<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>چرخوند &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%86%d8%b1%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:59:35 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>چرخوند &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دختر کوچولوی خوشگل حسابی رو تخت سوراخ میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Dec 2019 07:39:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامشی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازوشو]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهای]]></category>
		<category><![CDATA[بدنبال]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پدربزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوش]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيده]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشکده]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دلگرمی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فراوان]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهام]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراهای]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مستقيم]]></category>
		<category><![CDATA[مقداری]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميکشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراضی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نسبتا‬]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نياوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همديگر]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همواره]]></category>
		<category><![CDATA[هميشگی]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هر چند همواره پدربزرگ و فیلم سکسی مادر بزرگ پدری ما را از لحاظ مالی کمک نمودند تا سروسامانی داشته باشيم اما وجود خالی پدر در خانه سکسی هميشه حس ميشد و تنها اميد ما شاه کس قاب عکس پدر بود . عمو صمد شريک پدرم که او را از صميم کونی قلبم می پرستيدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هر چند همواره پدربزرگ و فیلم سکسی مادر بزرگ پدری ما را از</h2>
<p>لحاظ مالی کمک نمودند تا سروسامانی داشته باشيم اما وجود خالی پدر در خانه سکسی هميشه حس ميشد و تنها اميد</p>
<h3>ما شاه کس قاب عکس پدر بود . عمو صمد شريک</h3>
<p>پدرم که او را از صميم کونی قلبم می پرستيدم حق را ناحق نکرد و سرمايه پدر در شرکت را مايه</p>
<h4>دلگرمی جنده و کمک زندگی ما نمود بطوری که واقعاٌ در</h4>
<p>اين سالها فقط ما در رنج پستون دوری پدر بسر برديم من تنها پسر خانواده بودم و عزم کردم تا مطابق</p>
<h5>خواسته قلبی کوس و هميشگی پدر مرحومم تحصيل کنم و با</h5>
<p>جديت تمام وارد دانشگاه شدم عمو صمد با پذيرفته شدن من در يکي ازدانشگاههای تهران اين دلگرمی را داد که حتماً شرايط سکس داستان راحتی برای استقرارم</p>
<h6>در آنجا بوجود خواهدآورد و آپارتمانی خريد به ایران سکس نام وراث</h6>
<p>که من و دو خواهرم آسوده در غربت درس بخوانيم . کار شرکت نيز توسعه و رونق بيشتری گرفته بود و عمو صمد بيشتر به تهران تردد داشت و سرکشی مدام او خيال مادر را راحت کرده بود . يک عصر که از دانشکده به منزل برمی گشتم يک خودروی شخصی مقابل پای من ايستاد راننده مسن با رويي خندان گفت که اگر مستقيم ميروم مرا تا مقداری از مسير راه مرا خواهد رساند من سوار شدم و پس از کمی طی راه نگاهی به من انداخت و پرسيد دانشجو هستيد ؟ کوتاه پاسخ دادم بله مجدد سو.ال کرد حتماً هم مجرد !! گفتم بله به نظر قصد داشت تمام راه را برايم صحبت کند با لحنی معنادار گفت دلم به حالتان ميسوزد گفتم چرا ؟-آخه ما متأهل ها که هر هفته دو سه مرتبه شبها خودمون را شارژ ميکنيم باز هم دلمون ميخواد يکی رو پيدا کنيم وای به حال شما . منظورش رو فهميدم اما شايد هول شدم که جواب دادم چه کنيم که مجبوريم بزنيم تو سر اين طفلکی و به جلوی خودم اشاره کردم خنديد و با دست به روی پای من که کنار دستش بودم زد طوری که به نزديکهای بالای رانم دستش کشيده شد و گفت چرا بزنی به سرش گناه دارد و بدون مقدمه دستش رو گذاشت جلوم من گفت زود راست ميشه ؟! حسابی ترسيده بودم گفتم مرسی پياده ميشم گفت مگه نميخوای با هم بريم خانه جواب دادم نه من سر راه کار دارم هاج و واج من را نگاه کرد و دورشد رفت وقتی اومدم خونه رنگ به رو نداشتم و داشتم از ترس ميمردم ولی فهميدم عمو صمد اومده و چون کليد داشته رفته بود حمام گرفته بود اما فکر ميکرده من ديرتر خواهم آمد با حوله دور کمرش وسط نشيمن ايستاده بود سلام کردم و عذر خواستم بدون در زدن اومدم اما البته از آنچه که شده بود ناراضی هم نبودم چون برای اولين بار ميديدم که عمو صمد چقدر بدن ورزيده ای دارد بازوهای ستبر و سينه پهنش واقعاً ديدنی بود با اين سن هنوز ماهيچه های شکمش منثل يک ورزشکار بنظر ميرسيد ولی يک تفاوت مهم بدن عمو صمد اين بود که تقريبا هيچ جايي از بدنش نبود که بدون مو نباشه . تمام اين هيکل ورزيده و زيبا از پشم سياه پوشيده شده بود و کمتر ميشد فهميد که لباس دارد يا اين بدن برهنه اش هست حتی وقتی پشتش رو به من کرد شونه ها و کتفش مثل سينه اش سياه از پشم بود. خلاصم من مبهوت بدن پشمالوش بودم و سر جا خشکم زده بود اما انگار عمو صمد متوجه چيز ديگه شده باشه سوال کرد عمو جان چرا رنگت پريده و با اصرار زيادش مجبور شدم ماجرای راه دانشگاه رو براش تعريف کنم. وقتی تمام شد کلی به من خنديد و گفت همين ! تو برای همين اينقدر ترسيدی ؟! تو که نبايد از اينچنين مطلب ساده ای بترسی . من گفتم آخه روزانه ماجراهای زيادی در روزنامه ها مينويسن که به اين شيوه کسی رو کشته اند دوباره خنديد و گفت نه بنده خدا قصد بدی نداشته ميخواسته کمی لطف در حقت کنه و سرگرمت داشته باشه . و بازوشو دور کمر من گذاشت و منو برای آرامش کشوند سمت کاناپه . کنارم نشست و پرسيد حالا بگو عمو برای اين حسی که داری چه ميکنی ؟ منو مثل يک دوست صميمی بدان و راحت بگو بهرحال شما جوانی و غريزه جنسی در همه وجود دارد چون هميشه سرم گرم درس و دانشگاه بوده اعتراف کردم که راستش از اين جهت عقب مانده از دنيا و همسن و سالان هستم منو تو بغلش محکم گرفت و به سينه برهنش چسبوند و سرم و بوسيد و کلی قربون صدقه من شد که چقدر من پسر نجيبي هستم و گفت نگران نباش عمو ميخوام امروز چيزی بهت نشون بدم که راه غلبه به ترس از اين موارد رو آموزش ببينی .بوی عطری که به سينش زده بود دلچسب بود و دوست نداشم اين کار تمام بشه و لابلای موهای سينه عمو رو بو ميکشيدم آرام آرام نوازش های عمو صمد از طرف سرم به صورت کشيده شد و سينه های منو ملايم نوازش کرد و به طرف شکمم دستش رفت از جانبی نگران شرايط بودم و از طرفی هم به اين دليل که از کودکی هميشه عمو صمد را دوست داشتم از اين کارش خوشم اومد لبش رو گذاشت روی پيشانيم و بوسيد و گونه ام رو هم بوسيد و برای اينکه وضعيت منو محک بزنه آروم با زبونش ليسيد . و به طرف لبام رفت من هم لبش رو بوسيدم و عمو صمد زبانش رو با فشار داخل دهانم کرد حسابی داغ شده بودم و احساس ميکردم قلبم دارد تاپ تاپ صدا ميکنه همين موقع عمو صمد حوله دور کمرش را باز کرد و دست منو گرفت گذاشت روی کيرش . هنوز کير عمو صمد سفت و راست نشده بود ولی حسابی کلفت و دراز بود و سر قرمزی داشت معلوم بود که يک هفته قبل کيرش رو اصلاح کرده باشد چون پشم کوتاه و زبری داشت اما الباقی بدن همچنان سياه و پشمالو بود هيچ وقت فکر نميکردم عمو صمد که سفيد پوست و تر و تميز و اصلاح کرده ديده بودمش اينقدر پشمآلو باشه با دستم کمی با کيرش ور رفتم اون هم زيپ شلوارم را پائين کشيد و بدنبال کيرم دستش رو برد لای شورتم . اين کار عمو صمد آرامشی به من داد که فقط قصدش از اين کار پاره کردن کونم نيست. خلاصه با دستم بيشتر کير و خايه هاش رو که هر کدوم اندازه يک گلابی بزرگ بودند ماليدم. حسابی کيرش بلند شده بود. کير سفيد با سر قرمزش که کلفت و گوشتی بود ديدنی بود عمو منو بلند کرد و لباسهام رو از تنم درآورد . کيرم رو که از شورت درآورد با دستش گرفت و گفت به به ! عجب خوشگله و بدون هر توضيح ديگه تمام کيرم رو برد داخل دهانش و شروع به مکيدن کرد واقعاً نميدونم اين کار چقدر من را سست کرد ولی ناخودآگاه من هم روی عمو صمد دراز کشيدم و کيرش رو به دهانم نزديک کردم تمام کيرش داخل دهانم جا نشد سرم را نگه داشت و با فشار سر کيرش رو به دهانم فرو کرد طوری که به حلقم خورد و نزديک بود بالا بيارم با زبون خايه ها و لای پاهام رو ليسيد و با حرکت سر و چشم فهموند که من هم ه<br />
مين کار را بکنم سرش را بيشتر لای پاهای من برد بطوری که زبانش را گذاشت روی سوراخ کونم و شروع کرد به ليسيدن سوراخم اينقدر اين کار شيرين و دلچسب بود که پاهام را بازتر گذاشتم و البته من هم همين کار را کردم زمان زيادی طول کشيد و ما ادامه داديم عمو صمد بلند شد و اين دفعه نشست روی سينه من و کيرش رو روی کيرم گذاشت در قبال کير کلفت و دراز اون من چيز قابلی نداشتم هر چند که هر از گاهی عمو صمد قربون همه چيز من ميشد از اندازه کيرم تا رنگ نسبتاً تيره خايه هام . چند بار بالا و پائين رفت و من زير فشار کيرش داشتم لذت ميبردم سرش رو گذاشت روی نوک سينه ام و با زبونش ليسيد و با دست هم نوک سينه ديگم رو ميماليد من هم همينکار رو کردم تازه فهميدم که ليسيدن نوک سينه های پشمالوی عمو صمد واقعا لذت وصف ناشدنی داره و اصلاً دوست نداشتم اين کار تمام بشه دوباره کيرش رو اورد جلوی صورتم آب شفاف و بی رنگ فراوانی از سر کيرش سرازير بود با شهوت تمام کيرش را محکم با دست گرفتم و شروع کردم با قدرت مکيدن سر کيرش و با دست ديگه هم زير خايه هاشو ميماليدم . عقب رفت و کيرش رو از دهانم بيرون کشيد پاهام را داد بالا و گذاشت روی شونه هاش اول با انگشت حسابی سوراخم را ماساژ داد و انگشتش رو داخل کونم فرو کرد و چرخوند حس خوبی بود و درد نداشتم اما انگشت دومی را هم که فرو کرد دردم اومد خنديد و گفت قسمت سختش همين جاست الباقی راحت انجام ميشه با چند بار چرخاندن انگشتاش اين درد تمام شد سر کيرش را با چند بار تف زدن به تمام کيرش و سر گندش خيس کرد و به آرومی کمی فشار داد سر کيرش که داخل شد ميشد تمام داغی اون رو حس کرد صبر کرد به اين کار عادت کنم و اين دفعه کمرم را هم کمی بالا داد و يک کوسن گذاشت زير کمرم بعد هم روی سينه من دراز کشيد و سر کيرش که به بهترين وضعيت داخل شده بود با فشار بيشتر هل داد تا ته رفته بود و با هر ضربه تلمبه که به من ميزد برخورد خايه هاش به زير سوراخ کونم را کامل حس ميکردم . داغ داغ شده بود و از همه بدنش عرق روان بود زير بغلم را داد بالا و با زبان ليسيد قلقلک و شهوت زيادی داشت من هم زير بغل های عمو صمد را که پشمالو بود ليسيدم و اين کار را براش عاشقانه انجام دادم احساس ميکردم دوست دارم همه کاری براش بکنم برای همين همديگر را ليسيديم و ماليديم قبل از اينکه آبش بريزد کيرش را از کونم بيرون کشيد و به پشت خوابيد و گفت حالا نوبت توست که منو بکنی سوار به پشت پر پشم عمو حتی اگر نمی کردمش هم برای من جالب بود اما مطابق کاری که ياد داده بود اونو آماده کردم و کيرم را گذاشتم تو سوراخش کمی کونش را بالا داد و من از زير کير و خايه هاش رو ماليدم خوشش آمده بود گفت هر وقت خواست آبت بياد بگو . داشتم ديگه به اوج ميرسيم که عمو فهميد برگشت و کير منو گرفت دوباره شروع کرد به مکيدن کيرم ديگه طاقت نياوردم و از سر کيرم مثل يک آتش فشان خروشان آب شروع به فوران کرد عمو صمد هم کير منو گذاشت تو دهنش و آب از کنار دهنش بيرون ميريخت وقتی تمام شد دوباره محکم کيرم را مکيد و تا آخرين قطرات آب کيرم را بيرون آورد حالا دوباره نوبت من بود کير عمو صمد را دستم گرفتم و براش مکيدم فريادش به هوا بلند شد و مثل فواره آب از کير کلفت و گوشتی عمو بيرون زد مزه خوبی داشت داغ و کمی شيرين و دهانم رو پر کرد و از صورتم ميچکيد . تمام اتاق پر شده بود از بوی آب کير عمو صمد .به نفس نفس افتاده بود و عرق فراوان از تمام بدنش سرازير بود بلند شدم و تمام بدنش رو ماليدم و ليسيدم و بعد کنارش دراز کشيدم . اون شب عمو صمد تمام ترس من از سکس و مردان غريبه ای که ممکن هست به فکر شکار پسران خوشگلی مثل من باشند را ريخت ولی شروع يک رابطه صميمی بين ما شده و الآن پس از يازده سال من هنوز ازدواج نکرده ام و هميشه عمو به بهانه های زيادی به ديدن من مياد و شب را با من ميگذراند .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177688</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چجوری آب کس رو باید گرفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Dec 2019 08:50:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ازونجا]]></category>
		<category><![CDATA[اشكامو]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[اينجام]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالاها]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمت]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشم]]></category>
		<category><![CDATA[بمالونم]]></category>
		<category><![CDATA[پاشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خندمون]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داديمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روسينه]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[كارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراي]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوايم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونن]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيره]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيد]]></category>
		<category><![CDATA[مينداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكني]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتنم]]></category>
		<category><![CDATA[هروقتم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همراهي]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ديگه راستو دروغشو خودتون قضاوت فیلم سکسی كنيد-بعد از ماجراي اونروز من عذاب وجدان عجيبي گرفتم و از طرفيم ديگه روم نميشد با امير روبه رو بشم- سکسی همش ازش فرار ميكردمو هرجاهم گيرم مينداخت شاه کس يه جوري با جواباي كوتاه سرو ته قضيه رو هم مياوردم- همه جوناي فاميلم فهميده کونی بودن من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ديگه راستو دروغشو خودتون قضاوت فیلم سکسی كنيد-بعد از ماجراي اونروز من عذاب</h2>
<p>وجدان عجيبي گرفتم و از طرفيم ديگه روم نميشد با امير روبه رو بشم- سکسی همش ازش فرار ميكردمو هرجاهم گيرم</p>
<h3>مينداخت شاه کس يه جوري با جواباي كوتاه سرو ته قضيه رو</h3>
<p>هم مياوردم- همه جوناي فاميلم فهميده کونی بودن من يه چيزيم شده- چون اينقدر تو فكر بودم كن از همه كناره</p>
<h4>ميگرفتم- جنده ته باغ يه آلاچيغ بزرگ هست كه از خونه</h4>
<p>هامون ديد نداره و خاي دنج پستون و قشنگيه كه حتي عروسيامونم اونجا ميگيريم- خلاصه اونجا پناهگاه منه و هروقت دلم</p>
<h5>ميگيره ميرم کوس اونجا همه ميدونن اينجام اما كسي كاري نداره-يه</h5>
<p>روز اينجا بودم كف آلاچيق نشسته بودم نميخواستم كسي ببينتم و غرق افكار خودم بودم كه امير غافلگيرم كردو كنارم نشست- هم سکس داستان تعجب كردم هم</p>
<h6>دستپاچهشدم سلام كردم با نگاه خيره جوابمو داد ایران سکس سرم پايين</h6>
<p>بود خواستم بلندشم برم كه دستمو گرفتو به زور نشوندم روزمين گفت بشين كارت دارم- مثل بچه هاي حرف گوشكن نشستم هنوز سرم پايين بود- گفت نگام كن- آروم سرمو بالا آوردم ولي فقط لباشو ميديدم گفت تو چشام نگاه كن- لحنش يه چيزي بين تحكم و خواهش بيد- نگاش كردم- دلم لرزيد تو نگاهش هم عشق بود،هم غم و هم دلخوري- چه قدر دلم براش تنگ شده بود چونه ام لرزيد خودمو انداختم بغلش اشكام سرازير شد اونم موهامو نوازش ميكرد- يه لحظه فكر كردم چه احمقانه خودمو اين مدت عذاب دادم- شروع كرد به حرف زدن- عزيزم عروسكم چرا اينجوري ميكني؟ چرا ازم فرار ميكني؟ به خاطر اونروزه؟صداي هق هقم بلند شد- گفت: گريه نكن- مگه بهت نگفتم ميخوام خانومم باشي؟ نگفتم مال مني؟ ما همو ميخوايم پس نترس كارمون بد نيست- ولي مگه گريه ي من قطع ميشد! منو از خودش جدا كردو دونه دونه اشكامو بوسيد بعد بي هوا لبشو گذاشت رو لبام- اولش فقط ساكت شدمو عكس العملي نداشتم اما وقتي لبمو كشيد تو لباش منم باهاش همراهي كردم- لبامو ميمكيد منم خوب بلد نبودم بيشتر گاز ميگرفتم لباشو اما آروم- دستاشو رو كمرم حركت ميداد و آرومم ميكرد- دستمو بردم دور گردنش منو كشيد سمت خودش جوري كه تعادلمونو ازدست داديمو من افتادم روش- خندمون گرفت- ساق دستمو گذاشتم زير سرشو اينبار من رفتم جلو لبشو گرفتم- نصف تنم روش بود يه پام روپاهاش بود- اروم به تنم دست ميكشيد و كمكم دستشو برد زير تاپم- تماس دستاي داغش رو كمرم و مكيدن لبامون منو ازخود بيخود كرده بود- منو چرخوند و حالا اون رومن بود جوريكه ران پام لاي پاي اون بود- تنمو ميمالوند- حس ميكردم سينه ها سفت شده- سوتين نداشتم و ميفهميدم نوكش كاملا پيداست- آروم اومد رو چونه امو گاز گرفت كم كم گلومو خورد و دستشو گذاشت روسينه ام &#8211; تو مهره هاي كمرو انگار يه جريان از نوك سينه ام وصل ميشد بهشون و ازونجا ميپيچيد زير شكممو ميريخت تو كسم- خيلي لذت بخش بود- ترشح كسمو احساس ميكردم- اونم يواش از رو تاپ نوك سينه امو با دندون گرفت يكم كشيد بعد تاپمو داد بالا و سينه امو گرفت نوكشو بوسيد كه آه كشيدم اونم سريع لبمو بوسيد و باز رفت سراغ سينه هام- وقتي ميماليد بدجور كسم خيس شده بود ميخواستم بمالونم اما پاش لاي پام بود بي اختيار كسمو مالوندم به بالاي زانوش كه متوجه شدو دامنمو زد بالا همونجور كه سينم دهنش بود پاهامو واكرد رونمو ماليد دس گذاشت رو كسم كه از ته دل آه كشيدم و اون آروم آروم ماليد گاهي نفسم بند ميومد بدجوري لذت ميبردم- گوشه شرتمو داد كنار و كسمو ماليد- با انگشتاش خيسيشو ميمالوند همه جاش- كم كم رفت پاين وسط پام- شرتمو بيشتر كنار زدو يه ليس بزرگ زد كه ناخوداگاه پاهامو جمع كردم- بازشون كرد و همونجور از كنار شرتم كسمو ليسيد- هر ليسش يه جريان از تنم عبور ميكرد انگار هربار صد متر منو از زمين ميكندو ميبرد تو آسمون- به اون بالا بالاها رسيده بودمو نفسم تندتر شده بودو بلند ناله ميكردم كه اونم چوچولمو گرفتو شروع كرد به مكيدن- سرشو فشار ميدادم انگار اون نيرو بزور ميخواست منو اون اوج نگه داره و امير به زور ميخواست با مكيدناش منو بكشه پايين كه ناله هام به يه جيغ خفيف تبديل شد و اينگار امير موفقشد و اون نيرو ولم كردو افتادم زمين و تنم لرزيد و حس كردم يه مايع داره با فشار ازم خارج ميشه- اما امير همچنان ميخورد- تا كمكم آروم شدمو فهميدم كجام- سرم گيج ميرفت- امير هنوز داشت كسمو ميليسيد- خجالت ميكشيدم چشمامو باز كنم خيسش كرده بودم- چونشو گذاشته بود روكسمو صدام ميكرد- اما روم نميشد نگاش كنم- اومد روم و گفت چشاي خشكلتو باز نميكني ببينمت؟ يواش چشامو باز كردم خدايا خيس نبود! اما من همه آبمو پاشيده بودم روش- كاملا كسم نبض داشت- گيج گفتم تو خيس نيستي- خنديد و گفت نه چرا باشم؟ با كلي منو من گفتم آخه آبم پاشيد&#8230; بلند خنديد و برام توضيح داد كه خانوما اكثرا آبشون نميپاشه و اين فقط يه حسه-بعد ازونروز دوباره باهم صميمي شديمو حتي از قبل بيشتر هروقتم فرصتي بود باز باهم سكس ميكرديم اما واسم مسئله بود كه چرا هوچوقت لخت نميشه و فقط منو ارضا ميكنه هروقتم ميپرسيدم يه جوري منو ميپيچوند- تا اينكه بالاخره فهميدم چرا،،،!لطفا نظر بدين و اگه ممكنه بي احترامي نكنين- خوشحال ميشم-</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177567</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دوربین مخفی از ی سکس خوب و کامل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Dec 2019 09:38:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اوووووووووووووف]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاها]]></category>
		<category><![CDATA[اینقده]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارش]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بودماونم]]></category>
		<category><![CDATA[تکراری]]></category>
		<category><![CDATA[جورائی]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوردن‬]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیییییی]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[رومانتیک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانيت]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادش]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکش]]></category>
		<category><![CDATA[كاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرماشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماراتن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوای]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواره‬]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رفت و ما بازهم تنها فیلم سکسی شديم با حرفای دوپهلوئي که جلو منشیه گفت انتظار داشتم بلافاصله بهم بپره ولی اون به كارش ادامه داد &#8230;انگار سکسی عجله داشت زودتر كاراشو تموم كُنهنفسش خیلی شاه کس نزدیک بود … گرماشو رو لپم کاملا حس میکردم &#8230;موزيك ملایم ٍ، رومانتیک و وسوسه کونی کننده ای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رفت و ما بازهم تنها فیلم سکسی شديم با حرفای دوپهلوئي که جلو</h2>
<p>منشیه گفت انتظار داشتم بلافاصله بهم بپره ولی اون به كارش ادامه داد &#8230;انگار سکسی عجله داشت زودتر كاراشو تموم كُنهنفسش</p>
<h3>خیلی شاه کس نزدیک بود … گرماشو رو لپم کاملا حس میکردم</h3>
<p>&#8230;موزيك ملایم ٍ، رومانتیک و وسوسه کونی کننده ای بود …ايندفعه منم یه جورائی راس كرده بودم … دوست داشتم زودتر</p>
<h4>شروع جنده كُنهپای راستمو از یونیت انداختم بيرون و به بهانه</h4>
<p>فشار ناشی از درد هی بيشتر پستون میچسبوندم به پاش&#8230;به شلوارش نگاه كردم … كيرش داشت يواش يواش بلند ميشدگرمای پاهاش</p>
<h5>، موزیک کوس آرووووووم و ماراتن سکسی ناتمام &#8230;همه و همه</h5>
<p>خمااااارم کرده بود …نیاز داشتم … به حرفاش … به دستاااااش و بازیاش &#8230;ولی اون کاملا تو كارش غرق شده بود پيش سکس داستان خودم گفتم بازم</p>
<h6>بايد قلقلکش كنم &#8230;.!!!واسه همين بهش گفتم …می ایران سکس گما …تو</h6>
<p>واسه هيچكدوم از مریضات در رو نمیبندی !!!iجواب داد … آآآآآره ولی تو با بقيه خیلی فرق داری&#8230;ادامه دادم : صددردصد&#8230;. ولی ايندفعه ديگه چرا بستی … ؟ مگه ميخوای چی كار كنی … ؟خنديد و جواب داد … مگه نشنیدی به منشیم چی گفتم ؟ &#8230; کاری رو که با تو شروع کردمو باید تموم کنمنااااااااامرد &#8230; این باید رو اونقدر محکم گفت که بدنم لرزید &#8230; ( یعنی واقعا میخواد بکنه ؟؟؟؟ )با يه عشوه خاصی بهش گفتم :کووووووووور خوووندی !!!عمرا اگه بزارم منو بکنی &#8230;.. اينو كه گفتم بدون هیییچ حرفی يهو ميزِ كار شو زد كنار و خودشو كامل انداخت روم …لبم و به دهن گرفت و در حالی كه لبم و ميخورد دوطرف صورتمو گرفت تو دستهاشبا اینکارش بخوبی دهنمو بست و من دیگه اصلا نمیتونستم اعتراضی بکنم یه جور‌ایی روم خوابیده بود که كيرشو كاملا وسط پام حس ميكردمشده بود قد چناااااااااااااااارواسه اینکه نشون بدم دارم مقاومت میکنم زیر بدنش دست و پا میزدماونم با حرکت دادن کیرش رو کسم ادای کردنو در میاوردبزرگ و سفت به نظر میومد ….دست چپشو گذاشت رو سينم و از رو مانتو محكم گرفت تو مشتش …همزمان با خوردنِ لبم شروع كرد به ماليدنِ سينم &#8230;اون يكی دستشو هم از بغل برد پشت کمرم &#8230;از بالای دامنم فرستادش تووووو و پشت کونمو گرفتدستااااش گرم بود و پوست کوووونم لطیییییییییییییف &#8230;وای خدااااااااااا&#8230; خيلییییییییییییییی توپ بودهمزمان هم سينمو ميماليد ، هم لبمو ميخورد و هم با كونم بازی ميكرد &#8230; اوووووووووف دستشو از بالای یقم كرد تو و سينمو در اورد …حالا ديگه سينه هامو لختِ لخت ميماليد … اوووووففففمقاومتم تموم شد و ديگه از حال رفتم …آخه من نسبت به سينه هام خیلیییی حساسمسست شدم …با هر دو دستم شونه هاشو گرفتم &#8230;چشامو بستم و تو خوردن لبام کمکش کردم … شالمو کنار زد …لبمو رها کرد &#8230;سرشو برد پائين و … شروع كرد به خوردنِ گردنمخووووووب كه ليسش زد ، لباشو آروم آروم از رو گردنم آورد پائين…لباشو رو گردنم کشید و کشید تا رسید به بالای سينم ..اووووووووفی&#8230;.. با دستش زيرِ سينمو گرفت … آوردش بالا و گذاشت تو دهنش …وای خدااااااااااااااا…سینمو کاملا به دهن گرفته بود و با زبونش با نوكش بازی ميكرد…اوووووففففمنم دیگه فقط ناله ميكردم …وووووووی خدااااااااااا &#8230;اوف … اوووووووووففففففی &#8230; نقطه ضعفمو پيدا كرده بود ( سينه ام ) و بخوبی داشت ازش استفاده میکرد…بی حال بیحااااااال شده بودماونم فهميد و سریع دامنمو دور کمرم جمع کرد و دستشو فرستاد لای پام … کسمو محكم گرفت … ووووووووووووووووی نالم بدجوری رفت هواااااااا …نميدونم واقعا داد زدم يا اون بيخودی ترسید !!!يهو از روم بلند شد … سرشو آورد بالا و نيگام كرد( البته کسمو همچنان تو دستش نگه داشته بود ) ولی من ديگه داااااااغ كرده بودم و دلم ميخواست ادامه بدهبا حسرت بهش گفتم چيه ؟ … كم اوردی ؟آب دهنشو قورت داد و گفت … تنت داره میخواره ها …منم با يه صداي خمااااااااار گفتم … آآآآآآآآره …. خیلیییییی …موزیک تو پوست و خونم نفووووذ کرده بود ( جداً بعضی موزیکا آدمو جادو ميكنن ) بازم حمله كرد … سينمو دوباره به دهن گرفت و با دستش کسمو فشار داد …اوووووووووف کسم خیس خیس بود و اونم داشت محکم میمالیدشبا دستم پشت دستشو گرفتم …مثلا سعی ميكردم ورش دارم ولی عملا داشتم فشارش ميدادم تو کسم …اووووووووفی &#8230;يهو ديدم يه چيز خیلی داغ داره روی رونم حركت ميكنه …wowwww نامرد تو اين فرصت كيرشو در اورده بود و داشت ميماليدش به پاهای لختم &#8230;. نااله كردم … وااااااااای نه &#8230;… تو رو خدا …بسسسسسسسسه ديگه …ميترسم …ورش دار …خواهش ميكنم … ولی حساااااابی حشری شده بودم …پشت سرشو گرفته بودم و فشارش ميدادم به سينماونم نامردی نكرد و انگشت شو كرد تووووووو …اوووووووف وای نه ..بسسسه ديگه …داری منو ميكشی عوضی…با انگشتش شروع کرد به ور رفتن و قلقلک کردن توی کسم &#8230;يكم كه انگشت شو عقب جلو كرد و اون تو چرخوند &#8230;يهو حس كردم دارهِ سر كيرشو ميكشه پشت همون دستم …یادمه همیشه پشت دستمو به بهانه های مختلف نوازش میکرد و بهم میکفت دستات خیلی لطیف و خوشگلنحالا داشت کیرشو میمالوند به همون دستا&#8230;یه جورائی خیلی خیلی بدم اومد …چندشم شد &#8230; میدونم باورش واستون سخته &#8230; من واقعا ازش بدم میومد &#8230;با وجود تکراری بودن حرفم ولی باور کنین اصلا قرار نبود حالگیریا و شیطنتام به اینجاها بکشه &#8230;همون اول که کلاه کیرشو پشت دستم حس کردم اینقده چندشم شد که &#8230;ناخودآگاه دستامو پس كشيدم … اونم یه جوووووووون گفت و از خداخواستِه دستشو سریع كنار کشید و …سر كيرشو گذاشت درِکسم …wowwwwwwwwwwwwww چقده هم داااااااااااااغ بود &#8230;از حال رفتم &#8230; سست سست شده بودم و برعکس تصميمی كه داشتم كاملا آماده دادن …اوووووووووووووف خداااااااااااااااکسم اونقده لیز و آماده بود که اصلا نیازی به فشار دادن نداشتاصلا انگار خودش داشت اونو میکشید توووووووووو &#8230; سرشو كرده بود تو … چقده هم کلفت بود &#8230;داشت آرووووووم بقیه کیر دااااغشو هم میفرستاد تو کسم كه …یهو عين آدماي برق گرفته درش اورد …كاملا كشيد كنار … كيرش و برگردوند تو شلوارش و زیپشو كشيد بالا …ميزِ كار شو هم برگردوند سر جاش … ولی من دیگه خیلی حشری شده بودم &#8230;با حسرت به بالا كشيدن زیپش نگاه كردم و با عصبانيت بهش گفتم اه لعنتی … چت ميشه تو هی كه ديدم جدی جدی داره صداي در ميادتق تق …منم سریع خودمو جمع كردمبدونِ اينكه چيزی بگه رفت لای درو باز كرد &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177324</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسر اسکل و مامانی حسابی حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Oct 2019 09:02:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بارداری]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودتوی]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بودسلام]]></category>
		<category><![CDATA[بودمتا]]></category>
		<category><![CDATA[بیتابی]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پایینی]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حوصلگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرتم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهره]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتاز]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دامادمون]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[دعواهای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوچرخه]]></category>
		<category><![CDATA[رفتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[سایتها]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردحالا]]></category>
		<category><![CDATA[کردخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمهر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیعنی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنمن]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:اره]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمباشه]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلشو]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلمو]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[میزدچند]]></category>
		<category><![CDATA[میشستن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نموندم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجاست]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داستان مال 7 ماه پیش فیلم سکسی تا امکان داشت واقعیت نوشتم .راستش من توی یه خانواده ی معمولی تقریبا مرفه و با فرهنگ زندگی میکنم و سکسی دو تا خواهر بزرگ تر از خودم شاه کس دارم.خواهر بزرگترم نیوشا 3 سال و خواهر کوچکتریه 1 سال و نیم از من بزرگ کونی ترن و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داستان مال 7 ماه پیش فیلم سکسی تا امکان داشت واقعیت نوشتم .راستش</h2>
<p>من توی یه خانواده ی معمولی تقریبا مرفه و با فرهنگ زندگی میکنم و سکسی دو تا خواهر بزرگ تر از</p>
<h3>خودم شاه کس دارم.خواهر بزرگترم نیوشا 3 سال و خواهر کوچکتریه 1</h3>
<p>سال و نیم از من بزرگ کونی ترن و اسمش نگار هست.من و نگار از بچگی خیلی با هم عیاق نبودیم</p>
<h4>و جنده خب دعواهای نیما و نگار از بچگی ما معروف</h4>
<p>بود.دلیل این هم شاید این بود پستون که سنمون خیلی به هم نزدیک بود و نمی تونستیم حرف هم رو گوش</p>
<h5>کنیم نگارم کوس زیاد از من خوشش نمی وامد من زیاد</h5>
<p>کاری با هاش نداشتم .راستش داستان من از اونجایی شروع میشه که نگار بعد از1 سال پشت کنکور موندن دانشگاه قبول شد.اون سکس داستان موقع من دو</p>
<h6>ماهی بود که دانشگاه می رفتم ولی بر ایران سکس عکس بیشتر</h6>
<p>هم کلاسی هام هیچ نوع تجربه ی سکسی نداشتم و بیشتر فیلم سوپر نگاه می کردم و خودم رو ارضا می کردم.نگار هم مشخصا تا قبل از اینکه بره دانشگاه مطمئن بودم که تجربه ی سکس زیادی داشت.از لحاظ قیافه او توی خانواده ی ما معروف بود و خیلی خوشکل بود و خب خاطرخواه های زیادی هم داشت ولی بابام راضی نمی شد که ازدواج کنه و فکر می کرد دختر همه چی تمومی داره. هیکل روفرمی مرور زمان پیدا کرده بود به خاطر اینکه دوچرخه سواری حرفه ای هم فعالیت داشت 6 ماه واسه باشگاه &#8230; تهران رکاب زد ولی واسه اینکه هیکلش خراب نشه ادامه نداد و در کل چیزی بود که هر مردی آرزوی داشتنش رو داشت و من هم که برادرش بودم به نوعی نگاهم به اون عوض شده بود و خیلی از مواقع که حشرم بالا می زد دوست داشتم با نگار حال کنم .به هر حال اون قیافه ی زیبا و اون اندام بی نظیری داشت هر کسی رو تحریک می کرد و بیشتر از همه باعث تحریک من میشد که هر روز توی خونه نگار و می دیدم و با هم توی یه اتاق می خوابیدیم. بابام خونمون رو 3 سال پیش و از زمان که نیوشا ازدواج کرد فروخت و رفتیم یه خونه ی دو خوابه خریدیم و اون اوایل هم نگارو با اکراه قبول کرد که با من توی یه اتاق بخوابه ولی خب بالاخره هر دوی ما به این قضیه عادت کرده بودیم ولی من بعد از این همه مدت عاشق نگار شده بودم و هر شب بیشتر برای سکس کردن باهاش تحریک می شدم. خلاصه نگار دانشگاه رفتن و شروع کرد و یواش یواش با یه دختری به اسم سما دوست شد که خیابون پایین ما زندگی می کردن و اون هم دختر خوشکل و خوش اندامی بود تیکی بود که سر تر از اون وجود نداشت یه سگ پشمالو هم داشت به اسم روزا بود .خلاصه دوستی نگار با سما نزدیک و نزدیک تر می شد و رفت و آمد سما هم به خونه ی ما بیشتر می شد و روز ها برای مدت زیادی با هم پشت کامپیوتر میشستن. خرید میرفتن به قول خودشون پسر اسکل می کردند . از هر لحاظ با هم مچ بودن مدتی بود که حتی نگاه به پسرام نمیکردن چون چند باری بود هر جا میرفتند تقیبشون میکردم .این دوستی اونها گذشت تا اینکه یه روز که من از دانشگاه بر میگشتم صحنه ی خیِِِــــــــــــــــــــــلی نابودی رو توی خونمون دیدم. اون روز بابا و مامانم خونه نبودن.من داخل خونه شدم و به سمت در اتاقمون رفتم ولی درست موقعی که میخواستم در رو باز کنم صدای نگار رو از پشت در شنیدم که گفت:«آروم تر سما.درد داره.»خیلی تعجب کردم.یعنی توی اتاق چه خبر بود؟سریع رفتم و یکی از صندلی های میز آشپز خونه رو آوردم و گذاشتم پشت در و بالا رفتم و دیدم که بله.خواهر خوشکل من به پشت روی تختش نشسته و سما هم داشت یه هویج تقریبا کلفت رو می کرد توی کون نگار.سریع موبایلمو در آوردم و شروع کردم از پنجره ی بالای در فیلم گرفتن.اولش بدم اومد ولی بعد حشرم زد بالا.به هر مشقتی بود سما به کمک کردم نرم کننده ی من تونست اون هویج رو تا ته بکنه تو کون خواهرم. هم از شدت درد و هیجان داشت آه می کشید.نرگس بعد از این کار کم کم شروع کرد به تلمبه زدن و شاید حدود 10 دقیقه اون هویج که حتی از کیر من هم کلفت تر و دراز تر بود داشت توی کون خواهرم جلو و عقب می رفت.بعد هم نگار که داشت با خودش ور میرفت ارضا شدو و نوبت سما شد و هم که تحمل اون هویج کلفت و نذاشت از نگار خواهش کرد فقط با انگشت و هویج و بکن جلوش اونم برای سما خانوم حسابی مالوند تا اونم ارضا شد و بعد سما گفت وای حالش از کیر خیلی بهتر بود به من که خیلی خوش گذشت دوست دارم همیشه باهات لز کنم .بعد هم دوتایی با هم رفتن توی حموم داخل اتاق.منم سریع همه چیز رو مثل اولش کردم و از خونه زدم بیرون.این خیلی تحریک کننده بود که سما و خواهرم با هم لزبین بودن و همینطور اینکه نگار کونش انقدر گشاد شده بود بیشتر تحریکم می کرد.یه ساعتی تو خیابون گشت زدم و رفتم خونه و با سر و صدا در رو باز کردم و یه سلام بلند کردم و رفتم سمت اتاق.در رو باز کردم و دیدم نگار پشت کامپیوتر نشسته بود.سلام کردم و رفتم تا لباسم رو عوض کنم.ازش پرسیدم:«مامان و بابا کجان ؟خیلی وقته تنهایی؟» با بی حوصلگی گفت:«مامانینا امروز با نیوشا و فرهاد اینا( شوهر خواهر بزرگم) رفتن ویلای محمود(بابای دامادمون توی چالوس). گفتن امشب و فردا شب نمیان.غذا هم واسه این دو روز گذاشتن.نمیخواد نگران شکمت باشی.»سرم را تکان دادم.این که امشب با خواهر جندم تنها بودم و به یاد آوردن صحنه هایی که از لز توپ این دو تا خوشکل که مثل ستاره فیلم سکسی بودند دیده بودم،مدام تحریکم می کرد.خیلی دوست داشتم با نگار سکس کنم و خب امشب باید هر طوری شده بود این کار شو می ساختم و می کردمش .گذشت تا اینکه ساعت حدود 8 شب شد و من داشتم پای اینترنت عکس دانلود می کردم.نگار هم روی تختش نشسته بود و داشت آهنگ گوش میکرد.منتظر فرصتی بودم تا اینکه توی یکی از سایتها یه عکس هات از گروه تاتو دیدم که داشتن با هم لب می گرفتن.من یه کلکسیون کامل از عکس های تاتو توی کامپیوتر داشتم و خب رفتم سراغ اونها و این رو هم بهشون اضافه کردم و بدون مقدمه برگشتم سمت نگارو و گفتم : «نگار این گروه تاتو رو آهنگاشو گوش می کنی؟»نگار گفت:«اره.بدم نمیاد.مخصوصا از اون مو قرمزه عشق من خیلی خوشم میاد.»خندیدم و گفتم:«کلی عکس ازشون دارم.میخوای ببینی؟»نگارم سرش رو تکون داد و به سمت من اومد.من هم فولدر مربوط به عکس های تاتو رو باز کردم تا خودش بیاد ببینه.توی اون فولدر پر بود از عکس های سکسی گروه تاتو توی موقعیت های مختلف و عکس های بدون سوتین اونها.خودم رو عقب کشیدم تا پشت صندلی بشینه.اون هم نشست و شروع کرد و اولین عکس در حال لب گرفتن اونا رو دید.من هم پشت سرش وایساده بودم و نگاه می کردم.بعد هم یکی یکی عکسا رو دید و به عکسای سکسیشون رسید و مطمئن بودم حشرش زده بالا چون هیچ وقت پیش نیومده بود که من حتی یه عکس نیمه سکسی به نگار نشون بدم چه برسه به این عکسا.نوک سینه های که چون میخواست بخوابه سوتین هم نبسته بود کاملا سیخ شده بود و از زیر تی شرتش معلوم بود.مطمئن بودم الان خیلی حشری هست چون دیگه صدای نفس هاش رو هم میتونستم بشنوم بهم گفت نیما اینارو از کجا اوردی یه حال طلبت.عکس ها تموم شد ولی هنوز به عکس آخری خیره شده بود و هیچ حرکتی نمی کرد.شاید منتظر بود تا من یه حرکتی بکنم.من هم کمی فکر کردم و بالاخره خیلی آروم دستم رو روی کتف های نگار گذاشتم که به محض انجام این کار هم دستاش رو روی دستام گذاشت و صندلی رو به طرف من چرخوند و زل زد توی چشمام.میتونستم حشریت رو توی چشماش ببینم.تو دلم گفتم بلخر موقیتش پیش امد چرا من نکنمش من کمتر از اون هویج ودوست پسراشم درنگ نکردم و دستم رو زیر کمرش بردم و بقلش کردم و گفتم الان بدهیتو بده همه چی مبهم بود گیج گیج بودم مست مست , مست کردن خواهره خوشکلم داشتم دیونه میشدم از روی صندلی بلندش کردم و بعد روی تخت خودم گذاشتمش.نگار حالا چشماشو بسته بود و صورت قشنگش بیشتر منو تحریک می کرد.روش خوابیدم و لب هام رو روی لب هاش گذاشتم و شروع کردیم به خوردن لب های همدیگه.خیلی آروم دستام رو پایین بردم و تی شرتش رو در آوردم و حالا دو تا سینه ی برنزه رنگ بزرگ و باد کرده جلوی چشمام بودن.هنوز هیچ کدوم از ما هیچ حرفی نزده بود.خیلی آروم سر یکی از سینه هاش رو توی دهنم کردم که یهو بلند داد کشید داری چه غلطی میکنی من خواهرتم اشغال .به کارم ادامه دادم و یهو نگار یه آه حشری کننده ی با اون یکی سینش هم بازی کردم.زبونم رو از چاک سینه هاش کشیدم و دور نافش چرخوندم و همین موقع با دستام شلوارش رو آروم گفتم و با شرت زیر با هم تا ته کشیدم پایین و از پاش در آوردم و حالا رون های گوشتی و برنزه ی خواهرم جلوی چشمام بود و یک کس بدون موی تنگ بین رون هاش بود.پاهاش رو باز کردم و خیلی آروم زبونم رو بین چاک کسش گذاشتم و از پایین تا بالا با فشار کشیدم که این بار نگار یه آه بلند تر کشید که بیشتر منو حشری کرد.حالا دیگه با سر روی کسش بودم و زبونم رو تا نصفه توی کسش می کردم و در می آوردم.توی همین مدت شلوارم رو در آوردم و به حالت 69 روی نگار نشستم و به خوردن کسش ادامه دادم و سعی کردم کیرم رو به دهنش نزدیک کنم تا اونم کیرم رو بخوره که خب اول با نوک زبونش به سر کیرم میزد که وقت با شدت بیشتری کسش رو خوردم اون هم کیرم رو تا ته کرده بود توی دهنش و داشت برام ساک میزد.چند ثانیه گذشت تا اینکه بدن نگار به لرزه افتاد و ارضا شد و آبش روی تخت ریخت.کیرم رو از دهنش در آوردم و برگشتم و روش خوابیدم و در گوشش گفتم:«چطور بود ؟» لبخندی زد و گفت:«عالی بود داداش.»چند دقیقه ای روی هم بودیم و داشتیم از هم لب می گرفتیم و نگار دوباره حشری شده بود تا اینکه کنار گوش من گفت:«میتونم یه چیزی ازت بخوام؟»با مهربونی توی گوشش گفتم:«هر چیزی بخوای گوش می کنم عزیزم.»نگار هم گفت:«میخوام امشب منو بکنی.»خندیدم و یه لب کوچیک ازش گرفتم و گفتم:«هر چی تو بخوای عشقم.برگرد گلم.»نگار هم برگشت و کون قشنگ و خوش حالتش رو به طرف من گرفت.از روی میز توالت کرم نرم کنندم رو برداشتم و در کونش مالیدم و کیرم رو هم چرب کردم.دور سوراخ کون ش باز بود و اون هویج و سما جون حسابی کار خودش رو کرده بود.خیلی آروم کیرم رو روی سوراخ کونش گذاشتم و یواش فشار دادم.سر کیرم خیلی راحت رفت تو ولی نگار یه آه از روی حشریت کشید.با کف دستام روی کپل های کونش میزدم و کیرم رو بیشتر و بیشتر توی کونش می کردم.سوراخ کونش گشاد گشاد شده بود و کیرم تا ته کونش رفت تو.یه کم صبر کردم و شروع کردم به تلمبه زدن.نگار هم حشریتش بالا زده بود و مدام آه و اوه می کرد و می گفت:«محکم تر منو بکن عشقم.داداش کوچیکم نیما جونم منو یه جوری بکن که پاره بشم.میخوام کونم رو جر بدی.»منم به حرفش گوش می کردم و کیر نه چندان کوچیکم رو کاملا در میاوردم و با شدت میکردم تو کونش.تلمبه هام سنگین تر میشد و آه و اوه و جیغ و داد نگار هم بلند تر میشد تا اینکه اون ارضا شد و منم چند ثانیه بعد از اون ارضا شدم و آبم رو توی کونش خالی کردم.هر دومون روی هم افتادیم نگار گفت خیلی خوب بود بجاش هر کاری بخوای واست میکنم منم گفتم می خوام تو دوستت سما رو با هم بکنم نگار هم بدون هیچ حرفی در جواب من بلند شد و موبایلشو برداشت وزنگ زد به سما و گفت:« امشب بیا خونه ما به مامانت بگو من امشب تنهام و بگو میخوای پیش من بخوابی.زود خودتو برسون خونمون.»بعد هم دوباره برگشت روی تخت پیش من و کنارم خوابید و لبش رو روی لبهام گذاشت و بعدش گفت:«نیما.امشب باید تا صبح من و سما رو بکنی داداشی. خوب اینم سما»یه لب دیگه ازش گرفتم و گفتم:«باشه عزیزم.نمی ذارم بهت بد بگذره آبجی خوشکلم.» همینطوری روی تخت دراز کشیده بودیم و از هم لب می گرفتیم که ده ساعت بعد سما زنگ خونمون رو زد و اومد بالا.نگار هم لخت سریع رفت دم در و نمی دونم چیکار کردن ولی چند دقیقه ای طول کشید که تا بیان تو اتاق.منم تاق باز روی تخت خوابیده بودم که یهو نگارو سما لخت وارد اتاق شدن.خواهرم با هیکل سکسی و پوست برنزه و سما هم با پوست سفید برفی.سما اول روش نمی شد توی نگاه کنه.من هم چیزی نگفتم که نگار به سما گفت:«نیما امشب قول داده از خجالت جفتمون در بیاد. بیتابی تورو میکرد منم جنده شو اوردم»منم پر رو تر شدم و به سمت سما رفتم و جلوش وایسادم و گفتم:«امشب کسو چون گالتو میگام.» بعد هم سما رو گرفتم و پرت کردم روی تخت و سریع قوطی کرم رو برداشتم و مالیدم روی کون سما ونگار هم با انگشتش مشغول شد و کون خودش رو گرفت سمت من.من هم رفتم روی تخت و کیرم رو که با دیدن دو تا کس کردنی و ناز لخت دوباره شق شده بود خیلی راحت تا ته کردم توی کون نگار که دوباره آه و اوه نگار بلند شد.سما هم سر و صداش بلند شده بود که نگار ازم خواست کیرمو در بیارم و بکنم تو کون سما.سما هم که حشری شده بود گفت:«نیما خواهرت بسشه.منو بکن.جرم بده!»کیرم رو از کون خواهرم در اوردم و جلو تر فتم و سر کیرم روی روی سوراخ سما که پشت به من نشسته بود گذاشتم و با یه فشار کوچیک کیرم تا نصفه توی کون سما بود.بعد هم آروم آروم کیرم تا ته رفت اون تو و شروع کردم به تلمبه زدن.کون سما خیلی از کون نگار تنگ تر بود.توی همون حالت حشریت به نگار گفتم:«چرا کون سما از مال تو تنگ تره عزیزم؟»که سما حشری خندید و گفت:« چون من اوپنم از کس میدم ولی نگار از کون میده کون لاشی خودم قبل از تو هم هر روز خدمتش می رسیدن که امروز اون هم بالاخره تو منو رو جر دادی و حالا هم ت وداری.کونم و جریده شد!» نگار حالا زیر سما نشسته بود و سما همزمان که به من کون میداد داشت کس نگار رو میخورد.تو همین حال و هوا بودم که نگار کونش رو جلو کشید و گفت:«بسه.نمیخواد کونم رو بکنی.کیرتو بکن تو کسم!زود باش!» سما با تعجب به سما گفت:«چی میگی؟مطمئنی؟»سما گفت:«اره!» نگار هم حشری شد و گفت:«اصلا اگه میخوای پرده ی خواهر منو بزنی باید پرده ی منم بزنی.منم میخوام بهت کس بدم داداشی.»من که از حرف های این دو تا دختر تعجب کرده بودم حاج و واج بهشون نگار میکردم.سما روی نگار خوابید شکمش رو روی.من که حشرم بی نهایت بالا زده بود گفتم:«کدومتون میخواد اول زن من شه؟اول کس کی رو باید جر بدم؟» نگار گفت:«اول کس من رو پاره کن عشقم.»من هم به سمت سوراخ پایینی که کس نگار بود رفتم و آروم کیرم رو جلوی کسش گذاشتم. نگار با دستش کیرم رو به داخل کسش هدایت کردم.احساس خوبی داشتم و کیرم حالا توی کس تنگ خواهرم بود.یه کم که کیرم داخل شد نگار گفت:«پردم همینجاست عشقم.زود باش جرش بده.من حاضرم.»و شروع کرد به خوردن لب های سما.من هم منتظر نموندم و توی یه لحظه کیرم رو جلو بردم و نگار یه جیغ بنفش کشید و آروم شد.چند ثانیه کیرم رو همونطوری تا ته توی کس نگار نگه داشتم و به محض اینکه کیرم رو یه کم عقب کشیدم خون کس نگار از پایین کسش جاری شد.من هم منتظر نموندم و شروع کردم به تلمبه زدن و حالا نگار از روی حشریت به جای آه جیغ می کشید.سریع کیرم رو در اوردم و جلوی کس سما گرفتم.سما هم کیرم رو یه کم جلو برد و با یه حرکت دیگه کیرم تا ته رفت تو کسش.من که آبم داشت میومد کیرم رو یه بار توی کس خواهرم کردم خون کمی از کس نگار رو کیرم ریخت و یه بار توی کس سما می کردم و هر دوی اونها داشتند از شدت لذت جیغ می کشیدن و آه و اوه می کردن و ازم میخواستن که بیشتر فشار بدم.من هم چند دقیقه به کارم ادامه دادم تا اینکه آبم اومد و آبم رو پاشیدم تو دهن نگار که روی سما خوابیده بود و اونها هم ارضا شده بودن.هر سه تا مون از خستگی روی تخت من کنار هم افتاده بودیم و آه می کشیدیم. نگار میگفت:«کسم میسوزه.وای خیلی میسوزه»وسما دیگه زن داداشت شدی و من هم نمیدونستم که چه اتفاقی افتاده و گیچ و منگ بودم.تا صبح ما سه نفر با هم سکس می کردیم و و من چهار با دیگه هم ارضا شدم که بار آخر واقعا از حال رفتم شدم و صبح ساعت 12 به هوش اومدم. ما سه نفر مدت زیادی هر هفته با هم سکس داشتیم تا اینکه سما پردش رو دوخت و دیگه کس نداد و فقط از کون بهم میداد ولی نگار تقریبا یه شب در میون ازم میخواد که بکنمش و منم نمی تونم به سینه ی خوشکل ترین و خوش هیکل ترین خواهر دنیا دست رد بزنم.تا یه چند ماهی سماو نگار و با هم میکردم یه بارم ابمو تا تش تو کس نگار ریختم که سما سریع رفت وواسمون قرص زد بارداری گرفت . اما بعد مدتی سما رابطش با نگار قطع شد و دیگه نتونستم بگامش . نگارام همیشه شبا کس کونش سر کیر من بود دیگه با پسری بیرون نمیرفت . بعد این ماجرا به فکر خواهر بزرگم افتادم که من هم بکنمش شیوا که واقعا مالی بود و دامادمون از چنگ صد تا دوست پسر درش اورده بود واقعا خوشکل بود &#8230;ادامه دارد &#8230;&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2412</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نادیا و حال اساسی به مشتری کیر کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%86%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7-%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%86%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7-%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Oct 2019 08:49:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیروون]]></category>
		<category><![CDATA[بی‌قرار]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[واقعابهترین]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[واولین]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وبسیار]]></category>
		<category><![CDATA[وبهترین]]></category>
		<category><![CDATA[وتقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[وخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ودیگری]]></category>
		<category><![CDATA[وساعتی]]></category>
		<category><![CDATA[وشیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[ومیمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[برام افتاده .تابستان سال قبل فیلم سکسی بود من مثل همیشه صبح زود بلند شدم تا برم پارک ورزش کنم یک ماهی بود که از دوست دختر سکسی قبلیم جداشده بودم و بدم نمیومد بایه شاه کس دوست تازه اشنا بشم.به همین خاطر داخل پارک حواسم به دوروورم بود.اونرووز داشتم تو پارک کونی نرم میدوییدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>برام افتاده .تابستان سال قبل فیلم سکسی بود من مثل همیشه صبح زود</h2>
<p>بلند شدم تا برم پارک ورزش کنم یک ماهی بود که از دوست دختر سکسی قبلیم جداشده بودم و بدم نمیومد</p>
<h3>بایه شاه کس دوست تازه اشنا بشم.به همین خاطر داخل پارک حواسم</h3>
<p>به دوروورم بود.اونرووز داشتم تو پارک کونی نرم میدوییدم که یهو احساس کردم یه نفر داره نگاهم میکنه وایسادم ودیدم دو</p>
<h4>تادختر جنده داخل چمن نشستن ونگاهم میکنن کمی مکث کردم ودیدم</h4>
<p>چشم از من بر نمیدارن با پستون سرم اشاره کردم وگفتم بیان به طرف من اونا با هم مشورت کردن واومدن</p>
<h5>دستشون راکت کوس های بدمینتون بود و اومدن باهم صحبت کردیم</h5>
<p>اسم یکیشون مهسا ودیگری میترا بود من از مهسا خوشم اومد و پر میترا رو باز کردیم از اون به بعد با سکس داستان مهسا هرروز بعد</p>
<h6>از ظهر که از دانشگاه میومد میرفتیم بیروون ایران سکس تا اینکه</h6>
<p>مهسا یه روز ازم خواست تاببوسمش من خیلی جا خوردم اما کلی حال کردم من هم اولین بوسه رو رو لبش با شهوت تمام گذاشتم که دیدم رنگش مثل گچ سفید شد بعد از اون هرشب با اس ام اس سعی میکردم یجوری شهوتش رو زیاد کنم تا برای رسیدن به من بیقرار بشه وموفق بودم یه رووز صبح بهم زنگ زد وگفت امشب خونه ی ماهیچکس نیست و3ساعتی وقت داریم وایندفه برعکس همه دختره پسر رو میکشونه خونه من موقع رفتن صورتم رو زدم بهترین لباس وبهترین لباس زیرم رو پوشیدم وسرشار از عطر ادکلن به اونجا رفتم در زدم اومد دمه در سلام کردم ورفتم تو ترس ودلهره وشهوت داشت مخم رو میترکوند اون با یکلباس چسب یکسره بنفش اومد در رو باز کرد بگذریم من نشستم برام چای وشیرینی اورد با هم خوردیم و شروع به صحبت کردیم حرفموون که تمام شد جفتمون میخاستیم که سریعا همدیگرو بغل کنیم وببوسیم هم شرم وحیا اجازه نمیداد اون هم سرش رو انداخته بود پایین وکناره من نشسته بود تا اینکه من خجالت رو کنار گذاشتم واولین بوسه رو از لپ اون کردم و اون سرخ شد اما اون هم به جواب بوسه من من روبوسید و من دیگه روومباز شد وبغلش کردم ولبم رو گذاشتم روی لبش یک لب طولانی از هم گریفتیم که واقعابهترین تجربه لب برای من بود بعد همون طور که نشسته بودیم من شروع به خوردن زیر گلوی اون کردم ومیبوسیدم ومیلیسیدم ومیمکیدم اون که از حال رفته بود من هم از حرارت داشتم منفجر میشدم همین طور میبوسیدم وپیشروی کردم تا روی سینه هاش البته از روی لباس تا خودش لباس ولباس زیرش رو در اورد سینه ای گرد وتقریبا رسیده ای داشت با نوک صورتی وبسیار خوش طعم مشغول خردن سینه نا بودم که یهو بلن شد ومن رو برد روی تختش نشوند شروع کرد لباس های من رو در آوردن من با لباس زیر بودم واون نیمه لخت لباس اون رو هم من کامل در آوردم وخوابیدم رووش ودوباره سینه هاش رو خوردم اون هم دستاش رو دوره من قلاب کرده بود وپشت من رو ماساژمیداد من خوردم وبوسیدم رفتم پایین روی شکمش و دور نافش رو لیس میزدم اما اون اجازه نداد پایین تر برم من رو چرخوند ولباس زیر من رو در آورد ومن هم مال اون رو در آوردم بعد خیلی آوروم روی من خوابید وجلوش رو به یکی من میمالید و آروم به حالت شهوت آه آه ضعیفی میکشید تا اینکه شهوتش به آخرین حدش رسید ونشست روی رون پای من وشروع به خوردن یکی من کرد که منمثل مار به خودم میپیچیدم ولذت مبردم بعد نشست روی یکی من وشروع به عقب جولو کردن خودش کرد وبا شدت خودش رو به من میمالید من هم دستامو دوره کونش قلاب کرده بودم و با سوراخش بازی میکردم اینقدر خوشش اومد که سریع ارضا شد و روی من ولو شد من وقتی این حال رو دیدم گفتم اشکال نداره اون ارضا شد بسه از روم بلن شد خواستم لباس بپ.شم که برم دیدم از پشت من رو بغل کرده میگه من اینقدرا هم بیمعرفت نیستم دست رو گرفت وبرد روتخت دوباره خودش به شکم دراز کشید وگفت هرکاری دوست داری بکن تا توهم ارضا بشی وحال کنی حتی اگر میخوای برات بادست جلق بزنم تا ارضا بشی من همگفتم نه بخواب تو خوابید از روی میز کامپیوترش کرم برداشتم یکم نوک انگشتم زدم لای پاشو باز کردم ارممو شروع کردم با سوراخش ور رفتن انگشتم رو آروم کردم داخل یکم همین کارو ادامه دادم بعد سر یکی خودم رو کرم زدم وآروم گذاشتم دم سوراخش به محض اینکه فرو کردم داخل یک تکون شدید خورد وآخ بلندی کشید همونجا نگه داشتم وخوابیدم رووش بعداز جند لحضه دوباره شروع به تلمبه زدن کردم آه آه بلندی مکرد اما من بلندش کردم از تخت رفتیم پایین دستاش رو گذاشتم لبه تخت و خمش کردم شروع کردم به تلمبه زدن با یک دست جلوش رو میمالیدم وبا یک دست دیگه نوک سینشو گرفته بودم لای انگشتام ومیمالیدم تا اینکه دیگه نتونستم طاقت بیارم ومن هم ارضا شدم ونیم ساعتی همون طور کنار هم دراز کشیده بودیم و بعد بلن شدیم رفتیم دوش گرفتیم ومن اومدم از خونشوون بیروون ممنون که گوش کردین نظر یادتوون نره</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%86%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7-%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2418</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم با سینه های طبیعی خوب کرده میشه و به حالت داگی خابونده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Oct 2019 07:32:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدممنم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بودچون]]></category>
		<category><![CDATA[بودساعت]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بودیممن]]></category>
		<category><![CDATA[بیحرکت]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشونده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستی]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[جیغهای]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفارو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[حیوونی]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫خودمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمون]]></category>
		<category><![CDATA[دارماز]]></category>
		<category><![CDATA[داریگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی‌]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمون]]></category>
		<category><![CDATA[زیبائی]]></category>
		<category><![CDATA[سالگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه‌های]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شبهایی]]></category>
		<category><![CDATA[شدیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[صدامون]]></category>
		<category><![CDATA[صداهای]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتی‬]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فکرایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فوق‌العاده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[کردنیه]]></category>
		<category><![CDATA[کنمچند]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:آخه]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مانکنی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مجردیم]]></category>
		<category><![CDATA[مشترکمون]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میاریم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتد]]></category>
		<category><![CDATA[میافته]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوامت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدرخشید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میریزم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌زنه]]></category>
		<category><![CDATA[میزنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنین]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میشنید]]></category>
		<category><![CDATA[میشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاری]]></category>
		<category><![CDATA[‫نمیشد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشه‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیستمن]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یه‌روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[الان صاحب ۲ تا بچه فیلم سکسی هستیم پسر مشترکمون و دختر الهام.موقع ازدواج الهام با من ۳۰ سالش بود و بسیار زیبا جذاب و همچی‌ تموم سکسی بود.البته الان هم فوق‌العاده است و از شاه کس هر زنی‌ که سراغ دارین تاپ تره.شبیه مونیکا بلوچی و بهمون اندازه سکسی.من هم نمی‌خوام کونی تعریف کنم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>الان صاحب ۲ تا بچه فیلم سکسی هستیم پسر مشترکمون و دختر الهام.موقع</h2>
<p>ازدواج الهام با من ۳۰ سالش بود و بسیار زیبا جذاب و همچی‌ تموم سکسی بود.البته الان هم فوق‌العاده است و</p>
<h3>از شاه کس هر زنی‌ که سراغ دارین تاپ تره.شبیه مونیکا بلوچی</h3>
<p>و بهمون اندازه سکسی.من هم نمی‌خوام کونی تعریف کنم ولی‌ تو ۲۵ سالگیم که باهاش آشنا شدم تو تهران کمتر مردی</p>
<h4>از جنده لحاظ قیافه و جذابیت به گردم میرسید چون منو</h4>
<p>اون در واقع یه ازدواج عاشقانه پستون داشتیم که اون بیشتر از من عاشقم بود. از شوهرش طلاق گرفته بود و</p>
<h5>با دخترش کوس که اون موقع 10 ساله بود زندگی‌ میکرد.الان</h5>
<p>۳۵ سالم است هر چند هیکلم از اون سایز مانکنی و کمر باریکی در اومده هرچی‌ باشه ۱۰ ساله متأهلم و خوب سکس داستان آقایون میدونن یه</p>
<h6>مرد هیکلش جا میافته ولی‌ با این حال ایران سکس همین الان</h6>
<p>هم فقط کافیه اراده کنم فکر نکنم دختری باشه که بتونه به من نه بگه.بگذریم همش دارم تعریف می‌کنم بریم سر اصل مطلب.چند ماه پیش یه شب داشتیم با الهام عشق بازی‌ میکردیم و تو حال خودمون بودیم که حس کردم از تو بالکن داریم کنترل میشیم شک کردم و برای اینکه مطمئن شم به الهام گفتم به پشت بخوابه که مشت و مالش بدم آخه شبهایی که حال می‌کنیم اولش کلی‌ عشقبازی می‌کنیم و با همدیگه ور میریم شاید ۱ ساعت برا همین برشگردوندم که مشت و مالش بدم که اونم کلی‌ کیف کرد و آخ جون آخ جون میگفت اون که منو نمیدید بالکنو نگاه کردم و داشتم کمرو و کونشو ماساژ میدادم که دیدم دختر خوندم سپیده داره منو مامانشو دید می‌زنه.اون منو نمیدید یعنی‌ نمیتونست تشخیص بده که دارم میبینمش در واقع منو مامانشو سایه هامون و میدید بخاطر پرده که پشت اون مخفی‌ بود ولی‌ چون تابستون بود و پنجره باز مطمئنم صدامون واضح شنیده میشد.نمیدونستم چی‌ کار کنم نه می‌تونستم بی‌خیال حال کردن بشم چون الهام خیلی‌ حشری است و نمی‌شد نمیتونستم به اون بگم که سپیده داره دیدمون می‌زنه چون نمیدونستم چه کاری ممکن بکنه و نمیتونستم به سپیده بفهمونم که من دیدمت گفتم ممکن خجالت بکشه.رابطمون با دختر خوندم خیلی‌ خوبه و منو خیلی‌ دوست داره(مثل پدر)فکر کنید از 10 سالگی با من بزرگ شده و بخاطر فاصله سنی‌ کم مثل ۲تا دوست هستیم منم چون سنمو چهرم نشون نمیده بیرون که میریم مثلا پیش دوستش وقتی‌ میگه بابام باید توضیح هم بده که چجور بابایی که اینقدر جوان و خوشگل است.خلاصه بگذریم مونده بودم چی‌ کار کنم که یهو الهام گفت عشقم امشب نمیخوای زنتو بگای زود باش دیگه یا می‌خوای من شروع کنم .من دیگه کاملاً لال مونی گرفته بودم که الهام خودش منو برگردوند و اومد روم شروع کرد کیرمو خوردن.ما چون حال کردنامون همیشه با صحبت کردن زیاده و قربون صدقه هیکل همدیگه میریم و الهام همیشه بهم میگه چطوری بکنمش فکرشو بکنید دیگه سپیده چه حرفایی داشت میشنید. کونمو بکن جرم بده کسمو بگا آخ جون جون و کیرتو می‌خوام و &#8230;خلاصه همه چی‌الهام ارضا شده بود و من چون هنوز شوک بودم ارضا نشده بودم که شروع کرد کیرمو خوردن و میگفت مهران یالا آب می‌خوام ساک میزدو و میگفت و قربون صدقه کیرم میرفت که آخ جون چه کیری دارم من و همین حرفا.آبم که داشت میومد فهمید و نزاشت ازش دور شم منو گرفته بود و میگفت بپاش تو صورتم ؛خلاصه منم ارضا شدم و رو تخت ولو شدیم و من هنوز حس می‌کردم که سپیده آنجاست و نرفته.خیلی‌ بی‌ مقدمه گفتم منو تو موقع حال بهم اینجوری حرف می‌زنیم زشت نیست آخه تا حالا به این مساله فکر نکرده بودم.گفت نه همه عشقبازی مون مزش به همینه گفتم آخه یه جوری حرف می‌زنیم مثل جنده و جنده باز می‌شه گفت خوب آره معلومه من جندم عزیزم ولی‌ جنده توام حشری توام برای تو جندگی نکنم برا کی‌ بکنم گفتم خوب بسه.البته بین من و الهام اعتماد بالای بود و هر دومون عاشقانه همدیگرو دوست داشتیم و تو این ۱۰ سال به هم دیگه خیانت نکردیم.من می‌خواستم حرفارو تموم کنم که بخوابم ،پس به الهام گفتم عشقم تو برو دوش بگیر که من دیگه پنچر شم فردا صبح هم باید زود برم شرکت که شریکمون میاد زشته استقبالش نکنم .می‌خواستم بخوابم که الهام که پاشده بود بره حموم گفت نکنه قربون کیرت میرم و میگم جون چقدر گندست یه فکرایی کردی گفتم دیوانه ، چه حرفیه می‌خوام بخوابم شب بخیر یهو گفت:آخه با چند تا از دوستام که میشینیم حرفای زنونه میدونی که برا هم تعریف می‌کنیم اندازه کیرای شوهرامون و داستانهای رختخواب میدونیکه گفتم خوب .گفت اینجور که من فهمیدم مال تو حرف نداره گفتم عجب.این چه حرفای که میزنین آخه.با کدوم دوستات؟گفت همون مریم و مژگان و سمیرا لاشی که هر وقت میومدن میخواستن بخورنتا.گفتم پس برا همینه چند وقتیه نمیزاری بیان آره؟گفت آره از حسودی از همون اولش هم میترکیدن که از من کوچیک تری.گفتم خوب بی‌خیال من میخوابمخواستم بخوابم که زودتر این حرفا تموم شه و سپید بره هرچند کاری که نباید میشد شده بود.ساعت ۷ بود که از شرکت برگشتم الهام نبود آخه باشگاه میره.منم انگار نه انگار که از ماجرای دیشب سپید خبر دارم گفتم شام خوردی یا باهم بخوریم،گفت مهران (آخه تو خودمون همیشه از اولش مهران صدام میکرد خودم می‌خواستم) بریم بیرون شام بخوریم چون میدونستم الهام تا ۹ نمیاد گفتم باشه برا مامان هم میاریم هرچند رژیم میگیره.رفتیم بیرون .نرسیده به پل رومی رفتیم پیتزا بزنیم.خلاصه داشتیم شام میخوردیم که دیدم یکی‌ از میزا خیلی‌ تو نخ ما هستن البته چون ۳تا دختر جوان بودن خوب من هم چیزی نگفتم اما خیلی‌ مشکوک شدم.بگذریم برگشتیم خونه.البته سر راه رفتیم دنبال الهام و پسرم که ۵ سالشه و مامانش باشگاه میبره او رو هم آوردیم.من داشتم آبجو میخوردم و فیلم میدیدم و الهام هم داشت دوش می‌گرفت که صدای پچ پچ شنیدم از تو اتاق سپید راستشو بخواید تا اون روز به هیچ چیز شک نمیکردم چون سپید یه دوست پسر داشت که خوب ماهم خبر داشتیم و میشناختیمش یعنی‌ دلیل برای پچ پچ تلفنی نبود بی‌ اختیار رفتم پشت در و گوش کردم چیزایی که شنیدم باورم نمی‌شد:دیدی چقدر جیگره آره خیلی‌ باحاله خیلی هم سکسیه دیدی لباشو یذره است پیتزارو چجوری میخورد .دو زاریم افتاد اونا که مارو تو رستوران دید میزدن دوستش بودن که من نمیشناختمشون پس سپید داره منو جای دوستش به اونا جا می‌زنه.حالم بد شد نمیدونستم چی‌ کار کنم.به الهام نمیتونستم بگم با خودش هم آخه چجوری حرف بزنم؟مونده بودم که چی‌ کار کنمچند روز گذشت و من دیگه حواسم بود تو اتاق خواب پنجره را ببندم و پرده هارو کامل بکشم.یه پنجشنبه شب بود الهام و پسرم رفته بودن خونه مادرش اینا (چون بعد ازدواج منو الهام تقریبا فامیل من منو ترد کرده بودن بچه‌ام فقط خونه یه مامان بزرگش میرفت)برا همین وقتی‌ میرفتن حسابی‌ میموندن من هم نمی‌رفتم به همون دلیل که مادرش اینا هم راجع به من فکر خوب نمیکردن البته من از خانواده کمی‌ نبودام ولی‌ الهام و خانوادش خیلی‌ پولدارو و بزرگ و&#8230;.آره و فکر میکردن من برای پول اون بود که باهاش هستم و اینو همه جز خودش قبول دارن.بماند.سر شب بود بهم زنگ زد و که حسابی‌ مشروب بخور امشب می‌خوام یه حال حسابی‌ کنیم وقتی‌ اومدم خونه آخه هر دومون از سکس تو مستی خوشمون میومد منم که فکر اتفاقی‌ رو که امشب قراره بیفته رو نمیکردم حسابی‌ ویسکی‌ خوردم که ساعت ۱۱ اینا بود باز زنگ زد که فرهاد(پسرم) لج کرده نمیاد و مامانم هم نمیذاره بیام فردا میام و از این حرفاگفتم باشه و رفتم سراغ ماهواره که خودمو سرگرم کنم.سپید اومد و از اتاقش بیرون و روی کاناپه ولو شد و باهم داشتیم فیلم میدیدم.سراغ مادرش رو گرفت گفتم خونه مامانی ایناست و فردا میاد.منم که معلوم بود مستم گفت با منم مشروب می‌خوری؟ گفتم آره عشقم(البته همیشه می‌گفتم و عادی بود مشروب رو هم ی ۱ سالی‌ بود که میخورد و مام میدوستیم)فردام که جمعه بود و خونه بود پس مهم نبود بخوره.برا اونم ریختم و میخورد منم چون خیلی‌ جلو بودم چند تا در میون خودم هم یکی‌ میخوردم.کلش داغ شده بود چون هر وقت داشت مست میشد سرخ میشد لپاش و چشماش از درشتی می‌خواست از صورتش بیاد بیرون.من داشتم سیگار می‌کشیدم که یهو و بی‌ مقدمه گفت خالی‌ که حال نمیده بذار یه‌چیزی بدم پرش کنی‌ .من که خوب مجردیم همه جور غلطی کرده بودم فهمیدم و با تعجب به سپید نگاه می‌کردم و زبونم بند اومده بود.چون تاحالا تو این ۱۰ سال نه تنبیه کرده بودمش نه نصیحت کلا اینجور کارا با مادرش بود .دید من چیزی نمیگم رفت و تقریبا چیزی نزدیک به ۳گرم حشیش آورد و داد بمن و گفت حدس می‌‌زنم خودت واردی.یه لحظه فکر احمقانه‌ای از سرم گذشت.گفتم خوب اگر باهاش بکشم رومون باز می‌شه و می‌تونم باهاش صحبت کنم و بیشتر خیر سرم نقش تربیتی‌ از خودم نشون بدم.منم که تو این ۱۰ سال گذری خلاف کرده بودم چون الهام از تجربه زندگی قبلیش شدیدا ضربه روحی‌ خورده بود و تنها چیزی که نمیتونست قبول کنه این مساله بود و تنها دروغ تو زندگیمون که به اون گفته بودم همین بود که این گذری رو مخفی‌ می‌کردم.بگذریم خوب خیلی‌ وقت بود از آخرین بار میگذشت خیلی‌ سریع ۲تا موشک حاضر کردم و یکی‌ دادم به سپید یکی‌ هم خودم روشن کردم.که سپید اومد پیشم و گفت نه مثل همه باهم بکشیم خوب من هم بعد از چند تا پک چرخوندمش و خلاصه با یه لذتی وصف نشدنی‌ داشت با من حشیش می‌کشید.تموم شد و خلاصه هر دومون رو ابر بودیم و حسابی‌ می‌خندیدیم و به اصطلاح بنگ و باده کرده بودیم.من البته هوشیاریمو می‌خواستم حفظ کنم ولی‌ صحبت و نصیحت رو بی‌خیال شدم برای بعدن گذشتم.اما از همه جا بیخبر که یه الف دختر بچه 20 ساله چه خوابی‌ برام دیده.سپید رفت کنترل رو برداشت و رفت رو شبکه‌های سکسی که قفل بود با تعجب نگاش کردم و گفتم چطور تونستی‌ بازش کنی‌ با یه شیطنت خاصی‌ گفت خوب دیگه.خیلی‌ جدی گفتم بزن بره اما گفت منو تو که دیگه باهم این حرفارو نداریم دیدم مثل اینکه نمی‌شه برای بعدن بمونه صحبت کردن و باید همین امشب حرف بزنم باهاش چون دیگه داره خیلی‌ جلو میره .گفتم عزیزم من می‌خوام تو آزاد باشی‌ و با من رابطه خوبی‌ داشته باشی‌ ولی‌ تو حریم خانواده یه مرز هائی هست که نباید برداشته بشه یه حرمتهای هست که نباید شکسته بشه و درست نیست منو تو باهم این صحنه‌ها رو ببینیم وقتی‌ تنها بودی ببین مساله نداره خوب یه امر طبیعه و تو هم مثل همه بالاخره یه‌روز خانوم میشی‌ و با عشقت آره دیگه و در این بار هر سؤالی داشتی از مادرت می‌پرسی‌.خلاصه من که داشتم مثلا نصیحت می‌کردم اومد نشست روی پاهام و گفت من سعید و نمی‌خوام نه هیچ کس دیگه‌ای رو تو رو می‌خوام خیلی‌ وقت که خانوم شدم و همه چیزو می‌دونم ولی‌ من تورو دوست دارم.از جام بلند شدم و گفتم خوب بسه دیگه برو بخواب بعدن حرف می‌زنیم که با پروی هرچه تمام تر اومد طرفم و شروع کرد به لب گرفتن از من و میگفت امشب بی‌ تو نمی‌خوابم مگه من چی‌ می‌خوام فقط می‌خوام دوستم داشته باشی‌.ازش دور شدم و گفتم خوب معلومه دوستت دارم واگر نه الان استوخونات رو شکسته بودم .که یهو لباساشو کند گفت دلت میاد منو بزنی‌ تازشم این دوست داشتن نه همون جور که مامان ودوست داری میدونم خیلی‌ همدیگرو دوست دارین منم که نمی‌خوام مامانمو ناراحت کنم شوهر اون باش ولی‌ یذرم من هم حق دارم دیگه دوستت دارم می‌فهمی دست خودم نیست.من که دیدم نه نمی‌شه و خوب هم مست بود هم چت رفتم طرفش و بردمش طرف اتاقش ملافه تختشو برداشتم کشیدم دورش و خوابوندمش رو تخت و گفتم باشه بخواب اینجا میشینم پیشت بعدن حرف می‌زنیم خوب.ملافه رو زد کنار و گفت نه بغلم کن منو بکن میخوامت واگر نه به مامان میگم حشیش میکشی.برق از کلم پرید و یکی گذاشتم زیر گوشش که چند ثانیه بعد فهمیدم چی‌ کار کردم تاحالا نزده بودمش.بغض جمع شد تو چشماش رفتم از اتاق بیرون یه سیگار روشن کردم داشتم می‌کشیدم که بازم اومد دوباره ولی‌ ملافه رو دورش پیچیده بود شروع کرد معذرت خواهی‌ ببخشید غلط کردم فراموش کن اصلا همچین حرفی‌ نزدم و داشت حق حق گریه میکرد و اون چهره قشنگش خیس اشک بود و با اون چشمای درشت که حالا پر اشک بود و میدرخشید نگام میکرد و گریه میکرد.منم که دیدم خودشو پوشونده اومده گفتم حتما مستیش پریده و فهمید چه غلطی کرده خوب منم خیلی‌ سنگ دلی‌ نکردم و رفتم طرفش بغلش کردم پیشنیشو میبوسیدم و گفتم ببخشید عزیزم قشنگم دخترم )برا اولین بار بود می‌گفتم)گفت نه دخترم نه همون عزیزم قشنگم دخترم نه من دوستت دارم می‌فهمی مگه چی‌ می‌شه هم منو دوست داشته باشی‌ هم مامان من که نمی‌خوام جداتون کنم دوستم داشته باش و&#8230;..من که یواش یواش دیگه کیرم سیخ شده بود و سپید هم هی‌ هیکل نازشو میمالند بهم برا اولین بار تنم داغ شد و تو دلم لرزید و یه لرزش خیلی‌ خفیف موقع عشق بازی خلاف که همه تجربه کردین تو وجودم بود و هنوز سپیده تو بغلم بود.وقتی‌ کیر شق شدم رو رو بدنش احساس کرد بدون اینکه از بغلم در بیاد صورتش رو دور کرد از من و تو چشمم نگاه کرد و با لبخند زیبائی شروع کرد به دوست دارم گفتن هی‌ میگفت و از صورتم لبم گلوم می‌بوسید و یواش یواش ملافه از روش افتاد و من حالا داشتم به اندامش به چشم دیگه نگاه می‌کردم که خوب فهمیده بود و هی‌ به اون بدن مثل مرمرش پیچ‌و تاب میداد و وای که چه اندامی داشت به خوش فرمی یه مانکن و به تو پری یه زن خوش کس و کون سینه‌های درشت تر از مادرش وبدنی مثل مار کون کاملاً فرم دار و باسنی گرد و تو پر که میگن طاقچه و یه کس که به رنگ گٔل محمدی صورتی‌ بود و الحق که چه کسی‌ بود تپل و درشت که به شلی کس مادرش نبود من که داشتم نگاش می‌کردم از دوست دارم گفتن دست کشید و لبمو گرفت تو دهانش و من هم مقاومت نکردم و لبشو میمکیدم که زبونشو داد تو دهنم و من هم خوردم و متقابلأ زبونم رو دادم دهانش که با چه ولع و تشنگی میخورد با باسنش بازی می‌کردم و تو مشتم میچروندم و میکشیدمش رو به بالا و به طرف خودم فشارش میدادم و کیرم از رو شلوار تو خونم که خیلی‌ هم نازک بود به کس او مالیده میشد و از همین الان اه و اوهش در اومده بود و شروع کرد به در آوردن لباسم و لختم کرد و حالا لخت جلوش ایستاده بودم و با دستای مثل حریرش داشت بدنمو از بالا تا پاین نوازش میکرد و سینه من که از آدمای معمولی‌ پهن تره البته نه مثل ورزش کارا هم می‌بوسید هم میلیسید و همین جور با من ور میرفت که نشست و کیرمو گرفت دهانش که ساک بزنه و من که انتظار همچین زیاده رویو نداشتم صورتشو گرفتم و کشیدم بالا و لبشو خوردم و گفت نه می‌خوام کیرتو بخورم نگاش کردم و گفتم بعدن چون من به عشق بازی طولانی‌ عادت کرده بودم یهو رفتن سر هارد سکس اونهم با سپید سخت بود و هنوز فکر می‌کردم با همین یه عشق بازی بتونم سرو تهشو هم بیارمبردمش طرف اتاق خواب خودمون که گفت نه عشق من تو اتاق من عشق مامان تو اتاق مامان.رفتیم تو اتاقش و رو تخت ۱نفرش تو بغل هم خوابیدیم و هنوز داشتیم بدن همدیگرو میخوردیم که بغل به بغل هم بودیم خودشو کشید بالا و سینهاشو داد دهانم و من هم خوردم براش حسابی‌ سفت شده بود و داشت سپید از شهوت میسوخت ۱۰ بار از مادرش داغتر شده بود منم با کوسش بازی می‌کردم که چند ثانیه هم طول نکشید که تو بغلم شروع به لرزیدن کرد و با‌ اه و اوه زیاد ارضا شدتو بغلم گرفتمش و داشتم لبخند میزدم که گفت نخند دیگه دست خودم که نبود گفتم باشه مهم نیست حالا دیگه لالا ،گفت نه تازه اولشه منم آب می‌خوام و هنوز ندادم بهت ،که یهو رفت پاین و کیرمو گذاشت دهانش و چه ساکی میزد نفسش مثل آتیش بود و وقتی‌ با زبونش کیرمو از خایه تا بالا لیس میزد و با اون چشمای حشری و خمارش نگام میکرد کمرم تیر می‌کشید و تنم سوزن سوزن میشد از زور شهوت دیدم اگه بخواد اینجوری ادامه بده الانه که آبم بیاد و بریزه تو دهانش که پاشدم و رفتم تو حموم تو اتاقش و رفتم زیر دوش و آب سرد و باز کردم روم چند ثانیه نگذاشته بود که چسبید بهم و گفت سردت نشه عشقم و واقعا زیر دوش آب سرد تن داغش داغم کرد و داشت بهم حال میداد و لبمو میخورد دستشو انداخت دور گردنمو خودشو کشید بالا و پاهاشو دور کمرم حلقه کرد و گفت بس نیست عزیزم بریم منو بکنی‌ دیگه.دوش رو بستمو تو بغلم بردمش رو تخت و انداختمش رو تختشو گفتم من همیشه اول کون میکنما گفت میدونم مامان کونیه خوب منم اول کون میدم بهت نگران نباش آماده است تمیزم فقط جاکون توم منم نشوندمش زمین و شکمشو خوابوندم رو تخت طوری که زانوهاش زمین بود و قمبول کرده بود طرفم ولی‌ با شکم خوابیده بود رو تخت واییییی که چه کونی‌ جلوم باز شد یه سوراخ صورتی‌ با یه کون خوش تراش و گوشتی که معلوم بود کردنیه گرد از اون چیزایی که بهش تاقچه میگن وقتی‌ راه میره آدامس میجو ه شروع کردم به لیسیدنش از بالا تا پایین و توف مینداختم درش و با انگوشتم با سوراخش ور میرفتم و چه آخ و اوخی میکرد انگشتمو کردم توش اول یکی‌ بعد ۲تا بعد ۳تا و حسابی‌ بازش کردم که کیرم میره توش دردش نگیره دندونشو به هم فشار میداد وکسشو میمالید گفت بکن دیگه گفتم دارم می‌کنم خوب گفت نه با کیرت با اون کیر کلفت بکن گفتم کیر می‌خوای گفت چه جورم میخام بیای توم .سر کیرمو یه توف حسابی‌ زدمو دستامو گذشتم رو باسنش فهمید که می‌خوام بکنم دستشو آورد پشتش و چاک کونشو حسابی‌ برام باز کرد منم سر کیرمو گذاشتم دم سوراخشو یواش هل دادم تو وای اون در اومد و جیغ‌های ریز میزد کشیدم بیرون افتادم رو کمرش بغلش کردم گفتم عزیزم چیزی شد؟حشری و آهسته گفت نه تو بکن بازم جا کردم تو و هل دادم یواش یواش هنوز تا ته جا نکرده بودم می‌کشیدم بیرون بازم هل میدادم تو صداش اتاقو برداشته بود آره جون بکن وای چه کونی‌ میدم چقدر رفته تو ؟ همشو می‌خوام بکن تا ته.یواش یواش همین جور که می‌کردم و وقتی‌ می‌کشیدم عقب توف مینداختم رو کیرم دیدم تا ته کردم تو کونش. گفتم خوب اینم همش قربون کونت برم که چه کونی‌ داری گفت آخ جون خوبه؟ کون خوبی‌ دارم خوشت اومده آره فدات شم.تا ته کردی توش؟گفتم آره تا ته توشه زدم رو رونش و باسنش داد زدم کون بده یالا کون بده و اون شروع کرد به عقب جلو شدن و جیغ میزد وایییییییییی ایییییییییییییییی بکن جرم بده آخ جون کیر ،مامان خوش بحالت،بکن مهران بکن پاره کن واییییی من هم مثل کون ندیده‌ها داشتم تلمبه میزدم و مثل یه شیر غرش می‌کردم اخهههههههههههههههه کون بده واییییییییییی یالا میزدم رو باسنش موج می‌افتد رو تن مثل حریر سپیده سرشو چرخوند و نگام کرد گفت بسه بذار برگردم وقتی‌ میگای تو چشات نگاه کنم.برگشت و رو تخت ولو شد و لنگشو گرفت تو دستش و جم کرد تو شکمش کس و کونش جلوم هوا شد میزد رو کوسش و می‌خندید تو صورتم سوراخ کونش بود بود میکرد و هنوز باز بود درش توف انداختم تو کونش و خوابیدم روش توری که پاهاش افتاد رو گردنم و دستامو گذشتم این ور و انور سرش و داشتم تلاش می‌کردم که کیرمو جا کنم تو کونش که با دستش کیرمو گرفت و گذاشت دم سوراخ کونش منم براش حول دادم تو چشماش یهو درشت شد دست انداخت دو طرف صورتم گفت وایییییییی جون قربونت برم وحشی من بکن منو بکن دندونامونو هر دومن به هم فشار میدادیم و و صداهای وحشی از ما در میومد پشتمو چنگ مینداخت منم حسابی‌ داشتم تلمبه میزدم سرعتم که زیاد شد گفتم آبم داره میاد برات میریزم تو کونت که بسوزی خوب، جیغ زد بریز بریز قربون خایه‌هات که میخوره به درم.یهو چبوندم بهش تا ته و حس کردم کیرم رفت تو حلقش دهانش باز شد چشاش از کاسه‌ در میومد که آبم با فشار ریخت تو کونش آخ و اوووخ هر دمون بلند بود و سپید کچولم داد میزد وایییییی داغ ابکیرت داغ جون کونم من هم که داشتم تکونای آخر میخوردم که مثل پس لرزه‌های بعد زلزله بود سپید قربون صدقم میرفت که جون دلم خوب باشه آروم عشقم منو کردی دیگه آره بریز همشو بریز توم.آخ که چه حالی‌ داد گایئدن سپید یه چیز دیگه بود آخه من تو مجردیم کم زن بازی و دختر بازی نکرده بودم.بگذریم کیرمو در آوردم بیرون از کونش و رفتم دوباره زیر دوش و کیرمو شستم اومدم بیرون دیدم رو تخت ولو مونده و داره با سینه‌های مثل هلوش بازی می‌کنه رفتم طرفش و خوابیدم بغل دستش چششو باز کرد و گفت شستیش کیرتو عسل جون .منو خوابوند و رفت شروع کرد کیرمو خوردن و با چشمای خوشگلش نگام میکرد منم دستمو چنگ انداختم تو موهاش و بیشتر می‌کردم تو دهانش می‌گفتم بخور همشو بخور جون .بستت نیست آبمو می‌خوای بخوری.کیرمو از دهانش کشید بیرون یه جوری که از نوک لبای مثل البالوش تفش به نوک کیرم چسبید و کش اومد گفت نه دارم برا کسم آمادش می‌کنم کسم میخا ره تا نگای خوب نمی‌شه غصه چیزیم نخور باز شده ۶ ماهیه. گفتم عجب پس سعید ترکوند.گفت آره بچه قرتی ولی‌ این کسو تو باید بکنی‌ فقط تو.الحق که راست میگفت چه کسی‌ بود تپل و گوشتی .کیرمو که حسابی‌ شق کرد گفت بشینم روت عشقم یا می‌خوای تو بیفتی روم.گفتم چی‌ دوست داری؟گفت بدم نمیاد اول من سوارت شم خوشت میاد مثل جندت باهات حرف می‌‌زنم آره.گفتم سوار شو جنده کچولم بشین رو کیر بابا گفت جون قربون کیر بابام اومد روم و با دستش کیرمو گذاشت دم کوسش و سعی‌ کرد بشینه حیوونی دردش می‌گرفت آخه کوس خیلی‌ تنگ بود و منم که سالها بود به کس الهام عادت کرده بودم کیرم داشت میترکید جیغ میزد وقت یواش یواش بالا پاین میکرد و هنوز ببیشتر از نصف کیرم بیرون بود و سپید رو هوا بود و هنوز نمیتونست کامل بشینه روم.داد میزد واییییییییی چه کیری آیییییییییی کلفته داره جرم میده منم که درد داشتم رو کیرم گفتم بسه پاشو گفت نه من اینو تو خودم باید جا بدم کشید بیرون و سر کیرمو حسابی‌ توف زد و رو دستش توف ریخت مالید در کوسش یکم بازی کرد با کوس و باز نشست رو کیرم چند بر فشار آورد و با دهان باز جیغ میزد چشمش بسته بود و آخ اوخ میکرد.من که می‌ترسیدم چیزیش بشه گذاشته بودم هر کاری دوست داره بکنه .داد میزد کونمو بگیر لاشو باز کن جون آره بتپون تو کسم کیرتو منم براش بالا پاین کردم خودمو, که دیدم نه دیگه کاملا نشست رو کیرم و هیکل مرمریش میخوره به شکمم.سینهاشو براش میملوندم که لذت ببره از کس دادنش و اونم سنگ تموم گذشته بود چه جیقی میزد انگار کلی‌ فیلم پورنو تمرین کردهاوفففففف خوب میدم مهران آره بکنش وایییی می‌گفتم آره جون کس بده. میزدم شلپ و شلوپ رو کونش که پاشد از روم خوابید رو تخت گفت بفرمایید آقا نوبت شماست سوار شید. لنگشو از هم باز کردو میزد رو کوسش میگفت بگا خوب بگا هر جور دوست داری منو بگا همیشه می‌خوام منو بکنی‌ خوب. رفتم روش خوابیدمو کیرمو گذاشتم درش و هول دادم تو.باوجودی که الان داشت کوس میداد و روم بود انگار کوسش کیپ شده بود و باز به زور رفت تو من که حواسم نبود و یه فشار محکم دادم جیغش بلند شد و کمرمو چنگ زد جون آییییییییی جر خوردم آره اینجوری بکن آره اینجوری مامان و میکنی‌ آره اونم مثل من میده جون اونم مثل من وحشی هست مثل من تشنت هست؟من که مغزم قفل بود و نمیتونستم فکر کنم که بخوام جواب بدم فقط می‌گفتم جون کس بده جنده کس بده اونم داد میزد بکن بیشتر چشماش به درشتی یه تخم مرغ شده بود و نفسش که به صورتم میخورد انگار از کوره نون پزی بود.عرق هر دومون در اومده بود توری که عرقم چکه میکرد رو صورتش و سپید چنگم میزد و با ناله میگفت جون داشت از حال میرفت که بغلم کرد محکم و به تنش لرزه افتاد اونم چه لرزی از اولین بار شدیدتر جیغ میزد و تکون میخورد تو بغلم که کیرم سوخت وای بیشتر از چند ثانیه طول کشید چون روش بودم و اون ارضا شده بود بر اینکه وزنم اذیتش نکونه برگشتم و اون اومد روم چند ثانیه بیحرکت موند و از روم شل کرد یواش کشید بیرون واییییییییی آبش شوره کرد رو شکمم غش غش می‌خندید و قربونم میرفت بعد گفت پس تو چی‌ ارضا نشدی که . گفت بیا عشقم بکن آب می‌خوام آب ,بازم خوابیدم روش و تلمبه میزدم اونم چه تلمبه‌ای کوسش که حسابی‌ خیس شده بود و پر آبش بود شلپ شلپ صدا میداد و دوباره اه و اوهش بلند شد سرعتم زیاد شد و داشتم نعره می‌کشیدم فهمیدم الانه آبم بیاد در آوردم کیرمو و تا کشیدم بیرون فواره زد آب کیرم رو هیکلش و صورتش با ووجدی که بار دوم بود که ارضا میشدم ولی چه ابی ازم در اومد شکمش سینه هاش صورتش انگار شاشیدم روش جون جون میگفت با هیکلش ور میرفت و میگفت آخ جون ابتو ببین چه جور در آوردم کیف کردی .افتادم روش و از حال رفتم برای چند دقیقه ولو بودم و بعد پاشدم گفتم بریم دوش بگیریم ساعت ۳ صبحه دوش بگیریم که بخوابیم. رفتیم زیر دوش و اون منو میشوست و من اونو دیگه چیزی نمیگفت و فقط مثل یه عاشق واقعی‌ نگام میکرد من که نمیدونستم چی‌ بگم دست به سر و صورتش می‌کشیدم و میبوسیدمش ازگریبانش و لباش اونم کیف میکردی نیم ساعتی زیر دوش بودیم می‌خواست بازم باهم ور بره که گفتم نه بعدن گفت قول؟گفتم تو همیشه اینجوری بده تا هروقت بخای من هستم .گفت تو بکن من همیشه اینجوری میدم.گفتم باشه پس الان تو تو جات منم تو جای خودم میریم می‌خوابیم که مامان صبح خوابیم میاد بعدن فکر می‌کنیم خوب؟منو بوسید و گفت خوب من از حموم اومدم بیرون و رفتم طرف اتاق خواب خودمون و رو تخت ولو شدم و مونده بودم امشب چه شبی‌ بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176753</post-id>	</item>
		<item>
		<title>به  نا مادریش خوب دقت میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d9%82%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d9%82%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Sep 2019 06:10:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اعتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[انسانی‌]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتامو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنشون]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بسیاری]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بکنیمش]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[‫پاهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرتقالی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[تایلند]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تفکرات]]></category>
		<category><![CDATA[تناسلی]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندن]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خاردار]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنیه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشفرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[دیواره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیباترین]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کارایی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[کدوممون]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[کیراشون]]></category>
		<category><![CDATA[کیرشون]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[معنایی]]></category>
		<category><![CDATA[مقایسه]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاره]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمایان]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[یادآوری]]></category>
		<category><![CDATA[یادگار]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[عزیز می تونن از همه فیلم سکسی قشری باشن، می خوام اول از همه مهم ترین اعتقاد خودم که زندگیم رو روش پایه ریزی کردم به همه سکسی بگم، به نظر من همه ما انسان شاه کس ها اومده ایم که از بودن خودمون، در کنار هم بودن و خلق موقعیت های کونی تازه از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>عزیز می تونن از همه فیلم سکسی قشری باشن، می خوام اول از</h2>
<p>همه مهم ترین اعتقاد خودم که زندگیم رو روش پایه ریزی کردم به همه سکسی بگم، به نظر من همه ما</p>
<h3>انسان شاه کس ها اومده ایم که از بودن خودمون، در کنار</h3>
<p>هم بودن و خلق موقعیت های کونی تازه از زندگی و بودن و شدن خودمون لذت ببریم. خوب شاید یک از</p>
<h4>مهم جنده ترین راه های لذت بخشی و لذت بردن از</h4>
<p>زندگی و بدن خودمون و دیگران پستون سکس هست. سکس مثل یه راز سر به مهر در طول تاریخ هست، خیلی</p>
<h5>در مورد کوس حرف زده شده، تئوری هایی داده شده ولی</h5>
<p>هم چنان زیباترین تعامل بشری و جسم های انسان ها هم چنان سکس هست، شاید شما هم شنیدید که مهم ترین عضو سکس داستان جنسی انسان مغزش</p>
<h6>هست، بله! این نقش رو آلت تناسلی شما ایران سکس به عهده</h6>
<p>نداره، این مغز هست که می تونه کیفیت و کمیت ارگاسم شما رو به دست بگیره، متاسفانه در طول تاریخ ما ایرانیان ( البته در بیشتر دنیا هم ) به سکس به عنوان یه ابزار شیطانی و طعمه شیطان برای انسان نگاه کردیم، حتی این عمل رو زشت و تنها فایده اش رو تولید مثل می دونستند، انسان های اون دوره و زمونه به علت این که مغزشون این مهم ترین عضو جنسیشون ناراحت و ناخشنود بود از این عمل، لذتی هم که موقع ارگاسم ( البته ارگاسم بیشتر برای مردان اتفاق می افتاد تا زنان! ) براشون لذت باید و شاید رو نداشت، متاسفانه بر اثر قانون پارادایم این افکار همین طور به ما هم رسیده، بسیاری از مردم در دنیا همچنان مانند پدربزرگانشون فکر و عمل می کنند، در ایران مردانی که آنال سکس رو امتحان می کنند و ازش لذت می برند رو &#8221; کونی &#8221; خطاب می کنند، این لفظ که از گذشته ها نه چندان زیبا به یادگار مونده ناشی از پارادایم ذهن هاست، گذشتگان ما فکر می کنند که سکس فقط برای تولید مثل هست، حالا که آنال سکس مردان تولید مثلی رو موجب نمیشه، پس زشت و غلط و بد هست. اما من فکر می کنم ما انسان ها لایق افکار زیبا تر و بهتر و انسانی تر از این گونه تفکرات قدیمی هستیم، افکار قدیمی برای گذشتگان و مردگان و خاک گور هست، در دنیای نو ما باید خودمون بر اثر معیار تازمون اعمال رو بسنجیم، یکی از علت های نوشتن این متن این بود که می خواستم با یادآوری اون خاطره و به کار انداختن مغزم، عضو جنسیم، لذت اون لحظات رو زنده کنم و دوباره ازشون لذت ببرم، در ضمن با خوندن متن خودم صحنه ها دوباره برام زنده بشه. غده پروستات که در ورودی آنال مرد ها وجود داره یکی از مراکز مهم برای لذت بردن هست، من هم چند بار خودم مالش این غده رو امتحان کرده بودم و متوجه کیفیت انزال در مقایسه با حالت بدون مالش پروستات شده بودم تصمیم گرفتم تنهایی برای یک هفته برم تایلند، مرکز سکس! نمی خواستم مثل مردگان تو قبر من هم فکر و عمل کنم، با معیار های خودم می خواستم پنجره ای جدید از لذت رو به زندگیم باز کنم. پس کارای مربوطه رو انجام دادم و بلیط و پول و همه چیز رو ردیف کردم پاشدم رفتم، وقتی رسیدم اونجا، یه راست رفتم هتل، دخترای تایلندی زیاد خوشگل نبودن ولی ملس و بامزه بودن و مهم ترین چیز همون بین پاهاشون بود، منظور کسشون نیست، کیرشونه! دخترای ترنی ( دو جنسه ) اولین هدفم برای اومدن به اینجا بود، بالاخره دو تا دختر ترنی توپ پیدا کردم، مهم ترین چیز سایز کیرشون بود، از کیرشون عکس داشتن! بهم نشون دادن و خوشم اومد، یکیشون که اسمش امی بود سایز کیرش ( که بعدا ازش پرسیدم ) 22 سانتی متر بود، امی یه فول اسلیپ سیاه رنگ تنش بود و پنتی هوز فیشنت سیاه پوشیده بود که حسابی سکسیش کرده بود، لباش رو هم صورتی ملایم کرده بود که می خواستم تو خیابون بگیرم لباشو بخورم، و اون یکی هم که اسمش لین بود که اون یه فول اسلیپ آبی تیره تنش بود و پنتی هوز ساده توری سفید پاش بود که با کفشای پاشنه بلندش حسابی سکسی نشونش میداد، ولی مهم تر از همه کیر 17 سانتی متریش بود! باور نکردنی بود، یه دختر دو جنسه کیر به این بزرگی داشته باشه، سینه هاشون هم خوب بود، زیاد بزرگ نبودن ولی خوب بود، ، لین خوشگلتر از از امی بود، پول و کارایی که می خواستم رو باهاشون طی کردم و رفتیم هتل، از ایران کلی کاندوم با خودم آروده بودم، از ایدز و اینا می ترسیدم، از پله های هتل رفتیم بالا و رسیدیم اتاق من، تخت دو نفره داشتم سه تایی رفتیم تو تخت، من به پشت روی تخت دراز کشیدم، اول امی شروع کرد باهام لب گرفتم، خیلی جانانه این کار رو می کرد، زبونش رو هل می داد تو دهنم و زبونش رو تیر می کرد و دور زبونم می چرخوندش، من هم سعی می کردم کارایی که اون می کنه رو انجام بدم، لین هم داشت بدنم رو می مالید و با دستش منو لمس می کرد، لبای امی خیلی خوشمزه بود وقتی زبونمو می کشیدم رو لبش یه چیز خوشمزه رو حس می کردم رو لبش، لین هم داشت هم چنان من رو لمس می کرد و یواش یواش دکمه های پیرهنم رو باز می کرد، خواستم طعم لبای لین رو هم بچشم، برای همین جای امی و لین رو عوض کردم، لین لباشو آورد و گذاشت روی لبم و شروع کردیم به لب گرفتم، امی هم حین لب گیری ما، پیرهنم رو کامل دراورد شروع کرد به لیسیدن و مکیدن سر سینه هام و چنگ انداختن بهشون، لین لبام رو می لیسید و من داشتم حسابی حال می کردم و چشامو بسته بودم که احساس کردم که لین داره گردنمو می لیسه، اوی! هیچ وقت فکر نمی کردم اونجام هم حساس باشه، لین داشت گردنمو می لیسید و امی هم سینه هامو، پلکام از شدت حشر داشتن می لرزیدن، امی رفت پایین تر و بالاخره زیپ شلوارمو باز کرد و من با چشمای باز بهش نگاه می کردم، شلوارمو راهت از پام درآورد و بعد از روی شرتم سر کیرم رو می لیسید، لین باز اومده بود بالاتر و داشت ازم لب می گرفت، امی بالاخره رضایت داد و رفت سراغ کیرم یه کاندوم خاردار بهش دادم و کشیدم رو سر کیرم، لین بهم گفت پاهاتو بده بالا تا منم کونت رو بلیسم، امی رو حالت 69 رفت رو کیرم و لین هم رفت سراغ سوراخ کونم، امی اول با لباش تمام کیرم رو بوسای کوچولو زد و بعد سرش رو فرو کرد تو دهنش و با دست دیگش می خواست برام به صورت جلقی دستش رو بالا و پایین کنه ولی من بهش گفتم که فقط با دهنت این کار رو بکن، لین هم فقط داشت سوراخ بی مو کونم رو می لیسید، وای داشتم می مردم، کیرم رو امی خیلی شدید می مکید، باور نمی کردم بتونه این همه محکم بمکه، کیر امی از زیر دامن کوتاهش که حالا مانع دیدن شرتش نمی شد کیرش رو نمایان کرده بود، کیرش از شرت زنونه کوچیکش زده بود بیرون، وای خیلی بزرگ بود، حشری شده بودم و شرتش رو کمی کشیدم پایین و پوست کیرش رو کمی هل دادم عقب و یه بوس از سر کیرش برداشتم و بعد یه کاندوم خاردار هم سر کیر اون کشیدم، امی کیرم رو از دهنش در آورد و بهم گفت: کیر دوست داری؟ منم گفت آره. و بعد گفت پس بار بخورش، بعد شروع کرد به ساک زدن، لین بد جور داشت سوراخم رو می لیسید و حشریم می کرد تا باعث بشه کیر خوش فرم امی رو براش ساک بزنم، سر کیر امی آنچنان بزرگ و خوشگل و خوشفرم بود که فقط می خواستم اون قسمت مک بزنم، کم کم داشتم بر اثر ساک زدنای امی نزدیک می شدم که گویا امی متوجه شد و از روی کیرم بلند شد، منم بلند شدم و امی رو انداختم رو تخت و اول یه لب کوچولو ازش گرفتم بعد لباسش رو در آوردم، بعد لباس لین رو دراوردم، حالا هر کدومشون یه شرت داشتن که کیرشون از شرتشون زده بود بیرون، سینه های لین خیلی خیلی خوشگل بودن، پرتقالی، سف و سر بالا با نوک قهوه ای روشن، افتادم روی لین با آرامش شروع کردم به لیسیدن سینه هاش، امی هم رفت از پشت سر سوراخ کونم و انگشتش رو گذاشت رو کونم و فرستادش تو، خیلی خیلی تنگ بودم، با اینکه چند بار با هویج و خیار کونمو گاییده بودم ولی وقتی انگشت امی رفت تو کونم احساس درد کردم، امی بعد شروع کرد به عقب و جلو کردن و چرخوندن انگشتش توی کونم، من هم چون حشری شد بودم بیشتر سینه های لین رو می مکیدم، امی می خواست انگشت دومش رو هم وارد سوراخم بکنه که من بهش گفتم که نمیشه و درد دارم، اونم رفت سراغ کیفش و یه چیزی آورد و زد به کونم و با یه انگشت با اون کونم رو ماساژ داد، بعد با دو انگشت امتحان کرد و رفت تو سوراخ کونم، ناخن های دراز امی کمی اذیتم می کرد ولی بالاخره سوراخم جا باز کرد و امی دو انگشتی توش رو می چرخوند، دیگه دست از سر سینه های لین برداشتم و بهش گفتم رو تخت خودش رو کمی بکشه بالاتر چون می خوام کیرش رو ساک بزنم، این مدلی که کسی به پشت دراز بکشه و من براش ساک بزنم رو خیلی دوست دارم چون اختیار اینکه چقدر کیر بره تو حلقم رو خودم مشخص می کنم، اول کیر لین رو بو کردم، کیرش یه بوی خوبی میداد، بعد خایه هاشو لیسیدم، عاشق بوی خایه هاش شده بودم، سریع یه کاندوم کشیدم رو سر کیرش، بعد خایه هاشو تو دستام گرفتم و لیسیدمشون، امی همچنان داشت کونم رو حال می داد، رفتم سراغ کیر لین، زبونم رو آوردم بودم بیرون تا کیرش رو تا ته حلقم بفرستم تو، وای فقط یه کوچولو از کیرش بیرون می موند و بقیه اش رو می کردم تو دهنم ( یه کیر 17 سانتی رو ) تو این حین که کیرش رو هی در می اوردم و هی می کردم تو دهنم بودم که امی انگشت سوم رو هم کرد تو کونم، کیر لین رو در آوردم و یه آه بلندی کشیدم و سرم رو گذاشتم رو پاهای لین و فقط آه می کشیدم، بالاخره تونستم خودم رو جمع کنم و از لین عاجزانه و با حشر زیاد خواهش کردم کیرش رو بکنه تو کونم، امی انگشتاش رو از توی کونم در آورد و لین اومد دم کونم، من هم خودم رو تا حالت سگی گذاشتم، بعد از چند ثانیه که فکر کنم داشت کیرش رو آماده می کرد کیرش رو گذاشت دم کونم، سر کیرش رو کرد تو کونم و نگهش داشت، سوراخم کمی خودش رو جمع کرد، امی اومده بود جلو صورتم و انگشتاش که تو کونم بود رو گذاشت تو دهنم و گفت نترس ماده که به کونت زدم خوردنیه، من هم انگشتاش رو لیسیدم و خوردمشون،لین داشت پشتم اروم آروم کیرش رو می کرد تو کونم، به جایی رسید که لین وایساد و من خایه هاشو احساس کردم که خورد به کونم، امی هم جلوم نشسته بود تا من بتونم براش ساک بزنم، لین شروع کرد به کردن کونم، وای وقتی کیرش رو می کشید بیرون و هلش میداد یه احساس خیلی خوبی بهم دست می داد، حشری شده بودم و کیر امی رو با عجله و نا هماهنگ می خوردم، لین با ریتم و خیلی قشنگ منو می کرد، تنها چیزی که می تونستم بگم آه ه ه ه ه ه هام بود و خواهشام برای ادامه کارش، چند دقیقه بعد دیگه حشرم زده بودم بالا و کیر امی رو از دهنم درآوردم و سرم رو گذاشتم رو تخت و فقط آه و ناله می کردم و از لین خواهش می کردم که کونم رو محکم بگاد، چند دقیقه بعد امی و لین با هم حرفی به زبون خودشون زدن و امی رفت پشت من و لین کیرش رو از کونم در آورد،امی من رو پشت و رو کرد و من به پشت دراز کشیدم رو تخت، بعد جفت پاهام رو انداخت رو دوشش و به سوراخ کونم که از بین پاهام افتاده بود بیرون کمی از اون مایع زد و سر کیرش رو کرد تو کونم ( پوزیتیش ساید دیش ) بعد آروم آروم کیرش رو هل داد تو تا اینکه کمی از کیرش رو بیرون مونده بود رو نتونست بفرسته تو و بعد شروع کرده به گاییدن کونم، وای کونم خیلی خیلی باز شده بود و داشت توسط یه ترنی خوشگل و کیر کلفت گاییده می شد، لین هم اومد روم دراز کشید و کیرش رو به زور چپوند تو حلقم، اول خوشم نیومد بعد عاشق این حرکت شدم، وای چقدر خوب بود، با کیرش تو دهنم تلمبه می زد و من حال می کردم، وقتی کیر امی میرفت تو کونم احساس می کردم رد کیرش تو کونم می مونه و نقشی تو کونم میزاره، وای کیرش خیلی بزرگ و کلفت و خوشفرم بود، هم تو کونم و هم تو دهنم داشتن تلمبه می زدن، لین البته برای نفس کشیدنم گاهی کیرش رو درمی آورد و بعد شروع می کرد به گاییدن دهنم، امی خیلی سریع تر با فرضی کیرش رو می فرستاد تو و میاوورد بیرون، تو این حالت دادن بودم که متوجه شدم امی انگشتای پام رو کرده تو دهنش و برام می لیسیه، آ ه ه ه ه ه ه ه، خیلی آرزو داشتم که بتونم پاهای یه دختر رو بلیسم و عاشق فوت فیتیش بودم، ولی حالا یه دختر ترنی داشت برام این کار رو می کرد، ولی من نبودم که پاهاشو می لیسیدم، اون داشت پاهای منو می لیسید، چه حس خوبی داشت، لین حالا داشت گاهی اوقات سوراخ کونش رو هم که اونقدر ها تنگ نبود رو هم گاهی که کیرش رو که در می اورد می داد بلیسم، امی دونه دونه انگشتای پای چپم رو می کرد تو دهنش و می خوردشون و به شکل کیر ساکشون می زد، من هم حشری شده بود، چون کاری که امی داشت با پاهام انجام میداد و کیر دوست داشتنی و گندش هم که تو کونم عقب و جلو می شد داشت بهم خیلی حال می داد، به همین خاطر کیر و کون لین رو حسابی زبون می زدم و می لیسیدم، موقع لیسیدن کون لین دو &#8211; سه تا از انگشتامو کردم توش، دیدم راحت میره تو، بالاخره با کمی تلاش پنج تا انگشتمو هم کردم تو کنم، به امی گفتم که بیا با هم کون لین رو بکنیم، من به پشت دراز کشیدم و لین در حالی که روش به من بود اومد روم، امی هم کاندوم جدیدی رو کیرش سوار کرد و از پشت لین کیرشو با من کرد تو کونش، ای وای خیلی قشنگ رفت کونش، بدون مشکل! کیرم وقتی داشت به سر کیر امی تو کون لین می خورد یه جوری میشدم، لین هم آخ و اوخش حسابی رفته بود بالا، سر لین رو آوردم پایین تر تا هم خودم راحت تر تلمبه بزنم و هم بتونم ازش لب بگیرم چون لباش خیلی خوش مزه اس، لین داشت ازمون خواهش می کرد که بکنیمش و ما ادامه می دادیم، صدا ها و خواهش های لین حشریم کرد و منم دلم خواست تا کون بدم، از امی خواسم که پاهامو باز کنه و کیرش رو بفرسته تو کونم، کونم دوباره جمع شده بود و کیر امی هر چه قدر هم لیزش کرد نفرت تو که نفرت! لین رو از کیرم جدا کردم، خودم دمر شدم لبه تخت و به لین گفتم کونمو بلیسه، بعد به امی گفت که به پشت دراز بکشه و پاهاشو از هم باز کنه چون می خوام خایه ها و سوراخ کونشو بلیسم، اول کاندوم رو عوض کردم، حالا لین زبونش رو می کشید رو سوراخ کونم و زبونش رو تیر می کرد و فرو می کرد تو کنم، منم حشری شده بودم و خایه ها امی رو محکم می مکیدم، لین اونقدر به لیسیدن کونم ادامه داد که ازش خواستم که کیرشو بفرسته تو کونم، وای وقتی کیرش رفت تو کونم انگاری اولین کیری بود که رفت توم، یه حس درد خفیفی داشتم ولی با چند تا عقب و جلو کردن عادی شد و لذت بردن شروع شد، به خاطر حشری شدن افتاده بودم به جون خایه های امی وبا انگشت سوراخ کونشو مالش می دادم، لین حرکاتش تند شده بود و حسابی منو می گایید، من نمی خواستم به این زودی آب هیچ کدوممون بیاد، برای همین از امی خواستم که پاشه، خودم رو تخت به پشت دراز کشیدم و پاهام رو کمی باز کردم تا امی تونست کیرش رو بفرسته تو کونم، بعد کمی تلمبه زد تا روون شد، بعد از لین خواستم بیاد رو کیرم بشینه، حالا هم داشتم کون میدادم و هم کون می کردم، خوبیش این بود که من بی حرکت بودم و فقط لذت می بردم، آ ه ه ه ه ه ه ه ه ه، وقتی کیر امی به پروستاتم می خورد دیوونه می شدم، کیرش مثل سنگ سفت و محکم بود، از یه طرف کون لین که چندان هم تنگ نبود رو می کردم، حشرم به قدر زده بود بالا که دو تا انگشتامو کردم تو دهنم و به حالت ساک زدن انگشتام رو می خوردم، حرکات منظم امی و ضربه خوردنای پروستاتم بهم خیلی حال می داد، از یه طرف کیرم هم یه جای خوب بود، دیوونه شده بودم و حال خودم رو از دست داده بودم، فقط نفس نفس می زدم، لین فکر کنم خسته شد و از روی کیرم پاشد، کمی نفس نفس زدنام رو کنترل کردم، کیر لین رو گرفتم و کشیدمش سمت خودم و کیرش رو ولع تمام کردم تو دهنم، وای چه حالی بود، کیر خوشگل امی داشت کونمو می گایید، از طرف دیگه لین داشت تو دهنم تلمبه می زد، پروستاتم به نهایت تحریک رسیده بود و فوق العاده حشری شده بودم، امی بعد از چندین دقیقه کونمو گاییدن صورتش پر عرق شده بود، کیرش رو از تو کونم کشید بیرون و به پشت دراز کشید و گفت اگه کیر می خوای بیا بشین روش، منم کیر لین رو از دهنم درآوردم و بعد به کیر امی حمله کردم و یه ساک خیلی خوب به کیرش زدم بعد، تا جایی که میشد کیرش رو می کردم تو دهنم، زبونم رو درآورده بودم تا کیر خوشگل و خوشمزش به ته حلقم بخوره، کمی که آتیشم خوابید نشستم رو کیرش ( پوزیشن باترفلای ) و تا ته رفت تو کونم، یه لحظه احساس کردم کیرش زیر شکممه، کیرش خیلی خیلی بزرگ بود، آروم آروم شروع کردم به بالا و پایین شدن رو کیرش، لین هم سرمو گرفته بود و دهنمو با کیر می گایید، البته تو این حالت دیگه نمی زاشتم زیاد کیرش بره تو، تا جایی که می تونستم دهنمو سفت می کردم و کیرش رو محکم می مکیدم ، امی تو بالا و پایین شدنام بهم کمک می کرد، باز تحریک پروستاتم باعث شد حشرم بزنه بالا، از تغییر رنگ امی و لین میشد فهمید وقتی اومدنشون نزدیکه، طبق قرارمون بعد از چند دقیقه که من قرمز شدنشون رو دیدم هر دو کیرشون رو دراوردن، و من جلوشون زانو زدم، کاندوم هارو کشیدن پایین و بعد جلوم شروع کردن به جلق زدن، بعد از چند دقیقه اول آب امی با فشار ریخت رو صورت و گردنم، آبش گرم بود، البته حجم آبش زیاد نبود، بعد لین هم بیشتر از کنار صورتم پاشوند رو زمین و کمیش ریخت رو صورتم، صورتم از آبشون داغ شده بود و آب رو صورت جاری بود، خواستم که کیراشون رو ساک بزنم که دیدم هر دو کیرا خوابن، بعد بهشون گفتم حالا منو ارضا کنید، رفتم رو تخت، امی دو انگشتش رو کرد تو کونم، خیلی حرفه ای بود، دقیقا می دونست که پروستاتم کجاست، دست گذاشته بود اونجا و پروستاتم رو می مالوند، لین هم کیرم رو با یه روال آروم برام می مالوند، چشمام رو بسته بودم و گذر ثانیه ها برام معنایی نداشت، تک تک سلول هام احساس رضایت می کردن، یه حس رضایت پر از شادی، یه حس وصف نشدنی، گویا انگار رو زمین نیستم، بالاخره احساس کردم لحظه ای که هیچ وقت تو عمرم تجربه نکرده بودم فرا رسید، از سرم تا نوک انگشتام احساس کردم رعشه ای به بدنم افتاد، گویا تک تک سلول هام همون لحظه مردن و زنده شدن، احساس می کردم کیرم یه لحظه توی آب جوش قرار گرفت، بعد یه مایع گرم از دیواره درون کیرم بالا رفت، هیچ چیزی رو به مدت نامعلومی احساس نمی کردم، اون لحظه نمی دونم چند ثانیه یا حتی چند دقیقه گذشت ولی من فقط احساس رضایت فوق العاده زیادی رو تجربه کردم، ارگاسمی که به همه ی ارگاسم های قبلیم فرق داشت، از شدت لذت مثل یه شلاق بدنم رو پیچ و تاب میدادم و رعشه ای عظیم به بدنم افتاده بود، نمی دونم چند ثانیه داشتم خودم رو به بالا و پایین پرتاب می کردم ولی می دونم که داشتم لذت بی نهایتی رو تجربه می کردم، گذر زمان برام معنایی نداشت و من از لذت زیادی که به سمتم اومده بود بهره می بردم، بعد از مدت نامشخصی که رعشه زدنم تموم شد بدنم از شدت ارگاسم مثل بید می لرزید و بهم می گفت که من دوباره به زمین اومده ام، من از کاری که کرده بودم خوشحال بودم، چشام رو باز کردم و لین و امی رو دیدم، یادم اومدم که من کجام و چه کاری کرده ام، دوباره احساس رضایت وجودمو پر کرد، لین و امی لباس پوشیده بودن، پولاشون رو همون اول داده بودم، ازشون خواستم ملافه روم بکشن چون می خوام بخوابم، اونا اتاق من رو ترک کردن وقتی سرم رو از سمت در برگردوندم و ساعت رو دیوار رو دیدم باورم نمیشد، سه ساعت گذشته! یعنی 180 دقیقه لذت، 10800 ثانیه حس رضایت و خرسندی، لبخندی زدم و سرم رو از رو دیوار روبرو برگردوندم و به بالا نگاه کردم، انگار چیزی به سقف چسبیده، یعنی از سقف آب می چکه، نه اون آب من بود، یعنی اونقدر به فشار اومده بیرون که رفته اون بالا، لبخندی به لبام اومد، چشام رو آروم بستم و به خواب عمیق و پر از لذت دمادم فرو رفتم.وقتی بیدار شدم فهمیدم 10 ساعتی هست خوابید، وقتی دیدم که نای بلند شدن ندارم خاطرات دیروز دوباره به یادم اومد، لبخندی زدم و زیر دوش آب گرم غبار خاطرات خوش رو شستم. پ ن : برای کسایی که جالب بود که بدونن که مدت ارگاسمم چند ثانیه طول کشیده باید بگم که یک بار دیگه به امی زنگ زدم تا مثلا برای یه بار دیگه ازش وقت بگیرم و مدت ارگاسمم رو ازش پرسیدم، اون هم گفت مدت رعشه هام و بالا و پایین شدنام و ارگاسم بیشتر از 1 دقیقه طول کشیده!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d9%82%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2603</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مو قرمزی و کس تا فرق کون کشیده شده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%82-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%82-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Aug 2019 07:52:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیروون]]></category>
		<category><![CDATA[بی‌قرار]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[واقعابهترین]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[واولین]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وبسیار]]></category>
		<category><![CDATA[وبهترین]]></category>
		<category><![CDATA[وتقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[وخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ودیگری]]></category>
		<category><![CDATA[وساعتی]]></category>
		<category><![CDATA[وشیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[ومیمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[قبل بود من مثل همیشه فیلم سکسی صبح زود بلند شدم تا برم پارک ورزش کنم یک ماهی بود که از دوست دختر قبلیم جداشده بودم و سکسی بدم نمیومد بایه دوست تازه اشنا بشم.به شاه کس همین خاطر داخل پارک حواسم به دوروورم بود.اونرووز داشتم تو پارک نرم میدوییدم که یهو کونی احساس کردم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>قبل بود من مثل همیشه فیلم سکسی صبح زود بلند شدم تا برم</h2>
<p>پارک ورزش کنم یک ماهی بود که از دوست دختر قبلیم جداشده بودم و سکسی بدم نمیومد بایه دوست تازه اشنا</p>
<h3>بشم.به شاه کس همین خاطر داخل پارک حواسم به دوروورم بود.اونرووز داشتم</h3>
<p>تو پارک نرم میدوییدم که یهو کونی احساس کردم یه نفر داره نگاهم میکنه وایسادم ودیدم دو تادختر داخل چمن نشستن</p>
<h4>ونگاهم جنده میکنن کمی مکث کردم ودیدم چشم از من بر</h4>
<p>نمیدارن با سرم اشاره کردم وگفتم پستون بیان به طرف من اونا با هم مشورت کردن واومدن دستشون راکت های بدمینتون</p>
<h5>بود و کوس اومدن باهم صحبت کردیم اسم یکیشون مهسا ودیگری</h5>
<p>میترا بود من از مهسا خوشم اومد و پر میترا رو باز کردیم از اون به بعد با مهسا هرروز بعد از سکس داستان ظهر که از</p>
<h6>دانشگاه میومد میرفتیم بیروون تا اینکه مهسا یه ایران سکس روز ازم</h6>
<p>خواست تاببوسمش من خیلی جا خوردم اما کلی حال کردم من هم اولین بوسه رو رو لبش با شهوت تمام گذاشتم که دیدم رنگش مثل گچ سفید شد بعد از اون هرشب با اس ام اس سعی میکردم یجوری شهوتش رو زیاد کنم تا برای رسیدن به من بیقرار بشه وموفق بودم یه رووز صبح بهم زنگ زد وگفت امشب خونه ی ماهیچکس نیست و3ساعتی وقت داریم وایندفه برعکس همه دختره پسر رو میکشونه خونه من موقع رفتن صورتم رو زدم بهترین لباس وبهترین لباس زیرم رو پوشیدم وسرشار از عطر ادکلن به اونجا رفتم در زدم اومد دمه در سلام کردم ورفتم تو ترس ودلهره وشهوت داشت مخم رو میترکوند اون با یکلباس چسب یکسره بنفش اومد در رو باز کرد بگذریم من نشستم برام چای وشیرینی اورد با هم خوردیم و شروع به صحبت کردیم حرفموون که تمام شد جفتمون میخاستیم که سریعا همدیگرو بغل کنیم وببوسیم هم شرم وحیا اجازه نمیداد اون هم سرش رو انداخته بود پایین وکناره من نشسته بود تا اینکه من خجالت رو کنار گذاشتم واولین بوسه رو از لپ اون کردم و اون سرخ شد اما اون هم به جواب بوسه من من روبوسید و من دیگه روومباز شد وبغلش کردم ولبم رو گذاشتم روی لبش یک لب طولانی از هم گریفتیم که واقعابهترین تجربه لب برای من بود بعد همون طور که نشسته بودیم من شروع به خوردن زیر گلوی اون کردم ومیبوسیدم ومیلیسیدم ومیمکیدم اون که از حال رفته بود من هم از حرارت داشتم منفجر میشدم همین طور میبوسیدم وپیشروی کردم تا روی سینه هاش البته از روی لباس تا خودش لباس ولباس زیرش رو در اورد سینه ای گرد وتقریبا رسیده ای داشت با نوک صورتی وبسیار خوش طعم مشغول خردن سینه نا بودم که یهو بلن شد ومن رو برد روی تختش نشوند شروع کرد لباس های من رو در آوردن من با لباس زیر بودم واون نیمه لخت لباس اون رو هم من کامل در آوردم وخوابیدم رووش ودوباره سینه هاش رو خوردم اون هم دستاش رو دوره من قلاب کرده بود وپشت من رو ماساژمیداد من خوردم وبوسیدم رفتم پایین روی شکمش و دور نافش رو لیس میزدم اما اون اجازه نداد پایین تر برم من رو چرخوند ولباس زیر من رو در آورد ومن هم مال اون رو در آوردم بعد خیلی آوروم روی من خوابید وجلوش رو به یکی من میمالید و آروم به حالت شهوت آه آه ضعیفی میکشید تا اینکه شهوتش به آخرین حدش رسید ونشست روی رون پای من وشروع به خوردن یکی من کرد که منمثل مار به خودم میپیچیدم ولذت مبردم بعد نشست روی یکی من وشروع به عقب جولو کردن خودش کرد وبا شدت خودش رو به من میمالید من هم دستامو دوره کونش قلاب کرده بودم و با سوراخش بازی میکردم اینقدر خوشش اومد که سریع ارضا شد و روی من ولو شد من وقتی این حال رو دیدم گفتم اشکال نداره اون ارضا شد بسه از روم بلن شد خواستم لباس بپ.شم که برم دیدم از پشت من رو بغل کرده میگه من اینقدرا هم بیمعرفت نیستم دست رو گرفت وبرد روتخت دوباره خودش به شکم دراز کشید وگفت هرکاری دوست داری بکن تا توهم ارضا بشی وحال کنی حتی اگر میخوای برات بادست جلق بزنم تا ارضا بشی من همگفتم نه بخواب تو خوابید از روی میز کامپیوترش کرم برداشتم یکم نوک انگشتم زدم لای پاشو باز کردم ارممو شروع کردم با سوراخش ور رفتن انگشتم رو آروم کردم داخل یکم همین کارو ادامه دادم بعد سر یکی خودم رو کرم زدم وآروم گذاشتم دم سوراخش به محض اینکه فرو کردم داخل یک تکون شدید خورد وآخ بلندی کشید همونجا نگه داشتم وخوابیدم رووش بعداز جند لحضه دوباره شروع به تلمبه زدن کردم آه آه بلندی مکرد اما من بلندش کردم از تخت رفتیم پایین دستاش رو گذاشتم لبه تخت و خمش کردم شروع کردم به تلمبه زدن با یک دست جلوش رو میمالیدم وبا یک دست دیگه نوک سینشو گرفته بودم لای انگشتام ومیمالیدم تا اینکه دیگه نتونستم طاقت بیارم ومن هم ارضا شدم ونیم ساعتی همون طور کنار هم دراز کشیده بودیم و بعد بلن شدیم رفتیم دوش گرفتیم ومن اومدم از خونشوون بیروون ممنون که گوش کردین نظر یادتون نره.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%82-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2648</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسرم بخورشون که این سایز کم گیر میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%d9%88%d9%86-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%b2-%da%a9%d9%85-%da%af%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%d9%88%d9%86-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%b2-%da%a9%d9%85-%da%af%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Aug 2019 07:52:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اردیبهشت]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اشناییمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امکانات]]></category>
		<category><![CDATA[اومداون]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[باسنمو]]></category>
		<category><![CDATA[بافشار]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودسرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهادش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جذابتر]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتشروع]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دندانپزشکی]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صدامون]]></category>
		<category><![CDATA[کارگاه]]></category>
		<category><![CDATA[کردگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[لامبادا]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصات]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هستم.تا یک ماه پیش از فیلم سکسی ترس عواقب خیانت حتی بهش فکر هم نمیکردم.تا اینکه یک شب جمعه اردیبهشت ماه از درد دندان تا صبح راه سکسی رفتم و تا تونستم مسکن خوردم ولی شاه کس فایده نداشت.اول صبح شنبه برای رفتن به دندانپزشکی اماده شدم.غیر از من چند مراجع دیگر کونی هم حضور [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هستم.تا یک ماه پیش از فیلم سکسی ترس عواقب خیانت حتی بهش فکر</h2>
<p>هم نمیکردم.تا اینکه یک شب جمعه اردیبهشت ماه از درد دندان تا صبح راه سکسی رفتم و تا تونستم مسکن خوردم</p>
<h3>ولی شاه کس فایده نداشت.اول صبح شنبه برای رفتن به دندانپزشکی اماده</h3>
<p>شدم.غیر از من چند مراجع دیگر کونی هم حضور داشتن که یکیشون یه آقای جون و خوش قیافه بود.هر از گاهی</p>
<h4>چشم جنده تو چشم میشدیم تا اینکه همزمان صدامون زدن چون</h4>
<p>اونجا چند متخصص بیمار هارو ویزیت پستون میکردن.هر دو برای کشیدن دندان امده بودیم و به گفته دکتر دندان های محکمی</p>
<h5>داشتیم طوری کوس که وقت کشیدن دندان هر دو به هم</h5>
<p>نگاه میکردیم و اخ و اوخمون هوا بود.با توضیح طریقه اشناییمون سرتونو درد نمیارم.فقط بگم با هم بیرون اومدیم و رضا شمارشو سکس داستان به من دادو</p>
<h6>شماره همراه منو گرفت.بعد از ظهر هم زنگ ایران سکس زد و</h6>
<p>گفت میخوام ببینمت.من از پیشنهادش استقبال کردم چون واقعا مجذوبش شده بودم.خواست برم محل کارش.با اینکه میدونستم اگه برم کارگاهش سند دادنمو امضا میکنم قبول کردم اگه بگم دوست نداشتم باهاش سکس کنم دروغ گفتم.اومد دنبالم و رفتم سر کوچه کارگاه. هنوز بابش تو کارگاه بود .با ماشین چند دقیقه ای همون اطراف گشت زدیم تا باباش رفت.کارگاه خفن بود.از پله ها رفتیم بالا.طبقه بالا مکانی بود با حداقل امکانات برای استراحتشون.روی تخت نشستیم.اول شروع کرد به صحبت ازهوا و کارو&#8230;.وقتی دید حوصله منو با حرفاش داره سر میبره .چسبید به من و لبشو اروم گذاشت روی لبم.با چشاش زل زده بود تو چشام و لبامو میمکید.من هم دست بردم لای موهاش و لباشو محکم تر خوردم.دراز ش کردم رو تخت و در حالی که به ارنج دست چپم تکیه کرده بودم لباشو خوردم.سعی کردم کمربندشو باز کنم ولی نتونستم .خودش باز کرد من زیپشو پایین کشیدم و شلوارشو در اوردم.اونم تاپ منو در اورد سوتین قرمز با شورت لامبادا به همون رنگ تنم بود.با یه جهش منو خوابوند و جین واز پام دراورد.از شهوت زیادشورتم خیس بود.بعد از اینکه دکمه های پیراهنشو باز کردم و در اوردم شورتشو در اوردم.کیربلندو خوش تراشی داشت.شروع کردم به خوردن کیر و تخماش.بعد از چند دقیقه کمر منو گرفت و کشید سمت صورتش وشروع کرد به خوردن کس من.با یه دستش هم با سوراخ کونم بازی میکرد.حسابی دیونم کرده بود.برگشتم نشستم روی کیرش.من عاشق سکس وحشیانه و دردناکم.با یه حرکت کیرش بافشار تا ته رفت تو کسم.دو طرف باسنمو گرفته بود و با شدت تلمبه میزدیم.تمام تنم از عرق خیس بود.کم کم داشتم ارضا میشدم نفسم به شماره افتاده بود .اطراف کیرش از اب من خیس شده بود.وقتی ارضا شدم. هونطور که کیرش تو کسم بودسرمو گذاشت رو سینش و موهامو نوازش کرد.گفتم رضا از کون بکنم گفت نه عزیزم کس به این تنگی و داغی رو ول کنم برم سراغ کونت؟وقتی اصرار منو دید و گفتم من کون دادنو دوست دارم از خدا خواست.من وبرگردوند و نامردی نکرد با یه فشار کیرشو تا ته کرد تو کونم من که فکرشو نمیکردم جیغم در اومد.اون تلمبه میزد من جیغ میزدمو میگفتم رضاغلط کردم در بیار کیرتو جر خوردم.سرمو چرخوند سمت صورتش همونطور که تلمبه میزد لبامو میمکید.جفتمون از عرق خیس خیس بودیم.در اون لحظه عرق تنمون که با بوی ادکلن هامون مخلوط شده بود بیشتر حشریمون میکرد و اصلا احساس بدی نداشتیم.سرشو اورد کنار گوشم و گفت پریسا جون ابمو بریزم تو کونت؟جواب دادم اره عزیزم.به محض اینکه جواب مثبت دادم گرما و جهش ابشو احساس کردم.رضا دراز کشید و سر منو گذاشت رو سینش وشروع کرد از خودش وکارش گفتن.تازه داشتیم با هم اشنا میشدیم.بعد از اون روز بارها سکس داشتیم و هر بار جذابتر و با کیفیت تر از قبل.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%d9%88%d9%86-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%b2-%da%a9%d9%85-%da%af%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2655</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تیم ورزشی جنده ها</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%aa%db%8c%d9%85-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%aa%db%8c%d9%85-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Aug 2019 07:48:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردند]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اشتهای]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطره]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بگذريم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پرتغال]]></category>
		<category><![CDATA[پرستاری]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پوزخندی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنم]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[تودستم]]></category>
		<category><![CDATA[تورفتم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهای]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبخت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دندان‌هايم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كراوات]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكش]]></category>
		<category><![CDATA[گائيدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لرزيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[محكمتر]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرتم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[مواظبم]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميوفته]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتش]]></category>
		<category><![CDATA[ناقابل]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نوكشون]]></category>
		<category><![CDATA[همچنين]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[هميشگی]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوره]]></category>
		<category><![CDATA[هندوستان]]></category>
		<category><![CDATA[واستادن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[كمك يكی از دوستای بسيار فیلم سکسی عزيزم كه صاحب يكی از قديمی ترين كافی نت های تبريز هستش ، 8-7 ماهی ميشه كه شروع به كار سکسی گرافيك كردم و در حال حاضر هم شاه کس كارم گرفته. در حال حاضر هيچ آرزويی ندارم جز گائيدن دخترهای ناز تبريزی.به هر حال کونی از هر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>كمك يكی از دوستای بسيار فیلم سکسی عزيزم كه صاحب يكی از قديمی</h2>
<p>ترين كافی نت های تبريز هستش ، 8-7 ماهی ميشه كه شروع به كار سکسی گرافيك كردم و در حال حاضر</p>
<h3>هم شاه کس كارم گرفته. در حال حاضر هيچ آرزويی ندارم جز</h3>
<p>گائيدن دخترهای ناز تبريزی.به هر حال کونی از هر چه كه بگذريم سخن دوست نكو تر است، داستانی رو كه خواهيد</p>
<h4>خواند جنده مربوط ميشه عيد همين سال به قول معروف يه</h4>
<p>داستان دبش و لب سوز و پستون لب دوز و قند پهلو.و اما داستان از اينجا شروع شد كه اين دوست</p>
<h5>بسيار ارجمند کوس من تصميم گرفت 5-4 روز اول عيد و</h5>
<p>به همراه خانوم و بچه نازش كه 2 ماهه هستش يه سری به خطه سرسبز شمال برند و روز قبل از حركت سکس داستان كليدهای مغازه رو</p>
<h6>به من و يكی ديگه از دوستام ( ایران سکس قابل ذكر</h6>
<p>است كه اين دوست من يكی از بزرگترين هكرهای ايران هستش معروف به Plus 1 ) سپرد و راهی شمال شد. روز اول ( 1/1/83 ) بعد از تحويل سال و ديد و بازديد اوليه كه ختم ميشه به خونه مادربزرگام يك راست رفتم مغازه و ديدم كه اين دوست من هول تر از من بوده و 2 ساعتی ميشه كه مغازه بازه ( من ساعت 2:30 ب . ظ رسيدم ) هر 2 تامون شيك و پيك كرده بوديم ، وقتی رفتم تو بعد از روبوسی و تبريك سال نو و چرت و پرتهايی از اين قبيل، يهو متوجه دختر نازی شدم كه مشغول چت كردن بود همينطور محو نگاه كردن بودم كه دوستم زد تو سرم و گفت : زياد نگاه نكن ، چشات خراب ميشه . اين فرشته نازم كه متوجه شده بود يه پوزخندی زد و مشغول چت كردن شد غافل از اينكه چه نقشه های براش توی سر داشتم .رفتم نشستم پشت يكی از سيستم ها و ID م رو On line كردم و به كمك دوستم IDی خانوم خانوما رو كه بعدان فهميدم اسمش واقعا فرشته هستش رو گير آوردم و شروع كردم به چت كردن، بعد از سوال هميشگی (a/s/l ) فهميدم كه 19 ساله هستش يعنی 2 سال كوچيكتر از من ، اهل شماله و دانشجوی پرستاری. كم كم شروع كردم به تيليت كردن مخ فرشته خانوم و طی اين تيليت كردن ها فهميدم كه برا گذراندن تعطيلات نوروزی به همراه برادر بزرگش آمدن خونه برادر زن داداش جون . حالا ديگه می خواستم خودمو معرفی كنم يه فكری به سرم زد ، زود به دوستم PM دادم و گغتم كه اگه ميتونه پسه فرشته خانوم رو برام گير بياره كه در عرض 5 دقيقه پسوردش رو داد من هم اول پسوردش رو عوض كردم و بعد به قول بر و بچ dc كردمش. وقتی خواست دوباره On شه نشد، دوباره سعی كرد ولی راه به جايی نبرد تا اينكه صدايی خانوم خانوما در اومد كه :- ID منو هك كردن!!! چرا اينطوری شد؟؟؟ شما می تونين كاری برام بكنين ؟؟؟منم خودم رو زدم كوچه علی چپ و گفتم امكان نداره كه توی اين كافی نت كسی هك بشه ( واقعا هم همينطوره ، در واقع اين كافی نت ما به نوعی غير قابل نفوذ هكرهاست ) و از اين كس شعرا كه ديدم اشك فرشته در اومد و گفت:- من اين ID رو خيلی دوست داشتم . تو رو خدا كاری كنيد كه پسوردم برگردهمنم دوستم رو صدا كردم ، يه چشمك زدم و ازش خواستم كه می تونه برای خانوم كاری بكنه يا نه؟ اين دوست ما هم از آنجايی كه خودش ختم روزگاره شروع كرد به پيدا كردن پسورد خانوم. بعده 10 دقيقه طبق قراری كه داشتيم پسورد رو مثلا پيدا كرد و برگردوند به خود فرشته . فرشته هم بی خبر از همه جا ازمون تشكر كرد و خيلی خوشحال، شروع كرد به چت كردن . منم رفتم نشستم پشت سيستم و شروع كردم به چت كردن با فرشته بعده كمی كس شعر گغتن ازش پرسيدم :- می دونی من كيم؟- نه! ميشه بگين ID منو از كجا آوردين ؟عجب نابغه ای بود! بعد از نيم ساعت چت كردن تازه می پرسه :ID منو از كجا آوردی ؟ منم دل رو زدم به دريا و گفتم :- زياد دور نيستم، اگه سرت رو برگردونی ميبينیتا اين رو گفتم برگشت و منو ديد كه دارم می خندم . از خنده من خندش گرفته بود .سرش رو برگردوند و برام نوشت:- خيلی لوسی ! بی مزه !منم ازش پرسيدم :- می تونم بيام پيشت بشينم؟اولش قبول نكرد ولی بعد گفت : مشكلی نيست و می تونم كنارش بشينم . پاشدم و رفتم كنارش و شروع كرديم به لاس زدن . از همه جا باهم حرف زديم، از درس گرفته تا اوضاع احوال خانواده هامون و طی اين لاسيدن ها متوجه شدم كه 1 ماهی ميشه كه از دوست پسرش جدا شده و دل خوشی از پسر ها نداره .منم شروع كردم به دلداری دادن و نصيحت كردن كه اون پسره خيلی خر بوده كه دختر به اين نازی رو اذيت كرده و تنها گذاشته و رفته . برای اينكه بيشتر بتونم دلش رو بدست بيارم رفتم و براش يه شيرموز درجه 1 غليظ و مخصوص خريدم . و قتی شير موزش رو تموم كرد ازم تشكر كرد و گفت كه ديگه بايد بره . منم خودم رو زدم به نارحتی ، وقتی ديد من ناراحت شدم گفت :- فردا هم بازين؟- آره- كی باز می كنين؟- ساعت 10 به بعد.- OK . ساعت 11 می بينمت. اخم هم نكن . اصلا بهت نمياد.تا اينو گفت گل از گلم شكفت و لبخندی زدم و گفتم :- پس، فردا برای ناهار مهمون منی. اگه نه بگی ناراحت ميشم…!اولش كمی مكث كرد ولی وقتی خواهش رو تو چشام ديد قبول كرد. اصلا باورم نمی شد كه همچنين فرشته ای بهم پا بده، ديگه تو حال خودم نبودم همه اش به فكر فردا بودم كه چيكار كنم. همينطور توی فكر بودم كه صدای رينگ رينگ تلفن بلند شد وقتی گوشی رو برداشتم يه صدای ناز گفت :- سلام ، ببخشيد آقا …… هستند؟- بفرمائيد. خودم هستم.- اااااااااا خودتی؟ پسر صدات كلی فرق كرده. حوصله ام سر رفت ديدم خونه كسی نيست بهت زنگ زدم.- خيلی ممنون كه به ياد مائی. چه خبرا؟- سلامتی. تو چه خبرا؟ سرت كه شلوغ نيست ؟ مزاحم نباشم ؟- ای بابا، اين چه حرفيه؟ شما مراحمين. ديگه می خواستم مغازه رو تعطيل كنم. خوب كجاها رفتی؟ خوش گذشت ؟- بد نبود. جای شما خالی. بعده اينكه رفتم خونه داداشم گفت بريم شاه گلی ( شاه گلی اسم يه پاركه و از يادگارهای خدا بيامرزه . توصيه می كنم اگه امدين تبريز يه سر برين كس هايی خوبی پيدا ميشه اون تو ) حالا 20 دقيقه ای ميشه كه برگشتيم. رفتن شام بخرن ، منم گفتم يه زنگ بهت بزتم ببينم شلوغی نمی كنی؟!- نه بابا، شلوغيم كجا بود؟! ديگه از ما گذشته اين حرفا. راستی فردا كه ميای ؟- آره 11 ميام . خوب ديگه مثل اينكه اومدن . كاری نداری؟- نه . مواظب خودت باش؟- تو هم همچنين . می بوسمت و خداحافظبرق از سرم پريد و ديگه نتونستم چيزی بگم . وقتی به خودم آمدم ديدم بيچاره تلفن از بس داد زده صداش گرفته . تلفن رو گذاشتم سر جاش ، سيستم ها رو خاموش كردم و آماده رفتن شدم. ساعت 9:30 بود كه رسيدم خونه مادر بزرگم . شام خورديم و شروع كرديم به كس شعر گفتن . آخه شب اول سال نو طبق يه عادت ديرينه همه فاميل جمع ميشن خونه مادربزرگم.ساعت 2 نصفه شب بود كه برگشتيم خونه. هنوز 9 ساعت ديگه بايد صبر می كردم تا فرشته خانوم رو ببينم . بعده اينكه مامان اينا خوابيدن رفتم سراغ تلويزيونهمينطور كانال ها رو بالا و پائين می كردم تارسيدم به XXL كه يه فيلم سوپر باحال نشون ميداد. كيرم حسابی راست شده بود ( حالا هم كه دارم اين قسمت رو می نويسم كيرم راست شده ) ناخودآگاه داشتم با كيرم بازی می كردم كه باز فكر فرشته به مغزم هجوم آورد. دست از جلق زدن كشيدم كه فردا با كمر پر به حساب فرشته برسم و به هر ترتيبی بود خودم رو نگاه داشتم ( ولی اين رو هم بگم كه از شق درد داشتم می مردم آخه نامصب فيلمه خيلی باحال بود ) ساعت حول و هوش6 صبح بود كه تلويزيون رو خاموش كردم و خوابيدم . ساعت 9:30 صبح با صدای زنگ موبايلم از خواب پاشدم . فرشته بود :- شازده نمی خوای بلند شی ؟ بسه ديگه بيا مغازه رو باز كن دلم برات تنگ شده .- مگه ساعت چنده؟ 11 كه نشده هنوز ؟!- می دونم و داداش اينا 1 ساعتی ميشه كه رفتن . منم آدمم ديگه حوصله ام سر ميره . كی باز می كنی؟- Ok . 1 ساعت ديگه مغازم .- باشه . زود بيا. راستی تو چه رنگی رو دوست داری؟- چطور؟- می خوام رژ بزنم . می خوام بدونم از چه رنگی خوشت مياد!- ارغوانی و ياسمنی.- پس رژ ياسمنی می زنم با خط لب ارغوانی. خوبه؟- عاليه. من برم يه دوش بگيرم . بيام مغازه- زود بيا .ساعت 10:10 بود كه آماده رفتن شدم . موقع خداحافظی مامان پرسيد:- ناهار ميای؟- نه. قراره با دوستم بريم بيرون. خداحافظ.- خداحافظ . باهام تماس بگير- باشه . خداحافظ.سوار تاكسی شدم ، توی مسير همه اش به فكر اين بودم كه چيكار كنم ؟ چيكار نكنم؟ از تاكسی كه پياده شدم ديدم خانوم خانوما جلو مغازه كشيك واستادن. تا رسيدم شروع كرد به غرغر كردن كه :- كجايی تا حالا ؟ 1 ساعت شما نشده هنوز؟- معذرت می خوام . ترافيك بود.- خوبه والا بهونه شما مردها هميشه تو دستتونه . تا دير می كنيد ترافيك بود و ….لبخندی زدم و گفتم : ببخشيد بابا. همين موقع بود كه دوستم هم از راه رسيد . منم فرصت رو غنيمت شمردم و بهش گفتم :- نمی تونستی كمی زود تر ميومدی تا اين خانوم محترم پشت در نمونند؟- ببخشيد ها ! فيل شما ياده هندوستان كرده ما بايد جريمه اش رو بكشيم؟؟؟- بسه بابا . در رو باز كنيد بريم تو . مثل بچه ها واستادن دعوا می كنند.3تايی شروع كرديم به خنديدن، در رو باز كردم و رفتيم تو. سيستم ها رو روشن كردم و من رفتم كه كتم رو در بيارم وقتی می خواستم Server رو Connect كنم تازه متوجه صورت زيبای فرشته شدم ، انگار تيكه ای از ماه بود كه نصيب من شده . باورم نمی شد ، آخه ديروز كه برا اولين بار ديدمش آرايش نكرده بود ولی امروز محشر بود ازش پرسيدم :- خوشگل كردی ناقلا ؟ قراره كسی رو ببينی؟- بله، می خوام با يه آقای خوشگل برم ناهار؟- خوب اين آقای خوشبخت كيه؟- حالا، وقتی خواستم باهاش برم نشونت می دم.و شروع كرديم به خنديدن .همين موقع بود كه پای مشتری ها به مغازه باز شد . گوش شيطون كر كلی هم مشتری داشتم كه اكثرا مسافر بودن. فرشته هم مشغول چت كردن بود، سرش رو برگردوند و گفت:- ناهار می خوريم ؟- ساعت چنده؟- به به ، بابا ساعت 2 هستش- بذار حالا ميريم .از شانس بد من مغازه هم پر پر بود كه دوستم گفت من حلش می كنم ديدم مشتری ها دونه دونه پا شدن و امدن برای حساب كردن ساعت 2:15 بود كه ئغازه رو بستم و 3 تايی رفتيم ناهار. بعده سفارش دادن غذا دوستم رفت دستاش رو بشوره كه فرشته گفت:- فريد چشمات رو می بندی؟- برا چی؟- تو حالا ببند. بخاطره من .- باشه بستم- باز نكنی ها. حالا باز كنوقتی چشمام رو باز كردم ديدم يه بسته با 2 شاخه گل رز كه من خيلی دوست دارم رو ميز. پرسيدم :- اينا چيه؟- ناقابل . برگ سبزيست تحفه درويش.- درويش كه زن نميشه!- خودت رو لوس نكن. باز كن ببين دوست داری يا نه؟اول گل ها رو بو كردم و يكی رو تقديم كردم به فرشته ( از كيسه خليفه می بخشيدم ) وقتی كه جعبه رو باز كردم ديدم يه عطره ، باورم نمی شد همون عطری بود كه براش له له می زدم :- از كجا فهميدی كه من Farrari دوست دارم؟- ما اينم ديگه؟ آخه منم اين عطر رو خيلی دوست دارم .- فريد يه چيزی رو می خواستم بگم- چی؟- من دوستت دارم!- به همين زودی؟- آره. ديشب فقط داشتم به تو فكر می كردم . تا حالا اينجوری نشده بودم. هر وقت كه به تو فكر می كنم آرام می شم .- فرشته خيلی زوده!!! تو چند روزه ديگه می خوای بری- يعنی تو منو رو دوست نداری ؟- چرا ؟ دوستت دارم ولی نه در حدی كه بخوام اعتراف كنم. ببين من و تو فقط يه مدت كوتاهی می تونيم با هم باشيم . بايد به فكر فردا هم بود. اگه قرار باشه اينجوری رفتار كنيم جدائيمون سخت ميشه.- ولی فريد من دوستت دارم و می خوام كه دوستت داشته باشم- فرشته من ! منم می خوام دوستت داشته باشم و دارم ولی- ديگه چيزی نگو. بذار اين چند روز رو خوش باشيمهمين موقع بود كه دوستم هم امد . ناهار رو آوردند و شروع كرديم به خوردن ولی اصلا اشتهای خوردن نداشتم .همش داشتم به حرف های فرشته فكر می كردم . بعده اينكه غذامون تموم شد دوستم رفت كه حساب كنه من و فرشته هم پا شديم هنوز قدم اول برنداشته بودم كه فرشته دستم رو گرفت و فشرد، منم برا اينكه بيشتر از اين ناراحتش نكنم دستش رو فشردم و رفتيم به طرف در يه 10 دقيقه ای قدم زديم و فرشته رو برديم طرف خونه. ازش خداحافظی كرديم و برگشتيم مغازه. اصلا حوصله هيچ چيزی رو نداشتم . كمی با دوستم درد و دل كردم . اونم گفت ناراحتش نكنم و بذارم اين چند روز بهش حسابی خوش بگذره . تو فكر حرف های فرشته بودم كه باز سر و صدای تلفن رفت آسمان هفتم، دوستم تلفن رو برداشت و بعده يه احوال پرسی كوتاه منو صدا كرد و گفت فرشته ست. گوشی رو برداشتم تا سلام كردم ازم پرسيد :- چرا ناراحتی؟- هيچی، فقط حوصله ندارم .- راستش رو بگو ، بخاطر حرف هتی منه؟ نه؟- نه ، اصلا . خوب چه خبرا؟- هيچی، می خواستم ببينمت . سرت كه شلوغ نيست؟- نه، راحت باش. ميای اينجا؟- نه ، ببين داداش زنگ زده بود كه می خوان برن كندوان و كمی دير ميان. تو می تونی بيای اينجا؟- تونستنش كه می تونم ولی برات دردسر نشه؟- نه، من منتظرتم . زود بيا.- باشه.- خداحافظ.ازش خداحافظی كردم، گوشی رو گذاشتم و دوستم رو صرا كردم و بهش گفتم كه من می خوام برم پيش فرشته . اونم گفت كه مشكلی نيست ، فقط سر راه براش چيزی بخر. گفتم : باشه می خرم. كتم رو انداخت روم و گفت: به سلامت .سر راه اول 1 شاخه گل سرخ و 1 شاخه گل يخ براش خريدم بعدش هم يه ست نقره.ساعت 4:45 بود كه رسيدم خونه فرشته . در رو زدم . فرشته امد در رو باز كرد و گفت: بيا تو.رفتم تو و بعده اينكه كفشام رو در آوردم فرشته دستش رو گذاشت تو دستم و با هم رفتيم سمت خونه. فرشته گفت: تا تو بشينی من يه شربت درست كنم و بيام. عجب خونه ای بود بزرگ و باحال روی مبل نشسته بودم كه يهو فكری به سرم زد. چيزايی رو كه براش خريده بودم رو روی ميز چيدم و رفتم به سمت آشپزخونه . بين راه كراواتم رو در آوردم و از پشت چشمهای فرشته رو بستم:- چيكار ميكنی فريد؟- حالا سينی از دستم ميوفته زمين- نترس من گرفتمش. فقط بدون اينكه چيزی بگی آرام باهام بياوقتی رسيديم به ميزی كه روش كادو های فرشته رو چيده بودم سينی رو از دستش گرفتم و گفتم همين جا بشين و بعد گلها رو دادم دستش وقتی گلها رو بو كرد مثل كور ها دستاش رو توی هوا تكون ميداد كه ازش پرسيدم:- دنبال چيزی می گردی؟- آره، دنبال دستای تودستم رو بطرفش دراز كردم، تا دستام رو حس كرد محكم گرفتشون و من رو كشيد به طرف خودش. تا به خودم بيام ديدم لبام با لبهای شيرين فرشته قفل شده توی عمرم لب يه اين شيرينی نديده بودم از بوسيدنش سير نمی شدم فرشته هم بد جوری نفش نفس ميزد و محكم بغلم كرده بود. همينطور لبامون به هم قفل شده بود كه احساس كردم صورتم خيس شده. آره ، فرشته داشت گريه می كرد.تا كروات رو از چشاش باز كردم محكم بغلم كرد و گفت: فريد قده يه دنيا دوستت دارمو زد زير گريه . از گريه فرشته منم اشكام در امد صورتم رو بردم طرف گوشش و گفتم: منم قده يه دنيا دوستت دارم و آروم شروع كردم به مكيدن لاله گوشش. اونم بيكار نبود و داشت گردن منو ميليسيدتو همون حال بغلش كردم و بردم طرف اتاق خواب با هم افتاديم رو تخت. فرشته هم كراوات رو انداخت دوره گردن من و منو كشيد سمت خودش دوباره شروع كرديم به لب گرفتن 15 دقيقه ای مشغول لب گرفتن بوديم كه فرشته شروع كرد به باز كردن دگمه های پيراهنم منم كمی زونش رو مكيدم و شروع كردم به ليسيدن گردنش با هر ليسی كه می زدم فرشته آهی از ته دل می كشيد و محكمتر بغلم می كرد. توی همين حال يواش يواش تاب فرشته رو كشيدم بالا و شروع كردم به مالش پستوناش از روی سوتين خودش تابش رو كامل در آورد . يه لب آبدار ديگه ازش گرفتم و با دندانهايم بند ها سوتينش رو تا بازوهاش كشيدم پايين البته فرشته هم بيكار نبود ، داشت كمربند و زيپ شلوار منو باز می كرد و بعد سوتينش رو از عقب باز كردم ، وای چی داشتم می ديدم ،2تا پستون اندازه پرتغال كه نوكشون متورم شده بود. منم درنگ نكردم و افتادم به جونشون يكی رو می خوردم و اون يكی رو می چلوندم . ديگه فرشته تو حال خودش نبود.آه كشيدناش تبديل شده بود به ناله منم شروع كردم به ليسيدن لای پستوناش وای كه چه مزه ای داشت بوی عرق و عطری كه زده بود قاطی شده بودند ، عجب حالی ميداد. توی همين حال شلوار استرجی كه به پای فرشته بود درش آوردم حالاديگه يه شورت توری سياه تنش بود. بعده اينكه شلوارش رو در آوردم شروع كردم به ليسيدن پستوناش يواش يواش امدم پايين تا رسيدم به نافش زبونم رو می كردم توی نافش ، فرشته هم كه هم خوشش امده بود و هم قلقلكش سرمو دو دستی گرفته بود . سرم رو آوردم بالا كه ازش هم يه لب بگيرم و هم اجازه در آوردن شورتش رو كه يهو دستم خورد به لای پاش، آبشار خانوم بد جوری داشت نم پس ميداد خيس خيس بود . زودی يه لب گرفتم و دم گوشش گفتم درش بيارم؟ تو حال خودش نبود ولی با زبون بی زبون بهم فهموند كه خيلی وقت منتظره همچين لحظه ای هست ولی بايد مواظب باشم. منم بهش گفتم : نترس مواظبم و يه لب ديگه برای تصديق حرفام ازش گرفتم و دوباره شروع كردم به ليسيدن بدنش تا رسيدم به شورتش اول كمی از روی شورت اون كس نازش رو بو كردم ، بعد هم شروع به مالشش كردم . ديگه تحمل نداشتم شرتش رو زدم كنار . خدای من چی داشتم می ديدم يه كس ناز و كوچيك بدون كمترين آثار مو، مثل اينكه از قبل خبر داشت صاف صافش كرده بود منم فرصت رو غنيمت شمردم و شروع كردم به ليسيدن و خوردن آب كس خانوم، فرشته كه كمی آروم شده بود دوباره شروع كرد به ناله كردن تا می خواستم يه نفسی تازه كنم سرم رو به سمت كسش فشار می داد حالا ديگه شورتش رودر اورده بودم و با زبونم داشتم چوچوله كوچيكش رو می ليسيدم وای كه چه حالی می داد. يهو فرشته شزوع كرد به لرزيدن و از صدا افتاد، آره خانوم به ارگاسم رسيده بود منم رهاش كردم تا كمی حالش بهتر شه تا سرم رو از لای پاش بلند كردم منو بغل كرد يه اب از همديگه گرفتيم و بعد منو چرخوند طوری كه من زير بودم و فرشته رو . شروع كرد به ليسيدن بدنم وای كه چه ماهرانه كار خودش رو انجام ميداد همينطور می ليسيد تا رسيد به شورتم اول كمی از روی شرت با كيرم بازی كرد حالا ديگه نوبت من بود كه آه و ناله كنم . تو يه آن شرتم رو در آورد يه نگاهی به كير راست شده من كرد و همش رو كرد تو دهنش بطوری كه برخورد كيرم رو با حلقش احساس كرد بعد شروع كرد به ساك زدن با اينكه دفعه اولش بود كه از اينكارا می كرد ولی خيلی خوب ساك ميزد منم بيكار نبودم و با انگشتام با كس و چوچوله اش بازی می كردمبيچاره انقدر ساك زده بود كه به سرفه افتاد .منم كيرم و از دهنش در آوردم و خوابوندمش روی تخت ازش پرسيدم می تونم از كون بكنمش يا نه؟ كه با تكون دادن سرش موافقت كرد منم پا شدم و از روی ميز آرايش كرم برای چرب كردن كون فرشته برداشتم. فرشته رو به پشت خوابوندم و بهش گفتم كه پاهاش رو تا جايی كه می تونه باز كنه و اونم مثل يه ژريمناستيك كار 180 درجه پاهاش رو باز كرد . سوراخ كونش طوری باز شد كه ديگه احتياجی به كرم نبود ولی چون هم دفعه اولش بود و هم برای اينكه دردش كم شه با كرم شروع كردم به ليز كردن سوراخ كونش و گاه گداری هم يكی از انگشتام رو می كردم تو كونش تا كمی گشاد شه بعد هم كمی به كيرم كرم ماليدم ولی قبل اينكه تو كونش بكنم كيرم رو بردم طرف كسش كه از اين كارم ترسيد و زود پاهاش رو بست و گفت چيكار داری می كنی ، من دخترم . خنديدم و گفتم نترس فقط می خواستم كمی از آب كست رو به كيرم بمالم. وقتی مطمئن شد دوباره پاهاش رو باز كرد، منم كيرم رو ماليدم به كسش و بعد گذاشتم دم سوارخ كونش . وقتی كه می خواستم فشار بدم ديدم فرشته چشماش رو بسته و منتظره كه فريد كوچولو بره تو. منم دريغ نكردم و تا نصفه كيرم رو فرستادم تو كه يهو فرشته جيغ بلندی كشيد كه گوشام كر شد . زود كيرم رو در آوردم . ازش پرسيدم اگه دردش زياده ديگه ادامه نديم كه گفت : نه بكن تو كونم عادت می كنم، دوباره كمی كرم دم سوراخ كونش زدم و اينبار آهسته تر از دفعه قبل كيرم رو كردم توی كون خانوم . بيچاره از شدت درد لباش رو گاز می گرفت. وقتيكه كيرم رو تا ته فرستادم تو كمی همون تو نگه داشتمش تا عادت كنه بعد هم شروع كردم به تلمبه زدن ، فرشته هم كه ديگه داشت لذت می برد دوباره صدای آه آهش بلند شده بود و ميگفت محكم تر بكن . منم كه داشتم حال می كردم بدمن در نظر گرفتن دردی كه فرشته داره تحمل می كنه با همه زورم كيرم رو می كردم توی كون خانوم و همزمان با دستام پستوناش رو می چلوندم كه فرشته دوباره به ارگاسم رسيد منم كه ديدم بيچاره ديگه نای تحمل كردن نداره كيرم رو در آوردم . تا كيرم رو در آوردم فرشته گفت كه می خوام برات ساك بزنم و بدون اينكه منتظر جواب من باشه همه كيرم رو كرد توی دهنش و شروع كرد به ساك زدن ديگه داشت آبم ميومد كه بهش گفتم :- آبم داره مياد- می خوم همه آبت رو بخورم . می خوام شيره وجودت با وجدم يكی شهاينو گفت و شروع كرد به ساك زدن كه يهو ابم امد و همش رو خالی كرد توی دهنش . فرشته هم همش رو خورد كمی از آبم هم از كنار لباش زده بود بيرون كه با زبونش كشيد توی دهنش و خورد . منم برا اينكه بهش ثابت كنم دوستش دارم يه لب ازش گرفتم و زبونم رو فرستادم توی دهنش و شروع كردم به ميك زدن زبونش. ديگه نه فرشته حال داشت و نه من. بغلش كردم و كمی باهم دراز كشيدم .بعده 10 دقيقه گفت فريد می خوای با هم يه دوش بگيريم؟منم از خدا خواسته گفتم : آره . وليزود باش كه حالا داداشت اينا ميان. خنديد و گفت : گور همشون و من بغلش كردم و با هم رفتيم حمام. زير دوش هم كمی با هم حال كرديم . از حمام كه امديم بيرون داشتم لباسام رو می پوشيدم كه يادم افتاد ست نقره اش رو هنوز ندادم . ست نقره رو از روی ميز برداشتم و گفتم :- برگ سبزيست تحفه درويشخنديد و گفت : مگه درويش آقا ميشه ؟ كه اين بار 2 تايی زديم زير خنده . موقع خداحافظی ازش يه لب گرفتم و گفتم كه : منم اعتراف می كنم كه« دوستت دارم »</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%aa%db%8c%d9%85-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175843</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.012 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 08:14:57 by W3 Total Cache
-->