a9%d9%84%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174807</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.237 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 02:07:19 by W3 Total Cache
-->