<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>کاراشو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%b4%d9%88/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 25 May 2024 05:51:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>کاراشو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی عاشق لز با دختر های نو جوون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%84%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%84%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 29 Nov 2019 17:00:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[بابامه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[‫برگشت]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرین]]></category>
		<category><![CDATA[بیارین]]></category>
		<category><![CDATA[بینشون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[سکس دختر با دختر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صداشون]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیتم]]></category>
		<category><![CDATA[کاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لزبین]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورش]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میشستن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[برای درس من اومدیم به فیلم سکسی شهرستان &#8230; . من اون موقع اول دبیرستان بودم. پدرم اون موقع 60 سالش بود. یه دختری که من فکر سکسی می کردم فقط منشی بابامه , گاهی شاه کس اوقات می اومد خونمون رو جمع و جور می کرد. من که اون موقع عقلم کونی قد نمی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>برای درس من اومدیم به فیلم سکسی شهرستان &#8230; . من اون موقع</h2>
<p>اول دبیرستان بودم. پدرم اون موقع 60 سالش بود. یه دختری که من فکر سکسی می کردم فقط منشی بابامه ,</p>
<h3>گاهی شاه کس اوقات می اومد خونمون رو جمع و جور می</h3>
<p>کرد. من که اون موقع عقلم کونی قد نمی داد. ولی بعد ها متوجه شدم که صیغه ی بابام بود. عمم</p>
<h4>و جنده دختر عمم همیشه تو هر کاری , چه درست</h4>
<p>چه غلط , از پدرم طرفداری پستون میکردن و میکنن. این مورد هم یکی از همون موارد بود. شوخی شوخی پای</p>
<h5>این خانوم کوس به خونه ی ما باز شد و به</h5>
<p>جای نشایت پدرم , بر حوزه ی ریاست خونه ی ما نشست. من اولا مثل خواهرم دوسش داشتم. ولی وقتی دیدم که سکس داستان چه آدم پر</p>
<h6>روییه, حالم ازش به هم خورد. این رو ایران سکس هم می</h6>
<p>دونستم که فقط به خاطر پول بابام داره دنبالش موس موس میکنه. ولی چجوری می تونستم ثابت کنم.یکی از دوستاش که خیلی چیز توپی بود و قضیه اش رو بعداً براتون تعریف میکنم, زیاد می اومد خونه ی ما. خودش متولد 64 بود و دوستش 66. حس کرده بودم که حرفای خاصی بینشون رد و دل میشه, ولی نمی دونستم چی بود و خیلی هم دلم میخواست بدونم. یه ام پی تری پلیر داشتم که صدا رو خیلی واضح و رسا و توووپ ضبط میکرد. یه روز که با دوستش اومدن خونه ی ما, قبل از اینکه بشینن دستگاه رو گذاشتم جایی که همیشه میشستن و خودم هم به بهونه ای رفتم بیرون تا بتونن راحت با هم صحبت کنن و صداشون ضبط بشه. بعد از 3-4 ساعت اومدم خونه و دیدم رفتن بیرون. داستگاه رو بردم و وصل کردم به کامپیوتر. هنوز 5 دقیقه نگذشته بود که دیدم صحبتشون شروع شد. تا آخرش نزدیک دو ساعت و نیم بود. تمام این دو ساعت و نیم نقشه ی پول بابای بدبخت منو میکشیدن. هیچ جا رو نمیدیدم. خون جلوی چشمام رو گرفته بود. دلم میخواست هر زودتر بذارم بابام هم گوش بده. سوم دبیرستان بودم. بعد از این که عصبانیتم خوابید یه فکر بهتر به سرم زد. اون صذا رو تو تمام فلش ها , هارد ها و هر جای دیگه ای که داشتم کپی کردم. شب که اومدن خونه, خیلی عادی رفتار کردم. روز بعد وقتی فاطمه (زن بابام) از دانشگاهش برگشت, مستقیم رفت تا ناهار درست کنه. از محل کار بابام تا خونه نزدیک 2 ساعت راه بود. به همین خاطر بابام همیشه صبح میرفت سر کار و شب می اومد. به همین خاطر فاطمه همیشه فقط واسه من و خودش غذا درست میکرد. غذا رو گذاشته بود دم بکشه و خودش جلوی تلوزیون بود. دستش رو گذاشته بود روی مبل و کونش رو قمبل کرده بود بالا. لازم به ذکره که بگم هم قیافش تخمی بود هم هیکلش, ولی صورتش یه جوری بود که انگار همیشه حشر داره توش موج میزنه و این بدتر آدمو حشری میکنه. کیرم داشت شلوارم رو پاره میکرد. دلم میخواست تلافی تمام چیزا رو سرش در بیارم. رفتم جلو و از پشت چسبیدم بهش. خواست برگرده که نذاشتم و با دو دست از پشت سینه هاشو گرفتم. ترسیده بود, گفت: چیکار میکنی کثافت ولم کن. ولی این حرفش بیشتر حشریم کرد و گفتم : می خوام جرت بدم جنده. با این حرفم حسابی ترسیده بود و شروع کرد به جیغ و ناله. منم سریع شرت و شلوار خودم و اونو کشیدم پایین. با ناله و زاری میگفت: اگه همینجا تمومش کنی قول میدم که به بابات هیچی نگم. منم گفتم : آره جون عمت. تازه اون موقعی که واس بابای من نقشه میکشیدی باید فکر اینجا ها رو میکردی. برق از سرش پرید. ترسش دو برابر شد. تمام اینا منو اونقد حشری کرده بود که تو عمرم کیرم رو به اون گندگی ندیده بودم. مستقیم گذاشتم دم کونش و خواستم فشار بدم که خودش رو جمع کرد.منم چون کیرم خشک خشک بود نمی تونستم بیشتر فشار بدم. یه تف جانانه زدم رو کیرم و گذاشتم دم کسش. وقتی فکر کرد میخوام بکنم تو کسش خودشو ول کرد. به محض این که ول کرد دوباره آوردم دم کونش و سریع تا ته فشار دادم تو. جیغ و گریش رفت هوا. چه کون داغی داشت. من تا اون موقع کسی رو نکرده بودم. یه حس عالی بود، مخصوصاً این که شهوت با نفرت قاطی شده بود. با تمام وجودم ازش نفرت داشتم. شروع کردم به تلمبه زدن. با تمام قدرتم میکردمش. دستمو از زیر لباسش کردم تو و سینه هاش رو گرفتم. حالا با سینه هاش میکشیدمش به سمت خودم و با ضربه های کیرم دورش میکردم. اونم فقط داشت گریه و زاری میکرد. دلم داشت خنک میشد. کمتر از یک دقیقه آبم اومد و تلافی کاراشو خالی کردم تو کونش. ولی دست بر نداشتم. همون جوری دوباره داشتم تلمبه میزدم. ابم هم از بغلای کیرم میزد بیرون که هم منو حشری تر میکرد و هم را کردن رو راحت تر. بعد از یک ربع دوباره داشت آبم میومد. صدای گریش هم دیگه خفه شده بود و فقط هق هق میکرد. در آوردم، نشوندمش و تمام آبم رو زورکی ریختم تو دهنش. دو سه تا کشیده زدم تو صورتش و مجبورش کردم بخوردش. بعد رفتم تو اتاق و فاطمه هم همونجا نشست و شروع کرد به گریه کردن. موبالم رو آوردم و صدای ضبط شده اش رو براش گذاشتم. بهش هم گفتم که اگه به کسی چیزی بگه، کونش پاره میشه. البته باید گفت پاره تر. از اون به بعد هر وقت دلم میخواست یه کونی میکرم. بعداً مجبورش کردم که برام ساک هم بزنه. ولی هیچ وقت از کس نکردمش. چون دوست نداشتم لذت ببره. بعد از اینکه دانشگاهش تموم شد، برگشت به شهر خودش ؛ همون شهری که ما قبلاً زندگی میکردیم. تمام نقشه هاش هم نقش بر آب شد؛ چون یک سال و نیم بعد کی هجده سالم تموم شد، از بابام خواستم که تمام از اموالش به من وکالت تام بده. اونم این کارو کرد که در این صورت این اموال فقط قابل انتقال به من بود. اینم ماجرای زن بابام بود. ماجرای دوستش و دختر عمه ی خایه مالم رو بعداً با همین تاپیک وارد سایت میکنم. اگه شماها هم زن بابا دارین؛ یه آتو مثل من گیر بیارین و حالشو بگیرین. چون واقعاً شهوتناکه.امیدوارم خوشتون اومده باشه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%84%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177325</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن بابا بهتر میدونه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jul 2019 08:32:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بینشون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زندایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[کاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[کرمانشاه]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مستاجر]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میشنید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میندازم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نارگیل]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داریم به اسم نازنین که فیلم سکسی 27 سالشه و به شوهرش زندگی میکنه این نازی خانم واسه بعضی کارا میومد مغازه من گاهی اوقات البته بیشتر سکسی شوهرش میومد کاراشو انجام میداد ، راستش شاه کس من از روز اول تو کف اش بودم اخه چیز خوبی بود البته گاهی اوقات کونی چادر می [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داریم به اسم نازنین که فیلم سکسی 27 سالشه و به شوهرش زندگی</h2>
<p>میکنه این نازی خانم واسه بعضی کارا میومد مغازه من گاهی اوقات البته بیشتر سکسی شوهرش میومد کاراشو انجام میداد ،</p>
<h3>راستش شاه کس من از روز اول تو کف اش بودم اخه</h3>
<p>چیز خوبی بود البته گاهی اوقات کونی چادر می پوشید منم هی دو سالی بود این دل و اون دل می</p>
<h4>کردم جنده که چیکار کنم ، بعد گفتم تلفنی مخشو. بزنم</h4>
<p>تا اینکه چند ماه به حالت پستون مزاحم که نشناسه زنگ میزدم و پیام می دادم تا اینکه یه روز بعد</p>
<h5>از رد کوس کردن هفت خان رستم قرار شد بیاد ببینه</h5>
<p>کی هستم .تا گفتم بیاد تو پارک البته توضیح بدم اون از شوهرش خیلی سرتر بود با همم زیاد اختلاف داشتن و سکس داستان وضع مالشونم زیاد</p>
<h6>روبه راه نبود ولی مال من بد نبود ایران سکس به هر</h6>
<p>حال مغازه داشتم و ماشین و &#8230;. چیزای دیگه خلاصه جونم واستون بگه نازنین قدش حدود 160 سانت با وزن حدود 55 کیلو با صدای نازک که ادم میشنید شق می کرد و پوست خیلی سفید که چند بار دید زده بودم.خلاصه من با ماشین رفتم سر پارکی که قرار بود بیاد اونجا یکم که وایسادم اومد و وایساد منم دیدمش. رفتم پایین گفتم سلام نازنین خانم اونم روشو برگردوند تا منو دید خشکش زد و گفت از شما توقع نداشتم و رو شما یه حساب دیگه میکردم و شما یه جوره دیگه نشون میدادین منم تو دلم گفتم چه گهی خوردم اومد و خودمو نشون دادم خلاصه گوز پیچ کردم ، گفتم راستش خیلی با خودم کلنجار رفتم ولی نشد اخه راستش من واقعا عاشق شما شدم و می خوام مال من باشین اونم گفت که نمیشه و من شوهر دارم و از این کس شعرا خلاصه راضیش کردم بریم تو ماشین یه چرخی بزنیم و بعدش رابطمون تلفنی شد و دیگه دوست شده بودیم چند بارم رفتیم بیرون با هم و با هم راحت شده بودیم مثلا باهاش دست می دادم و اینا و چون من واسه سکس میخواستمش با پیام شروع کردم اوایل از دستم ناراحت شده بود بعد راضیش کردم با هم حال کنیم فقط بعد یه روز خونه پوریا یکی از دوستام که خالی شده بود باهاش هماهنگ کردم و به نازنین گفتم اونم تا منو دق نداد راضی نشد خلاصه رفتیم اونجا تا رسیدیم تو شروع کردم ازش لب گرفتن و سینه هاشو میمالیدم اونم دست میزد به کیرم بعدش شلوارمو دراوردم و اون از خجالت سرخ شده بود تا کیرمو از رو شرت دید جا خورد گفت چیه این چه خبره چرا اینقدر بزرگه مال محسن ( شوهرش ) نصف اینم نیست اخه من نسبتا قد بلند بودم اگه ریا نشه خیلی خوش تیپ البته به نظر خودم. بعد مشغول اون شدم و مانتو و شلوارشو دراوردم وای چه سفید و سکسی بود یه شرت و کرست ست مشکی پوشیده بود که ادم ابش میخواست بزنه بیرون بعد خودش مقنعه شو دراورد که موهاش که های لایت بود افتاد بیرون دیگه کفم بریده بود سوتینشو باز کردم با سینه هاش بازی می کردم و بعد کیرمو دراوردم گذاشتم بینشون و اونارو بهش فشار میدادم بهد شروع کردم تمام بدنشو بوسیدن دیگه اون خیلی حشری شده بود می گفت تو که مجردی چطور اینقدر حرفه اید بعد بهش گفتم برام ساک میزنی گفت به خدا عاشقت شدم واسه محسن تا حالا نزدم (البته دروغ یا راستش پای خودش ) ولی واسه تو میزنم منم سریع رفتم اسپری اوردم تا طعم نارگیل زدم به کیرم و اونم شروع کردم با ولیع خوردن کیرم راستی از کیرم نگفتم طولش 18 سانته با 5 یانت و نیم کلفتی بعد حدود 7 یا 8 دقیقه ساک زدن که تا حالا اینقدر از سکس لذت نبرده بودم کیرمو از رو شرت هی به کس و کونش می مالیدم و بعد شرتشو دراوردم و با کیرم با کسش بازی کردم چند دقیقه و گذاشتم توش انچنان جیغی زد که نگو و نپرس کسش خیلی تنگ بود شروع کرد خون اومدن نمیدونم چرا گفت پاره شدم و منم پاکش کردم و دوباره گذاشتم توش ولی هی می گفت علیرضا جون یواش توروخدا و اه و اوهش تا تو کوچه ام میرفت بعد حدود 10 دقیقه درش اوردم و به سینه به حالت سگی خوابوندمش و باز کردم تو کسش وای چه حالی میداد بعد دو سه دقیقه تلمبه زدن دراوردمگفتم میخوام از کون بکنمت گفت اخه تا حالا ندادم گفت عیب نداره راش میندازم بعد یواش یواش کیرمو که خیسخیس بود کردم تو ای اونقدر جیغ می کشید که دلم براش کباب شده بود ولی بدون توجه تا ته کردم توش و شروع کردم تلمبه زدن حدود یه دقیقا که کردم ابش از جلو زد بیرون با دیدن اون منم ابم اومد و همشو تو کونش خالی کردم و بعد همونجوری یه ده دقیقه دراز کشیدیم که گفت دیرهبریم منم حسابی ازش تشکر کردم و اون از من بیشتر که خاک بر سر محسن سکس به این می گن که با تو داشتم علیرضا جون بعد رفتیم بعد از اون یه بار خونه خودمون و دوبارم خونه خودشون کردمش یه بارم ابمو ریختم تو کسش که یه هفته باهام حرف نزد و می گفت حامله شدم ، مرسی از همراهیتون اگه خوشتون اومد بگین که ماجرای سکس با زندایی و یکی از فامیلامونو براتون بفرستم ، ( تمامی اسامی مستعاره )</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175317</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس با دو تا کس حشری و تو کف کیر  مو مشکی و خوشگل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%81-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%88-%d9%85%d8%b4%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%ae/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%81-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%88-%d9%85%d8%b4%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%ae/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 May 2019 04:44:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیداری]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعور]]></category>
		<category><![CDATA[پدربزرگم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دختراش]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمها]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[کاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصات]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میرقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگیره]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مامانم قد ۱۸۳ وزن۸۸ ولی فیلم سکسی ورزشکار یه کمر باریک و کون گنده پوستی عین برف تمیز هر مردی اونو ببینه داغون میشه من خودم که سکسی هلاکشم، خب بریم برای داستان هنوز ازدواج شاه کس نکرده بود که تو مهمونی خونه داییم بودیم که دخترا داشتن میرقصیدن که من از کونی عمد رفتم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>مامانم قد ۱۸۳ وزن۸۸ ولی فیلم سکسی ورزشکار یه کمر باریک و کون</h2>
<p>گنده پوستی عین برف تمیز هر مردی اونو ببینه داغون میشه من خودم که سکسی هلاکشم، خب بریم برای داستان هنوز</p>
<h3>ازدواج شاه کس نکرده بود که تو مهمونی خونه داییم بودیم که</h3>
<p>دخترا داشتن میرقصیدن که من از کونی عمد رفتم پشتش الکی دستمو زدم به کونش که ناراحت شد وفهمید تو نخشم</p>
<h4>به جنده خودم گفتم تموم شد مرغ از قفس پرید. گذشت</h4>
<p>تا ازدواج کرد با پسر عموی پستون خودش که نمی دونست که خانم بازیه یه سال از ازدواج گذشت که ناراحت</p>
<h5>بود به کوس مامانم گفت داره بهم خیانت میکنه مامانم نصیحتشون</h5>
<p>کرد که قبول کردن ولی من میدونستم دست بردار نیست شوهرش ، خب یه شب دعوت اونا بودیم که من فقط به سکس داستان کونش نگاه میکردم</p>
<h6>که بازم فهمید اخم کرد ولی من با ایران سکس لبخند کوچک</h6>
<p>جوابشو دادم که این دفعه اونم جواب خندرو داد ،ولی من تیز بودم میدونستم قراره یه چیزی ازم بخاد ولی در ازاش فقط نگاه کنم و شاید عمدا خودشو اتفاقی بهم بمالونه، حدسم درست بود ۲ روز گذشت که گوشیم زنگ خورد که خودش بود گفت بیا کارت دارم خونه پدربزرگتم منم رفتم و همین که پدربزرگم خوابید درو بست و بهم گفت به شوهرش مشکوکه و تو همه کاراشو میدونی با کی رابطه داره و اینا گفتم ترک کرده گفت ترک نکرده عکس یه زن دیگه تو گوشیشه عکسرو نشانم داد و گفت بیا گفتم این که چهرشون معلوم نیست گفت احمق که نیستم این خودشه چون روی رون شوهرم این ۳تا خال آبی هستش و مادرزادیه، راست میگفت گفتم من نمیدونم یه همچین زن خوش قیافه و توپری داره چرا همچین میکنه که عصبانی شد و گفت تو هم که همیشه چشات دنبالمه منم گفتم حق دارم چون ازت خوشم میاد که خواست بره منم بهش گفتم اگه عکس و فیلم شوهرت با دوست دختراش میخای میتونم واست بیارم که گفت باید بعدش زیر تو بخابم و منم گفتم اره خب مگه تو خواب ببینی گفتم میدونم که فیلم پورت زیاد میبینی مخصوصا فیلمهای مایک آدریانو که اون گنده دخترا رو میخوره منم عاشق این کارم من اون اون گنده و تنگ وسفید وتمیزتو میخورم گفت برو احمق بیشعور، گذشت تا اینکه رفتارش بهتر شد با من فهمیده بود چجوری اون گنده همسایشونو خوردم و چه کیری دارم خویش و کرده بود ، شام دعوت اونا بودیم نزاشتن بریم و اونجا خوابیدیم ،فردا صبح که از دستشویی اومدم بیرون داشت دستش رو میشست که با فاصله رد شدم عمدا کونشو داد عقب منم محلش نزاشتم البته داشتم دیونه میشدم براش که شبش خونه پدربزرگم خوابیدیم من که رفته بودم بیرون برگشتم همه خواب بودن که یه اتاق تاریک داشتن که همیشه اونجا میخوابیدم که از شانس من اونو مادرم بودن که خواب بودنم منم خوابیدم که ای اومد بیداری گفتم اره گفت قبوله گفتم چی گفت میخای بخوری گفتم بیا بغلم گفت اینجا نمیشه گفتم نترس مامانم قرص میگرن خورده تا ظهر خوابه با ترس اومد بغلش کردم و کونش رو لمس کردم گفت اول عکسا و فیلمها گفتم تا نکمنت نمیشه گفت نه که یه عکس نشونش دادم که قانع شد گفت زود تمومش کن گفتم اینجا نه فردا تو خونت که تنهایی میام گفت باشه بهش گفتم خوب معده و رودتو و کونتو بشور گفت بلدم و گفت میدونم همسایمونو کردی گفت کیرت گندس منم بهش گفتم بیا بگیرش که اومد تا گرفتمش گفت وایئ پاره میشه کونم بهش گفتم نترس.فرداش رفتم وای یه فرشته بود شروع کردم دونه دونه انگشتای پاشو خوردم اومدم بالا تا رسیدم به کونش زبونمو چرخوندم و کردم توش که آخی کشید و گفت بخور بخورش خیلی خوب تمیز کرده بود با اشتها خوردم که لذت برد و گفت بکن بهش گفتم ساک بزن که اومد خورد تو دهنش جا نمیشد اخه کیرم ۲۱ سانت و ۴انگشت کلفت که سرشو به زور کردم تو کونش که جیغ زد در رفت که دوباره کردم توش و تا نصفه که گریه کرد و منم که به آرزوم رسیدم کردم تا ابمو ریختم تو کونش که گفت نریز میخورمش گفتم دست بعد از کس و آخرش بخورش که قبول کرد و اعتراف کرد که بهش خوش گذشته و با شوهرش هنوزم اختلاف دارن ولی طلاق نمیگیره چون میگه دوسش دارم ، امیدوارم خوشتون اومده باشه.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%81-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%88-%d9%85%d8%b4%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%ae/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173754</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.005 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 03:42:26 by W3 Total Cache
-->