<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>پوشنده &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%be%d9%88%d8%b4%d9%86%d8%af%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:24:51 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>پوشنده &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>سکس با میلف شاه کس که نقش مامان رو بازی میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d9%87-%d9%86%d9%82%d8%b4-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d9%87-%d9%86%d9%82%d8%b4-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 19 Oct 2019 07:06:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[پوشنده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوارو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخی]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرهای]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[‫نیاورده]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسته]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[از اونجا شروع شد که فیلم سکسی من اولین بار به طور اتفاقی تونستم مامانم و کون لخت ببینم .اون روز من از بیرون امدم خونه که سکسی دیدم کسی خونه نیست .رفتن تو آشپز شاه کس که یه چیزی یردارم بخورم یه هو دیدم صدای در امد که چشم افتاد به کونی مامانم که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>از اونجا شروع شد که فیلم سکسی من اولین بار به طور اتفاقی</h2>
<p>تونستم مامانم و کون لخت ببینم .اون روز من از بیرون امدم خونه که سکسی دیدم کسی خونه نیست .رفتن تو</p>
<h3>آشپز شاه کس که یه چیزی یردارم بخورم یه هو دیدم صدای</h3>
<p>در امد که چشم افتاد به کونی مامانم که از حموم امد بیرون . وای اون حواسش نبود که من خونم</p>
<h4>و جنده با یه حوله کوچیک که سرشو باهاش پوشنده بود</h4>
<p>امد بیرون باورم نمیشد که چی پستون دارم می بینم یه کون خیلی خیلی گنده سفید وای که داشت رو هم</p>
<h5>لیز میخورد کوس و یه بار میرفت بالا یه بارم با</h5>
<p>لرزش می افتاد پایین چشم روش قفل شده بود که مامانم رفت تو اتاق من دیگه نتوتنستم بیبنمش . اون شب سکس داستان دیگه خوابم نمیبرد</p>
<h6>از چیزی که دیده بود تا صبح دوبار ایران سکس به یادش</h6>
<p>جلق زدم .بعد از اون کارم شده بود بی اختیار به کونه مامانم نگاه کردن .مامانم تو خونه بشتر دامن می پوشه ولی دامنشا اکثرا نازک و کوتاه که اگه تو نور وایسته قشنگ رونای تپلش و میشه دید راستی اینم بگم مامانم 165 قد داره و حدود 80 کیلو و چاق و چون کونش خیلی گنده است همیشه چادر سرش میکنه ولی بازم فرقی نمیکنه تازه با چادر خیلی م باحال تر میشه چون وقتی چادر بهش می چسبه باور کن تو خیابون کسی نیست که رقص این کون و نگاه نکن .دیگه هر روز دیونه تر میشدم یه چند باری جرائت کردم و دست به کونش زدم و تقریبا هر روز به یه بهانه ای خودمو بهش می مالوندم . دیگه به این نتیجه رسیده بودم که مامانم قشنگ متوجه رفتار من شده ولی به روم نمی آورد تا اون روز فراموش نشدنی. یعنی یک هفته مونده بود به عید که مامانم داشت خونه تکونی میکرد با زور و سر صدا منو بیدار کرد و گفت باید امروز کمک کنی من با غر زدن بلند شدم صبحانه که خوردم که برم کمک .مامانم اون روز یه دامن کوتاه که یکم زیر زانو پوشیده بود که وقتی دلا میشد تا وسط رونش میومد بالا .رفتم پیشه مامانم و بهش گفتم باید چیکار کنم گفت جارو برقی رو بلند کون تو بغلت بگیر تا بیاد بالا تا من بتونم سقف خونه رو با گوشه پنجره هارو گرد گیری کونمگفت باشه .و بلند کردم .مامانم جلوم بود و من پشتش راه میرفتم باورم نمیشه اون کون گندش که مادر زاد قنبل بود و طاقچه ای جلوی کیرم بود. داشتم دیونه میشد هر چی لوله جارو رو میبرد بالاتر کونش میامد عقب تر. آروم رفتم جلو تر کیرمو با ترس زدم به کونش ضربان قلبک تند تند میزد ولی دوست نداشتم بیان عقب یه کم رفتم جلو تر که یه مامانم بی هوا یه هو آمد عقب که این باعث شد کیرم رفت لایه کونش .وقتی اینجوری شد از استرس نفسم بالا نمی امد همون جور موندم نه تونستم برم عقب نه جلو . بعد از چند ثانیه که نفسم بالا امد متوجه شدم مامانم اصلا به روی خودش نیاورده و داره کار میکنه در حالی که من کیره سیخ شدم لای کونش بود .تازه فهمیدم که این نقشه مامانم بوده و منم دیگه همون جوری بهش چسبیده بود هر جا میرفت میرفتم میرفتم و اون اصلان به روی خودش نمی اورد که داره کیره منو لایه کونش احساس میکنه .یه لحظه احساس کردم از گرمای کونه مامانم و نرمیش و اینکه راه میرفت و رو کیرم میلغزید آبم میاد که یه ذره فشار دادم بهش که همون جوری آبم امد .کیرم شل شد و خوابید تا بخودم امدم دیدم من و مامانم گوشه کمد تو اتاق بهم جسبیدیم . هیچ کدوم هیچی نگفتیم. من آروم دستمو برد پایین و دامنش دادم بالا تا چشمم به کونش افتاد باز کیرم سیخ شد آروم شورتش از پاش در آوردم و مامانم قنبل کرد دستشو گذاشت به دیوارو کونش داد عقب منم یه تف زدم به کیرمو گذاشتم لایه پاش. می خواستم بکنم تو کونش ولی چون نمیدیدم کجا میره دیدیم یه هو سر خورد رفت تو کسش که حسابی گشاد بود یهو گفت اونجا نه که من در اوردم . مامانم دید نمی تونم اونجوری سوراخشو پیدا کونم رو زمین دراز کشیدم بعد خودش با دستش لایه کونش وا کرد داشتم سوراخش و میدیدم عجب سوراخی بود کبود کبود بود. معلوم خیلی از کون داده منم معطل نکردم یه تف زدم کیرمو گذاشتم دم سوراخش یه فشار دادم که لیز خورد و رفت تو همین که رفت تو مامانم شل شد آهی کشید و دستش لمبرهای کونش ول کرد. اف نمیدونی جه حسی داشت وقتی تلمبه میزدم بعد از یه رب بود که آبم امدو همش ریختم توش . اون روز یه بار دیگه ام مامانم و از کون کردم .بعد فهمیدم که مامانم عاشق کون دادن و بابام اونو از کون نمی کنه و مامانم یه چند باری به این اون کون داده که بعد اون رو واستون تعریف میکنم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d9%87-%d9%86%d9%82%d8%b4-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176756</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زنش رو تو خواب میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Sep 2019 05:01:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازهيكل]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[افرادي]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوري]]></category>
		<category><![CDATA[ايستادم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[باهشون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشنده]]></category>
		<category><![CDATA[پيچيده]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهن]]></category>
		<category><![CDATA[چرخيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خانمها]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خانومي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوانندگان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهاي]]></category>
		<category><![CDATA[دانستم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درمورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[رويايي]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مخابرات]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيرم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[نميشناسم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[يا آنكه كامل دروغ است فیلم سکسی مي نويسندحال اين افراد روزي مطمئن باشند دچار سخت ترين اشتباه خواهندشد مانند من كه قضاوت درمورد اين داستان بعهده سکسی خوانندگان محترم است اسمهادراين داستان واقعي نيست شاه کس .من محسن هستم 28ساله ازيكي ازاستانهاي جنوب شرقي كشور هستم خيلي اهل غيرت ناموس پرستي کونی هستم از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>يا آنكه كامل دروغ است فیلم سکسی مي نويسندحال اين افراد روزي مطمئن</h2>
<p>باشند دچار سخت ترين اشتباه خواهندشد مانند من كه قضاوت درمورد اين داستان بعهده سکسی خوانندگان محترم است اسمهادراين داستان واقعي</p>
<h3>نيست شاه کس .من محسن هستم 28ساله ازيكي ازاستانهاي جنوب شرقي كشور</h3>
<p>هستم خيلي اهل غيرت ناموس پرستي کونی هستم از اون تيپ آدماي نيستم لاي پرقو خوابيده باشم برخلاف بعضي نويسندگان كه</p>
<h4>ازچهره جنده خود وقيافه زيباو تيپ خود تعريف مي كنند من</h4>
<p>داراي چهره نه كه زيبا بلكه پستون با صورتي خيلي زشت هم نه نميشه گفت چون كه ناشكري ميشه چون در</p>
<h5>اثر يك کوس تصادف جراهت بسيار ناجوري به فكم وارد شده</h5>
<p>است خلاصه اونجوري كه بعضي از خانمها دوست دارندطرف خوشكل باشه نيستم خلاصه يك روزكه سركاربودم چون من راننده آژانس هستم يك سکس داستان دستگاه اتومبيل پرايد</p>
<h6>دارم داخل آژانس منتظرسرويس بودم خانومي آمدسرويسي براي ایران سکس ترمينال خواست</h6>
<p>سوار كردم توي مسيربه خودم گفتم چي ميشدامروز يكي بود يك حالي حسابي مي كرديم به درك اگر هم متاهل هم بود باوركنيدمن متنفر اززن شوهرداربودم چه كنم كه آتش شهوت &#8230; در همين فكر بودم كه رسيدم به مقصد خانومه كه پائين شد دورزدم ديدم جلوي مخابرات خانومي با سن23ساله ايستاده منتظر ماشين است چندتا ماشين مدل گيردادن سوارش كنن من كه چند متر ازاو ردشدم دنده عقب گرفتم جلوي خانومه ايستادم طرف گفت دربست ميريد آقا گفتم كجا گفت بازرگاني من كه ازهيكل توپ خانم خوشم اومده بود براي اون مسيركمترين كرايه گفتم اون مجبور شدسوار بشه يك مقدار كه رفتم سر حرف باز كردم گفتم اونجا چكارداريد من اهل مخ زدن اين جور حرفا نيستم آخه بلد نيستم طرف گفت من خانه يكي از افوام اونجاست من بعداز خيابان بعدي تغير مسيردادم ديدم چيزي نگفت ايستادم بهش گفتم بياد جلو كه كسي شك نكنه وقتي كه اومد جلو ديدم عجب بدني داره سفيد مثل برف توپور ديگه روناي داشت ازش پرسيدم اسم شما چي گفت محلاه خوب گفتم مي خواهي بري خانه اقوام ياكه كاري ديگه داري گفت نه راستش اومدم دنبال چيزه ديگري اول كه نمي گفت بعدازيك سيگار روشن كردم فهميدم طرف جنس مي خواهدبهش حالي كردم منم اين كاره هستم گفتم كه ازدست من كاري ساخته است گفت كه ترياك مي خواهد خلاصه من كه مصرف مي كردم گفتم باشه برات پيدا مي كنم به شرطي كه چيزي بهم دروغ نگي دوسه جاكه مي دانستم دارند رفتم براش جور كردم ولي طرف 10000توماني گرانتر حساب كرد كه بهم گفت گفتم اين مقدار زياد جنس براي چي مي خواهي چون كه نيم كيلو جنس گرفته بود گفت گه من مي فروشم چون اهل اينجا نيستم افراد زيادي نميشناسم مشتري خودم هم نيست كه هميشه مي گرفتم بهش گفتم بريم خانه تا هم جنس امتحان كنيم هم كه باهم باشيم گفت كه باشه فقط سري بايدزودبرگردم خانه گفتم شوهرداري گفت نه من بابردارم زندگي ميكنم يك سال ميشه ازشوهرم جدا شدم يك دونه دختر هم دارم كه اول دبستانه زنگ زدم به يكي ازدوستانم گفتم كه پيشت كسي نيست من دوست دخترم دارم ميام پيشت گفت كه بيا من ازداروخانه كاندوم گرفتم گاز ماشين گرفتم توي راه پرسيدم اهل كجاي گفت كه شيرازي هستم من ساده هم باوركردم كه راست ميگه رسيديم درب خانه پرسيد تنهاهستي گفتم كه دوستم خانه هست ولي كاري به ما نداره رفتيم مشغول ترياك كشيدن شديم پاي گاز كه بهم گفت زودتمام كن عجله دارم برادرم گيرميده بخاطرهمين من انداختم بالا رفتيم توي اتاق خواب ازچشماي محلاه مي شد فهميد خيلي حشري شده من دراز كشيدم روي تخت خواب محلاه مانتو روبيرون آورد نگاه هم به اون كون بزرگ وكمر باريك با اون روناي چاقش افتاد مي خواستم همنجا آبم بياد چاق زياد نبود ولي بدن گوشتي داشت جلوي آينه ايستاده بود داشن دكمه شلوار پارچه اي كه پاش بود باز ميكرد شلوارش رو از پاش كشيد پائين درآورد اما پيراهن ازنتنش نكند من كه داشتم ديوانه ميشدم محلاه اومد آروم خوابيد روي من من كه زود آبم مياد چرخيدم و خوابيدم روش گفتم عجب كوني داري محلاه خنديد من هم زود كه داشت آبم مياد پيراهن زدم بالا كه زيراون يك سينه بند سفيد بود دوتا سينه بزرگ پنهان كرده بودن با بازشدن سينه بند مثل دوتا سيب سفت افتادن بيرون من هم شروع كردم بااشتياق به خوردن سينه هاي محلاه فقط مي گفت تند باش بزار محسن درش من كه زودتر خراب كرده بودم چون كه مي خواستم كم نيارم گفتم من دراثر استفاده مواد شيمياي كه يك باراستفاده كردم كنترل روي كمرم ندارم شرتم كه در آوردم چشمه هاي محلاه داشت از كاسه بيرون ميومد چون كه خدا اگه قيافه بهم نداده اما بجاش يك كير بهم داده كه قدش باوركنيد 20سانتي ميشه بيشتر هست كمتر نيست دورش هم كلفت هست كه اونم وقتي توي مشتم ميگيرم بهم نمي رسه انگشتام من عادت دارم هميشه به نظافت شخصيم هميشه برسم بخاطر همين سفيد تميزهست محلاه كه داشت حال ميكرد از ديدن اين كيرم گفت اين كه منه پاره مي كنه من كه اون وقت سنم پائين بود جوان تربودم كيرم مثل سنگ شده بود محلاه به پشت خوابيد كه من كه سرش گذاشتم در كوسش گفت كه محسن يواش ترخدا پاره ام مي كني آييييييييييييييييي من داشتم روي اون لذت ميبردم كيرم رو آرو فرستادم داخل محلا گفت آخ آخ آخخخخخخخخ كشتيتم من تاآخرفرستادم كيرم داخل گفت چند لحظه صبركن مي خواهم حسش كنم محسن باور كنيد اون افرادي كه كير كلفت دارن مي فهمن خانوماي كه حداقل يك دونه بچه به دنيا آوردن سكس باهشون چه حالي ميده همينن جور داشتم كه فرو ميكردم ديدم تمام كيرم خيسه تمام كوس محلاه روآب گرفته بود تا به امروز زني به خرشهوتي نديده بودم كيرم بيرون كشيدم يك مايه سفيد تمام كيركلفتم كه كوس محلاه پر كرده بود پوشنده بود با دستمال كوس محلاه رو پاك كردم باكيرخودم روخشك كردم دوباره با همون آب كوس خيسش كه يه مقدار بجابود مانده بود دادم داخل شروع كردم به تلمبه زدن فقط مي خواستم به محلاه ثابت كنم كه من رويش هستم اونم زير من ولي باور كنيد نيروي محلاه بخاطر هيكل بزرگش بيشتر از من بود اما چكار ميشه كرد كه من مردبودم غرورم اجازه نميداد در همين حال بودم كه گفتم به حالت سگي بشه از پشت گذاشتم داخل كوسش محلاه دادزد محسن آروممممم درد داره ببين محسن خيلي كيرت بزرگه آروم تمام بدنم پاره ميكنه ولي كوس محلاه يك مقدار گشاد هم بود ولي چون كه كبرمن كلفت بود شروع كردم به جلو عقب شدن كه نگاهم به اون كون بزرگ محلاه افتاد كه از دوطرف بدنم بيرون زده بود واون كمر باريك از زير دستم رسندم به اون سينه هاي بزركش من شهوت آتيششم بيشتر ميشد وحركاتم رو تندتر ميكردم 20 دقيقه كردم محلاه غرق در لذت بود جونننننننننن بكن محكم بكن آييييي ازشدت ضربه هاي من صداي شلاپ شلاپ توي اتاق پيچيده بود ديگه داشت آبم ميومد گفتم داره مياد چكار كنم گفت بريز داخل كه ناگهان آبم اومد از شدت درد آخخخخخخخ واي واي واي يي ييي رفت به هوا كه محلاه فقط ميگفت جون عزيزم كشتيتم ديوانه شدم يكسال بود حال نكرده بودم از موقع طلاق شوهرم راحت شدم همين جور روي هم خوابيديم كه با صداي محلاه گفت محسن پاشو بريم دير وقت شده است .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2598</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس آسیای به روش پاو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%be%d8%a7%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%be%d8%a7%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 May 2019 07:33:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنجلینا]]></category>
		<category><![CDATA[ابروهای]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امریکا]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[ایتالیا]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بارونی]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردند]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بیایین]]></category>
		<category><![CDATA[بیحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پوشنده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خریدارانه]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[سامورایی]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارم]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگیه]]></category>
		<category><![CDATA[کارخونه]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینت]]></category>
		<category><![CDATA[متناسب]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایین]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‏خوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیریم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[واسادم]]></category>
		<category><![CDATA[واساده]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[ویلایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بیچ نشسته بودم چایی میخوردیم. فیلم سکسی اسمش سعید بود کارخونه&#8230;&#8230; (یه محصول معروف تو ایران) مال بابای اون بود. 2 3 سالی از من بزرگتر بود سکسی ولی برخلاف اخلاق بد و سلیقه سختم شاه کس با اون حال میکردم.یجورایی جیگر بود.گفت پاشو بریم یه جای خوب گفتم کجا؟ گفت تو کونی بیا بریم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>بیچ نشسته بودم چایی میخوردیم. فیلم سکسی اسمش سعید بود کارخونه&#8230;&#8230; (یه محصول</h2>
<p>معروف تو ایران) مال بابای اون بود. 2 3 سالی از من بزرگتر بود سکسی ولی برخلاف اخلاق بد و سلیقه</p>
<h3>سختم شاه کس با اون حال میکردم.یجورایی جیگر بود.گفت پاشو بریم یه</h3>
<p>جای خوب گفتم کجا؟ گفت تو کونی بیا بریم ضرر نمیکنی گفتم هرچی تو بگی از جام بلند شدم گفتم من</p>
<h4>میرم جنده بیرون تا یه سیگار بکشم توام ماشینت رو از</h4>
<p>پارکینگ ویلا در بیار جلوی در پستون واسادم گفتم برو حله. اومدم بیام بیرون دیدم چه باد مخوفی میزنه! گفتم سعید</p>
<h5>من فقط کوس یه پیرهن تنمه چیزی داری (باد گیری چیزی)</h5>
<p>بپوشم؟ گفت واسا رفت و یه بارونی بلند آورد گفت از هیچی بهتره! راستم میگفت از یه پیرهن خالی بهتر بود.بارونی رو سکس داستان تنم کردم اومدم</p>
<h6>بیرون دیدم چه بادی بلند شده! رسیدم جلوی ایران سکس در ویلا</h6>
<p>البته در که نه همونن نرده ها.ویلا نزدیک خیابون اصلی جمیرا بود و رفت و امد تقریبا زیاد بود.اون موقع موهام خیلی بلند بود و از بالا مدل سامورایی میبستم.سیگاری روشن کردم و به اطراف خیره شدم از طرفی باد محکم میوزید میگفتم الانه که موهام کنده شده بره! از شدت باد بارونی فقط رو شونه هام رو پوشنده بود و پاهام بیرون بود به خودم گفتم زورو وارد شد و زدم زیر خنده! سیگارم به نصف رسیده بود اه سعید چرا نیومد؟ به اطراف خیره بودم که یه مرسدس بنز S کلاس از جلوم آروم رد شد رفت 20 30 متر پایین تر جلوی در یه ویلای دیگه واساد.توجهم بهش جلب شد یه راننده پیاده شد در عقب رو باز کرد یه خانم پیاده شد که پشتش به من بود یه پالتو پوست قهوه ای و بلند تنش بود با چکمه های همرنگ اون قدش متناسب بود و اندامی فوق العاده و غیر عادی. موهاشو از بالا بسته بود! به خودم گفتم اولین وجه تشابه رو باهاش پیدا کردم اونم اندازه و مدل موهامونه و دوباره خندیدم. به راننده چیزی گفت و راننده رفت سمت ماشین روش و برگردوند که بره توی اون ویلا منم تنم شل شد.امکان نداره؟ این آنجلینا جولی بود؟ یا من قاطی کردم؟ سرش رو برگردند سمت من همون موقع یه باد بلند زد چشام رو نازک کردم و به چهرش خیره شدم از سیگارم کام میگرفتم اخمام مثل همیشه تو هم بود. چند لحظه نگام کرد بعد یه اخم خشن کرد رفت توی اون ویلا. اگه هرکسی اینکارو میکرد بهم بر میخورد تو دلم 2تا فحش میدادم میرفتم ولی من تکون نخوردم! اصلا نفهیدم اون چیکار کرد. اگه واقعا آنجلینا جولی بود پس محافظاش کجان؟ فقط یه راننده رسوندش رفت؟ ولی اگرم آنجلینا جولی نبود پس خواهر 2 قلوش بود؟ شایدم من توهم زده بودم مغزم قاطی کرده بود.پورش مشکی کنارم واساده بود دستش یکسره رو بوق بود تازه به خودم اومدم دیدم سعید داره بوق میزنه البته از پشت شیشه معلوم بود 2 کیلو فحش هم بارم کرده.رفتم در رو وا کردم نشستم تو ماشین گفت چته تو؟ هویی؟ گفتم دیدی؟ گفت چیو؟ گفتم همون دیگه آنجلینا جولی رو که الان رفت اون تو؟ یکم نگام کرد یهو همچین زد زیر خنده ترسیدم! گفتم هوی با تو ام؟ دیدیش؟ بازم میخندید گفتم چیه؟ بگو منم بخندم.گفت از تو بعید بود با این همه ادعات! گفتم چی؟ گفت احمق جون آنجلینا کجا بود این نصف آنجلینا سن داره چند سال بیشتر! گفتم میشناسیش؟ با سر تایید کرد (برق از چشای من پرید) دوباره خندید گفت بریم تا برد پیت پیداش نشده! خودم خندم گرفت گفتم راست میگی برو تا برد پیت و بقیه نیومدن.سعید رفت تو خیابون الرقه پایین تر از مک دونالدز واساد تلفن رو برداشت زنگ زد گفت من سر قرارم شما کجایین؟ چند لحظه بعد تلفن رو قطع کرد زد رو شونم گفت چته؟ گفتم هیچی فکرم مشغوله.گفت خب چی؟ گفتم نمیخندی؟ زد زیر خنده گفت به انجلینا فکر میکنی نه؟ گفتم نخند اون کی بود؟ گفت ولش کن بابا تو چی کار با اون داری بیا حالمون رو بکنیم. گفتم من فقط سوال کردم حالا بگو؟ گفت اصلا ازش خوشم نمیاد همیشه خودش رو میگیره فکر کرده کیه با اون ادا اطوارش آنجلینا جولی بفهمه خود کشی میکنه (دوباره زد زیر خنده) گفتم خب حالا تو ام بابا. کی هست؟ گفت اسمش آناست حالا واقعیه یا اینکه فقط صداش میکنن نمیدونم بابای خرفتش هم سهام داره با عربها شریکه اون ویلایی که دیدی هم مال خودشون ولی کلا من در سال 2 3 ماه بیشتر ندیدم اینجا باشن فکر کنم امریکا زندگی میکنن معلوم نیست چقدر اون بابای خرفتش خرج دخترش کرده این شکلی شده (دوباره زد زیر خنده) گفتم دیگه چیزی نمیدونی؟ نه از کجا بدونم 100 سال نمیخوام ببینمش دختره افاده ای بهش میاد ازون بچه ننه ها باشه. گفتم ول کن حالا. همون موقع یه Nissan Altima اومد کنارمون شیشه رو داد پایین گفت شماره میگیرین شما؟ سعید نگاش کرد گفت تو باشی چرا نه دختری که پشت فرمون بود گفت میبینم که تو هم مهمون داری مثل من! سعید نگاش کرد گفت درست صحبت کن این داداشمه نمی دونستی مگه؟ دختره زد زیر خنده گفت کجا بریم؟ سعید گفت برو آرمان کافه فعلا قلیون بزنیم حال کنیم دختر چشمکی زد و حرکت کرد. سعید به من نگاه کرد گفت پسندیدی؟ بزنیم زمین امشب شاد شیم نظرت چیه؟ گفتم فعلا اصلا تو حسش نیستم با 10 تا وایگرا هم شق نمیکنم. گفت بابا ولش کن اون دختره رو باز تو گیر دادی؟ این همه جیگر اون چیه مثل عروسک دست ساز همه جاش از زیر جراحی اومده بیرون! گفتم حرف نزن برو سر قرارت.صدای غرش پورش تو خیابون پیچید حرکت کردیم رفتیم.شب با اون تا جیگر رفتیم ویلا سعید اینا (خانوادش رفته بودن مسافرت ایتالیا) نشسته بودن مشروب میخوردن سعید گفت بریزم؟ گفتم نه حوصلش رو ندارم یکی از دخترا نگام کرد گفت چرا بیحالی؟ با ما غریبی میکنی؟ زیر چشمی نگاش کردم گفتم من اوصولا فقط میکنم غریبه و آشنا هم فرقی نداره! دختره زد زیر خنده گفت تسلیم اینجوری که تو گفتی ما صبح از این خونه بیرون نمیریم. گفتم بعید نیست! سعید خندید گفت ولش کنین بابا اون خل و چله تک پری میکنه ارواح عمش ولی من میدونم چه جانوریه بیایین پیش خودم خوشگلا.اون یکی دختره گفت حالا راهی نداره من برم پیش اون؟ بگو سخت نگیره امشب رو. سعید چپ چپ نگاش کرد گفت دستت درد نکنه یهو بگو با اون بیشتر حال میکنی دیگه؟ دختره خندید گفت راستش رو بخوایی آره! ظاهرش که خیلی جیگره توش رو نمیدونم! سعید گفت برو بابا اون فقط ظاهر داره گولش رو نخور که مقتوله های قبلی هم همین اشتباه رو کردن اون احمق خون آشامه باورتم نمیشه دستت رو ببر بگو خونش رو بخوره! دختره یکمی نگام کرد گفت آره؟ گفتم آره همینطوره. دختر اولیه که تو بغل سعید نشسته بود گفت اگه نخو<br />
ردی چی؟ گفتم اگه نخوردم 500 درهم بهت میدم اگه خوردم تو باید به من حال حسابی بدی با اعمال شاقه! مکثی کرد گفت باشه! اومد کنارم دست راستش رو آورد جلو صورتم کارد میوه خوری رو برداشت محکم کشید رو شصت راستش سعید داد زد دیوونه شوخی بود همش ولی دیر شده بود از دستش بشدت خون میریخت یه خنده مسخره کردم شصتش رو گذاشتم تو دهنم شروع کردم به مکیدن سعید و دختر دومیه داد زدن نه! دختری که کنار من بود با تعجب و وحشت نگام میکرد تا چند دقیقه شصتش رو میمکیدم و خونش رو میخوردم اونا وحشت زده نگام میکردن شصتش رو در آوردم گفتم خدمت شما. سعید گفت احمق ایدز بگیری چی؟ دختره گفت خفه شو ایدزی خودتی منم گفتم دعوا نکنین خون آشام ها ایدز نمیگیرن! 1 ساعت بعد سعید گفت نخود نخود هرکی رود رو کس خود! خندیدم گفتم تو حسش نیستم بیخیال شو دختر دومی اومد کنارم گفت مگه من میزارم؟ دونه دونه موهای بلندت رو میکنم سامورایی.سعید گفت معرفت رو از اینا یاد بگیر ای بی معرفت پاشد دست دختر اولی رو گرفت گفت من رفتم تو اتاقم شما میخوایین تا صبح اینجا حرف بزنین یا عملیات انجام بدین با خودتون. داشتن میرفتن به دختره گفتم شرط رو باختی قولت یادت نره برگشت نگام کرد یه چشمک زد گفت تا صبح راه زیاده عجله نکن! دختر دومی که کنار من بود گفت خب موهات رو از جا بکنم یا راه میایی؟ گفتم ولش کن به هر دومون زهر میشه پاشو برو بخواب گفت نه! گفتم پس مرگ بشین من میرم بخوابم دستم رو گرفت گفت بیخود.همینجا باهم! گفتم پس زیاد طولش نمیدیم باشه؟ گفت قبول. برای اولین بار از غروب تا حالا یه بهش یه نگاه خریدارانه کردم. موهاش مشکی براق بود چشای مشکی کشیده داشت با ابروهای نازک لباش ظریف و قشنگ بودن و بینیش هم مشخص بود عمل شده با یه نوک تیز! پوستش تقریبا برنره بود هیکلش هم خوشگل بود و مناسب البته تعجبی نکردم چون انتخاب سعید بودن اون واسش فرقی نداشت خواهر مادر تک پر فقط مهم هیکل و قیافه بود مثل من تک پر نبود واسه همین تخصص خاصی تو انتخابش داشت! بهش گفتم اسمت چیه؟ گفت سارا گفتم اسم قشنگیه گفت اسم تو چیه آقای بد اخلاق؟ گفتم ارا گفت خب؟ حتما من باید شروع کنم بد اخلاق؟ خندیدم گفتم تو شروع نکنی شروع نمیشه! گفت از چشات معلومه! اومد رو پام نشست لباش رو آورد نزدیک لبام گفت بزن بریم بد اخلاق&#8230;.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%be%d8%a7%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174184</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 10:30:39 by W3 Total Cache
-->