<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>چراغهای &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%86%d8%b1%d8%a7%d8%ba%d9%87%d8%a7%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:31:26 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>چراغهای &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>نرم و خوب نشسته سر کیر پسرش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%86%d8%b1%d9%85-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%86%d8%b1%d9%85-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 Aug 2019 08:40:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اوفتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بازداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بازرسی]]></category>
		<category><![CDATA[باورکنید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردونم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارش]]></category>
		<category><![CDATA[پادگان]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[چراغهای]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[دادیمو]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شناختیم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکی]]></category>
		<category><![CDATA[کیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسارو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مخابرات]]></category>
		<category><![CDATA[منظورتون]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میریختن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میندازن]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبان]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[یادمون]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[به نگهبان ها سر میزدم فیلم سکسی یک شب که پاس بخش بودم حدود ساعت 2 شب به پست های نگهبانی سرکشی میکردم که یک وقت کسی سکسی ترک پست نکنه یا نخوابه که اگه شاه کس افسر نگهبان میومد نگهبانی و را میدید که خوابیده هم اونو بازداشت میکرد هم دردسر کونی واسه من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>به نگهبان ها سر میزدم فیلم سکسی یک شب که پاس بخش بودم</h2>
<p>حدود ساعت 2 شب به پست های نگهبانی سرکشی میکردم که یک وقت کسی سکسی ترک پست نکنه یا نخوابه که</p>
<h3>اگه شاه کس افسر نگهبان میومد نگهبانی و را میدید که خوابیده</h3>
<p>هم اونو بازداشت میکرد هم دردسر کونی واسه من بود چند تا از پست ها را کنترل کردم رفتم سراغ پست</p>
<h4>مخابرات جنده که داخل سالن بود از نگهبان خبری نبود آهسته</h4>
<p>رفتم جلو دیدم نگهبان خوابیده قبلا پستون تو پاسدار خونه دیده بودمش آروم جلو رفتم و در یک چشم بهم زدن</p>
<h5>خشاب اسلحه کوس رو برداشتم از خواب پرید پا شد جریمه</h5>
<p>خشاب برداشتن بازداشت و اظافه خدمت 10 روز بود شروع کرد به خواهش و تمنا راستش نمی دونم چرا لج کرده بودمو سکس داستان ندادم در صورتیکه</p>
<h6>قبلا اینطور شده بود و به سرباز خشاب ایران سکس رو داده</h6>
<p>بودم ولی اون شب نمی دونم چرا بهش ندادم گفتم سر پستت وایسا و راهمو کشیدم رفتم 2 تا پست دیگه رو کنترل کردم پست 3 خواب بود سرنیزه این یکی رو هم برداشتم اصلا بیدار هم نشد به پا بهش زدم بیدارش کردم تازه فهمیده بود چی شده یکم خواهش تمنا کرد دلم سوخت بهش دادم پیش خودم گفتم چه فرقی اینا با هم دارن همه سربازیم بهتر لج نکنم خشاب اون سربازو ببرم بدم پست های دیگه رو کنترل کردم برگشتم تو سالون مخابرات بیچار داشت میرفت اینو میرفت اونور ،رفتم نزدیک دوباره شروع کرد خواهش و تمنا باورکنید هیچ وقت به فکر شیطونی و این حرفا نبودم ولی اونشب یگدفعه این فکر اومد به سرم هی او میگفت من میگفتم نمیشه گفت تروخدا اضافه میزنن گفتم خوب چرا خوابیدی گفتم اگه خشاب رو بدم چیکار میکنی گفت هرکاری بگی ولی تورو خدا خشاب رو بده گفتم هر کاری گفت منظورتون چیه گفتم الان داشتی میگفتی خشاب رو بدم حاضری هرکاری بکنی مکثی کرد گفت اول بگین چیکار کنم گفتم چه فرقی میکنه گفت درسته که خشاب رو ندی اضافه خدمت می خورم ولی هرکاری بابتش نمیکنم فهمیدم 2زاریش افتاده چی میخوام گفتم میل خودته اومد جلوم گفت درست حدس زدم ؟ من با پررویی تمام که خودم باورم نمیشد گفتم آره یکم نگاه کرد رفت کنار دیگه چیزی نگفت منم مونده بودم سکوتش علامت رضایت است یا نه دیدم دوباره رفت سر پستش فهمیدم نمی خواد قبول کنه منم راهمو کشیدم رفتم . نگهبانهای جدید رفتن سر پست اونایی که سر پست بودن اومدن حس عجیبی داشتم روم نمیشد برم تو پاسدارخونه از اینکه این پیشنهاد رو بهش داده بودم از طرفی نمیشد خشاب رو بهش برگردونم مونده بودم چیکار کنم تا صبح خوابم نبرد صبح قبل اینکه واحد رو تحویل بدم رفتم و خشاب رو تو اسلحه خونه گذاشتم رو اسلحش شاید 5 دقیقه قبل اومدن افسر نگهبان که اگه میومد و اسلحه بدون خشاب رو میدید دیگه تموم بود .48 ساعت بعد جای یکی از گروهبانها پاس بخش شدم مادرش مریض بود مرخصی رفته بود ساعت 3.5 نصفه شب رفتم برای سرکشی چند تارو کنترل کردم از 5 تا پست 3 تا خواب بودن همه رو بیدار کردم یعنی اگه دشمن فرضی حمله میکرد 3سوت پادگان رو میگرفت . رفتم پست انبار غذا دیدم همون سربازه ،طبق معمول ایست داد و رمز شب گفتم و اومدم جلو همدیگرو شناختیم گفتم دیگه سر پست نمی خوابی خندیدیم اون گفت تو میخواستی از موقعیتت سو استفاده کنی گفتم حق با تو ولی تو هم نباید بخوابی سر پست ، گفت هنوزم میخوای اون کارو بکنی گفتم میخواستم ولی نشد گفت اگه بشه میخواهی؟ گفتم یعنی تو هم مایلی ؟ لبخندی زد گفت بیا این طرف رفتیم پشت انبار یه برجک بود گفت بریم بالا رفتیم باهم بالا از اون بالا اگه کسی میومد معلوم بود گفت من دفعه اولم است که میخوام اینکارو بکنم جالب اینجا بود که منم با همه هارتو پورت هیچ وقت اینکارو نکرده بودم مثل پسر بچه ها که میخوان شیطونی کنن گفتم اول تو در بیار اون گفت اول تو بعد منم در میارم خلاصه فانسقه رو باز کردم گذاشتم زمین شلوارم باز کردم کیرم که حسابی راست شده بود رو دراوردم گفتم در بیا اونم شلوارشو باز کرد کیرشو در اورد ماله اونم راست بود رفتم جلوتر کیرشو گرفتم اونم ماله منوگرفت شروع کردیم به مالیدن حس خوبی بود با دست دیگم شلوارشو دادم پایین کونش رو گرفتم کون تپلی داشت اونم همین کارو کرد همدیگه رو بغل کردیم کیرمونو چسبوندیم به هم انگار یادمون رفته بود کجاییم کی هستیم دو دستی کون همدیگه رو گرفته بودیم میمالوندیم هیچ و قت این حس رو تجربه نکرده بودم از سر کیرمون آب اولیه که لیز میکنه اومده بود خواست که برگردم منم بدون اینکه ممانعتی بکنم برگشتم کیرشو با اب دهن خیس کرد گذاشت لای کونم یکم بالا پایین کرد تا درست روی سوراخم قرارگرفت شروع کرد به فشارآوردن بصورت عقب جلو کردن درد تو کونم و کمرم میپیچید ، یه لحظه تو فکرم اومد که میخواستم سربازو بکنم حالا داره اون منو می کنه تو این فکرا بودم که یکدفعه درد خیلی زیادی حس کردم میخواستم داد بزنم ولی نمیشد همه میریختن اونجا نیما کار خودشو کرد بیشتر کیرش تو کونم بود بهش گفتم خیلی درد دارم تورو خدا درش بیار یکم عقب جلو کرد درش آورد داشتم میمردم از کیرم آب لیز میریخت دست زدم به سوراخم دیدم وای باز شده خودم داشتم بازرسی میکردم به خودم گفتم دیدی منو کرد الان هم میگه بریم حالا من چکار کنم دیدم نیما داره میکه بیا دیگه الان یکی میاد کونش رو داد طرف من دیدم فکر احمقانه ای کرده بودم به کیرم آب دهن زدم گذاشتم رو سوراخش منم مثل اون با عقب جلو سعی کرد سوراخش رو باز کنم اون فقط میگفت آروم آروم کم کم داشت تو میرفت سر کیرم تو بود یاد اون درد اوفتادم یه فشار محکم دادم دیدم یه صدای جیغ کوچیکی کرد و کیرم تا ته رفت تو شروع کردم به عقب جلو چه لذتی داشت با اینکه کونم هنوز درد میکرد تو همین موقع چراغهای جیپ افسر نگهبان از دور که میومد معلوم شد زود کیرم و در آوردم و بشمار 3 لباسارو پوشیدیم نمیدونم چطوری پله هارا اومدم پایین نیما هم سریع اومد پشت زاغه و ایییییییییییست افسر نگهبان پایده شد رمز رو گفت دوباره سوار شد رفت منم که پشت زاغه بودم ندید خلاصه رفتم جلو پیش نیما همدیگه رو نگاه کردیم و خندیدیم گفتم دنیا عوض شده سرباز مافوقش رو میکنه اونم گفت نه که تو سربازتو نکردی خندیدیم گفتم باید برم تا کسی نیومده دست دادیمو رفتم اصلا فکرشم نمیکردم اینکارو بکنم شورتم خیس بود رفتم دستشویی خودم شستم آخ چه می سوخت 3 روز گذشت حالا دردش خوب شده بود از طرفی آبمون هم اونشب نیومده بود رفتم طرف پاسدارخونه سراغش رو گرفتم گفتن رفته سر پست نگهبانی صبر کردم واسه نهار که اومدن دیدمش گفتم نگهبان کجایی گفت رده 5 (جایی که ماشینهای داغون رو میندازن اونجا)گفتم پاس بخش بشم خندید گفت تو نشی کی بشه رفتم با پاس بخش حرف زدم جامو با او عوض کردم اونم از خدا خواسته یه مرخصی گرفت و رفت شب ساعت 1 رفتم سرکشی پست نیما آخری بود وقتی رسیدم منتظر بود گفت کسی که نمیاد دنبالت گفتم نه گفت بریم پشت اون ماشین 2 تا از صندلی اتوبوس را آورده بود کنار هم عین تخت بود فرصت زیادی نداشتیم ایندفعه دیگه تعارف بازی نبود کشیدیم پایین یکم دستمالی خوابیدیم رو صندلی ها 69 کردیم کیر همدیگرو می خوردیم وایی چه لذتی داشت گفتم بیا مشغول بشیم نیما خوابید رو شکم منم رفتم پشتش گذاشتم رو سوراخش آروم آروم دادم تو دردش اومده بود ولی خیلی کمتر از قبل شروع کردم به عقب جلوداشتم میمردم از لذت نیما گفت همدیگه رو ببوسیم برگشت و در حین اینکه میکرم همدیگه رو بوسیدیم بهش گفتم کاش میشد کامل لخت بشیم اونم تایید کرد کیرم حسابی باد کرده بود منم تندتر میکردم داشت ناله میکرد نتونستم جلو خودمو بگیرم آبم با فشار ریخت تو کون نیما منم هی فشارش میدادم گفت آبت اومد ؟ نفس زنان گفتم آره گفتم معذرت میخوام نتونستم نگه دارم که تو هم بکنی گفت اشکالی نداره منم صندلیو کردم برگشت دیدم اونم کرده بود وسط ابرها آبش امده بود بعد اون چند روز 1 باری سکس میکردیم تا اینکه سربازی من تموم شد تا اینکه بقیه ش بعدن مینویسم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%86%d8%b1%d9%85-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175582</post-id>	</item>
		<item>
		<title>برداشتن خوراکی از یخچال و بگا رفتن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%a7%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%d8%ae%da%86%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d8%a8%da%af%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%a7%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%d8%ae%da%86%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d8%a8%da%af%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 28 Jun 2019 06:31:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[بازدید]]></category>
		<category><![CDATA[بایستی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫پاهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرداخت]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تعدادی]]></category>
		<category><![CDATA[چراغهای]]></category>
		<category><![CDATA[چشمانم]]></category>
		<category><![CDATA[حالتهای]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نشستند]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[وایستادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سفر داشتم و شبها وقتی فیلم سکسی دلم تنگ می شد گاه و بیگاه توی خیابون اصلی که به رودکی معروف هست قدم می زدم و چراغهای سکسی دیسکو رو می دیدم و مشتاق می شاه کس شدم تا به یکی از اونها برم وقتی یکی از اونها را انتخاب کردم محافظ کونی دیسکو گفت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سفر داشتم و شبها وقتی فیلم سکسی دلم تنگ می شد گاه و</h2>
<p>بیگاه توی خیابون اصلی که به رودکی معروف هست قدم می زدم و چراغهای سکسی دیسکو رو می دیدم و مشتاق</p>
<h3>می شاه کس شدم تا به یکی از اونها برم وقتی یکی</h3>
<p>از اونها را انتخاب کردم محافظ کونی دیسکو گفت باید هفت سامانی پرداخت کنی که به پول ما می شود نزدیک</p>
<h4>دو جنده هزار تومان پول رو دادم و با دستگاه فلز</h4>
<p>یاب مرا بازدید بدنی کرد و پستون بعد اجازه ورود داد وقتی وارد شدم دیدم تعدادی دختر با مینی ژوب هی</p>
<h5>این ور کوس و اون ور می رون و تعدادی هم</h5>
<p>به رقصیدن مشغولند من هم در همان ابتدا احساس خجالت بهم دست داد اما سعی کردم مشروب نخورم و به یک آبجو سکس داستان ساده اکتفا کردم</p>
<h6>اون وقت بود که چشمانم به جمال پاهای ایران سکس ناز دخترها</h6>
<p>باز شد حدود یک ساعتی رو در اونجا نگذرانده بودم که دیدم کیرم راست کرده آخه بعضی از اون دخترها طوری روی صندلی بار می نشستند که کل پاهاشون معلوم بود مِن و مِن کردم که پیشنهاد به کی بدم اما هی با خودم کلنجار می رفتم که مبادا اتفاق بدی بیفته تا اینکه دل رو به دریا زدم و رفتم سراغ محافظ دیسکو بعد از یک کمی چاق سلامتی ماجرا را سر بسته بهش گفتم او هم گفت چقدر می خواهی هزینه کنی و چند تا می خواهی گفتم نهایت نهایت یک شب تا صبح صد سامانی گفت خونه داری گفتم تو همین نزدیکی ها اجاره کردم و رفت سراغ یکی دو نفر و با اونها صحبت کرد دقیقه ای نگذشته بود که دو نفر به من نزدیک شدند محافظ دیسکو گفت کدومشون رو می خواهی گفتم این خانم رو بعد گفت بیا من هم که دیدم حال و روزم مساعد نیست ( فشار زیاد ) با دختره سریع دیسکو رو ترک کردیم و از پله ها پایین اومدیم گفت خانه ات کجاست گفتم فقط پیاده ده دقیقه راه هست گفت نه ماشین بگیر من هم به ناچار تاکسی گرفتم و تاکسی من رو کمتر از یک دقیقه جلوی آپارتمان محل اقامتم رسوند آرام از ماشین پیاده شدیم و بهش گفتم من تازه به این آپارتمان اومدم و طبقه پنجمم هستم لطفا آهسته بیا بالا ( چون همسایه یکی از واحدها ایرانی بودند ) اون هم آرام می آمد بالا و درب رو برایش باز کردم وقتی وارد شدیم سریع رفت حمام و من هم چند بطری آبجو که برای روز مبادا خریداری کرده بودم رو از یخچال درآوردم او هم آمد و روی پایه مبل نشست دیدم یک شرت قرمز پاشه بعد از چند دقیقه صحبت کردن دیدم آروم آروم دستاش داره می طرفه اونجام ( کیرم ) زیپ شلوار رو کشید پایین و یک نگاهی انداخت و شرو کرد سرش رو لیس زدن و مکیدن اون وقت بود که من جونی گرفتم و وایستادم و دو دستی سرش رو قفل کردم و شروع کردم تلمبه زدن و اونقدر با هیجان این کار رو کردم که دیدم آب کیرم رو توی دهنش ریختم بعد از بابت این موضوع ازش معذرت خواستم و گفت اشکالی نداره بعد از این کار یک آبجو خوردیم و این دفعه نوبت من بود بهش یک حال مفصل بدم ازش خواستم روی دهنم بشینه و با زبونم شروع کردم کسش رو لیسیدن اون هم هی خودش رو به صورتم می مالوند تا اینکه ارضا شد باز هم همان پذیرایی و اما سکس کامل بعد از لیسیدن اعضاء مقدس در حالتهای مختلف و تا حدودی وحشی نوبت کردن تو کسش بود کاندوم رو درآورد و کاندوم رو سر کیرم گذاشت و بعد با دهنش تا ته کرد پایین من هم حال عجیبی بهم دست داد بعد از این حرکت شگفت انگیز روی تخت خوابید و پاهاش رو وی کرد من هم در همان لحظه آرام آرام تلمبه زنی ام رو شروع کردم و آهسته آهسته ورود و خروج رو انجام می دادم می دیدم که لبه های کسش با حرکت کیرم بالا و پایین می ره و حرارت خیلی زیادی کیرم رو گرفته و من هم شروع به عرق کردن کردم تا اینکه لحظه ای بعد آب مبارک به داخل کاندوم سرازیر شد و من هم لذت کافی و وافی رو بردم دیگه بعد از این سکس من و اون تصمیم گرفتیم بخوابیم چون من می بایستی به دانشگاه می رفتم پس از یک حمام دو نفره وارد باز به اتاق خواب برگشتیم و تا صبح راحت راحت خوابیدیم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%a7%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%d8%ae%da%86%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d8%a8%da%af%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174906</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کاشته تا از کس کرده بشه و آب رو با صورت پذیرایی کنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%be%d8%b0/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%be%d8%b0/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 May 2019 16:43:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالامنم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چراغهای]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دادمسلام]]></category>
		<category><![CDATA[داشتید]]></category>
		<category><![CDATA[دانیال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[شدمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شدهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قرارداد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمساعت]]></category>
		<category><![CDATA[کردنبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مستاجر]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرت]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرتم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ننوشتم]]></category>
		<category><![CDATA[هرجایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داد تموم شد من قرار فیلم سکسی شد برم بنگاه یک خورده از پول رهن رو بهشون بدم در ضمن قرارداد خونه به نام خانومه بودرفتم بنگاه سکسی دیدم خانومه تنها اومده بیرون از بنگاه شاه کس بهش گفتم چرا تنها اومدی پس کو اقاتوناونم در جواب من گفت که خودش سرطان کونی سینه داشته [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>داد تموم شد من قرار فیلم سکسی شد برم بنگاه یک خورده از</h2>
<p>پول رهن رو بهشون بدم در ضمن قرارداد خونه به نام خانومه بودرفتم بنگاه سکسی دیدم خانومه تنها اومده بیرون از</p>
<h3>بنگاه شاه کس بهش گفتم چرا تنها اومدی پس کو اقاتوناونم در</h3>
<p>جواب من گفت که خودش سرطان کونی سینه داشته خرج درمانش زیاد بوده واسه همین هم شوهرش ازش جدا شدهمنم گفتم</p>
<h4>خیلی جنده ناراحت شدم ولی اگه کاری داشتید شماره امو که</h4>
<p>دارید بهم زنگ بزنید اونم گفت پستون باشه مزاحم تون میشمفردا ظهر به موبایلش پیام دادمسلام خوبی خانم &#8230; اگه میخوای</p>
<h5>با هزینه کوس خودم دوتا کارگر بگیرم بیارم وسایلاتو جمع کنناونم</h5>
<p>گفت مرسی ممنون عزیزم فقط ببخشید من روک ام در عوضش چی میخوای؟منم گفتم حالا حضوری هم رو ببینیم با هم صحبت سکس داستان میکنیمگفت کیگفتم هرزمان</p>
<h6>شما بگیدگفت امروز چطورهگفتم خوبهگفت پس من امروز ایران سکس ساعت ۵</h6>
<p>بعداز ظهر منتظرتم بیای دنبالم با هم بریم بیرونمنم قبول کردمساعت ۴ رفتم در خونشون ( خونه ای که مالک اصلیش خودم بودم)بهش پیام دادم آزیتا جون من یک ساعت زودتر اومدم بخاری های ماشین ام هم خرابه اگه اشکالی نداره بیام بالا توی خونه منتظرت بشینمزنگ زد گفت بیا بالامنم رفتم بالا جلوی در منتظرم بود با یک شرط و سوتین قرمز که روی بدن تپل مثل برفش خودنمایی میکردمنم انگار که نمیبینمش احوالپرسی کردم نشستم روی مبل بعد از چند دقه گفتم چایی داری و شروع کردم به چایی خوردناونم رفت توی اتاق و شروع کرد خودشو به ارایش کردنبعد از چند دقه گفت دانیال یک چیزی بگم ناراحت نمیشی گفتم نه گفت راستش الان دوماه شوهرم ترک ام کرده اینقدر هوس کیر کردم منم گفتم خوب جلسه اوله شما با خودت فکر بد نکنی والله از لحاظ من مشکلی ندارهرفتم توی اتاق و الهی به امید تو نمیدونم دقیقا ۵ تا یا ۶ تا تلمبه زدم دیدم یک جیغی کشید و بیهوش شد یکم ترسیدم بهش گفتم آزیتا چی شد اونم گفت ارضا شدم گفتم به همین زودی گفت اون کیر بلند و کلفتی که تو داری تازه خیلی هم دیر ارضا شدمگفتم پس من چی گفت تو راحت باش تا هر زمان دوست داشتی میتونی منو بکنیمنم سعی کردم سریع ارضا بشم که اذیت نشهبعدش رفتیم طرقبه قلیون یکم توی کافه هم مالوندمشبرگشتنا گفتم آزیتا میتونم به سینه هات دست بزنم (در ضمن سینه های آزیتا ۱۱۰ بود یک چیزی که من توی عمرم فقط توی فیلم سوپرا این سایز سینه رو دیده بودم) اونم گفت باشه منم شروع کردم با یک دستم رانندگی کردن با اون دست دیگم مالوندن سینه های آزیتایهو گفت بزن بغل میخوام برات ساک بزنمگفتم اینجا نمیشه سه تا خیابون مونده بود به ویلاژ توریست (مشهدی ها میدونن کجا رو میگم ) رفتم داخل کوچه چراغهای ماشین رو خاموش کردم و اینه ها رو هم تنظیم کردم که اگه کسی اومد متوجه بشم کمرمو باز کردم و شروع کرد ساک زدن منم دستمو هرجایی که دلم میخواست میکردمبعدشم اب مو تا قطره اخر خوردخلاصه توی خونه خودم ۶ مرتبه باهاش سکس کردم توی خونه ای که بعد از خونه من گرفته بود ۵ بار باهاش سکس کردم بعدشم عروس شد منم بهش پیام تبریک فرستادم و ازش خواستم شماره منو از توی گوشیش پاک کنه که زندگیش خراب نشهببخشید اگه خوب ننوشتم اخه این اولین باری بود که یکی از خاطره هامو نوشتم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%be%d8%b0/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173749</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.005 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-19 00:50:13 by W3 Total Cache
-->