<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>پوشيدم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%be%d9%88%d8%b4%d9%8a%d8%af%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 03 Mar 2025 22:34:18 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>پوشيدم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کردن تو گلشو و بازی با سوراخ کونش رو خیلی دوست داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Dec 2019 10:06:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتري]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهن]]></category>
		<category><![CDATA[جالبتر]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصيات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستاناش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کارامون]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسات]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[متشکرم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولي]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همچنين]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[يکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[يواشکي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله ) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر</h2>
<p>بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله</p>
<h3>) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش</h3>
<p>و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا هيچ کاري نکردم و اين داستانها !از خصوصيات اين دختره براتون بگم</p>
<h4>که جنده قدي حدود ۱۷۰ داشت با هيکلي تو پر و</h4>
<p>سينه هاي بزرگ که وقتي با پستون لباس تنگاش اونو يواشکي ديد مي زدم منو ديوانه مي کرد و از خصوصيات</p>
<h5>رفتاريش هم کوس بگم که چادري بود و خيلي محجبه بازي</h5>
<p>در مي ياورد !بعد از گذشت ۶ ماه از عقدشون نامزد اين دختره تصادف مي کنه و مي ميره و تا دو سکس داستان ماه بعد از</p>
<h6>اين ماجرا من ديگه بي خيال اين قضيه ایران سکس شده بودم</h6>
<p>و مي گفتم ديگه هيچ کاري نميشه کرد تا اينکه يه روز که از خونمون بيرون اومدم و منتظر تاکسي بودم که ديدم اون هم اومد کنارم و منتظر تاکسي موند تا يه تاکسي اومد کنارمون ايستاد و از شانس من دوتا مرد جلو نشسته بودن و يه پيرزن چاق که نصف صندلي پشت رو اشغال کرده بود رو صندلي پشت نشسته بود و من و ژاله ( از اين به بعد با اسم غير واقعي ژاله ) رو صندلي پشت نشستيم و نشستنمان طوري بود که از مچ پاها تا بازوهامون جفت هم بودن و من تو يه عالم ديگه بودم و اين تاکسي هم تو اون ترافيک هي ترمز مي زد و حس ما رو جالبتر مي کرد تو ماشين همينطور مشغول صحبت بوديم و من هي خودم رو بيشتر به اون جفت مي کردم به طوري که ديگه کيرم شق شق شده بود و ديگه داشت شورت وشلوارم رو پاره مي کرد و اون هم هي زير چشمي يه نگاه به شلوار باد کرده ما مي کرد و يه لبخند مشتي ميزد و ما هم افه معرفت اومديم کرايه رو حساب کنيم که ديدم دست من رو گرفت و گذاشت رو پاش و گفت نه اينکار رو نکن و من هم چون نمي خواستم دستم از روي پاش تکون بخوره ديگه بي خيال حساب کردن کرايه شديم تا اينکه رسيديم به مقصدمون ، بعد از پياده شدن از ماشين موقع خداحافظي به من گفت از ديدنت خيلي خوشحال شدم و به ما سر بزن !ما با اين شق دردمون بعد از رسيدن به کارامون اومديم خونه و يه جق مشتي زديم و هميشه تو کفش بوديم تا اينکه يه روز اينها يه سيستم مي خرن و ما رو هم مي برن براشون بازي و چند تا نرم افزار درست کنيم و ما هم رفتيم و کارشون رو راه انداختيم و موقع برگشت به خونه ژاله گفت بايد بياي کار با کامپيوتر رو به من ياد بدي و من هم گفتم هر وقت خواستي زنگ بزن ميام ۳ روز بعد ديدم زنگ زد و گفت من تنهام ، مياي يادم بدي و من هم گفتم چشم و برقي لباس پوشيدم و ( قبلش از تو وسايل داداشم يه کاندوم گرفتم و به کيرم پماد ليدوکائين هم زدم تا اگه به ما پا داد زود پنچر نشيم ) زود رفتم در خونشون اون هم در رو باز کرد و من رفتم تو !تنش هم يه دامن بلند و يه پيراهن معمولي و با روسري بود بعد از رفتن به سراغ کامپيوتر گفت من امروز يک کارت اينترنت گرفتم و چون بلد نيستم از تو خواهش کردم بياي و رفت کارت آورد من هم مشغول ساختن يه Connecttion شدم و ژاله رفت شربت بياره و من تو همين اوضاع تو اين فکر بودم که برنامه رو چجوري رديف کنم که چيزي نصيبمون بشه که ژاله اومد و يه صندلي آورد و نشست کنارم و گفت تمومش کردي يا نه هنوز ؟!منم بعد از رديف شدن همه چي وارد اينترنت شدم و بهش گفتم دوست داري تو چه سايت هايي بريم و گفت نمي دونم منم بهش گفتم در چه زمينه اي باشه علمي ورزشي سياسي جوک سکسي و اين برنامه ها و ژاله گفت چه سايتهايي به نظرت خوبن و من باز هم پرسيدم در چه زمينه اي و اون گفت سکسي ( من تو دلم گفتم ديگه رديفه ) و رفتم تو سکاف و گفتم اين سايت خيلي با حاله و من هميشه داستاناشم مي خونم و گفت يکي از داستاناش رو بزار و من هم يه داستان براش گذاشتم و اون همونطور که مشغول خوندن داستان بود يه نگاهي هم به کير صاحب مرده ما هم مي انداخت و يک دفعه دستش رو گذاشت رو کيرم و پرسيد دلت مي خواد اين داستان براي ما هم اتفاق بيفته من هم گفتم چرا نه و هميشه منتظر اين لحظه بودم ، ژاله گفت پس صبر کن من الان ميام و من هم رفتم رو تختش نشستم و ميگفتم چجوري و از کجاش شروع کنم که ديدم بايه شورت وکرست سفيد در اتاق رو باز کرد و اومد توي اتاق واي داشتم ديوانه مي شدم تا چند لحظه اصلا مات و مبهوت بودم که گفت مگه نمي خواي شروع کني و من هم با يک صداي لرزان گفتم چرا و بلند شدم رفتم پهلوش و دو تا دست رو از زير بغلش بردم ولي اون دستم رو رد کرد وگفت لباسات رو در بيار و من هم سريع شلوار و تي شرتم رو در آوردم و با يه شورت رفتم پهلوش وقتي کير باد کردم رو ديد گفت چه شود !من به پشت سرش رفتم و مشغول نوازش مواهاي سرش شدم واز پشت بهش جفت جفت شدم بطوري که کيرم رو بين خط سوراخ عقبش مي مالوندم و اون سرش رو برگردوند و من لبام رو بردم به سمت لباش و اون لبهاي که براي من مثل قند بودن رو شروع کردم به خوردن و من لب پايينش رو مي خوردم واون لب بالاي من رو من رفتم سراغ گردنش و شروع کردم به بوسيدن وليسيدن گردنش ديدم آتيشش خيلي تنده هنوز هيچي نشده رفت سراغ کيرم و آخو اوخش در اومد ومن هم رفتم پشتش و کرستش رو باز کردم و سينه هاش رو آزاد کردم عجب چيزي بودن سفيد مثل برف وبا نوکهاي قهوهاي روشن و من مشغول خوردن سينش شدم و هر وقت يکي از سينه هاش تو دهنم بود با دست ديگم نوک سينش رو فشار مي دادم نوک سينه هاش به اندازه يک بند انگشت متورم شده بودند و اون گفت تحملم ديگه نموم شده و بزار تو ديگه ( هم من از کس ليسي بدم ميومد و هم اون از ساک زدن ) گفتم بشين رو تخت و دراز بکش و شورتش رو در آوردم و با يه کس خوشگل و بدون حتي يه خال رو به رو شدم ، کسش خيس خيس بود سريع شرت خودم رو هم در آوردم وبهش گفتم خشک که نميشه گذاشت تو !گفت صبر کن و از ميز کنار تخت يه کرم نيوا آورد و مالوند به کيرم و گفت بزار تو ديگه ! من هم ازش پرسيدم که تو کدوم سوراخش بزارم ؟! ( آخه هنوز عروسي نکرده بودن و بعد از فوت نامزدش نصف مهريه اش رو گرفته بود ) کيرم رو بردم سمت کسش و ديدم هيچ عکس العملي نشون نداد و من (تازه به ياد کاندوم افتادم ) و يکدفعه بلند شدم و رفتم سراغ شلوارم و گفتم اصل کاري رو فراموش کردم و کاندوم رو از جيب پشت شلوارم در آوردم و گفتم بکش روش و اون هم گفت بدون کاندوم !ما هم گفتيم خطريه ها !گفت اشکالي نداره مواظب باش !کاندوم رو پرت کردم يه گوشه و دو تا پاش رو رو با دستام بلند کردم گذاشتم رو شونه هام<br />
و کيرم رو با يه فشار کوچک کردم تو کسش و يواش يواش فشار مي دادم تا کيرم خوب بره تو کسش که يک دفعه اختيار از دستم خارج شد و محکم فشار دادم ديدم جيغ کشيد و گفت يواش کسش تنگ تنگ و داغ داغ بود داشتم ديوانه مي شدم همينطور يواش يواش عقب جلو ميکردم و وقتي ديدم ديگه راحته ، رفت و برگشتم رو تندتر کردم و همينطور تلمبه مي زدم و اون با صداي آخو اوخش حشر من رو بيشتر مي کرد تا اينکه ديدم آخ و اوهش خيلي زياد شد و من سرعتم رو کمتر کردم که گفت تندتر تا ته بگا و من سرعتم را خيلي تند کردم و ديدم يه دفعه بدن خودش رو با چند تکون شل کرد و من متوجه شدم به ارگاسم رسيده ولي من هنوز آبم نيومده بود گفتم مي تونم بزارم تو کونت گفت نه گفتم چرا گفت نه ديگه ومن هم بي خيال شدم و به گاييدن کسش با شدت بيشتري ادامه دادم تا احساس کردم آبم داره مياد و سريع کيرم رو از کسش کشيدم بيرون و تمام آبم رو رو سينه هاش خالي کردم و خودم رو انداختم تو بغلش و گفتم ازت متشکرم ، اونم گفت همچنين !اين اولين و آخرين باري بود که ژاله رو گاييدم چون دو هفته بعد با خانواده اش به محل ديگري اسباب کشي کردند</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177785</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس رو خوابونده از بغل که من دوست دارم میزاره تو کسش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Dec 2019 10:06:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاما]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بوداومدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودماما]]></category>
		<category><![CDATA[بودواي]]></category>
		<category><![CDATA[بودومن]]></category>
		<category><![CDATA[بيروندوتا]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[توامگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندو]]></category>
		<category><![CDATA[خواهيم]]></category>
		<category><![CDATA[خودكشي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترگفت]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دوجنسه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگيم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلكم]]></category>
		<category><![CDATA[كردمنو]]></category>
		<category><![CDATA[كنمچند]]></category>
		<category><![CDATA[كنهبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباممنم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناشيانه]]></category>
		<category><![CDATA[نبودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميشناسم]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتمو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من عاشقت شدم.ميخوام مال من فیلم سکسی باشي.نامه رو بهش دادم.خوندو خنديد.گفت دختر مگه تو دوجنسه اي؟گريم گرفت.اشكامو ديدو خنديد.گفت به خدا ديوونه اي.گفتم آره ديوونه ي سکسی توام.گفت ببين مهسا.من 2سال پيش مثه تو شاه کس لز بودم.اما اون مردو من تنها موندم&#8230;حالامن نميدونم تو ميتوني جاي اونو واسم پر كني کونی يا نه.گفتم:ميتونم.من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من عاشقت شدم.ميخوام مال من فیلم سکسی باشي.نامه رو بهش دادم.خوندو خنديد.گفت دختر</h2>
<p>مگه تو دوجنسه اي؟گريم گرفت.اشكامو ديدو خنديد.گفت به خدا ديوونه اي.گفتم آره ديوونه ي سکسی توام.گفت ببين مهسا.من 2سال پيش مثه</p>
<h3>تو شاه کس لز بودم.اما اون مردو من تنها موندم&#8230;حالامن نميدونم تو</h3>
<p>ميتوني جاي اونو واسم پر كني کونی يا نه.گفتم:ميتونم.من عاشقتم مريم.اونم خنديدو گفت خواهيم ديد.اما يه سوال تو ذهنم بود.لز كه</p>
<h4>گفت جنده يعني چي!از اونجا كه خيلي خرخونم نميدونستم! تصميم گرفتم</h4>
<p>برم تو اينترنت بسرچم.بعد از كلي پستون گشتن،خلاصه پيدا كردم&#8230;يعني مريم همجنس باز بود؟!يه كم ديگه گشتم تا يه فيلم لز</p>
<h5>گير بيارم.فيلمو کوس كه ديدم چشام از حدقه داشت ميزد بيرون!دوتا</h5>
<p>زن توي فيلم بودن يكي داشت كس اون يكيو ليس ميزد!واي خيلي واسم چندش آور بود!يعني مريم ازم ميخواست اين كارو بكنم؟!تاشب سکس داستان توفكر اون فيلم</p>
<h6>بودم.فرداش كه رفتم مدرسه به مريم گفتم همه ایران سکس جوره پايتم.گفت</h6>
<p>بهت نمياد!با اخم نگاش كردمو گفت باشه.امروز ساعت ٣ مياي خونمون؟تنهام.واي خدا مريمم ازم خواست برم خونشون.گفتم حتما ميام.از مدرسه كه برگشتم كلي به خودم رسيدم.لباس خوشگلمو پوشيدم .خلاصه زود راه افتادم تا 3 اونجا باشم.در زدم.قلبم داشت ميرفت تو شورتم!!درو واكرد.واي چه جيگري شده بود&#8230;چه آرايشي&#8230;يه نيم تنه پوشيده بود&#8230;واي&#8230; رفتم تو كه يهو لباشو گذاشت رو لبام!تا اون موقع كسي لبامو نبوسيده بود!شروع كرد به خوردن لبام!منم واسه اينكه كم نيارم لباشو به طرز ناشيانه اي خوردم!واي خيلي خوشمزه بود&#8230;عين عسل&#8230;همينجوري لب رولب رفتيم تا منو نشوند رو مبل.لباشو ورداشتوشروع كرد به درآوردن لباسام!راستش خجالت مي كشيدم.اما ميخواستم جلو مريم خودمو بچه خفن نشون بدم!واسه همين گذاشتم لختم كنه.بعدش گفت تو نميخواي مريمتو لخت كني؟من از خدام بود تنشو ببينم.نيم تنشو در آوردم سوتين نبسته بود.وااي كه چه سينه هايي داشت&#8230;شلواركشم در آوردم.همينطورشورتشو.حالا لخت جلوم بودومن نميدونستم چيكار كنم!ياد فيلمه افتادم.شروع كردم به خوردن سينه هاش.واي چه خوش طعم بود&#8230;يخم آب شده بودو داشتم سينه هاشو ميخوردم اونم آه وناله ميكرد.سرمو با دستاش گرفتو گذاشت رو كسش چندشم ميشد كسشو بليسم!اما واسه اينكه اون لذت ببره اينكارو كردم يكم كه كسشو خوردم خوشم اومد!تند تند ميخوردمو اون اهو ناله ميكردبعد از 10 دقيقه ديدم ارضا شد.بعد اومد سراغ من.منو خوابوندو يه راست رفت سراغ كسم!اولش قلقلكم گرفت.اما بعد خوشم اومد.واااي چه حالي داشت!داشتم حال ميكردم.سينه هامو مي مالوند.خيلي زود ارضا شدم.بعد كلي لباي همو خورديم.ديگه وقت رفتن من بود.اومدم خونه ولي تمام فكرم اونجا بود.تا آخر سال من هر 2روز يه بار ميرفتم خونشون&#8230;تا اينكه سال تموم شدو كارنامه گرفتم.مهساي شاگرد اول ٦ تا تجديد آورده بود!اعصابم داغون بود.يه هفته اي از مريم خبر نداشتم،گوشيو ورداشتمو بهش زنگيدم يه پسره برداشت پرسيد شما؟گفتم من مهسام.صداي مريم از اونور خط اومد كه گفت:امير قطع كن.امير بش گفت ميگه مهساست.مريم گوشيو گرفت:الو؟گفتم تو معلومه كجايي دختر؟گفت شما؟گفتم من مهسا ام ديوونه!گفت نميشناسم مزاحم نشو.قطع كرد.بغض داشت خفم ميكرد&#8230;آرزو ميكردم خواب باشه.اما نبود&#8230;رفتم در خونشون از اونجا رفته بودن&#8230;.الان فقط يه اسكلت ازم مونده.ديگه از اين دنياي نامرد خستم.اون منو با يه پسر عوض كرد&#8230;منو فروخت.خيلي ارزون.شما بگيد چيكار كنم؟چند بارم خودكشي كردم.خدا نخواست&#8230;. شما بگيد بايد چيكار كنم&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177782</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خیانت زن جنده برای بهتر کردن حال و هواش  تو زندگی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Dec 2019 08:27:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيارش]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتي]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چرخيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چهارراه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سيبيلو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نميكرد]]></category>
		<category><![CDATA[هستگفت]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خيلي شهوتي شده بودم حوس فیلم سکسی كردم كه بدم.يادم رفت بگم كه من يكي دو بار دادنو تجربه كرده بودم ولي چون هميشه ميترسيدم كه يكي سکسی از دوستام يا اشناها بفهمه كه من شاه کس گي هستم محتاط عمل ميكردم به هيچكس اعتماد نداشتم ولي اون شب فرق ميكرد دلمو کونی زدم به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خيلي شهوتي شده بودم حوس فیلم سکسی كردم كه بدم.يادم رفت بگم كه</h2>
<p>من يكي دو بار دادنو تجربه كرده بودم ولي چون هميشه ميترسيدم كه يكي سکسی از دوستام يا اشناها بفهمه كه</p>
<h3>من شاه کس گي هستم محتاط عمل ميكردم به هيچكس اعتماد نداشتم</h3>
<p>ولي اون شب فرق ميكرد دلمو کونی زدم به دريا گفتم بايد امشب بدم.برا همين با ماشينم راه افتادم رفتم دمه</p>
<h4>چهار جنده راه كالج دور زدن البته اكثر شبا كارم بود</h4>
<p>ولي فقط ميچرخيدم.ادماي زيادي اونجا با پستون ماشين دور ميزنن كه يه پسر پيدا كنن و باهاش سكس كنن ولي من</p>
<h5>ميترسيدم.اونشب يه کوس يك ساعتي چرخيدم ادم درست حسابي پيدا نكردم.ديگه</h5>
<p>نااميد شده بودم ميخواستم برگردم خونه كه تو چهارراه وليعصر احساس كردم يه ماشينه دنبالمه.اومد كنارم ديدم يه دوو سيلوه.يه مرده تقريبا سکس داستان 36 ساله بود</p>
<h6>سيبيلو البته با كلاس به نظر ميومد.توجه نكردم ایران سکس به راهم</h6>
<p>ادامه دادم ولي حواسم بهش بود كه هي مياد كنارم نگام ميكنه.رفتم طرف خيابون ويلا شل كردم اومد كنارم شيشمو دادم پايين سلام كرد گفت پزيشنت چيه.منم خودمو زدم به اون راه گفتم يعني چي.گفت ديدم داري دمه يوني ميچرخي.پيش خودم گفتم ادم خوبي به نظر مياد .هيچي نگفتم .بهم گفت من جا دارم مياي بريم ؟گفتم كجا هست؟گفت نارمك دفتر كارمه.بيا دنبالم.بعد گازشو گرفت رفت .منم كه دنباله همچين موردي بودم دنبالش رفتم.دمه يه ساختمون نگه داشت پياده شد .منم پياده شدم.(شبايي كه مرفتم بيرون به خودم ميرسيدم تيپه سكسي ميزدم)يه شلوار جين تنگه پاره كه شورتم معلوم بود با يه تيشرت تنگ.دره ساختمونو باز كرد گفت دنبالم بيا.رفتيم طبقه 3 گفت بيا اينجاست.يه دفتر كوچيك ولي خيلي شيك.تا اومديم تو يه چراغ روشن كرد البته نورش خيلي لايت بود.يه مرد هيكل متوسط خوب بود.گفت چند سالته گفتم 21.ديدم داره لباسشو در مياره داشتم ميمردم از شهوت.اومد جلو بغلم كرد گفت لخت نميشي؟ منم تيشرتمو در اوردم (بدنم اونموقه كم مو بود كه من هميشه ميزدم)نگاه كرد به بدنم گفت خوبه بدنت سكسيه .حرفشم ديونه ترم كرد.صورتشو اورد جلو شروع كرد لب گرفتن.تا اون موقعه با مرد سن بالا سكس نداشتم اون 2 بار سكسم با يه پسر همسنم بود.وقتي ازش لب ميگرفتم حس خوبي بهم ميداد.دستاشو برده بود پشتم با كونم ور ميرفت .دكمه شلوارمو باز كرد شلوارمو كشيد پايين.ديگه در اختيارش بودم هرچي ميگفت انجام ميدادم.يه شورته سكسي پام بود دست انداخت تو شورتم با كونم ور ميرفت.بعد شلوارشو در اورد نشست رو مبل گفت بيا ساك بزن .منم تا كيرشو كردم تو دهنم حالم بد شد .ولي اون ولكن نبود ميگفت بخورش.چشامو بستم شروع كردم به خوردن كيرش.ديگه بهم مزه ميداد.بعد گفت برگرد ميخوام بكنم تو كونه قشنگت.بهش گفتم اخه كيرت گندست من فقط 2 بار دادم .كيرت تو تميره.به زور برم گردوند يه توف زد دمه سوراخم كيرشم كه با ساك زدن من خيس بود اروم گذاشت دمه سوراخم .اصلا تو نميرفت درد بدي داشتم.ازش خواهش كردم نكنه ولي اصلا گوش نميكرد .يه چند باري سعي كرد ولي كيرش تو نميرفت.گفت به حالت سجده بشين .منم نشستم يه دفعي كيرشو هول داد تو.تمام بدنم تير كشيد .ميخواستم داد بزنم از ترسم فقط گريم گرفت.نفسم بالا نميومد.اونم كيرشو همونجا نگه داشت .بهم ميگفت عزيزم يه چند ثانيه صبر كن الان دردت تموم ميشه.داشتم از درد ميمردم.كم كم دردم خوابيد اونم شروع كرد به تلنبه زدن.چند بار كه تلنبه زد خوشبختانه ابشم اومد .ابشو ريخت رو كمرم.من نميتونستم بلندشم.اومد كنارم بوسم كردازم معذرت خواهي كرد بهم گفت تاحالا كون به اين تنگي نكرده بودم .اين شمارمه هروقت دوست داشتي ميتوني بياي پيشم.بلندم كرد برد دستشويي.ابشو پاك كرد .منم يه ذره حالم اومده بود سره جاش.لباسو پوشيدم .اومدم بيرون.خيلي بهم حال داده بود .ولي اونشب از درد كونم تا صبح خوابم نبرد.داستاناي ديگه اي با مردا داشتم كه بعدا براتون مينويسم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177700</post-id>	</item>
		<item>
		<title>همیشه آرزوی دادن این مدلی روداشتم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%af%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%af%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Dec 2019 07:17:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترم]]></category>
		<category><![CDATA[بلند]]></category>
		<category><![CDATA[بودخيلي]]></category>
		<category><![CDATA[بوديهو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بيارمش]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پسرشون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتمو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگي]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستيمون]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمونو]]></category>
		<category><![CDATA[شدهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كمربندشو]]></category>
		<category><![CDATA[كوچكترش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گشادتر]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[موقعها]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[حتي به داداش بزرگترم هم فیلم سکسی اون موقعها نظر داشتم.تو جامعه ايران يه زن پرشهوت كارش زاره چون به چشم بدي بهش نگاه ميكنن اما من سکسی دختر فاسدي نبودم.يه دوست خانوادگي داشتيم كه شاه کس پسرشون دوست فابريك داداشم بود.خيلي خوش هيكل و البته خوش قيافه بود. صورت سه تيغ کونی و موهاي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>حتي به داداش بزرگترم هم فیلم سکسی اون موقعها نظر داشتم.تو جامعه ايران</h2>
<p>يه زن پرشهوت كارش زاره چون به چشم بدي بهش نگاه ميكنن اما من سکسی دختر فاسدي نبودم.يه دوست خانوادگي داشتيم</p>
<h3>كه شاه کس پسرشون دوست فابريك داداشم بود.خيلي خوش هيكل و البته</h3>
<p>خوش قيافه بود. صورت سه تيغ کونی و موهاي نسبتا بلند,بينى باريك و قلمي و كلا چهره مينياتوري داشت اسمشم وحيد</p>
<h4>بود.من جنده كه رفتم دبيرستان,اين و داداشم دانشجو شدن و داداشم</h4>
<p>رفت يه شهر ديگه و از پستون اون به بعد وحيد خيلي كم خونه ما ميومد همون وقتا بود كه فهميدم</p>
<h5>بهش علاقه کوس دارم. شهوت هم مثل هميشه روي اعصابم بود</h5>
<p>و ديگه خودارضايي هم بهم حال نميداد.عيد نوروز كه شد داداشم اومد خونه و برنامه شد كه ما دو تا خانواده بريم سکس داستان شمال اما اميدي</p>
<h6>نداشتم چون از طرفي خانواده چهارچشمي منو مي ایران سکس پاييدن و</h6>
<p>از طرفي هم ميدونستم وحيد به من نظر نداره! بر و روي آنچنانى هم نداشتم آخه.15 سالم بود و اندام خدايي هم نداشتم.خلاصه رفتيم سفر و تا برگشتيم فقط غصه خوردم. چند باري با وحيد حرف زدم اما كلا با من مثل خواهر كوچكترش صحبت ميكرد.همه چي مخفي بود تا اينكه داداشم همه چيزو فهميد و بعد گريه زاري من و كلي نصيحت معقول كه ديد به خرجم نميره خودش شخصا با وحيد حرف زد.ما دوست بوديم اما عين خواهر برادر. تا اينكه فهميدم داداش بخاطر اينكه من آسيب روحي نبينم به وحيد گفته من بچه م و الان هوامو داشته باشه. همين!من جدا شدم و راه خودمو رفتم. دوست پسر پيدا كردم و شايد تو يه سال چند بار دوست پسر عوض كردم تا اينكه منم رفتم دانشگاه. كلا كارم شده بود عشق و حال الكي! سال اول دانشگاه اوپن شدم و همين جور داشتم ول ميدادم! خوش هيكل و خوش بر و رو هم كه بودم.همه چي تموم!يه شب وحيد اينا مثل هميشه اومده بودن خونه ما منم كه عمرا ديگه به اون توجهي نداشتم. با داداشم تو اتاق گرم صحبت راجع به كار و اينا بود. منم اتاق خودم بودم آخه وحيد تك بچه بود و اونا دختري نداشتن كه همدم من باشه. تو اتاق بودم داشتم خاطراتمو مرور ميكردم يهو بغضم گرفت. تا خرخره تو لجن بودم و وحيدو مقصر اصلي ميدونستم. اما كه چي&#8230;اون شب گذشت. فرداش زنگ زدم به وحيد و رفتم محل كارش و گفتم به ياد قديم ناهار باهم باشيم.حرفاي عادي زديم و گذشتسوار ماشين كه شديم يهو اون چهره سرد من تبديل به يه بدبخت بيچاره شد و زدم زير گريه و گفتم ميدونى من نابود شدم؟ همه شم تقصير توئه؟دستمو گرفت يه حال خاصي شدم. من سالها حال كرده بودم شهوتو ميشناختم اما اين يكي شهوت نبود! عميقتر از اون بود&#8230;وحيد به زمين و زمان قسم خورد كه تا حالا هرگز دوست دختر و اينا نداشته و همه شم بخاطر من بوده اما بخاطر ارادتش به داداشم بخودش اجازه نداده بياد طرفمنميدونم راست گفت يا دروغ اما به درك!من كه ترجيح دادم باور كنمتقريبا يه ماه از دوستيمون ميگذشت كه من مكان جور كردم و ازش خواستم بياد ناهار خونه دوستم ميخوام خلوت كنيم.بخودم رسيدم و يه تي شرت و دامن كوتاه پوشيدم. عطر زدم آرايشمو كردم كه اومد.واي خدا چه ناز بود اين پسر.تا اومد تو بغلش كردم و چسبيدم بهش و لباشو خوردم و تا وقتي كه راست شدن كيرشو حس نكردم ازش جدا نشدم.ديگه نيازي نبود حرفي بزنم. نگاهامون حرف ميزد!وحيد در گوشم گفت عزيز دلم ديگه نگران هيچي نباش.لبامو محكم ميخورد منم دكمه ها و كمربندشو باز كردم. منو رو زمين خوابوند و ازم لب گرفت. پيرهنشو درآوردم. عجب بدني داشت! لباسمو درآورد و سينه هامو تو دستاش مشت كرد. چسبوندمش به خودم و بوسيدمش گفتم عزيزم كنارم بخواب. دراز كشيد فوري رفتم روش و لب گرفتمو آروم دست كردم تو شلوارش و كيرشو گرفتم. يكم اومدم بالاتر و سينه مو دادم تا راحت بخوره. مث نوزاد شيرخواره سينه هامو داشت ميخورد.از پشت دست دادم رو كيرش و مالوندم.آب اوليه ش اومده بود. رفتم پايين و شلوارشو درآوردم. قبل درآوردن شورتش نگاهش كردم كه با سر اشاره كرد در بيارمش. درآوردم كيرش قطر 3 يا 4 سانت بود در 17 سانت.مناسب من بود. اومدم ساك بزنم مانعم شد اما بعد كه زبونمو به تخماش كشيدم دستاشو ول كرد. سر كيرشو محكم ميك ميزدم و كيرشم تو دهنم عقب جلو ميكردم. بلند شد و روم خوابيد و دامنمو درآورد.شرت پام نبود. گفتم وحيد كنارم بخواب از روبرو منو بكنكنارم خوابيد و روبروم بود. دستشو به كسم كشيد و انگشتشو داخل كسم فرو كرد. صدام دراومد گفت اوووف فكر ميكردم گشادتر باشه.پامو داد بالا.كيرشو گرفت و يهو فرو كرد تو كسم.صداي آه و ناله م ساختمونو برداشته بود اونم صداش دراومده بود.آه و ناله شم حشريم ميكردپسر سكسي و نازي بود.يهو كيرشو تا ته داد تو و سفت نگه داشت كه منم لبامو محكم گزيدم و فهميدم كه ارضا شده.گفت ريختم داخل گفتم اشكال نداره. اون با منلبامو رو لباش گذاشتم و بوسيدمش و دو ساعتي بغلش خوابيدم.آه&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%af%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177660</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده حشری و کس و کون گنده چه سکسی میکنه زیر دوش آب</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%b2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Dec 2019 07:39:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونا]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاما]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بوداما]]></category>
		<category><![CDATA[بوداومدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودماما]]></category>
		<category><![CDATA[بودواي]]></category>
		<category><![CDATA[بودومن]]></category>
		<category><![CDATA[بيروندوتا]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[توامگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[توجهمو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهيم]]></category>
		<category><![CDATA[خودكشي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترگفت]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دوجنسه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانمن]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگيم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[شدمريم]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلكم]]></category>
		<category><![CDATA[كردمنو]]></category>
		<category><![CDATA[كنمچند]]></category>
		<category><![CDATA[كنهبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباممنم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناشيانه]]></category>
		<category><![CDATA[نبودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميشناسم]]></category>
		<category><![CDATA[همينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتمو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[كسايي مي نويسم كه واقعيت فیلم سکسی دوست دارن&#8230;بگذريم.ماجرا از اولين روز دبيرستان رفتن من شروع شد كه يه دختريو ديدم به اسم مريم كه توجهمو جلب سکسی كرد.مريم خيلي ناز بود و خوش استيل.نميدونم شاه کس چي شد كه يهو عاشقش شدم تو نگاه اول!تصميم گرفتم كه باهاش دوست شم.از اونجا کونی كه من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>كسايي مي نويسم كه واقعيت فیلم سکسی دوست دارن&#8230;بگذريم.ماجرا از اولين روز دبيرستان</h2>
<p>رفتن من شروع شد كه يه دختريو ديدم به اسم مريم كه توجهمو جلب سکسی كرد.مريم خيلي ناز بود و خوش</p>
<h3>استيل.نميدونم شاه کس چي شد كه يهو عاشقش شدم تو نگاه اول!تصميم</h3>
<p>گرفتم كه باهاش دوست شم.از اونجا کونی كه من آدم اجتماعي و شوخي هستم خيليا بودن كه ميخواستن باهام باشن اما</p>
<h4>من جنده مريمو ميخواستم. . .ولي اون اصلا منو نميديد!با همه</h4>
<p>حرف ميزد جز من.دلو زدم به پستون درياو رفتم جلو خودمو معرفي كردم و باهاش دادم و شمارشو گرفتم.اونم باهام دست</p>
<h5>داد واي کوس دستاش چقد لاغر بودن. . .يه حسي بم</h5>
<p>دست داد كه تا حالا اونجوري نشده بودم.دوس داشتم اون مال من شه!شايد باور نكنيد ولي مي خواستم باهام ازدواج كنه!از روز سکس داستان به بعد ديگه</p>
<h6>گچ دوست پسر واسم معني نداشت!شب و روزم ایران سکس مريم بود.اما</h6>
<p>اگه اون دوست پسر داشت چي؟شمارشو برداشتم و بهش ميس زدم اونم جواب داد!واي با اون صداي نازش موهام سيخ شد.مريم من بود&#8230;گفت شما؟گفتم مهسام نشناختي؟گفت آهان تويي.كاري داشتي؟گفتم نه همينجوري زنگيدم.يه سوال بپرسم مريم؟گفت دوتا بپرس.گفتم دوست پسر داري؟با يكم مكث جواب داد:نه بابا من از پسرا بدم مياد.داشتم تو آسمونا سير ميكردم&#8230;حالا ديگه مال خودم بود&#8230;مريم من.يهو گفت چطور مگه؟گفتم هيچي ،با هم تفاهم داريم.چطوره با هم عروسي كنيم ها ها ها ها!تندي گفت منظورت چيه؟گفتم شوخي بود.خداحافظي كردم وقطع كردم.واي خدا دوس پسر نداشت! ديگه زندگيم شده بود مريم.هر لحظه بايد بهش ميزنگيدم كه كجايي با كي هستي. . .يه روز واسش نامه نوشتم.گفتم:مريم من عاشقت شدم.ميخوام مال من باشي.نامه رو بهش دادم.خوندو خنديد.گفت دختر مگه تو دوجنسه اي؟گريم گرفت.اشكامو ديدو خنديد.گفت به خدا ديوونه اي.گفتم آره ديوونه ي توام.گفت ببين مهسا.من 2سال پيش مثه تو لز بودم.اما اون مردو من تنها موندم&#8230;حالامن نميدونم تو ميتوني جاي اونو واسم پر كني يا نه.گفتم:ميتونم.من عاشقتم مريم.اونم خنديدو گفت خواهيم ديد.اما يه سوال تو ذهنم بود.لز كه گفت يعني چي!از اونجا كه خيلي خرخونم نميدونستم! تصميم گرفتم برم تو اينترنت بسرچم.بعد از كلي گشتن،خلاصه پيدا كردم&#8230;يعني مريم همجنس باز بود؟!يه كم ديگه گشتم تا يه فيلم لز گير بيارم.فيلمو كه ديدم چشام از حدقه داشت ميزد بيرون!دوتا زن توي فيلم بودن يكي داشت كس اون يكيو ليس ميزد!واي خيلي واسم چندش آور بود!يعني مريم ازم ميخواست اين كارو بكنم؟!تاشب توفكر اون فيلم بودم.فرداش كه رفتم مدرسه به مريم گفتم همه جوره پايتم.گفت بهت نمياد!با اخم نگاش كردمو گفت باشه.امروز ساعت ٣ مياي خونمون؟تنهام.واي خدا مريمم ازم خواست برم خونشون.گفتم حتما ميام.از مدرسه كه برگشتم كلي به خودم رسيدم.لباس خوشگلمو پوشيدم .خلاصه زود راه افتادم تا 3 اونجا باشم.در زدم.قلبم داشت ميرفت تو شورتم!!درو واكرد.واي چه جيگري شده بود&#8230;چه آرايشي&#8230;يه نيم تنه پوشيده بود&#8230;واي&#8230; رفتم تو كه يهو لباشو گذاشت رو لبام!تا اون موقع كسي لبامو نبوسيده بود!شروع كرد به خوردن لبام!منم واسه اينكه كم نيارم لباشو به طرز ناشيانه اي خوردم!واي خيلي خوشمزه بود&#8230;عين عسل&#8230;همينجوري لب رولب رفتيم تا منو نشوند رو مبل.لباشو ورداشتوشروع كرد به درآوردن لباسام!راستش خجالت مي كشيدم.اما ميخواستم جلو مريم خودمو بچه خفن نشون بدم!واسه همين گذاشتم لختم كنه.بعدش گفت تو نميخواي مريمتو لخت كني؟من از خدام بود تنشو ببينم.نيم تنشو در آوردم سوتين نبسته بود.وااي كه چه سينه هايي داشت&#8230;شلواركشم در آوردم.همينطورشورتشو.حالا لخت جلوم بودومن نميدونستم چيكار كنم!ياد فيلمه افتادم.شروع كردم به خوردن سينه هاش.واي چه خوش طعم بود&#8230;يخم آب شده بودو داشتم سينه هاشو ميخوردم اونم آه وناله ميكرد.سرمو با دستاش گرفتو گذاشت رو كسش چندشم ميشد كسشو بليسم!اما واسه اينكه اون لذت ببره اينكارو كردم يكم كه كسشو خوردم خوشم اومد!تند تند ميخوردمو اون اهو ناله ميكردبعد از 10 دقيقه ديدم ارضا شد.بعد اومد سراغ من.منو خوابوندو يه راست رفت سراغ كسم!اولش قلقلكم گرفت.اما بعد خوشم اومد.واااي چه حالي داشت!داشتم حال ميكردم.سينه هامو مي مالوند.خيلي زود ارضا شدم.بعد كلي لباي همو خورديم.ديگه وقت رفتن من بود.اومدم خونه ولي تمام فكرم اونجا بود.تا آخر سال من هر 2روز يه بار ميرفتم خونشون&#8230;تا اينكه سال تموم شدو كارنامه گرفتم.مهساي شاگرد اول ٦ تا تجديد آورده بود!اعصابم داغون بود.يه هفته اي از مريم خبر نداشتم،گوشيو ورداشتمو بهش زنگيدم يه پسره برداشت پرسيد شما؟گفتم من مهسام.صداي مريم از اونور خط اومد كه گفت:امير قطع كن.امير بش گفت ميگه مهساست.مريم گوشيو گرفت:الو؟گفتم تو معلومه كجايي دختر؟گفت شما؟گفتم من مهسا ام ديوونه!گفت نميشناسم مزاحم نشو.قطع كرد.بغض داشت خفم ميكرد&#8230;آرزو ميكردم خواب باشه.اما نبود&#8230;رفتم در خونشون از اونجا رفته بودن&#8230;.الان فقط يه اسكلت ازم مونده.ديگه از اين دنياي نامرد خستم.اون منو با يه پسر عوض كرد&#8230;منو فروخت.خيلي ارزون.شما بگيد چيكار كنم؟چند بارم خودكشي كردم.خدا نخواست&#8230;. شما بگيد بايد چيكار كنم&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177573</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نمیتونستیم تا خونه صبر کنیم پس تو ماشین گذاشتم تو کسش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%86%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d9%86%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85-%d9%be%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%86%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d9%86%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85-%d9%be%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Dec 2019 09:29:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقشون]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[ادامشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[اضطرابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[اونايي]]></category>
		<category><![CDATA[اينجور]]></category>
		<category><![CDATA[باشهرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشونم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابي]]></category>
		<category><![CDATA[بخوريم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورين]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرديم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بوداما]]></category>
		<category><![CDATA[بودساعت]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتي]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارش]]></category>
		<category><![CDATA[پشتشون]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تختشون]]></category>
		<category><![CDATA[تنقلات]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چهارشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمن]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالم]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستيه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگي]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروشون]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شد<معذرت]]></category>
		<category><![CDATA[شدمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلواره]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فروردين]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كارشونو]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:”من]]></category>
		<category><![CDATA[گوشيشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساي]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواهي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوره]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردن]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگذره]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همراهم]]></category>
		<category><![CDATA[همينجا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[:زود باش مخه دوست دخترمو فیلم سکسی زدم برام گفته اين شب ميتونم تا فردا باهات باشم.البته اينم بگم پري بچه تهرانه تو تبريز دانشجو هستش.7روزي ميشد سکسی كه دوست شده بودنيه دختر باكلاس خوشگل شاه کس حشري&#8230;.24 سالش ميشد ولي قدش195يا200سانتي ميشدسعيد به من گفت: علي برام مكان جور كن&#8221; منم کونی كه مكان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>:زود باش مخه دوست دخترمو فیلم سکسی زدم برام گفته اين شب ميتونم</h2>
<p>تا فردا باهات باشم.البته اينم بگم پري بچه تهرانه تو تبريز دانشجو هستش.7روزي ميشد سکسی كه دوست شده بودنيه دختر باكلاس</p>
<h3>خوشگل شاه کس حشري&#8230;.24 سالش ميشد ولي قدش195يا200سانتي ميشدسعيد به من گفت:</h3>
<p>علي برام مكان جور كن&#8221; منم کونی كه مكان نداشتم براش گفتم ولي ناراحت شد و رفت. بعد از 1ساعت به</p>
<h4>همراهم جنده زنگ زد وگفت علي اگه مكان و حل كني</h4>
<p>راضيش ميكنم تو هم بكنيش&#8221;واييييي چي پستون شنيدم !منم ميتونستم پري جيگرو بكنم&#8230;.ديگه ديوونه شدمگفتم اگه مكان پيدا كردم برات زنگ</p>
<h5>ميزنم.ديگه وقت کوس ميگذشت.خدايا چيكار كنم رفتم يه قليان بكشم تا</h5>
<p>بيبينم چي ميشه.وقتي ديدم نيميتونم مكان پيدا كنم به سعيد زنگ زدم گفتم:من نتونستم جا جور كنم كه سعيد گفت تو دوست سکس داستان دختراتو ميبردي سرعين///230كيلومتر</p>
<h6>تا تبريز فاصله داره// اونجا من نيميتونم اتاق ایران سکس بگيرم &#8220;برام</h6>
<p>منت بزار با هم بيريم.من گفتم اگه من نتونستم بكنمش ديوونه ميشم سعيد /كه فوري برگشت گفت:بابا تو كاريت نباشه من حلش ميكنمساعت 9 شب شد كه برام زنگ زد گفت به پري گفته كه ميريم سرعين اونم قبول كردهمن رفتم مغازمون به بابا گفتم يه كار پيش اومد ميرم شهرستان فردا مييام /به سعيدم گفتم بره ماشينمو بياره تا من يه قليان ديگه بيكشم///ساعت 9:40 پري رو سوار كرديم اينم بگم پري خونه شخصي گرفته ولي با هم كلاسي هاش. واييييييي چه هيكلي داشت سفيد سفيد بود كيرم داشت فرمان ماشينمو لمس ميكرد عجب كوسي بود اين پريديگه داشتم از شهر خارج ميشدم كه پري گفت علي اقا فردا داداشم ميياد تبريز تا باهاش برگردم تهران فقط لطف كنين فردا تا ظهر برگرديم&#8221;گفتم رو چشام ///اين حرفو تا حالا به مامانام نگفتم رو چشامبعد از نيم ساعت رسيديم بستان اباد تا سيگار و تنقلات بگيريم/سعيد رفت خريد كنه من تو ماشين برگشتم عقب ديدم پري خوابيده//واييي رو پهلوش خوابيده بود كونش قلنبه شده بودوقتي نگاهش ميكردم يهو دلم يجوري براش سوخت //كه الان خانوادش فكر ميكنن دخترشون ميخاد دكتر بشه ولي اين ميرفت تا كوس بده///و اشك از چشمام اومد&#8230;&#8230;.سعيد امد و دوباره راه افتاديم//تو شهر سراب نگه داشتم تا شام بخوريم كه وقتي وارد رستوران شديمسافراي 2 اتوبوس اونجا شام سرو ميكردن كه همشون يه تور ورزشي مرد بودن. اگه دروغ نباشه نصفشون دست از غذا كشيدن فقط پري مارو نگاه ميكردن رفتيم سر يك ميز خالي نشستيم سعيد و پري پيش هم و من روبروشون نشستم واييي سينيه سفيد مثل برف ميدرخشيد يه مدال طلا هم زينت بخش سينه پري جون .من 3 تا جوجه كباب سفارش دادم. ولي به پري گفتم :شما بايد شيشليك بخوري تا برات خون و گوشت بشه .گفت :علي اقا شما چي بخورين منم همونو ميخورم.ساعت 11 شب بود .ولي بد از 15 دقيقه از غذا خبري نشد .به سعيد گفتم پاشو بيبين چي شد اين جوجه هامون وقتي سعيد رفت ديدم الان ميتونم احساس پري رو بيدونم براش گفتم تا حالا عاشق شدي؟ گفت نه. گفتم چرا همش تو فكري؟ گفت همينجوري.سعيد اومد نتونيستم ادامشو بيگم.سعيد منو كشيد كنار گفت مرگه من كاري نكن از دستم بپره. قول ميدم اونجا كاري كنم بتوني بكنيش&#8221; گفتم سعيد اگه قبول نكنه چي؟ كليد ماشينمو دادم دستش گفتم من يه سواري شخصي ميگيرم برگردم تبريز. گفت امكان نداره بزارم برگردي حتما ميكنيش . بد از 25 دقيقه ديديم اين پدر سگ غذامونو نداد پري يهو گفت :بيريم خود سرعين شاميمونو بخوريم .من گفتم :پري جان تا برسيم 12 شب اونجا بستنگفت نه بابا &#8230;. سعيد برام بازم چشماشو درشت كرد كه چرا پري جان گفتيراه افتاديم تا رسيديم سرعين .فوري اتاقو حل كردم .ولي يادم نموند كه 1 خوابه باشه از شانس من 2 اتاق داشت./// رفتيم يه غذا خوري بازم گفتم جوجه بياره. بعد از خوردن سعيد حساب كرد اومد, براش گفتم سعيد اين پري تازه گيها اومده اينجا چون ساعاته كارشونو بلده ///داشتم به خودم قول ميدادم كه حتما ميكونمشامديم جايي كه گرفته بوديم.فوري بخاري روشن كردم .كه سعيد گفت :علي اون يكي اتاقم بخاريشو روشن كن .من ديگه قاتي كردم گفتم تو كوس مادرت كار منو خراب نكنچاره نداشتم امدم تا بخاريرو روشن كنم .هي دستكاريش كردم روشن نشه تا منم پيش اونا بخابمولي از شانس گوه من روشن شدامدم اتاق سعيد وپري ديدم روسري شو باز كرده &#8220;خدايا چي خلق كردي عجب محشري بوديه سيگار روشن كردم نشستم اونجا.كه اين پدر سگ سعيد ما گفت علي جان ميشه بري اتاق خودت؟ من ديگه ديوونه شدم ميخاستم بيپرم رويه پري سعيد فهميد فوري دستمو گرفت اورد بيرون/گفت قول ميدم تو هم بكنيش.///خدايا عجب غلطي كردم اين 2 رو اوردم.چاره نداشتم اومدم اين يكي اتاق.واي پشت ديوار الان چي كسي داشت نفس ميكشيد؟ پري جانكاپشنمو در اوردم وقتي جيبهامو نگاه كردم ديدم گوشيم نيست&#8221; از خدا خاسته يهو وارد اتاقشون شدم چي ميديدم .مانتوشم در اورد بود // اييييييي خدا قلبم داشت منفجر ميشداصلا از جاش تكون هم نخورد يه تاپ صورتي با يه شلواره مشكييادم رفته بود واسه چي رفتم اتاقشون_بازم سعيد گفت علي امري داشتي؟ميخاستم با يه مشت بكوبم دندوناش خورد بشه // &lt;تو دلم گفتم وقتي كيرتو كردي تو كسش انوقت ميام حالتو ميگيرم&gt; گفتم موبايلم نيست تو نديديش؟پدر سگ فوري گوشيشو برداشت به خط من زنگ زد ديديم مونده تو رستوران.رفتم اوردمش.امدم تو اتاقماتاق كه نه برام انفرادي بودساعت2 نصف شب بود كه يهو سعيد امد گفت :علي ميشه از ماشينت دستمال كاغذي بياري؟گفتم واسه چي؟ گفت :پري ميخواد بره توالتاااااا به خدا قسم چاقو ميزدي ازم خون نيميومد .واي خدايا مگه من كارگر جنده خونم كه دستمالم باراشون بيارمخوب دوستم بود قبول كردم.سعيد منو بوسيد گفت تا 2ساعت ديگه تو هم ميكونيش////دستمالو اوردم تا اين كوس طلايه ما بره جيش كنهديگه ساعت 2:30شده بودمن خوابم ميومد ولي علي كوچولويه من نيميذاشت بخوابمفقط سيگار ميكشيدم و يا گوشمو ميچسبوندم در اتاق اونا تا بيبينم چه خبرهميشنيدم كه سعيد داره براش التماس ميكنه/پري هم ميگفت :سعيد يادته برات گفته بودم من ضد حالم 20 هست؟بورو كنار ميخام بخابم///سعيد يه جوري التماس ميكرد كه من خاستم برم پيشش لخت بشم بگم بيا منو بكناخر سر ديدم كه دارم از سرما ميلرزم.امدم جلوي بخاري كمي اضطرابم كم شده بود چون ميديدم سعيدم نميتونه كاري بكنه///راستش باورم شده بود پري حتما از اونايي نيست كه بده&lt;خودمو انجوري راضي ميكردم&gt;كه يهو سعيد با شورت وارد اتاق من شد&lt;معذرت ميخوام سلول انفرادي&gt;گفت علي يارو از اونا نيست كه بده///منم تو كونم شادي ميكرد<br />
م كه حالا من ميتونم راحت بكنمشولي به روم نياوردم/گفتم برو يه بار ديگه سعي تو بكن گفت باشه و رفت ساعت3 رو نشون ميدادمن بازم رفتم پشت در وايستادم//ديدم پري ميگه: سعيد علي خوابش برده؟سعيد گفت :نه بابا اون قرص خواب اور ميخوره از شانس ما يادش رفته قرصاشو بياره تا قرص نخوره 2رخظشئ خوابش نيميبرهوايييي خدايا منو ديوونه هم كرد منم داشتم با اين حرفاش ديوونه ميشدم&lt;اخه پدر سگ من از كي تا حالا قرص خوردم&gt;ديدم يواش يواش صداي مارچ مورچ مي ياد/اره داشتن لبايه همديگرو مي خوردن////اين كير من نيميدونم گوشش كجاست ؟تو اين26 سال گوش كيرمو پيدا نكردم //تا صيداي لب گرفتنشونو شنيد بلند شدبد از 5 دقيقه ديدم صداي جير جير تختشون مياد. كمي درو باز كردم ديدم سعيد افتاده رو پريزبونشو كرده تو كسشو داره ليس ميزنه ////داشتم انفاكتوس ميكردم از شهوت خفه ميشدم//// فوري اين تكبيرو زمزمه ميكردم حتي يه مهر نماز بود اونجا بوسش ميكردم ميگفتم خدايااگه اينجور چيزا راسته اين كسو به منم حواله كنخدايا خدايا تا انقلاب مهدي واسه منم از اين كوس عطا بفرمايواش يواش ديدم سعيد داره سوتينشو دار مياره /اي خدا من ديگه ميخاستم گريه كنم اجب سينه هايي داشتمن كم كم ميخاستم لخت بشم تا يهو برم تو اتاق كه..ولي ديدم بدنم داره ميلرزه حتي دندونام به هم ميخورد زانوهام يجوري شده بود با خودم گفتم بزار وقتي سعيد خواست از كسش بكنه برم تو شايد پري از شدت حشريش چيزي نگه.5/6دقيقه صبر كردم از لاي در نگاه كردم ديدم اره ه ه ه كم كم ميخواد بياد پايين بدنش /از شدت استرسم بازم سيگار روشن كردم يهو صدايه جيغ شنيدم فوري امدم ديد بزنم كه ديدم سعيد داره يواش يواش تلمبه ميزنه // آي فلك ديگه داشتم ديونه ميشدم .يادم نيست كي وارد اتاق شدم ولي متوجه من نميشدن ديدم ديگه دارن تموم ميشن اينو از حركات سعيد متوجه شدم.فقط تو تنم شورتم بود &#8221; يهو سعيد زد كنار و ابشو خالي كرد رو شكم پري .برگشت ديد من پشتشون ايستادم/پري هم ديد ولي فوري پتو را كشيد روي بدنش من با صداي لرزاني گفتم :زود برو بيرون منم ميخوام بكنمش&lt;خدا وكيلي سعيد تا حالا حرف منو زمين نينداخته&gt;سعيد فوري رفت بيرون منم لباساشو دادم دستش.تا امدم بخوابم بغل پري جيغ كشيد داشت به سعيد فحش ميداد .رو به من كرد گفت:علي من لاشي نيستم با من كاري نداشته باشگفتم عزيزم ميدوني من در چه حالييم ببين دارم ميلرزم بذار خودمو خالي كنم كه زد زير گريهسعيد امد تو تا ببينه چي شده كه پري داد ضد پدر سگ نامرد بي عرضه برو بيرون نيميخوام صداتو بشنوم//من فوري گفتم سعيد برو بيرون كاريت نباشه من ارومش ميكنم/ بنده خدا فوري رفتخواستم پيش پري دراز بكشم گريه كرد گفت علي هر كاري ميخواهي بكن ولي بجون مادرت قسم ميدم بعدا منو خفه كن تا بميرم/ گفتم نه تا وقتي بخوام بايد با من باشي شايد تا وقتي درست تموم نشده/ چنان از ته دل گريه ميكرد كه نگو.حالا مونده بودم چيكار كنم با خودم گفتم يه كمي نازش كنم بوسش كنم درست ميشه تا امدم دست بهش بزنم گفت حق نداري به من دست بزني من چي شنيدم ديگه داشت اعصاب منو خراب ميكرد دستمو بردم كه پتو رو بكشم كنار كه از ته دل اهي كشيد بعد ديگه چشماش بسته شد و به سختي نفس ميكشيد فوري سعيد امد تو گفت چي شد علي گفتم داره ميميره ولي نميدونم چي كار كنم سعيد زود اب اورد زد به صورتش كه كمي حالش جا امد بازم اسعيد ديد از حا رفت سعيد بازم بيرون كردمدست رو صورت پري كشيدم ديدم گرمه گرمه فوري پتورو كنار زدم واي چي ميديدم سينهاش/شكمش كه اب سعيد هنوز مونده بود كسش كه كمي مو داشت ولي پري از حال رفته بود واين بهترين فرصت واسه من بوداما نتونستم اين كارو بكنم و رفتم اب بيارم تا بزنم رو صورتش تا بيبينم چي ميشه رفتم ابو اوردم زدم صورتش حالش كمي جا امد ديد پتورو كنار زدم ناراحت شد رنگش تغيير كرد ديگه من گفتم يا ميكنم يا ديگه اسممو پسركير دار نميزارمبوسش كردم با موهاش بازي كردم حالش كمي جا اومد ساعتو نگاه كردم ديدم 4 نصفه شب گفتم پري بيا دستو صورتتو بشورم حالت جا بياد گفت نميتونم بلند شم . با هزار مكافات بلندش كردم تا ببرم دستشويي.واي عجب كوني داشت سفت سفت سفيد سفيد كيرم يهو بلند شد و دست پري يهو خورد به كيرم&lt;البته شورتم هنوز تنم بود&gt; ديدم جا خورد و از من فاصله گرفتديگه شهوت داشت ديوونم ميكردبازم نتونستم كاري بكنم تا امديم بازم رو تخت به خودم جسارت دادم رو به پري كردم گفتم:پري ببين دوست دارم كه با من سكس كني هر چي هم بخواي برات انجام ميدم از لحاظ مالي تامين ميكنم اجاره خونه تو ميدم ماشين ميندازم زير پات خلاصه هر چي بگي انجام ميدمولي پريبازم گريه كرد گفت فقط ميخوام منو بكشي ديگه از خودم متنفرم .منم گفتم اگه حرفامو قبول نكني من خودمو ميكشم تا خونم گردن تو بيفته. خواستم بلند بشم كه برم ديدم شدت گريشو زياد كرد و گفت نه نرو نميخوام اينجا تنها باشم/نميخوام با سعيد بي شرف منو تنها بزاريتو كونم شادي كردم عجب دختريه/بازم امدم بغلش دراز كشيدم گفتم دستتو بنداز دور گردنم و منو بوس كن . با هزار مكافات قبول كرد ولي يهو بازم ديدم حالش خراب ميشه ديگه داشت نفسش به شماره ميفتاد/سرشو گذاشت رو شونم و گفت :علي با من كاري نداشته باشمنم الان اينجا تنهام با اينكه ميتوني با من هر كاري دلت خواست انجام بدي ولي فكر كن من خواهرتمواي اين حرفش منو داغون كرد كه من اينجا تنهام/زود پتو رو كشيدم رو تنش دستاشو بوسيدمو رفتم لباسامو بيارمديدم سعيد خوابيده / لباسامو اوردم تا بپوشم كه گفت يعني نميخواي با من &#8230;. كني؟ گفتم نهگريه كرد كه تا حا<br />
لا گريه جانسوز ي مثل ان نديده بودم. منم گريم گرفت كه خدايا من عجب انسان كثيفي هستم كه اين كارو كردم .برگشتم گفتم لباس زير كجاست ميخوام بپوشونم تنت.به كنار تخت اشاره كرد فوري شورتشو تنش كردمحتي بخدا نگاهي از شهوت براش نكردم بعدا سوتينشو بستم لباساي خودمم پوشيدم خاست بخوابه كه گفتم من ميرم اون يكي اتاق كه گفت نه بايد همينجا بخوابي گفتم پس بايد شلوارتم بپوشونمديگه داشت كم كم هوا روشن ميشد براش قول دادم تا صبح بالايه سرش بشينم و كاريش نداشته باشم ازش منم قول گرفتم كه ديگه گريه نكنه ///سرتونو درد نيارم ساعت 7:30بيدارش كردم بلند شد طفلكي ناي بلند شدن نداشت تا منو ديد زد زير گريه كه عجب برادري كردي به من كه كاري نكردي با منمنم چاقو ميزدي ازم خون نميومد چون نتونسته بودم بكنمش هم از كاري كه كرده بودم از خودم بدم ميومد/ ديدم سعيد امد تو تا خاست حرفي بزنه پري هر چي از دهنش ميومد نثارش كردعجب كاري كرده بودم هم از سعيد كجالت ميكشيدم هم از خودماتاقو تحويل داديم سوار ماشين شديم تا با كوله باري از شرم برگرديم تبريز تو راه فقط من حرف ميزدم/بعد از سراب سعيد گفت علي بيده من رانندگي كنم تو باهاش حرف بزن شايد راضيش كني كه من تقصيري نداشتمگفتم باشه.رفتم عقب پيشش نشستم گفتم پري منو ببخش تقصير من بود سعيد كار بدي باهات نكرده اين كارها همش تقصير من بود بيا باهاش اشتي كن كه گفت حتي بميرمم اين كارو نميكنم.گفتم ميخوام باهات حرف بيزنم گفت الان حالشو ندارم شماره همراهتو بده من برات زنگ بزنم .داشتيم ميرسيديم تبريز.گفتم ميخواي كجا پياده بشي؟گفت ولي عصرانجا پيادش كرديم /الان درست 1 هفته از اون اتفاق ميگذره ولي دوستيه منو سعيد محكمترم هم شدهالان بايد تا 15 فروردين صبر كنم تا پري بياد تبريز چون از ان روز ديگه زنگم نزده ميخوام يه كاري براش انجام بدم كه از دلش در بيارم.ولي خدا وكيلي خيلي ناز بود وقتي داشت پياده ميشد براش گفتم كه مانكني مثل عروسكي كه خنديدو رفت</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%86%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d9%86%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85-%d9%be%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177472</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کردن و گاییدن دو هرزه در زندان</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%87%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%87%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Nov 2019 08:43:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[–البته]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بازكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشدم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودميه]]></category>
		<category><![CDATA[بيداري]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خانومي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنين]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[جاي زنه بودم,يه دوست پسرازقبل فیلم سکسی براخودم جوركرده بودم.براش اسمس زدم سلام جوني بياكه تنهام دلمم خيلي ميخوادت.جواب دادباشه حتما.سريع پريدم حموم حسابي صافوصوف كردم .يه سکسی نيم ساعتي طول كشيد.بعدازحموم يه لباس يكدست شاه کس مشكي كه تابالاي رون كوتاهه روكه واسه خانومم خريده بودم پوشيدم به نظرخودم كه گوشت کونی خوبي شدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>جاي زنه بودم,يه دوست پسرازقبل فیلم سکسی براخودم جوركرده بودم.براش اسمس زدم سلام</h2>
<p>جوني بياكه تنهام دلمم خيلي ميخوادت.جواب دادباشه حتما.سريع پريدم حموم حسابي صافوصوف كردم .يه سکسی نيم ساعتي طول كشيد.بعدازحموم يه لباس</p>
<h3>يكدست شاه کس مشكي كه تابالاي رون كوتاهه روكه واسه خانومم خريده</h3>
<p>بودم پوشيدم به نظرخودم كه گوشت کونی خوبي شدم .لباس روكه پوشيدم بدنم حسابي ازهم وارفت,واقعن يكي روميخواستم نازموبكشه ونوازشم كنه.</p>
<h4>توخواب جنده و بيداري بودم كه دوستم زنگ زد. درو بازكردم</h4>
<p>اومد تو منو كه ديد گفت پستون سلام عزيز ببخشيد ديرشد.گفتم مرسي اومدي .ميخواي يه دوش بگيري ؟گفت آره حتما.حموم كه</p>
<h5>رفت منم کوس روكاناپه ولوشدم.يكربع بعدترتميزاومدحوله روانداخت رو دوشش نشست كنارم</h5>
<p>منم معطل نكردم درحين نگاه كردن به تلويزيون پاهاموانداختم رو پاهاش اونم كه عادتمو ميدونست شروع به نوازشم كرد. البته داشتيم راجع سکس داستان به مسائل مختلف</p>
<h6>حرف ميزديم كه پاهاموچسبوند به سينه اش و ایران سکس اينقدرنوازشم كردكه</h6>
<p>داشتم بيحال ميشدم. گفت عزيزم اگه دوست داري بخواب گفتم توكه ميدوني من چه مدلي ميخوابم .اينوكه گفتم منوبه شكم روزمين خوابونديه بالش گذاشت زيرباسنم كه يكم بالاتربياددستاشوچرب كردوشروع به ماليدن پاهام كرديه كم بعدبه آرومي شرتموكه البته توري ومال خانمم بودودرآورددامنمو كمي دادبالاتروحسابي ماساژم دادحدودده دقيقه اي همينطورادامه دادوهي قربون صدقه ام رفت منم كم كم داشتم بيهوش ميشدم ژل بيحسي هم كارخودشوكردبرگشتم يه نگاه بيحال بهش انداختم گفتم عزيزتوكه منو كشتي پس كي شروع ميكني ؟گفت راستش مال من زيادحال نداره .گفتم بده ببينم اين ديگه وظيفه ي منه يه ليس كه به كيرش زدم يكم سرحال اومديكدفعه يادعكسهاي زنم افتادم بلندشدم سي دي روروشن كردم تاچندتاازعكسهاي نيمه لخت زنمونشونش بدم بلكه سرحال بيادگفت ازنظرتومشكلي نداره.گفتم من كه مال توباشم خوب زنمم خودبخودمال توهم هست.كه ديدم بله بايكم ليس زدن حسابي سرحال اومدمن مشغول ساك زدن بودم كه گفت باباالآن آبم ميادگفتم خيلي ممنون ولي آبت واسه جاي ديگه هست يه خورده تف سركيرش باقي گذاشتموسوراخمم كه قبلش حسابي بيحس بودوژل زدمونشستم روكيرش يكم روبغلش بالاپائين رفتم كه ايندفعه منوبه شكم خوابونددامنموزدبالاوكونموروبالش گذاشتوآروم كردتو منم پاهاموحسابي براش بازكردم كه راحت باشه هرچنددفعه درمياوردودوباره فروميكرديه بارتوهمين حين يه بادي ازم خارج شدگفتم اينقدربادم نكن ,البته ته دلم خوشم ميومدكمي بعدمنوبه پشت برگردوندطوري كه رونام روسينش قرارميگرفت منم خيلي ازين حالت خوشم ميومدهردوتامون ناله ميكرديم گفتم عزيزم حالاقبول داري من زنتم؟گفت :آره خانومي .خيلي هم خانومي چه دقيقه اي به تلمبه زدن گذشت من ارضاشدم .گفتم عزيزم آبتوبريزتوش دلم ميخواد.گفت چشم.درحاليكه لنگام روهوا وتو بغلش بود آبشو تو من خالي كرد. يه ده دقيقه اي تو بغلش خوابم برد منو گذاشت زمين رفت دوش گرفت . ازحموم كه اومد منم لباسموعوض كردم و بايه تاپ ودامن كوتاه نشستم روكاناپه .گفت ديگه بايدبرم گفتم ممنونم سكس خوبي بود فقط تورو خدا من هرهفته دلم ميخوادگفت اگه وقت كنم چشم. بعدخداحافظي كرد و رفت.منم موندم منتظرتاسكس بعدي.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%87%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177327</post-id>	</item>
		<item>
		<title>لزبین های میلف  و لز لب استخر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%d9%84%d8%b2-%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%d9%84%d8%b2-%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Nov 2019 07:54:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامي]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[چسپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگيم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[كارهاي]]></category>
		<category><![CDATA[گائيدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[موقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكاي]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[يواشكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خونشون روستا بود قرار شد فیلم سکسی بيان شهر و در شهر يه خونه درست كنن،بعد چند ماهي كه خونه كم كم داشت كاراش تموم مي شد سکسی داييم دخترش شهين خانم رو اورد كه شاه کس براي كارگرها غذا درست كنه راستي اين رو بگم كه داييم اينا تا مدتي كه کونی كارهاي خونه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خونشون روستا بود قرار شد فیلم سکسی بيان شهر و در شهر يه</h2>
<p>خونه درست كنن،بعد چند ماهي كه خونه كم كم داشت كاراش تموم مي شد سکسی داييم دخترش شهين خانم رو اورد</p>
<h3>كه شاه کس براي كارگرها غذا درست كنه راستي اين رو بگم</h3>
<p>كه داييم اينا تا مدتي كه کونی كارهاي خونه شون تموم شد منزل ما بودن.راستشو بخواين من هميشه تو فكر سكس</p>
<h4>با جنده شهين بودم چون خيلي اندام سكسي داشت،يك شب كه</h4>
<p>شهين جون خونه ما بود با پستون خودم فكر كردم كه امشب بهترين موقعيت است براي گائيدن شهين. شب خوابم نبرد</p>
<h5>همش تو کوس فكر سكس با شهين جون بودم ساعت نزديكاي</h5>
<p>2:30 دقيقه بود كه بيدار شدم و رفتم اتاقي كه شهين خوابيده بود رفتم كنار تخت و يواشكي پتو را از روش سکس داستان برداشتم يه شلوار</p>
<h6>سياه اندامي با تاپ پوشيده بود با هزار ایران سکس ترس و</h6>
<p>لرز دستمو انداختم رو باسنش اروم باسنشو مالوندم بعد دست ديگرم رو بردم سمت پستوناش و مالوندمش هيچ عكس العملي رو از خودش نشون نميداد و به همين خاطر جرأت من بيشتر شد و رفتم پشتش خوابيدم و خودمو بهش چسپوندم يهو ديدم كه شهين چرخيد داشتم از ترس ميمردم كه شهين با دستش كيرمو گرفت من هم كه اين حالتو ديدم به خودم اومدم و يه بوس ازش گرفتم ديدم كه اون هم خيلي حشري شده لباشو نزديك كرد و چند دقيقه اي با هم لب به لب كرديم بعد گفتم اگه اجازه ميدي ميخوام شروع كنم او هم با حركت سرش بهم اجازه داد من هم تو يه چشم به هم زدن تاپ و شلوارشو در اوردم واي داشتم چي ميديدم يه سوتين و يه شورت سفيد كه سفيدي بدنشو چند برابر كرده بود سوتينشو در اوردم وشروع كردم به ليسيدن پستوناش چه حالي ميداد يواش يواش رفتم پايين تا به كسش رسيدم با يه حركت شورتشو پاره كردم و شروع كردم به خوردن كسش يه 5 دقيقه اي كسشو خوردم كه ديدم داره ارضا ميشه بعد من هم لباسامو در اوردم و بهش گفتم كه برام ساك بزنه كارش حرف نداشت بعد كيرمو از تو دهنش در اوردم و گفتم كه رو به شكم بخوابه چون ميدونستم كه كسش open نيست يه بالش گذاشتم زير شكمش و با آب كسش كيرمو خيس كردم و يه تف انداخم دم سوراخ كونش كيرمو گذاشتم رو سوراخ كونش و يه كم فشار دادم كه يه جيغ كوچلو كشيد بعد به ارامي كيرمو تا دسته كردم توش و يه كم صبر كردم تا عضله هاش باز شه و شروع كردم به تلمبه زدن ،چند روش ديگه رو هم امتحان كرديم بعد ديدم داره آبم مياد گفتم كجا بريزم گفت بريز تو كونم من هم تمام آبمو ريختم تو كونش بعد لباسامونو پوشيدم و من سريعا رفتم اتاق خودم كه ديدم ساعت نزديكاي 4 صبح است رفتم خوابيدم اين اولين سكس و با لذت ترين سكس زندگيم بود.بعد اون قضيه الان هم هر چند وقت يك باري با هم سكس داريم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%d9%84%d8%b2-%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177211</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دختر مدرسه ای خوشگل و حشری حسابی کرده میشه تا درس گرفته باشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Nov 2019 07:54:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اطمينان]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[بتواند]]></category>
		<category><![CDATA[بدنبال]]></category>
		<category><![CDATA[برآورده]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتري]]></category>
		<category><![CDATA[پاهايم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تنهايي]]></category>
		<category><![CDATA[توانستم]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاي]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودشان]]></category>
		<category><![CDATA[خودمان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[زندگيم]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتها]]></category>
		<category><![CDATA[طولاني]]></category>
		<category><![CDATA[فراوان]]></category>
		<category><![CDATA[كارهاي]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهاي]]></category>
		<category><![CDATA[لباس‌هايم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسانس]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مشكلات]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبي]]></category>
		<category><![CDATA[موسيقي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكرد]]></category>
		<category><![CDATA[نيازهاي]]></category>
		<category><![CDATA[همديگر]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فكر كنيد تا از زندگي فیلم سکسی تان لذت ببريد . زندگي خيلي كوتاه است و مشكلات بسيار فراوان پس بايد بسيار هنرمندانه زمان و مكان را سکسی مديريت كرد تا رنج روزگار پيرتان نكند شاه کس .من عاطفه هستم37 سال سن دارم و ليسانس روانشناسي دارم آنچه رابرايتان مي نويسم عين کونی واقعيت است [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فكر كنيد تا از زندگي فیلم سکسی تان لذت ببريد . زندگي خيلي</h2>
<p>كوتاه است و مشكلات بسيار فراوان پس بايد بسيار هنرمندانه زمان و مكان را سکسی مديريت كرد تا رنج روزگار پيرتان</p>
<h3>نكند شاه کس .من عاطفه هستم37 سال سن دارم و ليسانس روانشناسي</h3>
<p>دارم آنچه رابرايتان مي نويسم عين کونی واقعيت است . در زندگي هيج مشكلي ندارم خودم معلم هستم و شوهرم در</p>
<h4>دانشگاه جنده تدريس مي كند .زندگي هر انساني دو وجه دارد</h4>
<p>: يكي وجه رسمي و عادي پستون كه همه مردم دارند و دوم وجه عشقي و رومانتيك كه باعث مي شود</p>
<h5>از زندگي کوس لذت بيشتري ببريد . ما زنها با همسرانمان</h5>
<p>زندگي مي كنيم و اكثريت زنان هم وضعيت مشابهي دارند . زندگي با شوهر وجه رسمي زندگي است . زن با شوهرش سکس داستان به صورت رسمي</p>
<h6>زندگي ميكند و بسياري از رازها و حرف ایران سکس هاي دلش</h6>
<p>را نمي تواند به او بگويد . اصلا وقتي فكر مي كنيد مي بينيد كه شوهر شما هرگز شنونده خوبي براي حرفهاي شما نيست . و اين وجه غالب طبيعت است كه مرد بصورت شوهر رسمي درگير مشكلات و مسايل زندگي هست و نمي تواند بنشيند و ساعت ها ناز و عشوه هاي زنش را بگوش بگيردو از طرفي زنان هم دوست داريم كه ناز و عشوه بكنيم و كسي هم باشد كه برايش حرف بزنيم . چرا كه شوهر براي اين كار آفريده نشده است . ممكن است زن جواني در ابتداي زندگي فكر كند كه شوهر او استثنا هست و ساعتها نازش مي كشد اما مطمن باش كه هر چه زمان بگذرد اين وجه زنگي مردان كمتر و رسمي تر مي شود . من با تجربه 19 سال زنگي با شوهرم اين حرف را مي زنم(( در 18 سالگي ازدواج كرده ام)) .شوهرم خيلي آدم خوب سرحال و عاشق من است اما زنان بيشتر دوست دارند تا مردي وجو.د داشته باشد كه روزانه ساعتها حضوري يا تلفني پاي صحبت او بنشيند و نازش بكشد و حرفي كه خاطرش را برنجاند ، نگويد .من پس از گذشت 6 سال از زندگي مشترك متوجه اين كمبود و خلا در زندگيم شدم و شوهرم علي رغم اينكه هر شب و حتي برخي روزها با من سكس داشت ، اما كمبود فردي كه بتواند اين خلا را پر كند احساس مي كردم .لذا تصميم گرفتم تا همدم مناسبي را پيدا كنم كه بيشتر بنوانم با او حرف بزنم و ناز بكنم و نازم بكشد . چرا كه كم حرف زدن و خالي نشدن رازهاي درون باعث ايجاد عقده در فرد مي شود .با حس روانشناسانه خودم به دنبال راهي يا فردي بودم كه كمكم كند در محيط كار ، در بين همكاران ، بين دوستان و آشنايان و حتي بين شوهران دوستان و همكارانم بدنبال فردي بودم كه فقط كار سكسي از من نخواهد و همدم همديگر باشيم چه بسا بسياري از مردان هم اين مشكل را داشته باشند . آنها هم از صحبت با زنانشان سير نشوند و دنبال همدمي باشند و به قول شاعر :سينه مالامال درد است اي دريغا مرحمي دل ز تنهايي به تنگ آمد خدايا همدميپس از مدتي بالاخره يكي را نشان كرد و ارداه كردم كه به دستش بياورم ، خيلي سخت است . چگونه مردي را بيابي كه مطمن باشي تو را دوست دارد و راز دار باشد و تا آخر عمر ماندگا و به قول برخي دوستانم : شوهري در سايه باشد و نازت را بكشد .به هر حال تلاش كردم و به او نزديك شدم رابطه ي سلام و عليكي را با او گرم كردم چون زنش دوستم بود . ابتدا او نشاني دريافت نمي كرد و عكس العملي نشان نمي داد . در مسير راه او قرار مي گرفتم ، برخي كارهاي كوچك را به او مي گفتم برايم انجانم بدهد و حتي بيشتر به زنش نزديك مي شدم . شايد باور نكنيد كه حدود 2 ماه طول كشيد تا با انحاء مختلف به او فهماندم كه دوستش دارم . بالاخره او جواب داد و متوجه منظور من شد . تلفنم را از گوشي زنش پيدا كرده بود و يك روز به شماره ام زنگ زد .باور كنيد قلبم از تپش ايستاد. الكي احوال زنش را پرسيد كه با شما هست يا نه و از اين حرفها . من هم شماره اش را ذخيره كردم . 2 روز بعد دوباره زنگ زد و تيكه هاي بهم انداخت كه من هم با زيركي جوابش دادم . بالاخره بار سوم زنگ زد و گفت كه تحويل نميگيريد و يك بار هم شما زنگ بزنيد . من سرسختي نشان دادم و ميخواستم تا در همين ابتدا نازم بكشد و بدانم چقدر اصرار دارد . باور كنيد هر روز زنگ مي زد و بهانه اي پيدا مي كرد و اس ام اس ميداد . تا اينكه يك بار بهم گفت مي خواهد حرفي بزند و بايد قسم بخورم كه بين خودمان مي ماند و ناراحت نمي شوم . اصرار كرد كه جوابم هر چه باشد بين خودمان بماند . و قتي بهش اطمينان دادم ، با اطمينان گفت كه (( دوستت دارم )) قلبم فرو ريخت و اين آغاز يك عشق طولاني و راستين شد . ابتدا با اكراه قبول نكردم اما او مداوم تكرار مي كرد و قسم مي داد. از او فرصت خواستم و دليل كارش را پرسيدم . بالاخره بعد از يك هفته شروطم را بهش گفتم ::1-براي سكس با هم دوست نمي شيم .2- همديگر را از نظر روحي و رواني ارضاء كنيم 3-هميشه به ياد هم باشيم 4- راز دار بمانيم . از آن روز صحبت هاي تلفني ما با هم شروع شد . باور كنيد كمتر روزي بود كه يكساعت با هم درد دل نكنيم . هر چه نمي توانستم به شوهرم بگويم به او مي گفتم . قهر و آشتي مي كرديم . هديه به هم مي داديم . بعضي وقتها هم حضوري در مكاني مطمن با هم حرف مي زديم و هر بار احساس مي كردم كه سبكتر شده ام . با شوهرم هم صميمي تر از گذشته بودم چرا كه حرف ناگفته اي نمي ماند و عقده اي در دلم وجود نداشت . بخدا تا تجربه نكنيد نمي فهميد كه من چه مي گويم . الان مي فهمم كه چرا اكثر دخترها دوست پسر دارند. چيزي كه من هرگز نداشتم. چند ماهي گذشت و ما بيشتر به هم نزديك مي شديم . تا اينه يك روز در يك محل مطمن به هم رسيديم و دستش را به سويم دراز كرد و به هم دست داديم . باور كنيد نفهميدم چي شد و چطور شد كه همديگر را بغل گرفتيم وبه هم فشار مي داديم و اشك چشمانمان صورتمان را خيس كرد. آنقدر سبك شده بودم كه احساس كردم بار سنگيني از دوشم برداشته شده و مي خواهم پرواز كنم . بخدا قابل درك نيست فقط قابل احساس هست . شنيدن كي بود مانند ديدن .پس از 3 ماه براي اولين بار در روزي كه در خانه خودشان تنها بود ، براي يك روز صبح دعوتم كرد . مانده بودم كه چه بگويم ، اما شرط دوستي نبود كه نروم . ساعت 9 به خانشان رسيدم . موسيقي آرام و دلنوازي گذاشته بود . فضاي رومانتيكي بود دستانمان در هم گره خورد و براي اولين بار گرماي لبانش را حس كردم . زبانش را در دهانم فرو كرده بود و قانون نا نوشته بين مان ناخودآگاه در حال شكسته شدن بود . بدون هيچ حرفي در آغوشش قرار گرفتم . لاله گوشم و پشت گردن و سپس نافم را مي مكيد و مانند بجه ي 6 ماهه پستانم را در دهانش قرار داده بود و آرام و مطمن مي مكيد و گا<br />
هي نيشگوني مي زد . موي سرم را نوازش مي كرد و من هم ناخواسته به آه و آه آه آه آه كردن افتاده بودم حالتي در من ايجاد شده بود كه هرگز تصور نمي كردم ، در آسمان سير مي كردم . دستش را بين پاهام قرار داد و آرام آرام مالش مي داد . آب از بين پاهام جاري بود و مانند شاگردي تنبل ساكت بودم و خودم را به دست او سپرده بودم . انگشت دستش را آرام در بين خط وسط پاهام حركت مي داد . ديگر برايم قابل تحمل نبود . دستم را در بين موي سرش فشار دادم و چنگ مي زدم . آه آه هايم به ناله تبديل شده بود و وقتي با 2 انگشت آنجايم را مالش ميداد بدنم شل شد و احساس بزركترين آرامش زندگيم مي كردم . لباسهايم را در آورد و اين بار پاهايم را باز كرد زبانش را وسط پاهام كشيد ودوباره رعشه اي سراسر بدنم را فرا گرفت . شوهرم هرگز اين كار را نميكرد . باور كنيد با كل زبانش تمام دستگاهم را ليس مي زد و آه مي كشيدم كه براي بار دوم ارضاء شدم . آنگاه لباسهاي خودش را در آورد و جلوم قرار گرفت 2 بار من را ارضاء كرده بود ولي خودش هنوز هيج . دستم را درون شرتش فرو بردم و آلتش را لمس كردم و ماليدم . وقتي شرتش را پايين كشيدم ، نفسم گرفت . خيلي از آلت شوهرم بزرگتر بود . به زور آنرا در دهان فرو كردم . باور كنيد خيلي حال مي داد . اين بار صداي آه آه آه آه او خانه را فرا گرفته بود . چند بار ساك زدم آبش آمد و روي سينه ام خالي كرد . سپس مرا روي تخت دراز كرد و سر آلتش را با آب دهانم خيس كردم . سرش را جلوي آن قرار داد . و تا دسته تاآخر در آن فرو كرد . آنجنان جيغي زدم كه دستش را جلوي دهانم قرار داد . سپس تلمبه زدنش شروع شد . درد من هم جاي خود را به لذت داده بود و هر لحظه بيشتر لذت مي بردم . آن روز 6 بار ارضاء شديم كه سهم هر كدام 3 بار بود وقتي لباس مي پوشيدم ، ساعت از 12ظهر گذاشته بود . باور كنيد زيبا ترين سكس زندگيم بود . قرارمان بر اين شد كه هر ماه يك بار با هم سكس داشته باشيم .باور كنيد سنگ صبورم شده است و هيچ خواسته ي غير معقولي از من ندارد. در هر زمان و هر مكاني كه بگويم حاضر مي شود و مانند برده در خدمتم هست. راهنماي من در تمام كارهاست . الان حدود 10 سال هست با هم رابطه داريم . راز دار هم هستيم و هيچكس هم از موضوع بويي نبرده است .باور كنيد خيلي جالب است پيشنهاد مي كنم در زندگيتان يك دوست خوب و مطمن كه از صميم قلب دوستتان داشته باشد ، را پيدا كنيد . تمام نيازهاي رواني و حتي جسمانيتان را برآورده ميكند .ببخشيد كه عجله نوشتم و خلاصه كردم .زندگي دنيا خيلي كوتاه است پس از آن استفاده بكنيد. هر انساني لازم است يك دوست راستين و واقعي داشته باشد .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177213</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اخ دیدی دوست دختر داداش کوچیکمو کردم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%ae-%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b4-%da%a9%d9%88%da%86%db%8c%da%a9%d9%85%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%ae-%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b4-%da%a9%d9%88%da%86%db%8c%da%a9%d9%85%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2019 10:03:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونها]]></category>
		<category><![CDATA[اختيارش]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتان]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابيم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توصیفش]]></category>
		<category><![CDATA[خنديديم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستيم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سینهام]]></category>
		<category><![CDATA[شدوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[طولاني]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذروندیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لباسها]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبان]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیتش]]></category>
		<category><![CDATA[وبابام]]></category>
		<category><![CDATA[وبيشتر]]></category>
		<category><![CDATA[وخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[وساعتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/yuqLWBnx7ySc-rgkANpQSw/017/879/035/1280x720.c.jpg.v1611760680" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="اخ دیدی دوست دختر داداش کوچیکمو کردم" title="اخ دیدی دوست دختر داداش کوچیکمو کردم" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>دارم پرواز مي كنم ، فیلم سکسی بابام گفت بيا يكي از اين لباسها الان بپوش بيينم كه قدر خوشگلتر مي شي من هم بدون معطلي جلوي سکسی بابام لباسم را درآوردم و يكي از شاه کس لباس ها را پوشيدم و خيلي خوشگل تر شده بودم و در ضمن خيلي هم کونی بدنم مي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/yuqLWBnx7ySc-rgkANpQSw/017/879/035/1280x720.c.jpg.v1611760680" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="اخ دیدی دوست دختر داداش کوچیکمو کردم" title="اخ دیدی دوست دختر داداش کوچیکمو کردم" decoding="async" /></p><h2>دارم پرواز مي كنم ، فیلم سکسی بابام گفت بيا يكي از اين</h2>
<p>لباسها الان بپوش بيينم كه قدر خوشگلتر مي شي من هم بدون معطلي جلوي سکسی بابام لباسم را درآوردم و يكي</p>
<h3>از شاه کس لباس ها را پوشيدم و خيلي خوشگل تر شده</h3>
<p>بودم و در ضمن خيلي هم کونی بدنم مي لرزيد نمي دونم چرا ولي توي ابرها بودم چون وقتي بابام اومدو</p>
<h4>زيپ جنده پشت لباس را بست آروم لمسم مي كرد و</h4>
<p>چروكه لباسم را هم صاف كه پستون مي كرد دستش را به سينه هام كشيده ولمسشون كرد يه دقيقه اي همين</p>
<h5>طور بود کوس كه باز منو بغل كردو از لبام بوسيد</h5>
<p>نيم ساعتي همين طور گذشت ومن وبابام كلي با هم خوش بوديم البته هنوز رومنون اون طور كه بايد باز بشه باز سکس داستان نشده بود ولي</p>
<h6>خيلي باهمديگه صميمي تر شده بوديم ولي هنوز ایران سکس مسائل جنسي</h6>
<p>در كار نبود وما بيشتر يه حالت ابراز شديد علاقه به هم داشتيم وبوسه مي كرديم و مي خنديديم .بعدش صدای مامان بزرگم اومد که گفت شقایق مامان ، بابا الان خسته است بگذار کمی استراحت کنه شام هم آماده است می ایین یا بیارم اونجا .بابا سریع گفت نه ما هم الان می ایم پیش شما .رفیتم و پیش همه تا شام بخوریم.كه ديگه داشت خوابه مون مي اومد باهم رفتيم مسواك زديم و بعد اومديم كه بخوابيم كه باباي گفت واست لباس خواب هم آوردم گفتم باشه مي خواستيم بريم كه بابا بزرگه بابا را به حرف گرفت يه بيست دقيقه طول كشيد كه بياد، وقتي اومد گفت خيلي خسته شده ام وخوابم مي آيد بعد گفت لباس خوابت را بيار بپوش لباس كه بهم داده بغلم كرده گفت خيلي دوستت دارم عزيز م نمي دونستم ترا دارم خيلي وقته كه تنهام الان احساس مي كنم كه همه دنيا ما منه آروم لباسام را در آورد وگفت حالا لباس خوابتا را بپوش .زير لباس خواب فقط كرست و شرتم بود و ديگه هيچي در ضمن لباس خواب هم طوري بود خيلي نرم خوش رنگ بود چند تكيه بود وقتي راه مير فتي خيلي عشوه گري مي نمود و خيلي هم به آدم حال مي داد بابا هم دم به ساعت منو بغل مي كرده از لبام مي بوسيد وقتي بغلم مي كردم ديگه يه جوري لخت مي بودم توي بغلش خودشم لباساش را در آورد يه لباس خواب خوش رنگ هم اون پوشيد كه اون هم زير لباس خواب فقط يه شورت بود ديگه كمي من به نفس نفس افتاد بودم وبيشتر خوش مي گذشت وخودما راحت گذاشته بودم در اختيارش و اون هم ديگه منو لمسم ميكرد وگاهي وقتها هم بوسيدنش به گردنو پاهام ودستمام طاق سينه گوشم هم ميرسيد كه ديگه يه حالت عادي شده بود لب گرفتناش طولاني تر هم شده بود و بيشتر به هم مي گفت كه دوستت دارم ومي گفت از وقتي که فهمیده دختري دارم ، آروز مي كردش كه وقتي پيدام بكنه فقط تا صبح ليس بزندش و بخوردم بعدش همین طور در حال بوسیدن خوابیمئن برد و صبح شدوقتی صبح شد دیدم که تقریباً لختم و کنار بابام هستم سریع رفتم لباس خواب را عوضش کردم و همون لباسهای خودما پوشیدم ورفتم اتاق بیرون بعد نیم ساعت باب هم بیدار شد وصبحانه خوردیم وبعد به من گفت که آماده شو تا ببرمت به خودنت ومن هم خوشحال سریع رفتم مانتو ی وچادرم را پوشیدم وچمدانی که بابا برام آورده بود را بیرون آوردم که یه لحظه بابا م گفت شقایق این چه جوریشه . منهم با تعجب گفتم چی چه جوریشه ؟دیدم با تعجب به چادرم ومانتوم اشاره می کنه اینا چین .بعدش منهم گفتم که ابنا لباسای بیرون من هستند. بعد بابام چشماش پر اشک شد و گفت بابا بمیرم برات که تو این جور لباس می پوشی در حالی که بغلم کرده بود وگریه می کرد .گفت بهت قول می دم که دیکه خوشبخترین دختر روی زمین بشی .( مثل دخترک شاهیرا.)بعدش از بابا بزرگم ومادر بزرگم خدا حافظی کردیم ورفیتم به طرف خونه خودمون .منهم فکر می کردم که شاید یه خونه سفید ودوطبقه باشه وقتی رسیدیم خونه ؟ خونه که نه کاخ بود واقعا زیبا و اصلا مبهوب زیبای باغ و خونه شده بود خونه نگهبان و پیش خدمت بود که می اومد وساعتی کارای خونه انجام می داد و میرفت واقعا زیبا بود گیج شده بود و فکر می کرد کهدر خواب هستم که ناگهان با صدای بابا به خودم اومدم وگفت خوشگلم چه طوری چرا حرفی نمی زنی .منهم گفتم اصلاً باورم نمی شد که همچین خونه ای بینم ،حالا چه برسه که بیام داخلش که باز هم اومد وبغلم کرد و گفت تو لایق بیشتر این هایی فشرمنده که من نتونستم وظیفه ام را به خوبی انجام بدم بعدش تا شب همش خند و خوش گذروندیم وکلی هم بغل بازی می کردیم رفیتم بیرون چند تا لباس شیک جدیدواسه بیرون رفتم خرید وکلی افتاد دیگه که نمی خوام به جزیات برم اما شب که شد بابا گفت خسته شدیم بریم یه دوشی بگیرم ( در تمام طول این روز لبام و سینهام همش توی دستای بابام بود و فکر می کردم طبیعی ) منو برد حموم ، لباسا ما را در آورد اونهم همین طور حتی شورتم را در آورد یه کمی خجالت می کشیدم . احساس کردم بابا هم متوجه شده ولی به ورم نیاورد وگفت بابا یی راحت باش ( راستش اصلا باورم نمی شد که در عرض 24 ساعته من جلوی بابا لخت لخت بشم وبا هم حموم کنیم البته خودمم خیلی خوشم می اومد ) رفیتم داخل حموم زیر دوش بابا منو خیسم کردخودش هم خیس کرد بعد لیف برداشت و انو به بدن من می کشد وتمام این مدت باور کنید اصلا هیچ مسئله سکسی تا حالا نبود بااین لذت بخش بود اما اون موقع چیزی در مورد سکس نمی دونستم در این لیف کشی بابام سینه ها و کونو جلوم را لیف می کشید واقعیتش به قدر لذت می بردم که که نمی تونم توصیفش کنم حتی انگشتان دستش را حتی داخل کونم هم می کرد ومدام دستش را روی کوسم وگاهاً کمی داخل فشارشون میداد در تمام این مدت که لیف می کشیدو با هام بازی می کرد هیچی حالیم نبود و فقط این یادمه که برم می گردوند تو بغلش فشارم میداد بعد منو بالا پایین می کرد چندین بار این کار می کرد و من هم به خدا اصلا توی آسمونها بودم و چیزی اصلانمی فهمیدم وفقط هر چی می گفت گوش می کرد منمی دونم چه مدتی بود که توی حموم بودیم ولی این یادم میاید که بعد از کلی خنده وخوشی و قلقک و بوس بغل گیری بالا پایین شدنم یه لحظه احساس کردم که بدنم داغ داغ شده و بابا هم داره می لرزه خودمم داشتم می لرزدیم وفقط داشتم خودما به بابا فشار میدادم بابا هم در حالی که منو محکم فشارمیداد گفت آخخخخ آخخخخ-آههههههههههه همینطور تا چند دقیقه بغلش بودم که بعد از چند دقیقه بابا م یه بوسه ازلبام کرد وهمین طور گیج و منگ بودم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%ae-%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b4-%da%a9%d9%88%da%86%db%8c%da%a9%d9%85%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/yuqLWBnx7ySc-rgkANpQSw/017/879/035/1280x720.c.jpg.v1611760680" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177132</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-19 02:55:28 by W3 Total Cache
-->