<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>چیهگفت &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%86%db%8c%d9%87%da%af%d9%81%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:28:22 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.1</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>چیهگفت &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی حشری و کون گنده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Sep 2019 09:50:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبروریزی]]></category>
		<category><![CDATA[آماتوری]]></category>
		<category><![CDATA[‫آوردم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اون]]></category>
		<category><![CDATA[باتمام]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوربعد]]></category>
		<category><![CDATA[بعد]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوداین]]></category>
		<category><![CDATA[بودولی]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیروندیگه]]></category>
		<category><![CDATA[تااینکه]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلی]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[چندوقت]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوانندگان]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[دارم]]></category>
		<category><![CDATA[دارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان:من]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمبه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخاله]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[دراختیار]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[روزمین]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانیمن]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزان]]></category>
		<category><![CDATA[فروخته]]></category>
		<category><![CDATA[فروختیم]]></category>
		<category><![CDATA[کردگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمچون]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیک]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میذاری]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میکرددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[وابستگی]]></category>
		<category><![CDATA[وبیشتر]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[وگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ومتوجه]]></category>
		<category><![CDATA[وهمچنین]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اومده به بزرگیتون ببخشید وخوشحال فیلم سکسی میشم بهم بگید که اصلاحش کنم.من نویسنده نیستم ونویسندگیم درحد آماتوری هست وفقط خواستم خاطره خودمو دراختیار شما گلها قرار سکسی بدم.میریم سر اصل داستان:من مانی21ساله،باهیکل ورزشکاری(کشتی وکیک شاه کس بوکس میرم)باقدی حدود 180.موضوع ازاونجا شروع شد که ما خونمونو فروختیم و وارد محله جدید کونی و ساختمون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اومده به بزرگیتون ببخشید وخوشحال فیلم سکسی میشم بهم بگید که اصلاحش کنم.من</h2>
<p>نویسنده نیستم ونویسندگیم درحد آماتوری هست وفقط خواستم خاطره خودمو دراختیار شما گلها قرار سکسی بدم.میریم سر اصل داستان:من مانی21ساله،باهیکل ورزشکاری(کشتی</p>
<h3>وکیک شاه کس بوکس میرم)باقدی حدود 180.موضوع ازاونجا شروع شد که ما</h3>
<p>خونمونو فروختیم و وارد محله جدید کونی و ساختمون جدید شدیم.این خونه 8واحده است که ما واحد1رو خریدیم وجلوی خونمون خالی</p>
<h4>بود جنده آخه تازه ساخت بود.این خونه حدود1ماهی فروخته نشد تااینکه</h4>
<p>یه خانواده 4نفره(پدر+مادر+دختر+پسرکوچولو)وارد ساختمون شدن وهمچنین پستون همسایه در روبروی هم.خیلی خوشحال شده بودم آخه این دختر یه هلو به تمام</p>
<h5>معنا بود.خوشگل کوس وناز.بالاخره بعد چندوقت رفت وآمدهای مامانها شروع شد.چون</h5>
<p>من دانشگاه میرفتم بیشتر خونه ما میومدن.درهمین اوضاع متوجه شدم که شیدا(دخترهمسایه)هم دانشجو هست(عمران)ومن دانشجوی مکانیک هستم.وهمین رفت وآمدها سبب شد که سکس داستان من باشیدا راحتر</p>
<h6>باشم و یه نوع وابستگی عاطفی بهش پیدا ایران سکس کردم.چون خیلی</h6>
<p>جذاب ودلربا و باحیا بود.تواین گیر ودار امتحاناتمون شروع شد که اصلا حسش نبود. دیگه 1یا2امتحان مونده بود که تموم بشه امتحان شیدا شروع شد وچون ریاضیش قوی نبود بهم زنگ زد وازم خواست که برم خونشون تابهش یاد بدم.رفتم خونشون همشون بودن حتی باباش.بالاخره بعداز سلام واحوالپرسی رفتیم تو اتاق شیدا.بهش درس دادم.آخرای درس بود که ناخودآگاه شهوت وشیطنت باعلاقه قاطی شده بود.ولی زود بای کردمو رفتم خونه.بعد تاصبح به فکرجورکردن یه فرصت توپ بودم که بهش بگم دوست دارمو عشق بازی کنم باهاش.بعدمدتی تعطیلی بین ترم شروع شد.دمش گرم به محض شروع شدن تعطیلات دخترخاله بابام تو شهرستان(ازخونه تااونجا 7ساعت راه بود) مرد.و بابا اینا رفته بودن ولی ازشانس گند من باید میرفتم خونه داداش اینا.دعوتم کرده بودن.بالاخره تاشب وقت داشتم.به بهانه مرور درسها ومتوجه نشدن بعضی جاهای درس به شیدا زنگ زدم تا بیاد بهم بگه.خب بعدنیم ساعتی اومد ودروباز کردم وطبق معمول باهاش دست دادمو اومدتو و نشست روی مبل.براش یه کیک +شربت آوردم.بعد خوردنشون نشستیم روزمین ودرسو شروع کردیم.حدود 2ساعت که یکسره درس خوندیم،یهو وسط توضیح دادن گفتم بسه شیداجون&#8230;خداییش خسته شدم!شیدا گفت باشه یه یکربع استراحت.دیدم الان بهترین وقت گفتن حرفهای دلم هست.بالاخره بعداز منو من بهش گفتم شیدا یه چی میخوام بهت بگم اما روم نمیشه واونم گفت بگو دیگه مانی.ما قایم بوشک بازی نداشتیما.بعداز5مین منو من بهش گفتم که شیدا بهت علاقه پیداکردمو دوست دارم.اون بیچاره شوکه شده بود چیزی نمیگفت وفقط نگام میکرد.بعد اونو بطرف خودم کشوندمشون.طوریکه که سرش روی شونه هام بود و اون خودشو کنار کشید وگفت مانی من به درد تو نمیخورم وبرو دنبال یکی دیگه وخواست بلندبشه وبره که دوباره بغلش کردم وایندفعه لپشو یه بوس کردم که خیلی عصبی شد و یهو داد زد وگفت مانی ولم بود ویواش بهش گفتم که من حق ندارم عشقمو ببوسم واین دفعه باتمام پررویی(البته باترس ودلهره)لبامو رو لباش گذاشتم که رنگش پریدو گفت مانی تمومش کن.و گفتم دلیل این همه مقاومت چیه؟گفت که مانی میترسم بهم دل ببندیمو درآخر بهم نرسیم،بعد نمیشه آبروریزی رو جمع کرد.گفتم شیدا دوس داری بیام خواستگاریت(بالبخند)که گفت کاش میتونستی.وایندفعه راحت لب دادمو شیدا باترس همکاری کرد.درهمین وقت سینه هاشو لمس کردمو که گفت مانی میترسم ومن درگوشش گفتم نترس عشق من ودوباره لب دادمو تی شرتشو دادم بالا.جون عجب سینه ها وپوست سفیدی داشت.سوتین صورتی خوشگل تنش بود.اونو درآوردم وای خدای من 2تا انار افتاد بیرون.دیگه چیزی نمیفهمیدم وجوری خوردمشون که2تا شو کبود کردم.دیگه شیدا حال نداشت وتو شهوت غرق شده بود و آه و ناله میزد وهمین ناله ها باعث میشد که بیشتر وحشی بشم.بعد به من گفت برو پایین دیگه که رفتم پایین وشلوارشو کشیدم پایین وشورت صورتی رنگ پاش بود.که به مدت زیادی کوسشو ازرو شورت بوکردمو حسابی خوردم که دیدم داره التماس میکنه که درست بخور&#8230;بعد ناله های زیبا میزد..شورتشو کشیدم پایین&#8230;.جون..عجب چیزی بود..جون..کوس نبود که قیصی بود..آخ جون&#8230;کوس بودا&#8230;چنان خوردم که شیدا دادوناله میزد وتو بینابین این ناله ها لرزید وارضا شد.جون&#8230;چقد خوشمزه بود،فوق العاده بود.بعدخوردن بلند شدم و تی شرتمو درآوردمو بعدش شلوارمو کشیدم پایین وشورت تو پام بودواسکافیل داشت شورتموپاره میکرد.دیگه داشت میترکید.که شورتو درآوردمو اسکافیلو بردم جلوی صورت شیدا که بخوره ولی زیاد نخورد چون خوشش نمیومد.(ساک زدن بلد نبود)بعد بهش گفتم شیدا جون میذاری بذارم تو کونت؟گفت مانی درد داره.گفتم اولش چرا ولی بعدش نه.بالاخره راضی شد.اول بایه انگشت وبعد با2انگشت با سوراخ کونش بازی کردم.بعدش کرم ومقداری روغن مایع ریختم رو اسکافیل وگذاشتم دم کون تنگ(آخه هرچی سعی میکردم سوراخ کونش زیاد باز نمیشد) وزیبای شیدا وبعد یواش سرشو فشار دادم ولی اینقد تنگ بود که به راحتی تو نمیرفت(هی میخواست بره تو که شیدا خودشو سفت میکرد.آخه خیلی میترسید).بعد بهش گفتم که اگه دوس داره کمتر درد بکشه وبیشتر حال کنه باید خودشو شل کنه تابشه راحت بفرستمش تو.بعد فشارو بیشتر کردم وایندفعه سرش رفت توکونش که دیدم شیدا داره درد میکشه وناله وداد میزنه.التماس میکرد که بیرون بیارم ولی به حرفش گوش نمیدادم وهمونجوری توش نگه داشتم.بعد یخورده توش نگه داشتم تا جاباز کنه.بعد1مین فشارو بیشترکردم وایندفعه نصفش رفت تو.بعدش یواش شروع کردم به تلمبه زدن..آخ چه ناله ای میکرد..جون..هی قربون صدقه کیرم و خودم میرفت هی میگفت..جون&#8230;.وووااایییی&#8230;جرم بده نازی&#8230;وایکه بااین ناله ها دیگه داشت آبم میومد که آوردم بیرون وآبمو ریختم رو پشتش.که انگار آتش نشانی شده بودم.قطع نمیشد.دیگه ازحال رفته بودم..وافتادم کنار شیدا جونم..ویه لب اساسی دادیم&#8230;.بعدش خودشو پاک کردم افتاد روم&#8230;و بعد لباسشو پوشید موقع رفتن گفت مانی منم دوست دارم وبعد رفت.و الان حدود 4ماهه دوستیم.ممنون میشم اگه جاهای خرابشو بهم بگید تا اصلاحش کنم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176444</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ساک زدن دو لبه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%84%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%84%d8%a8%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jul 2019 04:37:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بازرسی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردن]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونه]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیله]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جاخالی]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چشماتو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاش]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دردناک]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدم]]></category>
		<category><![CDATA[روسریمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارامو]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینتو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[متجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[مستانه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مقایسه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونها]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نیشگون]]></category>
		<category><![CDATA[هنگامه]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کی می رقصی. اینا همش فیلم سکسی یعنی تابستون. یعنی مامان و بابا یاد مشرق و مغرب بیافتن و دائم یا جماعت الاف خونت ولو باشن یا سکسی تو خونهاشون. شمال و استخر و&#8230; یعنی شاه کس مدرسه نداری. یعنی جز آدم بزرگا شدی حالا به چه قیمتی؟ خدا می دونه!می رقصیدم کونی با یک [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کی می رقصی. اینا همش فیلم سکسی یعنی تابستون. یعنی مامان و بابا</h2>
<p>یاد مشرق و مغرب بیافتن و دائم یا جماعت الاف خونت ولو باشن یا سکسی تو خونهاشون. شمال و استخر و&#8230;</p>
<h3>یعنی شاه کس مدرسه نداری. یعنی جز آدم بزرگا شدی حالا به</h3>
<p>چه قیمتی؟ خدا می دونه!می رقصیدم کونی با یک دختره؟ کی بود نمی دونم. اونقدر مشروب خورده بودم که می تونستم</p>
<h4>خود جنده به خود آتیش بگیرم. خوب بعد از مشروب چب</h4>
<p>می چسبه سیگار. معلوم نیست اینهمه پستون سیگار از کجا اومده با طعمای مختلف؛ یکی از یکی مزخرف تر! دستای یکی</p>
<h5>که با کوس زور می دیدمش هم رقصمو ازم جدا کرد.</h5>
<p>برم بخوابم؟ اگه یکی تو اتاقم ولو نشده باشه. با نیشگون یکی تمام مستی از سرم پرید. برگشتم یک تو دهنی به سکس داستان این متجاوز بزنم.</p>
<h6>جاخالی داد. شاید منتظر بود.-هوو؟گفتم: هو به خودت ایران سکس . عمله</h6>
<p>مهمونی را با میدون اشتباه گرفتی!!(( البته خودم بارها این مهمونیها را با جاهای مختلف مقایسه کرده بودم))- تو کی هستی؟- خودت کی هستی. (( معمولا همه مهمونها را می شناختم. لااقل به اسم. ))خلاصه من که اونو نمی شناختم ولی اون منو می شناخت.- اه تو خواهر فلانی هستی . تا همین چند وقت پیش رو پامون می شستی برامون شعر می خوندی!معلوم شد آقا چند سالی در بلاد فرنگ می چریدن! و حالا اومده بودن به نیابت از خانواده املاکی را بفروشن و برگردن. یک ماهه دیگه از موندنش نمونده بود. یاد رفیق رفقای قدیم افتاده بود. برام جالب بود که سنش از برادر بزرگم خیلی بیشتر می خورد!نشستم رو پاش. دلم سکس می خواست. سکس برای دختر مثل من یک جور انتقال نفرت بود! (( اینا را گفتم بگم تا بفمین منظور بعضی کارامو ))مثلا اینکه طرف روتون بالا و پائین می ره عرق می ریزه. التماس می کنه. یک حس قدرت به دخترائی مثل من و با حال اون موقع من می داد. اینکه چقدر مرد می تونه ظعیف باشه!!! (( قراره احساسات من بره تو یخچال !!!))به هر حال سرم کم و بیش گیج می رفت. حوصله وراجیشم نداشتم. نشستم تو بغلش و سرمو گذاشتم رو شونش. دم گوشش نفس می کشیدم.گفت: خسته ای.گفتم آره؟ چیه می خوای برام لالائی بگی؟خندید. خنده عصبی.- بریم تو تختت؟- گفتم به گمانم قبلا اشغال شده. و زدم زیر خنده. شاید خنده مستانه! و شایدم حساب شده.- گفت بریم خونه من.- گفتم ماشینتو بزن بیرون . منم برم به یکی از این آقایون بگم خونه نیستم!!برادر بزرگم رو پیدا نکردم کوچیکه مشغول ور رفتن با هنگامه بود یک گوشه خونه. گفتم شب می رم خونه یکی!!! حوصلم رو نداشت گفت خوب.بعد یکدفعه انگار بهش جرقه وارد بشه نگاهم کرد. می دونستم منظورش چیه.گفتم قرصام رو می خورم. روپوش روسرمو انداختم روی تنم و رفتم تو حیاط. دم در خونه بود.- حاضری؟- آره.- گفتی بهشون .- آره!!- هیچی نگفتن؟- چی باید بگن؟ تابستونه مدرسه ها هم که تعطیله! چی دارن بگن؟سوار ماشین شدم. خوشحال بودم از اون جنگل می رم بیرون. دیگه شلوغی حالمو بهم می زد. تهران ساکت و مرده بود. حتی ایست بازرسی هم نبود. وارد پارکینگ شدیم. وارد آسانسور. طبقه چندم؟ یادم نیست. تو آسانسور خودمو انداختم تو بغلش. بغلم کرد. تو بغلش بودم که درو باز کرد و بردم تو خونه!گفت: حسابی مستیا!- تو نیستی؟- آخه تو ۱۷-۱۸ سالت بیشتر نیست!!! تو دلم خندیدم!! چیزی نگفتم. باید بود می گفتم بچه تر از اونم که فکر می کنی و با تجربه تر از بقیه اش؟ شقیقه هاش موی سفید داشت. یک راست بردم تو تخت. اول روپوشمو کند. تو بغلش وول می خوردم. روسریمو خودم در آوردم. موهامو باز کردم. دستشو گرفت زیر چونه هام. نگاهش می کردم.گفت: چشمات ترسناکن! خندیدم!!- عادت نداری نگاهت کنن؟گونه هامو بوسید. و بعد لبامو چشمامو صورتمو. بوسه هاش قاطی پاتی بود. معلوم بود حسابی زده بالا! دستمو زدم به جلوی شلوارش. کیرش داشت شلوارشو پاره می کرد. زیپشو باز کردم و دستمو بردم تو. وحشت زده پرید عقب.گفتم چیه؟گفت: دختر! خجالتی؟ چیزی؟خندیدم. گفتم باید خجالت هم بکشم؟ فعلا که تو بیشتر خجالت می کشی؟!! و باز خندیدم. قهقه می زدم. با بوسه دهانمو بست. با کیر داغش بازی می کردم. بلند شد. شلوارشو در آورد. شرتشم. از نگاهام فرار می کرد. منو به خنده می انداخت. بغلم کرد دوباره. تو بغلش نشسته بودم. از رو بلوزم سر پستانهامو گاز می گرفت. نگاهش می کردم. چشمهاش بسته بود. با کیر و بیضه هاش بازی می کردم. حسابی داغ. راست و آماده بود. حتی سرش خیس بود. دامنمو زدم بالا و نشستم رو کیرش . سورتمو زدم کنار و خودمو بهش می مالیدم. باز بهش شک وارد شده بود.یک لحظه دیگه باهام ور نمی رفت. دوباره شروع شد بوسه ها و ور رفتنها با موهام گوشام و زمزمه های آه و ناله اش. چشماش تمام مدت بسته بود. یک آن نگاهم کرد.- چشماتو ببند.- چرا؟- نگاهت داغه منو می سوزونه!گفتم دوست دارم نگاهت کنم ولی باشه.خوابوندم روی تخت. اول دامنمو در آورد و شورتمو زد کنار. با کسم بازی می کرد. شروع کردم آه کشیدن.گفت: خوبه.- آره. بلندم کرد. بلو زمو در آورد روم افتاد. شروع کرد گاز زدن بدنم. یواشکی نگاهش می کردم. از هیجان می لرزید.در گوشم گفت: برم کرم بیارم؟گفتم: کرم؟ برای چی؟- خوب از پشت بکنم. خشک درد می گیره.گفتم: چرا از پشت؟ جلوم بازه!!! دوباره ساکت شد. شاید شوک آخر!- چی؟- آقا جون باکرده نیستم. دختر نیستم. چه می دونم تو بلاد شما می گن بنده ویرجین نیستم!- آخه&#8230;- آخه داره مگه؟بعد بلند شدم.- می خواهی یا نه؟ منو کشتی که .بغلم کرد.- نه عزیزم نرو. مطمئنی.گفتم آره بابا جان. قرصم می خورم.باورش نشده بود برای همین منو که می بوسید و نوازش می کرد. انگشتم می کرد. انگشت کردن عصبیم می کنه. آخ و اوخم بلند شد. کیرشو با دست گرفتم و مالیدم به سوراخم. ایندفعه رفتم روش. کیرشو گرفتم تو دستم و نشستم روش. دردناک بود. چون اولا مدتی بود سکس نداشتم. بعدم خیلی گنده و شق بود.- آخ درد اومد. صورتم جمع شده بود. از نگاهش فهمیدم ترسیده. یعنی که من باکره بودم و &#8230; بیشتر نشستم. کمی بالا و پائین کردم. بازی. برگردوندم. تحملش تموم شده بود عرق می ریخت. افتاد روم. حالت حیوانی. بالا و پائین می رفت. منم آخ و اوخ می کردم.در گوشم گفت: تو رو خدا اون چشما رو ببند. منو کشتی. و من بستم. احساس می کردم رد کیرش تو کسم می مونه. داشت آبش در میومد. دیگه می فهمیدم. در آورد. به پهلو خوابوندم. از پهلو کرد توش. اینطوری حال برای اون بیشتر بود و درد برای من زیاد تر. آخ و ناله های جفتمون زیاد شده بود. افتاده بودم به چرت گفتن.- بریز توش دیگه آخ منو کشتی. و اونم می گفت : آخ تنگی تنگی. می خوامت با تمام وجودم. می خوامت. و بعد محکم توم نگه اش داشت. فشارم می داد. آب داغش تو کسم منفجر شد. بی حال شده بودم. تا صبح تو بغلش خوابیدم. راحت راحت.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%84%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175313</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ببین عزیزم کیرم چه خوب به کونت میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 17 May 2019 15:57:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بچسبونه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوردن]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمش]]></category>
		<category><![CDATA[بزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بزنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پدرسوخته]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترمینال]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[خانومو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درامده]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلواره]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرشون]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتامون]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمو]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوها]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میافتاد]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میشهتا]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[همونیه]]></category>
		<category><![CDATA[هنگامه]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وسفیدش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ساله اول دانشگاه بود با فیلم سکسی دوستام رفته بودیم مرودشت خونه کرایه کنیم. که تو بنگاه دو سه تا دختر با یه مرد امده بودن خونه سکسی کرایه کنند.از شانس بد ما خونه گیرمون شاه کس نومد ولی یه شماره ناز به گلسا خانوم (دخترای که با اون مرده بودن) دادیم کونی و مجبور [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>ساله اول دانشگاه بود با فیلم سکسی دوستام رفته بودیم مرودشت خونه کرایه</h2>
<p>کنیم. که تو بنگاه دو سه تا دختر با یه مرد امده بودن خونه سکسی کرایه کنند.از شانس بد ما خونه</p>
<h3>گیرمون شاه کس نومد ولی یه شماره ناز به گلسا خانوم (دخترای</h3>
<p>که با اون مرده بودن) دادیم کونی و مجبور شدیم بریم خوابگاه بگیریم. گذشت و بعد دو هفته دختره زنگ زد</p>
<h4>به جنده موبایلم شماره خوابگاهو دادم زنگ زد خوابگاه شروع کردیم</h4>
<p>به مخ زدن &#8211; چند سالته؟- پستون 19- رشتت چیه؟- روانشناسی- بچه کجایی؟- چالوسبه خودم گفتم از اون کس سرخ و</p>
<h5>سفیداس که کوس اندازه یه کف دسته بدونه مو خلاصه باهاش</h5>
<p>قرار گذاشتمو رفتیم سر قرار.چند باری با هم رفتیم بیرون و یه دوبار سر حرف و باز کردم یه خورده هم دست سکس داستان مالیش کردم ولی</p>
<h6>موقییت جورنشد فرمونشو ببرم با هم پایه شدیم ایران سکس تا یه</h6>
<p>روز&#8230;&#8230;.جاتون خالی یه مانتو مشکی از نوع تنگش شلواره مشکی کوتاه چسبیده به اون رونای نازش با یه دونه ازروسری کوچولوها داره همراه گلسا میادااااااااااااا این همونیه که همه دنبالشن هنگامه! باورم نمیشد تو دانشگاه همه مرده یه نگاهش بودن تو دانشگاه خوشکل زیاد بود ولی این چیزه دیگه ای بود معمولا دخترای دانشگاه خودشونو می ساختن واسه پسرا ولی این یکی فرق می کرد بچه تهرون از اون مایه داراش خوشکل جوان و&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. سرتونو درد نیارم سلام و علیک کردیمو اون روز گذشت بعدا گلسا یه روز بهم گفت که بخاطر اینکه شماره خونمون رو می خواستم بدمت هنگامه رو اورده بودم که ببینه چه جور پسری هستی (اخه شماره خونه هنگامه خانوم تو دانشگاه حکم چک سفید امضا داشت)واسه هرکس میگفتم زیدم دوسته هنگامهه می خواس با من پایه بشه خودشو بچسبونه به ما حتی یه دفه چنتا از این ترم اخریها که خیلی ادعا داشتن دورو برمو گرفته بودنمنم بهشون وقتی گفتم که شمارشو ندارم می خواستن خشک خشک منو بکنن. تا یه روز که اخرای اسفند بود همه داشتن میرفتن واسه عید شهرشون زنگ زدم خونشون دیدم هنگامه برداش باهاش یه کم خودمونی شده بودم گوشی رو داد به گلسا. گفت که دارم میرم ترمینال که برم چالوس. بیا دنبالم تا با هم بریم خلاصه رفتم دنبالش زنگ زدم درو باز کرد رفتم تو تا ساکشو بردارم که هنگامه رو دیدم چه دیدنی از حموم اومده بود بیرون یه تاپ صورتی شورتک مشکی سینها سیخ سیخ بدن اینوهو برف یه دفه چشم تو چشم شدیم حس کردم با نگاش یه چیزی میگه!داشتم می خردمش که گلسا گفت چشاتو درویش کن! منم خودمو زدم به اون راه!زیرشو کشیدم تو راه از گلسا پرسیدم هنگامه کی میره خونه اونم گفت بیلط گیرش نومده فردا. امشبم تنهاست.گذشت تا اومدم خوا بگاه یه حسی بهم می گفت زنگ بزن! منم به خودم می گفتم ما و هنگامه مگه میشه.تا اخر دلم طاقت نیاورد زنگ زدم نمی دونسم چی بگم سلام علیک کردمو یه سری حرفه مفت زدمو تا یه دفه از زبونم پرید بیرون گفتم تنهایی؟ گفت اره همه رفتن دلو زدم به دریا گفتم می خوای بیام پیشت اولش یکه خورد بعد از نیم ساعت فلسفه بافتن قرار شد بریم شام بخوریم توخیابون همه شاخشون درامده بود من با این گوشت حقه دارم راه میرم&#8230;..تا رفتیم در خونه برسونمش رسیدیم دم در دل تو دلم نبود تا که گفت بفرمایید تو نمی دونسم تعارف میکنه یا جدی میگه!دلو زدم به دریا گفتم اول شما درو باز کرد رفت تو ما هم اینوهو گاو سرمونو انداختیم پایین رفتم تو به خودم می گفتم خرت از پل گذشت امشب بهترین کس دانشگاه رو میکنی! رفتم تو. رفت تو اتاق لباساشو دراورد همون تاپه باشلوارک رو کرد تنش تو اتاق نشسته بودم گفت چایی یا قهوه گفتم هر کدوم شما می خورید درست کرد اومددولا شد تعاروف کنه چشم به اون سینه های سرخ وسفیدش افتاد داشتم می خوردمش که گفت مگه گلسا صبح نگفت چشاتو درویش کنی!منم کیرم پاشده بود زیره کمربنده بود با یه خورد من من گفتم به من حق بده کار سختی ازمن می خوای انجامش بدم اونم نشست کنارمو گفت می تونی اوشب استثنا اسونش کنی قهوه تو بخورمونده بودم چه جوری شروع کنم خدایش میترسیدم برم طرفش بعد زایع بشم تا گفت ببخشید دیگه شلوار راحتی نداریم امشب باید با شورت بخوابید خیره تو چشاش حس کردم فاصله صورتامون داره کم میشه که یه دفه نفهمیدم چی شد که لبامون رفت توی هم !بعد یه دقیقه که به خودم اومدم گفتم نباید کم بیارم همه ارزوی یه جواب سلام هنگامه رو دارن کشیدمش طرفه خودم دست کردم تو سینه هاش زد پشته دستم گفت مگه سینه هم می خوای؟گفتم اره دیگه!گفت شرط داره!گفتم چیه؟گفت رخت خواب امشبو تو باید بندازی! رخته خوابو انداختم دستشو گرفتم خوابوندمش اومدم برم تو لباش صورتشو کشید گفت اگه به گلسا نگفتم!منم بهش گفتم کون لق گلسا رفتم تو لبش بادستامم تاپشو دراوردم! واااااااااااااااااااااای اینهو برف سفید اومدم برم سینشو بخرم گفت مگه شام نخو ردی منم گفتم این دسره شروع کردم بخوردن سینشبعد شلوارکشو دراوردم دیدم یه کس ناز سفید موهاشم زده بود بالاشم زخم شده بود شروع کردم بخوردن دیدم دیگه بلبل زبونی نمی کنه عرق کرده داغ شده سروصداش دراومده زود باش زود تر چیکار می کنی به خودم گفتم این همونیه کی تو دانشگاه هیچ کسو به خروسکش حساب نمی کرد داشتم روی پاشو می خوردم که حس می کردم زبونم هی بیشتر میره ته سرمو اوردم بالا پاهاشو بازکردم دیدم دختره جلوش بازه!ترسیدم یه دفعه گفت چیه تا حالا کس ندیدی یا تا حالا کس نکردی ؟منم لباسامو دراوردم کیرمو که دید گفت حتما می خوای برات ساک بزنم؟گفتم پس چی نشستم رو سینش کیرمو گذاشتم دم دهنش اول نمی خورد بازور دادمش خوردبعد بهم گفت کاندوم که داری منم گفتم نه گفت پس همین جور که می کنی فکر کن اسمه بچه رو چی بزاریم خیره شدم تو اون چشمای ابیش رفتم تو لبش با دستش کیرم گرفت گذاشت تو کسشه اهی کشید و محکم منو چسبید انکارکرد بودم تو ژله ! پدرسوخته حرفه ای بود!پاهشو انداخته بود دور کمرم زبونشم قفل کرده بود تو زبونم تلمبه زدنمو سریع تر کردم اخ و اوخش دراومده بود فشارم می داد تا یه دفعه یه جیغی کشید و ساکت شد!حس کردم کیرم داغ شده گفتم نکنه ابم اومده ریختم توش!دراوردمش بهم می گفت مرسی مرسی چشماشو بسته بود فهمیدم اون ارضا شده نه من از حال رفته بود چرخوندمش روی شکم خوابوندمش اصلا حالیش نبود با کرم کیرمو چرب کردم گذاشتم دمه سوراخش فشار دادم یهو بخودش اومد گفت چیکار می کنی درش بیار درد داره بهش اعتنایی نکردم خیلی درد میکشیدحس می کردم درد میکشه ولی یادم به اون<br />
نازو اشوه های دانشگاهش که میافتاد می گفتم حقشه داشت ابم میومد تلمبه زدنو بیشتر کردم اخو اوخش به جیق وفحش تبدیل شده بود کیرم و دراوردم گرفتم روبه صورتش ابمو از ریختم توی اون صورت خوشکلش که همرو تو دانشگاه دیونه کرده بود خوابیدم روش دیگه هیچی نفهمیدم تاصبح که دیدم هنگامه صدام میکنه میگه پاشو صبحونه بخوربعدم رفتیم ترمینال هنگامه خانومو سوار اتوبوسش کردیم فرستادیمش رفت! خلاصه من اون ترم اول کسی رو کردم که اون سال بالاییها که با این همه ادعا تو کف یه گوشه چشمش مونده بودن!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174018</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-04-20 03:27:41 by W3 Total Cache
-->