<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>پشیمونم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%be%d8%b4%db%8c%d9%85%d9%88%d9%86%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 11:45:56 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>پشیمونم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>چه عشقی میکنن باحال وقتی کیر کلفت رو به زیر کشیدن</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Aug 2019 03:12:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استعداد]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[باریدن]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برسونه]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بیکاری]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درمورد]]></category>
		<category><![CDATA[درمیون]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رفیقام]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقونه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگترین]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونم]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میریزم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیهو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میکردم به یه دختر پیشنهاد فیلم سکسی دوستی دادم البته الکی بود پیشنهادم و داشتم سربه سرش میذاشتم ولی اون همون بود همون که همیشه التماس میکردم سکسی و از خدا میخواستم برسونه اون و.اره شاه کس نیمه ی گمشده ی من.21سالمه ولی رفتار و اخلاقم به 24 یا25 میخوره به همین کونی خاطر دوستام [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میکردم به یه دختر پیشنهاد فیلم سکسی دوستی دادم البته الکی بود پیشنهادم</h2>
<p>و داشتم سربه سرش میذاشتم ولی اون همون بود همون که همیشه التماس میکردم سکسی و از خدا میخواستم برسونه اون</p>
<h3>و.اره شاه کس نیمه ی گمشده ی من.21سالمه ولی رفتار و اخلاقم</h3>
<p>به 24 یا25 میخوره به همین کونی خاطر دوستام تو همون سنن.یه پسر اروم و با استعداد و به قول رفیقام</p>
<h4>با جنده مرام بیشتر اوقات ساکتم.اتفاقا شیرین هم25 سال داشت.بعد کلی</h4>
<p>چت و حرف دیدیم خراب همیم پستون تو همون روز اول چون نیمه ی هم بودیم و روز ازل به هم</p>
<h5>دل داده کوس بودیم.یادم نمیره بهار بود.شب که زنگ زد رفتم</h5>
<p>تو حیاط اخ چه صدای گرم و صمیمی ای داشت وقتی باهام حرف میزد چقدر ارومم میکرد.یهو دیدم یه اهنگ از هایده سکس داستان رو واسم خوند</p>
<h6>(سلام من به تو یار قدیمی منم همون ایران سکس هوادار قدیمی</h6>
<p>)نمیدونید چه حسی بود دوتامون اروم گریه میکردیم و نسیم بهاری ای هم که می وزید و به صورتم میخورد عاشقونه ترین لحظه ی عمرم و رقم زد.واسه فرداش قرار گذاشتیم. عصر کلی به خودم رسیدم و رفتم محل قرارمون بعد چند لحظه دیدم یه دختر اروم گفت اقا محمدرضا برگشتم جا خوردم یه دختر خیلی خوشگل بود اره شیرین بود بعد از احوال پرسی و خوش و بش پیشنهاد دادم که بریم قدم بزنیم اونم گفت موافقم.وای خدا ما دوتا اروم با هم قدم میزدیم با اینکه اولین قرارمون بود اما انگار صد سال که با همیم.تو اولین قدمامون نم نم بارون شروع به باریدن گرفت مثه اینکه اونم میخواست با ما شریک شه تو قشنگترین لحظه های زندگیمون.گفت که پزشک و با پدر و مادرش زندگی میکنه خونشونم بالا شهر بود اما یه ذره غرور تو وجودش نمیشد دید با یه چادر قشنگ و حالت معصوم.گفت تو اولین دقیقه ها بهت دلبستم چون نیمه ی منی.خدایی ام راست میگفت ما نیمه ی هم بودیم. زمان داشت میگذشت که متوجه شدیم غروب شده شیرین گفت رضا اجازه میدی برم خونه(دارم اشک میریزم الان)تعجب کردم اخه اون بزرگتر بود اما جوری احترام گذاشت که انگار10سال ازش بزرگترم.گفتم اره مهربونم. اروم بهم گفت با تمام وجود میپرستمت عشقم.گفتم منم همینطور صنمم(بت).دیگه باید میرفت دلم نمیومد بره اما چاره ای نبود.خداحافظی کردیم و از هم جدا شدیم.کارمون شده بود تلفن زدن و چت کردن با هم حتی گاهی اوقات مطب نمیرفت و با هم میرفتیم بیرون.خدایی اونم مثه خودم هات بود یه روز با هم تو خونه ی ما بودیم و داشتیم عشق بازی میکردیم و لبای همو میخوردیم دیگه داغ داغ شده بودیم بی اختیار شروع کردم به مالیدن سینه هاش بدجورد حشری شده بودم دیدم آی آی اونم شروع شد فورا تاپش و در اوردم و شروع کردم به لیسیدن بدنش که مثه گل لطیف بود اونم موهامو میکشید از شدت شهوت بعد شلوارشو در اوردم از نوک پاهاش و تا موهاش و بوسای کوچیک کردم اونایی که عاشق بودن میدونن من چی میگم.اون روز به همین بسنده کردیم چون قرار گذاشته بودیم تا بعد ازدواج سکس نکنیم.بعد از یه مدت گفت که رضا باید یه موضوعی و بهت بگم عشقم.گفتم بفرمایید خانومم.سرش و انداخت پایین دیدم شونه هاش داره میلرزه فهمیدم گریه میکنه گرفتمش تو بغلم تا اروم شه چقدر حس قشنگی بود خوشحال بودم که تکیه گاهشم.گفتم بگو یاس قشنگم حرفت و.گفت که قبلا یه بار ازدواج کرده و به این خاطر بهم نگفته چون میترسیده برم اما برخلاف فکرش گفتم اشکال نداره.جا خورد بعد یه لبخند زد و گفت دوست دارم گل یخم.یهو خنده اش و خورد و گفت که اما رضا اون هنوز طلاقم نداده ولی عملا از هم جدا شدیم اون تو شهرستان تو خونه ی پدر و مادرش و منم پیش پدر و مادرم یه لبخند زدم و گفتم نترس همه چی درس میشه.اون روز گذشت تا اینکه یه روز زنگ زد فهمیدم نگرانه گفت که شوهرش داره با پدر و مادرش میاد تهران واسه بردنش یخ کرد کل بدنم.به روی خودم نیاوردم بهش دلداری دادم ولی گفت پدرشم بهش دستور داده که برگرده باهاشون.اونا اون شب و اومدن ولی شیرین نرفت باهاشون فرداش با هم قرار گذاشتیم و ازش پرسیدم درمورد اتفاقات شب گذشته گفت که پسره جلو همه گریه کرده و گفته دیگه پشیمونم از بد رفتاریام این و که شنیدم داغون شدم حالم از خودم بهم خورد چون داشتم شیرین و ازش میگرفتم.دیگه یه کم سرد شده بودم باهاش نمیدونم چرا ولی دست خودم نبود نمیتونستم له شدن رقیبم و ببینم.اونا 2هفته ی بعد از شهرستان برگشتن دنبال شیرین.بهش گفتم دیگه نمیخوامت برو فکر کرد شوخی میکنم گفت خیلی لوسی اما&#8230; .وقتی دید جدی میگم بلند بلند گریه کرد اون التماس میکرد ولی من سنگ شده بودم اخه پای غرور و احساس یه مرد دیگه درمیون بود نمیتونستم اون و نادید بگیرم.لحظه ی خداحافظی از هم یه لب طولانی و عاشقونه گرفتیم وبا اشک خداحافظی کردیم.اره شیرین رفت. بعد چند وقت بهم زنگ زد و گفت که شوهرم مثه قبل نیست و دیگه بدرفتاری نمیکنه ولی هنوز دوست دارم رضا تا ابد عاشقتم گرچه تو دیگه من و نمیخوای.ولی اون خبر نداره که من به چرا رفتم کنار.مثه دیوونه ها شدم و تو خیالم عشق بازی میکنم باهاش و همدمم پاکت سیگارم شده و مقاله های فلسفه ای که مینویسم و کتاب نوشتن ولی عاشقونه دوسش دارم.امیدوارم اونا یه روز بدونن که قصر خوشبختیشون و رو ویرونه ی دل من ساختن.ببخشید بعد داستان سکسی مینویسم واستون.به نظرتون کارم درست بود؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175860</post-id>	</item>
		<item>
		<title>داره آرایش میکنه که کیر صاف میره تو کسش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b5%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b5%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Aug 2019 05:37:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانسل]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرد]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگی‌]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودفرداش]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دلایلی]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی‌]]></category>
		<category><![CDATA[زیباترین]]></category>
		<category><![CDATA[سالشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[قدیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[کردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[راستش منم یه بار با فیلم سکسی زن عموم سکس داشتم ولی‌ حوصله تعریف کردنشو نداشتم۲-اینکه داستان واقعیه لطفا فوش ندین۳-اینکه من آدم فراموش کاری هستم شاید سکسی تو داستان بعضی جاهاش درست یادم نیاد شاه کس پس در این مورد ازتون معذرت می‌خوام۴-اینکه من بلد نیستم داستانو با ابو تاب بگم کونی اونی که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>راستش منم یه بار با فیلم سکسی زن عموم سکس داشتم ولی‌ حوصله</h2>
<p>تعریف کردنشو نداشتم۲-اینکه داستان واقعیه لطفا فوش ندین۳-اینکه من آدم فراموش کاری هستم شاید سکسی تو داستان بعضی جاهاش درست یادم</p>
<h3>نیاد شاه کس پس در این مورد ازتون معذرت می‌خوام۴-اینکه من بلد</h3>
<p>نیستم داستانو با ابو تاب بگم کونی اونی که اتفاق افتاده رو میگم من اسمم جلیل الان۲۳ سالمه دانشجوی کامپیوترم.داستان برمیگرد</p>
<h4>به جنده 2سال پیش من یه زن عمو داشتم که اسمش</h4>
<p>زهره هست و ۲۲ سالشه عموم پستون هم 31 سالشه،من قبلا موبایل فروشی داشتم اون موقع خط داثمی حدودا قیمتش دورو</p>
<h5>ور400 تومن کوس بود واقتی‌ عموم با زن عموم نامزد کردن</h5>
<p>زهره بهش گیر داده بود واسش موبایل بخره بالاخره بد یه مدت عموم رو راضی‌ کرده بود اونم اومد به من گفت سکس داستان منم برداشتم یه</p>
<h6>خط قسطتی دادم بهش اینم بگم که زهره ایران سکس یه کوسیه</h6>
<p>واای نگو قد بلند اندامش نجیب پوستشم سفید سفید ماه خلاصه از اون اولشم یه جوری نگام میکرد نگاش خیلی‌ شهوت انگیز بود منم همینطور نگاش می‌کردم راستی‌ من قدم۱۷۸ وزنم هم ۷۰ چشممم سبز تعریف از خود نباشه قیافم در حد تیم ملی‌ نیست ولی‌ خوبه بد اون هر هفته یه بار به یه بهانه بهم اس‌ام‌اس میداد یا زنگ میزد مثلا میگفت بیا خونه ما رم گوشی رو بدم برام آهنگ بریز یا گوشی فلا ن جاش خرابه بیا درستش کن منم میرفتم اما خجالت می‌کشیدم گوشی رو میگرفتمو چون عموم هم خونه نبود سر کار بود جرات نمیکردم داخل خونه بشم آخه عموم از همون اول قلبش مشکی‌ بود بده چن ماه که گذشت یه روز بهم زنگ زد گفت آهنگ یکی‌ از خواننده‌های ترکیه رو می‌خوام بیا رمو بگیر برام پرش کن منم رفتم گرفتم وقتی‌ آوردم خونه دیدم از قصد از خودش چن تا عکس جیگر گرفته تا من ببینم اون فقط می‌خواست من بهش پیشنهاد بدم ولی‌ می‌ترسیدم با اون کارش مطمئ شدم منظورش دوستی هست.ولی‌ بازم بهش چیزی نگفتم.من یه خط دائمی داشتم که به دلایلی فرختمش به دوستم بد ۲ماه دوستم بهم گفت جلیل یه شماره‌ای هست هی‌ بهم اس میده منم اصلا فکرم به اونجا نرفت که این زن عموم زهره باشه آخه اون ۲-۳ماه یکبار اس‌ام‌اس میداد فک کردم از دوس دختری قدیمیم هست با یه ایرانسل زنگ زده! شمارشو از دوستم گرفتم بهش زنگ زدم برنداشت اس دادم من صاحب فلان خطم خودمو معرفی‌ کردم اون منو شناخت ولی‌ من نه خلاصه فقط با اس‌ام‌اس حال میکردیم منم به خیال خودم فک میکردم یه دوس دختر پیدا کردم بد۱۰ روز قرار گذشتیم منم ماشینو برداشتم رفتم سر قرار جلو آپارتمانی که گفت بود وایسادم گفتم بیا ببینمت بد اون گفت نمیاد بد جوری جوش آوردم می‌خواستم فحشش بدم که گفت باشه بیا داخل کوچه رفتم یه دفعه دیدم زن عموم از خجالت سرخ شدم دیگه نمیدونستم چیکار کنم ولی‌ از یه طرف دیگه خوشحال بودم که همین روزاست که بکنمش بد اون روز ۲ بار قرار گذشتیم با ماشین رفتیم بیرون راستش از همون اول زهره از عموم خوشه نمیومد به زور باهاش زندگی‌ میکرد چون از لحاظ قیافه و سنّ خیکی با هم تفاوت داشتند.بده ۴ روز باهاش از سکس و این حرفا گفتم بده هزار کلک راضی‌ شد یه روز که عموم سر کاره من برم خونه حال کنیم اون از خداش بود ولی‌ ناز میکرد که اینم طبیعی بود.فرداش زنگ زد گفت بیا با ۱۰۰۰جور ترس و فکری که تو مغزم میومد رفتم شهوت جلو چشمم رو گرفته بود رفتم ولی‌ نداد فقط یه لب داد اونام به زور من شاکی‌ شدم باهاش قهر کردم بعدا خودش زنگ زد گفت بیا رو که نیست سنگ پای قزوینه پا شدم رفتم با خودم قرصو اسپری نبردم الانم که الانه پشیمونم میگم چرا اون روز حتی یه قرصم نخوردم که جرش بدم.زنگو زدم رفتم بالا نشستم رو مبل نمیشد وقتو هدر داد عجله داشتم اومد جلوم وایساد گفت از جونم چی‌ می‌خوای منم برا این که ضایع نشه نازشو کشیدم گفتم تو زیباترین دختری هستی‌ که تا حالا باهاش دوس بودمو از این حرفا با شدم رفتم همینجور ایستاده بغلش کردم وای لبش چه خوردنی بود همینجور که داشتم ازش لب می‌گرفتم دستمو گذشتم رو کوسش از قبل هماهنگ کرده بودیم یه دامن بپوشه لباس زیرم نپوشه من زود کارمو بکنمو برم بعده این که لب گرفتیم دستمو گرفت برد اتاق خواب قبلا بهش گفته بودم قراره کسشو بلیسم یه کم سینه شو خوردم بد رفتم پایین چه کوسی‌ داشت کوچولو لبش داخل بودن اصلاح کرده بود شروع کردم به خوردم بد ۵دقیقه شروع کرد به خودش پیچیدنو اه اه کردن بلند منم از ترس صاحب خونشون با یه دستم دهنشو گرفته بودم باور نمیکنید اگه بگم انقد آب از کوسش اومد که ملافه خیسه آب شد انگار عموم سالی یه بارم نمیکردش بد گفت جلیل جون بکن منم بلا فاصله جلیل کوچولو(کیرم)دراوردم آروم گذشتم توش کیرم از شدت تنگی و حرارت داخل کوسش داشت میترکید اه آهش بلندتر شد منم که بدبختانه کمرم شلو وله بد ۱ دقیقه آبم اومد ریختم تو کوسدش بعدن هم ازم شاکی‌ شده بود چرا ریختی تو کوسم. یه بوس ازش گرفتمو زدم بیرون معلوم بود بازم تو کف بود سر کوچه که رسیدم زنگ زد گفت بیا بالا کارت دارم می‌دونم می‌خواست بازم سکس کنیم ولی‌ من دیگه از ترس نمیتونستم برم داخل بی‌خیال شدم اومدم خونه.یه هفته دیگه ۱میلیون ازم پول خواست که من مخالفت کردم سر همین قضیه رابطمون سرد شد تا الان که این داستانو نوشتم حتی اس‌ام‌اس‌هم به هم نزدیم.الانم داره از عموم طلاق میگیره،ای‌ کاش بازم باهاش سکس کنم آرزوم اینه.اگه داستانم جالب نبود شرمنده به بزرگی‌ خودتون ببخشید.یه بار دیگه میگم به قرآن حتی یک کلمه از این داستان دروغ نبود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b5%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175682</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آبدار شدن کس جنده خانوم به خاطر کیر کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jul 2019 09:22:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آخوندا]]></category>
		<category><![CDATA[آموزشی]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالفضل]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقاتی]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقش]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امنیتی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انشاالله]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تهدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادت]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتیم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[سربازای]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباستو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نصیحتم]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[هدایتش]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همکارش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یه خاطره بد افتادم که فیلم سکسی براتون بنویسم من باور می کنم چنین اتفاقاتی که می افته هرکه سربازی رفته هم باور میکنه هرکی هم باور سکسی نمی کنه بره بمیره یا وقتی آخوند شاه کس کونش گذاشت خودش باورش میشه گرچه من بر این باورم که آخوندا تا دسته کردن کونی تو کوون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یه خاطره بد افتادم که فیلم سکسی براتون بنویسم من باور می کنم</h2>
<p>چنین اتفاقاتی که می افته هرکه سربازی رفته هم باور میکنه هرکی هم باور سکسی نمی کنه بره بمیره یا وقتی</p>
<h3>آخوند شاه کس کونش گذاشت خودش باورش میشه گرچه من بر این</h3>
<p>باورم که آخوندا تا دسته کردن کونی تو کوون مردم ایران ولی خبر ندارن و هرکی از این کشور فرار کرده</p>
<h4>نجات جنده پیدا کرده از دست کیرشون.سال 88 من رفتم خدمت</h4>
<p>حالا مکانش به دلایل امنیتی بماند پستون من تو قسمت عقیدتی مشغول یه خدمت بودم یه حاج آقایی هم بودش فکر</p>
<h5>کنم 28 کوس یا 30 سالی میزد جوان بودش از آخوندای</h5>
<p>سرخ و سفید که شبیه روسا شایدم تخم روووس بود کس کش ، متاسفانه جای از کشور هم افتاده بودم که از سکس داستان شهرم مایلها فاصله</p>
<h6>داشتم. خوب راستش خوش گلی هم بد دردسریه ایران سکس اونای که</h6>
<p>سربازی رفتن و انشاالله وقتی رفتن میدونن که آدمای خوشگل چه دردسرای دارن البته از اینکه مورد توجه اند هم خودش یه امتیازه خوبیه مخصوصا برای مرخصی گرفتن خلاصه این حاجی کس مشنگ ما توی دفتر که بودیم اینقدر منو دوست داشت که دوست داشتنش بخوره تو سرش کاش صد سال سیاه دوست نداشت مادر قعبه همیشه بهم توجه داشت از هفت دولت آزادم کرد بود حتی یه بارم نه پست دادم نه هم &#8230;&#8230; و این از یه نظر خوب بود دوری غربت و خدای برام آسون کرده بود طوری که سربازا به من حسودیشون میشد ولی خدا رو شکر زیاد تو دید سربازای آسایش گاه نبودم همش پیش حاج آقا بودم توی مهمان سرا حاجی جووون ما اونجا میخوابیدم پیشش از وقتی باهم بودیم برام گپ از امام زمان و امام حسین و ابوالفضل میزد که الهی ابوالفضل بزنه به کمرش که دلو جونمو می خورد و فکر می کردم خدایش واقعا آدمه خوبیه گرچه من همیشه از آخوند جماعت بدم میومد ولی بخدا باور کنید اون موقع فکر می کردم ایتا بهترین آدمای زمین هستن تو سربازی هم خدایش همه از خداشونه که پیش آخوند یا قسمت عقیدتی باشن چون بهترین جایی هست که میشه خدمت کرد اونجا زیاد مسولیت نظامی نداری خصوصا اگه از پست دادن معاف باشی.بریم سر سکسمون تقریبا 1 ماهی بود بعد از آموزشی که رفته بودم سر یگان خدمتیم یه شب تو مهمان سرا حاجی جون مثل همیشه سر بحث فتوای اسلامی رو باز کرد البته قبلشم گفتم اینجوری هم نبود که همش حرف از دین بزنه شوخی هم می کردش مثلا در مورد زنا دوتایی حرفای سکسی میزدیم می خندیدم گه گاهی هم حرف از بچه بازی میزد خدای من تو بهر این چیزا هم نبودم همش فکر می کردم شوخیه و باهاش را ه میومدم تا بهمون خوش بگذره شدیم مثل دوتا دوست صمیمی تو فکر اینم نبودم که بخواد ازم سوء استفاده کنه خلاصه شب اومد تو اتاقی که من می خوابیدم واونشب گپ از ظهور امام زمان زدشوو از این کس شعرا بعدش رفتیم سر بحث سکس یه مشت کس شعر نصار هم کردیم من بهش گفتم حاجی چرا یه زن صیغه نمی کنی تو این شهر از تنهای در بیایی بهم گفت اگه اینکارو بکنم تو تنها میشی من به شوخی گفتم خوب پس منو صیغه کن ای خاک بر سر من که کاش این حرف به زبون نمی آوردم اونم از خدا خواسته منتظر این حرف بود که سر مساله رو باز کنه گفتش که خیلی وقته که تو فکر اینه که منو صیغه کنه منم باز با شوخی گفتم حاجی مگه میشه گفتش نشد نداره! منم گفتم باشه من صیغه شما و خندیدم بعدش حاجی رفت بیرون من تو فکر این بودم که به به چه شبی بود چقدر خندیدم چه باحاله که پس از 5 دقیقه دیدم یه نفر لخت وارد اتاق شد اول فکر کردم جن هستش چنان وحشت زده شدم که توفکر حاجی هم نبودم خوب هرکی بود بهت زده میشد شایدم غش می کرد یعنی می خواستم داد بزنم از ترس قلبم داشت بیرون میزد بله این حاجی جووون ما بود آنچنان کیر کشیده بود کیر نگو. کیر خر بگو شنیده بودم آخوندا تنها چیزی که دارن خودشونو کیرشونه ولی نه دیگه این کیر. روبروم ایستاد و گفت آقا سیتا لباستو در بیار منم مثل کسی که واقعا خر شده گفتم واسه چی انگاری می خواستم گریه کنم خودش اومد و لباسمو در آورد و گفتش باید خودم تمام کاراتو بکنم و منو لخت مادر زاد کردش بعدم به پشت منو خوابوند زبونم قفل شده بود بخدا هر کی جای من بود شاید ایست قلبی هم می کردش منو به شکم خوابوند خوابید روم و کیرشو گذاشت لای کونم تنها حرفی که زدن گفتم حاج آقا توروخدا اینکارو با من نکن گفتش چرا نکنم از چی می ترسی تو صیغه منی تو زنمی بهت هرچه هم بخوای میدم نترس خلاصه اینکه آنچنان تف چربو نرمی انداخت در کونم و با کیرش داشت هدایتش می کرد به سمت سوراخم اولی تیری که زد تو کونم انچنان تکونی بخودم خوردم و آخ کشیدم که زدم زیر گریه و گفتم کاش نمیومدم سربازی یاد صحبت دوستم افتادم که می گفت آدم تو خدمت باید مواظب باشه یا معتاد نشه یا کونی نشه و بیشتر باید مواظب کونش باشه. خلاصه نه توجه به دردم کرد نه توجه به گریه ام و سخت زیر بغلم رو گرفت و کیرشو از تو کونم در نیاورد و تکون نمی خورد شاید می خواست درد من خوب شه و همین طور هم شد کمی از درد اولیه ام کم شد ولی بازم سوزش داشت خلاصه آبشم ریخت تو کونم و همچنان حدود 10 دقیقه ای تو کونم نگه داشت بعد باورتو ن میشه شروع به تهدیدم کرد اگه در مورد این سکس پیش کسی بگم کلمو میکنه که از اینکه کون دادم هم بدتر باشه واقعا هم راست می گفت زور دست خودش بود می چلید براش هر کاری که بخواد بکنه همش تو فکر این بودم که از خدمت فرار کنم خلاصه این که تا صبح بیدار موندم از فکر کردن اصلا و ابدا باورم نمیشد حاج آقا چنین بلای سرم آورده اونم آخوند کسی که تو جامعه ما به چه دیدی بهش نگاه می کنن صبح اصلا از درد کیرش که رفته بود تو کونم اصلا نمیشد راه برم. پشت فرمان هم می نشستم درد داشتم آخه بار اولم بود کون داده بودم. تو دفتر عقیدتی هم که بودم واقعا ناراحت بودم برا همه هم واضح بود. یه پاسدار هم تو دفتر ما بودش براش تعجب بود که من چرا گرفته ام. شاید اونم مثل حاجی جون ما بودش از ظاهر مهربونش نمی فهمیدم چه خریه از همشون بدم میاد.باورتون میشه حاجی از این رو به او ن رو شده بود اخلاقش سگی شده بود اصلا محل نمی زاشت یه چیزی هم طلب کار شده بود به همکارش گفته بود که من بی ادبی کردم حتی پاسدار از خدا بی خبر اونم باهم دعوا کردش و خواست بهم اضافه خدمت بزنه ولی حداقل اینجا رو به لطف و مرحمت حاج آقا مارو بخشیدن بدترین روز عمرم بود شاید بعضیاتون بگین چرا گزارششو ندادم بخدا تو فکر این بودم ولی نمیشد اون کله گنده تر از اینا بودش. تازه یکی از دوستام هم میگفت که یکی هم مثل من تو خدمت کونش می زارن و بعد هم گزارش رد می کنه ولی بجای کسی که کونش گذاشته خودشو می فرصتن دادسرای نظامی و تبعیدش می کنن. تازه صد تهمت دیگه هم نثارش می کنن. خلاصه ساعات کاری که تموم شد با ماشین حاج آقا رفتیم مهمان سرا ظهرم باز روز از نو و روزی از نو. باز کونم گذاشت اینبار دیگه حرف نزدم بزار کارشو بکنه. خلاصه اون هوای منو هم داشت سه هفته بعدش یه مرخصی 20 روزه بهم داد وای خیلی خوشحال شدم واقعا تنها چیزی بود که لازم داشتم انگاری حاجی کوس کشه نقطه ضعفمو تو مرخصی فهمید چون واقعا خوشحال شدم وقتی برگه مرخصی رو بهم داد اونم 20 روز که محاله تو خدمت به کسی اینقدر مرخصی بدن بعد از کلی نصیحت و گوش زد و تهدید حاجی کونی ما رفتیم مرخصی تو مرخصی که بودم با یکی از دوستم یه بار که داشتیم مشروب میزدیم. از بس دلم درد می کرد بهش گفتم و گفتم که دیگه نمی خوام خدمت برم. اونم کلی نصیحتم کرد گفت مگه دیونه شدی شاید بلای سر خودت و خانوادت بیارن. گفت من اگه جای تو بودم ازش استفاده می کردم اینجاروو. باورتون نمیشه اونشب دوستم هم کونم گذاشت گفت می خوام کونتو ببینم چه بلای سرش اومده و با اصرار زیاد گذاشتم. مست هم کرده بودیم هی دست می کشیدو یخ می کشید لای کونم بعدشم اومد منو کرد. بخدا اصلا برام دیگه مهم نبود حتی خودشم بهم پیشنهاد داد که بکنمش ولی من نکردمش حالا پشیمونم که چرا نکردمش تا فردا نقطه ضعفی ازم داشته باشه ولی اون پسر خوبیه بابت اینکه اون منو کرد اصلا ناراحت نیستم. خلاصه اینکه من تو خدمت سعی کردم با حاجی کونی کنار بیامو بهش کون بدم در عوض اونم منو تامین کنه از هر لحاظ باور کنید تو این مدت من حدود 5 ملیون بابت کوون دادن کار کردم تشویقی گرفتم و حتی چندین بار باهم جنده آوردیم تو مهمان سرا ولی راحت نمی شد اینکارو کرد حاج آقا کونی نژاد یه بچه باز به تمام معنا بود کون منو به جنده ترجیح میداد. حالا هرکی باور میکنه که هیچ و هر کس کشی که می گه آخوند اینکارو نمیکنه بره خدمت حضورا سکس از کون با کیر آخوند و تجربه کنه. اگه کم و کسری تو نوشتم بود به دلیل بعضی مسائله که نباید گفته میشد خلاصه از حقیقتی بود که براتون گفتم امیدوارم که مواظب خودتون باشین و دچار چنین سرنوشتی نشین گرچه اگه گیر آخوند یا امثال اونا افتادین دیگه خودتونو بسپرین دست تقدیر چون نمیشه کاریش کرد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175208</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی عاشق دادن شده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%b4%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%b4%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jul 2019 08:04:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهه]]></category>
		<category><![CDATA[اشکامو]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونروزم]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[باشهولی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بلهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[بوددوباره]]></category>
		<category><![CDATA[بودفرداش]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرش]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبا]]></category>
		<category><![CDATA[بودمثل]]></category>
		<category><![CDATA[بودمولی]]></category>
		<category><![CDATA[بیحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلی]]></category>
		<category><![CDATA[جزییات]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[حسودیم]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرمم]]></category>
		<category><![CDATA[خونهبه]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دارماز]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتماز]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شدرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شدماول]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخنده]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفم]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میدارم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میریزن]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبه]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نازشون]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداز]]></category>
		<category><![CDATA[نبودولی]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نیستبا]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نمیخوام سکسمو با جزییات تعریف فیلم سکسی کنم.وگرنه هیشکس با پشت کردنش ارضا نمیشه&#8230;در آخرم اینکه من بازم میگم منم گناهکار بودم.بریم ادامه داستان&#8230;&#8230;وقتی برگشتم خونه خیلی سکسی خسته بودم.ناهار نخورده خوابیدم.شب حواسم به هیچکس شاه کس نبود همش به اونروز فکر میکردم.به خواهرمم چیزی نگفتم&#8230;صب شد.رفتم مدرسه.تو کلاس اصلا حواسم به کونی معلم نبود.از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نمیخوام سکسمو با جزییات تعریف فیلم سکسی کنم.وگرنه هیشکس با پشت کردنش ارضا</h2>
<p>نمیشه&#8230;در آخرم اینکه من بازم میگم منم گناهکار بودم.بریم ادامه داستان&#8230;&#8230;وقتی برگشتم خونه خیلی سکسی خسته بودم.ناهار نخورده خوابیدم.شب حواسم به</p>
<h3>هیچکس شاه کس نبود همش به اونروز فکر میکردم.به خواهرمم چیزی نگفتم&#8230;صب</h3>
<p>شد.رفتم مدرسه.تو کلاس اصلا حواسم به کونی معلم نبود.از یه طرف به لذت دیروز فکر میکردم از طرفی گناهی که کردم.بیچاره</p>
<h4>خواهرم!!ظهر جنده کلاس نداشتم.با سرویس برگشتم خونه.ناهار خوردم.داشتم درسامو میخوندم که</h4>
<p>لیلا آماده شده بود بره بیرون.پرسیدم پستون کجا میری؟گفت با علی قرار دارم میریم بگردیم.همون لحظه مامانم اومد گفت کجا میری</p>
<h5>لیلاجان؟لیلا گفت کوس میرم خونه دوستم مامان&#8230;نمیدونم چرا بهش حسودیم شد!!!احساس</h5>
<p>خیلی بدی بود..درسمو که تموم کردم رفتم حموم.یه حسی بهم میگفت قراره فردا چه اتفاقی بیفته اونلحظه خیلی دوس داشتم لذت گذشته سکس داستان رو بچشم&#8230;حسابی خودمو</p>
<h6>اصلاح کردم.تمیزه تمیز شدم..از حموم که اومدم بیرون ایران سکس یه شرت</h6>
<p>و سوتین بنفشه توری پوشیدم. یه تاب سفید که نازکم بود تنم کردم&#8230;صب دوباره رفتم مدرسه اونروزم کلاسه فوق العاده داشتم.از مدرسه که برگشتم دیدم بعللللله آقا وایساده جلو در منتظره بنده.من اولش خودمو زدم به اونراه که مثلا ندیدمش!!وقتی بوق زد برگشتم نگاش کردم.یکم با تردید سوار ماشین شدم.اول اون سلام کرد :سلاام عزیزم حالت خوبه؟بهتری؟!گفتم مرسی لیلا کجاست؟گفت تا عصر کلاس داره(لیلا دانشجویه)گفتم چیزی که بهش نگفتی؟!خندید گفت اگه میگفتم که الان نه من زنده بودم نه تو!!بازم رفتم تو فکر کااااملا میدونستم کارم اشتباهه ولی شیطون بهم غلبه کرده بود&#8230;دوباره رفتیم خونشون.ایندفعه واسم قهوه آورد!با خنده پرسیدم خواب آور نداره توش؟؟اونم با خنده گفت نه عزیزم دیگه نیازی نیست&#8230;با این حرفش یکم دلخور شدم.باورم نمیشد به این راحتی تسخیرم کرده باشه..ولی بهرحال دیگه فرقی نمیکرد چون من تو خونش بودم&#8230;20 دقیقه گفتیمو خندیدیم.تا اینکه بهم گفت روسریتو در بیار هوا گرمه(میدونستم چی تو سرشه)خودمو زده بودم به اون راه.(آخه میدونین من خیلی دوس دارم تو سکس طرفم منتمو بکشه.با اینکار واقعا لذت میبرم)واسه همین اومد طرفم تو چشام خیره شد گفت:کاش چشای همسره آیندم(منظورش لیلا بود.)مثل تو خمااار بود&#8230;واقعا عاشقه لیلا بود ولی نمیدونم چرا اینکارارو میکرد.تقصیره لیلا بود که هیچوقت تامینش نکرد.هربار میپرسیدم لیلا چرا تو ارضا شدنش بهش کمک نمیکنی؟چرا تامینش نمیکنی؟لیلا همیشه تو جواب بهم میگفت:چون تا قبل از عقد تعهدی نسبت بهش ندارم.میگفت همین لبیم که بهش میدم از سرش زیادیه!!بعد از اینکه علی اون جملشو گفت.یه لبخنده شیطنت آمیزی زدمو سرمو انداختم پایین!با اینکه 2 روز پیش باهاش سکس داشتم ولی بازم ازش خجالت میکشیدم..یکم دیگه نزدیک شد گفت رها؟گفتم بله؟گفت تو اندامت واقعا قشنگه چرا نمیری مانکن بشی؟؟هیچی نگفتم.دستشو گذاشت رو سرم روسریرو با کف دستش کشید عقب.روسری افتاد رو شونم.البته گره خورده افتاد رو شونم!!بعد آروم آروم دستشو میکرد تو موهام نازشون میکرد.دهنشو نزدیکه گوشم کردو تو گوشم نفس میکشید.یواش یواش حرف میزدو از طرفی دستشو برد زیر کمرم منو خوابوند زمین.همونطود خودشم خوابید روم.هنوز تو گوشم نفس میکشید.من تحریک شده بودم!سرشو آورد بالا پیشونیمو بوس کرد.بعد بترتیب چشامو بوسای ریز میکرد.رو دماغمو.لپامو.رسید به لبام.یکم نگام کرد بعدش لباشو گذاشت رو لبام.با تمام قدرت داشت میک میزد.ولی من هیچ حرکتی نمیکردم.لباشم نمیخوردم.فقط دراز کشیده بودم!با یه دستش گره روسریرو باز کردو پرتش کرد اونور.بعدش شروع کرد که گردنمو بخوره یهو نمیدونم چی شد گفتم علی بسه من نمیخوام.!تعجب کرد گفت قول میدم بهت خوش بگذزه نگران چیزی نباش.گفتم لیلا!!گفت اااااااااااااه لیلا نمیفهمه!هیچی نگفتم چشاش یکم قرمز شده بود.با خشونت عجیبی نگام میکرد.یکم ترسیده بودم!گردنمو خور د رسید به سینه هام که سایزش 80.(همیشه تو مدرسه به اندامم حسودی میکردن.دوستم مریم همیشه میگه کاش من پسر بودمو تورو میگرفتم!!)بازم نمیخوام با جزییات بگم.بعد از اینکه مانتو شلوارمو در آورد.شلوار خودشم در اورد.با شرت بود.کیرش زیاد بزرگ نبود.ولی معلوم بود تحریک شده.چون به طرفه بالا اومده بود!!!!بگذریم شرتمم با اکراه من در آوردو باهام بازی میکرد.با جلوییم.با سوراخه پشتیم..ولی هربار بعد از این کاراش دوباره سینه هامو میخورد.انگار میخواست از فرصت استفاده کنه&#8230;!بگذرم بازم مثل اونروز کیرشو گذاشت توسوراخه پشتیم آروم فشار داد.یکم دردم اومد.بعدش یهویی همشو کرد تو من از درد یه جیغ بلندی کشیدم.گفت یواااااااااش الان همسایه ها میریزن اینجا.منم دیدم نمیتونم داد بکشم گریه کردم گفتم علی جونه لیلا درش بیار.با عصبانیت گفت جونه اونو قسم نده من کارمو میکنم.ولی تکونش نمیداد همونجوری انگار که مرض داشت نگهش داشته بود تو پشتم&#8230;.با گریه گفتم تروخدا دارم میسوزم قبلن اینجوری نبود.درد نداشت 2 روز پیش..!هیچی نگفت شروع کرد به تلمبه زدن.داشتم میمردم.که ارضا شد نامردی نکردو آبشو ریخت تو پشتم..من تا اونموقع دوبار ارضا شده بودم بعد از اینکه درش آورد با بیحالی دراز کشید کنارم اشکامو پاک کرد گفت ببخشید.هیچی نگفتمو با شدت بیشتری گریه کردم.گفت تروخدا ببخشید غلط کردم.!بازم هیچی نگفتم.اخلاقم اومده بود دستش.بالاخره دوسال با لیلا بود!!!!!بعدش یه دسمال کاغذی آوردو پاکم کرد لباسامو پوشیدمو اماده برگشتن شدیم..باورم نمیشد 2 ساعت اونجا بودم..لذت عجیبی بود انگار تخلیه شده بودمو بیماریهامو دور ریخته بودم.ولی هنوزم میترسیدم لیلا بفهمه.!علی تو راه نگه داشت یه رانی خرید گفت بخور جون بگیری(باخنده) مم گفتم نگه میدارم تو خونه میخورم زود باش راه بیفت که دیره.گفت اااااااای به چشم خواهرزن خودم!!!رسیدیم سره کوچه پیاده شدم خدافظی کردیم رفتم خونه.کسی خونه نبود&#8230;شب وقتی گوشیه لیلا زنگ خورد دیدم شماره علیه.جواب دادم گفتم لیلا دسشوییه صب کن الان میاد.گفت چشم عزیزه دلم&#8230;لیلا اومد گوشیو دادم بهش گفتم علیه.خودمم رفتم اتاقم تا بخوابم.نباید مشکوک رفتار میکردم..شب خوابیدم.چن هفته بعدش شد.علی دیگه نیومده بود جلو مدرسه&#8230;لیلا میگفت علی هفته بعد میخواد با خونوادش بیاد خواستگاریه رسمی.هرررری دلم ریخت.سر درد گرفتم ولی با آرامش بهش گفتم ایول.مبارکه عروس خانم&#8230;دیگه علی رو فراموش کرده بودم.شبش خوابیدم تو خواب دبدم بابام(وقتی چهارم ابتدایی بودم از دستش دادم)اومد و یه سیلیه محکم بهم زد.بهم گفت برای خودم متاسفم که همچین دختری دارم.از خواب پریدم میدونستم چرا اون سیلیو بهم زد.حقم بود!!فرداش تو کلاس همش به خواب دیشبم فکر میکردم.برگشتم خونه.به همه سلام کردم(2 تا داداشام.مامانم.لیلا)روزه تعطیلی بود که همشون خونه بودن..اون شب شبه لیله الرغایب بود.ینی شب آرزوهاااا&#8230;سر نماز کلی دعا کردم.توبه کردم.اشکام مثل سیل میریخت رو گونه هام.تو بهار خواب بودم کسی نبود که مزاحمم بشه..از بابام معذرتخواهی کردم.انقد گریه کردم که مطمئن شدم خدا بخشیدتم&#8230;از اون شب به بعد دیگه با هیشکی نبودم که بخوام سکس داشته باشم!!هفته ی بعدش که علی با داداشم دوباره حرف زد که بیاد واسه خواستگاری ولی داداشم قبول نکردو گفت اصلا.!لیلا اولش ناراحت بود ولی به طرزه خیلیییییییییی عجیبی علی و فراموش کردو همه یادگاریاشو پس داد و قسمش داد از زندگیش بره بیرون&#8230;علی حرفی راجع به من نزدو بعداز چن هفته که دید لیلا جوابشو نمیده گورشو گم کرد&#8230;منم تازگیا خواب دیدم که بابام داره میخنده و خوشحاله&#8230;از خدا واقعا ممنونم که علی واسه همیشه از زندگیمون رفت بیرون و لیلا هم هیچوقت چیزی از موضوعه منو علی نفهمید..بازم خدارو شکر میکنمو به همتون میگم:صدبار اگر توبه شکستی باز آی.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%b4%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175016</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن جنده   گایید و کرد  شوهرو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 May 2019 03:47:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آزمایش]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهمو]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[التحصیل]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[اووووم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاس]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبه]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بچرخیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمت]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادم]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوراکی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روناشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عضلاتم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارخونه]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مساعده]]></category>
		<category><![CDATA[مشکیشو]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منفیلم]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[می‌برد]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادمو]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌رفت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کرد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میلیون]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبینی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[هرکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یه شرکت خیلی بزرگ دوره فیلم سکسی میدیدم. یه روز مهندس دبیرم ازم خواست که به یه کارخونه برم. همه دستگاه‌ها خارجی بودن و تعمیر و نگهداری‌شون سکسی واقعا سخته. خلاصه رفتم اونجا و صاحب شاه کس کارخونه کلی تحویلم گرفت. منم خانوادم از طبقه مرفه جامعه هست و وضع مالی مون کونی خیلی خوبه. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>یه شرکت خیلی بزرگ دوره فیلم سکسی میدیدم. یه روز مهندس دبیرم ازم</h2>
<p>خواست که به یه کارخونه برم. همه دستگاه‌ها خارجی بودن و تعمیر و نگهداری‌شون سکسی واقعا سخته. خلاصه رفتم اونجا و</p>
<h3>صاحب شاه کس کارخونه کلی تحویلم گرفت. منم خانوادم از طبقه مرفه</h3>
<p>جامعه هست و وضع مالی مون کونی خیلی خوبه. با مسئول رفتم تو سالن. 24 تا دستگاه داشتن که اوضاعشون اصلا</p>
<h4>خوب جنده نبود. دوتا از دستگاه‌ها دونفر نشسته بودن رفتم جلو</h4>
<p>تر دیدم دو تا دختر با پستون هم نشستن سنشون به 21 یا 22 می‌خورد. مهدیس و حدیث. دوست بودن باهم.</p>
<h5>یه هفته کوس ای گذشت و کم کم با همشون آشنا</h5>
<p>شدم. چندبار با مهدیس حرف زده بودیم اما زیاد تحویل نگرفت! گفتم اگه من تو رو رام نکردم شلوار زن پامه. سکس داستان یه ماهی گذشت</p>
<h6>و مشغول بودم اونجا. ساعت 5 شیفت بچها ایران سکس تموم میشد.</h6>
<p>من که دستگاه هارو سر و سامون میدادمو هر وقت میخواستم میرفتم. اصلا به حقوق اونجا نیاز نداشتم اما صاحب کارخونه ماهی دو میلیون و 200 هزار می‌ریخت به حسابم. چون قبل از من هر دستگاهش بخاطر خرابی دو سه روز میخوابید. یروز من نرفتم سر کار. اونموقع یه اسپورتج سفید داشتم و داشتم خیابونا رو بالا پایین میکردم دیدم اوهووو ون سرویس خانوما از جلوم رد شد و مهدیسو پیاده کرد. ون سرویس که رفت رفتم بغل دستش و گفتم خیر باشه خانوم مغرور از این ورا. گفت خونمون اینجاس آقا بردیا. گفتم اهااا. گفت اوهوووم. دیدم به به لاش باز شد. گفتم خب میای بریم یه دوری بزنیم؟ گفت نه. گفتم بیا بریم حالا یکم بچرخیم حوصله‌مون سر رفته. یکم که نه خیلی ناز کرد اولش بعدش اومد نشست صندلی جلو بغل دستم. وای تونستم خوب اندام شو ببینم قدش میشه گفت 170 کمرش باریک و اندام خیلی خوبی داشت. چیزی که بیشتر از همه چشممو گرفت سینه هاش بود. دروغ نگم 75 بود منم که عاشق 75ام. آقا انقد نگاهش کردم یدفعه گفت تو گلوت گیر نکنم. به خودم اومدم. خاک تو سرم. همینجوری داشتیم میچرخیدیم از جلو سینما رد شدیم. خودش گفت بریم سینما. با تعجب گفتم بریم. رفتیم و نشستیم تا فیلم شروع شه. این دختر کلی خوراکی خرید همرو هم به حساب من.فیلم آس وپاس شروع شد. یکم از فیلم گذشت یهویی بیخ گوشم زمزمه کرد چرا فیلمو نمیبینی. انگاری فکرمو خونده بود دستمو گذاشتم رو دستش. با تعجب نگاهم کرد. مثلا جاخورده. خخخ. یکم نگاهش کردم دیدم چشماش خمار شد. آروم آروم سرمو بردم نزدیکش و لبامو گذاشتم رو لباش. اولش بی حرکت بود اما چندثانیه بعدش نرم شد و همراهیم کرد. جدا شدم ازش اما بازم چشاش خمار بود. گفتم صبر کن تا فیلم تموم شه. یهو دستمو فشار داد. میدونستم دلش میخواد باهام باشه. فیلم که تموم شد اومدیم بیرون و نشستیم تو ماشین رفتم سمت خونه خودم. گفت کجا میری؟ گفتم میریم خونه من. خدایی اولش ترسید. گفت نه من میرم خونه. گفتم به من اعتماد نداری؟ گفت چرا دارم. گفتم پس بشین. رسیدیم خونه. ساعت 7 شده بود. به مادرش زنگ زد و گفت من خونه الینا دعوتم یکی دو ساعت دیگه میام. رفتیم تو و نشست رو مبل. معلوم بود مضطربه. رفتم تو آشپزخونه گفتم چی میخوری؟ گفت چیزی نمیخورم الان کلی هله هوله خوردیم. گفتم خب حالا وقت بگذره یچیزی بخوریم. گفت اگه زحمت نمیشه قهوه. گفتم اوکی. قهوه‌ساز و روشن کردم و دوتا فنجون قهوه با شیر و شکر. کیکم گرفته بودم آوردم. خونه خودم بود و جدا بودم از خانوادم. خدایی همشم با زحمت خودمه. قهوه که تموم شد گفتم مهدیس؟ گفت بله. گفتم تو سینما اگه کاری کردم که ناراحت شدی معذرت میخوام قصدمم از آوردن تو به خونه خودم این بود که خواستم جبران کنم اشتباهمو یهو انگشتشو گذاشت رو لبام و گفت هییسس من اصلا دلخور نیستم. دوباره دیدم چشاش خماره. چسبیدم به لباش. اونم تا نفس داشت همراهیم می‌کرد. شالشو از سرش در آوردم و خودش گیره موهاشو باز کرد. موهای خرمایی رنگ و لختش تا کمرش بود. انقد لب گرفتم ازش که دیگه عین موم تو دستم بود. گردنشو خیس کردم. بوی ادکلن لالیکش مستم می‌کرد. دکمه اول مانتوشو باز کردم خیره شد بهم. اونم دکمه پیرهن منو باز کرد. مانتو شو در آوردم. زیر پوششم خودش در آورد پیرهن منم همینطور. بلند شد و افتاد رو من. دستشو می‌کشید رو سینه و شکمم. از دیدن عضلاتم کیف می‌کرد. اومد جلو دوباره لب تو لب شدیم. دستمو بردم و از پشت بند سوتين مشکیشو باز کردم سینه هاش دقیقا همونی بود که فکر میکردم. 75 نوک قهوه ای. نوبتی میخوردمشون و میمالوندم. اهههههش شهوتی ترم می‌کرد. از جام بلند شدم بغلش کردم بردمش رو تختم. خیمه زدم روش. انقد خوشبو بود که از خوردن سینه و گردنش سیر نمی‌شدم. اومدم پایین‌تر که رسیدم به شلوارش. آروم از رو شلوار روناشو مالش دادم و ازش لب می‌گرفتم. دیگه فهمیدم که اوضاع مساعده آروم دستمو گذاشتم رو کصش. یجوری لرزید انگار برق گرفتش. یواش یواش مالوندم واسش صدای آه و ناله مهدیس اتاقو پرکرد. دستمو از زیر کمرش بردم و شلوارشو کشیدم پایین. شرت خوشگلشم بوی تنشو میداد. از رو شرت دستمو بالا پایین کردم و لباشو میبوسیدم. انقد لذت می‌برد که میپیچید تو خودش. دستشو آورد جلو و دکمه شلوارمو باز کرد خودم شلوارمو کندم و آقا جهان عین دسته کلنگ سفت و محکم ایستاده بود. دستشو می‌کشید روش و من دلم ضعف می‌رفت. اومدم پایین از تخت و سرم بردم لای پاهاش. اووووم هیچ وقت یادم نمیره تن و بدنش چه عطری داشت. رونای بلوری شو با زبون خیس کردم و همینجور رفتم پایین تا رسیدم کص کلوچه ایش. زبونمو انداختم لاش. خیس خیس بود. شرتشم در آوردم کص صورتیش حتی یه مو هم نداشت. یعنی کل تنش مو نداشت. عاشقش شدم انصافا. چوچولشو مک میزدم و لیس میزدم. دستشم تو دستم بود. انقد بهش حال دادم که داش از هوش میرفت. گفتم بی انصاف پس من چی. خندید و اومد پایین جلوم زانو زد. آقا جهان و آورد بیرون از تو شرتم. میزون 22 سانته. کردش تو دهنش. این دختر انقد دندون زد که از حرفم پشیمونم کرد. خندیدم و گفتم بشین رو تخت. نشست لبه تخت و پاهاشو داد بالا. جهانو گذاشتم دم کصش و بالا پایین کردم. آوردمش پایین‌تر و گذاشتم دم سوراخ کونش. یکم فشار دادم که گفت نه نه. گفتم چیه چیشده؟ گفت از عقب نه. گفتم انقد منو حشری کردی که لاپایی بهم بدی؟ گفت بکن تو کصم. چشام گرد شد یهویی. گفتم مگه تو دختر نیستی؟ من که نمیخوام بگیرمت که پردتو بزنم. گفت حلقوی‌ام نگران نباش. گفتم دروغ که نمیگی؟ قبلا سکس داشتی حتما روت نمیشه بگی؟ گفت دیوونه اصلا به عمرم ندادم به کسی. نامزد بودم رفتیم آزمایش گفتن حلقوی‌ام. اما بهم خورد نامزدیم. گفتم باشه.به شکم خوابوندمش و آوردمش لبه تخت گفتم پاهاشو بذاره زمین. همین کارو کرد. کیرمو با تردید گذاشتم دم کصش و فشار دادم که جیغ کشید. ترسیدم. معلوم بود نداده چون واقعا تنگ بود. آروم آروم کردم توش خون نیومد دیدم داره چنگ میزنه به رو تختی. هنوز ده سانتشم نرفته بود که کمرش قرچ صدا داد. اوه اوه این دیگه عشق خودمه. خیلی آروم عقبو جلو کردم. فشار که میدادم جیغ میزد. کشیدم بیرون و رفتم ژل روان کننده اوردمو زدم سر جهانم و دوباره کردم تو. این دفعه راحت تر رفت و جیغ مهدیس دیگه شده بود آه و ناله. 5 دقیقه تلمبه زدم توش. سرپا خسته شدم درش آوردم رفتم رو تخت. خوابوندمش به بغل خودمم خوابیدم پشتش پاشو دادم بالا و دوباره کردم توش. انقدی که این دختر بهم حال میداد با هیچکس حال نکردم. در گوشش زمزمه میکردم اخخ دختر تو چقد خوبی عشقم تو از همه بهتری. یدونه‌ای مهدیس عاشقتم. اونم با کمرش موج میداد و کیرم بیشتر میرفت تو هرچند نصفش بیرون بود. آروم زمزمه می‌کرد بردیا اااخ آه آهههههههه. این آهو گفت دلم ضعف رفت و محکم تر میزدم تو کص تنگش. 5 دقیقه زدم همینجوری یهو آب کصش پاشید و ارضا شد. برش گردوندم و به شکم خوابوندمش یه بالش گذاشتم زیر شکمش و دوباره کردم توش. ایندفعه نصف بیشتر جهانمو میکردم تو کص کلوچه‌ای عشقم. دستم دو طرفش بود و میکوبیدم توش. دیگه عین خیالم نبود دختره اول بارشه. تا دسته میزدم. مهدیس رو تختی رو گاز میزد و صداش دیوونه ترم می‌کرد. در آوردم از کصش و بلندش کردم و به پشت خوابوندمش بالشو گذاشتم زیر سرش. کیرمو دوباره کردم تو عشق کلوچه‌ایش و تلمبه زدم. همون جوری خیمه زدم روش و لباشو میخوردم. اونم دستاشو حلقه کرد دور گردنمو تو گوشم آه و ناله می‌کرد. کمرم که کمر نیست آهنه. گفتم عشقم تعویض جا کنیم. همونجوری کیر تو کص بلندش کردم و جابجا شدیم. من خوابیدم زیر. انقد توش کوبیدم که جونم در اومد که دوباره آب کصش روون شد. منم دیدم داره آبم میاد بغلش کردم و کیرمو تا آخر میزدم تو کص خوشگلش. گفتم داره آبم میاد. هیچی نگفت منم نتونستم کنترل کنم و تا تخمام فشار دادم تو کصش و تمام آبمو ریختم توش. جیغ کشید و بی حال شد تو بغلم. یذره که حالم جا اومد فهمیدم چه گندی زدم. دختر بیچاره اول بارش بود منم 22 سانتو تا خایه جا کردم تو کصش. زدم تو سرم. نگاهش کردم انقد خوشگل بود که حد و حساب نداشت. لباشو بوسیدم و خوابیدیم تو بغل هم. با تکون خوردنش چشمام باز شد. اصلا نمیتونست راه بره. ساعت 11 شب بود و مدام بهش زنگ میزدن از خونش. خواست دوباره بلند شه که پاهاش میلرزید و افتاد زمین. سریع رفتم بلندش کردم و بردمش حموم. با کیسه و آب گرم کمرشو ماساژ دادم. چشمم به کص باد کرده‌ش افتاد. پشیمون شدم. خلاصه یه داستان سر هم کرد با دوستش و اون شب بخیر گذشت. بدتر اینکه بعد فهمیدم حامله شده. اما اونم بخیر گذشت. الان هرکدوم زندگی خودمونو داریم و عین دوستای معمولی هستیم باهم.یه سال و نیم پیش بود عروسش که منم رفتم و براش آرزوی خوشبختی کردم. چند روز پیش فهمیدم بچه دار شده با شوهرش. ببخشید طولانی شد اما خواستم چیزی از قلم نیوفته. بدرود.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173634</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده سیاه و کیر من تو کس خیسش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Apr 2019 23:45:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آزمایش]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهمو]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[التحصیل]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[اووووم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاس]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبه]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بچرخیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمت]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونم]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادم]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوراکی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روناشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عضلاتم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارخونه]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مساعده]]></category>
		<category><![CDATA[مشکیشو]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منفیلم]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[می‌برد]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادمو]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌رفت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کرد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلیون]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبینی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[هرکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/kidxYjizDSVYU51a5B9S4w/002/290/742/1280x720.2.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده سیاه و کیر من تو کس خیسش" title="جنده سیاه و کیر من تو کس خیسش" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>یه شرکت خیلی بزرگ دوره فیلم سکسی میدیدم. یه روز مهندس دبیرم ازم خواست که به یه کارخونه برم. همه دستگاه‌ها خارجی بودن و تعمیر و نگهداری‌شون سکسی واقعا سخته. خلاصه رفتم اونجا و صاحب شاه کس کارخونه کلی تحویلم گرفت. منم خانوادم از طبقه مرفه جامعه هست و وضع مالی مون کونی خیلی خوبه. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/kidxYjizDSVYU51a5B9S4w/002/290/742/1280x720.2.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده سیاه و کیر من تو کس خیسش" title="جنده سیاه و کیر من تو کس خیسش" decoding="async" /></p><br />
<h2>یه شرکت خیلی بزرگ دوره فیلم سکسی میدیدم. یه روز مهندس دبیرم ازم</h2>
<p>خواست که به یه کارخونه برم. همه دستگاه‌ها خارجی بودن و تعمیر و نگهداری‌شون سکسی واقعا سخته. خلاصه رفتم اونجا و</p>
<h3>صاحب شاه کس کارخونه کلی تحویلم گرفت. منم خانوادم از طبقه مرفه</h3>
<p>جامعه هست و وضع مالی مون کونی خیلی خوبه. با مسئول رفتم تو سالن. 24 تا دستگاه داشتن که اوضاعشون اصلا</p>
<h4>خوب جنده نبود. دوتا از دستگاه‌ها دونفر نشسته بودن رفتم جلو</h4>
<p>تر دیدم دو تا دختر با پستون هم نشستن سنشون به 21 یا 22 می‌خورد. مهدیس و حدیث. دوست بودن باهم.</p>
<h5>یه هفته کوس ای گذشت و کم کم با همشون آشنا</h5>
<p>شدم. چندبار با مهدیس حرف زده بودیم اما زیاد تحویل نگرفت! گفتم اگه من تو رو رام نکردم شلوار زن پامه. سکس داستان یه ماهی گذشت</p>
<h6>و مشغول بودم اونجا. ساعت 5 شیفت بچها ایران سکس تموم میشد.</h6>
<p>من که دستگاه هارو سر و سامون میدادمو هر وقت میخواستم میرفتم. اصلا به حقوق اونجا نیاز نداشتم اما صاحب کارخونه ماهی دو میلیون و 200 هزار می‌ریخت به حسابم. چون قبل از من هر دستگاهش بخاطر خرابی دو سه روز میخوابید. یروز من نرفتم سر کار. اونموقع یه اسپورتج سفید داشتم و داشتم خیابونا رو بالا پایین میکردم دیدم اوهووو ون سرویس خانوما از جلوم رد شد و مهدیسو پیاده کرد. ون سرویس که رفت رفتم بغل دستش و گفتم خیر باشه خانوم مغرور از این ورا. گفت خونمون اینجاس آقا بردیا. گفتم اهااا. گفت اوهوووم. دیدم به به لاش باز شد. گفتم خب میای بریم یه دوری بزنیم؟ گفت نه. گفتم بیا بریم حالا یکم بچرخیم حوصله‌مون سر رفته. یکم که نه خیلی ناز کرد اولش بعدش اومد نشست صندلی جلو بغل دستم. وای تونستم خوب اندام شو ببینم قدش میشه گفت 170 کمرش باریک و اندام خیلی خوبی داشت. چیزی که بیشتر از همه چشممو گرفت سینه هاش بود. دروغ نگم 75 بود منم که عاشق 75ام. آقا انقد نگاهش کردم یدفعه گفت تو گلوت گیر نکنم. به خودم اومدم. خاک تو سرم. همینجوری داشتیم میچرخیدیم از جلو سینما رد شدیم. خودش گفت بریم سینما. با تعجب گفتم بریم. رفتیم و نشستیم تا فیلم شروع شه. این دختر کلی خوراکی خرید همرو هم به حساب من.فیلم آس وپاس شروع شد. یکم از فیلم گذشت یهویی بیخ گوشم زمزمه کرد چرا فیلمو نمیبینی. انگاری فکرمو خونده بود دستمو گذاشتم رو دستش. با تعجب نگاهم کرد. مثلا جاخورده. خخخ. یکم نگاهش کردم دیدم چشماش خمار شد. آروم آروم سرمو بردم نزدیکش و لبامو گذاشتم رو لباش. اولش بی حرکت بود اما چندثانیه بعدش نرم شد و همراهیم کرد. جدا شدم ازش اما بازم چشاش خمار بود. گفتم صبر کن تا فیلم تموم شه. یهو دستمو فشار داد. میدونستم دلش میخواد باهام باشه. فیلم که تموم شد اومدیم بیرون و نشستیم تو ماشین رفتم سمت خونه خودم. گفت کجا میری؟ گفتم میریم خونه من. خدایی اولش ترسید. گفت نه من میرم خونه. گفتم به من اعتماد نداری؟ گفت چرا دارم. گفتم پس بشین. رسیدیم خونه. ساعت 7 شده بود. به مادرش زنگ زد و گفت من خونه الینا دعوتم یکی دو ساعت دیگه میام. رفتیم تو و نشست رو مبل. معلوم بود مضطربه. رفتم تو آشپزخونه گفتم چی میخوری؟ گفت چیزی نمیخورم الان کلی هله هوله خوردیم. گفتم خب حالا وقت بگذره یچیزی بخوریم. گفت اگه زحمت نمیشه قهوه. گفتم اوکی. قهوه‌ساز و روشن کردم و دوتا فنجون قهوه با شیر و شکر. کیکم گرفته بودم آوردم. خونه خودم بود و جدا بودم از خانوادم. خدایی همشم با زحمت خودمه. قهوه که تموم شد گفتم مهدیس؟ گفت بله. گفتم تو سینما اگه کاری کردم که ناراحت شدی معذرت میخوام قصدمم از آوردن تو به خونه خودم این بود که خواستم جبران کنم اشتباهمو یهو انگشتشو گذاشت رو لبام و گفت هییسس من اصلا دلخور نیستم. دوباره دیدم چشاش خماره. چسبیدم به لباش. اونم تا نفس داشت همراهیم می‌کرد. شالشو از سرش در آوردم و خودش گیره موهاشو باز کرد. موهای خرمایی رنگ و لختش تا کمرش بود. انقد لب گرفتم ازش که دیگه عین موم تو دستم بود. گردنشو خیس کردم. بوی ادکلن لالیکش مستم می‌کرد. دکمه اول مانتوشو باز کردم خیره شد بهم. اونم دکمه پیرهن منو باز کرد. مانتو شو در آوردم. زیر پوششم خودش در آورد پیرهن منم همینطور. بلند شد و افتاد رو من. دستشو می‌کشید رو سینه و شکمم. از دیدن عضلاتم کیف می‌کرد. اومد جلو دوباره لب تو لب شدیم. دستمو بردم و از پشت بند سوتين مشکیشو باز کردم سینه هاش دقیقا همونی بود که فکر میکردم. 75 نوک قهوه ای. نوبتی میخوردمشون و میمالوندم. اهههههش شهوتی ترم می‌کرد. از جام بلند شدم بغلش کردم بردمش رو تختم. خیمه زدم روش. انقد خوشبو بود که از خوردن سینه و گردنش سیر نمی‌شدم. اومدم پایین‌تر که رسیدم به شلوارش. آروم از رو شلوار روناشو مالش دادم و ازش لب می‌گرفتم. دیگه فهمیدم که اوضاع مساعده آروم دستمو گذاشتم رو کصش. یجوری لرزید انگار برق گرفتش. یواش یواش مالوندم واسش صدای آه و ناله مهدیس اتاقو پرکرد. دستمو از زیر کمرش بردم و شلوارشو کشیدم پایین. شرت خوشگلشم بوی تنشو میداد. از رو شرت دستمو بالا پایین کردم و لباشو میبوسیدم. انقد لذت می‌برد که میپیچید تو خودش. دستشو آورد جلو و دکمه شلوارمو باز کرد خودم شلوارمو کندم و آقا جهان عین دسته کلنگ سفت و محکم ایستاده بود. دستشو می‌کشید روش و من دلم ضعف می‌رفت. اومدم پایین از تخت و سرم بردم لای پاهاش. اووووم هیچ وقت یادم نمیره تن و بدنش چه عطری داشت. رونای بلوری شو با زبون خیس کردم و همینجور رفتم پایین تا رسیدم کص کلوچه ایش. زبونمو انداختم لاش. خیس خیس بود. شرتشم در آوردم کص صورتیش حتی یه مو هم نداشت. یعنی کل تنش مو نداشت. عاشقش شدم انصافا. چوچولشو مک میزدم و لیس میزدم. دستشم تو دستم بود. انقد بهش حال دادم که داش از هوش میرفت. گفتم بی انصاف پس من چی. خندید و اومد پایین جلوم زانو زد. آقا جهان و آورد بیرون از تو شرتم. میزون 22 سانته. کردش تو دهنش. این دختر انقد دندون زد که از حرفم پشیمونم کرد. خندیدم و گفتم بشین رو تخت. نشست لبه تخت و پاهاشو داد بالا. جهانو گذاشتم دم کصش و بالا پایین کردم. آوردمش پایین‌تر و گذاشتم دم سوراخ کونش. یکم فشار دادم که گفت نه نه. گفتم چیه چیشده؟ گفت از عقب نه. گفتم انقد منو حشری کردی که لاپایی بهم بدی؟ گفت بکن تو کصم. چشام گرد شد یهویی. گفتم مگه تو دختر نیستی؟ من که نمیخوام بگیرمت که پردتو بزنم. گفت حلقوی‌ام نگران نباش. گفتم دروغ که نمیگی؟ قبلا سکس داشتی حتما روت نمیشه بگی؟ گفت دیوونه اصلا به عمرم ندادم به کسی. نامزد بودم رفتیم آزمایش گفتن حلقوی‌ام. اما بهم خورد نامزدیم. گفتم باشه.به شکم خوابوندمش و آوردمش لبه تخت گفتم پاهاشو بذاره زمین. همین کارو کرد. کیرمو با تردید گذاشتم دم کصش و فشار دادم که جیغ کشید. ترسیدم. معلوم بود نداده چون واقعا تنگ بود. آروم آروم کردم توش خون نیومد دیدم داره چنگ میزنه به رو تختی. هنوز ده سانتشم نرفته بود که کمرش قرچ صدا داد. اوه اوه این دیگه عشق خودمه. خیلی آروم عقبو جلو کردم. فشار که میدادم جیغ میزد. کشیدم بیرون و رفتم ژل روان کننده اوردمو زدم سر جهانم و دوباره کردم تو. این دفعه راحت تر رفت و جیغ مهدیس دیگه شده بود آه و ناله. 5 دقیقه تلمبه زدم توش. سرپا خسته شدم درش آوردم رفتم رو تخت. خوابوندمش به بغل خودمم خوابیدم پشتش پاشو دادم بالا و دوباره کردم توش. انقدی که این دختر بهم حال میداد با هیچکس حال نکردم. در گوشش زمزمه میکردم اخخ دختر تو چقد خوبی عشقم تو از همه بهتری. یدونه‌ای مهدیس عاشقتم. اونم با کمرش موج میداد و کیرم بیشتر میرفت تو هرچند نصفش بیرون بود. آروم زمزمه می‌کرد بردیا اااخ آه آهههههههه. این آهو گفت دلم ضعف رفت و محکم تر میزدم تو کص تنگش. 5 دقیقه زدم همینجوری یهو آب کصش پاشید و ارضا شد. برش گردوندم و به شکم خوابوندمش یه بالش گذاشتم زیر شکمش و دوباره کردم توش. ایندفعه نصف بیشتر جهانمو میکردم تو کص کلوچه‌ای عشقم. دستم دو طرفش بود و میکوبیدم توش. دیگه عین خیالم نبود دختره اول بارشه. تا دسته میزدم. مهدیس رو تختی رو گاز میزد و صداش دیوونه ترم می‌کرد. در آوردم از کصش و بلندش کردم و به پشت خوابوندمش بالشو گذاشتم زیر سرش. کیرمو دوباره کردم تو عشق کلوچه‌ایش و تلمبه زدم. همون جوری خیمه زدم روش و لباشو میخوردم. اونم دستاشو حلقه کرد دور گردنمو تو گوشم آه و ناله می‌کرد. کمرم که کمر نیست آهنه. گفتم عشقم تعویض جا کنیم. همونجوری کیر تو کص بلندش کردم و جابجا شدیم. من خوابیدم زیر. انقد توش کوبیدم که جونم در اومد که دوباره آب کصش روون شد. منم دیدم داره آبم میاد بغلش کردم و کیرمو تا آخر میزدم تو کص خوشگلش. گفتم داره آبم میاد. هیچی نگفت منم نتونستم کنترل کنم و تا تخمام فشار دادم تو کصش و تمام آبمو ریختم توش. جیغ کشید و بی حال شد تو بغلم. یذره که حالم جا اومد فهمیدم چه گندی زدم. دختر بیچاره اول بارش بود منم 22 سانتو تا خایه جا کردم تو کصش. زدم تو سرم. نگاهش کردم انقد خوشگل بود که حد و حساب نداشت. لباشو بوسیدم و خوابیدیم تو بغل هم. با تکون خوردنش چشمام باز شد. اصلا نمیتونست راه بره. ساعت 11 شب بود و مدام بهش زنگ میزدن از خونش. خواست دوباره بلند شه که پاهاش میلرزید و افتاد زمین. سریع رفتم بلندش کردم و بردمش حموم. با کیسه و آب گرم کمرشو ماساژ دادم. چشمم به کص باد کرده‌ش افتاد. پشیمون شدم. خلاصه یه داستان سر هم کرد با دوستش و اون شب بخیر گذشت. بدتر اینکه بعد فهمیدم حامله شده. اما اونم بخیر گذشت. الان هرکدوم زندگی خودمونو داریم و عین دوستای معمولی هستیم باهم.یه سال و نیم پیش بود عروسش که منم رفتم و براش آرزوی خوشبختی کردم. چند روز پیش فهمیدم بچه دار شده با شوهرش. ببخشید طولانی شد اما خواستم چیزی از قلم نیوفته. بدرود.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/kidxYjizDSVYU51a5B9S4w/002/290/742/1280x720.2.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173577</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.011 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 09:53:06 by W3 Total Cache
-->