<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>کشيدمش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%a9%d8%b4%d9%8a%d8%af%d9%85%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 24 May 2024 10:44:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>کشيدمش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی شاه کس و بلند حسابی ساک میزنه تا بتونه با تلاش آب پسرش رو بیاره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 24 Oct 2019 08:51:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بيرونش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خارکسه]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردبا]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالي]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترتون]]></category>
		<category><![CDATA[دسترسی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[کشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچيکه]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوي]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعی]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميکشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[يخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نکنم ولی دلم نيمد اين فیلم سکسی رابرای کسی نگم حالا بريم سر اصل مطلب:نميدونم وقتي شما از يه موضوعی ناراحت هستيد يا ضد حال ميخوريد چيکار سکسی ميکنيد حتمن بعضي هاتون يه نخ سيگار شاه کس دود ميکنيد يا ميزنيد همه چيز را داغون ميکنيد يا مثه من بی بهونه زنگ کونی ميزنيد به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نکنم ولی دلم نيمد اين فیلم سکسی رابرای کسی نگم حالا بريم سر</h2>
<p>اصل مطلب:نميدونم وقتي شما از يه موضوعی ناراحت هستيد يا ضد حال ميخوريد چيکار سکسی ميکنيد حتمن بعضي هاتون يه نخ</p>
<h3>سيگار شاه کس دود ميکنيد يا ميزنيد همه چيز را داغون ميکنيد</h3>
<p>يا مثه من بی بهونه زنگ کونی ميزنيد به دوست دخترتون وسر فحش خارومادر رابهش ميکشيد ولي اين کارها زماني موثره</p>
<h4>که جنده ابول خواب ناز باشه ودر حال قيام نباشه وای</h4>
<p>به حال اونروز که عصبانی باشيد پستون و ابول &#8230;اونوقته که برای تخليه روحي هيچ چاره ای نداری جز تخليه دروني</p>
<h5>ابوليادم مياد کوس سر يه جريانی يک ضد حال شديد و</h5>
<p>اسيدی خورده بودم که اگه ۱۰تا قرص اکس هم ميخوردم فايده نداشت از طرفي ابول هم بد جور تو صورتم قد علم سکس داستان کرده بود.واز طرفی</p>
<h6>به هيچ کس هم دسترسی نداشتم .انگار قحطی ایران سکس کس وکون</h6>
<p>اومده بود .با ماشين هم که تاب زدم حتي يه جنده دگوری هم گير نيوردم .تو اين فکرا بودم که ناگهان به ياد مريم که ۴سال پيش باهاش دوست بودم افتادم راستی اين را بگم مريم يه دخترچشم وگوش بسته بود که به خاطر اين که من کردمش با من قهر کرد و من هم که از خدا ميخواستم هفته بعد که زنگ زد که خايه مالي کنه و معذرت خواهي کنه تا باهاش آشتی کنم قبول نکردم ودوستی ما به هم خورد.با اين که با اون قهر بودم ولی آمارش را داشتم و ميدونستم که يه کوني رسمي شده و روزي چندتا پسر راه ميندازه .جالب اين که همه جا ادعا ميکرده که من اونا جنده اش کردم واسم منا همه جا ميگفته. خلاصه طبق خواست ابول به مريم زنگ زدم اول منا نشناخت ولی بعد که معرفي کردم يخورده کلاس گذاشت که با مخ زنی حساب شده رديف رديف شد و تونستم يه قرار از اون برای ساعت ۶ همانروز بگيرم خلاصه سر وعده که اومد ديدم عجب تيکه ای شده و ازبس اب اين و اونا نوش جان کرده هيکلش توپ وميزون شده بود يه صورت سفيد وسينه های شق ورو به جلو کمری باريک و کون هم که نگو &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;که همه وهمه حال ميداد واسه سکس.خلاصه بعد از يه کس چرخ زدن تو خيابون قرار شد بريم کافي شاپ من هم گاز ماشين را گرفتم ورفتم به طرف خونه مامان بزرگم که خاليه. تا رسيديم گفت اين جا کجاست من داخل نميام از ماشين پياده شديم وتا اومدم در خونه را باز کنم ديدم مريم داره ميدوه که فرار کنه من هم دويدم واز پشت مانتوشا گرفتم ودستشا گرفتم و کشيدمش به طرف خونه .بعد با کونم چسبوندمش به ديوار با يه دست با کليد در را باز ميکردم وبا يه دست ديگه هم دهن مريم را گرفته بودم تا جيغ وداد نکنه بعد که در باز شد هلش دادم داخل خونه ويه سيلی هم خرجش کردم (اخه خارکسده يه دست کون دادن که اين همه ناز نداره)؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟د رهمين حين گريه ای از خوشحالي کرد به اين خاطر که حالا کونش را ميگام!!!!!!بلافاصله رفتم واسپری زدم و تا برگشتم ديدم مريم پريد تو بغلم وشروع کرد به مکيدن لبهام من مونده بودم حالا را ببينم يا يک ربع پيش را؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خلاصه ابول را در اوردم ومريم شروع کرد به ساک زدن که بيچاره ابول تو دهنش جا نگرفت وبا اين که به زبون کوچيکه مريم رسيده بود ولی هنوز نصفش بيرون بود. خلاصه بعد از يه ساک مفصل نوبت گاييدن کونش شد .که تا اومدم هل بدم تو سوراخش جيغ زد (با زانو نه/ با زانو نه/ با زانو نه ../)آخه فکر ميکرد دارم با زانو ميکنمش .جای همه دوستان خالی همچين کردمش که پشتي را از بس گاز گرفت پاره کرد کم کم من هم زانوهام سرخ شده بود وبعد از نيم ساعت گايش تا اخرين قطره ابم را داخل سوراخش ريختم که حال بياد. بعد هم برای پاک کردن ابول هيچ چيز بهتر از مانتوي مريم پيدا نکردم که داد مريم در اومد من هم در جوابش گفتم خفه شو خارکسده حرف نباشه&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;حالا ديگه اعصابم راحت شده بود يه نخ سيگار کشيدم وبا يک چاک کوني از خونه بيرونش کردم وگفتم برو خارکسه که ديگه نميکنمت .بيچاره مريم هم سرش را مثه بدبختها انداخت پايين و بدون اين که حرفي بزنه رفت .حتی جواب خداحافظی اونا هم ندادم .نتيجه گيري :۱-اولا که خيلي حال داد۲-دوما که باز هم خيلي حال داد۳-سوما ْ ايا دخترا چي با خودشون فکر ميکنند .ايا اونا فکر ميکنند خيلی زرنگ تشريف دارند؟؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176813</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم ورزشکار خوب ساک میزنه ها</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Jun 2019 08:49:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[امکانش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بکارتش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بيداري]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناي]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[حالاها]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دختران]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فشارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[کردماون]]></category>
		<category><![CDATA[کشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامون‬]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[ميبينم]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميديديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزيد]]></category>
		<category><![CDATA[مينشست]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نميرفت]]></category>
		<category><![CDATA[همديگر]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوري]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/3miD7qGZ3dXgIi6KwgELZg/024/675/197/1280x720.17163240.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده خانوم ورزشکار خوب ساک میزنه ها" title="جنده خانوم ورزشکار خوب ساک میزنه ها" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>&#60;h2&#62;يک خانواده افغان اهل کابل. فیلم سکسی که يک دختر خيلي خوشگل به&#60;/h2&#62; اسم نسيبه داشتن که 16 سالش بود. پدرش در شرکت کوره آجري پزي کار سکسی ميکرد. براي همين به ساوه نقل مکان شاه کس کرده بودند. چون راه پله ي ما مشترک بود و با هم رفت و آمد کونی هم داشتيم. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/3miD7qGZ3dXgIi6KwgELZg/024/675/197/1280x720.17163240.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده خانوم ورزشکار خوب ساک میزنه ها" title="جنده خانوم ورزشکار خوب ساک میزنه ها" decoding="async" /></p><pre><code>            &lt;h2&gt;يک خانواده افغان اهل کابل. فیلم سکسی که يک دختر خيلي خوشگل به&lt;/h2&gt;
</code></pre>
<p>اسم نسيبه داشتن که 16 سالش بود. پدرش در شرکت کوره آجري پزي کار سکسی ميکرد. براي همين به ساوه نقل</p>
<h3>مکان شاه کس کرده بودند. چون راه پله ي ما مشترک بود</h3>
<p>و با هم رفت و آمد کونی هم داشتيم. همديگر رو زياد ميديديم. از بس اين نسيبه خانم خوشگل بود هر</p>
<h4>وقت جنده ميديدمش دستو پامو گم ميکردم. ولي از نگاهش معلوم</h4>
<p>بود دلش ميخواد با من دوست پستون بشه. از خدا ميخواستم يک بهانه اي جور شود که باهاش سر صحبتو باز</p>
<h5>کنم. يک کوس شب که خانه ي ما بودند حرف از</h5>
<p>درس و مدرسه شد و مادرم بهشون گفت که جواد ما هر سال شاگرد اول ميشه،که مادرش گفت نسيبه ما امسال از سکس داستان رياضي تجديد آورده</p>
<h6>و ازمن خواهش کرد اگر برام امکانش هست ایران سکس روزي يک</h6>
<p>ساعت برم خونشون و به نسيبه جون کمک کنم. من هم که از خدا چنين فرصتي رو ميخواستم قبول کردم. ولي هر بار که خونشون ميرفتم. مادرش هم در چند متري ما مينشست و فقط راجع به درس ميتونستيم با هم حرف بزنيم. چند هفته اي گذشت. تا اينکه يک روز که طبق معمول سر ساعت مقرر به خانه يشان رفته بودم. متوجه شدم که تنهاست. گفتم مامانت خونه نيست. گفت نه جايي کار داشت رفت شايد يک ساعت ديگه بياد. طبق روال هميشه جلسه ي درس رو شروع کردم. داشتم درسو بهش توضيح ميدادم سرم يک دفعه بلند کردم ديدم حواسش به درس نيست و داره زير چشمي منو ديد ميزنه. نگاه هامون به هم گره خورد. نميدونم چند دقيقه در همين حالت بوديم.که يک دفعه بي اختيار بهش نزديک شدم. صورتمو بردم جلو و لبهامو گذاشتم روي لباش. از خجالت رنگش قرمز شده بود. آروم آروم شروع کردم به خوردن لباش. بعد از چند لحظه اون هم دستاشو دور گردنم حلقه کرد و شروع کردن به بوسيدن صورت و گردنم و بعد هم خوردن لبام. واي ي ي ي ي که چه کيفي ميداد. اول نميذاشت ولي بعد از چند دقيقه گذاشت پستوناي خوشگلشو از روي لباس تو دستام بگيرم و بمالمشون. ولي هر کاري کردم نذاشت دامنشو بالا بزنم خيلي خجالت ميکشيد. ولي همونجوري از روي دامن کمي با روناي خوش فرم و گرمو نرمش ور رفتم. که يک دفعه صداي در هال بلند شد. فهميدم مادرش داره مياد. فورا از هم کمي دور نشستيم و لباسامون مرتب کرديم.وقتي مادرش اومد تو بلند شدم و بهش سلام کردم و جوري وانمود کردم که انگار خبر نداشتم که اون رفته بوده بيرون. ولي از نگاهش و لحن حرف زدنش معلوم بود که به ما شک کرده. دخترش هم که موضوع رو فهميده بود شروع کرد به تعريف و تمجيد کردن از من که امروز چقدر درس يادش دادم.2-3 هفته گذشت و ديگه هيچ فرصتي پيدا نشد تا با هم تنها بشيم.من شبها ميرفتم بالاي پشت بوم ميخوابيدم. يک شب که خواب بودم يک چيز گرم و نرم روي لبام حس کردم. در حالت بين خواب و بيداري بودم و فکر ميکردم دارم خواب ميبينم. ولي نه خواب نبود. چشمامو که خوب باز کردم ديدم که نسيبه خوشگلم است که بالاي سرم نشسته. باورم نميشد. در اون لباس سفيد خواب و در زير نور ماه چيزي از اون پرياي توي قصه ها کم نداشتاز خوشي ميخواستم پرواز کنم. پيش از اينکه من چيزي بگم. گفت که هر کاري کردم من خواب نبرد. برای همين اومدم پيش تو. من هم گفتم خوش اومدي.نشوندمش روي پاهام و شروع کرديم به لب گرفتن از هم. فکر کنم يک نيم ساعتي به همون منوال گذشت. دستم از زير لباس کردم تو سينه بندشوا ي که چه پستونايی داشت. انگار براي دستاي من درست شده بودند. نه کوچيک و نه اونقدر بزرگ که توي دست جاي نشن. بعد از کمي مالوندن گفت ميخاي منو لخت ببيني.من هم با تمام وجود لبانش را ميکدم و خودشلباس خوابش در آورد و بعد گفت حالا خودت سينه بندم و شرتم در بياراول کرستش باز کردم. هوش از سرم پريده بود. سفيد تر از شير بودند و چقدر نرم و لطيف و سفت مثل توپ ….اول تا تونستم پستونش خوردم و بعد رفتم سراغ کس تپل و خوشگلشاول از روي شورتش کوسشو چند بار بو کردم. چه بوي خوشي ميداد. با هر بار بو کردن کيرم بيشتر راست ميشد.با دندونم شورتش گرفتم و کشيدم پايين. جوووووووون چه کسي. سفيد و تپل. بي اختيار شروع کردم به ليسيدن و خوردن کس قشنگش. تمام بدنش ميلرزيد و نميتونست خودش نگه داره. خوابوندمش روي تشکم و دوباره رفتم وسط پاهاش و شروع کردم به خوردن کسش. بعد از چند دقيقه گفت حالا من ميخوام تو رو لخت کنم.با هزار ناز و نوازش لباسم در آورد و شروع کرد به خوردن , کيرم چند بوس کرد ولي ساک نزد. گفت که از اين کار خوشش نمياد و من هم اصرار نکردم.بعد تعريف خوش تيپ بودن مردان ايراني کرد. من هم شروع به بوسيدنش کردم گفتم دختران افغاني شاه کوس هستند. گفتم من دارم مي ميرم. بيا ديگه ميخوام کيرمو هر چي زودتر بزارم توي اون کوس خوشگلت. گفت نه. من ميترسم. اين اولين سکسمه و من هنوز دخترم. فهميد ناراحت شدم. گفت بيا بغلم دراز بکش و کيرتو بمال به کسم تا ارضا بشي. ولي بايد قول بدي نکني توش.گفتم باشه. و شروع کردم به مالوندن. کسش کاملا خيس شده بود و من هم کلاهک کيرمو گذاشته بودم وسط لباي کسش و از پايين به بالا و از بالا به پايين به درز کسش ميکشيدمش.چون سر شب به ياد سمانه جون يه بار جلق زده بودم. مطمئن بودم حالا حالاها آبم نمياد.کم کم آخ و افش بالا رفت. براي اينکه زياد داد نزنه متکا رو گاز ميگرفت. يک دفعه برگشت و گفت ديگه طاقت ندارم بکنش تو. مونده بودم چيکار کنم. گفتم تو که از من قول گرفتي که…گفت قول ول کن بکن تو کسم. گفتم دختريت چي ميشه؟ گفت برام مهم نيست. فقط ميخوام که منو همين لحظه بکني و گرنه ميميرم.برگردوندمش به پشت. وسط پاهاش نشستم. اول يه کم از آب کوسشو ماليدم به کيرم تا ليز بشه. بعد گذاشتم در کوسش و آهسته آهسته شروع کردم به فشار دادن. ولي کسش زياد تنگ بود و به آسوني داخل نميرفت. فشارمو بيشتر کردم دادش رفت بالا. گفتم زياد درد داري باشه يک وقت ديگه. حالا همسايه ها بيدار ميشن. گفت نه بايد منو همين امشب بکني. گفت متکا رو ميگيرم دم دهنم. تو کارتو کن. يک فشار محکم دادم و سر کيرم رفت داخل و متوجه شدم که پرده ي بکارتش هم همزمان پاره شد. و کار داخل کردن راحتترشد و شروع کردم به تلمبه زدن که يک مرتبه کيرم اتش گرفتو کشيدمش بيرون و ابم را روي پستونش خالي کردم.اون شب رو با اينکه لذت ميبرد ولي طفلکي زياد درد کشيد.از اون به بعد ديگه تقريبا هر شب توي بغلم بود و کلي ازش لذت بردم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/3miD7qGZ3dXgIi6KwgELZg/024/675/197/1280x720.17163240.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174726</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده روسی به شوهرش کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%b4-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%b4-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 May 2019 06:51:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[اشتياق]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اينکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهام]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنش]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالي]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوتايي]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[زنداداش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[طولاني]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مهربوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همديگر]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوري]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وايسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وچندتا]]></category>
		<category><![CDATA[وداشتم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[در مياورد،کاملا دگمه هاي پيراهنش فیلم سکسی رو باز کرده بود و هردو سينه هاش معلوم بود خيلي دوست داشتم وايسم نگاه کنم ولي روم نشد وزود سکسی اومدم بيرون،زنداداش صدام کرد گفت ميشه کمکم شاه کس کني گفتم چشم.گفت بيا رفتم تو داشت سينه هاش رو ميماليد بچه رو تخت خوابيده کونی بود گفت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>در مياورد،کاملا دگمه هاي پيراهنش فیلم سکسی رو باز کرده بود و هردو</h2>
<p>سينه هاش معلوم بود خيلي دوست داشتم وايسم نگاه کنم ولي روم نشد وزود سکسی اومدم بيرون،زنداداش صدام کرد گفت ميشه</p>
<h3>کمکم شاه کس کني گفتم چشم.گفت بيا رفتم تو داشت سينه هاش</h3>
<p>رو ميماليد بچه رو تخت خوابيده کونی بود گفت نميدونم چرا شيرم کم شده گفتم چيکار کنم گفت بيا بنشين نشستم</p>
<h4>پيشش جنده گفت اين بچه زورش نمي رسه ميتوني محکم مک</h4>
<p>بزني تا شيرم بياد ودستم رو پستون گرفت ورو سينه اش گذاشت ، انقدر با ناز اينکار رو کرد که فکر</p>
<h5>نکردم دارم کوس چي کار ميکنم همينطور که سرم رو به</h5>
<p>سمت سينه اش ميبردم دراز کشيد و من شروع کردم به بوسيدن و ليسيدن سينه هاش .چشاش روبسته بود ويواش يواش شروع سکس داستان کرد به نوازش</p>
<h6>سر من اول با يه دست سرم رو ایران سکس با يه</h6>
<p>دست اونيکي سينه اش رو ميماليد کم کم صداش در اومد شروع به ناله و آخ واوخ کرد منم داشتم ديوونه ميشدم نوک سينه هاش رو با زبون تند تند مي ليسيدم بعد ميکردم توي دهنم و محکم مک مي زدم اونقدر مجکم که سرم رو ميگرفت وميکشيد کنار نه من ونه اون همديگر رو نگاه نميکرديم.با اينکه تا اون موقع سکس نداشتم و فقط فيلم ديده بودم همه کارا به خوبي پيش مي رفت يه دفعه نميدونم چي شد که پاشدم وکل لباسام رو در اوردم و بالا سرش وايسادم همينطور که داشت سينه هاش روميماليدچشاش رو باز کرد تقريبا کيرم جلوي صورتش بود يه نگاهي بمن کرد و بدون اونکه چيزي بگه با کمي اخم دستمو گرفت و منو تو بغلش کشيد تو همون حال خيلي خجالت کشيدم و رفتم تو بغلش دوباره با چشاي بسته مشغول همديگه شديم. همونطور که تو بغل هم بوديم و سر و گردن هموميخورديم لباساش رو در اوردم ديگه کاملا لخت لخت بوديم و جايي از تنش نمونده بود که نچلونم. با اون خرابکاري که کرده بودم نميدونستم چيکار کنم مثل اينکه خودش فهميده بود چون دستش رو اورد و کيرم رو گرفت و شروع کرد ماليدن به کسش خيلي گرم ومرطوب بود يه دفعه بدنم لرزيد لذت جديدوعجيبي احساس کردم همينطور که داشت ميماليد بي اختيار خودم فشار دادم و کيرم رفت تو اونم جيغ کوچکي زد و منو محکم بغل کرد منم محکم گرفته بودمش و عقب وجلو ميکردم هر دوتامون سر وصدامون در اومده بود خسته شده بودم و خيس عرق ولي نميتونستم شل کنم نيروي عجيبي داشتم ولذت تمام تنم رو گرفته بود نميدونم چي شد که يهو ناخناش رو تو بازوهام فرو کرد وچندتا جيغ با ناله قاطي کشيد وشل شد ولي من همينطور داشتم تلمبه ميزدم که يه دفعه احساس کردم داره آبم مياد نميدونم از کجا فهميد با بي حالي گفت نريزي تو منم زود کشيدم بيرون وهنوز يکي دو بار نزده بودم که آبم اومد وريخت رو تنش تا خالا اينفدر آبم نيومده بود کاملا بي حس شده بودم کنارش دراز کشيدمبعد از چند لحظه روم کردم طرفش ديدم داره منو نگاه ميکنه تو چشام نگاه مهربوني کرد ويه لب حسابي و طولاني ..بعد پاشد و نشست رو پاهام به کيرم نگاه کرد ويواش يواش اونو که حالا کوچولو شده بود دستمالي کرد بريده بريده و بدون اينکه تو صورتم نگاه کنه گفت تا حالا اينکارو نکردم حتي واسه داداشت. بدم ميومد يه دفعه تو چشام نگاه کرد و با خنده گفت ولي تو خيلي حال دادي باشه و سرش رو برد پائين و آروم آروم با بوسيدن وماليدن به صورتش شروع کرد، کم کم کرد تو دهنش يواش يواش کيرم بلند ميشد و اونم راحتتر شده بود وبا اشتياق کاملا ميکرد تو دهنش. احساس کردم مثل اول آمادگي دارم سرش رو به زور از رو کيرم جدا کردم و کشيدمش تو بغلم و براي اينکه تشکر کنم بوسيدمش دوباره شروع کردم به ماليدن وبوسيدنش ا لبته ايندفعه با چشم باز و توچشاش نگاه ميکردم اونم همينطور نگاه مهربوني داشت بعد از کلي ماليدن وبوسيدن پا شد رو کيرم نشست و با دستش اونو تو کسش کرد و اول يواش وبعد تند تر بالا وپائين کرد من شروع کردم به ماليدن سينه ها ش با هر دودست و مستفيم تو چشاش نکاه ميکردم اونم با جشايي که به زور باز ميشد و کاملا خمار بود با يه تبسم مليح به من نيگاه ميکرد بعد از مدتي انگار خسته شد حوابيد رو من وشروع کرد به نوازش وبوسيدن سينه هاي من و رو تنم وول ميخورد بوسيدمش و از رو خودم کشيدمش کنارو رفتم پشتش و همونجوري که تو فيلم ديده بودم از عقب شروع کردم البته با کمک خودش راهش رو پيدا کردم و کردم تو کسش عجب لذتي، خيلي زود از حال طبيعي خارج شدم و آخ واوخم در اومد دوباره خيس عرق شدم وداشتم ديوونه ميشدم اونم کونشو حسابي به عقب هول ميداد وبا دستاش رونم رو محکم از عقب گرفته بود يادم افتاد که نريزم توش و لي انقدر محکم منو گرفته بود که نتونستم وآه ه ه ،،،،،تا آخرش رو ريختم تو ولو شدم روش و همونطور که بهش چسبيده بودم دوتايي خوابيديم. نميدونم چقدر خوابيديم ولي با صداي نق نق بچه به خودمون اومديم زنداداش رفت بچه رو تکون داد تا بخوابه منم رفتم حموم وقتي اومدم بيرون ديدم زنداداش تو اتاق داره بجه رو شير ميده مثل هميشه روسري سرش بود وفقط سر يکي از سينه هاش رو در اورده بود که تو دهن بجه بود نگاه شيطون و مهربوني بمن کرد و بالبخند گفت مرسي		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%b4-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2094</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 30/44 queries in 0.257 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 19:12:59 by W3 Total Cache
-->